كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۶۲) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۲۶) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۱۸) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۶۰) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۴۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۲۶) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۷۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۵۸) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۰۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۵)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » چگونگی ملاقات با امام زمان (علیه السلام) در بیداری وخواب
كتابخانه مهدوى

کتاب ها چگونگی ملاقات با امام زمان (علیه السلام) در بیداری وخواب

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: شیخ میرزا حسین طبرسی نوری تاريخ تاريخ: ۲۳ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۲۳۶۷۹ نظرات نظرات: ۰

چگونگی ملاقات با امام زمان (علیه السلام) در بیداری وخواب
به همراه اوقات مخصوص امام زمان (علیه السلام)

نویسنده: شیخ میرزا حسین طبرسی نوری
ناشر: شمیم گل نرگس

فهرست مطالب

بخش ۱: اوقات مخصوص امام عصر (علیه السلام)
شب قدر
روز جمعه
روز عاشورا
از وقت طلوع فجر تا غروب آفتاب هر روز
عصر دوشنبه وعصر پنجشنبه
شب وروز نیمه شعبان
بخش ۲: اعمال وآداب مخصوص جهت ملاقات با امام زمان (علیه السلام) وپیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)
اعمال وآداب مخصوص
عمل اوّل
عمل دوّم
عمل سوّم
عمل چهارم
عمل پنجم
عمل ششم
عمل هفتم
عمل هشتم
عمل نهم
عمل دهم
عمل یازدهم
عمل دوازدهم
عمل سیزدهم
بخش ۳: اشعار ومدایح در تولّد واستغاثه به امام عصر (علیه السلام)
تولّد حضرت صاحب الزّمان مهدی موعود (علیه السلام)
مدح وتولّد امام عصر (علیه السلام)
مدح امام عصر (علیه السلام)
یک رباعی در مدح امام عصر (علیه السلام)

بخش ۱: اوقات مخصوص امام عصر (علیه السلام)

شب قدر

اوّل: شب قدر که شبِ ظهور قدر ومنزلت وعظمت وجلالت امام عصر (ع) است، تا جائی که به سبب نزول روح وملائکه ای که برای تقدیر امور بندگان خدمت آن حضرت می رسند، روی زمین جا تنگ می شود.
در این قسمت به سه وجه از وجوه نامیده شدن این شبها به شب قدر که در اخبار وروایات فراوانی ذکر شده اشاره می کنیم:
در تفسیر «علی بن ابراهیم» به چند سند معتبر از حضرت باقر وصادق وکاظم (ع) روایت کرده که در تفسیر آیه مبارکه: «فیها یفْرَقُ کلُّ اَمْرٍ حَکیمٍ»(۱) فرمودند: خداوند هر امری از حقّ وباطل وآنچه که در این سال اتّفاق می افتد را مقدّر می کند.
خداوند اراده واختیار دارد که هر امری را مانند مرگها وروزی ها وبلاها وسختی ها وامراض را جلو یا عقب بیندازد یا کم وزیاد کند واین امر را به رسول خدا (ص) می دهد ورسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) وامیرالمؤمنین به ائمّه(ع) تا اینکه به صاحب الزّمان(ع) می رسد والبتّه در آن بداء ومشیت وتقدیم وتأخیررا شرط می کند.
ونیز روایت شده است که: «خداوند در شب قدر، مرگها وروزی ها وهر امری از مرگ وزندگی وارزانی وگرانی یا خوبی وبدی که اتّفاق می افتد را تقدیر می کند.
ملائکه وروح القُدُس بر امام زمان (ع) نازل می شوند وآنچه که از این امور نوشته اند را به ایشان می دهند».
همچنین امام باقر (ع) می فرماید: «شب قدر بر ما مخفی نمی شود زیرا که در آن شب، ملائکه ما را طواف می کنند».
شیخ صفّار در «بصائر الدّرجات» از داوود بن فرقد روایت کرده که: «از امام صادق (ع) از قول خداوند عزّوجلّ که می فرماید: «اِنَّا اَنْزَلْناهُ فی لَیلَةِ الْقَدْرِ * وما اَدْریک ما لَیلَةُ الْقَدْرِ» سؤال کردم. ایشان فرمود: «نازل می شود هر چیزی (وهر کسی) که در این سال می میرد یا زنده می شود».
سؤال کردم: «بسوی چه کسی نازل می شود؟»
حضرت فرمود: «بسوی چه کسی شایسته است؟! بدرستی که مردم در این شب مشغول نماز ودعا وخواهش هستند وصاحب این امر در کاری است وملائکه برای امور سال، از غروب تا طلوع آفتاب بر او نازل می شوند».
همچنین منقول است که حضرت فرمود: «هر گاه شب نوزدهم ماه رمضان شد، روزی ها تقسیم می شود ومرگها نوشته می شود وخداوند به بندگان خود نظر لطف می کند وهمه ایشان مگر شرابخوار را می آمرزد. پس هر گاه شب بیست وسوّم شد، در آن هر امر محکمی جدا شده وپایان پذیرفته وامضا می شود».
پرسیده شد: «به چه کسی می رسد؟»
حضرت فرمود: «بسوی صاحب (امام) شما».
در خبر دیگر فرمود: «در آن شب افرادی که به حجّ خواهند رفت نوشته می شود وآنچه در آن سال از طاعت یا معصیت یا مردن یا به دنیا آمدن انجام می شود وخدای تعالی در شب وروز، آنچه را که می خواهد پدیدار می کند، آنگاه آن را بسوی صاحب (زمین) می فرستد».
حارث بن مغیره سؤال کرد که: «صاحب زمین کیست؟»
حضرت فرمود: «صاحب (امام) شما».
در خبر دیگر فرمود: «بدرستی که خداوند در آن شب مقادیر آن سال را تقدیر می کند، آن گاه آن را بسوی زمین می فرستد».
معلی بن خنیس پرسید: «بسوی چه کسی؟»
حضرت فرمود: «فکر می کنی بسوی چه کسی باشد ای عاجز؟!»
در خبر دیگر فرمود: «وقتی شب قدر می شود خداوند آنچه را که (در آن سال) اتّفاق می افتد را می نویسد وآن را نازل می کند».
راوی پرسید: «بسوی چه کسی؟!»
حضرت فرمود: «فکر می کنی بسوی چه کسی باشد ای احمق؟!»
علاّمه مجلسی در «زاد المعاد» می فرماید: «از بعضی احادیث برداشت می شود که هر سه شب، شب قدر هستند ودر شب اوّل، تقدیر امور انجام می شود، در شب دوّم با کثرت دعا وعبادت ممکن است تقدیر بعضی از امور تغییر کند ودر شب سوّم قطعی می شود وتغییر نمی یابد یا بسیار کم تغییر می یابد. بلاتشبیه مانند ارقام پادشاهان که اوّل نوشته می شود وتغییرش آسان است، بعد از آن در دفاتر ثبت می شود وتغییرش دشوارتر است امّا چون هنوز مُهر نخورده است، ممکن است تغییر کند. وقتی که مُهر خورد به منزله حتم است وتغییر دادنش بی نهایت دشوار است.
وقتی حضرت صاحب الأمر (ع) در تمام این شب با ملائکه مقرّبین محشور است وگروه گروه به خدمت او می آیند وبر او سلام می کنند وتقدیرات را بر او عرضه می کنند، سزاوار نیست که در چنین شبی همگان به امام خود توسّل نکنند وبه غفلت بسر آورند.
تقدیرات همه امور از قبیل عمر ومال وفرزند وعزّت وسلامتی وتوفیق اعمال خیر واصلاح تمام احوال سال در این شب خواهد بود وممکن است که نام کسی که در دیوان اشقیاء نوشته شده باشد در این شب تغییر کند ودر زمره سعادتمندان نوشته شود، چنان که این مضمون در اکثر دعاها واحادیث معتبره وارد شده است.
دعا برای آن حضرت را باید بر دعای خود مقدّم داشت. در اخبار گذشته اشاره شد که آن حضرت در این شب مشغول به آن امر عظیم الهی است، پس بهترین دعاها، طلب نصرت وکمک وحفظ الهی برای آن حضرت می باشد.
در شب بیست وسوّم در همه حالات چه در رکوع یا سجود وچه نشسته یا ایستاده بلکه در همه اوقات باید آن دعایی را خواند که مضمونش پس از حمد خداوند وصلوات بر رسول وخاندانش (ع) این بود:
(بار خدایا! باش برای حجّة ابن الحسن المهدی (ع) در این ساعت وهر ساعتی، ولی وحافظ وپیشوا وناصر وراهنما وکمک کننده و...)
پس از آن توسّل واستغاثه به آن حضرت وطلب یاری وشفاعت در انجام آنچه می خواهد وباید به دست مبارک او شده واز نظر نورانی او بگذرد وهمچنین تضرّع وناله که نظر لطف ومهربانی خود را از او برندارد که او آن چنان که سزاوار بزرگی است در این شب - که زمام امور به دست قدرت خداوندی اوست - با وی رفتار کند.
در روایت معتبری آمده است که: «هر کس در شب بیست وسوّم ماه مبارک رمضان هزار مرتبه سوره «انّاانزلناه» را بخواند، به سبب آنچه در خواب می بیند با یقین شدید واعتراف به کرامتهایی که در این شب مخصوص ماست، صبح می کند».
عالم ربّانی سید علی بن عبدالحمید نیلی در شرح «مصباح شیخ طوسی» بعد از نقل این خبر می گوید: «در شب پنجشنبه بیست وسوّم ماه رمضان سال ۷۸۸ در مسجد کوفه با عدّه ای معتکف بودیم. بعد از نماز، هزار مرتبه سوره «انّا انزلناه» را خواندیم ووقتی تمام شد هر کدام در جای خود خوابیدیم.
سپس من در خواب یا در بین خواب وبیداری دیدم که گویا درهایی باز شده که نمی دانم آنها در آسمان است یا در زمین، وجماعتی با هیئت های نیکو بیرون آمدند وبه من رو کردند وگفتند: «با امامان معصوم خود همراه شو که همانا ایشان علمهای هدایت، بزرگواران مورد اعتماد، سروران نیکو، نورهای پابرجا، ستاره های درخشان و.... هستند».
روز جمعه
دوّم: روز جمعه، که از چند جهت اختصاص ومتعلّق به امام عصر (ع) دارد. یکی آنکه: ولادت با سعادت آن حضرت در آن روز بوده است ودیگر آنکه: ظهور شادی انگیز آن حضرت در آن روز خواهد بود وانتظار فرج در آن روز بیشتر از روزهای دیگر است، چنانچه در همه اخبار به آن تصریح شده ودر زیارت مخصوص آن حضرت در روز جمعه آمده است:
«یا مَوْلای! یا صاحِبَ الزَّمان صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیک وعَلَی آلِ بَیتِک هَذا یوْمُ الْجُمُعَةِ وهُوَ یوْمُک الْمُتَوَقَّعُ فیه ظُهُورُک والْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلی یدَیک...» تا آخر.
یعنی: «ای آقای من! ای صاحب زمان که درود خداوند بر تو وبر آل بیت تو باد! این روز جمعه است وآن روز تو است که در آن ظهور تو انتظار کشیده می شود وفرج مؤمنین بدست تو است. ای آقایم! من در آن میهمان تو هستم وبه تو پناه آورده ام وتو ای آقای من! کریمی واز اولاد بزرگواران می باشی ومأمور به پناه دادن هستی، پس مرا مهمان کن وپناه بده...».
عید بودن روز جمعه وشمرده شدنش از عیدهای چهارگانه به جهت ظهور شریف امام زمان (ع) است که در آن روز - بخاطر پاک شدن زمین از لوث شرک وکفر وگناهان وزورگویان وملحدین وکافران ومنافقان وظهور کلمه حقّ واعتلای دین وشرایع ایمان وشعائر مسلمین بدون مزاحمت دشمنان خدا ودین - چشم ودل مؤمنین، روشن ومسرور خواهد شد، ودر دعای بعد از طلوع آفتاب روز جمعه نیز به این مطلب اشاره شده است.
سید بن طاووس در «جمال الاسبوع» از حضرت کاظم(ع) روایت کرده که آن حضرت در روز جمعه به محمّد بن سنان فرمود: «آیا در این روز، دعای واجب راخواندی؟»
وی پرسید: «آن دعا چیست؟»
حضرت فرمود «بگو: «اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْیوْمُ الْجَدیدُ الْمُتَبارَک اَلّذی جَعَلَهُ اللَّهُ عَیداً لِاَوْلِیائِهِ الْمُطَهَّرینَ مِنَ الدَّنَسِ الْخِارِجینَ مِنَ الْبَلْوَی الْمَکروُرینَ مَعَ اَوْلِیائِهِ المُصَفّینَ مِنَ الْعِکرِ اَلْباذِلینَ اَنْفُسَهُمْ فِی مَحَبَّةِ اَوْلِیاءِ الرَّحْمَنِ تَسْلیماً»(۲).
یعنی: «سلام بر تو باد ای روز تازه مبارکی که خداوند آن را عید گردانیده است برای دوستان خود که از کثافات، پاک هستند وبا اولیای خداوند رجعت می کنند واز عقاید کثیف واعمال زشت، تصفیه شده اند وجانشان را در راه محبّت اولیای خدا تقدیم می کنند».
آنگاه رو بسوی آفتاب کن وبگو: «اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الشَّمْسُ الطَّالِعَةِ...». الی آخر.
جمعه از اسامی مبارک صاحب الأمر (ع) است یا کنایه از آن حضرت است یا اینکه آن حضرت سبب نامیده شدن جمعه به این نام است، چنانچه صدوق در «خصال» از صقر بن ابی دلف روایت کرده که حضرت امام علی النّقی (ع) در مورد این حدیث رسول خدا (ص) که: «با روزها دشمنی نکنید که آنها با شما دشمنی خواهند کرد». بیان کرد: «روزها ما هستیم». تا آنکه فرمود: «وجمعه پسر من است واهل حقّ بسوی او جمع می شوند».
شیخ صدوق فرموده است: «ایام، ائمّه (ع) نیستند بلکه کنایه از ایشان هستند تا معنی آن را غیر از اهل حقّ نفهمند چنانکه خداوند عزّوجلّ کنایه فرموده به تین وزیتون وطورسینین وبلد امین، از پیغمبر وعلی وحسن وحسین(ع)، ومثالهای دیگری از این قبیل را هم ذکر نموده است».
حسین بن حمدان در کتاب خود از حسن بن مسعود ومحمّد بن خلیل روایت کرده است که: «در سامرّاء به خدمت سید خود امام هادی (ع) رسیدیم در حالی که جمعی از شیعیان در نزد آن حضرت بودند.
از آن حضرت در مورد سعد ونحس بودن ایام سؤال کردیم. ایشان فرمود: «با ایام دشمنی نکنید که با شما دشمنی می کنند».
از آن جناب معنی حدیث را پرسیدم، ایشان فرمود: «دو معنی دارد یکی ظاهری ودیگری باطنی. ظاهر این است که شنبه برای ماست، یکشنبه برای شیعیان ما، دوشنبه برای بنی امیه، سه شنبه برای پیروان بنی امیه، چهارشنبه برای بنی عبّاس، پنج شنبه برای پیروان بنی عبّاس وجمعه عید مسلمین است. ولی در اصل شنبه جدّ من رسول خدا (ص) است ویکشنبه امیرالمؤمنین (ع) ودوشنبه حسن وحسین(ع) وسه شنبه علی بن الحسین ومحمّد بن علی وجعفر بن محمّد (ع) وچهارشنبه موسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمّد بن علی(ع) وپنجشنبه من وپسر من وجمعه پسر او (حضرت قائم (ع)) است، آن کسی که کلمه ها بوسیله او جمع می شود یعنی همه دینها یک دین می شود، وخداوند نعمت را بوسیله او تمام می کند وحقّ را ثابت وظاهر کرده وباطل را محو می نماید واو مهدی منتظر شماست».
سپس این آیه را خواندند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ بَقِیةُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ»(۳).
 (یعنی: به نام خداوند بخشنده ومهربان، آنچه خداوند برای شما باقی می گذارد برایتان بهتر است اگر مؤمن باشید.)
سپس فرمود: «به خدا قسم او بقیة اللّه است».
روز غدیر بهترین عیدهاست وآن هجدهم ذی الحجّة است که در روز جمعه بود وقائم ما اهل بیت در روز جمعه خروج می کند وقیامت در روز جمعه برپا می شود. درروز جمعه هیچ عملی بهتر از صلوات بر محمّد(ص) وآل او(ع) نیست».
علّامه مجلسی در «بحار» از علمای قدیم نقل کرده است که: «وقتی در روز جمعه نماز صبح را خواندی این شهادت را شروع کن، سپس به صلوات فرستادن بر محمّد وآل او (ع) مشغول شو». وآن دعایی طولانی است وبعضی از قسمتهای آن متعلّق به امام عصر(ع) می باشد:
«اَللَّهُمَّ کنْ لِوَلِیک فی خَلْقِک وَلِیاً وحافِظاً وقائِداً وناصِراً حَتّی تُسْکنَهُ اَرْضَک طَوْعاً وتُمَتِّعَهُ مِنْها طَوْلاً وتَجْعَلَهُ وذُرِّیتَهُ فیها الْاَئِمَّةَ الْوِارِثینَ واجْمَعْ لَهُ شَمْلَهُ واَکمِلْ لَهُ اَمْرَهُ واَصْلِحْ لَهُ رَعِیتَهُ وثَبِّتْ رُکنَهُ واَفْرِغِ الصَّبْرَ مِنْک عَلَیهِ حَتّی ینْتَقِمَ فَیشْتَفی ویشْفی حَزازاتِ قُلوُبِ نَقْلَةٍ وحَراراتِ صُدوُرِ وَغْرَةٍ وحَسَراتِ اَنْفُسٍ تَرْحَةٍ مِنْ دِماءٍ مَسْفوُکةٍ واَرْحامٍ مَقْطوُعَةٍ وطاعَةٍ مَجْهوُلَةٍ قَدْ اَحْسَنْتَ اِلَیهِ الْبَلاء ووَسَّعْتَ عَلَیهِ الْآلآءِ واَتْمَمْتَ عَلَیهِ النَّعْماءِ فی حُسْنِ الْحِفْظِ مِنْک لَهُ اَللَّهُمَّ اکفِلْهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ واَنْسِهِمْ ذِکرَهُ واَرِدْ مَنْ اَرادَهُ وکدْ مَنْ کادَهُ وامْکرْ بِمَنْ مَکرَهُ بِهِ واجْعَلْ دائِرَةِ السّوُءِ عَلَیهِمْ اَللَّهُمَّ فُضَّ جَمْعَهُمْ وقِلَّ حَدَّهُمْ وارْعَبْ قُلوُبَهُمْ وزَلْزِلْ اَقْدامَهُمْ واصْدَعْ شَعْبَهُمْ وشَتِّتْ اَمْرَهُمْ فَاِنَّهُمْ اَضَاعُوا الصَّلَواتِ واتَّبَعوُا الشَّهَوات وَعَمِلوُا السَّیئاتِ واجْتَنَبوُا الْحَسَناتِ فَخُذْهُمْ بِالْمَثَلاتِ واَرِهِمِ الْحَسَراتِ اِنَّک عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»(۴).
یعنی: «خدایا! برای ولی خودت در میان مخلوقاتت دوستدار وحافظ ورهبر ویاور باش تا اینکه تمام زمینت، فرمانبردار او شود وبطور دائم، بهره برداری از زمین را به او برسانی واو را وذرّیه او را، امامان ارث برنده در زمین قرار دهی وجمع کن برای او امور پراکنده اش را وکامل کن برای او امرش را واصلاح کن برای او قومش را وثابت کن برای او رکن او را وخالی کن صبر را از جانب خودت بر او تا اینکه انتقام بگیرد وپس از آن دلش آرام گیرد وشفا دهد ناراحتی در قلب را - که بخاطر خشم و... ایجاد شده است - وگرمی وسوزش سینه ها ونیز حسرتهای جانهایی که از خونهای ریخته شده وخویشاوندیهای قطع شده واطاعت مجهول، شعله می کشد. محقّقاً نیکو کردی برای او بلاها را ووسعت دادی بر او نعمتها را وتمام کردی بر او نعمتها را در نیکو نگهداری کردن تو او را. خداوندا! کفایت کن او را از هول دشمنانش وبه فراموشی بینداز آنان را از یاد کردن او واراده کن هر کسی را که او را اراده کرده است ومکر وجهد کن با هر کسی که با او جهد ومکر می کند وقرار بده دایره بدیها وسختیها را بر آنان. خدایا! متفرّق کن جمع آنان را وکم کن اطراف آنان را وبه ترس بینداز قلبهای آنان را وسست کن قدمهای آنها را وبه گروههای آنان آسیب برسان وپراکنده کن امر آنان را که به تحقیق آنان، ضایع کردند نماز را وتبعیت کردند شهوتها را وعمل کردن به بدیها وپرهیز کردند از خوبیها وبگیر آنان را به عقوبت، وحسرتها را به آنها نشان بده بدرستی که تو بر هر چیزی قادر وتواناهستی».
سید جلیل علی بن طاووس در «جمال الاسبوع» این زیارت را برای حجّت(ع) در روز جمعه نقل فرموده است:
«اَلسَّلامُ عَلَیک یا حُجَّةَ اللَّهِ فی اَرْضِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا عَینَ اللَّهِ فِی خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا نُورَ اللَّهِ الَّذی یهْتَدی بِهِ الْمُهْتَدوُنَ ویفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنین اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْمُهَذَّبُ الْخائِف اَلسَّلامُ عَلَیک اَیهَا الْوَلِی النَّاصِح اَلسَّلامُ عَلَیک یا سَفینَةَ النَّجاةِ السَّلامُ عَلَیک یا عَینَ الحَیوةِ السَّلامُ عَلَیک صَلَّی اللَّهُ عَلَیک وعَلَی آلِ بَیتِک الطَّیبینَ الطَّاهِرینَ السَّلامُ عَلَیک عَجَّلَ اللَّهُ لَک ما وَعَدَک مِنَ النَّصْرِ وظُهوُرِ الْاَمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیک یا مَوْلای اَنَا مَوْلاک عارِفٌ بِاُولیک واُخْریک اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ تَعالی بِک وبِآلِ بَیتِک واَنْتَظِرُ ظُهوُرَک وظُهوُرَ الْحَقِّ عَلَی یدَیک واَسْئَلُ اللَّهَ اَنْ یصَلِّی عَلَی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ یجْعَلَنی مِنَ الْمُنْتَظِرینَ لَک والتَّابِعینَ والنَّاصِرینَ لَک عَلَی اَعْدائِک والْمُسْتَشْهَدینَ بَینَ یدَیک فی جُمْلَةِ اَوْلِیائِک.
یا مَوْلای یا صاحِبَ الزَّمان صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیک وعَلَی آلِ بَیتِک هَذا یوْمُ الْجُمُعَةِ وهُوَ یوْمُک الْمُتَوَقَّعُ فیهِ ظُهُورُک والْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلَی یدَیک وقَتْلِ الْکافِرینَ بِسَیفِک واَنَا یا مَوْلای فیهِ ضَیفُک وجارُک واَنْتَ یا مَوْلای کریمٌ مِنْ اَوْلادِ الْکرامِ ومَأْموُرٌ بِالضِّیافَةِ والْاِجَارَةِ فَاَضِفْنی واَجِرْنی صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیک وعَلَی اَهْلِ بَیتِک الطَّاهِرینَ».
یعنی: «سلام بر تو ای حجّت خدا بر روی زمین! سلام بر تو ای چشم خدا در خلق خدا! سلام بر تو ای نور خدا که هدایت شدگان بوسیله این نور هدایت می شوند وبوسیله آن، گره از کار مؤمنین باز می شود! سلام بر تو ای پاکیزه جان خوف دارنده! سلام بر تو ای سرپرست نصیحت کننده! سلام بر تو ای کشتی نجات! سلام بر تو ای سرچشمه زندگی! سلام بر تو، درود خدا بر تو وبر خاندان خوب وپاک سرشتت! سلام بر تو! خداوند در آنچه از یاری وظهور امر به تو وعده داده تعجیل نماید! سلام بر تو ای مولا وسرپرست من! من فرمانبردار تو هستم، من آشنای به حقّ اوّل وآخر شمایم، بوسیله تو وخاندانت به خداوند متعال نزدیک می شوم وظهور تو وآشکار شدن حقّ را بوسیله دستانت انتظار می کشم واز خداوند درخواست می کنم که بر محمّد وآلش درود بفرستد ومرا از منتظرین تو واز پیروی کنندگان از تو ویاوران تو بر علیه دشمنانت واز به شهادت رسیدگان در رکابت که در زمره اولیای تو هستند قرار دهد، ای مولای من! ای صاحب زمان! سلام خدا بر تو وبر اهل بیت تو! این روز، روز جمعه وروز تو می باشد که در آن ظهور شما وگره گشائی برای مؤمنین بدست شما ونیز کشته شدن کافرین با شمشیر شما انتظار می رود ومن ای مولای من، در این روز مهمان وپناهده شما هستم وتو ای مولای من، کریمی واز فرزندان کرامت هستی ومأمور به مهمان نوازی وپناه دادن می باشی پس مرا به مهمانی بپذیر وپناهم بده، سلام خداوند بر شما وبر خاندان پاک شما».
سید بن طاووس بعد از نقل این زیارت می فرماید: من بیت زیر را بعد از این زیارت می خوانم وبه اشاره می گویم:

نزیلک حیث ما اتّجهت رکابی * * * وضیفک حیث کنت من البلاد

یعنی: «به در خانه احسان ونعمت تو فرود آمدم به هر جا که شترم مرا ببرد وفرود آورد ودر هر شهر ودهکده ای که باشم میهمان سفره بخشش وکرم تو هستم».
وگذشت که سید معظّم، صلوات کبیر روایت شده از آن جناب را که برای خود حضرت است با دعای دیگری که آن هم متعلّق به آن حضرت است در تعقیب نماز عصر روز جمعه ذکر نموده ودر خواندن آن اصرار فراوانی کرده است.
همچنین مستحبّ است که در روز وشب جمعه، دعای ندبه معروفه که متعلّق به آن حضرت است را بخوانند وحقیقتاً مضامین آن سوزناک است وجگرها را می شکافد وخون از دیدگان کسانی که اندکی از شربت محبّت آن حضرت خورده باشند وتلخی زهر جدایی آن حضرت را چشیده باشند جاری می کند. از آن جایی که دعا طولانی است ویافتن آن هم آسان است از ذکر آن خودداری می کنیم.
ونیز فرمودند که بهترین اعمال در روز جمعه گفتن صدمرتبه: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ» بعد از نماز عصر است ودر بسیاری از دعاهای روز جمعه، طلب نصرت وتعجیل فرج وظهور شده است.
روز عاشورا
سوّم: روز عاشورا که روز سرافراز شدن حضرت حجّت(ع) از جانب خداوند عزّوجلّ به لقب قائم (ع) است چنانکه شیخ جعفر بن محمّد بن قولویه در «کامل الزّیارة» از محمّد بن حمران روایت کرده که حضرت صادق (ع) فرمود: «وقتی وقایع شهادت امام حسین (ع) اتّفاق افتاد، ملائکه بسوی خداوند عزّوجلّ ناله وفریاد کردند وگفتند: «ای پروردگار ما! با حسین برگزیده وپسر پیغمبرتو چنین می کنند».
پس خداوند سایه قائم (ع) را به آنها نشان داد وفرمود: «بوسیله او، انتقام حسین (ع) را از آنهایی که بر او ظلم کردند می گیرم».
شیخ صدوق در «علل الشّرایع» از ابوحمزه ثمالی روایت کرده که گفت: به حضرت باقر (ع) عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! آیا همه شما قائم به حقّ نیستند؟»
حضرت فرمود: «بلی».
گفتم: «پس چرا فقط به حضرت قائم (ع)، قائم می گویند؟»
حضرت فرمود: «وقتی جدّم حسین (ع) کشته شد، ملائکه بسوی خدای تعالی ناله وگریه وزاری کردند وگفتند: الهنا وسیدنا! آیا از کسی که برگزیده تو وپسر برگزیده از خلق ترا بکشد اعراض خواهی فرمود؟!»
خداوند به ایشان وحی فرستاد که: «ای ملائکه من! آرام بگیرید، قسم به عزّت وجلال خود که حتماً از ایشان انتقام می گیرم هر چند مدّتی بگذرد وبعد از زمانی باشد».
آن گاه خدای تعالی، ائمّه از فرزندان حسین (ع) را برای ملائکه ظاهر نمود. پس ملائکه خوشحال شدند.
ناگهان دیدند که یکی از آنها ایستاده ونماز می خواند. خداوند فرمود: «بوسیله این ایستاده از ایشان انتقام می گیرم».
همچنین روز عاشورا، روز خروج وظهور آن حضرت است چنانچه شیخ مفید در «ارشاد» از ابی بصیر روایت کرده که گفت: حضرت صادق (ع) فرمود: «منادی در شب بیست وسوّم ماه مبارک رمضان به امر حضرت قائم (ع) ندا می کند وآن حضرت در روز عاشورا خروج می کند وآن روزی است که حسین بن علی (ع) در آن روز کشته شد».
از برخی روایات استفاده می شود که: یکی از اهداف وفایده های ظهور حضرت، خونخواهی وانتقام از قاتلین جدّ بزرگوارش وحتّی فرزندان ایشان وشفای قلوب مؤمنین است وناراحتی فقط در آن روز پایان می یابد.
شیخ عیاشی از امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: «این آیه درباره امام حسین (ع) نازل شد:
«وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلطاناً فَلا یسْرِفْ فِی الْقَتْلِ اِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً»(۵).
یعنی: «وآن کس که مظلوم کشته شده برای ولیش، سُلطه (وحقّ قصاص) قرار دادیم امّا در قتل اسراف نکند چرا که او مورد حمایت اوست».
سپس فرمود: «او حسین بن علی (ع) است که مظلوم کشته شد وما اولیای او هستیم وهنگامی که قائم ما خروج می کند خون حسین (ع) را طلب می کند وآنقدر می کشد که می گویند در قتل اسراف کرد»(۶).
همچنین فرمود: «مقتول، امام حسین (ع) است وولی او، قائم(ع) می باشد واسراف در قتل آن است که غیر از قاتل او را بکشد».
«انّه کان منصوراً: پس بدرستی که دنیا تمام نمی شود تا اینکه توسّط مردی از خاندان رسول خدا (ص) یاری شود که او زمین را از عدل وداد پُر می کند چنانچه از ظلم وجور پُرشده باشد».
در تفسیر علی بن ابراهیم روایت است که فرمود: «آیه «اُذِنَ لِلَّذینَ یقاتِلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا واِنَّ اللَّهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ»(۷). در شأن قائم (ع) نازل شده است بدرستی که آن حضرت خارج شده وخون حسین (ع) را مطالبه می کند».
در غیبت فضل بن شاذان روایت شده که: «شعار اصحاب آن حضرت «یا لثارات الحسین» می باشد».
در یکی از زیارات جامعه در سلام بر آن حضرت ذکر شده است:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْاِمامِ الْعالِمِ الْغائِبِ عَنِ الْاَبْصارِ والْحاضِرِ فِی الْاَمْصارِ والْغائِبِ عَنِ الْعُیوُن والْحاضِرِ فِی الْاَفْکار بَقِیةَ الْاَخْیار وارِثِ ذِی الْفَقار اَلَّذی یظْهِرُ فِی بَیتِ اللَّهِ الْحَرامِ ذِی الْاَسْتارِ وینادِی بِشُعارِ یا ثاراتِ (لثاراتِ) الْحُسَینِ اَنَا الطَّالِبُ بِالْاَوْتارِ اَنَا قاصِمُ کلِ جبَّار»(۸).
یعنی: «سلام بر امامی که عالِم است واز دیدگان غایب است وحاضر در شهرهاست وغائب از چشمهاست وحاضر در افکارست، باقیمانده خوبان است، به ارث برنده ذوالفقار است، کسی که صاحب پوششهاست ودر خانه خدا ظاهر می شود، با شعار یا لثارات الحسین فریاد بر می آورد که: من طلب کننده خون حسین هستم که انتقامش گرفته نشده! من طلب کننده خون حسین وافراد حسین هستم! من شکننده هر جبّار وستمگری هستم».
شیخ برقی در کتاب «محاسن» وابن قولویه در «کامل الزّیارة» از امام صادق (ع) روایت کرده اند که فرمود: «خداوند هفتاد هزار ملک را مخصوص حسین بن علی (ع) کرده است که هر روز بر او صلوات می فرستند وآنها از آن روزی که حضرت شهید شده تا آن وقت که خدا می خواهد ژولیده مو وغبار آلوده هستند».
راوی گفت: «حضرت از این مطلب (تا آن وقت که خدا می خواهد) خروج قائم (ع) را قصد کرد».
در «امالی» شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت است که فرمود: «وقتی حسین بن علی (ع) ضربت شمشیر خورد وقاتل آن حضرت جلو رفت که سر آن حضرت را جدا کند، منادی از جانب پروردگار تبارک وتعالی از میان عرش ندا داد وگفت: آگاه باشید ای امّت سرگردان ظالمِ بعد از پیغمبر خود! خداوند شما را نه برای قربانی ونه برای فطر موفّق نکند».
آن گاه حضرت صادق (ع) فرمود: «لاجرم واللّه موفّق نمی شوید وهرگز موفّق نخواهند شد تا آنکه خونخواه حسین(ع) یعنی حضرت قائم(ع) برخیزد».
همچنین از ابوالصلت هروی روایت کرده که گفت: خدمت حضرت رضا(ع) عرض کردم: «ای فرزندِ رسول خدا! در مورد حدیثی که از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: «وقتی که حضرت قائم (ع) خروج کند فرزندانِ قاتلان امام حسین(ع) را به سبب اعمال پدرهایشان به قتل می رساند؟!» چه می فرمایید؟»
امام رضا(ع) فرمود: «بلی، چنین است».
عرض کردم که خدای عزّوجلّ فرموده: «وَلا تَزِروُ وازِرَةٌ وِزْرَ اُخْری»(۹). معنای آن چیست؟»
حضرت فرمود: «حقّ تعالی در تمامی گفته هایش راستگو است ولی فرزندان قاتلان حضرت امام حسین (ع) از کارهای پدران خود راضی بودند وبه آن افتخار می کردند وهر کس که راضی به کاری باشد گویا خود آن کار را کرده است.
اگر مردی در مشرق کشته شود ومردی در مغرب از کشته شدن او راضی باشد همانا در نزد خداوند عزّوجلّ این شخص راضی، شریک آن کشنده است. بدرستی که حضرت قائم (ع) وقتی که ظهور نماید، ایشان را بخاطر راضی بودن از کار پدرهایشان به قتل می رساند».
در زیارت عاشورا مکرّر خواسته شده که خداوند طلب خون سیدالشهدا(ع) را به همراه امام ظاهر ناطق، مهدی منصور از آل محمّد (ص) روزی فرماید وائمّه واصحاب ایشان مکرّراً در نثر ونظم، به ظهور قائم آل محمّد (ع) خود را از آن مصیبت بزرگ دلداری می دادند.
پس روز عاشورا که هم روز ظهور آن حضرت می باشد وهم مقصد اعظم که برداشتن ناراحتی واندوه بوجود آمده از این روز می باشد وتماماً اختصاص به آن حضرت دارد وباید در آن بعد از عزاداری وتأسّی به آن حضرت در گریه وزاری، اعدای آل محمّد را لعن ونفرین کنیم وبرای ایشان طلب هلاک نمائیم ویاری وپیروزی وتعجیل ظهور آن حضرت را - چنانکه در اعمال وآداب این روز اشاره شده - از خداوند بخواهیم. چنانکه در یکی از اعمال پرفضیلت آن که مشتمل بر هزار لعن بر قاتل سیدالشّهدا (ع) است، قسمتهایی از دعایی که باید در قنوت خواند این است:
«اَللَّهُمَّ اِنَّ سُبُلَک ضائِعَةٌ واَحْکامُک مُعَطَّلَةٌ واَهْلَ نَبِیک فِی الْاَرْضِ هائِمَةٌ کالْوَحْشِ السَّائِمَةٌ اَللَّهُمَّ اَعْلِ الْحَقَّ واسْتَنْقِذِ الْخَلْقَ وامْنُنْ عَلَینا بِالنَّجاةِ واهْدِنَا لِلْایمانِ وعَجِّلْ فَرَجَنا بِالْقائِمِ(ع) واجْعَلْهُ لَنا رِدْءاً واجْعَلْنا لَهُ رِفْداً».
یعنی: «پروردگارا! بدرستی که راههای تو گم شده است واحکامت تعطیل شده است وخاندان پیامبرت در زمین سرگردانند، پروردگارا! حقّ را بالا ببر وخلق را نجات بده وبا نجاتمان بر ما منّت بگذار وما را به ایمان هدایت کن وبوسیله ظهور حضرت قائم(ع)، در گشایش بر ما تعجیل فرما واو را برای ما ناصر ویاور قرار بده وما را از گروه او بنما».
تا اینکه می فرماید:
«اَللَّهُمَّ ارْحَمِ الْعِتْرَةَ الضَّائِعَةِ الْمَقْتوُلَةِ الذَّلیلَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ الطَیبَةِ الْمُبارَکةِ اَللَّهُمَّ اَعْلِ کلِمَتَهُمْ واَفْلِجْ حُجَّتَهُمْ وثَبِّتْ قُلوُبَهُم وقُلوُبَ شیعَتِهِمْ عَلَی مُوالاَتِهِمْ وانْصُرْهُمْ واَعِنْهُمْ وصَبِّرْهُمْ عَلَی الْاَذَی فی جَنْبِک واجْعَلْ لَهُمْ اَیاماً مَشْهوُرَة واَیاماً مَعْلوُمَةٍ کما ضَمِنْتَ لِاَوْلِیائِک فی کتابِک الْمُنْزَل فَاِنَّک قُلْتَ: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنوُا مِنْکمْ وعَمِلوُا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْاَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ولَیمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ ولَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْناً»(۱۰).
یعنی: «خداوندا! رحمت فرست بر خاندانی که گم شده اند (مردم رهایشان کرده اند) وبا بدترین شرایط کشته شدند در حالی که این خاندان از نسل پاکان ومبارکان بودند. خداوندا! کلمه آنها را بالا ببر وحجّت آنها را پیروز گردان وقلبهای آنها را ثابت بدار وقلبهای شیعیانشان را بر دوستی آنان ثابت بنما وآنان را پیروز گردان وآنان را یاری کن وبر اذیتهایی که در جوارت می کشند صبر به آنها عطا نما وبرای آنها روزهای مشهور وروزهای معلومی را قرار بده همانگونه که در کتاب نازل شده ات برای اولیائت تضمین کردی پس بدرستی که تو فرمودی: خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده واعمال صالح داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید ودین وآیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا وریشه دار خواهد ساخت وترسشان را به امنیت وآرامش مبدّل می کند».
لازم به تذکر است که بودن خروج امام زمان (ع) در روز جمعه وعاشورا بنحوی نیست که در سالهایی که این سه روز بر هم منطبق نمی شوند نتوان منتظرفرج بود. زیرا غیر از ظهور وخروج حضرت حجّة بن الحسن المهدی (ع) که اکنون حتمی است وبطور یقین بوقوع خواهد پیوست، سایر علامات ونشانه های پیش از ظهور ومقارن آن همگی قابل تغییر وتبدیل وتقدیم وتأخیر وتأویل به چیز دیگری که از اهل بیت (ع) رسیده باشد هستند حتّی آن علاماتی که حتمی قلمداد شده اند.
زیرا ظاهراً مقصود از حتمی در این روایات آن نیست که اصلاً قابل تغییر نباشد بلکه مراد از «واللّه یعلم» مرتبه ای از تأکید است که منافاتی با تغییر در مرحله ای از آن ندارد. این ادّعا را تأیید می کند آنچه که شیخ نعمانی در کتاب «غیبت»خود از داوود بن قاسم بن جعفری روایت کرده که: در محضر امام جواد (ع) بودیم که سخن از سفیانی به میان آمد واین که بنابر روایات خروج او حتمی است.
به امام جواد (ع) عرض کردم: «می ترسم که خداوند در خروج قائم (ع) هم بداء حاصل نماید».
حضرت فرمودند: «بدرستی که قائم (ع) از میعاد است وخداوند خُلف میعاد نمی کند».
احتمال دارد که هر کدام از این روزهای جمعه وعاشورا، روز یکی از حالات آن حضرت باشد مانند خروج از روستای کرعه یا ظهور در مکه معظّمه یا زمان غلبه بر دشمنان وقتل گردنکشان یا استقرار در کوفه که مقرّ سلطنت آن حضرت است و....
(نکته: لازم به تذکر است که در این قسمت کتاب نجم الثّاقب، سه روایت در مورد نوروز وجود دارد که در آن روایات، بین عید نوروز وظهور امام زمان (ع) ربط داده شده است، در حالی که بنابر نظر بسیاری از علماء، سند این چند روایت، ضعیف می باشد).
از وقت طلوع فجر تا غروب آفتاب هر روز
چهارم: علماء، هر روز از طلوع فجر تا غروب آفتاب را به دوازده بخش تقسیم کرده اند بطوری که با تغییر فصل ها تغییری نکند وهر قسمت را به امامی منسوب کرده اند.
سید جلیل علی بن طاووس در کتاب «امان الاخطار» فرموده است که: هر ساعتی از روز مختصّ به یکی از ائمّه(ع) است وبرای آن، دو دعا وجود دارد.
بنابر روایات، هر یک از امامان برای ساعت خود مثل نگهبان وحامی است. پس ساعت اوّل برای مولایمان علی(ع) است تا دوازدهم که مخصوص مولایمان مهدی(ع) می باشد، وانسان در هر ساعتی از آن ساعات چه زمستان وچه تابستان به آنچه مخصوص آن ساعت است دعا کند زیرا که مقدار روز هر چقدر باشد به دوازده قسمت ودوازده دعا تقسیم می شود.
پس اگر در ساعتی که متعلّق به یکی از ائمّه (ع) است برای سفر از خانه خارج شدی، این دعا را بخوان: «خداوندا! مولای من فلان (صلوات اللّه علیه) را برسان (واسم آن امام را ببرد) که ما بر او سلام می فرستیم وما به سبب اقبال جناب تو به او توجّه می کنیم تا به امر تو، ضامن نگهبانی وحمایت وسلامت وکمال سعادت ما باشد ودر آن ساعتی که او را نگهبان آن ساعت گرداندی به هر سو که برویم متوجّه اوباشیم».
ومن می گویم: هر گاه در ساعتی که اختصاص به یکی از ایشان دارد به منزلی وارد شدی یا از آنجا خارج گشتی، بگونه ای که به آن حضرت نزدیک شوی بر او سلام کن واز او بخواه تا ترا در آن چه که در این ساعت اتّفاق می افتد ضمانت کند.
پس اگر خدا این را از تو نمی خواست به آن راهنماییت نمی کرد ووقتی به آن عمل کردی خدای عزّوجلّ ترا بسوی خود هدایت می کند وحرکات وسکناتت در سفر همگی عبادت وسعادت آخرت محسوب می گردد».
چون کتاب «امان الاخطار» در مورد آداب سفر نوشته شده است، لذا فقط به آثار توسّل به ائمّه (ع) در سفر اکتفا کرده است والاّ آن چه را که گفته در هر کار دنیوی واخروی که انسان می خواهد شروع کند مؤثّر است. وامّا دو دعای مخصوص به امام عصر (ع) که باید در ساعت دوازدهم روز خوانده شود:
اوّل آن، این است:
«یا مَنْ تَوَحَّدَ بِنَفْسِهِ عَنْ خَلْقِهِ یا مَنْ غَنِی عَنْ خَلْقِهِ بِصُنْعِهِ یا مَنْ عَرَّفَ نَفْسَهُ خَلْقَهُ بِلُطْفِهِ یا مَنْ سَلَک بِاَهْلِ طاعَتهُ مَرْضاتِهِ یا مَنْ اَعانَ اَهْلَ مَحَبَّتِهِ عَلی شُکرِهِ یا مَنْ مَنَّ عَلَیهِمْ بِدینِهِ ولَطِفَ لَهُمْ بِنائِلِهِ اَسْئَلُک بِحَقِّ وَلِیک الْخَلَفِ اَلصَّالِحِ بَقِیتِک فی اَرْضِک الْمُنْتَقِمُ لَک مِنْ اَعْدائِک واَعْداءِ رَسوُلَک وبَقِیةِ آبائِهِ الصَّالِحینَ م ح م د بْنِ الْحَسَنِ واَتَضَرَّعُ اِلَیک بِهِ واُقَدِّمُهُ بَینَ یدَی حَوائِجی ورَغْبَتی اِلَیک اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ تَفْعَلَ بی کذا وکذا واَنْ تُدارِکنی وتُنَجِّینی مِمَّا اَخافُ واَحْذَرُ واَلْبِسْنی بِهِ عافِیتَک وعَفْوَک فِی الدُّنْیا والآخِرَةِ وکنْ لَهُ وَلِیاً وحافِظاً وناصِراً وقائِداً وکالِئاً وساتِراً حَتّی تُسْکنَهُ اَرْضَک طَوْعاً وتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً یا اَرْحَمَ الرَّاحِمین ولاَ حَوْلَ وقُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظیمِ فَسَیکفیکهُمُ اللَّهُ وهُوَ السَّمیعُ الْعَلیم.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ واَهْلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ اوُلِی الْاَمْرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِطاعَتِهِم واوُلِی الْاَرْحامِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِصِلَتِهِمْ وذَوِی الْقُرْبی اَلَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ والْمَوالِی الَّذینَ اَمَرْتَ بِعِرْفانِ حَقِّهِمْ واَهْلَ الْبَیتِ الَّذینَ اَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وطَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً اَسْئَلُک بِهِمْ اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ تَفْعَلَ بی کذا وکذا».
یعنی: «ای کسی که بوسیله ذات خود یگانه وتنها از خلق خود شد! ای کسی که بوسیله آفرینشش، از خلق بی نیاز شد! ای کسی که از روی لطف، خودت را به خلق شناساندی! ای کسی که اهل اطاعتش را به جایی که مورد رضایت خویش است می بری! ای کسی که دوستدارانت را بر شکرگزاریت یاری می کنی! ای کسی که بر دوستدارانت با دینت منّت گذاردی وبه آنها با رساندنشان به آنچه خود می خواهی لطف نمودی! از تو درخواست می کنم به حقّ ولی وجانشین صالحت که باقی مانده تو روی زمینت می باشد وانتقام گیرنده تو از دشمنانت ودشمنان رسولت وباقیمانده پدران صالحش م ح م د پسر حسن می باشد وبوسیله او بسوی تو تضرّع می جویم واو را پیشاپیش حاجتهایم ودرخواستهایم بسوی تو قرار می دهم که درود بفرستی بر محمّد وآل محمّد واینکه با من (اینگونه واینگونه) رفتار کنی، واینکه مرا درک کنی ومرا نجات دهی از آنچه که از آن می ترسم ودوری می کنم وبوسیله آن، لباس عافیت وعفو وبخششت را در دنیا وآخرت بر من بپوشان وبرای او یاور وحفظ کننده ویاری کننده ورهبر وساتر وسایه بان باش تا اینکه در زمینت ساکن شود وبرای مدّت طولانی از آن بهره گیرد، ای مهربانترین مهربانان وهیچ حول ونیرویی نیست مگر به خدای بلند مرتبه بزرگ، پس خدا ترا از آنها کفایت می کند واو شنوای داناست. خدایا! بر محمّد واهل بیت محمّد درود فرست، آن صاحبان امری که دستور به اطاعت آنها دادی وصاحبان ارحامی که دستور صله ارحام از آنها را صادر کردی ونزدیکانی که به دوستی آنها امر نمودی وسرپرستانی که دستور به شناخت حقّ آنها دادی واهل بیتی که پلیدی را از آنها دور ساختی وآنها را پاک گردانیدی، از تو می خواهم به حقّ آنها، بر محمّد وآل او درود فرستی ودر مورد من انجام دهی فلان چیز وفلان چیز را».
وامّا دعای دوّم، پس این است:
«اَللَّهُمَّ یا خالِقَ السَّقْفِ الْمَرْفوُعِ والْمِهادِ الْمَوْضوُعِ ورازِقَ الْعاصی والْمُطیعِ اَلَّذی لَیسَ مِنْ دوُنِهِ وَلِی ولا شَفیعٌ اَسْئَلُک بِاَسْمائِک الَّتی اِذا سُمِّیتْ عَلَی طَوارِقِ الْعُسْرِ عادَتْ یسْراً واِذا وُضِعَتْ عَلَی الْجِبالِ کانَتْ هَباءاً مَنثُوراً واِذا رُفِعَتْ اِلَی السَّماءِ تَفَتَّحَتْ لَهَا الْمَغالِقُ واِذا هَبَطَتْ اِلَی ظُلُماتِ الْاَرْضِ اتَّسَعَتْ لَهَا الْمَضایقُ واِذا دُعِیتْ بِهِ الْمَوْتَی اُنْتُشِرَتْ مِنَ اللُّحُود واِذا نوُدِیتْ بِهِ الْمَعْدوُماتِ خُرِجَتْ اِلَی الْوُجوُدِ واِذا ذُکرَتْ عَلَی الْقُلوُبِ وَجِلَتْ خُشوُعاً واِذا قَرَعَتِ الْاَسْماعُ فَاضَتِ الْعُیونُ دُمُوعاً اَسْئَلُک بِمُحَمَّدٍ رَسُولِک الْمُؤَیدِ بِالْمُعْجِزات اَلْمَبْعُوثِ بِمُحْکمِ الْآیاتِ وبِاَمیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِی بْنِ اَبیطالِب اَلَّذِی اخْتَرْتَهُ لِمُواخاتِهِ ووَصَّیتَهُ واصْطَفَیتَهُ لِمُصافاتِهِ ومُصاهِرَتِهِ وبِصاحِبِ الزَّمانِ الْمَهْدِی الَّذی تَجَمَّعَ عَلَی طاعَتِهِ الْآراءُ الْمُتَفَرَّقَةُ وتُؤْلَفُ لَهُ الْاَهْواءُ الْمُخْتَلِفَةُ وتَسْتَخْلِصُ بِهِ حُقُوقُ اَوْلِیائِک وتَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ شَرارِ اَعْدائِک وتَمْلَأَ بِهِ الْاَرْضَ عَدْلاً واِحْساناً وتُوَسِّعْ عَلَی الْعِبادِ بِظُهوُرِهِ فَضْلاً وامْتِناناً وتُعیدَ الْحَقَّ مِنْ مَکانِهِ عَزیزاً حَمیداً وتُرْجِعَ الدّینُ عَلَی یدَیهِ غَضّاً جَدیداً اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ فَقَدِ اسْتَشْفَعْتُ بِهِمْ اِلَیک وقَدَّمْتُهُمْ اَمامی وبَینَ یدَی حَوائِجی واَنْ توُزِعَنی شُکرَ نِعْمَتِک فِی التَّوْفیقِ لِمَعْرِفَتِهِ والْهِدایةِ اِلی طاعَتِهِ واَنْ تَزیدَنی قُوَّةً فِی التَّمَسُّک بِعِصْمَتِهِ والْاِقْتِداءِ بِسُنَّتِهِ والْکوْنِ فی زُمْرَتِهِ وشیعَتِهِ اِنَّک سَمیعُ الدُّعاءِ بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرَّاحِمین»(۱۱).
یعنی: «خداوندا! ای آفریننده آسمان بلند وزمین پست وای روزی دهنده گنهکار ومطیع، که هیچ ولی وسرپرست وشفاعت کننده ای برای او نیست، از تو می خواهم به نامهایت که اگر آن نامها را بر مسائل وراههای دشوار بخوانی آسان می شود واگر بر کوهها قرار داده شود آنها را مانند ذرّات غبار پراکنده در هوا می گرداند واگر بسوی آسمان بالا روند برای آنها راههای بسته، باز می شود واگر به تاریکی های زمین فرو روند تنگیها بر ایشان وسیع می شود واگر بوسیله آنها، مردگان از قبرها خوانده شوند واز لحدهای خود بیرون بیایند واگر بر نیستها خوانده شوند موجود می شوند واگر بر قلبها یاد شوند از خشوع ترسان می شوند واگر بر گوشها زده شوند چشمها، مانند چشمه جوشان اشک می گردند، از تو می خواهم به حقّ محمّد، فرستاده ات که با معجزات تأیید شده وبا آیات محکم مبعوث شده وبه امیرالمؤمنین علی فرزند ابیطالب که برای برادری وجانشینی پیامبر اختیارش کردی وبه دوستی خاصّ ودامادیش برگزیدی وبه صاحب زمان، مهدی که آراء پراکنده را بر اطاعتش جمع می کنی وهواهای مختلف را برای او جمع آوری می کنی وبوسیله او حقوق دوستانت را خلاصی می دهی واز بدهای دشمنانت بوسیله او انتقام می گیری وبوسیله او زمین را پُر از عدل واحسان ونیکی می کنی وبا ظهور او بر بندگانت تفضّل می نمایی ومنّت می گذاری وبر آنها وسعت می دهی وحقّ را از مکانش در حالی که عزیز وحمید است باز می گردانی وبا دستانش، دین را با طراوت جدیدی باز می گردانی، که درود فرستی بر محمّد وآل محمّد وهمانا من بوسیله آنها بسویت طلب شفاعت کرده ام وآنها را پیش روی خودم وپیشاپیش حاجتهایم قرار داده ام واینکه شکر نعمتهایت را بوسیله توفیق به شناخت او وهدایت بسوی بندگی وفرمانبرداری از او به من عطا کنی واینکه نیروی مرا در تمسّک به عصمت او واقتدا به سنّت او وبودن در زمره شیعیان او افزایش دهی همانا تو شنوای دعا هستی، به امید رحمتت ای مهربانترین مهربانان».
شیخ ابراهیم کفعمی بعد از نقل این دعاها گفته است: «این ادعیه در «متهجّد» شیخ طوسی نیست ولی من آنها را در بعضی از کتابهای اصحاب خودمان در حالی که با آب طلا نوشته شده بود مشاهده کردم».
مخفی نماند که دعای اوّل با آنچه سید بن باقی در کتاب «اختیار» وعلاّمه در «منهاج الاصلاح» نقل کرده اند مطابق است ولی شیخ طوسی در «مصباح» تا «اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ تَفْعَلَ بی کذا وکذا». نقل کرده وقسمتی که در دعای هر امامی موجود است در آنجا وجود ندارد.
عصر دوشنبه وعصر پنجشنبه
پنجم وششم: عصر دوشنبه وعصر پنجشنبه.
در این دو وقت اعمال بندگان بر امام عصر (ع) عرضه می شود همانطور که در زمان هر امامی بر همان امام ودر زمان پیامبر اکرم (ص) بر پیامبر (ص) عرضه می شد واخبار در این مورد بسیار است ودر بیشتر آنها به عصر تصریح نشده ولی در بعضی دیگر اشاره شده است.
شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر آیه شریفه «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَی اللَّهُ عَمَلَکمْ ورَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»(۱۲). آورده است که: در اخبار آمده که اعمال امّت را در هر شب دوشنبه وپنجشنبه بر رسول خدا (ص) وائمّه (ع) عرضه می کنند ومراد از مؤمنون در این آیه، امامان معصوم (ع) می باشند.
در «امالی» شیخ طوسی و«بصایر» از داوود رقّی روایت شده است که: در نزد حضرت صادق (ع) نشسته بودم که ناگهان آن حضرت فرمود: «ای داوود! بدرستی که روز پنجشنبه اعمال شما بر من عرضه شد ودر اعمال تو صله رحم نسبت به پسر عمویت را دیدم وشادمان گردیدم. بدرستی که می دانم صله رحم تو باعث کم شدن عمر او ورسیدن اجلش می گردد».
داوود می گوید: «من پسر عمویی بدکردار ومعاند داشتم. به من خبر دادند که حال او وهمسرش بد است. پس من هم پیش از حرکت به مکه، حواله ای نوشتم تا به او کمک مالی شود، پس وقتی به مدینه رسیدم مشاهده کردم که امام صادق (ع) از موضوع باخبر است».
همچنین در «بصائر الدّرجات» صفّار از امام صادق (ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمود: «اعمال در روز پنجشنبه بر رسول خدا (ص) وائمّه (ع) عرضه می شود».
ودر خبر دیگر فرمود: «اعمال بندگان هر شامگاه روز پنجشنبه بر پیامبر (ص) عرضه می شود، پس یکی از شما حیا کند که عمل زشتش بر پیامبر(ص) عرضه شود».
ونیز از یونس روایت کرده است که: امام رضا(ع) درباره روزها صحبت می کرد، وقتی به پنجشنبه رسید فرمود: «آن روزی است که اعمال بر خداوند ورسولش وائمّه(ع) عرضه می شود».
ونیز از عبداللّه بن ابان روایت کرده که: امام رضا (ع) فرمود: «به خدا قسم که اعمال شما در هر پنجشنبه بر من عرضه می شود».
سید جلیل علی بن طاووس در «رساله محاسبة النّفس» می گوید: «روایت معتبر ومورد اتّفاقی دیدم که اعمال در روز دوشنبه وپنجشنبه بر خداوند عزّوجلّ عرضه می شود واز اهل بیت (ع) روایت شده است که: در روز دوشنبه وپنجشنبه اعمال بر خداوند جلّ جلاله ورسول او (ص) وائمّه(ع) عرضه می شود».
سپس از شیخ طوسی نقل می کند که در «تفسیر تبیان» گفته است: «مرویست که در هر دوشنبه وپنجشنبه اعمال بر پیامبر (ص) عرضه می شود وآن حضرت به آنها آگاه می گردد وبر ائمّه (ع) عرضه می شود وآنان هم آگاه می شوند».
وجمله ای به این مضمون از اهل سنّت نقل می کند که رسول خدا (ص) فرمود: «اعمال امّت من در هفته، دو مرتبه در روز دوشنبه وپنجشنبه به خداوند عرضه می شود. پس همه بندگان را می آمرزد مگر کسی که با برادرش دشمنی داشته باشد ومی فرماید این دو را بگذارید».
همچنین روایت کرده است که: آن حضرت روز دوشنبه وپنجشنبه را روزه می گرفتند.
یک نفر علّت این کار پیامبر (ص) را پرسید. حضرت فرمود: «اعمال در هر دوشنبه وپنجشنبه بالا می رود ومن دوست دارم عملم در حالی که روزه دار هستم بالا برود».
سپس سید بن طاووس می گوید: «شایسته است انسان در هر دوشنبه وپنجشنبه به هر طریقی در بدست آوردن توفیق، کوشش کند ومبادا که در این دو روز در طاعت وعبادت کوتاهی نماید بلکه باید تا می تواند در بدست آوردن سلامت روحی خود تلاش نماید زیرا عقل ونقل هر دو اقتضا می کند که هنگام عرض بنده به سلطان، بنده آماده وبی نقص باشد».
در فصل هفتم کتاب «جمال الاسبوع» آمده است: «یکی از اهمیت های روز دوشنبه آن است که در این روز اعمال بر خدا ورسول خاصّان او (صلوات اللّه علیه) عرضه می گردد.
روایت شده است که: «وقت عرضه اعمال در این دو روز، هنگام پایان یافتن روز می باشد، پس سزاوار است بنده ای که حرمت کسی که اعمال بر او عرضه می شود را می شناسد، اعمال خود را تا جائی که می تواند محاسبه واصلاح کند وبه یاد داشته باشد که آن اعمال بر خداوندِ آگاه به اسرار، عرضه می شود وسپس بر خواصّ والا مقام خداوند عرضه می گردد ورسوایی گناهان کبیره وصغیره نزد خداوند وآن حضرات آشکار می شود. پس چگونه این مطلب در نزد بنده ای که خداوند را به بزرگی وعزّت وقدرت تصدیق کرده وبه روز قیامت ایمان دارد، کوچک وآسان است».
سید بن طاووس در «کشف المحجّة» به فرزندش سفارش کرده است که: «در هر دو روز دوشنبه وپنجشنبه، حاجات خود را خدمت حضرت مهدی (ع) عرض کن، البتّه بعد از سلام بر آن حضرت بوسیله زیارتی که اوّلش این است: «سلام اللّه الکامل التام» تا آخر.
سپس بگو: «یا ایهَا الْعَزیزْ مَسَّنا واَهْلَنا الضُّرُّ وجِئْنا بِبَضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَاَوْفِ لَنا الْکیلَ وتَصَدَّقْ عَلَینا اِنَّ اللَّهَ یجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ»(۱۳).
تا آخر کلمات شریفه که چون منقول نبود وبه سادات اختصاص داشت نقل نکردیم.
بنا به روایت شیخ طوسی در غیبت: اعمال درمرتبه اوّل بر حضرت حجّت (ع)، سپس بر هر یک از ائمّه (ع)، بعد به رسول خدا(ص) وآنگاه بر خداوند متعال عرضه می شود وبه حسب تقسیم ساعات روز نیز این ساعت مختصّ به حضرت مهدی (ع) می باشد ونیز وقت آن است که موکلین روز، بالا روند وموکلین شب فرود آیند.
بنابراین انسان باید در اصلاح اعمال وجبران آنچه که از دست رفته، نهایت مراقبت را بنماید وموانع توجّه وتضرّع را برطرف کند واز مجالس اهل غفلت دوری کرده وبه امام عصر (ع) متوسّل شود واز آن حضرت شفاعت در اصلاح کارنامه اعمال وتبدیل سیئات به حسنات، وحسنات به بهترین حسنات شود چنانکه آن حضرت در دعای مشهوری که برای شیعیان خود نموده، همین مطلب را از خداوند متعال خواسته است.
همچنین در شب وروز دوشنبه وپنج شنبه انسان سعی کند عمل خالص انجام دهد که شاید به برکت آن عمل خالص، سایر بدیهای او را ببخشند.
انسان باید این دو روز را به اعمالی اختصاص دهد که در روایات آمده است مثل:
استحباب خواندن هزار مرتبه سوره «قدر» در هر یک ازآنها.
خواندن سوره «انسان» در نماز صبح این دو روز.
(دو سوره قدر وانسان مخصوص امام عصر(ع) است.)
جارو کردن مسجد در این روز.
خواندن استغفار وارد شده در آخر روز پنجشنبه وسایر اعمالی که در محلّش آمده است.
شب وروز نیمه شعبان
هفتم: شب وروز نیمه شعبان که خداوند نعمت بزرگ ولادت امام زمان (ع) را در آن به بندگانش عطا فرموده است.
در بیان عظمت واحترام این وقت شریف کافی است آنچه که زبان اهل بیت (ع) یعنی سید بن طاووس در «اقبال» گفته است را ذکر کنیم. ایشان می گوید: «بدان! مولای ما حضرت مهدی (ع) کسی است که راستگویان ومعتمدان اتّفاق دارند به اینکه پیغمبر خدا (ص) به ولادت آن حضرت وبزرگی مسلمانان به ریاست وحکومت آن حضرت، بشارت داده است ونیز گفته اند که پیامبر (ص) کمالات او را شرح داده وتصریح کرده که عظمت وبزرگی او به جایی می رسد که هیچ یک از پیامبران واوصیاء به آن مقام نرسیده اند وحتّی سلیمان - که در حکومت خود به جنّ وانس فرمان می داد - به آن جایگاه نرسیده است، زیرا که وقتی سلیمان گفت: «هَبْ لی مُلْکاً لاینْبَغی لِاَحَدٍ مِنْ بَعْدی»(۱۴). در جواب نفرمود: «درخواست ترا در اینکه بعد از تو بیشتر به احدی عطا نکنیم را اجابت کردیم». بلکه خداوند جلّ جلاله فرمود:
«فَسَخَّرنا لَهُ الرّیحَ تَجْری بِأمرِه رُخاءً حیث اَصابَ * وَالشَّیاطینَ کلَّ بنّاءٍ وغوّاصٍ * وآخَرینَ مُقَرَّنینَ فِی الْاَصْفادِ»(۱۵).
یعنی: «پس ما باد را مسخّر او ساختیم تا به فرمانش به نرمی حرکت کند وبه هر جا که او می خواهد برود، وشیاطین را مسخّر او کردیم وهر بنّا وغوّاصی از آنها را وگروه دیگری را در غُل وزنجیر (تحت سلطه او) قرار دادیم».
ومسلمین همگی متّفق هستند که خاتم النّبیین حضرت محمّد(ص)، فضیلت وسیادتی دارد که هیچ یک از پیامبران حتّی حضرت سلیمان (ع) ندارد واینکه مهدی(ع) در آخرالزّمان ظهور خواهد کرد در حالی که پایه های دین انبیاء از بین رفته واثری از شعائر مذهبی جز ظاهری مندرس باقی نمانده است، پس زمین را بعد از اینکه از جور وجهل وظلم، پُر شده است از عدل وداد وحکمت، پُر می کند.
وخدای تعالی پیامبر خود محمّد (ص) را برای تجدید مراسم انبیای پیشین وزنده کردن روش نیکوکاران گذشته فرستاد وهیچ یک از پیامبران گذشته نتوانستند آن گونه که حضرت مهدی (ع) موفّق به انجام آن می شود، در این کار موفّق بشوند. سزاوار است که احترام وتعظیم این شب رعایت شود به جهت دلالت آن حضرت، که مسلمین به حقوق امامت ایشان اعتراف دارند به اندازه آن چیزی که جدّ او حضرت محمّد(ص) ذکر نموده وسعادتمندان امتّ خود را به آمدن او بشارت داده است.
بعد می گوید: در شب نیمه شعبان انسان این دعا را - که در آن، خدا را به حقّ این مولود عظیم الشّأن قسم داده اند - بخواند:
«اَللَّهُمَّ بِحَقِّ لَیلَتِنا هذِهِ ومَوْلوُدِها وحُجَّتِک ومَوْعوُدِها اَلَّتی قَرَنْتَ اِلی فَضْلِها فَضْلاً فَتَمَّتْ کلِمَتُک صِدْقاً وعَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکلِماتِک ولا مُعَقِّبَ لِآیاتِک نوُرُک الْمُتَاَلِّقُ وضِیائُک الْمُشْرِقُ والْعَلَمُ النُّورُ فی طَخْیاءِ الدَّیجُورِ الْغائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وکرُمَ مَحْتِدُهُ والْمَلائِکةُ شُهَداءَهُ واللَّهُ ناصِرُهُ ومُؤَیدُهُ اِذا انَ میعادُهُ والْمَلائِکةُ اَمْدادُهُ سَیفُ اللَّهِ الَّذی لاینْبوُ ونوُرُهُ الَّذی لایخْبوُ وذوُ الْحِلْمِ الَّذی لایصْبوُ مَدارُ الدَّهْرِ ونَوامیسُ الْعَصْرِ ووُلاةُ الْاَمْرِ الْمُنَزَّلُ عَلَیهِمْ ما ینَزَّلُ عَلَیهِم فی لَیلَةِ الْقَدْرِ واَصْحابُ الْحَشْرِ والنَّشْرِ تَراجِمَةُ وَحْیه ووُلاةُ اَمْرِه ونَْهیه اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی خاتِمِهِمْ وقایمِهِمْ الْمَسْتوُرِ عَنْ عَوالِمِهِمْ اَللَّهُمَّ واَدْرِک بِنا اَیامَهُ وظُهُورَهُ وقِیامَهُ واجْعَلْنا مِنْ اَنْصارِهِ واقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ واکتُبْنا فِی اَعْوانِهِ وخُلَصائِهِ واَحْینا فِی دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وفِی صُحْبَتِهِ غانِمینَ وبِحَقِّهِ قائِمینَ ومِنَ السّوُءِ سالِمینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ والْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبیینَ والْمُرْسَلینَ وعَلی اَهْلِ بَیتِهِ الصَّادِقینَ وعِتْرَتِهِ النَّاطِقینَ والْعَنْ جَمیعَ الظَّالِمینَ واحْکمْ بَینَنا وبَینَهُمْ یا اَحْکمَ الْحاکمینَ».
یعنی: «خدایا به حقّ این شبِ نیمه شعبان ومولود مبارکش در این شب وحجّت موعود آن که فضیلتی بر فضایلش افزودی، پس کلمه توحید ودین تو از جهت صدق وعدالت به حدّ کمال رسید. کلمات تو تغییر وتبدیل نمی یابد وآیات تو قابلیت تعقیب ندارد که آنها انوار مشعشع وروشنی بخش وفروزنده است وراهنمای نور معرفتت در این شب تاریک عالم، همان امام غائب پنهان از نظرها می باشد که محلّ تولّدش، معظّم وجایگاه ظهورش مکرم است. فرشتگان گواهان او هستند وخداوند یاور ونیروبخش اوست هنگامی که وعده ظهورش فرا برسد وفرشتگان یاریش می کنند. او شمشیر قهر خداست که کند نمی شود ونور خداست که خاموش نمی شود وصاحب مقام حلم است که سبک سر نمی گردد. او مدار روزگار وحافظ ونگهدار دو زمان است، وآنها والیان امرند که آنچه در شب قدر نازل می شود بر آنها نزول می یابد. آنها صاحبان حشر ونشر خلق ومترجم ومفسّران وحی او ونگهبان امر ونهی خدا هستند. پروردگارا! پس بر امام خاتم وقائم آن ائمّه هُدی که پنهان است درود بفرست. بارالها! ما را به ایام قیام وظهور او برسان وما را از یاری کنندگان او قرار بده وخون ما را با خون او قرین گردان وما را در دفتر یاران وخاصّان ودوستانش ثبت بفرما وما را در دولت او با خوشی زنده بدار واز صحبتش ما را بهره مند گردان وبه حقّ او استوار ساز واز هر بدی محفوظ دار ای مهربانترین مهربانان عالم، وستایش مخصوص خداست ودرود بر آقای ما، حضرت محمّد(ص) که خاتم پیامبران ورسولان است ودرود بر خاندان صادق وعترت ناطق آن بزرگوار. ولعنتت بر تمام ظالمان جهان باد وتو میان ما وظالمان عالَم حُکم فرما که تو بهترین حکفرما هستی».
بر صاحبان بصیرت معلوم است همانگونه که زمان های مذکور مخصوص به امام زمان (ع) می باشند ولازم است که در این مواقع، توجّه واستغاثه بیشتری داشته باشیم، مکان هایی هم وجود دارند که از روی بعضی احادیث وروایات بسیار احتمال می رود که آن حضرت در مواقعی خاصّ در آن مکانها باشند.
پس سزاوار است که انسان در آن مکانها حاضر شود هر چند امام زمان (ع) را نبیند یا نشناسد، زیرا اقامت آن حضرت در یک مکان باعث نزول رحمت وبرکت والطاف خاصّ خداوندی است وشاید به برکت همجواری وبودن با آن معدن خیر وبرکت، لطف ورحمت شامل حال او بشود هر چند مستحقّ آن نباشد، همانطور که بودن با کسانی که مورد غضب ولعن خداوند هستند ممکن است باعث ملعون شدن ودوری از رحمت خداوند بشود.
شیخ صدوق در «کمال الدّین» فرموده است که: «در اخبار صحیح از ائمّه (ع) روایت است که: هر کس رسول خدا(ص) یا یکی از ائمّه (ع) را در خواب ببیند که وارد شهر یا روستایی شده اند بدرستی که تعبیر آن خواب برای اهالی آنجا، امان ماندن از چیزی است که از آن می ترسیدند ورسیدن به آن چیزی است که آرزویش را داشتند. شیخ کلینی وشیخ طوسی از محمّد بن مسلم روایت کرده اند که گفت: من در کنار قاضی مدینه نشسته بودم که امام باقر (ع) (یا امام صادق (ع)) از آن جا عبور کردند. فردا خدمت آن حضرت رفتم. ایشان فرمود: «آن چه مجلسی بود که دیروز ترا در آن دیدم؟»
گفتم: «فدایت شوم! این قاضی به من احترام می گذارد من هم زیاد در کنار او می نشینم».
حضرت فرمود: «چه چیز ترا از اینکه بلایی نازل شود وشامل همه اهل مجلس شود ایمن ساخته است؟!»
وشواهد زیادی بر این مطلب وجود دارد وهدف آگاهی دادن به این موضوع است که حضور در این مکان ها باید غنیمت شمرده شود.
از جمله این مکان ها عرفات در هنگام حجّ می باشد وهمچنین مرقدهای شریفه در اوقات بافضیلت که در شرع تأکید وتشویق شده که در این مکان ها حاضر شویم ومؤمنان را در این مکان ها تشییع کرده وبر جنازه های آنها نماز بخوانیم.
چنانکه جماعتی از علماء مثل ابن شهر آشوب وقطب راوندی ومحمّد بن علی طوسی در «ثاقب المناقب» در حدیثی مبسوط نقل کرده اند که: در سال آخر حیات امام صادق (ع)، شیعیان در نیشابور جمع شدند وابوجعفر محمّد بن ابراهیم نیشابوری را معین کردند وسی هزار اشرفی ودو هزار جامه از سهم امام (ع) را به او سپردند تا او، آن اموال را به امام صادق (ع) برساند.
پیرزنی شیعه وفاضله که نامش شطیطه بود نزد او آمد ویک درهم پول ومقداری کرباس که بهایش چهار درهم بود به او داد وگفت: «در مال من بیش از این سهم امام (ع) نیست، آن را به مولایم بده».
آن شخص گفت: «من حیا می کنم که این چیز کم را نزد آن حضرت ببرم».
او گفت: «خداوند حیا نمی کند! از حقّ امام (ع) این مقدار در مال من است. آن را بردار تا من خداوند را در حالی که حقّی از او چه کم وچه زیاد در نزد من باشد ملاقات نکنم. این بهتر از این است که حقّی از امام صادق (ع) در گردن من باشد».
آن مرد قبول کرد وبا آن اموال روانه شد. با او بسته ای بود که در آن نامه های سر به مهری وجود داشت که حاوی سؤالاتی بود. اهالی نیشابور به او گفتند: «یک شب نزد امام صادق (ع) بمان وبسته سؤالات را به آن حضرت بده. سپس نگاه کن، اگر دیدی مهرش سالم بود آن را باز کن که اگر جواب نامه ها در آن نوشته شده بود بدان که او امام واقعی است واموال را به او بده ولی در غیر این صورت اموال را برگردان».
آن شخص وقتی به کوفه آمد خبر وفات حضرت صادق(ع) را شنید. به مدینه رفت وسراغ وصی حضرت را گرفت. او را بسوی عبداللّه افطح راهنمایی کردند. به نزد او رفت ووی را امتحان کرد ولی اثری از امامت را در او ندید.
سپس کنار ضریح مطهّر پیغمبر (ص) رفت وگریه کرد واز سرگردانی خود شکایت کرد که: «کجا بروم؟! به نزد یهودی یا مسیحی یا زردشتی یا فقهای ناصبی ها؟!»
ناگهان حضرت کاظم (ع) او را حرکت داد وفرمود: «نه بسوی یهودی، نه مسیحی، نه دشمنان ما. من حجّت خداوند هستم وآنچه که در آن نامه ها بود را دیروز جواب دادم».
پس او اموال را با درهم های آن پیرزن - که در یک کیسه ای که در آن چهارصد درهم بود قرار داشت - وپارچه آن پیرزن - که در بسته دو برادر بلخی بود - را به نزد امام کاظم (ع) برد.
حضرت بسته لباسها را باز کرد وپانزده ذراع کرباس از آن بیرون آورد وفرمود: «به آن زن سلام ما را بسیار برسان وبگو که: جامه ترا در میان کفنهای خود گذاشتم واز کفنهای خود این را برای تو فرستادم که از پنبه روستای ما صریاست که روستای فاطمه زهرا (س) است واز بذر پنبه ای است که خود آن معصومه، برای کفن فرزندانش کاشته وبافته بود ودوزنده آن خواهرم خدیجه دخترِ ابی عبداللّه (ع) است، پس آن را در کفنت بگذار».
سپس کیسه مخارج خود را خواست وآن درهم را در آن گذاشت واز آنجا چهل درهم برداشت وفرمود: «سلام مرا به آن زن برسان وبه او بگو که: فقط نوزده شب بعد از رسیدن این شخص واین کفن واین درهم ها، زنده خواهی بود. شانزده درهم را خرج کن وبیست وچهار درهم را صدقه بده ومن خودم بر تو نماز می خوانم».
سپس حضرت به آن شخص فرمود: «وقتی مرا دیدی کتمان کن».
سپس آن شخص برگشت وجامه ودرهم ها را به آن پیرزن داد. پس آن زن بسیار خوشحال وشادمان گردید واز بعضی از شیعیان به مقام ومنزلت او حسادت می کردند وبرخی حسرت می خوردند واو در روز نوزدهم از دنیا رفت وشیعیان برای نماز خواندن بر جنازه او ازدحام کردند.
آن شخص می گوید: «ناگهان حضرت کاظم (ع) را دیدم که بر شتری سوار بود، پس پیاده شد ومهار آن را گرفت وبه همراه جمعیت بر جنازه آن زن نماز خواند. هنگام گذاشتن او در قبر حاضر شد ومقداری از تربت قبر اباعبداللّه (ع) را بر آن ریخت. آن حضرت وقتی کارش تمام شد، سوار شتر گردید وسر شتر را به طرف صحرا برگرداند وفرمود: «اصحاب خود را آگاه کن واز طرف من به ایشان سلام برسان وبگو که بر هر کدام از ما اهل بیت که مقام امامت برسیم واجب است که بر جنازه شما در هر سرزمینی که باشید حاضر شویم. پس از معصیت الهی بپرهیزید وکردار خود را نیک کنید تا در آزادی خود از آتش، یاری کننده ما باشید».
این بود خلاصه آن حدیث شریف طولانی ومفید که از جمله آن وعده حضور امام عصر(ع) بر جنازه مؤمنین نیکوکار وباتقوی است وممکن است که در احادیث اهل بیت(ع) موارد دیگری از این قبیل وجود داشته باشد.

بخش ۲: اعمال وآداب مخصوص جهت ملاقات با امام زمان (علیه السلام) وپیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)

اعمال وآداب مخصوص
این فصل در ذکر اعمال وآدابی است که شاید بتوان به برکت آنها به سعادت ملاقات وشرف حضور حضرت حجّت (ع) رسید، چه آن حضرت را بشناسیم چه نشناسیم، در خواب باشد یا در بیداری، بنحوی که از آنحضرت فیض ببریم هر چند که این بهره چیزی جز زیاد شدن نور یقین ومعرفت به آن وجود معظّم نباشد که البتّه خود از مهمترین اهداف نگارش این کتاب است.
در باب هشتم (کتاب ما امام زمان (ع) را دیده ایم) معلوم شد که رسیدن به این مقصود در دوران غیبت کبری، ممکن ومیسّر است ومی توان - بوسیله علم وعمل وتقوی ومعرفت وتضرّع وانابت وتهذیب نفس از غلّ وغش وشک وشبهه وصفات ناپسند - لیاقت دریافت اسرار وداخل شدن در جمع خواصّ را پیدا کرد وبرای تأیید این مطلب شواهدی نیز از کلمات علمای اعلام ذکر کردیم.
منظور در اینجا این نیست که راهی را پیدا کنیم که همیشه بتوانیم آن حضرت را ملاقات کنیم زیرا غیر از ادای واجبات ومستحبّات وترک محرّمات ومکروهات به نحوی که خواسته شده، سایر مقدّمات این امر پنهان ومخفی است وجز بر اهلش معلوم نمی باشد، بلکه غرض بدست آوردن راه وکسب آمادگی ولیاقتی است که شاید بتوان بوسیله آن در عمر خویش یکبار به این سعادت دست یافت هر چند درخواب باشد.
مخفی نماند که از تأمّل در قصّه ها وحکایت گذشتگان معلوم می شود که مداومت بر عملی نیک وعبادتی مشروعه وکوشش در تضرّع وزاری به مدّت چهل روز برای رسیدن به این هدف، فوق العاده مؤثّر می باشد همانگونه که چهل شب چهارشنبه رفتن به مسجد سهله یا چهل شب جمعه رفتن به مسجد کوفه همراه با عبادات وتضرّع از اعمال متداول ومعروف است وعلماء ونیکان زیادی ادّعا کرده اند که این عمل را انجام داده ونتیجه گرفته اند. ونیز این چنین است زیارت حضرت سیدالشهداء (ع) در چهل شب جمعه واعمالی مانند آن، هر چند سند مخصوص برای نوع عمل وتعداد آن وجود ندارد ولی از محتوای کتاب وسنّت می توان فهمید که مداومت بر دعا در چهل روز، در اجابت وقبولی آن دعا مؤثّر است وحتّی مواظبت بر خوردنی ها وآشامیدنی های حلال یا حرام در این مدّت باعث تغییر حالت وانتقال از صفتی به صفت دیگر - چه از نیک به بد وچه از بد به نیک - می شود واز این قبیل است لباس ومسکن وهمصحبتی.
حال برای تأیید این مطالب، به ذکر چند خبر متبرّک می شویم: شیخ عیاشی از فضل بن ابی قروه روایت کرده که است که: حضرت صادق (ع) فرمود: حقّ تعالی به حضرت ابراهیم (ع) وحی فرستاد که: «بزودی از ساره برای تو پسری متولّد می شود».
ساره گفت: «من پیرزن هستم».
حقّ تعالی فرمود: «او بزودی فرزندی می آورد وفرزندان آن پسر، تا چهار صد سال در دست دشمن معذّب می گردند به سبب آن که کلام مرا ردّ نمودند».
وقتی بنی اسرائیل به بلای فرعون دچار شدند تا چهل روز به درگاه خداوند ناله وزاری کردند، پس خداوند به حضرت موسی وهارون (ع) وحی فرستاد که آنان را از دست فرعون خلاص کنند ودر حالی که صد وهفتاد سال از آن چهار صد سال باقی بود بلا را از ایشان برداشت».
سپس حضرت صادق (ع) فرمود: «اگر شما نیز چنین تضرّع وزاری می کردید حقّ تعالی فرج ما را نازل می کرد ولی چون این چنین نمی کنید پس این امر به نهایت خود خواهد رسید».
شیخ ابراهیم کفعمی در کتاب «مجموع الغرایب» از کتاب «جواهر» نقل کرده است که: حضرت عیسی (ع) به حواریین سفارش کرد که: «مانند مار باشید!»
وقتی آن حضرت به آسمان عروج کرد حواریین گفتند: «از جای خود حرکت نمی کنیم مگر اینکه تأویل کلام حضرت عیسی (ع) را بفهمیم».
یکی از آنها گفت: «یعنی مثل مار باشید که هر گاه حلقه می زند ودور خود می پیچد سرش را زیر بدنش مخفی می کند زیرا می داند که هر آسیبی به بدنش برسد تا وقتی سرش سالم است ضرر زیادی نمی بیند. پس روح اللّه به شما می گوید که: دین خود را حفظ کنید که سرمایه دنیا وآخرت است واگر دچار فقر ومرض بشوید تا زمانی که دینتان سالم است، ضرر نمی کنید».
دیگری گفت: «اینکه روح اللّه به شما فرمود مثل مار باشید به جهت آن است که مار تا زمانی که زهر در بدنش وجود دارد فقط خاک می خورد. پس شما هم مادامی که حُبّ دنیا در دلهایتان قرار دارد از شنیدن حکمت برای طلب آخرت، نفعی نمی برید».
شخص دیگری گفت: «روح اللّه فرمود مثل مار باشید زیرا مار وقتی احساس ضعف وسستی می کند تا چهل روز خود را گرسنگی می دهد سپس داخل سوراخ تنگی می شود ودر حالی بیرون می آید که تا چهل سال جوان شده است. پس روح اللّه به شما می گوید نفس خود را مدّتی برای بقای بلند مدّت، در این دنیای کوتاه گرسنگی دهید همانگونه که مار برای ماندن چهل ساله، نفس خود را چهل روز گرسنگی می دهد».
پس همگی سخن او را پسندیدند وبه این نتیجه رسیدند که حضرت عیسی (ع) همین منظور را داشته است».
در کافی از محمّد بن مسلم روایت است که: به امام (ع) عرض کردم: «آیا کسی که عبادت وخضوع وتلاش دارد ولی امامت ائمّه (ع) را قبول ندارد هیچ نفعی می برد؟!»
حضرت فرمود: «ای محمّد! همانا مَثَل اهل بیت (ع)، مَثَل خانواده ای از بنی اسرائیل است که هر کدام از آنها که چهل شب عبادت می کرد دعایش مستجاب می شد.
مردی از آنها چهل شب عبادت کرد ولی دعایش مستجاب نشد. پس نزد عیسی بن مریم (ع) رفت واز این موضوع شکایت کرد وتقاضا کرد که آن حضرت برایش دعاکند.
عیسی (ع) وضو گرفت ودو رکعت نماز خواند، آن گاه برای آن شخص دعا نمود. خداوند بسوی او وحی فرستاد که: «ای عیسی ! بنده من از دری که باید وارد شود وارد نشد. او در حالی که نسبت به تو شک داشت مرا خواند پس دعایش را اجابت نمی کنم حتّی اگر گردنش قطع شود وانگشتانش بیفتد».
حضرت عیسی (ع) به سمت آن مرد برگشت وفرمود: «خدا را دعا می کنی در حالی که در دلت نسبت به پیغمبر او شک داری؟!»
مرد گفت: «ای روح اللّه! به خدا سوگند آنچه گفتی درست است، از خداوند بخواه که این شک را برطرف کنند».
حضرت عیسی (ع) دعا کرد وخداوند توبه آن مرد راپذیرفت ومانند سایر افراد خانواده اش مستجاب الدّعوه گردید.
در «کافی» از امام صادق (ع) روایت شده است که: «بنده ای که ایمان به خدا را خالص نماید (ودر روایت دیگر: کسی که چهل صباح ذکر خداوند را بگوید) خداوند او را در دنیا زاهد می کند ودوا ودردش را به او نشان می دهد وحکمت را در دلش ثابت می گرداند».
در «لُب اللّباب» قطب راوندی از رسول خدا (ص) روایت است که فرمود: «کسی که چهل صباح خدا را خالص عبادت بکند چشمه های حکمت از دل او بر زبانش جاری می شود».
در «امالی» صدوق روایت است که: «بهلول نبّاش، کفن دزدی بود که با جسد دختری از انصار، عمل قبیح انجام داده وپشیمان شده بود. پس نزد رسول خدا (ص) رفت ولی حضرت او را طرد کرد(۱۶).
سپس او به یکی از کوههای مدینه رفت وچهل روز گریه وناله ودعا کرد ودر روز چهلم توبه اش قبول شد وآیه ای در مورد قبولی توبه وگذشتن از گناهش توسّط خداوند نازل شد.
حضرت رسول (ص) پیش او رفت وبه وی بشارت داد وآن آیه را تلاوت فرمود، آن گاه به اصحاب فرمود: «گناهانتان را اینگونه از بین ببرید همانطور که بهلول آن را از بین برد».
همچنین روایت است که: «حضرت داوود (ع) چهل روز بر ترک اولای خویش گریست».
در «بحار» از کتاب «عدد القویه» علی بن یوسف، برادر علاّمه حلّی نقل شده است که: پیامبر اکرم (ص) به همراه عمّار بن یاسر ومنذر بن ضحضاح وابوبکر وعمر وعلی بن ابیطالب (ع) وعبّاس بن عبدالمطّلب وحمزة بن عبدالمطّلب در ابطح نشسته بودند.
ناگهان جبرئیل (ع) بصورت عظیمی در حالی که بال خود را از مغرب تا مشرق زمین پهن کرده بود بر آن حضرت نازل شد وندا داد: «ای محمّد! خداوند بلند مرتبه به تو سلام می رساند وامر می کند که چهل صباح از خدیجه کناره گیری کنی».
این کار برای پیامبر (ص) سخت بود زیرا خدیجه (س) را بسیار دوست داشت وبه او علاقمند بود. حضرت رسول(ص) چهل روز را به عبادت گذراند در حالی که روزه دار بود.
پیامبر اکرم (ص) در روزهای آخر عمّار یاسر را نزد حضرت خدیجه (س) فرستاد وفرمود بگو: «گمان نکن جدا شدن من از تو به سبب بی علاقگی است بلکه پروردگارم، مرا به این جدایی امر فرموده است پس تو حُسن ظنّ داشته باش که همانا خداوند متعال روزی چند مرتبه نزد ملائکه، به تو مباهات می کند. هنگام شب درب را ببند ودر جایگاهت بخواب که من در منزل فاطمه بنت اسد هستم».
حضرت خدیجه (س) روزی چند مرتبه از دوری رسول خدا (ص) اندوهگین می شد تا اینکه چهل روز به پایان رسید. جبرئیل نازل شد وگفت: «ای محمّد! خداوند بلند مرتبه بر تو سلام می رساند وامر می کند که برای تحیت وهدیه او حاضر شوی».
سپس میکائیل با طبقی از انگور وخرما نازل شد وآن حضرت با آنها افطار کرد وبه فرمان خداوند پیش از نماز نزد حضرت خدیجه (س) رفت ودر آن شب نطفه حضرت فاطمه زهرا (س) منعقد شد.
ونیز روایت شده است که: «پیامبر (ص) چهل روز قبل از بعثت نیز مأمور شد از خدیجه کناره گیری کند ودر روز چهلم مبعوث شد».
میقات حضرت موسی (ع) نیز چهل روز بود، پیامبر(ص) فرمود: «او چهل روز از شوق پروردگارش در مدّت رفتن وبرگشتنش نخوابید وچیزی نخورد وچیزی نیاشامید».
در تفسیر امام حسن عسکری (ع) روایت است که: حضرت موسی (ع) به بنی اسرائیل می فرمود: «هر گاه خداوند در امر شما گشایش کرامت نمود ودشمنانتان را نابود کرد از نزد او برای شما کتابی می آورم که در آن کتاب امر ونهی ها وعبرت ها و.... باشد».
وقتی خداوند، گشایش عطا کرد به حضرت موسی (ع) فرمان داد که به میعاد برود وسی روز روزه بگیرد.
حضرت موسی (ع) گمان کرد که پس از سی روز خداوند کتاب را خواهد فرستاد ولی پس از سی روز خداوند به او وحی کرد که ده روز دیگر روزه بگیرد.
پس حضرت موسی (ع) چنین کرد وخداوند بعد از چهل روز، کتاب را برای او فرستاد».
در روایات معتبر زیادی آمده است که: «نطفه، چهل روز در رَحِم می ماند، آن گاه علقه می شود سپس چهل روز دیگر مضقه می شود وتا چهل روز مضغه می ماند. اگر کسی می خواهد برای زن حامله دعا کند که فرزندش پسر وسالم باشد، پس در این چهار ماه دعا کند».
از این روایات معلوم می شود که مادّه برای افاضه صورت جسمانی یا نفسانی در چهل روز آماده می شود وحدیث قُدسی معروف «خمرت طینة آدم بیدی اربعین صباحا»(۱۷) مؤید این مطلب است.
در «کافی» روایت است که: از امام کاظم (ع) پرسیدند: «چرا رسول خدا (ص) فرمود: «کسی که شراب بیاشامد، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود».
حضرت فرمود: «وقتی کسی شراب می خورد شراب در نرمه استخوانش وهمه اعضایش تا چهل روز به اندازه انتقال خلقت او - یعنی فاصله بین نطفه وعلقه ومضغه - باقی می ماند. همچنین هر چیزی که می خورد ومی نوشد چهل روز در آن جا باقی می ماند».
مرویست که: «کسی که چهل روز (یک مرتبه هم) گوشت نخورد بد خلق می شود زیرا انتقال نطفه در چهل روز است».
همچنین روایت شده است که: «کسی که در مدّت چهل روز، هر روز گوشت بخورد خلقش بد می شود وکسی که چهل روز حلال بخورد خداوند قلبش را نورانی می کند و...».
همچنین پاداش فراوانی برای حفظ کردن چهل حدیث وعمل کردن به آن واستقامت در انجامش، وعده داده شده است واگر چهل نفر بر جنازه مؤمنی حاضر شوند وشهادت دهند که ما از او جز خیر، چیزی ندیدیم، خداوند شهادت ایشان را قبول می کند وآن مؤمن را می آمرزد.
از احادیث مناسب این جایگاه که گفته های قبلی را تأیید می کند روایتی است که در اخبار ولادت حضرت حجّت (ع) آمده که امام حسن عسکری (ع) آن حضرت را به پرنده سفیدی که روح القدس بود سپرد تا او را به آسمان ببرد وامر فرمود که در هر چهل روز آن حضرت را برگرداند. حکیمه خاتون می فرماید: «من هر چهل روز، آن مولود کریم را می دیدم تا این که پیش از وفات امام حسن عسکری (ع) به مردی تبدیل شده بود».
البتّه شواهد از روایات برای این مدّعا بیشتر از آن است که بتوان همه را جمع کرد وعلّامه مجلسی در رساله ای که حاوی جواب سؤالاتی در مورد فرقه های امامیه وحکماء ومجتهدین واخباریین ومتشرّعه وصوفیه است، بعد از تقسیم آنها به پسندیده وناپسند وچند کلمه دیگر فرموده است: «پدر مرحوم بنده از شیخ بهاء الدّین محمّد، ذکری آموخته بود وسالی چهل روز به آن مشغول بود.
عدّه زیادی از شیعیان ریاضت های شرعی می کشیدند وبنده هم بسیار پیش آمده که چهل روز عبادت کرده وریاضت شرعی کشیده باشم.
در احادیث معتبر وارد شده است که: «هر کس چهل صباح اعمال خود را برای خدا خالص گرداند حقّ تعالی چشمه های حکمت را از دل او بر زبانش جاری می گرداند».
چون بطور خلاصه دانستیم که مأخذ این عمل صالحان ونیکوکاران یعنی مواظبت چهل شب یا چهل روزِ چهارشنبه یا جمعه در کوفه یا سهله یا کربلا چیست!
همچنین هر کس باید بر حسب مقام وزمان ومکان وقدرت خود دقّت کند یا اینکه از دانای روشن بینی(۱۸) بپرسد که کدام یک از اعمال نیکوی شرعی وآداب وسنن اولویت دارد که آن را انجام بدهد زیرا ممکن است عملی نسبت به یک نفر اولویت داشته باشد ونسبت به دیگری اینگونه نباشد وهمچنین تفاوت مراتب ودرجات اعمال بسیار است.
پس ممکن است که از کسی، بذل وبخشش وانفاق مطلوب باشد واز دیگری نماز وروزه واز شخص دیگری زیارت و.... ولی باید در همه آنها شروط مشترکی را مانند انجام واجبات وترک محرّمات وپاک وحلال بودن خوردنی ونوشیدنی، وخلوص نیت و... رعایت شود که در اینجا مقام بیان آنها نیست. وامّا اعمال مخصوص به حاجت ذکر شده چه آنهایی که مختصّ به امام زمان (ع) است یا اینکه به همراه سایر ائمّه(ع) وحتّی انبیاء (ع) می باشد که در اینجا تعدادی از آنها ذکر می شود:
عمل اوّل
سید جلیل بن باقی در اختیار مصباح از حضرت صادق(ع) روایت کرده است که فرمود:
«هر کس بعد از هر نماز واجبی این دعا را بخواند بدرستی که امام (م ح م د) بن الحسن (ع) را در بیداری یا در خواب مشاهده خواهد کرد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیم
«اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانا صاحِبَ الزَّمانْ اَینَما کانَ وحَیثُما کانَ مِنْ مَشارِقِ الْاَرْضِ ومَغارِبِها سَهْلِها وجَبَلِها عَنّی وعَنْ والِدَی وعَنْ وَلَدی واِخْوانِی التَّحِیةَ والسَّلاَم عَدَدَ خَلْقِ اللَّهِ وزِنَةَ عَرْشِ اللَّه وما اَحْصاهُ کتابُهُ واَحاطَ بِهِ عِلْمُهُ اَللَّهُمَّ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی صَبیحَةِ هَذا الْیوْم وما عِشْتُ فیهِ مِنْ اَیامِ حَیاتی عَهْداً وعَقْداً وبَیعَةً لَهُ فی عُنُقی لا اَحوُلُ عَنْها ولا اَزوُلُ اَبَداً اَللَّهُمَّ اجْعَلْنی مِنْ اَنْصارِهِ واَعْوانِهِ والذَّابّینَ عَنْه والمُمْتَثلِینَ لِاَوامِرِهِ ونَواهیهِ فی اَیامِهِ والْمُسْتَشْهَدینَ بَینَ یدَیهِ اَللَّهُمَّ فَاِنْ حَالَ بَینی وبَینَهُ الْمَوْتُ الّذَی جَعَلْتَهُ عَلَی عِبَادِک حَتْماً مَقَْضِیاً فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری مُؤْتَزِراً کفَنی شَاهِراً سَیفی مُجَرَّداً قَناتی مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدَّاعی فِی الْحاضِرِ والْبادی اَللَّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَة والْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَاکحُلْ بَصَری بِنَظْرَةٍ مِنّی اِلَیهِ وعَجِّلْ فَرَجَهُ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُ اَللَّهُمَّ اشْدُدْ اَزْرَهُ وقَوِّ ظَهْرَهُ وطَوِّلْ عُمْرَهُ واعْمُرِ اللَّهُمَّ بِهِ بِلادَک واَحْی بِهِ عِبادَک فَاِنَّک قُلْتَ وقَوْلُک الْحَقُّ «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ والْبَحْرِ بِما کسَبَتْ اَیدِی النَّاسِ» فَاَظْهِرِ اللَّهُمَّ لَنا وَلِیک وابْنَ بِنْتِ نَبِیک الْمُسَمَّی بِاسْمِ رَسوُلِک صَلَواتُک عَلَیهِ وآلِهِ حَتّی لا یظْفَرَ بِشَیءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلَّا مَزَّقَهُ ویحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکلَماتِهِ ویحَقِّقَهُ
اَللَّهُمَّ اکشِفْ هذِهِ الْغُمَّة عَنْ هذِهِ الْاُمَّة بِظُهوُرِه اِنَّهُمْ یرَوْنَهُ بَعیداً ونَریهُ قَریباً وصَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وآلِهِ»(۱۹).
یعنی: «به نام خداوند بخشنده مهربان، خدایا! به مولایمان صاحب زمان هر جا وبه هر صورتی که باشد در مشارق زمین ومغارب زمین، در همواریها ویا کوههای آن، از من واز پدر ومادرم واز فرزند وبرادرانم، تحیت ودرود به اندازه خلق خدا وبه سنگینی عرش خدا وهر آنچه کتاب خدا آن را در بر گرفته وعلم او به آن احاطه دارد برسان.
خدایا! من در صبح امروز وهر روزی از ایام زندگیم با او تجدید بیعت می کنم وپیمان او بر گردن من است، هرگز از آن برنگردم واین پیمان تا ابد زائل نگردد.
خداوندا! مرا از یاران وپشتیبانان او واز مدافعین وکسانی که دستورهایش را در روزگارش اطاعت می کنند واز چیزهایی که از آنها نهی کرده دوری می کنند واز به شهادت رسیدگان در رکابش، قرار بده.
خداوندا! اگر مرگی که بر بندگانت حتمی قرار داده ای بین من واو جدائی افکند پس مرا از قبرم بیرون بیاور در حالی که کفن پوشیده وشمشیرم از نیام کشیده وبالا رفته ونیزه ام برافراشته باشد در حالی که دعوتِ دعوت کننده را در شهر وروستا اجابت می کنم.
خداوندا! آن طلعت رشید وبلند را وآن شریف ستایش شده را به من نشان بده وچشم مرا با یکبار نگاه بسوی او سرمه بکش ودر فرجش تعجیل کن وجایگاه ظهور وخروجش را آسان گردان.
خدایا! پشت او را محکم وقوی ساز وعمرش را طولانی کن.
خداوندا! بوسیله او شهرهایت را آبادان کن وبندگانت را بوسیله او حیات بخش بدرستی که تو فرمودی وکلامت حقّ است که فرمودی: «فساد در خشکی ودریا ظاهر شد بخاطر آنچه که مردم انجام دادند». پس ای خدا! برای ما ولیت وپسر دختر پیامبرت که همنام پیامبرت - که درود خدا بر او وآلش باد - است را ظاهر کن، تا اینکه هیچ باطلی نروید مگر اینکه آن را تکه تکه کند؛ وخداوند حقّ را با کلماتش محّقق ساخته وتثبیتش می کند.
خداوندا! با ظهور حضرت، غم واندوه را از این امّت برطرف ساز بدرستی که مخالفان، فرج را دور می دانند وما فرج را نزدیک می دانیم ودرود خداوند بر محمّد وآل او»(۲۰).
عمل دوّم
شیخ ابراهیم کفعمی در «جنّة الواقیة» فرموده است که: «در بعضی از کتابهای اصحاب خود دیدم که هر کس دیدن یکی از انبیاء وائمّه (ع) یا سایر مردم یا فرزندان خود را در خواب اراده کند پس سوره «والشّمس» و«انّا انزلناه» و«قل یا ایها الکافرون» و«قل هواللّه احد» و«قل اعوذ بربّ الفلق» و«قل اعوذ بربّ النّاس» را بخواند. سپس صد مرتبه «قل هواللّه احد» را بخواند وبر پیغمبر(ص) صلوات بفرستد وبر پهلوی راست بخوابد حتماً آنکس را که قصد کرده خواهد دید وهر صحبتی که بخواهد با آنها خواهد کرد، انشاء الله تعالی.
در نسخه دیگری هم همین مطلب را دیدم به جز آنکه گفته است انسان باید این اعمال را هفت شب انجام بدهد البتّه بعد از خواندن دعایی که اوّلش این است: «اللّهم انت الحی الّذی...»
این دعا را سید بن طاووس در کتاب «فلاح السّائل» از بعضی از ائمّه(ع) بدینصورت نقل کرده است: «هر گاه اراده کردی که میت خود را ببینی پس با طهارت وبر طرف راست خود بخواب ومشغول گفتن تسبیح فاطمه زهرا (س) بشو وسپس بگو: «اللّهم انت الحی...»
شیخ طوسی در «مصباح» خود فرموده است: «کسی که می خواهد مرده ای را در خواب خود ببیند در وقت خواب بگوید:
«اَللَّهُمَّ اَنْتَ الْحَی ْ اَلَّذی لا یوُصَف والْایمانُ یعْرَفُ مِنْه مِنْک بَدَأَتِ الْاَشْیاءْ واِلَیک تَعوُدُ فَما اَقْبَلَ مِنْها کنْتَ مَلْجَأَهُ ومَنْجاهُ وما اَدْبَرَ مِنْها لَمْ یکنْ لَهُ مَلْجَأٌ ولا مَنْجا مِنْک اِلاَّ اِلَیک فَاَسْئَلُک بِلَا اِلَهَ اِلاَّ اَنْتْ واَسْئَلُک بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وبِحَقِّ حَبیبِک مُحَمَّدٍ (ص) سَیدِالنَّبِیینَ وبِحَقِّ عَلِی خَیرِ الْوَصِیین وبِحَقِّ فاطِمَةَ سَیدَةِ نِساءِ الْعالَمین وبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ الَّذینَ جَعَلْتَهُما سَیدَی شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعینَ اَنْ تُصَلِّی عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ واَهْلَ بَیتِهِ واَنْ تُرِینی مَیتی فی الْحالِ الَّتی هُوَ فیها»(۲۱).
یعنی: «پروردگارا! تو زنده ای هستی که توصیف نمی شوی، وایمان از او شناخته می شود، اشیاء از تو شروع شد (منشاء وخالق اشیاء تو بودی) وبازگشت آنها بسوی توست، هر آنچه که روی بیاورد پناه ومحلّ نجاتش تو هستی وهر آنچه از آنها پشت کند پناهگاهی ندارد وهیچ نجاتی نیست جز بسوی تو آمدن؛ پس من از تو می خواهم به حقّ لا اله الاّ انت واز تو می خواهم به بسم اللّه الرّحمن الرّحیم وبه حقّ حبیبت محمّد (ص) آقای پیامبران وبه حقّ علی (ع) بهترینِ جانشینان وبه حقّ فاطمه (س) سرور زنان جهانیان وبه حقّ حسن وحسین (ع) همانهائی که آنها را آقایان تمام جوانان اهل بهشت قرار دادی از تو می خواهم که درود فرستی بر محمّد وآل محمّد واهل بیت او واینکه مرده مرا در همان حالی که هست به من نشان دهی».
پس بدرستی که او را خواهد دید انشاء اللّه تعالی.
وبنابر روایت اوّل که این دعا را می شود حتّی برای انبیاء وائمّه(ع)، چه زنده وچه مرده خواند.
کسی که این دعا را می خواند باید آخر آن را به آن چه مناسب مقام امام زنده وپیغمبر زنده است تبدیل کند، حتّی ظاهر آن است که اگر برای نبی یا امام زنده یا از دنیا رفته بخواند باید آخرش را تغییر بدهد.
مؤید این مطلب آن است که در کتاب «تسهیل الدّواء» بعد از ذکر دعای مذکور آمده که بعضی از بزرگان ما گفته اند: هر کس اراده کرده که یکی از انبیاء یا ائمّه هُدی (ع) را در خواب ببیند پس دعای مذکور را بخواند تا آن جا که «ان تصلّی علی محمّد وآل محمّد»، آن گاه بگوید: «ان ترینی فلاناً» یعنی نام آن کسی را که می خواهد ببرد وبعد از آن سوره «والشّمس»، «واللّیل» و«قدر» و«جحد» و«اخلاص» و«معوذتین» وصد مرتبه سوره «توحید» را بخواند پس هر کسی را که خواسته است خواهد دید وهر سؤالی را که بخواهد از او خواهد نمود واو نیز جواب خواهد داد. انشاء اللّه.
عمل سوّم
شیخ مفید در کتاب «اختصاص» از امام کاظم (ع) روایت کرده است که: «هر کس که درخواستی از خداوند تبارک وتعالی دارد ومی خواهد که ما را ببیند ومقام ومرتبه خود را بداند، پس اوّلِ شب غسل کند وبا ما مناجات نماید، (با خدای تعالی بوسیله ما مناجات کند) بدینگونه که خدا را به حقّ ما قسم دهد وبوسیله ما به او متوسّل شود تا خداوند اورا به مشاهده ما موفّق کند ومقامش را در نزد ما به او نشان بدهد».
سپس فرمود: «بدرستی که ما را خواهد دید وخداوند او را بخاطر ما می آمرزد ومقام ومحلّش بر او پوشیده نمی ماند».
بعضی گفته اند: منظور از «مناجات کردن به ما» این است که دیدن آنها را حاجت مهمّ خود قرار دهد ومشاهده ومحبّت آن حضرات را ذکر خود گرداند که ایشان را خواهددید.
غسلی که در این روایت به آن اشاره شد یکی از غسلهای مستحبّی است که فقهاء (رضوان اللّه علیهم) از آن نام برده اند چنانچه علاّمه بحرالعلوم در منظومه اش ضمن اهداف غسل می گوید:

ورؤیة الامام فی المنام * * * لدرک ما یقصد من مرام

یعنی: «دیدن امام در خواب برای آنکه به مقصودش برسد».
مطمئّناً منظور سید بحرالعلوم همین روایت بوده چنانکه صاحب مواهب وغیره بر این موضوع تصریح کرده اند ولی محقّق ودانشمند گرامی جناب آخوند ملاّ زین العابدین گلپایگانی در «شرح منظومه» بعد از ذکر این بیت گفته است: این بیت بر حدیث نبوی دلالت می کند که رسول خدا (ص) در مورد اعمال نیمه شعبان فرمود: «هر کس در نیمه شعبان طهارت بگیرد وطهارت خود را نیکو بجا آورد» تا آنکه فرمود: «اگر بخواهد مرا ببیند در همان شب خواهد دید».
این روایت با اینکه به حضرت رسول (ص) اختصاص دارد ولی با این حال آن را به سایر ائمّه (ع) هم نسبت داده اند، زیرا در برخی احادیث آمده که ائمّه (ع) به منزله آن حضرت هستند وآن چه در حقّ آن حضرت جاری است در حقّ ائمّه (ع) نیز جاری می باشد، واین کلام درستی است زیرا منزلت امامان این موارد را شامل می شود وامّا مقصود سید بحرالعلوم از این بیت، پیامبر(ص) نبوده زیرا اگر چه آن حضرت در حقیقت امام است ولی در اصطلاح فقهاء ومحدّثین وحتّی عامّه مردم به این لقب مشهور نیست.
عمل چهارم
سید علی بن طاووس در«فلاح السّائل» روایت کرده است که انسان برای دیدن حضرت امیرالمومنین (ع) در خواب این دعا را در وقت خوابیدن بخواند:
«اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُک یا مَنْ لُطْفُهُ خَفِی واَیادیهِ باسِطَهْ لا تَنْقَضی اَسْئَلُک بِلُطْفِک الْخَفِی الَّذی ما لَطِفْتَ بِهِ لِعَبْدٍ اِلاَّ کفی اَنْ تُرِینی مَوْلای عَلی بْنِ اِبیطالِب (ع) فی مَنامی»(۲۲).
یعنی: «خدایا! من از تو درخواست می کنم ای کسی که لطفش پنهان است ودستان بخشنده اش باز می باشد وتمام شدن ندارد، از تو می خواهم که به حقّ لطف پنهانیت - که بر هیچ بنده ای بوسیله آن لطف نکردی مگر اینکه آن را کفایت کرد - مولایم علی فرزند ابیطالب (ع) را در خواب به من نشان بدهی».
عمل پنجم
در «تفسیر برهان» و«مصباح کفعمی» از کتاب «خواصّ القرآن» نقل شده است که: حضرت صادق (ع) فرمودند: «هر خیری را که خواسته باشد خداوند به او عطامی نماید».
عمل ششم
کفعمی روایت کرده است که:
«هرکس سوره «انّا انزلناه» را صد مرتبه در وقت ظهر بخواند پیامبراکرم(ص) را در خواب مشاهده خواهد کرد».
عمل هفتم
سید هبة اللّه بن ابی محمّد موسوی معاصر علاّمه در کتاب «مجموع الرّایق» روایت کرده است که:
«هر کس سوره «جنّ» را زیاد بخواند، پیامبر (ص) را مشاهده می نماید وهر سؤالی که بخواهد از آن حضرت می کند».
عمل هشتم
در کتاب «مجموع الرّایق» روایت شده است که:
«هرکس سوره «قل یا ایها الکافرون» را در نصف شبِ جمعه بخواند پیامبر اکرم (ص) را مشاهده خواهد کرد».
عمل نهم
بعد از هفت روز روزه گرفتن، هفت مرتبه خواندن دعای«مجیر» با طهارت در هنگام خواب باعث رسیدن به مقصود در این مورد می گردد یعنی انسان می تواند فرد مورد نظرش را در خواب مشاهده نماید.
عمل دهم
پنج مرتبه با طهارت دعای معروف به «صحیفه» - که در «مهج الدّعوات» وغیره روایت شده است - را خواندن، باعث دیدن فرد مورد نظر در خواب می شود.
عمل یازدهم
کفعمی از امام صادق (ع) روایت کرده است که:
«هر کس بعد از نماز ظهر وپیش از ظهر، بیست ویک مرتبه سوره «قدر» را بخواند نمی میرد تا اینکه پیغمبر(ص) را ببیند».
عمل دوازدهم
کفعمی از «خواصّ القرآن» نقل کرده است که:
«هر کس در شب جمعه، نماز شب بجای بیاورد وپس از آن هزار مرتبه سوره «کوثر» را بخواند وهزار مرتبه صلوات بفرستد، پیامبر(ص) را در خواب مشاهده می نماید».
عمل سیزدهم
در بعضی از مجموعه های معتبر آمده است که:
هر کس اراده کند امام زمان (ع) را در خواب ببیند، بعد از نماز عشاء، دو رکعت نماز با هر سوره ای که می خواهد بخواند وسپس صد مرتبه این دعا را بخواند:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحیمِ یا نُورَ النُّورِ یا مُدَبِّرَ الْاُمُورْ بَلِّغْ مِنّی روُحَ مُحَمَّدٍ واَرْواحَ آلِ مُحَمَّدٍ تَحِیةً وسَلاماً».
یعنی: «بنام خداوند بخشنده مهربان، ای نورِ نور! ای تدبیر کننده کارها! از جناب من بر روح محمّد وارواح آل محمّد من درود وسلام برسان».

بخش ۳: اشعار ومدایح در تولّد واستغاثه به امام عصر (علیه السلام)

تولّد حضرت صاحب الزّمان مهدی موعود (ع)
چون نبودیم مرد میدانش * * * همه گشتیم نقش ایوانش
زآن دهان غنچه باید از غیرت * * * تا بدامن دَرد گریبانش
در گریبان کشید سر، خورشید * * * ز آفتاب رخ درخشانش
باغبانی که نار پستان یافت * * * چه تعلق به نار بُستانش
با پریشانیم عجب جمع است * * * خاطر طرّه پریشانش
گوهر از قعر بحر می آید * * * به تماشای آب دندانش
حیرتی دارم از چنین رخسار * * * هم از آن کس که نیست حیرانش
به غلامی دهد گرش بیند * * * یوسف خویش، پیر کنعانش
می پرستند چون صنم در دیر * * * همه کافر ومسلمانش
چند باشی دلا ز بی باکی * * * ایمن از سِحر چشم فتانش
از جراحات دل توان دانست * * * حِدّت تیرهای مژگانش
تا چه آید به دل چه می گذرد * * * از دل کوه برق پیکانش
عار دارد ز ملک اسکندر * * * تشنه فیض آب حیوانش
از سِرشکم جهان چو دریایی است * * * لاشه من، اسیر طوفانش
بس که چون مرغ شب زدم فریاد * * * در غم روزگار هجرانش
داد جان را سروش عالم غیب * * * مژده ای از وصال جانانش
کز وجود امام خاتم کرد * * * ختم حق برزمانه احسانش
چهره بنمود شاهد ازلی * * * به ستمدیدگان هجرانش
پرده از چهره برگرفت زمهر * * * ریخت سنگ جفا زدامانش
کرد از این جلوه، ختم نور ازل * * * بر صف کاینات جولانش
سر فخر زمین از این مولود * * * بَر شد از آسمان وکیوانش
حجّة اللّه مهدی موعود * * * مظهر دین حق وبرهانش
زاده عسکری، سمی رسول * * * نجل زهرا ونخل بستانش
جانشین محمّد مختار * * * عترت خاص وعین قرآنش
همچو شیر خدا به پیکر کفر * * * ضیغم ذوالفقار غژمانش
درَوَد شرک را ز روی زمین * * * همچون خاشاک، داس برّانش
گرگ با پاس او برد هرروز * * * شکوه میش، پیش چوپانش
پیش آهو ز بیم او از عذر * * * می کند شیر شرزه دندانش
با قضای خدا سیره خلق * * * چیست جز مشتها به سندانش
از خدا منتی به عالم نیست * * * بیشتر از وجود ذی شأنش
عیسی وخضر، از پیش به نماز * * * بهر شاگردی دبستانش
جنّت ودوزخند روز جزا * * * مزد شکر وجزای کفرانش
گویی این طارم بلند اساس * * * همچون گویی است پیش چوگانش
بی نفاذش نبود روز ازل * * * اثری از سپهر وسکانش
از عدم کاروان هستی کرد * * * عزم جنبش زعزّ فرمانش
ای شهی کز ولایت ابراهیم * * * نار نمرود شد گلستانش
دست لطفت ببرد از آدم * * * ذلّت دستبرد شیطانش
جز پناهت نبرد یوسف را * * * به عزیزی ز ذلّ زندانش
ای سحاب کفت زفیاضی * * * خجلت ابر کاه یارانش
غرفه را چون فتد به بحر گناه * * * لطف کن ورنه برد طوفانش
دستگیری کن از وفا ورنه * * * سیر آفات کند بنیانش
تا خدایی کند خدای جهان * * * آنکه عام است لطف واحسانش
خاصّه لطف کردگار بواد * * * آنکه محکم به توست پیمانش
مدح وتولّد امام عصر (ع)
رختم بکشید سوی بستان * * * کآمد به نوا هزاردستان
شد زاغ ز باغ وباز آمد * * * بلبل به هزار شور وافغان
شد داغ دل خورنق وتنک * * * باغ از گل ولاله های نعمان
شد بحر معلق از هوا ابر * * * دُر پاش زقطره های باران
این بحر بود وگرنه کی ابر * * * باریده به دشت، دُرّ ومرجان
صحرا وچمن زلاله وگل * * * شد کان یمن کهِ بدخشان
این سحر نسیم نوبهاری است * * * یا شعبده ای ز ابر نیسان
شاید که پی تفرّج از خلد * * * آید سوی لاله زار رضوان
گل شد بصری چو طلعت دوست * * * شد سرو سهی چو قد جانان
گردید بنفشه چون خط یار * * * چون زلف نگار گشت ریحان
سنبل به کمال سرو مشغول * * * بلبل به جمال گل در الحان
قمری گویی کشد چو مقری * * * صوتی به ثنای حقّ ز قرآن
گویی ز بهشتِ عدن خیزد * * * این باد که می وزد بهاران
لیکن نه گمان به باغ فردوس * * * سروی چو تو می رود خرامان
با این همه برگ وساز الحقّ * * * بی باده وساده زیست نتوان
ای ترک بیار می که زین پس * * * یکدم نتوان نشست پژمان
زآن می بده از اثرکه در تن * * * گردیده بود چو خون به شریان
زآن باده که مور اگر بنوشد * * * گیرد سر راه بر سلیمان
زآن می که ز شهر عشقبازی * * * معزول کند خیال حرمان
جامی بده وبه رقص برخیز * * * آبی بده آتشیم بنشان
جمعیت خاطر دگر نیست * * * زان طرّه که کرده ای پریشان
دستان کنی آخرم به خون رنگ * * * زین دست که می کنی تو دستان
مه دیده کجا کسی لب بام * * * یا سرو چمان به صحن بستان
یعقوب دگر پسر نخواهد * * * بوی تو اگر رسد به کنعان
خورشید به پیش ماه رویت * * * حر با صفت است مات وحیران
با یاد تو خوش دلم درین دشت * * * بر دیده خلد کرم مغیلان
سیلی چو تو کس ندیده هرگز * * * ویران کن خانمان ایمان
شد فتنه عشق تو جهانگیر * * * ای فتنه عقل وآفت جان
این فتنه آخر الزّمان است * * * یا فتنه آن دو چشم فتّان
جامی دگرم بده که دوشین * * * یا نغمه هزار در گلستان
می خواند به صد شعب که گردید * * * هنگام قدوم ماه شعبان
آن مه که به نیمه اش تمام است * * * بر خلق ز کردگار احسان
آن مه که یسار شد جهان را * * * از یمن تولّد جهان بان
غوث دو جهان امام غایب * * * والی زمن ولی یزدان
آن سایه کردگار کامروز * * * در سایه خود گرفت کیهان
بنهاد قدم به ملک هستی * * * تا هستی از او رسد به سامان
آن گنج نهان که شد در این وقت * * * بر خلق زلطف حقّ نمایان
از بهر قصاص ظالمان را * * * شد نور جلال حقّ فروزان
یا نور ازل پی تجلّی * * * آورده به کاینات جولان
یا خود ز فروغ پرده را سوخت * * * تا بنده رخش چو ماه کنعان
او صاحب امر وآمر امر * * * از عالم امر تا به امکان
زین کون ومکان مراد یاری * * * بل از همه ما یکون وما کان
نور احد وسلیل احمد * * * بر وحدت حقّ یگانه برهان
فرمانده سیر چرخ وانجم * * * راننده ابر وباد وباران
بابش حسن ورود به نسبت * * * تا فاطمه وعلی عمران
بر خاتم اوصیایی، او را * * * از خاتم انبیاست فرمان
شد ختم دوازده شه دین * * * بر امر خدای فردِدیان
گفتم به کفش زفیض عامش * * * آنجا که تویی کجاست عمان
آری عمان نکرده هرگز * * * یک کون ومکان به خویش مهمان
با خاک رهش نه گر رهی جست * * * جان بخش نمی شد آب حیوان
روزی که به انتقام خیزد * * * از چرخ فتد زبیم کیوان
از ایمن او قضا پی حکم * * * از ایسر او قدر به فرمان
تا تیشه زند به بیخ بیداد * * * تا ریشه کند ز غرس طغیان
تا سست کند ز جور بنیاد * * * تا سخت کند ز عدل بنیان
هنگام نبرد ذوالفقارش * * * غران سپهش به روز میدان
بر خرمن ظلم، برق خاطف * * * بر خانه کفر، سیل غران
از کشته وخون شرک آرد * * * دریایی وکوه در بیابان
تا شرع نبی به هفت اقلیم * * * رایت کشد از جیوش ایمان
گیتی به ارم کند نکوهش * * * نازد به بهشت عدن بستان
از معدلتش شده فراموش * * * از خاطر بحر نام طوفان
شد طعمه برّه کلّه گرگ * * * شد چشمه سوسمار، ثعبان
ز آهو بره شیر، در تزلزل * * * از پنجه سعوه باز، لرزان
در پیش غزال، ببر در کوه * * * کندی پی عذر چنگ ودندان
نیزار نگرد پلنگ بر عزم * * * در جفن فرو رودش مژگان
در وصف کمال او مدیحم * * * گرچه نه براوست هیچ نقصان
لیکن پی استغاثه کردم * * * در نزد وی این چکامه عنوان
وینک برمش به ذکر وحاجات * * * از مطلع تازه ای به پایان
ای جان جهان وقبله جان * * * جانها به فراق تو گروگان
از خلق تو کرد ختم منّت * * * امروز به ما خدای منّان
تا چند ز هجر خودگذاری * * * ما را به غم ورهین خذلان
تا چند کند جهان فرتوت * * * ما را هدف خدنگ حدثان
خوددانی وهم خدا که دردهر * * * دیگر نه به جاست یک مسلمان
یک روز چو مرتضی بکش تیغ * * * یک ره چو نبی بیار قرآن
یک روز به اژدها بده حکم * * * ما را بِرَهان ز زخم ماران
وقتی نظری بکن ز رأفت * * * بر خجلت من ز فرط عصیان
یک جا به کف ملامت از جرم * * * یک جا به کمند کین دوران
آنی تو که رفت از تویوسف * * * بر مسند خسروی ز زندان
آنی تو که بر خلیل آتش * * * کردی ز تلقی گلستان
آنی تو که از درخت گفتی * * * پس راز نهان به پور عمران
آنم من مجرم آنکه دارد * * * ننگ از گنهم به خویش شیطان
آنم که زظلم وفتنه ضحّاک * * * باشد بر من چو شیخ صنعان
آنم که به نعمت خداوند * * * دارم عوض سپاس کفران
با این همه بد فعالی خویش * * * دارم ز خدا امید غفران
از آنکه بدان غیاث کونین * * * نادیده محبّم وثنا خوان
وین طرفه کتاب نجم ثاقب * * * زین رو سیه آمده به سامان
شایسته درگه تو گر نیست * * * بر دعوی بنده هست برهان
شاها زغمان دل چه گویم * * * پیش تو که هیچ نیست پنهان
افتاد گِیم به دهر دانی * * * بیچارگیم به پای میزان
گرلطف کنی شهم بدارین * * * ورنه من ودر دو کون خسران
نومید مکن ز خود وفا را * * * گرچه نه به لطفِ تست شایان
تا کرده خدا برای هر درد * * * آماده چو رزق مرد درمان
درد تو هر آنچه سخت باشد * * * بادات به جان دوستداران
مدح امام عصر (ع)
نیست آن دم که سوی ما به کفَتْ سنگی نیست * * * یا که اندر دلِ سنگت هوس جنگی نیست
شاهدان را همه آهنگ سماع است ونشاط * * * یا مر تو را جز پی یغمای دل آهنگی نیست
هر دم از رنگ دگر می بَریم عقل وتو را * * * نیست هیچ ازحرکاتت که زنیرنگی نیست
آن دمی را که به رنگی ببری صبر وقرار * * * گویدم عقل که بالاتر از این رنگی نیست
دم دیگر که به رنگ دگر آهنگ کنی * * * خود بفهمم که مرا نزد تو فرهنگی نیست
واعظم خواند که در خون زندم چنگ به وعظ * * * نتوان رفت به بزمی که دف وچنگی نیست
زنگ شمشیر ز خونم ببر وایمن باش * * * که مرا از تو بر آیینه دل زنگی نیست
من به کنج غم ویاران سوی صحرا به نشاط * * * غیر من در همه شهرِ تو دلتنگی نیست
در همه کوه وبیابان دگر ای سنگین دل * * * نا شکسته به سر از دست غمت سنگی نیست
گام بر نام بنه اوّل وآنگاه به راه * * * کاندر این راه به جز نام دگر ننگی نیست
قدمی بیش نباشد ز هوس تا ره عشق * * * از در صومعه تا میکده فرسنگی نیست
ساقیا بوسه پی باده بده ز آن لب قند * * * که به شیرینی تنگ شکرت تنگی نیست
همه روز از گل رویش غزلی گوی وبنال * * * کاندراین باغ وفا چون تو شباهنگی نیست
خبر مهدی موعود به شاهان بدهید * * * تا بدانند جز او صاحب او رنگی نیست
بر در پیر خرابات رهی باید کرد * * * تکیه بر دولت صاحب کلَهی باید کرد
هر شب آه دلی آن سوی روان باید داشت * * * عرض حاجات به هر صبحگهی باید کرد
هدف تیر ملامت چو گدایان تا چند * * * خویشتن را هدف تیر شهی باید کرد
تا شَوی مورد بخشایش دریای کرم * * * خویش را غرقه بحر گنهی باید کرد
پای از بزم دف وباده نبایست کشید * * * دست در زلف بت ساده گهی باید کرد
تا به پایان برسد قصّه شبهای دراز * * * قصّه ای از سر زلف سیهی باید کرد
مهر اگر نور به مه داد ولی کسب ضیاء * * * بهر خود هر دمش از روی مهی باید کرد
از ازل تا به ابد دیده رحمت باز است * * * پس به ما هم ز ترحّم نگهی باید کرد
گر طربخانه جاوید وفا می خواهی * * * بر در میکده ات خانگهی باید کرد
در دل مظهر حقّ حجّت قائم، مهدی * * * از ره طاعت واخلاص رهی باید کرد
یک رباعی در مدح امام عصر (ع)
تنگ است بسی به سینه ام راه نفس * * * از بس که به راه حق نمی بینم کس
پُر گشته جهان سراسر از ظلم ونفاق * * * ای پادشه عصر به فریاد برس



 

 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) سوره دخان آیه ۴.
(۲) بحارالانوار ج ۸۹ ص ۳۳۱.
(۳) سوره هود آیه ۸۶.
(۴) بحارالانوار ج ۸۹ ص ۳۴۰.
(۵) سوره اسراء آیه ۳۴.
(۶) که البتّه سخن آن جماعت، سخن اشتباه ونادرستی است.
(۷) سوره حجّ آیه ۳۹ یعنی: «به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته اند وخدا برای یاری آنها توانا است».
(۸) بحارالانوار ج ۱۰۲ ص ۱۹۳.
(۹) سوره انعام آیه ۱۶۴ یعنی: «هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی شود».
(۱۰) بحارالانوار ج ۱۰۱ ص ۳۱۱.
(۱۱) بحارالانوار ج ۸۶ ص ۳۵۴.
(۱۲) سوره توبه آیه ۱۰۵ یعنی: «بگو: عمل کنید که خداوند وفرستاده او ومؤمنان، اعمال شما را می بینند».
(۱۳) یعنی: «ای عزیز! به ما واهل ما سختی وتنگی رسیده است وما با توشه ای ناچیز بسوی تو آمده ایم پس پیمانه ما را پُر کن وبر ما تصدّق نما که همانا خداوند جزای صدقه دهندگان را می دهد».
(۱۴) سوره ص آیه ۳۵ «یعنی: پروردگارا! حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد که تو بسیار بخشنده ای».
(۱۵) سوره ص آیات ۳۶ تا ۳۸.
(۱۶) طرد بهلول توسّط پیامبر اکرم (ص) حکمتهایی داشت که یکی از آن حکمتها این بود که بهلول متوجّه عظمت گناهش شده وتوبه نصوح بنماید.
(۱۷) یعنی: «سرشت آدم را تا چهل روز با دستم خمیر کردم».
(۱۸) البتّه دانای روشن بینی که در صراط مستقیم اهل بیت : باشد نه اینکه از اقطاب صوفیه وفلاسفه ودروایش و.... باشد وبا تفکرات واختراعات خارج از صراط مستقیم، دیگران را گمراه ومنحرف نماید.
(۱۹) بحارالانوار ج ۸۶ ص ۶۱.
(۲۰) مؤلّف می گوید: این دعا نسخه های مختلف وسندهای فراوانی دارد که در بعضی از نسخه ها بیشتر ودر برخی کمتر است. ابن طاووس روایت کرده که چهل صباح آن را بخوانند. این روایت در بین سایر روایات معتبرتر ومؤثّرتر است وبنابراین روایات دیگر را نقل نکردیم.
(۲۱) بحارالانوار ج ۵۳ ص ۳۲۹.
(۲۲) بحارالانوار ج ۵۳ ص ۳۳۰.

رتبه رتبه:
  ۴ / ۴.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم