كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۷۶۴) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۵۹) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۶۱) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۱۰۶) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۶۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۴۹) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۹۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۸۷) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۲۲) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۱۲)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » سیره عملی اهلبیت (علیهم السلام) امام مهدی (عجل الله فرجه)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها سیره عملی اهلبیت (علیهم السلام) امام مهدی (عجل الله فرجه)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: سید کاظم ارفع تاريخ تاريخ: ۲۷ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۳۸۰۶ نظرات نظرات: ۰

سیره عملی اهلبیت (علیهم السلام)

امام مهدی (عجل الله فرجه)

تألیف: سید کاظم ارفع
ناشر: تهران - فیض کاشانی

فهرست مندرجات

چگونگی ولادت
سیره عملی امام (علیه السلام)
وظایف ما در زمان غیبت آن گرامی
چهار نایب خاص امام (علیه السلام)
کلمات حکمت آمیز
گفتار معصومین درباره آن حضرت
علائم ظهور حضرت
حوادث ووقایع قیام امام (علیه السلام)
زندگی در عصر امام مهدی (علیه السلام)

چگونگی ولادت

«اللّهُمَ اکُشف هذه الغَمَه عَن هذه الأمّه یحضوره وعَجّل لنا ظهورَهُ إِنَّهُمْ یَرُونَهُ بعیدا ونریه قریباً برحمتک یا ارحم الراحمین»
چگونگی ولادت جمعه پانزدهم شعبان سال دویست وپنجاه وپنج هجری در شهر سامرا حضرت بقیه الله امام عصر روحی وارواح العالمین له الفداء چشم به جهان گشود. حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست وفرمود: عمّه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خداوند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد.
عرض کردم: ما در این فرزند مبارک کیست؟ فرمود: نرجسی.
گفتم: فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود: برای همین می گویم نزد ما باش، وارد خانه شدم سلام کردم بانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد وگفت: ای بانوی من شب بخیر! گفتم: بانوی من وخاندان ما تویی! گفت: نه، من کجا واین مقام بزرگ؟ گفتم: دخترجان امشب خداوند پسری به تو عنایت می فرماید که سرور دو جهان خواهد بود. تا این کلام از من شنید با کمالی حجب وحیا نشست. پس از اقامهٔ نماز افطار کردم وخوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده واز وضع حمل او خبری نیست. پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست.
نزدیک بود که در وعدهٔ امام (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان امام (علیه السلام) در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند:
«لا تعجلی یا عمه فان الامر قد قرب»
عمه: تعجیل مکان که وقت نزدیک است!
همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغولی خواندن سورهٔ الم سجده ویس شدم. در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست. من به وی نزدیک شدم ونام خدا را بر زبان جاری کردم وپرسیدم: آیا در خود چیزی احساس می کنی؟ گفت: آری، گفتم: ناراحت مباش ودل قوی دار، این همان مژده است که به تو دادم. اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته وذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که برخلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک وپاکیزه بود.
در این هنگام امام عسکری (علیه السلام): صدا زد: عمه جان! فرزندم را نزد من بیاور، واو را نزد پدر بزرگوارش بردم، او را به سینه چسبانید وزبان در دهانش گذارد ودست بر چشم وگوش او کشید وفرمود: «تکلم یا بنی» فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت: «آشهدا ان لا اله الا الله وحده لاشریک له وأشهدُ أنّ محمّدأ رسول الله ثم صلی علی أمیرالمؤمنین (علیه السلام) وعَلی الأئمه إلی أن وقف علی أبیه ثمّ أحجم.
شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار ورسالت حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم، سپس بر امیرالمؤمنین وائمه طاهرین (علیهم السلام) درود فرستاد وچون به نام پدرش رسید دیدگان گشود وسلام کرد.
امامت (علیه السلام) فرمود: عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند وباز نزد من برگردان او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او را پیش امام حسن عسکری (علیه السلام) برگردانیدم(۱). بعضی از اسماء والقاب آن گرامی عبارتند از: بقیه الله ، حجت، خلف صالح، أبوالقاسم، قائم منتظر، مهدی (م ح م د) ناگفته نماند که نام د) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه، شیخ طوسی حرام وحاجی نوری ذکر آن در مجالس ومحافل حرام است(۲).
شکل وشمایل امام (علیه السلام)
وجود نازنین امام زمان (علیه السلام) شبیه ترین مردم به حضرت محمد صلی الله علیه وآله است هم از جهت شکل وشمایل وهم از جهت خوی واخلاق. صورت مبارکش سفید که سرخی بر آن آمیخته، پیشانی نازنینش بلند وسفید وتابان است، ابروانش بهم پیوسته، نور رخسارش چنان درخشان است که بر سیاهی محاسن شریف وسر مبارکش، مستولی شده، بر قسمت راست صورتش خالی است که پنداری ستاره ای است درخشان، میان دندانهایش گشاده وچشمانش سیاه وسرمه گون است، المهدی طاوس اهل الجنه وجهه کالقمر الدری علیه جلابیب النور، حضرت مهدی (علیه السلام) طاوس اهل بهشت است چهره اش چون ماه درخشنده است، بر بدن مبارکش جامه های نور است. قامتش معتدل وموزون است که هیچ چشمی هیئتی به آن اعتدال وتناسب ندیده است. اللهم ارنی الطلعه الرشیده والغره الحمیده واکحل ناظری بنظره منی الیه آیت الله شیخ محمد حسین غروی رضوان الله تعالی علیه می فرماید:

تبارک الله از آن طلعت چون ماه وتعالی * * * نه ما را است چنین غره ونه این قد وبالا
ندیده در افق اعتدال دیده گردون * * * کوجهه قمرا او کحاجبیه کمالا
زند عقیق لبش طعنه ها بلعل بدخشان * * * سبق برد در دندان او ز لؤلؤ لالا
هزار خسرو وپرویز را دل است چو فرهاد * * * ز شور صحبت شیرین آن شهنشه والا
بخنجر مژه وتیر غمزه ام مزن ای جان * * * که خسته ام من وبیجان، ولا اطیق قتالا
ز رنج عشق تو رنجورم آن چنان که تو دانی * * * که گر بجانب من بنگری رایت خیالا
ببانگ دیو طبیعت چنان ز راه شدم دور * * * که گر تو دست نگیری لقد ظللت ضلالا
ذلیل ومفتقرم ای عزیز مصر حقیقت * * * بده نجاتم از این پستی وببر سوی بالا
سیره عملی امام (علیه السلام)

احمد بن اسحاق که از بزرگان شیعه وپیروان ویژه امام حسن عسکری (علیه السلام) است می گوید: خدمت امام عسکری (علیه السلام) شرفیاب شدم، ومی خواستم در مورد جانشین پس از او سوال کنم، وآن گرامی بدون آن که سوال کنم فرمود: ای احمد، همانا خدای متعال از آن هنگام که آدم. را آفرید زمین را از حجت خدا خالی نگذاشته ونیز تا قیامت خالی نخواهد گذاشت، به جهت حجت خدا از اهل زمین رفع بلا می شود وباران می بارد وبرکات زمین خارج می گردد.
عرض کردم: ای پسر رسول خدا، امام وجانشین پس از شما کیست؟ آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت وبازگشت در حالی که پسری سه ساله که رویی همانند ماه تمام داشت بر دوش خویش حمل می کرد وفرمود: ای احمد بن اسحاق، اگر نزد خدای متعال وحجتهای او گرامی نبودی این پسر را به تو نشان نمی دادم، همانا او همنام رسول خدا وهم کنیه اوست، او کسی است که زمین را از عدل وداد پر می سازد همچنان که از ظلم وجور پر شده باشد. ای احمد بن اسحاق مثل او در این امت مثل خضر (علیه السلام) وذوالقرنین است، سوگند به خدا غایب می شود به طوری که در زمان غیبت او از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند او را بر اعتراف به امامت وی ثابت قدم بدارد وموفق سازد که برای تعجیل فرج او دعا کند.
عرض کردم: سرور من، آیا نشانه ای دارد که دل من به آن اطمینان بیشتری پیدا کند؟ در این هنگام آن پسر به عربی فصیح فرمود: منم بقیه الله در زمین، همان که از دشمنان خدا انتقام می گیرد، ای احمد بن اسحاق پس از مشاهد عینی دنبال اثر نگرد(۳)! ابونعیم انصاری می گوید: با سی نفر در مکه معظمه حضور داشتم، در میان آن جمع محمد بن قاسم علوی از اخلاص بیشتری برخوردار بود. روز ششم ذی الحجه سال ۲۹۳ هجری بود که ناگاه جوانی که دو حوله احرام پوشیده ونعلین خود را در دست گرفته بود به جمع ما وارد شد. هنگامی که چشم ما به جمالش افتاد چنان تحت تاثیر جلالت وعظمتش قرار گرفتیم که همگی یکجا برخاستیم وآن گرامی به ما سلام کرد ودر وسط گروه ما نشست وما نیز در اطراف او نشستیم.
آن گاه به سمت راست وچپ خود نگریست وفرمود: آیا می دانید حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در دعای الحاح چه می گفت؟ گفتیم: چه فرمود؟ فرمود: چنین می گفت: اللهم انی اسئلک باسمک الذی تقوم به السماء به تقوم الارض وبه تفرق بین الحق والباطل وبه تجمع بین المجتمع وبه احصیت عدد الرمال وزنه الجبال وکیل البحار ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تجعل لی من امری فرجا.
خدایا: تو را می خوانم، به آن نامت که آسمان وزمین را بپای می داری، وحق وباطل را از هم جدا می کنی، وپراکندگان را جمع وجمع را پراکنده می سازی، وعدد ریگ های بیابان ووزن کوهها وپیمانه دریاها را می شماری، بر محمد وآل محمد درود بفرست وفرج مرا نزدیک گردان! سپس برخاست ومشغول طواف شد ما هم با وی برخاستیم وتا او رفت وما فراموش کردیم که دربار او گفتگو کنیم واز هم بپرسیم که او کی بود. فردا در همان وقت نیز از طواف فراغت یافت وبه نزد ما آمد وهمانند روز گذشته ما به احترامش برخاستیم واو را هم در وسط گرفته ودور او نشستیم.
دوباره مثل روز گذشته به سمت راست وچپ خود نگریست وفرمود: آیا می دانید امیرالمومنین (علیه السلام) بعد از هر نماز واجب چه دعایی را می خواند؟ پرسیدیم چه دعایی را می خواند؟ آن بزرگوار دعا را خواند وبعد دعایی را که علی (علیه السلام) در سجده شکر وعلی بن الحسین (علیه السلام) در زیر ناودان کنار بیت می خواندند بیان فرمود ودر بین ما نگاهی به محمد بن قاسم کرد وفرمود: ای محمد بن قاسم تو به راه خیر می روی ان شاء الله وبرخاست وداخل در طواف شد وما همگی این دعاها را حفظ کردیم ولی هیچ کدام بیاد نیاوردیم که راجع به آن عزیز صحبت کنیم جز اینکه در روز آخر یکی از حضار به نام ابوعلی محمودی به ما گفت ای آقایان آیا این شخص را می شناسید، به خدا قسم او صاحب الزمان شماست!
پرسیدیم از کجا دانستی که امام زمان (علیه السلام) است؟ ابوعلی توضیح داد که هفت سال تضرع وزاری می کردم واز خداوند می خواستم که حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) را زیارت کنم، تا اینکه عصر روز عرفه دیدم همین بزرگوار آمد وهمین دعایی را که شنیدید خواند، من از او پرسیدم: شما کیستید او فرمود: از مردم هستم، گفتم از کدام تیره مردم؟ فرمود: از عرب، گفتم از کدام تیره عرب؟ فرمود: از بنی هاشم. گفتم: از کدام گروه بنی هاشم؟ فرمود: از آن گروه که بزرگ آنها سر دشمن را می شکافت وبه مردم طعام می داد ودر آن هنگام که مردم در خواب بودند به نماز می ایستاد.
دانستم که او علوی است ولی ناگهان ناپدید گشت ونفهمیدم کجا رفت. از مردمی که در اطراف او بودند پرسیدم آیا این شخص را شناختید؟ گفتند: آری، هر سال پیاده با ما به حج می آید گفتم: سبحان الله به خدا قسم اثر پیاده روی در وی ندیدم. از عرفات به مزدلفه رفتم در حالی که از فراق او غمگین وافسرده بودم، وقتی به خواب رفتم در عالم رویا رسول الله صلی الله علیه وآله را دیدم که فرمود: آیا مطلوب خود را دیدی؟ گفتم: آقا، او کیست؟ فرمود: همان کسی که دیروز عصر دیدی امام زمان تو بود. ابونعیم انصاری راوی این داستان می گوید: وقتی این مطالب را از بوعلی شنیدیم او را سرزنش کردیم که چرا بموقع ما را مطلع نساختی؟! گفت: من هم فراموش کردم(۴).
در شهر نجف کارگر حمامی بود که پدر پیری داشت ونسبت به خدمتگزاری او هیچ گونه کوتاهی نمی کرد تا آنجا که برای او آب در مستراح می برد ومنتظر می شد تا خارج شود وبه مکانش برساند. آری پیوسته ملازم خدمت او بود مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت ودر آن شب به واسطه اعمال مسجد سهله وشب زنده داری در آنجا از خدمت معذور بود. ولی پس از مدتی ترک کرد ودیگر به آنجا نرفت.
از او پرسیدند چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی؟ گفت: چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم، شب چهارشنبه چهلم رفتم به تاخیر افتاد تا نزدیک غروب، در آن موقع تک وتنها بیرون رفتم وبا همان وضع به سیر خود ادامه دادم تا یک سوم راه باقی ماند، کم کم ماهتاب مقداری از تاریکی شب را به روشنایی تبدیل کرد. در این هنگام شخص عربی را دیدم بر اسبی سوار است وبه طرف من می آید ودر دل خود گفتم الان این مرد راهزن مرا برهنه می کند، همین که به من رسید با زبان عرب بدوی شروع به صحبت کرد، پرسید کجا می روی؟ گفتم مسجد سهله، فرمود: با تو چیز خوردنی هست؟ جواب دادم نه، فرمود: دست خود را در جیب کن، گفتم: در آن چیزی نیست باز آن سخن را با تندی تکرار کرد.
من دست در جیب کردم مقداری کشمش یافتم که برای کودک خود خریده بودم واز خاطرم رفته بود به او بدهم. آن گاه به من فرمود: اوصیک بالعود سه مرتبه این عبارت را تکرار کرد (عود به زبان عرب بدوی پدر پیر را می گویند) بعد از این سخن ناگهان از نظرم ناپدید شد.
فهمیدم که او حضرت مهدی (علیه السلام) بود ودانستم که آن گرامی راضی نیست ترک خدمت پدرم را حتی در شبهای چهارشنبه بنمایم.
از این جهت دیگر به مسجد سهله نرفتم واین کار را ترک نمودم(۵).
ابونصر طریف می گوید: به خدمت صاحب الزمان (علیه السلام) رسیدم. فرمود: ای طریف قدری صندل سرخ برای من بیاورد صندل نام درختی است که در هند می روید وبوی خوشی دارد، شاید مقصود امام (علیه السلام) عطری بوده که از آن می گرفته اند). وقتی آن را حاضر کردم فرمود: مرا می شناسی؟ عرض کردم: آری، فرمود: من کیستم؟ عرض کردم، شما آقا وپسر آقای من هستید، فرمود: مقصودم سوال از این نبود، طریف گفت: فدایت شوم پس بفرما تا خشنود گردم، فرمود: من خاتم اوصیاء هستم که خداوند گرفتاریها را به وسیله من از بستگان وشیعیانم برطرف می کند(۶).
ابراهیم بن مهزیار می گوید: به مدینه رفتم تا درباره اولاد امام حسن عسکری (علیه السلام) تحقیقاتی نمایم ولی در مدینه چیزی دستگیرم نشد. آن گاه به مکه رفتم تا مگر در آنجا اطلاعی بدست آورم. روزی در هنگام طواف جوانی زیبا روی بنظرم آمد که او نیز به من نگاه می کرد. من به آرزوی اینکه شاید مقصود خود را یافته باشم به طرف او رفتم وسلام کردم وجواب سلام بهتر شنیدم. آن گرامی پرسید: اهل کجایی؟ گفتم اهواز. فرمود: از دیدنت خوشحالم.
آیا در اهواز جعفر بن حمدان خصیبی را می شناسی؟ گفتم: او ندای حق را لبیک گفت. فرمود: خدا او را رحمت کند شبهای درازی را به عبادت گذرانید وخداوند پاداش فراوان به او عنایت نمود، سپس فرمود: مرحبا به تو، آن علامتی که از امام حسن عسکری (علیه السلام) که در اختیار تو بود چه کردی؟ عرض کردم: شاید منظور شما انگشتری باشد که امام عسکری به من لطف فرمود؟! فرمود: آری مقصودم همان است. وقتی آن را بیرون آوردم ونظرش به آن افتاد از دست من گرفت وبوسید وسپس نقش آن را که نوشته بود یا الله یا محمد یا علی خواند. آن گاه فرمود: قربان پدرم گردم! که جواب مسائل بسیاری را برای امروز که به آن احتیاج دارم از وی گرفتم وهمه نوع احادیث واخبار از او استفاده نمودم.
تا آنجا که فرمود: مطلب مهمی را که بعد از سفر حج قصد کرده ای به من اطلاع بده، گفتم: آنچه در نظر داشتم هم اکنون به تو می گویم. گفت: هر چه می خواهی بپرس تا به خواست خدا برایت شرح دهم. گفتم: آیا از اولاد امام حسن عسکری صلوات الله علیه خبری داری؟ گفت: آری والله، ماموریت من برای آمدن به سراغ تو از ناحیه آن بزرگواران است واگر دوست داری به شرف ملاقات آنها نائل شوی با من به شهر طائف بیا ولی این سفر را از دوستانت مخفی بدار! ابراهیم بن مهزیار می گوید: با وی به طائف رفتم، از ریگستانی گذشته از دور چادری دیدیم که بر سینه تل ریگی سر پا بود.
او نخست به درون چادر رفت تا برای ورود اجازه بگیرد، پس به آنها سلام کرد واطلاع داد که من بیرون منتظرم. یکی از آنها که در میان چادر بودند وبزرگتر بود ونامش (م ح م د) بود بیرون آمد. رنگ صورتش باز، پیشانی اش روشن، بر گونه راستش خالی مانند پاره مشکی بر سفیدی نقره نمایان بود وموی سر مبارکش نتابیده تا نزدیک گوشش می رسید، قیافه نورانی او را هیچ چشمی ندیده وزیبایی ووقار وحجب وحیای بی نظیرش را نمی توان توصیف کرد. همین که نظرم به او افتاد بی اختیار به سویش شتافتم ودست وپایش را بوسیدم.
فرمود: خوش آمدی، رابطه قلبی میان من وتو برقرار است با وجود دوری منزل وتاخیر ملاقات تو را در نظر داشتم خدا را شکر که ملاقات ما صورت گرفت واز انتظار وفراق ما را بیرون آورد. امام (علیه السلام) از تمام برادران گذشته وحال من پرسید، عرض کردم، پدر ومادرم فدای شما من از هنگام مرگ وشهادت مولایم امام حسن عسکری تا کنون همواره شهر به شهر در جستجوی شما هستم وهمه جا درهای امید به رویم بسته می شد تا اینکه خدا بر من منت نهاد وکسی آمد ومرا به خدمت شما آورد. خدا را شکر می کنم که بزرگواری واحسان حضرتت را به من الهام نمود.
سپس آن گرامی مرا به گوشه خلوتی برد وفرمود: پدرم با من پیمان بست که جز در پنهان ترین ودورترین نقاط زمین مسکن نکنم تا اسرار وجودم مخفی شود واز نقشه های گمراهان محفوظ بمانم واز خطرات مردم بد اندیش در امان باشم. از اینرو بیابان های خشک وریگزار را می پیمایم ومنتظر روز قیام خود می باشم که فریاد مردم روی زمین از هر سو بلند است. پدرم صلوات الله علیه از حکمت های پنهانی وعلوم مکتوم چیزهایی به من آموخت که اگر شمه ای را به تو بگویم تو را بی نیاز گرداند.
پدرم صلوات الله علیه فرمود: یا بنی ان الله جل ثناوه لم یکن لیخلی اطباق ارضه واهل الجد فی طاعته وعبادته، بلا حجه یستعلی بها وامام یوتم به. فرزندم خداوند تبارک وتعالی تمام طبقات زمین وآنها را که سعی در عبادت واطاعت او دارند بدون حجتی که مقام آنها را بالا برد وبدون امامی که مردم به وی اقتد نمایند وبه روش وی روند خالی نمی گذارد ای فرزند: امیدوارم تو از کسانی باشی که خداوند آنها را برای نشر حق وبر چیدن اساس باطل واعتلای دین وخاموش ساختن آتش گمراهی آماده ساخته است.
ای فرزندم همیشه در مکانهای پنهان ودور مسکن بنما زیرا که هر یک از دوستان خدا دشمنی زننده ومخالفی مزاحم دارند... واعلم ان قلوب اهل الطاعه والاخلاص نزع الیک مثل الطیر اذا امت او کارها پسرم بدان که دلهای مردم دیندار وبا اخلاص مانند پرندگان که میل به آشیان دارند مشتاق لقای تو می باشد... مهزیار می گوید: مدتی در خدمت حضرت توقف نمودم واز آن حضرت حقایق روشن واحکام نورانی ولطائف وحکمت ونکات ممتازی که خداوند در سینه گهربارش نهاده بود استفاده نمودم وبا حضرت خدا حافظی نمودم در حالی که خدا را سپاسگزارم(۷).
چند نفر از شیعیان بحرین باهم قرار گذاشتند هر یک به نوبت دیگران را میهمانی کنند، بر این قرار عمل کردند تا نوبت به مردی تنگدست رسید چون برای میهمانی دوستان خود وسیله ای در اختیار نداشت بسیار اندوهگین شد واز افسردگی از شهر خارج شده روی به صحرا آورد تا شاید کمی اندوهش برطرف شود.
در این بین شخصی پیش او آمد وگفت: در شهر به فلان تاجر بگو آن دوازده اشرفی را که برای ما نذر کرده بودی بده، پول را از او می گیری وصرف میهمانی خود می کنی! آن مرد پیش تاجر رفت وپیغام را رساند تاجر گفت: این حرف را به تو فرموده آیا او را شناختی پاسخ داد نه گفت: او صاحب الزمان (علیه السلام) بود، من این مبلغ را برای آن جناب نذر کرده بودم، مرد بحرینی را بسیار احترام کرد ووجه را پرداخت، خواهش کرد که چون آن بزرگوار نذر مرا پذیرفته نصف این اشرفیها را به من بده معادل آن از پولهای دیگر می دهم تا به عنوان تبرک داشته باشم بحرینی بدین وسیله از عهده میهمانی دوستان خود بر آمد(۸).
ابوالحسین بن ابی البغل می گوید: از طرف ابومنصور صالحان حاکم وقت کاری به من واگذار شده بود وبین من واو به واسطه آن کار تیره شد تا آنجا که من مجبور شدم خود را پنهان کنم. ابومنصور پیوسته مرا جستجو می کرد ومن مدتی هراسان وسرگردان در اختفا بسر می بردم. در یک شب جمعه تصمیم گرفتم به حرم مطهر موسی بن جعفر وامام جواد (علیهما السلام) بروم تا شاید خداوند گشایشی عنایت کند، باران می آمد وباد می وزید، شب تاریکی بود وارد حرم شدم از ابوجعفر متصدی حرم خواهش کردم درها را ببندد وکوشش کند کسی وارد نشود تا با خاطری آسوده وحضور قلب عرض نیاز ودعا کنم، در ضمن از گرفتار شدن به دست اشخاص که در جستجویم بودند ایمن باشم.
او پذیرفت ودرهای حرم را بست. شب به نیمه رسید باد وباران آن قدر زیاد بود که رفت وآمد مردم را قطع نمود. من با دلی آکنده از اندوه وچشمی گریان دعا می کردم وزیارت می نمودم در این لحظه یکباره متوجه صدای پایی از طرف قبر مطهر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) شدم وقتی نگاه کردم شخصی را دیدم که مشغول زیارت است، بر آدم وپیامبران اولوالعزم سلام داد، امامان (علیهم السلام) را نیز سلام داد تا به حضرت حجت امام زمان (علیه السلام) رسید چیزی نگفت، شگفت زده شدم ولی پیش خود گفتم ممکن است نام شریف آن گرامی را فراموش کرده باشد. زیارتش تمام شد دو رکعت نماز خواند وبعد به طرف مرقد مطهر امام جواد (علیه السلام) آمد وهمانند سلام وزیارت او باز تکرار کرد ودو رکعت نماز خواند ولی من چون او را نمی شناختم ترس مرا فرا گرفت.
دیدم جوانی است کامل، لباس سفیدی پوشیده وعمامه ای بر سربسته وردایی نیز بر دوش دارد. این بار که زیارتش تمام شد به سوی من آمد وفرمود: ابوالحسین بن ابی البغل این انت من دعاء الفرج اگر گرفتاری چرا دعای فرج را نمی دانی؟! پرسیدم آن دعا چگونه است؟ فرمود: دو رکعت نماز می خوانی آن گاه این دعا را تلاوت می کنی: یا من اظهر الجمیل وستر القبیح یا من لم یواخذ بالجریره ولم یهتک الستر یا عظیم المن یا کریم الصفح یا حسن التجاوز ویا واسع المغفره یا باسط الیدین بالعطیه یا منتهی کل نجوی ویا غایه کل شکوی یا عون کل مستعین ویا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها یا رباه ده مرتبه یا غایه رغبتاه ده مرتبه اسلک بحق هذه الاسماء وبحق محمد وآله الطاهرین (علیهم السلام) الا ما کشفت کربی ونفست همی وفرجت غمی واصلحت حالی. پس از این دعا هر چه خواستی به خدا بگو وحاجت خود را طلب کن آن گاه طرف راست صورت را بر زمین می گذاری وصد مرتبه می گویی:
یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیای وانصرانی فانکما ناصرای. وبعد طرف چپ صورت را بر زمین می گذاری صد مرتبه می گویی: ادرکنی آن گاه می گویی: الغوث، الغوث، الغوث این لفظ را زیاد تکرار می کنی تا اینکه نفست تمام شود در این موقع سر از زمین بر می داری خداوند به کرمش حاجتت را بر می آورد انشاء الله تعالی.
همین که مشغول آن دعا ونماز شدم از حرم بیرون شد پس از پایان انجام دستورات آن بزرگوار پیش ابوجعفر رفتم تا سوال کنم این مرد چگونه وارد شد، درها را مانند اول بسته دیم، در شگفت شدم با خود گفتم شاید درب دیگری هست که من خبر ندارم. نزد ابوجعفر رفتم جریان را به صورت گله گفتم، پاسخ داد درها همان طور بسته است ومن باز نکردم ولی به این موضوع که تعریف می کنی آن آقا مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) است.
مکرر در مثل چنین شبی هنگام خلوت بودن حرم آن بزرگوار را دیده ام. ابوالحسین می گوید: اندوهگین شدم که چرا امام (علیه السلام) را نشناختم واین سعادت پر ارج را از دست دادم. از حرم موسی بن جعفر وجواد الائمه (علیها السلام) بیرون آمدم در حالی که رفع گرفتاریم شد وبه بهترین صورت به حاجت خویش رسیدم(۹).

وظایف ما در زمان غیبت امام (علیه السلام)

۱- ندبه واستغاثه به او:
تردیدی نیست که واسطه فیض بین ما وپروردگار وجود نازنین حضرت بقیه الله روحی له الفداء است واگر در زندگی مشکل وگرفتاری داشته باشیم ویا نداشته باشیم توسل وندبه بر در آستان آن گرامی ضرورت دارد. پاکدلان وانسانهای شایسته به آن بزرگوار عشق می ورزند وهمواره در استغاثه ودعا هستند تا شاید توفیق دیدارش وان شاء الله درک محضرش را در زمان ظهور پیدا کنند. در این رابطه دعای ندبه را در چهار عید فطر، قربان، غدیر وروز جمعه می خوانند ومی گویند که: عزیز علی ان اری الخلق ولا تری ولا اسمع لک حسیسا ولا نجوی.
چقدر سخت است برای من که هر صحبی دیده باز کنم همه را ببینم وترا نبینم وحتی صدایی از تو به طور آهسته به گوش من نرسد.
ودعای عهد را هر صبح می خوانند بدین امید که از یاوران قائم (علیه السلام) باشند واگر پیش از ظهور آن بزرگوار بمیرند رجعت نموده واز یاران حضرتش گردند. اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا وما عشت من ایامی عهدا وعقدا وبیعه له فی عنقی لا احول عنها ولا ازول ابدا. پروردگارا من در صبح همین روزم وتمام ایامی که در آن زندگانی کنم با او تجدید می کنم عهد خود وعقد بیعت او را که بر گردن من است که هرگز از این عهد وبیعت بر نگردم وتا ابد بر آن ثابت قدم باشم.
اللهم ان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوه الداعی فی الحاضر والبادی پروردگارا اگر میان من وآن حضرت مرگ که بر تمام بندگانت قضای حتمی قرار داده ای جدایی انداخت پس مرا از قبر برانگیز در حالی که کفنم را لباس خود کرده وشمشیرم را از نیام برکشیده ولبیک گویان دعوتش را که بر تمام مردم شهر ودیار عالم لازم الاجابه است اجابت کنم.

من بینوا ز بی برگ وبری اگر بمیرم * * * سر پر ز شور از خاک در تو بر نگیرم
بغلامت درت مفتخرم مرانم از در * * * که بجز در تو حاشا در دیگری پذیرم
شده سینه ام ز سینای غمت ز ناله چندان * * * که عجب نباشد ار عرض بنالد از نفیرم

۲- انتظار فرج
روایاتی با این مضمون به دست ما رسیده که افضل العباده انتظار الفرج، انتظار فرج حضرت بقیه الله (علیه السلام) برترین عبادت است(۱۰).
انتظار الفرج من اعظم الفرج، در انتظار فرج بودن از بزرگترین فرج است(۱۱).
انتظار ظهور امام زمان (علیه السلام) علامات ونشانه هایی دارد که با حفظ آنها مصداق خارجی پیدا می کند. اول اینکه شخص منتظر همانند همه منتظران فکر وذکرش متوجه فرد مورد انتظار باشد واو را از یاد نبرد. دوم، کسی که انتظار فرج حضرت مهدی (علیه السلام) را دارد باید سعی وتلاش کند که قبل از ظهور آن گرامی خود را اصلاح کند، از گناه توبه نماید وبه اعمال صالحه ورفتار پسندیده خود را زینت بخشد تا لیاقت وشایستگی مصاحبت ودرک حضور حضرت را پیدا کند.
سوم، انتظار بدان معنی نیست که دست روی دست بگذاریم وهیچ گونه احساس مسولیت نکنیم وبگوییم که آقا تشریف می آورند وکارها را درست می کنند وبدون شک منتظر واقعی کسی است که تا می تواند امر به معروف ونهی از منکر نماید، جلوی ظلم وبیداد را بگیرد وبه بهانه انتظار از هیچ تلاش وجهاد در راه سازندگی خود وجامعه کوتاهی ننماید.
محبت خود را نسبت به حضرت اظهار نمودن
انسان هر که را دوست داشته باشد در حقش دعا می کند، برای حفظ جانش از بلیات وحوادث آسمانی وزمینی صدقه می دهد در مشاهد مشرفه واماکن مقدسه به نیابت از او عبادت وزیارت می کند، ودقیقا سزاوار چنین است که دوستان وعاشقان حضرت مهدی روحی له الفداء به بهانه های مختلف محبت خود را به آن گرامی ابراز دارند.
گاه در قالب دعا وگاه هنگام دادن صدقه وگاهی هم در مراسم حج وزیارت قبور اجداد طاهریینش، تا شاید یاد وذکر او باعث نورانیت وقبولی عمل گردد. ناگفته نماند در صورت ایمان واعتقاد، ذکر صلوات ونذر آن برای سلامتی حضرت بقیه الله گره گشای بسیاری از مشکلات است که این حقیر به تجربه برایم ثابت شده است.

تا دل آشفته ام شیفته روی تست * * * هر طرفی رو کنم روی دلم سوی تست
بگرد بیت الحرام طواف بر من حرام * * * ای صنم خوشخرام کعبه من کوی تست
دل ندهم از قصور به صحبت حسن حور * * * بهشت اهل حضور صحبت دلجوی تست
زنده لعل لبت خضر ونباشد عجیب * * * چشمه آب حیات قطره ای از جوی تست
راهزن رهروان غمزه فتان تو * * * دام دل عارفان سلسله موی تست
سوز وگداز جهان از غم غمازیت * * * راز ونیاز همه در خم ابروی تست
طایفه ای مست می، مست هوا فرقه ای * * * منتقر بینوا مست هیاهوی تست

معرفت وشناخت او
من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه هر کس بمیرد وامام زمان خود را نشناسد همانند مردم زمان جاهلیت مرده است(۱۲).
من مات عارفا لامامه کان کمن هو مع القائم (علیه السلام) فی فسطاطه هر کس بمیرد وآشنای به مقام امام خویش باشد مثل کسی است که همراه وهمنشین حضرت قائم (علیه السلام) در خیمه اوست(۱۳).
پایه واساس معرفت به آن بزرگوار را این مسائل تشکیل می دهد.
کسب مقام امامت در طفولیت، اختفاء ولادت ودوران کودکی، غیبت صغری وکبرای حضرت، نواب خاص در زمان غیبت صغری ونواب عام وزعامت مسلمین در غیبت کبری، اعتقاد به علم وعصمت امام، طول عمر وادامه زندگی حضرت، امتحان شیعیان در زمان غیبت، فیض رسانی او در هنگام غیبت ودر هنگام ظهور وحکومت، بیعت هیچ طاغوتی را به گردن ندارد واگر یک روز از جهان باقی مانده باشد او خواهد آمد وجهان را پر از عدل وداد خواهد کرد، پس از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد.

چهار نایب خاص امام (علیه السلام)

ابوعمرو عثمان بن سعید
او مورد اعتماد مردم، گران قدر ووکیل امام هادی وامام حسن عسکری (علیهما السلام) بود وبه امر امام زمان (علیه السلام) متصدی کفن ودفن امام عسکری (علیه السلام) گردید. عثمان بن سعید برای مصون ماندن از ماموران خلیفه زمان به شغل روغن فروشی روی آورد تا گمان آنها را نسبت به خود در خدمت به امام (علیه السلام) برطرف نماید. وزمانی که تماس با امام عسکری (علیه السلام) برای شیعیان مشکل بود اموال توسط او برای امام ارسال می شد وجناب عثمان بن سعید اموال را در ظرفهای روغن می ریخت ونزد امام می برد(۱۴).
عثمان بن سعید پس از امام حسن عسکری (علیه السلام) به فرمان امام مهدی (علیه السلام) به وکالت ونیابت ادامه داد وشیعیان مسائل خود را نزد او می بردند وپاسخ امام (علیه السلام) توسط او به مردم می رسید(۱۵).
محمد بن عثمان
او نیز همانند پدر از بزرگان شیعه ومورد اعتماد واحترام بود. شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه می فرماید: شیعه بر عدالت وتقوی وامانت او اتفاق داشتند. ابوعلی احمد بن اسحق می گوید از امام حسن عسکری (علیه السلام) سوال کردم احکام دین خود را از چه کسی بگیرم وگفته چه کسی را بپذیریم؟ فرمود: العمری وابنه ثقتان فما ادیا الیک فعنی یودیان وما قالا لک فعنی یقولان فاسمع لهما واطعهما فانما الثقتان المامونان. عثمان بن سعید عمری وفرزندش محمد بن عثمان هر دو موثق اند، هر چه آنها به تو برسانند از من می رسانند وآنچه به تو بگویند از جانب من می گویند.
پس از آنها بشنو واطاعت کن، چه که آنها موثق وامین هستند(۱۶).
پس از درگذشت نائب اول حضرت مهدی روحی له الفداء عثمان بن سعید توفیعی از جانب آن گرامی در مورد وفات او ونیابت فرزندش محمد بن عثمان صادر شد که بخشی از آن چنین است: انا لله وانا الیه راجعون، در برابر فرمان او تسلیم وبه قضای او راضی هستیم، پدرت سعادتمند زیست وپسندیده در گذشت، خداوند او را رحمت کند وبه پیشوایان وسرورانش (علیهم السلام) ملحق سازد، هماره در کار آنان جهد می ورزید ودر آنچه موجب تقرب به خدای عزیز وجلیل وپیشوایان بود می کوشید، خداوند روی او را شاد وشاداب دارد واز لغزشش در گذرد.
خداوند پاداش ترا بزرگ دارد وبه تو در مصیبت آرامش نیکو عطا فرماید، تو مصیبت زده شدی وما نیز مصیبت زده شدیم، ومفارقت او ترا وما را به مصیبت تنهایی واز دست دادن او مبتلا ساخت، خداوند او را به رحمت خود در جایگاه وآرامگاهش مسرور سازد، واز کمال سعادت پدرت بود که خداوند فرزندی چون تو را به او عنایت کرد که پس از او جانشینش گردی ودر امورش قائم مقام او باشی وبرایش طلب رحمت وآمرزش نمایی، ومن خدای را سپاس می گزارم، همانا دلها به مکان ومنزلت تو وبه آنچه خدا در تو ونزد تو قرار داده شاد وخشنود است، خداوند ترا یاری فرماید ونیرومند واستوار سازد وموفق بدارد، وسرپرست ومراقب ونگهبان تو باشد(۱۷).
عبدالله بن جعفر حمیری می گوید: از محمد بن عثمان پرسیدم صاحب الامر را دیده ای؟ فرمود: آری، وآخرین ملاقاتم با او کنار بیت الله الحرام بود که می گفت: اللهم انجز لی ما وعدتنی، بار پروردگارا به آنچه به من وعده داده ای انجام ده. ونزدیک رکن یمانی مقابل کعبه آن گرامی را می دیدم که می گفت: اللهم انتقم، بی اعدائی، پروردگارا از دشمنانم انتقام بگیر. وهر سال در موسم حج آن بزرگوار حاضر می شود، او مردم را می بیند ومی شناسد ومردم او را می بینند ولی نمی شناسند(۱۸).
پیش از مرگ محمد بن عثمان گروهی از بزرگان شیعه نزد او آمدند ومحمد به امر امام زمان (علیه السلام) برای سفارت وارتباط با امام (علیه السلام) ابوالقاسم حسین بی روح نوبختی را معرفی کرد وگفت: او قائم مقام من است وبعد از من به او مراجعه کنید. سال وفات محمد بن عثمان عمری سیصد وپنج هجری قمری بود(۱۹).
حسین بن روح نوبختی
از سوی حضرت مهدی روحی له الفداء درباره حسین بن روح این توقیع صادر شد: ما او را می شناسیم خداوند تمامی خیر ورضای خویش را به او بشناساند، وبه توفیق خود او را یاری نماید، از مکتوب او مطلع شد ونسبت به او وثوق واطمینان داریم، واو را نزد ما مکان ومنزلتی است که خشنودش می سازد، خداوند در احسان خویش به او بیفزاید که خدا ولی وتوانای بر همه چیز است، وسپاس خدای را که شریکی ندارد ودرود وسلام فراوان خدا بر فرستاده او محمد وبر خاندان او. این نامه روز یکشنبه ۶ شوال سال ۳۰۵ هجری قمری صادر شد(۲۰).
ابن نوح می گوید: در مصر عده ای از علمای شیعه از ابوسهل نوبختی پرسیدند چطور شد که حسین بن روح نائب امام زمان (علیه السلام) شد وتو نشدی؟ گفت: ائمه طاهرین (علیهم السلام) بهتر می دانند چه کسی را به این مقام برگزینند، من مردی هستم که دشمنان شیعه را ملاقات می کنم وبا آنها در امور اعتقادی مناظره می نمایم اگر من مانند حسین بن روح مکان امام زمان (علیه السلام) را می شناختم شاید در موقع مناظره که در آوردن دلیلی معطل می شدم، برای اثبات مدعا جای او را به دیگران نشان می دادم، ولی حسین بن روح اگر مثلا امام (علیه السلام) در زیر دامان او مخفی باشد او را با آلات برنده تکه تکه نمایند دامان خود را از او بر نمی دارد واو را به دشمن نشان نخواهند داد(۲۱)! جناب حسین بن روح مدت بیست ویک سال مقام نیابت خاصه امام زمان (علیه السلام) را بعهده داشت وقبل از مرگ امور نیابت را به امر حضرت بقیه الله سلام الله علیه به ابوالحسن علی بن محمد سمری یا سیمری واگذاشت ودر ماه شعبان سال ۳۲۶ هجری درگذشت وقبر شریفش در بغداد است(۲۲).
ابوالحسن علی بن محمد سیمری
او پس از حسین بن روح عهده دار نیابت امام زمان (علیه السلام) ورسیدگی به امور شیعیان بود. علی بن محمد سیمری به آنچه حسین بن روح انجام می داد اقدام نمود ووقتی عده ای از شیعیان نزد وی جمع شدند وگفتند که وکیل بعد از شما کیست؟ سخنی در این باره اظهار نداشت وگفت: مامور نیستم که کسی را بعد از خود به عنوان نائب امام (علیه السلام) به مردم معرفی کنم.
یک روز عده ای از بزرگان در اطرافش بودند ناگاه گفت خداوند به شما در مصیبت علی بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) اجر عنایت فرماید، او در این ساعت از دنیا رفت. آنان ساعت وروز وماه را یادداشت کردند، ۱۷ یا ۱۸ روز بعد خبر رسید که در همان ساعت علی بن بابویه قمی رحلت نموده است(۲۳).
چند روز قبل از وفاتش نامه ای با این مضمون برای او رسید: بسم الله الرحمن الرحیم: یا علی بن محمد السمری اعظم الله اجر اخوانک فیک: فانک میت ما بینک وبین سته ایام فاجمع امرک ولا توص الی احد فیقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبه التامه فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره وذلک بعد طول الامد وقسوه القلوب وامتلاء الارض جورا وسیاتی شیعتی من یدعی المشاهده الا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی والصیحه فهو کذاب مفتر، ولا حول ولا قوه الا بالله العی العظیم.
به نام خداوند بخشنده ومهربان، ای علی بن محمد سمری خداوند در مصیبت تو پاداش برادرانت را عظیم دارد، تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت، پس امور خویش را فراهم آور وبه هیچ کس وصیت مکن که پس از تو جانشین تو شود، به تحقیق غیبت کبری واقع شد وظهوری نخواهد بود تا آن گاه که خدای متعال فرمان دهد، وآن پس از مدت طولانی وقساوت دلها وپر شدن زمین از ستم است وبزودی افرادی نزد شیعیان من مدعی مشاهده (و ارتباط با امام غائب به عنوان نائب خاص) می شوند، آگاه باشید که هر کس پیش از خروج سفیانی وپیش از صیحه (خروج سفیانی وصیحه دو علامت از علاماتی هستند که نزدیک ظهور امام عصر ارواحنا فداه واقع می شود) چنین ادعایی نماید دروغگو وافترا زننده است ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم(۲۴) درست روز ششم آخرین سفیر خاص امام (علیه السلام) ابوالحسن علی بن محمد السمری از دنیا رفت وغیبت کبری آغاز گردید.
نواب عام ومراجع تقلید
با پایان یافتن غیبت صغری که جمعا ۶۹ سال بود (و اگر مبدا آن را میلاد امام مهدی (علیه السلام) حساب کنیم ۷۴ سال بوده) غیبت کبری آغاز شد. در غیبت صغری رابطه مردم با امام (علیه السلام) به طور کلی قطع نبود ولی محدود بود وهر کس از شیعیان می توانست به وسیله نواب خاص حضرت با آن بزرگوار ارتباط برقرار کرده ومشکلات ومسائل خود را به عرض امام (علیه السلام) برساند وتوسط آنان پاسخ دریافت دارد وگاهی هم برای بعضی مقدور بود که به محضر امام (علیه السلام) شرفیاب شوند. ولی در دوران غیبت کبری ارتباط قطع شد ومردم مکلف شدند در مسائل خود به نواب عام ومراجع تقلید وآگاهان به احکام شرع مراجعه کنند.
حضرت بقیه الله (علیه السلام) در توقیع مبارک خویش چنین نوشتند: عذر وبهانه ای برای هیچ یک از دوستان ما در تشکیک نسبت به آنچه ثقات ما از ما نقل می کنند نیست، دانستند که ما سر خود را به آنان واگذار کردیم وبه آنان دادیم(۲۵).
شیخ طوسی وشیخ صدوق وشیخ طبرسی رضوان الله تعالی علیهم از اسحاق بن عمار نقل کرده اند که گفت: مولای ما حضرت مهدی (علیه السلام) (در مورد تکلیف شیعه در زمان غیبت) فرموده است: واما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله علیهم(۲۶) در حوادث وپیشامدهایی که واقع می شود به روایت کنندگان حدیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنان می باشم. ونیز امام صادق (علیه السلام) می فرماید: واما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه(۲۷) هر یک از فقهاء که مراقب نفس ونگهبان دینش، ومخالف هوی وهوسش، ومطیع فرمان مولایش (یعنی ائمه (علیهم السلام)) باشد بر عوام لازم است که از او تقلید کنند.
ومرحوم طبرسی در کتاب احتجاج از امام صادق (علیه السلام) حدیث مفصلی را نقل می کند که عمر بن حنظله از امام صادق (علیه السلام) سوال نمود، آن گاه حضرت در بخشی از پاسخ چنین فرمود: من کان منکم ممن قد روی حدیثنا، ونظر فی حلالنا وحرامنا، وعرف احکامنا، فلیرضیا به حکما، فانی قد جعلته علیکم حاکما فاذا حکم بحکم ولم یقبله منه فانما بحکم الله استخف، وعلینا رد، والراد علینا کافر وراد علی الله، وهو علی حد من الشرک بالله(۲۸).
هر کس از میان شما احادیث ما را نقل کند ودر حلال وحرام ما صاحب نظر باشد وآشنای به احکام ما باشد به حکم وفتوای او رضایت بدهید. زیرا که من ایشان را بر شما حاکم قرار داده ام واگر ایشان حکمی را صادر نمایند وکسی آن را قبول نکند بداند که حکم خدا را سبک شمرده ودر واقع ما ائمه را رد کرده وکسی که ما را رد کند کافر است وخدا را رد کرده وتا حد شرک به خدا پیش رفته است.
بنابر این در زمان غیبت کبری امور مسلمین به دست ولی فقیه است وباید حلال وحرام خدا با نظر آنها بیان شود وبر کسی که به درجه اجتهاد واستنباط احکام نرسیده واجب ولازم است که از آن بزرگوار که تایید شده ائمه خاصه حضرت بقیه الله روحی له الفداء هستند تبعیت وتقلید نماید.
کلمات حکمت آمیز
انه لیس بین الله عز وجل وبین احد قرابه، ومن انکرنی فلیس منی وسبیله سبیل ابن نوح به درستی که بین خداوند تبارک وتعالی واحدی از بندگانش قرابت وفامیلی وجود ندارد وهر کس منکر وجود من شود از من نیست وراه او راهی است که پسر نوح رفت! اما ظهور الفرج فانه الی الله وکذب الوقاتون. هنگام ظهور فرج را خدا می داند وبس وهر که برای ظهور من وقتی تعیین کند دروغگو است. وانی اخرج حین اخرج ولا بیعه لاحد من الطواغیت فی عنقی من زمانی قیام می کنم که بیعت هیچ طاغوتی را بر گردن نداشته باشم.
واما وجه الانتفاع بی فی غیبتی، فکالانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب.
نوع بهره برداری از وجود من در زمان غیبت همانند بهره برداری از وجود خورشید است هنگامی که پشت ابرها از دیدگان پنهان می گردد.
وانی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء من امان اهل زمین هستم همان طور که ستارگان امان اهل آسمانند. واکثر الدعاء بتعجیل الفرج، فان ذلک فرجکم برای تعجیل در فرج (امام زمان خویش) زیاد دعا کنید که فرج او گشایش وفرج شما نیز هست. انا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم بدانید که ما مراعات حال شما (دوستان وشیعیان را) می کنیم وهیچ گاه شما را فراموش نمی کنیم. فلیعمل کل امرء منکم بما یقرب به من محبتنا، ویتجنب ما یدنیه من کراهتنا وسخطنا به گونه ای عمل کند که رفتارتان شما را به محبت ما نزدیک کند وکراهت وغضب ما را از شما دور نماید. (جلد دوم احتجاج ۲۶۹ - ۳۲۴) ان الحق معنا وفینا لا یقول ذلک سوانا الا کذاب مفتر ولا یدعیه غیرنا الا ضال غوی حق با ما ودرباره ماست وکسی جز ما نباید چنین ادعایی بنماید مگر آنکه دروغگو وافترا زننده باشد وغیر ما اگر چنین ادعایی را بنماید گمراه وفریبکار است(۲۹).

گفتار معصومین درباره امام مهدی (علیه السلام)

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: المهدی من ولدی تکون له غیبه اذا ظهر یملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما. مهدی از فرزندان من غیبتی دارد وهنگامی که ظهور کند زمین را پر از عدل وداد خواهد کرد پس از آن که پر از ظلم وجور شده باشد. عن امیر المومنین انه قال للحسین (علیه السلام): التاسع من ولدک یا حسین: هو القائم بالحق، المظهر للدین الباسط للعدل امیرالمومنین (علیه السلام): به فرزندش حسین (علیه السلام) فرمود: ای حسین نهمین پسر تو: همان کسی است که به حق قیام می کند، دین خدا را ظاهر می سازد وعدالت را در سطح گیتی گسترش می دهد.
قال الحسین (علیه السلام) فقلت یا امیر المومنین وان ذلک لکائن؟ فقال (علیه السلام): ای والذی بعث محمدا بالنبوه واصطفاه علی جمیع البریه ولکن بعد غیبه وحیره لا تثبت فیها علی دینه الا المخلصون المباشرون لروح الیقین الذین اخذ الله میثاقهم بولایتنا وکتب فی قلوبهم الایمان وایدیهم بروح منه. امام حسین (علیه السلام) می گوید به امیرالمومنین (علیه السلام) عرض کردم این مطلب که فرمودید محقق خواهد شد؟ فرمود: آری، قسم به آن خدایی که حضرت محمد صلی الله علیه وآله را به نبوت مبعوث نمود واو را از میان جمیع موجوداتش برگزید این امر واقع خواهد شد. لکن بعد از غیبت وحیرتی که اتفاق می افتد.
(در عصر غیبت او) کسی بر دینش باقی نمی ماند مگر مومنین مخلص وکسانی که به مرتبه یقیین رسیده اند وآنها که خداوند تبارک وتعالی پیمان ولایت ما را با ایشان یسته است وبر دلهایشان ایمان نقش بسته وموید به روحی از جانب پروردگار هستند. یک بار رسول خدا صلی الله علیه وآله خطاب به حضرت زهرا علیها سلام فرمود: دخترم، خداوند تبارک وتعالی هفت چیز به ما داده که به احدی قبل از ما نداده است.
۱ - پیامبر ما بهترین پیامبران است واو پدر توست.
۲ - وصی ما بهترین اوصیاء است واو شوهر تو است.
۳ - شهید ما بهترین شهداء است واو عموی پدر تو حمزه است.
۴ - از ما کسی است (که خداوند به خاطر از دست دادن دو دستش در راه خدا) به او دو بال داده تا در بهشت پرواز کند.
۵ و۶ - واز ما دو فرزند است حسن وحسین (علیهما السلام).
۷ - «ومنا والله الذی لا اله الا هو مهدی هذه الامه الذی یصلی خلفه عیسی بن مریم ثم ضرب بیده علی منکب الحسین (علیه السلام) فقال: من هذا ثلاثا».
وقسم به آن خدایی که غیر از او خدایی نیست مهدی این امت از ماست، همان کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند وسپس رسول الله صلی الله علیه وآله دست بر پشت امام حسین (علیه السلام) گذاردند وسه مرتبه فرمودند از نسل این است.
قال حسن بن علی (علیهما السلام): اذا خرج ذاک التاسع من ولد اخی الحسین ابن سیده الاماء یطیل الله عمره فی غیبته ثم یظهره بقدرته فی صوره شاب ابن دون اربعین سنه ذلک لیعلم ان الله علی کل شیء قدیر امام حسن مجتبی (علیه السلام) در ضمن یک حدیث طولانی می فرماید: خداوند تبارک وتعالی نهمین فرزند از فرزندان برادرم حسین فرزند فاطمه علیها سلام را در دوران غیبتش عمر طولانی عنایت نماید سپس به قدرت خویش در هنگام ظهور به صورت جوانی کمتر از چهل سال ظاهر می شود واین برای آن است که مردم بدانند که خداوند بر همه چیز قدرت دارد.
قال الحسین بن علی صلوات الله علیهما: منا اثنا عشر مهدیا اولهم امیر المومنین علی بن ابی طالب وآخرهم التاسع من ولدی وهو القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها ویظهر به دین الحق علی الدین کله ولو کره المشرکون له غیبه یرتد فیها اقوام ویثبت علی الدین فیها آخرون فیودون ویقال لهم. متی هذا الوعد ان کنتم صادقین، اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی والتکذیب بمنزله المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلی الله علیه وآله.
امام حسین (علیه السلام) می فرمود: دوازده مهدی از ما هستند اول آنها امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) وآخر آنها نهمین پسر من که قیام بر حق خواهد نمود وزمین را پس از مرگ آن زنده خواهد کرد، اوست که دین حق را بر سایر ادیان غلبه خواهد داد، اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند. برای حضرت مهدی (علیه السلام) غیبتی است که عده ای در آن مدت گرفتار شک وتردید می شوند ولی عده ای دیگر ثابت قدم وپا بر جا خواهند ماند.
وبعضی به این گروه مقاوم می گویند که پس کی وعده الهی محقق می شود، اگر راست می گویید؟! به تحقیق کسی که بر اذیت وتکذیب دشمنان در عصر غیبت آن گرامی صبر کند همانند مجاهد مسلحی است که در کنار رسول خدا صلی الله علیه وآله با دشمنان اسلام جنگیده است. قال علی بن الحسین (علیهما السلام): القائم منا تخفی ولادته علی الناس حتی یقولوا لم یولد امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود: قائم ما ولادتش بر مردم مخفی است تا آنجا که عده ای می گویند که چنین کسی به دنیا نیامده است. قال الباقر (علیه السلام) اذا قام قائمنا وضع الله یده علی روس العباد فجمع بها عقولهم وکملت به احلامهم امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی که قائم ما آل محمد (علیهم السلام) قیام کند دستش را بر سر تمامی بندگان می گذارد وبه آن طریق عقول آنها جمع وافکارشان کامل می گردد.
امام صادق (علیه السلام) در تاویل آیه شریفه ﴿امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاء الارض﴾(۳۰) فرمود: نزلت فی القائم (علیه السلام) هو والله المضطر اذا صلی فی المقام رکعتین ودعا الله فاجابه ویکشف السوء ویجعله خلیفه فی الارض. این آیه درباره امام قائم (علیه السلام) نازل شده واو به خدا سوگند همان مضطری است که وقتی در مقام (کنار کعبه) دو رکعت نماز می خواند وبعد از خدا طلب می کند وپروردگار هم دعایش را مستجاب نموده وکشف سوء می نماید واو را خلیفه ورهبر روی زمین قرار خواهد داد.
عن محمد بن زیاد الازدی قال: سالت سیدی موسی بن جعفر (علیه السلام) عن قول الله عز وجل: ﴿واسبغ علیکم نعمه ظاهره وباطنه﴾ (لقمان - ۲۰) فقال النعمه الظاهره الامام الظاهر والباطنه الامام الغائب فقلت له: ویکون فی الائمه من یغیب؟ قال: نعم یغیب عن ابصار الناس شخصه ولا یغیب عن قلوب المومنین ذکره، وهو الثانی عشر منا یسهل الله له کل عسیر ویذلل له کل صعب ویظهر له کنوز الارض ویقرب له کل بعید ویبیر به کل جبار عنید، ویهلک علی یده کل شیطان مرید ذاک ابن سیده الاماء الذی یخفی علی الناس ولادته ولا یحل لهم تسمیته حتی یظهر الله عز وجل فیملا به الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما.
محمد بن زیاد ازودی گفت: از آقای خود موسی بن جعفر (علیه السلام) پرسیدم که معنای آیه شریفه که می فرماید: نعمتهای آشکار وپنهان خود را بر شما کامل کرد چیست؟ فرمود: نعمت آشکار امام ظاهر است، ونعمت پنهان امام غائب می باشد، محمد می گوید عرض کردم آیا در میان ائمه کسی هست که غائب گردد؟ فرمود: آری، البته از دیدگان مردم غائب است واز دلهای مومنین یاد وذکرش غائب نیست.
واو دوازدهمی ماست که خداوند تبارک وتعالی هر سختی را بر وی آسان می نماید وگنجهای زمین را برایش آشکار می سازد، دور را برایش نزدیک کرده وبه دست حضرتش هر ظالم گردنکش را از پای در می آورد وهر شیطان منحرف کننده را نابود می کند. اوست فرزند بهترین زنان عالم که ولادتش مخفی است وتا خداوند امر فرج وظهورش را امضاء نکرده حرام است نام شریفش را فاش گویند وبه دست او زمین پر از عدل وداد می گردد، پس آن که پر از ظلم وجور شده باشد.
قال الرضا (علیه السلام): بابی وامی سمی جدی وشبیهی وشبیه موسی بن عمران (علیه السلام)... نودوا نداء یسمع من بعد کما یسمع من قرب یکون رحمه علی المومنین وعذابا علی الکافرین. امام رضا (علیه السلام) فرمود: پدر ومادرم فدای حضرت مهدی عج که همنام جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله وشبیه من وشبیه موسی بن عمران (علیه السلام) می باشد... در هنگام ظهورش ندایی بلند می شود که انسانها از راه دور همان طور می شنوند که اشخاص نزدیک می شنوند، وآن ندا این است که حضرت بقیه الله روحی له الفداء برای مومنین رحمت وبرای کفار عذاب است!.
قال الجواد (علیه السلام):... یجتمع الیه من اصحابه عدد اهل بدر ثلاثمائه وثلاثه عشر رجلا من اقاصی الارض وذلک قول الله عز وجل: اینما تکونوا یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شیء قدیر فاذا اجتمعت له هذه العده من اهل الارض اظهر امره فاذا اکمل له العقد وهو عشره آلاف رجل خرج باذن الله فلا یزال یقتل اعداء الله حتی یرضی الله تبارک وتعالی قال عبد العظیم: قلت له: یا سیدی وکیف یعلم ان الله قد رضی؟ قال یلقی فی قلبه الرحمه حضرت جواد (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود: هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) یاران آن گرامی از مکانهای مختلف زمین حدود سیصد وسیزده نفر به تعداد اصحاب بدر در اطرافش گرد خواهند آمد.
واین در کلام خداست که می فرماید هر کجا باشید خداوند تبارک وتعالی شما را جمع کند وخداوند بر همه چیز قادر است ودر آن زمان که این عده گرد آمدند، امر فرج او ظاهر می گردد ووقتی قیامش قطعش شود حدود ده هزار نفر بر آنها اضافه می شوند وآن قدر از دشمنان خدا می کشند تا پروردگار راضی شود. راوی حدیث حضرت عبدالعظیم حسنی علیه الرحمه می گوید: به امام (علیه السلام) عرض کردم آنها از کجا می دانند که خداوند راضی شده؟ فرمود: همان موقع که قلبشان به رحم آید. عن ابی هاشم الجعفری قال: سمعت ابا الحسن صاحب العسکر (علیه السلام) یقول: الخلف من بعدی ابنی الحسن فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف؟ فقلت: ولم جعلنی الله فداک؟ فقال: لانکم لا ترون شخصه ولا یحل لکم ذکره باسمه قلت: فکیف نذکره؟ قال: قولوا الحجه من آل محمد صلی الله علیه وآله.
ابی هاشم جعفری می گوید: از امام هادی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: جانشین بعد از من فرزندم حسن است اما چگونه است وضع شما در هنگام جانشین فرزندم حسن (یعنی حضرت مهدی (علیه السلام))! عرض کردم برای چه فدایت شوم! فرمود: برای آنکه شما او را نمی بینید وجایز نیست اسمش را ببرید. عرض کردم پس چگونه او را نام ببریم؟ فرمود: بگوئید حجت آل محمد صلی الله علیه وآله.
عن احمد بن اسحاق قال: سمعت ابا محمد الحسن بن علی العسکری (علیه السلام) یقول: الحمد لله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی اشبه الناس برسول الله صلی الله علیه وآله خلقا وخلقا یحفظه الله تبارک وتعالی فی غیبته ثم یظهرهاحمد بن اسحاق گفت: از امام حسن عسکری (علیه السلام) شنیدم که فرمود: حمد خدای را که مرا از دنیا نبرد تا اینکه جانشین خود را دیدم، همان کسی که شبیه ترین مردم از نظر خلقت واخلاق به رسول خدا صلی الله علیه وآله است وخداوند تبارک وتعالی او را در عصر غیبتش حفظ می کند تا اینکه او را ظاهر سازد. (بحار ج ۵۱ از ص ۱۰۸ تا ۱۶۱)

علائم ظهور حضرت

احادیث وروایات فراوانی از چهارده معصوم (علیهم السلام) درباره نشانه های ظهور حضرت بقیه الله روحی له الفداء موجود است که وضع مردم وحکومتها وحوادثی که اتفاق می افتد را تشریح می کنند. بعضی روایات از جو اجتماعی قبل از ظهور وبعضی از حوادث واتفاقات آن زمانها سخن می گویند ودر همین رابطه کتابهایی نوشته شده که از جمله کتاب شریف نوائب الدهور فی علائم الظهور تالیف علامه معاصر سید حسین میر جهانی طباطبایی دامت برکاته می باشد. مولف نزدیک به پانصد مورد از علائم وحوادث قبل از ظهور را به طور مستند نقل می نماید ولی ما چون بنای بر اختصار داریم به نام نامی حضرت مهدی (علیه السلام) که بنا به حروف ابجد پنجاه ونه است، به پنجاه ونه نشانه، اشاره می کنیم.
۱- اختلاف بسیار در تمام روی زمین.
۲ - خروج سفیانی که مردی از نسل یزید بن معاویه واز پلیدترین مردم است.
۳ - خروج سید حسنی از طالقان که مردی از بزرگان شیعیان است واز ناحیه دیلمان قزوین خروج وقیام می نماید.
۴ - کشته شدن نفس زکیه پشت کوفه با هفتاد نفر.
۵ - خروج یمانی از طریق یمن.
۶ - وقوع زلزله در بغداد که بسیاری از آن به زمین فرو رود.
۷ - زنده شدن بعضی از مردگان وبرگشتن ایشان به دنیا به صورتی که آنها را بشناسند وباهم رفت وآمد کنند.
۸ - باریدن بیست وچهار باران پی در پی تا زمین را پاک وشسته کند وبرکات زمین ظاهر شود.
۹ - ظاهر شدن دود تیره ای بالای سرها که در چشم ودر گوش وبینی های مردم رود.
۱۰- کشف حجاب وبی عفتی در زنه وشریک شدن زنها در تجارت با شوهران وتمکین نکردن زنان از شوهرانشان.
۱۱ - واقع شدن فتنه در میان شرقی ها وغربی ها.
۱۲ - ندای آسمان که برای تثبیت حقانیت حضرت علی (علیه السلام) وشیعیان او واقع می شود. (البته ندایی هم پس از ظهور امام (علیه السلام) در مکه که بسیار مهیب ورساست شنیده می شود که امام مهدی (علیه السلام) را با اسم ونسب به همگان معرفی می کند وبه مردم توصیه می شود که با امام بیعت کنید تا هدایت یابید ومخالفت حکم او را ننمایید که گمراه می شوید).
۱۳ - خراب شدن ری.
۱۴ - اختلاف در میان عرب وعجم واین اختلاف ادامه خواهد داشت تا سفیانی قیام کند.
۱۵ - ظهور فتنه شدید در سال پیش از ظهور.
۱۶ - کشته شدن هفتاد هزار نفر کنار جسر بغداد که آب دجله از خون سرخ واز گند اجساد متعفن شود.
۱۷ - نزول عیسی بن مریم (علیه السلام) از آسمان واقتدای او در نماز به حضرت مهدی روحی له الفداء.
۱۸ - طلوع آفتاب از سمت مغرب.
۱۹ - ظاهر شدن آتشی از انتهای عدن (شاید آتش زدن چاههای نفت باشد).
۲۰ - تعطیل شدن مساجد تا چهل شبانه روز.
۲۱ - توجه بلاها به نواحی لبنان ومضطرب شدن عراق.
۲۲ - بانک ناقوس ها در ممالک اسلامی.
۲۳ - زیاد شدن مرض صرع ودیوانگی در اثر شدت فتنه وپریشانی.
۲۴ - قبل از قیام قائم (علیه السلام) دو مرگ سرخ وسفید واقع می شود، که مرگ سرخ با اسلحه ومرگ سفید به خاطر طاعون است.
۲۵ - موت فقهاء پی در پی.
۲۶ - ضایع کردن نمازها وپیروی کردن از شهوت ها وکم شدن امانتداری در مردم.
۲۷- بلند شدن صداهای خصومت ودشمنی در مساجد.
۲۸ - دشنام دادن اولاد به پدران ومادران وافترا زدن به ایشان وشاد شدن به مرگ آنها وزدن وآزار ایشان.
۲۹ - مساجد را جای خوردن غذاها قرار دادن.
۳۰ - کم شدن کارها خیر وکم شدن علماء حقیقی.
۳۱ - برداشته شدن برکت از سال وماه وهفته وروزها وساعتها.
۳۲ - وشیوع گفتگوهای نامشروع ورقصها واقسام ساز ونوازها.
۳۳ - رشوه گرفتن قضات در حکم وندانسته حکم کردن ایشان.
۳۴ - مستولی شدن زن بر شوهر خویش در جمیع چیزها.
۳۵ - تدریس وتعلیم علوم باطله بر خلاف دستور دین وقرآن.
۳۶ - مقاتله مسلمین با یهود.
۳۷ - کینه علماء دینی در دل گرفتن وسرزنش وبد گویی آنها نمودن وکشتن وذلیل کردن سادات وبزرگان اصیل.
۳۸ - قرآن را با ساز ونواز خواندن.
۳۹ - ممنوع شدن عراق از دینار وجنس از طرف عجم.
۴۰ - مردها خود را شبیه زنان در آورند وزنان شبیه به مردان وبلند گذاردن گیسوان جلوی سر جوانان ومردان.
۴۱ - ساز وآواز ولهویات زیاد وکسی منع نکند ویا جرئت نکند که منع کند.
۴۲ - کم فروشی کردن وگران فروشی نمودن.
۴۳ - سخت شدن دلها وخشک شدن چشمها ونشنیدن وبی اعتنایی به نصایح وپندها.
۴۴ - از طریق باطل وحرام کسب کنند وربا گرفتن شغل مردم شود.
۴۵ - اعمال خیر را برای نمایش وریا انجام دادن.
۴۶ - حج کردن ثروتمندان برای تماشا وگردش واستراحت وحج کردن مردم متوسط برای تجارت کردن وحج نمودن فقراء برای ریا وتظاهر.
۴۷ - امر به معرف ونهی از منکر کننده را سرزنش وملامت کنند واو را نصیحت کنند که نکند.
۴۸ - مرده را با استهزاء بردارند وکسی دنبال جنازه او گریه وزاری نکند.
۴۹ - در هر سال بدعتها وشر زیاد شود، غیبت کردن به نظر مردم شایسته باشد.
۵۰ - آیات در آسمان ظاهر شود ومردم نترسند.
۵۱ - مختصری از مالشان را در طاعت پروردگار مصرف می کنند وبیشتر آن را صرف غیر طاعت پروردگار می نمایند.
۵۲ - قبور ائمه (علیهم السلام) را به گلوله خراب کنند.
۵۳ - طلاق وجدایی بین زن وشوهر زیاد گردد.
۵۴ - قسم خوردن بناحق فراوان شود.
۵۵- مردم مانند اشخاص تازه مسلمان شوند.
۵۶ - دین به دنیا فروخته شود وتعارفات دروغین در بین مردم فراوان گردد.
۵۷ - مردم تابع لغزشهای علماء شوند واز علمای حقه فرار کنند.
۵۸ - مردان صورتهای خود را صاف وبراق کنند.
۵۹ - قیام مردی از قم که مردم را دعوت به حق کند وبا او باشند جماعتی از مردان که دلهایشان مانند پاره های آهن است در استقامت.

حوادث ووقایع قیام امام (علیه السلام)

آغاز قیام آن بزرگوار از مکه وکنار کعبه ما بین رکن ومقام است. پرچم وشمشیر وعمامه وپیراهن پیامبر صلی الله علیه وآله با او است. حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید: اول من یبایع القائم جبرئیل، اول کسی که با او بیعت می کند جبرئیل است. پشت به کعبه می دهد ومی فرماید: ای مردم: هر کس می خواهد به آدم وشیث بنگرد، منم آدم وشیث. هر کس می خواهد به نوح وفرزندش سام بنگرد، منم نوح وسام. هر که می خواهد ابراهیم واسماعیل را ببیند، منم ابراهیم واسماعیل.
هر که می خواهد موسی ویوشع را بنگرد منم موسی ویوشع. هر کس می خواهد به عیسی وشمعون نظر کند، منم عیسی وشمعون. ای مردم: هر که می خواهد به حضرت محمد صلی الله علیه وآله وامیرالمومنین (علیه السلام) نظر نماید، منم محمد وامیرالمومنین. وهر کس می خواهد که به حسن وحسین بنگرد، منم حسن وحسین. وهر که می خواهد به ائمه از فرزندان حسین (علیهم السلام) نظر نماید، منم از امامان از نسل حسین. پس اجابت کنید دعوت مرا ومن امروز شما را به آنچه تا کنون هشدار داده ونداده اند هشدار می دهم(۳۱). یاران مخصوص امام (علیه السلام) سیصد وسیزده نفرند که از نقاط مختلف جهان گرد حضرت جمع می شوند ودر مکه با آن حضرت بیعت می کنند.
بخشی از خصوصیات یاران امام از زبان معصومین (علیهم السلام) چنین است: اصحاب قائم (علیه السلام) جوانند مگر تعداد بسیار قلیل آنها. خداوند قلوبشان را به هم الفت داده واز احدی ترس ووحشت ندارند. مردانی هستند که قلوبشان چون آهن های گداخته محکم است وهیچ گاه شک وتردید در کارهای الهی نمی نمایند. ایشان رهبان وعابد شب وشیر وقهرمان روزند دلهایشان لبریز از خوف وخشیت الهی است، دعوت به شهادت می شوند وآنها هم تقاضای شهادت در راه پروردگار را می نمایند وشعارشان است یا لثارات الحسین انتقام گیرندگان خون حسین (علیه السلام).
در هنگامه ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ندایی از آسمان شنیده می شود که: «ایها الناس، ان الله قطع عنکم مده الجبارین، وولی الامر خیر امه محمد صلی الله علیه وآله فالحقوا بمکه».
ای مردم (عالم): خداوند تبارک وتعالی زمان حکومت وریاست ستمگران وجبارین را به پایان رساند وولایت وسروری بهترین اشخاص امت محمد صلی الله علیه وآله را برای شما قرار داد، به مکه هجوم آورید وبه یاران (حضرت مهدی روحی له الفداء) ملحق شوید. ابتدا یاران خاص حضرت یعنی همان سیصد وسیزده نفر خود را به مکه می رسانند وبا امام خویش بیعت می کنند.
این تعداد از نقاط مختلف جهان هستند، از اسکندریه چهار نفر، اصفهان یک نفر، مصر دو نفر، انطاکیه که شهری در سوریه است یک نفر، روستایی در طائف سه نفر، بین المقدس سه نفر، حبشه چهار نفر، دمشق سه نفر، بغداد سه نفر، سرخس دو نفر، سمرقند دو نفر، سلماس یک نفر، قریه ای در شیراز چهار نفر، طالقان بیست وسه نفر، قم یک نفر، کربلا سه نفر، کوفه چهار نفر، مکه چهار نفر، نجف دو نفر، نیشابور دو نفر، یمن چهار نفر. بقیه یاران آن گرامی تا سیصد وسیزده نفر که از شهرها وروستاهای گوناگون جهان هستند ونام هر یک از ایشان در کتابها موجود است علاقمندان می توانند برای اطلاعات بیشتر به آنها مراجعه نمایند(۳۲).
امام (علیه السلام) مدتی در مکه می ماند وبعد به سوی مدینه حرکت می کند. مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد حضرت مهدی (علیه السلام) با مردم مکه چه می کند؟ فرمود: آنها را دعوت به حکمت وموعظه حسنه می کند، آنها هم از وی اطاعت می نمایند. آن گاه مردی از خاندان خود را در آنجا به نیابت خود منصوب داشته ومکه را به قصد مدینه ترک می گوید. مفضل پرسید با خانه خدا چه می کند؟ فرمود: آن را به صورت اول همانند زمان آدم وابراهیم واسماعیل در می آورد وهر آثاری که در مکه ومدینه وعراق وسایر مکانها از ستمگران باقی مانده باشد همه را ویران می کند.
مسجد کوفه را نیز خراب کرده وبر اساس همان روزهای اولش می سازد. امام (علیه السلام) پس از مبارزاتی در مدینه با سپاه خود به سوی عراق وکوفه می آید، در کوفه با سید حسنی ملاقات می کند وسید حسنی وسپاهیانش با امام بیعت می کنند. مرکز حکومت حضرت مهدی روحی له الفداء کوفه است ومحل حکومتش مسجد جامع کوفه وجایگاه تقسیم غنائم وبیت المال مسجد سهله می باشد.
سپس امام صادق (علیه السلام) به مفضل فرمودند که: طول شهر کوفه به پنجاه وچهار میل می رسد به طوری که خانه های آن مجاور کربلا می باشد وخداوند در آن ایام کربلا را محل آمد ورفت فرشتگان ومومنین خواهد نمود وبرکت ونعمت را در آن سرازیر خواهد کرد. امام (علیه السلام) شرق وغرب جهان را فتح کرده واسلام را بر سراسر جهان حکمفرما می سازد ودین را تجدید حیات می نماید به گونه ای که مردم خیال می کنند حضرت مهدی روحی له الفداء دین جدیدی آورده است. او طبق کتاب خدا وسنت پیامبر وسیره اهل بیت گرامش عمل می کند، مانند جدش امیرالمومنین غذایش ساده ولباسش خشن است.
در حکومت امام (علیه السلام)، برکات زمین آشکار وثروت ونعمت ومیوه ومحصولات بسیار می شود، فقر از بین می رود وهمگان در رفاه ونعمت خواهند بود که کسی برای پرداخت زکات وصدقه فقیری نمی یابد وبه هر کس رجوع کند کسی از او نمی پذیرد. به شوق مجاورت با امام (علیه السلام) آن قدر از مومنان وپیروان در کوفه ساکن می شوند که برای گنجایش نماز گزارانی که به امام اقتدا می کنند مسجدی بسیار وسیع بنا می کنند که هزار در دارد.

زندگی در عصر امام مهدی (علیه السلام)

طبق روایات رسیده واعتقادات ما عصر امام مهدی (علیه السلام) از بهترین زمانها برای انسانها در روی کره زمین است. واین غلط نیست که عصر آن گرامی را عصر نور وعصر علم وعصر عدالت بشماریم. در عصر آن بزرگوار فقر وحرمان از اجتماع بشری خارج می شود، دلها از حزن وغم بیرون می رود وزندگی جهنمی تبدیل به نعمت وآرامش می شود ودیگر اثری از ظلم وظالم دیده نمی شود، در آن ایام اسلام دینی جهانی می شود وهمه گوینده لا اله الا الله ومحمد رسول الله وعلی ولی الله می باشند.
خلاصه یک تحول وانقلابی عمیق وریشه دار انجام می گیرد که همه چیز را تغییر می دهد. احکام شرعی قطعی می شود: یکی از چیزهایی که سعادت ونیکبختی جامعه بشری را تضمین می کند قوانین حاکمه در اجتماع است وخصوصا قوانین قضاء واحکام شرعیه است. در عصر امام زمان (علیه السلام) این خصوصیت وجود دارد که قوانین قطعی ولازم الاجراء است چرا که حضرت مهدی روحی له الفداء بر خلاف انبیاء واجداد طاهرینش (علیهم السلام) مامور به باطن است یعنی آن گرامی به علم واطلاع خویش به حوادث ووقایع حکم می کند ومنتظر شاهد وادله ای ادعاء را ثابت کند نمی ماند.
واز آنجا که طبق روایات فراوان ومتواتر باید زمین به دست مبارک آن حضرت پر از عدل وداد شود واز ظلم وجور پاکیزه گردد چاره ای جز این نیست که امام (علیه السلام) با علم خویش عمل کند ودر غیر این صورت ممکن است انسانی مرتکب جنایت وآدم کشی شود وهیچ کس از جرم او مطلع نگردد وخون طرف مقتول پایمال شده وقصاص نشود چنانکه در تاریخ زندگانی بر فراوان رخ داده، بنابر این چنین چیزی با یملا الارض قسطا وعدلا منافات دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمود: اذا قام قائم آل محمد (علیه السلام) حکم بین الناس بحکم داود، لا یحتاج الی بینه، یلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه(۳۳).
زمانی که قائم آل محمد (علیه السلام) قیام کند بین مردم به حکم داود حکم می نماید، احتیاج به اقامه دلیل ندارد، خداوند تبارک وتعالی به او الهام می کند وامام (علیه السلام) به علم خود حکم می نماید.
کشف اسرار قرآن ومعارف اسلام: همان طور که از حدیث امام باقر (علیه السلام) استفاده شد فجمع بها عقولهم وکملت احلامهم عصر حضرت مهدی (علیه السلام) عصر علم وفکر است آن هم دور از هر شائبه نیرنگ وفریب، علمی که مستقیما از کانال وحی واز طریق خاندان عصمت وطهارت (علیهم السلام) رسیده است.
آنچه از اضافات در تفاسیر قرآن وکتب فقهی موجود است کنار گذاشته شده وفقط به تفاسیر روایت شده از ائمه (علیهم السلام) پرداخته خواهد شد. در عصر امام زمان (علیه السلام) علم صحیح در هر خانه ای وارد می شود وکانونهای تحصیل وتدریس برای مردان وزنان همه جا تشکیل می گردد تا آنجا که امام باقر (علیه السلام) می فرمود: توتون الحکمه فی زمانه حتی ان المرئه لتقضی فی بیتها بکتاب الله وسنه رسوله صلی الله علیه وآله(۳۴) در دوران حضرت مهدی (علیه السلام) حکمت به شما داده خواهد شد در حدی که زن در خانه خودش نشسته باشد واز روی کتاب خدا وسنت رسول خدا صلی الله علیه وآله قضاوت کند. یکی از مسائل مهم جامعه انسانی ما مشکل اقتصادی وآنچه اطراف آن دور می زند از قبیل کمبود مواد غذایی وبی عدالتی در توزیع است.
شک نیست اکثر جرائم وجنایاتی که در دنیا رخ می دهد به خاطر فقر وضعف اقتصادی است وهمین طور نزاع های خانوادگی وامراض وبیماریهایی که مخصوصا در مناطق فقیر نشین عالم در اثر سوء تغذیه بوجود می آید همگی از آثار فقر است. ولی در عصر مهدی سلام الله علیه فقر ریشه کن می شود همچنان که جد بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه وآله وعده داده است. ابشروا بالمهدی... ویقسم المال صحاحا بالسویه... حتی انه یامر منادیا ینادی: من له حاجه الی؟ فما یاتیه احد الا رجل واحد یاتیه فیساله.
مژده باد به مهدی (علیه السلام) که او مال وثروت را عادلانه ومساوی بین مردم تقسیم می کند تا اینکه امر می فرماید منادی ندا دهد که آیا محتاجی هست که به من رجوع نماید؟ کسی رجوع نمی کند مگر یک نفر وسپس امام مهدی (علیه السلام) امر می فرماید که به سراغ کلید دار بیت المال رود، آن مرد نزد خزانه دار حضرت می رود ومی گوید من رسول حضرت مهدی (علیه السلام) برای تو هستم تا به من مال وثروت بدهی، او پاسخ می دهد که در اختیار بگیر عطای حضرت را، آن قدر به او می دهد که قدرت حمل آن را ندارد(۳۵).
توسعه کشاورزی
در هنگام حکومت حضرت بقیه الله (علیه السلام) از تمام زمینهای بایر برای کشت وزراعت استفاده می شود به گونه ای که هیچ جای زمین خالی از سبزی وخرمی نیست. رسول الله صلی الله علیه وآله می فرماید: امت من در زمان حضرت مهدی (علیه السلام) متنعم به نعمتهایی می شوند که مثل آن نصیب هیچ گروهی نشده است، ترسل السماء علیهم مدرارا ولا تدع الارض شیئا من نباتها الا اخرجته(۳۶) آسمان برکتش را بر سر مردم می ریزد وزمین هر چه در دل دارد می رویاند وسبز وخرم می شود. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در ضمن حدیث طولانی می فرمود: ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها... حتی تمشی المراه بین العراق والشام، لا تضع قدمیها الا علی النبات(۳۷) هر گاه قائم ما قیام کند آسمان باران خود را بر زمین فرو می ریزد وزمین گیاه خود را می رویاند، تا آنجا که وقتی شخصی از عراق تا شام سفر می کند قدمش را بر هر کجا می گذارد سبز وپر از گیاه است.
امنیت عمومی حاکم است:
نعمت امنیت از نعمتهای بزرگ وارزشمندی است که هیچ کس از آن غافل نیست، هر انسان در هر مذهب وآییتی دوست دارد که مال وجان وناموس وآبرویش از خطر وآسیب محفوظ باشد. اگر چه این آرزو هنوز برای جوامع بشر تحقیق نیافته ولی در عصر حضرت مهدی روحی له الفداء محقق خواهد شد. امام باقر (علیه السلام) می فرمود: وتخرج العجوزه الضعیفه من المشرق، ترید المغرب، لا یوذیها احد(۳۸) پیرزنی ضعیف از مشرق عالم به مغرب سفری می کند ومورد اذیت هیچ کس قرار نمی گیرد. واز آن مهمتر که حتی آزار حیوانات به خودشان وانسان نمی رسد.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمود: وترعی الشاه والذئب فی مکان واحد، ویلعب الصبیان بالحیات والعقارب لا یضرهم شیء ویذهب الشر ویبقی الخیر(۳۹). گوسفند وگرگ در یک مکان می چرند وبچه ها با مار وعقرب بازی می کنند. وآزاری از ناحیه آنها نمی بینند و(خلاصه آن که) شر از بین می رود وخیر می ماند.
شیعه در عصر امام (علیه السلام)
بدون شک قوت ونصرت از آن شیعه خواهد شد زیرا که غیر شیعه مثل ایشان چنین اعتقاداتی نسبت به ولی عصر عجل الله تعالی
فرجه الشریف ندارد. شیعه بوده که از عصر رسول خدا صلی الله علیه وآله دست از ولای اهل بیت گرام او بر نداشته ودر این راه بزرگترین فداکاریها وایثارها را نموده وبه همین جهت روزهای حکومت امام زمان (علیه السلام) روزهای عزت وآقایی اوست.
امام صادق (علیه السلام) می فرمود: یکون شیعتنا فی دوله القائم (علیه السلام) سنام الارض وحکامها یعطی کل رجل منهم قوه اربعین رجلا(۴۰) شیعیان ما در دولت حضرت قائم (علیه السلام) سرفرازان وحکمرانان روی زمین هستند وهر یک نفر ایشان از جهت قوت وقدرت با چهل نفر برابرند. در حدیثی دیگر همان گرامی فرموده که: ان الله نزع الخوف من قلوب شیعتنا واسکنه قلوب اعدائنا(۴۱).
خداوند تبارک وتعالی ترس ووحشت را از قلوب شیعیان ما بر می دارد ودر قلوب دشمنان ما قرار می دهد. امام علی (علیه السلام) درباره توجه شیعه به قرآن می فرمود: کانی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفه، قد ضربوا الفساطیط یعلمون الناس القرآن(۴۲).
مثل آن است که دارم می بینم که شیعیان ما در مسجد کوفه خیمه ها زده اند ومشغول تعلیم وآموزش قرآن هستند. نکته دیگر ارتباط مستقیم وبدون واسطه امام زمان (علیه السلام) با شیعیان ودوستانش می باشد وبیان امام جعفر صادق (علیه السلام) گویای این حقیقت است.
ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی اسماعهم وابصارهم حتی لا یکون بینهم وبین القائم برید یکلهم فیسمعون وینظرون الیه وهو فی مکانه(۴۳) زمانی که قائم ما قیام کند خداوند چشم وگوش شیعیان ما را چنان بینا وشنوا می کند تا جایی که بین آنها وحضرت قائم (علیه السلام) هیچ پیام آوری وجود ندارد. امام زمان (علیه السلام) هر کجای عالم باشد وصحبت کند آنها می شنوند واو را می بینند. اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه والذابین عنه والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه والممتثلین لاوامره والمحامین عنه والسابقین الی ارادته والمستشهدین بین یدیه

پایان نامه

از آغاز آفرینش بشر همواره بین حق وباطل وطرفداران آنها مبارزه ونبرد وجود داشته است ویکی از پیکارهای پر شور رهبران وپیشوایان مذهبی پیکار فرهنگی وتبلیغاتی بوده است.
در جهان امروز که استکبار ودشمنان اسلام وبخصوص آنها که کینه دیرینه ای از جامعه تشیع دارند به تبلیغات دامنه داری علیه ما دست زده اند وعمل کرد بعضی از مسلمانان هم باعث بیزاری افراد ساده لوح از خدا وپیامبر وبطور کلی از دین شده است. ارائه سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) این نتیجه را در پی دارد که عواطف پاک این نوع اشخاص از دستبرد دزدان حقیقت وفضیلت در امان باشد.
به نظر نگارنده در هر دبستان ودبیرستان ودانشگاه آشنا کردن دانش پژوهان به سیره ورفتار خاندان عصمت وطهارت (علیهم السلام) ضروری است وبه عبارت دیگر در هر آموزشگاه اعم از ابتدایی ومتوسطه وسطح عالی باید رفتار فردی، اجتماعی، سیاسی ومذهبی امامان معصوم (علیهم السلام) متناسب با ذوق واستعداد محصلین تدریس وبیان شود تا فرزندان این آب وخاک که در زوایای وجودشان مهر ومحبت اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) وجود دارد به اخلاق کریمه آن بزرگواران تربیت شوند. باری، خداوند تبارک وتعالی به این جانب توفیقی عنایت فرمود تا در اواخر سال ۱۳۶۸ کتابی درباره سیره عملی حضرت فاطمه زهرا (علیها سلام) بنویسم وآن را در اختیار مسئول محترم انتشارات فیض کاشانی قرار دادم.
ایشان پس از مطالعه کتاب پیشنهاد دادند که اگر به همین سبک درباره سایر معصومین (علیهم السلام) نوشته شود بسیار ضروری ولازم است واین جانب با شوق وذوق فراوان مشغول به تالیف سیره عملی اهل بیت (علیهم السلام) گردیدم وخدای را سپاس می گذارم که الطاف حضرتش شامل حال حقیر گردید وآخرین جزوه آن به پایان رسید، امید است که این خدمت ناچیز در پیشگاه پروردگار وچهارده معصوم (علیهم السلام) مورد قبول واقع شود.
در اینجا لازم می دانم ضمن کمال تشکر وقدردانی از ناشر ارجمند به عرض خوانندگان عزیز برسانم که انتشارات فیض کاشانی رضوان الله تعالی علیه از جمله انتشارات کم نظیر در زمینه ارائه واشاعه فرهنگ خاندان پیامبر (علیهم السلام) بوده وهست.
انتشارات نامبرده از روزهای نخستین انقلاب اسلامی با نام نهضت زنان مسلمان شروع به چاپ ونشر کتابهای پر محتوی وآموزنده نموده ودر برابر هجوم وحملات فرهنگی که از ناحیه گروهکهای لیبرال ومنافق می شد ایستاد واکثر کتابهایی که به چاپ رسانده صد در صد مذهبی ودور از خط بازیهای سیاسی وبیشتر متوجه معارف قرآن وعترت است.
خداوند به دست اندرکاران این موسسه جزای خیر عنایت فرماید.

نهم ربیع الاول سالروز امامت حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان روحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء
برابر با ۲۸ / ۶ / ۱۳۷۰



 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) بحار،ج ۵۱، ص ۲.
(۲) نجم الثاقب، ص ۴۸.
(۳) اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۵.
(۴) بحار، ج ۵۲، ص ۶.
(۵) منتهی الامال، ج ۲، ص ۳۲۴.
(۶) مهدی موعود، ص ۴۹۸.
(۷) بحار، ج ۵۲، ص ۳۲.
(۸) نجم الثاقب، ص ۳۰۶.
(۹) فرج المهموم سید بن طاوس، ص ۲۷۴
(۱۰) ینابیع الموده، ص ۴۹۳.
(۱۱) بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۱۲) سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۲.
(۱۳) سفینه البحار، ج ۱، ص ۳۲.
(۱۴) بحار ج ۵۱، ص ۳۴۶.
(۱۵) بحار، ج ۵۱، ص ۳۴۴.
(۱۶) بحار، ج ۵۱، ص ۳۴۸.
(۱۷) کمال الدین، ج ۲، ص ۱۸۸.
(۱۸) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۱.
(۱۹) غیبت شیخ طوسی، ص ۳۲۷.
(۲۰) غیبت شیخ طوسی، ص ۲۲۷.
(۲۱) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۹.
(۲۲) بحار، ج ۵۱، ص ۳۵۸.
(۲۳) بحار، ج ۵۱، ص ۳۶۱.
(۲۴) کمال الدین صدوق، ج ۲، ص ۱۹۳.
(۲۵) المهدی، ص ۱۸۲.
(۲۶) احتجاج، ج ۲، ص ۲۸۳.
(۲۷) سفینه البحار ،ج ۲ ، ص ۳۸۱.
(۲۸) سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۸۱.
(۲۹) بحار، ج ۵۳، ص ۱۹۱.
(۳۰) نمل - ۶۲.
(۳۱) بحار، ج ۵۳، ص ۹.
(۳۲) الامام مهدی من المهد الی الظهور ص ۴۶۶.
(۳۳) بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۹.
(۳۴) غیبت نعمانی، باب ۱۳، حدیث ۳۰، ص ۲۷۹.
(۳۵) الامام المهدی (ع)، ص ۶۰۶.
(۳۶) بحار، ج ۵۲، ص ۳۱۹.
(۳۷) بحار، ج ۵۲، ص ۳۱۹.
(۳۸) بحار، ج ۵۲، ص ۳۱۹.
(۳۹) امام مهدی (ع)، ص ۶۲۳.
(۴۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۷۲.
(۴۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۷۲.
(۴۲) غیبت نعمانی، ص ۳۷۴.
(۴۳) روضه کافی، ص ۳۲۴.

رتبه رتبه:
  ۱ / ۳.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم