كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۶۳) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۲۷) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۱۸) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۶۲) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۴۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۲۶) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۷۷) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۵۹) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۰۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۷)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » ستاره ی مؤمنان، آشنایى با امام زمان (علیه السلام)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها ستاره ی مؤمنان، آشنایى با امام زمان (علیه السلام)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: سید حمید علم الهدى تاريخ تاريخ: ۲۶ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۳۰۴۵ نظرات نظرات: ۰

ستاره ی مؤمنان، آشنایى با امام زمان (علیه السلام)

نویسنده: سید حمید علم الهدى

فهرست مطالب

پیشگفتار
آینده جهان
آینده ساز جهان
آشنایى با امام زمان
ویژگیهاى حضرت
ولادت مخفى
اسیر رومى
سخن ادیان
اسلام
روایات اهل سنت
روایات شیعه
امامت در کودکى
طول عمر حضرت
چرا غیبت
چگونگى غیبت
غایب بودن خارق العاده
حاضر بودن ناشناس
غیبت صغرى
نمایندگان در زمان غیبت صغرى
غیبت کبرى (بلند مدت)
نمایندگان در زمان غیبت کبرى
غیبت در حضور
در مکتب غیبت وانتظار
خودسازى
ظلم ستیزى
تلاش علمى
امید به پیروزى مستضعفان
امید به پیروزى دین حق
منتظران واقعى
تأثیر حضرت بر جهان بشر
نقش تاریخى حضرت
تأثیر حضرت بر زندگى مسلمانان
یارى رساندن به پیروان
نوزاد در شکم مادر
ماجراى انار
حکومت نظامى
آگاهى بر اعمال
ارتباط با حضرت
دیدار حضرت
دیدار کنندگان حضرت
آواى قرآن
کتبه الحجه
فرزندم مهدى در مسجد کوفه
مسجد جمکران
نشانه هاى ظهور
آزمایش همگانى
فراگیرى ظلم
پیشرفت علمى چشمگیر اما...
پیدایش جنگها وفتنه ها
از بین رفتن امنیت وسلامتى
پیدایش دروغگویانى که...
نابسامانى اقتصادى
پیدایش حرکت هاى اصلاح گرایانه

انقلاب اسلامى ایران پیش آهنگ انقلاب جهانى حضرت
دین وسیاست

نشانه هاى طبیعى ظهور (حوادث طبیعى)
جهان پس از ظهور
قوانین
دولتمردان
حکومت واحد
دین واحد
صلح جهانى
رشد علم
رفاه عمومى
امنیت عمومى

پیشگفتار

اى خورشید پنهان در وراى ابرها. اى سرور افروخته در دشتهاى خاموش، اى قامت رعناى عدالت، اى دادرس مظلومان، اى فجر امید، اى فریاد آزادى اى پیشواى محرومان، اى حامى مستضعفان واى انقلابگر پیروز. هر روز که دستهامان مى رود تا پنجره ها را بکشاید، امیدهامان اینست که این بار آفتابى بتابد، آفتابى که خانه هاى دل را نور باران کند. اى عزیزى که در دلها حاضر واز چشمها پنهانى. ما لاله هاى انتظار را در قلبهامان، هر روز آبیارى مى کنیم وچشم بر راه گذاشته ایم تا تو بیایى وبا مژگان دیدگانمان فرش راهت را جارو کنیم ولاله هاى سرخمان را به پیشگاه تو بیفشانیم.
کتاب ستاره مؤمنین گامى است کوچک، براى آشنایى با آن بزرگ، که امید است مورد قبول قرار گیرد. در پایان کتاب ۲۵ سوال براى برگزارى مسابقات تنظیم شده است.

قم

آینده جهان
همه موجودات براى رسیدن به کمال شایسته خود، در حرکتند وبراى دست یابى به آن در تلاشند. دانه گندم که زیر خاک آرمیده، تلاش مى کند وپس از شکاف پوسته خود، لایه هاى خاک تیره را به کنار زده وبه سوى نور حرکت مى کند وبا ایجاد ریشه در دل زمین، جایگاه خود را استوار مى نماید وبا رویش خوشه هاى زرین، به کمال خویش مى رسد. هسته خرما رشد مى کند وبه درختى پر تمر تبدیل مى شود و.... حرکت به سوى کمال مطلوب، در همه موجودات هست. آدمى نیز از این قانون عمومى، پیروى مى کند وبراى رسیدن به جامعه انسانى کامل، در تلاش است. اگر جامعه انسانى کامل را به یک گلستان گل تشبیه کنیم، هر یک از پیامبران وپیشوایان ودانشمندان الهى مامورانى هستند که هر کدام در حد وظیفه خود شرایط گلستان را آماده تر نموده اند.
یکى زمینش را هموار ساخته، دیگرى آبش را تهیه نموده وسویم به نهال کارى پرداخته، اما همه در انتظار آخرین باغبان هستند، که گلستان پر گل را به بالاترین درجه رشد وزیبایى برساند. آرى، در سیر زندگانى اجتماعى بشر، روزى خواهد رسى که جنگ وجهل، فقر وفساد، از بین برود وجامعه بشرى با رهبرى بزرگ مردى الهى، به کمال معنوى ورفاه مادى دست یابد. آینده جهان، آینده اى است روشن وبا صلح وصفا، که دانشمندانى چون سقراط وافلاطون در آرزوى آن بودند. همه ادیان الهى، ما را به آن زمان نوید داده اند واسلام به عنوان یک وعده قطعى، براى آن روز، برنامه ریزى نموده است.
آینده ساز جهان
کدامین قدرت مى تواند جامعه چند ملیاردى بشر را از سقوط نجات دهد؟ چه کسى باید به جاى فساد، صلاح را بر پا سازد وبه جاى جنگهاى خانمان سوز اتمى، صلح وصفا ایجاد کند ودانش ورفاه را جایگزین فقر وجهل کند وسرانجام، انسان را به کمال مطلوبى که آفریدگانش معین فرموده، برساند؟
او همان مرد الهى است که تکمیل کننده پیام همه پیامبران بزرگ بوده وهمه صالحان ومظلومان تاریخ، چشم امید به او دوخته اند. او همان خورشیدى است که پیامبر اسلام وپیشوایان معصوم معرفیش نموده وپایان بخش شب ظلمانى بشر، دانسته اند. او همان آینده ساز جهان است که تبر ابراهیم (علیه السلام) را بر دوش نهاده تا بتهاى شرک وفساد را نابود کند وعصاى موسى (علیه السلام) را در دست گرفته تا جادوى فرعونهاى زمانه را ابطال کند وآنان را در دریاى هلاکت غرق سازد. ونفس مسیحیایى است که ظهور مى کند، تا کالبدهاى بى جان را روح دهد وهمه فرزندان آدم (علیه السلام) را به دین جدش، حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) فرا خواند. آینده ساز جهان امام زمان ما، حضرت حجه ابن الحسن (عجل الله تعالى فرجه) است.
آشنایى با امام زمان
پس از آنکه خداوند مهربان، دستورات لازم براى هدایت وسعادت بشر را به آخرین سفیر خود، حضرت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) وحى فرمود آن حضرت دوازده جانشین براى خود معرفى فرمودند تا هم الگوى عملى اسلام باشند وهم آنچه که در کلام وحى آمده، براى مردم تفسیر وتوضیح دهند. هر مسلمان، در هر زمان باید امام زمان خودش را بشناسد. زیرا امام صادق (علیه السلام) فرمودند: من مات وهو لا یعرف امامه، مات میته جاهلیه(۱) کسى که زندگى خود را سپرى کند، اما به امام زمان خویش معرفت پیدا نکند، از افراد جاهل ونادان، محسوب است. اینک براى آشنایى با امام زمان (عجل الله فرجه) مطالبى تقدیم مى شود.
ویژگیهاى حضرت
او دوازدهمین پیشواى معصوم وآخرین جانشین رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) مى باشد. نامش نام پیامبر بزرگوار اسلام محمد وکنیه اش، کنیه پیامبر ابوالقاسم است. برخى از القاب مبارکش چنین است: حجت خدا، ذخیره خداوند، پیروز شده بر ظالمان، هدایت کننده، اماده قیام، کسى که جهان در انتظار اوست، امیر طائفه پیروز، امیر مردم، امیر مسلمین، بهترین برگزیده الهى، بهترین مردم روى زمین، پناه امت، پناه دین، مرد صالح، پناهنده به بیت الله الحرام، تنها وغریبى که دشمن در تعقیب اوست، خلیقه الله، نور الله، کلمه الله، صفوه الله، دادگر مبارک، ستاره مومنان، صالح گذشتگان وبهترین باقى ماندگان، طاووس بهشتیان. پدرش، گنج دانش ایزدى، امام حسن عسکرى (علیه السلام) ومادرش، بانوى نیکو سیرت، نرجس خاتون است. در سپیده دم روز جمعه پانزدهم شعبان، سال ۲۵۵ هجرى قمرى در شهر سامرا پایتخت عباسیان، قدم برگیتى نهاد.
ولادت مخفى
پیامبر بزرگوار اسلام وپیشویان معصوم، در طول ۲۵۵ سال قبل از ولادت حضرت، همواره از نوزادى خبر مى دادند که ستمگران جهان را نابود مى کند وجهان را پر از عدل وداد مى نماید. به همین جهت، دشمنان عدالت وحاکمان ستمگر، براى نابودى این نوزاد، نقشه هاى مى کشیدند ودر همین ارتباط، پدر بزرگوارشان حضرت، امام حسن (علیه السلام) سالها در پادگانهاى نظامى تبعید بودند(۲) وجاسوسان، مراقبت مى کردند که تولد نوزاد را به طاغوت زمان گزارش نمایند.
گویا داستان تولد حضر موسى (علیه السلام) در زمان حکمرانى فرعون را نخوانده بودند وبا قدرت عظیم پروردگار عالم، آشنا نبودند. تاریخ نویسان گویند: چندین جاسوس، خانه وزندگى امام حسن (علیه السلام) را تحت مراقبت داشتند ودر مواردى همسر حضرت را مورد بازجویى قرار مى دادند تا وضعیت کودک را گزارش کنند وستمگران به آرزوى باطل خود، یعنى نابودى امام، برسند. اما به قدرت خداوند توانا، هیچ گونه آثار ظاهرى در مادر حضرت، نرجس پیدا نشد ودر غفلت دشمنان، نوزادى که امید گذشتگان بود ونور چشم آیندگان، زمین را نور باران کرد.
اسیر رومى
شاید به خاطر لزووم مخى بودن تولد نوزاد موعود،(۳) خداوند مادر ایشان را، زنى پارسا از اسیران رومى قرار داد، تا دشمنان از موهبتى که به او خواهد شد غافل باشند. نرجس، دختر یوشعا پسر قیصر روم واز نسل شمعون، یکى از حواریین حضرت عیسى (علیه السلام) است. هنگامى که نرجس، در روم بود، خوابهاى الهام بخشى مى دید.
یک بار، پیامبر عزیز اسلام وحضرت عیسى (علیه السلام) را در خواب دید که او را به عقد امام حسن (علیه السلام) در مى آورند. در خواب دیگرى به دعوت حضرت زهرا (سلام الله علیها) مسلمان شد، اما اسلام خود را از دیگران پنهان مى داشت، تا آنگاه که بین مسلمانان ورومیان جنگ در گرفت وقیصر خود همراه لشکر روانه جبه جنگ شد. نرجس در خواب، فرمان یافت که به طور ناشناس همراه کنیزان وخدمتکاران به دنبال سپاهى که به مرز مى روند، برود. او چنین کرد ودر مرز، سپاه مسلمانان او ر اسیر ساختند، بى آنکه بدانند، او از خانواده قیصر است، او را همراه سایر اسیران، به بغداد بردند تا به صورت برده، بفروشند.

فرستاده امام هادى (علیه السلام) نامه اى را که امام به زبان رومى نوشته بودند، به نرجس رسانید واو را از برده فروش خریدارى نمود وبه سامرا نزد امام هادى (علیه السلام) آورد. امام، خوابهاى نرجس را به او یاد آور شدند وبه او مژده دادند که همسر امام یازدهم ومادر فرزندى است که زمین را پر از عدل وداد مى سازد. نرجس، آداب اسلامى را آموخت وپس از مدتى به همسرى امام حسن (علیه السلام) درآمد. نوزادى که همچون حضرت موسى (علیه السلام) مخفیانه به دنیا آمد وهمچون حضرت عیسى (علیه السلام)، در گهواره سخن گفت وپس از شهادت به توحید ورسالت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) گفت: خدایا زمین را به وسیله من، از عدل وداد پر کن.
سخن ادیان
اعتقاد به حضرت حجت که مصلح الهى وجهانى است، در بسیارى از ادیان ومذاهب وجود دارد. پیروان ادیان دیگر مانند یهودیان، مسیحیان، زردشتیان ونیز هندویان، به ظهور یک مصلح بزرگ الهى، اعتراف دارند ودر انتظار او هستند همچنین پیروان مذاهب مختلف اسلام، از شیعه تا اهل سنت، به مصلح جهان، حضرت حجت (عجل الله فرجه) اعتقاد دارند. اکنون نمونه اى از سخنان ادیان ومذاهب تقدیم مى گردد. در کتاب دید که نزد هندویان از کتب آسمانى است، چنین آمده است. پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخر الزمان پیدا شود که پیشواى خلایق باشد ونام او منصور باشد وتمام عالم را بگیرد وبه دین خود درآورد ومؤمن را از کافر بشناسد وهر چه از خدا خواهد، برآید.(۴)
ودر کتاب جاماسب شاگرد زردشت آمده است:
مردى بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم،... وبر دین جد خویش بود با سپاه بسیار روى به ایران نهد وآبادان کند وزمین پر داد (عدل) کند واز داد وى باشد گرگ با میش. در کتاب زند یکى از کتابهاى زردشتیان آمده است: آنگاه فیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى شود واهریمنان را منقرض مى سازند.. وبعد از پیروزى ایزدان وبرانداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، بنى آدم بر تخت نیکبختى خواهند نشست.(۵)
در سفر تکوین تورات چنین آمده است: ودر حق اسماعیل [دعای] ترا شنیدم، اینک او را برکت داده ام واو را بارور گردانیده، به غایت زیاد خواهم نمود ودوازده سرور تولید خواهد نمود واو را امت عظیمى، خواهم نمود.(۶)
ودر مزامیر حضرت داوود (علیه السلام) آمده است. واما صالحان را خداوند تایید مى کند... وصالحان وارث زمین خواهند بود ودر آن تا همیشه ساکن خواهند بود.
قرآن کریم، ضمن بیان عقیده اسلام، اعتقاد ادیان دیگر را نیز بیان نموده ومى فرماید: ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر، ان الارض یرثها عبادى الصالحون (انبیاء / ۱۰۵) ما در زبور (داوود) (علاوه بر تورات وقرآن) نوشتیم که بندگان شایسته ما وارث زمین خواهند شد. آنگاه که فرمان الهى رسد، ولى عصر (عجل الله فرجه) بر خانه کعبه تکیه زند و۳۱۳ نفر از یاران مخلص که شیران روز وزاهدان شب هستند، به عدد یاران با وفاى پیامبرى در جنگ بدر، حضرتش را همراهى کنند واولین آیه اى که آن قرآن ناطق تلاوت مى کند این آیه است: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین. (هود / ۸۶) وسپس خود را معرفى نموده ومى فرماید: من ذخیره خداوند ونماینده او براى شما هستم. در پاسخ آن امام بر حق، همه مسلمانان چنین بانگ برآورند: السلام علیک یا بقیه الله فى ارضه سلام ودرود بر تو، اى اندوخته خدا در زمین.(۷)
اسلام
از آنجا که آیات متعددى از قرآن کریم، به مصلح جهان، حضرت امام زمان (عجل الله فرجه) اشاره دارد واز پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، وپیشوایان معصوم، حدود شش هزار روایت درباره آن حضرت بیان شده است، اعتقاد به وجود نورانى ایشان وانتظار براى قیام آن امام عدل گستر، نزد همه مسلمانان مورد قبول است. در اینجا نمونه اى از آیات وروایات تقدیم مى شود. آیات: ﴿ونرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین﴾ (قصص / ۵) اراده کرده ایم که بر مستضعفان (خدا پرستانى که زیر بار ستم ستمگران ناتوان شده اند) منت نهیم وآنان را پیشوا ووارث زمین سازیم. چند نکته:
۱ - چون خداوند اراده نموده، یعنى بدون شک چنین واقعه اى رخ خواهد داد.
۲ - منت خداوند بر ما یعنى عزت، چنانکه بالاترین مقام براى ما عبد بودن نسبت به اوست.
۳ - کسانى که در زمین، مستضعف گشته اند، یعنى خدا پرستانى که مقام معنوى بالا دارند اما در زمین، ستمگران بر آنها ستم نموده وایشان زیر بار ستمها، ناتون شده ودر انتظار یارى الهى هستند.
۴ - خداوند آنها را امام وپیشوا قرار خواهد داد، بدون شک کسى مى تواند از سوى خداوند به عنوان امام وپیشوا باشد که خود از مردن الهى ومعصومین باشد وبر طبق روایات متعدد آن شخص، امام زمان (عجل الله فرجه)، خواهد بود.
۵ - خداوند آن امام وپیشوا را وارث زمین مى گرداند، یعنى چنانکه او در مقامات معنوى امام است، باید حکومت الهى را هم بر پا کند وبا نابود کردن ستمگران، سیاست الهى را بر قرار سازد وجامعه بشرى را به سوى صلاح وکمال، رهبرى نماید.
روایات اهل سنت
از میان صدها روایت که در کتابهاى متعدد آمده است، تنها دو نمونه یادآور مى شود:
۱- پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: قیامت بر پا نمى شود تا آنکه مردى از خاندان من امور اداره دین وسیاست را در دست گیرد که اسم او، اسم من است.(۸)
۲- سلمان فارسى مى گوید: خدمت رسول گرامى رسیدم. حسین بن على را روى زانوى خود نشانده بود وچشمها ولبهاى او را مى بوسید ومى فرمود، تو امام، پسر امام، برادر امامى، تو حجت خدا، پسر حجت خدا، برادر حجت خدایى، وتو پدر نه حجت خدایى که نهم آنان، قائم ایشان است.(۹)
روایات شیعه
از میان صدها روایت که در کتابهاى شیعه آمده است، تنها دو نمونه تقدیم مى گردد:
۱- پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: قائم از اولاد من، اسم او اسم من وکنیه او کنیه من، اخلاق وسیماى او اخلاق وسیماى من، روش او روش من است. مردم را به دین من وکتاب پروردگارم دعوت مى کند. هر کس او را اطاعت کند، از من اطاعت کرده وهر کس با او مخالفت ورزد، با من مخالفت ورزیده، وهر کس غیبت او را انکار نماید، مرا انکار نموده است.(۱۰)
۲- امام صادق (علیه السلام) فرمودند، ظهور وقیم امام روى نخواهد داد، مگر بعد از آنکه همه گروهها (ومکاتب بشرى) بر مردم حکومت کرده باشند تا کسى نگوید، اگر ما حکومت مى کردیم، به عدالت رفتار مى نمودیم. سپس قائم (عجل الله فرجه) به حق وعدل قیام فرماید.(۱۱)
امامت در کودکى
چنانکه مى دانیم، پیامبران الهى، پاکترین انسانها هستند که از سوى پروردگار براى رساندن پیامهاى الهى، انتخاب شده اند. از آنجا که امامت، وظیفه اى الهى، ودر ادامه رسالت پیامبران وبراى ارائه الگوى عملى از تعالیم مکتب است چنین کسانى باید از هر گناه به دور (معصوم) باشند. بنابر این لازم است که امامان نیز از سوى خداوند معرفى گردند، چرا که تنها او اگاه به اعمال ورفتار انسانها است. در شرایطى که لازم باشد، خداوند پیامبرى را، حتى در گهواره به این مقام مى رساند وبه مردم معرفى مى نماید، چنانکه حضرت عیسى (علیه السلام) در گهواره، اعلام رسالت فرمود وحضرت یحیى (علیه السلام) در کودکى به پیامبرى رسید.
امامت نیز که وظیفه اى سنگین ومقامى الهى است، در شرایطى در سن کودکى بر عهده پیشوایان گذارده مى شود. چنانکه امام جواد (علیه السلام) وامام هادى (علیه السلام) در سن ۸ سالگى وامام زمان (عجل الله فرجه) در سن ۵ سالگى، وظیفه مهم امامت امت را عهده دار شدند. جالب توجه اینکه خلفاى وقت، براى مبارزه بى امان با تفکر شیعى، دست به هر کارى مى زدند وچند بار با جمع آورى همه دانشمندان معاصر، پیچیده ترین مسائل علمى ومعماهاى فقهى را آماده ساختند تا از امام کم سن وسال شیعیان بپرسند. اما امام جواد (علیه السلام) وامام هادى (علیه السلام) در حالى که در سنین کودکى بسر مى بردند، با سرعت ودقت غیر قابل تصور، به پاسخگویى پرداختند ونقشه خلفاى کور دل را نقش بر آب نمودند. اگر کوچکترین ضعف در پیشوایان کم سن وسال مشاهده مى شد بدون شک بهترین بهانه بود که خلفاى وقت این مساله را مطرح کنند وبایه هاى امامت را لرزان جلوه دهند.
اما چنین مساله اى هرگز مطرح نشده، بلکه هر بار که دانشمندان از امامان کم سن، سوال مى کردند وپاسخهاى عالمانه ودقیق را مى شنیدند، پایه هاى حکومت خلفا سست تر شده ومردم در مى یافتند که پیشوایان معصوم با تعیین خداوند، انتخاب گشته اند. حضرت امام مهدى (عجل الله فرجه) نیز در حالى که فقط ۵ سال از عمر شریفشان مى گذشت، با شهادت امام حسن عسکرى (علیه السلام)، امامت امت اسلام را بر عهده گرفتند واکنون در انتظار فرمان الهى براى ظهور ونجات بشریت، بسر مى برند.
طول عمر حضرت
بسیارى از پدیده هایى که امروز، براى ما ساده وقابل حل است، براى نسلهاى قبل، غیر قابل باور مى نمود.
اعمال شگفت انگیز کامپیوتر، حرکت هواپیماهاى تیز پرواز، مشاهده صدا وتصویر افرادى از فاصله هزاران کیلومتر به وسیله امواج رادیویى و... از این قبیل است. چنانکه امروز علم پزشکى وجراحى، رشد بسیار گسترده اى پیدا کرده، اینکه پیشرفت علمى بشر به جایى برسد که بتواند عمر خود را افزایش دهد. دور از انتظار نیست. وعملا نیز گامهایى در این جهت برداشته شده واز جمله سن برخى از حیوانات آزمایشگاهى را تا سیصد برابر افزایش داده اند.(۱۲) همچنین مردم ژابن با رعایت مسائل بهداشتى عمر متوسط خود را تا در چندین سال افزایش داده اند. ودر صفحات تاریخ افرادى با سنین بالا، به چشم مى خورد که از جمله آنان حضرت نوح (علیه السلام) است، که تنها مدت رسالت ایشان ۹۵۰ سال بوده است.(۱۳)
به فرض که دانش بشرى نتواند به مرحله اى برسد که طولانى کردن عمر را، حل کند، طولانى شدن عمر آن مرد الهى که شاهکار خلقت به حساب مى آید ورسالت بر پایى عدل جهانى را بر دوش دارد، براى آفریدگار تواناى آسمان وزمین، امرى بسیار آسان وساده است.
نکته قابل توجه در رابطه با طول عمر حضرت، این است که، لازمه این که کسى بتواند یک نظام جهانى را بر اساس عدل ودرستى، هدایت کند ومردم جهان را با همه اختلافات قومى ونژادى، ومتحد ویکپارچه کند وبه کمال معنوى ورفاه مادى برساند، آن است که خود یک تاریخ مجسم باشد وفراز ونشیب تمدنها ومکتبهاى بشرى را دیده باشد. وامام زمان (عجل الله فرجه) با عمر طولانى خویش، شاهد اوج وسقوط تمدنها هستند تا با نگرشى وسیع وهمه جانبه، حکومت آینده جهان را رهبرى وهدایت فرمایند.
چرا غیبت
جامعه بشرى، که چند هزار سال قبل مى زیسته، همچون کودکى خردسال بوده، با قدرت فهمى در توان خود، که به تدریج رشد کرده است. به همین جهت هر یک از پیامبران الهى، متناسب با استعداد مردم خود، آموزشهایى به آنان داده وهر یک از پیامبران، دین قبل از خود را کاملتر وجامعتر نموده است. در شرایطى که جامعه بشر به رشد مناسب خویش رسید، خداوند آخرین پیامبر وکاملترین دین خود یعنى اسلام را به جهان انسان، عنایت فرمود. قرآن، متکاملترین قانون الهى، براى زندگى بشر، به وسیله پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در دسترس بشر قرار گرفت وهمچنین دوازده پیشواى معصوم، براى آنکه الگوى عملى قرآن باشند، معرفى گشتند. پیشوایان بزرگ، تا حدود ۲۶۰ سال در حضور مردم بودند، دستورات لازم را فرمودند ونیز معیارهایى براى پاسخ یافتن تمامى نیازهاى بشر، تا روز قیامت تعیین فرمودند. قرآن، سخن وسیره عملى امامان، عقل، اتقاق نظر دانشمندان اسلامى.
از این زمان به بعد، بشر به حدى از قدرت فکرى ودانش رسیده که با توجه به معیارها، خود راه را از بیراهه بشناسد وبراى این مهم باید کوشش کند، علم بیاموزد وبه پیش رود. آرى از زمانى که جامعه بشرى چون جوانى با قدرت وبا فکر واراده گشت، مقرر شد که خود به پیش رود وپیشواى الهى، درنهان بسر برد، باشد تا بشر همه استعداد خود را به کار بندد وبه اصطلاح روى پاى خود بایستد.
چگونگى غیبت
درباره چگونگى غیبت حضرت، دو احتمال را بررسى مى کنیم:
غایب بودن خارق العاده
هر گاه بر پایى حق، نیاز به انجام کار خارق العاده داشته باشد، خداوند به بندگان شایسته خود چنین قدرتى را عنایت مى فرماید. رفتن حضرت ابراهیم (علیه السلام) به درون آتش ونسوختن آن حضرت وعبور کردن حضرت موسى (علیه السلام) از رود نیل وغرق نشدن آن حضرت، از این قبیل هستند. از آنجا که بر پایى حکومت عدل جهانى، وعده همه ادیان الهى بوده واراده خداوند بر آن است، ممکن است آفریدگار توانا براى حفظ رهبرى آن حکومت واحد جهانى، بصورت کارى خارق العاده، حضرتش را از دیده ها پنهان کند، به طورى که آن حضرت با مردم زندگى کند، اما کسى قدرت دیدن آن حضرت را نداشته باشد.
حاضر بودن ناشناس
بر اساس برخى روایات، احتمال دیگرى مطرح است وآن اینکه، حضرت در جمه ما حاضر هستند وما ایشان را مشاهده مى کنیم، اما آن حضرت را به صورت ناشناس تلقى مى کنیم ونمى دانیم که ایشان همان ذخیره الهى هستند که جهان در انتظار او مى باشد. در موارد متعددى که افراد به حضرتش متوسل شده اند، فرد ناشناسى حاجت انها را برآورده واز چشم، غایب شده، آنگاه شخص متوجه شده که آن فرد ناشناس، همان گمشده او وهمه جهانیان، امام زمان (عجل الله فرجه) بوده است. چنانکه حضرت موسى (علیه السلام) سالها در خانه فرعون زندگى مى کردند ورفت وآمد داشتند، اما فرعون ویارانش نمى دانستند که این شخص، همان فردى است که در آینده، حکومت آنها را از بین خواهد برد.
غیبت صغرى
در این شرایط خاص، غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) رخ مى دهد وبشر بظاهر از دسترسى به امام خود، محروم مى گردد. البته غیبت پیشوا، یکباره صورت نمى گیرد، تا بشر یکباره احساس بى سرپرستى ننماید.
از سال ۲۶۰ تا سال ۳۲۹ دوران غیبت صغرى کوتاه مدت است که در این زمان، عالمان پرهیزگارى به عنوان رابط میان امت وامام، معرفى شدند تا مردم پاسخ مشکلات را توسط آنها، از امام بیابند. پس از این دوران، مصلحت الهى چنین بود که نمایندگان ایشان معین نباشند، بلکه مردم شرایطى را که امام فرمودند، در نظر بگیرند وهر کس که آن ویژگیها را داشت، به منزله جانشین امام، تلقى نموده، سخن او را سخن امام بدانند.
نمایندگان در زمان غیبت صغرى
چنانکه دانستیم، براى آنکه امت اسلام بتواند دورى از امام را تجربه کند وآمادگى براى مرحله بعد داشته باشد، ابتدا تا مدت ۶۹ سال غیبت صغرى کوتاه مدت انجام شد. در این مدت، حضرت، هدایت کشتى امت را بتدریج به دست با کفایت چهار نماینده مستقیم خود دادند. آن علماء واراسته عبارتند از:
۱ - عثمان بن سعید عمرى
۲ - محمد بن عثمان عمرى
۳ - حسین بن روح نوبختى
۴ - على بن محمد سمرى عهد یک از این چهار نفر را، امام زمان (عجل الله فرجه) خود تعیین فرموده واو را به گونه اى به مردم معرفى نمودند.
این بزرگان در مدت ماموریت خویش، پاسخ مسائل ومشکلات مردم را از حضرتش دریافت مى نمودند.
غیبت کبرى (بلند مدت)
اکنون ما در غیبت کبرى امام بسر مى بریم، با این وجود وظایف ما در این زمان، کاملا روشن است وهمگى در انتظار طلوع خورشید، باید انجام وظیفه کنیم. براى آشنایى شما عزیزان، درسهاى از انتظار تقدیم خواهد شد.
نمایندگان در زمان غیبت کبرى
با شروع دوران غیبت کبرى دراز مدت وظیفه امت دقیقتر ومهمتر از گذشته مى شود، زیرا امام (عجل الله فرجه) معیارهاى کلى براى نمایندگان خود تعیین نموده اند وتشخیص صلاحیت آنها بر عهده امت گذارده شده است. امام (عجل الله فرجه) در نوشته اى که به آخرین نماینده مستقیم خود، على بن محمد سمرى نوشتند وظیفه مردم را این گونه فرمودند: اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواه احادیثنا فانهم حجتى علیکم وانا حجه الله.(۱۴)
در مسائل ومشکلاتى که براى شما پدید مى آید، به کسانى که با سخنان ما آشنا هستند، مراجعه کنید زیرا آنان نماینده من هستند براى شما، چنانکه من نماینده خداوند هستم. هر کس از آنان روى بگرداند، از من روى گردانده وآن که از من روى گرداند، از خداوند روى گردانده. در یکى از سخنان گهربار امام صادق (علیه السلام) ویژگیهاى نمایندگان امام زمان چنین آمده است. من کان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه.(۱۵)
هر کدام از فقیهان که بر نفس خویش، مسلط است ونگهبان دین است وبا خواسته نفس خویش مبارزه مى کند وپیرو فرمان امام خویش است، لازم است بر مردم از او پیروى کنند. با توجه به این ویژگیها، نمایندگان امام زمان (عجل الله فرجه) در زمان غیبت کبرى مشخص مى شوند وپیروان حضرت، باید در مسائل ومشکلات به نمایندگان امام، مراجعه نمایند.
غیبت در حضور
امام سجاد (علیه السلام) در کلامى زیبا، انتظار سازنده ومنتظران راستین را معرفى نموده وچنین مى فرمایند.
بى تردید مردم زمان غیبت مهدى (عجل الله فرجه) که امامت او را باور دارند، ومنتظر ظهور اویند از مردمان دیگر زمانها برترند وافضل، چون خداوند متعالى به آنان عقل ودرک وقدرت شناختى داده است که غیبت براى آنان همچون حضور است. خداوند آنان را در آن زمان، همپایه مجاهدان همراه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) قرار داده است واینانند شیعیان راستین ما واخلاص گزاران واقعى ودعوت کنندگان به خدا، در نهان وآشکار. امام سجاد (علیه السلام) با این بیان شریف، همه منتظران را به این حقیقت بزرگ توجه داده اند که در زمان غیبت حضرت حجت (عجل الله فرجه) باید همان گونه باشند که در زمان ظهور آن بزرگوار خواهند بود.
یعنى همان گونه که در زمان ظهور باید در کنار او با ظلم وفساد وشرک مبارزه کنیم، در زمان غیبت نیز این وظیفه ومسوولیت از ما سلب نمى شود. از این دیدگاه صحیح، در زمان غیبت، دوستى ودشمنى در راه خدا همچنان تداوم مى یابد وهیچ مسلمان منتظر، حق ندارد به غفلت وسکوت بگراید وظالمان وفساد گستران را به حال خود رها کند. این بیان شریف به ما مى آموزد که تعالیم مترقى اسلام، در هیچ عصرى به تعطیلى نمى گراید وهمواره زنده وپویا وحل کننده مشکلات جامعه بشرى است.
در مکتب غیبت وانتظار
یکى از مفاهیم مترقى اسلام که مورد سوء استفاده منحرفان قرار گرفته است، انتظار مى باشد. انتظار، هرگز به معنى سکوت در مقابل ظلم وگناه، یا وهمسویى با فاسدان نیست، زیرا چنین معنایى بر خلاف آرمان مقدس دین ومخالف با دستورات قطعى اسلام است. انتظار به معناى صحیح، دستورى است هماهنگ با همه دستورات سازنده الهى وچنین انتظارى است که مورد سفارش پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) قرار گرفته ودرباره آن فرموده اند: افضل اعمال امتى، انتظار الفرج.(۱۶)
بالاترین وبهترین عمل پیروان من، انتظار براى ظهور قائم آل محمد (عجل الله فرجه) است. آرى، انتظار مکتب سازنده اى است که درسهاى آموزنده به ما مى دهد وچنین انتظارى مى تواند بهترین اعمال امت اسلام باشد، همچنین در غیبت آن حضرت، برکاتى نهفته است. برخى از درسهایى که در مکتب مترقى انتظار وغیبت مى آموزیم، چنین است:
خودسازى
از وظایف مهمى که هر مسلمان در حال انتظار دارد، این است که همواره خود را براى مشاهده ظهور حضرت وهمراهى با آن امید عالم، آماده ومهیا سازد. در اینجا ذکر ۳ نکته لازم است:
۱ - در زمان حضور امامان قبل، هر انسان صالح یا فاسد مى توانست به حضور امام برسد وهر سخنى که داشت بگوید، اما در زمان غیبت، تنها انسانهاى صالح ومخلص مى توانند به محضر مبارکش برسند. بنابر این هر کس باید جان خود را از پلیدیهاى گناه پاک کند وراه تقرب به پروردگار را در پیش گیرد تا بتواند شایستگى رسیدن به آن چشمه نور وفضیلت را پیدا کند.
۲ - در هر لحظه اى از زمان که خداوند اراده نماید، ممکن است قیام جهانى حضرت، بر پا شود وناگهان ظهور حضرتش اعلام گردد. بنابر این هر مسلمان باید همواره آماده ظهور باشد، همچنان که یک نظامى رزمنده در حال آماده باش، بیدار ومهیا براى اجراى دستورات فرماندهى است، آمادگى براى ظهور به معناى این است که شخص همه پلیدیها را از خود دور کند وبا ورود به در رحمت الهى یعنى توبه جان خویش را به خوبیها، زینت بخشد. امام زمان (عجل الله فرجه) در نامه اى به شیخ مفید فرمودند: فان امرنا بغته فجاه حین لا تنفعه توبه ولا ینجیه من عقابه ندم على حوبه.(۱۷)
قیام ما (با اجازه خداوند) به طور ناگهانى رخ خواهد داد ودر آن هنگام دیگر توبه، فایده وسودى نخواهد داشت وپشیمانى نفعى ندارد.
ظلم ستیزى
در بسیارى از دستورات اسلام، ظلم ستیزى ومبارزه با هر گونه فساد، مشاهده مى شود، اما آنچه که شیعیان را بیش از دیگران به حرکتهاى آزادى بخش ومیدان مبارزه با ظالمان کشانده دو پیام مهم است که عبارتند از:
عاشورا - انتظار
عاشورا، درس مبارزه مى آموزد وانتظار، امید به یارى امام زمان (عجل الله فرجه) را در دلها زنده مى کند. عاشورا، مشعل مبارزه را روشن مى کند وانتظار، روشنى آن را تداوم مى دهد. حضرت، در نامه به شیخ مفید چنین فرمودند: اعتصموا بالتقیه.(۱۸)
به وسیله راز دارى، خودتان را از چنگ دشمن، حفظ کنید. امام زمان (عجل الله فرجه) در این فرمان، ضمن امر به رعایت راز دارى به صورت غیر مستقیم به مبارزه با ستمگران دستور مى فرماید، چرا که دستور به راز دارى آن گاه مورد دارد، که براى مبارزه با ظلم وفساد، برنامه ریزى شود. این گونه است که در تاریخ پر افتخار تشیع، همواره مشعل فروزان مبارزه با ستمگران بر افروخته بوده، زیرا اعتقادشان این بوده که امام زمان (عجل الله فرجه) گر چه به ظاهر همراه ما نیستند وغایب اند، اما در واقع، نظاره گر اعمال ما هستند ودر مبارزه با دشمنان خدا، ما را یارى خواهند فرمود.
تلاش علمى
از یک سو هر مسلمانى مى داند که دستورات نجات بخش اسلام، براى همه انسانها وهمه زمانها است وآیین الهى باید تا روزى که جهان بر پا است، زنده باشد وپاسخگوى نیازهاى بشر باشد واز سوى دیگر امام زمان (عجل الله فرجه) که چراغ فروزان زمان ما هستند، در غیبت بسر مى برد، پس باید خودمان تلاش کنیم وبا تکیه بر منابعى که در اختیار داریم مسائل ومشکلات را حل کنیم، در مقابل مکاتب بشرى، نظر دین خدا را بگوییم وسرانجام چگونگى پاسدارى از آرمان هاى الهى را در شرایط جدید جامعه، بیاموزیم. چنین است که حوزه هاى علمیه شکل مى گیرد ودانشمندان الهى در رشته هاى گوناگون به مطالعه وکاوش مى پردازند وچشمه هاى جدیدى از دانش وبینش را ایجاد مى کنند وعلومى چون فقه، فلسفه، عرفان، تفسیر، اخلاق و... راه گشاى جامعه بشرى مى گردد.
امید به پیروزى مستضعفان
مهمترین عامل پیروزى هر حرکت انقلابى در مقابل ستمگران، این است که مظلومان وستمدیدگان، داراى روحیه قوى وباشند، چنانکه در هجوم ارتش عراق به ایران، آنچه که جبهه هاى ما را قوى وپیروز کرده بود، همین روحیه قوى وبرخاسته از ایمان بود. وسرانجام این روحیه بلند، کید دشمنان را خنثى نمود. آرى، آنها که دلشان به خورشید انتظار روشن است، با داشتن اطمینان به پیروزى، در مقابل ستمگران مى ایستند، گر چه با سنگ در مقابل تانک. پیروزى مستضعفان ومظلومان، اراده تخلف ناپذیر الهى است که آفریدگار توانا در قرآن(۱۹) وعده فرموده وامید وایمان به این وعده راستین، مایه دلگرمى مبارزان حق طلب است وسرانجام آنان پیروزى را در آغوش خواهند گرفت.
امید به پیروزى دین حق
در حالى که بخش مهمى از جمعیت بشر امروز، پیرو مکاتب بشرى هستند وبودائیسم وکمونیسم و... مردم را به خود مشغول داشته، مسلمانان در انتظار روزى هستند که از جاى جاى کره خاک، نداى دین حق، یعنى اسلام به گوش رسد. این وعده الهى است که فرمود: خداوند دین اسلام را فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد وآن را فراگیر نماید.(۲۰)
آرى، در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) ارتباط با ملتها مشکل بود ودر زمانهاى بعد، حاکمان سرزمینهاى اسلامى، غالبا براى حفظ حکومت خویش در تکاپو بودند نه براى معرفى اسلام به دنیا. اما پس از ظهور قائم آل محمد (علیهم السلام) بشریت، حقانیت اسلام را در مى یابد وهمه آدمیان به دین اسلام مى گروند.
رسالتى که اکنون بر دوش منتظران واقعى حضرت سنگینى مى کند وباید آن را به سر منزل مقصود برسانند، این است که هر کس با عمل به دستورات این آیین حیات بخش، به صورت عملى، براى اسلام تبلیغ کند وزمینه را براى دعوت همگانى امام زمان (عجل الله فرجه) آماده سازد. امید به پیروزى نهایى اسلام، چون خورشیدى دلهاى مسلمانان را روشن وگرم نگاه مى دارد، تا مبادا فریفته ظاهر مکاتب بشرى ویا دیگر ادیان شوند، بلکه محکم واستوار به آیین کامل خود افتخار کنند ودر معرفى آن سعى وتلاش نمایند.
منتظران واقعى
چه کسانى مى توانند منتظران واقعى باشند؟ چنانکه در سخنان گهربار پیشوایان معصوم آمده است. منتظران واقعى داراى چنان مقام ومنزلتى هستند که پیشوایان به توصیف آنان نشسته اند. از جمله این بیان که: هر کس در انتظار قیام قائم باشد، همچون کسى است که در کنار پیامبر بزرگوار (صلى الله علیه وآله وسلم) در راه خدا وبراى دفاع از دین نبرد مى کند.(۲۱)
منتظران واقعى آنها هستند که ایمانى استوارتر از کوه دارند وبراى دفاع از قانون خدا، جانفشانى مى کنند. آنها که خود را ساخته اند ودر نبرد پیروزمند با شیطان، خود را از آلودگى گناه نگاهداشتند وجانشان از علم وایمان معطر گشته وبراى خدمت به جامعه، بر دیگران سبقت گرفته اند. منتظران واقعى آنها هستند که همچون یاران بدر، خود ساخته باشند، چرا که فرمود: لو کان فیکم عده اهل بدر لقام قائمنا.(۲۲)
اگر در میان شما، به تعداد یاران پیامبر در جنگ بدر، [وبا ویژگیهاى آنان] وجود داشته باشد، قائم ما، قیام خواهد نمود. آرى، یکى از مقدمات ظهور حضرت این است که یارانى داشته باشد که آنها را به نمایندگى از سوى خود به سراسر دنیا اعزام فرماید وآنان قدرت اراده حکومت مناطق مختلف را داشته باشند ومنتظران واقعى حضرت کسانى هستند که خود را از نظر ایمان، علم وسایر شرایط، شایسته چنین مسوولیت عظیمى بنمایند.
تأثیر حضرت بر جهان بشر
همه مى دانیم، هر فرد عاقل براى انجام کارهایش مى اندیشد وسپس براى رسیدن به یک هدف مشخص، برنامه ریزى مى کند. آفریدگار حکیم ودانا، که خود خالق عقل واندیشه است، آدمى را براى رسیدن به هدفى مقدس بیافرید. اگر باغبانى بخواهد یک میوه بسیار با ارزش پرورش دهد، زمینى را آبیارى مى کند ودر کنار پرورش آن میوه خاص، تعدادى علف وخار رشدمى کند، اما هدف، رسیدن به همان میوه است.
در آفرینش آدمى، اولین انسان، یعنى حضرت آدم (علیه السلام) پیامبر الهى وحجت خدا بوده زمین همواره از این گونه انسانهاى کامل برخوردار بوده ودیگران از برکت وجود آنها زندگانى نموده اند. در زمان غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) اگر چه ما شایستگى زیارت ایشان را نداریم، اما وجود ایشان روى کره خاک، مایه برکتى شده که انسانهاى دیگر نیز زندگى کنند ودر مسیر رسیدن به کمال تلاش کنند. این است معناى جمله پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) که فرمودند: لو خلت الارض ساعه واحده من حجه الله لساخت باهلها.(۲۳)
اگر زمین حتى یک ساعت از حجت خدا تهى گردد، زمین ساکنانش را در خود فرو برد.
همچنین حضرت مهدى (عجل الله فرجه) در پاسخ به یکى از نواب در زمان غیبت صغرى که پرسیده بود: نقش شما در زمان غیبت چیست؟ فرمودند: انى لامان لاهل الارض، کما ان النجوم امان لاهل السماء.(۲۴)
بدان که من سبب ایمنى ساکنان زمین هستم، چنانکه ستارگان، سبب ایمنى ساکنان آسمان هستند. بنابر این، اگر امروز بر کره خاک زندگانى مى کنیم، واز نعمتهایى چون گیاهان، جنگلها ومعادن زر خیز بهره مى بریم وبر دریا کشتى رانى مى کنیم واز نعمتهاى درونش بهره مى بریم، اگر قطرات زیباى باران بر سرزمین ما مى بارد وخوشه هاى طلایى گندم به ما هدیه مى کند و... همه وهمه از برکت وجود امام زمان (عجل الله فرجه) است وخداوند به احترام آن انسان کامل، که هدف خلقت آدمى است، نظام زندگى ما را بر قرار ساخته است.
نقش تاریخى حضرت
از آنچه که گفته شد، نقش تاریخى امام زمان (عجل الله فرجه) روشن مى شود. اگر در طول تاریخ، پادشاهان بر مردم حکومت رانده اند وفرعونیان هر زمان براى حفظ تاج وتخت خود وبراى عیش ونوش خود، همه مردم را به خاک سیاه نشانده اند وبراى رسیدن به تمایلات پست وحیوانى، جنگها وخونریزیها به راه انداخته اند، اما آینده بشر چنین نیست. آینده بشر، آینده اى روشن وامید بخش خواهد بود ومردى از سلسله اولیاى الهى، بشر را از همه ظلم وفسادها نجات خواهد داد. مناسب است به عنوان گواه صدق گفتارمان به سخنى از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) استناد کنیم که فرمود: سیکون بعدى خلفاء وبعد الخلفاء امراء بعد الامراء ملوک ومن بعد الملوک جبابره ثم یخرج رجل من اهل بیتى یملا الارض عدلا کما ملئت جورا.(۲۵)
پس از خلفاء بر شما حکومت مى کنند وسپس امیران، حکومت را در دست مى گیرند، آن گاه پادشاهان بر مسند حکومت مى نشیند وبعد از آن، ستمگران، اما سرانجام، مردى از خاندان من قیام مى کند وزمین را در حالى که پر از ستم است. پر از عدل وداد مى کند.
تأثیر حضرت بر زندگى مسلمانان
آن گاه که پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، مردم را با امامى که از دیده ها پنهان خواهد شد، آشنا نمودند وآن امام عزیز را به مسلمانان معرفى نمودند، از ایشان پرسیده شد مردم از امامى که از دیده پنهان است، استفاده وبهره اى خواهند برد؟ پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: آرى، سوگند به خداوندى که مرا به پیامبرى فرستاد، پیروان امام غائب از وجودش بهره مند خواهند شد واز نور امامتش کسب نورانیت مى کنند، همچنان که مردم از خورشید بهره مند مى شوند، اگر چه ابرهاى فراوان، آن را پوشیده باشد.(۲۶)
آرى، اگر چه چشم هاى ما توان دیدن آن خورشید ابر گرفته را ندارد، اما او خورشید وار به زندگى ما نور وگرما وانرژى مى بخشد. جلوه هایى از نورانیت آن حضرت را بر مى شماریم:
یارى رساندن به پیروان
چنانکه شیعیان به آن امام وپیشواى عزیزتر از جان، عشق مى ورزند وصبح وشام به یاد او زندگى مى کنند، آن حضرت نیز در پاسخ این همه شور وعشق، به یاد پیروان خود بوده ودر نامه به شیخ مفید فرمودند: انا غیر مهملین لمراعاتکم، ولا ناسین لذکرکم، ولو لا ذلک لنزل بکم اللاوا، واصطلمکم الاعداء.(۲۷)
ما شما را به حال خود رها ننموده ایم ویاد شما (ودعا براى شما) را فراموش نمى کنیم. اگر چنین نبود (وشما را فراموش مى کردیم) گرفتارى هاى فراوان بر شما فرود مى آمد ودشمنان، شما را در کام خود فرو مى بردند. هر کس تاریخ هزار وچند صد ساله شیعه را مطالعه کند، خواهد دانست که عنایات وتوجهات آن حضرت بوده که امروز نام على (علیه السلام) وزهرا (سلام الله علیها) وفرزندان آنان مى درخشد.
زیرا بسیارى از ستمگران تاریخ به منظور محو شیعه وآثار این مذهب با فرزندان على (علیه السلام)، به نبرد بى امان برخاستند وآنان را قتل عام نمودند، وبر صفحات ننگین تاریخ بشریت، افزودند، اما هرگز نتوانستند راه وروش آنان را محو کنند وآن چیز که براى مردان حق مهم است، راه وفکرشان است نه تن وجانشان. همچنین در موارد متعددى، حضرت به صورت مستقیم به یارى پیروان خویش اقدام فرموده اند. در اینجا تنها به ذکر سه نمونه از میان صدها مورد اشاره مى کنیم:
نوزاد در شکم مادر
مردى سراسیمه خود را به خانه شیخ مفید رسانده تا سوالى مهم از او بنماید. سوال مرد این است که: مادرى که نوزاد در شکم دارد، فوت کرده، آیا اجازه داریم که نوزاد را از شکم مادر بیرون آوریم، یا اینکه مادر ونوزادش را دفن کنیم؟ شیخ مفید بر اساس اجتهاد خود، وبا توجه به اینکه زنده بودن نوزاد، قطعى نیست، دستور داد که مادر ونوزاد در شکم او را دفن کنند. مرد به راه افتاد که پاسخ را به خاندان خویش بگوید. در بین راه، ناگهان فردى ناشناس خود را به او رسانده وگفت: شیخ پیغام دادند که به شما بگویم، ابتدا نوزاد را از شکم مادر بیرون آورید وسپس مادر را دفن کنید.
پس از مدتى، مردى که کودکى در دست داشت به ملاقات شیخ مفید آمد وگفت: این همان نوزاد است که فرمودید، او را بیرون آوریم ومادرش را دفن کنیم. شیخ مفید که دانست پاسخ وى اشتباه بوده، دریافت که امام زمان (عجل الله فرجه) پاسخ صحیح را به آن مرد رسانده اند وبراى نجات از این اشتباهات، از آن تاریخ به بعد پاسخ هیچ سوالى را نمى داد. اما امام زمان (عجل الله فرجه) به او پیغام دادند. شما وظیفه پاسخ گویى به مسائل مردم را انجام ده، هر گاه دچار اشتباه شدى، ما آن را اصلاح مى کنیم.
ماجراى انار
یکى از روزها، وزیر بحرین انارى در دست وآن را نزد امیر آورد. روى انار نوشته شده بود: لا اله الا الله، محمد رسول الله، ابو بکر وعمر وعثمان وعلى خلفاء رسول الله. امیر علماى شیعه را فراخواند وگفت، باید به این معجزه، پاسخ دهید ویا آن را بپذیرید. علماى شیعه سه روز مهلت خواستند. ده نفر از علما، براى یافتن پاسخ، تلاش کنند. از میان ده نفر، نیز سه نفر انتخاب شدند. قرار بر این شد که هر شب یک نفر سر به بیابان گذارد ودر آنجا از امام زمان (عجل الله فرجه) کمک بخواهد. شب اول ودوم، نتیجه اى گرفته نشد. شب سوم محمد بن عیسى، به بیابان رفته وبا راز ونیاز وتوسل به امام زمان (عجل الله فرجه) شب را به صبح رسانید ناگهان مردى غریب بر او آشکار شد وپاسخ را به او گفت. محمد بن عیسى به شهر بازگشته وگفت: همگى نزد امیر جمع شوید تا پاسخ را بگویم. همه در انتظار پاسخ او بودند که وى گفت: پاسخ من درون اتاق وزیر است.
همراه با وزیر به اتاق آمده واشاره کرد به کیسه اى که درون سقف مخفى شده بود. کیسه را نزد امیر آوردند وآن را گشودند. از درون کیسه، قالب گلى که همان کلمات روى آن نوشته بوده برون آوردند ومشخص شد که وزیر، این قالب را روى یک انار در حال رشد قرار داده است. محمد بن عیسى به امیر گفت: درون انار هم تنها خاکستر ودود است. انار را مى فشارد وخاکستر ودود را همه مشاهده مى کنند. امیر سوال کرد، چه کسى این پاسخ را به شما آموخت. محمد بن عیسى گفت: امام زمان ما وحجت خداوند بر زمین، ما را راهنمایى فرمود.(۲۸)
حکومت نظامى
در بهمن ۱۳۵۷ شرایط بسیار حساسى پیش آمده بود. از یک سو امام خمینى پس از ۱۵ سال تبعید به آغوش وطن بازگشتند واز سوى دیگر نظامیان وابسته به امریکا برنامه ریزى نموده بودند که با یورش تانکها به سوى مردم، اگر چه صدها هزار نفر کشته شود، مانع پیروزى انقلاب شوند. روز ۲۱ بهمن، دولت نظامى اعلام نمود که حکومت نظامى از ساعت ۴ بعد از ظهر است که هر کس از این ساعت به بعد، به خیابان آید، با شلیک ماموران نظامى مواجه خواهد شد.
پس از اعلام حکومت نظامى، همه مردم در انتظار بودند که رهبر انقلاب چه فرمانى مى دهند، امام به اتاق خویش تشریف برده وپس از دو رکعت نماز، دست به دعا برداشتند وسپس چند دقیقه قبل از ساعت ۴، فرمودند: حکومت نظامى لغو ومردم براى مقابله با نظامیان، به خیابانها بیایند. این فرمان، براى همه، حتى براى نزدیکترین افراد به امام، بسیار عجیب مى آمد. نقل مى کنند که: آیت الله طالقانى در این لحظات، تلفنى با امام مذاکره نموده وبه ایشان عرض کرد که: این فرمان به صلاح نیست و... امام فرمودند: همین که گفتم. بار دوم، آیه الله طالقانى سراسیمه با امام مذاکره مى کند وباز امام همان جمله را تکرار فرمودند. بار سوم نیز آیه الله طالقانى اصرار مى کند که امام نظرشان را تغییر دهند، در اینجا امام در سخنى بسیار کوتاه فرمودند شاید کسى دیگر این را گفته باشد با این سخن آیه الله طالقانى دیگر سکوت مى کنند. همان شب پادگانها فتح گردید وانقلاب به پیروزى رسید.
(البته هرگز امام نفرمودند که امام زمان (عجل الله فرجه) چنین فرموده اند همچنانکه همه بزرگانى که به محضر امام زمان (عجل الله فرجه) مى رسند، چنین سخنى نمى گویند، اما با توجه حساسیت شرایط وتصمیم گیرى سریع امام وسخن مبهم ایشان، احتمال داده مى شود که حضرت، در حساسترین لحظات یک انقلاب شیعى، پیروان خود را یارى نموده باشند.
آگاهى بر اعمال
چنانکه اعتقاد به معاد ما را از انجام هر کار زشت نهى مى کند، اعتقاد به اینکه امام زمان (عجل الله فرجه) بر اعمال ما آگاهى مى یابند وبر رفتار ما نظارت دارند، عامل مهمى براى اصلاح فرد وجامعه خواهد بود. آن حضرت در نامه به شیخ مفید فرمودند: فانا نحیط علما بانبائکم ولا یعزب عنا شىء من اخبارکم.(۲۹)
من به همه جریاناتى که بر شما مى گذرد آگاهم وگزارشات (گفتار ورفتار) شما، از من پوشیده نیست. در برخى روایات آمده است که هر هفته، اعمال مردم به محضر امام گزارش مى شود واگر پیروان حضرت کارهاى ناشایست انجام داده باشند، ایشان نگران وافسرده مى شوند. پس سزاوار است که ما پیروان آن امام عزیز، با انجام کارهاى نیک ورفتار خدا پسند، دل حضرت را شاد وخود را مشمول دعاى رحمت آن بزرگوار نماییم.
ارتباط با حضرت
آیا در زمان غیبت حضرت، مى توانیم با آن گنج علم وخورشید پر فروغ ایمان، ارتباط داشته باشیم. در پاسخ، سخن امام معصوم (علیه السلام) را یاد آور مى شویم که فرمودند: قائم ما، دو غیبت دارد. در غیبت کوتاه مدت، تنها افرادى خاص، از نمایندگان آن حضرت، جایگاهش را مى دانند. در غیبت بلند مدت، تنها شیعیان ویژه، جایگاه حضرتش را مى دانند.(۳۰)
دیدار حضرت
بدون تردید همه ما در آرزوى دیدن امام زمان خویش هستیم، اما چه کنیم که توفیق زیارت حضرتش حاصل آید؟ براى پاسخ به این سوال، بخشى از نامه حضرت را که در جواب شیخ مفید فرمودند، بازگو مى کنیم:
اگر شیعیان ما در وفاى به عهد وپیمان الهى اتفاق واعتقاد داشته، وعهد وپیمان الهى را محترم مى شمردند، سعادت دیدار ما را از دست نمى دادند. آنچه موجب جدایى ما از ایشان گردیده وآنان را از دیدار ما محروم کرده است، گناهان وخطاهاى آنها نسبت به احکام الهى است. وآنچه از رفتار واعمال آنها به ما مى رسد ما را ناراحت مى کند، موجب دورى آنها از ما وعدم موفقیت ایشان به زیارت ما است. سعى کنید اعمال شما به گونه اى باشد که شما را به ما نزدیک گرداند واز گناهانى که موجبات نارضایى ما را فراهم نماید بترسید ودورى کنید.
دیدار کنندگان حضرت
در قرنهاى گذشته شمارى از دانشمندان توانسته اند با کسب علم وتقوى، به بالاترین وعظیمترین مراحل روحانى رسیده وشایستگى ملاقات با حضرت را داشته باشند. از جمله سید رضى الدین بن طاووس حسنى، جمال الدین احمد بن فهد حلى، ملا احمد محقق اردبیلى وسید محمد مهدى بحرالعلوم طباطبایى. همچنین برخى مردم عادى، با کسب اخلاص وصفاى باطن توفیق زیارت حضرت را به دست آورده اند از جمله سید موسى قزوینى زر آبادى، میرزا مهدى اصفهانى، شیخ على اکبر الهیان تنکابنى وشیخ مجتبى قزوینى خراسانى.
آواى قرآن
از سید بحرالعلوم نقل است که با جمعى از یاران به حرم حضرت على بن ابى طالب آمده بود. معمولا مقابل حرم هر امامى باید دعاى ورود به حرم را خواند، واین خود یکى از آداب زیارت است. ولى آن روز بر خلاف روزهاى دیگر، مقابل حرم حضرت على بن ابى طالب امیر المؤمنین (علیه السلام) ایستاد واین مصرع شعر را زمزمه کرد:

چه خوش است صوت قرآن * * * ز تو دلربا شنیدن

یاران پرسیدند: مقام علمى وپارسایى کسى چون شما ومکان مقدسى که در آن ایستاده اید، با خواندن شعر مناسبت ندارد، علت چیست؟ سید بحرالعلوم جواب داد: چون وارد حرم مطهر شدم، حضرت مهدى، صلوات الله وسلامه علیه، را دیدم که در قسمت بالاى سر حرم نشسته وبا صداى جانبخش مشغول تلاوت قرآن مى باشد. با شنیدن آن صدا این شعر بر زبانم جارى شد. سپس آن حضرت از قرائت دست برداشت وحرم را ترک گفت.
کتبه الحجه
شخصى کتابى براى سرکوبى ورد مذهب شیعه نگاشته ودر مجالس عمومى آن را مطرح مى کرد. در نتیجه صدها نفر را به مذهب شیعه بدبین نموده وعقیده برخى را منحرف کرده بود. از طرفى کتاب را در اختیار کسى نمى گذاشت، تا مطالبش مستقیما ویا با واسطه در دست دانشمندان قرار نگیرد وایرادى بر آن وارد ننمایند. علامه حلى که یکى از بزرگترین متفکران جهان شیعه است، چندى به طور ناشناخته در جلسه درس آن شخص رفت وآمد کرد وسرانجام تقاضاى خود را که دریافت آن کتاب بود ابراز داشت. وچون آن شخص نتوانست به طور کلى دست رد بر سینه او زند، گفت: من نذر کرده ام که کتاب را جز یک شب به کسى واگذار نکنم. ناگزیر علامه پذیرفت که فقط یک شب آن کتاب نزد وى بماند.
علامه آن شب با یک دنیا خرسندى به رونویسى کتاب پرداخت. نظر علاومه این بود که هر چه مقدور شود از آن کتاب یادداشت بردارد وبه پاسخ گویى آن اقدام نماید. اما همین که شب به نیمه رسید، علامه را خواب فراگرفت. ناگاه دید مردى که در واقع چشم بیدار انسانهاست، داخل اطاق گردید وفرمود: اى علامه! تو کاغذها را خط کشى وآماده کن، من کتاب را مى نویسم. اما وضع چنان بود که علامه در خط کشى هم به آن شخص نمى رسید زیرا سرعت نوشتن او فوق العاده بود. پس فرمود: اى علامه، تو بخواب ونوشتن را به من واگذار. علامه، بى چون وچرا فرمان آن مرد را اطاعت کرد خوابید، ولى چون از خواب برخاست، تمام کتاب را بدون هیچ کم وکاستى در دفتر خود منعکس یافت! گویند که تنها اثر ومعرف شخص نویسنده، همان نام مبارکش بود که در پایان کتاب، ظاهرا با نقش کتبه الحجه به چشم مى خورد.
فرزندم مهدى در مسجد کوفه
شب از نیمه گذشته ومطالعات علمى، فکرم را سخت ناتوان کرده بود. از حجره بیرون آمدم ودر صحن مطهر حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) قدم مى زدم تا خستگى فکرم کم شود. محیطى آرام وفضایى روح افزا بود. اما همان لحظه که من در سیاه چادر شب، با زبانى خاموش ودلى گویا مى خرامیدم، صداى ملایم پایى، گوشم را نوازش مى داد وبه دنبال آن، سایه شخصى را که به سوى حرم شریف روان بود مشاهده نمودم.
راستى در این نیمه شب کیست که قصد تشرف به حرم را دارد؟ درها که بسته است! خادمان حرم همه خفته ودر بستر آسایشند! من آرام خود را به او نزدیک کردم ورفتارش را زیر نظر گرفتم. گویا او مرا نمى دید وبه سوى هدف پیش مى رفت. ولى همین که به در حرم نزدیک شد، قفل بازگردید ودرب گشوده گشت! مرد ناشناس در کمال وقار وادب، کنار حرم مطهر حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) ایستاد. در آن مکان مقدس سلام کرد، ومن جواب سلام او را که از مزار شریف آمد، شنیدم سپس احساس کردم که آن مرد با کسى در یک مساله علمى شروع به سخن کرده است. هنوز از آن گفتگو چیزى نگذشته بود که آن مرد از حرم خارج شد.
حسن کنجکاوى مرا بر آن داشت تا او را تعقیب نمایم، لذا آرام آرام به هر کجا مى رفت من نیز مى رفتم. آن مرد از شهر خارج شد وبه سوى مسجد کوفه روان گشت. در مسجد، داخل محراب گردید وگویا با کسى به گفتگو پرداخت. سخنانش که به اتمام رسید از مسجد خارج شد وبه سوى شهر مراجعت کرد. نزدیک دروازه نجف که رسید، تازه سپیده صبح دمیده بود وخفتگان کم کم از بستر استراحت سر بر مى داشتند وآماده نماز به درگاه بى نیاز مى شدند. من آن گاه خود را بدان بزرگمرد رساندم. چون به صورتش نگریستم، دیدم استادم مقدس اردبیلى است.
پس از سلام وانجام مراسم ادب، عرضه داشتم: دیشب از لحظه اى که به حرم حضرت امیر (علیه السلام) وارد شدید تا هم اکنون با شما بودم، لطفا بفرمایید آن کس که در حرم با وى سخن گفتید وآن کس که در محراب مسجد کوفه ملاقات کردید چه کسى بود؟.
مقدس اردبیلى بعد از گرفتن پیمان، که رازش را تا موقعى که زنده است، فاش نکنم فرمود: فرزندم، گاه مى شود که حل مسائل بر من دشوار مى گردد وچون از حل آن عاجز مى شوم، به خدمت حلال مشکلات حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) شرفیاب مى گردم وجواب را از آن حضرت مى گیرم! اما شب گذشته، حضرت على (علیه السلام) پاسخ مرا به حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) واگذار فرمود وافزود: فرزندم مهدى (عجل الله فرجه) در مسجد کوفه است. او امام زمان تو است، نزد او برو وجواب مسائل خود را از وى فراگیر. من نیز به امر آن حضرت داخل مسجد کوفه شدم وآن کس که با وى گفتگو مى کردم، حضرت مهدى امام زمان (عجل الله فرجه) بود.
مسجد جمکران
یکى از اماکن مقدسى که مورد توجه حضرت ولى عصر (عجل الله فرجه) مى باشد، مسجد جمکران قم است، که در موارد متعددى پیروان آن حضرت، در این مسجد از برکات آن امام غائب، بهره مند شده اند. پیرامون این بناى تاریخى سخنى کوتاه تقدیم مى گردد: شیخ حسن بن مثله جمکرانى (ره) گوید: شب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال ۳۹۳ در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتى به در خانه آمده ومرا بیدار کردند وگفتند برخیز امام زمان (عجل الله فرجه) تو را مى خواهد به در خانه آمدم جماعتى از بزرگان را دیدم سلام کردم جواب دادند ومرا آوردند تا بدان جایگاه که اکنون مسجد است رسیدیم در آنجا حضرت روى تختى نشسته بودند ومرا بنام خواندند وفرمودند: برو به حسن مسلم (که خود را صاحب آن زمین مى دانسته) بگو که این زمین شریفى است وخداى تعالى این زمین را بر زمینهاى دیگر برگزیده است.
ونزد سید ابوالحسن برو وبگو این زمین را از حسن مسلم بگیرد وبه دیگران بدهد تا مسجد بنا کنند ومردم را بگو تا به این مکان توجه کنند وآنرا عزیز دارند. وچهار رکعت نماز اینجا بگذارند دو رکعت نماز تحیت مسجد در هر رکعت یک بار سوره حمد وهفت مرتبه سوره قل هو الله احد وتسبیح رکوع وسجود هفت بار بگویند ودو رکعت نماز امام زمان به این نحو که در دو رکعت چون در سوره حمد به ایاک نعبد وایاک نستعین رسیدند آن را صد بار بگویند وبعد از آن سوره حمد را تمام کنند وتسبیح رکوع وسجود را هفت بار گویند وپس از تمام شدن نماز لا اله الا الله بگویند وتسبیح حضرت زهرا (علیها السلام) گفته سر به سجده گذارده صد بار صلوات بفرستد، وهر که این دو رکعت نماز را بخواند مانند آن است که در کعبه خوانده باشد.(۳۱)
نشانه هاى ظهور
هر پدیده اجتماعى وقتى به وقوع مى پیوندد که زمینه مناسب داشته ومقدمات آن فراهم شده باشد. حکومت جهانى امام زمان (عجل الله فرجه) مهمترین پدیده اجتماعى تاریخ بشریت است اگر چه این رویداد با امدادهاى الهى انجام مى گیرد، اما قبل از آن باید با وقوع برخى حوادث، زمینه قیام حضرت آماده شود. این حوادث وپدیده ها را نشانه هاى ظهور مى نامیم. به برخى از نشانه هاى ظهور که گویا وقابل درک مى باشد، اشاره مى نماییم این نشانه ها به دو دسته کلى تقسیم مى شوند:
۱ - اجتماعى
۲ - طبیعى نشانه هاى اجتماعى، پدیده هایى هستند که در جامعه بشر رخ مى دهد ونشانه هاى طبیعى، حوادثى هستند که در زمین وآسمان، رخ خواهد داد.
آزمایش همگانى
غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) میدان آزمایشى است که برخى با اعتقادى استوار، پیروز مى شوند وبرخى دچار لغزشهاى گوناگون مى گردند وسرافکنده مى شوند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: قیام قائم ما، نشانه هایى دارد. محمد بن مسلم کوفى، سوال کرد: آن نشانه ها چیستند؟ امام (علیه السلام) با اشاره به آیه قرآن(۳۲) فرمودند مسلمانان، قبل از ظهور حضرتش، مورد آزمایش قرار مى گیرند.(۳۳)
آرى، همه انسانها مورد آزمایش الهى قرار مى گیرند، تا میزان اعتقادى که به گفتارشان دارند، روشن گردد. نمونه آن، آزمایشى است که در جنگ احد، رخ داد. آن گاه که کافران بر لشکر اسلام هجوم آوردند، شایع شد که پیامبر کشته شدند به دنبال این شایعه، برخى از میدان نبرد، فرار کردند، برخى تسلیم شدند، اما گروهى هم مى گفتند، حتى اگر پیامبر کشته شوند، ما باید از دین خدا دفاع کنیم وبه سختى در کارزار با کافران بودند. امروز نیز غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) براى ما آزمایشى بزرگ است.
امام (علیه السلام) فرمودند: وقتى غیبت قائم طولانى شد، برخى گویند: امام رحلت فرموده، برخى گویند امام به شهادت رسیده(۳۴) اما یاران با وفاى حضرت، ثابت واستوار، از دین خدا دفاع مى کنند ودر انتظار قیام جهانى حضرت، زمینه ظهورش را فراهم مى سازند.
فراگیرى ظلم
یکى از نشانه هاى ظهور این است که ظلم وستم در جامعه بشرى، فراگیر مى شود، به طورى که همگان احساس مى کنند که این وضع قابل دوام نیست وباید در انتظار سرنگونى ظلم باشند. ظلم وستم، یکى از نتایج شوم سلطه حکومتهاى ستم پیشه است که هیچ پایگاه مردمى ندارند. اگر کسانى مى توانند ظلم وستم خویش را بر همه جامعه تحمیل نمایند، تنها با تکیه بر قدرت وسرمایه آنها است، واینان روزى از دست خواهد رفت. در نظم نوین جهانى که به وسیله سردمداران کاخ سفید مطرح شده، مى بینیم که مى خواهند همه کشورهاى جهان را تحت سلطه خود در آورند وبا سلب آزادى از همه ملتها، آنان را بردگان خویش سازند.
از آنجا که در شرایط کنونى، همه کشورها وملتها، با یک دیگر ارتباط دارند، ستمى که بر یک ملت واقع شود، خواه ناخواه به دیگران نیز منتقل مى شود وچنین است که فراگیر شدن ظلم، معنا پیدا مى کند. البته ظلم وستم، شکلهاى گوناگون دارد. در یک بررسى کوتاه مى یابیم که ظلم وستم ابر قدرتها، بر همه ملتها تحمیل مى شود، اما به شکلهاى گوناگون. ظلم بر بعضى از ملت ها این گونه است که رئیس کشورشان از آمریکا مى آید واجرا کننده سیاستهاى شیطانى آنها مى شود، ظلم بر دیگران این گونه است که همه ثروتهاى آنها را غارت مى کنند ومردم آن دیار، محکوم به فقر وبیچارگى مى شوند، بر برخى از ملتها جنگهاى خانمان سوز تحمیل مى کنند وبر ملت خودشان ستمى دیگر روا مى دارند که با طرح واجراى نقشه هاى شیطانى آنان را در فساد وخشونت وآدم کشى غرق مى نمایند به طورى که هر گونه رفتار انسانى ومهربانى وعاطفه، در جامعه آنان، نامفهوم وغیر قابل اجرا است. ظلم وستمى که امروز ابر قدرتها، بر ملت خودشان روا مى دارند، هرگز کمتر از ظلم وستم بر ملتهاى دیگر نیست. برنامه هاى غلط سبب شده که مردم آنان از قله رفیع انسانیت وآزادى سقوط کنند وهمچون مهره هایى بى اراده در خدمت سردمداران باشند.
آنچه امروز در جامعه هاى بظاهر متمدن دیده مى شود، یعنى فساد، هرزگى، قتل، خودکشى و... نتیجه ظلم فرهنگى اى است که سران این کشورها، بر ملت خویش روا داشته اند. قابل توجه این که، بسیارى از متفکران خودشان، آینده اى تاریک وشوم را براى جامعه خویش پیش بینى مى کنند ودر همین حال سردمداران شعار تمدن سر داده وبا تبلیغات فریبنده، مى خواهند فرهنگ پوچ خود را بر ملت هاى دیگر نیز تحمیل کنند وعلاوه بر ظلم وستم سیاسى واقتصادى، ظلم وستم فرهنگى خویش را نیز در همه جا فراگیر نمایند.
پیشرفت علمى چشمگیر اما...
یکى از نشانه هاى اجتماعى ظهور این است که علوم گوناگون رشد مى کنند، اما نه رشدى در جهت خدمت به انسانها. دانشى که همراه با ایمان به ارزشهاى الهى نباشد، اگر چه در ظاهر علم ودانش است وقابل احترام، اما چون در جهت تخریب جامعه ونابودى بشر بکار مى رود، باعث ننگ وسرافکندگى بشر مى گردد. وقتى که دانش بشرى به مرحله ساختن بمب اتم نرسیده بود، در جنگها، از اسلحه هایى استفاده مى شد که تنها یک یا چند نفر از جنگجویان را از پاى در آورد، اما پس از ساختن بمب اتمى در یک لحظه، میلیونها انسان در آتشى که زاییده پیشرفت علمى است، مى سوزند، کودکان همچون گل، پرپر مى شوند، خانه ها ویران مى شوند، وگیاهان وحیوانات نیز از بین مى روند و...
پیدایش جنگها وفتنه ها
یکى از جلوه هاى ظلم که پیش از ظهور حضرت پدید مى آید، بر افروختن آتش جنگ وپیدایش فتنه ها است. چون بشر از آموزشهاى پیامبران، فاصله گرفته، هر دولت قدرتمند مى خواهد ملتهاى دیگر را نیز تحت سلطه خویش آورد واین صفت شیطانى، هیزمى براى آتش جنگ مى گردد. جنگ جهانى اول ودوم که میلیونها انسان را در کام مرگ فرو برد وآثار تخریبش هنوز هم برجاست، کافى بود که بشر دست از غرور حیوانى خویش بردارد وبه راه انسانیت در آید، اما گویا چشمها، توان دیدن وگوشها توان شنیدن حق را ندارند وباز هم مى بینیم که بیشترین سرمایه کشورهاى جهان، براى تهیه اسلحه ودر حقیقت براى مقدمه سازى جنگ، به کار مى رود.
مهمترى در آمد کشورهاى پیشرفته، از راه فروش اسلحه وابزار جنگى به دست مى آید وبراى اینکه کارخانجات عظیم اسلحه سازى تعطیل نشود وکارگران بى کار نشوند، هر روز در یک گوشه دنیا جنگى به راه مى اندازند وبر صفحات ننگین تاریخ بشر، مى افزایند. جاى تاسف وننگ است که آمار بگوید هر سال در جامعه بشرى میلیاردها دلار خرج جنکهاى خانمان سوز وتهیه سلاحهاى مرگبار مى شود، در حالى که هر روز انسانهایى از فقر وگرسنگى ناله مى زنند وکودکانى بر دست مادرشان، از گرسنگى دست وپا مى زنند.
از بین رفتن امنیت وسلامتى
یکى دیگر از نشانه هاى اجتماعى ظهور این است که در اثر فاصله گرفتن جامعه بشرى از تعالیم پیامبران، از یک سو ناامنى رواج مى یابد واز سوى دیگر سلامتى به خطر مى افتد. وقتى در جامعه، روابط اقتصادى بر پایه خود محورى بود، فقر وتهیدستى رواج مى یابد وکسانى براى نجات از فقر، دست به دزدى وجنایت مى زنند. وقتى تعالیم اخلاقى نادیده گرفته شد، ونظام خانواده از بین رفت، کودکان بى سرپرست براى رهایى از عقده حقارت، دست به خشونت مى زنند وکار به جایى مى رسد که دولت آمریکا، براى نوجوانان حکومت نظامى اعلام مى کند وآمدن نوجوان کمتر از ۱۸ سال را در ساعاتى از شب، ممنوع مى کند.
اما آیا با این ممنوعیت، مشکل برطرف مى شود؟! هرگز. سلامتى نیز، سرنوشتى همچون امنیت پیدا کرده است. در نتیجه زیر پا نهادن تعالیم اخلاقى وفراموشى نظام خانواده که یک نظام طبیعى وفطرى بشر است، بیماریهاى گوناگون دیر درمان وگاه بدون درمان پدید آمده است. این بیماریها تنها از نوع بیماریهاى جسمى نیست که هزاران نفر از بیمارى ایدز وغیره، با ذلت مى میرند، بلکه بیماریهاى روحى وروانى را نیز باید علاوه کنیم. پوچ گرایى وهیپى گرى وسرانجام خودکشى وانواع دیگر بیمارى هاى روانى، باعث ننگ جامعه بشرى است.
این که برخى زنان ومردان در کشورهاى متمدن، عشق به یک یا چند عدد سگ را جایگزین عاطفه مادر - فرزندى ومهر پدر به فرزند نموده اند، باعث ننگ بشر است. شگفتا بیچارگانى که خود در ناامنى وانواع بیماریهاى روحى وجسمى، دست وپا مى زنند، مى خواهند ملتهاى دیگر به صلح وسعادت رهنمون شوند! آنان در واقع بر آنند که دیگر ملل را نیز در منجلاب تیره اى که خود در آن غرقه اند، گرفتار بنمایند.
پیدایش دروغگویانى که...
همه مى دانند که بشر در انتظار روزى است که ظلم وفساد از بین رود واعضاى جامعه بشرى، به صورت مسالمت آمیز، با صلح وصفا، زندگانى کنند.
قدرتهاى شیطانى، براى فریب مردم جهان، مطالبى مطرح مى نمایند که مردم تصور کنند صلح وصفاى مورد انتظار ومطلوبشان، همین است. این گونه است که سازمان بین الملل ایجاد نموده اند وبا تبلیغات فراوان براى حقوق بشر، هر روز شعارى بدون عمل، سر مى دهند. اکنون بیش از پنجاه سال از تشکیل سازمان بین الملل مى گذرد، اما براستى توانسته اند در این پنجاه سال از بروز جنگهاى ستمگرانه پیشگیرى کنند؟ توانسته اند گرسنگان وبیماران را نجات دهند؟ توانسته اند زندانیان بى گناه را آزاد سازند و... آرى، سالیانه بودجه سنگینى بر ملتهاى جهان تحمیل مى شود تا تشکیلات عظیم سازمان بین الملل به کار خود ادامه دهد، اما در واقع کشورهاى داراى حق وتو هستند که قوانین بین المللى را، نه براى رفاه جامعه بشرى، بلکه براى مقاصد واهداف خود، تدوین واجرا مى نمایند.
نابسامانى اقتصادى
قبل از ظهور حضرت، اختلاف طبقاتى وتبعیض اقتصادى، در جامعه بشرى اوج مى گیرد. آنچه که امروز در جامعه جهانى رخ مى دهد، باعث تاسف است، از یک سو میلیونها انسان از فقر وگرسنگى به هلاکت مى رسند واز سوى دیگر برخى از کشورها براى آنکه قیمت گندمشان پایین نیاید، هر سال میلیونها تن گندم را به دریا مى ریزند. آرى برخى از کودکان جامعه بشرى از گرسنگى دست وپا مى زنند ودر گوشه دیگر جهان، سگها از پر خورى بیمار مى شوند.
پیدایش حرکت هاى اصلاح گرایانه
به دنبال نشانه هاى ظهور که قبلا شمارش نمودیم وتوضیحى کوتاه تقدیم داشتیم، در کنار آن نشانه ها که همگى آدمى را دچار نگرانى وتاسف مى نماید، نشانه هایى هم هست که نور امید را در دلهاى منتظران، روشن مى کند. آن گاه که ناتوانى مکاتب مادى وساخته فکر بشر، بر همگان ثابت شد، در جامعه بشرى، حرکتهایى اصلاح گرایانه پدید مى آید که مردم جهان را با راه حل نجات از گرفتاریها، آشنا سازد. قبل از ظهور حضرت، باید مسلمانان دنیا بتوانند با عمل کرد صحیح وتبلیغات منطقى، اسلام را به جهان معرفى نمایند، تا در جامعه بشرى آمادگى ذهنى براى دعوت عمومى آن حضرت به اسلام، وجود داشته باشد. شاید حرکتهاى اسلام خواهانه اى که امروز در آسیا، آفریقا وحتى اروپا مشاهده مى شود، گامى در همین راستا محسوب گردد.
انقلاب اسلامى ایران پیش آهنگ انقلاب جهانى حضرت
چنان که دانستیم، انقلاب جهانى حضرت حجت (علیه السلام) به عنوان مهمترین نقطه عطف تاریخ بشریت وعظیمترین حادثه اجتماعى، نیاز به مقدمات وزمینه هایى دارد، که با توجه به ماهیت آن انقلاب جهانى وماهیت انقلاب اسلامى ایران، مى توانیم انقلاب اسلامى را زمینه ساز انقلاب جهانى حضرت مهدى (عجل الله فرجه) بدانیم. تحلیل شرایط قبل از انقلاب وتغییر دیدگاههایى که بعد از انقلاب اسلامى به وقوع پیوست این حقیقت را آشکار مى سازد. در اینجا تنها به ذکر چند نکته بصورت اختصار بسنده مى کنیم: تعریف دین: قبل از انقلاب تبلیغات سوء مادى گرایان سبب شده بود که برخى، دین را یک سرى خرافات مربوط به دوران جاهلیت بشر بخوانند وبرخى، دین را یک سرى دستورات فردى بدانند وگروهى دین را ساخته وپرداخته قدرتهاى سلطه گر براى به سکوت کشاندن مظلومان، تلقى نمایند.
انقلاب اسلامى همه این تحلیلهاى پوچ را خنثى کرد وثابت نمود که دین، اعتقادات راستینى است که بشر تا ابد به آن نیازمند است ومعارف وتکالیف دینى، نه تنها براى سازندگى فرد لازم است، بلکه براى اداره جامعه نیز کار آمد وضرورى است. دین نه تنها سکوت در برابر ظلم را نمى پذیرد، بلکه دستور به نبرد با ظالمان وستمگران، از اولین دستورات الهى است. این گونه است که انقلاب اسلامى، با روشنگرى افکار مسلمانان بلکه همه جهانیان، نسبت به جایگاه بلند دین، نقش مقدمه بودن براى انقلاب جهانى را ایفا مى کند تا ذهنها براى آن حرکت دینى جهانى روشن وآماده گردد.
دین وسیاست
قدرتهاى شیطانى، براى منزوى کردن انسانهاى حق طلب، همواره ادعا مى کردند که دین جداى از سیاست است ومردان الهى، فقط باید به عبادت بپردازند وسیاست وحکومت را به ما واگذار کنند. برخى افراد ساده اندیش که نقشه هاى پلید قدرتهاى شیطانى را درک نکرده بودند، نیز تصور مى کردند براستى که دین وسیاست، دو قلمرو ومتمایز، بلکه مخالف یک دیگرند. اما دیدگاههاى بلند رهبر انقلاب اسلامى، به همگان آموخت که، حتى دستورات فردى دین، در صورتى مى تواند تحقق پیدا کند که سیاست وحکومت جامعه در دست دینداران با تقوا وکاردان باشد واگر حاکمان طاغوتى بر جامعه سلطه داشته باشند، افراد جامعه حتى در اجراى دستورات فردى دینى موفق نخواهند شد. از آنجا که حکومت جهانى حضرت حجت (عجل الله فرجه) بر اساس دستورات الهى است، واضح است که انقلاب اسلامى چگونه نقش مهم خود را به عنوان مقدمه آن انقلاب جهانى ایفاء کرده وافکار مسلمانان وجهانیان را نسبت به هماهنگى دین وسیاست، روشن نموده است.
نشانه هاى طبیعى ظهور (حوادث طبیعى)
در بسیارى از روایاتى که نشانه هاى ظهور را بیان مى کنند، به حوادث طبیعى از قبیل سیل، زلزله، خسوف وکسوف قبل یا مقارن ظهور امام عصر (عجل الله فرجه) اشاره شده است. قبل از ظهور حضرت، حوادث طبیعى، به صورت بسیار شدید ودگرگون کننده، رخ خواهد داد. خوب است علت پیدایش این همه حوادث وحشتناک را بدانیم. ممکن است ما تصور کنیم که اعمال ورفتار ما با حرکات زمین وستارگان، ارتباطى ندارد. اما آفریدگار انسان وجهان مى فرماید: ولو ان اهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض... (اعراف / ۹۶)
اگر مردم جامعه، ایمان آورده وپرهیزگارى مى کردند، برکتهایى از آسمان وزمین به روى ایشان مى گشودیم.... از سخن خداوند در مى یابیم که هر گاه جامعه اى به گناه وظلم وفساد، آلوده شد، به جاى برکات آسمانى وزمینى، مصیبتها وحوادث ناگوار آسمانى وزمینى رخ خواهد داد. در شرایط قبل از ظهور حضرت، چنانکه دانستیم ظلم وفساد وگناه بر کره خاک بسیار مى شود وبه نظر مى رسد که حوادث وحشتناک مانند سیلهاى شدید، طوفانهاى ویران کننده، زلزله هاى درهم کوبنده و... با عمل کرد مردم در آن شرایط خاص مربوط باشد.
جهان پس از ظهور
آن گاه که شرایط هموار کردد وخدا خواهد، خورشیدى که در پس ابرهاى انتظار بسر مى برد، طلوع مى کند، شب تیره نسل بشر، پایان مى پذیرد وصبح سعادت وپیروزى آغاز مى گردد. او که پرچم پیامبران الهى را در دست دارد، بر خانه توحید، کعبه، تکیه زند وهمه ساکنان کره خاک را به آخرین دین وکاملترین آرمان الهى، دعوت کند.
آن گاه نخبه ترین پارسایان دلیر که تعدادشان، به عدد یاران پیامبر در نبرد پیروز بدر است یعنى ۳۱۳ نفر با او همراه شوند وبراى براندازى تمامى دولتهاى ستمگر وباطل، قیام کنند وحکومت جهانى عدل را بر اساس موازین الهى، بر پا سازند. در این هنگام، وعده اى که خداوند بزرگ به همه پیامبران الهى داده بود، تحقق مى یابد وحکومت زمین به دست متقیانى که به دو سلاح ایمان وعمل صالح مجهز هستند، سپرده مى شود، تا کاروان بشریت را به دور از ظلمها وفسادها وخونریزى رهانیده، به سوى سعادت وکمال ورفاه، هدایت کنند.
برخى از محورهاى اصلى این حکومت جهانى چنین است: رهبرى: رهبرى در هر حکومت وجامعه، مهمترین نقش را در سعادت یا شقاوت مردم دارد. مردم از رهبرى الگو مى گیرند ورهبرى در حکم ناخداى کشتى است که به هر سو که بخواهد، کشتى را هدایت مى کند. رهبرى در حکومت عدل جهانى بر عهده شایسته ترین انسان از تبار پیامبران وپیشوایان معصوم است. او رهبرى قدرتمند است که پشتوانه حکومتش امدادهاى الهى است. او، على وار، عدل پرور است. حسین گونه، ظلم ستیز است. وهمچون صادق، معدن علم وحکمت است. او مهدى هدایت کننده امت، حجت خدا براى بشر وجانشین خدا در زمین است.
قوانین
از ارکان مهم هر حکومت، قوانین ومقررات حاکم بر آن است. در حکومت جهنى عدل، نیازى به فرضیه پردازى خرد محدود بشرى نیست، بلکه قوانین ومقررات جامعى که از سوى پروردگار جهان، تنظیم شده، بر جامعه حکومت مى کند.
دولتمردان
یکى دیگر از ارکان هر حکومت، دولتمردان آن هستند. هر گاه رهبر، صالحترین فرد، وقوانین بهترین قوانین باشند، اگر دولتمردان توانایى نداشته باشند، آن حکومت قابل دوام ورشد نیست. در حکومت جهانى عدل، در کنار صالحترین رهبر وعالیترین قوانین، شایسته ترین دولتمردان، به عنوان بازوان اصلى حکومت ونمایندگان رهبرى در سراسر دنیا، اداره کننده امور هستند.
حکومت واحد
از نقشه هاى شوم استعمارگران کنونى، این است که کشورهاى پهناور را به قطعه هاى کوچک تقسیم کنند وبراى هر کدام یک حکومت مستقل تشکیل دهند واز این کار سودهاى بسیار مى برند از جمله: - اگر مردم یک کشور به مبارزه با آنها پرداختند، گروه کمى باشند که بتوان آنها را کنترل نمود. - بین حکومت هاى کشورهاى کوچک، ایجاد اختلاف کنند وخود از آب گل آلود، ماهى بگیرند. - چون کشورهاى کوچک نمى توانند نیازهاى خودشان را برطرف کنند، هر کدام، نیازمند به کشورهاى قوى واستعمارگر شوند و... اما در حکومت جهانى امام زمان (عجل الله فرجه) هیچ یک از این مسائل مطرح نیست. به همین جهت مرزهاى سیاسى وجدائیها از بین مى رود وسراسر کره خاک، با یک حکومت قوى ومقتدر، اداره مى شوند.
دین واحد
از موارد اختلاف وتفرقه بین ملتها، اختلاف آنان در دین وآیین است، برخى مسلمانند، گروهى مسیحى وجماعتى وبرخى از افراد پیرو مکاتب بشرى هستند، مکاتبى که هر کدام در زمانى رشد مى کند وپس از مدتى، به دلیل تزلزل مبانى ومحدود بودن مقررات همچون کمونیسم که ۷۰ سال بر کشور پهناور شوروى حکومت کرد وپس از این مدت جز فقر وبدبختى ره آوردى نداشت. اما در حکومت عدل جهانى، حقانیت اسلام براى پیروان همه مکاتب الهى یا بشرى، روشن مى شود وکسانى که خواهان حق باشند، به اسلام مى گروند. در حکومت جهانى، قوانین بر اساس اسلام است، اما از آنجا که پذیرفتن دین حق، اجبارى نیست، ممکن است کسانى پیرو مکاتب دیگر باشند، اما آنها هم باید طبق ضوابط دین حق، زندگانى کنند.
صلح جهانى
اگر جنگهاى تاریخ بشر را بررسى کنیم، در مى یابیم که علت برافروخته شدن جنگها، جاه طلبى حاکمان یک کشور یا تفرقه افکنى استعمارگران جهانى ویا علتهاى پوچ وباطلى از این قبیل بوده است. اما در حکومت جهانى، نه جاه طلبان حکومت مى کنند ونه استعمارگران وجود دارند ونه رهبرى الهى اجازه مى دهد که انسانها، همچون از حیوانات جنگل، به جان یک دیگر افتند. بنابر این صلح جهانى بر پا مى شود وهمه بودجه هاى کلانى که امروز براى ساخت وخرید سلاحهاى مرگبار به کار مى رود، در خدمت رفاه وآسایش عمومى مصرف مى گردد.
رشد علم
پیشرفتهاى علمى قرن اخیر، با سطح دانش بشرى در قرون پیشین قابل مقایسه نیست، اما گسترش دانش در حکومت عدل جهانى، چنان سریع وشگرف است که دانش امروزین بشر قابل مقایسه با آن نخواهد بود. استعدادى که آفریدگار توانا به انسان عنایت کرده، به حدى گسترده وفراوان است که حتى دانشمندان بزرگ نیز، تنها مقدار کمى از آن را بهره بردارى نموده وبه آن درجات رسیده اند. اگر نیروى فکرى وقابلیتهاى روحى انسانها به هدر نرود وزمینه مناسب براى پرورش استعدادها به وجود آید، بدون شک بسیارى از افراد معمولى امروز، مى توانند در ردیف دانشمندان بزرگ در آیند.
در حکومت جهانى امام زمان (عجل الله فرجه) زمینه مناسب براى کسب علم وپرورش استعدادها بوجود مى آید. در روایات اسلامى گفته شده است اگر دانش را ۲۷ قسمت کنیم، بشر از آغاز حیات خویش تا ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) تنها به ۲ بخش آن دست مى یابد وبر ۲۵ قسمت دیگر دانش، در حکومت آن حضرت دست خواهد یافت. در آن دوران فرخنده آگاهى مردم به علوم الهى، بدان پایه رشد مى کند که فرمود: در آن زمان، حکمت وعلم چنان فراگیر وهمگانى مى شود که همه طبقات اجتماع به مراتب بسیار بالاى علمى مى رسند وحتى زنان خانه دار، حکم مسائل را بر اساس قرآن وسیره رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) اجتهاد مى کنند.
رفاه عمومى
امروز هیچ گونه توازن اقتصادى در دنیا وجود ندارد. چنانکه اشاره شد، برخى انسانها از شدت اسراف، دچار بیمارى مى شوند وبرخى از مردم کشورهاى دیگر، یا کشور خودشان، از شدت فقر، هلاک مى شوند. از یک سو بسیارى از سرمایه کشورها، در آتش جنگها از بین مى رود واز سوى دیگر رشد علمى بشر به مرحله اى نرسیده که بتواند از همه استعدادهاى کره خاک بهره بردارى کند وجامعه بشرى را به رفاه برساند.
اما در حکومت جهانى امام زمان (عجل الله فرجه) از افراد ثروتمند، حقوق الهى گرفته مى شود وتوزیع عادلانه وروابط اقتصادى سالم برقرار مى گردد. از یک سو بودجه هاى کلانى که امروز براى جنگ ومانند آن به هدر مى رود، در خدمت رفاه عمومى قرار مى گیرد واز سوى دیگر با پیشرفت سریع علمى، توان بشر در استفاده از طبیعت بسیار افزوده مى گردد. چه بسا بتوان از انرژى خورشیدى واتمى وبسیارى موارد که اکنون به ذهن ما نمى رسد، بهره بردارى نموده وجامعه بشر را به رفاه وآسایش رساند. چنانکه نفت که امروز یکى از منابع تامین انرژى است ودهها کالاى مورد نیاز بشر از آن ساخته مى شود، تا سالیان پیش ناشناخته بود واز آن بهره بردارى نمى شد. در آن زمان چنانکه روایت مى فرماید: زمین گنجهاى خود را آشکار مى کند، به گونه اى که مردم آنها را مشاهده مى کنند. ومردم با آنچه که خداوند به ایشان عنایت کرده، بى نیاز مى شوند ودر رفاه وآسایش، بسر مى برند.(۳۵)
همچنین روایت دیگر مى فرماید: آن گاه که مهدى (عجل الله فرجه)، ظهور کند برکات آسمان فرود مى آید وگیاهان زمین، رشد مى کنند وهمه مردم، ثروتمند مى شوند. رفاه عمومى چنان مى شود که پیامبر فرمودند: لیاتین على الناس زمان یطوف الرجل فیه بالصدقه من الذهب ثم لا یجد احدا یاخذها. زمانى خواهد آمد (در حکومت امام زمان (عجل الله فرجه) که شخصى قصد دارد طلا را صدقه دهد، اما کسى را نمى یابد که آن را بگیرد.(۳۶)
آرى هر جامعه اى که تقوى پیشه کند، از برکات الهى بهره مند خواهد شد، چنانکه حضرت نوح (علیه السلام) به مردم فرمود به درگاه خداوند توبه کنید (ودست از گناه بردارید) تا خداوند برکات آسمانى بر شما نازل کند وثروت وفرزند به شما دهد وباغها ونهرها به شما عنایت نماید. (نوح / ۱۲)
امنیت عمومى
دولتهاى امروزه براى برقرارى امنیت جهانى، بسیار تلاش مى کنند وبودجه هاى سنگین در این راه خرج مى کنند، اما ب این همه کوشش وصرف هزینه، نسبت به برقرارى امنیت، موفقیت کامل ندارند. برخى از عوامل عدم امنیت عبارتند از: ضعف ایمان، فقر وتنگدستى، اختلاف طبقاتى، ضعف دستگاه حاکمه، همراه نبودن مردم با حکومت و.... در حکومت جهانى امام زمان (عجل الله فرجه) هیچ یک از این عوامل منفى وجود ندارد، بلکه چنانکه قبلا دانسته شد، با رشد علم ومعرفت وایجاد سازندگى وبه دنبال آن رفاه عمومى وعدالت اجتماعى وتوانایى حاکمان لایق ومتقى وهمراهى مردم با حکومت، جامعه جهانى، جامعه اى امن وامان خواهد بود، به طورى که در روایت مى فرماید. زنى بر سرش طلا وجواهرات مى گذارد واز یک نقطه زمین به دورترین نقطه مى رود وهیچ کس براى او مزاحمتى ایجاد نمى کند.


 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) میزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۷۱.
(۲) به همین جهت حضرت مشهور به عسکری شدند، عسکر به معنی لشکر نظامی وارتش است.
(۳) وعده داده شده.
(۴) بشارات عهدین، ص ۲۴۵ به نقل از پیشوای دوازدهم. در راه حق.
(۵) بشارات عهدین ص ۲۸۵.
(۶) سفر تکوین ۲۰ ، ۱۷.
(۷) میزان الحکمه ج ۱ ص ۲۷۹.
(۸) مسند احمد بن حنبل ج ۱ ص ۳۷۶.
(۹) ینابیع الموده ص ۴۹۲.
(۱۰) اعلام الوری ص ۴۲۵.
(۱۱) پیشوای دوازدهم ص ۲۳.
(۱۲) رلکس کامفورت این آزمایش را انجام داده است. نقل از کتاب امام مهدی، شهید صدر.
(۱۳) عنکبوت / ۱۴.
(۱۴) بحار ج ۵۳ ص ۱۸۰.
(۱۵) بحار، چاپ تهران، ج ۲ ص ۸۸.
(۱۶) میزان الحکمه ج ۱ ص ۲۸۵.
(۱۷) الغیبه الکبری. محمد صدر ج ۲ ص ۱۴۶.
(۱۸) الغیبه الکبری محمد صدر. ج ۲ ص ۱۴۶.
(۱۹) اشاره به آیه ۵ سوره قصص.
(۲۰) اشاره به آیه ۳۳ سوره توبه، این مضمون در آیه ۲۸ سوره فتح وآیه ۹ سوره صف نیز آمده است.
(۲۱) بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۹.
(۲۲) میزان الحکمه، ج ۱، ص ۲۸۸.
(۲۳) بحار، چاپ تهران، ج ۵۱، ص ۱۱۲.
(۲۴) میزان الحکمه، ج ۱، ص ۲۸۹.
(۲۵) میزان الحکمه، ج ۱ ص ۲۷۹.
(۲۶) بحار، ج ۵۲، ص ۹۳.
(۲۷) صدر، محمد. تاریخ غیبت کبری. ج ۲ ص ۱۴۶.
(۲۸) منتهی الامال - قمی، عباس - انتشارات علمی - ص ۵۲۷.
(۲۹) صدر، محمد. غیبت کبری، ج ۲، ص ۱۴۵.
(۳۰) میزان الحکمه ج ۱ ص ۲۸۰.
(۳۱) نقل از کتاب پیشوای دوازدهم، موسسه در راه حق.
(۳۲) (ولنبونکم بشیء من الخوف...) بقره / ۱۵۵.
(۳۳) میزان الحکمه، ج ۱، ص ۲۹۰.
(۳۴) میزان الحکمه ج ۱ ص ۲۸۱.
(۳۵) الارشاد شیخ مفید ص ۷۰۳.
(۳۶) صحیح بخاری، چاپ مصر ج ۲ ص ۱۳۶.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم