كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۶۲) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۲۶) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۱۸) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۶۰) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۴۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۲۶) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۷۶) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۵۸) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۰۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۵)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » دولت مهدی (علیه السلام) سیرت مهدی (علیه السلام)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها دولت مهدی (علیه السلام) سیرت مهدی (علیه السلام)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: مصطفی دلشاد تهرانی تاريخ تاريخ: ۲۵ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۳۸۸۱ نظرات نظرات: ۰

دولت مهدی (علیه السلام) سیرت مهدی (علیه السلام)

نویسنده: مصطفی دلشاد تهرانی، ‏۱۳۳۴
‏ناشر: تهران: دریا‏، ۱۳۸۲

فهرست مطالب

مقدمه
ظهور انقلابى
ياران مهدى
دولت آرمانى
سيرت وسنت مهدى
رفع موانع رشد وکمال مهدى
آرمانهاى اصلاحى
دولت احياى زمين وآدميان
امنيت فراگير
سيرت اقتصادى
سيرت فرهنگى
سيرت اجتماعى
سيرت مديريتى
سيرت فردى

مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی القائم المنتظر والعدل المشتهر، السلام علی السیف الشاهر والقمر الزاهر والنور الباهر، السلام علی ربیع الانام ونضره الایام(۱). سلام بر قائم منتظر وعدل پر آوازه، سلام بر شمشیر از نیام بر آمده وماه تابان ونور درخشان، سلام بر خورشید تاریکی وماه تمام، سلام بر بهار مردمان وخرمی زمان. عنوان دولت مهدی (ع) وسیرت مهدی (ع) از دیرباز مورد توجه وتامل بوده است وذهن واندیشه دوستداران حق وعدل را به خود مشغول می داشته است، اینکه دولت آن خورشید مغرب(۲)، چگونه دولتی است وسیرت آن بر پا دارنده عدل تمام، چگونه سیرتی است.
آن دولتی که منتظران چشم امید بدان دارند وآن سیرتی که دوستداران حق وعدل به آن دل سپرده اند، چگونه است. اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام واهله وتذل بها النفاق واهله(۳). خدایا از تو امید داریم که دولت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آوری واسلام واهلش را با آن عزت بخشی ونفاق واهل نفاق را ذلیل وخوار گردانی.
آن دولت کریمه وآن سیرت جلیله چگونه است که یادش نیز روشنی بخش دل منتظران است؟ هر انسانی به فطرت خود - که عشق به کمال مطلق است - خواهان آن دولت وآن سیرت است وسخن از آن، پاسخی به تمنای فطرت آدمی (حق خواهی وعدالت دوستی) است.
ظهور انقلابی
بنابر روایاتی مشهور که از پیشوایان معصوم وارد شده است، امام عصر (عج) به دنبال یک تحول انقلابی، دولتهای باطل وستمگر را مضمحل می سازد ودولتی سراسر حق وعدل بر پا می کند، چنانکه در حدیث امام باقر (ع) آمده است:
اذا قام القائم ذهب دوله الباطل(۴). هنگامی که قائم قیام می کند، هر دولت باطلی از بین می رود. در حدیثی که متفق فریقین است، از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج رجل من اهل بیتی یملا الارض عدلا کما ملئت ظلما وجورا(۵).
اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند همان یک روز را چنان دراز کند تا مردی از خاندان من خروج کند وزمین را پس از آنکه پر از ستم وبیداد شده باشد، پر از عدل وداد کند. این گونه است که دولت کریمه او بر پا می شود وآن حضرت با سیرت نیکوی خود همگان را از آب گوارای عدالت سیراب می سازد.
آنچه در ابتدا از باب براعه المطلع(۶) نقل شد، گویای دولت مهدی (ع) وسیرت مهدی (ع) است. آن حضرت قائم منتظر است، منتظر، تا منتظران زمینه قیام وحکومت عدل را آماده سازند. آن حضرت، عدالت پر آوازه است، عدالتی که هر انسانی با روی کرد به فطرت خود شیفته وفریفته آن است. ابوالعلاء معری حکیم وادیب بزرگ در این باره چنین سروده است:
متی یقوم امام یستقید لنا * * * فیعرف العدل اجبال وغیطان(۷)
آن پیشوایی که انتقام ما را [از ستمگران] خواهد گرفت کی قیام خواهد کرد؟ تا با قیام او کوهها ودشتها طعم عدالت [واقعی] ره بچشند؟
یاران مهدی
آن حضرت با شمشیری از نیام بر آمده قیام می کند وموانع عبودیت وکمال آدمیان را رفع ومقتضیات آن را فراهم می کند. جابر جعفی از امام باقر (ع) درباره ظهور انقلابی مهدی (ع) نقل کرده است که حضرت فرمود که چون مهدی (ع) آید میان رکن ومقام نماز گزارد، آن گاه روی به مردم نماید وفریاد کند: الا انا نستنصر الله الیوم وکل مسلم.
بدانید که امروز از خدا یاری می جوییم واز مسلمانان. سپس امام باقر (ع) فرمود:
ویجیء والله ثلاثمائه وبضعه عشر رجلا فیهم خمسون امراه یجتمعون بمکه علی غیر میعاد فزعا کفزع الخریف(۸). به خدا سوگند سیصد وسیزده تن نزد او گرد می آیند که در میان آنان پنجاه زن هست. آنان بدون قراری از پیش، از این سوی وآن سوی مانند ابرهای پراکنده پاییزی به هم می پیوندند ودر مکه به حضور مهدی می رسند.
انقلاب آغاز می شود وسیصد وسیزده نفر به تعداد مجاهدان غزوه بدر گرد می آیند تا همان گونه که شرک واشرافیت وستمگری به دست مبارک پیامبر وپیروانش شکسته شد، این بار پایان پذیرد ودولت عدالت بتمامه رخ نماید. البته آنان فرماندهان وکارگزاران اصلی امام (ع) ودولت او هستند. ابوبصیر روایت کرده است که مردی از اهل کوفه از حضرت صادق (ع) پرسید چند نفر با قائم (ع) قیام می کنند؟ زیرا مردم می گویند آنان به تعداد شرکت کنندگان در جنگ بدر یعنی سیصد وسیزده نفر هستند. حضرت فرمود: ما یخرج الا فی اولی قوه، وما یکون اولوا القوه اقل من عشره آلاف(۹).
او قیام نمی کند مگر با افراد صاحب قوت واین افراد صاحب قوت کمتر از ده هزار نفر نیستند. بنابر این تعداد یاران حضرت صاحب الامر (ع) منحصر به سیصد وسیزده نفر نیست، بلکه آنان پرچمداران وفرماندهان آن حضرت ونخستین کسانی هستند که به او می پیوندند(۱۰)، چنان که خبر مفضل بن عمر از امام صادق (ع) بر آن صراحت دارد: کانیی انظر الی القائم علی منبر الکوفه وحوله اصحابه ثلاثمائه وثلاثه عشر رجلا عده اهل بدر، وهم اصحاب الالویه وهم حکام الله فی ارضه علی خلقه(۱۱).
گویا قائم را می بینم که روی منبر کوفه نشسته است ویارانش که به تعداد مجاهدان زوه بدر سیصد وسیزده نفرند، دور او را گرفته اند، وآنان پرچمداران او وحکمرانان الهی در زمین بر خلق او هستند. آنان با قوتی الهی قیام می کنند ودولت مستضعفان صالح را بر پا می دارند که اراده الهی چنین است: ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین(۱۲).
وما اراده داریم که بر مستضعفان زمین منت گذاریم وآنان را پیشوایان ووارثان [حکومت روی زمین] قرار دهیم. آنان از هر عیب وآفتی بری خواهند بود ودلهایشان چون پاره های پولاد خواهد بود.
سیادت ودولت حق از آن ایشان خواهد شد. از امام سجاد (ع) روایت شده است که فرمود: اذا قام قائمنا اذهب الله عز وجل عن شیعتنا العاهه، وجعل قلوبهم کزبر الحدید، وجعل قوه الرجل منهم قوه اربعین رجلا ویکونون حکام الارض وسنامها(۱۳). چون قائم ما قیام کند، خداوند عیب وآفت را از شیعیان ما برطرف کند، ودلهای آنان را چون پاره های پولاد سازد، وبه هر مردی از ایشان نیروی چهل مرد دهد، وآنان حاکمان وسروران زمین خواهند بود.
دولت آرمانی
دولت مهدی، دولت تحقق آرمانهای انسانی وتلاش انبیای الهی است. انبیای الهی پی در پی برانگیخته شدند تا آدمیان را تربیت فطری نمایند وموانع کمال آنان را بردارند وبا ایجاد عدالت زمینه عبودیت الله را فراهم سازند وعقلها را کامل کنند.
امیر مومنان علی (ع) فرموده است: وبعث فیهم رسله وواتر الیهم انبیائه لیستادوهم میثاق فطرته ویذکروهم منسی نعمته ویحتجوا علیهم بالتبلیغ ویثیروا لهم دفائن العقول(۱۴). پیامبرانش را در میان ایشان برانگیخت وپی در پی فرستادگان خود را به سوی آنان فرستاد تا پیمان فطرت را از ایشان مطالبه نمایند ونعمتهای فراموش شده را به یاد آنان آورند وبا ابلاغ دستورهای خدا حجت بر ایشان تمام کنند وگنجهای پنهانی عقل ها را آشکار سازند.
سیرت وسنت مهدی
این رسالت با دولت مهدی (ع) به کمال می رسد وآن حضرت مردمان را به سیرت وسنت رسول خدا (ص) هدایت می کند وآن چه را که خواست پیامبر خاتم بوده است، محقق می سازد. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) چنین نقل شده است: سنته سنتی، یقیم الناس علی ملتی وشریعتی ویدعوهم الی کتاب ربی عز وجل(۱۵). سیره وسنت او (مهدی)، سیره وسنت من است.
مردم را بر دین وآیین من راست خواهد کرد وآنان را به کتاب پروردگارم دعوت می کند. سیرت آن حضرت چون سیرت رسول خدا (ص) است. جاهلیت را ریشه کن می کند واسلام را از نو آن سان که بنیانگذار اسلام آورده بود، بر پا می سازد.
عبدالله بن عطاء ملکی گوید از امام صادق (ع) درباره سیرت مهدی (ع) پرسیدم که چگونه است. حضرت فرمود: یصنع کما صنع رسول الله (ص)، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله (ص) امر الجاهلیه، ویستانف الاسلام جدیدا(۱۶).
همان گونه که رسول خدا (ص) عمل کرد، عمل می کند، آنچه را پیش از او بوده است نابود می سازد، همان گونه که رسول خدا (ص) جاهلیت را نابود کرد، واسلام را از نو می آورد. همچنین ابوخدیجه از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: اذا قام القائم (ع) جاء بامر جدید کما دعا رسول الله (ص) فی بدو الاسلام الی امر جدید(۱۷).
چون قائم (ع) قیام کند، امری جدید می آورد چنانکه رسول خدا (ص) در آغاز اسلام به امری جدید دعوت کرد. اینکه مهدی (ع) به سیرت رسول خدا (ص) عمل می کند، بدین معناست که جاهلیتی را که مجددا بر پا شده است از بین می برد وچون پیامبر عدالتی راستین را بر پا می دارد.
محمد بن مسلم گوید از امام باقر (ع) درباره قائم (عج) پرسیدم که چون قیام کند، به کدام سیرت در میان مردم عمل می کند؟ حضرت فرمود: بسیره ما سار به رسول الله (ص) حتی یظهر الاسلام. قلت: وما کانت سیره رسول الله (ص)؟ قال: ابطل ما کان فی الجاهلیه واستقبل الناس بالعدل، وکذلک القائم (ع) اذا قام یبطل ما کان فی الهدنه مما کان فی ایدی الناس ویستقبل بهم العدل(۱۸).
به سیرتی عمل می کند که رسول خدا (ص) عمل کرد تا اسلام را آشکار [وحاکم] ساخت. گفتم: سیرت رسول خدا (ص) چه بود؟ فرمود: آنچه را که در جاهلیت بود، از بین برد وبا مردم به عدالت رفتار کرد، وهمین گونه است قائم (ع) که چون قیام کند آنچه را که از روابط ناعادلانه در میان مردم است از بین ببرد وبا ایشان به عدالت رفتار کند.
البته سیرت رسول خدا (ص) برای رسیدن به اهداف اصلاح طلبانه بر رحمت وگذشت استوار بود تا مردمان آرام آرام به حق گرایش یابند واصلاحات اجتماعی تحقق یابد، اما تا زمان ظهور مهدی (ع) همه حجتها تمام می شود وآن حضرت برای تحقق اهداف اصلاح طلبانه خود دیگر بر اساس رحمت وگذشت عمل نمی کند، زیرا دیگر جایی برای رحمت وگذشت نیست واز هیچ کس عذر وبهانه ای پذیرفته نمی شود.
زراره گوید به امام باقر (ع) گفتم: نام صالحی از صالحان را برایم بیان کن، ومنظورم قائم (ع) بود. فرمود: نام او نام من است. گفتم: آیا به سیرت محمد (ص) رفتار می کند؟ فرمود: هیهات، هیهات یا زراره، ما یسیر بسیرته - قلت: جعلت فداک لم؟ قال: ان رسول الله (ص) سار فی امته باللین کان یتالف الناس والقائم (ع) یسیر بالقتل، بذلک امر، فی الکتاب الذی معه ان یسیر بالقتل ولا یستتیب احدا، ویل لمن ناواه(۱۹).
هیهات، هیهات، ای زراره - به سیرت پیامبر رفتار نمی کند. گفتم: فدایت شوم برای چه؟ فرمود: همانا پیامبر در میان امت خود به ملایمت رفتار می کرد ومی کوشید محبت مردم را در راه دین جلب کند وتالیف قلوب نماید، امام قائم با شمشیر وقتل با مردم رو به رو می شود. در کتابی که با اوست بدو چنین فرمان داده شده است (خدا به او این گونه فرمان داده است) که بکشد وتوبه ای از کسی نپذیرد. وای به حال کسی که با مهدی بستیزد.
بنابر این سیرت انقلابی واصلاحی مهدی (ع) بر کشتن تباهگران وستمگران استوار است ودیگر از کسی توبه ای پذیرفته نمی شود که پیش از آن همه حجتها تمام شده است. استاد محمدرضا حکیمی در این باره می نویسد: آری، این چنین است: شمشیر. دیگر، روزگار موعظه وخواهش تمام می شود. از قدیمترین روزگاران که پیامبران آمدند، همواره، بشر را موعظه کردند، وراه نمودند، وراه نمودند، ودرخواست کردند که: مومن باش، وعمل صالح به جای آر. ودیدیم که بشر چقدر گوش به آن سخنان داد، وچگونه انبیا واولیا را از دم تیغ گذرانید. اما روزگار مهدی، روزگار خوار ساختن زور داران است.
بشر قدرتمند فاسد وجانی ودرنده، چقدر نوامیس خدا را هتک کرد، وچقدر محرومان وناتوانان ومستضعفان را پایمال ساخت، وچقدر زمین را از ستم وفساد آکنده نمود؟ - مهدی (ع) که بیاید دیگر این چنین نخواهد بود... دیگر، آن روزگار نخواهد بود که پیامبران وامامان ومصلحان، مردمان را موعظه کنند وارشاد نمایند، واز آنان بخواهند که مومن وصالح باشند، وستم وگناه مرتکب نشوند. وبسیار کسان گوش ندهند، وسرگرم جنایت وفساد باشند... پیامبران را بکشند، سنتهای آنان را محو کنند، مصلحان را زهر خورانند، نیکان وپاکان را نابود سازند، وصحنه هایی چون صحنه عاشورا پدید آورند.
هیهات، هیهات، یسیر بالقتل وا لا یستتیب احدا. شمشیر در میان نابکاران نهد، واز احدی توبه نپذیرد. وبدین گونه ماهیت زمان را تطهیر کند، وانسانیت خرد شده را زنده سازد، ووالاییها را حاکم نماید، وپستی ها را از میان بردارد. بشر، در گذشته خویش، امتحان خوبی نداده است. همنوع خود را، برای امیال وهوسهای سبعانه خود، پایمال کرده است.
باید انتقام پس دهد. ومهدی، دست انتقام خدایی است. مهدی، دشمن خونریز مستکبران وفاسدان است، ویار دلسوز فروتنان ومستضعفان وپاکان. مهدی، آن قدر بکشد که مردم بگویند: این مرد، از آل محمد نیست.
اگر از آل محمد بود، این اندازه خون نمی ریخت. اما او از آل محمد است، یعنی: آل حق، آل عدالت، آل عصمت وآل انسانیت. وهمین ا ست که برای فرا آوردن انسانیت هضم شده، وعدالت به خون خفته، وحق خاک شده، وعصمت هتک گشته می کشد. او می کشد اما درندگان را، او می کشد خون خواران را، که تا پیش از ظهور او خود مشغول آدمکشی وخونخواهی بودند، وسر سوزنی به کشته شدگان خود نمی اندیشیدند، ولحظه ای به آن همه خون ناحق که ریخته بودند فکر نمی کردند.
او این جانیان را می کشد. از شمشیر مهدی، برای خون آشامان پست، ودرندگان متمدن، وابر قدرتان نا انسان، خون ومرگ می بارد، وبرای انسانیت درد کشیده خرد شده، رحمت وحیات. شمشیر مهدی، سیف الله است، سیف الله المنتقم. شمشیر مهدی، شمشیر انتقام از همه جانیان است، در طول تاریخ(۲۰).
رفع موانع رشد وکمال مهدی
با برداشتن سدهای راه کمال بشر واز بیخ وبن کندن خارهای راه رشد انسانیت، زمین را سراسر عدل وداد می کند واین تحول انقلابی جز با کشتن بیدادگران ضد دین وبشر، وستمگران ومزدوران مدعی دین ودینداری میسر نمی شود. ابوالولید طرائفی از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرموده: یملاها قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وعدوانا، یسیر فی اهل القبله بسیره علی بن ابی طالب (ع) یقتل اعداء الله حتی یرضی الله(۲۱).
زمین را سراسر قسط وعدل می کند همان گونه که سراسر ستم ودشمنی شده بود، درباره اهل قبله به سیرت علی بن ابی طالب (ع) رفتار می کند، دشمنان خدا را می کشد تا خدا راضی گردد. سیرت انقلابی مهدی (ع) اقتضا می کند که با تحریف کنندگان دین ومدعیان آیین وفساد کنندگان بر زمین با شدت برخورد نماید، ملامت وسرزنش دشمنان او را از مقصد اصلاحی باز ندارد واسلام را سامانی جدید بخشد وبه روشی انقلابی حکم کند.
ابوبصیر از امام باقر (ع) چنین روایت کرده است: یقوم الائم بامر جدید وکتاب جدید وقضاء جدید، علی العرب شدید، لیس شانه الا السیف لا یستتیب احدا ولا یاخذه فی الله لومه لائم(۲۲).
قائم به امری جدید وکتابی جدید وقضایی جدید قیام کند، بر عرب سخت گیرد وفقط شمشیر را شناسد. او از کسی توبه نپذیرد و[در راه تحول انقلابی خود] نکوهش احدی را نشنود.
آرمانهای اصلاحی
با چنین سیرت انقلابی است که ستم وبیداد ریشه کن شود وعدالت رخ نماید وامنیتی همه جانبه - که لازمه رشد وکمال همه جانبه است - حاکم گردد، چنانکه در خبری از امام صادق (ع) ویژگیهای دولت آن حضرت چنین آمده است: اذا قام القائم حکم بالعدل وارتفع فی ایامه الجور، وامنت السبل، واخرجت الارض برکات ها، ورد کل حق الی اهله، ولم یبق آهل دین حتی یظهروا الاسلام، ویعترفوا بالایمان، اما سمعت الله سبحانه یقول: وله اسلم من فی السموات والارض طوعا وکرها والیه یرجعون(۲۳).
وحکم بین الناس بحکم داود، وحکم محمد (ص)، فحینئذ تظهر الارض کنوزها وتبدی برکاتها، ولا یجد الرجل منکم یومئذ موضعا لصدقته ولا لبره، لشمول الغنی جمیع المومنین(۲۴).
هنگامی که قائم قیام کند، به عدل حکم نماید ودر روزگار او بیداد بتمامه نابود گردد وراهها امن شود وزمین برکات خود را آشکار سازد وهر حقی به صاحبش برگردانده شود وهیچ پیرو دینی نماند مگر آنکه به اسلام درآید وبا ایمان شناخته شود، نشنیده ای که خدای سبحان می فرماید: هر که [وهر چه] در آسمانها وزمین است، خواه وناخواه او را گردن نهاده است، وهمه به سوی او باز گردانده می شوند. و[مهدی] در میان مردم به روش داوود ومحمد (ص) حکم کند.
آن هنگام زمین گنجهای خود ر آشکار سازد وبرکاتش را ابراز دارد وهمگان چنان بی نیاز شوند که چون کسی بخواهد صدقه ای دهد وبخشش نماید، مستحقی نیابد. بدین ترتیب با ظهور دولت مهدی (ع) وتحولی اساسی، همه آرمانهای اصلاحی بشر تحقق می یابد. عدالت بمامه طلوع می کند، بیداد بکلی غروب می نماید، امنیت در همه وجوهش بر سر مردمان سایه می افکند، دیانت حکومت می یابد، برکات بتمامه آشکار می گردد وهمگان بی نیاز می شوند.
در پهنه تاریخ، پیوسته آرمان مصلحان این بوده است که شر وبدی را پس زنند وخیر ونیکی را میدان دار نمایند، مردمان را از بندگی غیر خدا خارج سازند وبه بندگی خدا سیر دهند وروابط اقتصادی واجتماعی را به سامانی آرمانی درآورند وامنیتی همه جانبه برای شکوفا شدن استعدادهای آدمی فراهم سازند. با بر پایی دولت مهدی (ع) این آرمانهای اصلاحی که یادش نیز شور آفرین وتحرک زاست، محقق می شود. از امیر مومنان (ع) در توصیف دولت مهدی (ع) چنین نقل شده است: یذهب الشر ویبقی الخیر ویذهب الزنا ویذهب الربا ویقبل الناس علی العبادات والشرع والدیانه والصلوه فی الجماعات وتطول الاعمار وتودی الامانات وتحمل الاشجار وتتضاعف البرکات وتهلک الاشرار وتبقی الاخیاره(۲۵).
بدی از بین می رود ونیکی برقرار می ماند، وزنا از بین می رود وربا محو می شود ومردم به عبادات وشرع ودینداری ونماز با جماعت روی می کنند وعمرها طولانی می گردد وامانتها ادا می شود ودرختان پربار می شوند وبرکتها چند برابر می گردد وبدان نابود می شوند ونیکان برقرار می مانند.
دولت احیای زمین وآدمیان
اینها نتایج وثمرات دولت عدل است که عدالت زنده کننده همه چیز است ودولت مهدی (ع)، دولت احیای زمین وآدمیان است. آن حضرت زمین را به عدالت زنده می سازد وبا حاکم کردن دین حق، مردمان را زنده می کند.
شیخ صدوق (ره) به اسناد خود از عبدالرحمن بن سلیط از حضرت حسین (ع) روایت کرده است که فرمود: منا اثنا عشر مهدیا اولهم امیر المومنین علی بن ابی طالب، وآخرهم التاسع من ولدی، وهو الامام القائم بالحق، یحیی الارض بعد موتها، ویظهر به دین الحق علی الدین کله ولو کره المشرکون(۲۶).
از [خاندان] ما دوازده هدایتگر هستند که نخستین ایشان امیر مومنان علی بن ابی طالب وآخرینشان نهمین فرزند من است، واو امام قیام کننده به حق است، زمین را پس از مردن آن زنده کند ودین حق را بر همه ادیان چیره گرداند، هر چند که مشرکان خوش ندارند. این وعده حتمی خداست که فرمود: اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها(۲۷).
بدانید که خدا زمین را پس از مردگی اش زنده می کند.
از امام باقر (ع) درباره این آیه شریفه چنین روایت شده که فرمود: یحییها الله عز وجل بالقائم (ع) بعد موتها - بموتها کفر اهلها - والکافر میت(۲۸).
خداوند زمین را پس از مردگی اش به وسیله قائم (ع) زنده می کند، یعنی زمین به سبب کفر اهل زمین می میرد زیرا کافر مرده است. کفر وبیداد می راننده است وایمان وعدالت زنده کننده.
دولت مهدی (ع) دولت ایمان وعدالت است وآن حضرت با ایمان وعدالت زمین واهل زمین را زنده می کند. شیخ کلینی (ره) به اسناد خود آورده است که محمد حلبی از امام صادق (ع) درباره این آیه که خداوند فرموده است: بدانید که خدا زمین را پس از مردگی اش زنده می کند. پرسش کرد وآن حضرت فرمود:
العدل بعد الجور(۲۹). مراد، عدالت پس از بیداد است. دولت مهدی (ع) دولت عدالت تام وتمام است واز این رو دولت زنده کننده همه چیز وهمه کس است. هر چیز وهر کس که استعداد زنده شدن داشته باشد به دست او وبا دولت او زنده می شود. در روایتی از امام کاظم (ع) در تفسیر آیه (یحیی الارض بعد موتها)(۳۰). چنین آمده است: لیس یحییها بالقطر ولکن یبعث الله رجالا فیحیون العدل فتحیی الارض لاحیاء العدل، ولاقامه الحد لله انفع فی الارض من الطر اربعین صباحا(۳۱).
مراد، این نیست که خداوند زمین را به وسیله باران زنده می کند، بلکه خداوند مردانی را بر می انگیزد که عدالت را زنده می کنند ودر نتیجه زمین با احیای عدالت زنده می شود، [بدانید] بر پایی حد برای خدا در زمین از چهل روز باران سودمندتر است. بنابر این احیای زمین با عدالت وبر پا ساختن حدود الهی از نزول باران نیز با اهمیت تر وپر برکت تر است. عدالت، جن شریت وروح دین است: العدل حیاه الاحکام(۳۲). عدالت حیات احکام است.
جامعه فاقد عدالت، جامعه ای مرده است، وسرزمین بی عدالت چون زمین خشک وکشتزار بی حاصل است. به وسیله عدالت است که زمین زنده، سرزمینها آباد ومردمان وجوامع به درستی بر پا می شوند. از امیر مومنان علی (ع) چنین نقل شده است: جعل الله سبحانه العدل قوام الانام وتنزیها من المظالم والاثام وتسنیه للاسلام(۳۳). خدای سبحان عدالت را مایه بر پایی مردمان وستون زندگی آنان وس بب پاکی از ستم کاریها وگناهان وروشنی چراغ اسلام قرار داده است. مردم به عدالت مستقیم می شوند وحیات حقیقی زمانی بر مردم سایه می افکند که پرچمهای عدالت در میانشان بر پا شود.
در این صورت است که ستمها زدوده ودامن آدمیان از گناهان باک می شود. آری روشنی دین ودینداری به عدالت بسته است وچون عدالت زدوده شود چراغ اسلام خاموش گردد. بقا وسلامت جامعه به عدالت است وآنجا که عدالت نیست، انتظار پاکی وسلامت اجتماعی، انتظاری بیهوده است.
روشنی اسلام به عدالت است وبا خاموش شدن عدالت، اسلام چون چراغی خاموش خواهد بود که با آن نمی توان راه یافت ومردمان را به سامان رساند. از همین روست که پیام آور عدالت ورسول هدایت (ص) فرموده است: عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه قیام لیلها وصیام نهارها(۳۴).
ساعتی عدالت از هفتاد سال عبادتی که شبهایش به نماز شب وروزهایش به روزه بگذرد، [برتر و] بهتر است. در اندیشه دینی، عدالت شکوفا کننده فطرت ایمانی ورفتار انسانی است. از امیر مومنان (ع) چنین نقل شده است: العدل راس الایمان وجماع الاحسان(۳۵). عدالت راس ایمان وگرد آورنده نیکی هاست. بنابر این دولتی که عدالت را در همه وجوهش بر پا می سازد (دولت مهدی)، ایمان را در معنای حقیقی وفراگیرش حاکم می کند ونیکیها را زنده می سازد.
ساعتی از این دولت چنان کند که سالها عبادت نکند. شیخ کلینی (ره) به اسناد خود از رسول خدا (ص) روایت کرده است که فرمود: ساعه من امام عدل افضل من عباده سبعین سنه، وحد یقام الله فی الارض افضل من مطر اربعین صباحا(۳۶).
ساعتی از [دولت] پیشوای عدل برتر از عبادت هفتاد سال است، وحدی که برای خدا در زمین بر پا شود برتر از چهل روز باران است. آنچه با دولت عدالت مهدی (ع) ظهور می کند قابل بیان وتوصیف نیست که ساعتی از آن دولت فرخنده چنان دلها را پاک کند وزشتیها را بزداید وهمه چیز را شکو وپربار کند که در تصور نیز نگنجد.
دولت مهدی (ع) چون سرمای بهاری است که هر موجودی را که شایستگی واستعداد زنده شدن وکمال یافتن داشته باشد، زنده کند وبه کمال خود برساند. دم مسیحایی او زنده کننده زمین وآدمیان است.
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید * * * که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم هجر مکن ناله وفریاد که دوش * * * زده ام فالی وفریاد رسی می آید
ز اتش وادی ایمن نه منم خرم وبس * * * موسی اینجا به امید قبسی می آید
هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست * * * هر کس آنجا به طریق هوسی می آید
کس ندانست که منزلگه مقصود کجاست * * * این قدر هست که بانگ جرسی می آید
جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرم * * * هر حریفی ز پی ملتمسی می آید
خبر بلبل این باغ مپرسید که من * * * ناله ای می شنوم کز قفسی می آید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است * * * گو بران خوش که هنوزش نفسی می آید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران * * * شاه بازی به شکار مگسی می آید(۳۷)
مهدی بهار مردمان وخرمی زمان است: السلام علی ربیع الانام ونضره الایام. ودولت او، دولت عقل وفطرت است، دولت حیات مردمان وزمینیان است وهمه را به برگ وبار می نشاند: توقوا البرد فی اوله، وتلقوه فی آخره، فانه یفعل فی الابدان کفعله فی الاشجار، اوله یحرق وآخره یورق(۳۸).
بپرهیزید از سرما در آغازش (در پاییز) واستقبال کنید از آن در آخرش (نزدیک بهار) زیرا در بدن ها همان می کند که با درختان می کند، در آغاز خشک می کند ودر آخر برگ می آورد. ملای رومی این بیان (نقش احیا کننده سرمای بهار) را از قول رسول خدا (ص) به زیبایی تمام آورده وبه باطن کلام ونقش اولیای خدا در احیای موجودات اشاره کرده است:
گفت پیغمبر ز سرمای بهار * * * تن مپوشانید یاران زینهار
ز نکه با جان شما آن می کند * * * کان بهاران با درختان می کند
پس غنیمت باشد آن سرمای او * * * در جهان بر عارفان وقت جو
در بهاران جامه از تن بر کنید * * * تن برهنه جانب گلشن روید
لیک بگریزید از برد خزان * * * کان کند کان کرد با باغ ورزان
راویان این را به ظاهر برده اند * * * هم بر آن صورت قناعت کرده اند
بی خبر بودند از سر آن گروه * * * کوه را دیده، ندیده کان به کوه
آن خزان نزد خدا نفس وهواست * * * عقل وجان عین بهار است وتقاست
گر ترا عقلیست جز وی در نهان * * * کامل العقلی بجو اندر جهان
جز وتو از کل او کلی شود * * * عقل کل بر نفس چون غلی شود
پس به تاویل آن بود کانفاس پاک * * * چون بهارست وحیات برگ وتاک(۳۹).
امنیت فراگیر
دولت مهدی (ع) دولت بهار حقیقت ومردمان است. این دولت امنیتی فراگیر وهمه جانبه را به ارمغان می آورد. امنیت اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی وفردی. در دولت او توحید بر همه چیز وهمه کس سایه می افکند وزمین وزمان به امنیت می رسد.
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: یقاتلون حتی یوحدوا الله ولا یشرک به شیئا، وتخرج العجوزه الضعیفه من المشرق ترید المغرب لا یوذیها احد(۴۰). می جنگند تا آنکه [همه مردم] خدا را به یگانگی بپذیرند وچیزی را با او شریک قرار ندهند، و[چنان امنیتی برقرار شود که] پیرزنی ناتوان از مشرق به مغرب رود وهیچ کس آزاری به او نرساند. عدم امنیت در چهره های گوناگون آن، محصول ونتیجه شرک وبت پرستی است، ودولت مهدی، دولت زایل نده شرک در همه چهره هایش است.
با زوال شرک اعتقادی، اجتماعی، سیاسی واقتصادی، امنیتی که انسانها پیوسته در آرزوی آن به سر برده اند، رخ می نماید. زمین وزمان به آرامش می رسند وبارور می شوند. شیخ صدوق (ره) به اسناد خود از امام صادق (ع) از پدران گرامیش از امیر مومنان (ع) روایت کرده است که فرموده: ولو قدم م قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولاخرجت الارض نباتها، ولذهبت الشحناء من قلوب العباد واصطلحت السباع والبهائم، حتی تمشی المراه بین العراق الی الشام، لا تضع قدمیها الا علی النبات وعلی راسها زینتها ولا یهیجها سبع ولا تخافه(۴۱).
روزی که قائم ما قیام کند، آسمان باران رحمت ببارد وزمین گیاه خود را برویاند وکینه ها از دل بندگان زدوده شود ودرندگان وچهار پایان با یکدیگر همزیستی مسالمت آمیز نمایند.
تا آنجا که زنی از عراق تا شام را بپیماید وجز بر سبزه زار گام نگذارد وزینت وآرایش خود را بر سر داشته باشد [وکسی به آن طمع ننماید] وهیچ درنده ای او را آشفته نسازد واو نیز از هیچ چیز نهراسد. مهدی (ع) با قیام به عدالت ورفع موانع هدایت، راه عبودیت الله را بتمامه می گشاید وبا تامین نیازهای گوناگون انسان - اعم از مادی ومعنوی - سیر کمال آدمیان را تدارک می کند، زیرا ابتدایی ترین نیازهای انسان، نیازهای مادی ومعیشتی اوست وبلا فاصله نیازهای دیگری که تامین آن نیازها در حرکت کمالی انسان نقش اساسی دارد. امام صادق (ع) فرموده است: ثاثه یحتاج الناس طرا الیها: الامن والعدل والحصب(۴۲). سه چیز است که همه مردمان بدان محتاجند: امنیت، عدالت وفروانی.
قرآن کریم در بحث از نیازهای انسان برای سیر، این حقیقت را گوشزد کرده است: الذی اطعمهم من جوع وآمنهم من خوف(۴۳). اوست کسی که آنان را از نظر معیشت تامین کرد واز ترس امانشان داد.
تامین معیشت انسان، تدارک نخستین گامها در مسیر حرکت است که بدون آن وفارغ از اندیشه وتلاش در جهت عدالت اجتماعی، مقدمه لازم برای سیر او فراهم نمی شود، چنانکه امام صادق (ع) به مفضل فرمود: واعلم یا مفضل ان راس معاش الانسان وحیاته الخبز والماء(۴۴).
مفضل - بدن که راس واساس معیشت انسان وزندگی او نان است وآب. وپیامبر عدالت ودعوت کننده به عبودیت فرمود: اللهم بارک لنا فی الخبز ولا تفرق بیننا وبینه فلولا الخبز ما صلینا ولا صمنا ولا ادینا فرائض ربنا(۴۵).
خدایا به نان ما برکت عنایت فرما ومیان ما ونان جدایی میفکن، زیرا اگر نان نباشد، نه نماز گزاریم ونه روزه داریم ونه واجبات الهی را ادا کنیم.
مردمان برای رشد وتعالی نیازمند امنیت، عدالت وفراوانی هستند واین معنا در دولت مهدی (ع) در حد آرمانی خود تحقق می یابد. در آن روز برکات زمین وآسمان بر مردمان گشوده می شود(۴۶): ولو ان اهل القری امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض(۴۷).
اگر مردم جوامع ایمان آوردند وتقوا پیشه کنند، هر آینه برکتها از آسمان وزمین بر آنان بگشاییم. دولت مهدی (ع)، دولت ایمان مردمان وتقوا پیشکی است، پس وعده خدا در آن روز تحقق کامل یابد ونیکیها ونعمتها فراگیر شود، باران رحمت ببارد وزمین بی دریغ نعمتهای خود را در اختیار مردمان گذارد وکینه از دلها زدوده شود وامنیت در همه ابعادش ظهور یابد وبه سبب عدالت همگان بی نیاز شوند که امام کاظم (ع) فرموده است: لو عدل فی الناس لاستغنوا(۴۸). چنانچه در میان مردم عدالت جاری شود، بی نیاز گردند.
سیرت اقتصادی
بی نیازی مردمان به سبب تحقق عدالت تام وتمام وفراوانی وعمران وآبادی در اوج کمال وتقسیم اموال به مساوات، از مشخصات سیرت اقتصادی مهدی (ع) است. آن حضرت تمام مناسبات ناسالم اقتصادی را زیر پای می گذارد ومحو ونابود می کند، از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود: اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع(۴۹). زمانی که قائم ما قیام کند، قطایع از بین می رود به طوری که دیگر قطایعی در میان نخواهد بود. زمینهایی که زمامداران وحکام جور در مالکیت خود درآورده یا واگذار کرده اند ودر حقیقت متعلق به امام (ع) است، در جایگاه خود قرار می گیرد.
استثمار واستعمار پایان می پذیرد. همگان به رفاه وآسایش می رسند. مهدی (ع) اموال را به وفور در اختیار مردمان می گذارد. نعمانی (ره) به اسناد خود از امام باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: تجمع الیه اموال الدنیا من بطن الارض وظهرها، فیقول للناس: تعالوا الی ما قطعتم فیه الارحام، وسفکتم فیه الدماء الحرام، ورکبتم فیه ما حرم الله عز وجل، فیطعی شیئا لم یعطه احد کان قبله، ویملا الارض عدلا وقسطا ونورا کما ملئت ظلما وجورا وشرا(۵۰).
تمام اموال زمین - آنچه در دل زمین است وآنچه بر روی زمین است - نزد مهدی (ع) گرد آید، آن گاه او به مردمان گوید: بیایید واین اموال را بگیرید. اینها همان چیزهایی است که به خاطرش قطع رحم کردید وخونها به ناحق ریختید ومرتکب گناهان شدید. او دست به بخشش زند وآن قدر ببخشد که تا آن روز کسی چنان بخششی نکرده باشد.
وزمین را لبریز از عدالت وداد ونور گرداند همان گونه که لبریز از ستم وبیداد وشر شده باشد. مهدی (ع) همگان را بی نیاز می کند که در دولت او زمین همه استعدادهای خود را بروز می دهد وداراییها انبوه می شود. از رسول خدا (ص) چنین روایت شده است: تنعم فیه امتی نعمه لم ینعموا مثلها قط توتی الارض اکلها ولا تدخر منهم شیا والمال یومئذ کدوس، یقم الرجل فیقول: یا مهدی اعطنی فیقول: خذ(۵۱).
در آن زمان امت من چنان از نعمت برخوردار شوند که هرگز امتی آن چنان از نعمت برخوردار نشده باشد، زمین بتمامه محصول دهد وهیچ را از آنان دریغ ندارد، واموال انبوه شود. هر کس نزد مهدی آید وگوید: به من مالی ده - مهدی بی درنگ گوید: بگیر. آن حضرت اموال را به مساوات میان مردم تقسیم می کند تا همگان از دغدغه نیازمندی آزاد شوند.
ابوسعید خدری از رسول خدا (ص) چنین نقل کرده است: ابشرکم بالمهدی... یرضی عنه ساکن السماء وساکن الارض یقسم المال صحاحا. فقال له رجل: وما صحاحا؟ قال: السویه بین الناس(۵۲).
شما را مژده می دهم به آمدن مهدی... ساکنان آسمان وزمین از او راضی هستند ومهدی مال را به طور صحیح تقسیم می کند. مردی از پیامبر پرسید: به طور صحیح یعنی چه؟ رمود: یعنی به مساوات میان مردم تقسیم می کند. عبد الله بن مسعود نیز از پیامبر (ص) روایت کرده است که در این باره فرمود: یقسم المال بالسویه ویجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامه(۵۳).
مهدی مال را به مساوات تقسیم می کند وقلبهای امت محمد را لبریز از بی نیازی خواهد کرد. در نتیجه تحقق سیرت اقتصادی مهدی (ع)، نیازمندی باقی نمی ماند تا به او زکات داده شود.
امام باقر (ع) فرمود: یسوی بین الناس حتی لا تری محتاجا الی الزکاه(۵۴). مهدی اموال را میان مردم چنان به تساوی قسمت می کند که دیگر نیازمندی یافت نمی شود تا به او زکات دهند. بی نیازی اقتصادی در دولت مهدی (ع) تا بدانجاست که دلهای امت محمد (ص) لبریز از بی نیازی می شود وحرص به داشتن وگنجینه کردن وانبوه ساختن زدوده می شود وچون مهدی (ع) ندا دهد که هر کس مالی می خواهد بیاید وبرگیرد، جز یک نفر پیدا نشود واو نیز پشیمان گردد ومال برگرفته را باز گرداند(۵۵).
مهدی (ع) بی دریغ وبی شمارش بخشش می کند چنانکه در خبر جابر بن عبدالله از رسول اکرم (ص) روایت شده است: یقسم المال ولا یعده(۵۶).
اموال را بدون آنکه شمارش نماید تقسیم می کند. بدین ترتیب مردمان با همه وجود واز صمیم قلب از داشتن وگنجینه کردن وانبوه سازی، احساس بی نیازی می کنند همان گونه که پیامبر اکرم (ص) نوید آن را داده است: یملا الله قلوب امه محمد (ص) غنی ویسعهم عدله(۵۷).
دلهای پیروان محمد (ص) را لبریز از بی نیازی می کند وعدالتش همه را فرا می گیرد. اذا خرج المهدی القی الله الغنی فی قوب العباد(۵۸). زمانی که مهدی قیام کند، خداوند در قلب بندگان بی نیازی افکند. در نظام اقتصادی که مهدی (ع) بر پا می سازد، روابط اقتصادی چنان است که در معاملات سودی گرفته نمی شود.
علی بن سالم از پدرش نقل کرده است که گفت از امام صادق (ع) پرسیدم: این روایت که سود گرفتن مومن از مومن رباست معنایش چیست؟ حضرت فرمود: ذاک اذا ظهر الحق وقام قائمنا اهل البیت واما الیوم فلا باس بان یبیع من الاخ المومن ویربح علیه(۵۹). این به هنگام ظهور حق وقیام قائم اهل بیت است، اما اکنون اگر کالایی بفروشد وسود بگیرد اشکالی ندارد. دولت مهدی (ع) بر اساس چنین روابط ومناسبات اقتصادی، شرق وغرب جهان را فرا می گیرد وهمه جا را عمران وآباد می سازد.
محمد بن مسلم گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمود: یبلغ سلطانه المشرق والمغرب... فلا یبقی فی الارض خراب الا قد عمر(۶۰). دولت مهدی شرق وغرب جهان را فرا خواهد گرفت ودر سر تا سر جهان جای ویرانی باقی نخواهد ماند مگر اینکه آن را آباد خواهد ساخت. ظهور برکات ومناسبات عادلانه در دولت مهدی (ع) چنان است که حتی مردگان آرزوی بازگشت به دنیا وزندگی در دولت کریمه او ودر سایه سیرت او را خواهند داشت.
ابوسعید خدری از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که فرمود: لا تدخر الارض من بذرها شیئا الا اخرجته ولا السماء من قطرها شیئا الا صبه الله علیهم مدرارا... تتمنی الاحیاء الاموات مما صنع الله عز وجل باهل الارض من خیره(۶۱). زمین آنچه از برکات در دل خود دارد، بیرون می ریزد وآسمان نیز از بارش خود چیزی فرو گذار نکرده، پیوسته بر آنان می بارد... از بس خدای بزرگ برای مردم خیر پیش می آورد، مردگان آرزوی بازگشت به زندگی می کنند.
سیرت مهدی (ع) مطلوب دلها ودولت مهدی (ع) حد نهایی رضایت انسانهاست. نه تنها انسانها که زمین وآسمان وهمه موجودات از دولت وسیرت او رضایت مندند. در حدیث حذیفه بن یمان از پیامبر (ص) آمده است: یرضی بخلافته اهل السماوات والارض والطیر فی الجو(۶۲). از خلافت ودولت او، اهل آسمان وزمین وپرندگان آسمان راضی خواهند بود.
سیرت فرهنگی
تحقق این دولت وظهور چنین مناسباتی، نتیجه ومحصول تحولی اساسی در درون انسانهاست. با ظهور دولت عدالت ورفع همه موانع تربیت، خردها به کمال می رسد واخلاق نیکو کامل می شود. ابوخالد کابلی از امام باقر (ع) درباره تحول مبارکی که در خرد واخلاق مردمان به دست مهدی (ع) صورت می گیرد، چنین روایت کرده است: اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع به عقولهم واکمل به اخلاقهم(۶۳). چون قائم ما قیام کند، دست خود را روی سر بندگان می گذارد وبدین ترتیب خردهای مردمان را به کمال می رساند واخلاقشان را کامل می کند.
اصلاح روابط اقتصادی واجتماعی وسیاسی جز در پرتو تربیتی الهی ممکن نمی شود، تربیتی که اساس آن بر رشد واکمال خردها وفرزانگی مردمان قرار گرفته باشد. در خبری دیگر از امام باقر (ع) در این باره آمده است: اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد، فجمع بها عقولهم وکملت بها احلامهم(۶۴). چون قائم ما قیام کند دست خود را روی سر مردمان می گذارد وبدین وسیله خردهای بندگان را به کمال می رساند وفرزانگی آنان را تمام می نماید.
بدین ترتیب در دولت مهدی (ع)، سیرت تربیتی آن حضرت چنین است که با تایید الهی، خردهای مردمان را به کمال رساند وفرزانگی را در آنان تمام نماید(۶۵)، ودر نتیجه با این انقلاب فرهنگی، آرمانهای اصلاحی در ابعاد سیاسی، اجتماعی واقتصادی تحقق یابد وریشه دار گردد وپا بر جا بماند. انقلاب فرهنگی در دولت مهدی (ع) چنان عمیق وفراگیر است که همه مردم علم وحکمت می آموزند، همگان با کتاب خدا وسنت پیامبر بر اساس فهمی عمیق آشنا می شوند تا جایی که زنان در خانه ها ر اساس کتاب خدا وسنت پیامبر قضاوت می کنند. از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: توتون الحکمه فی زمانه حتی ان المراه لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی وسنه رسول الله (ص)(۶۶). در دولت مهدی (ع) به همه مردم علم وحکمت می آموزند تا آنجا که زنان در خاه ها با کتاب خدا وسنت پیامبر قضاوت کنند. بی گمان هیچ انقلابی بدون یک تحول فکری وفرهنگی اساسی، راه به جایی نخواهد برد وانقلابی عظیم چون انقلاب مهدی (ع) وتاسیس دولتی با آن ویژگیها که یاد شد، نیازمند انقلابی بزرگ در فرهنگ وآموزش وتربیت است.
نظام الهی بر خرد وبصیرت ودانش استوار است وسلامت جوامع وآبادی سرزمینها، در معنای تام آن، بر معرفت وعلم تام استوار است. از این رو در عصر حاکمیت مهدی (ع) تحولی شگفت در علم ودانش رخ می نماید ودرهای همه معرفت ها ودانشها به روی مردمان گشوده می شود.
امام صادق (ع) فرموده است: العلم سبعه وعشرون حرفا فجمیع ما جاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسه والعشرین حرفا فبثها فی الناس وضم الیها الحرفین، حتی یبثها سبعه وعشرین حرفا(۶۷). علم ودانش بیست وهفت حرف است وتمام آنچه پیامبر برای مردم آورده اند، دو حرف بیش نبوده است ومردم تا کنون جز آن دو حرف را نشناخته اند اما هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست وپنج حرف دیگر را آشکار می سازد. رشد وشکوفایی علم ودانش در دولت مهدی (ع) تا آنجاست که یاران آن حضرت بدون هیچ واسطه ای با امام سخن می گویند واو را می بینند.
در حدیثی از امام صادق (ع) در این باره آمده است: ان قائمنا اذا قام مد الله لشیعتنا فی اسماعهم وابصارهم حتی لا یکون بینهم وبین القائم برید یکلمهم فیسمعون وینظرون الیه وهو فی مکانه(۶۸). هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند چندان نیرو به گوش وچشم شیعیان ما می دهد که میان آنان وقائم قاصدی نخواهد بود، قائم با آنان سخن می گوید وایشان نیز صدای او را همان جا که هست می شنوند وبه او نگاه می کنند.
تحول فرهنگی در دولت مهدی (ع)، همه ابعاد وجودی مردمان را متحول می کند واز نقص به کمال می رساند. حتی بیماریها وضعفها ونا توانایی های مردمان برطرف می شود، مردمان خردمند، فرزانه، حکیم، عالم، سالم وقوی می شوند. امام باقر (ع) فرموده است: من ادرک قائم اهل بیتی من ذی عاهه برا ومن ذی ضعف قوی(۶۹). هر کس قائم ما اهل بیت را ببیند، اگر بیماری داشته باشد بهبود می یابد وچنانچه ضعیف باشد نیرومند می گردد.
سیرت اجتماعی
در پر تو سیرت فرهنگی مهدی (ع) روابط اجتماعی سامانی دیگر می یابد. یکرنگی ویگانگی میان مردمان جاری می شود ودوستی ورحمت قلبها را پر می سازد ومساوات ومواسات اجتماعی جلوه می کند. کسی به کسی ستم روا نمی دارد ویاری ودستگیری یکدیگر، واجبی همگانی می شود چنانکه در خبر اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) آمده است: انما ذلک اذا قام قائمنا وجب علیهم ان یجهزوا اخوانهم وان یقووهم(۷۰).
این به هنگام ظهور قائم ما است که در آن روزگار واجب همگانی است که به یکدیگر وسائل زندگانی برسانند ونیرو بخشند. در آن دوران حرص وبخل در روابط اجتماعی جایی نخواهد داشت ویکرنگی ویگانگی چنان بر رفتار اجتماعی حاکم شود که هر کس هر چه نیاز دارد از جیب برادرش بردارد، نه این شرمنده باشد ونه آن ناراحت. چنین رابطه وپیوندی میان برادران ایمانی، از ویژگیهای سیرت اجتماعی آن دوران است. برید عجلی گوید به امام باقر (ع) گفته شد که در این زمان شیعیان وپیروان شما در کوفه جمعیتی کثیر محسوب می شوند وچنانچه ایشان را فرمان دهی [تا قیام کنند وبه مبارزه برخیزند] اطاعت کنند وپیروی نمایند. امام (ع) فرمود: آیا روابط اجتماعی آنان بدین گونه است که کسی از ایشان [در وقت نیاز] سر جیب برادرش رود ونیاز خود برگیرد؟ گفتند: خیر، چنین نیست. امام (ع) فرمود: پس آنان به خون خود بخیل تر خواهند بود. آن گاه امام (ع) درباره روابط اجتماعی در عصر امام زمان (ع) فرمود: اذا قام القائم... یاتی الرجل الی کیس اخیه فیاخذ حاجته لا یمنعنه(۷۱).
زمانی که قائم ما قیام کند، کسی [که نیاز دارد] به سر جیب برادرش می رود ونیاز خود را بر می گیرد واو نیز مانعش نمی شود. البته رسیدن به این مرز از روابط اجتماعی، خود محصول رشد عقلی وتکامل روح آدمی است. اگر اهل ایمان به رشد وکمال برسند جز این نخواهند بود. امام باقر (ع) به سعید بن حسن فرمود: ا یجیء احدکم الی اخیه فیدخل یده فی کیسه فیاخذ حاجته فلا یدفعه؟ فقلت: ما اعرف ذلک فینا. فقال ابو جعفر (ع): فلا شیء اذا.
قلت: لهلاک اذا؟ فقال: ان القوم لم یعطوا احلامهم بعد(۷۲).
آیا این گونه است که کسی از شما نزد برادر دینی خود برود ودست در جیب او ببرد وهر چه لازم دارد بردارد واو مانع نشود؟ راوی گوید گفتم: چنین چیزی را میان خودمان نمی بینیم. امام فرمود: چیزی از حقیقت تشیع تحقق نیافته است. راوی گوید: آیا با این وضع سرنوشت ما هلاکت است؟ فرمود: مردم هنوز به رشد عقلی نرسیده اند.
یعنی عقلشان کامل نشده است وهنوز به آن مرتبه از کمال نرسیده اند که چنین تکلیفی را حمل کنند(۷۳)، ولی در دولت مهدی (ع) این مرتبه از کمال انسانی واجتماعی تحقق می یابد. اخلاق اجتماعی در آن زمان بر مبنای سلامت نفس ها وپاکی دلها ظهور می یابد(۷۴).
امانتها به درستی ادا می شود(۷۵). امنیت اجتماعی در حد نهایی فراهم می شود(۷۶). مردم به عبادتهای اجتماعی - از سر ایمان وتقوا - روی می آورند(۷۷). حقوق اجتماعی در همه امور رعایت می شود وهیچ گونه ستم اجتماعی بر کسی روا نمی شود(۷۸). حدیث امام صادق (ع) گویای این حقیقت در سیرت اجتماعی مهدی (ع) است: اول ما یظهر القائم من العدل ان ینادی منادیه ان یسلم صاحب الناه لصاحب الفریضه الحجر الاسود والطواف(۷۹).
نخستین ظهور عدالت قائم آن است که سخنگویان او در مکه فریاد می کنند که هر کس نماز واجب خود را در کنار حجر الاسود ومحل طواف خوانده است ومی خواهد نافله بخواند، به کناری رود تا حق دیگران پایمال نشود. وآنان که می خواهند نماز واجب بخوانند، بیایند وبخوانند.
سیرت مدیریتی
بدین ترتیب با ظهور دولت مبارک مهدی (ع)، سیرت مدیریتی او بر اساس عدالت محض جلوه می کند. آن حضرت در اداره امور از نظر اقتصادی گشاده دست است واموال را برای آسایش ورفاه مردمان با سخاوت به کار می گیرد ونسبت به محرومیت کشیدگان ومسکینان، مهربان ودل رحم است وبرای آنکه ذره ای ستم از جانب دولت وکارگزاران نظام او بر کسی نرود وحقی ضایع نشود، نسبت به مسئولان وکارگزاران خود سختگیر است.
دولت او دولت عدالت محض است، پس جای هیچ گونه لغزش وفساد وانحراف در نظام اداری آن حضرت وجود ندارد وسختگیری آن حضرت نسبت به مسئولان وکارگزارانش بدین خاطر است(۸۰).
در خبری در این باره آمده است: المهدی جواد بالمال رحیم بالمساکین شدید علی العمال(۸۱). مهدی نسبت به مال ودارایی بخشنده است ونسبت به مسئولان وکارگزاران دولت خویش بسیار سختگیر است ونسبت به ناتوانان ومستمندان بسیار دلرحم ومهربان است. مهدی (ع) بر اساس کتاب خدا به عدالت مدیریت می کند وهواپرستی را به خداپرستی سوق می دهد وهمه افکار واندیشه ها را تابع قرآن می سازد ونشان می دهد که حکومت عدل یعنی چه.
او برای حفظ این اساس، مسئولان وکارگزاران ستمگر را با دقت مواخذه می نماید وهر که را پا از سیرت عدالت بیرون نهاده است، به سختی مجازات می نماید، امیر مومنان (ع) درباره دولت وسیرت مهدی (ع) چنین خبر داده است: یعطف الهوی علی الهدی، اذا عطفوا الهدی علی الهوی، ویعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرای... الا وفی غد - وسیاتی غد بما لا تعرفون - یاخذ الوالی من غیرها عمالها علی مساویء اعمالها، وتخرج له الارض افالیذ کبدها، وتلقی الیه سلما مقالیدها، فیریکم کیف عدل السیره، ویحیی میت الکتاب والسنه(۸۲). [چون مهدی ظهور کند] خواهش های نفسانی را به هدایت آسمانی بازگرداند، وآن هنگامی است که مردم رستگاری را تابع هوا ساخته اند، ورای آنان را پیرو قرآن کند، وآن هنگامی است که قرآن را تابع رای خود کرده اند... آگاه باشید که فرا - وفردا پس از این با چیزهایی که نمی شناسید می آید - کسی بر شما حکومت خواهد کرد که غیر از خاندان حکومت هاست، او مسئولان وکارگزاران را به جرم کردار زشتشان کیر خواهد کرد.
زمین گنجینه های خود را برای او خارج خواهد ساخت وکلیدهایش را تسلیم وی خواهد نمود. آن گاه است که مهدی به شما نشان خواهد داد که سیرت عدل کدام است؟ او کتاب وسنت را که پیش از او مرده اند، زنده خواهد ساخت. مهدی (ع) در اداره امور برای حفظ عدالت وحقوق مردمان وحیثیت دین، به روشی نو ومناسب با عصر خود وتحولاتی که در طول تاریخ رخ داده است تا مردمان به آن نقطه رسیده اند، عمل می کند.
در قضاوت ها واحکام مهدی، ودر حکومت وی، سر سوزنی ظلم وبیداد بر کسی نرود، ورنجی بر دلی ننشیند. مهدی (ع) بر طبق احکام خالص دینی (بدون توجه به آرا وانکار دیگران وفقها وعلمای مذاهب)، حکم وحکومت می کند. مهدی، میزان عدل را، در میان مردم نهد، وبدین گونه هیچ کس نتواند به دیگری ستمی کند.
مهدی، قضاوتی جدید آورد... مهدی، به حکم داوود وآل داوود حکم کند، واز مردم بینه وشاهد نطلبد. شیخ مفید، می گوید: چون قائم آل محمد (ص) قیام کند، مانند حضرت داوود (ع)، یعنی بر حسب باطن، قضاوت کند، وبی هیچ نیازی به شاهد حکم دهد. مهدی نقشه های پنهانی هر گروه را بداند وبه آنان، آن نقشه ها را بگوید. مهدی، دوست ودشمن خود را، با نگاه بشناسد(۸۳).
در روش زمامداری مهدی (ع) میان او ومردمش هیچ فاصله وحجابی نیست، به گونه ای که آن حضرت با آنان سخن می گوید وایشان نیز صدای او را همان جا که هست می شنوند وبه او نگاه می کنند(۸۴).
سیرت فردی
زمامداری که با قدرت تمام به عدالت بر شرق وغرب جهان حکم می راند وبرکات زمین وآسمان بر دولت وگشوده می شود وزمین گنجینه های خود را برای او خارج ساخته کلیدهایش را تسلیم وی می کند، در نهایت زهد وساده زیستی زندگی می کند واز سیرت ساده زیستی که پدرانش بدان پایبند بودند، خارج نمی شود. در خبر ابوبصیر از امام صادق (ع) این گونه آمده است: فوالله ما لباسه الا الغلیظ ولا طعامه الا الجشب(۸۵).
به خدا سوگند که لباس مهدی جز پوشاکی درشت وخوراک او جز خوراکی سخت وبی خورش چیزی دیگر نخواهد بود. همین خبر از طرق دیگر نیز با مختصر اختلاف روایت شده است(۸۶).
وگویای آن است که علی رغم رفاه همگانی وبی نیازی همه مردمان، مهدی (ع) به سیرت ساده زیستی عمل می کند واز اصل زهد دور نمی شود(۸۷).
امیر مومنان (ع) درباره جایگاه زهد در دین ودینداری فرموده است:
الزهد اصل الدین(۸۸).
زهد اصل دین است. الزهد اساس الیقین(۸۹). زهد اساس یقین است. با وجود دلبستگی به دنیا، اصلاحی صورت نمی گیرد وهمه مصلحان الهی، زاهد بوده، از دلبستگی به دنیا آزاد بوده اند چنانکه از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمود: ما اتخذ الله نبیا الا زاهدا(۹۰).
خداوند هیچ پیامبری را برنگزید مگر آنکه زاهد بود. آن امام حق در رفتار خود از هر گونه تکلفی بری است که از رسول خدا (ص) روایت شده است: نحن معاشر الانبیاء والامناء والاتقیاء براء من التکلف(۹۱). ما گروه پیامبران وامنای پروردگار وپرهیزگاران از تکلف به دور هستیم. سلام بر دولت او وسیرت او. اللهم انصره وانتصر به لدینک. خدایا، یارایش کن وبه دست او دینت را پیروز گردان.
وانصر به اولیاءه وشیعته وانصاره واجعلنا منهم. خدایا، دوستان خود را ودوستان او وپیروان ویارانش را به وسیله او یاری نما وما را نیز از آنان قرار ده. واظهر به العدل، وایده بالنصر، وانصر ناصریه، واخذل خاذلیه، واقصم قاصمیه، واقصم به جبابره الکفر، واقتل به الکفار والمنافقین وجمیع الملحدین، حیث کانوا من مشارق الارض ومغاربها، برها وبحرها.
خدایا، به دست او عدالت را آشکار ساز، وبا نصرت خود تاییدش نما، ویاورانش را یاری کن، وآنان را که وانهاندش یاری مکن، وکوبندگانش را درهم کوب، وزورمداران کفر را به دست او درهم شکن، وکافران ومنافقان وهمه بی دینان را، به وسیله او نابود ساز، در هر کجا که باشند: در مشرق ومغرب زمین، در خشکی یا دریا. واملاء به الارض عدلا، واظهر به دین نبیک صلی الله علیه وآله. خدایا، به دست او زمین را از عدل پر کن ودین پیامبرت (ص) را آشکار فرما.
واجعلنی اللهم من انصاره واعوانه واتباعه وشیعته(۹۲). خدایا، مرا از یاوران وپشتیبانان وپیروان وشیعییانش قرار ده.


 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ترجمه الهی قمشه ای، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۴ ش. زیارت حضرت صاحب الامر، ص ۹۷۰ - ۹۶۹.
(۲) ر. ک: محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۰ ش. ص ۱۳۷ - ۱۳۶.
(۳) دعای افتتاح، مفاتیح الجنان، ص ۳۲۶.
(۴) ابو جعفر محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، صححه وعلق علیه علی اکبر الغفاری، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۸۸ ق. ج ۸، ص ۲۷۸.
(۵) ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسی، الغیبه، الطبعه الثانیه، مکتبه بصیرتی، قم، ۱۴۰۸ ق. ص ۱۱۲، ونیز ر. ک: ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الشیخ الصدوق)، کمال الدین وتمام النعمه، مکتبه الصدوق، طهران، ۱۳۹۵ ق. ج ۱، ص ۳۱۸، امین الاسلام ابو علی الفضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القران، مکتبه المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۳ ق. ج ۴، ص ۱۵۲، ۶۷.
(۶) در علم بدیع اصطلاحی وجود دارد به نام حسن الابتداء یا براعه المطلع یا براعه الاستهلال که از زیورهای کلام وشعر است. اگر خطیب وشاعر سخن خود را با عباراتی آغاز کند که رقیق وسهل وروشن وواضح از نظر معنی باشد وبه گونه ای بیاورد که مستقل از آنچه بعد می آید بوده، مناسب مقام باشد ونیز جاذب وموثر بوده ومعرف آنچه در ادامه سخن می آید باشد، این کلام دارای براعه المطلع است. ر. ک: تقی الدین ابو بکر بن علی المعروف به ابن حجه الحموی، خزانه الادب وغایه الارب، شرح عصام شعیتو، دار ومکتبه الهلال، بیروت، ۱۹۸۷ م. ج ۱، ص ۱۹، محمد بن عبد الرحمن الخطیب القزوینی، الایضاح فی علوم البلاغه، شرح وتعلیق وتنقیح محمد عبد المنعم خفاجی، دار الکتاب اللبنانی، بیروت، ۱۴۰۵ ق. ج ۲، ص ۵۹۵ - ۵۹۴، احمد الهاشمی، جواهر البلاغه، دار الکتب العلمیه، بیروت، ص ۳۴۲ - ۳۴۱.
(۷) اللزومیات، الطبعه الثانیه، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۰۶ ق. ج ۲، ص ۳۵۲.
(۸) ابو النصر محمد بن مسعود بن عیاش السلمی المعروف بالعیاشی، تفسیر العیاشی، تحقیق هاشم الرسولی المحلاتی، المکتبه العلمیه الاسلامیه، طهران، ج ۱، ص ۶۵، هاشم بن سلیمان الحسینی البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، ج ۱، ص ۱۶۴.
(۹) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۴، محمد باقر المجلسی، بحار الانوار، الجامعه لعلوم الائمه الاطهار، الطبعه الثالثه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ج ۵۲، ص ۳۲۳.
(۱۰) ر. ک: بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۳ (بیان علامه مجلسی ذیل حدیث یاد شده).
(۱۱) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۳ - ۶۷۲، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۶.
(۱۲) قرآن، قصص / ۵.
(۱۳) ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الشیخ الصدوق)، الخصال، صححه وعلق علیه علی اکبر الغفاری، مکتبه الصدوق، طهران، ۱۳۸۹ ق. ج ۲، ص ۵۴۱، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷.
(۱۴) ابو الحسن محمد الشریف الرضی، نهج البلاغه، ضبط نصه وابتکر فهارسه العلمیه صبحی الصالح، الطبعه الاولی، دار الکتاب اللبنانی، بیروت، ۱۳۸۷ ق. خطبه ۱.
(۱۵) کمال الدین، ج ۲، ص ۴۱۱.
(۱۶) محمد بن ابراهیم النعمانی، الغیبه، مکتبه الصدوق، طهران، ص ۲۳۱، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۳ - ۳۵۲.
(۱۷) محمد بن النعمان البغدادی الملقب بالمفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، صححه واخرجه السید کاظم الموسوی المیاموی، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۷۷ ق. ص ۳۴۳، ابو الحسن علی بن عیسی الاربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، مکتبه بنی هاشم، تبریز، ۱۳۸۱ ق. ج ۲، ص ۴۶۵، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸.
(۱۸) ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسی، تهذیب الاحکام، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۹۰ ق. ج ۶، ص ۱۵۴، محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، بتصحیح وتحقیق وتذییل عبد الرحیم الربانی الشیرازی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج ۱۱، ص ۵۷.
(۱۹) غیبه النعمانی، ص ۲۳۱، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۳.
(۲۰) خورشید مغرب، ص ۴۶ - ۴۴.
(۲۱) غیبه الطوسی، ص ۳۲.
(۲۲) غیبه النعمانی، ص ۲۳۳، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴.
(۲۳) قرآن، آل عمران /. ۸۳
(۲۴) الارشاد، ص ۳۴۴ - ۳۴۳، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۶۵، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۹ - ۳۳۸.
(۲۵) لطف الله الصافی الگلپایگانی، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، الطبعه الثالثه، مکتبه الصدر، طهران، ص ۴۷۴.
(۲۶) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۱۷، عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی، تفسیر نور الثقلین، صححه وعلق علیه واشرف علی طبعه هاشم الرسولی المحلاتی، دار الکتب العلمیه، قم. ج ۵، ص ۲۴۳ - ۲۴۲.
(۲۷) قرآن، حدید / ۱۷.
(۲۸) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۶۸، تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۲۴۲.
(۲۹) الکافی، ج ۸، ص ۲۶۷، بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۵۳، تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۲۴۳.
(۳۰) قرآن، روم / ۱۹.
(۳۱) الکافی، ج ۷، ص ۱۷۴، تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۱۷۳.
(۳۲) عبد الواحد التمیمی الامدی، غرر الحکم ودرر الکلم، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۷ ق. ج ۱، ص ۲۵، حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل، تحقیق موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، الطبعه الثانیه، بیروت، ۱۴۰۸ ق. ج ۱۱، ص ۳۱۸.
(۳۳) غرر الحکم، ج ۱، ص ۳۳۵، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۲۰.
(۳۴) محمد بن محمد الشعیری، جامع الاخبار، تحقیق حسن المصطفوی، مرکز نشر الکتاب، طهران، ۱۳۸۲ ق. ص ۱۸۰، بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۵۲، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۱۷.
(۳۵) جمال الدین محمد خوانساری، شرح غرر الحکم، با مقدمه وتصحیح وتعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ ش. ج ۲، ص ۳۰، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۱۹.
(۳۶) الکافی، ج ۷، ص ۱۷۵.
(۳۷) شمس الدین محمد حافظ شیرازی، دیوان اشعار، به اهتمام انجوی شیرازی، انتشارات محمد علی علمی، ۱۳۴۶ ش. ص ۱۱۱.
(۳۸) نهج البلاغه، حکمت ۱۲۸.
(۳۹) جلال الدین محمد بلخی (مولوی)، مثنوی معنوی، به اهتمام وتصحیح رینولد نیکلسون، لیدن، ۱۹۲۵ م. افست موسسه مطبوعاتی علمی، دفتر اول، ج ۱، ص ۱۲۵ - ۱۲۴.
(۴۰) منتخب الاثر، ص ۳۰۸ (از ینابیع الموده)، با مختصر اختلاف: بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۵ (از تفسیر العیاشی).
(۴۱) الخصال، ج ۲، ص ۶۲۶، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۶، منتخب الاثر، ص ۴۷۴.
(۴۲) ابو محمد الحسن بن علی بن الحسین بن شعبه الحرانی، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، مکتبه بصیرتی، قم، ۱۳۹۴ ق. ص ۲۳۶.
(۴۳) قرآن، قریش / ۴.
(۴۴) بحار الانوار، ج ۳، ص ۸۷، محمد الخلیلی، من امالی الامام الصادق وهو شرح ما املاه الامام (ع) علی تلمیذه المفضل بن عمر الجعفی، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۴ ق. ج ۱، ص ۳۰۵.
(۴۵) الکافی، ج ۵، ص ۷۳، ج ۶، ص ۲۸۷، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۷.
(۴۶) قطب الدین ابو الحسین سعید بن هبه الله الراوندی، الخرایج والجرایح، تحقیق ونشر موسسه الامام المهدی (ع)، قم، الطبعه الثانیه، موسسه النور للمطبوعات، بیروت، ۱۴۱۱ ق. ج ۲، ص ۸۵۰ - ۸۴۹.
(۴۷) قرآن، اعراف / ۹۶.
(۴۸) الکافی، ج ۱، ص ۵۴۲، ج ۲، ص ۵۶۸.
(۴۹) ابو العباس عبد الله بن جعفر الحمیری القمی، قرب الاسناد، مکتبه نینوی الحدیثه، طهران، ص ۴۱، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۹.
(۵۰) غیبه النعمانی، ص ۲۳۸ - ۲۳۷، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۱.
(۵۱) ابو عبد الله محمد بن یزید القزوینی ابن ماجه، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فواد عبد الباقی، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۹۵ ق. ج ۲، ص ۱۳۶۶، ابو عبد الله محمد بن عبد الله الحاکم النیشابوری، مستدرک علی الصحیحین، دار المعرفه، بیروت ج ۴، ص ۵۵۸، ابو عبد الله محمد بن یوسف الکنجی الشافعی، البیان فی اخبار صاحب الزمان (ع)، قدم له وعلق علیه محمد مهدی الخرسان، موسسه الهادی للمطبوعات، قم، ۱۳۹۹ ق. ص ۱۰۹، نور الدین علی بن ابی بکر الهیثمی، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۲ ق. ج ۷، ص ۳۱۷، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۹ - ۴۷۸، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۸۸.
(۵۲) ابو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل الشیبانی، مسند، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ج ۳، ص ۳۷، البیان، ص ۱۲۳، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۱، مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۳۱۳، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۲، ۸۱، منتخب الاثر، ص ۱۴۷.
(۵۳) کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۴، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۸۴.
(۵۴) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.
(۵۵) مسند احمد حنبل، ج ۳، ص ۳۷، البیان، ص ۱۲۳، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۱، رضی الدین ابو القاسم علی بن موسی بن طاووس، الملاحم والفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، الطبعه السادسه، موسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ ق. ص ۷۱، مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۳۱۳، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۱، منتخب الاثر، ص ۱۴۷.
(۵۶) ابو الحسین مسلم بن الحجاج القشیری، صحیح مسلم، بشرح النووی، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۷ ق. ج ۱۸، ص ۳۹.
(۵۷) مسند احمد حنبل، ج ۳، ص ۳۷، البیان، ص ۱۲۳، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۷۱، مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۳۱۳، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۱، منتخب الاثر، ص ۱۴۷.
(۵۸) الملاحم والفتن، ص ۷۱.
(۵۹) ابو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن بابویه القمی (الشیخ الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، صححه وعلق علیه علی اکبر الغفاری، الطبعه الثانیه، منشورات جماعه المدرسین، قم، ج ۳، ص ۳۱۳، ابو جعفر محمد بن الحسن الطوسی، تهذیب الاحکام، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۹۰ ق. ج ۷، ص ۱۷۸، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۹۴.
(۶۰) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۳۱، منتخب الاثر، ص ۴۸۲ (با مختصر اختلاف).
(۶۱) مستدرک الحاکم، ج ۴، ص ۴۶۵، منتخب الاثر، ص ۱۴۶، البیان، ص ۱۰۹ - ۱۰۸ (با مختصر اختلاف).
(۶۲) البیان، ص ۱۱۸.
(۶۳) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶ (از الخرایج والجرایح).
(۶۴) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۵، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۸.
(۶۵) اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم وکملت به احلامهم. امام باقر (ع)، الکافی، ج ۱، ص ۲۵.
(۶۶) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۲ (از غیبه النعمانی).
(۶۷) همان، ص ۳۳۶. (از الخرایج والجرایح).
(۶۸) همان.
(۶۹) همان، ص ۳۳۵ (از الخرایج والجرایح).
(۷۰) وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۴۱۵.
(۷۱) محمد بن النعمان البغدادی الملقب بالمفید، الاختصاص، صححه وعلق علیه علی اکبر الغفاری، منشورات جماعه المدرسین، قم، ص ۲۴.
(۷۲) الکافی، ج ۲، ص ۱۷۴، بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۲۵۵ - ۲۵۴.
(۷۳) ر. ک: محمد باقر المجلسی، مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، اخراج ومقابله وتصحیح السید هاشم الرسولی، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ ش. ج ۹، ص ۴۶.
(۷۴) ر. ک: الخصال، ج ۲، ص ۶۲۶، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۶، منتخب الاثر، ص ۴۷۴.
(۷۵) ر. ک: منتخب الاثر، ص ۴۷۴.
(۷۶) ر. ک: الارشاد، ص ۳۴۳، الخصال، ج ۲، ص ۶۲۶، کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۶۵، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۸، ۳۱۶، منتخب الاثر، ص ۴۷۴.
(۷۷) ر. ک: منتخب الاثر، ص ۴۷۴.
(۷۸) ر. ک: همان، ص ۴۷۰.
(۷۹) الکافی، ج ۴، ص ۴۲۷.
(۸۰) ر. ک: محمد الصدر، تاریخ ما بعد الظهور، الطبعه الثانیه، دار التعارف، بیروت، ۱۴۰۸ ق. ص ۵۲۲.
(۸۱) منتخب الاثر، ص ۳۱۱.
(۸۲) نهج البلاغه، خطبه ۱۳۸.
(۸۳) خورشید مغرب، ص ۴۲ - ۴۱.
(۸۴) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۶ (از الخرایج والجرایح).
(۸۵) غیبه النعمانی، ص ۲۳۳، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۴، منتخب الاثر، ص ۳۰۷، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۹، ۳۵۵.
(۸۶) ر. ک: غیبه النعمانی، ص ۲۳۴، غیبه الطوسی، ص ۲۷۷، منتخب الاثر، ص ۳۰۷، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۹، ۳۵۵.
(۸۷) درباره اصل زهد واصل ساده زیستی ر. ک: همین مولف، سیره نبوی (منطق عملی)، دفتر اول، سیره فردی، چاپ اول، سازمان چاپ وانتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، ۱۳۷۲ ش، ص ۲۵۱ - ۱۵۵.
(۸۸) غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۹.
(۸۹) همان، ص ۳۰.
(۹۰) مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۵۱.
(۹۱) مصباح الشریعه ومفتاح الحقیقه، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۰ ق. ص ۱۴۱ - ۱۴۰، بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۹۴.
(۹۲) زیارت آل یس، مفاتیح الجنان، ص ۹۶۱ - ۹۶۰.

رتبه رتبه:
  ۱ / ۵.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم