كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۷۶۲) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۵۹) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۶۱) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۱۰۶) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۶۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۴۹) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۹۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۸۷) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۲۲) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۱۲)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت
كتابخانه مهدوى

کتاب ها حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: محمد محمدی اشتهاردی تاريخ تاريخ: ۱۹ / ۳ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۶۹۰۸ نظرات نظرات: ۰

حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت

نویسنده: محمد محمدی اشتهاردی
ناشر: مسجد مقدس جمکران - ۱۳۹۱

فهرست مطالب

به عنوان مقدمه
پیشگفتار
امام قائم امید انسانها
فصل اول: پدر، مادر وولادت امام زمان
سخنی درباره نیمه شعبان
نام وکنیه امام زمان
جعفر کذاب عموی امام زمان
مسافران قمی وجعفر کذاب
دستور دستگیری امام زمان
مشخصات امام زمان
شوکت وقدرت فوق العاده امام زمان
شمائل حضرت مهدی
فصل دوم: غیبت صغری وغیبت کبری
چگونگی غیبت صغری ونواب چهارگانه
شرح کوتاهی درباره ولایت فقیه
توضیح چند اشکال
پاسخ این ایرادات بطور فشرده
سؤال: آیا قیام قبل از ظهور مهدی روا است؟
پاسخ سؤال فوق
فصل سوّم: پاسخ به بیست وهفت سؤال
۱ - آیا عقیده به ظهور مصلح جهانی مخصوص شیعیان است؟
۲ – فایده غیبت طولانی چیست؟
۳ - لقب قائم ومهدی چرا؟
۴ - اقامتگاه حضرت مهدی کجاست؟
۵ - قرآن ومسأله حکومت جهانی
۶ - یاران مهدی بیشتر کجا هستند؟
۷ - زندگی شخصی امام عصر چگونه است؟
۸ - طول عمر امام قائم را چگونه حل می کنید؟
۹ - آرامش با جنگ نمی سازد؟
۱۰ - نشانه های ظهور امام مهدی چیست؟
۱۱ - خروج سید حسنی ویمانی
۱۲ - سفیانی ودجال کیستند؟
۱۳ - نشانه های خود حضرت چیست؟
۱۴ - آیا این پیش بینی قابل اجراء است؟
۱۵ - آیا امام مهدی برقرار کننده اسلام است؟
۱۶ - ادعای مهدویت وآمدن آن حضرت چیست؟
۱۷ - امام مهدی در برابر قدرتهای تخریبی
۱۸ – رجعت چیست؟
۱۹ - شخص پنج ساله چگونه امام می شود؟
۲۰ - چرا این همه سخن از مهدی می پرسند؟
۲۱ - تکذیب ملاقات با امام زمان، چرا؟
۲۲ - قسط وعدل چیست؟
۲۳ - آیا قیام امام مهدی مسلحانه است؟
۲۴ - منظور از کشته شدن شیطان به دست آن حضرت چیست؟
۲۵ - حکومت قائم وپیشرفت علم؟
۲۶ - حکومت مهدی وتشریفات؟
۲۷ - آیا تلفظ بنام مقدس حضرت قائم جایز است؟
نظر علامه بزرگوار شیخ حر عاملی
ایرادی بر کلام علامه مجلسی
نتیجه بحثها
فصل چهارم: انتظار یا زمینه سازی
پاسخ به یک سؤال
عوامل مهم زمینه سازی
۱ - جاذبه قرآن وحقانیت اسلام
۲ - علم واندیشه وبه کار انداختن آن
۳ - استقامت وپایداری وشجاعت
۴ - زهد ورعایت اخلاق وحقوق
۵ - ایمان وتوکل به خدا
۶ - تعاون وهمکاری
۷ - برخوردها وروشهای منطقی با یکدیگر
۸ - توجه به طبقه مستضعف
۹ - اتحاد وانسجام مسلمانان
۱۰ - رهبر شایسته
۱۱ - لزوم برنامه ریزی
عناصر اصلی برنامه ریزی قیام وظهور
۱ - هدفداری
۲ - توجه به جهانی بودن ظهور
۳ - جهش وانقلاب
۴ - پیشرفت عمیق واستوار
۵ - اخلاص
۶ - تخصص وتعهد
۷ - مانع شناسی
۸ - هشیاری وهوشمندی
۹ - دورنمایی از امکانات عظیم دنیای اسلامی ونتیجه بحث
الف: از جهت نیروی انسانی واتحاد
ب: امکانات جغرافیائی دنیای اسلام
ج: امکانات اقتصادی دنیای اسلام
فصل پنجم: ویژگیهای یاران حضرت مهدی
مقدمه
ویژگیهای یاران آن حضرت در قرآن
پیشگویی پیامبر از یاران اسلام در ایران
تحلیل سخنی از امام سجاد
حرکت انقلابی نه گام به گام
تجزیه وتحلیلی درباره سیصد وسیزده نفر از یاران مخصوص امام زمان ودیگر یاران آن حضرت
تواتر حدیث سیصد وسیزده نفر
۱ - امام زمان در انتظار آنها بسر می برند
۲ - آنها از اطراف جهان جمع می شوند
۳ - آنها نخستین بیعت کنندگان با امام قائم هستند
۴ - آنها جانبازان سلحشورند
۵ - آنها پرچمداران وحاکمان روی زمینند
۶ - آنها امّت معدوده وهمچون پاره های ابرهای متراکم هستند
۷ - آنها رکنها وپایه های خلل ناپذیر وپشتیبانان محکم اند
۸ - چند نشانه دیگر از این سیصد وسیزده نفر
۹ - دست خدا بالای سر امام ویارانش
۱۰ - نقش زنان در انقلاب حضرت مهدی
نتیجه بحث وبررسی بیشتر
اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء، رفقاء واعاجم؟
امدادهای غیبی به کمک انقلابیون
فصل ششم: دیدار کنندگان امام در غیبت کبری
۱ - امام زمان به صابونی اجازه دیدار نداد
۲ - علامه حلی در خدمت امام زمان
۳ - فریادرسی امام زمان در بحرین
۴ - شفای بیمار
۵ - تشرف یکی از فرزندان آیة الله اراکی
۶ - راهنمایی حضرت مهدی در مسجد جمکران
۷ - نتیجه تواضع به مسجد جمکران، پایگاه مقدس امام زمان
۸ - محبت امام زمان به شیخ مفید
گفتار امام قائم به شیخ مفید
برگ سبزی از نگارنده، خطاب به امام زمان
فصل هفتم: حکومت درخشان امام مهدی
۱ - توحید سراسری در همه زمینه ها
۲ - پیشرفت عجیب علوم
۳ - پیشرفت ورشد کشاورزی وامکانات
۴ - برادری وصفا وصمیمیت
۵ - امنیت وبرکت ووفور نعمت وعدالت
۶ - توجه کامل به اماکن مقدسه وتوسعه شهرها وبهداشت
دولت کریمه
توجه حضرت مهدی به مکه، کوفه وقم
۱ - مکه، مرکز اولین جرقه های انقلاب جهانی حضرت مهدی
۲ - کوفه، مقر حکومت حضرت مهدی
۳ - قم، آشیانه اهلبیت ومرکز نشر اسلام
فصل هشتم: خودسازی وپاکسازی در عصر غیبت حضرت مهدی
خودسازی وپاکسازی
نشانه های عالی انتظار
رعایت حقوق برادارن
مبارزه وجهاد ویاد خدا ورسول خدا
ایستادگی در سختیها وآزمایشها
معرفت امام وپیروی از آن حضرت
مساله رهبری
توجه به شناخت قرآن واجرای آن
زنان باید احساس مسؤولیت کنند
توجه به جمعه وجماعات

مقدمه
(یا صاحب الزّمان ادرکنا)

سخن گفتن درباره حضرت مهدی (عج)، به نفس کشیدن می ماند که گرچه مکرّر است، امّا برای ادامه حیات، ضروری است.
درباره زندگانی وغیبت وظهور امام زمان (علیه السلام)، کتابهای بسیاری نوشته شده که مشتمل بر هزاران مجلّد است، با اینهمه ناگفته های فراوانی باقی مانده است که بیان وتبیین آنها، تحقیقاتی گسترده تر وتألیفاتی افزون تر می طلبد.
علاوه بر اینها، تبلیغاتی اساسی وپیگیر بایسته است تا مردم که به حق، در دوران انقلاب شکوهمند اسلامی، با اطاعت بی چون وچرا از رهبری معظّم آن، شیفتگی خود را به مقام برتر ولایتِ حضرت صاحب الزّمان (علیه السلام) نشان داده اند، بیش از پیش با آن بزرگوار آشنا شوند، وبا دقت در ویژگی ها، وبهره گیری از فرمایشات حضرتش، سیره وسنّت او را بیشتر بشناسند.
به راستی از میان هزاران پرسشی که درباره ولادت شگفت انگیز، وامامت زود هنگام، وعلت وکیفیت غیبت صغری وکبری، وچگونگی بهرهوری مردم در دوران غیبت، وطول عمر، ونحوه زندگی، وکیفیت ارتباط با مردم، ومحل سکونت، وداشتن خانواده، وامکان دیدار، ومعنای انتظار، وعوامل تأخیر وتعجیل فرج، ومقدّمات ظهور، وویژگی وتعداد یاران، وچگونگی تسلط بر سراسر گیتی، ونحوه حکومت آن حضرت مطرح است، توده مردم وحتّی جوانان وتحصیل کردگان جامعه به چند پرسش، جوابی قانع کننده دارند؟
چند نفرند آنها که بر اساس شوقی خود جوش، واحساس نیازی درونی، در میان انبوه کتابهای موجود، به جستجوی گمشده خویش بر آمده وبه مقصد رسیده باشند؟
وآیا آنچه در دست است جوابگوی اینهمه احتیاج واشتیاق هست؟!
واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران، به عنوان یکی از دهها مؤسسه ونهادی که در راستای وظیفه مقدّس شناسایی وجود شریف امام زمان (علیه السلام) وبارور کردن روحیه انتظار در جامعه فعالیت می کنند، متعهّد است که هر قدمی در این راه را ارج نهد واز هر محقّق ومؤلّف وهنرمندی که در این زمینه فعالیت می کند، با تمامی امکانات استقبال نماید، باشد که بدین وسیله سهمی اگر چه اندک در تحصیل رضای آن حضرت وتهیه مقدمات قیام جهانی آن بزرگوار داشته باشد.
کتاب حاضر با عنوان «حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت» از مؤلّف صاحب نام ومحقق گرامی، حجة الاسلام والمسلمین محمّدی اشتهاردی در ادای همین تعهّد، در دسترس علاقمندان اهلبیت (علیهم السلام) ومنتظران ظهور حضرت مهدی (عج) قرار می گیرد امید است که مقبول درگاه خداوند واقع شود.

واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران - قم
تابستان ۱۳۷۶

پیشگفتار
امام قائم امید انسانها

هدایت ورهبری مردم از راههای گمراهی به راه سعادت، همیشه در تاریخ انسانها بوده، وبا به وجود آمدن انسانها، خداوند پیامبرانی را برای هدایت آنها گسیل داشت، تا حدی که در این راه ۱۲۴۰۰۰ پیامبر آمدند که اولین آنها حضرت آدم (علیه السلام) وآخرین آنها پیامبر اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) بود(۱).
اینها تمام توان وتلاش وکوشش خود را برای هدایت ورهبری مردم صرف کردند، ولی هیچیک در زمان حیات خود به نتیجه نهایی ومطلوب وحکومت دلخواه نرسیدند، ونوعاً قلمرو رهبری آنها در نقطه محدودی بود وموفّق به تشکیل حکومت جهانی نشدند (با توجه به اینکه اصلاح کامل در سایه حکومت مصلح جهانی صورت خواهد گرفت)، امید همه این بود، این راه ادامه یابد، ودر همه مردم وهمه جهان زمینه بوجود آید وحکومت جهانی قائم (علیه السلام) بر قرار گردد، تا همه پیامبران ومستضعفان به آرزو وامید خود که یک حکومتِ درخشان پر از صفا وصمیمیت است، نایل گردند.
واین امید همچنان ادامه دارد، وپیامبر اسلام وائمّه اطهار (علیهم السلام) هیچیک با آنهمه تلاش به حکومت دلخواه اسلامی نرسیدند، وهمواره وکراراً فرمودند: «اگر در دنیا یک روز هم بماند خداوند آن روز را طولانی می کند تا حکومت قائم (علیه السلام) بر قرار شود»(۲).
وآن مهدی موعود (علیه السلام) است که به این امر مهم جامه عمل می پوشاند وبه تعبیر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (قدس سره):
«من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان (قائم «عج») بگذارم، بزرگتر از این است، نمی توانم بگویم که اوّل شخص است، برای اینکه دوّمی در کار نیست، ایشان را ما نمی توانیم با هیچ تعبیری تعبیر کنیم اِلاّ همین که «مهدی موعود» است، آنکسی که خدا او را ذخیره کرده است برای بشر»(۳).
جمله «بقیة اللّه» که از القاب معروف آن حضرت است حاکی از این است که خداوند او را ذخیره کرده، تا همه مظلومان وپیامبران وطرفداران توحید وحق را در کل جهان به آرزو وامیدشان برساند (درباره ویژگیهای این حکومتِ سراسر صفا در ظاهر وباطن، بعداً سخن خواهیم گفت).
در اینجا برای تکمیل مطلب فوق به سه روایت ذیل توجه کنید:
۱ - یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) می گوید: به محضر مبارک حضرت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم وعرض کردم: «آیا شما صاحب ما هستید؟»
فرمودند: آیا من صاحب شما هستم؟!
سپس پوست بازوی خود را گرفت وکشید وفرمود: «من پیر مرد سالخورده ام، امّا صاحب شما جوان است»(۴).
تعبیر «صاحب» در مورد امام قائم (علیه السلام) حکایت از حکومت سراسری وهمه جانبه او می کند که مسلمانان جهان باید در انتظارش باشند وبرای بدست آوردن آن بکوشند.
۲ - دِعْبِل شاعر آزاده ومتعهّد عصر امام رضا (علیه السلام) به حضور آن حضرت رسید وشعرهای پر مغز وجانداری در مدح اهلبیت عصمت وطهارت (علیهم السلام) خواند، حضرت رضا (علیه السلام) در پایان به او فرمود:
این دو شعر را نیز بر شعرهای خود بیفزا:
یکی از دو شعر این است:

اِلی الْحَشْرِ حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ قائِماً * * * یفَرِّجُ عَنّا الْهَمَّ وَالْکُرُباتِ؛

این قبرها یا این غمها ونابسامانیها همچنان ادامه دارد تا خداوند حضرت قائم (علیه السلام) را بر انگیزد، تا او اندوه ونابسامانیها را از ما رفع کند وما را شاد نماید»(۵).
۳ - امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران فرمود: «تفسیر آیه فَاصْبِرْ عَلی مَا یقُولُونَ (به آنچه مخالفان می گویند استقامت کن) این است که: ای محمّد در برابر مخالفان ایستادگی کن که من به دست مردی از نسل تو که او را بر خون ستمگران مسلّط کنم، از آنها انتقام می گیرم»(۶).
با توجّه به گفتار بعضی از پیامبران که در کتب آسمانی تورات وانجیل و... آمده واز گفتار ائمّه (علیهم السلام) و... چنین به دست می آوریم که امام قائم (علیهم السلام) امید همه در همه تاریخ وهمه جهان است، البتّه باید توجّه کرد که انسانها به چنین امید بزرگی نخواهند رسید مگر با کوشش وتلاش وجهاد وآگاهی ومبارزه وامر به معروف ونهی از منکر، چنانکه خود امامان (علیهم السلام) بارها این مطلب را تذکّر داده اند، ودر لابلای این کتاب به آن اشاره خواهد شد، وگرنه با دست روی دست گذاشتن کاری ساخته نیست.
این مقدمه را با ذکر حدیث شریف زیر پایان می برم:
به نقل امام صادق (علیه السلام) پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«قائم (علیه السلام) از فرزندان من، همنام وهم کیش من است وسیمایش، سیمای من وروشش روش من است، مردم را بر اطاعت از من، اسلام وخدا، بخواند ووادارد، وآنها را به کتاب خدا (قرآن) دعوت نماید. کسی که از فرمان او سرپیچی کند از من سرپیچی نموده است، وکسی که او را غیبت نماید وانکار کند مرا انکار کرده است، وکسی که او را دروغ پندارد مرا دروغ پنداشته است، وکسی که او را تصدیق کند مرا تصدیق کرده است، شکایت آنها را که در مورد او مرا تکذیب کنند، وسخن مرا در مورد او رد نمایند وامّت مرا گمراه کنند، به سوی خدامی برم وبه زودی ستمکاران بدانند که به کجا بازگشت می کنند»(۷).
خدا را شکر که خداوند بر این بنده عاصی منّت گذاشت وتوفیق عنایت نمود تا این بضاعت مختصر را به علاقه مندان تقدیم کنم امید آنکه خداوند توفیق آن را دهد که همه ما در صف یاران مخلص حضرت قائم (علیه السلام) باشیم.
اِلهِی لَکَ الشُّکْرُ وَالْحَمْدُ.
ای امید همه، در همه جهان وتاریخ، وای منتقم مظلومان وخونِ جوشان وپاک امام حسین (علیه السلام) وای ذخیره وبقیه وآخرین نشانه مردان بزرگ خدا، این کتاب، واین هدیه ناقابل را که همچون ران ملخی از مور در پیشگاه با عظمت حضرت سلیمان (علیه السلام) است از حقیر عاصی بپذیر.
این کتاب در هشت فصل تنظیم گردیده است.

قم - محمّد محمّدی اشتهاردی
تابستان ۱۳۷۶ هـ. ش

فصل اول: پدر، مادر وولادت امام زمان

پدر بزرگوار امام زمان (علیه السلام) حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) امام یازدهم شیعیان است، بنقل شیخ مفید، امام عسکری (علیه السلام) در مدینه در ۲۴ ربیع الاول سال ۲۳۲ متولد شد ودر سال ۲۶۰ در سن ۲۸ سالگی در منزل شخصی خود در سامرّا به شهادت رسید(۸).
مادر بزرگوار امام زمان (علیه السلام) «ملیکه» است که از طرف پدر دختر «یشوعا» فرزند امپراطور روم شرقی بود، واز طرف مادر نوه شمعون از یاران مخصوص حضرت عیسی (علیه السلام) ووصی او بشمار می رفت.
او با اینکه در کاخ می زیست وبا خاندان امپراطوری زندگی می کرد امّا آنچنان پاک وبا عفّت بود که گویی شباهت به خانواده خود ندارد، بلکه به مادر وخانواده مادری کشیده وزندگیش همچون زندگی شمعون وعیسی (علیه السلام) ومریم (علیها السلام) از صفا ومعنویت وپاکی خاصی بر خوردار بود، از اینرو دوست داشت با یک خانواده پاک وخداپرست وصلت کند وبه توحیدیان بپیوندد، خداوند او را در این هدف کمک کرد واو را بطور عجیب (که در داستان ماجرای اسارت او وخریداری از جانب امام هادی (علیه السلام) برای امام عسکری (علیه السلام) در تاریخ آمده است) به خواسته وهدفش رسانید.
ملیکه یا نرجس خاتون به خانه امام حسن عسکری (علیه السلام) وارد شد، امام هادی (علیه السلام) به خواهرش حکیمه فرمود: او را به خانه ببر ودستورات اسلامی را به او بیاموز، او همسر فرزندم حسن (علیه السلام) ومادر مهدی آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) خواهد بود، آنگاه به نرجس رو کرده وفرمود:
مژده باد ترا به فرزندی که سراسر جهان را با نور حکومتش پر از عدالت ودادگری کند، پس از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد.
آری این چنین یک دختر پاک ودانا، آلودگی کاخ شاهان را رها کرد ودر خطّ جد مادریش «شمعون» قرار گرفت وسرانجام به سعادت عظمای همسری حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) در آمد ولیاقت پرافتخار مادری حضرت قائم (عج) را پیدا کرد.
او نامهای دیگر مانند ریحانه، صقیل وسوسن نیز دارد وخواهر امام هادی (علیه السلام) حکیمه او را به عنوان سیده (خانم) می خواند.
این بانوی با سعادت در سال ۲۶۱ هجری وبه روایتی قبل از شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) از دنیا رفت وقبر شریفش در سامرّا کنار قبر منوّر امام عسکری (علیه السلام) قرار گرفته است(۹).
امام قائم (عج) از همین خاندان پاک در شب جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در زمان حکومت معتمد عباسی در سامرّا متولد شد وهنگام شهادت پدر، پنج ساله بود(۱۰).
تولّد آنحضرت را جز عده ای خاص نمی دانستند وبرای نوع مردم مخفی بود، تا مبادا مورد گزند طاغوتیان غاصب وستمگر زمان قرار گیرد.
حکیمه خاتون عمه امام حسن عسکری (علیه السلام) گوید: روز پنجشنبه نیمه شعبان به منزل برادرم رفتم، هنگام مراجعت، امام عسکری (علیه السلام) فرمود: امشب را نزد ما باش، امشب فرزندی که خداوند زمین را به علم وایمان وهدایت او زنده گرداند متولّد می شود.
بالاخره ماندم صبح صادق حالت اضطراب در نرجس خاتون (علیها السلام) پدید آمد، او را در بر گرفتم، امام (علیه السلام) فرمود: سوره قدر را بر او بخوان، مشغول خواندن سوره قدر شدم شنیدم آن کودک در رحم مادر در خواندن سوره با من همراهی می کند در این موقع پرده ای بین من وآنها افکنده شد، دیگر نرجس را نمی دیدم، از آنجا سراسیمه دور شدم امام عسکری (علیه السلام) فرمود: برگرد، برگشتم در نرجس (علیها السلام) نوری مشاهده کردم که دیده ام را خیره کرد وامام زمان (علیه السلام) را دیدم رو به قبله به سجده افتاده سپس دستش را بلند کرد ومی گفت: گواهی می دهم به یکتائی خدا واینکه جدم، رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است، وپدرم امیر مؤمنان (علیه السلام)، وصی رسول خدا است، بعد یک یک امامان را شمرده تا به خود رسید.
او را به نزد پدر بردم، امام عسکری (علیه السلام) تا او را دید به دست گرفت وپس از خواندن آیاتی از قرآن وانجیل وتورات وزبور این آیه را تلاوت فرمود:
«ونُرِیدُ اَنْ نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً ونَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ - ونُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الاَرْضِ وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَ هُما مِنْهُمْ ماکانُوا یحْذَرُونَ؛
اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین، نعمت بخشیم وآنها را پیشوایان ووارثین روی زمین قرار دهیم، حکومتشان را پا برجا سازیم وبه فرعون وهامان ولشکریان آنها آنچه را بیم داشتند از این گروه نشان دهیم»(۱۱).
نمونه کامل وگسترده مفهوم آیه مذکور، ظهور حکومت حق وعدالت در تمام کره زمین بوسیله امام قائم (عج) است.
سخنی درباره نیمه شعبان
شیخ حرّعاملی (رحمه الله) از بزرگان اصحاب نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«شبی که حضرت قائم (عج) در آن متولّد شد، هیچ نوزادی در آن شب متولّد نمی شود مگر اینکه مؤمن خواهد شد، واگر در سرزمین کفر متولد گردد، خداوند او را به برکت امام مهدی (عج) به سوی ایمان منتقل می سازد»(۱۲).
در نیمه شعبان زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) وهمچنین زیارت امام زمان (علیه السلام) مستحب است، امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«شب نیمه شعبان بهترین شب بعد از شب قدر است وخواندن دو رکعت نماز در شب نیمه شعبان بعد از نماز عشاء مستحب است، در رکعت اول بعد از حمد، سوره کافرون ودر رکعت دوم بعد از حمد سوره توحید خوانده شود»(۱۳).
غسل وشب زنده داری وعبادت در این شب بخصوص فضائل بسیار دارد، این شب در نزد خدا چنین مقامی دارد که ولادت با سعادت امام زمان (علیه السلام) در سحرگاه این شب واقع شده وبر عظمت ورونق آن افزوده است.
ضمناً روایاتی آمده که نیمه شعبان همان شب قدر وتقسیم ارزاق وعمرها است، ودر بعضی از این روایات است شب نیمه شعبان شب امامان (علیهم السلام) است وشب قدر شب رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
از جمله فضائل این شب اینکه، از شبهای مخصوص زیارت امام حسین (علیه السلام) است که صدهزار پیامبر (صلواة اللّه علیهم) آن حضرت را در این شب زیارت می کنند.
از نمازهای مستحبی که در این شب وارد شده دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد صدبار سوره توحید خوانده می شود.
نقل شده: رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: شب نیمه شعبان در خواب دیدم جبرئیل بر من نازل شد وفرمود: ای محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) در چنین شبی خوابیده ای؟ گفتم: این شب چه شبی است؟
فرمود: شب نیمه شعبان است برخیز، مرا بلند کرد وبه بقیع برد، وسپس فرمود: سرت را بلند کن زیرا در این شبها درهای رحمت خدا در آسمان بروی بندگان باز است، همچنین درِ رضوان، درِ آمرزش، درِ فضل، درِ توبه، درِ نعمت، درِ جود وسخاوت، درِ احسان باز است، خداوند به عدد پشمها وموهای چرندگان در این شب گنهکاران را آزاد می کند، پایان عمرها در این شب، تعیین می گردد، رزق های یکسال در این شب تقسیم می شود وحوادث یکسال در این شب معین می گردد.
ای محمّد! کسی که این شب را با تکبیر وتسبیح وتهلیل ودعا ونماز وقرائت قرآن واطاعت وخضوع واستغفار بسر برد، بهشت منزل وسرای او است، وخداوند گناهان گذشته وآینده اش را می آمرزد... ای محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) این شب را احیاء دار وبه امت خود دستور بده آنها نیز این شب را احیاء بدارند، وبا عمل به سوی خدا تقرّب جویند، چرا که این شب شبی شریف است.
از اعمال این شب، خواندن دعای کمیل در سجده است روایت شده که کمیل گوید دیدم علی (علیه السلام) این دعا را در شب نیمه شعبان در سجده خواندند.
در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) در این شب بخصوص در صورت امکان در کنار قبرش، آمده هر که بشناسد امام حسین (علیه السلام) را وشهادت او وهدف شهادتش را که موجب نجات امت گردید ووسیله وراهگشائی برای رسیدن به فوز عظیم شد (خلاصه اینکه عبادتش در این شب از روی توجه وعلاقه ومعرفت خاص باشد) آنگونه خویشتن را در برابر خدا خاضع نماید که شایستگی آن را دارا می باشد ونیز از خدا خواسته های شرعیش را تقاضا کند(۱۴).
نام وکنیه امام زمان
امام زمان (علیه السلام) هنگام تولّد تا وقتی که پدرش به شهادت رسید (از سال ۲۵۵ تا سال ۲۶۰) مخفی بود وتنها خواص از اصحاب او را می دیدند ومسائل خود را از ایشان می پرسیدند، هنگام رحلت پدر، پنج سال داشت، سرانجام عواملی باعث شد که آنحضرت از نظرها غایب گردید ونخست غیبت صغری وسپس غیبت کبری به وجود آمد (که در این مورد، بعد سخن خواهیم گفت).
بهر حال: چنانکه در روایات آمده، محل زندگی امام زمان (علیه السلام) در دوران کودکی همچون محل زندگی حضرت موسی (علیه السلام) مخفی بود تا از گزند طاغوتیان محفوظ گردد(۱۵). در اینجا برای اینکه دورنمائی از دوران خفقان آنزمان را دریابیم شایسته است به داستان زیر توجّه فرمائید.
جعفر کذاب عموی امام زمان
گاه می شود بر اثر عواملی، از حضرت نوح (علیه السلام) پسری ناخلف بنام کنعان ویا از حضرت آدم (علیه السلام) پسری متمرّد بنام قابیل به وجود می آید.
حضرت امام هادی (علیه السلام) دارای ۵ فرزند بنامهای امام حسن (علیه السلام)، حسین، محمّد، جعفر، وعلّیه بود. در میان این فرزندان، جعفر، بسیار ناخلف بود که لقب کذّاب (دروغگو) را گرفت، امام هادی (علیه السلام) درباره او فرمود: از فرزندم جعفر دوری کنید، نسبت او به من همچون نسبت کنعان به نوح (علیه السلام) است، امام عسکری (علیه السلام) فرمود: مثل من وجعفر مانند هابیل وقابیل دو فرزند آدم (علیه السلام) است، اگر کشتن من برای جعفر ممکن بود، مرا می کشت، ولی خداوند جلو او را گرفت.
جعفر از افرادی بود که ادّعای امامت داشت وپس از رحلت پدر می گفت امام مردم من هستم نه برادرم، امام عسکری (علیه السلام)، حتی پس از رحلت پدر نزد خلیفه وقت رفت وگفت: بیست هزار اشرفی برای تو می فرستم واز شما خواهش دارم که فرمان دهی تا بر مسند امامت بنشینم واین مقام از برادرم سلب گردد.
خلیفه در جواب گفت: عجب آدم احمقی هستی اگر امامت در دست ما می بود آن را برای خود قرار می دادیم اگر امام شناسان وشیعیان آنچه از برادرت وپدرت از معجزات و... دیدند از تو ببینند تو را امام خود می دانند، دیگر نیازی به کمک ما نداری وگرنه هرگز به تو ایمان نخواهند آورد.
کارشکنی های او در عصر امامت برادرش امام عسکری (علیه السلام) بجائی نرسید ولی پس از شهادت برادرش دوباره شروع به ادعا کرد واعلام داشت که امام بعد از برادرم من هستم.
امام عسکری (علیه السلام) برای اینکه امر بر مردم اشتباه نشود وامامت امام مهدی (عج) را از کارشکنی های جعفر، حفظ کند، در آخرین لحظات عمر، یکی از اصحاب بنام (ابوالادیان) را بحضور طلبید وبه او فرمود:
«چند نامه هست اینها را به مدائن می بری وبه فلان وفلان کس می رسانی وجواب نامه ها را می گیری، روز ۱۵ به سامرّاه می آئی، صدای گریه از خانه من خواهی شنید مطّلع می شوی که من از دنیا رفته ام».
ابوالادیان: فدایت شوم، معلوم است که سخن شما راست ودرست است، وهمین طور که می فرمائی خواهد شد ولی سؤالی دارم وآن اینکه پس از شما امام کیست؟
امام عسکری (علیه السلام): «امام کسی است که جواب نامه ها را از تو مطالبه کند».
ابوالادیان: علامت دیگر امام پس از شما چیست؟
امام عسکری (علیه السلام): «امام کسی است که بر جنازه من نماز بخواند».
ابوالادیان می گوید: علامت دیگر چیست؟
امام عسکری (علیه السلام) فرمود: «امام کسی است که از میان همیانهای طلا خبر دهد».
ابوالادیان می گوید: ابّهت امام عسکری (علیه السلام) مرا گرفت، دیگر نپرسیدم که منظور چه همیانی است، برخاستم خدا حافظی کردم نامه را گرفتم بسوی مدائن رهسپار شدم، نامه ها را به صاحبانشان دادم وجواب نامه ها را گرفتم وبه سامره برگشتم همین که وارد خانه امام حسن (علیه السلام) شدم صدای گریه شنیدم فهمیدم که امام عسکری (علیه السلام) دار دنیا را وداع کرده است ولی دیدم گروهی دور جعفر کذّاب را گرفته اند وبه او به عنوان امام تهنیت می گویند وبعضی به او تسلیت می گفتند.
در این میان کسی آمد وبه جعفر گفت: جنازه برادرت را غسل داده اند، بفرمائید بر آن جنازه نماز بخوانید دیدم جعفر برخاست وهمراه گروهی برای انجام نماز رهسپار شد، با خود گفتم: عجبا! اگر امام مردم، بی دین بشود، معلوم می شود که همواره دین از اول سست بوده است، چون من جعفر کذّاب را می شناختم که همواره با ساز وآواز وشرابخواری سروکار داشت، من هم دنبال جعفر براه افتادم تا ببینم جریان به کجا منتهی می شود.
کنار جنازه امام عسکری (علیه السلام) رسیدیم جعفر پیش ایستاده وهمراهان پشت سرش، گفتم دیگر کار از کار گذشت، ناگهان پرده سفیدی که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم کودکی نورانی پیدا شد، ردای جعفر را گرفت وفرمود: ای عمو! پس برو، من سزاوارترم که بر جنازه پدرم نماز بخوانم، جعفر مانند نقش بردیوار هیچ نتوانست بگوید وکنار رفت.
آن کودک مشغول نماز شد وپس از نماز همین که خواست برود به من رسید وفرمود: جواب نامه ها را به من بده، نامه ها را به او دادم، رفت به حجره، با خود گفتم حمد وسپاس خدا را که دو علامت از علاماتی که امام عسکری (علیه السلام) به من فرموده بود ظاهر شد، نزد جعفر آمدم وگفتم این طفل که بود؟
گفت: من اصلاً چنین کودکی را ندیده ام ونمی شناسم.
مسافران قمی وجعفر کذاب
روز بعد دیدم گروهی از اهل قم آمده بودند به زیارت امام عسکری (علیه السلام) نائل شوند، مطّلع شدند که حضرت از دنیا رفته است، پرسیدند: امروز امام وحجّت خدا کیست؟
گروهی جعفر کذّاب را نشان دادند، اهل قم نزد جعفر آمده وسلام کردند وگفتند: پول زیادی که مخصوص امام (علیه السلام) است برای شما آورده ایم، دستور داد پولها را بگیرند.
گفتند: ما هر وقت خدمت امام عسکری (علیه السلام) می رسیدیم وپولی نقد می آوردیم نام صاحبان پول را حضرت می بردند وحدود مبلغ را از درهم ودینار می فرمود، شما هم اگر امام هستید وجانشین برادر خود می باشید مبلغ وعدد واسم صاحبان پول را بگوئید.
جعفر گفت: مردم از من علم غیب می خواهند، مگر برادرم علم غیب داشت؟
اهل قم گفتند: در چنین صورت ما پول را نخواهیم داد.
دستور دستگیری امام زمان
جعفر دید با این وضع به هدف شوم خود نمی رسد، نزد معتمد عباسی خلیفه وقت رفت وگزارش داد که برادرم امام عسکری (علیه السلام) پسری دارد واو بر جنازه پدرش نماز خواند امام عسکری (علیه السلام) برای حفظ فرزندش حضرت حجّت (عج) از دشمنان، تولد او را به کسی نفرموده بود. خلیفه، صد مأمور به فرماندهی شخصی بنام «رشیق» به خانه امام عسکری (علیه السلام) فرستاد وبه او دستور اکید داد که برو بخانه امام عسکری (علیه السلام) همه حجره ها را جستجو کن، بی آنکه اجازه بگیری وارد خانه شو.
رشیق با مأمورین به خانه امام عسکری (علیه السلام) آمدند وهمه حجره ها را گشتند تا به آن حجره که در آن، پرده سفید آویزان بود رسیدند، پرده را بلند کردند دریائی آنجا دیدند که در وسط آن، کودکی سجّاده انداخته ونماز می خواند، رشیق بیکی از مأمورانش دستور داد که برو، وآن کودک را بگیر. آن مأمور تا به سراغ کودک آمد در میان آب غرق شد.
رشیق به دیگری دستور داد، دیگری وقتی خواست به طرف کودک رود در آب غرق شده با فریاد بلند تقاضای کمک کرد، او را نجات دادند، حضرت با کمال وقار نماز را تمام کرد وسپس در پیش روی مأموران از حجره بیرون آمد. مأموران گویا چوب خشکی شده بودند. اصلا نتوانستند کوچکترین آسیبی به کودک که حضرت حجّت (عج) بود برسانند.
همین موقع بود که حضرت مهدی (علیه السلام) غایب شد وغیبت صغری به وقوع پیوست(۱۶).
مشخصات امام زمان
بهرحال امام زمان (علیه السلام) در زمان پدر که ۵ ساله بود (از سال ۲۵۵ تا ۲۶۰، سال شهادت پدر) نزد پدر بود، ولی در مخفیگاه بسر می برد، بسیاری از اصحاب ائمّه (علیهم السلام) وعلما وفقهای اعلام اسلام، وی را زیارت کرده اند، حتی بسیاری از نوابغ وعلمای بزرگ چین وبخارا وسمرقند وهندوسند واندلس واروپا به سامرّاه سفر کرده وتوسط امام عسکری (علیه السلام) با امام زمان (علیه السلام) ملاقات کرده ومسائل خود را از وی پرسیده اند، ونشان سوغات وهدایای صاحبانش را از او خواسته اند، او به یک یک آنها پاسخ صحیح داده است. (چنانکه این مطلب در جلد ۵۲ و۵۳ بحار بطور مفصّل آمده است).
برای اینکه بیشتر با این عزیز که پرده های غفلت وگناه، ما را از دیدارش محروم ساخته آشنا شوید به این حدیث توجه کنید: پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«اَلْمَهْدِی مِنْ وُلْدِی اَرْبَعِینَ سَنَةً کَانَ وَجْهُهُ کَوْکَبٌ دُرِّی فِی خَدِّهِ الاَیمَنِ خالٌ اَسْوَدٌ عَلَیهِ عَبَائَتانِ قُطْوانِیتانِ، کَاَنَّهُ مِنْ رِجالِ بَنِی اِسْرائِیلِ یسْتَخْرِجُ الْکُنُوزَ وَیفْتَحُ مَدَائِنَ الشِّرْکِ؛
مهدی (عج) از فرزندان من دارای چهل سال است (یعنی هنگام خروج همچون مرد چهل ساله است) صورتش همچون ستاره درخشان است، در گونه راستش خال سیاهی است ودو عبای قطوانی بردوش دارد، قیافه اش همانند مردان بنی اسرائیل (زمان حضرت موسی (علیه السلام)) است گنجها را استخراج کند، کشورهای شرک را فتح کرده وتحت رهبری خود در می آورد»(۱۷).
از خصوصیات امام قائم (عج) اینکه آن حضرت از ناحیه پدر از نسل امام حسین (علیه السلام) است، از ناحیه مادر از نسل امام حسن (علیه السلام) است، از این رو که مادر امام باقر (علیه السلام) از فرزندان امام حسن (علیه السلام) است(۱۸).
از ویژگیهای او اینکه پس از ظهور، حضرت عیسی (علیه السلام) از آسمان آمده وپشت سر او نماز بجا می آورد(۱۹).
ودیگر اینکه در آخر عمر امام قائم (که رجعت امامان به وجود می آید) پس از آنکه حضرت قائم (عج) از دنیا رحلت کرد، امام حسین (علیه السلام) بدن او را غسل می دهد(۲۰).
ودیگر اینکه امام عصر (عج) شبیه یوسف (علیه السلام) وعیسی (علیه السلام) وموسی (علیه السلام) ومحمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) است(۲۱).
این هم در جای خود بسیار جالب است که بزرگترین چهره انقلابی تاریخ، حضرت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام) در غسل وکفن ودفن مصلح بزرگ جهان حضور یابد.
بهر حال مردم باید در هر زمان، امام زمان (علیه السلام) خود را بشناسند وهر زمانی دارای امام است (واین کتاب برای همین منظور نگاشته شده) در زمان ائمّه (علیهم السلام) یاران امامان در این جهت خیلی کوشا بودند که امام حق را بشناسند، اکنون به روایت زیر توجه کنید:
محمّد بن عثمان(۲۲) گوید: از پدرم شنیدم گفت: از امام عسکری (علیه السلام) این سؤال شد ومن در حضورش بودم، سؤال این بود:
«این مطلب که از پدران شما نقل شده: هیچگاه زمین از حجّت خدا خالی نمی ماند واگر کسی بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است(۲۳) آیا حق است؟»
امام حسن (علیه السلام) فرمود:
آری این مطلب حق است همچنانکه روز حق است، شخصی پرسید: بعد از شما امام مردم کیست؟
فرمود: پسرم محمّد، امام وحجّت بعد از من است کسی که بمیرد واو را نشناسد بمرگ زمان جاهلیت مرده است، ولی برای او غیبتی هست که نادانان در این مورد حیران گردند ومنحرفان هلاک شوند، وکسانی که وقت ظهورش را تعیین کنند او را تکذیب نمایند، سپس ظهور می کنند گویا می بینم طوقهای سفیدی را که بر بالای سر او در نجف وکوفه در حرکت است(۲۴). ودر پرچم ارتش آنحضرت نوشته شده:
«اَلْبَیعَةُ لِلّهِ؛
بیعت مخصوص خداست»(۲۵).
از ویژگیهای آن بزرگوار اینکه: پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«مهدی طاووس اهل بهشت است».
ودر عبارت دیگر فرمود:
«چهره مهدی (عج) از فرزندانم همچون ماه تابان است، رنگ چهره اش عربی است وبدنش همانند جسم مردان بنی اسرائیل (بلندقد) است، زمین را همانگونه که پر از ظلم وجور شده، پر از عدل وداد می کند، اهل آسمانها وزمین وپرندگان در هوا از حکومتش راضی هستند، بیست سال حکومت می کنند»(۲۶).
روزی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به دختر گرامیش فاطمه (علیها السلام) رو کرد وبه این شخصیتها افتخار کرده وفرمود: «بهترین پیامبران پدرت است، واز ما است بهترین اوصیاء که شوهرت علی (علیه السلام) است واز ما است بهترین شهدا که عموی من حمزه است، از ماست آنکس که دو پر دارد وبا آن دو پر در بهشت هرجا بخواهد بپرواز در می آید، واو پسر عموی پدرت جعفر است، از ماست دو سبط این امت، دو آقای جوانان اهل بهشت، حسن (علیه السلام) وحسین (علیه السلام) واین دو فرزندان تو هستند واز ما است مهدی (عج) واو از فرزندان تو است»(۲۷).
امام سجّاد (علیه السلام) فرمود:
«قائم ما دارای نشانه هایی از شش پیامبر است:
۱ - نشانه ای از نوح (علیه السلام).
۲ - نشانه ای از ابراهیم (علیه السلام).
۳ - نشانه ای از عیسی (علیه السلام).
۴ - نشانه ای از موسی (علیه السلام).
۵ - نشانه ای از ایوب (علیه السلام).
۶ - نشانه ای از محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم).
امّا نشانه اش از نوح (علیه السلام) طول عمر است، امّا نشانه اش از ابراهیم (علیه السلام) مخفی بودن محل ولادتش است، امّا نشانه اش از موسی (علیه السلام) ترس از دشمن وغیبت است (که موسی (علیه السلام) از ترس فرعونیان از مصر به مدین رفت ومدتی مخفی بود) امّا نشانه اش از عیسی (علیه السلام) اختلاف رأی مردم درباره اش، واعتزال او از مردم است، امّا نشانه اش از ایوب (علیه السلام) گشایش وپیروزی پس از بلیات وگرفتاری است، امّا نشانه اش از محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) قیام به شمشیر است»(۲۸).
ودر بعضی روایات، نشانه ای از حضرت یوسف (علیه السلام) نیز ذکر شده وآن زندان است(۲۹) (شاید منظور دوری او از دوستانش که به منزله زندانی بودن او است).
از ویژگیهای امام قائم (عج) اینکه: امام حسین (علیه السلام) فرمود:
«او از نظرها پنهان است تا کسی او را به بیعت خود نخواند، واو زیر پرچم هیچ رهبر ناشایستی نرود»(۳۰).
شوکت وقدرت فوق العاده امام زمان
حضرت رضا (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:
«قائم (علیه السلام) کسی است که هرگاه خروج کند، در سن پیری است امّا سیمای جوان دارد، وآنچنان قدرت جسمی دارد که اگر دستش را به بزرگترین درخت روی زمین بیاندازد، می تواند آن را از ریشه برکند، واگر در میان کوهها صدایش را بلند کند سنگهای کوهها قطعه قطعه گردند، عصای موسی (علیه السلام) وانگشتر سلیمان (علیه السلام) همراه اوست»(۳۱).
از ویژگیهای حضرت قائم
اینکه:
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است که خدا آنها را دوست دارد ومرا به دوستی با آنها فرمان داده است:
۱ - علی بن ابیطالب (علیه السلام) ۲ - حسن (علیه السلام) ۳ - حسین (علیه السلام) ۴ - مهدی (عج) که پشت سر مهدی (عج) حضرت عیسی (علیه السلام) نماز می خواند»(۳۲).
ودر روایت دیگر فرمود: «ما خاندان عبدالمطّلب سادات وبزرگان بهشت هستیم، من وبرادرم علی (علیه السلام) وعمویم حمزه (علیه السلام) وجعفر وحسن وحسین ومهدی (علیهم السلام)»(۳۳).
شمائل حضرت مهدی
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«مهدی از ما خاندان است، بلند پیشانی وبر آمده بینی است (که وسط بینی اش برآمدگی دارد)(۳۴).
ونقل شده: روزی حضرت علی (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) نگاه کرد وفرمود:
این پسرم آقا است چنانکه رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) او را آقا خواند، وبزودی خداوند در صلب او مردی ظاهر سازد که همنام پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) شماست، ودر صورت وسیرت شبیه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است، وقتی که مردم در غفلت بسر می برند وحق زیر پا قرار گرفته ومرده شده وظلم وجور آشکار گشته، خروج می نماید، سوگند به خدا اگر خروج وقیام نکند، گردنش را می زنند، اهل آسمان وساکنان آن از خروجش شاد می شوند، بلند پیشانی وبرآمده بینی، سطبر شکم، لاغرران ودر ران راستش، خالی هست، گشاده دندان می باشد، زمین را همچون که پر از ظلم وجور شده پر از عدل وداد کند»(۳۵).
از خصائص امام مهدی (عج) اینکه: حکومتش سراسر جهان را می گیرد، در این مورد مفسّر معروف اهل تسنّن قرطبی روایت می کند که جمیع کسانی که جهانگیر شدند چهارنفرند که دو نفرشان کافر بودند، یعنی نمرود وبخت النّصر ودو نفرشان مؤمن بودند یعنی: ذوالقرنین وسلیمان بن داود (علیهما السلام) وبزودی از امّت اسلام پنجمین نفر حاکم سراسر زمین می شود واو مهدی (عج) است(۳۶).
جابر جعفی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم می فرمود:
«روزی عمر بن خطاب از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) توضیح خواست.
علی (علیه السلام) فرمود: امّا نامش، حبیبم رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با من عهد کرده که نامش را نبرم تا خداوند او را مبعوث کند، امّا سیمایش، او جوان نه بلند قد ونه کوتاه قد، خوش صورت است، مویش زیبا است، واز سرش به شانه اش ریخته، نور صورتش سیاهی موی سر وصورتش را تحت الشّعاع قرار داده است».
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«مهدی (عج) خروج نمی کند مگر در سالهای طاق مانند ۱ - ۳ - ۵ - ۷ - ۹»(۳۷).

فصل دوم: غیبت صغری وغیبت کبری

دوران زندگی امام زمان (علیه السلام) را می توان به سه دوره تقسیم کرد:
۱ - دوره کودکی (از سال ۲۵۵ تا سال ۲۶۰).
۲ - دوره غیبت صغری (از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹).
۳ - دوره غیبت کبری (از سال ۳۲۹ هجری قمری شروع می شود تا وقتی که فرمان ونهضت جهانی آن حضرت از طرف خداوند متعال صادر گردد).
اخبار وروایات در این مورد بسیار است که برای آنحضرت دو غیبت خواهد بود، یکی کوتاه، دوّمی طولانی در غیبت صغری (کوتاه) خواص شیعه ونُوّاب خاص آن حضرت با او تماس داشته اند، ولی در غیبت طولانی او، توده مردم از اقامتگاه او بی خبرند جز دوستان مورد اعتماد که متصدی خدمتگذاری از اقامتگاه او می باشند، وطبق روایتی همواره سی تن از شیعیان ونزدیکان در حضور آن حضرت هستند که هرگاه عمر یکی از آنها بسر آمد یکی دیگر بجای او تعیین می شود(۳۸).
وبه گفته صاحب مستدرک، مرحوم نوری (رحمه الله) اگر تقدیر نباشد که این سی نفر مانند خود امام زمان (علیه السلام) عمر طولانی داشته باشند در هر قرنی ۳۰ نفر از مؤمنین پرهیزکار وبسیار سعادتمند، به سعادت خدمتگذاری ومصاحبت آن حضرت نائل می شوند(۳۹).
به هر حال این افراد همان اوتادند که در محضر آن حضرت به سر می برند، اکنون درباره غیبت صغری وکبری به شرح کوتاهی می پردازیم.
چگونگی غیبت صغری ونواب چهارگانه
وضع زمان وعدم پذیرش مردم باعث شد که امام زمان (علیه السلام) از نظرها پنهان گردد، این پنهانی که از آن به عنوان غیبت، یاد می شود تا وقتی که مردم آماده شدند وشرایط ظهور مهیا گردید ادامه دارد.
ولی طبیعی است که وقتی امام مردم غایب شد، مردم را به حال خود نمی گذارد، بلکه افرادی مخصوص را بین خود ومردم واسطه قرار می دهد، وظیفه مردم هم این است که با کنجکاوی دقیق این افراد را بشناسند وتکلیف خود را از آنها بگیرند.
برهمین اساس پس از آنکه امام زمان (علیه السلام) در سال ۲۶۰ هنگام رحلت پدر بزرگوارشان، از نظرها پنهان شدند (وغیبت صغری به وجود آمد) تا نیمه شعبان سال ۳۲۹ چهار نفر از علماء وفقهاء ربّانی به ترتیب زیر از جانب آنحضرت تعیین شده وواسطه بین آنحضرت ومردم شدند:
۱ - عثمان بن سعید (رحمه الله) که در سال ۳۰۰ هجری وفات کرد.
۲ - محمد بن عثمان (رحمه الله) که ۵ سال عهده دار نیابت خاص بود ودر سال ۳۰۵ در گذشت.
۳ - حسین بن روح (رحمه الله) که در شعبان سال ۳۲۶ وفات کرد.
۴ - علی بن محمد سِیمُری (رحمه الله) که در نیمه شعبان سال ۳۲۹ از دنیا رفت، وامام به او دستور داد که دیگر کسی را جانشین خود نکند.
از این وقت به بعد دوران غیبت کبری (طولانی) آغاز شد (دستور وتوقیع امام (عج) به چهارمین نائبش در کتاب اعلام الوری صفحه ۴۱۷ و... آمده است).
غیبت کبری که از نیمه شعبان سال ۳۲۹ شروع شد تا هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ادامه دارد(۴۰).
اینک باید پرسید که شیعیان در این زمان به چه کسی مراجعه کنند ووظائف دینی خود را از چه کسی بپرسند وبه آن عمل کنند؟
پاسخ آنکه:
خوشبختانه امام قائم (عج) در این مورد نیز راهنمایی فرموده وپیروانش را سرگردان نگذاشته است، در این مورد مردم را به اطاعت از ولی فقیه فرا خوانده است اینجا است که مسئله معروف «ولایت فقیه» پیش می آید ودرباره آن اکنون اندکی توضیح می دهیم.
شرح کوتاهی درباره ولایت فقیه
ولایت یعنی رهبری وحکومت، فقیه یعنی کسی که دارای شرایط استنباط احکام از ادلّه اسلامی باشد، به علاوه عادل وپرهیزکار نیز باشد.
بنابر این ولی فقیه یعنی مرجع تقلیدی که شایستگی نیابت عام امام زمان (علیه السلام) را دارد، چنین فردی می تواند به جانشینی از امام زمان (علیه السلام) زمام امور مردم را بدست گیرد، البتّه عقل وحتی آیات وروایات هم بیانگر این است که در میان افراد، اعلم موجودین تقدّم دارند.
درباره اصل ولایت فقیه دلائل فراوان داریم از جمله در روایت آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) سه بار فرمود:
«خدایا جانشینان مرا مورد رحمتت قرار ده، شخصی پرسید جانشینان شما کیانند؟
فرمود: آنانکه پس از من می آیند، گفتار وسنّت (روش وسیره) مرا نقل می کنند وپس از من آن را به مردم می آموزند».
اسحاق بن یعقوب (رحمه الله) گوید از عثمان بن سعید (رحمه الله) اوّلین نائب خاص امام زمان (علیه السلام) خواستم نامه ای به امام عصر (عج) برساند.
ودر ضمن نامه پرسیدم در زمان غیبت به چه کسی مراجعه کنیم؟
امام (عج) با خط خودشان در پاسخ چنین مرقوم فرمود:
«... واَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعُوا فِیها اِلی رُواةِ اَحادِیثِنا، فَاِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیکُمْ واَنَا حُجَةُ اللّهِ؛
... در حوادث به راویان احادیث ما مراجعه کنید که آنها حجّت من بر شما هستند ومن حجّت خدا هستم برشما»(۴۱).
البتّه دلائل ولایت فقیه بسیار زیاد است در این باره به کتاب شریف ولایت فقیه امام خمینی (رحمه الله) مراجعه کنید.
در احتجاج طبرسی آمده: امام عسکری (علیه السلام) در ضمن حدیث طولانی فرمود:
«فَاَمّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ، حافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لأمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یقَلِّدُوهُ، وذلِکَ لایکُونُ اِلاّ بَعْضَ فُقَهاءِ الشِیعَةِ لا جَمِیعَهُمْ؛
هر کدام از فقهاء که نگهدارنده نفس خود از انحرافات وصبر انقلابی دارند وحافظ دین خود ومخالف هوی وهوس خود ومطیع فرمان خدایش باشد، بر عوام است که از وی تقلید کنند وچنین صفاتی را بعضی از فقهای شیعه دارند، نه همه آنها»(۴۲).
با توجّه به واژه «تقلید» که به معنی پیروی است، می فهمیم که امور مردم در زمان غیبت به فقهاء ربّانی سپرده شده وآنها ولایت بر مردم دارند.
این حدیث، شرایط یک فقیه را که می تواند جانشین امام زمان (علیه السلام) باشد بیان می کند.
از آنجا که توضیح این روایت خود کتاب مفصّلی می خواهد بطور خلاصه باید حکومتش بر مردم همانند حکومت امام علی (علیه السلام) باشد، آنجا که برادرش عقیل، که از گرسنگی رنگ بچه های او پریده شده ومطالبه کمک اضافی از بیت المال می کند، آهن سرخ گداخته در دستش می گذارد(۴۳).
وآنجا که با خبر می شود خلخال یک زن یهودی به دست دشمن از پایش در آمده سخت عصبانی می شود(۴۴).
وآنجا که می بیند کارگزارانش به بیت المال تجاوز کرده اند وبنفع خویشاوندان برداشت کرده اند هر چند پسر عموی آنحضرت باشد نامه ای آتشین می نویسد وبه او اعتراض می کند واز کار برکنارش می سازد ومی نویسد: «این تبعیض را از دو فرزندم حسن وحسین (علیهما السلام) هم نمی پذیرم»(۴۵).
وآنجا که می بیند فرماندارش به میهمانی پولداری رفته فریادش به اعتراض بلند می گردد(۴۶).
نامه های آنحضرت، (که در نهج البلاغه آمده) به استانداران وبخشداران وفرماندارانش گویای این گونه حقائقی است که نائب برحق امام زمان (علیه السلام) رعایت می کند.
بنابراین ولایت فقیه همان دنباله امامت است. یعنی مجتهد اعلم به نیابت عام از امام زمان (علیه السلام) امور رهبری امّت را بدست می گیرد.
توضیح چند اشکال
آنانکه از اسلام دل خوشی نداشتند وندارند، وآنها که حسن نیت دارند ولی شناخت ندارند، شروع به ایراد تراشی به این مسئله - که دنباله مسأله امامت است - کرده اند. بیشتر این ایرادات بی اساس، از آنان است که از اسلام می ترسند، یعنی با تشکیل حکومت اسلامی، منافع خود را در خطر می بینند.
وقتی که این ایرادات را بررسی می کنیم می بینیم برگشت همه آنها به این چهار ایراد است:
۱ - ولایت فقیه یک نوع حکومت روحانیت وانحصار طلبی است.
۲ - ولایت فقیه موجب استبداد ودیکتاتوری است.
۳ - ولایت فقیه با حاکمیت ملّی سازگار نیست.
۴ - ولایت فقیه موجب تعدّد مراکز قدرت وتصمیم گیری می شود.
پاسخ این ایرادات بطور فشرده
در مورد اشکال اوّل:
اوّلاً ما مدعی نیستیم که «ولی فقیه» کلیه امور را باید در دست داشته باشد ولذا در قانون اساسی مصوّب امام وامّت بخصوص در اصل ۱۱۰ اختیارات ولی فقیه را بطور فشرده بیان داشته است.
ما نمی گوئیم ولی فقیه کلیه زمام امور قانون گذاری وقدرت اجرائی را بدست می گیرد، تا گفته شود این یکنوع حکومت روحانیت وانحصار طلبی است بلکه ضمن آنکه می بایست کلیه مناصب برای مشروع بودنش با اجازه یک حاکم شرع مطلق باشد، ولایت فقیه از هرگونه انحراف فکری ومکتبی وانحراف در مسیر اجراء وپیاده نمودن احکام جلوگیری می نماید.
با توجّه به اینکه در هر کاری باید به متخصّص مراجعه کرد وبا توجّه به اینکه لباس وروحانی بودن دلیل آن نمی شود که در موارد حق از او پیروی نکنیم، ما باید پیرو حق باشیم هر چند این حق از جانب روحانیت باشد. به اضافه اینکه باید به شرایط ولایت فقیه که در چه کسی هست توجه کرد نه به لباس او.
در مورد اشکال دوم:
«ولی فقیه» خودش غیر از اسلام، نظری ندارد، تا او را به استبداد رأی متّهم کنیم، صفت آگاه «تخصّص» وعادل (درستکار) حاکی است که او در حفظ اسلام قدم بر می دارد، بنابراین اگر از این خط منحرف شد، خودبخود از این مقام بر کنار خواهد شد (با توجّه به اینکه ملّت مسلمان خواهان اجرای اسلام هستند نه غیر اسلام).
در مورد اشکال سوم:
وقتی ملّت، مسلمان بودند، ودر نهاد انقلابشان تشکیل حکومت اسلامی می جوشید، وبه عبارت دیگر انقلابشان، انقلاب نان وآب ومسکن نبود بلکه انقلاب مکتبی بود (که البتّه در پرتو این مکتب نان وآب ومسکن نیز هست) معنای آن این است که ملّت، حکومت اسلامی را با آنچه که در آن است می خواهند، وروشن است که از مهمترین مقرّرات اسلام، مسئله امامت وولایت فقیه است، پس به اراده ملّت کاملاً توجّه شده است، وانگهی وقتی که اکثریت ملّت قانون اساسی را که در آن اصل ولایت فقیه آمده تصویب کردند، آیا معنای این مطلب این نیست که به آراء ملّت احترام شده است؟ با توجّه به اینکه در مورد قانون اساسی کاملاً به آراء ملّت احترام وتکیه شده است وتشکیل مجلس شورای اسلامی نیز مؤید این مطلب است.
از طرفی اکثریت عملاً به دنبال «ولایت فقیه» هستند، بنابر این در کجای ولایت فقیه ضدیتی با حاکمیت ملّت دیده می شود؟!
در مورد اشکال چهارم:
وقتی که حکومت اسلامی واعضای حکومت اسلامی براساس یک قانون اساسی، زیر نظر یک رهبر «که ولی فقیه است» باشد همه ارگانها در یک مسیر گام بر می دارند، دیگر تعدّد مراکز قدرت لازم نمی آید.
ما اقرار می کنیم که در آغاز پیروزی انقلاب در بعضی از موارد بر اثر عواملی این اشکال وجود داشت، علّت این بود که هنوز آن هماهنگی اسلامی وهدف از حکومت اسلامی در میان نبود. ولی پس از تحقّق حکومت اسلام تحت نظارت ورهبری وولایت فقیه، حتماً قدرتها وتصمیمها به یک مرکز برگشته واین اشکال برطرف خواهد شد.
در اینجا اضافه می کنم: چنین نیست که عدّه مخصوصی حکومت را بدست گرفته باشند بلکه همه مردم مسلمان حکومت را بدست گرفته اند، نهایت اینکه نماینده های آنها یعنی افراد مورد قبول اکثریت با همکاری ملّت دست اندر کار شده اند، اگر یک اتومبیل را در نظر بگیریم، این اتومبیل دارای دهها وصدها اعضا است که هر کدام در ساختمان وحرکت آن نقشی دارند، ولایت فقیه، هم نقش دنده عوض کردن وهم نقش ترمز را دارد، تا هم آن را به حرکت در آورد وبه مقصد برساند وهم هنگام خطر با نگهداری آن، خطرات را دفع ورفع نماید (البتّه از ذکر این مثال پوزش می طلبم)
لازم به تذکّر است که مسأله امامت ودنبال آن ولایت فقیه در بینش تشیع از اصول وارکان دین است، ودر اصول دین هر کس خودش باید دلیل وشناخت داشته باشد وتقلید روا نیست.
در اینجا این سخن را نیز اضافه می کنیم که به حکم آیات وروایات از جمله:
«یا داوُدُ اِنّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الاَرْضِ فَاحْکُمْ بَینَ النّاسِ بِالْحَقِّ وَلاتَتَّبِعِ الْهَوی؛
ای داود ما تو را خلیفه خود در زمین قرار دادیم، بنابر این بین مردم به حق حکومت وقضاوت کن واز هوی وهوس پیروی مکن»(۴۷).
ولایت فقیه که دنباله روی از پیامبران وامامان (سلام اللّه علیهم اجمعین) است، مبانی آن بر اساس اصالت جامعه یا اصالت فرد ویا اصالت انسان نیست، بلکه مبانی آن براساس اصالت «اللّه» است که امروز به صورت اسلام وقوانین اسلام متبلور شده است، او تنها از اسلام می گوید وبر اسلام تکیه دارد ومجری اسلام است، با توجه به اینکه با اجرای اسلام نیازهای فردی وجامعه وانسانها تأمین شده وهمه را به سوی کمال وسعادت همه جانبه رهنمون می سازد.
آیا قیام قبل از ظهور مهدی روا است؟
در ضمن بررسی روایات مربوط به حضرت مهدی (علیه السلام) آمده که امام صادق (علیه السلام) به مفضّل (رحمه الله) فرمود:
«هر بیعت، قبل از ظهور مهدی (علیه السلام)، کفر، نفاق وتزویر است ولعنت بر بیعت شونده وبیعت کننده»(۴۸).
واز امام حسین (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«هر پرچم (برافراشته از رهبری) قبل از قیام مهدی (علیه السلام) طاغوت است».
وبفرموده امام باقر (علیه السلام):
«صاحب آن پرچم طاغوت است»(۴۹).
آیا اگر «ولی فقیه» در زمان غیبت، زمام رهبری را بدست گیرد مشمول این گونه روایات نیست؟!
پاسخ:

این روایات مربوط به آن رهبرانی است که مستقلاًّ رهبری امور را بدست می گیرند، ولی در ولایت فقیه، استقلال نیست، بلکه نیابت به اذن عام حضرت مهدی (عج) است، چنانکه خود دلائل ولایت فقیه این مطلب را ثابت می کند، ودر حقیقت این پرچم وبیعت، به عنوان نیابت وزمینه سازی برای ظهور آنحضرت می باشد، وآن حضرت وامامان (علیهم السلام) دیگر هم چنین اجازه بلکه چنین تکلیف را به مردان فقیه شایسته داده اند.

فصل سوّم: پاسخ به بیست وهفت سؤال

۱ - آیا عقیده به ظهور مصلح جهانی مخصوص شیعیان است؟
می پرسند: آیا عقیده به ظهور حضرت مهدی (عج) در آخرالزّمان مخصوص شیعه است یا ادیان دیگر نیز به آن معتقدند؟
پاسخ:
این عقیده حتی در کتب زرتشتیان، هندویان وتورات وانجیل ودر میان مصریها وچینیها وحتی در میان غربیها وجود دارد ودر منابع اهل تسنّن، روایات متواتر وبسیار زیاد آمده است، به عنوان نمونه به کتابهای:
۱ - نورالابصار صفحه ۱۵۷.
۲ - التّاج الجامع الاصول (تألیف شیخ منصور علی ناسف).
۳ - کتاب صواعق المحرقه.
۴ - کتاب منتخب الاثر (تألیف آیة اللّه صافی).
۵ - اثباة الهداة، ج ۷، از صفحه ۱۷۹ به بعد.
۶ - المجالس السنیه نوشته سید محسن جبل عاملی (ره) جلد ۵ صفحه ۷۱۳ تا ۷۴۳ مراجعه فرمائید.
۲ - فایده غیبت طولانی چیست؟
در پاسخ این سؤال عالم بزرگوار تشیع سید مرتضی (رحمه الله) گوید: «وقتی که از راه عقل ونقل، صحت امامت امام قائم (عج) ثابت شد، اگر فلسفه غیبت را ندانیم چه مانعی دارد، چنانکه فلسفه بسیاری از احکام بر ما پوشیده است» (تلخیص از کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۶۲).
می پرسند:
غیبت طولانی امام مهدی (عج) وعدم دسترسی ما به او، چه سودی دارد؟
پاسخ:
امام قائم (عج) بخاطر عدم پذیرش جامعه، از نظرها پنهان است، او همچون امامان معصوم (علیهم السلام) دیگر اگر آشکار بود، مردم همان که با آن امامان کردند با او می کردند، امّا او غائب است تا مردم آمادگی پذیرش او را در طول زمان وبا برنامه ریزیهای دراز مدّت وتکامل معنوی ومادّی پیدا کنند.
غیبت او چنانکه در روایات آمده همچون پنهان شدن خورشید پشت ابرها است، گرچه ابرها از تابش مستقیم خورشید ممانعت می کنند، ولی هرگز نمی توانند تابش خورشید را بطور کلی محو سازند.
غیبت امام قائم (عج) دهها فایده دارد که در اینجا به طور اختصار به چند فایده آن اشاره می کنیم.
۱ - غیبت او به پیروانش امید می بخشد وآنها را دلگرم می کند که دارای چنین رهبری هستند، با توجّه به اینکه امید، آن هم امیدی این چنین، سازنده است.
۲ - غیبت آنحضرت پیروانش را قدم به قدم آماده می سازد تا آن حضرت را از عزلت بیرون آورند.
۳ - آنحضرت در عین اینکه غائب است گاه در مسائل مهم با فقهاء وبزرگان اسلام تماس می گیرد وآنها را راهنمایی می کند (چنانکه شواهد آن بسیار است وبعضی از آنها در این کتاب آمده است).
۴ - گفتگو درباره قیام مهدی (عج) وتشکیل کنگره ها وکنفرانسها وتنظیم نوشته ها ومقالات در طول زمان با فرصت کافی موجب پرورش نفوس وآمادگی، در اندیشه انقلاب جهانی بودن وهدف داری و... می شود، در نتیجه آمادگیهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، صنعتی، اقتصادی وبالاخره نظامی در همه جا پیدا می شود وبه این ترتیب زمینه سازی ظهور آنحضرت مهیا می گردد.
۵ - شناخت موانع یک انقلاب جهانی در تمام ابعاد وبراندازی آن موانع نیاز به طول زمان وکمک فکری بسیار در سطح جهان دارد، این نیز یکی از فوائد غیبت امام قائم (عج) می باشد.
۶ - از طرفی طول غیبت ودوری مردم از رهبر مصلح وعادل، موجب فساد در تمام زمینه ها شده، وهمین فساد موجب خستگی وناراحتی ونارضایتی مردم می شود ودر دل این فساد، جرقه های انقلاب بروز می کند ومردم، تشنه مصلح واقعی وعدالت می شوند، چرا که تا همه، رنج ظلم وفساد را نبرند آماده درک لذّت عدالت واصلاح نخواهند شد، چنانکه در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) بسیار آمده که:
«یمْلأُ الاَرْضَ عَدْلاً وقِسْطاً ونُوراً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وجُوْراً وشَرّاً؛
آنحضرت زمین را پر از قسط وعدل ونور خواهد کرد همان گونه که پر از ظلم وجور وبدی شده باشد؟»(۵۰).
وانقلاب واقعی، انقلابی است که طبیعی وخودجوش واز متن توده ها برخیزد، وهمگان به خوبی آن را درک کنند.
البتّه این سخن به این معنی نیست که ما تن به ظلم وفساد دهیم، ومبارزه با ظلم وفساد نکنیم که شرع وعقل چنین اجازه ای به ما داده، بلکه این سخن خبر از آینده می دهد، وحاکی است که مردم بر اثر دوری از یک مصلح عادل وآگاه چگونه در لجن فساد فرو می روند، در این صورت باید برای یافتن آن مصلح بپاخاست وخود گرفتاری مردم، آنها را برای یافتن راه حل بر می انگیزاند.
آری باید مدتها بگذرد، تا مردم تکامل یابند وحقائق برایشان کشف گردد، وبا تجربیات تلخ خود روی حکومتهای باطل از آنها روگردان گردند وتشنه وجود امام قائم (عج) شوند.
در قرآن کریم می خوانیم:
«سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الاْفاقِ وفِی اَنْفُسِهِمْ حَتّی یتَبَینَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ؛
بزودی آیات خود را از هر سوی جهان ودر وجود خود مردم نشان می دهیم تا برای آنها آشکار گردد که او حق است»(۵۱).
در مورد اینکه منظور از ضمیر «او» در «اِنَّهُ» به کجا بازگشت می کند امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:
«منظور خروج قائم (عج) است که او حق است (وحقانیتش آشکار می گردد)»(۵۲).
۳ - لقب قائم ومهدی چرا؟
می پرسند: چرا امام زمان (علیه السلام) با کلمه «قائم» و«مهدی» خوانده می شود، واینکه بعضی با شنیدن لقب «قائم» بر می خیزند ومی ایستند برای چیست؟
پاسخ:
در بسیاری از روایات، آنحضرت با لقب قائم(۵۳) ومهدی، یاد شده ودر مورد قائم، بسیار می شد که در زمان ائمّه (علیهم السلام) بر اثر ظلم وفساد حاکمان غاصب، امامان به یاد امام زمان (علیه السلام) می افتادند ومی فرمودند:
«قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت».
قائم یعنی قیام کننده، نظر به اینکه قیام ونهضت حضرت مهدی (عج) جهانی است ودر تمام تاریخ بشر چنین قیام وحکومتی نبوده، آن حضرت با این عنوان خوانده می شود.
امّا اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ ویا با تلفّظ به این کلمه بر می خیزند ومی ایستند، این کار یکنوع عمل مستحبّی است واحترام واظهار پیوند وانتظار آنحضرت است وضمناً مردم را به یاد نهضت وقیام حضرت مهدی (عج) می اندازد وبرای آنها تلقین عملی می شود که باید برخاست، نهضت کرد، امیدوار بود وبه زمینه سازی برای ظهور وقیام جهانی رهبری معصوم وقاطع که امید پیامبران وامامان وهمه مستضعفان جهان وقلب تپنده هستی است پرداخت.
این کار حتّی در زمان امام صادق (علیه السلام) در میان شیعیان معمول بوده، حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا (علیه السلام) کلمه «قائم» ذکر شد، امام رضا (علیه السلام) برخاست ودستش را بر سرنهاد وفرمود:
«اَللّهُمَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُ؛
خداوندا بر فرجش شتاب کن، وراه ظهور ونهضتش را آسان گردان»(۵۴).
امّا در مورد واژه مهدی، از این روست که امام زمان هدایت شده وهدایت کننده است.
امام صادق (علیه السلام) در ضمن حدیثی در این مورد فرمود:
«اِنَّما سُمِّی الْقائِمُ مَهْدِیاً لأنَّهُ یهْدی اِلی اَمْر مَضْلُولٌ عَنْهُ وسُمِّی الْقائِمُ لِقِیامِهِ بِالْحَقِّ؛
آنحضرت را مهدی گویند، زیرا او مردم را به امری که گم کرده اند هدایت می کند، وقائم گویند چون به حق قیام کند»(۵۵).
از امام باقر (علیه السلام) سؤال شد چرا قائم را «قائم» خواندند؟
فرمود:
«زیرا یاد او فراموش می شود وبسیاری از معتقدان به امامت آنحضرت، راه ناصحیح می روند».
از آنحضرت سؤال شد چرا او را منتظر گویند؟ فرمود:
«زیرا برای او غیبتی طولانی است که روزهایش بسیار است، افراد مخلص وپاک در انتظارش بسر می برند ولی افراد شکّاک ومُرَدّد او را انکار می کنند ومنکران، نامش را به مسخره می گیرند وتعیین کنندگان وقت بسیارند، عجله کنندگان در او به هلاکت می رسند، مسلمانان در مورد او نجات می یابند»(۵۶).
۴ - اقامتگاه حضرت مهدی کجاست؟
می پرسند: امام قائم (عج) کجاست وآیا فرزند وهمسر دارد؟
پاسخ:
از قواعد وروایات معصومین (علیهم السلام) استفاده می شود که امام قائم (عج) هم اقامتگاه مخصوص دارد وهم زن وفرزند.
در مورد اقامتگاه آنحضرت - نخست باید توجّه داشت که آنحضرت همه ساله در مراسم عظیم حج شرکت می کند(۵۷).
وبعضی از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفیاب شده اند.
همچنین هر جا که بخواهد از مشاهد مشرّفه و... خواهد رفت.
امّا در مورد اقامتگاه آنحضرت وفرزندان وبستگان ویاران مخصوص (اوتاد) چندین مکان مانند: مدینه، دشت حجاز، کوه رضوی، کرعه(۵۸) وسرزمینهای دور دست و... گفته شده است.
در میان این گفتار آنچه بیشتر نظرها را جلب می کند این است که اقامتگاه آنحضرت وفرزندانش وگروهی از خواص یارانش در جزیره ای از دریای بزرگ می باشد.
از امام هادی (علیه السلام) داستانی نقل شده که خلاصه اش این است:
حضرت مهدی (عج) وفرزندانش در جزیره هائی بسیار بزرگ وپهناور در دریا زندگی می کند وعدد شیعیان آنجا بسیار زیاد است، وفرزندان وی هر یک حاکم جزیره ای هستند وخدا بهتر می داند(۵۹).
داستان جزیره خضراء
در داستانی که در مورد تشرّف علی بن فاضل مازندرانی در سال ۶۹۰ هجری در جزیره «خضراء» از طرق بسیار موثّق نقل شده حاکی است که اقامتگاه امام قائم (علیه السلام) وهمسران وفرزندانش در جزیره «خضراء» است اینک اصل داستان را از کتاب اثباة الهداة نقل می کنیم:
علاّمه مجلسی در بحارالأنوار از یحیی بن فضل در کتاب «رسالة البحر الابیض والجزیرة الخضراء» از علی بن فاضل مازندرانی مجاور نجف در حدیث بسیار طولانی چنین نقل می کند:
وارد شهری از شهرهای غرب (اسپانیا) شدم مرکبهائی از بلاد امام عصر (عج) وارد آنجا شد، یکی از مسافرین آنها پیر مردی بود که چون مرا دید گفت: نام تو چیست؟ گمان می کنم علی باشد.
گفتم: آری،
گفت: نام پدرت چیست؟ گویا فاضل باشد؟
گفتم: آری، چه خوب نام من وپدرم را می شناسی.
گفت: بدان که نام واصل ووصف وخصوصیات ترا برای من بیان کرده اند ومن تا جزیره خضراء با تو هستم.
بسیار خوشحال شدم مرا با خود به دریا برد، روز شانزدهم به آب سفیدی رسیدیم، پرسیدم اینجا کجاست؟
گفت: بحر ابیض است وآن جزیره خضراء است که این آب سفید اطرافش را گرفته است وبه حکمت خداوند چون کشتیها ووسائل نقلیه دیگر دشمنان به اینجا رسند غرق می شوند وبه آنحضرت دست نیابند. سپس وارد جزیره خضراء شدیم ورفتیم در مسجد، شخصی بنام «سید شمس الدین» را دیدم که می گفت: من از نوه های امام عصر (عج) هستم، پس از گفتگوئی به او گفتم: هرگز امام را دیده ای؟
گفت: نه ولی پدرم نقل کرد که صدای امام را شنیده ام وخودش را ندیده ام وامّا جدّم، هم خودش را دیده است وهم صدایش را شنیده است، آنگاه با آن سید از شهر بیرون رفتیم وبه پیرمردی رسیدیم، از سید احوال آن پیر مرد را پرسیدم، گفت: این کوه را می بینی، در وسط آن جای خرّمی است ودر آن چشمه ای است وکنار چشمه، قبّه ای است واین مرد با رفیقش خادم آن قبّه است، من هر صبح جمعه می روم آنجا خدمت امام عصر (عج) (البته با توجه به آغاز حدیث، خود امام را نمی بیند وصدایش را نمی شنود) ودر قبّه دو رکعت نماز می خوانم وکاغذی می یابم که در آن حکم مرافعه ای را که در هفته به من رجوع می کنند در آن نوشته، کاغذ را بر می دارم وهر چه در آن نوشته به آن عمل می کنم.
علی بن فاضل گوید: از خادمها خواهش کردم مرا به حضور امام (عج) ببرند، گفتند: راهی ندارد، آن رفیقم به من گفت: دستور آمده که تو را به وطن برگردانم، برای من وتو مخالفت روا نیست(۶۰).
ناگفته نماند که علی بن فاضل داستان خود را به طور مفصّل در کتابی بنام «الفوائد الشمسیه» آورده است، وضمناً به احتمال قوی آن آب سفید که در داستان فوق آمده همانند یک حصار محکم ومجّهز، دشمن را از آن جزیره دفع می کند.
بعضی از نویسندگان به عنوان احتمال مطرح کرده اند که شاید این جزیره خضراء (با توجّه به آب سفید وسایر خصوصیات که در داستان آمده بود) همان مثلّث برمودا که از عجیب ترین ومرموزترین مکانهای روی زمین است ودر غربی ترین اقیانوس اطلس قرار دارد باشد.
از عجائب مثلّث برمودا اینکه هر هواپیما یا کشتی به حدود آن برود بطور اسرارآمیزی ناپدید می گردد، وجالب اینکه آبهای آن سفید است، وهر روز خبر غرق شدن تعداد تازه ای از کشتیهای اقیانوس پیما در آبهای سفید «مثلّث بر مودا» به گوش رسیده است.
خلبانها وملوانهائی که در این منطقه حوادثی را تجربه کرده اند گزارش داده اند که در مسیر خود، به صورت اسرارآمیزی تغییر جهت حاصل شده وبه مناطقی که تصمیم نداشته اند هدایت شده اند(۶۱).
این هم یک احتمالی است، که باید دانشمندان ومحقّقان تحقیق بیشتری کنند.
فقط در اینجا اضافه می کنیم: یکی از دعاهای حضرت مهدی (عج) این است که:
«اَللّهُمَّ اَحْجُبْنی عَنْ عُیونِ اَعْدائی وَاجْمَعْ بَینِی وَبَینَ اَوْلِیائی؛
خدایا مرا از دیدگان دشمنانم پوشیده بدار وبین من ودوستانم اجتماع حاصل کن»(۶۲).
به مقتضای استجابت این دعا، اقامتگاه آنحضرت از دشمنان محفوظ خواهد بود. وممکن است همین مطلب تأییدی باشد که آن جزیره، در مثلّث بر مودا است.
از سوی دیگر غیر از همسر وفرزندان، جمعی از دوستانش که طبق روایتی سی تن از «اوتاد» وبرجستگان هستند(۶۳) همواره در خدمت آنحضرت بسر می برند.
بهر حال باید با ذکر اشعار حافظ گفت:

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور * * * کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
دور گردون گرد وروزی بر مراد مانگشت * * * دائماً یکسان نماند حال دوران غم مخور
هان مشو نومید چون واقف نه ای ز اسرار غیب * * * باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور
حال ما در فرقت جانان وابرام رقیب * * * جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

به گفته ملامحسن فیض کاشانی:

ای تو ما را راحت جان الغیاث * * * دردها را جمله درمان الغیاث
ای سرو سرکرده هر سروری * * * نیست ما را بی تو سامان اَلْغیاث
قائم آل پیامبر (عج) دست گیر! * * * بی توام افتان وخیزان الغیاث
کار شرع از دست شد بیرون خرام * * * تازه کن آئین ایمان الغیاث
عالمی گردید مالامال شرّ * * * از جفا وجور وطغیان الغیاث
خون ما خوردند این دجّالیان * * * مهدی وهادی دوران الغیاث
فیض شد دلتنگ صحرای فراق * * * مونس دل راحت جان الغیاث

توضیح دیگر اینکه:
براساس داستان «علی بن فاضل» فرزندان حضرت ولی عصر (عج) در جزیره ای بنام خضراء در اقیانوس اطلس، زندگی می کنند، وشخص آن بزرگوار همه ساله در موسم حج شرکت نموده، پس از زیارت آباء واجداد طاهرینش در حجاز، عراق وطوس به جزیره باز می گردد وغالب اقامت آن بزرگوار در همان جزیره است(۶۴).
۵ - قرآن ومسأله حکومت جهانی
می پرسند:
اگر حکومت جهانی مهدی (عج) سراسر جهان را فرا خواهد گرفت، وپرچم اسلام وتوحید در همه نقاط زمین به اهتزاز در می آید، آیا در قرآن مجید این سند محکم وبزرگ وخلل ناپذیر اسلام، سخنی در این باره به میان آمده است؟
پاسخ:
آیات متعدّدی که تأویل آن تطبیق با حضرت ولی عصر (عج) شده، بسیار است (در این باره به بحار، طبع جدید، ج ۵۱ از ص ۴۴ به بعد مراجعه گردد)، به عنوان نمونه:
۱ - در قرآن کریم می خوانیم: «او خدائی است که رسولش را با دلائل رهنمون بخش فرستاد تا آن را بر تمام دینها غالب گرداند هر چند این موضوع خوش آیند مشرکان نیست»(۶۵).
این آیه صریحاً نوید می دهد که روزی خواهد آمد که آئین اسلام همه ادیان ومرامها را تحت الشّعاع خود قرار می دهد وسراسر جهان زیر لوای اسلام قرار می گیرد، که منظور همان وقتی است که حضرت مهدی (عج) در سراسر جهان حکومت واحد اسلامی تشکیل می دهد.
۲ - در سوره انبیاء، آیه ۱۰۵ می خوانیم:
«یقیناً (بدانید که) ما در زبور (کتاب حضرت داود (علیه السلام)) نوشتیم پس از آنکه این مطلب را در ذکر (تورات) نیز نوشته بودیم که: حتماً بندگان صالح وارث زمین می شوند»(۶۶).
این آیه حاکی است که در کتابهای آسمانی زبور وتورات وقرآن موضوع حکومت انسانهای شایسته بر سراسر زمین نوشته شده است، روشن است که وعده خدا حق است، روزی خواهد آمد که بندگان صالح که از نظر قرآن، مسلمین راستین هستند حکومت واحد صالحان را بر همه نقاط زمین برقرار می سازند، که اشاره به حکومت حضرت مهدی (عج) است.
۳ - در سوره نور، آیه ۵۵ می خوانیم:
«خداوند با آنانکه ایمان آورده وکارهای شایسته می کنند وعده داده که آنان را نماینده «خود» در زمین گرداند همانگونه که گذشتگان آنانرا خلیفه کرد وعده داده که دینشان را که برای آنها پسندیده، نیرومند گرداند وترسشان را مبدّل به امنیت وآرامش کند، وبرای من شریک نمی گیرند(۶۷).
این آیه بیانگر حکومت واحد بر سراسر زمین است به آنانکه ایمان وعمل صالح دارند (یعنی منتظر واقعی هستند وبا ایمان وعمل نیک خود زمینه سازی برای ایجاد آینده درخشان می کنند) نوید می دهد که خداوند حکومت زمین را بدست آنها می سپرد، دین آنها نیرومند وقوی می گردد، ودر نتیجه آرامش وامنیت جانشین خوف وناآرامی می شود.
در پایان آیه اشاره به این مطلب می کند که حکومت آنها بر سراسر زمین براساس توحید وپرستش خدای یکتا ونفی هرگونه شرک است.
چنانکه در حدیثی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد عقائد این حکومت واحد سراسری فرمود:
«فَلاَ یبْقی عَلی وَجْهِ الاَرْضِ اَحَداً اِلاّ قالَ لااِلهَ اِلاَّ اللّهُ؛
هیچ فردی روی زمین نمی ماند مگر اینکه معتقد است خدائی جز خدای یکتا وجود ندارد»(۶۸).
به این ترتیب می بینیم قرآن این کتاب آسمانی نیز به حکومت درخشان وسراسر توحید آینده که همه مردم تحت پرچم توحید قرار گرفته ومردم صالح زمام امور را بدست می گیرند خبر می دهد.
۴ - قرآن پس از ذکر فرعون وفرعونیان در این آیه می فرماید:
«وَنُرِیدُ اَنْ نَّمُّنَ عَلَی الّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ ونَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً ونَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ؛(۶۹).
ما بر این اراده کردیم که به مستضعفان نعمت بخشیم وآنها را پیشوایان ووارثین روی زمین قرار دهیم».
این آیه گرچه در ماجرای موسی (علیه السلام) وفرعون نازل شده که خداوند موسی (علیه السلام) را بر فرعون وفرعونیان پیروز کرد ومستضعفان را به رهبری موسی (علیه السلام) به حکومت رسانید، ولی این آیه هرگز مربوط به زمان خاص موسی (علیه السلام) نیست بلکه یک بشارت عمومی است در مورد پیروزی حق بر باطل، که سرانجام این پیروزی بطور جامع وکامل وجهانی بدست مهدی آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) صورت می گیرد، چنانکه در روایات به این مطلب تصریح شده، ومهدی (عج) وپیروانش به موسی (علیه السلام) وپیروانش تشبیه شده اند ودر روایتی می خوانیم، امام سجّاد (علیه السلام) فرمود:
«سوگند به کسی که محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به حق بشارت دهنده وبیم دهنده قرار داد، نیکان ما همانند موسی (علیه السلام) وپیروانش هستند وبَدان ما همانند فرعون وپیروانش می باشند»(۷۰).
وامام علی (علیه السلام) در تفسیر آیه فوق فرمود:
«این گروه آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) هستند، خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت وفشاری که بر آنان وارد می شود بر می انگیزد وبه آنان عزّت می دهد ودشمنان آنان را ذلیل وخوار می کند»(۷۱).
۶ - یاران مهدی بیشتر کجا هستند؟
پاسخ:
جالب اینکه در روایات بسیاری آمده که دستجات یاران امام مهدی (عج) از مشرق زمین بپا می خیزند،
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«(هنگام ظهور) پرچمهای سیاه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وی (امام قائم «عج») بیعت کنید که او خلیفه خدا، مهدی (عج) است.
ونیز فرمود: جمعی از مردم از طرف مشرق خروج کنند ومقدّمات حکومت مهدی (عج) را فراهم سازند»(۷۲).
امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود:
«آفرین برطالقان که خداوند در آن گنجهائی نهاده که از طلا ونقره نیست بلکه مردان مؤمنی هستند که بطور شایسته خدا را شناخته اند ودر آخرالزّمان، یاوران حضرت مهدی (عج) خواهند بود»(۷۳).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«هنگامی که پرچمهای سیاه را از جانب خراسان دیدید، به طرف آن بروید هر چند با دست وسینه روی برف باشد، چرا که خلیفه خدا مهدی (عج) در میان آنها است»(۷۴).
ودر روایت دیگر فرمود:
«بزودی اهلبیت من دچار گرفتاریها وآوارگیها خواهند شد، تا اینکه جمعی با پرچمهای سیاه از طرف مشرق بیایند... تا اینکه امر به یکی از افراد اهلبیت من (امام قائم«عج») سپرده شود، که او سراسر زمین را بعد از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد پر از عدل وداد کند،
فَمَنْ اَدْرَکَ مِنْکُمْ فَلْیأْتِها وَلَوْ حَبْواً عَلَی الثَّلْجِ؛
هر کدام که از شما آنها را درک کردید به آنها بپیوندید گرچه با راه رفتن با دست وسینه روی برف باشد خود را به آنها برسانید»(۷۵).
به این ترتیب می بینیم، مشرق زمین مورد توجه قرار گرفته است وچنانکه هم اکنون از نشانه هایش پیداست، تنها مشرق زمین است که این کار را خواهد کرد، بنابراین مشرق زمین باید بپاخیزد!
وبا توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق امت مسلم از مستضعفان در مشرق زمین هستند وبا توجه به امکانات عظیم جغرافیائی واقتصادی ونیروی انسانی که دارند، می توانند بپاخیزند ودستهای ابرقدرتها را قطع کنند وزمینه سازی خوبی برای ظهور مهدی (عج) ایجاد بنمایند.
۷ - زندگی شخصی امام عصر چگونه است؟
پاسخ:
زندگی او همچون زندگی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وامامان معصوم (علیهم السلام) است، او در دوران حکومتش همچون طاغوتیان ومستکبران زندگی نمی کند ودر کاخهای آسمان خراش نمی نشیند، لباس وغذا وبر خوردش با مردم بسیار ساده است.
حضرت رضا (علیه السلام) فرمود:
«وَمَا لِباسُ الْقائِمِ اِلاَّ الْغَلیظَ وَلاطَعامُهُ اِلاَّ الْخَشَبَ؛
لباس قائم (عج) جز پارچه زبر وخشن، وغذای او جز غذای ساده نیست»(۷۶).
او در بر خورد با مستضعفان آنچنان است که به فرموده پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم):
هنگام حکومت مهدی (عج) نیازمندانی به حضورش می آیند ودر خواست نیازمندیهای خود می کنند، آنحضرت مقداری که در خواست کنندگان بتوانند حمل کنند بدون شماره به آنها می دهد(۷۷).
آری این همان روش پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وامام علی (علیه السلام) وسایر امامان معصوم (علیهم السلام) است.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
«پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام غذا خوردن روی زمین می نشست وبا دست خود کفشهایش را می دوخت ولباسش را وصله می کرد»(۷۸).
وحضرت علی (علیه السلام) در مورد خودش هنگام حکومت فرمود:
«امام شما با این همه قدرت ومکنت از دنیا به دو لباس کهنه وعادی، واز غذا به دو قرص نان اکتفاء کرده است»(۷۹).
این عمل انقلابی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وامامان (علیهم السلام) باید سرمشق همه باشد، چرا که انسان تا خود را از اسارتهای مادی نرهاند، نمی تواند خیزش کند ودر فضای معنویت به پرواز در آید، از طرفی مفاسد تجمّل پرستی وولخرجی واسراف واتراف برکسی پوشیده نیست، بنابر این بیائیم در زندگی به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وآلش (علیهم السلام) اقتداء کنیم.
همین معنی در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) برای یار وشاگرد با وفایش مفضّل (رحمه الله) بیان شده است، به مفضّل (رحمه الله) فرمود:
کار امام قائم سیاست شب وسیاحت روز وغذای ساده است همچون زندگی امیرالمؤمنین (علیه السلام)(۸۰).
علاّمه مجلسی (رحمه الله) گوید: منظور از سیاست شب، رتق وفتق امور واتخاذ روشهای سیاسی در پیشبرد هدفهای سیاسی وطرح ریزی در این باره است.
ومنظور از سیاحت روز، تلاش وحضور در صحنه اجتماع برای مبارزه وجهاد با دشمن وتأمین نیازهای مردم ورسیدگی به درد دل آنها است.
ومنظور از خوراک ساده هم معلوم است، خلاصه اینکه روش زندگی اش همچون روش حضرت علی (علیه السلام) می باشد(۸۱).
البته باید توجه داشت که آن حضرت هنگام قیام وحضور در جبهه جنگ با دشمن، غرق در اسلحه است، زره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در تن وشمشیر ذوالفقار آنحضرت در دست وکلاهخود آنحضرت را برسر دارد(۸۲).
واز امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«تُراث رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به امام قائم (عج) می رسد، یکی از یاران پرسید تُراث چیست؟
فرمود: شمشیر، زره، عمامه، لباس بُرد، شلاق واسب وزین وآلات جنگی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است»(۸۳).
۸ - طول عمر امام قائم را چگونه حل می کنید؟
می پرسند: اکنون که سال ۱۴۱۷ هجری قمری است با توجه به سال تولد امام قائم (عج) که سال ۲۵۵ بوده، ۱۱۶۲ سال از عمر آن حضرت گذشته است، آیا ممکن است شخصی این قدر یا بیشتر عمر کند؟
پاسخ:
این سؤال در طول تاریخ از زمان مرحوم صدوق (رحمه الله) به بعد مطرح است وهم اکنون یکی از سؤالات مربوط به آنحضرت است.
ما وقتی که از نظر دین ودانش ثابت کنیم که عمر طولانی این چنینی محال نیست، آنگاه می گوئیم چه مانعی دارد خداوند متعال با آن قدرت لایزال خود شرایطی را در شخصی به وجود آورد که هزاران سال یا بیشتر عمر کند؟
امّا از نظر دانش:
زیست شناسان می گویند: اگر اختلالها وآسیبهایی که به انسان می رسد وموجب کوتاهی عمر او می شود رفع گردد، عمر او به ۲۰۰ سال خواهد رسید.
بعضی می گویند انسان باید ۳۰۰ سال عمر کند این که می بینی ۷۰ یا ۸۰ سال عمر می کند، بر اثر آنستکه عضوی از او فرسوده می شود وبه عضوهای دیگر سرایت می کند(۸۴).
واز آزمایشاتی که دانشمندان، روی حشرات وسلولها وگیاهان کرده اند نشان می دهد که گاهی عمر آنها را به صدها بلکه به هزارها برابر رسانده اند.
«یوری فیالکوف» استادپلی تکنیک «کیف» در شوروی سابق می گوید: سلول که سنگ اول واصلی بنای جانداران می باشد جاوید است وهرگز نمی میرد، مشروط بر این که غذا داشته باشد وسرما
وگرمای شدید سبب هلاکتش نشود.
وی اضافه می کند: انسان باید زنده وجاوید باشد هرگز از بین نرود زیرا سلولهای تشکیل دهنده بدن او جاوید است(۸۵).
اما از نظر قرآن واحادیث:
از نظر دینی نه تنها هیچگونه دلیلی بر انکار عمر طولانی در افراد استثنائی نداریم، بلکه در تواریخ وروایات مذهبی می خوانیم: ادریس (علیه السلام) والیاس (علیه السلام) وخضر (علیه السلام) وعیسی (علیه السلام)، هنوز زنده اند وهمچنین حضرت لقمان (علیه السلام) ونوح (علیه السلام) وعاد (علیه السلام) وپیامبران دیگر، عمرهای بسیار طولانی کرده اند، تا آنجا که قرآن در آیه ۴ سوره نمل درباره حضرت نوح (علیه السلام) می گوید:
«نوح (علیه السلام) در میان قوم خود هزار سال جز پنجاه سال (یعنی ۹۵۰ سال) درنگ کرد». وطبق روایات حضرت عاد ۳۵۰۰ سال عمر کرد(۸۶).
بنابراین چه مانعی دارد که خداوند تمام علل پیری وفرسودگی را به امام زمانش آموخته باشد واو با بکار گرفتن آن، عمر بسیار کند(۸۷).
وقتی که اصل مسئله محال نبود، قدرت واراده خداوند بقیه امور را درست خواهد کرد.
ضمناً باید به این نکته توجّه داشت که استثنائها در جهان نمونه های بسیار دارد مانند: کشف ماهیهای۳.۰۰۰.۰۰۰ ساله وکشف ۴۰۰۰ دانه از یک بوته گندم، وکشف آبی که یخ نمی زند و... که اینها همه حکایت از قدرت لایزال الهی می کند وحاکی است که این طور نیست که جهان همیشه در محور علل ومعلول طبیعی معمولی، بگردد، بلکه گاهی علل مافوق علل طبیعی در کار است، که آن هم کار خدا است، چنانکه قرآن کراراً می فرماید:
«بدانید حتماً خداوند بر هر چیز تواناست»(۸۸).
۹ - آرامش با جنگ نمی سازد؟
می پرسند:
اگر سراسر زمین تحت یک حکومت قرار می گیرد وهمه تحت پرچم توحید بسر می برند وامنیت وآرامش وصفا، در همه جا حاکم است، پس جنگ مهدی (عج) با مخالفان برای چیست؟ اگر جنگ هست امنیت نیست وانگهی چرا این همه از شمشیر سخن به میان آمده، مگر حکومت زور است؟
پاسخ:
بنظر می رسد این ناآرامیها وجنگها در مراحل اوّل ظهور باشد، چنانکه نوعاً دوره اوّل انقلابها توأم با درگیریها وجنگها است، وانگهی آنانکه منافع مادّیشان در خطر است ومانع عدالت اجتماعی می شوند، به مخالفت بر می خیزند، که اوّلاً در اقلیتند وثانیاً نارضایتی آنها دلیل بی عدالتی وناآرامی نیست وحاکی از نقص حکومت نمی باشد.
اینکه در روایات آمده: امام عصر (عج) پنج یا هفت سال ویا ۹ سال ویا ۲۰ سال(۸۹) ویا چهل سال ویا ۳۰۹ سال(۹۰) به مقدار خواب اوّل اصحاب کهف در آن غار، حکومت می کند، شاید اشاره به مراحل حکومت باشد، به این بیان که تشکّل وپایه ریزی حکومت در پنج وهفت ونُه سال اول صورت می گیرد وپس از گذشت چهل سال به حدّ کمال می رسد وبیش از ۳۰۰ سال ادامه می یابد، بنابراین ممکن است این درگیریها ویا توطئه ها وکارشکنی عناصر کافر وسودجو، در آن سالهای اوّل حکومت باشد، امّا پس از چهل سال، عدل وداد همه جا را فرا می گیرد ودیگر هیچ مانع ومزاحم وتوطئه گر وضد انقلابی باقی نمی ماند.
چنین فرضی از نظر عقل وجامعه شناسی، صحیح بنظر می رسد زیرا طبیعی است که بعضی از برنامه ها (اگر از طریق اعجاز نباشد) نیاز به انقلاب فرهنگی دراز مدت دارد، ونمی توان یک شبه ره صد ساله را طی کرد.
واگر در روایات، مکرّر از شمشیر امام قائم (عج) سخن به میان آمده حتّی مانع زکات، اعدام می شود، این به آن معنی نیست که حکومت، زوری است بلکه این شمشیر به عنوان قصاص ومقابله به مثل با مخالفان وخائنان وزورگویان وتوطئه گران است، همان گونه که در قرآن کریم آمده است:
«وآهن (شمشیر واسلحه عدالت) را فرستادیم که در آن نیروی شدید ومنافعی برای مردم است»(۹۱).
ویا در جای دیگر می فرماید:
«برای شما در قصاص، زندگی است ای اندیشمندان»(۹۲).
بنابراین، این شمشیر برای امنیت وآسایش وصفای مردم وقصاص ومقابله به مثل است که در تمام دنیا به عنوان یک اصل پذیرفته شده است. تا مبادا عدّه ای سود جو وخائن، به امنیت وآسایش مردم ضربه بزنند، وهرج ومرج ایجاد کنند، به این ترتیب می توانیم بدست بیاوریم که انقلاب مهدی (عج) در بعضی از امور تدریجی ودر برخی از امور فوری وانقلابی است.
۱۰ - نشانه های ظهور امام مهدی چیست؟
پاسخ:
وقت ظهور آنحضرت معلوم نیست، وحتّی مطابق روایات کسانی که وقت ظهور را تعیین کنند، دروغگو شمرده شده اند(۹۳).
ولی نشانه هایی به عنوان علائم ظهور در روایات بسیار آمده که مربوط به مدت اندکی قبل از ظهور ومربوط به آستانه وآغاز ظهور است، این نشانه ها بسیار زیادند(۹۴) که معروفترین وجامعترین آنها این است که هرج ومرج در همه چیز دنیا مشهود می گردد(۹۵).
سراسر جهان پر از ظلم وجور وفساد گردد(۹۶) چنانکه در هر انقلابی معمولا، ظلم وفساد قبل از آن، باعث انقلاب می گردد، این موضوع در ضمن یک روایتی جامع بطور مشروح بیان شده وامام صادق (علیه السلام) آن را در ۱۱۹ ماده بیان کرده است واینک ترجمه روایت:
حضرت امام صادق (علیه السلام) به یکی از یارانش فرمود:
۱ - هرگاه دیدی: حق بمیرد وطرفدارانش نابود شوند.
۲ - ودیدی که: ظلم همه جا را گرفته.
۳ - ودیدی که: قرآن فرسوده شده ودرست معنی نمی شود.
۴ - ودیدی که: دین همچون ظرف تو خالی، وبی محتوا شده است.
۵ - ودیدی که: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
۶ - ودیدی که: کارهای بد آشکار شده واز آن نهی نمی شود وبدکاران بازخواست نمی شوند.
۷ - ودیدی که: چنان فسق وفجور آشکار شده که مردان به مردان وزنان به زنان اکتفاء می کنند.
۸ - ودیدی که: افراد با ایمان سکوت کرده وسخنشان را نمی پذیرند.
۹ - ودیدی که: شخص بدکار، دروغ گوید، وکسی دروغ ونسبت ناروای او را رد نمی کند.
۱۰ - ودیدی بچه ها، بزرگان را تحقیر کنند.
۱۱ - ودیدی که: قطع پیوند خویشاوندی شود.
۱۲ - ودیدی که: بدکار را ستایش کنند واو شاد شود وسخن بدش به او برنگردد.
۱۳ - ودیدی نوجوانان پسر، همان کنند که زنان می کنند.
۱۴ - ودیدی که: زنان با زنان ازدواج نمایند.
۱۵ - ودیدی که: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود.
۱۶ - ودیدی که: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می کنند وکسی مانع نمی شود.
۱۷ - ودیدی که: افراد با دیدن کار وتلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه می برند.
۱۸ - ودیدی که: همسایه به همسایه خود اذیت می کند واز آن جلوگیری نمی شود.
۱۹ - ودیدی که: کافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است.
۲۰ - ودیدی که: شراب را آشکارا می آشامند وبرای نوشیدن آن کنار هم می نشینند واز خداوند متعال نمی ترسند.
۲۱ - ودیدی: کسی که امر به معروف می کند خوار وذلیل است.
۲۲ - ودیدی آدم بدکار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نیرومند ومورد ستایش است.
۲۳ - ودیدی اهل قرآن ودوستان آنها خوارند.
۲۴ - ودیدی راه نیک بسته وراه بدباز است.
۲۵ - ودیدی خانه کعبه تعطیل شده، وبه تعطیلی آن دستور داده می شود.
۲۶ - ودیدی که: انسان به زبان می گوید ولی عمل نمی کند.
۲۷ - ودیدی که: مردان از مردان وزنان از زنان لذّت می برند، (یا مردان خود را برای مردان، وزنان خود را برای زنان فربه می کنند).
۲۸ - ودیدی که: زندگی مرد از راه لواط وزندگی زن از راه زنا تأمین می شود.
۲۹ - ودیدی زنان همچون مردان برای خود مجالس (نامشروع) تشکیل می دهند.
۳۰ - ودیدی که: در میان فرزندان «عبّاس»، کارهای زنانگی به وجود آید.
۳۱ - ودیدی که: زن برای زنا با مردان، با شوهر خود همکاری کند.
۳۲ - ودیدی که: بیشتر مردم وبهترین خانه ها، زنان را بر بدکاری کمک می کنند.
۳۳ - ودیدی که: مؤمن، خوار وذلیل شمرده شود.
۳۴ - ودیدی که: بدعت وزنا آشکار شود.
۳۵ - ودیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.
۳۶ - ودیدی که: حلال، حرام شود وحرام، حلال گردد.
۳۷ - ودیدی که: دین بر اساس میل اشخاص معنی شود وکتاب خدا واحکامش تعطیل گردد.
۳۸ - ودیدی که: جرئت برگناه آشکار شود، ودیگر کسی برای انجام آن منتظر تاریکی شب نگردد.
۳۹ - ودیدی مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش.
۴۰ - ودیدی که: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
۴۱ - ودیدی که: سردمداران به کافران نزدیک شوند واز نیکوکاران دور شوند.
۴۲ - ودیدی که: والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
۴۳ - ودیدی که: پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است نه بر اساس شایستگی.
۴۴ - ودیدی که: مردم را از روی تهمت ویا سوءظن بکشند.
۴۵ - ودیدی که: مرد بخاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد.
۴۶ - ودیدی که: مرد از بدکارگی همسرش نان می خورد.
۴۷ - ودیدی که: زن بر شوهر خود مسلّط شود، وکارهایی که مورد خشنودی شوهر نیست انجام می دهد، وبه شوهرش خرجی می دهد.
۴۸ - ودیدی که: مرد همسر وکنیزش را کرایه می دهد وبه غذای پست (که از این راه بدست می آورد) خشنود است.
۴۹ - ودیدی که: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
۵۰ - ودیدی که: آشکارا قمار بازی می شود.
۵۱ - ودیدی که: مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید وفروش می شود.
۵۲ - ودیدی که: زنان مسلمان خود را به کافر می بخشند.
۵۳ - ودیدی که: کارهای زشت آشکار شده وهر کس از کنار آن می گذرد مانع آن نمی شود.
۵۴ - ودیدی که: مردم محترم، توسط کسی که مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
۵۵ - ودیدی که: نزدیکترین مردم به فرمانداران آنانی هستند که به ناسزاگوئی به ما خانواده عصمت (علیهم السلام) ستایش شوند.
۵۶ - ودیدی که: هر کس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده وشهادتش را قبول نمی کنند.
۵۷ - ودیدی که: در گفتن سخن باطل ودروغ، با همدیگر رقابت کنند.
۵۸ - ودیدی که: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است.
۵۹ - ودیدی که: همسایه از ترس زبان بد همسایه، او را احترام می کند.
۶۰ - ودیدی که: حدود الهی تعطیل شود وطبق هوی وهوس عمل شود.
۶۱ - ودیدی که: مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود.
۶۲ - ودیدی که: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است.
۶۳ - ودیدی که: بدکاری آشکار شده وبرای سخن چینی کوشش می شود.
۶۴ - ودیدی که: ستم وتجاوز شایع شده.
۶۵ - ودیدی که: غیبت، سخن خوش آنها گردد، وبعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.
۶۶ - ودیدی که: حج وجهاد برای خدا نیست.
۶۷ - ودیدی که: سلطان به خاطر کافر، شخص مؤمن را خوار کند.
۶۸ - ودیدی که: خرابی بیشتر از آبادی است.
۶۹ - ودیدی که: معاش انسان از کم فروشی بدست می آید.
۷۰ - ودیدی که: خونریزی آسان گردد.
۷۱ - ودیدی که: مرد بخاطر دنیایش ریاست می کند.
۷۲ - ودیدی که: نماز را سبک شمارند.
۷۳ - ودیدی که: انسان ثروت زیادی جمع کرده ولی از آغاز آن تا آخر زکاتش را نداده است.
۷۴ - ودیدی که: قبر مرده ها را بشکافند وآنها را اذیت کنند.
۷۵ - ودیدی که: هرج ومرج بسیار است.
۷۶ - ودیدی که: مرد روز خود را با مستی به شب می رساند وشب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند وهیچ اهمیتی به برنامه مردم ندهد.
۷۷ - ودیدی که: با حیوانات آمیزش می شود.
۷۸ - ودیدی که: مرد به مسجد (محل نماز) می رود وقتی بر می گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
۷۹ - ودیدی که: حیوانات همدیگر را بدرّند.
۸۰ - ودیدی که: دلهای مردم، سخت ودیدگانشان خشک ویاد خدا بر ایشان گران است.
۸۱ - ودیدی که: بر سرکسبهای حرام آشکارا، رقابت کنند.
۸۲ - ودیدی که: نماز خوان برای خودنمائی نماز می خواند.
۸۳ - ودیدی که: فقیه برای دین، فقه نمی آموزد وطالب حرام، ستایش واحترام می گردد.
۸۴ - ودیدی که: مردم در اطراف قدرتمندانند.
۸۵ - ودیدی که: طالب حلال، مذمّت وسرزنش می شود وطالب حرام ستایش واحترام می گردد.
۸۶ - ودیدی که: در مکه ومدینه کارهائی می کنند که خدا دوست ندارد وکسی از آن جلوگیری نمی کند، وهیچکس بین آنها وکارهای بدشان مانع نمی شود.
۸۷ - ودیدی که: آلات موسیقی ولهو در مدینه ومکّه آشکار گردد.
۸۸ - ودیدی که: مرد سخن حق گوید وامر به معروف ونهی از منکر کند ولی دیگران او را از این کار برحذر می دارند.
۸۹ - ودیدی که: مردم به همدیگر نگاه می کنند، (به اصطلاح چشم وهم چشمی می کنند) واز مردم بدکار پیروی نمایند.
۹۰ - ودیدی که: راه نیک خالی وراه رونده ندارد.
۹۱ - ودیدی که: مرده را مسخره کنند وکسی برای او اندوهگین نشود.
۹۲ - ودیدی که: سال به سال بدعت وبدیها بیشتر شود.
۹۳ - ودیدی که: مردم وجمعیتها جز از سرمایه داران پیروی نکنند.
۹۴ - ودیدی که: به فقیر چیزی دهند که برایش بخندند ولی در راه غیر خدا ترحم کنند.
۹۵ - ودیدی که: علائم آسمانی آشکار شود وکسی از آن نگران نشود.
۹۶ - ودیدی که: مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسی بجا می آورند وکسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی کند.
۹۷ - ودیدی که: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند ولی در راه خدا از اندک هم مضایقه دارد.
۹۸ - ودیدی که: عقوق پدر ومادر رواج دارد وفرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلکه نزد فرزند از همه بدترند.
۹۹ - ودیدی که: زنها بر مسند حکومت بنشینند، وهیچ کاری جز خواسته آنها پیش نرود.
۱۰۰ - ودیدی که: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، وپدر ومادرش را نفرین کند واز مرگشان شاد گردد.
۱۰۱ - ودیدی که: اگر روزی بر مردی بگذرد ولی او در آن روز گناه بزرگی مانند بدکاری، کم فروشی، وزشتی انجام نداده، ناراحت است.
۱۰۲ - ودیدی که: قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتکار کنند.
۱۰۳ - ودیدی که: اموال حق خویشان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) (خمس) در راه باطل تقسیم گردد، وبا آن قماربازی وشرابخواری شود.
۱۰۴ - ودیدی که: به وسیله شراب، بیمار را مداوا کنند، وبرای بهبودی بیمار آن را تجویز نمایند.
۱۰۵ - ودیدی که: مردم در مورد امر به معروف ونهی از منکر وترک دین بی تفاوت ویکسانند.
۱۰۶ - ودیدی که: سرو صدای منافقان بر پا است ولی سر وصدای حق طلبان خاموش است.
۱۰۷ - ودیدی که: برای اذان ونماز مزد می گیرند.
۱۰۸ - ودیدی که: مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند وغیبت هم نمایند.
۱۰۹ - ودیدی که: شرابخوار مست، پیش نماز مردم شود.
۱۱۰ - وقتی که دیدی: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
۱۱۱ - ودیدی که: قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.
۱۱۲ - وقتی دیدی که: استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند.
۱۱۳ - ودیدی که: فرمانروایان، میراث (مستضعفان) را در اختیار بدکاران از خدا بی خبر قرار دهند.
۱۱۴ - ودیدی که: بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن می گویند ولی گویندگان آن پرهیزکار نیستند.
۱۱۵ - ودیدی که: صدقه را با وساطت دیگران بدون رضای خداو بخاطر در خواست مردم بدهند.
۱۱۶ - وقتی که دیدی: وقت (اوّل) نمازها را سبک بشمارند.
۱۱۷ - ودیدی که: هَمّ وهدف مردم، شکم وشهوتشان است.
۱۱۸ - ودیدی که: دنیا به آنها روی کرده.
۱۱۹ - ودیدی که: نشانه های برجسته حق، ویران شده است، در این وقت خود را حفظ کن واز خدا بخواه که از خطرات گناه نجاتت بدهد...(۹۷).
البتّه باید توجّه داشت، که این نشانه ها هم اکنون در دنیای غرب، در اروپا وآمریکا وحتی بعضی از کشورهای آفریقا وآسیا وجود دارد، شکر خدا را که به برکت انقلاب اسلامی در ایران، از بسیاری از این گناهان جلوگیری شده ومی رود که از همه جلوگیری شود وزمینه سازی برای ظهور امام قائم (عج) گردد.
۱۱- خروج سید حسنی ویمانی
از جمله علائمی که در آستانه ظهور امام قائم (عج) رخ می دهد خروج سید حسنی با یارانش برای یاری آنحضرت است، اینک توضیح آن:
سید حسنی جوان خوش صورتی است که از طرف دیلم(۹۸) وقزوین خروج می نماید وبا صدای بلند فریاد کند که به فریاد رسید آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را که از شما یاری می طلبند واین سید حسنی ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) باشد ودعوی بر باطل ننماید ودعوت بر نفس خود نکند بلکه از شیعیان خُلَّص ائمّه اثنی عشر (علیهم السلام) وتابع دین حق باشد ودعوی نیابت ومهدویت نخواهد نمود ولکن مطاع وبزرگ ورئیس خواهد بود ودرگفتار وکردار موافق است با شریعت مطهّره حضرت خاتم النّبیین (صلی الله علیه وآله وسلم) ودر زمان خروج او کفر وظلم، عالم را فرا گرفته باشد ومردم از دست ظالمان وفاسقان در اذیت باشند وجمعی از مؤمنین نیز مستعد باشند از برای ظلم ظالمین، ودر آن حال سید حسنی استغاثه نماید از برای نصرت دین آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) پس مردم او را اطاعت نمایند خصوصاً گنجهای طالقان که از طلا ونقره نباشند بلکه مردان شجاع وقوی دل ومسلّح ومکمّل که بر اسبهای اشهب سوار باشند، در اطراف او جمع گردند وجمعیت او زیاد شود ومانند سلطان عادل در میان ایشان حکم وسلوک نماید وکم کم بر اهل ظلم وطغیان غلبه نماید واز مکان وجای خود تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمین وکافران پاک کند وچون با اصحاب خود وارد کوفه شود، به او خبر دهند که حضرت حجة اللّه مهدی آل محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ظهور نموده واز مدینه به کوفه تشریف آورده است پس سید حسنی با اصحاب خود خدمت آنحضرت مشرّف می شوند واز آنحضرت مطالبه دلائل امامت ومواریث انبیاء (علیهم السلام) را می نمایند، حضرت امام صادق (علیه السلام) می فرماید: بخدا سوگند که آن جوان آنحضرت را می شناسد ومی داند که او بر حق است ولکن مقصودش این است که حقیقت او را بر مردم واصحاب ظاهر نماید، پس آنحضرت دلائل امامت ومواریث انبیاء (علیهم السلام) از برای او ظاهر نماید، در آن وقت سید حسنی واصحابش با آنحضرت بیعت خواهند نمود مگر قلیلی از اصحاب او که ۴۰۰۰۰۰ از زیدیه باشند که مصحف ها وقرآن درگردن ایشان حمایل است وآنچه مشاهده نمودند از دلائل ومعجزات آن را حمل بر سحر نمایند وگویند این سخنان بزرگی است واینها همه سحر است که به ما نموده اند، پس امام قائم (عج) آنچه آنان را نصیحت وموعظه نماید وآنچه از معجزات بیاورد در آنها تأثیر نخواهد کرد، تا سه روز ایشان را مهلت می دهد وچون موعظه آنحضرت را که حق است قبول ننمایند امر می فرماید که گردنهای ایشان را بزنند وحال ایشان شبیه است به حال خوارج نهروان که در لشکر امام علی (علیه السلام) در جنگ صفّین بودند(۹۹).
یمانی نیز از رهبران بر حق است که به حمایت از مهدی (عج) خروج می کند، امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود: سفیانی وخراسانی ویمانی در یک سال ودر یکشهر ودر یکروز خروج می کنند وهیچ پرچمی مانند یمانی، به هدایت نزدیکتر نیست، زیرا یمانی مردم را به حق دعوت می کند(۱۰۰).
۱۲ - سفیانی ودجال کیستند؟
در آستانه ظهور حضرت مهدی (عج) نشانه های دیگری نیز بروز می کند از جمله خروج سفیانی ودجّال(۱۰۱) است سفیانی از جانب شام، بر می خیزد(۱۰۲).
وافراد دیگری نیز که تا ۳۰ یا ۶۰ کذّاب در روایات ذکر شده است(۱۰۳)، اینها همه پرچم مخالفت بر می افروزند وسرانجام بدست یاران مهدی (عج) وبه رهبری آنحضرت شکست می خورند وبه هلاکت می رسند، از جمله از شکست خوردگان گروه ۱۰.۰۰۰ نفری «بتریه» است که در مسیر کوفه با سپاه قائم (عج) جنگ کنند وهمگی به هلاکت می رسند، امام در کوفه کاخهای ستمگران را ویران می سازد وهمه منافقین توطئه گر بدست یاران مهدی (عج) به هلاکت می رسند(۱۰۴).
در وصف سفیانی آمده که او از نسل ابوسفیان است از پلیدترین مردم، سرخ مایل به زرد رنگ است (در ظاهر مقدّس مآبی می کند) وذکرش این است:
یا رَبِّ، یا رَبِّ، یا رَبِّ،
سرانجامش دوزخ است، آنقدر پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور می کند(۱۰۵).
وبه نقل دیگر امام باقر (علیه السلام) فرمود: در شام سه گروه دارای پرچم، خروج می کنند: اصهب، ابقع وسفیانی(۱۰۶).
به هر حال سفیانی پلید با دار ودسته اش بر ضد حضرت مهدی (عج) قیام می کند.
مهدی (عج) به مردم فرمان می دهد به جنگ این دشمن خدا ودشمن خودتان برخیزید.
سپس خود حضرت مهدی (عج) همراه مسلمانان برای جنگ با سفیانی از مکه به شام رفته ودر شام با او می جنگد سرانجام سفیانی ودار ودسته اش، شکست می خورند وسفیانی زیر درخت بغوطه دمشق به هلاکت می رسد(۱۰۷).
ودر بعضی از روایات آمده: ارتش وطرفداران او برای جنگ با مهدی (عج) به مکه می روند، وقتی که در راه به سرزمین «بیداء» رسیدند، بقدرت الهی مسخ می گردند ویا در زمین فرو می روند(۱۰۸).
کوتاه سخن آنکه:
«سفیان» یک طاغوت پلید دارای یک رژیم جهنّمی است که با ویژگیهای خاص با انقلاب جهانی مهدی (عج) مخالفت می کند وشکست می خورد(۱۰۹).
امّا در مورد دجّال باید گفت: او نیز یک طاغوت حیله گر دیگر است.
طبق نقل امام صادق (علیه السلام)، امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه طولانی فرمود:
«حضرت مهدی (عج) با یارانش از مکه به بیت المقدس می آیند ودر آنجا بین آنحضرت با دجّال وارتش دجّال جنگ واقع می شود، دجّال وارتشش مفتضحانه شکست می خورند، بطوریکه از اوّل تا آخر آنها به هلاکت می رسند ودنیا آباد می شود وحضرت مهدی، عدالت وقسط را در جهان بپا می دارد.
طبق روایتی: آنحضرت دجّال را در کُناسه کوفه به دار می زند»(۱۱۰).
خروج دجّال در روایات اهل تسنّن ودر تورات وانجیل نیز آمده است.
اوصاف وویژگیهای او نیز در روایات ذکر شده(۱۱۱).
به هر حال آنحضرت، دجّال یعنی آن طاغوت حقّه باز وپرتزویر را نیز که به جنگ مهدی (عج) بر می خیزد شکست می دهد وطبق بعضی از روایات، آنحضرت، حضرت عیسی (علیه السلام) را در کشتن دجّال در سرزمین فلسطین کمک می کند(۱۱۲).
آری رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود:
«بدانکه فرزندم از کسانی که به تو وشیعیان تو ستم کردند در دنیا انتقام می گیرد، وخداوند در آخرت آنها را عذاب می نماید.
سلمان پرسید: او کیست؟
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: او نهمین فرزند حسین (علیه السلام) است که پس از غیبت طولانی ظاهر می شود وفرمان خدا را اعلام می کند ودین خدا را آشکار می سازد واز دشمنان خدا انتقام می گیرد وسراسر زمین را همان گونه که پر از ظلم وجور شده، پر از عدل وداد می نماید»(۱۱۳).
ضمناً روشن شد که رهبران مخالف دیگر نیز، طاغوتها یا طاغوتچه هایی دیگر روی زمینند.
۱۳ - نشانه های خود حضرت چیست؟
پاسخ:
مقداری از نشانه های قائم (عج) در ضمن این کتاب آمده است، ولی در اینجا نیز به چند نشانه اشاره می کنیم:
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«امامت امّت(۱۱۴) صلاح نیست مگر برای شخصی که دارای سه خصلت باشد:
۱ - سزاوارترین مردم به امام قبل.
۲ - اسلحه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در نزد او باشد.
۳ - امام سابق، او را به طور آشکار، وصی خود کرده باشد»(۱۱۵).
اباصلت هروی گوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم نشانه قائم (عج) در وقت خروج چیست؟
فرمود: «او در سن پیران است ولی سیمای جوان دارد، ناظران به او گمان می برند که چهل سال یا کمتر دارد، او با مرور شب وروز پیر نمی شود تا پایان عمرش فرا رسد»(۱۱۶).
مرحوم صدوق (رحمه الله) از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند:
«نخستین سخنی که حضرت مهدی (عج) پس از قیام خود می فرماید این است:
«من بقیة اللّه وحجّت وخلیفه خدا بر شما هستم»
سپس هیچکس بر او سلام نمی کند مگر اینکه می گوید:
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقِیةَ اللّهِ فِی اَرْضِهِ:
سلام بر تو ای بقیه (ذخیره بادوام) خدا در زمین خدا»(۱۱۷).
قبلاً گفتیم امام قائم (عج) در تمام جهات شباهت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد حتی در قیافه وروش وخصوصیات.
نیز امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«در مکّه تعداد بیعت کنندگان به ۱۰۰۰۰ نفر می رسند، ودر سراسر زمین معبودی جز خدا یافت نمی شود وهمه معبودهای باطل، آتش می گیرند..»(۱۱۸).
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«شب ۲۳ ماه رمضان ندا بنام امام قائم (عج) بلند شود، وآنحضرت در روز عاشورا که در آن امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسید، قیام کند، گویا روز شنبه دهم محرم را می نگرم که آنحضرت بین حجرالاسود ومقام ابراهیم (علیه السلام)، در کنار کعبه ایستاده وجبرئیل در حضورش است، اعلام بیعت می شود که همه شیعیان وطرفداران او از اطراف جهان به مکه آیند وبا او بیعت کنند، زمین برای آنها در نور دیده می شود (که زودتر برسند)، پس آنگاه خداوند زمین را که پر از ظلم وجور شده پر از عدل وداد کند»(۱۱۹).
۱۴ - آیا این پیش بینی قابل اجراء است؟
می پرسند:
آیا چنین پیش بینی برای آینده در مورد مصلح جهانی حضرت مهدی (عج) از نظر طبیعی واجتماعی (با توجّه به شرایط زمان در همه کشورها)، قابل عمل ویا دست کم امکان پذیر است؟!
پاسخ:
سیر تکاملی بشر که در همه جهان مشاهده می شود، بخصوص سیر تکاملی اجتماعی وعلمی در میان انسانها، نوید برقراری حکومت مصلح واحد را در آینده به روشنی به ما خبر می دهد.
از سوی دیگر همه دستگاههای آفرینش به سوی تکامل گام بر می دارند، وما که جزئی از آفرینش هستیم، اقتضای هماهنگی وهمدوشی با آفرینش الزام می کند که انسانها نیز به سوی یک تکامل بزرگ که در سایه یک حکومت الهی تحت رهبریهای مردی بزرگ وعادل برقرار می شود گام بردارند وبه نتیجه برسند.
بعلاوه ضرورتهای اجتماعی، وواکنشهائی که همه روزه در گوشه وکنار جهان در برابر ظلم وتعدّی پیدا می شود به نوبه خود نیز پلّه های تکاملی به سوی وحدت جهانی تحت حکومت مصلح جهانی را مژده می دهند.
در اینجا اضافه می کنیم که در فطرت واعماق وجدان ونهاد انسانها، عدالت خواهی وصلح وصفا ومبارزه با ظلم وهرگونه فساد وتعدّی سرشته شده است، واین عامل نیز خواه ناخواه به طور طبیعی وخودجوش، انسانها را به برقراری چنین حکومت ایده آل وچنین نظام بهشتی وسراسر صفا سوق می دهد وسرانجام در این سیر، توفیق دستیابی به چنین نظامی را پیدا خواهد کرد، تا از نظامهای جهنّمی رهائی یابد.
بنابر این: چنین پیش بینی از نظر طبیعی وجامعه شناسی، هم قابل پیش بینی است وهم امکان پذیر است، وهم عملی است.
فراز ونشیبهای تاریخ بشر در مسیر طولانی خود شواهد بسیاری را برای جهش وپیروزی در انقلابها وطرحهای بسیار برای زندگی بهتر از نظر روحی وجسمی در آینده که همه را می توان پله هائی برای دستیابی به انقلاب عظیم جهانی مصلح کل در طول تاریخ بحساب آورد نشان می دهد.
ما این مطلب را در مقایسه با هزاران سال قبل که چگونه بشر در رشته های بسیار علمی واقتصادی واجتماعی به پیش رفته به خوبی می توانیم درک کنیم.
۱۵ - آیا امام مهدی برقرار کننده اسلام است؟
می پرسند:
طبق بعضی از روایات مانند: روایت امام صادق (علیه السلام) که فرمود:
«اِذَا خَرَجَ الْقائِمُ یأْتِی بِاَمْر جَدِید وکِتاب جَدِید وسُنَّة جَدِیدَة وقَضاء جَدِید؛
هنگامی که قائم (عج) نهضت می کند، فرمان نو وکتاب نو وروش نو ودادگاه نو می آورد»(۱۲۰).
آیا با توجه به این روایت، آئین ودینی که امام قائم (عج) بر قرار می کند دین دیگر (جدید) غیر از اسلام نیست؟!
پاسخ:
تعبیر به نو وجدید، اشاره به این است که انقلاب مهدی (عج) یک دگرگونی اساسی است نه روبنائی، از این روجامعه خیال می کند چیز جدیدی غیر از اسلام است.
به عبارت دیگر: پیرایه هائی که در طول تاریخ اسلام توسط زمامداران نالایق ودیگران به اسلام بسته اند، اسلام را طوری کرده، که اگر امام (علیه السلام) آنها را از اسلام دور کند وحقیقت اسلام را آشکار سازد مردم عوام خواهند گفت: این یک چیز جدیدی است نه اسلام، در صورتی که اسلام واقعی همین است.
آری در طول تاریخ اسلام، نفوذ اندیشه های بیگانه در اسلام وتجدد گرائی افراطی مسلمین ورخنه فرصت طلبان وداخل کردن طرحهای مبهم به عنوان طرح اسلامی در میان اسلام وتحریفات گوناگون و... اسلام را مسخ خواهد کرد در این صورت اگر امام قائم (عج) حقیقت اسلام را آشکار می سازد، مردم خیال می کنند مکتب جدید وروش جدید ودادگاه جدیدی غیر از اسلام به میان آمده است.
در اینجا برای تکمیل این موضوع به روایت زیر توجّه فرمائید:
یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) گوید: از آنحضرت پرسیدم روش حضرت مهدی (عج) چگونه است؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«یصْنَعُ ما صَنَعَ رَسُولُ اللّهِ، یهْدُمُ ما کانَ قَبْلَهُ کَما هَدَمَ رَسُولُ اللّهِ اَمْرَ الجاهِلِیةِ ویسْتَأنِفُ الاِْسْلامَ جَدِیداً؛
همان روش پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را انجام می دهد، روشهای باطل قبل را ویران می کند، چنانکه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین کرد واسلام را نوسازی وتکمیل می نماید»(۱۲۱).
بنابراین، انقلاب حضرت مهدی (عج) همان انقلاب اسلامی است، منتهی در سطح وسیعتر وعمیقتر.
ابو بصیر (رحمه الله) یکی از یارن امام صادق (علیه السلام) گوید: از آن حضرت پرسیدم مرا از سخن امیر مؤمنان (علیه السلام) خبر بده که فرمود:
«اِنَّ الاِسْلامَ بُدِءَ غَرِیباً وَسَیعُودُ کَما بُدِءَ فَطُوبی لِلْغُرْباءِ؛
اسلام در آغاز غریب بود وبزودی همچون آغاز غریب خواهد شد، خوشا به سعادت غریبان».
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ فرمود:
«وقتی که امام قائم (عج) قیام کند دعوت به اسلام را از نو شروع می کند، چنانکه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دعوت را شروع کرد»(۱۲۲).
مطلب دیگر اینکه: حضرت قائم (عج) خودش نور ومنطق گویا برای جهانیان است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم ما قیام کند، سراسر زمین بنور پروردگارش روشن می گردد:
وَاسْتَغْنَی الْعِبادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ؛
ومردم از نور خورشید وماه بی نیاز می شوند وتاریکی بطور کلی از بین می رود»(۱۲۳).
مرحوم ملامحسن فیض (رحمه الله) در حاشیه تفسیر خود گوید: گویا منظور از بی نیازی سراسر زمین به نور خورشید وماه، بی نیاز شدن از برهان ودلیل ساطع است چرا که خود وجود امام کافی است ودلها ومغزهای همه را نورانی وقبضه می کند با توجه به اینکه تمام علوم در زمان غیبت در محور برهان ودلیل است.
ومطابق روایات: امام قائم (عج) با معتقدان به ادیان مختلف، مناظره واحتجاج می کند وبا توراتیان به تورات، با انجیلیان به انجیل وبا صحفیان به صحف وبا قرآنیان به قرآن و... همه آنها به حقانیت امام (علیه السلام) پی می برند وسوگند می خورند که تورات وانجیل وصحف وقرآن حقیقی همانست که امام (علیه السلام) به آنها نشان می دهد سرانجام آنها به اسلام حقیقی می گروند(۱۲۴).
در عین حال، با کمال قاطعیت به کتاب خدا قرآن، عمل می کند وهرگونه منکرات را نابود می سازد(۱۲۵).
وبرای برقراری حکومت جهانی قیام به شمشیر (نهضت نظامی) می کند، در حدّی که بفرموده امام صادق (علیه السلام):
«اِذا قامَ بِالسَّیفِ فَقَتَلَ مِنْ کُلِّ اَلْف تِسْعَمَأَةُ وتِسْعَةَ وتِسْعِینَ؛
وقتی که امام زمان (علیه السلام) قیام به شمشیر می کند (از منحرفان وطاغوتیان وتوطئه گران) از هر هزار نفر، ۹۹۹ نفر آنها را به هلاکت می رساند»(۱۲۶).
۱۶ - ادعای مهدویت وآمدن آن حضرت چیست؟
پاسخ:
به نظر نگارنده موضوع مدّعیان مهدویت، وقول به آمدن مهدی (عج) ورفتنش بقدری مضحک است که اصلاً قابل بحث نیست وهیچگونه با قرآن وروایات اسلامی تطبیق نمی کند، چنانکه با خواندن این کتاب ومقایسه مطالب آن با وضع زمان، به آن پی می برید.
تنها به این مطلب اشاره می کنیم که استعمارگران شرق وغرب برای اینکه ثروت بی حساب مشرق زمین را برای خود ببرند وچپاول کنند، واز طرفی حسّ مذهبی را در میان مردم این سرزمین ها، بسیار قوی دانستند با به وجود آوردن بابی گری وبهائی گری وقادیانی گری و... خواستند در صفوف مسلمانان اختلاف ایجاد کنند وتفرقه بیندازند وبه هدف شوم خود برسند ودر این راه گرچه نتیجه مطلوب نگرفتند، اما ضربه های بسیار وارد کردند، عِرض خود را بردند، امّا مسلمانان را در بعضی نقاط به زحمت انداختند، امید آنکه، مسلمانان با هوشیاری بیشتر، ماهیت استعمارگران وتوطئه های آنها را بشناسند. ومتوجه باشند که آنها از راه عقائد مذهبی مردم را فریب ندهند(۱۲۷).
۱۷ - امام مهدی در برابر قدرتهای تخریبی

می پرسند:
بر همگان روشن است که روز بروز برکیفیت وکمیت سلاحهای مدرن از موشکهای قارّه پیما گرفته تا بمبهای اتمی وهیدروژنی افزوده می شود، واین وسائل در دست استکبار جهانی است، آیا امام زمان (علیه السلام) می تواند در برابر این قدرتها ایستادگی کند وجهان را تحت حکومت خود آورد؟
پاسخ:
اوّلاً:
اگر از راه اعجاز، نه امور عادی مسأله را بررسی کنیم، که پاسخ سؤال آسان است، چرا که امدادهای غیبی وقدرت مطلق خدا پشتیبان حضرت است وهمه چیز را برای او یک شبه حلّ خواهد کرد، به این معنا که اسباب کار را از هر سو فراهم خواهد نمود.
واگر مسئله را از راه عادی وطبیعی بررسی کنیم، پاسخ سؤال فوق این است که مردم دنیا که از ظلم وجور وفساد به ستوه آمده وتشنه مصلح حقیقی هستند، وقتی که ندای چنین مصلحی به گوششان رسید، خودبخود به سوی او جذب می شوند وهمه امکانات خود را در اختیار این مصلح قرار می دهند، البتّه در این صورت هم، امدادهای غیبی به کمکشان خواهد شتافت.
با توجه به امکانات عظیم دنیای اسلام از نظر اقتصادی، نیروی انسانی، جغرافیائی واستراتژیکی که در مراحل اوّل به امام (عج) می پیوندند ومنافع اولیه دنیای استکبار را در اختیار امام (علیه السلام) قرار می دهند، مسأله به راحتی حل خواهد شد.
مثال کوچکش پیروزی انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ در سرزمین خود ما بود که مردم با رهبری صحیح با مشتهای خالی همه اسلحه های مدرن وپیچیده را در اختیار خود در آوردند، وغول شاهنشاهی را سرنگون نمودند ومشابه این مسئله در دنیا کم نیست مانند: فروپاشی غول کمونیسم در شوروی سابق ونقاط دیگر.
۱۸ - رجعت چیست؟
آیا مردان شایسته پس از مرگ، در عصر حکومت مهدی (عج) زنده خواهند شد؟ ودر صف یاران آنحضرت قرار می گیرند؟
پاسخ:
رجعت از دیدگاه تشیع یعنی خداوند عدّه ای از مردگان را با همان اندام وصورتی که بودند زنده کرده وبه دنیا بر می گرداند، به گروهی از آنان عزّت می دهد وگروهی را ذلیل خواهد کرد وحق مظلومان را از ستمگران می گیرد واین جریان پس از قیام مهدی (عج) به وقوع می پیوندد.
با توجه به اینکه زنده شدگان کسانی هستند که در حد اعلای ایمان ویادر حد اعلای کفر وفسادند، پس از مدتی زنده شدن ودریافت کیفر وپاداش برخی از اعمالشان، دوباره می میرند ودر روز قیامت برای کیفر وپاداش کاملتر زنده می شوند.
در قرآن آیات متعددی بر این مطلب دلالت دارد از جمله آیه ۱۰ سوره مؤمن و۲۶۰ سوره بقره و....
روایات هم در این باره به حدّ تواتر (بسیار که موجب علم است) به ما رسیده است(۱۲۸).
در مورد حضرت ولی عصر (عج) در روایات آمده؛ آن حضرت پس از ظهور، عده ای از ظالمان را به اذن خدا از قبرها بیرون می کشد وبه اذن خدا زنده می کند ومجازات می نماید.
او یگانه منتقم خون امام حسین (علیه السلام) است چنانکه در دعای ندبه می خوانیم:
«اَینَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلا اَینَ الْمَنْصُورُ عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیهِ وَافْتَری...؛
کجاست طالب خون حسین (علیه السلام) که در کربلا کشته شد؟ کجاست آن یاری شده تا یاری کند کسانی را که حقشان پایمال شده است».
از طرفی در روایات می خوانیم: نواده های قاتلان حسین (علیه السلام) را به خاطر کار پدران ظالم شان می کشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه هنگام قیام امام مهدی (عج) در قبرش خوشحال می شود»(۱۲۹).
ونیز فرمود:
«هنگام رجعت کسانی که مؤمن خالص وکافر خالص هستند زنده می شوند وبه دنیا بر می گردند»(۱۳۰).
ونیز فرمود:
«در پشت کوفه (نجف) ۲۷ مرد از هدایت شدگان، واز بزرگان اصحاب زنده شده وبه امام ملحق می شوند»(۱۳۱).
وقتی که قائم (عج) قیام کرد خداوند همه اذیت کنندگان به مؤمنین را زنده می کند تا به مجازات دنیوی برسند وبه داد مؤمنان نیز برسد.
وبه یکی از یارانش به نام مفضّل (رحمه الله) فرمود: تو وچهل وچهار نفر مرد دیگر با قائم (عج) هستید(۱۳۲).
به این ترتیب می بینیم رجعت مؤمنان مخلص وکافران محض، در زمان حضور حضرت قائم (عج) مسلّم است.
ضمناً ناگفته نماند که کشتن نواده های قاتلان امام حسین (علیه السلام) با اینکه خودشان در قتل آنحضرت شرکت نداشتند، طبق روایات بخاطر رضایت آنها از ظلم پدرانشان است.
ونیز در عصر رجعت، پس از امام قائم (عج)، ائمّه دیگر به دنیا بر می گردند ویکی پس از دیگری حکومت می کنند، حتی وقتی حضرت قائم (عج) از دنیا رفت امام حسین (علیه السلام) او را غسل می دهد(۱۳۳).
۱۹ - شخص پنج ساله چگونه امام می شود؟
می پرسند:
حضرت قائم (عج) هنگام شهادت پدر در سال ۲۶۰ هجری قمری پنج سال داشت وپس از پدر امام بر مردم بود، آیا یک نفر پنجساله می تواند امامت کند؟
پاسخ:
اگر کودکی، بخاطر استعدادهای فوق العاده که خدا به او داده، در اوج کمال بود، چه مانعی دارد امام مردم شود، مانند حضرت عیسی (علیه السلام) که به فرموده قرآن در سن کودکی، پیغمبر وحجّت خدا شد ومانند بوعلی سینا وامثال او(۱۳۴).
ودر دنیا گاهی کودکان استثنائی ونابغه بسیارند مانند: «سید محمّد طباطبایی قمی» در عصر ما که در پنج ونیم سالگی حافظ همه قرآن شد، وهم اکنون(۱۳۵) که حدود هفت سال دارد، دروس حوزوی را می خواند، وآن چنان بر معانی آیات قرآن، مسلّط است، که در گفتگو، با آیات قرآن سخن می گوید وبه سؤالات جواب می دهد(۱۳۶).
ومانند توماس یونگ وامثال او که در دو سالگی خواندن ونوشتن را می دانست ودر هشت سالگی به تنهائی به آموختن ریاضیات پرداخت(۱۳۷) بسیارند واینها حکایت از آن می کند که چنین چیزی محال نیست وقتی محال نبود قدرت خدا به آن تعلّق خواهد گرفت.
ما امامان دیگری مانند امام جواد وامام هادی (علیهما السلام) نیز داریم که قبل از بلوغ به امامت رسیده اند.
۲۰ - چرا این همه سخن از مهدی می پرسند؟
چرا از حضرت مهدی (عج) آنهمه سخن به میان آمده، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وهمه ائمّه (علیهم السلام) در فرصتهای مختلف از آنحضرت سخن گفته اند، حتی به جزئیات وشمائل وخصوصیات مربوط به آنحضرت تصریح کرده اند... که درباره هیچیک از ائمّه (علیهم السلام) چنین نیست؟
پاسخ:
این همه توجه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وامامان (علیهم السلام) به حضرت مهدی (عج) وذکر ویژگیهای شخص آنحضرت وقیام او... به خاطر چند جهت است:
۱ - مردم در طول زمان، خود را آماده ظهور آنحضرت کنند وبا داشتن هدف مشخّص، دنبال آنحضرت را بگیرند تا حکومت جهانی از دست استکبار جهانی بیرون آید وبدست صالحان قرار گیرد واین کار با نهضتهای اسلامی عمیق وپی گیر قابل اجرا است.
۲ - ذکر خصوصیات برای آن است که افراد دروغگو که از معتقدات مذهبی مردم سوء استفاده کرده ودر طول تاریخ خود را همان مهدی موعود خوانده اند، شناخته شوند ورسوا گردند.
۳ - اهمیت مهدی (عج) وانقلابش که امید همه در همه جهان وتاریخ است، نیز عاملی است که قبل از ظهورش از آنحضرت سخن بسیار به میان آید وقلبها وروحها بنام نامی آنحضرت سرشار از امید وتوجه به آینده روشن گردد، ومؤمنان ومستضعفان بدانند که خداوند آنها را به خودشان واگذار نکرده، آنها حجّت برحق دارند، رهبری معصوم، پشتیبان آنها است، با چنین پشتیبانی از هیچ چیز وهیچکس نهراسند وتحت رهبری او به پیش روند.
ودر طول زمان غیبت، با توجه به اوصاف او، دریابند که چه کسی می تواند به نیابت عام آنحضرت، زمام امور ورهبری را بدست گیرد، دریابند که باید نزدیکترین فرد به این خصوصیات واوصاف، بر مسند نیابت عام آنحضرت بنشیند وبه عنوان ولایت فقیه مردم را رهبری کند.
امّا اگر این خصوصیات ذکر نمی شد واینهمه اهمیت به آن داده نمی شد، مردم در بسیاری از امور سیاسی واجتماعی ومعنوی، راه را گم می کردند واز صراط مستقیم به سوی شرق وغرب پناه می بردند.
۲۱ - تکذیب ملاقات با امام زمان، چرا؟
می پرسند:
با اینکه طبق روایات کسانی را که مدّعی دیدار امام زمان (عج) هستند باید تکذیب کرد پس چرا به ذکر نمونه هائی از دیدار کنندگان، در این کتاب یا در کتابهائی مانند: بحارالأنوار، اثباة الهداة وکشف الغمه و... پرداخته شده است؟
پاسخ:
نظر به اینکه: مدّعیان در بسیاری از مواقع، می خواهند با این ادّعا سوء استفاده کنند، چنانکه در تاریخ مکرر دیده شده است.
ونظر به اینکه در بعضی از موارد در زمانهای معاصر امامان (علیهم السلام) ونزدیک به آن، برای حفظ جان، تقیه واجب بوده است واگر کسی چنین ادعائی می کرد در مخاطره قرار می گرفت.
وامور دیگر که بر ما پنهان است موجب آن شده که ائمه (علیهم السلام) دستور داده اند که هر کس گفت: من امام زمان (علیه السلام) را دیده ام، او را تکذیب کنید، ویا اینکه تکذیب مربوط به احکام است، یعنی کسی که حکمی از اسلام را از امام زمان (علیه السلام) نقل کند او را قبول نکنید.
وانگهی داستان دیدار کنندگان نوعاً بعد از مرگشان آشکار شده است، به هر حال اگر سوء استفاده وتقیه وآثار سوء ویا عوامل مهمتری در کتمان نباشد، اظهار آن ظاهراً بی مانع خواهد بود (والله اَعلم).
۲۲ - قسط وعدل چیست؟
می پرسند:
در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) بطور تواتر (بسیار) آمده که خداوند، پس از ظهور آن حضرت دنیا را پر از قسط وعدل می کند آنچنانکه پر از ظلم وجور شده است(۱۳۸).
منظور از «قسط» و«عدل» وفرق بین این دو چیست؟
پاسخ:
واژه «قسط» بیشتر در امور اقتصادی وتوزیع اموال براساس عدالت اجتماعی بین افراد به کار می رود، که در این جهت هیچگونه تبعیضی نباشد(۱۳۹) که در مقابل جور قرار گرفته است، ولی عدل یک معنی عامی دارد که شامل عدالت در تمام ابعاد از عقائد وفرهنگ وسیاست و... خواهد شد، که در مقابل ظلم است.
توسعه عدل وداد در حدی است که طبق بعضی از روایات نخستین گامی که امام قائم (عج) پس از خروج برمی دارد این است که سخنگوی آنحضرت به جهانیان اعلام می کند:
کسانی که می خواهند حج مستحب بجای آورند، حجرالاسود ومحل طواف را به کسانی که حج واجب دارند، واگذار نمایند(۱۴۰) ضمناً این روایت حاکی از هجوم زیاد مسلمین برای برگزاری حج است، براستی چقدر دامنه عدالت گسترش می یابد؟
«قسط» و«عدل» هر دو بسیار مهم هستند، ولی رعایت «قسط» بخصوص در حکومت اسلامی جای خاصی دارد، مثلا در اسلام باید بیت المال بطور تساوی در بین مستعقین، توزیع گردد، شیوه امام علی (علیه السلام) چنانکه بخوبی در گفتارش در نهج البلاغه پیداست، همین بوده است، داستان آهن گداخته در رابطه با برادرش عقیل که در خطبه ۲۲۴ نهج البلاغه آمده، شاهد گویائی بر این مطلب است این همان قسط است.
ودر خطبه ۱۲۶ می فرماید:
«... وَلَوْ کانَ الْمالُ لِی لَسَوَّیتُ بَینَهُمْ فَکَیفَ واِنَّمَا الْمالُ مالُ اللّهِ؛
اگر مال از شخص من بود، آنرا بطور مساوی تقسیم می کردم، تا چه رسد به اینکه مال، از آن خدا است».
از دیدگاه فقه اسلامی نیز مسئله چنین است، عالم بزرگ شیخ طوسی (ره) در کتاب «خلاف» (باب العین وقسمة الغنیمة) در مسأله۴۴ گوید:
در بیت المال، بین مردم بخاطر شرافت ویا سابقه بیشتر در اسلام ویا دانش وزهد، فرقی نباید گذاشت وشیوه امام علی (علیه السلام) همین بود... سپس می گوید: اسم بیت المال، مطلق است وشامل همه مردم می شود.
محقّق عالیقدر صاحب جواهر (رحمه الله) در جلد ۱۶ نیز همین نظر را بیان می کند.
آری در پاره ای از موارد بخاطر امور استثنائی، به بعضی بیشتر داده می شود، مثلا در غنائم جنگی که یکی از منابع درآمد بیت المال است به جنگجویان پیاده یک سهم وبه جنگ جویان سواره دو سهم وبه جنگ جویانی که از یک اسب بیشتر دارند، سه سهم داده می شود، ولی این فرق به خاطر مخارج خوراک آن اسبها است، وحاکی از تبعیض در تقسیم بیت المال نیست.
ناگفته نماند که منابع بیت المال متعدّد است:
۱ - زکاة
۲ - خمس
۳ - انفال (غنائم جنگی جزء انفال است).
۴ - جزیه (که از اهل کتاب گرفته می شود).
۵ - خراج؛ مقدار مالی که طبق قرارداد حکومت اسلامی وکارکنان زمین از محصول زمین یا قیمت آن گرفته می شود، آنهم باید از اراضی خراجیه یعنی از زمینهایی که مسلمین به اذن امام معصوم (علیه السلام) با قهر وغلبه یا از روی مصالحه از کفّار گرفته اند باشد.
۶ - فَیئی (به معنی بازگرداندن است) ومنظور اموالی است که بدون زحمت از کفار بازگردانده شده ودر اختیار مسلمین قرار می گیرد، که طبق آیه ۶ و۷ سوره حشر این اموال مال خدا ورسول وبستگان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ویتیمان ومستمندان ودرماندگان راه خدا است، بنابراین فرق است بین فیئی وغنائم جنگی.
(باید توجّه داشت که در آمد فیئی، داخل در بیت المال نیست واختیارش در دست رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وبعد از آنحضرت در اختیار بستگان آنحضرت است ودر زمان غیبت با ولی فقیه است تا به مصرف تعیین شده برساند).
به هر حال قسط اسلامی که تقسیم وتوزیع عادلانه بیت المال است بدون هیچگونه تبعیضی، در عصر حکومت درخشان امام عصر (عج) در اختیار مستحقین قرار می گیرد(۱۴۱) وبه این ترتیب امر توزیع که از مهمترین وپیچیده ترین شاخه های اقتصادی است بنحو عادلانه واحسن صورت می گیرد واز شکاف عمیق طبقاتی جلوگیری می نماید.
امروز امر توزیع ثروت در دنیا بقدری مفتضحانه است که مثلا در بعضی از کشورهای آفریقائی، مردم دسته دسته از گرسنگی می میرند ولی در آمریکا واکثر کشورهای غربی هزاران دلار خرج ماهیانه سگ خانه شان می نمایند، با توجه به اینکه این دلارها ومنابع آنها را از همین کشورهای ضعیف، مثل زالو مکیده وبرده اند.
مسلمانان منتظر امام قائم (عج) باید هم اکنون در جهان، این زمینه را به وجود آورند، یعنی دست استعمارگران وغارتگران جهانی را کوتاه کنند وثروتهای کلان خود را برای خود نگهدارند تا قسط وعدل اسلامی که از اهداف مهّم امام عصر (عج) است کم کم جامه عمل بپوشد ومستضعفان در فکر وعمل ودر اقتصاد وتوزیع و... بر سرکار آیند وبه حقشان برسند.
۲۳ - آیا قیام امام مهدی مسلحانه است؟
پاسخ:
امام قائم (عج) همچون پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) نخست اعلان دعوت می کند ودر آغاز ظهور، پیامش را به جهانیان می رساند، در این میان عده ای دعوتش را می پذیرند ولی عده ای دیگر کارشکنی وتوطئه گری کرده وبه مخالفت بر می خیزند، امام (علیه السلام) در برابر اینها، قیام مسلّحانه می کند.
در حدیثی امام جواد (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که ۳۱۳ نفر یاران خاص امام قائم (عج) به خدمتش در مکه رسیدند، حضرت دعوتش را به جهانیان آشکار می سازد (یعنی ظهور می کند) ووقتی که این تعداد به ۱۰۰۰۰ نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه می کند (خروج می نماید)»(۱۴۲).
۲۴ - منظور از کشته شدن شیطان به دست آن حضرت چیست؟
می پرسند:
در قرآن آمده: ابلیس (پدر شیاطین) به خدا عرض کرد: خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده خداوند فرمود: به تو تا روز وقت معلوم مهلت داده می شود(۱۴۳).
از این تعبیر معلوم می شود در خواست شیطان، اجابت نشده است، وطبق فرموده امامان (علیهم السلام) منظور از روز وقت معین وقت ظهور امام قائم (عج) است، بنابر این آیا شیطان در این وقت کشته می شود ویا می میرد؟
پاسخ:
ما در روایات می خوانیم شخصی در مورد جمله «یوم الوقت المعلوم» که در آیه مذکور آمده از امام صادق (علیه السلام) سؤال کرد، امام (علیه السلام) فرمود:
وقتی که قائم ما (عج) ظهور کند وبه مسجد کوفه بیاید، در این مسجد، شیطان به حضور آنحضرت می آید وزانو به زمین می زند ومی گوید:
«یا وَیلَهُ مِنْ هذَا الْیوْمِ؛
ای وای از این روز».
آنگاه امام قائم (عج) موی پیشانی شیطان را می گیرد وگردنش را می زند واو را به هلاکت می رساند، این روز وقت معلوم، (در آیه مذکور) است(۱۴۴).
بنابر این شیطان کشته می شود، ولی در اینجا این سؤال پیش می آید، پس دیگر مردم، آزادی در اراده ندارند وهمچون فرشتگان مجبور به اطاعت خدا خواهند شد؟
در پاسخ می گوییم: آزادی اراده واختیار از انسانها گرفته نمی شود، منظور از کشتن شیطان این است که ریشه های فساد وعوامل انحراف وظلم وجور در عصر درخشان حکومت مهدی (عج) نابود می گردد وبجای آن عقل وایمان حکومت می کند، چنانکه در حدیثی دیگر نیز می خوانیم:
«در صحف ادریس پیامبر (علیه السلام) آمده: تو ای شیطان تا زمانی که مقدّر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر وشرک وگناه پاک سازم، مهلت داده خواهی شد، ولی در این زمان (بجای تو) بندگان خالص وپاکدل وبا ایمان روی کار آیند آنها را خلیفه وحاکم زمین می کنم ودینشان را استوار می سازم، که آنها تنها مرا می پرستند وهیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند، در آنروز است که تو (شیطان) وهمه لشکریانت از پیاده وسواره را نابود می نمایم»(۱۴۵).
به این ترتیب می فهمیم در آن زمان دیگر حنای شیطان وبچه هایش رنگ ندارد، ودر برابر بندگان مخلص خدا به رهبری حضرت حجّت (عج) همچون خفّاشهائی در برابر خورشید تابناک عالمند، نتیجه می گیریم مرگ شیطان فرا رسیده است.
۲۵ - حکومت قائم وپیشرفت علم؟
می پرسند:
صنعت در ابعاد گوناگون روز بروز در حال ترقّی وپیشرفت است، آیا در حکومت مهدی (عج) این پیشرفت صنعتی متوقف می شود ویا ادامه می یابد؟
پاسخ:
حکومت امام مهدی (عج) از متن اسلام راستین سرچشمه می گیرد واسلام نه تنها با پیشرفت صنعت وهر علم دیگری که مانع کمال ورشد انسانها نمی گردد مخالف نیست، بلکه مؤید آن است.
آری اگر صنایع به صورت عوامل تخریبی وویرانگر در آیند، اسلام وحکومت امام مهدی (عج) شدیداً با آن مخالفت می کند.
حکومت حضرت مهدی (عج) مؤید پیشرفتهای همه جانبه صنعتی است که در خدمت بشر وعدالت وامنیت وآسایش وآزادی به کار رود.
برای اینکه اوج پیشرفت زمان حکومت حضرت مهدی (عج) را دریابیم به دو روایت ذیل توجّه فرمائید:
۱ - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اِنَّ قائِمَنا اِذا اَقامَ مَدَّاللّهُ لِشیعَتِنا فِی اَسْماعِهِمْ واَبْصارِهِمْ حَتَّی لا یکُونَ بَینَهُمْ وبَینَ الْقائِمِ بَریدٌ؛
وقتی که قائم ما قیام کند، خداوند شنوائی گوشها وبینائی چشمهای شیعیان ما را به گونه ای زیاد می کند که دیگر بین آنها وامام قائم (عج)، پیک پست نخواهد بود. یعنی آنها مستقیماً در هر کجا باشند با امام (علیه السلام) تماس می گیرند»(۱۴۶).
شاید بتوان گفت: این روایت از تلویزیونهای دو طرفه ودارای تلفن، سخن می گوید، واحتمال دارد که منظور، وسعت دید واندیشه شیعیان در آن عصر باشد.
مطلب اوّل را روایت دیگری که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده تایید می کند:
«اِنَّ الْمُؤْمِنِینَ فِی زَمانِ الْقائِمِ وهُوَ بِالْمَشْرِقِ یری اَخاهُ بِالْمَغْرِبِ وکَذَا الَّذِی فِی الْمَغْرِبِ یری اَخاهُ بِالْمَشْرِقِ؛
در عصر حکومت قائم (عج) مؤمنی که در شرق جهان است برادرش را که در غرب جهان است می بیند وبه عکس مؤمنی که در غرب جهان است برادرش را که در شرق جهان است می بیند»(۱۴۷).
روشن است که: دیدن این چنین، حکایت از وجود صنایع پیشرفته می کند.

۲ - ودر روایتی امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«ذوالقرنین (که شرحش در قرآن در اوائل سوره کهف آمده) در میان دو نوع ابر مخیر گردید او ابر آرام را برگزیدو ابر دیگر که خشن وسرکش است برای صاحب شما (امام قائم (عج)) ذخیره شده است.
روایت کننده پرسید ابر خشن وسرکش چیست؟
فرمود: ابری است که همراه رعد وصاعقه یا برق است صاحب شما (امام قائم «عج») بر آن سوار می شود ودر پلّه های آسمانهای هفتگانه وزمینهای هفتگانه بالا می رود»(۱۴۸).
به این ترتیب می بینیم در این روایت اشاراتی به فضا پیماهای بسیار سریع وتندر وکه قدرت وصول به آسمانهای هفتگانه را دارند شده است، اینها وروایاتی از این قبیل ما را به پیشرفت عجیب صنعت در عصر حکومت حضرت مهدی (عج) رهنمون می سازد، البتّه صنعت مثبت نه منفی.
۲۶ - حکومت مهدی وتشریفات؟
می پرسند:
تشریفات واسرافکاری در دنیای روز انسانها را خسته کرده وبه زحمت انداخته است، بخصوص در دنیای غرب، مد ومدپرستی، همه زندگی آنها را گرفته ودیگر فکر وذهن اکثر آنها جز به این امور، کشش دیگر ندارد، آیا در زمان حکومت امام مهدی (عج) این گونه تشریفات برچیده می شود؟
پاسخ:
صد در صد مثبت است، در آن عصر، هرگونه اسراف واتراف وتشریفات حرام است ودر همه چیز سادگی وزهد وپارسائی که اساس پرواز در فضای معنویت است دیده می شود، چنانکه اسلام از اوّل این روش را آورده است.
در این مورد مفضّل (رحمه الله) یکی از شاگردان امام صادق (علیه السلام) گوید:
«در سفر حج، در مراسم طواف خانه کعبه در حضور امام صادق (علیه السلام) بودم، مرا دید وفرمود: ترا غمگین ورنگ پریده می بینم؟
عرض کردم: فکرم در این باره مغشوش است که حکومت وسلطنت در دست زمامداران ستمگر عباسی است وهمه امکانات وزرق وبرق در اختیار آنهاست، اگر حکومت در دست شما بود ما هم به طفیل شما از آن بهره مند می شدیم.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اَما لَوْ کانَ ذلِکَ لَمْ یکُنْ اِلاّ سِیاسَةَ اللَّیلِ وسِیاحَةَ النَّهارِ واَکْلَ الْجَشَبِ وَلَبْسَ الْخَشِنِ شِبْهُ اَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) واِلاَّ فَالنّارُ فَنَزْوِی ذلِکَ عَنَّا فَصِرْ نانَأْکُلُ ونَشْرِبُ وهَلْ رَأَیتَ ظِلاَمَةً جَعَلَهَا اللّهُ نِعْمَةً؛
اگر حکومت در دست ما بود، شبها به عبادت ونگهبانی ورسیدگی به پرونده های امور مردم وروزها به جهاد وتأمین نیازهای مردم می پرداختیم، وبه خوردن غذای ساده وپوشیدن لباس خشن اکتفا می کردیم، همانند زندگی امیر مؤمنان علی (علیه السلام)، در غیر این صورت سرانجام ما آتش دوزخ بود، اکنون که حکومت در دست ما نیست، ما به طور متعارف (نه ساده) می خوریم ومی نوشیم، آیا مظلومیتی را دیده ای که خداوند آن را نعمت قرار داده باشد؟» (یعنی: اکنون که حکومت ما غصب شده، در لباس وخوراک وزندگی، راحت تر هستیم)(۱۴۹).
نظیر این روایت در گفتگوی امام صادق (علیه السلام) با مُعَلّی بن خُنَیس (رحمه الله) در روایات آمده است(۱۵۰).
۲۷ - آیا تلفظ بنام مقدس حضرت قائم جایز است؟
پاسخ:
مشهور بین جمعی از محدّثان وراویان آن است که تکلّم به نام اصلی امام عصر (عج) حرام است ولی تلفّظ به القاب آنحضرت مانند مهدی، حجّت، قائم و... حرام نیست.
اینک این سؤال پیش می آید آیا این حکم مخصوص زمان غیبت صغری بوده است همانگونه که علاّمه مجلسی (در جلد ۱۳ بحار، چاپ قدیم) از بعضی از علماء نقل کرده ویا در هر زمان ومکانی تا موقعی که حضرتش ظهور کند حرام است؟ ویا اینکه حرمت تلفّظ نام مقدّس آن حضرت بستگی به موارد خاصی مانند تقیه وترس دارد که اگر موارد ترس وتقیه نباشد جایز است؟
وآیا این مسئله اختصاص به آن بزرگوار دارد یا درباره سایر امامان (علیهم السلام) نیز جاری است؟
دانشمند معروف شیعه، علاّمه عالیمقام شیخ حرّ عاملی در کتاب وسائل الشّیعه در آغاز وآخرِ بابی که به همین عنوان در کتاب مذکور اختصاص داده(۱۵۱).
همین قول را انتخاب کرده که در مورد تقیه وخوف، تلفّظ بنام آنحضرت حرام است ودر غیر موارد تقیه وخوف حرام نیست(۱۵۲).
بررسی روایات این مسأله
ما در اینجا نخست به تجزیه وتحلیل وبررسی روایاتی که در این مورد رسیده می پردازیم وپس از نتیجه گیری نظر خود را خاطرنشان خواهیم ساخت.
روایاتی که در این مورد به ما رسیده، پس از بررسی به چهار قسم تقسیم می شوند:
قسم اوّل روایات:
پاره ای از روایاتی که در این مورد رسیده، دلالت دارند که تلفظ نام مبارک حضرت ولی عصر (عج) به طور مطلق (در هر زمان ومکانی ودر هر شرایطی) بی آنکه جای تقیه باشد حرام است ودر این قسم روایات، علّت خاصی ذکر نشده است، در اینجا بذکر چند نمونه از این قسم روایات می پردازیم.
۱ - مرحوم کلینی (رحمه الله) از علی بن رئاب (رحمه الله) نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«صاحِبُ هذَا الاَمْرِ لایسَمِّیهِ بِاسْمِهِ اِلاّ کافِراً؛
نام مبارک صاحب این امر (حضرت ولی عصر«عج») را هیچ کس جز شخص کافر نمی برد»(۱۵۳).
۲ - ونیز مرحوم کلینی از ریان بن صلت نقل می کند که گفت:
«سَمِعْتُ اَبَا الْحَسَنِ الرِّضا (علیه السلام) وسُئِلَ عَنِ الْقائِمِ قالَ: لایری جِسْمُهُ وَلاَیسَمّی اِسْمُهُ؛
از حضرت رضا (علیه السلام) در مورد سؤالی که پیرامون حضرت قائم (عج) شده بود شنیدم فرمود: جسمش دیده نمی گردد، ونامش برده نمی شود»(۱۵۴).
۳ - مرحوم صدوق (رحمه الله) در کتاب اکمال الدین از صفوان بن مهران نقل می کند که شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: مهدی (عج) که از فرزندان تو است کیست؟
فرمود:
«اَلْخامِسُ مِنْ وُلْدِی السَّابِعُ یغِیبُ عَنْکُمُ شَخْصُهُ وَلاَ یحِلُّ لَکُمْ تَسْمِیتُهُ؛
مهدی پنجمین امام از فرزند امام هفتم است وجود مقدّسش از شما پنهان می شود وبرای شما بردن نام او جایز نیست»(۱۵۵).
۴ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) در کتاب نامبرده از محمّد بن عثمان بن عمری (رحمه الله) نقل می کند که گفت: برایم دستخطی (توقیع) پدیدار شد که با آن دستخط آشنا بودم(۱۵۶).
به این عبارت:
«مَنْ سَمّانِی فِی مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللّهِ؛
کسی که در میان اجتماع مردم، نام مرا ببرد، لعنت خدا بر او باد»(۱۵۷).
۵ - مرحوم صدوق (رحمه الله) در کتاب کمال الدّین از حضرت عبدالعظیم حسنی (رحمه الله) نقل می کند که امام محمّد تقی (علیه السلام) درباره حضرت قائم (عج) فرمود:
«یخْفی عَلَی النَّاسِ وَلادَتِهِ ویغِیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وتَحْرُمُ تَسْمِیتُهُ وهُوَ سَمِی رَسُولِ اللّهِ وکُنْیتِهِ؛
تولّد آنحضرت بر مردم مخفی است، وجود او از انظار آنان پنهان است وبر آنان بردن نام او حرام می باشد، او هم نام وهم کنیه، رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) است»(۱۵۸).
وروایات دیگری که در این معنی به ما رسیده است.
قسم دوم از روایات:
پاره ای از روایات که در این مورد وارد شده به روشنی دلالت دارد بر ترک نام بردن آنحضرت تا موقعی که قیام می کند وسراسر زمین را همانگونه که پر از ظلم وجور شده پر از عدل وداد می نماید، اینک نظر شما را به چند نمونه از آنها جلب می کنیم:
۱ - علاّمه مجلسی (رحمه الله) در کتاب بحارالانوار از محمّد بن زیاد ازدی (رحمه الله) نقل می کند که امام موسی بن جعفر (علیه السلام) هنگامی که از امام قائم (عج) سخنی به میان آمد فرمود:
«خَفِی عَلَی النّاسِ وَلادَتُهُ وَلا یحِلُّ لَهُمْ تَسْمِیتُهُ حَتَّی یظْهِرَهُ عَزَّ وَجَلَّ فَیمْلاَءَ بِهِ الاَرْضَ قِسْطاً وعَدْلاً، کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وجَوْراً؛
تولّد حضرت قائم (عج) بر مردم پنهان است، نام بردن او برای آنان جایز نیست تا وقتی که خداوند متعال او را ظاهر کند، وبه وسیله او زمین را همانگونه که پر از ظلم وجور شده پر از عدل وداد نماید»(۱۵۹).
۲ - علاّمه مجلسی (رحمه الله) از حضرت عبدالعظیم حسنی روایت می کند که امام هادی (عج) درباره حضرت قائم (عج) فرمود:
«لا یحِلُّ ذِکْرُهُ بِاِسْم حَتّی یخْرُجَ یمْلاَ الاَرْضَ قِسْطاً وعَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلَماً وجَوْراً...؛
یاد کردن حضرت قائم (عج) بنام جایز نیست تا وقتی که نهضت کند وزمین را همان گونه که پر از ظلم وجور شده پر از عدل وداد نماید»(۱۶۰).
۳ - مرحوم کلینی (رحمه الله) به سند خود از ابن هاشم داود بن قاسم جعفری (رحمه الله) نقل می کند که امام باقر (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمود:
«وَاَشْهَدُ عَلی رَجُل مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ لا یسْمّی وَلا یکَنّی حَتّی یظْهِرَ اَمْرَهُ فَیمْلؤُها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً اِنَّهُ الْقائِمُ بِاَمْرِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی (علیه السلام)؛
گواهی می دهم به آمدن مردی از فرزندان امام عسکری (علیه السلام) که نام وکنیه اش برده نمی شود تا قیامش ظاهر گردد، زمین را همان گونه که پر از جور شده پر از عدل وداد کند، اوست که به امر جانشینی از امام حسن عسکری (علیه السلام) می پردازد»(۱۶۱).
۴ - مرحوم صدوق در کتاب اکمال الدّین به سند خود از حضرت عبدالعظیم حسنی نقل می کند که وی (حضرت عبدالعظیم) اعتقادات خودش را در محضر امام هادی (علیه السلام) عرضه داشت و(در ضمن) به امامان یکی پس از دیگری بنام اقرار کرد تا اینکه به امام دهم عرض کرد: ای سرور من! پس از اینها امام من شما هستید؟
حضرت فرمود:
«ومِنْ بَعْدِی اِبْنِی الْحَسَنِ فَکَیفَ لِلنّاسِ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ؟
قُلْتُ: فَکَیفَ ذلِکَ؟
قالَ: لأَنَّهُ لا یری شَخْصُهُ وَلا یحِلُّ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ حَتّی یخْرِجَ فَیمْلاَ الاَرْضَ قِسْطاً وعَدْلاً - اِلی اَنْ قَالَ - هذَا دِینِی ودِینِ آبائِی؛
امام بعد از من فرزندم حسن (علیه السلام) است، پس حال مردم نسبت به جانشین بعد از او چگونه است، عرض کردم: (برای چه؟) چگونه است؟
فرمود: زیرا او دیده نمی شود وبردن نامش جایز نیست تا وقتی که قیام کند وزمین را پر از عدل وداد نماید - تا اینکه فرمود - دین وعقیده من وپدرانم همین است»(۱۶۲).
قسم سوّم از روایات:
پاره ای از روایات دلالت دارند که نام بردن حضرت مهدی (عج) جایز نیست ودر همین روایات عدم جواز نام بردن حضرت به خوف وترس از ضرر تعلیل شده است به عنوان نمونه به این چند روایت ذیل دقت کنید:
۱ - مرحوم کلینی (رحمه الله) به سند خود از علی بن محمّد از ابو عبداللّه صالحی (رحمه الله) نقل می کند که گفت: پس از در گذشت امام حسن عسکری (علیه السلام)، اصحاب ما از من خواستند که اسم ومکان حضرت مهدی (عج) را سؤال کنم (پس از سؤال) جواب آمد:
«اِنْ دَلَلْتُمْ عَلَی الاِسْمِ اِذاً دَعُوهُ واِنْ عَرَضُو الْمَکانَ دَلُّوا عَلَیهِ؛
اگر آنها را به اسم حضرت مهدی (عج) آگاه سازید آن را ظاهر می سازند، اگر مکانش را بشناسند برضد او اقدام می کنند»(۱۶۳).
محدّث بزرگ شیخ حرّ عاملی (رحمه الله) پس از نقل این حدیث می گوید: این حدیث دلالت دارد که نهی ائمّه اطهار (علیهم السلام) از نام بردن حضرت مهدی (عج) مخصوص مواردی است که خوف از ضرر وبروز فساد باشد.
۲ - نیز مرحوم کلینی (رحمه الله) از عبداللّه بن جعفر حمیری (رحمه الله) نقل می کند: که شخصی از محمّد بن عثمان (رحمه الله) (نایب خاص دوم) پرسید: آیا جانشین حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) را دیده ای؟ او در پاسخ گفت: آری به خدا سوگند، تا اینکه پرسید اسمش چیست؟
در پاسخ گفت:
«فَالاِسْمُ مَحَرَّمٌ عَلَیکُمْ اَنْ تَسْأَلَوا عَنْ ذلِکَ مِنْ عِنْدِی فَلَیسَ لِی اَنْ اُحَلِّلَ وَلا اُحَرِّمَ وَلکِنْ عَنْهُ (علیه السلام) فَاِنَّ الاَمْرَ عِنْدَ السُّلْطانِ اَبا مُحَمَّد مَضی وَلَمْ یخْلُفْ وَلَداً (اِلی اَنْ قالَ) واِذا وَقَعَ الاِسْمَ وَقَعَ الطَّلَبُ فَاتَّقُوا اللّهَ وَامْسُکُوا عَنْ ذلِکَ؛
اما در مورد نام بردن از حضرت مهدی (عج)، پرسش کردن از آن، بر شما حرام است، این را از پیش خود نمی گویم، برای من روا نیست که پیش خود چیز حلال را حرام ویا حرام را حلال کنم ولی حکم امام را گفتم، زیرا زمامدار وقت چنین تصوّر می کند که حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) از دنیا رفت وفرزندی بجای نگذاشت تا اینکه گفت: هرگاه نام حضرت مهدی (علیه السلام) برده شود نتیجه اش طلب کردن (دشمنان) از اوست، بپرهیزید از خدا واز این مطلب دم فروبندید»(۱۶۴).
این روایت همانند روایتی است که با صراحت وروشنی دلالت دارد بر اینکه نهی از نام بردن حضرت، به خاطر خوف ورسیدن ضرر به آن بزرگوار است، چه آنکه وقتی نام او شناخته شد، دنبالش به جستجوی او خواهند پرداخت از این رو امام (علیه السلام) از بردن نام آنحضرت نهی فرموده، بلکه از نام بردن آنحضرت بطور مبهم رد شده، تا کسی که آن را نمی داند به آن مطّلع نشود، لذا کسی که می داند بر او اظهار آن نام حرام است.
۳ - مرحوم صدوق (رحمه الله) در اکمال الدّین از علی بن عاصم کوفی (رحمه الله) نقل می کند که در میان توقیعات (دستخطهای) امام زمان (علیه السلام) این جملات پدیدار شده:
«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانِی فِی مَحْفِل مِنَ النّاسِ؛
مشمول لعنت است کسی که نام مرا در میان اجتماعی از مردم ببرد»(۱۶۵).
اینکه حضرت شمول لعنت را مقید بنام نموده در میان اهل سنّت (وبنی عباس) دلیل آن است که در غیر اجتماع آنها نام بردن آنحضرت جایز است.
بنابر این که بگوئیم قید در این گونه موارد دلالت بر مفهوم دارد (بنابراین) نهی امام (علیه السلام) به خاطر رعایت تقیه است.
۴ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) از محمّد بن همام (رحمه الله) نقل می کند که: محمد بن عثمان عمری گفت:
«خَرَجَ تَوْقِیعٌ بِخَطّ عَرَفْتُهُ مَنْ سَمّانِی فِی مَجْمَعِ مِنَ النّاسِ فَعَلَیهِ لَعْنَةُ اللّهِ؛
در توقیعی که آن را می شناختم از حضرت ولی عصر (عج) است چنین پدیدار شد: کسی که نام مرا در میان جمعیتی از مردم ببرد لعنت خدا بر او باد»(۱۶۶).
دلالت این حدیث بر این که حرمت نام بردن حضرت مهدی (عج) مخصوص موارد خوف وضرر است همانند دلالت حدیث قبل است.
۵ - علاّمه مجلسی (رحمه الله) نقل می کند که ابن خالد کابلی (رحمه الله) گفت:
«هنگامی که امام سجّاد (علیه السلام) از دنیا رفت، به حضور امام باقر (علیه السلام) شرفیاب شدم وعرض کردم قربانت گردم حتماً اخلاص وانس والفت مرا نسبت به پدر بزرگوارت ووحشت مرا از مردم می شناسی(۱۶۷).
امام باقر (علیه السلام) فرمود: آری راست می گوئی اینک منظورت چیست؟
عرض کردم: قربانت گردم، پدرت آن چنان صاحب این امر (حضرت مهدی (عج) را برایم توصیف کرده که اگر او را در راهی ببینم دستش را می گیرم.
حضرت فرمود: ای ابو خالد منظورت چیست؟
گفتم: می خواهم نام حضرتش را برایم بگوئی تا او را بنام بشناسم.
فرمود:
«سَأَلْتَنِی وَاللّهِ یا اَبا خالِد عَنْ سُؤال مُجْهِد ولَقَدْ سَأَلْتَنِی بِاَمْر ما کُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ اَحَداً لِیحَدِّثُکَ ولَقَدْ سَأَلْتَنِی عَنْ اَمْر لَّوْ اَنَّ بَنِی فاطِمَةَ عَرَفُوهُ حَرَصُوا عَلی اَنْ یقَطِعُوا بَضْعَتَهُ؛
ای ابو خالد به خدا سوگند از من سؤال ناراحت کننده ای می پرسی، از موضوعی می پرسی که به کسی از آن خبر نداده ام تا بتو خبر دهم، ازمطالبی سؤال می کنی که اگر فرزندان حضرت فاطمه (علیها السلام) او را می شناختند حرص آن داشتند که او (حضرت مهدی) را قطعه قطعه کنند»(۱۶۸).
این که می گوید اگر فرزندان فاطمه (علیهم السلام) او را می شناختند... دلالت دارد بر این که عده ای از آنها قصد ضرر رساندن به حضرت مهدی (عج) را داشتند، تا چه رسد به غیر آنها. از این رو امام باقر (علیه السلام) آنحضرت را به نام یاد نکرد تا نامش پوشیده بماند وشناخته نشود ودستهای مخالفان به آنحضرت نرسد، از ترس آنکه مبادا به وجود مقدّسش ضرری برسد...
نتیجه اینکه: روایات قسم سوّم بیانگر این است که پوشاندن نام حضرت مهدی (عج) به خاطر امر تعبّدی خاص نیست، بلکه تنها بملاک تقیه (با آن شرایطی که دارد)، می باشد.
قسم چهارم از روایات:
پاره ای از روایات که در این مورد به ما رسیده دلالت دارند که خود ائمّه اطهار (علیهم السلام) یا اصحابشان در موارد متعدّدی حضرت مهدی (عج) را بنام یاد کرده اند.
بی آنکه ائمّه (علیهم السلام) اصحاب خود را از این کار نهی کنند به این چند نمونه از روایات ذیل که این معنی را تأیید می کند دقت کنید:
«اِنَّ اَبا مُحَمَّد الْحَسَنِ بْنِ عَلِی الْعَسْکَرِی بَعَثَ اِلی بَعْضِ مَنْ سَمّاهُ، شاةٌ مَذْبُوحَةٌ وَقالَ: هذِهِ مِنْ عَقِیقَةِ اِبْنِی مُحَمَّدٌ؛
حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) برای بعضی از افراد که نام آنها را برده، گوسفند ذبح شده ای را فرستاد وفرمود: این گوسفند عقیقه(۱۶۹) فرزندم محمد (حضرت مهدی (عج)) است»(۱۷۰).
این روایت دلالت دارد که ائمّه (علیهم السلام) صریحاً اسم حضرت مهدی (عج) را می بردند وضمناً اجازه به دیگران نیز داده اند.
۲ - مرحوم صدوق نقل می کند: ابوغانم خادم گفت:
«وُلِدَ لاَبِی مُحَمَّد (علیه السلام) مُولُودٌ فَسَمّاهُ مُحَمَّداً وعَرَضَهُ عَلی اَصْحابِهِ یوْمَ الثَّالِثِ وقالَ هذا صاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی وخَلِیفَتِی عَلَیکُمْ وهُوَ الْقائِمُ
برای امام عسکری (علیه السلام) فرزندی متولد شد، او را محمّد نامید، روز سوم او را به اصحاب خود نشان داده وفرمود: این نوزاد بعد از من سرپرست ورهبر شما وجانشین من نسبت به شماست وقائم «عج» همین است»(۱۷۱).
این حدیث گرچه دلالت آشکار ندارد که ائمّه اطهار (علیهم السلام) نام مبارک حضرت مهدی (عج) را برده اند، ولی اگر نام بردن آنحضرت ممنوع بود ابوغانم خادم، نام او را بر زبان نمی آورد، بلکه این حدیث «بطور اجمال» دلیل آن است که امام حسن عسکری (علیه السلام) برای ابوغانم وامثال او تصریح به نام حضرت مهدی (عج) کرده است.
۳ - مرحوم صدوق (رحمه الله) از مرحوم کلینی (رحمه الله) واو از اعلان بن رازی (رحمه الله) واو از بعضی اصحاب نقل می کند:
«وقتی همسر حضرت امام عسکری (علیه السلام) باردار شد، امام حسن (علیه السلام) به او فرمود:
سَتَحْمِلِینَ وَلَداً واِسْمُهُ مُحَمَّدٌ وهُوَ الْقائِمُ مِنْ بَعْدِی؛
بزودی پسری را حمل می کنی که نامش «محمّد» است قائم بعد از من اوست»(۱۷۲).
نقل این احادیث بطور اجمال گواه برجواز نام بردن آنحضرت است.
۴ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) از ابن نصره (رحمه الله) واو از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که جابربن عبداللّه انصاری (رحمه الله) گفت:
«در نزد حضرت فاطمه زهراء (علیها السلام) صحیفه درخشانی یافتم که در آن نام ائمّه اطهار (علیهم السلام) از فرزندانش مذکور بود، آنگاه جابر آنها را به ردیف خواند تاگفت:
اَبُو الْقاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ حُجَّةِ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ الْقائِمِ، اُمُّهُ جارِیةٌ اِسْمُها نَرْجِسَ؛
ابوالقاسم محمد فرزند امام حسن عسکری، حجت خدا بر آفریده هایش که قائم است، مادرش کنیز ونرجس نام داشت».
نقل کردن همه راویان این روایات به اضافه جابر، دلیل آن است که چنین نیست که نام بردن حضرت مهدی (عج) بطور کلی در همه جا وهمه حالات ممنوع می باشد.
۵ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) از ابن جارود (رحمه الله) واو از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
«پدرم از پدرش نقل کرد که امام علی (علیه السلام) روی منبر فرمود: در آخر زمان مردی از فرزندانم خروج وقیام می کند سپس اوصاف واحوال حضرت قائم (عج) را تشریح کرد وآنگاه فرمود:
لَهُ اِسْمانِ، اِسْمٌ یخْفی فَاَحْمَدٌ وَاَمَّا الَّذِی یعْلِنُ فَمُحَمَّدٌ...؛
او دو نام دارد یک نامش پنهان است که عبارت از احمد می باشد، اما نام دیگری که آشکار است محمّد است»(۱۷۳).
این روایت دلالت دارد که تصریح بنام حضرت به گفتن محمّد، حتی بالای منبر جایز است.
۶ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) با اسناد بسیار از حسن بن محبوب (رحمه الله) واو از ابن داود (رحمه الله) واو از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که جابر (رحمه الله) گفت:
«بحضور حضرت فاطمه (علیها السلام) شرفیاب شده در مقابل او لوح وصفحه ای دیدم که در آن نامهای اوصیاء از فرزندان آن بانوی بزرگوار مذکور بود، شمردم دوازده نفر بودند که آخر آنها حضرت قائم (عج) بود.
«ثَلثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ واَرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِی؛
نام سه نفر از آنها محمّد بود (یعنی امام پنجم وامام نهم وامام مهدی (عج) ونام چهار نفر آنها علی بود یعنی امام اول وچهارم وهشتم ودهم)»(۱۷۴).
۷ - نیز مرحوم صدوق (رحمه الله) از مفضّل بن عمر (رحمه الله) نقل می کند که گفت:
به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم وعرض کردم: برای ما ائمّه بعد از خود را معرفی بفرمائید، فرمود:
«اَلاِمامُ بَعْدِی اِبْنِی مُوسی وَالْخَلَفُ الْمَأْمُولُ الْمُنْتَظَرُ مُحَمَّدُ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی بْنِ مُوسی؛
امام بعد از من فرزندم موسی (علیه السلام) است، جانشینی که مورد آرزو وانتظار مردم است، او محمّد فرزند حسن، فرزند علی، فرزند محمّد، فرزند علی، فرزند موسی می باشد»(۱۷۵).
۸ - علاّمه طبرسی (رحمه الله) در کتاب اعلام الوری از محمّد بن عثمان عمری (رحمه الله) واو از پدرش نقل می کند که امام عسکری (علیه السلام) در خبری که از پدرانش نقل می فرمود بیان داشت:
«زمین هیچگاه خالی از حجّت خدا بر مخلوقاتش نیست وکسی که از دنیا برود ولی امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است، واین مطلب حق است همانگونه که روز، حق است.
شخصی از آنحضرت پرسید: امام وحجت بعد از تو کیست؟
فرمود:
اِبْنِی مُحَمَّدٌ هُوَ الاِمامُ والْحُجَّةُ بَعْدِی فَمَنْ ماتَ وَلَمْ یعْرِفْهُ ماتَ مِیتَةٌ جاهِلِیةٌ؛
پسرم محمّد امام وحجّت بعد از من است کسی که از دنیا برود ولی او را نشناخته باشد، مانند مردگان دوران جاهلیت مرده است»(۱۷۶).
وروایات دیگری که به این مطلب دلالت دارند.
نظر علامه بزرگوار شیخ حر عاملی
محدّث ودانشمند معروف شیخ حرّعاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه در آخر باب ۳۳ از ابواب امر به معروف، مطلب بسیار خوبی گفته است آنجا که می گوید:
«درباره تصریح بنام حضرت مهدی (عج)، امر بنام بردن آنحضرت به طور عموم، یا خصوص، یا صراحت، یا با اشاره ابتداءً، ویا به عنوان تقریر وبیان کردن، در روایات وزیارتها ودعاها وتعقیبات نماز وتلقین میت و... جدّاً بسیار است»(۱۷۷).
ودر پاروقی (وسائل، ج ۱۱، ص ۴۹۲) به نقل از شیخ حرّعاملی (رحمه الله) آمده:
جماعتی از علماء ما در کتاب حدیث واصول وکلام و... تصریح بنام حضرت مهدی (عج) کرده اند که از آنها علاّمه حلّی (رحمه الله) ومحقّق (رحمه الله) ومقداد (رحمه الله) وسید مرتضی (رحمه الله) وشیخ مفید (رحمه الله) وابن طاووس (رحمه الله) و... می باشند، ولی علمایی که نام بردن آنحضرت را حرام دانسته کم هستند، ما این مطالب را در رساله جداگانه ای بحث کرده ایم.
این بود آنچه که در این مورد از روایات مختلف وگفتار اصحاب وارد شده است.
شکی نیست که قول به حرمت نام بردن آن حضرت (عج) تعبّداً، سخنی خالی از تحقیق است، گرچه بعضی از بزرگان به آن تصریح نموده اند، بلکه ظاهر آن است که: ممنوعیت نام بردن آنحضرت بستگی به وجود ملاک تقیه دارد، ولی در غیر موارد تقیه مانند امثال زمان ما بنابر تحقیق حرام نیست.
ایرادی بر کلام علامه مجلسی
آنچه علاّمه مجلسی پس از ذکر پاره ای از روایات که دلالت بر ممنوعیت نام بردن آنحضرت تا هنگام ظهورش دارد(۱۷۸) می گوید:
«قول به اینکه لحن روایات صراحت دارند که حرمت نام بردن امام عصر (عج) مخصوص زمان غیبت صغری نیست که بعضی آن را به اتّکا برخی علل استنباط کرده وبا استبعاد وهمی اختصاص به این زمان داده اند» جدّاً مردود است، چه آنکه دانستی که این اختصاص به اتّکاء علل استنباط شده واستبعاد وهمی نیست بلکه در روایات متعدّد که کمتر از روایات دیگر نیست تصریح به عدم اختصاص ممنوعیت بردن نام آنحضرت به عصر غیبت صغری شده است، به اضافه روایاتی که به روشنی دلالت بر جواز وتصریح بنام آنحضرت دارند (که در قسم چهارم از روایات، آنها را شناختی که از نظر عدد زیادتر واز نظر دلالت قوی تر از روایات دیگر بودند).
نتیجه بحثها
کوتاه سخن آنکه: ممنوعیت وحرمت نام بردن حضرت مهدی (عج) بستگی به خوف وترس رسیدن ضرر به خود آنحضرت یا طبق میزانهای معتبری که در تقیه گفته شده دارد ودر غیر مورد تقیه جایز است بچند دلیل:
۱ - این مطلب (حرمت در موارد تقیه، جواز در غیر آن موارد) یگانه راه جمع بین روایات وحمل کردن روایات مطلق آن بر روایات مقید می باشد، (به عبارت روشنتر) روایات مطلق (بدون قید) یعنی همان قسم اوّل از روایات وقسم دوم نیز که خاطر نشان شد(۱۷۹) به وسیله قسم سوم که دلالت داشتند بر این که حرمت نام بردن حضرت مهدی (عج) بستگی به موارد تقیه دارد، مقید می گردد نتیجه اینکه منظور از عدم جواز نام بردن، در قسم اوّل ودوم از روایات در مورد تقیه است.
واگر این راه را نپذیریم (طبق دستور تعارض روایات) وقتی که قسم اوّل ودوّم از روایات با قسم سوم تعارض کردند از اعتبار ساقط می شوند اگر گفتیم که هر یک از این اقسام به حساب زیاد بودن آنها قطعی یا همانند قطعی هستند(۱۸۰).
بنابر این که اسناد این روایات ظنّی است (نه قطعی) قائل به تخییر (وانتخاب هر کدام از روایات) می شویم ودر این صورت نیز حکم، به جواز تصریح به نام حضرت مهدی (عج) خواهد بود.
قوی ترین قرائن وعلائم بر صحّت راه جمعی که خاطرنشان ساختیم قسم چهارم از روایات است که دلالت صریح وروشن بر جواز اجمالی نام بردن حضرت را داشتند.
کاش می دانستم که قائل به حرمت نام حضرت قائم (عج) بطور مطلق در همه شرایط وزمانها درباره این روایات قسم چهارم که جدّاً بسیار هستند چه می گوید؟ آیا طرد ونادیده گرفتن همه آنها با اکثریتی که دارند ممکن است؟ به علاوه فتوای بسیاری از اصحاب ما بر طبق آن روایات است، آیا ممکن است که در مقام تعارض غیر قسم چهارم از روایات را بر قسم چهارم ترجیح دهیم؟
چنین نیست، بلکه هیچ راه حلّی جز همان راه جمعی که ذکر کردیم نیست.
۲ - احادیث بسیاری از طرق اهلبیت (علیهم السلام) واهل تسنّن وارد شده که در آنها تصریح گشته است که اسم مهدی (عج) همان اسم پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وکنیه حضرت مهدی (عج) نیز همان کنیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می باشد.
وروشن است که این مطلب در قوّه وردیف نام بردن حضرت مهدی (عج) است، زیرا ظاهر بعضی از روایاتی که دلالت بر ممنوعیت نام بردن آنحضرت را دارند آن است که این ممنوعیت باید طوری باشد که انسانهای مورد خطاب ندانند که اسم شریف آنحضرت چیست، نه اینکه محض تلفظ بنام آنحضرت ممنوع باشد.
مگر این که گفته شود: گرچه مفاد بعضی از اخبار دلالت بر ممنوعیتی دارد که ندانند نام حضرت مهدی (عج) چیست؟ ولی این روایات با بعضی دیگر از روایاتی که تنها تلفّظ بنام امام (علیه السلام) را حرام می دانند نه دلالت بر آن را اگر چه به قسمی از اقسام کنایه باشد، منافات دارد (دقت کنید).
۳ - قول به حرمت تلفّظ بنام شریف آن حضرت بی آنکه موارد تقیه یا محذور دیگری باشد با قول به جواز تلفّظ به لفظ کنائی که دلالت بر اسم می کند ویا مثل: «م ح م د» احتیاج به تعبّد به اسم کنایه مانند کدورتی در تلفظ اسم آنحضرت است با اینکه تلفظ به اسم او به کنایه مانند این که بگوئیم او همنام رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است یا با حرفی از هم جدا (م ح م د) جایز است، با فرض این که در ظاهر حتماً هیچگونه محذوری در کار نیست، آیا این حکم در احکام شرعی شبیهی دارد؟
مثل این نوع استبعاد وبعید دانستن حرمت تلفّظ به اسم در همه جا یا جواز تلفظ با آن با کنایه گرچه به تنهائی در احکام فقهی دلیل نخواهد بود، ولی ممکن است آن را تأیید گفتار خود قرار دهیم.
نیز این مطلب را تایید می کند بعضی از روایاتی که در مورد عدم جواز تصریح به نام ائمّه (علیه السلام) دیگر غیر از امام قائم (عج) در مورد تقیه وارد شده اند، بنابراین حکم عدم جواز، اختصاص به اسم شریف آنحضرت ندارد.
مانند روایتی که مرحوم کلینی (رحمه الله) با اسناد زیاد از عنبسه نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اِیاکُمْ وذِکْرَ عَلِی وفاطِمَةَ فَاِنَّ النّاسَ لَیسَ شَیئی اَبْغَضُ اِلَیهِمْ مِنْ ذِکْرِ عَلِی وفاطِمَةَ؛
پرهیز کنید از بردن نام امام علی (علیه السلام) وفاطمه (علیه السلام) چه آنکه چیزی برای مردم مانند ذکر نام علی (علیه السلام) وفاطمه (علیها السلام) مبغوضتر نیست»(۱۸۱).
عجیب این که مطابق با آنچه از مرحوم صدوق (رحمه الله) حکایت شده، ایشان بعد از اقرار به این که در روایت لوح(۱۸۲) تصریح بنام مهدی (عج) شده است گوید:
«این حدیث با تصریح بنام آنحضرت وارد شده ولی نظر من آن است که از نام بردن او نهی شده است».
قبلاً دانستی که تصریح به نام شریف آنحضرت منحصر به روایت لوح بلکه منحصر به روایات قسم چهارم که ذکر شدند ودر آنها تصریح به اسم شده بود نیست، با این حال معلوم نیست که چرا مرحوم صدوق (رحمه الله) قول به جواز را در غیر موارد تقیه اختیار نکرده، همان گونه که صاحب وسائل اختیار کرده است واین قول به جواز از بیان بسیاری از اصحاب ظاهر می شود.
شاید مرحوم صدوق عدم جواز را موافق با احتیاط دیده است گرچه قول به عدم جواز موافق احتیاط در عمل با احتیاط در فتوا دو چیزند.
خلاصه اینکه: جدّاً این احتیاط ضعیف است ورعایت آن واجب نیست.
کوتاه سخن اینکه: از همه مطالبی که خاطرنشان گردید، استفاده می شود که بردن نام شریف حضرت مهدی (عج) که عبارت از محمّد (عج) فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد در امثال زمان ما که از این جهات مورد تقیه نیست جایز است(۱۸۳).
نگارنده گوید: نظر صاحب کشف الغمّه عالم بزرگ تشیع (علی بن عیسی اربلی) نیز همین است چنانکه در کشف الغمّه، جلد ۳، صفحه ۴۳۸، گوید: «فتوای من این است که منع تلفظ بنام مهدی (عج) (محمّد) از روی تقیه بوده است ولی اکنون اشکال ندارد». (واللّهُ اَعْلَمُ).

فصل چهارم: انتظار یا زمینه سازی

هر انقلابی وقتی به نتیجه می رسد که قبلاً در ابعاد مختلف زمینه سازی خوبی برای آن شده باشد، وهیچ انقلاب ونهضتی بدون مقدمه وزمینه سازی به پیروزی نخواهد رسید واین قانون در تداوم آن نیز وجود دارد.
انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) (اَرْواحُنا فَداهُ) که مهمترین ووسیعترین وعمیقترین انقلابات جهانی است ومربوط به همه جهان می باشد، از این قانون، مستثنی نیست بلکه بخاطر جهانی بودن وعمیق بودنش به طریق اولی باید برای آن زمینه سازی گردد.
مفهوم واقعی انتظار که در روایات ما به عنوان بالاترین عمل شمرده شده(۱۸۴) وآن «به شمشیر زدن در رکاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بر فرق دشمن» تشبیه شده(۱۸۵) همین زمینه سازی است.
وگرنه انتظار خشک وخالی، به عبارت دیگر امید ذهنی بی آنکه در جامعه تحقّق یابد وآثارش آشکار شود هیچگاه بهترین عمل وهمانند شمشیر زدن در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نخواهد بود، چنانکه مفهوم واژه «عمل» وجنگیدن در رکاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) حاکی از حضور در صحنه وفعالیت عملی وکار وکوشش وزمینه سازی عینی است، نه نیت بدون عمل، وامید ذهنی بدون آثار عملی.
«انتظار» به معنی آینده نگری است، وبه معنی ناراضی بودن از وضع موجود، وبه راضی شدن از آینده بهتر است، همچون بیمار که انتظار صحت وسلامتی دارد یعنی امید آن دارد که از وضع موجود رهائی یابد وبه وضع بهتری برسد، وپر واضح است، که چنین دگرگونی نیاز به زمینه سازی دارد.
در انقلابهای پیامبران (علیهم السلام) نیز زمینه سازی وجود داشت، وآنها در صورتی انقلاب را به ثمر می رساندند که در همه ابعاد زمینه سازی عملی شود وگرنه انقلابشان در نیمه راه با شکست مواجه می شد(۱۸۶).
واز آنجا که انقلاب حضرت مهدی (عج) جهانی وهمه جانبه ودراز مدت است وهمه انقلابهای خدا پرستان تاریخ وپیامبران (علیهم السلام) در آن خلاصه می گردد، وهدف نهائی انقلابات مقدّس بشری است، حتماً نیاز به زمینه سازی وسیع تر وعمیقتر دارد.
به عبارت روشن تر وقتی در روایات اسلامی می خوانیم: در حکومت امام زمان (علیه السلام) علم وصنعت، عدالت، اخلاق، فکر واندیشه، کشاورزی ودامداری وبطور کلی اقتصاد در همه زمینه ها زمینه سازی دراز مدّت وعمیق وپردوام لازم دارد، چرا که بنابر اعجاز نیست، بلکه همانند انقلاب پیامبران (علیهم السلام) بنابر فکر وعمل وکار وسعی مردم در همه ابعاد است چنانکه انقلابهای بشر در طول تاریخ همیشه بر این اساس بوده است.
وبرای مثال وقتی در روایات می خوانیم: امام صادق (علیه السلام) فرمود: علم ودانش دارای ۲۷ شعبه است، تمام آنچه تاکنون از پیامبران به ما رسیده دو شعبه آن بیشتر نبوده ووقتی حضرت قائم (عج) ظهور کند آن دو را به ۲۷ شعبه می رساند(۱۸۷).
نتیجه می گیریم که برای چنین انقلاب دامنه دار وعمیقی، زمینه سازی پردامنه وعمیق لازم است، که بسیار بسیار از زمینه سازیهای دیگر انقلابها وسیعتر وپردامنه دارتر است.
پاسخ به یک سؤال:
در اینجا این سؤال پیش می آید که: طبق روایات وقتی جهان، پر از ظلم وفساد شد آنگاه امام زمان (علیه السلام) ظهور می نماید وجهان را پر از عدل وداد می کند، این موضوع نه تنها زمینه سازی نیست بلکه درست به عکس در جهت خلاف انقلاب مهدی (عج) می باشد.
پاسخ اینکه:
خود این موضوع (غرق شدن جهان در ظلم وفساد) یک نوع زمینه سازی است، چرا که نوع مردم از این ظلم وفساد، ناراضی شده وبه ستوه می آیند وهمین موضوع آنها را تشنه انقلاب می کند، واین خود زمینه فکری ومعنوی ایجاد می نماید.
علاوه، منافات ندارد که در کنار این ظلم وفساد جهانی، دوستان وهواداران آنحضرت با زمینه سازیهای مثبت وآینده ساز، در اندیشه خود ومردم، مقدّمه چینی برای انقلاب کنند، در حالی که مخالفان انقلاب سرگرم فساد وظلم وغافل از همه جا هستند، گروههای بیدار مسلمان از فرصت استفاده کرده با زمینه سازیهای مثبت بر روندکار خود بیفزایند، ورفته رفته جهان را که آتش زیر خاکستر است، ناگهان به نفع انقلاب، شعلهور سازند، چنانکه نمونه کوچک آن را در کشور اسلامی ایران در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ با چشم خود دیدیم، ولی نظر به این که انقلاب جهانی مهدی (عج)، جهانی وبسیار وسیع وعمیق است، روشن است که زمینه سازی (بخصوص زمینه سازی فکری وفرهنگی) بیشتری در سطح کل جهان لازم دارد.
عوامل مهم زمینه سازی
از آنجا که انقلاب حضرت مهدی (عج) همان انقلاب اسلامی است - منتهی در سطح وسیعتر وعمیقتر - واز آنجا که این انقلاب تکمیل کننده انقلاب پیامبر عظیم الشّأن اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) است وبا توجّه به اینکه طبق روایات عین همان انقلاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است(۱۸۸).
منتهی در سطح وسیعتر ودر جهت تکمیل آن، در این جابه ذکر یازده عامل زیر که در انقلاب عظیم الشّأن اسلام به رهبری پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نقش مهم در زمینه سازی حکومت اسلامی داشت می پردازیم، تا با تعقیب اساس این عوامل در ابعاد گوناگون وجهانی، زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) گردیم، ومفهوم عینی وواقعی «انتظار» را تحقق بخشیم (با توجّه به اینکه عوامل دیگری نیز هست ولی عوامل زیر مهمترین آنها است):
۱ - جاذبه قرآن وحقانیت اسلام
همان گونه که در مَثَلها آمده «سرانجام، حقیقت جای خود را باز می کند» تکیه بر حقائق نورانی واستوار ومنطقی قرآن واسلام، این مکتب زنده وغنی وحیاتبخش وسازنده یکی از عوامل مهم پیروزی است.
در صدر اسلام، درستی وواقعیتِ هماهنگی دستورات اسلام با عقل ووجدان وانسانیت وپیکار اسلام با هرگونه آلودگی وفقر وبدبختی وبی عدالتی خودبخود یک جاذبه قوی داشت که انسانها را به سوی خود می کشانید، وپیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از این راه پیروزی های چشمگیری به دست آورد، تا آنجا که گاهی می شد سرسخت ترین دشمنان اسلام مانند ولید بن مُغیره وقتی چند آیه از آیات قرآن را که حکایت از قوانین اسلام می کند شنید دیوانهوار به مجلسی که از طرف دودمانش تشکیل شده بود آمد وگفت:
به خدا سوگند از محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) سخنی شنیدم که نه شباهت به گفتار انسانها دارد، نه جن ها؛
«واِنَّ لَهُ حَلاوَةٌ واِنَّ عَلَیهِ لِطَلاوَةٌ واِنَّ اَعْلاهُ لَمُثْمَرٌ واِنَّ اَسْفَلَهُ لَمُغْدَقٌ واِنَّهُ یعْلُوا وَلا یعْلی عَلَیهِ؛
گفتار او شیرینی خاصی دارد وزیبائی مخصوصی، بالای آن (همه شاخه های درختان برومندش) پر ثمر وپایین آن (مانند ریشه های درخت کهن) پرمایه است، گفتاری است که بر هرچیز پیروز می شود وچیزی بر آن پیروز نخواهد شد»(۱۸۹).
امروز نیز تکیه بر چنین مکتب پر مایه واستوار ومقایسه علمی ومنطقی آن بر سایر مکتبها، از نظر معنوی بزرگترین عامل حرکت وزمینه سازی برای یک حکومت عدل جهانی است، وبه تنهائی کافی است که نیازهای مادی ومعنوی انسانها را بر آورد وآنها را در همه ابعاد مثبت انسانی به پیش ببرد.
براستی اگر در انقلاب فرهنگی در دانشگاهها، قرآن به صحنه آید وحقائق نورانی آن به مردم برسد وپیاده گردد، ریشه دارترین زمینه برای آینده سازی وحکومت جهانی مهدی (عج) پدیدار خواهد شد.
۲ - علم واندیشه وبه کار انداختن آن
بدون شک علم وفکر، بسیاری از کارها را آسانتر کرده وبسیاری از راهها را نزدیکتر نموده وبسیاری از گرهها را در زمینه های گوناگون گشوده است وگاهی راه صدساله به وسیله علم ودانش یکشبه طی می شود.
برای پیشرفت وزمینه سازی برای حکومت ایده آل جهانی اسلام به رهبری امام مهدی (عج) یکی از راههای محکم، تحصیل علم ودانش وکاراندازی آن است، در صورتی که این دو بر اساس شناخت واولویتها وکارهای مثبت وعادلانه به کار رود.
در این مورد اسلام اکیداً سفارش فرموده، در اینجا به دو گفتار ذیل از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) توجّه کنید:
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لِکُلِّ شَیء دِعامَةٌ ودِعامَةُ هذَا الدِّینُ اَلْفِقْهُ وَالْفَقِیهُ الْواحِدُ اَشَدٌّ عَلَی الشَّیطانِ مِنْ اَلْفِ عابِد؛
هر چیزی، اساس وپایه دارد، پایه این دین (اسلام) فهم وشناخت است، وموضع گیری یک مسلمان فهیم ودارای شناخت در برابر شیطان وهرگونه فساد، محکمتر وبیشتر از هزاران مسلمان بدون شناخت است»(۱۹۰).
امام علی (علیه السلام) در عبارتی فرمود:
«قوام ودوام دین ودنیا به چهار چیز بستگی دارد: نخست... به دانشمندی که دانش خود را به کار اندازد»(۱۹۱).
بنابراین باید همه مسلمانان در تحصیل علوم مختلف وعینیت بخشیدن آن علوم در جامعه تلاش کنند وبدین وسیله زمینه فکری وعلمی را در همه ابعاد برای حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) فراهم سازند.
۳ - استقامت وپایداری وشجاعت
در صدر اسلام، استقامت وپایداری وشهامت پر توان مسلمانان در برابر تندبادهای حوادث، از عوامل پیروزی بود، اینک نیز برای پیروزی در نیل به تکمیل اسلام به دست حضرت مهدی (عج) نیاز به صبر وپایداری است.
نمونه های صبر واستقامت مسلمانان صدر اسلام در تاریخ بسیار است ونمونه های صبر واستقامت در جنگهای اسلامی به خوبی در روحیه مسلمانان آشکار است، آنها با کمترین نفر وکمترین ابزار جنگی پوزه بزرگترین ارتش دشمنان را به خاک مالیدند.
مثلاً جعفر طیار (رحمه الله) برادر امام علی (علیه السلام) در جنگ موته (جنگ با ابر قدرت روم) با این که دو دستش قطع شده بود ونود زخم به بدنش رسیده بود، پرچم را با دو بازوی بریده اش نگهداشته بود وهمچنان می جنگید(۱۹۲).
قرآن صد وچهار بار سخن از صبر واستقامت به میان آورده ودر آیه ۲۰۰ سوره آل عمران می فرماید:
«یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وصابِرُوا ورابِطُوا وَاتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛
ای کسانی که ایمان آوردید، استقامت کنید ودر برابر دشمنان نیز پایداری به خرج دهید واز مرزهای خود مراقبت به عمل آورید واز خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید».
مسلّماً برای زمینه سازی برای یک حکومت جهانی اجرای این دستورات نیز لازم وضروری است.
۴ - زهد ورعایت اخلاق وحقوق
رعایت اخلاق نیک نسبت به یکدیگر در برخوردها وتمام ابعاد زندگی، ورعایت حقوق جانی ومالی وعرضی و... که عالیترین نقش را در جذب دیگران ونفوذ در دلها دارد، از عوامل مهم گسترش اسلام در صدر اسلام بوده است.
اخلاق پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وامامان (علیهم السلام) وشاگردانشان بسیاری از گردنکشان را به سوی اسلامِ پر از مهر وصفا جلب کرد وموجب تقویت مسلمانان گردید.
امیر مؤمنان (علیه السلام) در وصف پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:
«از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پاک ونازنین پیروی کن، او لقمه دنیا را با اطراف دندان می خورد (نه اینکه دهانش را پر کند) ودنیا را به چشم (دقیق) نمی نگریست، از جهت پهلو لاغر واز جهت شکم گرسنه ترین اهل دنیا بود، مانند بردگان سیاه بر روی زمین می نشست وکفش خود را با دست خود اصلاح می کرد ولباس خود را با دست خود می دوخت احیاناً بر الاغ برهنه سوار می شد واز شدّت تواضع وفروتنی دیگری را هم ردیف خود سوار می کرد.
یکی از همسرانش روزی پرده ای نسبتاً زیبا ودارای نقش ونگار بر در خانه آویخته بود، به آن بانو فرمود: بی درنگ این پرده رنگارنگ را از در خانه بردار، چرا که من با نگاه به این پرده به یاد دنیا وزینتهای آن می افتم...
اکنون مرا ببینید چگونه زندگی می کنم، بر این جامه پوشیده ام چندان وصله زده ام که از وصله کننده آن شرم دارم، روزی وصله کننده به من گفت: این پیراهن پاره را که دیگر وصله نمی خورد به دور اندازم، گفتم آهسته باش سبکباران زودتر به سرمنزل مقصود می رسند»(۱۹۳).
براستی اگر همه شاخه های اخلاق اسلامی رعایت گردد بهترین زمینه سازی معنوی برای ظهور امام زمان (علیه السلام) خواهد بود.
۵ - ایمان وتوکل به خدا
روحیه قوی واطمینان قلب واعتماد به نفس از عوامل سازنده وپیش برنده وزمینه ساز وسوزاننده موانع سر راه است، یک چنین روحیه وآرامش واستواری قلب در سایه ایمان به خدا وتوکل به او به دست می آید که دعا ومناجات ونماز وروزه تقویت کننده چنین ایمان وتوکّل است.
پس از آنکه مکّه به دست ارتش اسلام به رهبری پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فتح شد، ابوسفیان کنار ارتش قوی اسلام قدم بر می داشت ومی گفت:
«لَیتَ شِعْری بِماذا غَلَبَنی؛
کاش می دانستم که محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) با چه وسیله ای بر من پیروز شد؟ ما که سازماندهی وتشکیلات وپول وجهاز جنگی وجمعیت داشتیم چطور مغلوب شدیم، ولی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با دست خالی بر ما پیروز گردید».
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دست بر دوش او گذارد وفرمود:
«بِاللّهِ غَلَبْتُکَ؛
من به کمک خدا بر تو پیروز شدم».
آری ایمان وتوکل به خدا است که اتّحاد وانسجام وروحیه قوی می سازد وکارهای ناممکن را ممکن می کند ومشت خالی را بر تانکها پیروز می گرداند، به طور قطع می توان گفت که نقش ایمان وتوکل برجنگها به مراتب بیش از نقش وسائل وابزار جنگی وتشکیلات است.
وما نیز باید در سایه ایمان وتوکّل به خدا به پیش رویم وفکراً وعملاً زمینه ساز آینده درخشان باشیم، چنانکه مسلمانان در صدر اسلام در پر تو ایمان وتوکل، به پیروزی های معجزه آمیز نائل شدند.
۶ - تعاون وهمکاری
برادری اسلامی ورسیدگی به دردهای اجتماعی وتأسیس واحدهای وسیع وپردامنه در این زمینه نیز در نوع خود برای انسجام وپیوند وبهم پیوستگی هر چه بیشتر، زمینه ساز آینده درخشان است ونقش اجتماعی مؤثّری در پیش برد هدفها دارد(۱۹۴).
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «مؤمنان در دوستی با مؤمنان دیگر همچون اعضاء یکدیگرند که اگر یک عضو بدرد آید عضوهای دیگر نیز ناآرام هستند»(۱۹۵).
اگر براستی جامعه ما نسبت به همدیگر چنین احساسی می داشتند پیشرفت بی نظیری در زمینه های مختلف نصیبشان می شد.
۷ - برخوردها وروشهای منطقی با یکدیگر
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بر اساس علم ومنطق با گروههای مختلف غیر اسلامی مناظره وبحث می کرد، امام صادق (علیه السلام) چهار هزار شاگرد در رشته های مختلف تربیت می نمود، وخود شخصاً با منکران خدا می نشست وبه بحث وگفتگو می پرداخت.
این بحثها وتجزیه وتحلیلهای روشنگرانه نقش مؤثّری در توسعه اسلام داشت.
قرآن می فرماید:
«مردم را به راه پروردگارت با حکمت وپندهای نیکو وجدال وبحث وانتقاد دعوت کن»(۱۹۶).
حکمت همان روشهای استدلالی ومنطقی است.
موعظه نیک عبارت از اندرزهایی است که جنبه عاطفی واحساسی دارد.
مجادله نیک بحثهای رو در رو وبر اساس انصاف وحسن نیت است.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«طرفداران پنج دین مختلف به صورت گروههای پنج نفری به حضور پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) برای بحث ومذاکره آمدند به ترتیب: گروه یهود، سپس گروه مسیحی سپس گروه مادّی، سپس گروه دوگانه پرست، سپس گروه مشرک، شروع به مناظره کردند.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با کمال متانت سخن آنها را گوش داد وبه پاسخ آنها پرداخت، واین مناظرات، سه روز بیشتر طول نکشید، که هر پنج گروه قانع شدند وبه اسلام گرویدند، در پایان گفتند:
ما رَأَینا مِثْلَ حُجَّتِکَ یا مُحَمَّدَ، نَشْهَدُ اَنَّکَ رَسُولُ اللّهِ؛
ای محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ما همچون حجّت واستدلال تو هرگز در جائی ندیده ایم، گواهی می دهیم که تو رسول خدا هستی»(۱۹۷).
آری! اگر برای جذب تحصیل کرده ها وافراد مختلف غیر اسلامی با چنین شیوه ای رفتار شود، نقش مؤثّری در گسترش اسلام خواهد داشت وهمچنین زمینه سازی فکری حساب شده ای برای آینده درخشان به دست حضرت مهدی (عج) خواهد بود.
۸ - توجه به طبقه مستضعف
نوعاً انقلابها بر دوش مستضعفین به پیش می رود، چرا که مستکبران وسرمایه داران از وضع موجود خود راضیند ونوعاً مخالف انقلاب بر مبنای تعالیم الهی ویا طرفداری از مستضعفان خواهند بود.
اسلام هیچگاه روی خوش به مستکبران وطاغوتیان نشان نداده است، چنانکه در آغاز، حامی پیش برنده اسلام افراد مستضعفی همچون بلال (رحمه الله)، سلمان (رحمه الله) جوبیر (رحمه الله)، خبّاب (رحمه الله) وعمّار (رحمه الله)، سمیه (رحمهما الله) و... بوده اند.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به این گروه از افراد توجّه خاصّی داشت، حتی همه اموال همسرش خدیجه (علیها السلام) را در این راه مصرف نمود وخود عملاً همچون مستضعفان می زیست وبیشتر با آنها محشور بود.
بهر حال توجه به مستضعفان، وتأمین نیازهای آنها، وبرقراری عدالت اجتماعی وجلوگیری شدید از استعمار واستثمار واستحمار، یکی دیگر از عوامل زمینه ساز برای حکومت امید مستضعفان جهان حضرت مهدی (عج) خواهد بود.
در حالی که این سطور را می نویسم: اخبار می گوید: امام خمینی فرمود: «من یک لاخ موی گودنشینان را به همه کاخ نشینان نمی دهم».
۹ - اتحاد وانسجام مسلمانان
بدون شک اتّحاد نقش اعجاز آمیزی در پیشبرد اهداف دارد، جمعیت واتحاد، قدرت را چندین صد برابر وهزار برابر ومیلیون برابر می کند، مثل اتحاد همچون مَثَل سدّ عظیمی است که مبدأ بزرگترین نیروهای صنعتی وآبیاری سرزمینهای بزرگ وروشنائی شهرهای زیاد می شود، یک چنین نیروئی بر اثر بهم پیوستن قدرتهای ناچیزِ دانه های باران بدست آمده است.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«اَلْمُؤمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیانِ یشَیدُ بَعْضُهُ بَعْضاً؛
افراد با ایمان، نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمان هستند که هر جزئی از آن، جزء دیگر را محکم نگاه می دارد»(۱۹۸).
حال اگر مسلمانان دست به دست هم دهند وبا اتحاد وانسجام همه جانبه در محور اسلام حرکت کنند، همچون دریای خروشانی خواهند بود که در برابر امواج سهمگین طوفانها ایستادگی خواهند نمود.
برای زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) وتشکیل حکومت جهانی، اتحاد وانسجام مسلمانان نقش اساسی را خواهد داشت وباید مسلمانان از هر گونه اختلاف فرعی وموسمی پرهیز کنند ودر برابر دشمنان مشترک، با اتحاد ووحدت وهماهنگی خود بایستند تا بتوانند راه را برای ظهور مصلح کل جهانی هموار سازند(۱۹۹).
۱۰ - رهبر شایسته
در اسلام به «ولایت» اهمیت فراوان داده شده است به گونه ای که اگر آن نباشد هیچ چیز نیست، بلکه باید برنامه های اسلام تحت نظارت ولایت باشد، وبه عبارت دیگر چرخ انقلاب توسط او بگردش در می آید، او نشان راه وپیشوا وجلودار امت است، وهمه گروههای اسلام را در یک خط به پیش می برد.
ولایت یعنی حکومت وسرپرستی دین ودنیای مردم، که بسیار مقام پر مسئولیت بزرگی است وتنها افراد شایسته وکامل می توانند عهده دار آن گردند.
همانگونه که در صدر اسلام رهنمودهای رهبر شایسته نقش اساسی در پیشبرد داشت، امروز نیز در راه انتظار حضرت مهدی (عج) وزمینه سازی برای حکومت جهانی آن حضرت حتماً باید این خط حفظ گردد، تا مسلمانان در نظم وانسجام خاص تحت رهنمودهای رهبر شایسته که امروز از آن به ولایت فقیه تعبیر می شود راه زمینه سازی صحیح را دریابند وبا پشتگرمی معنوی خاصی آن را دنبال کنند. وبه عبارت روشنتر، نائب ومعاون به حق حضرت مهدی (عج) مسلّماً به راه مهدی (عج) نزدیکتر وآگاهتر است، ورهنمودها وسرپرستی او می تواند نزدیکترین وحساب شده ترین شیوه برای رسیدن به حکومت مولی امام زمان (علیه السلام) باشد، با توجه به اینکه انجام دو وظیفه بزرگ امر به معروف ونهی از منکر انسان را از بی تفاوتی بیرون می آورد، ووادار می کند که حضور فعّال در صحنه داشته باشد.
به امید آنکه با به کار بستن این عوامل که در رأس عوامل دیگر است بتوانیم همچون مسلمانان صدر اسلام به پیش رویم وجهان را به استقبال حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) سوق دهیم که خود در مسیر انقلاب، وتداوم انقلاب است که نهایت آن آینده درخشان واهتزاز پرچم «لا اله الاّ اللّه» در کلّ جهان خواهد شد، وهمین امید به آینده روشن - نه مبهم وتاریک - خود همان عامل درونی وانتظار است که باید به صورت علم وعمل درآید وبه نتیجه عینی برسد.
باید توجّه داشت که خود امام قائم (عج) نیز در انتظار است که شرایط فراهم شود وخداوند متعال، اذن خروجش را صادر فرماید وجهان را از ظلم وفساد رهائی بخشد وبقدری در این مورد بی تاب است که حتی وقت خروج وارد مسجد الحرام می شود وبین مقام ابراهیم (علیه السلام) وکعبه دو رکعت نماز می خواند وپشت به حجر الاسود زده، سپس دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده وآنچنان گریه وتضرّع می کند که به زمین می افتد واین است فرموده خدا در قرآن:
«اَمَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ ویکْشِفُ السُّوءَ ویجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الاَرْضِ؛
آیا خدای شما کسی است که دعای مضطر را اجابت می کند وگرفتاریها را برطرف می سازد وشما را خلفای زمین قرار می دهد؟» (یا معبودهای باطل)»(۲۰۰).
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«سوگند به خدا «مضطّر» همان قائم (عج) است»(۲۰۱).
آری امام قائم (عج) این چنین بی تابانه در انتظار اصلاح وانقلاب جهانی است، تا جهان را از لوث آلودگیها وجنایات وستمگریها نجات بخشد.
۱۱ - لزوم برنامه ریزی
می دانیم که مسأله مهدی موعود (عج) یک مسأله عادی وسطحی واقلیمی واحتمالی نیست، بلکه مسئله بسیار مهم جهانی وعمیق وواقعی است که تقریبا در همه ادیان ودر همه جا ودر همه زمانها در رأس مسائل مهم عقیدتی وسیاسی است ودر اسلام به عنوان یک اصل استوار وخلل ناپذیر مطرح می باشد، واز آن به ثمره ونتیجه قیام تمام پیامبران ورسولان ورهبران الهی یاد می گردد، ونهضت جهانی حضرت مهدی (عج) با عنوان امید پیامبران ورسولان ومستضعفان تاریخ ووصول به اهداف عالی انسانی در همه ابعاد و... خوانده می شود.
حال که چنین است باید مسأله را جدّی گرفت، در طول تاریخ در این باره حرف زیاد زده اند ولی برای وصول به این هدف باید همّت کرده وآن هم همّتی عمیق، همه جانبه در کل جهان، وهمیشگی، ودر عمل.
با مطالعه وبررسی آیات وروایات مربوط به نهضت وظهور امام زمان (علیه السلام) به دست می آید که مسأله وصول به این ظهور مسأله راحت طلبی نیست وبا یک یا چند قیام وقعود به دست نمی آید باید در راه آن عرقها وخونها ریخته شود(۲۰۲).
از طرفی این مسأله دارای ابعاد گوناگون است، مانند ابعاد فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، مکتبی، نظامی وخلاصه آمیخته با مسأله دین است، همانگونه که دین حقیقی یک مجموعه عمیق واهرم قوی وهمه جانبه برای رشد در همه ابعاد است، مسأله قیام مصلح جهانی حضرت مهدی (عج) که در هر زمانی مطرح بوده ودر هر دینی از آن به نوعی سخن به میان آمده ودر اسلام از آن به عنوان یک اصل مهم انقلابی یاد می شود دارای ابعاد گوناگون است.
عناصر اصلی برنامه ریزی قیام وظهور
بر همین اساس باید برای تحقق آن یک برنامه ریزی حساب شده وجامع در سطح کل جهان صورت گیرد.
با توجه به اهمیت فوق العاده آن باید در این برنامه ریزی، امور بسیار به طور عملی وجدّی وحساب شده تعقیب شود که ما در اینجا امور نُهگانه زیر را که پایه های اصلی این برنامه ریزی است وباید به همّت مسلمانان تحقق یابد تا زمینه ساز ظهور گردد خاطر نشان می کنیم:
۱ - هدفداری
یکی از عوامل پیروزی، داشتن هدف است به ویژه هدفی عالی وتأمین کننده تمام ابعاد سعادت بشر - در مورد مصلح آینده حضرت مهدی (عج) تمام پیامبران وامامان وکتب آسمانی وادیان حقیقی، خبر از ظهور او را در آخر الزّمان داده اند، واین عقیده در اسلام جزء بافت وارکان اسلام است، برهمین اساس، هدف مشخّص وغیر مبهم است، وبروز نهضتها وقیامها برای رسیدن به این هدف، کورکورانه ومبهم نیست.
امام خمینی (قدس سره) در یکی از سخنان خود که در روز نیمه شعبان ۱۳۶۰ شمسی ایراد نمود فرمود: «باید خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت، من نمی دانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است، نمی دانم بگویم که شخص اوّل است، برای این که دومی در کار نیست ایشان را نمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم، اِلاّ همین که (مهدی موعود «عج») است، آن کسی که خداوند متعال ذخیره کرده است برای بشر...».
آری! این عنوان (مهدی موعود «عج») هدف دار بودن این عقیده را مشخص می کند، وهدف است که قیامها را خط وجهت داده واز سرنگونی در می آورد وبه راه صاف وراست رهنمون می نماید، بنابراین باید در این برنامه ریزی به این هدف توجّه گردد.
۲ - توجه به جهانی بودن ظهور
پایه دوم این برنامه ریزی این است که ظهور وامامت امام زمان (علیه السلام) مربوط به کل جهان است، وپس از ظهور اسلام حقیقی با تمام ابعادش در همه جهان بدست با کفایت آنحضرت در سطح جهان حاکم وپیاده می شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اِذا قامَ الْقائِمُ لا یبْقی اَرْضٌ اِلاّ نُودِی فِیهَا شَهَادَةُ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ واَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ؛
وقتی که قائم (عج) قیام کرد، هیچ نقطه ای از زمین نیست مگر این که آوای توحید وپذیرش رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در آن بلند است»(۲۰۳).
بنابراین در این برنامه ریزی باید همه جهان با انواع فرهنگ ها وسنّتها وانحرافات وعقاید گوناگون را در نظر گرفت وطرحی جامع برای براندازی همه فسادها وانحرافات همه جهان، که از آن گاهی تعبیر به صدور انقلاب اسلامی می شود ارائه داد.
با توجه به این که جهان همچون حلقه های زنجیر در شؤون مختلف به هم ارتباط دارد وهمین ارتباطات تأثیرات مثبت ومنفی نسبت به همدیگر دارند، اگر ما نقطه ای را از انحراف بیرون آوردیم کافی نیست چرا که خواه ناخواه تأثیرات اطراف این نقطه، مانع وصول به هدف در آن نقطه خواهد شد.
۳ - جهش وانقلاب
همان گونه که از نام انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) پیدا است باید برای وصول به این انقلاب به صورت انقلابی کار کرد، با میانه روی ومحافظه کاری وخط لیبرالی نمی توان به این هدف بزرگ رسید، چرا که پر واضح است برای برنامه ریزی یک چنین انقلاب عظیمی که موانع بسیاری سر راه دارد، باید جهاد کرد، جهادی پی گیر وبزرگ، وتبدیل انحرافات عقلی وعملی واخلاقی به اعتدال وصراط مستقیم، که یک تحوّل بی نظیر وعظیمی است چنین تحوّلی با میانه روی ومحافظه کاری، به دست نمی آید.
بنابراین باید حرکتهای این نهضت، اسلامی ومکتبی باشد، واز حرکتهای غیر مکتبی چنین تحوّلی میسور نیست.
چنانکه در روش انبیاء وپیامبران الهی (علیهم السلام) از جمله پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به خوبی این انقلاب وجهش را در سطح محدوده خودشان می بینیم، البتّه چنانکه خواهیم گفت این مطلب به این معنا نیست که مادر این کار عجله کنیم وسطحی به پیش رویم.
قابل توجه اینکه طبق بعضی از روایات، آنحضرت در روز عاشورا قیام می کند(۲۰۴).
وبه فرموده امام صادق (علیه السلام) در شب بیست وسوّم ماه رمضان بنام آنحضرت ندا شود وروز عاشورا قیام کند(۲۰۵).
دقّت در این نکته که در روایات اسلامی وارد شده در شب تولّد امام زمان (علیه السلام) زیارت امام حسین (علیه السلام) را بخوانید، با توجه به محتوای این زیارت وارتباط این دو، نتیجه می گیریم، که مسأله راحت طلبی در کار نیست بلکه مسأله قیام وانقلاب وشهادت طلبی وجهاد تا سر حد شهادت ونفرت شدید از دشمن است وباید با چنین روشی خود را به امام زمان (علیه السلام) نزدیک کنیم، در اینجا نقل این روایت بجا است، امام صادق (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمود:
«اِذا قامَ قائِمُنا سَقَطَتِ التَّقِیةُ وجَرَّدَ السَّیفُ ولَمْ یأْخُذْ مِنَ النّاسِ ولَمْ یعْطِهِمْ اِلاّ بِالسَّیفِ؛
وقتی که قائم (عج) ما قیام کند تقیه برداشته شود وشمشیر کشیده گردد وبا مردم (متمرّد) در داد وستد جز شمشیر (حکومت) در میان نباشد»(۲۰۶).
۴ - پیشرفت عمیق واستوار
در برنامه ریزی لازم است، توجه کامل شود که در تمام ابعاد به طور صحیح وعمیق واستوار به پیش رفت وواحدهای این بنای عظیم را از اساس وشالوده درست ومحکم وخلل ناپذیر ساخت وبه همین ترتیب رگه های دیگر این بنا با استواری به پیش رود وگرنه کوچکترین طوفانی آن بنا را ویران خواهد کرد، بنابراین نباید در این کار عظیم، عجله کرد وبه عبارت دیگر باید هر چه می توانیم بر کیفیت کار توجه کنیم، نه کمیت بدون کیفیت.
در اینجا بد نیست به یک فراز تاریخی عجیب «که می توان از آن درس نیکی گرفت گر چه از بیگانگان است» اشاره کنیم.
در جنگ جهانی دوم وقتی قوای متّحدین (آلمان، ایتالیا، ژاپن) فرانسه را که جزء قوای متّفقین (انگلیس، آمریکا، شوری) بود شکست دادند، ودر جولای سال ۱۹۴۰ میلادی انگستان در میدان نبرد جهانی با دشمن پیروزمند، تنها ماند، در پاریس کنفرانس سرّی بین سه نفر از سران جنگ جهانی یعنی چرچیل (رهبر انگلستان)، هیتلر (رهبر آلمان) وموسولینی (رهبر ایتالیا) در قصر «فونتن بلوی» به وجود آمد. در این کنفرانس هیتلر به چرچیل گفت: حال که سرنوشت جنگ معلوم است وبزرگترین نیروی اروپا ومتفق انگلیس یعنی فرانسه شکست خورده است، برای جلوگیری از کشتار بیشتر، بهتر است انگلستان قرارداد شکست وتسلیم را امضاء کند تا جنگ متوقّف شود وصلح به جهان بازگردد.
چرچیل در جواب گفت: بسیار متأسّفم که من نمی توانم چنین قراردادی را امضاء کنم، زیرا هنوز انگلستان شکست نخورده است وشما را فاتح نمی شناسم.
هیتلر وموسولینی از این گفتار چرچیل عصبانی می شوند، به تندی با او برخورد می کنند، چرچیل با خون سردی می گوید: عصبانی نشوید، انگلیس به شرط بندی، خیلی اعتقاد دارد، آیا حاضرید برای حلّ قضیه با هم شرط ببندیم؟ در این شرط هر که برنده شد باید بپذیرد که فتح با او است.
سران فاشیست (هیتلر وموسولینی) با خوشروئی این پیشنهاد را قبول کردند، در آن لحظه هر سه نفر در جلو استخر بزرگ کاخ نشسته بودند.
چرچیل گفت: آن ماهی بزرگ را در استخر می بینید هر کس آن ماهی را تصاحب کند برنده جنگ است، هیتلر فوراً پارابلوم خود را از کمر کشید به این سو وآن سوی استخر پرید وشروع به تیر اندازی های پیاپی به ماهی کرد ولی سرانجام بی نتیجه وخسته ودرمانده بر صندلی خود نشست، وبه موسولینی گفت حالا نوبت تو است.
موسولینی لخت شد وبه استخر پرید، ساعتی تلاش وتقلاّ کرد، او نیز بی نتیجه ودرمانده بیرون آمد وبر صندلی خود نشست.
همین که نوبت به چرچیل رسید، صندلی راحت خود را کنار استخر گذاشت لیوانی به دست گرفت، در حالی که با تبسم سیگار برگ خود را دود می کرد شروع به خالی کردن آن استخر نمود.
رهبر آلمان وایتالیا که می خواستند ببینید نخستوزیر سالخورده وچاق وسنگین انگلستان در برابر آنان چه تاکتیکی جهت صید ماهی پیش خواهد گرفت، وقتی او را در چنین وضعی دیدند با تعجّب پرسیدند: چه می کنی؟
چرچیل گفت: من عجله برای شکست ندارم با حوصله، این روش مطمئن خود را ادامه می دهم، سرانجام پس از تمام شدن آب استخر، بی آنکه صدمه ای به ماهی بخورد صید از من خواهد بود(۲۰۷).
این واقعه عجیب گرچه از بیگانگان است ولی می توان از آن این درس را آموخت که: برای وصول به هدف - آن هم هدف بزرگ - نباید عجله کرد وسطحی به پیش رفت، بلکه باید با برنامه ریزی عمیق واطمینان بخش هر چند دراز مدت ودر عین حال با کمترین ضایعات کار را ادامه داد، واین کار نیاز به طرح های بسیار استوار ومحکم خواهد داشت. البته تحقق چنین امر مهمی نیاز به طول زمان دارد، از این رو خداوند متعال به حضرت مهدی (علیه السلام) طول عمر عنایت فرموده است (دقت کنید) تا آمادگی در مردم جهان پیدا شود(۲۰۸).
۵ - اخلاص
برای پیشروی ودست یازی به مقدّمات ظهور، هیچ عاملی در کاربرد امور، وپیمودن پلّه ها وپشت سر گذاشتن موانع مانند «اخلاص» در کار نیست، اخلاص، در کارها روح ونشاط می بخشد، وبه طور اتوماتیک بدون دردسر، چرخهای عظیم موتورهای انقلاب را به حرکت در می آورد، اخلاص انسان را به آخرین درجه آمادگی واراده قاطع وطبیعی بودن بدون منّت که همان انتظار ظهور است سوق می دهد، خداوند متعال پشتیبان افراد مخلص است، شیطان وهوسهای نفسانی که ضررها وضربات سختی بر رشد انسانها وارد می آورند از افراد مخلص دورند(۲۰۹).
آزاداندیشی واقعی در سایه اخلاص به دست می آید، توکّل به خدا واعتماد به نفس، وعزت وشرافت که هر یک عاملی برای دستیابی به مقدمات ظهور حضرت بقیة اللّه (عج) است در پرتو اخلاص، جان می گیرند وتحقق می یابند.
در روایتی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم:
«هر بنده ای چهل روز در راه خدا مخلصانه قدم برداشت خداوند درد ودرمان را به او نشان می دهد وریشه های حکمت ودانش را در دلش استوار می سازد»(۲۱۰).
امام صادق (علیه السلام) در سخنی فرمود:
«اِذا کانَ مُخْلِصاً لِلّهِ اَخَافَ اللّهُ مِنْهُ کُلَّ شَیء حَتّی هُوَامِ الاَرْضِ وسُباعِها وطَیرُ السَّماءِ؛
هرگاه مؤمنی کارها را تنها برای خدا انجام دهد، خدا همه چیز حتی جنبندگان ودرندگان زمین وپرندگان آسمان را از او می ترساند»(۲۱۱).
بنابراین در این برنامه ریزی باید اخلاص در کارها سرلوحه برنامه ها قرار گیرد.
۶ - تخصص وتعهد
تخصّص وتعهّد وبه عبارت دیگر علم وایمان، وتوسعه دادن به این دو در همه ابعاد زندگی، بهترین زمینه ساز برای فراهم شدن ظهور امام زمان (علیه السلام) است، واین دو همچون دو بال پرنده اند که آن پرنده با آن دوبال به پرواز درمی آید، اگر هیچیک از این دو نباشد، پروازی نیست واگر یکی باشد ودیگری نباشد باز نتیجه بخش نیست چرا که با یک بال نمی توان پرواز کرد.
تخصص بدون تعهد، مثالش در این شعر مثنوی مولوی آمده:

تیغ دادن در کف زنگی مست * * * به که آید علم، ناکس را بدست

تعهد بدون تخصّص نیز در بسیاری اوقات به جای پیشرفت بر مشکلات کار می افزاید واحیاناً خسارت جبران ناپذیری بر انسان وارد می سازد ومثالش همچون ماشینی است که بدون چراغ در بیابان هولناک وپر فراز ونشیبی حرکت می کند، که جز سقوط وسرگردانی نتیجه ای ندارد.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«مَنْ عَمِلَ عَلی غَیرِ عِلْم کانَ، ما یفْسِدُهُ اَکْثَرَ مِمّا یصْلِحُهُ؛
کسی که بدون علم ودانش کاری انجام می دهد، ضرر وزیان آن بیش از نفع آن است»(۲۱۲).
از سخنان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است که فرمود:
«کمر مرا دو گروه شکستند:
۱ - دانشمندان منحرف
۲ - مردم نادان»(۲۱۳).
قرآن مجید در یک آیه، پیشروی وپیمودن درجات عالی وپیروزی را در سایه تخصّص وتعهد (علم وایمان) هر دو دانسته ومی فرماید:
«یرْفَعِ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ اُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات؛
خداوند از شما، آنان را که ایمان آوردند وتحصیل علم ودانش کردند، چندین درجه بر دیگران برتری می بخشد»(۲۱۴).
با توجه به اینکه علم وشناخت، انسان را به عوامل رشدو ترقّی ودستورات حیاتبخش وسازنده مکتب حرکت آفرین وغنی اسلام آگاه می سازد، وتعهّد وایمان، آن عوامل را اجراء می نماید.
۷ - مانع شناسی
اکثراً عوامل حرکت فراهم می شود، ولی موانع سر راه، چرخهای آن عوامل را از حرکت باز می دارد، باید موانع را بشناسیم تا آنرا از سر راه برداریم، مثلاً انحطاط مذهبی واخلاقی، عدم استفاده از علوم گوناگون وعفلت از وضع زمان، اختلاف وتفرق، کارهای اساسی واصلی را فدای امور جزئی وفرعی کردن، مقدم داشتن منافع شخصی بر منافع عمومی و... از موانع سر راه است، حتماً به این جهت نیز باید در برنامه ریزی توجه گردد، همه پیامبران واولیاء خدا (علیهم السلام) آرزو داشتند که به هدف برسند ولی موانع سر راه مانع وصول آنها به هدف عالیشان شد، شاید یک فلسفه اینکه خداوند عمر حضرت مهدی (عج) را طولانی کرده این باشد که در این مدت موانع شناخته گردند واز سر راه برداشته شوند.
بر همین اساس است که امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«اَلْعامِلُ عَلی غَیرِ بَصِیرَة کَالسَّائِرِ عَلی غَیرِ طَرِیق ولاتَزِیدُ سُرْعَةً اِلاّ بُعْداً؛
عمل وحرکت بدون بصیرت وشناخت مانند حرکت در غیر راه اصلی است وسرعت در این راه جز دوری بیشتر از هدف، نتیجه دیگری ندارد»(۲۱۵).
۸ - هشیاری وهوشمندی
یک فرد با ایمان باید «کَیس» وهوشیار باشد وبه جای دو چشم، با چهار چشم اطراف خود را ببیند وکاملاً مراقب باشد، که از ناحیه دشمن غافلگیر نگردد، وبه طور خلاصه مؤمن در این دنیا باید خود را همواره در جبهه مقدم جنگ با دشمن ببیند ومواظب باشد که اگر دشمن از در رفت، از پنجره وارد نشود، اگر در جبهه نظامی شکست
خورد در جبهه اقتصادی پیروز نشود و...
به عنوان مثال؛ حکومت عثمانی یک حکومت مقتدر اسلامی بود، هیچ قدرتی را یارای مقابله با آن نبود ولی بر اثر عدم هشیاری وبه خاطر غفلت وغوطهور شدن در امور گذرا ومادّی، آنچنان غافلگیر شد که با یک پیش آمد یعنی جنگ جهانی دوم از هم پاشید وبه چندین قسمت تجزیه شد ودر نتیجه در مارس ۱۹۲۵ میلادی اسلام به معنی یک قدرت آشکار سیاسی واجتماعی وکانون مشتعل از اندیشه ها واحساسهای نو ونیرومند زائیده از صحنه حوادث جهان رخت بربست واز میدانهای گرم کار وپیکار به گوشه سرد وآرام خزید ورفته رفته راه سقوط وتفرّق را پیش گرفته، نه تنها در جبهه نظامی وسیاسی شکست خورد بلکه اسلام جوشان وخروشان وحرکتزا وجنبش آفرین در میانشان به اسلام فرسوده وبی روح درآمد، دشمنان از فرصت استفاده کرده وبه پیش تاختند(۲۱۶).
در این راه باید از عوامل بازدارنده وغافل کننده مانند سنت گرائی وگذشته نگری غلط، شخصیت گرائی، پیشداوری وگم بودن، عُجب وخودبینی، پیروی از هوس های نفسانی، تکیه بر حدس وگمان، وابستگی ها و...، به شدت پرهیز کرد.
این مطلب مهم را رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در یک عبارت کوتاهی فرموده است:
«ولَوْ لا کَثیرُ کَلامِکُمْ وتَمْرِیج فِی قُلُوبِکُمْ لَرَأَیتُمْ ما اَری وسَمِعْتُمْ ما اَسْمَعُ؛
اگر زیاده روی در سخن شما (شعار توخالی)، وهرزه چرانی در دل شما (پر کردن ذهن از امور واهی) نبود هرچه من می بینم شما هم می دیدید وهرچه من می شنوم شما هم می شنیدید»(۲۱۷).
۹ - دورنمایی از امکانات عظیم دنیای اسلامی ونتیجه بحث
در اینجا با توجه به مطالب یادشده درباره امکانات مسلمانان فعلی دنیا به طور فشرده، سخنی به میان می آوریم که اگر به راستی این امکانات برای یک برنامه ریزی جامع وحساب شده در جهت اجرای اسلام که زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عج) است به کار گرفته می شد چقدر مثمر ثمر ونتیجه بخش بود!
امکانات مسلمانان را از چند جهت می توان بررسی کرد:
الف: از جهت نیروی انسانی واتحاد
امروز حدود یک میلیارد نفر مسلمان در دنیا زندگی می کنند ویک چهارم جمعیت کره زمین را تشکیل می دهند وحدود ۴۷ کشور مستقل دارند، ودر بسیاری از کشورها هم دارای نیروی عظیم می باشند، مثلاً هندوستان یک کشور اسلامی نیست ولی دارای یکصدو پنجاه میلیون مسلمان است ودر شوروی (سابق) شصت تا هفتاد میلیون مسلمان وجود داشت ودر سایر کشورها نیز تعدادشان بسیار زیاد است. اگر اینهامتحد شوند، هیچ قدرتی در دنیا بدون جلب رضای اینها نمی تواند حاکم باشد، با توجه به اینکه اگر نفوس یک میلیارد مسلمان بوسیله عقیده به اسلام، مرتبط گردد چه قدرت عظیمی به وجود خواهد آمد!
وبا توجه به اینکه در دنیای امروز قدرتهایی که وجود دارد، یکی از آن قدرتها مارکسیسم است که در کشورهای مارکسیستی هستند، که با فروپاشی آن در شوروی، از هم پاشیدند، وآنها که باقی مانده اند، اگر تحت این عنوان با هم متحد شوند، چه می توانند بکنند، با اینکه بین آنها نیز تفرقه شدید است، کمونیستهای چین وکمونیستهای شوروی سابق را تکفیر می کنند وبه عکس...
یکی از قدرتها، قدرت مسیحیت است، می گویند در دنیا بیش از یک میلیارد مسیحی وجود دارد، امّا مسیحی ها هم با هم اختلاف شدید دارند، نیروی عظیم پروتستان، اصلاً کاتولیکها را قبول ندارند، به علاوه مکتبشان یک مکتب زاینده وحرکت بخش نیست، یهودیها در دنیا حدود ده میلیون یا پانزده میلیون نفر می باشند که از تفرقه شدیدی برخوردارند.
بودائیها زیاد هستند، ولی یک تیپ خاصی می باشند وداعیه اجتماعی وسیاسی ندارند، سیکها نیز چیزی نیستند، تنها قدرت عظیمی که تحت پوشش آئین حرکت آفرین اسلام بی بدیل ورقیب می ماند، مسلمانان هستند، اگر اینها یک جریان خوب اجتماعی برای خود درست کنند، از ساخت حسّاسترین اسلحه های اتمی وسفینه های فضانوردی تا ساخت سوزن سنجاق برای خودشان امکان متخّصص داشتن وتکنیک در سطح عالی وجود دارد...
بسیاری از همین مغزهای اسلامی، مراکز صنعتی اروپا وآمریکا را می گردانند، به آنجا رفته اند ومانده اند وفسیل شده اند.
ودر مجامع بین المللی، مسلمانان ۴۵ - ۴۶ رأی مستقل دارند، که اگر هر نفرشان بتوانند یک رأی از کشورهای دیگر را به دست آورند دارای ۹۰ رأی خواهند شد هیچ بلوکی در دنیا نیست که آن همه رأی داشته باشد.
قدرتهای غیر اسلامی، به عنوان یک قدرت نیرومند وجه مشترکی ندارند که آنها را به هم پیوند دهد، ولی اسلام با عنوان «حَبْلُ اللّهَ» (رابط دینی خدا) همه را به هم پیوند می دهد، واز قطرات باران سیل بنیان کن جاری می سازد.
ب: امکانات جغرافیائی دنیای اسلام
اسلام دارای امکانات جغرافیایی عظیمی است که با هیچ قدرتی در دنیا قابل مقایسه نمی باشد، خلیج فارس وتنگه هرمز، دو طرفش در دست مسلمانان است، دو طرف کانال سوئز، در دست مسلمانان است، یک طرف جبل الطّارق در دست مسلمانان است، عبور از اقیانوس هند بدون جلب رضایت مسلمانان ممکن نیست، اقیانوسیه در دست مسلمانان است، ودر جنوب آفریقا مهمترین خط کشتیرانی دنیا وجود دارد، اگر مسلمانان مایل نباشند، عبور در آن ممکن نیست، یکطرف دربای استراتژیکی مدیترانه در دست مسلمانان است، تنگه دارانل وبسفورهم در دست مسلمانان است و...
ج: امکانات اقتصادی دنیای اسلام
وضع اقتصادی مسلمانان در حدی است که تنها در اوپک حداقل ۴۰% سوخت دنیا از ناحیه مسلمانان تأمین می شود، واگر این امر نباشد دنیا خاموش می گردد، قاره آفریقا (که ۷۰% آن مسلمانان هستند) انبار باروت اروپاست، اگر این انبار را ببندند اروپا خفه می شود ونمی تواند ادامه زندگی دهد.
مثلاً ژاپن یکپارچه به دنیای اسلام وابسته است واگر دوماه رابطه اش را با دنیای اسلام قطع کند به یک جزیره سرد وخاموش تبدیل می شود(۲۱۸).
کوتاه سخن اینکه: دنیای اسلام بدون نیاز اقتصادی به دنیاهای دیگر می تواند ادامه زندگی دهد اما دنیاهای دیگر بدون نیاز به دنیای اسلام نمی توانند ادامه زندگی دهند.
ما با سران حکومتهای اسلامی که خود را فروخته اند حرفی نداریم، با ملتهای مسلمان حرف می زنیم، اگر براستی آنها با نهضت خود وبا تشکیل کنفرانسهای جدّی وعمیق آنهمه امکانات را برای تحقق آرمان اسلامی بکارگیرند وبا تشکیل کنفرانسهای جدی وعمیق وبرنامه ریزیهای دقیق درجهت حکومت جهانی تحت رهبری یک مصلح عادل وعالم حرکت کنند، آنوقت است که دنیا آماده ظهور حضرت مهدی (عج) خواهد شد وهمه آن چیزهایی که ناممکن تصور می کردیم، ممکن می شود وتحقق می یابد.
به امید یک چنین تحول عظیم وبه کارگیری امکانات دنیای اسلام تحت فرماندهی عظیم ووسیع اسلام.

فصل پنجم: ویژگیهای یاران حضرت مهدی علیه السلام

مقدمه
بر هیچکس پوشیده نیست که برای پیروزی انقلاب وشکست ونابودی حکومتهای جور وستم نیاز به عوامل بسیاری است، که در رأس آنها حضور در صحنه وحمایت وتلاش خستگی ناپذیر، وآگاهی وتحمّل رنجها وامید به آینده درخشان است وبه عبارت دیگر یاران حضرت مهدی (عج) دارای این ویژگیها هستند.
ما وقتی که زندگی ومراحل دعوت پیامبران (علیهم السلام) را تجزیه وتحلیل می کنیم، می بینیم هرکجا آنها حامی ویاور داشتند واین حامیان ویاوران به طور آگاهانه وقاطع در صحنه بودند وبا امید وتوکّل به خدا به پیش می رفتند، پیامبرشان - هر چند در بخشی از اهدافش - به پیروزی می رسید ودر غیر این صورت شکست ظاهری نصیبش می شد.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران چندین مسئله مبهم را در رابطه با قیام حضرت مهدی (عج) روشن وثابت کرد، از جمله اینکه در شرایط فعلی دنیا هر چند غرق در گناه وفساد باشد، انقلاب ودگرگونی، نه تنها ممکن بلکه عملی است ودیگر اینکه باید دنبال کار را گرفت وامید به آینده داشت، از همه روشنتر اینکه باید حمایت وبسیج همه جانبه شود وبا وحدت وتجمّع یاران مخصوص، به این کار بزرگ یعنی آماده کردن جهان برای ظهور حضرت قائم (عج) دست زد.
با توجّه به اینکه بهترین حکومت آن است که به طور طبیعی وخودجوش روی کار آید نه به طور تحمیلی وزور، آنانکه می گویند حکومت حضرت مهدی (عج) بدون معجزه امکان پذیر نیست گویا به این اشکال توجه ندارند که اگر بنابر معجزه واجبار - هر چند اجبار فکری - باشد آن حالت زیبای طبیعی وخودجوش خود را از دست می دهد ویک نوع حکومت تحمیلی می گردد.
البته ما منکر امدادهای غیبی نیستیم، وقتی مردانی با اخلاص وصداقت به پیش رفتند خداوند هم آنها را یاری می کند وبه اهدافشان می رساند(۲۱۹).
بنابر این همان گونه که در بسیاری از روایات آمده(۲۲۰) حکومت حضرت مهدی (عج) همچون حکومت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) است - منتها در سطح وسیعتر وعمیقتر - همانگونه که یاران آگاه وبا استقامت آنحضرت در صدر اسلام شیران روز وپارسایان شب بودند ونقش مؤثّر ومهم در تشکیل حکومت اسلامی را ایفاء کردند، حکومت حضرت حجّت (عج) نیز از این قانون مستثنی نیست، وچنانکه در جای خود مشروحاً بیان شده معنای واقعی «انتظار» نیز آمادگی یاران وبسیج همه جانبه آنها در سطح وسیع مناسب با حکومت جهانی است.
ویژگیهای یاران آن حضرت در قرآن
در قرآن این کتاب انسان ساز وحرکت آفرین در رابطه با یاران نمونه حضرت مهدی (عج) یک آیه است که بسیار امید بخش وسازنده است، این آیه در حقیقت بیانگر حقائق وواقعیتهائی است که اگر به طور جدّی وهمه جانبه تعقیب گردد، موانعِ سر راه را بر می دارد وجهان را به استقبال مصلح جهانی حرکت می دهد.
در سوره مائده آیه ۵۹ خداوند به طور مستقیم، مؤمنان را مورد خطاب قرار داده ومی فرماید:
«ای مؤمنان هرکس از شما مرتد شد واز اسلام بیرون رفت، خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که دارای این پنج امتیاز هستند:
۱ - هم خداوند آنها را دوست دارد وهم آنها خدا را دوست دارند.
۲ - در برابر مؤمنان خاضع ومهربانند.
۳ - در برابر مشرکان ودشمنان، سرسخت ونیرومندند.
۴ - به طور پی گیری در راه خدا جهاد وتلاش می کنند.
۵ - در مسیر انجام وظیفه از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.
این فضل خدا است که به هرکس بخواهد (وشایسته ببیند) می دهد، فضل ورحمت خدا وسیع است واو بر همه چیز آگاه است»(۲۲۱).
در روایات برای این آیه مصادیق مختلفی بیان شده از جمله اینکه: این آیه در مورد یاران حضرت مهدی (عج) است که با این ویژگیها با تمام قدرت، در مقابل مرتدّین وکارشکنان می ایستند، وبرای برقراری حکومت عدل امام قائم (عج) وبرقراری عدالت در کل جهان تلاش می کنند(۲۲۲).
ودر عبارتی امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«صاحب این امر (حضرت مهدی «عج») در پرتو این آیه (در حمایت چنین یاران آگاه ودلاور) محفوظ است»(۲۲۳).
ویژگی اوّل:
به عشق آن یاران به خدا اشاره می کند، آنها که جز به خدا نمی اندیشند، در حدّی که خداوند نیز آنها را دوست دارد. روشن است که چنین روحیه ای که در پرتو ایمان وتوکّل بدست می آید، بزرگترین عامل خیزش وپرواز واراده وتقوی است که نقش آن در حماسه آفرینی اعجازآمیز وشگفت انگیز می باشد.
ویژگی دوّم:
به پیوند اخلاقی ووحدت ویکپارچگی با مؤمنان اشاره می کند که نقش آن در پیشبرد کار بسیار مهم وچشمگیر است.
ویژگی سوّم:
حاکی از سازش ناپذیری مؤمنان در برابر کافران، ونه شرقی بودن ونه غربی بودن آنها است، که در پرتو آن هرگونه تلاش وشگرد دشمن خنثی می گردد....
ویژگی چهارم:
جهاد ومبارزه پی گیر با کفّار ودشمنان اسلام است.
بالاخره ویژگی پنجم:
که بسیار مهمّ است، قاطعیت وپایمردی مؤمنان را بیان می کند که روح محافظه کاری ومجامله در آنها نیست، از عوامزدگی ومحیط زدگی وغوغای اکثریت منحرف واستهزاء آنها نمی هراسند، وبا گامهای استوار در صراط مستقیم حرکت می کنند ویاوه های چپ وراست در حرکت آنها اثر ندارد.
وباید به آغاز آیه نیز توجّه داشت که ارتداد وبیعت شکنی عدّه ای وجیه الملّه، آنها را سست ونگران نمی کند، آنها شرایط سخت حاضر را معیار قرار نمی دهند امید به آینده دارند، چرا که خود آینده سازند وکمبودها آنها را سست ولرزان نمی کند.
در میان این ویژگیها هر چند همه در جای خود از اهمیت بسیار برخوردارند ولی این ویژگی پنجم از همه مهمتر به نظر می رسد ابوذر غفاری، آن مرد نستوه وقاطع را در تاریخ با این لقب:
لا یخافُ فِی اللّهِ لَوْمَةَ لائِم
می خوانند، وخود می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) به من سفارش کرد که در راه خدا از یاوه سرائی یاوه سرایان وسرزنش کنندگان نهراسم(۲۲۴).
وقتی که حِجْر بن عدی آن بزگمرد خدا با یارانش به فرمان معاویه به شهادت رسیدند، امام حسین (علیه السلام) بزرگترین چهره انقلابی تاریخ به عنوان اعتراض به معاویه نوشت ودر آن نامه بخصوص این ویژگی حجر ویارانش را تذکر داد ونوشت:
«تو کسانی را کشته ای که امر به معروف ونهی از منکر می کردند، گناه را بزرگ می شمردند
وَلا یخافُونَ فِی اللّهِ لَوْمَةَ لائِم؛
ودر راه خدا از ملامت، ملامت کنندگان نمی هراسیدند»(۲۲۵).
بسیاری هستند از یاوه سرائیهای رسانه های همگانی شرق وغرب تحت تأثیر قرار می گیرند وخود را می بازند، ولی اگر دارای این وپژگی بودند، هیچگونه تحت تأثیر قرار نمی گرفتند بلکه بیشتر به راه خود ادامه می دادند.
پیشگویی پیامبر از یاران اسلام در ایران
در روایتی می خوانیم وقتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد آیه مذکور سؤال کردند پیامبر (صلی الله علیه وآله) دست خود را بر شانه سلمان (رحمه الله) نهاد وفرمود:
«منظور از این یاران، هموطنان این شخص هستند».
سپس فرمود:
«لَوْ کانَ الدِّینُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَیا لتَناوَلَهُ رِجالٌ مِنْ اَبْناءِ الْفارْسِ؛
اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد ودر آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت»(۲۲۶).
اگر کوششهای پی گیر ونتیجه بخش ایرانیان را در طول تاریخ اسلام بررسی کنیم، بخصوص در قرن معاصر، وپیروزی انقلاب اسلامی، وتشکیل حکومت اسلامی به نیابت از حضرت قائم (عج) به خوبی به حقانیت این پیشگوئی پی می بریم، بعلاوه این پیشگوئی اعجاز آمیز الهام بخش آن است که مسلمانان ایران در حرکت دادن مردم جهان به سوی حکومت مهدی (عج) نقش مؤثّر واساسی دارند، وچنانکه از نشانه هایش پیداست، نسبت به آینده امید بخش است(۲۲۷).
به هر حال همانگونه که در آخر آیه مذکور می خوانیم باید امید به فضل ولطف خدا داشت، فضل ورحمت خدا وسیع است، وحتماً شامل افراد شایسته وبرازنده خواهد شد.
به این ترتیب نتیجه می گیریم که طرفداران جدّی تشکیل حکومت جهانی به رهبری قائم (عج) باید با کسب ویژگیهائی که در تفسیر آیه مذکور بیان شد، در هر جا ستاد مقاومت وتلاش تشکیل دهند وبدانند که حتماً با چنین حرکت قرآنی به کعبه مقصود خواهند رسید.
در اینجا از یک شاهد عینی کمک گرفته وبطور ملموس موضوع را ترسیم می کنیم:
از شما می پرسم براستی اگر مردم همه کشورهای اسلامی با هدف قراردادن اسلام تحت رهنمودهای پیامبر (صلی الله علیه وآله) وآلش، تحت نظر مردان صالح وآگاه خود، همچون کشور ایران در وضع فعلی به جنگ با طاغوتیان بروند، وحکومت اسلامی تشکیل دهند وکم کم آنرا توسعه داده وبه تهذیب وتکمیل آن بپردازند چقدر به حکومت جهانی امام قائم (عج) نزدیک خواهند شد؟
امید آنکه جهان اسلام با تجزیه وتحلیل ودیدن این نشانه های عینی وملموس، دنبال کار را بگیرد که مسلّماً به نتیجه خواهد رسید.
تحلیل سخنی از امام سجاد
امام سجاد (علیه السلام) درباره منتظران ویاران حضرت مهدی (عج) به یکی از دوستانش بنام ابوخالد (رحمه الله) چنین فرمود:
«مردمی که در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) به سر می برند ومعتقد به امامت ورهبری آنحضرت بوده ومنتظر ظهور وقیامش هستند، از مردم هر زمانی برترند، چرا که خداوند آنها را آنچنان از عقل وفهم وشناخت برخوردار کرده که غیبت امام زمان (علیه السلام) برای آنان همچون ظهور آنحضرت است، خداوند آنها را در این زمان همچون مجاهدانی قرار داده که با شمشیر در پیشاپیش رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با دشمن می جنگیدند، در حقیقت مردان خالص وشیعیان راستین ما چنین افرادی هستند که در آشکار وپنهان به سوی خدا دعوت کنند»(۲۲۸).
در این روایت مردم منتظر ظهور امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت به عنوان «برترین مردم» همه زمانها خوانده شده اند ودر پایان به عنوان «انسانهای خالص وشیعیان راستین» لقب گرفته اند به خاطر سه ویژگی:
نخست:
به خاطر اگاهی وشناخت به گونه ای که غیبت امام زمان (علیه السلام) را همچون حضور او دانسته وتلاش وفکر وهدفشان بر این اساس است، نه اینکه دست روی دست بگذارند که از ما کاری ساخته نیست به انتظار می نشینیم تا امام زمان (علیه السلام) ظهور کند وخودش کارها را اصلاح نماید.
دوّم:
به خاطر اینکه جهاد وتلاش وپیکار با دشمنان دارند، بسان مجاهدان صدراسلام که در پیشاپیش پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) با دشمن می جنگیدند، بی تفاوت نیستند وتا آخرین حد توان در صحنه نبرد حضور دارند.
سّوم:
به خاطر اینکه مردم را در آشکار وپنهان به سوی خدا می خوانند:
اوّلا دعوتشان به سوی خداست نه به سوی شرق وغرب، ثانیاً همواره در آشکار ونهان کارشان هدایت وروشنگری است تا مردم را به سوی حق جلب وجذب کنند.
به این ترتیب یاران ویژه وویژگیهای یاران امام زمان (علیه السلام) را می شناسیم ودر یک جمع بندی کوتاه چنین نتیجه می گیریم که اگر هواداران امام زمان (علیه السلام) دارای چنین ویژگیهائی باشند، جهان به سوی حکومت واحد جهانی تحت رهبری حضرت قائم (عج) نزدیک می شود وقدمهای بزرگ ومؤثّری برای ظهور آنحضرت برداشته خواهد شد.
حرکت انقلابی نه گام به گام
نکته دیگری که در رابطه با یاران مهدی (عج) باید مورد توجه قرار گیرد این که از روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) کاملا استفاده می شود که نهضت وانقلاب آن حضرت به گونه رفورمی وگام به گام نیست، بلکه به طور انقلابی است، ودر میان صفات یاران مهدی (عج) پس از ایمان ومعرفت، بیشتر از سلحشوری وجهاد ورزمندگی واراده قوی آنها سخن به میان آمده است، واین حکایت از آن می کند که برای برقراری حکومت جهانی امام مهدی (عج) باید جهاد کرد وهرگز از راه سازش با دشمنان اسلام برخورد ننمود اکنون به چند روایت ذیل در این جهت توجّه فرمائید:
۱ - پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند:
«مردمی از مشرق زمین بپاخیزند وزمینه ساز حکومت حضرت مهدی (عج) شوند»(۲۲۹).
تعبیر «خروج» که در فارسی معادل؛ نهضت وشورش وانقلاب است دلیل بر حرکت انقلابی یاران مهدی (عج) است نه حرکت گام به گام.
ضمناً از این روایت استفاده می شود، یارانِ زمینه ساز برقراری حکومت حضرت مهدی (عج) در مشرق زمین هستند.
۲ - شخصی از امام باقر (علیه السلام) پرسید:
«مردم گویند وقتی که حضرت مهدی (عج) قیام کرد کارها به طور طبیعی به پیش می رود وبه اندازه شاخ حجامتی خونریزی نمی شود؟
امام در پاسخ فرمود: به خدا سوگند چنین نیست اگر چنین چیزی ممکن بود در مورد پیامر اسلام (صلی الله علیه وآله) صورت می گرفت، در صورتی که دندان آن حضرت در جهاد با دشمن خون افتاد وپیشانیش شکست، به خدا سوگند نهضت امام قائم (عج) تمام نمی شود مگر اینکه در میدان جنگ عرق بریزیم وخونها ریخته شود، پس دست به پیشانی مبارکش مالید»(۲۳۰).
۳ - امام باقر (علیه السلام) در ضمن گفتاری فرمودند:
«وقتی قائم ما (عج) قیام کرد هر یک از شما به اندازه قوّت چهل مرد نیرو پیدا می کند، ودلهای شما همچون پاره های آهن می شود که اگر به کوهها بزنند آنها را می شکافند..»(۲۳۱).
۴ - نیز فرمود:
«قیام حضرت مهدی (عج) از این جهت شباهت به لشکر حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) دارد که با شمشیر قیام می کند ودشمنان خدا ورسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وگمراه کنندگان را به قتل می رساند وبا شمشیر وترساندن، پیروز می گردد، آنچنان پیروزی که هیچ پرچمی از او شکسته نمی شود».
روشن است که کلمه شمشیر، کنایه از جنگ با اسلحه است.
۵ - روایاتی که درباره ویژگیهای منتظرین حضرت مهدی (عج) آمده نیز مطلب فوق را تأیید می کنند که در بسیاری از این روایات آمده:
«منتظرین همانند کسانی هستند که در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بر فرق دشمن ضربه مهلک وارد می سازند»(۲۳۲).
ضمناً لقب قائم «عج» (قیام کننده) برای حضرت مهدی (عج) واوصافی که در مورد او آمده مانند اینکه: حضرت رضا (علیه السلام) فرمود:
«قائم «عج» در سن پیران ولی به صورت جوانان ظاهر می شود، بقدری قوی ونیرومند است که اگر به بزرگترین درخت روی زمین دست دراز کند آن را از ریشه می کند واگر در میان کوهها فریاد بزند سنگهای سخت آن متلاشی می گردند»(۲۳۳).
۶ - در بعضی از تعبیرات ائمه (علیهم السلام) آمده:
«ولَوْ مَرُّوا الْجِبالَ مِنْ حَدِید لَیقَطِّعُوها لا یکُفُّونَ سُیوفَهُمْ حَتّی یرْضَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ؛
اگر این یاران به کوههائی از آهن عبور کنند آنها را قطعه قطعه کنند، اسلحه هایشان همواره در کار است تا خداوند راضی شود»(۲۳۴).
اینها همه حاکی است که قیام حضرت مهدی (عج) یک حرکت عمیق انقلابی در کل جهان است وباید برای چنین حرکتی بسیج عمومی وبه تعبیر دیگر ارتش عمومی ومجهّز از مسلمانان در تمام نقاط دنیا تشکیل شود، ارتشی که کاملاً آمادگی رزمی داشته باشد وبا روحیه ای عالی به پیش رود ودر جسم وروح بتوان او را به عنوان سرباز امام زمان (علیه السلام) خواند. برای تکمیل این بحث به روایت معروف ذیل توجّه کنید:
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
(همراه ظهور قائم «عج») بیست وهفت نفر از پشت کوفه (نجف اشرف) ظاهر شده (وبه حضرت مهدی «عج» می پیوندند)، پانزده نفر آنها از قوم موسی (علیه السلام) هستند که به سوی حق هدایت می کنند وحاکم به حق وعدالتند وهفت نفر آنها اصحاب کهف اند وبقیه عبارتند از: یوشع بن نون (رحمه الله)، سلمان (رحمه الله)، ابودُجانه انصاری (رحمه الله)، مقداد (رحمه الله) ومالک اشتر (رحمه الله) اینها در خدمت امام زمان (علیه السلام) به عنوان یاران وفرماندهان آنحضرت به شمار می آیند(۲۳۵).
با توجه به اینکه گروه کوچکی از افراد صالح وطرفدار حضرت موسی (علیه السلام) که همه جا حامی موسی (علیه السلام) بودند وتسلیم دعوت سامری نشدند وهمواره در این فکر بودند که از خط موسی (علیه السلام) خارج نشوند، چنانکه در قرآن (آیه ۵۹ سوره اعراف) اشاره ای به این گروه صالح ودر خط حق وعدالت شده است، همان پانزده نفر مذکور در روایت فوق می باشند.
وهمچنین با توجه به داستان زندگی آزاد مردان وحق طلبانی همچون اصحاب کهف ومبارزه منفی آنها با طاغوت زمانشان... وهمچنین با توجّه به حمایتها وفعّالیتهای یوشع بن نون (وصی حضرت موسی (علیه السلام)) در راه توحید چنانکه در تاریخ آمده وبا توجّه به زندگی برجسته مردانی همچون ابودُجانه انصاری، سلمان (رحمه الله)، مقداد (رحمه الله) ومالک اشتر (رحمه الله) در می یابیم که یاران راستین حضرت مهدی (عج) باید چگونه افرادی باشند؟ ودر چه خطی باشند وچگونه در راه حق از جان ومال دریغ نورزند؟
تجزیه وتحلیلی درباره سیصد وسیزده نفر از یاران مخصوص امام زمان ودیگر یاران آن حضرت

برای شناخت این یاران مخصوص به مطالب زیر توجّه کنید:
تواتر حدیث سیصد وسیزده نفر
در همه جا معروف است ودر کتابهای مربوط به امام زمان (علیه السلام) نوشته شده که هنگام ظهور آنحضرت ۳۱۳ نفر یاران مخصوصش به او می پیوندند وهمچون کوه در برابر حوادث ایستادگی کرده وهمراه امام (عج) هستند، اکنون بجاست که در این کتاب درباره این افراد خاص به بررسی فشرده ای بپردازیم، برای روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حدیث را مورد بررسی قرار داده سپس ویژگیهای این یاران را بیان می کنیم.
به طوری که در کتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبع قدیم، جلد ۱۳، ونیز چاپ جدید جلد۵۲)، اثباة الهداة، جلد۷، ومنتخب الاثر و... آمده، حدیث ماجرای پیوستن۳۱۳ نفر از یاران خاص حضرت قائم (عج) به آنحضرت، هنگام ظهور در مکه «متواتر» است، یعنی به اندازه ای نقل شده که انسان با بررسی آنها علم پیدا می کند که این حدیث صحیح است، واز پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمّه (علیهم السلام) نقل شده است.
بنابر این نباید شکی در صدور حدیث مذکور از جانب معصومین (علیهم السلام) نمود.
توضیح بیشتر اینکه: این حدیث با تعبیرات گوناگون نقل شده ودر مجموع به اصطلاح، تواتر معنوی بر صحت صدور آن از معصومین (علیهم السلام) داریم، اکنون با توضیحات کوتاه، ویژگیهای این افراد ویاران مخلص دیگر امام قائم (عج) را در امور ده گانه زیر بررسی می کنیم:
۱ - امام زمان در انتظار آنها بسر می برند
هنگام ظهور امام قائم (عج) آنحضرت قبل از آنکه کنار کعبه برود وتکیه بر کعبه (کانون ومرکز توحید) کند وصدای دل آرای خود را بلند کرده وبه جهانیان برساند، در مکانی بنام «ذی طوی»(۲۳۶) در انتظار ۳۱۳ نفر از یاران خاصش توقف می کند، تا اینکه آنها می آیند وبه آنحضرت می پیوندند...(۲۳۷) واز آنجا همراه امام به کنار کعبه می روند...(۲۳۸).
۲ - آنها از اطراف جهان جمع می شوند
این ۳۱۳ نفر از اطراف جهان ودورترین نقطه ها جمع شده وبه امام قائم (عج) می پیوندند چنانکه در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) بیان شده:
«یجْمَعُ اللّهُ مِنْ اَقاصِی الْبِلادِ عَلی عِدَّةِ اَهْلِ بَدْر ثَلاثَمِأَةَ وثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً؛
خداوند - برای حضرت قائم - از دورترین شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، ۳۱۳ مرد را جمع می کند»(۲۳۹).
۳ - آنها نخستین بیعت کنندگان با امام قائم هستند
هنگام ظهور، نخستین کسانی که پس از جبرئیل امین (علیه السلام) با امام قائم (عج) بیعت می کنند، همین ۳۱۳ نفر هستند، چنانکه این مطلب را امام باقر (علیه السلام) در ضمن حدیثی فرمود(۲۴۰).
البته باید توجّه داشت که در آغاز ظهور، یاران امام زمان (علیه السلام) ۳۱۳ نفرند، وگرنه به طور سریع بر یاران آنحضرت افزوده می شود به طوری که در همان آغاز به ۱۰۰۰۰ نفر می رسند، چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«ما یخْرُجُ اِلاّ فِی اَوَّلِهِ قَوْمٌ وما یکُونُ اُولُو الْقُوَّةَ اَقَلَّ مِنْ عَشَرَةَ آلاف؛
امام زمان (علیه السلام) خروج وظهور نمی کند مگر همراه یاران نیرومند ورشید، واین یاران کمتر از ۱۰۰۰۰ نفر نیستند»(۲۴۱).
۴ - آنها جانبازان سلحشورند
این ۳۱۳ نفر در حدّی از ایثار وجانبازی وشجاعت وسلحشوری هستند که دشمنان قائم (عج) جمع می شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همین ۳۱۳ نفر با دفاع قهرمانانه وجانبازی در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع کرده وآنان را در راه رسیدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شکست می دهند، چنانکه این مطلب در ضمن حدیثی از امام سجّاد (علیه السلام) نقل شده است(۲۴۲).
۵ - آنها پرچمداران وحاکمان روی زمینند
این افراد، در روایات بسیار، تشبیه به ۳۱۳ نفر مسلمانان شجاع وسلحشوری شده اند که در جنگ بدر، نخستین شکست بزرگ را برکفّار ودشمنان اسلام وارد آوردند، که تا آن وقت دشمنان چنین شکستی از اسلام نخورده بودند، واصلاً تصور چنین شکستی را نمی کردند.
به علاوه، این ۳۱۳ نفر پرچمداران روی زمین، وحاکمان خدا بر مردم در سراسر زمین می باشند، این ویژگیها حکایت از آن می کند که این افراد علاوه بر سلحشوری وشجاعت، دارای علم وبینش بوده که لیاقت رهبری جامعه ها را دارند وشایستگی آن را دارند که پرچمدار کشورها باشند.
شاید بتوان گفت: هنگام برقراری حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) همه جهان به ۳۱۳ ایالت واستان تقسیم گردد، ودر هر یک از این ایالتها واستانها این مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اینک به اصل روایت توجه کنید:
«عَنِ الصّادِقِ (علیه السلام) وکَأَنّی اَنْظُرُ اِلَی الْقائِمِ عَلی مِنْبَرِ الْکُوفَةِ وحَوْلَهُ اَصْحابُهُ ثَلثَمِأَةَ وثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً عِدَّةُ اَهْلِ الْبَدْرِ وهُمْ اَصْحابُ الاَلْوِیةِ وَهُمْ حُکّامُ اللّهِ فِی اَرْضِهِ عَلی خَلْقِهِ...؛
امام صادق (علیه السلام) فرمود: گویا امام قائم (عج) را بر بالای منبر کوفه می نگرم که یارانش ۳۱۳ نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، این یاران پرچمداران وحاکمان بر مردم در زمین از جانب خدا هستند»(۲۴۳).
۶ - آنها امّت معدوده وهمچون پاره های ابرهای متراکم هستند:
در قرآن می خوانیم:
«هر جا که باشید خداوند همه شما را حاضر می کند»(۲۴۴).
در تفسیر این آیه، امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«یعْنِی اَصْحابَ الْقائِمِ، اَلثَّلاثَمِأَةَ وَالْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً وَاللّهِ هُمُ الاُْمَّةُ الْمَعْدُودَةُ قالَ یجْتَمِعُونَ وَاللّهِ فِی ساعَة واحِدَة قُزَعٌ کَقُزَعِ الْخَرِیفِ؛
منظور یاران قائم (عج) اند که ۳۱۳ نفرند، به خدا سوگند منظور از امّت معدوده (که در آیه ۸، سوره هود آمده) آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همگی جمع می شوند همچون پاره های ابر پائیزی که بر اثر باد جمع ومتراکم می گردد»(۲۴۵).
ودر حقیقت آیه مبارکه مذکور می گوید: خدائی که قدرت دارد ذرّات پراکنده خاک انسانها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع آوری کند به آسانی می تواند یاران مهدی (عج) را در یک روز ویک ساعت برای افروختن نخستین جرقّه های انقلاب به منظور تأسیس حکومت جهانی عدل الهی وپایان دادن به ظلم وستم جمع نماید.
تعبیر «امّة معددة» وهمچنین به پاره های ابر پائیزی که توده های آن جمع ومتراکم می گردند، حاکی است که این ۳۱۳ نفر خود یک «امّت» هستند وهمچون توده های ابرهای متراکم، خلل ناپذیر وتیز پرواز ونیرومند می باشند.
۷ - آنها رکنها وپایه های خلل ناپذیر وپشتیبانان محکم اند
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه ۸۰، سوره هود (علیه السلام) که در آن آمده حضرت لوط (علیه السلام) به قوم سرکش وتبهکار خود گفت:
«لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی اِلی رُکْن شَدِید؛
(افسوس) ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه گاه وپشتیبان محکمی در اختیار من بود (آنگاه می دانستم که با شما پس فطرتان چه کنم)».
فرمود: منظور از «قوّة» همان قائم «عج» است ومنظور از «رکن شدید» (پشتیبانان محکم) ۳۱۳ نفر از یارانش هستند(۲۴۶).
آری حضرت لوط (علیه السلام) آرزو می کند که ای کاش مردانی مصمّم، با قدرت روحی وجسمی کافی وهم پیمانهای نیرومند همانند ۳۱۳ نفر مردانی که هسته مرکزی حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) را تشکیل می دهند در اختیار داشت تا قیام کند وبا تکیه بر قدرت، با فساد وانحراف مبارزه نماید.
وطبق روایتی می خوانیم آنها همچون پاره های آهن «محکم واستوار» هستند(۲۴۷).
۸ - چند نشانه دیگر از این سیصد وسیزده نفر
امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران مخصوص «مفضّل» (رحمه الله) فرمود:
«وقتی که امام قائم (عج) از سوی خدا اجازه خروج وظهور بگیرد، خدا را به اسم اکبر در لغت عبرانی بخواند و۳۱۳ نفر از اصحابش که از افراد نخستین در مورد قبول ولایت امام هستند، مانند پاره های ابر پائیزی به سوی او می شتابند، جمعی شبانگاه از بستر خود ناپدید شوند، وصبحگاه در مکه باشند وجمعی در روز دیده می شوند که بر روی ابر حرکت می کنند - تا آنجا که فرمود:
این آیه «هر کجا باشید خداوند همه را حاضر می کند»(۲۴۸) درباره آنها نازل شده است»(۲۴۹).
یکی از اصحاب می گوید: در مسجد الحرام در مکه در حضور امام باقر (علیه السلام) بودم آنحضرت دستم را گرفت وفرمود:
«بزودی خداوند متعال ۳۱۳ نفر را در همین مسجد حاضر کند، مردم مکه می دانند که هنوز پدران واجداد آنها خلق نشده اند، همراه آنها شمشیرهائی است که بر هر شمشیری نام شخص ونام پدر واوصاف ونسبش نوشته شده، سپس به دستور امام (عج) شخصی اعلام می کند:
این مهدی (عج) همچون داود (علیه السلام) وسلیمان (علیه السلام) قضاوت می کند وگواهی نمی خواهد»(۲۵۰).
ودر ضمن روایتی از امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«بر شمشیرهای آنها هزار کلمه نوشته شده که هر کلمه آن کلید هزار کلمه دیگر است وآنحضرت، باد را در هر درّه ای بفرستد که ندا کند: این مهدی (عج) است که قضاوت وحکومتش همچون قضاوت وحکومت داود (علیه السلام) است وگواهی از متخلّفین نمی خواهد»(۲۵۱).
وبالاخره امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«امام قائم (عج) دارای ۳۱۳ نفر یاور است که این افراد از نژاد «عجم» هستند، بعضی از آنها در روز بر روی ابر سوار شده وراه می روند، وبنام وپدر واوصاف ونسب معروفند(۲۵۲) وبعضی از آنها در بستر خود خوابیده اند وبدون وعده قبلی در مکّه به حضور امام قائم (عج) شرفیاب می گردند»(۲۵۳).
این روایات حاکی است که ۳۱۳ نفر در همه ابعاد انسانی، افراد شایسته وشخصیتهای ممتاز وقاطع ودلیر ودارای امکانات وسیع بوده وشایستگی آن را دارند که نخستین دسته گروندگان به آنحضرت باشند وهسته مرکزی حکومت حضرت قائم (عج) وسران ارتش انقلاب جهانی ایشان را تشکیل می دهند.
۹ - دست خدا بالای سر امام ویارانش
از آنجا که این مردان آزاده، براستی به امام قائم (عج) می پیوندند تا در راه او هرگونه جانبازی لازم را بنمایند، خداوند نیز یار ویاور آنها است وبا نیروهای غیبیش آنها را کمک می کند.
چنانکه قرآن می فرماید:
«اِنْ تَنْصُرُو اللّهَ ینْصُرْکُمْ ویثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ؛
اگر شما خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری می کند وگامهای شما را استوار می دارد»(۲۵۴).
امام سجّاد (علیه السلام) فرمود:
«گویا صاحب شما (حضرت قائم «عج») را می بینم که همراه سیصدو اندی نفر در پشت کوفه به نجف مشرف شده، جبرئیل (علیه السلام) در طرف راست ومیکائیل (علیه السلام) در طرف چپ واسرافیل (علیه السلام) در پیش روی او است، پرچم پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را برافراشته وآن پرچم را به جانب هیچ گروهی از مخالفان متمایل نکند، مگر اینکه خداوند آنانرا به هلاکت می رساند»(۲۵۵).
نیز در ضمن روایتی رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«هنگام خروج قائم (عج) منادی خدا از آسمان فریاد می زند: ای مردم! مدت ستمگران تمام شد، وکار بدست بهترین امّت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) افتاد، روانه مکّه شوید»(۲۵۶).
به این ترتیب می بینیم دست خدا همراه مهدی (عج) ویارانش است، در این صورت پیروزی آنها حتمی است از طرفی در روایات می خوانیم خداوند خروج قائم (عج) را در یک شب سامان می بخشد(۲۵۷).
به هر حال طبق مضمون فرموده امام باقر (علیه السلام) این انقلاب نیاز به یاران قهرمان ورشید دارد، وباید در این راه خونها ریخته شود وعرقها در بدن جاری گردد(۲۵۸).
یارانی که شایسته اطراف امامی باشند که پرچم رسولخدا را به دست گرفته واسلحه های پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را با خود حمل می کند، وپیراهن خونی شده ای را که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در جنگ اُحد در تن داشت به تن دارد(۲۵۹).
۱۰ - نقش زنان در انقلاب حضرت مهدی
جالب اینکه از امام باقر (علیه السلام) نقل شده فرمود:
«... ویجِیء وَاللّهِ ثَلاثَ مَأَةَ وبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِمْ خَمْسُونَ اِمْرَئَةً یجْتَمِعُونَ بِمَکَّةَ عَلی غَیرِ مِیعاد قُزَعاً کَقُزَعِ الْخَرِیفِ؛
سوگند به خدا سیصد واندی نفر مرد می آیند در میانشان ۵۰ نفر زن هستند، در مکّه اجتماع می کنند بی آنکه قبلاً وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهای پائیزی است (که با حرکات تند می آیند ودر آن مرکز جمع می گردند)»(۲۶۰).
شکی نیست وبه تجربه ثابت شده که زنان در انقلابها نقش مؤثّر وتعیین کننده دارند، زنان هستند که جوانان رشید وسلحشور در دامان پاک خود می پرورانند ودر پشت جبهه وخانه داری، پشتیبان محکم وخوب برای مردان می شوند، آنها می توانند با تصمیم آهنین خود شهیدپرور باشند، آتش انقلاب را شعلهور سازند، ودر کنار جبهه ها به پانسمان زخمی ها بپردازند ونوازشگر انقلابیون شوند.
در روایات آمده پس از جنگ اُحُد بدن حضرت علی (علیه السلام) پر از زخم شد به طوری که ۶۰ مورد از بدن مولا علی (علیه السلام) بریدگی سخت پیدا کرد، پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) دو زن بنام اُمّ سلیم وام عطیه (رحمهما الله) را مأمور مداوا وپانسمان زخمهای بدن مبارک امام علی (علیه السلام) نمود، آنها طبق مأموریت به زخم بندی مشغول شدند، بعد گزارش دادند بقدری بدن حضرت علی (علیه السلام) پر از زخم شده که هر زخمی را می بندیم در کنارش زخم دیگری شکافته می شود(۲۶۱).
نیز در روایات آمده پنجاه نفر از اصحاب (یاران خاص) حضرت قائم (عج) زن هستند(۲۶۲).
به این ترتیب: زنان نیز باید شخصیت ونیروی معنوی خود را بیابند وبدانند که می توانند نقش سازنده داشته باشند واز اصحاب امام مهدی (عج) گردند، ودر جبهه های سیاسی ونظامی، شرکت وتلاش فعّال نمایند، وهمچون زینب کبری (علیها السلام) مسؤولیتهای سنگین یک انسان کامل را بدوش بکشند ورسالت خود را انجام دهند. (به امید آن روز).
به این حدیث جالب نیز توجه کنید:
مفضل (رحمه الله) گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«همراه مهدی (عج) سیزده زن هست.
عرض کردم این بانوان برای چه در کنار مهدی (عج) هستند؟
فرمود: اینها مجروحان را مداوا می کنند واز بیماران جنگی پرستاری می نمایند، چنانکه زنان در زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) همراه آنحضرت در جنگها این کارها را به عهده می گرفتند»(۲۶۳).
ضمناً ناگفته نماند که از کتاب خطبة البیان منسوب به امام علی (علیه السلام) آمده نخستین کسی که از ۳۱۳ نفر به خدمت امام عصر (علیه السلام) می رسد دو نفر بصری بنام علی ومحارب، وشش نفر دیگر از ابدال بنام عبداللّه هستند(۲۶۴).
وبالاخره در وصف یاران مهدی (عج) از امام صادق (علیه السلام) به این مضمون آمده است:
«آنچنان در برابر فرمانده کلّ قوا خبردار ایستاده اند که گویا مرغی برسرشان است وتکان نمی خورند غذایشان تمام شده، در عین حال آثار سجده در پیشانیشان پیدا است، شیران روز وپارسایان شب هستند وقلبشان همچون پاره آهن محکم است.
همراه آنها پرچمی است که جبرئیل (علیه السلام) در جنگ بدر برای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آورد... پرچمی که تا یک ماه راه از چهار طرفش ترس را بردشمنان مسلّط می کند از مکه بیرون نمی آید تا اینکه «حلقه ای» در اطرافش باشند، شخصی پرسید: این حلقه از چند نفر تشکیل شده؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: از ده هزار نفر که جبرئیل (علیه السلام) در طرف راست ومیکائیل (علیه السلام) در طرف چپ این حلقه هستند، سپس امام (علیه السلام) پرچم فتح را برافرازد وحرکت کند ودر مشرق ومغرب کسی نماند جز اینکه «از روی عناد» بر آن پرچم لعنت کند»(۲۶۵).
نتیجه بحث وبررسی بیشتر
از گفتار گذشته چنین نتیجه می گیریم که یار ویاور، آنهم یاران جانباز ومخلص وآگاه ومتعهّد از شرایط اولیه ظهور حضرت مهدی «عج» است باید در همه نقاط جهان، افرادی از مرد وزن آماده شوند وخود را با یاران حقیقی (عج) تطبیق دهند، یارانی ممتاز وآگاه در همه زمینه ها، یارانی ایثارگر ورزمنده ودشمن برانداز.
وباید علاقمندان به ظهور قائم (عج) چنین باشند وچنین یارانی در همه جا به وجود آورند تا زمینه خوبی برای نزدیک شدن ظهور گردند.
برای این که بیشتر به سلحشوری یاران حضرت مهدی (عج) پی ببریم، در پایان به این روایت نیز توجه کنید:
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«اُلْقِی الرُّعْبُ فِی قُلُوبِ شِیعَتِنا مِنْ عَدُوِّنا، فَاِذا وَقَعَ اَمْرُنا وخَرَجَ مَهْدِینا کانَ اَحَدُهُمْ اَجْری مِنَ اللَّیثِ وَاَمْضی مِنَ السَّنانِ ویطَأُعَدُوَّنا بِقَدَمَیهِ ویقْتُلُهُ بِکَفَّیهِ؛
امروز ترس ورعب دشمنان ما بر دل دوستان ما افکنده شده وچون امر ما واقع شود وحضرت مهدی (عج) ما خروج کند، هر کدام از دوستان ما از شیر، دلیرتر واز نیزه برّانتر شوند ودشمنان را پا مال کنند وبا دست وچنگ بکشند»(۲۶۶).
به هر حال چنانکه از روایات استفاده می شود: فتح وپیروزی همراه امام قائم (عج) است وهر کجا که می رود فتح وپیروزی در آنجا به دست می آید(۲۶۷).
سرانجام در غرب وشرق به حمایت از آن حضرت بر می خیزند(۲۶۸).
وطبق روایتی سیصد وشصت مرد کامل الهی در بین حجرالاسود ومقام ابراهیم (علیه السلام) با امام قائم (عج) بیعت می کنند... وآنها وزیران اویند که بار سنگین مسئولیتهای کشور جهانی را اداره می نمایند(۲۶۹).
آنحضرت در فتح روم دارای هفتاد هزار سپاه است که تکبیر گویان آنجا را فتح می کنند، غرّش تکبیر اول یک سوم روم را، وغرّش دوم یک سوّم دیگر روم را وغرّش سوم که همراه یورش قهرمانان است همه مردم را تحت پرچم امام قائم (عج) قرار می دهد، اسلام ومسلمین سربلند وپیروز می شوند، وکفر وکافران ذلیل وخوار می گردند، وتنها دین خالص حکومت خواهد کرد(۲۷۰).
صلیبها شکسته می شوند وخوکها نابود می گردند، عصر او عصر پرهیزکاران است، یارانش پاک وخالص هستند واز آلودگیها بدورند ودر خط حق که خط آنحضرت ویارانش می باشد گام بر می دارند وبه عنوان «رجال الهی ووزیران آنحضرت» یاد شده اند(۲۷۱).
وبه فرموده امام باقر (علیه السلام) هفتاد هزار نفر از افراد راستین وخالص از اهل کوفه به حمایت امام زمان (علیه السلام) بر می خیزند(۲۷۲).
اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء، رفقاء واعاجم؟
جالب این که در وصف یاران مهدی (عج) واژه هایی مانند: «اوتاد، عصائب، ابدال، نجباء، رفقا واعاجم» آمده که با توجه به معانی این عناوین با ویژگی های یاران حضرت مهدی (عج) نیز آشناتر می شویم.
اوتاد
قبلاً گفتیم که ایشان طبق روایات سی نفرند که همواره در خدمت امام عصر (عج) به سر می برند، هر کدام از آنها که از دنیا بروند، فرد شایسته دیگری جانشین او می گردد(۲۷۳).
با توجه به کلمه «اوتاد» که جمع «وَتَد» به معنی میخ است وبا توجه به آیه ۷ سوره نبأ قرآن که خداوند می فرماید:
«وَالْجِبالَ اَوْتاداً؛
ما کوهها را میخهای زمین قرار دادیم».
(که زمین را نگهدارند وبوسیله آن، زمین از هم نپاشد)
نتیجه می گیریم که این یاران از مردان بسیار خالص ودلاور هستند که همچون کوه استوار، در خدمت آن حضرت بسر می برند.
عصائب
طبق بعضی از روایات، اینها یاران حضرت مهدی (عج) در عراق هستند که هنگام ظهور آنحضرت خود را به مکه می رسانند وبا او بیعت می کنند(۲۷۴).
با توجه به معنی «عصائب» که جمع عصبه به معنی جوانمردان رشید ونیرومند است، به دست می آوریم که یاران مهدی (عج) باید چنین باشند.
ناگفته نماند که در بعضی از روایات یاران حضرت مهدی (عج) با عنوان «اخیار» خوانده شده اند(۲۷۵).
ابدال
اینها از یاران حضرت مهدی (عج) در شام هستند وهنگام خروج وظهور آنحضرت خود را به مکّه می رسانند وبا آنحضرت بیعت می کنند(۲۷۶).
معنی ابدال چنانکه مرحوم طُرِیحی در مجمع البحرین می گوید: آنها جمعی از صالحان می باشند، که همواره در زمین هستند، وقتی یکی از آنها فوت کرد، خداوند بدل او شخص صالح دیگر را می گذارد، اینها ۴۰ یا ۷۰ نفر در شام هستند ویا ۳۰ نفر در جای دیگر(۲۷۷).
بنابر این اینها مردان خالص وکامل وصالح روی زمین هستند.
ضمناً ناگفته نماند که شخصی از حضرت رضا (علیه السلام) در مورد ابدال پرسید، آنحضرت فرمود: ابدال، اوصیاء پیامبران هستند(۲۷۸).
نجباء
طبق روایتی که از امام علی (علیه السلام) وامام باقر (علیه السلام) نقل شده: اینها یاران مهدی (عج) از سرزمین مصر هستند(۲۷۹).
نیز در روایتی آمده که اینها از کوفه هستند(۲۸۰).
با توجه به معنی «نجباء» که جمع نجیب به معنی افراد پاک سرشت وخوش نفس وجوانمرد است، نیز به ویژگی دیگر یاران مهدی (عج) پی می بریم.
رفقاء
یاران حضرت مهدی (عج) از کوفه هستند وخود را هنگام ظهور به مکّه رسانده وبا آنحضرت بیعت می کنند وهمچون پاره های متراکم ابر پاییزی به سوی مکّه روانه می شوند(۲۸۱).
با توجه به اینکه پنجاه نفر از سیصد وسیزده نفر اهل کوفه هستند(۲۸۲) وبا توجه به معنی «رفق» و«رفاقت» که نشانگر صفا وصمیمیت وپیوند محکم آنهاست به ویژگی دیگر یاران مخلص حضرت مهدی (عج) نیز پی می بریم.
اعاجم
یعنی غیر عرب، چنانکه هم اکنون نیز ما نشانه هایش را در ایران، افغانستان وپاکستان و... می بینیم، امام زمان (علیه السلام) یاران بسیار مقاوم وخستگی ناپذیر ومخلص در این کشورهای عجمی دارد. همین ها می توانند هسته مرکزی ارتش نیرومند امام (عج) را در کشورهای عجمی تشکیل دهند وسپس به توسعه آن اقدام جدّی کنند(۲۸۳).
با توجه به اینکه حکومت جهانی ارتش نیرومند وقوی وکامل می خواهد. آن هم در اطراف امامی که غرق در اسلحه های پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) است وحتی اسب وشتر ودلدل وبراق وپرچم پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) همراه اوست ومصحف مخصوص امیر مؤمنان علی (علیه السلام) را در دست دارد(۲۸۴).
این نیز قابل توجه است که امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: اصحاب مهدی (عج) جوانند وپیر در آنها یافت نمی شود، جز مثل سرمه در چشم ونمک در غذا، که کمترین چیز در غذا، نمک است(۲۸۵).
امدادهای غیبی به کمک انقلابیون
از آنجا که مردان خدا به یاری حضرت قائم (عج) می شتابند وشب وروز برای برقراری حکومت جهانی تحت رهبری آنحضرت تلاش می کنند، خداوند نیز با امدادهای غیبی خود بهترین حمایت را از آنها خواهد کرد، چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
«اگر شما خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری می کند، وقدمهای شما را ثابت واستوار می دارد»(۲۸۶).
اینک به این روایت که فشرده روایات بسیاری است توجّه کنید:
«هنگام ظهور امام قائم (عج) فرشته ای بالای سر آن حضرت فریاد می زند این مهدی (عج) خلیفه خدا است، پس از او پیروی کنید، مردم به سوی او سراسیمه می شوند، واو حکومت شرق وغرب را به دست می گیرد، خداوند او را به سه هزار فرشته کمک می نماید، اصحاب کهف از یاران او هستند، جبرئیل در پیشاپیش سپاهش، ومیکائیل در کنار سپاهش می باشند، وحضرت مهدی (عج) صندوق سکینه را از غار انطاکیه بیرون آورد، واسفار تورات را از کوهی در شام خارج کرده وبا آن یهود، احتجاج واستدلال می کند وبسیاری از یهودیان مسلمان می شوند»(۲۸۷).
به این ترتیب می بینیم: بزرگترین امدادهای غیبی به کمک حضرت مهدی (عج) ویارانش می شتابند وهمه سختیها وناگواریها برای او ویارانش آسان می شوند.
چنانکه امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:
«یذِلُّ لَهُ کُلُّ صَعْب؛
همه مشکلات در برابر امام قائم (عج) تسلیم ورام می گردد»(۲۸۸).
واین موضوع باید مسلمین را قوی دل ومحکم کند آنها نهراسند وبدانند کمک خدا پشت سر آنهاست.

فصل ششم: دیدار کنندگان امام در غیبت کبری

در اینجا مناسب دیدم به ذکر چند نمونه از کسانی که در زمان غیبت به حضور حضرت قائم (عج) شرفیاب شده اند وبه این سعادت عظمی رسیده اند بپردازم تا شاید رهگشایی برای روشندلان پاک سیرت باشد وآنها نیز با ایجاد شرایط والتماس از درِ این خانه، به این سعادت نائل گردند وناامید نشوند(۲۸۹).
۱ - امام زمان به صابونی اجازه دیدار نداد
مردی صالح وخیراندیش در بصره عطّاری می کرد وی داستان عجیبی دارد که از زبان خودش خاطرنشان می گردد:
عطّار می گوید: در مغازه نشسته بودم که دو نفر برای خرید سدر وکافور به در دکان من آمدند از گفتار وسیمای آنان دریافتم که اهل بصره نیستند واز شخصیتهای بزرگوار می باشند
(اَثرُ النِّجابَةِ ساطِعُ الْبُرْهانِ)
از حال ودیار آنان پرسیدم آنها کتمان کردند، من هر چه اصرار می نمودم آنان نیز اصرار به پاسخ ندادن می کردند.
آخرالامر آن دو نفر را قسم به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) دادم که خود را معرفی کنند چون دیدند من دست بردار نیستم گفتند ما از ملازمان وچاکران درگاه حضرت ولی عصر حجة بن الحسن العسکری (عج) هستیم، شخصی از نوکران آن درگاه با عظمت از دنیا رفته است صاحب آن ناحیه ما را مأمور کرد که از تو سدر وکافور خریداری کنیم.
فهمیدم که اینان از یاران آن حضرت هستند بی اختیار به دست وپای آنها افتادم وتضرّع وزاری کردم که حتماً باید مرا به آن حضرت برسانید.
یاران حضرت گفتند مشرف شدن به حضور آن سرور منوط به اجازه ایشان است!
عطار گفت: مرا نزدیک آن حضرت ببرید اگر اجازه داد زهی سعادت وگرنه هیچ؟!
آنان از اقدام به این کار خودداری کردند ولی چون من با کمال پافشاری دست بردار نبودم آنگاه به من رحم کرده ومنّت گذاشتند ودرخواست مرا اجابت نمودند.
بسیار خوشحال شدم با شتاب تمام سدر وکافور را به آنها داده، درب مغازه را بستم وبه دنبال آنها روانه شدم تا به ساحل دریای عمان رسیدیم.
آن دو نفر بدون احتیاج به کشتی روی آب روانه شدند من ترسیدم که غرق شوم وحیران ایستادم، آنان متوجّه شدند وگفتند: مترس! خدا را به حضرت مهدی (عج) قسم بده ورهسپار شو!
من چنین کردم وبر روی آب مانند زمین خشک به دنبال آنها رفتم.
در وسطهای دریا بودیم، دیدم ابرها به هم درآمده وهوا صورت بارانی گرفت وشروع به باریدن کرد، اتّفاقاً من همان روز صابون ریخته بودم وبر پشت بام مغازه به خاطر آنکه به وسیله تابش آفتاب خشک شود گذارده بودم همین که باران را دیدم خیال صابونها را نمودم وپریشان خاطر شدم، به محض این خیال مادی ناگهان پاهایم در آب فرو رفت وبه کمک هنر شناوری به دست وپا وتضرّع افتادم آن دو نفر به من توجه کرده وعجز وذلّت مرا مشاهده نمودند فوراً به عقب برگشته دست مرا گرفتند واز آب بیرون کشیدند وگفتند: این پیشآمد، اثر آن خاطره صابون بود، بار دیگر خدا را به حضرت مهدی (عج) قسم ده تا تو را در آب حفظ کند، من نیز استغاثه نموده وچنین کردم مثل اول روی آب با آنان رهسپار شدم، وقتی که به ساحل رسیدیم، خیمه چادری را دیدم که همانند «شجره طور» نور از آن ساطع بود وآن فضا را روشن نموده بود.
همراهان گفتند: تمام مقصود در میان همین پرده است.
با هم به راه خود ادامه دادیم تا نزدیک چادر رسیدیم یکی از همراهان پیشتر رفت تا برای من اجازه ورود بگیرد.
چادر را خوب دیدم وصدای آن بزرگوار را می شنیدم ولی وجود نازنینش را نمی دیدم، آن شخص درباره مشرّف شدن من از حضور مبارکش خواستار اجازه شد، آن جناب فرمود:
«رُدّوُهُ فَاِنَّهُ رَجُلٌ صابُونِی؛
به او اجازه ندهید واو را در عداد خدمه این درگاه ملک پاسبان نشمرید، زیرا او مردی صابون دوست ومادّی است».
یعنی او هنوز دل از تعلّقات دنیای دَنِی خالی نکرده ولیاقت حضور در این درگاه را ندارد.
عطّار ادامه می دهد: چون چنین شنیدم، ناامید گشتم ودندان طمع از دیدار آن حضرت کشیدم ودانستم که، وقتی ممکن است به زیارت آن جناب برسم که دلم را از آلودگی های مادّی ومعنوی زدوده وصاف گردانم(۲۹۰).
۲ - علامه حلی در خدمت امام زمان
پیش از آنکه ملاقات عجیب عالم ومحقق بزرگ جهان تشیع علاّمه حلی (رحمه الله) با امام زمان (علیه السلام) را شرح دهم، اجازه دهید مختصری از شرح حال این مرد خدا را به نظرتان برسانم:
جمال الدّین حسن بن یوسف بن مطّهر حلّی (رحمه الله) معروف به «علاّمه حلّی» از علمای برجسته قرن هشتم هجری است که در سال ۷۲۶ هـ ق از دنیا رفت ودر نجف اشرف به خاک سپرده شد، این مرجع تقلید عالیقدر، سلطان محمّد خدابنده پادشان مغول را شیعه کرد ودر این مسیر خدمت بسیار بزرگی به مذهب جعفری نمود(۲۹۱). او در تمام علوم اسلامی، استاد ماهری بود وتألیفات او را بیش از ۵۰۰ جلد کتاب تخمین زده اند.
اینک توجه کنید که این مرد دینی چگونه مورد عنایت امام عصر (عج) قرار می گیرد:
او در حلّه یکی از شهرهای عراق سکونت داشت، هر شب جمعه از حلّه با وسائل آن زمان به کربلا می رفت. (با اینکه بین این دو شهر بیش از ۱۰ فرسخ است) با این کیفیت که پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه می افتاد وشب جمعه در حرم مطهّر امام حسین (علیه السلام) می ماند وبعد ازظهر روز جمعه به «حلّه» مراجعت می کرد.
در یکی از روزها که به طرف کربلا رهسپار بود، در راه شخصی به او رسید وهمراه علاّمه با هم به کربلا می رفتند علاّمه با رفیق تازه اش شروع به صحبت کرد ومسائلی را بیان نمود از آنجا که به فرموده امام علی (علیه السلام):
«اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ؛
شخصیت مرد در زیر زبانش نهفته است».
علاّمه درک کرد که با مردی بزرگ وعالمی سترگ، هم صحبت شده است، هر مسئله مشکلی می پرسید، رفیق راهش جواب می داد به طوری که علاّمه که خود را یگانه دهر می دانست، از علم رفیق راهش متحیر ماند گرم صحبت بودند تا آنکه در مسئله ای، آن شخص بر خلاف فتوای علاّمه فتوا داد علاّمه گفت: این فتوای شما بر خلاف اصل وقاعده است دلیل هم که این قاعده را از بین ببرد نداریم.
آن شخص گفت:
«چرا دلیل موثّقی داریم که شیخ طوسی (رحمه الله) در کتاب تهذیب در وسط فلان صفحه، آن را نقل کرده است».
علاّمه گفت: چنین حدیثی را در کتاب تهذیب ندیده ام.
آن شخص گفت:
«کتاب تهذیبی که پیش تو هست در فلان صفحه وسطر این حدیث مذکور است!!»
علاّمه در دنیایی از حیرت فرو رفت از این رو که این شخص ناشناس به تمام علائم وخصوصیات نسخه منحصر به فرد کتاب تهذیب آگاهی داشت.
علاّمه درک کرد که در برابر استادِ علاّمه ها قرار گرفته، لذا شروع کرد به ذکر مسائل مشکله ای که برای خودش حل نشده بود، در این موقع تازیانه ای را که در دست داشت به زمین افتاد، در همین حین این مسئله را از آن شخص پرسید که آیا در زمان غیبت کبری، امکان ملاقات با امام زمان (علیه السلام) هست؟
آن شخص تازیانه را برداشته بود وبه علاّمه می داد ودستش به دست علاّمه رسید فرمود:
«چگونه نمی توان امام زمان را دید در صورتی که اینک دست او در دست توست».
علاّمه چون متوجه شد، خود را به دست وپای امام زمان (علیه السلام) انداخت وآنچنان محو عشق آن حضرت شد که مدتی چیزی نفهمید، پس از آنکه به حال خود آمد کسی را ندید، به خانه مراجعت کرد وفوری کتاب تهذیب خود را باز نمود ودید آن حدیث با همان علائم از صفحه وسطر، تطبیق می کند، در حاشیه این کتاب در همان صفحه نوشت: این حدیثی است که مولایم امام زمان (علیه السلام) مرا به آن خبر داده است.
عده ای از علماء همان خط را در حاشیه همان کتاب دیده اند(۲۹۲).
همین علاّمه شنید یکی از علمای بزرگ اهل تسنن کتابی در رد شیعه نوشته که عده ای را با آن گمراه نموده ولی آن کتاب را در دسترس قرار نمی دهد، علاّمه مدتها به طور ناشناس در پیش آن عالم سنّی، شاگردی کرد تا بلکه آن کتاب را به دست بیاورد وبه حمایت از تشیع بر آن رد بنویسد تا آنکه از آن عالم تقاضا کرد که چند روزی آن کتاب را در دسترسش قرار دهد، آن عالم، کتاب را در اختیار علاّمه نمی گذارد، سپس حاضر شد که آن کتاب را یک شب به علاّمه بدهد وگفت من نذر کرده ام که این کتاب را بیش از یک شب به کسی ندهم.
علاّمه با اشتیاق تمام آن کتاب را به خانه آورد وتصمیم گرفت همان شب از تمام آن کتاب نسخه برداری کند (تا بعداً به رد آن بپردازد).
مشغول نوشتن آن کتاب شد، چند صفحه ای نوشت، خسته شد وخواب او را گرفت در همین حال ناگاه دید مرد عربی وارد اتاق شد وگفت:
«ای علاّمه! تو کاغذها را خط کشی کن، من برایت می نویسم».
علاّمه بی درنگ مشغول خط کشی شد ولی در همین حال خوابش برد وقتی که بیدار شد دید تمام کتاب را آن مرد عرب نوشته ودر آخر آن این جمله به چشم می خورد:
«کتبه الحجة؛
این کتاب را حجت (عج) نوشته است.!»(۲۹۳).

العجل ای صاحب محراب ومنبر العجل * * * العجل ای حامی دین پیمبر العجل
العجل ای باعث ایجاد عالم العجل * * * العجل ای وارث شمشیر حیدر العجل
شهسوارا زودتر بشتاب که از انبوه کفر * * * کشور ایمان شده یکسر مسخّر العجل
تا بکی ما را بماند بر سر راه وصال * * * چشم حسرت روز وشب چون حلقه بردرالعجل
مهدی آخر زمان، ای پادشاه انس وجان * * * خیز ومیکن دفع دجّال بداختر العجل
از پی خونخواهی آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) از نیام * * * برکش آن صمصام وبنشین بر تکاور العجل

۳ - فریادرسی امام زمان در بحرین
کشور «بحرین» که مدتی است اعلام استقلال کرده، در طول تاریخ، از نظر سیاسی وجغرافیایی وغیره در حال تغییر وتبدیل بوده از نظر تاریخی یکی از کشورهای پر حادثه جهان بوده است.
این کشور که امروز از هشت جزیره تشکیل شده واز ناحیه شمال هم مرز با کشور «قطر» واز ناحیه جنوب هم مرز با کشور عربستان سعودی می باشد، دارای شهرهای بزرگ وتمدن اقتصادی خوبی است، در «منامه» که پایتخت این کشور می باشد، بالغ بر صد هزار نفر ساکن هستند شهر عوالی در بحرین مرکز بزرگ نفتی آن کشور است، وطبق آثار باستانی کشف شده، این کشور بیش از هزار سال قبل از میلاد تا کنون دارای ثروتهای سرشاری بوده وهر زمان از نظر اقتصادی، درخشش داشته است(۲۹۴).
ما در اینجا کاری به ریشه تاریخی این کشور وتغییر وتبدیل سیاسی آن واینکه چگونه وچه وقت جزء کشورهای اسلامی قرار گرفت وچه وقت جزء ایران بوده وچند سال تحت الحمایه انگلیس ویا دیگران بوده نداریم، به هر حال چنانکه از کتب تاریخی استفاده می شود این کشور از نظرات مختلف دیار شگفتیها وقصّه ها بوده، ومردم آن همواره در سایه ثروت سرشار آن از نعمتهای الهی برخوردار بوده اند.
این مختصری از دورنمای این کشور تازه مستقل بود، ولی آنچه در در اینجا منظور است، داستان مردم بحرین در حدود ۳۵۰ سال قبل یعنی در زمان سلطنت خاندان صفویه در ایران می باشد.
در این زمان مردم بحرین، به نیکی وپاکی مشهور بودند شدّت علاقه اکثر مردم بحرین به اهلبیت عصمت وطهارت (علیهم السلام) واخلاص آنان در این مسیر به اندازه ای است که شیخ بهایی برای پدرش در ضمن نامه ای نوشت:
«اگر دنیا می خواهی به هند برو واگر آخرت می خواهی به بحرین نزد ما بیا واگر نه دنیا می خواهی ونه آخرت در میان عجم بمان» از این رو شیخ حسین بن عبدالصّمد پدر بزرگوار شیخ بهایی در بحرین توقّف کرد تا به جوار رحمت پروردگار شتافت واینک قبر او در یکی از روستاهای بحرین معروف بوده ومزار او مورد توجه ساکنان اطراف آن قریه است.
در اواخر حکومت سلسله شاهان صفوی در ایران دستهای استعمار، کشور آباد وغنی بحرین را به سوی خود برد، وآن را تحت الحمایه بیگانگان قرار داد، در این دوران دری به تخته خورد وحوادثی پیش آمد واوضاع سیاسی اقتضاء کرد که والی وفرماندار بحرین، شخصی ستمکار ودست نشانده بیگانگان شد که به دشمنی با امیر مؤمنان علی (علیه السلام) وعلاقمندان آن حضرت معروف بود، اتفاقاً او معاون ووزیری داشت که از رئیس خود هم بیشتر با امام علی (علیه السلام) ودودمان وشیعیانش دشمن بود، این دو نفر همواره موجب مزاحمت وآزار وشکنجه مردم بحرین شده وآنان را که به ولاء ودوستی اهلبیت (علیهم السلام) مشهور بودند با عوامل مختلف تحت شکنجه وآزار قرار می دادند، این روش ادامه داشت ولحظه به لحظه شدیدتر می شد، تا آنکه وزیر، نقشه ای بسیار مرموز وخائنانه طرح کرد وبه خیال خام خود خواست در وقت خود آن نقشه را پیاده کند وبر ضدّ مردم شیعه بحرین به کار اندازد وبه طور کلّی سلب آزادی از آنان کند ولی اینک ببینید چگونه این نقشه را ایفا کرد؟ وچگونه نقشه اش نقش بر آب گشت؟
درخت انار شهادت می دهد:
وزیر که نقشه خود را با موفقیت کامل در مرحله نتیجه گیری رسانده بود با کمال خرسندی در حالی که در دستش اناری بود نزد فرماندار(۲۹۵) آمد وگفت: این انار را بگیرید وببینید که حتی به وسیله این انار، درخت انار شهادت داده است که پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) جانشین آن جناب ابوبکر است بعد عمر، بعد عثمان ودر مرحله چهارم علی (علیه السلام) می باشد.
فرماندار خیلی دقیق انار را وارسی کرد، دید روی پوست آن دور تا دور، این کلمات نقش بسته است:
«لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ مَحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ اَبُوبَکْرُ وعُمَرُ وعُثْمانُ وعَلِی خُلَفاءُ رَسُولِ اللّهِ»
ملاحظه کرد که به قلم خلقت وطبیعت این کلمات نگاشته شده وبه هیچ وجه ممکن نیست که ساختگی باشد، رو به وزیر کرد وبا لحن جدّی گفت: این مطلب از دلیل های روشن وواضحی است که ما را به بطلان مذهب رافضی ها (شیعه ها) رهنمون می شود.
وزیر گفت: آری! همانگونه است که شما فرمودید ولی افسوس که این طائفه (شیعه ها) بر اثر تعصّب زیاد به مذهب خود به آسانی زیربار این دلیل واضح نمی روند، به نظر من بهتر این است که آنان را حاضر کنید ودر یک مجلس باشکوهی در ملأعام این انار را به ایشان نشان دهید، اگر بدین وسیله به حقانیت مذهب تسنّن پی بردند وبه آن گرایش پیدا کردند، زهی موفقیت! ومعلوم است که در این صورت شما به ثواب وپاداش خوب وبسیاری رسیده ای واگر امتناع ورزیدند وبا مشاهده این برهان قاطع، باز از گمراهی خود دست برنداشتند، آنان را به انتخاب یکی از سه چیز مجبور کنید:
یا بسان یهود ونصاری به ما «جِزْیه» بدهند ودر برابر ما ذلیل وخوار باشند ویا پاسخ قانع کننده این دلیل روشن را بدهند ویا آنکه مردان آنان را به قتل برسانیم وزنان وفرزندانشان را اسیر بنماییم واموالشان را به غارت ببریم.
فرماندار که با دقت، گفتار وزیر را گوش می داد، گفت: پیشنهاد خوبی کردی وباید چنین کرد، به دنبال این پذیرش دستور داد علماء وسادات ونیکان مردم بحرین در مجلس باشکوهی به گردهم آیند تا آن انار کذائی را به آنان نشان داده واز آنها پاسخ بخواهد.
مجلس تشکیل شد وزیر وعدّه ای از شخصیت ها در حضور فرماندار قرار گرفتند، در همین هنگام فرماندار انار را به بزرگان شیعه نشان داد وگفت: ببینید درخت انار چگونه شهادت بر حقّانیت مذهب ما داده است، باید یا پاسخ این دلیل را بیاورید ویا جزیه داده وذلیل وخوار زندگی کنید ویا آماده قتل وغارت باشید!
بزرگان بحرین که در ظاهر دلیل قانع کننده ای بر بطلان دلیل انار نداشتند وخود را در فشار وبن بست سخت می دیدند با خواهش وتمنّا سه روز مهلت خواستند، فرماندار نیز سه روز به آنها مهلت داد تا شیعیان پاسخ آن دلیل را بیاورند وگرنه خود را برای اطاعت اوامر فرماندار حاضر نمایند، به این ترتیب تا اینجا ترفند ونقشه وزیر در مسیر خود قرار گرفته واز اینکه به مرحله اجراء ونتیجه گیری برسد، نزدیک می شد.
مشورت وراه حل:
شیعیان وتربیت شدگان مذهب جعفری به خوبی فرموده رئیس مذهب خود امام صادق (علیه السلام) را درک کرده بودند که:
«لا ظَهیرَ کَالْمُشاوِرَةِ؛
هیچ یاری چون مشورت واز فکر همدیگر استمداد جستن نیست».
اینان همگی در یک مجلس به گرد هم آمدند، پراکنده نشدند که بگویند بادا باد هرچه شد که شد، در این باره به فکر راه حل افتادند وهر کسی چیزی گفت تا سرانجام گروهی گفتند: این مطلب، راه حلّی جز توسّل به امام عصر (عج) که در پشت پرده غیبت است وچون خورشیدی در پشت ابرها است وبه ما روشنی ونشاط بخشیده ندارد، باید از ایشان دادخواهی واستدعا کرد تا به داد ما برسد.
در میان تمام جمعیت خود، ده نفر از زاهدین وشایستگان را انتخاب کردند ودر میان آن ده نفر سه نفر که از نظر تقوی وعمل نیک، لیاقت ملاقات با امام زمان (علیه السلام) را داشتند برگزیدند، تا هر یک شبی را در این سه شب به بیابان برود ومشغول عبادت وتضرّع وزاری گردد ومتوسّل به امام عصر (عج) شده واز آن جناب تمنّا کند بلکه عنایت خاصّه آن بزرگوار دردها را درمان بخشد.
به این ترتیب در شب اول یکی از آن سه نفر به بیابان رفت ومشغول تضرّع وزاری گردید ولی آن شب صبح شد واو نتیجه نگرفت، شب دوم، یکی دیگر از آن سه نفر رفت این شب هم بسان شب اول بی نتیجه به پایان رسید، تا شب سوم شد که آخرین مهلت بود وشیعیان در جوش وخروش بودند تا سوّمین نفر به نام «محمد بن عیسی (رحمه الله)» در آن شب به بیابان رفت، تضرّع وزاری را به آخرین درجه رسانید، در شب تاریک با سر وپای برهنه وحالتی خاص به امام زمان (علیه السلام) استغاثه کرد، با تضرع وزاری توأم با اخلاص کامل، عرض می کرد:
ای ولی عصر (عج) به فریاد ما شیعیان برس!...
زمان دقیقه به دقیقه می گذشت لحظات آخر شب فرا رسیده بود، توسّل محمد بن عیسی (رحمه الله) به درجه نهائی رسیده بود هنگام سحر ناگاه شنید در بیابان شخصی به او گفت:
ای محمّد بن عیسی! این چه حالتی است که تو پیدا کرده ای ودر این شب تاریک به این بیابان خلوت آمده ای؟
محمّد بن عیسی (رحمه الله): ای مرد! به من کاری نداشته باش، من برای امر بزرگی به اینجا آمده ام وآن را جز برای امام زمان (علیه السلام) هرگز اظهار نمی کنم واز آن بزرگوار فقط می خواهم که به داد من وبه داد یک مشت شیعه برسد!
هنوز گفتار محمّد بن عیسی (رحمه الله) تمام نشده بود که از جانب همان مرد، شنید که:
«یا مُحَمَّدَ بْنَ عیسی اَنَاَ صاحِبُ الاَمْرِ؛
ای محمد من همانم که او را طلب می کنی، حاجت خود را بگو تا برآورم».
محمّد گفت: اگر تو امام زمان من هستی، حاجت مرا می دانی، نیازی به اظهار آن نیست.
امام (علیه السلام) فرمود:
آری! تو به اینجا آمده ای تا پاسخ انار کذائی را از من بگیری وشیعیان را از این مهلکه نجات دهی.
محمّد بن عیسی گوید: تا درک کردم که او حضرت ولی عصر (عج) است به سوی او شتافتم بر زانویش سر نهادم، دست بر دامن پر مهرش زدم وعرض کردم ای سرور ما تو پناه ما هستی به داد ما برس ای دادرسِ پریشان احوالان.
آنجا که پرده ها کنار می رود!
آری برای هر نقشه خائنانه روزی هست که پرده بردار پرده بردارد وصورت نازیبای زیر پرده را نشان دهد، عاقل آن است که دوراندیش بوده وهمواره درصدد باشد تا قبل از آنکه پرده ها برداشته شود، زیر پرده ها را اصلاح نماید، قائم آل محمّد (عج) گوشه ای از پرده ها را بالا زد طاقت نیاورد به سؤال بنده ای دلداده چون محمّد بن عیسی توجه نکند رو به او کرد وفرمود:
«ای محمّد بن عیسی! وزیر فرماندار درخت اناری را در حیاط خانه خود نشانده است آن درخت چون به ثمر رسید، او قالبی را با گل به شکل اناری درست کرد وآن قالب را که توخالی بود دو نصف کرد ودر دیوار داخل آن دو نصف قالب همان کلمات(۲۹۶) را به صورت برجسته نوشت، آنگاه آن دو نصف قالب را روی یکی از انارهای کوچک درخت گذارد وآنها را محکم بست، آن انار در میان آن دو نصف غالب بزرگ شد تا درون قالب را پر کرد ودر نتیجه آن نوشته های برجسته دیواره داخلی دو نصف قالب، روی پوست انار قرار گرفت، رفته رفته توأم با رشد انار، آن کلمات بر پوست انار به طور طبیعی نقش بست، فردا که روز موعود هست هنگامی که نزد فرماندار رفتید به او بگو من جواب دلیل انار را دارم ولی این جواب را جز در خانه وزیر اظهار نمی کنم، فرماندار خواه ناخواه می پذیرد، چون به خانه وزیر رفتید، در طرف دست راست خانه وزیر، بالاخانه ای هست بگو جواب را نمی گویم مگر در این بالاخانه، در این هنگام، وزیر خود را در بن بست می بیند واصرار می کند که به بالاخانه نروید، تو هم اصرار تمام کن، به ناچار وزیر قبول می کند هنگامی که به بالاخانه رفتید نگذار تا وزیر تنها برود وقتی داخل بالاخانه شدید، روزنه ای را می بینی ودر میان آن کیسه سفیدی را می نگری با عجله تمام آن کیسه را بردار، ودر میان آن، قالب نامبرده را که از گل ساخته شده وبا آن نقشه خائنانه وزیر، طرّاحی گشته بیرون بیاور، نزد فرماندار بگذار وبه او بگو که این انار به وسیله این قالب به این صورت در آمده است، در نتیجه فرماندار از حیله وخیانت وزیر مطّلع شده وحقانیت شما وبطلان عقائد آنان آشکار می گردد.
ای محمّد بن عیسی! به فرماندار بگو که ما برای تصدیق گفتار خود علامت دیگری داریم وآن اینکه داخل انار از خاکستر ودود پر است، اگر قبول نداری، این انار را بشکن!
در این هنگام وزیر، انار را برداشته ومی شکند خاکستر ودود آن بیرون آمده وریش وصورت وزیر را فرا می گیرد (این هم علاوه بر روسیاهی معنوی وزیر روسیاهی ظاهری او)».
محمّد بن عیسی بسیار خوشحال شد، به دست وپای امام (عج) افتاد وتشکّر کرد وبه سوی رفقای خود با کمال خوشحالی مراجعت نمود، هنگام صبح مردم بحرین در مجلس فرماندار حاضر شدند، وقت پاسخگویی شیعه از دلیل انار اعلام شد، محمّد بن عیسی آنچه را که امام عصر (عج) به او دستور داده بود یکی پس از دیگری انجام داد تا آخرین مرحله که در نزد فرماندار ووزیر انار را شکست وخاکستر ودودِ میان انار به صورت وزیر پاشید.
فرماندار که سخت مجذوب وتحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: «ای محمّد بن عیسی! این پاسخ را چه کسی به تو یاد داد؟»
محمّد بن عیسی گفت: امام وحجت زمان (علیه السلام) به من آموخت.
فرماندار گفت: امام زمان کیست؟
محمّد بن عیسی گفت: امام زمان ما (علیه السلام) از جانب خداوند، حجّت روی زمین است ودوازدهمین امام ما می باشد (آنگاه اسامی همه ائمه (علیهم السلام) را یکی پس از دیگری شمرده تا به صاحب الامر (عج) رسید.)
گواهی فرماندار:
با اینکه فرماندار در عقیده باطل خود سخت استقامت میورزید، وسرسخت با شیعیان مبارزه می کرد، وحتی حاضر بود رهبران وائمّه آنان را به فحش بکشد امّا اینک در برابر حادثه ای عجیب قرار گرفته است، اینک خود را در مقابل قدرت عظیم می بیند.
عجز سراسر او را فرا گرفت، ناگزیر سر فرود آورد، ورق قلبش برگشت سخن قلب به وسیله زبانش اظهار شد:
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهِ واَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ ورَسُولُهُ وَاَنَّ الْخَلِیفةَ بَعْدَهُ بِلا فَصْل اَمِیرَالْمُؤمِنِینَ عَلِی بْنَ اَبِیطالِب؛
گواهی به یگانگی خداوند می دهم، گواهی می دهم که محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) بنده ورسول خدا است، جانشین بلافصل بعد از او امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می باشد».
سپس ائمّه پس از امام علی (علیه السلام) را یکی پس از دیگری تا امام زمان (علیه السلام) اسم برد واعتراف به امامت آنها نمود.
آنگاه دستور داد تا آن وزیر خائن ودسیسه گر را اعدام کردند، تا همواره خاطره بطلان باطل واحقاق حق تجلّی کند، سپس از اهل بحرین عذرخواهی کرد وبه آنان احسان نمود.
به این ترتیب به قول معروف «پایان شب سیه سپید است» این واقعه چون درخششی بود که در تاریخ شیعه دلهای دلدادگان را تا روز قیامت سفید کرد(۲۹۷).
۴ - شفای بیمار
داستان اسماعیل هرقلی (رحمه الله) نیز عجیب است که به زخم ودرد شدید وطولانی گرفتار شده بود وتمام دکترهای آن زمان او را جواب کردند، سرانجام با توسّل به امام قائم (عج) در سامرّا وکنار قبر امام حسن عسکری (علیه السلام) ودر سرداب معروف، بالاخره به نتیجه رسید وامام قائم (عج) او را شفا دادند(۲۹۸).
۵ - تشرف یکی از فرزندان آیة اللّه اراکی
مرجع عالیقدر آیة الله العظمی شیخ محمد علی اراکی (قدّس سرّه) عالم زاهد وسلمان عصر که قبلاً در مدرسه فیضیه قم نماز جماعت می خواند برای یکی از علماء حضرت آیت اللّه شیخ محمّد رازی نقل می کند که اکنون از زبان آقای رازی بشنوید:
آیة الله اراکی در شب سه شنبه ۲۶ ربیع الثانی ۱۳۹۳ (هجری قمری) برای این جانب نقل فرمود که دخترم، که همسر حجة الاسلام حاج سید آقای اراکی است می خواست مشرّف به مکه شود ترس داشت از تزاحم حجّاج، که شاید نتواند طواف را کاملاً انجام دهد، من به او گفتم این ذکر را مداومت کن،
«یا حفیظ یا علیم»
ومشرّف شد وبعد از مراجعت به من گفت: آن ذکر را مداومت نمودم ودر موقع طواف، با ازدحام مردم مخصوصاً سودانی ها روبرو شدم. ترسیدم که من در اینجا محرمی ندارم تا مواظب باشند که به من تنه نزنند ومرا نیاندازند یک وقت دیدم کسی به من گفت: توسّل به امام زمان (علیه السلام) پیدا کن.
من گفتم: امام زمان (علیه السلام)!! گفت: همین آقا که جلو تو می رود، امام زمان (علیه السلام) است.
من دیدم آقای بزرگواری جلو من است واطراف او به قدر یک متر تقریباً حریم است وخالی است واحدی جرئت ورود به این حریم را ندارد به من گفته شد در این حریم وارد شو، پشت سر آقا من فوراً قدم به حریم گذارده به طوری که دستم به پشت آقا می رسید ودست بر پشت آقا گذارده وبه صورت خود می مالیدم ومی گفتم قربانت بروم، ای امام زمان (علیه السلام) به طوری گرم سرور بودم که غفلت کردم بر حضرتش سلام کنم وهفت شوط طواف را در پشت سر آقا بدون مزاحمت واینکه دست یا بدن کسی به من بخورد انجام دادم وتعجّب می کردم که چطور از این همه جمعیت کسی وارد حریم نمی شود ودر هر مرتبه که خواستم طواف کنم به همین کیفیت بود منتهی به صورتهای دیگر(۲۹۹).
۶ - راهنمایی حضرت مهدی در مسجد جمکران
یکی از افراد موثّق، از مرجع تقلید، مرحوم حضرت آیت اللّه العظمی سید شهاب الدّین نجفی مرعشی (وفات یافته ۷ صفر ۱۴۱۴ هـ. ق) نقل کردند که ایشان فرمودند:
یکی از علمای نجف اشرف که مدّتی به قم آمده بود، برای من نقل کرد، مشکلی داشتم، به مسجد جمکران رفتم، درد دلم را در عالم معنی به حضرت ولی عصر (عج) عرض کردم واز او خواستم که وساطت کرده از درگاه خدا شفاعت کند تا مشکل من حل گردد. برای این منظور به طور مکرّر به مسجد جمکران رفتم، ولی نتیجه ای نگرفتم، تا اینکه روزی در آن مسجد، در هنگام نماز دلم شکست وخطاب به امام زمان (علیه السلام) عرض کردم: «مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما ودر منزل شما باشم وبه دیگری متوسّل شوم؟ شما امام من می باشید، آیا زشت نیست با وجود امامی مانند شما حتی به علمدار کربلا قمربنی هاشم (علیه السلام) متوسّل شوم واو را نزد خدا شفیع قرار دهم؟»
از شدّت ناراحتی، بین خواب وبیداری قرار گرفته بودم، ناگهان با چهره نورانی قلب عالم امکان حضرت حجّت (عج) روبرو شدم، بیدرنگ سلام کردم، جواب سلامم را داد وفرمود:
«نه تنها زشت نیست وناراحت نمی شوم که به علمدار کربلا متوسّل گردی، بلکه به شما راهنمایی نیز می کنم که هنگام توسّل به علمدار کربلا چه بگویی؟ هنگامی که برای روای حاجت به آن حضرت متوسّل شدی بگو:
یا اَبَا الْغُوْثِ اَدْرِکْنِی؛
ای پدر پناه دهندگان به فریادم برس وبه من پناه ده»(۳۰۰).
۷ - نتیجه تواضع به مسجد جمکران، پایگاه مقدس امام زمان
یکی از اعضای هیئت امنای مسجد مقدّس جمکران در قم نقل کرد: در کنار مسجد جمکران تنها یک نفر مدفون است، وقبرش در نزدیک درِ شمالی مسجد داخل صحن می باشد، این شخص به نام «حاج ابوالقاسم زاهدی فر»
آدم بی ریا وبدون تکبر وبدون توقّع در مسجد جمکران خدمت می کرد، حتّی با اینکه انسان موقّر وحاجی بود، توالتهای مسجد را پاک می نمود.
این شخص بیمار شد ودر بیمارستان آیت اللّه العظمی گلپایگانی، بستری گردید. به بالینش رفتم دیدم وضع وخیمی دارد، به من وصیت کرد که مرا در قبرستان بقیع (دو کیلومتری مسجد جمکران) دفن کنید. او از دنیا رفت پس از تجهیزات، جنازه او را به مسجد آوردند ونماز بر جنازه خوانده شد وهمه جمعیت تشییع کننده آماده شده بودند که او را به قبرستان بقیع برای دفن ببرند، ناگاه آقای لطیفی (از افراد برجسته امناء مسجد) تلفن کرد که دفن جنازه را به تأخیر بیندازید، دفن جنازه تأخیر افتاد، سرانجام بعد از ساعتی، آقای لطیفی آمدند وفرمودند: «ایشان را در کنار مسجد دفن کنید».
گفتم چرا؟ اینجا هنوز کسی دفن نشده است فرمود: «حضرت آیت اللّه العظمی نجفی مرعشی تلفن کرد که مرحوم حاج ابوالقاسم زاهدی فر را در کنار درگاه مسجد دفن نمایید». به این دستور عمل شد.
آری اخلاص وتواضع آن مرحوم - که حتّی مستراحهای مسجد را تمیز می کرد باعث شد که قبرش در بهترین جا قرار گرفت، وهمواره زیر پای زائران مسجد مقدّس جمکران است. به این ترتیب، آقا امام زمان (علیه السلام) خادمی او را قبول کرد، این است نتیجه بندگی خالصانه که انسان را به معراج می برد. به گفته شاعر:

تواضع سر رفعت اندازدت * * * تکبّر به خاک اندر اندازت

۸ - محبت امام زمان به شیخ مفید
محمّد بن محمّد بن نعمان که از علمای بسیار برجسته شیعه ومورد قبول شیعه واهل تسنّن بود ومرجع خاص وعام به شمار می رفت وبیش از ۲۰۰ کتاب اسلامی نوشت وآبروی شیعه در قرن پنجم بود ودر همه رشته های علوم اسلامی استاد ونابغه به شمار می آمد: روزی در خانه بود، شخصی به حضورش آمد وپرسید زنی حامله فوت کرده ولی بچه در رحمش زنده است، آیا او را همانطور دفن کنیم، یا شکمش را شکافته وبچه اش را بیرون آوریم؟
شیخ مفید (رحمه الله) گفت: همانگونه دفنش کنید، آن شخص برگشت ودر وسط راه دید سواری به او نزدیک شد وگفت: شیخ مفید (رحمه الله) فرمود: شکم آن زن را پاره کنید وبچه را بیرون آورید.
آن شخص چنین کرد، پس از مدتی جریان را برای شیخ مفید نقل کردند، شیخ گفت من کسی را نفرستاده بودم، معلوم است که آن سوار صاحب الامر (عج) بوده است، اکنون که در احکام اشتباه می کنم خوب است دیگر فتوا ندهم، در خانه اش را بست واز خانه بیرون نیامد.
ساعاتی نگذشت که از طرف امام زمان (علیه السلام) توقیعی (نوشته ای) به خدمت شیخ مفید گذاشته شد:
«ای شیخ! برای مردم فتوا بگو وما آن را تکمیل خواهیم کرد، ونمی گذاریم که در خطاء واشتباه بمانی، آنگاه در مسند فتوا نشست»(۳۰۱).
می نویسند: وقتی که شیخ مفید (رحمه الله) در سن ۸۵ سالگی در سوم ماه رمضان سال ۴۱۳ قمری از دنیا رفت، آنچنان جمعیت از شیعه وسنی برای تشییع جنازه اش اجتماع کردند که تا آن روز بی نظیر بود وهمه از شدت ناراحتی گریه می کردند(۳۰۲) وی را در حرم کاظمین (علیهما السلام) دفن کردند.
چندین بار از جانب امام زمان (علیه السلام) برای این مرد بزرگوار، نوشته ای به خطّ شریف آن حضرت (عج) صادر شد، در آغاز یکی از آنها آمده:
«لِلاَخِ السَّدِیدِ وَالْوَلِی الرَّشِیدَ الشَّیخِ الْمُفِیدِ... سَلامُ اللّهِ عَلَیکَ اَیهَا الْوَلِی الْمُخْلِصُ فِینا بِالْیقِینِ...؛
به برادر استوار وولی رشید شیخ مفید، سلام خدا بر تو ای ولی خالص در راه ما ودارای یقین به ما...».
ودر توقیع دیگری آمده:
«سَلامٌ عَلَیکَ اَیهَا النّاصِرُ لِلْحِقِّ والدَّاعی اِلَیهِ بِکَلِمَةِ الصِّدْقِ...؛
سلام بر تو ای یاور حق ودعوت کننده به حق با سخنان راستین...»(۳۰۳).
هنگامی که این عالم بزرگوار از دنیا رفت، با خط شریف امام زمان (علیه السلام) بر روی قبرش نوشته شده بود:

لا صَوَّتَ النَّاعِی بِفَقْدِکَ اِنَّما * * * یوْمٌ عَلی آلِ الرَّسُولِ عَظِیمٌ
اِنْ کُنْتَ قَدْ غَیبْتَ فِی جَدَثِ الَّثری، * * * فَالْعِلْمُ والتَّوْحِیدُ فِیکَ مُقِیمُ
وَالْقائِمُ الْمَهْدِّی یفْرَحُ کُلَّما * * * تَلِیتْ عَلَیهِ مِنَ الدُّرُوسِ عُلُومُ...؛

خبر دهنده مرگ خبر فقدان تو را نیاورد، امروز بر آل محمّد (علیهم السلام) روز مصیبت بزرگی است.
اگر تو در میان خاک قبر پنهان شدی، علم وتوحید همراه تو اقامت کرد.
قائم مهدی (عج) خوشحال می شود هر وقت که درسها وعلوم تو را برایش می خوانند (کتابهای تو را طالبان، مورد مطالعه وبحث قرار می دهند)».
بالاخره در ضمن یکی از نامه ها (توقیعات) به شیخ مفید (رحمه الله) می نویسد:
«ما به مناجاتهای تو توجّه داریم، خداوند تو را به خاطر آن وسیله (وموفقیتی) که به تو از دوستانش بخشید حفظ کند واز توطئه دشمنان نگهدارد»(۳۰۴).
گفتار امام قائم به شیخ مفید
در ضمن یکی از توقیعات یعنی نامه امام (عج) به شیخ مفید آمده:
«ما گرچه در مکانهای دور از ظالمان، به سر می بریم، خداوند متعال (فعلاً) صلاح ما وشیعیان مؤمن ما را مادام که دنیا در دست فاسقان است، چنین خواسته(۳۰۵) ما به ماجرای زندگی شما کاملاً اطلاع داریم واز اخبار وآزاری که از ناحیه دشمنان به شما می رسد با خبریم، چنانکه با گذشتگان صالح چنین می شد... ولی ما شما را فراموش نمی کنیم وتوجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار (دشمن) قرار می گرفتید، یا دشمن شما را نابود می کرد، تقوا وپرهیزکاری را پیشه کنید..»(۳۰۶).
امام (علیه السلام) در ضمن توقیع دیگر برای شیخ مفید (رحمه الله) چنین می نویسد:
«کسی که از برادران دینیت، تقوا پیشه کند واز خدا بترسد وآنچه که بر عهده اش است به مستحقّش واگذار نماید از فتنه وآشوب باطل محفوظ خواهد ماند. واگر پیروان ما (خداوند آنها را توفیق دهد) به اتفاق با صدق قلب، وفای به عهد (اسلام) کنند، برکت ملاقات با ما از آنها تأخیر نمی افتد، وسعادت دیدار ما سریعاً به آنها با کمال شناخت وخلوص خواهد رسید، خداوند یار ویاور است واو برای ما کافی است واو نیکو نگهبان است، ودرود خدا بر آقای ما بشارت دهنده وترساننده، محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) ودودمان پاکش باد».
این نامه در آغاز شوال سال ۴۱۲ هجری قمری از ناحیه مقدّسه امام عصر (عج) برای شیخ مفید (رحمه الله) صادر شده است(۳۰۷).
این گفتار حاکی است که پنهان شدن امام قائم (عج) به خاطر عدم پذیرش جامعه است، اگر جامعه صالح گردد وهمه با کمال خلوص به اتّفاق در برابر دشمن بایستند به ملاقات امام (عج) خواهند رسید.
ضمناً ناگفته نماند که توقیع (نامه) امام عصر (عج) برای بعضی از علمای دیگر نیز صادر شده از جمله برای «علی بن الحسین بن موسی بن بابویه» معروف به (ابن بابویه) (پدر بزرگوار شیخ صدوق (رحمه الله)) که در قم در قسمت شمال اول خیابان چهارمردان مدفون است وحرم وبارگاه دارد، وی در زمان خود فقیه وپیشوای مردم قم بوده است وبه گفته ابن ندیم، وی ۲۰۰ جلد کتاب نوشته است، در سال ۳۲۹ به دیار ابدی مسکن گزید.

برگ سبزی از نگارنده، خطاب به امام زمان
بیا بیا که دل عاشقان برفت از دست * * * بیا بیا که چه بسیار غم به قلب نشست
بیا که فصل دراز خزان وغم تا کی؟ * * * بکش تو از دل جانکاه، تیرها با شست
بیابیا که فراغت بکشت پیر وجوان * * * نجاتشان بده جانا ز دست حاکم پست
تو ای عزیز خداوند وسرور ثقلین * * * تو ای نواده آن کو به آسمانها رفت
عنایت وکرمی کن به چاکران درت * * * اگر چه لایق درگه نبود غافل ومست
فسوس وآه، بهاران گذشت وغنچه ندید * * * هر آنچه بلبل محزون پرید وبیرون جَست
ولیک خوی نکویت دلش به شور افکند * * * خطاب کرد به خود، کی ز غصّه در تبِ خست
بشارتی دهمت ای ضعیف ودرمانده * * * که مدّتی است ببینم به رویت این در، بست
ندای وقت تولّد که بود جاء الحق * * * چنین ندا وچنان صوت را ز مانی هست
خوش آن زمان که به جوش وخروش افتد راز * * * خوش آن مکان که بریده شود رگ تر دست
خوش آن دمی که بنورش جهان شود تابان * * * خوش آن مهمی که به گِردش چوهاله مردم رست
بیا بیا که چه اندازه افتخار بود * * * محمّدی به حضورت شود غلام دست(۳۰۸).

فصل هفتم: حکومت درخشان امام مهدی علیه السلام

ما نمی توانیم درخشندگی حکومت جهانی حضرت قائم (عج) را آنطور که هست نشان دهیم، ولی شاید با ذکر چند ویژگی از ویژگیهای این حکومت در همه زمینه ها، دورنمایی از این نظام بهشتی وسراسر عدل آن را توصیف نموده ودر معرض دید خوانندگان قرار دهیم.
به طور کلّی همانگونه که ائمّه (علیهم السلام) وامام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«اِنَّ اللّهَ یحْیی الاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛
خداوند زمین را پس از مرگش زنده می کند»(۳۰۹).
واین آیه را با ظهور امام قائم (عج) تطبیق نمودند وفرمودند:
«خداوند زمین را به عدالت قائم (عج) پس از مرگ رهبران ستمگر زنده می گرداند»(۳۱۰).
با مقایسه زمین خشک ومرده با زمین پر از گل وگیاه ومیوه وسبزه وآب ومقایسه آن با حکومت مهدی (عج) به دست می آوریم که حکومت جهانی آن حضرت تا چه اندازه ای از عدل وصفا وامنیت وشادمانی در همه زمینه ها برخوردار است(۳۱۱).
اکنون برای آشنایی بیشتر با این دوران سراسر درخشان که خداوند به آن سوگند یاد کرده(۳۱۲) به ویژگیهای زیر که نمایانگر دورنمایی از آن است توجه کنیم، تا زمینه ساز این ویژگیها باشیم:
۱ - توحید سراسری در همه زمینه ها
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم (عج) قیام کند هیچ کافر ومشرک پیدا نمی شود مگر اینکه قیام او را انکار کرده وناپسند می شمرد - ولی کار به جایی می رسد - که اگر کافر ومشرکی در شکم سنگی سخت، پنهان شده باشند، آن سنگ می گوید: ای مؤمن در شکم من کافر است مرا بشکن واو را بکش»(۳۱۳).
ودر عبارت دیگر فرمود:
«قائم (عج) همه دین را در همه عالم آشکار می سازد»(۳۱۴).
امام باقر (علیه السلام) فرمود: امام قائم (عج) هر منافق شکّاکی را به قتل می رساند(۳۱۵).
نیز امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«حکومتهای باطل نابود گردد، حکومتش شرق وغرب را فرا گیرد، دین خدا به وسیله قائم (عج) زنده گردد وبدعتها وباطلها نابود شود»(۳۱۶).
امام صادق (علیه السلام) در ضمن روایتی به مفضّل (رحمه الله) فرمود:
«به خدا سوگند! اختلاف از میان ادیان برداشته می شود وهمه دینها به صورت یک دین درمی آیند چنانکه خداوند در قرآن می فرماید: تنها دین در نزد خدا اسلام است»(۳۱۷).
به این ترتیب وحدت جهانی معنوی پدید می آید.
وبه این ترتیب می بینیم توحید در حکومت وسیاست ودین وقانون ودر یک کلمه توحید در تمام زمینه ها که شالوده اساسی یک حکومت درخشان است، در حکومت حضرت مهدی (عج) تحت رهنمودهای آن بزرگمرد الهی پدیدار می شود، به عبارت دیگر، نفوس مردم، تکامل ورشد می یابد که در این صورت پایه نخستین حکومت عدل جهانی برقرار شده است، آن هم در سطح کل جهان، چنانکه در ذیل روایتی از امام کاظم (علیه السلام) آمده است: در تمام نقاط مشرق ومغرب کسی باقی نمی ماند جز اینکه معتقد به یکتایی خدا است(۳۱۸).
وچنانکه امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ اللّهُ یدَهُ عَلی رُؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولَهُمْ وکَمُلَتْ بِهِ اَحْلامَهُمْ؛
وقتی که قائم (عج) ما قیام کرد، خداوند دست رحمتش را بر سر بندگانش می گذارد وبه وسیله آن عقلها واندیشه هایشان را به کمک هم گرفته وکامل می سازد»(۳۱۹).
در اینجا اضافه می کنیم که آن حضرت اسلام را مو به مو وبا کمال قاطعیت اجراء می کند، زناکار همسردار را سنگسار می نماید، ومانع زکات را گردن می زند(۳۲۰).
۲ - پیشرفت عجیب علوم
شکی نیست که علم ودانش ورشد فکری وفرهنگی نقش به سزایی در تکامل انسان دارد وبسیاری از مشکلات سر راه تکامل را رفع می کند، در عصر انقلاب جهانی مهدی (عج) یکی از امور، پیشرفت عجیب علوم در تمام زمینه ها است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اصول علم ودانش دارای بیست وهفت حرف (رشته) است، تمام پیامبران آنچه برای مردم تا حال آورده اند دو حرف بوده، وقتی که قائم (عج) ما قیام کند بیست پنج حرف دیگر علوم را نیز آشکار می سازد ودر میان مردم رواج می دهد وضمیمه آن دو حرف می کند تا بیست وهفت حرف تکمیل گردد»(۳۲۱).
این پیشرفت نه تنها در علوم انسانی، بلکه در علوم صنعتی واقتصادی وغیره نیز پدید خواهد آمد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اِنَّ الْمُؤْمِنَ فِی زَمانِ الْقائِمِ وهُوَ بِالْمَغْرِبِ یری اَخاهُ بِالْمَشْرِقِ؛
مؤمن در عصر حکومت مهدی (عج) در حالیکه در مغرب سکونت دارد، برادرش را که در مشرق است می بیند»(۳۲۲).
خود امام قائم (عج) نیز همچون حضرت علی (علیه السلام) اعلام می کند:
«سَلُونی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِی فَاِنَّ بَینَ جَوانِحِی عِلْماً جَمّاً؛
قبل از آنکه از میان شما بروم هرگونه سؤال دارید از من بپرسید چرا که سراسر وجودم سرشار از علم ودانش است»(۳۲۳).
شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: مردم چگونه به قیام آن حضرت آگاه می شوند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر یک از شما وقتی از بستر برخاست، در کنار بسترش دعوتنامه ای می بیند که در آن آیه ۵۳ نور نوشته شده وسپس درآن آمده؛ اطاعت خالصانه نشان دهید»(۳۲۴).
مفهوم این روایت به تکنیک «فاکس» که از وسایل مهم مخابراتی امروز است بسیار نزدیک می باشد.
اینها نمونه هایی از روایات است که حکایت از پیشرفت ورشد همه جانبه علوم مختلف در حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) می کند.
۳ - پیشرفت ورشد کشاورزی وامکانات
در تعبیری از ائمّه معصومین (علیهم السلام) رسیده است:
«وَلا یبْقی فِی الاَرْضِ خَرابٌ اِلاّ یعَمِّرُهُ؛
در همه زمین جای خرابی نماند بلکه همه را آباد خواهد ساخت»(۳۲۵).
ودر عبارتی آمده پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«در آن زمان زمین کَبِد واشیاء گرانقیمت خود را بیرون می فرستد وثروت فراوان در میان مردم پخش می شود»(۳۲۶).
ودامداری نیز در این عصر به طور چشمگیر پیشرفت می کند(۳۲۷).
۴ - برادری وصفا وصمیمیت
در آن زمان نه تنها مردم در جهت ظاهر مادی پیشرفت عجیبی می کنند بلکه از لحاظ معنوی نیز که بسیار مهم وهدف اصلی است رشد شایانی دارند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«اِذا قامَ الْقائِمُ جائَتِ الْمُزامِلَةٌ واَتَی الرَّجُلُ اِلی کِیسِ أَخِیهِ فَیأْخُذُ حاجَتَهُ لا یمْنَعُهُ؛
وقتی که قائم (عج) قیام کرد، رفاقت وبرادری برقرار شود، به طوری که هر کس دست به جیب برادرش کرده وبه قدر نیاز بدون ممانعت از آن برمی دارد»(۳۲۸).
کوتاه سخن اینکه یک اقتصاد سالم ضد طبقاتی بر اساس عدل ومساوات اسلامی برقرار می گردد(۳۲۹).
۵ - امنیت وبرکت ووفور نعمت وعدالت
در جهان مفاهیم، واژه هایی بهتر از عدالت، برکت، امنیت ووفور نعمت نداریم.
در حکومت درخشان حضرت مهدی (عج) تمام این مفاهیم به نحو احسن محقّق می گردد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«در آن زمان اگر پیرزنی از مشرق به مغرب برود کسی به او کار ندارد»(۳۳۰).
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم (عج) قیام کرد، داوری به عدالت می کند وظلم وجور از میان می رود، وراهها امن می شود، زمین برکتهای خود را آشکار می سازد، وهر حقی به صاحبش برمی گردد، وهمه مردم معتقد به اسلام می شوند(۳۳۱).
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در ضمن گفتاری فرمود:
«تُنَعِّمُ فِیهِ اُمَّتِی نِعْمَةً لَمْ ینَعَّمُوا مِثْلَها قَطُّ تُؤْتِی الاَرْضُ اَکُلَها (کُنُوزَها) وَلا تَدَّخِرُ مِنْهُمْ شَیئاً وَالْمالُ یوْمَئِذ کَدَوْس یقُومُ الرَّجُلُ فَیقُولُ یا مَهْدِّی اَعْطِنِی فَیقُولُ خُذْ؛
آنچنان در میان امّت من وفور نعمت می شود که مثل آن هرگز نبوده است، زمین گنجها ومیوه های خود را آشکار می سازد واز آنها چیزی کم نکند، ومال وثروت همچون چیزی است که زیر دست وپا افتاده باشد، شخصی می آید ومی گوید: ای مهدی (عج) از اموال به من بده امام به او می فرماید: بگیر»(۳۳۲).
ودر عبارت دیگر فرمود:
«خداوند باران را از آسمان همواره بر آنها بفرستد واز زمین چیزی از گیاه نماند مگر این که سبز گردد»(۳۳۳).
حضرت رضا (علیه السلام) در ضمن روایتی فرمود:
«قائم (عج) وقتی که ظهور کرد نورش جهان را روشن می کند، ترازوی عدالت بین مردم قرار می دهد، هیچکس به کسی ظلم نمی کند، زمین برای او در نَوَردیده می شود (یعنی به هر جای زمین برود فوری وآسان است) واو سایه ندارد و..».
باز نقل شده که در سال قیام آن حضرت بیست وچهار بار باران ببارد که آثار وبرکات آن دیده شود(۳۳۴).
جالب اینکه: وفور نعمت وبه عبارت دیگر اقتصاد خوب وخودکفایی در حدّی است که مردم بی نیاز می شوند وکسی برای صدقه وانفاق خود، شخص نیازمندی را پیدا نمی کند، چرا که همه مردم خودکفا وبی نیازند(۳۳۵).

علاوه بر این پیشرفتها، پیشرفتهای دیگری نیز در شهرسازی وراهسازی ونوسازی وتوسعه نهضت سوادآموزی وپیشرفت قضایی ودر یک کلمه پیشرفت در همه زمینه ها به وجود می آید(۳۳۶).
کوتاه سخن آنکه: یک نهضت به تمام معنی پر از صفا وصمیمیت در دنیا به وجود خواهد آمد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم (عج) ما قیام کند سراسر زمین به نور پروردگارش روشن می شود، یعنی عدل وداد در سراسر زمین تا آنجا که طبیعت زمین پذیرا باشد اجرا خواهد شد»(۳۳۷).
۶ - توجه کامل به اماکن مقدسه وتوسعه شهرها وبهداشت
از آنجا که اماکن مقدّسه مانند مسجد و... پایگاه مرکزی برای عبادت وتعلیم وتعلّم در جهت تکامل نفوس است، امام قائم (عج) در این جهت نیز توجّه خاص دارد، به طوری که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی قائم (عج) ما ظهور کند در پشت کوفه، مسجدی می سازد که هزار در دارد، وخانه های کوفه به دو نهر کربلا متّصل می گردد»(۳۳۸).
ایجاد مسجد بزرگی در پشت کوفه (صحرای نجف) در راویتی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که مضمونش چنین است:
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«گویا حسنی(۳۳۹) را (در کوفه) با حسینی (ظاهراً منظور امام قائم (عج) است) می بینم که حسنی با یارانش با حسینی بیعت می کنند ودر اطراف آن حضرت هستند، تا در جمعه دوّم مردم گویند نماز پشت سر امام قائم (عج) مساوی با نماز پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) است امّا بر اثر کثرت جمعیت در مسجد کوفه جا پیدا نمی شود، امام (عج) به پشت کوفه رفته وخطّ مسجد بزرگی را می کشد که آن مسجد هزار در دارد، تا مصلاّی بزرگ وفراگیر برای همه جمعیت باشد»(۳۴۰).
در نوسازی وشهرسازی، خانه های کوفه به خانه های کربلا متّصل می شوند(۳۴۱).
کوتاه سخن اینکه: آن چنان شرایط زندگی سالم در تمام ابعادش در زمان حکومت امام عصر (عج) فراهم خواهد شده که به فرموده امام صادق (علیه السلام): «یک مرد در این عصر چنان عمر طولانی می کند که دارای هزار فرزند می شود»(۳۴۲).
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم قیام کرد به کوفه می رود وچهار مسجد را در آنجا ویران می نماید. هر مسجدی که در زمین مُشرف (بر خانه های مردم) باشد(۳۴۳)، ویران می کند، راهها را وسیع می نماید».
به این ترتیب می بینیم حتّی اگر مسجد هدف غیر اسلامی داشت ویران می شود.
آری هر مانعی را که در راهها است از میان برمی دارد وعوامل ناپاکی ونادرستی وحتی ناودانهایی را که موجب این کثافتها می شوند از بین می برد، هر بدعتی را نابود وهر سنّت نیکی را احیاء می سازد، قسطنطنیه (واقع در ترکیه) وکوههای گیلان وچین را فتح می کند...(۳۴۴).
جالب اینکه: در این عصر درخشان، امکانات یک فرد صالح ومؤمن، پرنده را از هوا فرود می آورد واو آن را ذبح کرده ومی پزد واز گوشتش بهره مند می شود(۳۴۵).
در میان این امور، آنچه که بسیار مهم است وامور دیگر مقدمه ووسیله آن است، تکمیل نفوس وبالا بردن سطح معلومات ومعنویات است، که هدف تمام پیامبران واولیاء خدا همین بوده است. (البته در پرتو تکمیل نفوس، سایر مواهب مادّی نیز به دست می آید).
ما وقتی که آیه ۵، سوره قصص
«ونُریدُ اَنْ نَّمَنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الاَرْضِ..».
را که در مورد حکومت حضرت ولی عصر (عج) می باشد تحت مطالعه قرار می دهیم، واژه مستضعف را در روایات امامان (علیه السلام) می نگریم می بینیم بیشتر روایات، مستضعف را به معنی کم عقل، کم سواد، هدایت نشده، بی خبر از قرآن وناتوانی در فکر وشناخت گرفته اند(۳۴۶).
امام باقر (علیه السلام) در معنی مستضعف فرمود:
«اَلَّذِینَ لا یجِدُونَ حِیلَةً ولا یهْتَدُونَ سَبِیلاً، لایسْتَطِیعُونَ حِیلَةَ الْکُفْرِ ولَمْ یهْتَدُوا فَیدْخِلُوا فِی الاِْیمانِ فَلَیسَ هُمْ مِنَ الْکُفْرِ والاِْیمانِ؛
آنانکه چاره ای ندارند وبه راه هدف، هدایت نمی یابند، توانایی تشخیص تزویر کفر را ندارند، وراهی به هدایت نبرده اند تا ایمان آورند، آنها نه کافر ونه مؤمن هستند»(۳۴۷).
نتیجه می گیریم که اهمّ هدف امام قائم (عج) تکمیل نفوس وآگاه کردن مردم وخط دادن به آنها وهدایت کامل معنوی وعلمی آنها ونجات دادن آنها از استضعاف در جهت معنی وفکر واندیشه است، در اینجا سخن را کوتاه کرده وآن را با اشعار ذیل وچند سخن از بزرگان پایان می بریم.

سراسر صحن آن آرامگه جنات موعودی * * * بعینه چون بهشت کردگار آن ساحت غَبِرا
نه دردی هست ونه رنجی نه آلامی نه اسقامی * * * نه سودایی تنی افزون شود نه کاهش صفرا
هزاران گل شکفته گردد از آسیب گل چینان * * * به صد شادی کنار گل کشد صد عندلیب آوا
چریدی وچمیدی در امان ز آسیب صیادان * * * غزال کوهی وآهوی دشتی، شادر در صحرا

وبالاخره به فرموده امام صادق (علیه السلام):
«فَیا طُوبِی لِمَنْ اَدْرَکَهُ وکانَ مِنْ اَنْصارِهِ وَالْوَیلُ کُلُّ الْوَیلِ لِمَنْ ناواهُ وخالَفَهُ وخالَفَ اَمْرَهُ وکانَ مِنْ اَعْدائِهِ؛
ای خوشا به سعادت آنکس که امام مهدی (عج) را درک کند واز یاورانش شود، وای، وای از هر جهت وای بر کسی که با او مبارزه ومخالفت کند، وا ز فرمانش سرپیچی نماید ودر صف دشمنانش قرار گیرد»(۳۴۸).
وبه قول ابن عباس (رحمه الله) صحابی معروف پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ومفسّر بزرگ:
«فَطُوبی لِمَنْ اَدْرَکَ زَمانَهُ؛
خوشا به سعادت کسی که زمان ظهور قائم (عج) را درک کند»(۳۴۹).
وبه فرموده امام علی (علیه السلام): آیه
«ونُرِیدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الاَرْضِ ونَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً ونَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ؛
می خواهیم بر آنانکه در زمین مستضعف شمرده شدند منّت نهیم وآنها را امامان ووارثان زمین قرار دهیم».
در مورد آل محمّد (علیهم السلام) است که مهدی (عج) آنها پس از رنج وسختی آنها، نهضت کند وبه آنها عزّت بخشد ودشمنان آنان را خوار نماید(۳۵۰).
دولت کریمه
یکی از دعاهایی که شبهای ماه مبارک رمضان می خوانیم، دعای افتتاح است، این دعا را حضرت ولی عصر (عج) به محمّد بن عثمان (دومین نائب خاص از نوّاب اربعه) تعلیم داده واو منتشر نموده است.
سید بن طاووس (رحمه الله) در اقبال خود در ذکر اسناد دعاهای ماه رمضان، دعای افتتاح را پس از ذکر یک سلسله از ناقلین به محمّد بن عثمان می رساند که محمّد بن عثمان (رحمه الله) آن را از امام زمان (علیه السلام) گرفته است.
علاّمه مجلسی (رحمه الله) در زادالمعاد نیز همین سند را نقل کرده وآن را سندی معتبر می داند ومی گوید: امام زمان (علیه السلام) آنرا برای شیعیان نوشته است که هر شب ماه رمضان بخوانند، فرشتگان می شنوند وبرای خواننده آن استغفار می کنند.
نکته جالب اینکه: در این دعای شریف به طور جامع به ویژگیهای حکومت حضرت مهدی (عج) که به عنوان «دولت کریمه» خوانده شده اشاره شده است، توجه عمیق به معنی این دعا برای منتظران مهدی (عج) لازم است.
دولت کریمه عبارت از تشکیل دولت اسلامی است که تمام افراد آن از مزایای حقوق وعدالت اجتماعی برخوردارند، ودر پرتو آن دولت، توحید وایمان در سراسر زمین حکومت می کند.
حضرت رضا (علیه السلام) در انتظار رسیدن چنین حکومتی، دو آیه از قرآن را ذکر فرمود:
۱ - «وَارْتَقِبُوا اِنّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ؛
شما در انتظار بمانید، من هم در انتظارم»(۳۵۱).
۲ - «فَانْتَظِرُوا اِنّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ؛
شما منتظر باشید من هم با شما منتظر هستم»(۳۵۲).
گرچه آیه اوّلی از قول حضرت هود (علیه السلام) وآیه دوّمی از قول حضرت شعیب (علیه السلام) به قوم خود است، ولی حضرت رضا (علیه السلام) تأویل فرمودند به ظهور امام زمان (علیه السلام) که همه باید در انتظارش باشیم، وفرمود:
این انتظار نیکو انتظاری است(۳۵۳).
توجه حضرت مهدی به مکه، کوفه وقم
یکی از شؤون یک حکومت جهانی، ویا فراهم آوردن مقدّمات آن، استفاده از مراکز استراتژیکی ومهم از نظرات مختلف، به خصوص از نظر معنوی است.
این مراکز همچون پایگاه وهسته های اصلی هستند که می توان از آنها به عنوان فراهم آوردن اسباب کار، استفاده کرد.
در روایات مربوط به حضرت مهدی (عج) سه مرکز به خصوص اسم برده شده:
۱ - مکّه ۲ - کوفه ۳ - قم
که اینها در پیشبرد نهضت جهانی حضرت مهدی (عج) اثر به سزایی دارند.
ما در اینجا با رعایت اختصار، شرحی درباره این سه مرکز ذکر می کنیم، تا رهنمودی برای مسلمین وآینده سازان منتظران حضرت مهدی (عج) باشد وروز به روز بر رونق این سه مرکز در ابعاد مختلف بیفزایند.
۱ - مکه، مرکز اولین جرقه های انقلاب جهانی حضرت مهدی
در روایات می خوانیم: حضرت مهدی (عج) در مکّه کنار کعبه ظهور وخروج می کند(۳۵۴).
هنگام ظهور به کعبه تکیه می کند وصدایش را بلند می نماید که:
«هان ای مردم جهان، کسی که می خواهد به آدم (علیه السلام) وشیث (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به ابراهیم (علیه السلام) واسماعیل (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به موسی (علیه السلام) ویوشع (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به عیسی (علیه السلام) وشمعون (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) وامیرمؤمنان علی (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به حسن (علیه السلام) وحسین (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد، کسی که می خواهد به امامان (علیهم السلام) از فرزندان حسین (علیه السلام) بنگرد به من بنگرد وبه ندای من پاسخ مثبت دهید، من از آنچه که آنها خبر داده اند وآنچه که خبر نداده اند به شما خبر می دهم»(۳۵۵).
خلاصه این روایت این است که تمام صفات پیامبران بزرگ ورسولان واوصیاء آنها در وجود من جمع است، من غیر از آنچه آنها آورده اند، شما را به زیادتر از آن آشنا می کنم، واهداف آنها را تکمیل می نمایم.
شما پیرو هر دینی هستید، گمشده شما در وجود من است به گرد من جمع شوید که به هدف کامل زندگی خود خواهید رسید.
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه:
«وأَذانٌ مِّنَ اللّهِ ورَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یوْمَ الْحَجِّ الاَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ؛
واین اعلامی است از ناحیه خدا وپیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر (روز عید قربان) که خداوند وپیامبر او از مشرکان بیزارند»(۳۵۶).
فرمود: «منظور خروج قائم (عج) ودعوت او از مردم به سوی رهبری خود است»(۳۵۷).
ناگفته نماند امام باقر (علیه السلام) در این حدیث یکی از مصادیق روشن این دعوت عمومی را بیان می فرماید، که در آن وقت این دعوت به صورت کامل جامه عمل می پوشد وتحقّق عینی می یابد.
موضوع دیگر اینکه: یاران امام زمان (علیه السلام) پس از ظهور در مکّه (چنانکه قبلاً گفتیم) به آن حضرت می پیوندند که از جمله آنها سیصد وسیزده نفر یاران خاص هستند وسرانجام ده هزار نفر شده وبه سوی مدینه رهسپار می شوند...(۳۵۸).
موضوع دیگر اینکه امام زمان (علیه السلام) مسجد الحرام را خراب کرده به اصل خود برمی گرداند وهمچنین، مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) را به جای اصلی خود برمی گرداند.
در این مورد امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«وقتی که قائم (عج) قیام کند، مسجدالحرام را ویران نماید تا به جای اصلی خود برگردد، مقام ابراهیم (علیه السلام) را به محل اصلی خود می گذارد، دستهای کلیدداران (خائن..) را قطع کرده ودر کعبه آویزان می نماید وبر آنها می نویسد اینها دزدان کعبه هستند»(۳۵۹).
وسه هزار نفر از خائنان وچپاولگران مکّه را در شش نوبت به قتل می رساند(۳۶۰).
از این مطالب نتیجه می گیریم که نخستین جرقّه های انقلاب جهانی آن حضرت در مکّه بروز می کند. وبه این ترتیب می بینیم آن حضرت مسائل تشریفاتی وتزئینی وفرعی را از بین برده، ومردم را به ابعاد اصلی حج که مهمترین آن، بُعد سیاسی وعبادی آن است متوجه می سازد.
با توجه به اینکه در اسلام، بُعد سیاسی نیز عبادت است.
واین یک درس بزرگی است برای طرفداران مهدی (عج) که مکّه این مرکز استراتژیکی ومهم دنیای اسلام را به صورت کانون آتشفشان عدالت ومعنویت واتّحاد بر ضد استکبار جهانی درآورند. وآنرا آماده ظهور امام عصر (عج) کنند واز زیر یوغ استکبار، خارج نمایند.
در اینجا سخن را رها کرده وبه گفتار پرمغز امام خمینی (قدس سره) که در پیام مهم خود به مسلمانان در آستانه برگزاری کنگره عظیم جهانی حج سال ۱۳۶۳ (چهارم شهریور مطابق ۲۸ ذی القعده ۱۴۰۴) ابلاغ فرموده اشاره می کنیم.
«... ابعاد مختلف این فریضه الهی عظیم سرنوشت ساز «حج» به واسطه انحرافهای حکومتهای جور در کشورهای اسلامی وآخوندهای فرومایه کشورهای اسلامی وکج فهمی های بعضی از معمّمین ومقدّس نماها در تمام کشورهای اسلامی در پرده ابهام باقی مانده است، کج فهمانی که حتی با تشکیل حکومت اسلامی مخالف وآن را از حکومت طاغوت بدتر می دانند...
...از همه ابعاد حج، مهجورتر ومورد غفلت تر، بُعد سیاسی این مناسک عظیم است که دست خیانتکاران برای مهجوریت آن بیشتر در کار بوده وهست وخواهد بود ومسلمانان امروز ودر این عصر که عصر جنگل است، بیشتر از هر زمان، موظّف به اظهار آن ورفع ابهام از آن هستند...
روزی که ولی اللّه اعظم امام عصر (عج) ظاهر شوند ودر کعبه ندای عدالت سردهند وبر خلاف ظالمان وکافران فریاد کشند، همین آخوندها هستند که او را تکفیر واز ستمگران پشتیبانی می نمایند»(۳۶۱).
... مراتب معنوی حج که سرمایه حیات جاودانه است وانسان را به افق توحید وتنزیه، نزدیک می نماید، حاصل نخواهد شد مگر آنکه دستورات عبادی حج به طور صحیح وشایسته ومو به مو عمل شود...
... اگر در این کنگره جهانی که همه اقشار ملّتهای مظلوم اسلامی از هر قشر وملّت ودارای هر زبان ومسلک وهر رنگ وقشر ولی با روش واحد ولباس مشابه، دور از هر آلایش وآرایش اجتماع نموده اند، مسائل اسلامی اسلام ومسلمین ومظلومان جهان، از هر فرقه حل نشود حکومتهای مستکبر وزورگو نیز جایشان ننشینند، از اجتماعات کوچک منطقه ای ومحلی کاری برنخواهد آمد وراه حل فراگیری به دست نخواهیم آورد...
بیتی که برای قیام، تأسیس آن هم قیام ناس وللنّاس، پس باید برای همین مقصد بزرگ در آن اجتماع نمود ومنافع ناس را در همین مواقف شریف تأمین نمود ورمی شیاطین بزرگ وکوچک را در همین مواقف بزرگ انجام داد، مجرّد کلید دارای بیت وسقایت حجّاج وعمارت مسجدالحرام کافی نیست ومربوط به مقصد نیست، ساده بودن بیت ومسجد همچون زمان ابراهیم (علیه السلام) وصدر اسلام وبه هم پیوستن مسلمین در آن مکان بی آلایش ووافدین بی پیرایشش هزاران مرتبه بالاتر از تزئین کعبه وبناهای مرتفع عظیم وغافل شدن از مقصد اصلی که قیام ناس وشهود منافع ناس است می باشد».
اَجَعَلْتُمْ سِقایةَ الْحاجِّ وعِمارَةَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الاْخِرِ وجاهَدَ فِی سَبِیلِ اللّهِ لا یسْتَوُونَ عِنْدَاللّهِ وَاللّهُ لایهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ)(۳۶۲).
گویی این آیه در عصر ما نازل شده وگویای حال ما است، در عصر حاضر سرگرمی به سقایت ومعیشت حجّاج وبه عمارت وتزئین مسجدالحرام وغفلت از ایمان به خدا وروز قیامت وکناره گیری از جهاد فی سبیل اللّه را شعار خود قرار داده اند وکسانی که به این آیه عمل کنند آنها را ظالم می خوانند.
وآیه ۳، سوره توبه (واَذانٌ مِّنَ اللّهِ ورَسُولِهِ...).
درست بر خلاف رفتار آخوندهای درباری وتأمین کننده منافع شیطان بزرگ آمریکا است... که فتوا می دهند حج باید از این مسائل به دور باشد...
مسأله، مسأله حضور در محضر است وشاهد جمال محبوب، گویی گوینده از خود در این محضر بی خود شده وجواب دعوت را تکرار می کند، ودنباله آن سلب شریک به معنی مطلق آن می نماید.
باید متوجّه باشند که حج آنها حج ابراهیمی «ابو الانبیاء صلوات الله علیه» باشد وحج محمّدی صلّی اللّه علیه وآله وسلّم «واِلاّ ما اَکْثَرَ الضَّجِیجَ واَقَلَّ الْحَجِیجَ؛(۳۶۳) چقدر ناله کن زیاد است ولی حاجی حقیقی کم است...».
از خداوند تعالی پیروزی اسلام وخذلان کفر وبیداری مسلمانان وتعهّدشان را در پیشبرد مقاصد اسلامی خواستارم(۳۶۴).
«روح الله الموسوی الخمینی (رحمه الله)»
نتیجه اینکه مسلمانان دوستدار حضرت قائم (عج) باید به مکّه وکعبه وحج، اهمیت فراوان بدهند وفلسفه حج را درک کنند واجرا نمایند وبدانند که عرفات مرکز شناخت ومشعر مرکز شعور ومنی مرکز عشق وقربانی وترور شیاطین تجسّم یافته است در این صورت کمک بزرگی به فراهم شدن اسباب کار در مورد ظهور آن حضرت کرده اند.
در اینجا این مطلب را با سخنی از وصیت امام علی (علیه السلام) به دو فرزندش امام حسن (علیه السلام) وامام حسین (علیه السلام) پایان می بریم.
«اَللّهَ اَللّهَ فِی بَیتِ رَبِّکُمْ لا تَخْلُوهُ ما بَقیتُمْ فَاِنَّهُ اِنْ تُرِکَ لَمْ تُناظَرُوا؛
خدا را، خدا را، در مورد خانه پروردگارتان (کعبه) آنرا تا زنده هستید خلوت نکیند، زیرا اگر این خانه ترک شود، کرامت وعزّت خود را (از طرف خدا ومردم) از دست خواهید داد»(۳۶۵).
آری باید مسلمانان با طرح جامع ایجاد شورای اسلامی اداره امور حج، با موج عظیم میلیونی، همه ساله مسلمانان را خط بدهند ونتائج سودمندی از این مرکز عبادی سیاسی بگیرند، وبدانند که مراسم حج تنها بُعد عبادی آن نیست وگرنه امام حسین (علیه السلام) روز هشتم ذی الحجه حج را رها نمی کرد وبه سوی جهاد نمی رفت.
ناگفته نماند که مدینه نیز از مراکز مهم در رابطه با حکومت حضرت مهدی (عج) است که آنحضرت با یاران خود از مکّه به مدینه آمده ودر آنجا جمعیتهای زیادی به آن حضرت می پیوندند وعدّه ای از مخالفان سرکوب می شدند. (از اینکه مدینه را مستقلاًّ ذکر نکردیم چون آن را جزء حجاز ودر قلمرو مکه به حساب آوردیم).
اینک به این روایت توجه کنید:
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«مکّه، حرم خدا وحرم رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وحرم امام علی (علیه السلام) است ویک نماز در مکّه معادل با صدهزار نماز است، انفاق یک درهم در مکّه معادل با انفاق با صدهزار است، مدینه حرم خدا ورسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وامام علی (علیه السلام) است ویک نماز در آن معادل با هزار نماز، وانفاق یک درهم در آن معادل انفاق هزار درهم است»(۳۶۶).
روایات دیگری نیز در شأن ومقام مدینه آمده که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری شد.
۲ - کوفه، مقر حکومت حضرت مهدی
قبلاً گفتیم، امام قائم (عج) پس از ظهور از مکّه به مدینه آمده ودر آنجا همراه دهها هزار نفر از همراهان به سوی کوفه رهسپار می شوند ومقرّ حکومت آن حضرت کوفه است یعنی همان محلی که مقرّ حکومت امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) بود.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«گویی قائم (عج) را می بینم در نجف کوفه که از مکّه به آنجا آمده در حالی که پنج هزار فرشته که جبرئیل (علیه السلام) در طرف راستش ومیکائیل (علیه السلام) در طرف چپش ومردم با ایمان در حضورش هستند، وآن حضرت لشکرها را در شهرها گروه گروه پراکنده می کند(۳۶۷).
در کوفه حدود ده هزار نفر که «بتریه» نام دارند، جلو آن حضرت را می گیرند وبه او می گویند از همانجا که آمده ای برگرد ما نیازی به فرزندان فاطمه (علیهم السلام) نداریم، امام (عج) با آنها جنگ می کند وهمه آنها را به هلاکت می رساند، وآنگاه وارد کوفه شده وهر منافق شکّاک را می کشد، وکاخ های عظیم ظلم را ویران می سازد، وجنگ افروزان را به قتل می رساند تا خداوند خشنود گردد»(۳۶۸).
آن حضرت در کوفه به توسعه راهها وخیابانها وشهرها ومساجد می پردازد، بیست وهفت نفر که اصحاب کهف ویوشع (علیه السلام) وسلمان (رحمه الله) وابودُجانه (رحمه الله) ومقداد (رحمه الله) ومالک اشتر (رحمه الله) در میانشان است در نجف به آن حضرت می پیوندند ودر صف یاران آن حضرت قرار می گیرند.
بالأخره آنچنان در جهت ظاهر وباطنِ مردم به طور سریع ووسیع کار را به پیش می برد که خداوند سراسر زمین را به نور الهی روشن می کند ودیگر مردم نیازی به نور خورشید ندارند، ظلمت وتاریکی (ظلم وفساد) از بین می رود، یک نفر مرد در زندگی خود آنقدر عمر می کند که دارای هزار فرزند می شود...(۳۶۹).
موضوع دیگر توسعه دادن به شهر کوفه است که خانه های کوفه به رود کربلا متّصل می شود، ومسجد با شکوهی در پشت کوفه ساخته می شود که هزار در دارد.
وسعت کوفه به حدی می شود که اگر مردی در کوفه سوار بر استر راهوار بشود تا خود را به نماز جمعه برساند، نماز جمعه را درک نمی کند در صورتی که آن مرد در کوفه سکونت دارد(۳۷۰).
به این ترتیب می بینیم کوفه (که عبارت دیگر آن شامل نجف وعراق است) پایگاه حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) است، همان جایی که در طول تاریخ پایگاه مردان بزرگ چون ادریس (علیه السلام)، نوح (علیه السلام)، ابراهیم (علیه السلام)، عیسی (علیه السلام) وحضرت امام علی (علیه السلام) وامامان دیگر بوده است.
که در روایات آمده امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«کوفه باغی از باغهای بهشت است، قبر حضرت نوح (علیه السلام) وابراهیم (علیه السلام) و۳۷۰ پیامبر دیگر و۶۰۰ وصی وقبر سرور اوصیاء حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در کوفه است»(۳۷۱).
قبر مردان بزرگی همچون حضرت مسلم (علیه السلام) نماینده اوّل امام حسین (علیه السلام) وقبر حضرت هانی (رحمه الله) ومختار (رحمه الله) نیز در کوفه می باشد.
وحضرت امام علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ۵۰ سوره مؤمنون:
«وآوَیناهُما اِلی رَبْوَة ذاتِ قَرار ومَعِین؛
ما حضرت عیسی (علیه السلام) ومادرش مریم (علیها السلام) را پناه دادیم در مکانی بلند وخوب».
فرمود: «منظور از این مکان (رَبْوَه) کوفه است ومنظور از «قرار» مسجد است ومنظور از «معین» فرات است»(۳۷۲).
موضوع دیگر اینکه مهمترین مسجد،پس از مسجد اعظم کوفه، مسجد سهله است که در حدود سه کیلومتری شمال غربی مسجد کوفه قرار گرفته است.
در روایات آمده حضرت ادریس پیامبر، در این مکان (که اکنون مسجد سهله است) خیاطی می کرد، وحضرت ابراهیم (علیه السلام) از آنجا به سوی عمالقه بیرون رفت و...
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«گویا می بینم، حضرت قائم (عج) را در مسجد سهله همراه خانواده خود. سپس فرمود: هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر اینکه در این مسجد نماز خواند...
یکی از یاران به نام ابوبصیر (رحمه الله) عرض کرد: آیا امام قائم (عج) همواره وهمیشه در این مسجد خواهد بود؟
فرمود: آری.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: مسجد سهله خانه امام قائم (عج) است(۳۷۳).
او عرض کرد: (امامان) بعد از قائم (عج) چطور؟
حضرت فرمود: آنها نیز تا آخر دنیا در این مکان سکونت خواهند کرد»(۳۷۴).
از این حدیث استفاده می شود که در دوران رجعت، پس از حضرت قائم (عج) سایر امامان (علیهم السلام) نیز همین مکان را پایگاه مرکزی خود قرار می دهند.
در مورد فضائل ومقدّس بودن سرزمین کوفه روایات بسیار به ما رسیده است، وهمچنین در مورد اهل کوفه امام صادق (علیه السلام) در این مورد فرمود: «مؤمنین کوفه حجّت مردم سایر بلاد هستند، ونیز خداوند قم واهلش را حجّت بر سایر مردم قرار داد».
ویک قسمت از روایات حاکی است که هیچکس قصد سوء به کوفه نداشته مگر اینکه به هلاکت رسیده، کوفه محل امن است وخداوند بلا را از آن رفع نموده است.
ودر روایتی که مرحوم صدوق (رحمه الله) در کتاب معانی الاخبار نقل می کند، امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمود: خداوند چهار سرزمین را اختیار وامتیاز بخشید چنانکه در قرآن فرمود:
«وَالتِّینِ والزَّیتُونِ - وَطُورِ سِینِینَ - وهَذَا الْبَلَدِ الاَمِینِ؛
سوگند به انجیر وزیتون وطور سینا واین شهرِ با امن».
منظور از تین، مدینه است ومنظور از زیتون، بیت المقدس است ومنظور از طور سینین، کوفه است ومنظور از شهر با امن مکّه می باشد(۳۷۵).
ودر موضوع دفع ورفع بلا از این شهر روایات بسیار است از جمله در نهج البلاغه آمده که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
«گویی تو را می بینم ای کوفه،که همچون چرم بازار عکاظ که مالش داده وکشیده می شود، محل تاخت وتاز حوادث وحمله قرار می گیری، من به طور حتم می بینم که هر ستمگری به تو نظر سوئی داشت، خدا او را گرفتار می سازد ویا به قتل می رساند»(۳۷۶).
همانگونه که حضرت علی (علیه السلام) فرمود همانطور شد، کسانی که قصد خیانت به این شهر را داشتند، همه ذلیل وبه هلاکت رسیدند.
جنایتکار معروف «زیاد» جذام گرفت، شکم حجّاج پر از مار شد، عمر بن هبیره وپسرش یوسف به برص مبتلا شدند، عبیداللّه بن زیاد ومصعب وابوالسّرایا به قتل رسیدند(۳۷۷).
شرکت کنندگان در خون حضرت مسلم (علیه السلام) وامام حسین (علیه السلام) هر یک به دست مختار (رحمه الله) مفتضحانه به دَرَک واصل شدند.
به هر حال این شهر پر سابقه ومقدّس ودر کنارش حوزه عملیه نجف اشرف وقبر مقدّس حضرت علی (علیه السلام)، این شهر حماسه ها وخاطره ها، پایگاه مرکزی حکومت مهدی (عج) قرار می گیرد، وبا توجه به موقعیت استراتژیکی سرزمین عراق واتّصال آن به سوریه وفلسطین وسپس سرزمین حجاز، واز یک طرف به ترکیه وشهرهای مسلمان نشین شوروی سابق وایران و... مرکز بسیار مناسبی در جهان اسلام برای مرکز حکومت جهانی اسلام وبرای مرکزیت حکومت جهانی است، نتیجه اینکه طرفداران امام قائم (عج) باید عراق را از لوث طاغوتیان پاک سازند، وحوزه علمیه نحف را توسعه دهند وزمینه ساز خوبی برای ورود امام قائم (عج) باشند.
۳ - قم، آشیانه اهلبیت ومرکز نشر اسلام
در مورد قم وفضیلت این سرزمین نیز، مطالب بسیاری گفته شده است از جمله:
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«برای خدا حرمی است وآن مکّه است وبرای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) حرمی است وآن مدینه است وبرای علی (علیه السلام) حرمی است وآن کوفه است وبرای ما حرمی است وآن قم است وبه زودی بانویی از فرزندان من در آن سرزمین دفن شود که نامش فاطمه (علیها السلام) است، هرکس او را زیارت کند بهشت بر او واجب می شود».
امام صادق (علیه السلام) این سخن را قبل تولد امام کاظم (علیه السلام) فرمود(۳۷۸).
ونیز در ضمن گفتاری امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«مردم قم یاور قائم (عج) وخواهان حق ما هستند، آنگاه امام صادق (علیه السلام) سرش را به سوی آسمان بلند کرد وعرض کرد: خدایا این مردم را از هر فتنه ای حفظ کن واز هر هلاکتی نجات بده».
موضوع دیگر در قم وجود حوزه علمیه مقدّسه قم است، که توسّط آن، اسلام به جهان منتشر شده ومی شود.
وهمچنین حدود ۴۴۴ امامزاده در این شهر مدفون هستند واصحاب ائمه (علیهم السلام) وعلماء ومراجع وشهدای بزرگ که هر یک بر رونق وصفای معنوی این شهر افزوده است، تا آنجا که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«دری از بهشت در قم گشوده می شود»(۳۷۹).
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«پیش از ظهور مهدی (عج) قم مرکز علم ودانش می گردد واز آنجا به تمام شهرها در شرق وغرب، علم ودانش منتشر می شود، وحجت خداوند بر همه مردم تمام می گردد وکسی نمی ماند که از این سرزمین بهره مند نشده باشد»(۳۸۰).
قم چندین نام دارد از جمله نامهای آن
«مجمع انصار القائم (عج)»
(محل تجمّع یاران امام زمان (علیه السلام)) و
«ماوی للفاطمیین»
(پناهگاه منصوبین به فاطمه زهرا (علیها السلام)) وبلدالائمه - وبلد شیعة الائمه (علیهم السلام) (شهر امامان (علیهم السلام) وشهر پیروان امامان)
«مقصم الجبارین مذاب الجبارین»
(شکننده ستمگران جبّار، وخورد کننده آنها و... که همه این نامها از روایات گرفته شده است)(۳۸۱).
حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود:
«مردی از قم برمی خیزد ومردم را به سوی حق دعوت می کند، گروهی همراه او هستند همچون پاره آهن، طوفانهای تند حوادث آنها را از پای درنمی آورد، واز جنگ خسته نمی شوند ونمی ترسند وتوکلشان بر خدا است وعاقبت نیک برای پرهیزکاران است»(۳۸۲).
وبالاخره امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«اهل خراسان بزرگان ما هستند واهل قم یاران ما هستند واهل کوفه اوتاد (مردان استوار) ما هستند»(۳۸۳).
سابقه درخشان قم وورود حضرت رضا (علیه السلام) به قم ودوستی مردم قم با امامان معصوم (علیهم السلام) در هر زمان وحوزه علمیه قم ومراجع بزرگ تقلید وعلماء برجسته که از قم برخاسته اند، قبر منوّر حضرت معصومه (علیها السلام) در قم همه وهمه بر شکوه این مرکز می افزاید، وهم اکنون که از نشانه هایش پیداست زمینه سازی فرهنگی ومعنوی وسیاسی وغیره که از ناحیه ساکنان وعلماء قم برای قیام جهانی مهدی (عج) می شود در جای دیگر سراغ نداریم.
مسجد جمکران پایگاه عظیم حضرت مهدی (عج) در قم
حضرت ولی عصر (عج) به این مرکز توجّه خاص دارد، ووجود مسجد جمکران در قم (که چند سالی نمی گذرد که مرکز قم خواهد شد) به دستور امام زمان (علیه السلام) به یک شخص صالح به نام حسن بن مثله (رحمه الله) ساخته شده، که وی می گوید: در شب هفده ماه رمضان سال ۳۷۳ هجری قمری در سرای خود خوابیده بودم، ناگاه گروهی از مردم، نصف شب به سرای من آمده ومرا بیدار کردند وگفتند برخیز امام زمان (علیه السلام) تو را خواسته، برخاستم وهمراه جماعت به همان مکانی که اینک مسجد است رفتیم، دیدم امام زمان (علیه السلام) با گروهی روی تختی نشسته وفرمود:
«برو به حسن مسلم (رحمه الله) بگو چند سالی است این زمین را زراعت می کنی وما خراب می کنیم دیگر اجازه نداری در این سرزمین زراعت کنی، این زمین شریفی است خداوند این سرزمین را برگزیده است واگر دیگر بار اینجا را کشت کنی عذابی به تو خواهد رسید».
عرض کردم: مردم مرا تصدیق نمی کنند، نشانه ای قرار بده.
فرمود:
«ما در اینجا علامتی می گذاریم به مردم بگو به این محل احترام کنند وآنرا بنا وتعمیر نمایند وچهار رکعت نماز بخوانند... در آخر فرمود: کسی که دو رکعت نماز (امام زمان (علیه السلام)) را در این مکان بخواند گویا در کعبه نماز خوانده است».
حسن مثله (رحمه الله) وگروهی دیگر سخن امام زمان (علیه السلام) را اطاعت کردند ودر آنجا مسجد ساختند که هم اکنون با اضافه کردن مساجد وبناهای دیگر بر تجلیل وعظمت جمکران افزوده شده است(۳۸۴).
به این ترتیب مرکزیت قم وتوجه امام زمان (علیه السلام) به این مرکز ونشانه های معنوی قم وحوزه علمیه قم ومدارس علمی که جدّاً دانشگاه حضرت صادق (علیه السلام) است همه وهمه حکایت از آن می کند که هنگام ظهور امام (عج) این مرکز با توسعه بیشتر وعمیقتر در نشر اسلام راستین وفقه جعفری در خدمت حضرت ولی عصر (عج) قرار می گیرد.
بنابر این باید به قم اهمیت فراوان داد، وزمینه سازان قیام حضرت مهدی (عج) این مرکز را هیچگاه از یاد نبرند وبا حمایتهای خود بر رونق آن بیفزایند....
ضمناً ناگفته نماند که یکی از بلاد بسیار مقدّس از نظر اسلام، بیت المقدس است، مسجداقصی در این شهر قرار دارد که دوّمین معراجگاه پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
وشاید بتوان احتمال داد که شکست وهلاکت دجّال با دار ودسته اش در بیت المقدس توسط حضرت مهدی (عج) ویارانش، یک جهتش پاک کردن سرزمین مقدّس بیت المقدّس از لوث وجود صهیونیستها واشغالگران قدس است.
به این موضوع نیز باید توجّه داشت که در احکام اسلامی نماز مسافر در چهار مسجد یعنی مسجدالحرام ومسجدالنّبی (صلی الله علیه وآله وسلم) ومسجد کوفه وحائر (حرم) امام حسین (علیه السلام) حالت تخییر دارد یعنی هم می تواند تمام بخواند وهم می تواند قصر (شکسته) بخواند، این دستورها حاکی است که این مکانهای مقدّس برای مسلمانان همچون وطن است وبعضی از فقهاء تخییر نماز مسافر در چهار شهر یعنی مکه ومدینه وکربلا وکوفه را جایز دانسته اند(۳۸۵).
به هر حال باید دست استکبار جهانی را از این مکانهای مقدّس واستراتژیکی قطع کرد واین مراکز را برای استقبال از امام قائم (عج) آماده ساخت وآماده نمود.

فصل هشتم: خودسازی وپاکسازی در عصر غیبت حضرت مهدی

با مطالعه این کتاب نتیجه می گیریم که:
باید مسلمانان، هشیار وبیدار باشند وفراموش نکنند وبدانند که انگیزه غیبت آن حضرت چه بوده وفوائد آن چیست؟
انتظار یعنی چه؟
یاران خاص مهدی (عج) باید دارای چه ویژگیهایی وشرایطی باشند؟
امکانات دنیای اسلام بسیار وسیع است وبا به کارگیری صحیح آن می توان به حکومت جهانی رسید.
برای تحقّق چنین طرحی نیاز به برنامه ریزی جامع وجهاد ومبارزه خستگی ناپذیر وپی گیر وهشیاری است.
هدف، مشخّص است نه کور، بنابراین، این گامها به سوی روشنایی برداشته می شود.
توجه به اماکن مقدّسه وشهرهای با اهمیت وصدور انقلاب به این سرزمینها وبالاخره آمادگی فرهنگی واقتصادی ورزمی وتشکیل ارتشهای میلیونی وراه اندازی نهضتهای جهانی در همه سرزمینها همچون صدر اسلام، که هر فرد مسلمان یک سرباز جانباز حکومت اسلامی باشد.
اتّحاد وبرادری ورعایت حقوق همدیگر مسلمانان در تمام زمینه ها، با توجّه به اینکه توحید ونفی شرک مطلق وهمچنین تقوی وپاکی وخلوص در این امور که سنگ اول این ساختمان عظیم را تشکیل می دهد با ید از مهمترین برنامه ها باشد.
علمای اخلاق می گویند:
مراحل تکامل، چهار پایه دارد: ۱ - کشف وشناخت ۲ - استخراج وعمل ۳ - فردسازی ۴ - جامعه سازی.
به راستی که درست گفته اند، اگر این مراحل به طور صحیح طی شود، آن وقت است که ما در مسیر انتظار هستیم.
خلاصه وجمع بندی کتاب در یک کلمه، آمادگی وتلاش پی گیر در تمام ابعاد اسلامی است، توجه به تاریخ اسلام ومعانی آیات قرآن وروایات معصومین (علیهم السلام) ما را در این جهت کمک بسزایی می کند، چنانکه گفتیم: مهمترین هدف امام قائم (عج) پس از ظهور، تهذیب وتکمیل نفوس است که در پرتو آن سایر امتیازات نیز به دست خواهد آمد.
خودسازی وپاکسازی
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«مَنْ سَرَّ اَنْ یکُونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْینْتَظِرَ وَلْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ ومَحاسِنَ الاَخْلاقِ وهُوَ مُنْتَظِرٌ فَجِدُّوا وَانْتَظِرُوا هَنِیئاً لَکُمْ اَیتُهَا الْعِصابَةٌ الْمَرْحُومَةِ؛
کسی که دوست دارد تا از یاران قائم (عج) باشد، باید در انتظار ظهور باشد، وحتماً باید کارهایش بر اساس تقوی، پاکی واخلاق نیک باشد، چنین کسی منتظر امام (عج) است، ودر این راه بکوشید وآماده باشید، گوارا باد بر شما ای جوانمردان که رحمت خدا با شما است»(۳۸۶).
علمای اخلاق می گویند: انسان وقتی که صبح از خواب برمی خیزد تا شب که می خوابد باید چهارچیز را حفظ کند:
۱ - مشارطه ۲ - مراقبه ۳ - محاسبه ۴ - محاکمه
یعنی نخست متعهّد باشد که در کارهایش گناه وارد نشود، دوم مواظب باشد که این حالت ادامه یابد، سوّم در آخر، کار خود را به حساب بکشد که مبادا در حسابش بدهکار خدا باشد، چهارم در صورت بدهکاری، نفس خود را به محاکمه بکشد وبازخواست نماید وبه جبران بدهکاری بپردازد.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«آیا می خواهید شما را به زرنگ ترین زرنگها واحمق ترین احمقها خبر دهم؟
یاران عرض کردند: آری.
فرمود: زیرکترین زیرکها کسی است که خود را برای بعد از مرگ به حساب بکشد، واحمقترین احمقها کسی است که از هوای نفس پیروی کند وآرزوی امان ورحمت الهی را داشته باشد(۳۸۷).
امام علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرمود:
«آیا در قیامت نفوس انسانها حتّی به مقدار خردل (ذرّه) مورد بازخواست نیستند؟»(۳۸۸).
قرآن در سوره نساء آیه ۱ می فرماید:
«إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیکُمْ رَقِیباً؛
خداوند حتماً مراقب کارهای شما است».
ودر روایات آمده:
«اِنَّهُ ینْشُرُ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ حَرَکَة مِنْ حَرَکاتِهِ واِنْ صَغُرَتْ ثَلاثَةَ دَواوِین، الاَوَّلُ «لِمَ» اَلثّانِی «کَیفَ» اَلثَّالِثُ «لِمَنْ»؛
هنگام انجام عمل هرقدر هم کوچک باشد سه دفتر برای ثبت خصوصیات آن گشوده می شود: اول (چرا) دوم (چگونه) سوم (برای چه کس)»(۳۸۹).
یعنی انگیزه عمل وچگونگی وکیفیت آن وهدف نهائی آن چیست؟
بنابراین باید منتظران حضرت مهدی (عج) وزمینه سازان انقلاب جهانی به رهبری آن حضرت این امور را رعایت کنند، که پایه وسنگ اول است.
باید توجه داشت که اعمال ما را در هر ماه یک روز یا چند روز به خدمت امام زمان (علیه السلام) می برند وآن حضرت آنها را می بیند(۳۹۰) بسیار باید توجه داشت که مبادا ما مورد نفرین امام (عج) گردیم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«مَنْ ماتَ وهُوَ عارِفٌ لإمامَتِهِ لَمْ یضُرْهُ تَقَدُّمُ هذَا الاَمْرِ اَوْ تَأَخُّرهُ ومَنْ ماتَ عارِفاً بِاِمامَتِهِ کانَ کَمَنْ کانَ مَعَ الْقائِمِ فِی فِسْطاطِهِ؛
کسی که بمیرد ولی شناخت به امامت (حضرت قائم«عج») داشته باشد، دیر ویا زود شدن ظهورش، به او ضرر نمی رساند، وکسی که شناخت به امامت او نداشته باشد وبمیرد، مانند کسی است که همراه قائم (عج) در میان خیمه او است»(۳۹۱).
بنابراین ما هم اکنون می توانیم با خودسازی، از یاران نزدیک امام قائم (عج) باشیم.
نشانه های عالی انتظار
بعضی از علمای بزرگ برای درجه عالی انتظار با استفاده از روایات، دوازده نشانه ذکر کرده ونشانه دوازدهم را چنین شرح می دهند.
از علامات انتظار مهیا بودن برای ورود محبوب است ومهیا بودن به چند چیز است.
۱ - عزم حقیقی بر یاری ومتابعت آن حضرت
۲ - متّصف شدن به صفات نیک اخلاقی ودوری از هرگونه آلودگی اخلاقی

آئینه شو جمال پری طلعتان طلب * * * جاروب کن تو خانه وپس میهمان طلب

۳ - مواظبت در اطاعات وانجام واجبات ومستحبّات وترک محرمات ومکروهات
۴ - تهیه سلاح
۵ - مرابطه ومرزداری
۶ - مواظبت در خواندن عهدنامه بزرگ وکوچک (که در کتاب زادالمعاد مذکور است)(۳۹۲).
ظلم نکردن واعانت به ظلم نکردن وهشیاری وتوجّه وشناخت افراد نیرنگ باز وتوطئه گر نیز از جمله اموری است که باید به آن توجه داشت.
رعایت حقوق برادارن
از مهمترین امور در زندگی محبّان ومنتظران قائم (عج) رعایت حقوق برادران ومسلمانان است.
در این باره بهتر است پای سخن پر مغز ودلنشین حضرت امام صادق (علیه السلام) وامام باقر (علیه السلام) بنشینیم.
امام باقر (علیه السلام) به جابر جعفی (رحمه الله) فرمود:
«ای جابر آیا کسی که ادعای تشیع می کند، برای او این قول که دوست اهلبیت (علیهم السلام) هستم کافی است؟
سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده واطاعت از خداوند کند، شیعیان ما را به این صفات بشناسید:
تواضع، خشوع، امانت داری، بسیار در یاد خدا بودن، اهل نماز وروزه بودن، احترام به پدر ومادر کردن، مهربانی کردن به همسایگان مستمند وبدهکار ویتیمان، راستگو بودن، آنها تلاوت قرآن می کنند، وزبانشان را کنترل می نمایند، وبرای خودشان در همه چیز امین هستند..».
ای جابر!
«ما تَنالُ ولایتَنا اِلاّ بِالْعَمَلِ والْوَرَعِ؛
به ولایت ودوستی ما جز از راه عمل وپرهیزکاری نمی توانی برسی»(۳۹۳).
امام باقر (علیه السلام) روزی به یکی از یارانش به نام سعید بن حسن (رحمه الله) فرمود:
«آیا در میان شما این روش هست که کسی از شما به حضور برادر دینی اش برود دست در جیب او کند وبه اندازه احتیاج خود از آن، پول بردارد وصاحب پول از آن جلوگیری نکند؟
سعید عرض کرد: نه چنین کسی را سراغ ندارم.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: بنابراین اخوّت وبرادری در کار نیست.
سعید عرض کرد: آیا در این صورت ما در هلاکت هستیم؟
امام (علیه السلام) فرمود: عقل این مردم هنوز تکمیل نشده است(۳۹۴). (یعنی تکلیف به حساب اختلاف درجات عقل، مختلف می شود.)
امام صادق (علیه السلام) در ضمن گفتار می فرماید:
«ما اَقَلَّ وَاللّهِ مَنْ یتَّبِعُ جَعْفَراً مِنْکُمْ، اِنَّما اَصْحابِی مَنْ اِشْتَدَّ وَرَعَهُ وَعَمِلَ لِخالِقِهِ ورَجا ثَوا بَهُ فَهؤلاءِ اَصْحابِی؛
سوگند به خدا چقدر پیروان جعفر از شما کم شده اند، بدانید که یاران من کسانی هستند که در پاکی وپرهیزکاری محکم باشند، وکارهایشان را برای خدا انجام دهند وامید به پاداش خدا داشته باشند، اینها اصحاب ویاران من هستند»(۳۹۵).
در مورد حقوق برادران دینی به حدیث جالب وجامع ذیل که امام صادق (علیه السلام) برای یکی از یارانش (معلّی بن خُنَیس) در موارد هفتگانه زیر شرح داده اند توجه کنید:
معلی بن خنیس (رحمه الله) می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم حق مسلمان بر مسلمان چیست؟
فرمود:
«هفت حق واجب است که اگر یکی از آنها را تباه کند از ولایت واطاعت خداوند خارج شده وخداوند از او بهره (طاعت وبندگی) ندارد.
عرض کردم آنها چیست؟
فرمود: من بر تو نگرانم، می ترسم آنها را تباه سازی وبدانی وعمل نکنی.
عرض کردم:
«لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ»
(نیرویی جز از خدا نیست) فرمود: آسانترین آنها این است که:
۱ - آنچه را برای بردار مسلمانت دوست بداری که برای خود دوست می داری، ونپسندی برای او آنچه را که برای خود نمی پسندی.
۲ - از خشمگین کردن برادر مسلمانت (یا از خشم) دوری کنی، وآنچه را که مورد رضایتش است انجام دهی واوامرش را اطاعت کنی.
۳ - باجان ومال وزبان ودست وپای خود او را یاری کنی.
۴ - چشم وراهنما وآئینه او باشی.
۵ - تو سیر نباشی واو گرسنه، تو سیراب نباشی واو تشنه وتو پوشیده نباشی واو برهنه.
۶ - اگر دارای خدمتکار باشی وبرادر مسلمانت خدمتکار نداشته باشد، بر تو واحب است که خدمتکارت را بفرستی تا لباسهای او را بشوید وغذایش را آماده کند وفرشش را بگستراند.
۷ - او را از مسئولیتهای سوگندهایش رها سازی، دعوتش را اجابت کنی، در بیماری او را عیادت نمائی، بر جنازه اش حاضر شوی، اگر دانستی که او حاجتی دارد در ادای حاجب او شتاب کنی، تأخیر در روای حاجت او نکنی که او اظهار آن کند، بلکه زودتر به رفع نیازش بپردازی، سپس امام صادق (علیه السلام) گفتارشان را با این جملات پایان دادند.
فَاِذا فَعَلْتَ ذلِکَ وَصَلْتَ وَلایتَکَ بِوَلایتِهِ ووَلایتِهِ بِوِلایتِکَ؛
وقتی که چنین کردی دوستی خود را به دوستی او ودوستی او را به دوستی خود پیوند داده ای»(۳۹۶).
در اینجا این فصل را با حدیث عرفانی ذیل پایان می بریم.
حضرت موسی بن عمران (علیه السلام) به خدا عرض کرد:
«پروردگارا آیا کسی را مثل من گرامی داشته ای آنجا که سخن خود را به من شنوانده ای؟
خداوند فرمود: «بدانکه برای من بندگانی هست که در آخرالزّمان می آیند، آنها به من از نسبت به تو نزدیکترند، زیرا من با تو با واسطه بودن هفتاد هزار پرده حجاب سخن می گویم ولی هرگاه (بنده من در آخرالزّمان) روزه بگیرد، وبر اثر روزه لبهایش سفید ورنگش زرد گردد این هفتاد هزار پرده را هنگام افطار آنها برمی دارم». (واین چنین به آنها نزدیک می شوم)»(۳۹۷).

روزی که سر از پرده برون خواهی کرد * * * دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب وجمال از این فزون خواهی کرد * * * یا رب چه جگرها است که خون خواهی کرد

نتیجه اینکه علاقمندان ویاران امام مهدی (عج) باید کاملاً خود را وظیفه شناس وپایبند به اسلام ومتعهّد ومسؤول بدانند، وهمواره مراقب احوال وکارهای خود باشند، واز انحرافات دوری جسته وپناه به خداوند ببرند ومو به مو احکام اسلام را عمل نمایند، تا شایستگی سربازی آن حضرت را پیدا کنند.
مبارزه وجهاد ویاد خدا ورسول خدا
یاران ومنتظران مهدی (عج) به خصوص باید به امر به معروف ونهی از منکر وجهاد ومبارزه با انحرافات ودشمنان وآگاهی از جریانات جهان، اهمیت خاصی بدهند وهمواره در صحنه حضور داشته باشند.
بدانند که بزرگترین ومهمترین عامل نهضت امام حسین (علیه السلام) عامل امر به معروف ونهی از منکر بوده است.
وبدانند که در بررسی جهاد وجنگهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) چنین به دست می آید که در طول تاریخ بشر هیچکس وهیچ ژنرالی مانند پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) با دشمن نجنگیده است (منظور وسعت ودامنه جنگ نیست بلکه منظور اشتغال به کار جنگ است).
در این بررسی می بینیم پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدود ۵ / ۷ سال کار جنگی (در ده سالی که در مدینه بود) در این مدت ۶۴ یا ۶۵ فعالیت جنگی دارد که اگر بر روزها تقسیم کنیم هر ۴۵ روز یا ۵۰ روز یک لشکرکشی می کند.
عثمان بن مظعون که انزوا وعبادت در گوشه وکنار کوهها را اختیار کرده بود، به پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عرض کرد: دلم می خواهد بیابان گرد باشم، وکنار کوهها به عبادت مشغول شوم، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«لا تَفْعَلْ فَاِنَّ سِیاحَةَ اُمَّتِی الْغَزْوَةُ وَالْجَهادُ؛
چنین نکن، سیاحت وبیابانگردی امت من جنگ وجهاد است»(۳۹۸).
وپیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«کسی که جنگجوئی را تجهیز کند هر چند به این اندازه که نخی در سوراخ سوزن او کند خداوند گناهان گذشته وآینده او را می آمرزد»(۳۹۹).
ونیز فرمود:
«نگهبانی یک شب در راه خداوند، بهتر است از عبادت هزار شب، که روزش را انسان روزه بگیرد»(۴۰۰).
علاقمندان ویاوران حضرت مهدی (عج) هیچگاه نباید خدا ومحمّد (صلی الله علیه وآله وسلم) وآلش (علیهم السلام) وروش پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وامامان (علیهم السلام) را فراموش کنند، بلکه باید همواره آنها را در نظر داشته باشند.
در گفتاری پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«هر گروهی که در مجلسی اجتماع کنند ولی در آن یاد خدا نکنند ودرود بر پیامبرش نفرستند آن مجلس حتماً، مایه حسرت، وِزر ووبال (مایه سنگینی برگردن) آنها خواهد بود»(۴۰۱).
ایستادگی در سختیها وآزمایشها
به این نکته مهم باید توجه داشت که در زمان غیبت ودر آستانه ظهور امام قائم (عج) مردم مسلمان در سخترین آزمایشها قرار می گیرند وزیر ورو می شوند، در چنین وضعی، نگهداری آتش در کف دست آسانتر است از حفظ ایمان.
در این مورد یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) به نام جابر جعفی (رحمه الله) از امام باقر (علیه السلام) پرسید: فرج شما چه وقت است؟
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«هَیهاتَ، هَیهاتَ لا تَکُونُ فَرَجُنا حَتّی تَغَرْبَلُوا ثُمَّ تَغَرْبَلُوا ثُمَّ تَغَرْبَلُوا - یقُولُها ثَلاثاً - حَتّی یذْهَبَ الْکَدِرْ ویبْقَی الصَّفْوُ؛
هیهات هیهات، فرج ما نرسد تا غربال شوید، باز هم غربال شوید وباز هم غربال شوید تا این که کدورتها برود وصافی وصفا بماند»(۴۰۲).
یعنی وقتی مسلمانان با هم با کمال صفا واتّحاد وصمیمیت زندگی کردند، به فرج امامشان خواهند رسید.
همین مطلب را امام صادق (علیه السلام) نیز به شکل دیگر فرمود، شخصی از آن حضرت پرسید آن آزمایشها چیست؟
امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود:
«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیء مِنَ الْخَوْفِ والْجُوعِ ونَقْص مِنَ الاَمْوالِ وَالاَنْفُسِ وَالثَّمَراتِ وبَشِّرِ الصّابِرِینَ؛
قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، زیان مالی وجانی وکمبود میوه ها آزمایش می کنیم وبشارت ده استقامت کنندگان را»(۴۰۳).
سپس فرمود:
«ترس از زمامداران (فاسق)... است، گرسنگی به خاطر گرانی است، زیان مالی از کسادی تجارت وکم رونقی آن است، وزیان جانی به مرگهای سریع است، وکمبود میوه ها بر اثر نقص کشاورزی وکمبود برکت در میوه ها است، آنگاه فرمود: بشارت باد به استقامت کنندگان به نزدیک شدن ظهور قائم (عج)»(۴۰۴).
البته بسیاری هم هستند که طاقت این آزمایش را نداشته واز این غربال امتحان بیرون می افتند چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«سَتَخْرُجُ مِنَ الْغَرْبالِ خَلْقٌ کَثِیرٌ؛
به زودی افراد بسیاری از غربال خارج شوند»(۴۰۵).
معرفت امام وپیروی از آن حضرت
باید قبل از قیام مهدی (عج) او را شناخت واز او پیروی کرد چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: خوشا به سعادت آن فردی که قائم (عج) ما را قبل از قیامش شناخته وبه او اقتداء کرده است، دوست او را دوست داشته واز دشمن او بیزاری بجوید، وامامان قبل از او را نیز ولی وسرپرست خود را بشناسد، این چنین افرادی دوستان من هستند ودوستی ومهر مرا به خود جلب کرده اند وگرامیترین امّت من نزد من هستند»(۴۰۶).
چنانکه امام قائم (عج) در فرازی از توقیع خود به شیخ مفید که قبلاً ذکر شد می فرماید:
«ما حتماً به اخبار شما آگاهی کامل داشته، وهیچ مطلب کوچکی از اخبار شما از ما پنهان نیست، وگرنه آنچنان در سختی قرار می گرفتید که دشمنان شما، شما را تار ومار می کردند»(۴۰۷).
بنابراین باید ما همواره به یاد امام عصر (عج) باشیم وبه او اقتدا کنیم، او نیز حتماً به یاد ما هست، وما را یاری خواهد کرد.
امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«لا یکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّی یعْرِفُ اللّهَ ورَسُولَهُ والاَئِمَّةَ کُلَّهُمْ واِمامَ زَمانِهِ ویرِدُّ اِلَیهِ ویسَلِّمُ لَهُ ثُمَّ قالَ: کَیفَ یعْرِفُ الآخَرُ وهُمْ یجْهَلُ الاَوَّلَ؛
مؤمن نیست مگر کسی که خدا وپیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وهمه امامان (علیهم السلام) وامام زمانش را بشناسد وبه او مراجعه کرده وتسلیم فرمان او باشد. سپس فرمود: چگونه ممکن است کسی امام آخر را بشناسد، ولی نسبت به امام اول (حضرت علی) جاهل باشد»(۴۰۸).
آری امامان، همه از یک نور ویک ریشه اند وهمه معلّمان قرآن واسلامند وباید به همه معتقد بود وشناخت ومعرفت واقعی به همین است به اضافه تسلیم بودن در برابر اوامر آنها وعمل به فرموده های آنها والگو قرار دادن روش ومنش آنان!
درست است که پس از آنکه جهان پر از ظلم وجور شد امام قائم (عج) ظهور می کند، امّا این مربوط به مخالفان امام (علیه السلام) وگنهکاران دور از امام (علیه السلام) است.
امّا شیعیان وعلاقمندان به امام (علیه السلام) هر قدر گنهکار باشند به همین اندازه ظهور امام (علیه السلام) به تأخیر می افتد چنانکه در فرازی از توقیع امام زمان (علیه السلام) به شیخ مفید (رحمه الله) آمده:
«اگر شیعیان ما - که خداوند توفیقشان دهد - همگان در پیمانی که با ما داشتند، متحد می شدند، هرگز برکت دیدار ما از آنها تأخیر نمی افتاد، وهر چه زودتر سعادت دیدار ما را با معرفت کامل پیدا می کردند، ولی آنچه باعث این دوری وسلب این توفیق دیدار شده خبرهائی است که از اعمال ناپسند آنان به ما می رسد»(۴۰۹).
مساله رهبری
یکی از مسائل مهم در زمان غیبت، مسأله رهبری وتوجه به تشکیل حکومتهای صالح در کشورهای اسلامی است رهبر صالح است که می تواند چرخهای انقلاب را به حرکت درآورد، واسلام را به طور صحیح اجرا نماید ودر پرتو آن قوانین اسلام زنده شوند تا زمینه سازی سازنده ای برای قیام جهانی حضرت مهدی (عج) به وجود آید.
دراین باره حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«در حکم خدا واسلام بر مسلمانان واجب ولازم است که هیچ کاری انجام ندهند وقدمی پیش وپس نگذارند، قبل از آنکه امامی را برگزینند، امامی عفیف وخوب وپارسا که احکام قضاوت وسنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را خوب بشناسد، اموالشان را جمع کند وحج ونماز جمعه شان را برپا دارد، ومالیاتهای اسلامی را بستاند»(۴۱۰).
از سوی دیگر امامان ما، ما را با تأکید از قبول رهبران ناشایست بر حذر داشته اند، امام باقر (علیه السلام) فرمود: خداوند فرموده است:
«حتماً آنان را که امامان ستمگر انتخاب می کنند کیفر می کنم، گر چه خود نیکوکار وپارسا باشند، ولی مردمی را که امامت عادلان را برگزینند می بخشم گرچه خود ستمگر باشند»(۴۱۱).
امام کاظم (علیه السلام) در گفتگوی خود با صفوان شتردار در پایان فرمود:
«فَمَنْ اَحَبَّ بَقائَهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ ومَنْ کانَ مِنْهُمْ فَهُوَ کانَ وِرْدِ النّارِ؛
کسی که ماندن رهبران ناشایست را دوست بدارد جزء آنها است وکسی که جزء آنها باشد، در میان آتش دوزخ خواهد بود»(۴۱۲).
قرآن در سوره هود آیه ۱۱۳ می فرماید:
«ولاَ تَرْکَنُوا اِلَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ ومَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ؛
تکیه بر ستمگران نکنید (وبه آنها وابسته نشوید) که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد ودر آن حال جز خدا هیچکس سرپرستی نخواهید داشت ویاری نمی شوید».
آری! وابستگی وتکیه بر ظالمان است که همه چیز انسان را بر باد می دهد، استقلال فرهنگی، اقتصادی، نظامی وسیاسی را از انسان می گیرد وانسان را برده می سازد، چنانکه قرنها است مستضعفین در طول تاریخ به این موضوع گرفتارند، باید به فکر باشند وخود را از این گرفتاری نجات بخشند.
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«وقتی که روز قیامت می شود، منادی ندا می دهد که کجا هستند ستمکاران، وکجا هستند یاران ستمکاران وکسانی که خود را شبیه آنها ساخته اند؟ حتی کسانی که برای آنها قلمی تراشیده اند، ویا دواتی از آنها را لیقه کرده اند (یعنی پنبه ابریشمی یا پارچه به دوات آنها گذارده اند) همه آنها را در تابوتی از آهن قرار می دهند، سپس در میان جهنم پرتاب می شوند»(۴۱۳).
سرنوشت غم انگیز اندلس وامپراطوری عظیم اسلامی عثمانی که در مدت کوتاهی از مسلمانان گرفته شد وقطعه قطعه گردید و... همه وهمه بر اثر اعانت به ظالمان ویا وابستگی به آنها بوده است.
به هر حال منتظران ویاران مهدی (عج) باید در این جهت حتماً خود وجامعه خود را بسازند واستقلال همه جانبه بیابند، تا در وقت خروج آن حضرت آنها را در اختیار امام (عج) بگذارند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«ظالم ویاور ظالم وراضی به کار ظالم هر سه شرکت در ظلم دارند»(۴۱۴).
روزی آن حضرت به یکی از یارانش به نام «عذافر» فرمود:
«به من خبر رسیده تو برای ابوایوب وربیع (دو نفر از ظالمان آن عصر) کار می کنی؟ آیا در این فکر هستی که روز قیامت به عنوان اعوان الظَّلَمه (یاران ظالم) مورد خطاب گردی، در این وقت حالت چگونه است؟»
عذافر از گفتار امام (علیه السلام) به سختی نگران شد واز شدّت ناراحتی مشت به خود کوبید ودر سکوت غمباری فرو رفت وقتی امام (علیه السلام) این حالت را از او دید، به او فرمود:
«ای عذافر تو را از آن ترسانیدم که خداوند مرا از آن ترسانیده است».
فرزند عذافر می گوید: پدرم از غصه وناراحتی پس از چند روز از دنیا رفت(۴۱۵).
آری مسلمانان پاکدل از سخن امامشان این چنین تحت تأثیر قرار می گرفتند واز خوف خدا به لرزه درمی آمدند.
ابو یعفور گوید: در حضور امام صادق (علیه السلام) بودم، در این هنگام یکی از اصحاب وارد شد از آنحضرت پرسید: گاهی فشار زندگی باعث می شود که دستگاه ظلم عبّاسی مرا به بنّائی ساختمان یا پاک کردن نهر ویا اصلاح کلنگ وتیشه دعوت می کند، من هم برای تأمین رزق وروزی قبول می کنم آیا جایز است؟
امام (علیه السلام) فرمود:
«من دوست ندارم طنابی از آنها را گره بزنی یا سر مشکی از آنها را ببندی ودر برابر، همه مدینه را به من بدهند.
نه حتی خطی برای آنها با قلم بکِشی، بدانکه کمک کنندگان ظالمان در روز قیامت در میان خیمه ای از آتش هستند، تا خداوند بین بندگان قضاوت نماید»(۴۱۶).
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«کسی که تازیانه ای را در کنار حاکم ستمگر حمل کند (به عنوان فرمان بردار او) خداوند آن تازیانه را در روز قیامت به صورت مار وافعی از آتش درمی آورد که طول آن هفتاد زرع است، آنگاه خداوند آن مار را در آتش جهنم، مسلّط بر او می کند تا او را عذاب دهد»(۴۱۷).
منتظران مهدی (عج) باید بدانند که از هدفهای اصلی امام قائم (عج) ریشه کن کردن ظلم است بنابراین نه خود ظالم باشند ونه به هیچ عنوان کمک به ظلم کنند خواه آن ظالم در محدوده خاص باشد ویا ظالمی به صورت ابرقدرت باشد.
این امور است که زمینه های سازنده برای ظهور آن حضرت را پدید می آورد ونباید از آن غفلت نمود.
توجه به شناخت قرآن واجرای آن
از امور اصلی وهر روزه ای که حتماً باید منتظران مهدی (عج) به آن اهمیت دهند، انس گرفتن با قرآن وعمل به آن است(۴۱۸).
در مورد شناختن مفاهیم قرآن واجرای آن، مگرنه این است که قرآن وعترت (علیهم السلام) در کنار همن هستند، امام زمان (علیه السلام) قرین قرآن است، اگر خدای نکرده قرآن مهجور گردد، درست بر عکس راه امام قدم (عج) برداشته شده است، اگر آیات عذاب، آیات رحمت، آیات عبرت! آیات سیاسی، آیات عبادی، آیات تذکّر و... را با کمال دقت توجه کنند وهر روز بخوانند ومعانی آن را در ذهن خود ترسیم نمایند، خواهند فهمید که با این کار چقدر سریع وآگاه به سوی فرج امام (عج) گام برداشته اند.
در اینجا برای اینکه هم از قرآن استفاده کرده باشیم وهم طرز استفاده را دریابیم وهم از دستورات محکم قرآن در جهت زمینه سازی برای حکومت صالحان مطلبی بدانیم به دو فراز زیر از قرآن توجه کنید.
در آیه ۷۵ سوره نساء می خوانیم:
«ومَا لَکُمْ لاَ تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیاً وَاجْعَلْ لَّنَا مِنْ لَّدُنْکَ نَصِیراً؛
چرا در راه خدا ودر راه نجات مستضعفین از مردان وزنان وکودکان، پیکار ومبارزه (با مستکبران) نمی کنید ود رراه نجات مستضعفین که می گویند خدایا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگر است بیرون ببر وبرای ما از طرف خودت سرپرست ویاور قرار بده، اقدام نمی نمایید؟»
این آیه به ما می گوید: نباید بی تفاوت باشیم باید برای خدا ونجات مستضعفین پیکار کنیم، مستضعفانی که خدا پرستند ودنبال رهبر شایسته اند واز ستم وستمگران ناخشنودند، چنین افراد را باید کمک کرد ونجات داد.
تعبیر به «مالکم» (چرا) یک نوع استفهام انکاری است، حاکی است که حتماً باید مسلمانان در راه نجات مستضعفان، نه تنها بپاخیزند بلکه باید پیکار کنند.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با بیانات جذّاب وپرمحتوای خود شاگردان مکتب اسلام را به گونه ای ساخته بود که در مبارزه با دشمن کارشان چنان اوج گرفت، که طبق روایات هفت نفر از فقرای انصار به حضور پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده وعرض کردند بر اثر تهیدستی وسیله ای برای شرکت در جهاد نداریم، شما وسیله ای از شمشیر ونیزه ومرکب در اختیار ما بگذارید تا در جهاد شرکت کنیم، پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) چون وسیله در اختیار نداشت، جواب منفی به آنها داد، آنها به قدری ناراحت شدند که اشک در چشم هایشان حلقه زده بود، وکم کم به گریه تبدیل شد وسخت گریستند وبعدها به نام
«بَکّائون»
(گریه کنندگان) معروف شدند.
آیه ۹۲ سوره توبه در وصف این افراد مخلص نازل شد(۴۱۹).
«وَلاَ عَلَی الَّذِینَ إِذَا مَآ أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَأَجِدُ مَآأَحْمِلُکُمْ عَلَیهِ تَوَلَّواْ وأَعْینُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ یجِدُوا مَا ینفِقُونَ؛
ونیز اشکالی نیست بر آنها که نزد تو (پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)) آمدند که آنها را به مرکبی برای میدان جهاد سوار کنی، گفتی مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم از نزد تو بازگشتند در حالی که چشمانشان اشکبار بود، از این رو که چیزی را نداشتند تا در راه خدا انفاق کنند».
آری این چنین تعلیمات قرآن که دو نمونه اش را ذکر کردیم، اثر می بخشد فرزندان وشاگردان قرآن باید این چنین تربیت گردند تا منتظر واقعی امام زمان (علیه السلام) شوند، پس باید با قرآن مأنوس بود واین درسها را از آن آموخت(۴۲۰).
زنان باید احساس مسؤولیت کنند
در این مسیر زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند، باید نقش سازنده داشته باشند، بدانند که آنها نیز موظّفند دوش به دوش مردان برای زمینه سازی ظهور امام قائم (عج) وبرای خودسازی وپاکسازی محیط وقهرمان پروری که آن هم زمینه سازی است، تلاش عمیق وپی گیر وخستگی ناپذیر بنمایند.
وقتی که در جنگ احد بسیاری از مسلمانان کشته شدند وشخص رسولخدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وامام علی (علیه السلام) سخت مجروح گردیدند شایع شد که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز شهید شده، زنان مسلمان به خصوص خیلی ناراحت شدند، از خانه ها بیرون آمدند وبه تحقیق پرداختند.
یکی از این زنان از انصار (مسلمانان مدینه) بود از مدینه بیرون آمده وسراسیمه به سوی احد رهسپار شد، در راه مردی را دید که از جبهه برمی گردد، از او پرسید: آیا به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آسیبی وارد شده است؟
آن مرد به جای جواب سؤال زن، به او گفت: ای خواهر! پدر شما کشته شده است، زن تکان ملایمی خورد، باز طولی نکشید پرسید: آیا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) سالم است؟
آن مرد به جای جواب سؤال زن، به او گفت: ای خواهر برادر شما نیز کشته شده است، زن تکان مختصری عارضش شد، ولی بار دیگر به حال آمد وپرسشش را تکرار کرد، مرد برای بار سوم گفت: ای خواهر شوهر شما کشته شده است، زن باز تکانی خورد، امّا این بار با خشم وگستاخی گفت: من نمی خواهم بدانم چه کسانی از من کشته شده اند، فعلاً احتیاجی به اینها ندارم، خواهش می کنم بگویید پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) چگونه است؟
آن مرد در جواب گفت: پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در کمال سلامتی است.
ناگهان صورت زن از خوشحالی برافروخته شد وبا حالی سرشار از عشق به اسلام، قاطعانه گفت: «بنابراین قربانی ما هدر نشده است»(۴۲۱).
یعنی اگر من سه قربانی (پدر وبرادر وشوهرم) را در راه خدا داده ام به هدر نرفته چرا که رهبر عزیر اسلام پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) زنده است وهمین افتخار مرا بس.
این چنین زنان قهرمان در صدر اسلام بسیار بودند هم اکنون نیز باید زنان مسلمان این چنین نقش گویا وزاینده وبالنده داشته باشند وبدانند که گردش چرخ انقلابها (که بدون آن به فرج امام زمان (علیه السلام) نزدیک نخواهیم شد) نیمی به دوش زنان است وزن باید خود را درک کند وبداند مسؤولیتی بس سنگین دارد وقبلاً نیز دراین باره سخن گفتیم.
الگوی زنان مسلمان باید افرادی مانند خدیجه کبری (علیها السلام)، فاطمه زهرا (علیها السلام) وزینب کبری (علیها السلام) باشد، زینب (علیها السلام) در شرایط سخت نهضت امام حسین (علیه السلام) سه کار مهم را به عهده گرفت:
۱ - حمایت از رهبرش امام حسین (علیه السلام) تا زنده بود وسپس از امام سجاد (علیه السلام).
۲ - حفظ یتیمان وسرپرستی از آنها.
۳ - رساندن پیام شهیدان در کوفه وشام با بیانات کوبنده وپرمحتوا، وهر جا سخن از آنان گفت، این سه امر مهم را به خوبی انجام داد، ومرام آنها را زنده نگه داشت.
توجه به جمعه وجماعات
شکی نیست که از مهمترین عوامل پیروزی، اتّحاد واجتماع وبه هم پیوستگی است که به راستی یک اهرم بسیار قوی برای حرکت دادن سریع چرخهای انقلاب است.
منتظران امام مهدی (عج) باید به آن توجه کامل داشته باشند، وبدانند (چنانکه قبلاً گفتیم) آنحضرت اماکن مقدّسه را توسعه می دهد از جمله مسجد کوفه را تا جمعیت در آن، جا بگیرند.
ما وقتی نماز را هر روز می خوانیم، وقتی آن را تجزیه وتحلیل می کنیم می بینیم نماز بر اساس جمع وجماعت تشریع شده است، مثلاً در سوره حمد واژه های
«نعبد»
(تنها ترا می پرستیم)
«نستعین»
(تنها از تو کمک می جوئیم)
«اهدنا»
(ما را هدایت کن) همه به صورت جمع به کار رفته است.
ودر پایان نماز، سلام بر جمع شده (السلام علیکم= سلام بر شما).
این نشانه آن است که انزوا وگسیختگی از اجتماع، از اسلام بدور است، اینک به چند روایت زیر توجه کنید.
۱ - پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) تصمیم گرفت، مردمی را که در منزلهای خود نماز می خوانند ودر جماعت شرکت نمی کنند خانه هایشان را آتش بزند، نابینائی به حضور پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) رسید، عرض کرد، من شبکور هستم، صدای اذان جماعت را می شنوم ولی کسی نیست که دستم را بگیرد ومرا به مسجد برساند تا در جماعت شرکت کنم وبا شما نماز بخوانم.
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«از منزل خود تا مسجد طنابی بکش آن طناب را بگیر وبا راهنمائی آن خود را به مسجد برسان ودر جماعت شرکت کن»(۴۲۲).
۲ - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«کسی که درباره جماعت مسلمانان به اندازه یک وجب مانع شود، تعهّد ایمان از گردنش ساقط می گردد»(۴۲۳).
۳ - امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:
«... واَلْزِمُوا عَمّا عَقَدَ عَلَیهِ حَبْلُ الْجَماعَةِ؛
به آنچه را که پیوند جماعت بر آن گره خورده است بپیوندید وآنرا رها نکنید»(۴۲۴).
۴ - در مورد نماز جمعه، این نماز عبادی سیاسی، واین میتینگ هفتگی پرشور مسلمین واین اجتماع دشمن شکن ونفاق برانداز، حضرت امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«مَنْ تَرَکَ الْجُمْعَةَ ثَلاثَ جُمَع مُتَوالِیة طَبَعَ اللّهُ عَلی قَلْبِهِ؛
کسی که (بدون عذر شرعی) سه بار پشت سر هم نماز جمعه را ترک کند، خداوند مهر بر قلبش می زند»(۴۲۵) (یعنی چنین کسی آنچنان در عناد ونفاق وبی ایمانی فرو می رود که خداوند حسّ تشخیص را از او می گیرد واو را کوردل می کند.)
باز فرمود:
«سوگند به خدا به من خبر رسید که یاران پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روز پنجشنبه برای روز جمعه (وانجام نماز جمعه وسایر آداب) مهیا می شدند»(۴۲۶).
۵ - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
«کسی که به سوی مسجد گام بر می دارد، بهر چیز خشک وتری در راه، گام بگذارد زمین آن تا طبقه هفتم برای او تسبیح خدا می گویند»(۴۲۷).
در مورد نظم وپاکیزه نگهداشتن مسجد نیز روایاتی بسیار آمده، از جمله پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: صفهای خود را منظم کنید در حالی که شانه هایتان در ردیف همدیگر باشد، تا شیطان در شما نفوذ نکند(۴۲۸).
نیز فرمود:
«کسی که روز پنجشنبه وشب جمعه، مسجد را جارو کند وذره ای خاک از آن مسجد بر سر وصورت او بنشیند، خداوند او را می آمرزد»(۴۲۹).
در این مورد روایات دیگری نیز در کتاب تهذیب شیخ طوسی (رحمه الله) صفحه ۲۵۶ آمده است.
به این ترتیب: باید علاقمندان به ظهور امام مهدی (عج) به اجتماع وجماعت ونماز جمعه وپرکردن مساجد، اهمیت فوق العاده بدهند، تا در پرتو آن، عوامل استقبال از امام مهدی (عج) فراهم شود وموجب خودسازی خودشان گردد.
امامان معصوم ما (علیهم السلام) از هر فرصتی برای تهذیب وپاکسازی پیروانشان استفاده می کردند.


 

 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) مجمع البیان جلد ۱۰ صفحه ۴۷۶.
(۲) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۵۱، که حکومت دلخواه همه پیامبران است.
(۳) سخنان امام در نیمه شعبان ۱۳۶۰ در حسینیه جماران.
(۴) بحارالأنوار، جلد ۵۲، صفحه ۲۸۰.
(۵) سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۴۸ وعیون الاخبار، ج ۲، ص ۲۶۳.
(۶) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۲۸ - روایت دیگری نظیر این روایت در ص ۶۳ کتاب اثبات الهداة آمده است.
(۷) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۵۲.
(۸) ارشاد شیخ مفید (رحمه الله) صفحه ۳۰۶.
(۹) ریاحین الشّریعه، ج ۳، ص ۲۵.
(۱۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۳۷ - المجالس السنیه جلد ۵، صفحه ۶۷۸ - مرحوم شهید در کتاب دروس نیز همین عقیده را دارد (اثباة الهداة جلد ۷، صفحه ۱۶۲).
(۱۱) آیه ۵ و۶ سوره قصص - شرح بیشتر این مطلب در کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۰۵ و۴۰۶ آمده است واضافه شده که: امام قائم وقتی متولد شد، پاک بود وهیچگونه آلودگی نداشت ودر بازوی راستش این آیه نوشته شده بود.
«جاءَ الْحَقُّ وزَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً؛ حق آمد وباطل نابود شد، حتماً باطل نابود شدنی است».
(۱۲) توضیح المقاصد شیخ بهائی، صفحه ۵۳۳.
(۱۳) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۶۲.
(۱۴) اقتباس از کتاب المراقبات، نوشته عالم ربّانی وعارف صمدانی، مرحوم حاج میرزا جواد تبریزی صفحه ۷۹ به بعد (دعاها ونمازهای دیگری نیز ذکر شده به این کتاب مراجعه شود).
(۱۵) بعضی از اصحاب خاص در زمان امام عسکری (علیه السلام) به خدمتش می رسیدند ومسائل خود را از آنحضرت می پرسیدند وجواب می گرفتند (در این باره به کتاب احتجاج طبرسی جلد ۲ صفحه ۲۶۸ به بعد مراجعه کنید).
(۱۶) اقتباس از جامع النّورین صفحه ۳۱۴ وبحار، ج ۵۱، ص ۳۳۲ به بعد در مورد غایب شدن آنحضرت در سرداب وجریان غرق دشمنان در کتاب مجالس السنیه جلد ۵ صفحه ۷۲۸ مطالبی آمده است.
(۱۷) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۸۵ - المجالس السنیه، جلد ۵ صفحه ۷۰۲ - ۷۰۳.
(۱۸) اثباة الهداة - جلد ۷، صفحه ۱۸۴.
(۱۹) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۸۴.
(۲۰) بحار جلد ۵۴، صفحه ۳۴۷ به نقل از امام باقر (علیه السلام).
(۲۱) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۰۲ (مسائل رجعت در کتاب بحار جلد ۵۳، صفحه ۳۹ تا ۱۴۴ آمده است).
(۲۲) دومین نائب خاص امام زمان (علیه السلام).
(۲۳) مَنْ مَاتَ وَلَمْ یعْرِفْ اِمَامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً.
(۲۴) کشف الغمّه جلد ۳، صفحه ۴۵۱.
(۲۵) المجالس السنیه سید محسن جبل عاملی جلد ۵.
(۲۶) المجالس السنیه سید محسن جبل عاملی جلد ۵.
(۲۷) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰، به نقل از طبرانی.
(۲۸) اعلام الوری، ص ۴۰۲.
(۲۹) اعلام الوری، ص ۴۰۳.
(۳۰) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۷۹.
(۳۱) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۴۵ - اعلام الوری، ص ۴۰۷.
(۳۲) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۰۳.
(۳۳) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۷۶ - اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۹۰ - ۲۰۸.
(۳۴) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۸۵.
(۳۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۲۳۸.
(۳۶) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۲۳۸.
(۳۷) توضیح المقاصد شیخ بهائی، ص ۵۱۰ - ۵۰۶.
(۳۸) بحار، ج ۵۲، ص ۱۵۸.
(۳۹) جنة المأوی، بحار طبع جدید، ج ۵۳، ص ۳۲۰.
(۴۰) به این ترتیب غیبت صغری در حدود ۷۰ سال بوده است وبعضی این مدت را ۷۴ سال دانسته اند. یعنی از سال ۲۵۵ (سال تولد امام عصر (عج) تا سال ۳۲۹ (کشف الغمّة، ج ۳، ص ۴۵۴) شرح این مطلب در بحارالأنوار، ج ۵۱، ص ۳۴۴ به بعد آمده است.
(۴۱) مدرک پیشین، ص ۱۰۱ - کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۵۷.
(۴۲) احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۳، سفینة البحار، ج ۲، ص ۳۸۱.
(۴۳) نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.
(۴۴) نهج البلاغه، خطبه ۲۷.
(۴۵) نهج البلاغه، نامه ۴۱.
(۴۶) نهج البلاغه، نامه ۴۵.
(۴۷) سوره صاد، آیه ۲۶.
(۴۸) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۴.
(۴۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۶۵.
(۵۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۱.
(۵۱) سوره فصلت، آیه ۵۳.
(۵۲) بحار، ج ۵۱، ص ۶۲ - منظور از این تفسیر این است که یکی از مصادیق روشن حق که پس از طول زمان آشکار خواهد شد وجود قائم (عج) است.
(۵۳) ناگفته نماند که امام صادق فرمود: همه ما امامان قائم هستیم، ولی آن قائم (امام دوازدهم) صاحب شمشیر (قدرت وحکومت) است وبرنامه ای غیر از برنامه ما دارد (اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۲۷).
(۵۴) بحار، ج ۵۱، ص ۳۰.
(۵۵) اثباة الهداه، ج ۷، ص ۱۱۰ - ونیز در همین کتاب ص ۱۶۹ وجه تسمیه دیگری در مورد واژه مهدی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است (توضیح اینکه: مردم در آن زمان، اسلام راستین را گم کرده اند حضرت مهدی (عج) آنها را به دین اسلام ناب هدایت می کند) (توضیح المقاصد ص ۵۱۲).
(۵۶) بحار، ج ۵۱، ص ۳۰.
(۵۷) بحار، ج ۵۲، ص ۱۵۱ - ۱۵۶.
(۵۸) کرعه قریه ای است در یمن (المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۸).
(۵۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۵۸.
(۶۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۷۱.
(۶۱) شرح اسرار آمیز این ماجرا را در کتاب عدل منتظر، ص ۸۴ تا ۹۹ ودر کتاب «مثلّث بر مودا» بخوانید.
(۶۲) مصباح کفعمی، ص ۲۱۹.
(۶۳) بحار، ج ۵۲، ص ۱۵۸.
(۶۴) عدل منتظر، شماره ۵ کتاب سالانه مسجد صدریه تهران، ص ۹۲.
(۶۵) هُوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی ودِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ ولَوْ کَرُهَ الْمُشْرِکُونَ (سوره صف، آیه ۹).
(۶۶) «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحُونَ».
(۶۷) وَعَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ مِنْکُمْ وعَمِلُواْ الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الاَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیـُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ ولَیبَدِّ لَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنِی لا یشْرِکُونَ بِی شَیئَاً.
(۶۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۲۴۷.
(۶۹) سوره قصص، آیه ۵.
(۷۰) مجمع البیان، ذیل آیه ۵، سوره قصص.
(۷۱) نور الثقلین، ج ۲، ص ۱۱۰ ودر نهج البلاغه کلمات قصار شماره ۲۰۹ نیز به این مطلب اشاره شده است.
(۷۲) دو حدیث فوق را ابن ماجه در سنن خود نقل کرده است (اثباة الهداة، ج ۷، ص۱۹۷).
(۷۳) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۹۷، المجالس السنیه، ج ۵، ص ۶۹۷.
(۷۴) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۸۹، کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۷۵، المجالس السنیه، ج ۵، ص۶۹۶.
(۷۵) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۷۵ و۳۸۱.
(۷۶) منتخب الاثر، ص ۳۰۷، اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۷.
(۷۷) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۹۹.
(۷۸) نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹.
(۷۹) نهج البلاغه، نامه ۴۵.
(۸۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۹.
(۸۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۹.
(۸۲) اثباة الهداة، ج ۷، صفحه ۸۹.
(۸۳) بحار، ج ۵۲، ص ۲۴۲.
(۸۴) مجله دانشمند سال ۶ شماره ۱ ص ۴۳.
(۸۵) مجله خواندنیها، سال ۲۸ شماره ۳۸ ص ۴۳.
(۸۶) شرح بیشتر وجواب آن را در کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۷۲ به بعد بخوانید.
(۸۷) درباره افرادی که در دنیا عمر طولانی کرده اند به کتاب اعلام الوری، ص ۴۴۲ وکتاب بحار، ج ۵۱، ص ۲۲۵ به بعد مراجعه شود.
(۸۸) ان اللّه علی کل شی قدیر.
(۸۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۷۹ - المجالس السنیه، ج ۵، ص ۶۹۹ و۷۰۲.
(۹۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.
(۹۱) وأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ ومَنافِعُ لِلنَّاسِ (سوره حدید، آیه ۲۵).
(۹۲) وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ یا اُوْلی الاَلْبابِ (سوره بقره آیه ۱۷۹).
(۹۳) بحار، ج ۵۲، ص ۱۰۱ تا ۱۲۲ - اثباة الهداة، ج ۷، ص ۸۶.
(۹۴) به توضیح المقاصد، شیخ بهائی، ص ۴۹۷ به بعد بنگرید.
(۹۵) المجالس السنیه ج ۵، ص ۷۰۵.
(۹۶) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۳۹۸.
(۹۷) بحار، ج ۵۲، ص ۲۵۶ به بعد.
(۹۸) یکی از بلاد گیلان.
(۹۹) منتهی الآمال، ص ۳۳۷ - در این کتاب به بعضی از علائم دیگر نیز اشاره شده است به ص ۳۳۵ به بعد مراجعه شود، در کتاب بحار، ج ۵۲، نیز بطور کوتاه از سید حسنی از قول امام باقر (علیه السلام) آمده است، ونیز در ج ۵۳، ص ۱۱۵ جریان سید حسنی آمده است، ودر آنجا ذکر شده وقتی سید حسنی از امام مطالبه دلائل می کند ویقین به صدق امام پیدا می کند می گوید:
اللّه اکبر دستت را بده تا با تو بیعت کنم، با آنحضرت بیعت می کند وبه پیروی از او، سپاه او (جز زیدیه) نیز بیعت می کنند.
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: «سید حسنی ویارانش، دلاورانه از امام قائم (عج) دفاع می کنند، ولی سرانجام در راه امام شهید می شود، اهل مکه او را می کشند وسرش را به شام می فرستند». (بحار، ج ۵۲، ص ۳۰۱).
(۱۰۰) تفصیل آن در کتاب اعلام الوری، ص ۴۲۹.
(۱۰۱) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۹۷.
(۱۰۲) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۹۱ و۳۹۲.
(۱۰۳) بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹ واعلام الوری، ص ۴۲۶.
(۱۰۴) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۶۴ - بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۸.
(۱۰۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۹۸ - بحار، ج ۵۲، ص ۲۱۳ (از نسل عتبة بن ابی سفیان).
(۱۰۶) اعلام الوری، ص ۴۲۸.
(۱۰۷) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۳ - این درخت، درخت بلند وپرشاخه ای است که در آن هنگام در حیره است (اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۶۸).
(۱۰۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۲۳۹.
(۱۰۹) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۳، بحار، ج ۵۳، ص ۱۰.
(۱۱۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۴۲ - ۱۷۶.
(۱۱۱) در این باره به بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۹۴ و۱۹۵ مراجعه شود.
(۱۱۲) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۱۰.
(۱۱۳) اثباة الهدة، ج ۷، ص ۱۳۷ - علائم بسیار دیگری نیز ذکر شده که برای رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر شد به اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۸۳ تا ۴۳۱ مراجعه شود.
(۱۱۴) منظور امامت معصومین است.
(۱۱۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۴۰۲.
(۱۱۶) بحار، ج ۵۲، ص ۲۸۵.
(۱۱۷) تفسیر صافی، ذیل آیه ۸۶ سوره هود.
(۱۱۸) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۶۱.
(۱۱۹) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۴۶۰.
(۱۲۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۸۳، ودر کتاب کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۶۵ آمده: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اِذا قامَ الْقائِمْ جاءَ بِاَمْرِ جَدِید کَما دَعا رَسُولُ اللّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِی بَدْوِ الاِْسْلامِ.
(۱۲۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۲، واثباة الهدة، ج ۷، ص ۷۷.
(۱۲۲) بحار، ج ۵۲، ص ۳۶۷.
(۱۲۳) تفسیر صافی، ص ۴۶۹ ذیل آیه ۶۷ سوره زمر، اعلام الوری ص ۴۳۶.
(۱۲۴) بحار، ج ۵۳، ص ۹، وج ۵۲، ص ۳۵۱.
(۱۲۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۷۷ به نقل از امام باقر (علیه السلام).
(۱۲۶) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۷۷ به نقل از امام باقر (علیه السلام).
(۱۲۷) بحث بیشتر در این باره در کتاب ارمغان استعمار (تألیف نگارنده) ودر کتاب بحار، ج۵۱، ص ۳۶۷ به بعد آمده است.
امام مهدی در برابر قدرتهای تخریبی.
(۱۲۸) در این باره به کتاب عقائد الامامیه تألیف محمّد رضا مظفّر (بحث رجعت) ترجمه نگارنده مراجعه شود.
(۱۲۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۶۲ - ۱۰۳.
(۱۳۰) مدرک پیشین، ص ۱۵۴.
(۱۳۱) مدرک پیشین، ص ۱۶۴.
(۱۳۲) مدرک پیشین، ص ۱۴۶.
(۱۳۳) مدرک پیشین، ص ۱۰۲.
(۱۳۴) سوره مریم، آیه ۳۱.
(۱۳۵) سال ۱۳۷۶.
(۱۳۶) شرح این مطلب را در کتاب «پرتوی از سیره چهارده معصوم (علیهم السلام)، در فصل زندگی امام جواد (علیه السلام) (تألیف نگارنده) بخوانید.
(۱۳۷) تاریخ علوم، پی یر روسو، صفحه ۴۳۲.
(۱۳۸) اثباة الهداة ج ۷، ص ۵۱.
(۱۳۹) القسط هو النصیب بالعدل (مفردات راغب حرف عین) - القسط اسم للعدل فی القسم (الفروق اللّغویه).
(۱۴۰) سفینة البحار، جلد۱، صفحه ۲۲۵.
(۱۴۱) توضیح بیشتر در این باره در کتاب بیت المال در نهج البلاغه، از استاد آیت اللّه حسین نوری (تنظیم نگارنده) آمده است.
(۱۴۲) بحار، ج ۵۲، ص ۲۸۳.
(۱۴۳) سوره حجر، آیه ۳۷ و۳۸.
(۱۴۴) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۰۱.
(۱۴۵) بحار، ج ۵۲، ص ۳۸۴ - توضیح بیشتر اینکه کشته شدن ونابودی شیطان همانند کشته شدن ونابودی ما نیست، شیطان مثل ما جسم ندارد تا کشته شود، کشته شدن او در مورد بالا همان قطع نفوذ او ومرگ حکومت وتزویر او می باشد.
(۱۴۶) بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.
(۱۴۷) بحار، ج ۵۲، ص ۳۹۳.
(۱۴۸) بحار، ج ۵۲، ص ۳۲۱.
(۱۴۹) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۹.
(۱۵۰) اصول کافی، ج ۱، ص ۴۱۰.
(۱۵۱) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۵، (ط جدید) باب ۳۳.
(۱۵۲) باید توجه داشت که منظور از نام اصلی همان همنام بودن با پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
(۱۵۳) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۶، باب ۳۳، حدیث ۴.
(۱۵۴) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۶، باب ۳۳، حدیث ۵.
(۱۵۵) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۶، باب ۳۳، حدیث ۱۱.
(۱۵۶) که نویسنده اش حضرت ولی عصر (عج) است.
(۱۵۷) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۹، حدیث ۱۳.
(۱۵۸) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۹، حدیث ۱۴.
(۱۵۹) بحار، ج ۵۱.
(۱۶۰) بحار، ج ۵۱.
(۱۶۱) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۶، باب ۳۳، حدیث ۳.
(۱۶۲) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۸، حدیث ۹.
(۱۶۳) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۷، حدیث ۷ از باب ۳۳.
(۱۶۴) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۸، حدیث ۸.
(۱۶۵) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۷ - حدیث ۱۲ از باب ۳۳.
(۱۶۶) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۷ - حدیث ۱۳ از باب ۳۳.
(۱۶۷) معمولاً در این گونه احادیث منظور از مردم (ناس) اکثریت مردم آن عصر که مخالفان امامان بودند می باشد.
(۱۶۸) بحارالأنوار، چاپ قدیم، ج ۱۳، ص ۸.
(۱۶۹) گوسفندی را که به عنوان حفظ نوزاد وطفل از گزند حوادث قربانی می کنند عقیقه می گویند (وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۹ - حدیث ۱۵، باب ۳۳).
(۱۷۰) مدرک پیشین، حدیث ۱۶.
(۱۷۱) مدرک پیشین، ص ۴۸۷، حدیث ۱۷ از باب ۳۳.
(۱۷۲) مدرک پیشین، حدیث ۱۹.
(۱۷۳) مدرک پیشین.
(۱۷۴) مدرک پیشین، حدیث ۲۰.
(۱۷۵) وسائل الشّیعه، ج ۱۱، ص ۴۸۹، حدیث ۱۹.
(۱۷۶) مدرک پیشین، ص ۴۸۹، حدیث ۱۹.
(۱۷۷) مدرک پیشین، ج ۱۱، ص ۴۹۲.
(۱۷۸) علامه مجلسی (رحمه الله) این اخبار را در بحار طبع جدید، ج ۵۱، از ص ۳۱ به بعد آورده است.
(۱۷۹) با توجه به اینکه قسم دوّم از روایات از جهت خوف، مطلق بودند.
(۱۸۰) در صورت تساقط، اصل، عدم حرمت نام بردن است.
(۱۸۱) وسائل الشیعه، ج ۱۱، صفحه ۴۸۶.
(۱۸۲) روایت ششم از قسم چهارم از روایاتی که قبلاً ذکر شد.
(۱۸۳) این فصل ترجمه مقاله ای است از کتاب «القواعد الفقهیه» جلد سوّم، صفحه ۱۲۴، تألیف استاد معظم آیت اللّه مکارم شیرازی.
(۱۸۴) اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ (پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) - بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۸).
(۱۸۵) کَمَنْ قارَعَ مَعَ رَسُولِ اللّهِ بِسَیفِهِ (بحار، جلد ۵۲، ص ۱۲۶).
(۱۸۶) درباره فضیلت انتظار به کتاب اثباة الهداة، ج ۷، ص ۴۰ به بعد مراجعه نمائید.
(۱۸۷) بحار، ج ۵۲، ص ۳۱۶.
(۱۸۸) یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) می گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روش حضرت مهدی (عج) چگونه است؟
فرمود:
«یصنع ما صنع رسول اللّه، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول اللّه امر الجاهلیة ویستأنف الاسلام جدیدا؛
همان روش پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) را انجام می دهد، روشهای باطل را ویران می کند چنانکه پیامبر نمود واسلام را نوسازی وتکمیل می نماید». (بحار، ج ۵۲، ص۳۵۲).
(۱۸۹) نورالثقلین، ج ۳، ص ۷۸.
(۱۹۰) نهج الفصاحه، حدیث ۹۰.
(۱۹۱) نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۳۶۴.
(۱۹۲) بحار، ج ۲۱، ص ۵۳.
(۱۹۳) فرازهائی از خطبه ۱۵۹ نهج البلاغه.
(۱۹۴) جابر جُعفی گوید به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: فرج شما چه وقت است؟ سه بار فرمود: فرج ما تحقّق نمی پذیرد تا غربال شوید وآزمایش گردید، تا آن وقتی که قلبها صاف شود. (بحار، ج ۵۲، ص ۱۰۱).
(۱۹۵) بحار، ج ۶۱، ص ۱۵۰.
(۱۹۶) اُدْعُ اِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وجادِلْهِمْ بِالَّتِی هِی اَحْسَنُ. (سوره نحل،آیه۱۲۵).
(۱۹۷) مشروح این مناظره در کتاب احتجاج طبرسی، ج ۱، از ص ۱۶ تا ۲۴ آمده است.
(۱۹۸) تفسیر ابوالفتوح، ج ۲، صفحه ۴۵۰.
(۱۹۹) باید توجّه داشت که بنابر این است که امور از روی طبیعی وخودجوش به پیش رود وگرنه اگر صحبت اعجاز باشد، امام حسین (علیه السلام) فرمود: «سوگند به خداوند، خدا چیزی را نیافریده مگر اینکه به او فرمان داده از ما پیروی کند» (بصائر الدرجات - بحار، ج ۲۳، ص ۲۸۷) البته اگر مردم وظیفه خود را انجام دهند، دست خدا بالای سر آنها است وامدادهای غیبی به کمک آنها خواهد شتافت چنانکه قرآن می فرماید:
«اِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ ینْصُرْکُمْ ویثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ». (سوره محمّد، آیه ۷).
(۲۰۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۲۶ (سوره نمل، آیه ۶۲).
(۲۰۱) تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۹۴، ذیل آیه ۶۲ نمل.
(۲۰۲) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۸ (مضمون روایتی از امام باقر (علیه السلام)).
(۲۰۳) بحار، ج ۵۲، ص ۳۴۰.
(۲۰۴) بحار، ج ۵۲، ص ۲۸۵.
(۲۰۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۴۱۲.
(۲۰۶) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۲۸.
(۲۰۷) قربانیان استعمار، ص ۲۵، (به نقل از مجله ریدرزادیچست).
(۲۰۸) البته ناگفته نماند که امپریالیستها این برنامه های دراز مدت را به عنوان تاکتیکهای موذیانه خود در جهت منافع استعماری خودشان به کار می گیرند، مثلاً سالها قبل، یک فرد وجیه الملّه را در درون کشور تحت استعمار خود، به عنوان اینکه همصدا وهمفکر با ملت است به طور سری نگه می دارند تا در آینده اگر سنگی به کاسه خورد، آن مهره به ظاهر ملی را روی کار بیاورند تا بتوانند به وسیله او استعمارگری خود را ادامه دهند. چنانکه فلسفه پدیده «فرامانوسری» (فراموشخانه) در تاریخ معاصر همین بود.
(۲۰۹) سوره ص، آیه ۸۱.
(۲۱۰) بحار، جلد ۷۰، صفحه ۲۴۳ و۲۴۸.
(۲۱۱) مدرک پیشین.
(۲۱۲) مشکوة الانوار، صفحه ۱۳۵.
(۲۱۳) مدرک پیشین.
(۲۱۴) سوره مجادله، آیه ۱۱.
(۲۱۵) وسائل الشیعه، جلد ۱۸، صفحه ۱۴.
(۲۱۶) شرح در داستان باستان، ص ۳۹ الی ۱۰۵.
(۲۱۷) المیزان، جلد ۵، صفحه ۲۹۲.
(۲۱۸) روزنامه جمهوری اسلامی، ۱/ ۱۱/ ۱۳۶۲.
(۲۱۹) «إن تَنْصُرُوا اللَّهَ ینْصُرْکُمْ ویثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ» (محمّد - ۷).
(۲۲۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۵۲ (یصنع کما صنع رسول...).
(۲۲۱) یا اَیهَا الُّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدُّ مِنْکُم عَنْ دِینِه فَسَوْفَ....
(۲۲۲) تفسیر برهان، ج۱، ص ۴۹۷ - مجمع البیان، ج ۳، ص ۲۰۸.
(۲۲۳) تفسیر برهان، جلد۱، صفحه ۴۹۷.
(۲۲۴) تفسیر نورالثّقلین، جلد ۱، صفحه ۶۴۲.
(۲۲۵) تفسیر نورالثّقلین، جلد۱، صفحه ۶۴۲.
(۲۲۶) مجمع البیان، ج۳، ص۲۰۸ - نورالثّقلین، ج۱، ص ۶۴۲ - در بعضی از روایات بجای دین «علم» آمده است (حلیه ابونعیم اصفهانی، جلد ۶، صحفه ۶۴) - شرح بیشتر این مطلب را در کتاب «ایرانیان مسلمان در صدر اسلام و..». تألیف نگارنده بخوانید.
(۲۲۷) وطبق بعضی از روایات آن ۳۱۳ نقر از یاران مخصوص امام زمان (علیه السلام) از عجم هستند. (اثباة الهداة، ج۷، ص۹۲).
(۲۲۸) قالَ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ (علیه السلام): یا اَبا خالِد اِنَّ اَهْلَ زَمانِ غَیبَتِهِ الْقائِلِینَ بِامامَتِهِ اَلْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ اَفْضَلْ مِنْ اَهْلِ کُلِّ زَمانِ اِنَّ اَللّهَ تَبارَکَ وتَعالی اَعْطاهُمْ مِنْ الْعُقُولِ والاَفْهامَ وَالْمَعْرِفَةِ ما صارَتْ بِهِ الْغَیبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهِدَةِ وجَعَلَهُمْ فِی ذلِکَ الزَّمَانِ بِمَنْزَلَةِ الْمُجاهِدِینَ بَینَ یدی رَسُولِ اللّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) بِالسَّیفَ اُولئِکَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وشِیعَتُنا صِدْقاً وَالدُّعاةَ اِلَی اللّهِ سرّاً وجَهْراً.
(کمال الدین وتمام النعمه، صفحه ۳۲۰).
(۲۲۹) یخْرُجُ ناسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیوطِئُونِ لِلْمَهْدِی سُلْطانَهُ (کنزالعمال، ج۷، ص ۱۸۶).
(۲۳۰) بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۵۸.
(۲۳۱) بحار، جلد ۵۲، ۳۳۵. - نظیر این روایت با کمی تفاوت از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
«اذا قام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة وجعل قلوبهم کزبرالحدید وجعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلا ویکونون حکام الارض وسنامها...؛
وقتی که قائم ما قیام کند خداوند متعال، پیروان ما را از آفات حفظ کند وقلب آن را همچون پاره آهن محکم سازد ونیروی هرمردی از آنها را به اندازه نیروی چهل مرد کند، وآنها حاکمان وسران مردم روی زمین خواهند بود (بحار، ج۵۲، ص ۳۲۷).
(۲۳۲) بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۶.
(۲۳۳) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۴۱۹.
(۲۳۴) بحار، ج ۵۲، ص ۳۲۷.
(۲۳۵) ارشاد مفید، ص ۳۹۹ - اعلام الوری، ص ۴۳۳.
(۲۳۶) ذی طُوی در حدود یک فرسخی مکّه در راه تنعیم قرار گرفته است (مجمع البحرین ماده طُوی).
(۲۳۷) این حدیث از امام باقر (علیه السلام) نقل شده (بحار، ج ۵۲، ص ۳۰۴ و۳۰۷).
(۲۳۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۲.
(۲۳۹) بحار، ج ۵۲، ص ۳۱۰ - به همین مضمون در کتاب اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۷۶، نقل شده با این بیان که حضرت قائم (عج) کنار در حرم می ایستد وبا فریاد، یارانش را می طلبد، خداوند در یک شب ۳۱۳ نفر یارانش را از دورترین نقاط زمین در آنجا به گردهم می آورد.
(۲۴۰) بحار، ج ۲، ص ۳۱۷ - اَوَّلُ مَنْ بِایعَ جِبْرَئِیلُ ثُمَّ ثَلاثَمَأَةَ وثَلاثَ عَشَرَ رَجُلاً.
(۲۴۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۲۳، ص ۳۳۷.
(۲۴۲) بحار، ج ۵۲، ص ۳۰۶.
(۲۴۳) بحار، ج ۵۲، ص ۴۳۶.
(۲۴۴) سوره بقره، آیه ۱۴۸.
(۲۴۵) تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۳۹، به نقل از روضه کافی واثباة الهداة، ج ۷، ص ۵۰ - بحار ج ۵۲، ص۳۴۲.
(۲۴۶) تفسیر برهان، ج ۲، ص ۲۲۸ - اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۰۰.
(۲۴۷) بحار، ج ۵۲، ص ۳۴۳.
(۲۴۸) سوره بقره، آیه ۱۴۸.
(۲۴۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۴.
(۲۵۰) مدرک پیشین، ص ۹۰.
(۲۵۱) مدرک پیشین، ص ۹۱.
(۲۵۲) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۲ وبحار، ج ۵۲، ص ۳۷۰ والمجالس السنیه، ج ۵، ص ۲۴.
(۲۵۳) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۲.
(۲۵۴) سوره محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)، آیه ۷.
(۲۵۵) اثباة الهداة، ج ۷،، ص ۱۱۳.
(۲۵۶) مدرک پیشین.
(۲۵۷) مدرک پیشین، ص ۱۱۴، یصلح اللّه امره فی لیلة.
(۲۵۸) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۸.
(۲۵۹) بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۲ - ۳۰۱.
(۲۶۰) مدرک پیشین، ص ۲۲۳.
(۲۶۱) تفسیر المیزان، ج ۴، ص ۶۹، به نقل از اصول کافی.
(۲۶۲) وَیرْوِی اَنَّ خَمْسِینَ اِمْرَئَةً مِنْ اَصْحابِ الاِمامِ الْمَهْدِی (عج) (المجالس السنیه، ط، نجف ج ۵، ص۵۵۱).
(۲۶۳) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۵۰ - ۱۷۱.
(۲۶۴) الاوائل، ص ۳۳.
(۲۶۵) بحار، ج ۵۲، ص ۳۶۷ - اثباة الهداة، ج ۷، ص ۸۸ - گویا اشاره به شرقیهای طرفدار سیستم کمونیسم وغربیهای طرفدار کاپیتالیسم - که با این پرچم مخالفت می کنند - می باشد.
(۲۶۶) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۱۳.
(۲۶۷) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۲ (تألیف علاّمه بزرگ سید محسن جبل عاملی (رحمه الله) - چاپ بیروت).
(۲۶۸) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۹.
(۲۶۹) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۱۱.
(۲۷۰) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۳ - ۷۲۴.
(۲۷۱) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۳ - ۷۳۴ - ۷۱۱.
(۲۷۲) بحار، ج ۵۲، ص ۳۹۰.
(۲۷۳) غیبت طوسی، ص ۱۰۲، بحار، ج ۵۲، ص ۱۵۸.
(۲۷۴) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۶۹۹ در مورد وفاداری مردم کوفه (که شامل نجف نیز خواهد شد) روایات دیگری نیز رسیده از جمله اینکه پنجاه هزار نفر از دلیران مردم کوفه مدافع خاص امام قائم (عج) در برابر دشمن هستند (بحار، ج ۵۲، ص ۳۰۶)، واینکه مقرّ حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) کوفه است (اثباة الهدة، ج ۷، ص ۹۴) نیز حاکی است که مردم کوفه در پشتیبانی آنحضرت جدّی وشجاع هستند. وامام باقر (علیه السلام) ضمن روایتی فرمود: خوشبخت ترین مردم نسبت به امام قائم (عج) مردم کوفه هستند. (اثباة الهداة، ج ۷، صفحه۱۶۹).
(۲۷۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۸.
(۲۷۶) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۶۹۹ و۷۰۹.
(۲۷۷) مجمع البحرین (ماده بدل).
(۲۷۸) سفینة البحار، (ماده بدل).
(۲۷۹) امام علی (علیه السلام) فرمود: اَلاَبدالُ بِالشّامِ وَالنَّجَباءُ بِمِصْر وَالْعَصائِبُ بِالْعَراقِ (مجمع البحرین ماده عصب).
(۲۸۰) بحار، ج ۵۲، ص ۳۴۷.
(۲۸۱) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۰۹.
(۲۸۲) بحار، ج ۵۲، ص ۳۰۶.
(۲۸۳) ضمناً ناگفته نماند که طبق بعضی از روایات پس از ظهور آنحضرت جبرئیل (علیه السلام) وفرشتگان ونجباء جن ونقباء مردم با او بیعت می کنند (بحار، ج ۵۳، ص ۸ و۹) به این ترتیب واژه «نقباء» که بمعنی مردان آگاه ومتعهد است نیز بر یاران خاص امام افزوده می شود.
(۲۸۴) بحار، ج ۵۳، ص ۳۶.
(۲۸۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۳۷.
(۲۸۶) سوره محمّد، آیه ۷.
(۲۸۷) المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۱۰ به نقل از اسعاف الرّاغبین - در این باره مطالبی در بحار، ج ۵۲، ص ۳۲۸، نیز آمده است.
(۲۸۸) بحار، ج ۵۲، ص ۲۸۳.
(۲۸۹) قسمتی از داستان این شرفیاب شدگان در کتاب دارالسلام مرحوم عراقی (رحمه الله) واثباة الهداة شیخ حُرّ عاملی (رحمه الله) ج ۷، از صفحه ۲۷۰ تا ۲۸۳ ونیز در کشف الغُمّه، ج ۳، ص ۴۵۸ به بعد وبحار، ج ۵۳، صفحه ۳۰۰ تا ۳۳۱ ونجم الثاقب حاجی نوری آمده است.
(۲۹۰) دارالسّلام عراقی، ص ۱۷۲ با توضیحاتی از نگارنده.
(۲۹۱) چگونگی شیعه شدن شاه خدابنده به دست علامه را در کتاب پندهایی از تاریخ تألیف نگارنده، ص۳۳۴ بخوانید.
(۲۹۲) دارالسّلام عراقی (رحمه الله)، ص ۱۷۱.
(۲۹۳) اقتباس از روضات الجنان، جلد دوم، صفحه ۲۸۲.
(۲۹۴) المنجد فی الاعلام، صفحه ۸۰، ماده «بحرین».
(۲۹۵) منظور از فرماندار در اینجا، امیر ورهبر بحرین است.
(۲۹۶) لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ اَبُوبَکْرُ وعُمَرُ وعُثْمانُ وعَلی خُلَفاءُ رَسُولِ اللّهِ.
(۲۹۷) اقتباس از اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۳۷۵، به نقل از بحارالانوار ونجم الثاقب، صفحه ۳۱۴. این داستان اینک هم در میان مردم بحرین مشهور است. مرقد پاک محمّد بن عیسی همواره مزار ومورد احترام اهالی آنجا است که شکوه این مرقد لحظه به لحظه با یادآوری خاطره داستان فوق بیشتر می گردد.
(۲۹۸) مشروح این ماجرا در کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۹۸ به بعد آمده است.
(۲۹۹) گنجینه دانشمندان، جلد ۲، صفحه ۶۴.
(۳۰۰) چهره درخشان قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام)، علی ربانی خلخالی، ص۴۱۹.
(۳۰۱) قصص العلماء، صفحه ۳۹۹.
(۳۰۲) قاموس الرّجال، جلد ۸، صفحه ۳۶۴.
(۳۰۳) مشروح این دو توقیع در احتجاج طبرسی (رحمه الله)، جلد ۲، ص ۳۲۲، به بعد آمده است در مورد توقیعات دیگر به بحار، ج ۵۳، ص ۱۵۰ تا ۱۹۸ مراجعه شود.
(۳۰۴) احتجاج طبرسی، جلد ۳، ص ۳۲۴.
(۳۰۵) این جمله حاکی است که تا دنیا در دست رهبران فاسق است، امام (عج) پنهان است وباید دنیا را از دست رهبران فاسق گرفت تا زمینه سازی ظهور امام (عج) فراهم گردد.
(۳۰۶) احتجاج طبرسی، جلد ۲،صفحه ۳۲۲.
(۳۰۷) احتجاج طبرسی، جلد ۲، صفحه ۳۲۲.
(۳۰۸) سروده نگارنده در عید نوروز سال ۱۳۵۱ - شمسی امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن منتظر فرج هستیم، زیرا این روز از روزهای ما است (اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۴۲).
(۳۰۹) سوره حدید، آیه ۱۷.
(۳۱۰) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۶۳ الی ۱۳۰.
(۳۱۱) ویژگیهای این زمان در کتاب بحار، جلد۵۳، از صفحه ۱ الی ۳۸ آمده است.
(۳۱۲) والعصر (سوره عصر، آیه ۱) که یکی از تفاسیر آن سوگند به عصر درخشان حکومت حضرت مهدی (عج) است.
(۳۱۳) بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۲۴.
(۳۱۴) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۶۱ - بحار، جلد ۵۲، ص ۱۱۰.
(۳۱۵) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۶۱ - بحار، جلد ۵۲، ص ۱۱۰.
(۳۱۶) منتخب الاثر، صفحه ۴۷۱ الی ۴۷۳ - البتّه در آغاز، امام (عج) بر اساس دلیل ومنطق با مردم برخورد می کند وحجّت را بر آنها تمام می نماید، امام باقر (علیه السلام) در این باره فرمود: «امام قائم (عج) به یارانش می فرماید:
«مردم مکه، به سوی من نمی آیند، ولی من می فرستم سراغ آنها، وبه آنچه که شایسته من است بر آنها استدلال می کنم». (بحار، جلد ۵۲، طبع جدید، صفحه ۳۰۷).
(۳۱۷) بحار، جلد ۵۳، ص ۴.
(۳۱۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۶.
(۳۱۹) اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۲۵.
(۳۲۰) بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۷.
(۳۲۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.
(۳۲۲) منتحب الاثر، صفحه ۴۸۳ - بحار، ج ۵۲، صفحه ۳۳۶.
(۳۲۳) بحار، ج ۵۲، ص ۲۷۲.
(۳۲۴) مدرک پیشین، ص ۳۲۴.
(۳۲۵) اسعاف الراغبین، ص ۱۴۰ - کشف الغمة، ج ۳، ص ۳۷۶.
(۳۲۶) منتخب الاثر، صفحه ۱۶۸.
(۳۲۷) المجالس السنیه، جلد ۵، صفحه ۷۰۷.
(۳۲۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۱۳ - بحار، ج ۵۲، ص ۳۷۳.
(۳۲۹) بحار، ج ۵۲، ص ۳۴۵.
(۳۳۰) المجالس السنیة، ج ۵، ص ۷۰۶.
(۳۳۱) المجالس السنیه، جلد ۵، صفحه ۱۱۰ - کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۶۵.
(۳۳۲) کشف الغمه، صفحه ۳۸۲، - المجالس السنیه، ج ۵، ص ۷۲۲.
(۳۳۳) کشف الغمّه، صفحه ۳۷۶ الی ۳۹۰.
(۳۳۴) کشف الغمّه، صفحه ۳۵۶ و۴۴۶ - اعلام الوری، صفحه ۴۲۹.
(۳۳۵) کشف الغمّه، جلد ۳، صفحه ۳۶۵.
(۳۳۶) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۱۱ - بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۹.
(۳۳۷) تفسیر نورالثّقلین، ذیل آیه ۸۶، سوره زمر.
(۳۳۸) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۰۹ - بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۰ - کشف الغمّه، جلد ۳، صفحه ۳۶۱.
(۳۳۹) منظور، سید حسنی است که شرح قیام او را قبلاً ذکر کردیم.
(۳۴۰) بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۰.
(۳۴۱) بحار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۷.
(۳۴۲) اعلام الوری، صفحه ۴۳۴.
(۳۴۳) گویا منظور چهار مسجدی است که دشمنان اهلبیت (علیهم السلام) هر یک از آن را برای تشویق به نام یکی از دشمنان یا شرکت کنندگان در خون امام حسین (علیه السلام) ساختند که عبارتنداز مسجد ثقیف (به نام مغیرة بن شعبه ثقفی) ومسجد اشعث (به نام اشعث بن قیس «سرکرده منافقین») ومسجد جُریر (به نام جریر بن عبدالله مخالف امام علی (علیه السلام)) ومسجد سمّاک (به نام سمّاک بن مخزمه اسدی «که از فرمانروایان جنگ صفین است») - تهذیب، جلد ۲، ص۲۵۰.
(۳۴۴) اعلام الوری، صفحه ۴۳۲ - بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۳۳۹.
(۳۴۵) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۱۴۶.
(۳۴۶) این روایات در معانی الاخبار، صفحه ۲۰۰ به بعد آمده است.
(۳۴۷) معانی الاخبار، صفحه ۲۰۳.
(۳۴۸) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۸۳.
(۳۴۹) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۱.
(۳۵۰) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۰.
(۳۵۱) سوره هود، آیه ۹۳.
(۳۵۲) سوره اعراف، آیه ۷۱.
(۳۵۳) توضیح بیشتر در کتاب «بیان حقیقت» که در شرح همین دعای شریفه است.
(۳۵۴) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۱۲۹.
(۳۵۵) بحار، ج ۵۳، ص ۹.
(۳۵۶) سوره توبه، آیه ۳.
(۳۵۷) اثباة الهداة، ج ۷، ص ۹۹.
(۳۵۸) اعلام الوری، ص ۴۳۱.
(۳۵۹) اعلام الوری، صفحه ۴۳۱ - اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۳۵ - ۱۱۸.
(۳۶۰) اعلام الوری، صفحه ۴۳۱.
(۳۶۱) جالب اینکه در روایات آمده اوّلین دسته ای که با قیام امام زمان (علیه السلام) مخالفت می کنند، علما هستند. (ظاهراً مراد همین دسته از علمای درباری می باشند).
(۳۶۲) آیا سیراب کردن حجّاج وآباد کردن مسجدالحرام را همانند عمل کسی قرار دادید که ایمان به خدا وروز قیامت آورده ودر راه او جهاد کرده است؟ (این هردو) هرگز نزد خدا مساوی نیستند وخداوند گروه ظالمان را هدایت نمی کند. (توبه، آیه ۱۹).
(۳۶۳) اشاره به سخن امام باقر (علیه السلام) - مناقب آل ابیطالب، ج ۴، ص ۱۸۴.
(۳۶۴) نقل فرازهایی از پیام حضرت امام (رحمه الله) از روزنامه اطلاعات، شماره ۷۳۸۷، پنجشنبه هشتم شهریور ماه صفحه سوم که به مناسبت ایام حج بیان فرمودند.
(۳۶۵) نهج البلاغه، نامه ۴۷.
(۳۶۶) تهذیب، شیخ طوسی.
(۳۶۷) اعلام الوری، صفحه ۴۳۰.
(۳۶۸) اعلام الوری، صفحه ۴۳۲.
(۳۶۹) اعلام الوری، صفحه ۴۳۳ - ۴۴۴.
(۳۷۰) ارشاد اهل القبله الی ما ورد فی الکوفه، ص ۲۰ به نقل از بحار.
(۳۷۱) ارشاد اهل القبله الی ماورد فی الکوفه، ص ۲۰ به نقل از بحار، (هم اکنون نجف اشرف به کوفه متصل شده است).
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: عصای موسی (علیه السلام) وانگشتر سلیمان ومحل اصلی جوشیدن آب در طوفان نوح ومحل تجمّع پیامبران در مسجد کوفه بوده است. (تهذیب، ج ۳، ص ۳۵۲).
(۳۷۲) ارشاد اهل القبله، صفحه ۳۰.
(۳۷۳) اَما اِنَّهُ (مسجد سهله) مَنْزِلُ صاحِبُنا اِذا قامَ بِاَهْلِهِ (تهذیب، جلد ۳، صفحه ۲۵۲).
(۳۷۴) ارشاد اهل القبله، صفحه ۷۲ الی ۷۶ به نقل از بحار.
(۳۷۵) ارشاد اهل القبله، صفحه ۲۹.
(۳۷۶) نهج البلاغه، خطبه ۴۷.
(۳۷۷) منهاج البراعه، جلد ۴، صفحه ۲۶۶.
(۳۷۸) بحار، ج ۶۰، ص ۲۱۶.
(۳۷۹) سفینة البحار، جلد ۲، صفحه ۴۴۶.
(۳۸۰) سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۴۶.
(۳۸۱) در این باره به ج ۶۰، بحار، ص ۲۱۰ به بعد رجوع شود.
(۳۸۲) سفینة البحار، ج ۲، ص ۴۴۶.
(۳۸۳) سفینة البحار، ج ۲، بحار، ج ۶۰، ص ۲۱۴.
(۳۸۴) شرح این مطلب را در کتاب «حضرت معصومه (علیها السلام) فاطمه دوّم»، نوشته نگارنده، از ص ۱۹۱ تا ۲۰۲ بخوانید.
(۳۸۵) عروة الوثقی، آخر کتاب الصّلوة، صفحه ۳۴۸.
(۳۸۶) بحار، ج ۵۲، ص ۱۴۰.
(۳۸۷) سفینة البحار، جلد ۱، صفحه ۲۵۰.
(۳۸۸) سفینة البحار، جلد ۱، صفحه ۲۵۰.
(۳۸۹) احیاء العلوم ومهجة البیضاء.
(۳۹۰) اصول کافی، جلد ۱، صفحه ۲۱۹.
(۳۹۱) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۴۰.
(۳۹۲) نورالابصار فی فضیلة الانتظار (تألیف: سید ابوالقاسم دهکردی)، صفحه ۶۷.
(۳۹۳) اصول کافی، ج ۲، ص ۷۴ (باب الطّاعة والتقوی).
(۳۹۴) اصول کافی، ج ۲، ص ۱۷۴ (باب حق المؤمن علی اخیه).
(۳۹۵) اصول کافی، ج ۲، ص ۷۷.
(۳۹۶) اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۶۹ - در این باره روایات جالب دیگری نیز آمده که در این کتاب از صفحه ۱۶۹ تا ۱۷۴ ذکر شده است.
(۳۹۷) تفسیر روح البیان برسوئی، ذیل آیه ۳، سوره مؤمن.
(۳۹۸) وسائل الشیعه، جلد ۱۱، صفحه ۱۰.
(۳۹۹) عن النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) مَنْ جَهَّزَ غازِیاً بِسِلْک اَوْ اِبْرَة غَفَرَاللّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وما تَأَخَرَّ (مستدرک الوسائل، جلد ۲، ص ۲۴۵).
(۴۰۰) حَرْسُ لَیلَة فِی سَبِیلِ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ لَیلَة یقامُ لَیلَها ویصامُ نَهارَها (نهج الفصاحه، حدیث ۱۳۵۵).
(۴۰۱) ما مِنْ قَوْم اِجْتَمَعُوا فِی مَجْلِس فَلَمْ یذْکُرُوا اِسْمَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ ولَمْ یصَلُّوا عَلی نَبِیهِمْ اِلاّ کانَ ذلِکَ الْمـَجْلِسُ حَسْرَةً ووَبالاً عَلَیهِمْ. (تفسیر نور الثقلین، جلد ۴، صفحه ۳۰۱).
(۴۰۲) اثباة الهداة، جلد ۷، صفحه ۲۴.
(۴۰۳) سوره بقره، آیه ۱۵۵.
(۴۰۴) کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۵۹ - اعلام الوری، صفحه ۴۲۷.
(۴۰۵) بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۳۴۸.
(۴۰۶) غیبت شیخ طوسی (رحمه الله)، صفحه ۲۷۵.
(۴۰۷) احتجاج طبرسی (رحمه الله)، جلد ۲، صفحه ۳۲۳.
(۴۰۸) اصول کافی، ج ۱ (کتاب الحجة باب معرفة الامام والرد الیه، حدیث ۲).
(۴۰۹) احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۳۲۵.
(۴۱۰) الحیاة، جلد ۲، صفحه ۳۹۵.
(۴۱۱) الحیاة، جلد ۲، ص ۳۹۶.
(۴۱۲) وسائل الشیعه، جلد ۲، صفحه ۱۳۱.
(۴۱۳) وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۳۱.
(۴۱۴) وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۲۸.
(۴۱۵) وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۲۸.
(۴۱۶) وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۲۹.
(۴۱۷) وسائل الشیعه، جلد ۱۲، صفحه ۱۳۰ - دراین باره روایات دیگر که جمعاً ۱۷ حدیث می شود نقل شده که در وسائل الشیعه، ج ۱۲، از صفحه ۱۲۷ تا ۱۳۲ ذکر شده است.
(۴۱۸) حضرت علی (علیه السلام) در وصیت خود به امام حسن (علیه السلام) وامام حسین (علیه السلام) می فرماید: خدا را، خدا را در مورد قرآن مواظب باشید مبادا دیگران از شما پیشی گیرند. (نهج البلاغه، نامه ۴۷)
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: اگر شنیدید کسی در مساجد، شعر می خواند (که جنبه اسلامی وسازندگی ندارد) به او بگویید: «فَضَّ اللّهُ فاکَ اِنَّما نُصِبَتِ الْمَساجِد لِلْقُرآنِ؛
خدا دهانت را بشکند، همانا مساجد برای آموزش قرآن بوجود آمده است». (تهذیب، ج ۳، ص ۲۵۹).
(۴۱۹) مجمع البیان، جلد ۵، صفحه ۶۰، ذیل آیه فوق.
(۴۲۰) توجه به نهج البلاغه نیز که می توان گفت یک کتاب انقلابی وبرای زمینه سازی تحریر شده، باید مورد توجه قرار گیرد.
(۴۲۱) داستانهایی از تاریخ، نوشته سید غلامرضا سعیدی، جلد ۲، صفحه ۴۶.
(۴۲۲) وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۷۷ - تهذیب، ج ۲، ص ۲۶۶.
(۴۲۳) وسائل الشعیه، ج ۵، ص ۳۷۷.
(۴۲۴) نهج البلاغه، خطبه ۱۵۱.
(۴۲۵) تهذیب الاحکام، جلد ۳، صفحه ۳۳۸.
(۴۲۶) تهذیب الاحکام، ج ۳، ص ۳۳۶.
(۴۲۷) تهذیب، ج ۳، ص ۲۵۴.
(۴۲۸) تهذیب، جلد ۳، صفحه ۲۸۳.
(۴۲۹) تهذیب، جلد ۳، صفحه ۲۵۵.

رتبه رتبه:
  ۱ / ۵.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم