صفحه اصلى » مقاله هاى مهدوى » (۲۳۷) معرفی کتاب غیبت نعمانی (۳)
مقاله هاى مهدوى

مقاله ها (۲۳۷) معرفی کتاب غیبت نعمانی (۳)

بخش بخش: مقاله هاى مهدوى الشخص نویسنده: سید محمد جواد شبیری زنجانی منبع منبع: فصلنامه انتظار تاريخ تاريخ: ۱۰ / ۵ / ۱۳۹۶ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۸۳۵ نظرات نظرات: ۰

معرفی کتاب غیبت نعمانی (۳)

محمد جواد شبیری زنجانی

اشاره:

نوشتار حاضر، پس از معرّفی محتوایی وذکرابواب اصلی کتاب الغیبه، از نعمانی، وشیوه وسبک نگارش وویژگی های تأثیر گذار آن، نسخه های خطی وچاپ های آن را نقد، وبررسی وضرورت تصحیح انتقادی تازه ای از کتاب الغیبه را گوشزد کرده است.
در مقدّمه ی این سلسله مقالات، به اجمال، به معرّفی کتاب الغیبه نعمانی اشاره رفت وتفاوت های این کتاب با دو کتاب مشابه آن، یعنی کمال الدین شیخ صدوق والغیبه شیخ طوسی، بیان شد. در این جا، با تفصیلی بیش تر، به شناسایی این کتاب می پردازیم.
ابواب کتاب
الغیبه نعمانی در بیست وشش باب تنظیم شده است. اکثر ابواب، نسبتاً، کوتاه است. ابواب مفصّل کتاب – که چهره ی کلّی کتاب را شکل داده اند – عبارت است از:
ب ۴ (ص ۵۷ – ۱۱۱) ما روی فی أنَّ الائمه اثنا عشر إماما وأنّهم من الله واختیاره
در پایان این باب، روایاتی چند از طرق عامه در اثبات عدد دوازده امام (علیهم السلام) نقل شده است. در ضمن آن، به نقل عبارتی از تورات درباره نام های امامان به زبان عبری می پردازد.
مؤلِّف باب دیگری (باب ۶، ص ۱۱۶ – ۱۲۷) را درباره احادیث دوازده امام که از طریق عامه نقل شده، گشوده، که ظاهراً پس از تألیف کتاب افزوده شده است.(۱)
ب ۱۰ (ص ۱۴۰ – ۱۹۴) – ما روی فی غیبه الإمام المنتظر [وهو(۲)] الثانی عشر
ب ۱۳ (ص ۲۱۲ – ۲۴۷) – ما روی [جاء خ.ل(۳)] فی صفته [صفات القائم (علیه السلام)، خ.ل] وسیرته وفعله [وفی أصحابه وما یرید الله، جلّ وعز، به(۴)]، وما نزل من القرآن فیه.
ب ۱۴ (ص ۲۴۷ – ۲۸۳) – ما جاء فی العلامات الّتی تکون قبل قیام القائم (علیه السلام) [ویدل (تدل خ.ل) علی أنَّ ظهوره یکون بعدها کما قالتِ الأئمهُ (علیهم السلام)]در این چند باب گسترده، عناوین فرعی هم ذکر شده که نقل احادیث را منظّم تر می سازد.
ابواب کتاب، تقریباً سه گونه اند: ابواب مقدّماتی (مربوط به مبانی غیبت)، غیبت ودوران غیبت، عصر ظهور وعلائم آن.
نُه باب نخستین کتاب، به مبانی عقیدتی غیبت، مانند لزوم راز داری والهی بودن منصب امامت وضرورت وجود امام بر روی زمین وروایات مربوط به دوازده امام (علیهم السلام) می پردازد.
سه باب بعدی (باب ۱۰ تا ۱۲) به غیبت وگزارش دوران غیبت اختصاص دارد. باب ۱۵ و۱۶ نیز به همین دوران مربوط می گردد.
بقیّه ی ابواب کتاب، به دوران ظهور یا علائم ظهور می پردازد.
در این میان، یک باب (باب ۲۴) موضوع خاصّی را دنبال می کند. این باب، بطلان امامت اسماعیل (فرزند امام صادق (علیه السلام)) را اثبات می کند که در ارتباط با ادّعای مهدویّت خلیفه ی فاطمی است – که به مذهب اسماعیلی بود -. درباره این موضوع، پس از این، بیش تر سخن می گوییم.
توضیحات مؤلّف
حجم اصلی کتاب را نقل احادیث اهل بیت (علیهم السلام) شکل داده است، ولی مؤلّف، در مقدمه ی تا حدودی طولانی خود(۵) ودر لابلای احادیث، توضیحاتی افزوده که در مجموع حدود ۱۶ کتاب را به خود اختصاص داده است.(۶)
در مقدمه، انگیزه ی تألیف کتاب را انحراف اکثریّت منتسبان به شیعه از راه درست به خاطر وقوع غیبت دانسته واشاره کرده که بیش تر مردمان، با انگیزه های غیر صحیح، به این مذهب روی آورده اند، لذا با اندکی شبهه از آن روی بر تافته اند. مؤلّف، در این مقدّمه، بر نکته جالبی تأکید می کند. او، نوشته است: با وجود حجم عظیم روایات که از ائمه ی معصومین (علیهم السلام) درباره ی غیبت به ما رسیده، اگر حادثه ی غیبت به وقوع نمی پیوست، مذهب امامت باطل می بود، بنابر این، وقوع غیبت، خود، دلیل بر صدق گفتار ائمه (علیهم السلام) است.
مؤلّف، اشاره می کند که حیرت وتردید اکثریّت شیعه در این موضوع، امری غیر منتظره نیست؛ زیرا، امامان (علیهم السلام) آن را پیشگویی کرده اند.
فهرستی از مطالب کتاب پایان بخش مقدّمه مؤلّف است.
نثر کتاب، شیوا وروان ودلنشین وآمیخته با صنایع ادبی، بویژه سجع، ودر عین حال بدون تکلّف است وچیره دستی مؤلّف را بر ادبیات عرب می رساند. البته، از کسی که به لقب «کاتب» خوانده شده، جز این، انتظاری نیست.
از آن جا که این سطور، در روز میلاد حضرت امیر (علیه السلام) نگارش می یابد، به نقل صلوات زیبایی بر آن حضرت وائمه معصومین (علیهم السلام) برگرفته از مقدمه ی کتاب تبرّک می جوییم(۷):
نعمانی، پس از ذکر مقام والای حضرت ختمی مرتبت می گوید:
صلّی الله علیه وعلی أخیه أمیر المؤمنین تالیه فی الفضل ومؤازره فی اللأواء والأزْل وسیف الله علی أهل الکفر والجهل، ویده المبسوطه بالإحسان والعدل، والسالک نهجه فی کلِّ حالٍ، والزائل مع الحق حیثما زال، والحاوی(۸) علمه والمستودع سرّه [و]الظاهر علی مکنون أمره.
وعلی الأئمه من آله الطاهرین الأخیار، الطیبین الأبرار، معادن الرحمه، ومحلّ النعمه، وبدور الظلام، ونور الانام، وبحور العلم، وباب السلم(۹)، الّذی ندب الله، جلّ وعزّ، خلقه الی دخوله، وحذرهم النکوب عن سبیله، حیث قال «یا أیّها الّذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافهً ولاتتبعوا خطوات الشیطان»(۱۰)....
درود خداوند بر پیامبر وبرادرش امیر المؤمنین که تالی تلو وی بود در فضیلت ویارِ او در سختی ومصیبت، شمشیر پروردگار بر اهل کفر وجهالت ودستِ گشوده حق به احسان وعدالت. هماره، راه او می پیمود وبر مدار حق حرکت می نمود. گنجینه دانش ربوبی وودیعه گاه اسرار بود وچیره بر رازهای پنهان پروردگار.
درود بر امامان اهل بیت، پاکان نیکو نهاد وپاکیزگان برتر از گناه وایراد، معادن رحمت وجایگاه نعمت، ماه های درخشنده در تاریکی ها وروشنی بخش انسان ها، دریاهای دانش ودروازه صلح وآشتی که خداوند، عزّ وجلّ، آفریدگان خویش را به وارد شدن بدان خوانده واز کناره جویی از راه آن بر حذر داشته، آن جا که می فرماید: «ای اهل ایمان، همگی، در صلح وآشتی در آیید وراه شیطان مپویید»...
موضوعات محور کلام نعمانی
مؤلّف، در موضوعاتی مختلف سخن گفته است. اشاره به پاره ای از این موضوعات مفید است:
ردّ بر عامه(۱۱)؛
ردّ بر معتزله ودیدگاه ایشان که تقدیم مفضول را بر افضل روا می دانند(۱۲)؛
بطلان قیاس واجتهاد به رأی(۱۳)؛
لزوم مراجعه به اهل بیت (علیهم السلام) وبی نیاز ندانستن خود از ایشان(۱۴)؛
مصائب حضرت زهراعلیها السلام که ننگ آن از چهره اهل اسلام زدوده نمی شود(۱۵)؛
دانش تمام چیزها، از خرد وکلان، در قرآن آمده، ولی تنها اهل بیت (علیهم السلام) بدان آگاه اند(۱۶)؛
مذمّت اختلاف در دین(۱۷)؛
انکار امامت حضرت امیر (علیه السلام) یا یکی از امامان (علیهم السلام) به نفاق می انجامد(۱۸)؛
انکار یکی از امامان، مانند انکار تمامی ایشان است(۱۹)؛
امامت، به اختیار الهی است، نه به اختیار مردم؛
اعتبار کتاب سلیم بن قیس، (از مصادر غیبت نعمانی).(۲۰)؛
تواتر احادیث دوازده امام (علیهم السلام) (۲۱)؛
روایات دوازده امام، تنها با اعتقاد امامیّه سازگار است(۲۲)؛
اشاره به اندک بودن معتقدان به مذهب صحیح در آن روزگار(۲۳)؛
فرقه های انحرافی منشعب شده از تشیّع وبطلان آن ها وهشدار به شیعه به عدم پیروی از گمراهی ایشان(۲۴)؛
بطلان ادّعای امامت از سوی سادات وآل ابی طالب(۲۵)؛
شواهد روایات بر صحّت عقاید امامّیه وتطبیق احادیث بر امام عصر (علیه السلام) وغیبت آن حضرت(۲۶)؛
دیدگاه های مختلف درباه امام عصر (علیه السلام)(۲۷)؛
بعید نبودن عمر طولانی امام عصر (علیه السلام)(۲۸)؛
تشبیه غیبت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به داستان ولادت حضرت موسی (علیه السلام) ونشو ونمای آن حضرت(۲۹)؛
تواتر احادیث غیبت(۳۰)؛
اشاره ی احادیث اهل بیت (علیهم السلام) به غیبت اوّل (=غیبت صغرا) که در آن، سفرا، میان امام (علیه السلام) ومردم واسطه اند(۳۱)؛
توصیف مقامات سفرای امام عصر (علیه السلام)(۳۲)؛
پایان یافتن غیبت اوّل وفرا رسیدن غیبت دوم (=غیبت کبرا)(۳۳)؛
سنِّ «صاحب الامر» و«قائم» وسیمای آن حضرت در هنگام ظهور بر هیچ یک از امامان پیشین ودیگر افرادی که مهدویّت آنان ادعا شده، تطبیق نمی کند(۳۴)؛
توجیه روایاتی که در تعیین وقت ظهور نقل شده(۳۵)؛
سیمای حضرت مهدی (علیه السلام) در آیینه ی روایات وعدم انطباق آن با اوصاف خلیفه ی فاطمی(۳۶)؛
اشاره به بطلان مذهب اسماعیلیه(۳۷)؛
نکاتی درباره روش تألیف کتاب
مؤلّف، تنها، بر احادیث خاصّه تکیه می کند(۳۸)، با این حال، برای تأکید مطلب، به روایات عامه(۳۹) ونیز به تورات، استناد می جوید(۴۰).
نعمانی، در توضیحاتی که در ادامه ی روایات آورده است، گاه، به توضیحی کوتاه بسنده می کند(۴۱) وگاه، حدیث مورد نظر رابا استفاده از حدیثی دیگر، توضیح می دهد(۴۲)، وبا بهره گیری از احادیث معروف، مانند حدیث ثقلین، مفاد روایت را تشریح می کند.(۴۳)
توضیحات مؤلّف، آکنده از آیات قرآنی است. که نشانه ی تسلّط وی بر قرآن است.
از توضیحات مؤلّف روشن می شود که وی، شیعیان را به عنوان مخاطب خود در نظر گرفته است. تعبیر «یا معشر الشیعه(۴۴)» و«یا أیّها الشیعه الأخیار(۴۵)»، در چند جای کتاب دیده می شود.
از سوی دیگر، کتاب، در درجه نخست، در ردّ بدعتگذاران از فرقه های منسوب به تشیّع، نگارش یافته است. نعمانی، از این گروه، با تعابیری مانند «أهل الدعاوی الباطله المنتمین الی الشیعه وهم منهم بَراء(۴۶)»، یا «طوائف من العصابه (العصائب خ.ل) المنسوبه إلی التشیّع المنتمیه إلی نبیّها محمّد وآله (صلّی الله علیه وآله وسلم) ممّن یقول بالإمامه(۴۷)» یا «الطوائف المنتسبه إلی التشیّع ممّن خالف الشرذمه المستقیمه علی امامه الخلف بن الحسن بن علی(۴۸)» یاد می کند.
البته، پاسخ اجمالی به دیدگاه های عامه وبیان فساد مذهب ایشان نیز از نظر مؤلّف، دور نمانده است.
سبک نگارش کتاب وادبیات آن، جالب توجّه است. مؤلّف، با بهره گیری از روش هایی، در صدد ایجاد تحرّک در خواننده است ووی را از رخوت وسستی به دور می دارد. وی، با توصیه ی پیاپی به تأمّل واندیشه، مخاطبان را به صورت فعّال، در جریان فکری مباحث کتاب قرار می دهد واز حالت انفعالی بیرون می برد. عباراتی مانند «فتأمّلوا(۴۹)»، «فاعتبروا(۵۰)»، «فانظروا(۵۱)»، «انظروا»(۵۲)، «فتبیّنوا»(۵۳)،... در این زمینه، به کار گرفته شده است(۵۴).
وی، از سوی دیگر، فرجام ناگوار دور شدن از مسیر صحیح امامت را گوشزد می کند. بیدار باش های اعتقادی وانذار وتبشیر، در کلام نعمانی، فراوان دیده می شود.(۵۵)
وی، مخاطبان خود را با اوصافی ویژه می ستاید که خود تشویقی است جدّی به اندیشه ورزی ژرف در احادیث اهل بیت (علیهم السلام) برای راهیابی به آستانه ی هدایت واستمرار بر طریق ولایت.
به تعابیر زیر توجه فرمایید:
یا أُولی الأبصار(۵۶)؛
یا أُولی الأبصار الناظره بنور الهدی، والقلوب السلیمه من العمی، المشرقه بالإیمان والضیاء(۵۷)؛
یا مَنْ وهب الله له بصیره وعقلاً، ومنحه تمییزاً ولبّاً(۵۸)؛
أیّها الشیعه الأخیار(۵۹)؛
یا معشر الشیعه، ممَّن وهب الله تعالی له التمییز وشافی التأمّل والتدبّر لکلام الأئمه (علیهم السلام) (۶۰)
دعا کردن مخاطبان با تعابیری مانند «رحمکم الله(۶۱)» نیز در جهت تأثیر گذاری کتاب است.
از سوی دیگر مؤلّف بدعتگزاران را نیز با اوصاف ناپسندشان مذمت می کند:
المبتدعون الّذین لم یذقهم الله حلاوه الایمان والعلم وجعلهم بنجوه منه وبمعزل عنه(۶۲).
مؤلّف، توضیحات خود را از حمد وثنای الهی بر هدایت وراهیابی آکنده است.(۶۳)
ذکر نمونه ای از نثر شورانگیز ومحرّک مؤلّف، سودمند است:
فاستیقظوا – رحمکم الله – من سنه الغفله وانتبهوا من رقده الهوی، ولایذهبن عنکم ما یقوله الصادقون (علیهم السلام) صفحاً باستماعکم إیّاه بغیر آذان واعیه وقلوب متفکره والباب معتبره متدبره لما قالوا أحسن الله إرشادکم... والحمد للّه ربّ العالمین؛
از خواب غفلت – خداوند رحمت تان کناد! – بیدار شوید واز پیروی هوا وهوس دست شویید. سخنان صادقین (علیهم السلام) را با گوش های هوشیار وقلب های اندیشه مند ودل های عبرت آموز وتدبّرآمیز، گوش فرا دهید تا آن ها را از کف ندهید. خداوند، به نیکی، شما را هدایت کناد!... الحمدللّه رب العالمین.(۶۴)
مؤلّف، برای تحرّک بخشی به مخاطبان وشورآفرینی در طالبان حق وحقیقت، از روش استفهام، بویژه استفهام منفی، استفاده می کند. عبارات زیر، گونه های مختلفی از این روش را نشان می دهد:
ألیس فی هذه الأحادیث – یا معشر الشیعه!... -، بیان ظاهر ونور زاهر؟ هل یوجد أحد من الائمه الماضین (علیهم السلام) یشکّ فی ولادته، واختلف فی عدمه والّا هذا الامام الّذی جعل کمال الدین به وعلی یدیه...(۶۵)
فَمَنْ صاحبُ هذه الغیبه غیر الإمام المنتظر ومَنِ الذی یشکُّ جمهور الناس فی ولادته إلّا القلیل – وفی سِنّه؟ ومَنِ الذی لایأبه له کثیر من الخلق ولایصدّقون بأمره، ولایؤمنون بوجوده، إلّا هو...(۶۶)
أما ترون – زادکم الله هدی! – هذا النهی عن التنویه باسم الغائب (علیه السلام).(۶۷)
فأی أمر أوضح وأی طریق أفسح من الطریقه الّی دلّ علیها الائمه (علیهم السلام) فی هذه الغیبه ونهجوها لشیعتهم حتّی یسلکوها مسلّمین غیر معارضین ولامقترحین ولاشاکّین، وهل یجوز أن یقع مع هذا البیان الواقع فی امر الغیبه شک(۶۸)؟.
هل هذه الأحادیث – رحمکم الله! – إلّا داله علی غیبه صاحب الحق (۶۹)؟
بدین ترتیب، ابو عبدالله نعمانی کاتب، با نثری زنده وحرکت بخش وشورانگیز، شیعیان را به اندیشه وا می دارد وبه هدایت ایشان امید می بندد.(۷۰)
چاپ های غیبت نعمانی
از غیبت نعمانی، پنج چاپ می شناسیم:
۱. چاپ سنگی، به کوشش علی نقی گیلانی، دار الخلافه، طهران، ۱۳۱۸. این کتاب، به خطِّ محمّد قمی نوشته شده است. در مقدّمه ی کاتب، به تاریخ ۱۳۱۷ آمده: «در کمال دقّت، از روی نسخ عدیده قدیمه، در دار الإیمان قم، نسخ وتصحیح تامّ شد.»
در پایان کتاب هم آمده: «قد بلغ قبالاً وتصحیحاً علی نسخ معتمده فی مجالس آخرها صبیحه الجمعه لعشره أیّام بقین من ربیع الأوّل سنه ۱۳۱۷، وحررّه بیمناه الوازره محمّد القمی، ۱۳۱۷».
به پیوست کتاب (از ص ۱۸۳ – ۲۱۳) اربعین شهید اوّل به چاپ رسیده است.
۲. چاپ تبریز، مکتبه ی صابری، ۱۳۸۳. این چاپ، از روی چاپ پیشین افست شده است، با این تفاوت که به جای مقدّمه ی یک صفحه ای کاتب نسخه، مقدمه ای در شانزده صفحه، به قلم ولیّ الله اشراقی درج شده وفهرست ابواب کتاب نیز در پایان دیده می شود واربعین شهید اوّل هم همراه کتاب نیست.
۳. تصحیح علی اکبر غفاری، مکتبه ی صدوق، تهران، ۱۳۹۷. این چاپ، نخست بدون اعراب نشر یافت وسپس به دست آقای محسن احمدی، با بازنگری حسین آقا استاد ولی، اعراب گذاری شد. درباره این چاپ، پس از این، بیش تر سخن می گوییم.
۴. تحقیق فارس حسّون کریم، انوار الهدی، قم، ۱۴۲۲. این چاپ، از روی چاپ پیشین، با حذف حواشی کتاب وافزودن تخریج احادیث، انجام گرفته است.
۵. همراه با ترجمه به قلم محمّد جواد غفاری (فرزند استاد غفاری)، از روی چاپ ایشان، نشر صدوق، تهران، ۱۴۱۸.
نسخه های خطی غیبت نعمانی وچاپ استاد غفاری
استاد غفاری، در مقدّمه ی، کتاب، اشاره کرده اند که در تصحیح کتاب به سه نسخه، اعتماد ورزیده اند؛ یکی به تاریخ ۱۰۷۷ ودیگری بدون تاریخ که با توجه به خط آن، کتابت آن به قبل از قرن دهم یا در همان حدود حدس زده شده است.
سومین ومهم ترین نسخه ی مورد استناد ایشان، نسخه چاپی کتاب بوده که اسانید ودو باب آخر آن با نسخه ی شماره ی ۱۸۷ کتابخانه ی آستان قدس رضوی، به دست آیت الله زنجانی (والد راقم سطور) أدام الله تعالی ظلّه، مقابله شده است. وصف نسخه به نقل از ایشان در مقدمه آمده است.
نویسنده ی این مقاله، به این نسخه مراجعه ومشاهده کرد که تمام کتاب (سند ومتن) با نسخه ی فوق، مقابله شده است. با دقّت در مقابله ها، به دست آمد که مقابله ی نسخه در دو مرحله انجام گرفته ومقابله ی کامل نسخه، پس از بهره گیری استاد غفاری صورت گرفته ودر هنگام استفاده ایشان، تنها، برخی موارد مورد لزوم (ونه تمام اسناد)، مقابله گشته است. لذا، تقریباً می توان گفت، از این نسخه نفیس وارزشمند، در این چاپ، بهره گرفته نشده است.
گفتنی است که جناب حجه الاسلام والمسلمین علی اکبر مهدی پور – دامت برکاته – نسخه ی خود را با این نسخه، دو بار، با دقّت، ونیز با نسخه ای از آن که در کتابخانه ی آیه الله مرعشی نگاهداری می شود وغالباً، با نسخه ی فوق تطابق دارد، مقابله کرده اند. ایشان، از سر لطف، نسخه ی خود را در اختیار این نویسنده قرار دادند ووی را قرین منت خویش ساختند.
ویژگیهای نسخه ی خطی کتابخانه آستان قدس رضوی
این نسخه که به شماره ی ۱۸۷ از کتب اخبار وشماره ی عمومی ۱۷۵۴ در این کتابخانه نگاهداری می شود، به تاریخ ۵۷۷ نوشته شده است. متأسّفانه، نام ناسخ، گویا در هنگام بریدن صفحه، از میان رفته است. این نسخه، به همراه ۳۹۹ جلد دیگر، به دست شیخ اسد الله، مشهور به ابن خاتون مشهدی در سال ۱۰۶۷ وقف آستانه مقدّس حضرت رضا (علیه السلام) شده است، برخی از قسمت های کتاب، با خطی مغایر، ولی عتیق نوشته شده است.(۷۱)
در این نسخه، روایات وگاه باب یا باب هایی از کتاب، ذکر نشده است که فهرست آن ها چنین است:
ص ۳۵، ح ۴: حدّثنا أحمد بن محمد بن سعید؛
ص ۳۷، ح ۱۱: حدّثنا محمّد بن همام بن سهیل؛
باب ۶، ص ۱۱۶ – ۱۲۷ (الحدیث المرویّ عن طریق العامه). پیش تر گفتیم، گویا، این باب، پس از تألیف، افزوده شده است.
ص ۱۲۹، ح ۴: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید؛
ص ۱۲۹، ح ۵: حدّثنا محمّد بن یعقوب؛
ص ۱۳۵ ح ۱۹: أخبرنا أحمد بن محمّد بن سعید؛
ص ۱۷۵، ح ۱۵: حدّثنا عبد الواحد بن عبدالله؛
ص ۱۷۵، ح ۱۶: حدّثنا محمّد بن یعقوب الکلینی؛
ص ۱۷۹، ح ۲۵: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعید؛
ص ۲۱۶، ح ۶: أخبرنا محمّد بن یعقوب؛
ص ۲۲۴، ح ۷: وعن محمّد بن یحیی
ص ۲۴۱، ح ۳۸: أخبرنا علی بن الحسین المسعودی؛
ص ۲۸۶، ح ۶: أخبرنا سلامه بن محمّد؛
ص ۲۸۶، ح ۷: حدّثنا عبدالواحد بن عبدالله بن یونس؛
ص ۲۸۷، ح ۸: أخبرنا أبو سلیمان؛
ب ۲۱ تا اواخر باب ۲۴ (ص ۳۱۷ – اواخر ص ۳۲۸)
ص ۳۳۱، ح ۷: حدّثنا أحمد بن محمّد بن سعید
تفاوت های نسخه ی رضوی با چاپ آقای غفاری
آیا این احادیث، از افزوده های مصنف پس از تألیف است یا نسخه ی خطی، دچار کاستی شده است؟ روشن نیست، با مقایسه ی این نسخه با نسخه ی چاپی کتاب، تفاوت هایی چشم گیر میان آن دو، در اسناد ومتون احادیث وتوضیحات مؤلّف، دیده می شود که غالباً عبارت صحیح یا برتر، عبارت همین نسخه ی خطی است.
ما در بحث های آینده، به تناسب بحث از مصادر کتاب، به مواردی از اختلاف اسناد این نسخه با نسخه ی چاپی، اشاره خواهیم کرد.
در اینجا تنها، اختلافات متن این دو را در دو قسمت می آوریم:
قسمت یکم، مربوط به اختلافات مقدمه کتاب است. در این قسمت، بیش ترِ اختلافات را یاد کرده ایم. قسمت دوم، مربوط به نمونه هایی از اختلافات دیگر بخش های کتاب است.
برای تسهیل در مقایسه دو چاپ، آدرس چاپ سنگی را نیز آورده ایم، در برخی از موارد چاپ سنگی، مطابق نسخه رضوی است. این موارد را با علامت * مشخص ساخته ایم. در پاره ای از موارد هم، عبارت نسخه رضوی در حاشیه چاپ سنگی، ذکر شده که با آوردن کلمه «حاشیه» در آدرس چاپ سنگی، بدان اشاره کرده ایم.
تفاوت های نسخه رضوی با چاپ آقای غفاری در مقدّمه کتاب
چاپ آقای غفاری - چاپ سنگی - متن چاپ - متن نسخه رضوی
ص ۱۸، اواخر - * ص ۲، اواسط - ان تعدّوا - وإنْ تعدّوا [آیه قرآن]،
ص ۱۹، س ۲ ص ۲، اواخر دالّین هادین دالّین وهادین
ص ۱۹، س ۳ ص ۲، اواخر ومبلّغین مؤدین مبلّغین ومؤدین
ص ۱۹، س ۵ ص ۲، س آخر اطلعهم علی غیبه اطلعهم علیه من غیبه
ص ۱۹، س ۷ و۸ ص ۳، س ۱ ترفّعا لاقدارهم رفعاً لإقدارهم
ص ۱۹، س ۸ و۹ ص ۳، س ۲ ولتکون حجهالله علیهم تامه ولتکون حجتّه بالغه تامّه
ص ۱۹، س ۱۳ ص ۳، س ۷ فصیّره إماماً بتصییره إماماً
ص ۱۹، س ۱۴ ص ۳، س ۷ وأعطاه الشفاعه بإعطائه الشفاعه
ص ۲۰، س ۱۱ * ص ۳، س آخر اذکاها أزکاها
ص ۲۰، س ۱۴ ص ۴، س ۱ طوائف من العصابه طوائف من العصائب
ص ۲۰، س ۱۶ ص ۴، س ۴ فاز بذمتها دان بدینها
ص ۲۱، س ۱ ص ۴، س ۶ التنزّه عن سائر المحظورات التنزّه عن المحظورات
ص ۲۱، س ۳ ص ۴، اواسط کلمها کلمتها
ص ۲۱، اواخر ص ۵، س ۱ الفرقه الثابته علی الحق الفرقه المحقّه الثابته علی الحق
در حاشیه ی نسخه رضوی به اختلاف نسخه اشاره شده است.
ص ۲۱، ما قبل آخر ص ۵، س ۱ لایضرّها الفتن لاتضرّها الفتن
ص ۲۲، س ۶ * ص ۵، س ۶، حاشیه لم یهتموا الطلب العلم لم یهتموا بطلب العلم
ص ۲۲، س ۸ ص ۵، اواسط علی قدر روایتهم علی حسب روایتهم
ص ۲۲، س ۱۰ ص ۵، اواسط دخل فی هذه المذاهب دخل فی هذا المذهب
ص ۲۲، ما قبل آخر ص ۵، اواخر طلباً للرئاسه وشهوه لها وشغفاً بها حبّاً للرئاسه وشهوه لها وشغفاً
ص ۲۳، س ۲ ص ۵، اواخر وهن من نفسه بصحه ما نطق به منه وهن یقینه بصحه تعلّق به منه
ص ۲۳، س ۹ ص ۶، س ۴ إرشادهم فی الحیره إرشادهم عند الحیره
ص ۲۰، س ۹ * ص ۳، اواخر باب السلام باب السلم
ص ۲۳، س ۱۳ ص ۶، اواسط الهدایه إلی ما أوتی عنهم فیها ما یصحّح الهدایه إلی ما اتی عنهم فیها ممّا یصحّح
ص ۲۳، س ما قبل آخر ص ۶، اواسط حسن الصوره حسن البصیره
ص ۲۳، س آخر ص ۶، اواسط أتحفه بالفهم أخلصه بالفهم
ص ۲۴، س ۸ ص ۶، اواخر قوّی الیقین فی قلوبهم بصحه ما تلقّوه قدّر الیقین فی قلوبهم بصحّه ما تلقّوه
ص ۲۴، س ۱۶ ص ۷، س ۳ ولاتکونوا ولایکونوا این کلمه، جزئی از آیه ی
قرآن است که به این شکل است.
در نسخه خطی بی نقطه است.
ص ۲۴، س ۱۸ ص ۷، س ۵ «إنَّ الله یحیی الأرض» «إعلموا أنَّ الله...»
ص ۲۱، س ما قبل آخر ص ۷، س ۶ فإنّه کأنّه
ص ۲۴، س آخر ص ۷، س ۷ فتأویل هذه الآیه جاء فتأویل هذه الآیه جارٍ
ص ۲۵، س ۴ * ص ۷، اواسط إمّا ظاهر معلوم أو خائف مغمور إما ظاهر معلوم وإمّا خائف مغمور
ص ۲۵، س ۱۳ ص ۷، اواخر ما حدث من هذه الفرق العامله بالأهواء ما حدث فی الشیعه من هذه
الفرق العامله بالأهواء
ص ۲۶، س ۷ ص ۸، اواسط کان له طعام قد ذراه کان له طعام فذراه
ص ۲۶، س ۱۲ ص ۸، اواسط حتّی نقیت منه رزمه کرزمه الإندر حتّی بقیت منه رزمه کرزمه الاندر
[الّذی] لایضرّه السوس شیئاً – والاندر البیدر – لایضرها السوس شیئاً
ص ۲۷، س ما قبل آخر ص ۹، اواسط ناقه صالح ناقه ثمود
ص ۲۹، س ۲ * ص ۱۰، س ۶ ما وفق الله جمعه ما وفق الله لجمعه
ص ۲۹، س ۷ ص ۱۰، اواسط سر آل محمّد (علیهم السلام) سرّ الله
ص ۲۹ ص وإنّهم أحد الثقلین به جای «التمسک»:
ص ۲۹، س آخر ص ۱۱، س ۴ خذلاناً من الله شملهم به استخفافهم خذلانا من الله شملهم به استحقاقهم
ذالک وبما کسبت أیدیهم ذالک بما کسبَتْ أیدیهم
ص ۳۰، س ۱۰ ص ۱۱، اواسط المؤثرون الملح الأجاج «النمیر» در نسخه نیامده است.
علی العذب النمیر الفرات
ص ۳۱، س ۴ * ص ۱۱، س ما قبل آخر فیمَن ادَّعی الإمامه ومَن زعم فیمَنِ ادّعی الإمامه ومَنِ ادّعاها
أنّه إمام ولیس بإمامٍ له ولیس بإمامٍ
ص ۳۱، ما قبل آخر ص ۱۲، اواسط ما جاء فیما یلقی القائم منذ قیامه (علیه السلام) ما جاء فیما یلقی القائم عند قیامه (علیه السلام)
فیبتلی من جاهلیه الناس ویستقبل من جاهلیه الناس، عنوان
ص ۲۹۶ چاپی هم «ویستقبل» است.
ص ۳۱، س آخر ص ۱۲، اواسط جیش الغضب جیش العُصَب در ص ۳۱۱ و۳۱۲.
در عنوان باب ودر متن احادیث هم به جای «الغضب» و«غضب» در نسخه خطی، «العُصَب» و«عُصَب» آمده است.
نمونه هایی از سایر مواضع کتاب
چاپ غفاری چاپ سنگی متن چاپ متن نسخه رضوی
ص ۴۳، اواخر ص ۱۸، اواسط فإنّ القرآن مع العتره فالقرآن مع العتره
ص ۴۵، س ۷ و۸ * ص ۱۹، اواخر فوکّلهم الله (عزَّ وجلَّ) بمخالفتهم أمره، در نسخه، به جای «فولاهم»،
وعدولهم عن اختیاره وطاعته وطاعه «ولهم» آمده است.
مَنِ اختاره لنفسه فولاّهم إلی
اختیارهم وآرائهم وعقولهم
ص ۵۰، اواسط ص ۲۲، اواخر الّذین یدین به العباد الذین یدین به الضُلاّل چاپ سنگی:
الّذین تدین به أئمه الضلال
ص ۵۶، اواسط * ص ۲۶، س ۷ فإذا کانت هذه حال مَن أخلف الوعد در نسخه، به جای «أنّ عقابه»،
فی أنّ عقابه النفاق المؤدی «أعقابه» آمده است.
إلی الدرک الأسفل من النار سطر ما قبل آخر همین صفحه هم،
صحّت نسخه را تأیید می کند.
ص ۶۵، س ۱ ص ۳۰، اواخر أبدال الارض أبداً
ص ۱۰۱، اواخر ص ۴۷، س ۶ من طرق رجال الشیعه الموثقین من طریق رجال الشیعه الموفّقین
ص ۱۰۲، س ۲ ص ۴۷، اواسط المقداد وسلمان الفارسی سلمان والمقداد
ص ۱۶۰، ماقبل آخر ص ۸۲، حاشیه یطالبون بالإرشاد إلی شخصه ومع هذا الإنذار بقله علمهم
والدلاله علی موضعه ویقترحون وضعف بصائرهم وأنّهم بمعزل عن
إظهاره لهم، وینکرون غیبه، العلم یترجون ظهور الإمام لهم و
لإنَّهم بمعزل عن العلم یطالبون بالإرشاد إلی شخصه و
یذکرون غیبته ویقولون ما فعل و
أین هو ولِمَ یغیب وإلی کم یغیب،
وهم یعلمون ما سبق من علم الله و
تدبیره فی أمر هذا الإمام وصفه الله
فی المرتبه والمنزله تحکما عن
(علی خ.ل) الله واقتراحاً علی ولیه
و استعجالاً لأمره وتقدماً بین یدیه
ص ۱۶۳، اواسط ص ۸۵، س ۵، حاشیه فیه شبه من یوسف فیه سنه [من] یوسف
ص ۱۶۹، ماقبل آخر ص ۸۸، اواخر وهم الجازمون وهم الحازمون
ص ۲۹۹، اواخر صفحه ص ۱۶۰، س ۶ وأزد وأزد البصره
ص ۳۱۱، اواخر ص ۱۶۷، اواخر حدثنی مَن رأی المسیب بن نجبه، حدّثنی مَن رأی المسیب بن نجبه
قال: وقد جاء رجل إلی امیرالمؤمنین (علیه السلام) وقد جاء یدخل إلی أمیر المؤمنین (علیه السلام)
ومعه رجل یقال له «ابن السوداء»، ومعه رجل یقال له «ابن السوداء»
فقال له: یا أمیر المؤمنین وهو متلبّبه فقالوا: یا أمیر المؤمنین
ص ۳۳۱، ماقبل آخر ص ۱۸۰، س آخر ملک القائم منّا یملک القائم منّا
نمونه ی بسیار جالبی از تحریفات نسخه ی چاپی(۷۲)
در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) در نسخه چاپی الغیبه نعمانی ص ۳۰۱ (ص ۱۶۱، چاپ سنگی) می خوانیم: «إنّهما أجلان: أجل محتوم، وأجل موقوف. فقال له حمران: «ما المحتوم» قال: «الّذی للّه فیه المشیئه». قال حمران: «إنّی لأرجو أن یکون أجل(۷۳) السفیانی من الموقوف». فقال ابو جعفر (علیه السلام): «لا والله: إنّه لمن المحتوم.»
این متن از دو سو، با اشکال همراه است: نخست این که در این حدیث، تنها به تعریف اجل محتوم پرداخته شده ودیگری این که تعریف ارائه شده با اجل موقوف سازگارتر است تا با اجل محتوم. این دو اشکال، هر دو، از یک ریشه نشأت گرفته است وآن، اشتباه در نسخه چاپی است. در این جا، این یک سطر، قبل از «الّذی للّه فیه المشیئه» افتاده است: «الّذی لایکون غیره.» قال: «فما الموقوف؟» فقال: «هو».
تکرار «قال الّذی» در این حدیث، سبب شده که چشم ناسخ، از یک مورد این عبارت به مورد دیگر پرش کند وچنین سقطی رخ دهد.
با توجه به آن چه گذشت، نیاز به چاپی انتقادی از الغیبه نعمانی، بر مبنای نسخه ی رضوی، کاملاً احساس می گردد. شاید با تفحّص در فهرست های نسخه های خطّی کتابخانه های مختلف، به نسخه یا نسخه های دیگری که بتوان در این تصحیح از آن ها بهره جست، دست یافت.
مرحوم مجلسی هم غالباً، نسخه های اصیل وارزش مندی در اختیار داشته است، لذا مراجعه به بحار الأنوار، به عنوان یک نسخه، در این تصحیح ضروری است.
امید که صاحب همّت وصلاحیّتی، به این مهم دست یازد واین اثر گران بها را از نو زنده سازد.
 

 

 

 

 

 

پى نوشت ها:

ــــــــــــــــــــــ

۱) لذا این باب، در برخی از نسخه های کتاب نیامده است. در میانه ی این باب، در ص ۱۱۹ نیز این عنوان دیده می شود: «ما رواه جابر بن سمره...بعد ما فی الأصل...». این عبارت، به ضمیمه شدن این باب پس از تألیف کتاب، اشاره دارد. روایات جابر بن سمره، پیش تر در ص ۱۰۳ – ۱۰۴ (رقم ۳۱ – ۳۳)، ص ۱۰۶ (رقم ۳۶)، ص ۱۰۷ (رقم ۳۸) نقل شده است.
۲) افزوده از نسخه ی معتبر کتابخانه ی امام رضا (علیه السلام) که وصف آن خواهد آمد.
۳) از نسخه ی رضویه.
۴) افزوده شده از نسخه ی رضویه.
۵) الغیبه، نعمانی، ص ۱۸ – ۳۲.
۶) همان، ص ۳۶ / ذیل ۷ (کوتاه)، ۴۲، ۴۳ – ۵۱، ۵۵ – ۵۷، ۱۰۱ – ۱۰۲، ۱۰۷ – ۱۱۰، ۱۱۲ / ذیل ۴ (کوتاه)، ۱۱۵ – ۱۱۶، ۱۲۷ / ذیل ۲۴ (کوتاه)، ۱۳۵ ۱۳۶، ۱۳۶ / ذیل ۱ (کوتاه)، ۱۴۴ – ۱۴۵، ۱۴۹، ۱۵۱، ۱۵۳ – ۱۵۴، ۱۵۷ – ۱۵۸، ۱۶۰ – ۱۶۱، ۱۶۳، ۱۶۵ – ۱۶۶، ۱۶۹ – ۱۷۰، ۱۷۲ / ذیل ۵ (کوتاه)، ۱۷۳ – ۱۷۴، ۱۷۵ / ذیل ۱۲ (کوتاه)، ۱۷۹، ۱۸۳ – ۱۸۴، ۱۸۴ – ۱۸۵، ۱۹۰ – ۱۹۱، ۱۹۳ – ۱۹۴، ۱۹۶، ۲۰۱، ۲۰۷ – ۲۰۸، ۲۱۱ – ۲۱۲، ۲۴۴ – ۲۴۷، ۲۸۲ – ۲۸۳، ۳۱۱ / ذیل ۵ (کوتاه)، ۳۲۳ – ۳۲۴، ۳۳۲ (خاتمه ی کتاب).
۷) متن این صلوات را از نسخه ی رضویه نقل کرده وبه اختلافات مهم نسخه چاپی در حاشیه اشاره می کنیم.
۸) متن نسخه ی چاپی: الخازن.
۹) در چاپ آقای غفاری به جای السلم، «السلام» آمده که هر چند با «الأنام» هم سجع است، ولی عبارت صحیح (که در نسخه ی خطی وچاپ سنگی آمده) «السلم» است که با «العلم» هم سجع بوده وبا آیه ی مورد استشهاد، تناسب دارد.
۱۰) الغیبه، نعمانی، ص ۲۰.
۱۱) همان، ص ۲۹، ۳۰، ۴۳ – ۵۱، ۵۵ – ۵۷.
۱۲) همان، ص ۲۹.
۱۳) همان، ص ۲۰، ۴۵، ۴۸، ۴۹، ۵۰، ۱۱۰، ۱۶۵.
۱۴) همان، ص ۳۰، ۴۳ – ۴۵، ۵۵
۱۵) همان، ص ۴۸.
۱۶) همان، ص ۴۸ – ۵۰.
۱۷) همان، ص ۵۰، ۵۵.
۱۸) همان، ص ۵۶ و۵۷.
۱۹) همان، ص ۵۷.
۲۰) همان، ص ۱۰۱.
۲۱) همان، ص ۱۰۱و نیز ص ۱۲۷.
۲۲) همان، ص ۱۰۷.
۲۳) همان، ص ۲۲، ۲۶، ۲۷، ۱۵۷، ۱۶۵، ۱۶۹، ۱۷۰، ۱۸۶.
۲۴) همان، ص ۲۰ – ۲۳، ۵۷، ۱۰۲، ۱۳۵، ۱۵۳، ۱۵۷، ۱۶۱، ۱۶۵، ۱۶۹، ۱۷۳.
۲۵) همان، ص ۱۵۳.
۲۶) همان، ص ۱۳۶، ۱۴۴ و۱۴۵، ۱۴۹، ۱۶۹، ۱۷۳، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۰، ۱۹۳، ۱۹۶.
۲۷) همان، ص ۱۵۷، ۱۶۹.
۲۸) همان، ص ۱۵۷، ۲۱۱
۲۹) همان، ص ۱۵۷.
۳۰) همان، ص ۱۶۰.
۳۱) همان، ص ۱۶۱، ۱۷۳.
۳۲) همان، ص ۱۷۴.
۳۳) همان، ص ۱۶۱، ۱۷۴، ۱۹۳.
۳۴) همان، ص ۱۸۵، ۱۹۰، ۳۲۳.
۳۵) همان، ص ۱۹۰.
۳۶) همان، ص ۲۴۴ – ۲۴۶، ص ۲۸۲ و۲۸۳.
۳۷) همان، ص ۳۲. ونیز ر.ک: ص ۳۲۴ – ۳۲۹.
۳۸) الغیبه نعمانی، ص ۱۰۲.
۳۹) همان، ص ۱۰۲ – ۱۰۷. ونیز ۱۱۶ – ۱۲۷.
۴۰) همان، ص ۱۰۸ و۱۰۹.
۴۱) همان، ص ۳۶، ذیل ۷.
۴۲) همان، ص ۱۷۵
۴۳) همان، ص ۴۲.
۴۴) همان، ص ۲۴، ۱۰۱، ۲۰۷، ۳۲۳. ونیز ص ۱۸۳.
۴۵) همان، ص ۱۵۷.
۴۶) همان، ص ۱۰۲.
۴۷) همان، ص ۱۷.
۴۸) همان، ص ۱۵۷.
۴۹) همان، ص ۱۰۱، ۲۴۴و ۲۴۵.
۵۰) همان، ص ۱۵۷، ۱۶۵.
۵۱) همان، ص ۱۰۱، ۲۴۴.
۵۲) همان، ص ۲۰۱، ۲۴۵، ۳۲۳.
۵۳) همان، ص ۲۰۷.
۵۴) نیز ر.ک: ص ۱۵۷، ۱۶۵، ۲۰۱ و...
۵۵) ر.ک: ص ۲۳، ۵۵، ۱۳۵، ۱۶۶، ۱۷۲، ۱۸۳، ۱۸۴، ۱۹۰، ۲۴۴، ۳۲۳. ومواردی که در حواشی پیشین ذکر شد.
۵۶) همان، ص ۱۶۵.
۵۷) همان، ص ۱۶۵.
۵۸) همان، ص ۲۴۴.
۵۹) همان، ص ۱۵۷.
۶۰) همان، ص ۱۸۳.
۶۱) همان، ص ۵۷، ۱۰۱، ۱۶۵، ۱۹۳، ۲۰۱، ۳۲۳.
۶۲) همان، ص ۱۶۵.
۶۳) به عنوان نمونه: ص ۱۴۵، ۱۵۸، ۱۶۳، ۱۶۵، ۲۱۲، ۲۴۶، ۳۲۳.
۶۴) ترجمه اندکی آزاد می باشد.
۶۵) الغیبه، نعمانی، ص ۱۸۳.
۶۶) همان، ص ۱۶۹.
۶۷) همان، ص ۱۵۳.
۶۸) همان، ص ۱۷۹.
۶۹) همان، ص ۱۹۳.
۷۰) درباره ی امید مؤلّف به هدایت شیعیانِ از راه به در رفته، بویژه به صفحه ی ۲۰۸ مراجعه کنید.
۷۱) ص ۱۳۴ – ۱۴۷ (نسخه ی چاپی).
۷۲) جناب اقای مهدی پور، این مورد را متذکّر شدند.
۷۳) در نسخه ی رضوی: أمر – به جای أجل – ذکر شده که زیباتر به نظر می آید.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم