كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۶۳) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۲۷) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۱۸) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۶۲) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۴۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۲۶) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۷۷) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۵۹) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۰۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۷)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » پیوند معنوی، با ساحت قدس مهدوی
كتابخانه مهدوى

کتاب ها پیوند معنوی، با ساحت قدس مهدوی

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: علی‌ اكبر همدانی‌ تاريخ تاريخ: ۱۵ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۱۴۹۹ نظرات نظرات: ۰

پیوند معنوی، با ساحت قدس مهدوی

نویسنده: علی‌ اكبر همدانی‌

فهرست مطالب

مقدمه
سخن ناشر
مقدمه ی مؤلف
سخنی با برادران ایمانی در سختی ومحنت عصر غیبت
طبقه بندی مردم بر اساس مراتب معرفت حجت خدا
اشاره اجمالی به تکالیف طبقات مردم در غیبت
تکالیف خواص
تکالیف عوام
تکالیف روات احادیث وحکام وقضات وفقهاء
اعتقاد به لزوم وجود حجت الهی در هر زمان
شناسایی وپیروی نواب عام در غیبت کبری
احساس حالت مراقبه
ایجاد محبت قلبی
اظهار وابراز علاقه ومحبت
راز دل گفتن ونغمه مهر ووفا سرودن
همت ودعا بر ثبات قدم
تجدید پیمان بر توحید ونبوت وولایت
پیروی دقیق از فرمان مولا
آداب پیش از خواب
آداب هنگام بیداری
آداب نماز شب
آداب هنگام طلوع فجر
آداب پس از نماز صبح
آداب پیش از طلوع آفتاب
آداب روزهای هفته
آداب نمازهای یومیه (توجه - قنوت)
آداب نمازهای یومیه (تشهد - سلام)
آداب تعقیب نمازها
لزوم دعا بر پیروزی امام عصر
لزوم دعا بر حفظ وایمنی آن امام
ادعیه مخصوصه
ذکر صلوات
لزوم عرض سلام
ذکر سلام
توجه در مواقع عرض اعمال
صداقت در ولایت
توجه وتذکر در ساعات وایام مخصوصه
در شبهای قدر
در شب وروز جمعه
دیگر اعمال جمعه
ادامه اعمال جمعه
ادامه اعمال روز جمعه
دعای ندبه در صبح جمعه
ادامه اعمال روز جمعه
اعمال عصر جمعه
دعای مخصوص در آخرین ساعات روز جمعه
اعمال روز عاشورا
اعمال نیمه شعبان
اعمال نوروز
اهداء خیرات وعبادات
کیفیت اهداء نماز
مقدم داشتن در تمامی دعاها ونیکیها
اندوه قلبی از غیبت وغربت
انتظار فرج وظهور
نیایش برای حفظ وپیروزی
اهداء صدقات به نیابت
حج رفتن وحج فرستادن به نیابت
برخاستن به شنیدن لقب مخصوص
زاری ونیایش برای حفظ ایمان وعقیده
استمداد در شداید
عقیده به امکان راه جستن وارتباط
یاری جستن وعریضه نگاشتن در مهمات ومشکلات
حضور در اماکن ومجالس مورد نظر آن حضرت
زندگی به شیوه معصومین وترک روش دنیا پرستان
مطالعه کتب ارزشمند در موضوع مهدویت
بزرگداشت آن نام مقدس در گفته ها ونوشته ها
آغاز نوشتار وگفتار وکردار با آن نام مقدس
ترک خروج مگر با حکم فقیه جامع الشرائط
اعتقاد به ولایت تکوینی ومقام معنوی معصومین

مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم

(یا ایها الذین آمنوا اصبروا وصابرو ورابطوا واتقوا الله لعلکم تفلحون)
ای ایمان آوردگان:
پایدار باشید ودر شکیبائی پیشتاز شوید ودیده وری ومرزبانی نمائید واز خدا پروا کنید، امید است که رستگار گردید.

سخن ناشر

اعلم ان قلوب اهل الطاعة والاخلاص نزع الک مثل الطیر الی او کارها.
- فرزندم، مهدی - بدان که دلهای مردم با خلوص وطاعت پیشه، بسان پرنده ای که به سوی آشیانه پرمی کشد بیتابانه ومشتاقانه، راهی کوی تواند(۱).
شب به درازا کشید، چشمها، همه فروخفتند جز چشمان شیدای شیفتگان، که در سیاهی آسمان، فروغ تو را می جوید؛ ای خورشید فروزان وجود.
دریا توفانی شد، زورقها، همه در هم شکستند جز زورق سرخ چشم براهان، که بر فراز امواج، کرانه ی تو را می جوید؛ ای ساحل آرام نجات.
پهنه ی زمین خشکید، گل بوته ها، همه پژمردند جز لاله زار خونرنگ دلباختگان، که در کویر گدازنده ی صحرا، تراوش تو را می جوید؛ ای چشمه ی جوشان حیات.
آری، تیره شب غیبت، به درازا کشید، دریای سیاه زندگی، سراسر گرداب وتوفان شد، پهن دشت انسانیت کویری تفتان گشت ومنتظران، نستوه وپایدار، همچنان تو را می جویند؛ ای مهدی موعود، ای منجی محبوب، ای قائم منتقم.
به راستی که، در تاریخ «وصل وهجران» و«عشق وحرمان»، محبتی چنین دیرپای، محبانی چنین پای بند ومحبوبی چنان گریزپای، هیچ چشمی ندیده وهیچ گوشی نشنیده، که هزار وصد وچهل سال است این «جذبه وناز» و«راز ونیاز» ادامه دارد.
وای بر تو، ای قلم، بشکنی که چه نسنجیده وناهنجار نوشتی! کجا آن یوسف عزیز، به پای خویش، راهی چاهسار غیبت شد؟ مگر نه اینکه بی وفائی وناشکیبائی وپراکنده دلی مدعیان حب وایمان، سبب رخ پوشاندن ودوری گزیدن ودر زندان نهان زیستن آن محبوب عالمیان است که خود، در لفافی از اندوه، فرمود:
«اگر شیعیان ما - که خدا آنان را بر طاعت خود توفیق دهاد - بر پایه ی شناختی شایسته وصادقانه، در راه وفا به پیمانی که بر دوش دارند همدل می شدند برکت دیدار ما از ایشان واپس نمی افتاد وسعادت دیدار ما برای آنان زودتر دست می داد، پس ما را از ایشان دور نمی دارد مگر رفتار ناشایست وناپسند آنان که خبرش به ما می رسد»(۲).
آری،
از جذبه ی اوست که پرستوی عشقش در دل شوریدگان آشیان می کند.
از شراره ی اوست که آتش ارادتش در جان دلدادگان زبانه می کشد.
از یادآوری اوست که گلبن یادش در روان فریفتگان بهار می آفریند.

هیچ عاشق خود نباشد وصل جو * * * که نه معشوقش بود جویای او

از این رو است که درک محبت ومودت او - همانند حب خدا وپیامبر - نیازمند به تلاش وتکاپوی دشوار وتوانفرسا نمی باشد. کافیست سراچه ی دل را به اشک توبه بشوئی وبه مژگان استغفار بروبی وبه دو پاسدار تقوی واخلاص بسپاری تا دریچه اش را هر بامداد به سوی آفتاب ولایت بگشایند که سرلوحه ی ایمان هر ایماندار را این گفته اند:
«هیچ بنده ای به خدا ایمان نیاورده مگر آنگاه که مرا بیش از خودش دوست بدارد وفرزندان مرا بیش از فرزندانش وخاندان مرا بیش از خاندانش»
پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله)(۳).
به ویژه که دوستی وسرسپردگی به آستان مهدی علیه السلام، با شور واشتیاق ظهور شکوهمند وجهانگیر او درهم می آمیزد، راستی: کدام انسان حق پرستی است که آرمان حکومت عدل ودادگری را در سر نپرورد؟
کدام روان شرافتمندی است که با نوید امنیت وآزادی همگانی، حیات تازه نگیرد؟
کدام تن ستم کشیده ای است که به امید روزگار مساوات وبرابری بر کوشش ومقاومت نیفزاید؟
کدام جان درد آشنائی است که با یاد پرچمدار الفت وبرادری، آرامش وآسایش نیابد؟
کدام چشم جستجوگری است که در انتظار جمال انسانیت ومردانگی به اشک ننشیند؟
کدام دل اندوهباری است که از شوق پایان غیبت وپنهانی، شادمانه نتپد؟
بس کن، ای جگر سوخته قلم، نالیدن را، گریستن را، وشور آفریدن را، که این سوز را درمانی واین فراق را پایانی نمی بینم، جز هنگامه ی ظهور، که آن را نیز، زمانی معین نیست ویا اگر هست:
لا یجلیها لوقتها الا هو(۴).
اما، چه سود؟ که اگر من بس کنم قلبهای گداخته از شوق مهدی، آرام نخواهد نشست واگر من ننویسم قلمهای آکنده از اشتیاق منجی، بیکار نخواهند ماند. همانگونه که در این یازده قرن، بسیاری از عالمان نامی ودانشوران گرامی، از شیعه وسنی، در عرصه ی شناخت حضرت مهدی، آثاری گرانقدر از خود به یادگاری نهاده اند که نام نیکشان را جاودانه ساخته است.
دو سال پیش، که نمایشگاهی، به همت جوانانی پر شور ودلباخته، از نسخ خطی وکتب چاپی، در موضوع مهدویت، ترتیب یافته بود نزدیک به ششصد کتاب ورساله ی عربی وفارسی، در برابر دیدگان پژوهندگان قرار داشت که کتاب حاضر، یکی از آنها می باشد. این کتاب، که در موضوع خود - تکالیف شخصی مردم در رابطه با امام غائب - قدیمی ترین متنی است که به طور یکپارچه ومستقل نگاشته شده ودر دسترس می باشد، از آثار عالم ربانی وادیب صمدانی، مرحوم حجة الاسلام والمسلمین، دبیرالدین، ابو المکارم، میرزا علی اکبر صدرالاسلام همدانی به شمار می آید.
کتاب که نثری شیوا واستوار دارد به سال هزار وسیصد وهفده قمری، به رشته ی تحریر درآمده وبرای نخستین بار، به همت محقق گرانمایه آقای فخرالدین نصیری امینی در سال هزار وسیصد وپنجاه وچهار شمسی از روی خط مولف بعینه فیلمبرداری ودر تیراژ محدود افست شده وبه علاقمندان اهداء گردیده است.
نسخه ی اصلی محقق فوق الذکر، در ۲۵۸ صفحه ۱۵ سطری روی کاغذ سبز رنگ فرنگی، با خط شکسته ی تحریری (عبارت فارسی) وخط نسخ قرآنی (عبارات عربی) وعناوین قرمز رنگ با جلد تیماج سبز مقوائی می باشد.
در چاپ نخست، ناشر، تاریخ حیات نویسنده ی معظم را از برخی آثار او مانند کتاب «کاسه ی درویشان» به تفصیل آورده که اینک فشرده ی آن را می نگرید:
مرحوم صدرالاسلام، میرزا علی اکبر فرزند محروم میرزا شیر محمد نواده ی پسری مرحوم آقا محمد طاهر همدانی ونوه ی دختری آقا محمد شریف همدانی در همدان به دنیا آمد.
در نوجوانی، به تحصیل ادبیات فارسی وعربی تا حد انشاء وترسل کامل ومعارف دینی تا حدود شرح لمعه ونیز ریاضیات وهیئت در همان شهر سرگرم شد اما، چون بدین پایه رسید به خلاف میل شخصی وبا اصرار پدر، دست از تحصیل شسته وبه کار دبیری ومنشیگری وحسابرسی در دارالحکومة استان کرمانشاهان پرداخت در این ایام از محضر مرحوم حاج شیخ ابراهیم یزدی، خاصه در زمینه ی تفسیر قرآن، بهره ها جست تا به سال ۱۳۰۹ قمری پدرش، رخت به سرای دیگر کشید واو که دیگر مانعی در برابر تحصیلات دینی نمی دید از شغل ومنصب دنیوی کناره گرفت وعازم عتبات عالیات وآستانه بوس بارگاه حضرت امیر مومنان گشت تا از باب علم نبوی پرتو فیضی گیرد به گفته خودش:

از علم وعمل مرا نبد هیچ به کف * * * جز نطق، به حیوان نبدم هیچ شرف
اندر حرم علی، مجاور گشتم * * * این هر دو کرم کرد به من شاه نجف

قریب ۶ سال در حوزه ی مقدسه ی علمیه ی نجف اشرف از حضور اساتید گرانقدر وبلند مرتبت آن سرزمین استفاده نمود سپس به ضرورت رسیدگی وهمراهی والده اش به ایران بازگشت وچند سالی در تهران وهمدان به تصنیف وارشاد وتعلیم پرداخت آنگاه، به نجف اشرف مراجعت نمود ودو سال دیگر به تلاشهای علمی وکوششهای معنوی سرگرم بود اما عدم مناسبت مزاج او با هوای گرم عراق وبیماری شدید، وادارش ساخت که با حسرت تمام به ایران کوچ وتا پایان عمر در همدان سکونت نماید وبه تدریس وتربیت مردم پردازد.
مشهورترین اساتیدی که صدر الاسلام از محضر پر فیض آنان حقائق دینی وفضائل اخلاقی آموخته واز ایشان اجازاتی در نقل وروایت تمامی مرویات ومصنفات آن بزرگوران ومشایخ عالیقدرشان به دست آورده عبارتند از:
الف: مولای معظم واستاد اعظم خاتم المحدثین والرجالیین مرحوم حاج میرزا حسین طبرسی نوری (قدس الله سره) که نویسنده تصریح می کند: عوالم غریبی از آن وجود مقدس مشاهده نمودم که تحریری نیست».
این بزرگوار آثار فراوانی از خود به یادگار گذارده (بیش از بیست وپنج کتاب) که سه کتاب زیر در موضوع امام زمان ارواحناه فداه است:
۱- کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار (عربی)
۲- جنة الماوی فی من فاز بلقاء الحجة (علیه السلام) (عربی)
۳- «نجم الثاقب» (فارسی)
گمان بنده این است که پیوند قلبی مرحوم صدر الاسلام با ساحت قدس ولی زمان (عج) به دست این استاد مکرم انجام پذیرفته است.
ب: حکیم ربانی وفقیه همدانی آقا سید محمد مجتهد موسوی نجفی هندی که خود از شاگردان نامور شیخ الطائفه قائد الفقهاء الاصولیین شیخ مرتضی انصاری به شمار می آید وصاحب مولفاتی چون: «شوارع الاعلام» و«اللئالی الناظمه» و«حقائق الاصول» و«السبیکة الذهبیة» و«نظم اللئال» و«منهج القویم» و«الصراط المستقیم» و«الکشاکیل» است.
ج: عالم جلیل وفاضل نبیل آیة الله فی الارضین مرحوم حاج میرزا حسین رازی طهرانی.
از مرحوم صدر الاسلام همدانی آثار متعددنی باقی مانده که اغلب نایاب است مانند:
۱- ناسخ التفاسیر در تفسیر قرآن قریب بیست وچهار جلد
۲- دعوة الحسنی فی ادعیة الحسنا
۳- جواهر الایمان فی آداب تلاوة القرآن
۴- توضیح القرآن در تفسیر
۵- مثنوی صدریه در عقائد شیخی وصوفی واصولی
۶- مثنوی آب حیات در سلوک ظاهر وباطن
۷- «خرابات» در چهار مجلد اشعار آموزنده بالغ بر صد هزار بیت.
۸- اخوان الریاء فی معرفة الاحباء والاعداء
۹- شرح دعای سمات
۱۰- رساله ید بیضاء
۱۱- کشف الحجاب فی الرد علی الباب المرتاب
۱۲- عین تمنا در کشف مکاشفات یوحنا ورد باب
۱۳- سیف الدین علی رقاب المبتدعین در رد میرزا ابوالفضل گلپایگانی بهائی
۱۴- ایقاظ النائمین
۱۵- تحفة الحجة فی آداب الجمعة
۱۶- کاسه ی درویشان
۱۷- دم عیسوی در جواب مسائل نصرانی همدانی
۱۸- کتاب حاضر یعنی تکالیف الانام فی غیبة الامام
این کتاب، همانگونه که از نامش پیداست یکپارچه پیرامون تکالیف ومسئولیتهای فردی شیعیان در رابطه با حضرت صاحب الزمان نگاشته شده وبه حدود شصت تکلیف با توضیحات لازمه اشاره می کند.
کتابهای مشابه، تا آنجا که به دست آمده، همه بعد از این کتاب نگاشته شده اند همچون:
۱- صحیفة الهادیة والتحفة المهدیة از ابراهیم بن محسن الکاشانی در ۱۳۱۸ قمری
۲- وظیفة الانام فی زمن غیبة الامام از میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی در ۱۳۲۲ قمری
۳- مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم از میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی در ۱۳۴۸ قمری
۴- وظائف الشیعة فی زمن الغیبة از احمدزاده حسینی
۵- وظیفه مردم در زمان غیبت امام زمان از قوام الدین وشنوی
از آنجا که کتاب «تکالیف الانام، نکات سودمند ومطالب ارزشمند بسیاری داشت ونسخه های آن به دست نمی آمد با محقق خیراندیش آقای فخرالدین نصیری امینی که به همت ایشان چاپ ونشر نخست این کتاب انجام یافته تماس گرفتیم، ایشان، ضمن تایید وتشویق، آمادگی خود را برای در اختیار نهادن فیلم وزینگ کتاب نیز اعلام داشتند، لکن، متن اصلی کتاب با خط مولف، در عین اعتبار بیشترش، چون به خط ریز شکسته تحریر شده وبرای اغلب خوانندگان امروزی قابل مطالعه واستفاده نبود با دقت کامل، ابتدا استنساخ وسپس به وسیله تایپ آی - بی - ام حروفچینی وآنگاه با وسواس زیاد تصحیح واعراب گذاری شد تا نظر مرحوم مولف در بی غلط بودن متن در حد وسع وامکان رعایت گردد.
در ضمن برای آشنائی خواننده با نسخه ی اصلی خط مولف، سه برگ از کتاب عینا فیلم گرفته ودر متن قرار داده شد.
یادآوری این نکته لازم است که مولف محترم در این کتاب، به مسئولیتهای اجتماعی منتظران حضرت مهدی نپرداخته ودر یک مورد هم که اشارتی اجمالی نموده آنچنان سطحی ویک بعدی ومختصر شده که در نظر اول، خواننده را به شگفت می آورد به حدی که شاید مسئله را به کلی غلط وبی اساس انگارد. در حالی که، موضوع مورد اشاره، با نگرش عمیق ودقیق به تمامی ابعادش، قابل هضم وفهم خواهد شد.
ما، ضمن اینکه، در قبال آراء وافکار نویسندگان، هیچگونه مسئولیتی نپذیرفته ایم برای رفع این کمبود، همزمان با کتاب تکالیف، ترجمه ی بخش «التکلیف الاسلامی خلال عمر غیبة الکبری» از کتاب کبیر «تاریخ الغیبة الکبری» نوشته ی استاد مجاهد حجة الاسلام «سید محمد صدر» را تحت عنوان «رسالت اسلامی در عصر غیبت» تقدیم خوانندگان پژوهشگر می نمائیم چنانچه پیشتر هم، در کتاب «انتظار، بذر انقلاب» به تجزیه وتحلیل ابعادی از مسئله پرداخته ایم.
امید است، انتشار کتاب حاضر، بتواند میان دلهای بخواب رفته ی امت غافل وقلب همیشه بیدار وتهنده ی حجت غائب (عج) پیوندی بیش از گذشته ایجاد نماید وگامی یا آنی، لحظه ی شکوه آفرین وحماسه ساز ظهور را به پیش اندازد.
والسلام علی سیدنا ومولینا وامامنا وهادینا بالحق حجة بن الحسن المهدی وعلی محبیه ومعتقدیه وناصریه ومنتظریه.

دفتر تحقیقات وانتشارات بدر

مقدمه ی مؤلف
یا صاحب الزمان ایدنی ووفقنی وسددنی
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله المعصومین، والصلوات الزاکیات والتحیات النامیات علی حجة الله فی الارضین والسموات، الغائب عن الابصار والحاضر فی الامصار والمطلع علی الافکار، سیدی ومولای ودینی وایمانی وصومی وصلاتی وحجی وجهادی وزکوتی ودنیای وآخرتی:
ابی القاسم محمد بن الحسن العسکری امام الانس والجان صاحب العصر والزمان علیه وعلی آبائه المعصومین صلوات الله الملک المنان.
ثم الصلوة والسلام علی اولاده وعترته وذریته ونوابه واوتاده وابداله وخدامه وامنائه وخواصه وامرائه وجنوبده وعساکره، وعلی حججه ورواه احادیثه الذین هم فی غیبته ینفون عن الدین تحریف الغالین وتاویل الجاهلین وانتحال المبطلین. اللهم یا خالق قائم آل محمد (صلی الله علیهم اجمعین) اسئک بحق قائم آل محمد ان تصلی علی قائم آل محمد وتعجل فرج قائم آل محمد وارزقنی رؤیة قائم آل محمد واجعلنی من اعوانه وانصاره والمستشهدین بین یدیه، ولا تفرق بینی وبینه طرفة عین ابدا ولااقل من ذلک ولا اکثر یا ارحم الراحمین، بمحمد وآله الطاهرین.
ای آقای من تو دانی که مرا چه مقصودی ومنظوری در این کتاب است وهم تو دانی که چون مرا دسترس به حضرت اقدست نمی باشد، لهذا مشق محبت تو را می نمایم ومی خواهم کلک وبنانم را به نوشتن نام مقدس وذکر اقدست مشغول کنم وقلب وزبان را بی یاد مبارکت نگذارم:

ذکر تو از زبان من فکر تو از خیال من * * * کی برود که رفته ای در رگ ودر مفاصلم

یا سیدی ومولای، این اوقات که از نجف اشرف (علی مشرفها آلاف التحیة والتحف) دور واز آن آستان مقدس مهجور گردیده، خاطرم شوریده وظاهرم ژولیده، حالم منقلب واحوالم مضطرب، حواسم پریشان وحالتم پژمان، «یکدم نمی رود که نه در خاطر منی».
ای آقای من، خود در اول، ملاطفت فرمودی:

در عشق تو از جهان گذشتم * * * واز جمله جهانیان گذشتم

الحال:

روز وشبم به یاد تو، می گذرد نه این عجب * * * اداوم بذکرک من الغداء الی العشاء

یاللعجب، مرا چه افتاده که از وصالت محروم واز مشاهده جمالت مهجور گردیده ام:

شبی نمی گذرد کاز غمت نمی گذرد * * * شرار آهم از انجم، فغانم از افلاک

از دوری دیدارت نه روز آرام دارم ونه شب قرار، واز مهجوری رخسارت نه حالت صبر دارم ونه طاقت انتظار، چشمی نمناک وجسمی دردناک، نه رفیقی ونه انیسی ونه شفیقی ونه جلیسی، نه جرات اظهار اشتیاق ونه قدرت کتمان الم فراق:

نه همزبانی که من زمانی، بدو شمارم غمی که دارم * * * نه نیکخواهی که گاهگاهی ز من بپرسد: غم که داری؟

ای والله یا سیدی:

اخاف علیک من غیری ومنی * * * ومنک ومن مکانک والزمان
ولو انی جعلتک فی عیونی * * * الی یوم القیمة ما کفانی
* * *
ومستخبرا عن سر لیلی اجبته * * * بعمیاء من لیلی بلا تعیین
یقولون خبرنا فانت امینها * * * وما انا ان خبرتهم بامین
* * *
طلب الحبیب من الحبیب رضاه * * * ومنی الحبیب من الحبیب لقاء
ابدا یلاحخظه بعین قلبه * * * والقلب یعرف ربه ویراه
یرضی الحبیب من الحبیب بقربة * * * دون العباد فما یرید سواه
* * *
سرعشقت داشتم پنهان ولیک * * * ز آه سرد وناله ی جان سوز من
صح عند الناس انی عاشق * * * غیر ان لم یعلموا عشقی لمن
* * *
یا حسرة تقلع الاحشاء زفرتها * * * علی بعاد امام العصر والزمن
تکماد تنشق نفسی لوعة واسی * * *ان خاننی فیک دهری وانقضی زمنی
هانور شخصک فی عینی یقدمنی * * *وحسن ذکرک یحیینی ویلزمنی
ایا حجة الله الذی لیس جاریا * * *بغیر الذی یرضاه سابق اقدار
ویا من مقالید الزمان بکفه * * *وناهیک من مجد به خصه الباری
اغث حوزة الایمان واعمر ربوعه * * *فلم یبق عنها غیر دارس آثار
وانقذ کتاب الله من ید عصبة * * *عصوا وتمادوا فی عتو واصرار
وانعش قلوبا فی انتظارک قرحت * * *واضجرها الاعداء ایة اضجار
وخلص عبادالله من کل غاشم * * *وطهر بلاد الله من کل کفار
وعجل فداک العالمون باسرهم * * *وبادر علی اسم من غیر انظار

سخنی با برادران ایمانی در سختی ومحنت عصر غیبت
ای برادر دینی وایمانی من، بیا قدری از برای یکدیگر راز دل گوئیم:

بیا سوته دلان گرد هم آئیم * * * که قدر سوته دل دلسوته دنو

ما مشتی شیعه را که خداوند تبارک وتعالی در غیبت امام عصر (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) خلق فرموده وبدین سبب ما را به معرض امتحان آورده، به موجب حدیث ما را غربال نمایند وبه محک امتحان درآورند که صادق از کاذب ومنافق از موافق ومخالف از موالف جدا شود. چون از روی دقت ملاحظه شوداختبار وامتحان ماها در این زمان غیبت اشد از امتحان وآزمایش سایر مردم درازمنه ی سالفه می باشد، از این جهت است که ثواب واحر ماها هم در این زمان غیبت، اعظم از اجر وثواب سایر مومنان وموالیان سائر ائمه هدی (سلام الله علیهم اجمعین) است - موافق نص احادیث که حاجت به ذکر آنها نیست، امیدوارم که خود تو بصیرت داشته باشی - پس در این صورت نمی دانم چرا ماها ابدا در قید دین وایمان ومتذکر امام زمان خود (ارواح العالمین فداه) نیستیم. آیا معتقد هستیم که امام ما (عجل الله فرجه) اگر چه غائب از ابصار است لکن حاضر در امصار است وناظر در افکار است، می بیند آنچه را که به جا می آوری ومی داند آنچه را که خیال می کنی:
یعلم خائنة الاعین وما تخفی الصدور.
اگر شک کنی در عقیده ومحبت ومعرفت تو در حق امام قصور وفتور است.
در کتاب «اکمال الدین» روایت شده از اسدی - که راوی توقیع مبارک است - از ابوجعفر محمد بن عثمان عمری (قدس الله روحه) که گفته است:
بی آنکه سوال نمایم، توقیعی از جانب حضرت حجت (عجل الله فرجه) به من رسید به این مضمون:
بسم الله الرحمن الرحیم، لعنة الله والملئکة والناس اجمعین علی من استحل من اموالنا درهما.
یعنی لعنت خدا وملائکه وتمام مردمان بر کسی از اموال ما یک درهم حلال بداند. اسدی راوی توقیع می گوید:
به خاطرم چنین خطور کرد که: این حکم در حق کسی است که یک درهم از مال ناحیه را حلال بداند، نه در حق کسی است که از آن بخورد ولیکن حلال نداند. ودر نفس خود گفتم که: این حکم در حق آن کسی که مطلق حرام را حلال بداند جاری است، خواه مال امام باشد وخواه غیر آن. اختصاص ندارد به کسی که مال امام (علیه السلام) را حلال می داند. پس بنابراین مرحجت را بر دیگران چه فضیلت وزیادتی می باشد؟ پس سوگند یاد می کنم به آن خدائی که محمد را (صلی الله علیه وآله) به راستی برای بشارت به سوی خلایق فرستاد، هر آینه دوباره به آن توقیع نگاه کردم، دیدم که توقیع تغییر کرده وبه همان نهج شده که در دل من بود:
بسم الله الرحمن الرحیم، لعنة الله والملئکة والناس اجمعین علی من اکل من اموالنا درهما حراما.
یعنی لعنت خدا وملائکه وتمام مردم بر کسی باد که از مال ما یک درهم به وجه حرام بخورد.
ابو جعفر محمد بن محمد خزاعی گفته که:
ابو علی بن الحسین اسدی این توقیع را آورد به ما نشان داد به آن نگاه کردیم وآن را خواندیم.
این حدیث را برای اطمینان قلب شما ذکر کردم، والا می دانم که می دانی امام تو (ارواحنا فداه) کمتر از موسی وعیسی (علیهم السلام) نیست که خبر می دادند آنچه مردم در خانه های خود می کردند وذخیره ها می نمودند ومی دانم که می دانی عرض اعمال تو در روز دوشنبه وپنجشنبه ی هر هفته به سید انبیاء وائمه ی هدی (علیهم السلام) می شود وآنچه در عرض هفته کرده ای، تمام را به آنها (سلام الله علیهم) عرضه می دارند. ودر این مطلب هم امیدوارم شکی وریبی بدل راه ندهی واین مرتبه ومقام ودرجه را برای پیغمبر خود وامامان خود (سلام الله علیهم) بالنسبه به سایر مراتب شئونات ایشان (علیهم السلام) خیلی اندک شماری، که ظرفیت ما وشما از اینها بالاتر نیست.
آنچه گفته اند به قدر حوصله وظرفیت وگنجایش عقل بنده وشما بوده، والا شئونات ودرجات ومراتب عظمت وجلال محمد وآل محمد (سلام الله علیهم اجمعین) مانند بحر است وظرفیت ما وشما مانند سبو، بدیهی است که گنجایش بحر در سبو ممکن نیست، خلاصه، کاری کن که چون امام زمان تو (ارواحنا فداه) از تو غافل نیست، تو هم از او غافل نباشی ومسلم بدان که:
ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید...
ویقین بدان که رقیب وعتید هم از جمله ی خادمان وملازمان وچاکران امام تو است (علیه صلوات الله تبارک وتعالی) واین نیست الا از کمال تفضل وتفقدی که خداوند تبارک (جل شانه وبهر برهانه) به موالیان تو (علیهم السلام) دارد.
چون چنین عقیده ای را خالصا مخلصا از روی کمال اخلاص وخلوص عقیدت دارا شدی، در این هنگام باید کمال تشکر وتفاخر را نمائی که خداوند (جل شانه) نعمت عظمائی به تو کرامت فرموده، وباید همیشه دعا کنی که خداوند تو (جل وعلا) سلب این نعمت عظمی را از تو نفرماید.
در این صورت گمان ندارم که آنی ودقیقه ای برای تو تغافل دست دهد که متذکر امام خود (عجل الله فرجه) نباشی.
هرگاه بدین مرتبت عظمی وموهبت کبری فایز ونایل شدی، تمام امورات دنیا وآخرت تو به وفق مرام تو خواهد شد وبرای تو بعض مقامات وحالات دست خواهد داد که قدر خود را خواهی دانست وآثار ونتایج آن در ظاهر وباطن تو بروز وظهور خواهد نمود.
شاید اندک اندک برای تو مقامی حاصل شود که مافوق تمنا وآرزوی تو بوده وابدا منتظر آن مقام ومرتبت نبوده وخود را لایق آن مقام نمی دانستی، واز این فقره تحاشی واستغراب منما که:
ان الله لذو فضل علی الناس ولکن اکثر الناس لا یشکرون ولا یعلمون ولایفقهون.
طبقه بندی مردم بر اساس مراتب معرفت حجت خدا
بدانکه مردمانی که در غیبت کبری امام عصر (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) واقع شده اند، در مراتب معرفت امام عصر وناموس دهر (ارواحنا فداه) وشئونات خود چندین طایفه وچندین صنفند. طایفه ای از خواصند وطایفه ای از عوام، واین دو طایفه منشعب ومتنوع به چندین شعبه ونوعند: صنفی اشخاص دائم الحضورند وصنفی محرم اسرار آن حضرتند وصنفی خدام آن حضرتش وصنفی اهل وعیال آن حضرتند وصنفی اولاد ونوادگان آن حضرتند.
وصنفی کارکنان وکارگذاران آن حضرتند وصنفی شاگردان واصحاب آن حضرتند وصنفی روات احادیث آن حضرت وآباء معصومین آن حضرتند وصنفی حکام ونواب، یعنی مجتهدین وقضات وفقهاء از طرف آن حضرتند که حجت برخلایقند وصنفی رعایای آن حضرتند که بعضی آن حضرت را می بینند وبعضی ندیده ونمی شناسند الا اسمی از آن حضرت وصنفی با آن حضرت به وسایط ووسایل باطنی راه دارند که باطنا از آن حضرت به آنها فیوضات می رسد ومی دانند وملتفت هستند وصنفی دیگر با آن حضرت به وسایط ووسائل ظاهری راه دارند که ظاهرا وباطنا به آنها فیوضات مخصوصه می رسد، بعضی از آنها ماذون به اظهارند نزد اهلش وبعضی از آنها ممنوع از اظهار ومامور به کتمان، وبعضی هستند ساکت وبعضی هستند ناطق وبعصی هستند که قائل ومصدق آن حضرتند در غیبت کبری لسانا وبعضی قائل ومصدق آن حضرتند لسانا وقلبا وبعضی قائل ومصدق آن حضرتند لسانا وقلبا وارکانا. واین طوایف وانواع مذکوره را هر یک تکالیفی است مخصوصه وقوانینی است ووظایفی منصوصه که هیچ یک از تکالیف خود نباید تجاوز وتخطی نمایند. چنانکه هر یک از این طوایف واصناف از تکالیف ووظایف خود سرموئی تخلف نمایند، مقصر ومفرط ومواخذ خواهند بود، مگر آنکه احدی از آنها از درجه ی ادنی به درجه ی اعلی ترفع وترقی نماید یا به عکس - نعوذ بالله - واز برای آن هم شواهدی است ظاهره وباطنه که در طی این عجاله - بعون الله تعالی - مکشوف خواهد شد وچون این خادم العلماء ومولی الفقهاء دبیر الدین صدر الاسلام علی اکبر الهمدانی اصلا والنجفی مسکنا ومدفنا (وفقه الله لابتغاء مرضاته وایده بتاییداته) در این عصر وزمان مشاهده نمود که امر دین هرج ومرج وغالب انام را از وجود اقدس امام (علیه الصلوة والسلام) غفلت تمام است وعموم مردم از تکالیف مقرره ی خود تغافل وتجاهل دارند، فریضه ی ذمت خود دانستم که مجملی از تکالف انام در غیبت وجود مقدس امام (علیه وعلی آبائه المعصومین آلاف التحیة والسلام) بنگارم وحتی المقدور بعضی از تکالیف مردم را بالنسبه به امام عصر (ارواح العالمین فداه) در این غیبت کبری وبلیت عظمی بشمارم، شاید بعضی از خواص از خواب غفلت تجاهل وتکاهل بیدار وبعضی از عوام از شکر تغافل وتساهل خود هشیار شوند وبدانند که آنها را در این عصر وزمان الی الظهور مولانا وامامنا صاحب العصر والزمان تکلیف به امام زمان خود (ارواحنا فداه) چیست وچگونه باید رفتار کردارو زیست.
اشاره اجمالی به تکالیف طبقات مردم در غیبت
تکالیف خواص
اما تکالیف طایفه ی خواص که از جمله خصیصین ومحرم اسرار آن حضرتند (صلی الله علیه وعلی آبائه المعصومین) آنها را از قرار اخبار واحادیث وآثار وشواهد عقلیه ونقلیه چندین اشخاص شمرده اند.
یکی حضرت خضر (علیه السلام) ودیگری الیاس نبی (علیه السلام) ودیگری حضرت عزرائیل (علیهم السلام) وعموم روسای ملائکه ارضین وسماوات وعموم روسای مسلمانان ومومنان جن ودیگری اباصالح که یکی از روسای اجنه است کمه موکل در قفار وبراری است برای هدایت گمراهان، ودیگر حمزه که موکل در بحار است، کما فی المکارم - مجلسی (قدس سره) در «کتاب آداب وسنن بحار» از «محاسن» برقی نقل می نماید در خصوص ابا صالح یا صالح که ابی الحسین کنیه ی او است واین همان جنیه است که گفت: «من از جنیان سوره جن هستم، کسی از آنها باقی نمانده مگر من که گمراهان را به منزل می رسانم».
واستاد اعظم (مدظله العالی) ابا صالح را در «نجم ثاقب» از اسماء آن حضرت (ارواحنا فداه) ذکر کرده اند - ودیگر عبدالرحمن وعبدالقادر جنی وظلوخوش پادشاه مسلمانان از جن - که به لغت ایشان به معنی «سلیم النفس» است وقوم او آدمیان را که در مذهب آنها باشند به غایت دوست دارند - ودیگر فقطس پادشاه جنیان هندوسند وخلیفه وقهرمان او فیقطوس - واو به ملازمت شیث (علیه السلام) رسیده واز او عهدها گرفته - ودیگر ائمه ی مسلمانان جن مانند ابوفروه ومستور وریاح وقیس وابو مالک، واز ایشان فروتر مجتهدند چون ابوالعباس وعبدالشهاب وغیر ذلک که هر یک از اینها مامور کاری بزرگ هستند ومامور به امر آن حضرتند (ارواحنا فداه ودیگری ارواح نواب اربعه آن حضرت که در غیبت صغری نواب خاصه ی آن حضرت در میان شیعیان بودند ودیگر ارواح سایر سفرائی که در زمان غیبت صغری در سایر بلاد واماکن متفرقه به طور آشکارا وپنهان واسطه ووسیله ی قضاء حوائج واخذ وجوهات وعرایض وغیرها بودند ودیگر کسانی که در غیبت کبری نادرا مفتخر به این موهبت عظمی شده اند ومی شوند - مثل شیخ سدید مفید (قدس سره) که توقیعات عدیده به جهت ایشان در غیبت کبری شرف صدور یافت ودیگر سی نفری که همیشه با آن حضرت هستند وآنها را کسی نمی شناسد ودیگر برادر واولاد ونوادگان آن حضرتند که فعلا در بلاد معموره ی مشهوره ی مغموره، حکومت ونیابت از طرف ذی شرف آن حضرت دارند نسلا بعد نسل، بعضی اسامی آنها مانند موسی - چنانکه در حدیث طویل ابن مهزیار است فراجع - برادر آن حضرت واولاد ونواده مانند قاسم وطاهر وابراهیم وعبدالرحمن وهاشم وشمس الدین محمد عالم وغیرهم، این قبیل اشخاص را تکالیفی است معینه ی مخصوصه که استکشاف واستعلام از آن تکالیف ووظایف برای طوائفی که مادون وپست تر از رتبه آنها هستند ثمری ندارد. ولزومی ندارد که از تکالیف آنها کسی استحضار حاصل کند که به آنها عمل نماید. زیرا که مکلف به تکلیفات آنها نیستند، مگر در حوزه ورتبه ودرجات آنها داخل شوند که تکالیف آنها تعبیر وتبدیل خواهد نمود.
تکالیف عوام
اما طایفه ی عوام که منشعب به چندین صنفند: صنفی هستند که دائم الحضورند، واضح است تکالیف آنها از قبیل تکالیفی است که غائبین را تکلیفی در دانستن وعمل کردن به تکالیف آنها نیست، همچنین خدام آن حضرت وهمچنین اهل وعیال واولاد آن حضرت که از اولاد ابی لهب یا دیگری است وهمچنین صنفی که کارکنان وکارگزاران آن حضرتند - که در هر روز وهر شب مترصد ومترقب اوامر ونواهی آن حضرتند- بالنسبه به خودشان یا به سایر مردم هر یک تکالیفی مخصوصه دارند که مادون آنها مامور به آنها نیست – وشاید آنها را ابدال ورجال الغیب ونقبا ونجبا گویند وبه این اسم در السنه وافواه مشهور شده باشند ودر لسان شرع اسامی آنها مختلف ذکر شده مثل ابدال واوتاد وسیاح وعباد ومخلصین وزهاد واهل جدو اجتهاد وغیر ذلک - مراتب این اشخاص بالنسبه به یکدیگر مختلف وموتلف ودر تعریف وتعداد بعضی از آن اشخاص علمای اعلام بیاناتی فرموده اند که تا به حال معلوم نشده سندی داشته باشد.
تکالیف روات احادیث وحکام وقضات وفقهاء
اما اصناف روات احادیث وحکام وقضاة وفقهاء، این اصناف هم در مراتب وتکالیف شخصیه، مختلفند بالنسبه به یکدیگر. بعضی از آنها مقاماتی دارند که آن حضرت را می بینند ومی شناسند واخذ مسائل بلاواسطه از آن وجود مقدس می نمایند وهر وقت بخواهند - در خواب یا بیداری - به حضور مهر ظهور آن حضرت مشرف می شوند. برای بعضی از آنها که ظاهرند ومشهور دعوی مشاهده نزد بعضی دون بعض حرام است، وبرای بعضی از آنها که مستورند ومغمور وخامل الذکر، کما فی التوقیع الرفیع:
وهم معشر یطلعون بمحایل الذلة والاستکانة وهم عند الله بررة اعزاء یبرزون بانفس مختلة محتاجة وهم اهل القناعة والاعتصام...
- این کلمات مقدسه را مشافهة به ابراهیم بن مهزیار فرموده اند (ارواحنا فداه) به عبارت توقیع نوشته شد - شاید نزد بعضی دون بعض دعوی مشاهده حلال باشد، وبعضی هستند که به وسایط ووسایل این صنف مذکور با آن حضرت راه دارند، وبعضی هستند که بدون واسطه ووسیله ی این صنف مذکور باطنا با آن حضرت راه دارند، وبعضی هستند که ابدا نه شخصا ونه ظاهرا ونه باطنا راهی به آن حضرت ندارند.
الا تولا ومحبت ومودت آن حضرت (ارواح العالمین له الفداء) وبه همین قدر اکتفا کرده اند وبه همین درجه مانده اند، وبعضی هستند که ابدا دارای این درجات نیستند، اسمی از آن حضرت شنیده واقرار به امامت وولایت آن حضرت دارند - پست تر از رتبه ی اشخاص مذکوره - واین اشخاص هم در درجات ومراتب مختلفند، مثل اشخاصی که در زمان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام والصلوة) بودند. بعضی آن حضرت را شجاع وبطل ودلیر می دانستند وبعضی او را جواد وسخی بی نظیر می دانستند، وبعضی او را اعلم واورع وازهد صحابه می پنداشتند، وبعضی او را ولی کاینات وخلاصه ی موجودات می دانستند، وبعضی او را خالق آسمان وزمین وپروردگار عالمین می انگاشتند: هلم جرا.
اشخاصی که در این زمان غیبت کبری واقع شده اند، در مراتب امام شناسی درجات مختلفه دارند که معرفت آحاد وافراد آنها به مراتب مختلف ومتشتت می باشد. واز برای عموم این طایفه واصناف مزبوره که در مقابل خواص قرار داده ایم، تکالیفی است واجبه ومندوبه که باید از قرار آن تکالیف معینه ی مقرره معمول ورفتار نمایند ودر تیه تغافل وتجاهل سرگردان نباشند، تا آنکه شاید از برکت توجهات قدسیه ی آن حضرت (ارواحنا فداه) منظور نظر الطاف واعطاف آقا ومولای خود (صلوات الله وسلامه علیه) شوند. لذا این حقیر تکالیف هر یک از این اصناف مزبوره را که فعلا در زمان غیبت کبرای آن حضرت (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) واقع شده اند، به طور استقصا بیان می نماید، شاید این مذاکرات، اسباب تذکر وتنبه بعضی گردیده اسباب ترقیات ونجات ابدی دارین برای آنها شود.
اعتقاد به لزوم وجود حجت الهی در هر زمان
از جمله تکالیف واجبه ی تو که در غیبت کبرای امام عصر وناموس دهر (ارواح العالمین فداه) واقع شده ای آن است که بدانی خدای تعالی به مفاد انی جاعل فی الارض خلیفة از زمان خلقت آدم الی قیام القیامه یا چهل روز به قیامت مانده - خلیفه وجانشینی ونایبی از جانب خود برای مردم در روز زمین نصب فرموده وهیچ وقت زمین خالی نبوده از حجتی - یا ظاهر ومشهور یا خائف ومغمور - تا آنکه مردمان در هر عصر وزمان ایراد وحجت بر خدا نگیرند که ما جاهل بویدم ونادان وتو را حجتی وبرهان نبود که از او کسب تکالیف ورفع نادانی خود را نمائیم، بلکه حجت بالغه ی الهیه (عز سبحانه وبهر برهانه) بر مردم تمام باشد که: در هر عصر وزمان، حجتی از جانب خود روشن وبرهانی مبرهن برای شما فرستادم وشما را مامور نمودم که در معرفت وشناسائی کسب معالم وتکالیف دینیه ودنیویه واخرویه وظاهریه وباطنیه وصوریه ومعنویه از او بنمائید وتغافل وتساهل نورزید. اگر بعضی مردم مانند یومنا هذا وعصرنا هذا، بخواهند بگویند ما را حجتی ظاهر وناطق ومشهود وملموس نیست، سخنی است باطل واز درجه ی اعتبار واعتماد عاطل است زیرا که پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در وقت رحلت خود دستورالعملی دادند که بعد از او امت مرحومه رفتار نمایند. به همچنین حضرت امیرالمومنین (صلوات الله علیه) وسایر اوصیای مطهرین او که هر یک در زمان خود حجج قاهره ی باهره ی الهیه بودند. واحدا بعد واحد دستور العمل امتی که در زمان آنها بودند دادند. تا آنکه نوبت رحلت به حضرت امام همام حجة الحق علی الخلق امام حسن عسکری (علیه الصلوة والسلام) رسید وآن حضرت نیز هنگام رحلت در خصوص حجت بعد از خود دستور العمل مرحمت فرمودند وحجت خدا را بر خلق بعد از خود که محمد بن الحسن العسکری ولد سعادتمند آن حضرت باشد ودر سن چهار سالگی دارای مرتبه امامت وولایت بود - مانند عیسی ویحیی (علیهما السلام) - به مردم نشان دادند.
چنانکه به سند صحیح از شیخ ثقه محمد بن عثمان عمری (قدس سره) روایت است که او گفت:
حسن بن علی (علیهما السلام) روزی از روزها پسر خود محمد مهدی (صلوات الله علیه) را بر ما عرض کرد وبه ما نمود آن وجود مقدس را وما چهل نفر بودیم که در منزل آن حضرت فرود آمده بودیم وحضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند که: این فرزند من پس از من امام وپیشوای شما است وخلیفه است از جانب من بر شما، فرمان پذیر شوید او را وپس از من پراکنده ومتفرق نشوید وبه طرق دیگر مروید که هلاک خواهید شد، وبعد از امروز شماها دیگر محمد مهدی را نخواهید دید.
محمد بن عثمان گفت:
چندی نگذشت که حضرت عسکری (علیه السلام) از دار دنیا رحلت فرمود.
وبعد از رحلت آن حضرت، امام الانس والجان صاحب العصر والزمان محمد بن الحسن (صلی الله علیه وعلی آبائه الطاهرین) امام وخلیفه وجانشین الهی شد واز جهت خوف سلاطین جور که می خواستند آن حضرت را به قتل برسانند، خود را از مردم پنهان می داشت. ولی بعضی موالیان ودوستان وشیعیان آن حضرت به طور پنهان حضور آن حضرت مشرف می شدند وبعضی دسترس نداشتند، اما به توسط کسانی که حضور حضرتش درک تشرف حاصل می نمودند، عرایض ومطالب وحوائج خود را عرضه می داشتند وبه جواب نایل می شدند، تا آنکه از آن حضرت دستورالعملی رسید که:
چون خوف زیاد شده وامر بسیار مشکل گردیده، از جانب خود نایب مخصوصی برای شما قرار دادم که عموم شماه عرایض وحوائج خود را به توسط او به من برسانید واو شیخ ثقه ی معتمد عثمان بن سعید عمروی است که در زمان حضرت امام علی النقی وحضرت امام حسن عسکری (علیهماالصلوة والسلام) هم، منصب وکالت داشت.
وشیخ ثقه ی مزبور (قدس سره) تا مدت... سال به منصب نیابت ووکالت خاصه از طرف حضرت حجت (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) برقرار بود تا در سنه ی... روح پرفتوحش به عالم قدس پرواز نمود، وبعد از او باز به امر حضرت حجت (عجل الله فرجه) ولد ارشد عثمان بن سعید، ثقه ی جلیل القدر محمد بن عثمان بعد از فوت پدر به منصب نیابت ووکالت او را معین ومقرر فرمودند واو ظاهرا مرجع شیعیان بود تا مدت پنجاه سال وکسری که نوبت او هم به سر آمد، به روایت «عوالم» در آخر جمادی الاولی سنه ی سیصد وپنج وبه روایت غیر او در سنه ی سیصد وچهار به عالم باقی شتافت.
پس از رحلت محمد بن عثمان (قدس سره) که نایب دوم بود، باز به امر امام عصر (قدس سره) به منصب نیابت ووکالت در میان شیعیان معین ومنصوب گردید، تا او هم پس از زیاده از بیست ویکسال متصدی بودن به امر سفارت در ماه شعبان سنه ی سیصد وبیست وشش هجری رحلت کرد واو نایب سیم بود. پس از آن به امر حضرت، منصب نیابت ووکالت تفویض به ابی الحسن محمد بن علی سمری (قدس سره) شد ونایب خاص آن حضرت بود. وقتی که خواست از دار فانی به سرای جاودانی رحلت نماید، شش روز قبل از فوت او این توقیع رفیع از طرف ذی شرف امام زمان (ارواحنا فداه) شرف صدور یافت، ودستور العمل در توقیع مبارک به این مضمون مرحمت وعنایت فرمودند، کما فی «الاحتجاج»:
بسم الله الرحمن الرحیم، یا علی بن محمد السمری، اعظم الله اجر اخوانک فیک، فانک میت ما بینک وبین ستة ایام، فاجمع امرک ولا توص الی احد یقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة التامة فلا ظهور الا بعد اذن الله تعالی ذکره، وذلک بعد طول الامد وقسوة القلوب وامتلاء الارض جورا، وسیأتی شیعتی من یدعی المشاهدة الا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحة، فهو کاذب مفتری، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.
وعلی بن محمد سمری هم بعد از شش روز، در ماه شعبان سنه ی سیصد وبیست ونه به روایت ابن طاوس (قدس سره) ودر نصف شعبان سیصد وبیست ونه به روایت صاحب «عوالم» ودر سیصد وبیست وهشت به روایت «مدینة المعاجز» به عالم قدس رحلت نمود. وبنا به روایت محمد بن یعقوب، محمد بن علی سمری عریضه به حضرت نوشت وخواهش کفن نمود که معلوم شود وفات او در چه وقت می شود، جواب بیرون آمد که تو در سال هشتاد ویک به آن محتاج شوی. وکفن پیش از مردن او به یکماه رسید ودر همان وقت که فرموده بود وفات کرد وبه عالم قدس رحلت فرمود واین غیبت صغری هفتاد وچهار سال تقریبا طول کشید ودر طول این مدت دستورالعملهای کافی وشافی متدرجا برای اشخاصی که بعد از این در غیبت کبری خواهند آمد - تا ظهور موفور السرور خود - مرحمت فرموده اند وتکالیفی مخصوصه قرار داده اند - علاوه بر تکالیفی که از آباء کرامش (علیهم السلام) از برای مردم در غیبت کبرای آن حضرت (عجل الله فرجه) رسیده - که باید موافق آن دستور العملها وتکالیف معینه معمول ورفتار شود. از جمله دستورالعملها که از آباء گرامش (صلی الله علیهم اجمعین) رسیده، کما فی «الاحتجاج» روی عن علی بن محمد انه قال:
لولا من یبقی بعد غیبة قائمکم من العلماء الداعین الیه والدالین علیه والذابین عن دینه بحجج الله والمنقذین لضعفاء عباد الله من شباک ابلیس ومردته ومن فخاخ النواصب لما بقی احد الا ارتد عن دین الله ولکنهم الذین یمسکون ازمة قلوب ضعفاء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الافضلون عند الله عز وجل.
از جمله دستور العملهائی که خود آن حضرت (عجل الله فرجه) مرحمت فرموده اند برای مردم وتکلیف خلق را معین فرموده اند که در زمان غیبت کبری در امر دین وآئین واصول وفروع خود چه قسم رفتار کنند، توقیعی است که در زمان محمد بن عثمان (رضی الله عنهما) بیرون آمد در جواب مسائل اسحق بن یعقوب (رحمه الله) چنانچه در «احتجاج» واکثر کتب معتبره است:
اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجة الله...
پس امام (عجل الله فرجه) امر ومقرر فرموده اندکه در حوادث وارده ی واقعه رجوع نمائیم به راویان احادیث آنها (سلام الله علیهم) واین راویان ودانشمندان احادیث را حجت خود بر ما قرار داده، هر که رجوع کرد در امر دین خود به آنها ناجی وهر که از آنها اعراض کرد، از حجت خدا اعراض کرده وهالک خواهد بود.
شناسایی وپیروی نواب عام در غیبت کبری
پس از جمله تکالیف انام بعد از معرفت وشناسائی شخص مقدس امام (علیه الصلوة والسلام) معرفت وشناسائی وپیروی وفرمان برداری راویان ودانشمندان احادیث واخبار اهل بیت معصومین (سلام الله علیهم) می باشد واین نوع از روات احادیث وحدیث فهمان، به حسب درجات متفاوت ومتغایرند. ایمان آوردن واقرار نمودن به نوع آنها لازم، وتقلید وپیروی کردن یک نفر از مجتهدین آنها بر مقلد واجب است. الحال، اگر بخواهم رشته سخن را بکشم که آن شخص راوی حدیث وصاحب فهم ومتفقه اخبار، چگونه صفاتی علما وعملا باید داشته باشد، اصل غرض حقیر از این نسخه از میان خواهد رفت ومحتاج به چندین هزار بیت کتابت خواهم شد.
همین قدر اجمالا عرض می کنم، گول وفریب هر ریش وعمامه را نباید خورد. آن شخص باید عالم باشد، عامل باشد، عامل باشد، عادل باشد، صاحب اخلاص باشد - اگرچه مخلصین هم در خطر عظیمند - وموافق سیره ی محمد وآل محمد (صلی الله علیه وعلیهم اجمعین) رفتار نماید، نه موافق سیره ی ملوک وابناء ملوک واهل دنیا - چنانکه می بینی ودر آخر این نسخه انشاء الله اندک بسطی داده خواهد شد - واین نوع اشخاص مانند پاره ای از الماس هستند که در میان مشتی شیشه وبلور ریخته شود، تو که اهل خبره نیستی نمی توانی آن پاره الماس را جدا کنی، مگر آنکه ببری نزد اهل خبره وخبره که به مجرد نگاه کردن - وخبره بودن او در آن شرایط وموازین وصفات مقرره ی معهوده - پاره الماس را از آن شیشه وبلورها جدا می کند وبه تو می دهد، بلکه قیمت وقیراط او را هم خواهد گفت. پس ای برادر من اگر از اهل خبره نیستی.
فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون.
احساس حالت مراقبه
بدانکه یکی از تکالیف مقرره ی مشکله ی تو در غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) که مشکل ترین تکالیف است، حالت مراقبه است با خدای خود (جل جلاله) وکیفیت آن در ریاضات شرعیه، مدون ومضبوط وحقیر در کتاب «خرابات» بسط عظیمی داده ام ونظیر آن مراقبه ی با امام عصر (ارواحنا فداه) است واین حالت مراقبه را معنی آن است که در تمام حرکات وسکنات وافعال واعمال واقوال خود مراقب امام خود (عجل الله فرجه) باشی وبه طور یقین بدانی که امام تو (علیه السلام) همه جا با تو همراه است، آنی ودقیقه ای از تو جدائی وانفکاک وغفلت ندارد، چنانکه سابقا اشاره شد تصور کن که مرشدی یا پیری صاحب ریاضت داری که از کثرت ریاضات شاقه از اکثر امورات خیالیه وباطنیه ی تو مستحضر ومطلع است وبا آن مرشد چندی جلیس وانیس شده ای، تو را به خدا ملاحظه کن تا چه اندازه ودرجه ظاهرا وباطنا از آن مرشد ملاحظات داری وادب او را نگاه می داری ومواظب ومراقب خود هستی که ظاهرا وباطنا، غیابا وشهودا خلاف ادبی یا خلاف مرسومی از حیث نشست وبرخواست ورفتار کردار واکل وشرب ونماز وطاعت وحضور قلب از تو ظاهر نشود وخود را وا می داری اختیارا واضطرارا به اعمال وکردار ورفتار حسنه ومجانبت از اعمال سیئه طوعا او کرها که مبادا خلاف میل او به حسب ظاهر یا باطن از تو ناشی شود وآن مرشد تو را ملامت وشناعت نماید، یا از مصاحبت ومجالست تو کناره جوئی کند، یا از مرتبه ی تو نزد او چیزی کاسته شود، خدا شاهد است که اکثر مردم امام زمان خود را (ارواح العالمین فداه) از ادنی مرشدی در این عصر، بی تصرف تر می دانند وگمان می کنند که امام زمان آنها (عجل الله فرجه) چون از انظار کثیفه ی این خلق منکوس در قید غیبت واختفا محجوب ومحبوس است، از ظاهر وباطن مخلوق بی خبر وبی اطلاع است وحال آنکه حاضر در امصار است وناظر در افکار وغایب از ابصار. در توقیع رفیع شیخ سدید مفید (رضوان الله تعالی علیه) فرموده:
فانا نحیط علما بانبائکم ولا یعزب عنا شیی من اخبارکم.
ودر موضعی دیگر:
وانا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم ولولا ذلک لنزل بکم البلاء واصطلمتکم الاعداء...
ودر دعای سیزدهم ماه رمضان است که معصوم خطاب به آن حضرت فرماید:
اللهم صل علی محمد وآل محمد وادفع عن ولیک وخلیفتک ولسانک والقائم بقسطک والمعظم لحرمتک والمعبر عنک والناطق بحکمک وعینک الناظرة واذنک السامعة وشاهد عبادک حجتک علی خلقک...
وگمان می کنند که امام آنها (عجل الله فرجه) نمی داند که این مردم به چه کار مشغولند وروز وشب خود را به چه قسم از لهو ولعب می گذرانند، واز این جهت چه بی اعتنائی ها به امام زمان خود (ارواحنا فداه) می کنند وچه مخالفتها با او دارند، بلکه به انواع واقسام اذیتها آن حضرت را می رنجانند واسباب اعراض واشمئزاز آن حضرت را (صلوات الله وسلامه علیه) فراهم می آورند. در هر ساعتی ودر هر دقیقه ای ودر هر آنی از کثرت حرکات لغو ولهو وکارهای ناشایسته امام خود را مهموم ومغموم می نمایند وهر لحظه همی بر هم آن حضرت وغمی بر غم آن جناب (ارواحنا فداه) می افزایند.
با وجود این خود را از مطیعان وشیعیان ودوستان آن حضرت می داند ولاف وگزاف تولا وشیعه بودن وجان نثاری در رکاب آن حضرت می زنند وابدا از خدا ورسول وائمه وامام زمان خود (سلام الله علیهم) شرم نمی نمایند وچنین می پندارند که امام آنها از آنها غفلت دارد واز حرکات ناشایست آنها خرسند است.
خلاصه، چنانچه این حالت مراقبه را اتصالا ملحوظ ومنظور داشته باشی، البته به مقاماتی می رسی که «لم یخطر علی قلب بشر» اندک اندک تمام حرکات تو موافق رضای آن حضرت خواهد شد ورضای آن حضرت رضای خدا است (جل جلاله) همین قدر باید قطع نمائی که هیچ ولیی از اولیاء وهیچ صدیقی از صدیقین وهیچ مخلصی از مخلصین به درجه ی ولویت وصدیقیت وغیرها نرسیده اند الا از حالت مراقبه، پس بهتر آن است که تکلیف خودرا در حرکات وسکنات ظاهره وباطنه ی خود بفهمی وبدانی وعقیده ی تو به طور یقین این باشد که تمام اعمال وافعال واقوال تو نزد امام تو (ارواحنا فداه) مشهود است وآنی ودقیقه ای از تو غفلت ندارد.
به علاوه عرض اعمال تو در هر روز وهر شب - در تمام ایام هفته - در دوشنبه وپنج شنبه به امام زمان تو وسایر ائمه ی هدی وپیغمبر خدا واکثر ملائکه (سلام الله علیهم) می شود وتمام آنها مطلع ومستحضر از اعمال تو هستند وخواهند بود، چنانکه شرح آن بعد از این خواهد آمد.
ایجاد محبت قلبی
بعد از اینکه مواظب حالت مراقبه شدی، کم کم برای تو مقام انس واستغراق ومحبت صمیمی حقیقی با امام وآقا ومولایت (عجل الله فرجه) حاصل خواهد شد وباید محبت تو از روی صمیم قلب باشد وعشق تو عشق حقیقی باشد نه مجازی، وبه قسمی فانی در محبت وولای آن محبوب حقیقی (ارواح العالمین فداه) بشوی مثل حدیده ی محماة وخدای نخواسته محبت تو محبت دروغی وعاریه ومجازی وسرسری نباشد ومبادا مثل آن اشخاصی باشی که سید بن طاوس (قدس سره) در کشف المحجه می گوید به فرزند خود که ترجمه ی عبارت او ملخصا این است:
وصیت می کنم تو را ای فرزند محمد وبرادرت را وهر که واقف شود بر این کتاب من، بر صدق وراستی در معامله ی خدا ورسول (صلی الله علیه وآله) وبه حفظ وصیت آن دو بزرگوار درباره ی مهدی (علیه السلام) چرا که من یافتم قول وفعل بسیاری از مردم را درباره آن حضرت (علیه السلام) مخالف عقیده ی آنها از چند چهت.
از جمله آنکه یافتم که اگر برود از آن کس که اعتقاد دارد به امامت او غلامی یا اسبی یا درهم ودیناری، ظاهر وباطن او مشغول می شود به طلب آن مفقود وبذل می کند در تحصیل آن گمشده منتهای کوشش وجد وجهد خود را، وندیدم که به جهت در آمدن این بزرگوار عظیم الشان به جهت صلاح دین وایمان وقطع نمودن دنباله ی اهل کفر وعدوان، خاطر آن شخص پریشان شود به قدر آنچه به جهت محقرات دنیا می شود. پس چگونه اعتقاد می کند کسی که این طور باشد که عارف بحق خدا ورسول (صلی الله علیه وآله) ومعتقد به امامت آن حضرت باشد، آن طور که ادعای دوستی وموالات وگفته ی زبانی در مقالات او باشد.
واز جمله آنکه یافتم کسی که اعتقاد او به وجوب ریاست وظهور مهدی است وانفاد حکم او را لازم می داند، اگر صله ای برسد از دشمنی به او - خواه سلطان باشد یا غیر سلطان - چونکه آن صله به او رسید، پیوسته دلش به بقای آن سلطان یا غیر او بسته ومشغول می شود واز مهدی (علیه السلام) غافل خواهد شد.
واز جمله آنکه من یافتم کسانی که ادعای وجوب سرور به سرور مکهدی وتکدر به تکدر آن حضرت (علیه السلام) می نمایند، می گویند که هرچه در دنیا است وآنچه در دست ملوک وسلاطین است از دست مهدی (علیه السلام) گرفته شده است واعتقادی اوست این فقره، با وجود این نمی بینم متاثر شود مثل تاثر او اگر پادشاهی از خود او درهمی یا دیناری یا ملکی یا عقاری بگیرد، پس کجا است وچه قدر بینونیت دارد این حالت باوفای به دوستی معرفت با خدا ورسول وائمه (سلام الله علیهم اجمعین)...
پس چنانچه مقام انس واستغراق برای تو حاصل شد، باید بعضی وسائل واسباب ظاهره وباطنه موجب انفصال وانفکاک این حالت ومقام نشود - که اندک اندک به تسامح وتعلل این حالت فراموش شود - بلکه ملکه ی راسخه ای برای تو حاصل شود. پس از حصول ملکه ی راسخه ی در دوستی وولای آن حضرت (ارواحنا فداه) خالص وبی غل وغش شوی به قسمی که دوستی ومحبت آن حضرت، فانی ومضمحل شوی واین حالت به مجرد قول وزبان نباشد، بلکه قلب خود را از محبت آن حضرت پرنمائی واز محبت غیر خالی وصاف وخالص نمائی که خدای نخواسته آز آن اشخاص نباشی که امام تو (علیه السلام) می فرماید:
والله اگر شما را امتحان کنیم، یک نفر از شماها خالص پیدا نمی شود.
بلکه از آنهائی باشی که امام تو (علیه السلام) می فرماید:
اگر شمشیر بر خیشوم آنها بگذارند، از دوستی ما دست برنمی دارند.
بعد از آنی که سرمایه ی مراقبه را به دست آوردی ودارای این نعمت عظمی شدی وچنین مقامی را پیدا کردی که خالصا مخلصا ولای آن حضرت را (ارواحنا فداه) در دل جای دادی، آن وقت این اکسیر احمر وکیمیای اعظم سریان وجریان می نماید به تمام اعضا وجوارح ظاهره وباطنه ی تو وتمام را خالص عیار می نماید که دیگر قیراطی غل وغش در آن نمی ماند.
پس از تحصیل ودارائی این مقام تکلیف تو آناست که در درجه ی یقین قدم گذاری وتحصیل مقام یقین را نمائی ولو بقدر ذره ای باشد.
ومحال است که مقام سابق تمام شودالا به انضمام درجه ی یقین، چنانچه شکاکان مردودند وکسی که در مقام تولا شکاک باشد، مطلوب خداوند (عز وعلا) وخاصان درگاه او نخواهد بود.
اظهار وابراز علاقه ومحبت
از جمله تکالیف تو اگر سواد عربیت نداری وذوق مطلب فهمی داری، باید مشق محبت وولای آن حضرت را به وسائل مختلفه بنمائی وبخوانی بعض کلمات علمای عاملین ومحبین صادقین را که بعض مکنونات قلبیه را بر صحایف اوراق نگاشته اند وبرخی عوالم مجبت ومعانی مودت خود را به صورت کتابت بیادگار گذاشته اند، مانند استاد اعظم (ادام الله ظله العالی علی رؤس الادانی والاعالی) که در «نجم ثاقب» می فرماید:
انسان مدعی وصول به درجه ی ایمان به جنان - نه به مجرد قول به زبان - صادق نباشد جز آنگاه که محبتش به موالیانش چنان باشد که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرموده - چنانچه شیخ صدئق در «امالی» وشیخ طوسی در «امالی» وابن شیرویه در «فردسو» نقل کرده اند - که:
ایمان نیاورده بنده تا اینکه بوده باشم من محبوب تر نزد او از جان او، واهل من محبوب تر نزد او از اهل او، وعترت من محبوب تر نزد او از عترت او، وذات من محبوب تر نزد او از ذات او.
پس شخصی به عبدالرحمن که راوی حدیث است گفت: «تو پیوسته حدیثی می آوری که خداوند دلها را به آن زنده می کند».
وشاید این مقام اول درجه ی ایمان باشد که محبتش با موالیانش چون محبت او باشد با یکی از اخص اولاد واقرب واکمل ایشان نزد او، والا عارف به خصایص ذاتیه وکمالات نفسانیه ونعم واحسان غیر متناهیه ایشان را به عباد، کارش به حسب اندازه ی دانش ومعرفتش به آنجا کشد که جز آن سلسله ی معظمه (علیهم السلام) کس را قابل محبت در خلق نبیند واگر بیند به جهت انتساب وعلاقه ی اوست - هرچند جزئی باشد - به آن خانواده رحمت وعظمت واگر انسان واقعا جرعه ای از شربت گوارای محبت به امام خود را چشیده ورشته ی قلبش حسب فطرت وریاضت پیوسته به آن حضرت مقدس کشیده، البته چنان مهموم شود با فراقی چنین که خواب را از چشم بد ولذت را از طعام وشراب، ودر «خصال» و«من لا یحضره الفقیه» از جناب صادق (علیه السلام) مروی است که فرمودند:
پنج نفرند که نمی خوابند...
تا آنکه شمردند از آنها محبی را که مترقب مفارقت حبیب خود است. وچنین شخصی البته اگر به مفارقت مبتلا شود، همش بیش وقلقش بی اندازه واضطرابش زیاد وخواب وراحت را بالمره فراموش نماید، که شخصی به این عظمت وجلالت وبزرگی ورافت واحسان وعطوفت ومهربان تر از هزار پدر، حاضر وناضر ولکن چنان در پرده ی حجابی از حجابهای الهیه پنهان وپوشیده که نه دستی به پرده ی حجابی از حجابهای الهیه پنهان وپوشیده که نه دستی به دامانش رسد ونه چشمی به جمالش افتاد ونه از مقر سلطنتش خبری ونه محل اقامت ورحلتش اثری، هر دون وخسیسی را بیند، جز آنکه جز او کسی را نجوید وهر لغو وناملایم ومنکری را بشنود، جز سخنی از آنکه جز او نخواهد کسی سخنی گوید، ودر «عیون» از جناب رضا (علیه السلام) مروی است که در ضمن خبری متعلق به آن جناب فرمود:
چه بسیار مومنه وچه بسیار مومنی که متاسف وحیران ومحزونند در وقت فقدان ماء معین، یعنی حضرت حجت (علیه السلام)، ودر فقرات شریفه ی دعای ندبه ی معروفه - که در چهار عید وروز جمعه وشب آن باید خواند - اشاره شده براین مقام که حاصل مضمون بعضی از آنها این است - بعد از ذکر پاره ای از اوصاف ومناقب آن جناب (ارواحنا فداه) که:
«کاش می دانستم که تو در کجا اقامت نمودی وکدام زمین وخاک تو را برگرفته، آیا به رضوی جای داری یا به ذی طوی، گرا ناست بر من که خلق را بینم وتو دیده نشوی ونشنوم از تو نه آوازی ونه رازی گران است بر من که احاطه کند به تو بلا نه به من، ونرسد به تو از من نه ناله ای ونه شکایتی، جانم فدای تو غایبی که از ما کناره نداری، جانم فدای تو، دور شده ای که از ما دوری نگرفتی، جانم فدای تو، دور شده ای که از ما دوری نگرفتی، جانم فدای تو، که آرزوی هر مشتاق آرزومندی از مرد وزن، که تو را یاد آورند وناله کنند.گران است بر من که من بر تو بگریم وخلق از تو دست کشیده باشند.
گران است بر من که من بر تو بگریم وخلق از تو دست کشیده باشند. گران است بر من اینکه جاری شود بر تو آنچه جاری شده نه بر ایشان، آیا معینی هست که طولانی کنم با او گریه وناله را؟ آیا جزع کننده ای هست که من او را بر جزعش یاری کنم، هر آنگاه که خلوتی باشد؟ آیا به چشمی خاشاکی رفته، که چشم من او را بر آن حالت مساعدت کند؟ آیا به سوی تو راهی هست ای پسر احمد (صلی الله علیه وآله) که به حضور جنابت مشرف شوند؟ آیا متصل می شود روز ما از تو به فردای او، پس محفوظ وبهره بریم؟ کی سیراب می شویم بر چشمه سارهای سیراب کننده، پس سیراب شویم؟ کی سیراب می شویم از آب گوارای تو، که تشنگی به طول انجامید؟ کی صبح وشام به خدمتت خواهیم رسید؟ کی تو ما را می بینی وما تو را وحال آنکه لوای ظفر ونصرت برافراشته شده؟»
تا آخر دعا که نمونه ای است از درد دل آنکه جامی از چشمه ی محبت آن جناب نوشیده، وسزاوار است او را که به امثال این کلمات درد دلی کرده وبر آتش هجرانش کفی از آب شور پاشیده...
راز دل گفتن ونغمه مهر ووفا سرودن
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) در حق اشخاصی که جرعه ای از محبت آن جان جهانیان نوشیده، وردای بندگی آن مولای عالمیان را پوشیده، وبه غیر از وجود اقدسش، چشم از تمام عالم امکان پوشیده، بیدار بودن شبها وبه یاد امام خود بودن وبا او گفتگو ودرد دل ومناجات نمودن است.
فانتبه ایها النائم الغافل، وتنبه ایها السکران الجاهل، وتذکر غیبة امام العصر والزمان، وتدبر بعدک من حضرة ذلک السلطان، وتامل فی مدة الفرقه والهجران، وقل ما قال بعض المحبین العاشقین، بل الکالملین الواصلین فی بعض تدویناته لهجعة النائمین، وبهجة العاشقین، فی کتابه المسمی به «دار السلام» (علی مولفه آلاف التحیة والسلام)، ثم یری ان لا طریق له الی مولاه الذی الیه ینتهی المکارم ومنه یبتداء الفوائد والغنایم ولا سبیل له الی مقدس حضرته ولا علم له بموضع ظعنه واقامته، قد ضربت بینه وبین مستقره المطهر استار لا تهتک وحیل بینهما بحار وقفار لاتسلک، اسدلت دون حمی حرمه الشریف حجب الالهیة لا ترتفع بالامانی والامال، وارخیت دون ظلال قصره المنیع کلل تقصر عن الوصول الیهما الایدی ویکل الخبال. فهیهات من لقیا حبیب تعرضت لنادون لقیاه مهامة بید هذا، والجور قد... واسفر الظلم ذراعه وعطلت الحدود والاحکام وخفیت معالم الدین وشرایع الاسلام. هجمت جنود الابالسة علی ثغور الشریعه وصارت اذل الطوایف عصابة الشیعة.
تعضهم من کل ناحیة کلاب عاویات وترضهم عساکر الکفر والنفاق بخیول عادیات.
صار المعروف اشد المنکرات والمنکر معروفا لا قبح فیه عند البریات. اقبلت الفتن من کل جانب واظلمت نور الحق شبهات الاجانب. لا یمکن تحصیل ما بقی من الدین الا بجهد کثیر وعناء وصار حفظ ما وجد منه اصعب من استمساک جمر الغضاء.
تکشف تلک الکروب، لو بدی نور وجهه من حجب الغیوب، وتحترق جموع الشیاطین وشبهات المعاندین، لو اشرقت بضیاء طلعته المبارکه ظلمات الارضین، لکاد یتفتت قلبه ویطیر لبه، ویتشعب فکره فکیف بان یستلذ طیب المنام وتهجع عینه ونار الفراق کل یوم فی اضطرام، وفی «الاکمال» عن صدیر الصیرفی قال:
«دخلت انا والمفضل بن عمر وداود بن کثیر الرقی وابو بصیر وابان بن تغلب، علی مولانا ابی عبدالله جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) فرایناه جالسا علی التراب وعلیه مسح خیبری مطوق بلا جیب مقصر الکمین وهو یبکی بکاء الوالهة الثکلی ذات الکبد الحری قد بان الحزن وجنتیه وشاع التغییر فی عارضیه واملت الدموع محجریه وهو یقول:
سیدی غیبتک نفت رقادی وضیقت علی مهادی وابتزت منی راحة فوادی، سیدی غیبتک وصلت مصابی بفجائع الابد وفقد الواحد بعد الواحد بفناء الجمع والعدد فما احسن بدمعة ترقی من عینی وانین یفتر من صدری عن دوارج الرزایا وسوالف البلایا الا مثل لعینی من غوایل اعظمها واقطعها وبواقی اشدها وانکرها ونوائب مخلوطة بقضائک، ونوازل معجونة بسخطک.
قال سدیر:
«فاستطارت عقولنا ولها وتصدعت قلوبنا جزعا من ذلک الخطب الهائل والحادث الغائل، فظننا انه اسمت لمکروهة قارعة او حلت به من الدهر بائقه، فقلنا:»لا ابکی الله یابن الوری عینیک من ایة حادثة تستذرف دمعتک وتستمطر عبرتک وایة حالة حتمت علیک هذا الماتم. «قال: فزفر الصادق (علیه السلام) زفرة انتفخ منها جوفه واشتد عنها خوفه فقال:
ویلکم نظرت فی کتاب الجفر صبیحة هذا الیوم، وهو الکتاب المشتمل علی علم المنایا والبلایا وعلم ما کان وما یکون الی یوم القیامة، الذی خص الله تقدس اسمه محمدا والائمة من عبده علیهم السلام به، وتاملت فیه مولد قائمنا وغیبته وابطائه وطول عمره وبلوی المومنین من بعده فی ذلک الزمان وتولد الشکوک فی قلوب الشیعة من طول غیبته وارتداد اکثرهم عن دینهم وخلعهم ربقة الاسلام عن اعناقهم، التی قال الله تعالی: «وکل انسان الزمناه طائره فی عنقه» یعنی الولایة، فخذنی الرقة واستولت علی الاحزان.
فاذا کان هذا حال الامام (ع) فی حزنه علی ما یرد علی الشیعة فی غیبتة، فبالحری للمومن المبتلی بتلک الهلکه ان یطول حزنه ولا ینام فی لیلته ویتاسف دائما فی غیبد امامه ویتحسر لفراقه فی آناء لیله واطراف ایامه ویناجی ربه تارة ویقول:
اللهم انت کشاف الکرب والبلوی، والیک استعدی، فعندک العدوی، وانت رب الاخرة والاولی، فاغث یا غیاث المستغیثین عبیدک، واره سیده یا شدید القوی، وازل عنه به الاسی والجوی، وبرد غلیله یا مز علی العرش استوی، ویخاطب امامه احری، ویقول لیث شعری این استقرت بک النوی، بل ای ارض تقلک او ثری، ابرضوی او غیرها ام ذی طول...
الی ان قال (ادام الله ظله):

نری یدک ابتلت بقائمة العضب * * * فحتی م حتی م انتظارک بالضرب
اطلت النوی فاستامنت مکرک العدی * * * وطالت علینا فیک السنة النصب
الی م لنا فی کل یوم شکایة * * * نثج بها الاصوات ثجامن الندب
هلم فقد ضاقت بناسعة الفضا * * * من الضیم والاعداء آمنة السرب
وفیت وعهدی ان عزمک لا ینی * * * ولکنما قد یربض اللیث للوثب
احاشیک من غض الجفون علی القذاء * * * وان تملاء العینین نوما علی الغلب
متی ینجلی لیل النوی عن صبیحة * * * نری الشمس فیها طالعتنا من الغرب
وفیلقک الجرار غصت بخیله * * * رحاب الفیا فی الملس والاکم الحرب
علیها کماة عیدها الحرب افزعت * * * سوابغ داود علی اسد غلب
فدیناک ادرکنا فان قلوبنا * * * تلظی الی سلسال منهلک العذاب
متی تشتفی منک القلوب بسطوة * * * تدیر علی اعداک ارحیة الحرب
فقم واملاء الدنیا فدائک اهلها * * * بعدل تقیل الشاة فیه مع الذئب
واعطف علینا برد عطفک سایسا * * * امور جمیع الخلق بالعزل والنصب
ودم قاضیا حق العل بعزائم * * * تهب هبوب الریح فی المشرق والغرب
ولاحت فارضت من یوالیک وانثنت * * * بسخط علی من لا یوالیک منصب

اقول: هذه القصیدة من الشیخ العالم الفاضل الشیخ عبدالحسین الاعصم (رحمه الله) فهی قصیدة طویله.
ویخاطب نفسه مرة ویقول:
ویحک یا نفس ان کنت قد حرمت من النظرة الی تلک الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة ومنعت عن الاقتباس من انوار علومه الالهیة وحکمته المحمدیة بمرا من الناس ومسمع منهم ومحضر من الخلق ومشهد لهم لمصالح وحکم تدور علیها نظام العالم، لکن ابواب الوصول الیه مفتوحه ومناهل الظماء لدیه مترعه دخلها قوم لم یسلکوا غیر طریقهم وشرب منها زمرة لم یشربوا من غیر انیتهم، فارجعی البصر کرتین تریهم بین الناس مختفین وقد اشرنا الی بعضهم فی مطاوی هذا الکتاب ولعل الله یوفقنا لاستقصاء جماعة منهم فی رسالة منفردة تحن الیها قلوب اولی الالباب.
فلو شابهتهم فی الاعمال والاقوال وصرت کاحدهم فی الافعال والاحوال کنت معهم عند تقسیم هذا النوال. لکنک تدثرت بجلباب اعدائه وانخت راحلتک بغیر فنائه تصبحین وتمسین ولایجری ذکره علی قلبک ولسانک وتبتغین مرضات رب العالمین وفضله ولا تقدمه فی امامک فاتخذته ورائک ظهریا، فکانه (علیهم السلام) صار نسیا منسیا فصرت محرومة من خصایص لطفه ونفحات رحمته فابک طویلا فقط عظم المصاب وطال العذاب والی الله المشتکی من اتصال الغفلة وسوء الماب.
همت ودعا بر ثبات قدم
بعد از آنی که این درجه ومقام را پیدا کردی، تکلیف تو آن است که همواره از درگاه حضرت احدیت (جل جلاله) مسئلت نمائی که تو را در این مقامات ثابت وراسخ بدارد، وسلب این نعمت عظمی وموهبت کبری را از تو نفرماید، ودر یاری نمودن آن حضرت در غیبت وظهور او (عجل الله فرجه) استبدال به غیر نشوی، چنانکه در دعای مخصوص غیبت وغیره ها می خوانی:
ولا تستبدل بنا غیرنا، فان استبدالک بنا غیرنا علیک یسیر، وهو علینا کبیر.
واز جمله کسی نباشی که از دین خود مانند تیر از کمان بیرون رود.
زیرا که استبدال نمودن غیر ما بر خدای تعالی آسان است وبر ما دشوار، امید است که خدای تعالی از برکت وجد مبارک آن حضرت وآباء کرامش (سلام الله علیهم) تو را ثابت وبرقرار بدارد: «بهم یمحو الله ما یشاء وبهم یثبت» وگمان ندارم کسی که در عقیده ی خود نسبت به امام خود خالص ومخلص باشد وخدای تعالی بداند از قلب او درستی وراستی را وسلب این نعمت را از او بفرماید، مگر آنکه خدای نکرده در عقیده ی او خلل وخطل باشد، وایمان او نسبت به خدا ورسول وائمه (صلی الله علیهم) مستودع باشد نه مستقر.
به خدا قسم، اگر از روی حقیقت درست در این مسئله تفکر وتدبر کنی، خورد وخواب بر تو حرام می شود ودر بیابانی خواهی رفت خالی از اغیار وخار وخاشاک صحرا را بر سر خواهی ریخت وخواهی گفت آنچه را که بزرگان دین تو قبل از تو گفتند، که ای کاش ما مرغی در هوا بودیم ومی پریدیم، وای کاش گوسفندی بودیم در بیابان چرا می کردیم وای کاش مادر ما را نزائیده بود ودر این تکالیف مقرره قصور نمی کردیم.
تجدید پیمان بر توحید ونبوت وولایت
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) همه روزه تجدید عهد نمودن به وحدت خدای (عز وعلا) ونبوت خاتم انبیاء وولایت ائمه ی هدی (سلام الله علیهم) بیعت خود را تازه نمودن وعرض عقاید حقه ی خود را به خدا ورسول وائمه (سلام الله علیهم) نمودن وایشان را به پاکی وطهارت ستودن وبا کمال خضوع وخشوع، استدامت واستقامت عقاید خود را از خداوند تعالی مسئلت کردن است. واین مسئله ی تجدید عهد وعرض عقاید در هر روز به علاوه ی استحباب آن محسناتی ظاهره وباطنه دارد که مستغنی از تفصیل است، ولی طریقه وآداب آن را در این مورد ذکر می نماید که دستور العمل ووظیفه ی همه روزه ی تو باشد.
شاید بدین وسائل ووسایط وطرق مقرره اسباب تقربی برای تو حاصل شود وبا مرکوب صدق اخلاص وتوشه ی علم وعمل خود را به منزل حقیقی خود برسانی. پس درست ملتفت ومتذکر باش بعد از آنی که دانستی ویقین کردی که شخص تو همیشه در محضر امام خود (ارواحنا فداه) اگر ظاهرا حضور نداری وتو امام خود را نمی بینی، واز حال او اطلاع نداری، او (عجل الله فرجه) همیشه تو را می بیند ودر محضر او همیشه هستی وآنی ودقیقه ای، امورات ظاهره وباطنه ی تو از آن حضرت (ارواحنا فداه) غایب نیست. پس تکلیف تو آن است، پس از معرفت چنین مولا وآقائی هر روز وهر شب محاسن خدمتگذاری ومراتب جان نثاری خود را در پیشگاه حضرت او (ارواحنا فداه) مکشوف ومعروف بداری وبه وسایل ووسایط مختلفه حسن خدمت واظهار فدویت وعبودیت خود را قلبا ولسانا وجانا ومالا بنمائی واین فقره به چندین قسم منقسم است که هر یک را در ذیل تکالیف عدیده، مبرهن ومبین می نمائیم، بحول الله تعالی وقوته.
پیروی دقیق از فرمان مولا
یکی از معانی مراقبه ومعاهده آن است که غلام جان نثاری که بر حسب ظاهر از آقا ومولای خود دور باشد، فرضا او رابه سفری فرستاده باشد واز برای او دستورالعمل وتکالیفی معین ومقرر کرده باشد که: باید همه روزه در هر منزلی که وارد شدی دلیلا ونهارا، این دستور العمل مرا باز کنی وملاحظه نمائی واز قراری که مرقوم ومزبور است، معمول ومسلوک ورفتار نمائی. چنانچه بخواهی به خیالات خود رفتار کنی، به خطرات عظیمه گرفتار خواهی شد وبیم ذهاب جان ومال تو خواهد بود، بلکه دنیا وآخرت تو بر باد خواهد رفت.
پس چنین عبدی را نمی رسد که دراین سفر پرخطر وغیبت از حضور مولای خود تابع هوای خود گردیده، من عندی رفتار کند ودستور العمل مولا وآقای خود را فراموش کند، وبی اعتنائی یا بی مبالاتی به دستور العمل مولای خود نماید - که من خود فی نفسه صاحب عقل وشعور ورای واجتهاد مخصوص در امر معاش ورفتار وکردار وحرکات وسکنات خود هستم - زیرا که این غرور اسباب ندامت وخسارت دارین برای او خواهد شد. پس تکلیف چنین عبدی آن است که رای وسلیقه واجتهاد واستنباط خود را به یکسو نهاده واز وادی پر خطر راجح ومرجوح وغیرها حذر نموده واز قرار دستور العمل مولای خود، حذو النعل بالنعل در تمام منازل این سفر معمول ورفتار نماید، تا مقضی المرام به مقصد خود فایز ونایل شود.
آداب پیش از خواب
چون این فقرات را متذکر شدی وبنای خود را بر این گذاشتی که در تمام حالات وحرکات وسکنات خود موافق میل مولای خود رفتار کنی وآنی ولمحه ای در تمام اوقات شبانه وروز خود از مولای خود تغافل وتجاهل ننمائی وهمیشه در نظر داشته باشی که:
مقدمکم امام طلبتی وحوائجی وارادتی فی کل احوالی واموری...
وقسم دهی او را که:
ان یجعل اوقاتک فی اللیل والنهار بذکره معمورة، وبخدمته موصولة، واعمالک عنده مقبولة حتی تکون اعمالک واورادک کلها وردا واحدا وحالک فی خدمته سرمدا.
پس چون شب را خواستی بخوابی وبه مضجع خود بروی، بخوان بعضی دعوات واذکار وسوره های قرآنی را که در کتب آداب وسنن فقهاء (رضوان الله تعالی علیهم) مضبوط است وانتخاب کن از اذکار واوراد ودعوات چیزی را که نام مقدس وذکر اقدس آقا ومولای تو بقیة الله فی الارضین والسموات (ارواحنا فداه) تلویحا او تصریحا در آن مذکور باشد - اگرچه روح تمام کتاب وسنت، وجود مقدس آن جناب وآباء معصومین او (صلی الله علیهم اجمعین)
است - در زیارت مخصوصه ی سرداب آن حضرت است می خوانی:
اشهد ان بولایتک تقبل الاعمال وتزکی الافعال وتضاعف الحسنات وتمحی السیئات...
وامام تو حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) است می فرماید:
ان الله تجلی لعباده فی کلماته ولکن انتم لا تبصرون.
از آن جمله دعائی است که در «خصال» وسایر کتب معتبره ضبط است، که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند که:
چون اراده ی خواب نمائی، دست راست خود را بگذار در زیر حد راست خود وبگو:
وضعت جنبی لله علی ملة ابراهیم ودین محمد وولایة من افترض الله طاعته، ماشاء الله کان وما لم یشاء لم یکن.
پس فرمودند:
هر که این دعا را بخواند در وقت خواب، خدا او را حفظ فرماید از دزد وغارت وخراب شدن خانه واستغفار می نماید از برای او ملائکه.
ودر «ثواب الاعمال» است که حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند:
هر که در وقت خوابیدن تمام مسبحات قرآن را بخواند، نمی میرد تا آنکه حضرت قائم (عجل الله فرجه) را درک کند واگر بمیرد در جوار پیغمبر (صلی الله علیه وآله) خواهد بود.
واضح است که ولایت کسی که مفترض الطاعة است در این ایام غیبت کبری امام عصر تو است (ارواحنا فداه) باید آن حضرت را قصد نمائی ظاهرا وباطنا که خوابیدن تو هم به اذن وامضاء ورضای آن حضرت بوده باشد.
ونیز بگوید آنچه را که در «فلاح السائل» ابن طاوس (قدس سره) از حضرت ابی عبدالله (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده که آن حضرت فرمودند:
چون در فراش خود رفتی برای خوابیدن، بگو:
اللهم انی اشهدک انک افترضت علی طاعة علی بن ابی طالب والائمة من ولده ویسمیهم واحدا بعد واحد حتی ینتهی الی الامام الذی فی عصره، ثم مات فی تلک اللیلة دخل الجنة.
واضح است در این عصر وزمان که امام تو (عجل الله فرجه) امام دوازدهم است واز انظار غایب شده، باید بشماری همه ی ائمه را تا منتهی شود به امام عصر صاحب العصر والزمان (صلی الله علیه وعلی آبائه الطاهرین) ومتذکر شوی که به طاعت ائمه ی خود احیاء وامواتا به خواب می روی وکانه خدا را به شهادت می طلبی که من در وقت خواب خود به طاعت مولا وآقای خود حضرت حجت (عجل الله فرجه) به خواب می روم که عین طاعت تست. اگر روح مرا قبض نمودی یا ارسال فرمودی، به طاعت تو وولایت اوست (صلوات الله علیه وعلی آبائه المعصومین).
آداب هنگام بیداری
چون شب را از خواب بیدار شدی اولا سجده ی شکر بجا بیاور اقتداء للنبی (صلی الله علیه وآله وسلم) او اینکه خدای تعالی از روی کمال مرحمت ومکرمت واز برکت وجود مقدس امام عصر (ارواحنا فداه) روح تو را برگردانید وتو را زنده کرد ودر خواب قبض روح تو را نفرمود وبیدار شدی در حالتی که با محبت وولای موالیان خود ثابت ومستقر هستی ونیت تو این است که روز را به شام وشام را به روز برسانی با محبت وولای اهل بیت معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) وتمام این تفضلات از برکت وجود اقدس امام عصر است (ارواحنا فداه). پس بعد از سجده ی شکر بخوان دعائی که در «کافی» وغیره از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) روایت است که چون شب از خواب بیدار شوی بگو:
الحمد لله الذی رد علی روحی لاحمده واعبده.
وباز فرموده که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) چون بیدار می شدند می خواندند:
الحمد الله الذی احیانی بعد ما اماتنی والیه النشور.
پس متذکر امام عصر (عجل الله فرجه) گردیده سه مرتبه بگوئی:
صلی الله علیک یا صاحب الزمان ورحمة الله وبرکاته الحمد لله الذی احیانی بولایتک وولایة آبائک الطاهرین.
وچون بشنوی صدای خروس را، باز متذکر امام زمان خود (ارواحنا فداه) بشوی ومتذکر شوی ذکر خروسها را - چنانکه در حدیث است - که می گویند:
اشهد ان لا اله الا الله، وحده لا شریک له، واشهد ان محمدا سید النبیین وان وصیه سید الوصیین وان الله سبوح قدوس رب الملئکه والروح.
وتو کمتر از خروسی نباشی که دراین وقت متذکر خدا ورسول وائمه ی هدی (صلی الله علیهم اجمعین) باشد وتو نباشی. پس از آن به آسمان نظیر کنی ومتذکر امام زمان خود شوی وبخوانی دعائی را که از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) منقول است که:
چون نظر به آسمان انداختی بگو:
سبحان من جعل فی السماء بروجا وجعل فیها سراجا وقمرا منیرا وجعل لنا نجوما وقبله نهتدی بها الی التوجه الیه فی ظلمات البر والبحر.
اللهم کما هدیتنا الی التوجه الیک والی قبلتک المنصوبد لخلقک، فاهدنا الی نجومک التی جعلتها امانا لاهل الارض ولاهل السماء حتی نتوجه بهم الیک، فلا یتوجه المتوجهون الیک الا بهم، ولا یسلک الطریق الیک من سلک من غیرهم، ولا لزم المحجة من لم یلزمهم.
واضح است نجومی که امان از برای اهل زمین وآسمان اند، ائمه ی هدی (سلام الله علیهم اجمعین) هستند، وموید این مطلب است فقره که توقیع رفیع شرف صدور یافته - چنانکه صاحب «احتجاج» (ره) از شیخ کلینی (قدس سره) روایت می کند - در جواب عریضه ی اسحق بن یعقوب به دست محمد بن عثمان عمری توقیع منیع صادر شد به خط مولای ما صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداء)، از جمله فقرات آن این است:
واما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکما الانتفاع بالشمس اذا غیبتها عن الابصار السحاب وانی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء...
پس مسواک کن ووضو بگیر وخود را متعطر کن که تا ثواب نمازت هفتاد برابر شود ودر تمام آداب وسنن وادعیه ی مسواک ووضو باید متوجه امام خود (ارواحنا فداه) باشی.
لمولفه:

ایا سلاله ی طه نتیجه ی لولاک * * * منم که کمترین اندر برت ز چوب اراک
چرا که نام من اندر زبان نمی آری * * * ولیک در دهن توست روز وشب مسواک

بعد از آن برخیزی برای نماز شب، چون برخواستی به جهت نماز، بگوئی:
بسم الله وبالله والی الله، ماشاء الله لا حول ولا قوة الا بالله، اللهم اجعلنی من زوارک وعمار مساجدک، وافتح لی باب توبتک، واغلق عنی باب معصیتک وکل معصیة، والحمد الله الذی جعلنی ممن یناجیه، اللهم اقبل علی بوجهک جل ثناوک.
واضح است مراد از اقبال نمودن خدا به وجه خودش، به تواتر رسیده که وجه خدای تعالی انوار طیبه ی محمد وآل محمد است (صلی الله علیهم اجمعین) وتوجه به سوی ایشان (علیهم السلام) توجه به سوی خدا است لاغیر، وبدون توجه به سوی آنها هیچ طاعتی وعبادتی مقبول نیست، بلکه مردود ومطرود خواهد بود. وموید این است دعای توجه که در «فقه الرضا (ع)» است که مستحب است قبل از شروع به نماز شب خوانده شود وآن این است:
اللهم انی اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة وبالائمة الراشدین المهدیین من آل طه ویس واقدمهم بین یدی حوائجی، فاجعلنی بهم وجیها فی الدنیا والاخرة ومن المقربین ولا تعذبنی بهم وارزقنی بهم ولا تضلنی بهم وارفعنی بهم ولا تضعنی بهم واقض حوائجی بهم فی الدنیا والاخرة انک علی کل شیء قدیر وبکل شیء علیم.
ونیز بخوانی دعائی که در «کافی» است از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) که می فرماید:
چون شب از خواب برخواستی بگو:
سبحان الله رب النبیین واله المرسلین والمستضعفین والحمد لله الذی یحیی الموتی وهو علی کل شیء قدیر.
فانه اذا قال ذلک، یقول الله (تبارک وتعالی):
صدق عبدی وشکر.
مجلسی (علیه الرحمة والرضوان) در «بحارالانوار» تفسیر نموده مستضعفین را به ائمه (علیهم السلام) واستشهاد آورده به قول خدای تعالی که:
ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین.
آداب نماز شب
پس از جمله تکالیف تو در خواندن نماز شب، آن است که در افتتاح واختتام هر یک از رکعتین توجه واقبال نمائی به امام خود (عجل الله فرجه) وبخوانی دعوات ماثوره که قبل از هر دو رکعت وبعد از هر دو رکعت رسیده، از جمله دعائی است که در «مصباح» شیخ طوسی است (قدس سره) که بعد از دو رکعت نماز شب باید خواند وابتدای آن این است:
اللهم انی اسئلک ولم یسئل مثلک...
تا آنجا که می فرماید:
وان تعجل فرج ولیک وابن ولیک وتعجل خزی اعدائه...
که باید متذکر آن حضرت (ارواحنا فداه) شده تعجیل ظهور وفرج آن حضرت را از خدا بخواهی وبر دشمنان آن حضرت نفرین کنی. به همچنین در قیام ورکوع وقعود وسجود، کمال توجه را به خدا ورسول وائمه ی هدی (صلی الله علیهم اجمعین) داشته باشی وهنگام خواندن دعوات ومناجات، صلوات وسلام بر آن حضرت بفرسیتی واکثر دعوات واقارب وجیران می نمائی وهر حاجتی از حوائج دنیا وآخرت می خواهی، آن حضرت را مقدم بر نفس خود وبر همه کس قرار دهی وآن حضرت را از نفس خود وتمام اعزه ی خود محبوب تر بدانی ومنتهای دعای خود را به آن حضرت ختم کنی، ودر این مقام تصور نمائی حالت آن حضرت را که در هر نقطه ای از نقاط ارض باشد در این وقت مشغول به نماز شب وتضرع وزاری است. وهمیشه در آن حالت که هستی، صلوات وسلام بر آن حضرت بفرست وآن حضرت را شفیع قرار بده که نزد خدای تعلای (عز سبحانه وبهر برهانه) شفیع شود در قضاء حوائج ومطالب دنیویه واخرویه تو واز کسانی نباشی که سلام وصلوات تو از آن حضرت محجوب بماند وخدای نکرده از تو اعراض نماید، زیرا که آن حضرت مناجات تو را در آن دل شب می شنود وچیزی از حمد وثنا وصلوات تو از او مخفی نیست.
ای والله اوست سامع السر والنجوی واوست که در توقیع شیخ سدید مفید (رضوان الله تعالی علیه) فرموده:
فقد کنا نظرنا مناجاتک عصمک الله بالسبب الذی وهبه لک من اولیائه...
ودر قنوت «وتر» بخوانی دعوای مخصوصه ای که متضمن بر صلوات وسلام وتعجیل ظهور آن حضرت ونفرین بر دشمنان اوست، از قبیل قنوتی که صدوق (قدس سره) در «مجالس» ذکر نموده از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) که فرمودند:
بخوان در قنوت وتر این دعا را:
اللهم تم نورک فهدیت...
الی ان قال:
اللهم انا نشکو الیک غیبة نبینا (ولینا) وشدة الزمان علینا ووقوع الفتن بنا وتظاهر الاعداء وکثرة عدونا وقلة عددنا ففرج ذلک یا رب بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره، اله الحق آمین یا رب العالمین.
ونیز بخوان دعائی که در «فقه الرضا» وارد شده - در وتر بخوانی - چون اکثر این دعاها طولانی است، از کتب «بحار» وغیرها باید طلب نمود ودر «دعوة الحسنی» نیز ایراد کرده ام. ابتدای آن این است:
لا اله الا الله الحلیم الکریم...
الی ان قال:
اللهم اظهر الحق واهله واجعلنی ممن اقول به وانتظره، اللهم قوم قائم آل محمد واظهره دعوته برضا من آل محمد، اللهم اظهر رایته وقو عزمه وعجل خروج وانصر جیوشه واعضد انصاره وابلغ طلبته وانجح امله واصلح شانه وقرب او انه...
وبخوانی قنوتی را که حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) اهل قم را امر به خواندن آن فرمودند، وآن قنوت مشتمل است بر دعا کردن به وجود اقدس حضرت حجت (عجل الله فرجه) ومضامینی دارد که اسباب کوری چشم دشمنان وروشنی چشم دوستان است، واگر مجال نداری تمام آن را بخوانی، ابتدای آن را از فقره ی:
اللهم والداعی الیک والقائم بقسطک من عبادک...
قرار بده وملتفت مضامین عالیه ی آن شده از صمیم قلب آن حضرت را دعا وعبارات آن را ادا کن.
آداب هنگام طلوع فجر
پس از اتمام نماز شب وشفع ووتر وخواندن دعوات ماثوره در قنوت وتعقیب، تکلیف تو آن است که دو رکعت نافله ی فجر را به آدابی که وارد شده بجا بیاوری واین اقل الطلاب، فقره ی آداب نماز شب را در کتاب «دعوة الحسنی فی ادعیة الحسناء» مختصرا ذکر کرده ام، که از برای طالب وعامل شاید مکفی باشد. بعد از آن طلوع فجر می شود ودر این وقت هنگام صعود ملائکه ی لیل وهبوط ملائکه ی نهار است وتفسیر آیه ی شریفه ی:
وقرآن الفجر، ان قرآن الفجر کان مشهودا...
به نماز فجر شده، یعنی صلاة فجر را حاضر می شود ملائکه ی لیل ونهار، چون کسی نماز صبح را با طلوع فجر بجا بیاورد، ثبت می کنند آن را ملائکه لیل که می خواهند صعود به آسمان نمایند وملائکه ی نهار که تازه از آسمان فرود می آیند وشاید بعضی از نفوس قدسیه هنگام نزول وصعود ملائکه را ملتفت باشند وبدانند هنگام اختلاف ملائکه را چنانکه بعضی از صالحین گذشته ملتفت بودند. پس باید به طور قطع ویقین بدانی که این ملائکه اعمال تو را می برند خدمت امام عصر (ارواحنا فداه) وبه اذن امام فرود آمده اند وبه اذن امام (علیه السلام) صعود به آسمان می نمایند.
پس سزاوار است که به مجرد طلوع فجر وآمدن روز تازه خود را مستعد نمائی که خطاب او را جواب دهی، چنانکه در حدیث است از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) که:
نیست روزی تازه که بیاید بر پسر آدم، مگر آنکه می گوید آن روز تازه: «ای پسر آدم من روز تازه هستم ومن بر تو شاهد هستم. پس در من کار خیر کن وعمل خیر بجا بیاور تا شهادت دهم برای تو در روز قیامت، به درستی که هرگز نخواهی دید مرا بعد از این».
از این جهت است که امام تو سید الساجدین (علیه الصلوة والسلام) در دعای صباح «صحیفه ی کامله» می فرماید:
وهذا یوم حادث جدید وهو علینا شاهد عتید ان احسنا ودعنا بحمد وان اسانا فارقنا بذم..
واز خدای تعالی مسئلت نمائی که تو را در این روز موفق بدارد برای طاعات وعبادات وخیرات، وحفظ فرماید از سیئات وعثرات وآفات.
پس اذان به جهت نماز بگوئی وبعد از اذان دعا کنی برای تعجیل فرج آن حضرت (ارواحنا فداه) چنانکه رسم ودأب شیعیان اهالی جزیره ی خضرا است.
بعد از آن متوجه شوی به سوی امام زمان خود (عجل الله فرجه) وبخوانی بعض دعوات مأثوره بعد از فجر را که مشتمل است بر دعا وثنای آن حضرت (ارواحنا فداه) مثل این دعای جلیل القدر که در «کافی» - کلینی (قدس سره) در «کافی» روایت کرده به سند معتبر از حضرت صادق (علیه السلام) که فرموده اند:
ترک مکن در هر صبح وشام خواندن این دعا را.
- و«مصباح» از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) منقول است - با اختلاف یسیر - وحقیر از «مصباح» شیخ طوسی (قدس سره) نقل می نماید:
اللهم انی اصبحت استغفرک فی هذا الصباح وفی هذا الیوم لاهل رحمتک وابرء الیک من اهل لعنتک، اللهم انی اصبحت ابرء الیک فی هذا الیوم وفی هذا الصباح ممن نحن بین ظهرانیهم من المشرکین وما کانوا یعبدون، انهم کانوا قوم سوء فاسقین.
اللهم اجعل ما انزلت من السماء الی الارض فی هذا الصباح وفی هذا الیوم برکة علی اولیائک وعذابا علی اعدائک، اللهم وال من والاک وعاد من عاداک، اللهم اختم لی بالامن والایمان کلما طلعت شمس او غربت اللهم اغفرلی ولوالدی وارحمهما کما ربیانی صغیرا، اللهم اغفر للمومنین والمومنات والمسلمین والمسلمات الاحیاء منهم والاموات انک تعلم متقلبهم ومثویهم، اللهم احفظ امام المسلمین، بحفظ الایمان وانصره نصرا عزیزا وافتح له فتحا یسیرا واجعل لامام المسلمین من لدنک سلطانا نصیرا، اللهم العن الفرق المخالفة علی رسولک والمتعدیة لحدودک والعن اشیاعهم واتباعهم واسئلک الزیادة من فضلک والاقتداء بماجاء من عندک والتسلیم لامرک والمحافظة علی ما امرت به، لا ابغی به بدلا ولا اشتری به ثمنا قلیلا، اللهم اهدنی فی من هدیت وقنی شر ما قضیت انک تقضی ولا یقضی علیک ولا یعز من عادیت ولا یذل من والیت تبارکت وتعالیت سبحانک رب البیت الحرام، تقبل منی دعائی وما تقربت به الیک من خیر فضاعفه لی یا رب اضعافا کثیرة وآتنی من لدنک اجرا عظیما، رب ما احسن ما ابلیتنی واعظم ما آتیتنی واطول ما عافیتنی واکثر ما سترت علی فلک الحمد یا الهی کثیرا طیبا مبارکا ملاء السموات وملاء الارض وملاء ماشاء ربی وکما یحب ربی ویرضی وکما ینبغی لکرم وجهه وعز جلاله ذی الجلال والاکرام.
چون به این عبارات رسیدی: اللهم احفظ امام المسلمین بحفظ الایمان قصد نمائی حضرت صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) راو ملتفت معانی آن باشی واز روی غفلت وحرکت زبان بدون توجه قلب نباشد. پس سلام کنی بر آن حضرت وتجدد عهد نمائی از روی صمیم قلب وکمال خلوص عقیدت با خدای وپیغمبر وائمه وامام عصر خود (علیهم السلام) چنانکه بعد از این ذکر خواهد شد.
پس از آن سلام کنی به روز تازه وترحیب گوئی به ملکین کاتبین وملکین حافظین که تازه به تو وارد شده اند، به قسمی که پیشوایان تو (سلام الله علیهم اجمعین) فرموده اند. وسلام کنی بر انبیاء واولیاء وصدیقین وشهداء وصلحاء از مومنین انس ومومنین جن وبا همه ی آنها از روی صمیم قلب تجدید اخلاص وارادت وحسن عقیدت واظهار ایمان قلبی نمائی، به واسطه ی آنکه تمام آنها در هر طبقه ای که هستند، از جمله ی بندگان ودوستان وشیعیان وموالیان امام تو، امام عصر (عجل الله فرجه) می باشند وبه امامت آن حضرت اقرار دارند، ودرجات معرفت آنها به مراتب از درجه ی معرفت تو بالاتر ووالاتر است. واین سلام وصلوات تو به آنها می رسد ومی شنوند وباعث آن خواهد شد که آنها نیز تو را همه وقت دعا نمایند وصلوات وسلام به تو فرستند - که از موالیان وشیعیان امام عصر (عجل الله فرجه) هستی - ومحسنات وفوائدی دیگر دارد که مرا مجال ذکر آنها نیست وتو را حالت شنیدن.
آداب پس از نماز صبح
سابقا مذکور شد که یکی از تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) تجدید عهد است در هر روز ودر هر شب وبعضی از معانی تجدید عهد را هم ذکر کردیم. پس چون داخل روز تازه شدی، باید متوجه امام خود (عجل الله فرجه) شده از روی کمال خلوص عقیدت تجدید عهد وبیعت تازه با آن حضرت نمائی وچنان تصور کنی که امام تو (ارواحنا فداه) در پرده ی اختفاء پنهان نیست ودر مقر سلطنت خود جلوس فرموده وتو خدمت آن حضرت مشرف می شوی ودر حضور باهر النور آن حضرت ایستاده این کلمات را چنانکه آباء کرامش (علیهم السلام) فرموده اند، تو هم می گوئی.
پس ابتداء سلام کن به حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) به این نهج، چنانچه در «قرب الاسناد» وغیره از کتب معتبره از حضرت امام رضا (علیه الصلوة والسلام) به سند صحیح روایت است که بزنطی به آن حضرت عرض کرد:
صلوات وسلام بر حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بعد از هر نماز چگونه است؟
حضرت فرمودند:
اما سلام فرستادن بر آن حضرت بدین قسم است، بگو:
السلام علیک یا رسول الله ورحمة الله وبرکاته، السلام علیک یا محمد بن عبدالله، السلام علیک یا خیرة الله، السلام علیک یا حبیب الله، السلام علیک یا صفوة الله، السلام علیک یا امین الله، اشهد انک رسول الله، واشهد انک محمد بن عبدالله، واشهد انک قد نصحت لامتک وجاهدت فی سبیل ربک وعبدته حتی اتاک الیقین، فجزاک الله یا رسول الله افضل ما جزی نبیا عن امته، اللهم صل علی محمد وآله افضل ما صلیت علی ابراهیم وآل ابراهیم انک حمید مجید.
زیارت مختصری دیگر که مخصوص بعد از نماز صبح جمعه است، ان شاء الله تعالی بعد از این در محل خود ذکر خواهد شد، وبعد از آن سلام نمائی به آن حضرت (ارواحنا فداه) به سلامهائی که از ائمه ی معصومین وخود آن حضرت (صلی الله علیهم اجمعین) وارد شده که بعد از این در کیفیت سلام فرستادن به آن حضرت به انواع سلامهای وارده در موضع خود خواهد آمد. پس از آن باید تقرب جوئی به خدای تعالی ورسول وائمه (علیهم السلام) به «دعای تقرب» که از ائمه ی (ع) مذکور است، فرموده اند دو دست خود را به آسمان بلند کنی وبگوئی:
اللهم انی اتقرب الیک بمحمد رسولک ونبیک وبعلی وصیه والائمة من ولده الطاهرین الحسن والحسین وعلی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد والحسن بن علی ومحمد بن الحسن صاحب العصر والزمان صلواتک علیهم اجمعین، اللهم انی اتقرب الیک بهم واتولاهم واتبرء من اعدائهم واشهد اللهم بحقائق الاخلاص وصدق الیقین انهم خلفاؤک فی ارضک وحججک علی عبادک والوسائل الیک وابواب رحمتک، اللهم احشرنی معهم ولا تخرجنی من جملة اولیائهم وثبتنی علی عهدهم واجعلنی بهم عندک وجیها فی الدینا والاخرة ومن المقربین وثبت الیقین فی قلبی وزدنی هدی ونورا، اللهم صل علی محمد وآل محمد واعطنی من جزیل ما اعطیت عبادک المؤمنین ما آمن به من عقابک واستوجب به رضاک ورحمتک واهدنی الی ما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم واسئلک یا رب فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة واسئلک ان تقنی عذاب النار.
بعد از آن بخوانی این دعا را که در «کافی» است که در تعقیب هر نماز باید خواند، وچون به این عبارت رسی:
اللهم احفظ ولیک فلان...
بگوئی:
اللهم احفظ ولیک القائم الحجة صلواتک علیه وعلی آبائه الطاهرین....
ومتوجه شوی به سوی آن حضرت ومضامین دعا را از روی صمیم قلب بخوانی:
رضیت بالله ربا وبمحمد نبیا وبالاسلام دینا وبالقرآن کتابا وبعلی والحسن والحسین وعلی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد والحسن بن علی والحجة بن الحسن ائمة. اللهم ولیک القائم الحجة فاحفظه من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله ومن فوقه ومن تحته وامدد له فی عمره واجعله القائم بامرک والمنتصر لدینک واره ما تحب وتقر به عینه فی نفسه وذریته وفی اهله وماله وفی شیعته وفی عدوه وارهم منه ما یحذرون واره فیهم ما یحب وتقربه عینه واشف به صدورنا وصدور قوم مؤمنین.
بعد از آن متوجه شو به خدای خود واز او عهد وپیمان تازه بگیر وعهد وپیمان خود را تازه کن، واین چنان است که کفعمی وشیخ طبرسی (اعلی الله مقامهما) وسایر علماء اعلام روایت کرده اند از حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم) که روزی آن حضرت به اصحاب خود فرمودند:
آیا عاجزید که هر صبح وشام نزد خداوند عالمیان عهدی بگیرید؟
گفتند:
چگونه عهد بگیریم؟
فرمودند که:
این دعا را بخوانید که هر که این دعا را بخواند مهری بر آن می زنند ودر زیر عرش الهی می گذراند، چون روز قیامت شود منادی ندا کند که کجایند آنان که نزد خداوند رحمن عهدی دارند. پس آن عهد را به ایشان دهند وبه آن عهد داخل بهشت شوند:
اللهم فاطر السوات والارض عالم الغیب والشهادة الرحمن الرحیم، اعهد الیک فی هذه الدنیا انک انت الله لا اله الا انت وحدک لا شریک لک وان محمدا صلی الله علیه وآله عبدک ورسولک، اللهم فصل علی محمد واله ولا تکلنی الی نفس طرفة عین ابدا ولا الی احد من خلقک فانک ان وکلتنی الیها تباعدنی من الخیر وتقربنی من الشر ای رب لا اثق الا برحمتک فصل علی محمد وآله الطیبین واجعل لی عندک عهدا تودیه الی یوم القیمة انک لا تخلف المیعاد.
بعد از آن متوجه شوی به خدای (عز سبحانه وبهر برهانه) وبه این عهد دیگر، خود را در دارین مفتخر وسرافراز نمائی، وبخوانی عهدی را که از حضرت ابوجعفر (علیه السلام) روایت است که در «مهج» ابن طاوس وسایر کتب دعوات ثبت است. حضرت می فرمایند:
هر کس از موالیان ما در عمر خود یک مرتبه این دعا را بخواند، نوشته می شود در رق عبودیت وبلند می شود در دیوان حضرت قائم (ارواحنا فداه) پس چون ظهور فرماید قائم (عجل الله فرجه) ندا می فرماید به اسم خواننده ی این دعا واسم پدر او، ومی دهد به او آن نوشته که در رق عبودیت نوشته شده وگفته شود به آن کس که: «بگیر این کتاب عهد خود را که در دنیا با ما معاهده نموید».
بعد حضرت ابی جعفر (علیه السلام) فرمودند:
این است قول خدای (عز وجل) که فرموده:
الا من اتخذ عند الرحمن عهدا.
بخوان این دعا را در حالتی که طاهر باشی:
اللهم یا اله الالهة یا واحدیا احد یا آخر الآخرین یا قاهر القاهرین یا علی یا عظیم، انت العلی الا علی علوت فوق کل علو هذا یا سیدی عهدی وانت منجز وعدی فصل یا مولای عهدی وانجز وعدی، آمنت بک واسئلک بحجابک العربی وبحجابک العجمی وبحجابک العبرانی وبحجابک السریانی وبحجابک الرومی وبحجابک الهندی واثبت (وثبت، خ. ل) معرفتک بالعنایة الاولی فانک انت الله لا تری وانت بالمنظر الاعلی واتقرب الیک برسولک المنذر صلی الله علیه وآله وبعلی امیرالمومنین صلوات الله علیه الهادی وبالحسن السید وبالحسین الشهید سبطی نبیک وبفاطمة البتول وبعلی بن الحسین زین العابدین ذی الثفنات ومحمد بن علی الباقر عن علمک وبجعفر بن محمد الصادق وصدق (الذی صدق، خ، اصح) بمیثاقک ومیعادک (وبمیعادک، خ) وموسی (وبه موسی، خ. ل) بن جعفر الحضور القائم بعهدک وبعلی بن موسی الرضا الراضی بحکمک وبمحمد بن علی الحبر الفاضل المرتضی فی المؤمنین وبعلی بن محمد الامین المؤتمن هادی المسترشدین وبالحسن بن علی الطاره الزکی خزانة الوصیین واتقرب الیک بالامام القائم العدل المهدی المنتظر (المنتظر المهدی، خ) امامنا وابن امامنا (ائمتنا، خ) صلوات الله علیهم اجمعین، یا من جل فعظم واهل ذلک فعفی ورحم یا من قدر فلطف اشکو الیک ضعفی وما قصر عنه املی من توحیدک وکنه معرفتک واتوجه الیک بالتسمیة البیضاء وبالوحدانیة الکبری التی قصر عنها من ادبر وتولی وآمنت بحجابک الاعظم وبکلماتک السامة العلیا التی خلقت منها دار البلی واحللت من احببت جنة المأوی وآمنت بالسابقین والصدیقین واصحاب الیمین من المومنین الذین خلطوا عملا صالحا وآخر سیئا الاتولنی غیرهم ولا تفرق بینی وبینهم فدا اذا قدمت الرضا بفصل القضاء آمنت بسرهم وعلانیتهم وخواتیم اعمالهم فانک تختم علیها اذا شئت یا من اتحفنی بالاقرار بالوحدانیة وحبانی بمعرفة الربوبیة وخلصنی من الشک والعمی رضیت بلک ربا وبالاصفیاء حججا وبالمحجوبین انبیاء وبالرسل ادلا وبالمتقین امراء وسامعا لک مطیعا.
وبعد از آن متوجه به سوی امام عصر (ارواحنا فداه) وبا آن حضرت معاهده ی جدیده نمائی وبا امام خود عهد ومیثاق خود را در این روز جدید تازه می کنی، وباید متوجه مضامین عالیه وعبارات سامیه ی این دعای عظیم القدر جلیل الشان که از مکنونات الهیه ومخزونات غیبیه ی سرمدیه است باشی وباید در ادای این عبارات کمال توجه والتفات قلبیه را داشته باشی، که مبادا - نعوذ بالله - از روی کذب وریاء باشد واین عهد را سید بن طاوس وکفعمی ودیگران در مصابیح وکتب معتبره از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند که آن حضرت فرموده اند:
هر که خدا را بخواند به این عهد چهل صباح، از انصار حضرت قائم (عجل الله فرجه) می شود.
واگر قبل از ظهور آن حضرت بمیرد وآن حضرت را (ارواحنا فداه) درک نکند، خداوند او را از قبرش زنده می کند - یعنی رجعت می کند به دنیا که خدمت آن حضرت مشرف شود - وخدای تعالی به هر کلمه هزار حسنه برای او بنویسد وهزار گناه از او محو کند:
اللهم رب النور العظیم ورب الکرسی الرفیع ورب البحر المسجور ومنزل التوریة والانجیل والزبور ورب الظل والحرور ومنزل الفرقان العظیم، ورب الملئکة المقربین والانبیاء والمرسلین، اللهم انی اسئلک باسمک الکریم وبنور وجهک المنیر وملکک القدیم، یا حی یا قیوم وباسمک الذی اشرقت به السموات والارضون، یا حیا قبل کل حی ویا حیا بعد کل حی ویا حیا لا اله الا انت اللهم بلغ مولانا الامام الهادی المهدی القائم بامرک (بامر الله، خ) صلی الله علیه وعلی آبائه الطاهرین عن جمیع المومنین والمومنات فی مشارق الارض ومغاربها وسهلها وجبلها وبرها وبحرها وعنی وعن والدی وولدی واخوانی من الصلوات زنة عرش الله ومداد کلماته وما احصاه کتابه واحاط به علمه، اللهم انی اجدد له فی صبیحة هذا الیوم وماعشت به فی ایام حیاتی عهدا وعقدا وبیعة له فی عنقی لا احول عنها ولا ازول، اللهم اجعلنی من انصاره واعوانه والذابین عنه والمسارعین فی حوائجه والممتثلین لاوامره ونواهیه والسابقین الی ارادته والمحامین عنه والمستشهدین بین یدیه، اللهم فان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوة الداع فی الحاضر والبادی، اللهم ارنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة واکحل بصری بنظرة منی الیه وعجل فرجه واوسع منهجه واسلک بی محجته وانفذ امره واشدد ازره وقو ظهره، واعمر اللهم به بلادک واحی به عبادک فانک قلت وقولک الحق «ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس» واظهر اللهم ولیک وابن ولیک وابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلواتک علیه وآله فی الدنیا والاخرة حتی لا یظفر بشیء من الباطل الا مزقه ویحق الله الحق ویحققه، اللهم فاجعله مفزعا للمظلوم من عبادک وناصرا لمن لا یجد ناصرا غیرک ومجددا لما عطل من احکام کتابک ومشیدا لما ورد من اعلام دینک وسنن نبیک صلی الله علیه وآله واجعله اللهم ممن حصنته من بأس المعتدین، اللهم وسر نبیک محمدا صلی الله علیه وآله برؤیته ومن تبعه علی دعوته وارحم استکانتنا من بعده، اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره وعجل لنا ظهوره، انهم یرونه بعیدا ونریه قریبا برحمتک یا ارحم الراحمین.
پس سه مرتبه دست بر زانوی راست بزن وبگو:
العجل العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان.
بعد از آن به اشتیاق لقای آن حضرت (ارواح العالمین فداه) در خواب یا بیداری وتجدید عهد ومیثاق با امام خود (ارواحنا فداه) از روی کمال محبت ومودت واتحاد وخلوص عقیدت ووداد، می خوانی دعای عظیم القدری را که حضرت صادق (علیه السلام) فرموده اند:
هر که بخواند بعد از هر فریضه، به درستی که می بیند امام محمد بن الحسن (علیه وعلی آبائه السلام) را یا در بیداری یا در خواب. وسید بن طاوس (قدس سره) فرموده زیارتی - که امام عصر را در هر روز بعد از نماز فجر باید زیارت کرد - این است:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اینما کان وحیثما کمان من مشارق الارض ومغاربها سهلها وجبلها عنی وعن والدی وعن ولدی واخوانی التحیة والسلام عدد خلق الله وزنة عرش الله وما احصاه کتابه واحاط به علمه، اللهم انی اجدد فی صبیحة هذا الیوم وما عشت فیه من ایام حیاتی عهدا وعقدا وبیعة له فی عنقی لا احول عنها ولا ازول، اللهم اجعلنی من انصاره ونصاره والذابین عنه والممتثلین لاوامره ونواهیه فی ایامه والمستشهدین بین یدیه، اللهم فان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری مؤتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوة الداعی فی الحاضر والبادی، اللهم ارنی الطلعة الرشیدة والغرة الحمیدة واکحل بصری (ناظری، خ. ل) بنظرة منی الیه وعجل فرجه وسهل مخرجه، اللهم اشدد ازره وقو ظهره وطول عمره واعمر اللهم به بلادک واحی به عبادک فانت قلت وقولک الحق: ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیک وابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلواتک علیه وآله حتی لا یظفر بشیء من الباطل الا مزقه ویحق الله بکلماته ویحققه، اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة، انهم یرونه بعیدا ونریه قریبا...
بعد از آن عرض عقاید حقه ی خود را باید به ملائکه که تازه ورود کرده اند بنمائی، که عقاید حقه ی تو را بنویسند در جزو اعمال امروز تو، هنگام غروب آفتاب که صعود می نمایند با خود ببرند. وبهترین دعاهائی که مشتمل بر شهادت به وحدانیت خدا ونبوت خاتم انبیاء ووصایت تمام اوصیاء واکثر عقاید حقه است ومتضمن حوائج دنیا وآخرت است، دعای عظیم القدری است که سید بن طاووس در «مهج الدعوات» از موسی بن جعفر (صلوات الله وسلامه علیه) روایت کرده ومجلسی (علیه الرحمه والرضوان) در «بحار الانوار» از کتاب «عتیق» نقل نموده ومسمی است به دعای اعتقاد، سید بن طاوس (قدس سره) همین دعای اعتقاد را در «مهج» از حضرت رضا (علیه الصلوة والسلام) نیز نقل نموده که از اصل کتاب یونس بن بگیر این دعا را یافته که یونس از آن حضرت سوال می نماید که تعلیم نماید او را دعائی که در وقت شدائد بخواند. واین دو دعا در مضامین وعبارات جزئی اختلافی با هم دارند. هر که خواهد رجوع به «مهج» نماید:
الهی ان ذنوبی وکثرتها قد غبرت وجهی عندک وحجبتنی عن استیهال رحمتک وباعدتنی عن استنجاز مغفرتک، ولولا تعلقی بآلائک وتمسکی بالرجاء لما وعدت امثالی من المسرفین واشباهی من الخاطئین ونهیت القانطین بقولک یا عبادی الذین اسرفوا علی انفهسم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم وحذرت القانطین من رحمتک فقلت «ومن یقنط من رحمة ربه الا الضالون ثم ندبتنا برحمتک الی دعائک فقلت »ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادی سیدخلون جهنم داخرین «الهی لقد کان ذل الایاس علی مشتملا والقنوط من رحمتک بی ملتحفا، الهی قد وعدت المحسن ظنه بک ثوابا واوعدت المسیء بک ظنه عقابا، اللهم وقد اسبل دمعی حسن الظن بک فی عتق رقبتی من النار وتغمد ذللی واقامة عثرتی وقلت وقولک الحق لا خلف له ولا تبدیل یوم ندعوا کل اناس بامامهم وذلک یوم النشور اذا نفخ فی الصور وبعثر ما فی القبور، اللهم انی اقروا اشهدو اعترف ولا اجحدوا اسروا اظهرو اعلن وابطن بانک انت الله الذی لا اله الا انت وحدک لا شریک لک وان محمدا عبدک ورسولک وان علیا امیرالمومنین وسید الوصیین ووارث علم النبیین وقاتل المشرکین وامام المتقین ومبیر المنافقین ومجاهد الناکثین والقاسطین والمارقین وامامی ومحجتی ومن لا اثق بالاعمال وان زکت ولا اراها منجیة لی وان صلحت الا بولایته والایتمام به والاقرار بفضائله والقبول من حملتها والتسلیم لرواتها، اللهم واقربا وصیائه من ابنائه ائمة وحججا وادلة وسرجا واعلاما ومنارا وسادة وابرارا وادین بسرهم وجهرهم وظاهرهم وباطنهم وحبهم ومیتهم وشاهدهم وغائبهم لا شک فی ذلک لا ارتیاب ولا تحول عنه ولا انقلاب، اللهم فادعنی یوم حشری وحین نشری بامامتهم واحشرنی فی زمرتهم واکتبنی فی اصحابهم واجعلنی من اخوانهم وانقذنی بهم یا مولای من حر النیران فانک ان اعفیتنی منها کنت من الفائزین، اللهم وقد اصبحت فی یومی هذا لاثقة لی ولا مفزع ولا ملجاء ولا ملتجاء غیر من توسلت بهم الیک من آل رسولک صلی الله علیه وآله علی امیرالمومنین وسیدتی فاطمة الزهراء والحسن والحسین والائمة من ولدهم والحجة المستورة من ذریتهم المرجو للامة من بعدهم وخیرتک علیه وعلیهم السلام، اللهم فاجعلهم حصنی من المکاره ومعقلی من المخاوف ونجنی بهم من کل عدو طاغ وفاسق باغ ومن شر ما اعرف وما انکرو ما استتر علی وما ابصر ومن شر کل دابة ربی آخذ بناصیتها، ان ربی علی صراط مستقیم، اللهم بتوسلی الیک بهم وتقربی بمحبتهم افتح علی ابواب رحمتک ومغفرتک وحببنی الی خلقک وجنبنی عداوتهم وبغضهم، انک علی کل شیی قدیر اللهم ولکل متوسل ثواب ولکل ذیشفاعة حق فاسئلک بمن جعلته (جعلتهم، خ، ل) الیک سببی وقدمته (قدمتهم، خ، ل امام طلبتی ان تعرفنی برکة یومی هذا وعامی هذا وشهری هذا، اللهم فهم معولی فی شدتی ورخائی وعافیتی وبلائی ونومی ویقظتی وظعنی واقامتی وعسری ویسری وصباحی وسمائی ومنقلبی ومثوای، اللهم فلا تخلنی بهم من نعمتک ولا تخیبنی بهم من نائلک ولا تقطع رجائی من رحمتک ولا تفتنی وافتح لی من لدنک فتحا یسیرا واجعل لی من کل ضنک مخرجا والی کل سعة منهجا، برحمتک یا ارحم الراحمین، اللهم واجعل اللیل والنهار مختلفین علی برحمتک ومعافاتک ومنک وفضلک ولا تفقرنی الی احد من خلقک برحمتک یا ارحم الراحمین، انک علی کل شیء قدیر وبکل شیء محیط وحسبنا الله ونعم الوکیل.
پس از آن بخوان تعقیب بعد از نماز صبح را که در «مصباح» شیخ وکفعمی و«فلاح السائل» و«مکارم الاخلاق» و«بحار الانوار» وسایر کتب معتبره به اسناد صحیحه از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند. واین دعای جلیل القدر عالیه المضامین نیز مشتمل است بر شهادت به وحدانیت حضرت باریتعالی (عظم شانه وبهر برهانه) ونبوت حضرت خاتم انبیاء ووصایت تمام اوصیاء وعرض عقاید حقه وذکر امم ومولای تو (ارواحنا فداه) وذکر حوائج دنیا وآخرت وغیرها. ابتدای آن چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم وصلی الله علی محمد وآله واهل بیته الطاهرین الاخیار الاتقیاء الابرار...
وآخر دعا این است:
... الحمد لله الذی قض عنی صلوة کانت علی المومنین کتابا موقوتا لم یجعلنی من الغابرین.
چون دعاء طولانی است، ترک شد.
آداب پیش از طلوع آفتاب
پس از آن متوجه می شوی به سوی زیارت جد معظم امام خود (عجل الله فرجه) حضرت امیرالمومنین (صلی الله علیه وعلی اولاده المعصومین)، زیرا که ساعت از طلوع فجر تا وقت طلوع آفتاب - موافق تقسیم ساعات دوازده گانه به دوازده امام (علیهم السلام) - متعلق به حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) است.
در این وقت وساعت مناسب است که توجه واقبال نمائی به سوی امام اول خود وآن حضرت را واسطه ووسیله وشفیع انجاح مطالب ومآرب دنیویه واخرویه ی خود قرار دهی وزیارت نمائی آن حضرت را، وبخوانی این دو دعا را که مخصوص ساعت متعلقه به آن حضرت است، وشیخ طوسی در «متهجد» وابن باقی در «مصباح» وکفعمی واکثر علمای امامیه مثل شیخ اجل بهائی در «مفتاح الفلاح» ومجلسی در «صلاة بحار» وغیره وغیره (رضوان الله تعالی علیهم) دو دعای منسوب به آن حضرت را - که از طلوع صبح است تا طلوع آفتاب این قسم نوشته اند وحقیر شرح آن را در «دعوة الحسنی» ذکر نموده فلاحظ، دو دعای مزبور این است:
اللهم رب الظلام والفلق والفجر والشفق واللیل وما وسق والقمر اذا اتسق، خالق الانسان من علق اظهرت قدرتک ببدیع صنعتک وخلقت عبادک لما کلفتهم من عبادتک وهدیتهم بکرم فضلک الی سبیل طاعتک وتفردت فی ملکوتک بعظیم السلطان وتوددت الی خلقک بقدیم الاحسان وتعرفت الی بریتک بجسیم الامتنان یا من یسئله من فی السموات والارض کل یوم هو فی شأن، اسئک اللهم بمحمد خاتم النبیین الذی نزلت الروح علی قلبه لیکون من المنذرین بلسان عربی مبین وبامیرالمومنین علی بن ابی طالب ابن عم الرسول وبعل الکریمة البتول الذی فرضت ولایته علی الخلق وکان یدور حیث دار الحق ان تصلی علی محمد وآل محمد فقد جعلتهم وسیلتی وقدمتهم امامی وبین یدی حوائجی ان تغفر ذنبی وتطهر قلبی وتستر عیبی وتفرج کربی وتبلغنی من طاعتک وعبادتک غایة املی وتقضی لی حوائج الدنیا والاخرة، یا ارحم الراحمین.
دعای دویم که دراین ساعت خواندن آن مستحب است:
اللهم رب البهاء والعظمة والکبریاء والسلطان اظهرت القدرة کیف شئت ومننت علی عبادک بمعرفتک وتسلطت علیهم بجبروتک وعلمتهم شکر نعمتک اللهم فبحق ولیک علی امیرالمومنین المرتضی للدین والعالم بالحکم ومجاری التقی امام المتقین صل علی محمد وآل محمد فی الاولین والاخرین واقدمه بین یدی حوائجی ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی کذا وکذا...
در کفعمی این زیادتی نقل شده:
وان تنتقم لی ممن ظلمنی وبغی علی واکفنی مؤنة من یریدنی بسوء او ظلم، یا ناصر المظلوم المبغی علیه، یا عظیم البطش یا شدید الانتقام انک علی کل شیء قدیر...
مطلب وحاجت خود را ذکر کند که برآمده است، انشاء الله تعالی.
آداب روزهای هفته
پس از آن باید ملاحظه نمائی که این روز تازه ی تو کدام یک از ایام هفته است واو را چه نامی است ونسبت این روز به کدامیک از حجج طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) به حسب اعمال می رسد، که متوسل ومتمسک به صاحب آن روز شوی وحوائج دنیویه واخرویه ودفع بلایا وقضایا وشرور شیاطین انسی وجنی را به واسطه ی صاحب ومتعلق آن از خدا بخواهی.
وتفصیل نسبت ایام هفته را سید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» ذکر نموده به اسناد خود از حضرت امام علی النقی (صلوات الله علیه) که آن حضرت فرمودند:
شنبه اسم رسول خدا است (صلی الله علیه وآله) ویکشنبه اسم حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) ودوشنبه امام حسن وامام حسین (علیهما السلام) وسه شنبه حضرت سجاد وامام محمد باقر وامام جعفر صادق (علیهم السلام) وچهارشنبه حضرت موسی الکاظم وحضرت رضا وامام محمد تقی وامام علی النقی (علیهم السلام) وپنج شنبه حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) وجمعه حضرت صاحب العصر والزمان (روحی وارواح العالمین فداه).
پس ابن طاوس (قدس الله روحه) ذکر می نماید زیارات مخصوصه ی هر یک را در هر یک از ایام مخصوصه به ایشان (سلام الله علیهم اجمعین) به این قسم:
زیارت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) روز شنبه:
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له واشهد انک رسوله وانک محمد بن عبدالله، واشهد انک قد بلغت رسالات ربک ونصحت لامتک وجاهدت فی سبیل الله بالحکمة والموعظة الحسنة وادیت الذی علیک من الحق، وانک قد رؤفت بالمؤمنین وغلظت علی الکافرین وعبدت الله مخلصا حتی اتاک الیقین، فبلغ الله بک اشرف محل المکرمین، الحمدلله الذی استنقذنا بک من الشرک والضلال. اللهم صل علی محمد وآل محمد واجعل صلواتک وصلواة ملائکتک المقربین وانبیائک المرسلین وعبادک الصالحین واهل السموات والارضین ومن سبح لک یا رب العالمین من الاولین والاخرین علی محمد عبدک ورسولک ونبیک وامینک ونجیک وحبیبک وصفیک وصفوتک وخاصتک وخالصتک وخیرتک من خلقک واعطه الفضل والفضیلة والوسیلة والدرجة الرفیعة وابعثه مقاما محمودا یغبطه به الاولون والاخرون. اللهم انک قلت «ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤک فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما »الهی فقد اتیت نبیک مستغفرا تائبا من ذنوبی فصل علی محمد وآله واغفرها لی یا سیدنا اتوجه بک وباهل بیتک الی الله تعالی ربک وربی لیغفرلی...
پس سه مرتبه بگو:
انا لله وانا الیه راجعون...
وبگو:
اصبنا بک یا حبیب قلوبنا فما اعظم المصیبة بک حیث انقطع عنا الوحی وحیث فقدناک فانا لله وانا الیه راجعون یا سیدنا یا رسول الله صلوات الله علیک وعلی آل بیتک الطیبین الطاهرین هذا یوم السبت وهو یومک وانا فیه ضیفک وجارک فاضفنی واجرنی فانک کریم تحب الضیافة ومأمور بالاجارة فاضفنی واحسن ضیافتی واجرنی واحسن اجارتی بمنزله الله عندک وعند آل بیتک وبمنزلتهم عنده وبما استودعکم الله من علمه فانه اکرم الاکرمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین.
زیارت حضرت امیرالمومنین وحضرت فاطمه زهرا (صلوات الله علیهما) در روز یکشنبه که منسوب است به آنها:
السلام علی الشجرة النبویة والدوحة الهاشمیة المضیئة المثمرد بالنبوة المونعة بالامامة، السلام علیک وعلی ضجیعیک آدم ونوح، السلام علیک وعلی اهل بیتک الطیبین الطاهرین، السلام علیک وعلی الملئکة المحدقین بک الحافین بقبرک یا مولای یا امیرالمومنین، هذا یوم الاحد وهو یومک وباسمک وانا ضیفک فیه وجارک، فاضفنی یا مولای واجرنی فانک کریم تحب الضیافة ومامور بالاجارة فافعل ما رغبت الیک فیه ورجوته منک بمنزلتک وآل بیتک عند الله بمنزلته عندکم وبحق ابن عمک رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وعلیکم اجمعین...
پس قصد زیارت زهراء (علیهاالسلام) نماید وبگوید:
السلام علیک یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک، فوجدک لما امتحنک صابرة، انا لک مصدق صابر علی ما اتی به ابوک ووصیه صلوات الله علیهما وانا اسئلک ان کنت صدقتک الا الحقتنی بتصدیقی لهما لتسر نفسی فاشهدی انی طاهر بولایتک وولایة آل نبیک صلی الله علیه وآله.
ویافتم این زیارت را به روایت دیگر به زیادتی این قسم:
السلام علیک یا ممتحنة امتحنک الذی خلقک قبل ان یخلقک وکنت لما امتحنک به صابرة ونحن لک اولیاء مصدقون ولکل ما اتی به ابوک صلی الله علیه وآله واتی به وصیه مسلمون ونحن نسئلک اللهم اذ کنا مصدقین لهم ان تلحقنا بتصدیقنا بالدرجة العالیة لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولایتهم علیهم السلام.
زیارت حسنین (علیهما السلام) در روز دوشنبه: اول قصد زیارت امام حسن را (علیه السلام) نموده بگوید:
السلام علیک یابن رسول رب العالمین، السلام علیک یابن امیرالمومنین، السلام علیک یابن فاطمة الزهراء، السلام علیک یا حبیب الله، السلام علیک یا صفوة الله، السلام علیک یا امین الله، السلام علیک یا حجةالله، السلام علیک یا نور الله، السلام علیک یا صراط الله، السلام علیک یا بیان حکم الله، السلام علیک یا ناصر دین الله، السلام علیک ایها السید الزکی، السلام علیک ایها البر الوفی، السلام علیک ایها القائم الامین، السلام علیک ایها العالم بالتأویل، السلام علیک ایها الهادی المهدی، السلام علیک ایها الطاهر الزکی، السلام علیک ایها التقی النقی، السلام علیک ایها الحق الحقیق، السلام علیک ایها الشهید الصدیق، السلام علیک یا ابا محمد الحسن بن علی ورحمة الله وبرکاته.
پس از آن به قصد زیارت حضرت امام حسین (علیه السلام) بگوید:
السلام علیک یابن رسول الله، السلام علیک یابن امیر المؤمنین، السلام علیک یابن سیدة نساء العالمین، اشهد انک اقمت الصلوة وآتیت الزکوة وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر وعبدت الله مخلصا وجاهدت فی الله حق جهاده حتی اتیک الیقین، فعلیک السلام منی ما بقیت وبقی اللیل والنهار وعلی آل بتیک الطیبین، انا یا مولای مولی لک ولال بیتک، سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم، مؤمن بسرکم وجهرکم وظاهرکم وباطنکم، لعن الله اعدائکم من الاولین والاخرین وانا ابرة الی الله تعالی منهم، یا مولای یا ابا محمد، یا مولای یا ابا عبدالله هذا یوم الاثنین وهو یومکما وباسمکما وانا فیه ضیفکما فاضیفانی فاحسنا (واحسنا، خ) ضیافتی فنعم من استضیف به انتما وانا فیه من جوار کما فاجیرانی فانکما ماموران بالضیافة والاجارة فصلی الله علیکما وآلکما الطیبین.
زیارت حضرت علی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفر بن محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) در روز سه شنبه:
السلام علیکم یا خزان علم الله، السلام علیکم یا تراجمة وحی الله، السلام علیکم یا ائمة الهدی، السلام علیکم یا اعلام التقی، السلام علیکم یا اولاد رسول الله، انا عارف بحقکم مستبصر بشانکم، معاد لاعدائکم موال لاولیائکم، بابی انتم وامی صلوات الله علیکم. اللهم انی اتولا آخرهم کما تولیت اولهم، وابرء من کل ولیجة دونهم واکفر بالجبت والطاغوت واللات والعزی، صلوات الله علیکم یا موالی ورحمة الله وبرکاته. السلام علیک یا سید العابدین وسلالة الوصیین، السلام علیک یا باقر علم النبیین، السلام علیک یا صادقا مصدقا فی القول والفعل یا موالی هذا یومکم وهو یوم الثلثاء وانا فیه ضیف لکم ومستجیر بکم، فاضیفونی واجیرونی بمنزلة الله عندکم (بمنزلتهم عند الله وبمنزلته عندکم، کذا فی بعض النسخ) وآل بیتکم الطیبین الطاهرین.
زیارت موسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد (صلوات الله علیهم)، روز چهارشنبه:
السلام علیکم یا اولیاء الله، السلام علیکم یا حجج الله، السلام علیکم یا نور الله فی ظلمات الارض، السلام علیکم صلوات الله علیکم وعلی آل بیتکم الطیبین الطاهرین، بابی انتم وامی، لقد عبدتم الله مخلصین وجاهدتم فی الله حق جهاده حتی اتیکم الیقین، فلعن الله اعدائکم من الجن والانس اجمعین وانا ابرء الی الله والیکم منهم، یا مولای یا ابا ابراهیم موسی بن جعفر، یا مولای یا ابا الحسن علی بن موسی، یا مولای یا ابا جعفر محمد بن علی، یا مولای یا ابا الحسن علی بن محمد، انا مولی لکم مومن بسرکم وجهرکم، متضیف بکم فی یومکم هذا وهو یوم الاربعاء ومستجیر بکم فاضیفونی واجیرونی بآل بیتکم الطاهرین.
زیارت حضرت امام همام الحسن بن علی العسکری (صلوات الله علیه) روز پنج شنبه:
السلام علیک یا ولی الله، السلام علیک یا حجة الله وخالصته، السلام علیک یا امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین صلی الله علیک وعلی آل بیتک الطیبین الطاهرین یا مولای یا ابا محمد الحسن بن علی انا مولی لک ولال بیتک وهذا یومک وهو یوم الخمیس وانا ضیفک فیه ومستجیر بک فاحسن ضیافتی واجارتی بحق آل بیتک الطیبین الطاهرین.
زیارت امامنا وسیدنا صاحب العصر والزمن محمد بن الحسن (صلوات الله علیه وعلی آبائه الطاهرین) در روز جمعه:
السلام علیک یا حجة الله فی ارضه، السلام علیک یا عین الله فی خلقه، السلام علیک یا نور الله الذی به یهتدی المهتدون ویفرج به عن المؤمنین، السلام علیک ایها المهذب الخائف، السلام علیک ایها الولی الناصح، السلام علیک یا سفینة النجاة، السلام علک یا عین الحیوة، السلام علیک عجل الله لک ما وعدک من النصر وظهور الامر، السلام علیک یا مولای انا مولاک عارف باولاک واخریک، اتقرب الی الله تعالی بک وبآل بیتک وانتظر ظهورک وظهور الحق علی یدیک واسئل الله ان یصلی علی محمد وآل محمد، وان یجعلنی من المنتظرین لک والتابعین والناصرین لک علی اعدائک والمستشهدین بین یدیک فی جملة اولیائک، یا مولای یا صاحب الزمان صلوات الله علیک وعلی ال بیتک هذا یوم الجمعة وهو یومک المتوقع فیه ظهورک، والفرج فیه للمؤمنین علی یدیک وقتل الکافرین بسیفک، وانا یا مولای فیه ضیفک وجارک وانت یا مولای کریم من اولاد الکرام ومأمور بالاجارة فاضفنی واجرنی، صلوات الله علیک وعلی اهل بیتک الطاهرین.
در خصوص نماز هدیه به جهت هر یک از معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) بعد از این در موضع خود ذکر خواهد شد. فانتظر.
آداب نمازهای یومیه (توجه - قنوت)
باید عقیده ی تو این باشد که روح نماز وروزه وحج وجهاد وعموم اعمال وتکالیف واجبه ومستحبه ی خیریه، ولایت اهل بیت معصومین است (علیهم السلام) وبدون ولایت ایشان (علیهم السلام) هیچ طاعتی وعبادتی از احدی قبول نخواهد شد، چنانکه سابقا اشاره شد که در زیارت امام عصر (ارواحنا فداه) می خوانی:
اشهد ان بولایتک تقبل الاعمال وتزکی الافعال وتضاعف الحسنات...
پس هر کس درجه محبت ومودت وخلوص عقیدت او افزونتر است، تقرب او به خدا ورسول وائمه ی طاهرین (صلی الله علیهم اجمعین) زیادتر است. در این صورت تکلیف تو آن است که قبل از نماز متوجه شوی ومتذکر گردی امام عصر خود (عجل الله فرجه) را، که اوست روح تمام عبادات تو، واز برکت وجود مبارک آن حضرت تو موفق شده ای به ادای نماز واز برکت وجود مقدس آن حضرت نماز تو مقبول خواهد شد. واگر تولای آن حضرت نباشد، نماز تو ابدا مقبول نخواهد شد، اگرچه آن قدر عبادت کنی که مانند مشک پوسیده شوی. آیا نمی گوئی در زیارات ایشان (سلام الله علیهم):
اشهد انکم صلوتی وصومی وحجی وجهادی...
آیا نخوانده ای حدیثی را که حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) به داود بن کثیر می فرماید:
یا داود نحن الصلوة فی کتاب الله عزوجل ونحن الزکوة ونحن الصیام ونحن الحج ونحن الشهر الحرام ونحن البلد الحرام ونحن کعبة الله ونحن قبلة الله ونحن وجه الله قال الله تعالی «فاینما تولوا فثم وجه الله».
ودر دعای افتتاح صلوات می خوانی دعای توجه را که امام تو (ارواحنا فداه) در جواب حمیری توقیع فرموده اند که ملخص آن این است:
دعای توجهی که سنت موکده است واجماعی است بلاخلاف:
«وجهت وجهی للذی فطر السموات والارض حنیفا - علی ملة ابراهیم ودین محمد وهدی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب - وما انا من المشرکین»، «ان صلوتی ونسکی ومحیای ومماتی لله رب العالمین لا شریک له وبذلک امرت وانا من المسلمین، اللهم اجعلنی من المسلمین.
متذکر ولایت امام عصر وآباء کرامش (علیهم السلام) باید باشی، زیرا که مرا از حنیف، ولایت است ودین متعلق به محمد است (صلی الله علیه وآله) وهدایت مخصوص امیرالمومنین واعقاب اوست (صلوات الله علیهم اجمعین الی یوم القیامة). به همچنین در قنوت دعا کنی امام زمان خود را (عجل الله فرجه) وبخوانی از قنوتاتی که مروی از اهل بیت معصومین است (علیهم السلام) بخصوص قنوتی که مخصوص خود آن حضرت است. از آن جمله در «مهج» وسایر کتب دعوات مسطور است:
اللهم صل علی محمد وآل محمد واکرم اولیائک...
یا بخوان این دعائی که در شب بیست وسیم ماه مبارک رمضان ودر هر حال ودر هر زمان باید بخوانی:
اللهم کن لولیک القائم بامرک الحجة بن الحسن...
چنانکه تمام آن در دعوات مخصوصه به آن وجود مبارک خواهد آمد.
آداب نمازهای یومیه (تشهد - سلام)
وباید چنان مشغول نماز باشی که پس از حاضر وناظر بودن حضرت باری تعالی (جل شانه وبهر برهانه) لامحاله تصور کنی که امام تو (ارواحنا فداه) نشسته ومی بیند کمه تو چه قسم نماز می خوانی. مانند نماز حماد نباشد که شصت سال از عمر او گذشته بود، وحضور حضرت صادق (علیه السلام) نتوانست نماز صحیح بخواند. به همچنین در قیام وقعود ورکوع وسجود، به همچنین در تشهد که سلام می دهی بر نبی وآل او (صلی الله علیهم اجمعین) متذکر امام زمان خود (ارواحنا فداه) باشی، وچون بگوئی در تشهد آنچه را که در «فقه الرضا (ع)» مسطور است وبرسی به این مضمون:
اللهم صل علی محمد المصطفی وعلی المرتضی وفاطمة الزهراء والحسن والحسین وعلی الائمة الراشدین من آل طه ویس...
متذکر امام زمان خود (ارواحنا فداه) شوی، وچون برس به این فقرات:
اللهم صل علی الهادین المهدیین الراشدین الفاضلین الطیبین الطاهرین الاخیار الابرار...
متذکر امام عصر وآباء کرام او (صلی الله علیهم اجمعین) شوی، وچون بگوئی:
السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین...
متذکر امام زمان خود باشی، وچون بگوئی:
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته...
متذکر محمد وآل محمد، وسیما امام زمان خود وسایر مومنین جن وانس شوی، که سلام تو لغو نباشد. وچون سجده ی شکر بجا بیاوری نیز دعا در حق آن حضرت (ارواحنا فداه) کنی، چنانکه حضرت صادق (علیه السلام) در سجده ی خود دعا نموده وعما قریب تمام آن ذکر خواهد شد.
آداب تعقیب نمازها
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) دعا نمودن است در حق امام زمان خود (ارواحنا فداه) بعد از هر نماز ومتوسل شدن به آن حضرت، که شفاعت فرماید در درگاه حضرت احدیت (جل جلاله وعم نواله) که نماز تو مقبول شود. وتضرع نمائی که اعمال تو را هر اوقات که به امام تو عرضه می دارند، اعمال وصلوات تو را قبول فرماید واز صح مبارک بگذارند. وعمده ی تعقیبات بعد از هر نماز را دعا نمودن به وجود مقدس امام خود قرار دهی، یا به دعواتی که مخصوصه ومأثوره است، یا به دعواتی که خود انشاد وانشاء نماید ومخصوصا سلام فرستادن وزیارت آن حضرت وآباء معصومینش را (علیهم السلام) بعد از هر نماز - چنانکه سیره وداب اهل اسلام است - ترک ننمائی.
اما تعقیبات مخصوصه که بعد از هر نماز از ائمه ی معصومین (علیهم السلام) رسیده که مشتمل ومتضمن است به دعا نمودن به وجود اقدس امام عصر (ارواحنا فداه) بسیار است.
از جمله دعواتی است که در تعقیب هر دو رکعت نماز شب وبعد از نماز شفع ونماز وتر وقنوتات آنها وارد شده.
واز جمله دعواتی است که بعد از دو رکعت نماز نافله ی فجر وبعد از نماز صبح وارد شده وبعضی از آن دعوات را سابقا ذکر کردیم وبعضی را به جهت طول آنها ترک کردیم - باید رجوع به کتب مخصوصه وغیرها شود - که باید کمال اهتمام را در مداومت آنها نموده وتغافل از قرائت ومواظبت آنها نشود. از جمله دعواتی که سزاوار است در تعقیب نماز ظهر بخوانی دعائی است که سید بن طاوس (قدس سره) در «فلاح السائل» ذکر نموده که از مهمات عقیب نماز ظهر اقتدا کردن است به حضرت صادق (علیه السلام) در دعا از برای مهدی (صلوات الله علیه) چنانچه روایت کرده به اسناد خود از عبادین محمد مداینی که گفت:
داخل شدم بر ابی عبدالله (علیه السلام) در مدینه در وقتی که فارغ شده بود از نماز ظهر ودستهای خود را به آسمان بلند کرده ومی گفت:
ای سامع کل صوت، ای جامع کل فوت، ای بارئ کل نفس بعد الموت، ای باعث ای وارث، ای سید السادة، ای اله الالهة، ای جبار الجبابرة، ای ملک الدنیا والاخرة، ای رب الارباب، ای ملک الملوک، ای بطاش ای ذا البطش الشدید، ای فعال لما یرید، ای محصی عدد الانفاس ونقل الاقدام، ای من السر عنده علانیة، ای مبدء ای معید، اسئلک بحقک علی خیرتک من خلقک وبحقهم الذی اوجبت لهم علی نفسک ان تصلی علی محمد واهل بیته وان تمن علی الساعة بفکاک رقبتی من النار وانجز لولیک وابن نبیک الداعی الیک باذنک وامینک فی خلقک وعینک فی عبادک وحجتک علی خلقک علیه صلواتک وبرکاتک وعده. اللهم ایده بنصرک وانصر عبدک وقو اصحابه وصبرهم، وافتح لهم من لدنک سلطانا نصیرا وعجل فرجه وامکنه من اعدائک واعداء رسولک یا ارحم الراحمین.
در بعض از نسخ به جای «ای» همه جا «یا» حرف نداست. راوی گوید: گفتم: «فدای تو شوم، آیا برای نفس خود دعا نکردی؟
فرمودند: «به تحقیق دعا کردم از برای نور آل محمد (علیهم السلام) وسابق ایشان وانتقام کشنده ی به امر خداوند از دشمنان آل محمد (علیهم السلام)».
گفتم: «فدای تو شوم، کی خروج او خواهد بود؟ فرمودند: «هر زمان اراده فرماید خدائی که از برای اوست خلق وامر...».
از جمله دعواتی که نیز سید (قدس الله روحه) در «فلاح السائل» ذکر نموده - به اسناد خود از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) - که جمیل بن دراج می گوید:
مردی آمد خدمت آن حضرت (علیه السلام) وعرض کرد:
«یا سیدی، سنم بالا رفته وخویشان من همه مرده اند ومونسی ندارم، می ترسم که مرا نیز مرگ دریابد. »حضرت فرمودند: «برادران مومن صالح، برای انس گرفتن بهترند از اقارب. واگر درازی عمر خود وخویشان ودوستان خود را بخواهی، این دعا را بعد از هر نماز بخوان:
اللهم صل علی محمد وآل محمد، اللهم ان رسولک الصادق المصدق صلواتک علیه وآله قال انک قلت: «ما ترددت فی شیء انا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المومن، یکره الموت وانا اکره مسائته.
«اللهم فصل علی محمد وآل محمد وعجل لولیک الفرج والعافیة والنصر ولا تسونی فی نفسی ولا فی احد من احبتی...».
واگر خواهی یک یک از دوستان خود را نام ببر وبگو:
ولا فی فلان ولا فی فلان...
راوی گفت:
چون بر این دعا مداومت کردم، چندن عمر یافتم که از زندگانی ملول شدم.
مجلسی (قدس سره) در «مقباس» می گوید:
این دعا بسیار معتبر است ودر جمیع کتب دعا نقل شده.
پس در وقت گفتن این عبارات که:
عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر...
متذکر امام عصر (ارواحنا فداه) شوی وفرج وعافیت ونصرت آن حضرت را از خدای تعالی بخواهی.
از جمله دعواتی که مناسب است خوانده شود، دعائی است که در تعقیب نماز عصر وارد شده، سید بن طاوس (قدس سره) وجمعی از علماء در کتب خود ذکر کرده اند. پس سید فرموده:
از جمله مهمات بعد از نماز عصر اقتدا نمودن است به مولای ما موسی بن جعفر (علیهما السلام) در دعا نمودن از برای مولای ما مهدی (صلوات الله علیه) چنانچه روایت کرده آن را محمد بن بشیر ازدی از احمد بن عمر کاتب از حسن بن محمد بن جمهور عمی از پدرش محمد بن جمهور از یحیی بن فضل نوفلی، گفت:
داخل شدم بر حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در بغداد زمانی که فارغ شده بود از نماز عصر، پس دستهای خود را به آسمان بلند کرد وفرمود:
انت الله لا اله الا انت الاول والاخر والظاهر والابطن وانت الله لا اله الا انت الیک زیادة الاشیاء ونقصانها وانت الله لا اله الا انت خلقت خلقک بغیر معونة من غیرک ولا حاجة الیهم وانت الله لا اله الا انت منک المشیة والیک البداء، انت الله لا اله الا انت قبل القبل وخالق القبل انت الله لا اله الا انت بعد البعد وخالق البعد، انت الله لا اله الا انت تمحو ما تشاء وتثبت وعندک ام الکتاب انت الله لا اله الا انت غایة کل شیء ووارثه، انت الله لا اله الا انت لا یعزب عنک الدقیق ولا الجلیل، انت الله لا اله الا انت لا یخفی علیک اللغات ولا تتشابه علیک الاصوات کل یوم انت فی شان لا یشغلک شان عن شان، عالم الغیب واخفی دیان یوم الدین مدبر الامور باعث من فی القبور محیی العظام وهی رمیم، اسئلک باسمک المکنون المخزون الحی القیوم الذی لا یخیب من سئلک به، اسئلک ان تصلی علی محمد وآله وان تعجل فرج المنتقم لک من اعدائک وانجز له ما وعدته یا ذالجلال والاکرام.
یحیی بن فضل نوفلی گفت:
عرض کردم: «کیست برای آنکه دعا نمودید؟» فرمودند: این مهدی است از آل محمد (علیهم السلام). پدرم فدای آنکه فراخ شکم است، پیوسته ابروان، ساقهای باریک دارد، میان دو منکبش دور ورنگش گندمگون که زردی چهره او را از بیداری شب عارض شده. پدرم فدای آنکه در شبش مراقب است ستارگان را که سجده کند یا رکوع کند. پدرم فدای آنکه قائم بامر الله است.
از جمله دعاها که مناسب است بعد از هر نماز یا در هر روز خوانده شود - که متضمن است بر استدعای از درگاه حضرت احدیت (بهر برهانه) بر رویت قائم آل محمد (ارواحنا فداه) - دعائی است که سید بن طاوس در «مهج الدعوات» در جزو احراز حضرت زین العابدین والساجدین – (علیه السلام) ذکر نموده وهو هذا:
بسم الله الرحمن الرحیم، یا اسمع السامعین، یا ابصرالناظرین یا اسرع الحاسبین، یا احکم الحاکمین، یا خالق المخلوقین، یا رازق المرزوقین، یا ناصر المنصورین، یا ارحم الراحمین، یا دلیل المتحیرین، یا غیاث المستغیثین، اغثتنی یا مالک یوم الدین، ایاک نعبد وایاک نستعین، یا صریخ المکروبین، یا مجیب دعوة المضطرین، انت الله رب العالمین انت الله لا اله الا انت الملک الحق المبین الکبریاء رداؤک. اللهم صل علی محمد المصطفی وعلی علی المرتضی وفاطمة الزهراء وخدیجة الکبری والحسن المجتبی والحسین الشهید بکربلاء وعلی بن الحسن زین العابدین ومحمد بن علی الباقر وجعفر بن محمد الصادق وموسی بن جعفر الکافظم وعلی بن موسی الرضا ومحمد بن علی التقی الجواد وعلی بن محمد النقی الهادی والحسن بن علی العسکری والحجة القائم المهدی الهادی الامام المنتظر صلوات الله علیهم اجمعین. اللهم وآل من والاهم وعاد من عاداهم وانصر من نصرهم واخذل من خذلهم والعن من ظلمهم وعجل فرج ال محمد وانصر شیعة آل محمد واهلک اعداء آل محمد وارزقنی رؤیة قائم آل محمد واجعلنی من اتباعه واشیاعه والراضین بفعله برحمتک یا ارحم الراحمین.
از جمله دعائی است که در سجده، بعد از نماز باید خواند - که مشتمل است بر دعای فرج - چنانکه سید بن طاوس (قدس سره) از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده که آن حضرت در سجده دعای طولانی خوانده اند که اول آن این است:
لا اله الا انت مقلب القلوب والابصار...
تا آنجا که فرموده اند:
ان تأذن لفرج من بفرج فرح اولیائک واصفیائک من خلقک وبه تبید الظالمین وتهلکهم عجل ذلک یا رب العالمین.
لزوم دعا بر پیروزی امام عصر
از جمله تکالیف مقرره ی انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که در همه ی اوقات دعا کنی برای آن حضرت (ارواحنا فداه) به جهت نصرت وظفر یافتن آن حضرت در زمان غیبت وظهور بر اعادی جن وانس، زیرا که اعدا عدو آن حضرت در هر عصر وزمان شیطان ملعون واتباع اوست (لعنهم الله) که به وسایط ووسایل عدیده، اسباب عداوت وعناد واظهار خصومت ولداد خود را با آن حضرت فراهم می آورد. پس بر هر عبدی از عباد واجب است که در تمام اوقات طلب تعجیل نصرت وفتح وفیروزی وظفر آن حضرت را بر اعادی دین عاجلا وآجلا از درگاه باریتعالی مسئلت نمایند وچنان گمان نکنند که فعلا آن وجود مقدس در گوشه ی انزوا از ترس اعادی خزیده ومامور به دفع ورفع اعادی دین واجانب ومبغضین نیستند، بلکه در هر روز وشبی آنا فانا، یدا ولسانا ومالا وقلما وقدما مشغول محاربه ومجادله با اعادی ظاهره وباطنه ی دین مبین است وابدا آرام وآسایش ندارد، تا ظهور موفور السرور او که:
یملاء الارض قسطا وعدلا، کما ملئت ظلما وجورا.
مگر یاد نداری فقره ی حرب شیعی وسنی را در زمان غیبت کبری که در «بحار» نقل کرده؟ ملخص آن این است که محی الدین اربلی گفت که:
من نزد پدر خود بودم ومردی با او نشسته بود. ناگاه ان مرد را حالت نعسه گرفت. عمامه از سر او افتاد وجای ضربت هایله ای در سر او پیدا شد. پدرم از اثر آن ضربت سوال نمود، آن مرد گفت: «این ضربت از صفین است». پدرم گفت: جنگ صفین در زمان قدیم بود وتو در آن زمان نبودی. آن مرد گفت که: «من یک وقتی سفر کردم به سوی مصر ومردی از قبیله ی عزة با من رفیق شد. پس در میان راه روزی جنگ صفین را یاد کردیم. آن رفیق من گفت:» اگر من در روز صفین می بودم، شمشیر خود را از خون علی (ع) واصحاب او سیراب می کردم. من گفتم: «اگر من در آن روز می بودم، شمشیر خود را از خون معاویه واصحاب او سیراب می کردم. واینک من وتو اصحاب علی ومعاویه ایم.» پس با یکدیگر جنگ عظیمی کردیم وجراحت بسیار بر یکدیگر رسانیدیم، تا آنکه من از شدت ضربتها افتادم واز حال رفتم، ناگاه مردی را دیدم که به سر نیزه مرا بیدار می کند، چون چشم گشودم آن مرد از مرکب فرود آمد ودست به جراحتهای من مالید، فورا عافیت یافتم. فرمود که: «در اینجا مکث نما.» پس غایب شد وبعد از اندک زمان برگشت وسر آن خصم من با او بود ومرکب او را نیز آورده بود. پس به من فرمود که: «این سر دشمن توست وتو ما را یاری ونصرت کردی، ما تو را یاری کردیم. وخداوند عالم یاری می کند هر که او را یاری کند.» من گفتم: تو کیستی؟ گفت:
«من، فلان بن فلان.» یعنی حضرت صاحب الزمان (علیه الصلوة والسلام). پس به من فرمود: «هر که تو را از این ضربت سوال کند، بگو ضربت صفین است».
چنانچه حقیر بخواهد معاونت ومعاضدت لسانی وبدنی وسیفی وقلمی وجانی ومالی آن حضرت را در غیبت کبری تعداد نماید، کتابی مبسوط خواهد شد.
لزوم دعا بر حفظ وایمنی آن امام
استاد اعظم (دام ظله العالی علی رؤس الامالی والادانی) در «نجم الثاقب» در طی تکالیف مقرره در زمان غیبت فرموده:
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه السلام) دعا کردن است از برای حفظ وجود مبارک امام عصر (علیه السلام) از شرور شیاطین انس وجن وطلب تعجیل نصرت وظفر وغلبه ی بر کفار وملحدین ومنافقین برای آن جناب، که این نوعی است از اظهار بندگی ورضا به آنچه خدای تعالی وعده فرموده، که چنین گوهر گرانبهائی را که در خزانه ی قدرت ورحمت خود پرورده، وبر چهره ی آن حجاب عظمت وجلالت کشیده، وتا آن روز که خود مصلحت داند که آن جوهر ثمین را ظاهر ودنیا را از پرتو شعاع آن روشن نماید وبا چنان وعده ی منجز حتمی، در دعا، جز ادای رسم بندگی واظهار شوق وزیادتی محبت وثواب ورضا به موهبت کبرای خداوند اثری ظاهر نباشد. اگر چه به غایت تاکید وتحریص فرمودند در دعا برای آن حضرت (صلوات الله علیه) در غالب اوقات.
سید جلیل علی بن طاوس در فصل هشتم از کتاب «فلاح السائل» فرموده - بعد از ذکر ترغیب در دعای برای اخوان - که:
هرگاه این همه فضل دعا است برای برادران تو، پس چگونه خواهد بود فضل دعا کردن برای سلطان تو، که او سبب وجود تست وتو اعتقاد داری که اگر نبود آن جناب، نمی آفرید خداوند تو را ونه احدی از مکلفین را در زمان او وزمان تو، واینکه لطف وجود او (صلوات الله علیه) سبب است از برای هرچه که تو وغیرت ودرآنید وسبب است از برای خیر که می رسید به آن. پس حذر آنگاه، حذر کن از اینکه مقدم بداری نفس خود را یا احدی از خلایق را در ولاء ودعای از برای آن جناب (علیه السلام) به غایت آنچه ممکن شود، وحاضر کن قلب خود را وزبان خود را در دعای از برای این سلطان عظیم الشان.
وحذر کنی از اینکه اعتقاد کنی که من این کلام را گفتم برای اینکه آن جناب محتاج است به سوی دعای تو.
هیهات که اگر این را معتقد شوی، پس تو مریضی در اعتقاد ودوستی خود. بلکه این را گفتم برای آن چیزی بود که تو را شناساندم از حق عظیم آن جناب بر تو واحسان بزرگ او به سوی تو، وبه جهت اینکه هرگاه دعا کردی برای او پیش از دعا کردن برای نفس خود وبرای آنکه عزیز است نزد تو، نزدیکتر خواهد بود به آنکه باز نماید خداوند (جل جلاله) ابواب اجابت را در پیش روی تو، زیرا که ابواب قبول دعا را ای بنده بستی به سبب گناهان پس هرگاه دعا کردی برای این مولای خاص در نزد مالک احیاء واموات، امیداست به جهت آن وجود مقدس خداوند ابواب اجابت را باز نماید، پس داخل شوی تو در دعا کردن برای نفس خود، وبرای آنکه دعا می کنی برای او در زمره ی اهل فضل او، وفرو می گیرد رحمت خداوند (جل جلاله) مر تو را وکرم وعنایت او به تو، زیرا که چنگ زدی در دعا به حبل او. ونگوئی که من ندیدم فلان وفلان را از کسانی که پیروی می کنی ایشان را از مشایخ خود، که عمل بکنند به آنچه من می گویم. ونیافتم ایشان را مگر غافل از مولای ما، که اشاره کردم به سوی جنابش (صلوات الله علیه). پس من می گویم به تو که عمل کن به آنچه می گویم به تو که اوست حق واضح، وکسی که واگذارد مولای ما را وغال شود چنانچه ذکر نمودی، پس آن غلطی است واضح..
ونیز در کتاب «مضمار» در عمل ماه مبارک فرموده - بعد از ذکر ادعیه ی سحر - که:
از وظیفه ی هر شب این است که ابتداء نماید بنده در هر دعای مبرور وختم کند در هر عمل مشکور، به ذکر آنکه اعتقاد دارد که او نایب خداوند (جل جلاله) است در میان بندگان او وبلاد او.زیرا که اوست قیم به آنچه محتاج است به او این صائم از طعام خود وشراب خود وغیر این از مقاصد خود، از اسبابی که متعلق است به حضرت نایب از جانب رب الارباب. واین که دعا کند از برای آن جناب این صائم به آنچه سزاوار است که مثل آن جناب را به آن دعا کنند، ومعتقد شود که منت مر خدای راست ونایب او (علیه السلام) که چگونه او را اهل دانستند برای این مقام، ورتبه ی او را بلند نمودند تا به این محل ومنزلت.« واز این کلمات شریفه معلوم می شود که سبب دعای برای آن جناب یکی ادای رسم بندگی وتبعیت ووفای حق بزرگی وجلالت است ودیگری رفع موانع قبول واجابت وفتح ابواب لطف وعنایت است...
حقیر گوید: در این خصوص مزید بیانی بعد از این در طی تکالیف آتیه خواهد آمد.
ادعیه مخصوصه
چون دانستی که از جمله تکلیفات، دعا نمودن است در حق آن حضرت در اکثر اوقات مخصوصه وازمنه ی منصوصه، بلکه عموم دعاهای خود را در حخق آن حضرت (ارواحنا فداه) قرار دان وآن وجود اقدس را در تمام دعوات ومقاصد مقدم داشتن. پس در این مورد ذکر می نمائیم بعضی دعوات مخصوصه ی جلیل القدر را که از اهل بیت معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) وارد شده، که امر فرموده اند شیعیان وموالیان را که دعا نمایند در حق آن حضرت ودر حق خود که اسباب جلب فیوضات ظاهره وباطنه گردیده، بدین سبب باعث فوز وفلاح ونجات ونجاح دارین آنها شود:
از جمله دعائی است که سید بن طاوس (قدس سره) از کتاب ابن ابی قره ذکر کرده به اسناد خود از علی بن حسن بن علی بن فضال از محمد بن عیسی بن عبید، به اسناد خود از صالحین (علیهم السلام) که فرمودند:
مکرر بخوان در شب بیست وسیم ماه رمضان در حالت ایستاده ونشسته وهر حالتی که باشی، ودر تمام آن ماه وهر قسم که ممکن شود تو را وهر زمان از دهرت که حاضر شود. می گوئی بعد از تمجید کردن خدای تعالی وصلوات بر پیغمبر وآل او (صلی الله علیهم):
اللهم کن لولیک القائم بامرک الحجة بن الحسن المهدی علیه وعلی آبائه افضل الصلوة والسلام فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا ومؤیدا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طولا وعرضا وتجعله وذریته من الائمة الوارثین.
اللهم انصره وانتصربه واجعل النصر منک له وعلی یده واجعل النصر له والفتح علی وجهه ولا توجه الامر الی غیره.
اللهم اظهر به دینک وسنة نبیک حتی لا یستخفی بشیء من الحق مخافة احد من الخلق، اللهم انی ارغب الیک فی دولة کریمة تعز بها الاسلام واهله وتذل بها النفاق واهله وتجعلنا فیها من الدعاة الی طاعتک والقادة الی سبیلک وآتنا فی الدنیا حسنة وفی الاخرة حسنة وقنا عذاب النار واجمع لنا خیر الدارین واقض عنا جمیع ما تحب فیهما واجعل لنا فی ذلک الخیرة برحمتک ومنک فی عافیة، آمین رب العالمین وزدنا من فضلک ویدک الملاء فان کل معط ینقص من ملکه وعطاؤک یزید فی ملکک.
وکفعمی (علیه الرحمه) در «مصباح» دعای مزبور را چنین نقل نموده:
اللهم کن لولیک محمد بن الحسن المهدی فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.
ودر «کافی» نیز همین دعا را به اختلافی اندک روایت نموده، فلاحظ.
واز جمله دعائی است که سید (قدس سره) در «جمال الاسبوع» به اسناد معتبره ی صحیحه - ودیگران - از یونس بن عبدالرحمن روایت کرده اند که حضرت رضا (علیه الصلواة والسلام) امر فرمودند که برای حضرت صاحب الامر این دعا را بخوانند:
اللهم ادفع عن ولیک وخلیفتک وحجتک ولسانک المعبر عنک باذنک الناطق بحکمتک وعینک الناظرة فی بریتک وشاهدک علی عبادک الجحجاح المجاهد العائذ بک العائد عندک واعذه من شر جمیع ما خلقت وبرأت وانشأت وصورت واحفظه من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله ومن فوقه ومن تحته بحفظک الذی لا تضیع من حفظته به واحفظ فیه رسولک وآبائه السادة ائمتک ودعائم دینک واجعله فی ودیعتک التی لا تضیع وفی جوارک الذی لا یخفر وفی منعک وعزک الذی لا یقهر وآمنه بامانک الوثیق الذی لا یخذل من امنته به واجعله فی کنفک الذی لا یرام من کان فیه وانصره بنصرک العزیز وایده بجندک الغالب وقوه بقوتک واردفه بملائکتک ووال من والاه وعاد من عاداه والبسه درعک الحصینة وحفه بالملئکة حفا، اللهم اشعب به الصدع وارتق به الفتق وامت به الجور واظهر به العدل وزین بطول بقائه الارض وایده بالنصر وانصره بالرعب وقو ناصریه واخذل خاذلیه ودمدم علی من نصب له ودمر علی من غشه واقتل به جبابرة الکفر وعمده ودعائمه واقصم به رؤس الضلالة وشارعة البدع وممیتة السنة ومقویة الباطل وذلل به الجبارین وابر به الکافرین وجمیع الملحدین فی مشارق الارض ومغاربها وبرها وبحرها وسهلها وجبلها حتی لا تدفع منهم دیارا ولا تبقی لهم آثارا، اللهم طهر به بلادک واشف منهم عبادک واعز به المؤمنین واحی به سنن المرسلین ودارس حکم النبین وجدد به ما امتحی من دینک وبدل من حکمک حتی تعید دینک به وعلی یدیه جدیدا غضا محضا صحیحا لا عوج فیه ولا بدعة معه وحتی تنیر (تبین او تبیر )خ() بعدله ظلم الجور وتطفی به نیران الکفر وتوضح به معاقد الحق ومجهول العدل فانه عبدک الذی استخلصته لنفسک واصطفیته علی غیبک وعصمته من الذنوب وبرأته من العیوب وظهرته من الرجس وسلمته من الدنس، اللهم فانا نشهد له یوم القیمة ویوم حلول الطامد انه لم یذنب ذنبا ولا اتی حوبا ولم یرتکب معصیة ولم یضیع لک طاعة ولم یهتک لک حرمة ولم یبدل لک فریضة ولم یغیر لک شریعة وانه الهادی المهتدی الطاهر التقی النقی الرضی المرضی الزکی، اللهم اعطه فی نفسه واهله وذریته وامته وجمیع رعیته ما تقر به عینه وتسر به نفسه وتجمع له ملک الممالک قریبها وبعیدها وعزیزها وذلیلها حتی یجری حکمه علی کل حکم ویغلب بحقه علی کل باطل، اللهم اسلک بنا علی یدیه منهاج الهدی والمحجة العظمی والطریقة الوسطی یرجع الیها الغالی ویلحق بها التالی وقونا علی طاعته وثبتنا علی متابعته (مشایعته، خ) وامنن علینا بمبایعته واجعلنا فی حزبه القوامین بامره الصابرین معه الطالبین رضاک بمناصحته حتی تحشرنا یوم القیمة(۵) فی انصاره واعوانه ومقویة سلطانه واجعل ذلک خالصا من کل شک وشبهة وریاء وسمعة حتی لا نعتمد به غیرک ولا نطلب به الا وجهک وحتی تحلنا محله وتجعلنا فی الجنة معه واعذنا من السأمة والکسل والفترة واجعلنا ممن تنتصر به لدینک وتعز به نصر ولیک ولا تستبدل بنا غیرنا فان استبدالک بناغیرنا علیک یسیر وهو علینا کبیر.
اللهم نور به کل ظلمة وهدبر کنه کل بدعة واهدم بعزه کل ضلالة واقصم به کل جبار واخمد بسیفه کل نار واهلک بعد له جور کل جائر واجر حکمه علی کل حاکم واذل بسلطانه کل سلطان. اللهم اذل کل من ناواه واهلک کل من عاداه وامکر بمن کاده واستأصل من جحد حقه واستهان بامره وسعی فی اطفاء نوره واحماد ذکره.
اللهم صل علی محمد المصطفی وعلی المرتضی وفاطمة الزهراء والحسن الرضی والحسین المصطفی وجمیع الاوصیاء مصابیح الدجی واعلام الهدی ومنار التقی والعروة الوثقی والحبل المتین والصراط المستقیم وصل علی ولیک وولاة عهدک والائمة من ولده ومد فی اعمارهم وزد فی آجالهم وبلغهم اقص آمالهم دینا ودنیا وآخرة، انک علی کل شیء قدیر.
سید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» این دعا را به روایت دیگر از حضرت رضا (علیه الصلوة والسلام) ذکر نموده با اختلاف در بعض مضامین آن، ودر بعضی از نسخ بعد از «وهو علینا کبیر» این قسم وارد است:
اللهم صل علی ولاة عهدک والائمة من عبده وبلغهم آمالهم وزد فی آجالهم واعز نصرهم وتمم لهم ما اسندت الیهم من امرک لهم وثبت دعائمهم واجعلنا لهم اعوانا وعلی دینک انضارا فانهم معادن کلماتک وارکان توحیدک ودعائم دینک وولاة امرک وخالصتک من عبادک وصفوتک من خلقک واولیائک وسلائل اولیائک وصفوة اولاد رسلک والسلام علیهم ورحمة الله وبرکاته..
کفعمی نیز در «مصباح» این دعا را به این زیادتی نقل کرده وخواندن همه خوب است.
از جمله دعائی است که سید بن طاوس نقل کرده در «مضمار» ومجلسی (قدس سره) در «بحار»، که در روز سیزدهم ماه مبارک رمضان خوانده شود وخواندن چنین دعائی، البته در همه ی اوقات مطلوب ومستحسن است، والدعاء حسن فی کل حال:
اللهم انی ادینک بطاعتک وولایتک وولایة محمد نبیک وولایة امیرالمؤمنین حبیب نبیک وولایة الحسن والحسین سبطی نبیک وسیدی شباب اهل جنتک وادینک یا رب بولایة علی بن الحسین ومحمد بن علی وجعفر بن محمد وموسی بن جعفر وعلی بن موسی ومحمد بن علی وعلی بن محمد والحسن بن علی وسیدی ومولای صاحب الزمان، ادینک یا رب بطاعتهم وولایتهم وبالتسلیم بما فضلتهم راضیا غیر منکر ولا متکبر علی معنی ما انزلت فی کتابک، اللهم صل علی محمد وآل محمد وارفع عن ولیک وخلیفتک ولسانک والقائم بقسطک والمعظم لحرمتک والمعبر عنک والناطق بحکمک وعینک الناظرة واذنک السامعة وشاهد عبادک وحجتک علی خلقک والمجاهد فی سبیلک والمجتهد فی طاعتک واجعله فی ودیعتک التی لا تضیع وایده بجندک الغالب واعنه واعن عنه واجعلنی ووالدی وما ولدا وما ولدا وولدنی من الذین ینصرونه وینتصرون به فی الدنیا والاخرة اشعب به صدعنا وارتق به فتقنا، اللهم امت به الجور ودمدم به من نصب له واقصم رؤس الضلالة حتی لا تدع علی الارض منهم دیارا.
از جمله دعائی است که شیخ کلینی (قدس سره) در «کافی» ودیگران در کتب معتبره روایت کرده اند زراره می گوید:
عرض کردم خدمت حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) که فدای تو شوم، اگر زمان غیبت حضرت را (عجل الله فرجه) درک کردم، به چه چیز عمل نمایم؟
فرمود:
ای زراره، اگر درک کردی آن زمان را، پس ملازم شو خواندن این دعا را:
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.
از جمله دعائی است که شیخ کلینی (رضوان الله تعالی علیه) در «کافی» وصدوق در «کمال الدین» وشیخ طوسی در کتاب «غیبت» به اسانید معتبره روایت کرده اند که شیخ ابو عمر وعمری (قدس سره) - که نایب اول حضرت صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) است واسم او عثمان بن سعید عمری است - این دعا را املاء وتعلیم نمود به ابو علی محمد بن همام وامر فرمود که این دعا را بخواند در غیبت حضرت قائم (علیه الصلوة والسلام)، وسید بن طاوس (قدس سره العزیز) در «جمال الاسبوع» این دعا را روایت کرده از جماعتی به اسناد آنها از شیخ طوسی از جماعتی از تلعکبری از ابی علی محمد بن همام عین این دعا را ومجلسی (قدس سره) عین این دعا را از دو کتاب مذکور در «کتاب دعای بحار الانوار» ذکر نموده. وسید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» ذکر نموده:
هرگاه از جمیع دعواتی که برای تو ذکر کردم در تعقیب نماز عصر عذری باشد، این دعا را بعد از تعقیب عصر روز جمعه ترک مکن وحذر کن از اینکه مهمل گذاری خواندن آن را. به درستی که ما شناختیم این را از فضل خداوند (جل جلاله) که مخصوص فرموده ما را به آن، پس اعتماد کن بر آن.
مولف گوید: سید از جمله کسانی است که ظاهرا وباطنا در خواب وبیداری با آن حضرت (ارواحنا فداه) ملاقات می فرمود وبا اشخاصی که حضور آن حضرت (ارواحنا فداه) مشرف می شدند، معاشرت وخصوصیت واتحاد داشت وتالیفات خود را به نظر آن حضرت می رساند ومیانه ی او وآن حضرت پیغامها بود. گمانم این است که این تخصیص را بلاواسطه از آن حضرت (ارواحنا فداه) شنیده باشد، واز روی تقیه، ترک تصریح کرده، چنانکه دأب او این بوده ومقامات سید (قدس الله روحه) بالاتر ووالاتر از این مطالب است.
پس خوب است که عموم دوستان وموالیان آن حضرت (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) بعد از نماز عصر روز جمعه این دعا را وصلواتی که بعد از این خواهد آمد وسید (قدس سره) اصرار وتاکید وتصریح در قرائت آنها بعد از نماز عصر روز جمعه نموده، اگرچه در روایت بخصوصه نیست، ابدا ترک آنها را ننمایند، ومواظبت ومراقبت تامه در قرائت آنها بعد از نماز عصر جمعه خصوصا ودر سایر اوقات عموما نموده تا اسباب جلب فیوضات ظاهره وباطنه برای داعی باشد:
ذلک فضل الله، یؤتبه من یشاء والله ذو الفضل العظیم.
استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) نیز در کتب خود به این معنی اشاره فرموده، فتذکر:
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی، اللهم لا تمتنی میتة جاهلیة ولا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی لولایة من فرضت طاعته علی من ولاة امرک بعد رسولک صلواتک علیه وآله حتی والیت ولاة امرک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب والحسن والحسین وعلیا ومحمدا وجعفرا وموسی وعلیا ومحمدا وعلیا والحسن والحجة القائم المهدی صلواتک علیهم اجمعین، اللهم فثبتنی علی دینک واستعملنی بطاعتک ولین قلبی لولی امرک وعافنی مما امتحنت به خلقک وثبتنی علی طاعة ولی امرک الذی سترته عن خلقک فباذنک غاب عن بریتنک وامرک ینتظر وانت العالم غیر معلم بالوقت الذی فیه صلاح امر ولیک فی الاذن له باظهار امره وکشف ستره وصبرنی علی ذلک حتی لااحب تعجیل ما اخرت ولا تاخیر ما عجلت ولا اکشف (کشف، خ) عما سترته ولا ابحث (البحث، خ) عما کتمته ولا انازعک فی تدبیرک ولا اقول لم وکیف وما بال ولی الامر (ولی امر الله، خ) لایظهر وقد امتلأت الارض من الجور وافوض اموری کلها الیک، اللهم انی اسئلک ان ترینی ولی امرک ظاهرا نافذ الامر مع علمی بان لک السلطان والقدرة والبرهان والحجة والمشیة والحول والقوة فافعل ذلک بی وجمیع المؤمنین حتی ننظر الی ولیک صلواتک علیه وآله ظاهرا المقالة واضح الدلالة هادیا من الضلالة شافیا من الجهالة، وابرز یا رب مشاهدته (مشاهده، خ) وثبت قواعده واجعلنا ممن تقر عینه برؤیته واقمنا بخدمته وتوفنا علی ملته واحشرنا فی زمرته، اللهم اعذه من شر جمیع ما خلقت وبرئت وذرأت وانشأت وصورت واحفظه من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله ومن فوقه ومن تحته بحفظک الذی لایضیع من حفظته به واحفظ فیه رسولک ووصی رسولک علیهم السلام، اللهم مدفی عمره وزد فی اجله واعنه علی ما ولیته واسترعیته وزد فی کرامتک فانه الهادی المهدی والقائم المهتدی الطاهر التقی الزکی النقی الرضی المرضی العابد الشکور المجتهد، اللهم لا تسلبنا الیقین لطول الامد فی غیبته وانقطاع خبره عنا ولا تنسنا ذکره وانتظاره والایمان به وقوة الیقین فی ظهوره والدعاء له والصلوة علیه حتی لا یقنطنا طول غیبته من قیامه ویکون یقیننا فی ذلک کیقیننا فی قیام رسول الله صلی الله علیه وآله وماجاء به من وحیک وتنزیلک قو قلوبنا علی الایمان به حتی تسلک بنا منهاج الهدی والمحجة العظمی والطریقة الوسطی وقونا علی طاعته وثبتنا علی مشایعته واجعلنا فی حزبه واعوانه وانصاره والراضین بفعله ولا تسلبنا ذلک فی حیاتنا ولا عند وفاتنا حتی تتوفانا ونحن علی ذلک لا شاکین ولا ناکثین ولامر تابین ولا مکذبین، اللهم عجل فرجه وایده بالنصر والنصر ناصریه واخذل خاذلیه ودمدم علی من نصب له وکذب به واظهر به الحق وامت به الجور واستنقذ به عبادک المؤمنین من الذل وانعش به البلاد واقتل به الجبابرة والکفرة واقصم به رؤس الضلالة وذلل به الجبابرة والکافرین وابر به المنافقین والناکثین وجمیع المخالفین والملحدین فی مشارق الارض ومغاربها وبرها وبحرها وسهلها وجبلها حتی لاتدع منهم دیارا ولا تبقی لهم آثارا واظهر منهم بلادک واشف منهم صدور عبادک وجدد به ما امتحی من دینک واصلح به ما بدل من حکمک وغیر من سنتک حتی یعود دینک به علی یدیه غضا جدیدا صحیحا لاعوج فیه ولابدعة معه حتی تطفئ بعد له نیران الکافرین فانه عبدک الذی استخلصته لنفسک وارتضیته لنصرة دینک واصطفیته بعلمک وعصمته من الذنوب وبرأته من العیوب واطلعته علی الغیوب وانعمت علیه وطهرته من الرجس ونقیتته من الدنس اللهم فصل علیه وعلی آبائه الائمة الطاهرین وعلی شیعته المنتجبین وبلغهم آمالهم افضل ما یأملون واجعل ذلک منا خالصا من کل شک وشبهة وریاء وسمعة حتی لانرید به غیرک ولا نطلب به الا وجهک، اللهم انا نشکو الیک غیبة نبینا وفقد ولینا وشدة الزمان علینا ووقوع الفتن بنا وتظاهره الاعداء وکثرة عدونا وقلة عددنا، اللهم فافرج ذلک عنا بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره اله الحق آمین رب العالمین.
اللهم انا نسئلک ان تأذن لولیک فی اظهار عدلک فی عبادک وقتل اعدائک فی بلادک حتی لاتدع للجور یا رب دعامة الا قصمتها ولا بقیة الا افنیتها ولا قوة الا اوهنتها ولارکنا الاهددته ولاحدا الا افللته ولا سلاحا الا اکللته ولا رایة الا نکستها ولا شجاعا الا قتلته ولا جیشا الا خذلته وارمهم یا رب بحجرک الدامغ واضربهم بسیفک القاطع وبأسک الذی لاترده عن القوم المجرمین وعذب اعدائک واعداء دینک واعداء رسولک بید ولیک وایدی عبادک المؤمنین، اللهم اکف ولیک وحجتک فی ارضک هول عدوه وکید من کاده وامکر بمن مکر به واجعل دائرة السوء علی من اراد به سوء واقطع عنه مادتهم وارعب له قلوبهم وزلزل اقدامهم وخذهم جهرة وبغتة وشدد علیهم عذابک واخزهم فی عبادک والعنهم فی بلادک واسکنهم اسفل نارک واحط بهم اشد عذابک واصلهم نارا واحش قبور موتاهم نارا واصلهم حر نارک فانهم اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات واضلوا عبادک واخربوا بلادک. اللهم واحی بولیک القرآن وارنا نوره سرمدا لا ظلمة فیه واحی به القلوب المیتة واشف به الصدور الوغرة واجمع به الاهواء المختلفة علی الحخق واقم به الحدود المعطلة والاحکتام المهملة حتی لایبقی حق الا ظهر ولا عدل الازهر واجعلنا یا رب من اعوانه ومقویة سلطانه والمؤتمرین لامره والراضین بفعله والمسلمین لاحکامه وممن لاحاجة الا به الی التقیة من خلقک انت یا رب الذی تکشف الضر وتجیب المضطر اذا دعاک وتنجی من الکرب فاکشف الضر عن ولیک واجعله خلیفة فی ارضک کما ضمنت له، اللهم ولا تجعلنی من خصصاء آل محمد علیهم السلام ولاتجعلنی من اهل الخنق والغیظ علی آل محمد علیهم السلام فانی اعوذبک من ذلک فاعذنی واستجیربک فاجرنی، اللهم صل علی محمد وآل محمد واجعلنی بهم فائزا عندک فی الدنیا والاخرة ومن المقربین، آمین یا رب العالمین.
از جمله دعوات، دعائی است که سید جلیل، ابن طاوس (قدس سره) در «مهج الدعوات» ذکر کرده که:
خبر داد مرا صدیق ما ملک مسعود که او خواب دیده بود شخصی از پشت دیوار با او تکلم می نماید ولکن صورت او پیدا نیست ومی گوید:
یا صاحب القدر والاقدار والهمم والمهام (مهمام، خ.ل) عجل فرج عبدک وولیک والحجة القائم بامرک فی خلقک واجعل لنا فی ذلک الخیرة.
نکاتی چند در این مختصر دعا است که سزاوار است از جمله ی اوراد مستمره باشد.
از جمله دعوات، دعائی است که نیز سید (قدس سره) در کتاب مزبور از محمد بن احمد بن ابراهیم جعفی به اسناد خود روایت کرده، که محمد مزبور به اسناد خود در ضمن حدیثی روایت کرده که معلوم نیست سند آن به کدام امام منتهی می شود، عین عبارتی که ابن طاوس از او ذکر کرده این است:
قلت: «کیف تصنع شیعتک؟» قال:
علیکم بالدعاء وانتظار الفرج فانه سیبدوا لکم علم فاذا بدالکم فاحمدوا الله وتمسکوا بما بدالکم.
قلت: «فما ندعوابه؟ قال: تقول...
ترجمه ی فارسی آن چنین است:
راوی گفت، گفتم: «چه کنند شیعیان تو؟» فرمود: «بر شما باد به دعا نمودن وانتظار فرج بردن پس به درستی که زود است که ظاهر شود برای شما علمی - شاید به معنی نشانه باشد - پس هرگاه ظاهر شد برای شما، پس حمد کنید خدا را ومتمسک شوید به آنچه برای شما ظاهر شده».
گفتم: «پس چه دعا بخوانم؟» فرمود بگو:
اللهم انت عرفتنی نفسک وعرفتنی رسولک وعرفتنی ملائکتک وعرفتنی نبیک وعرفتنی ولاة امرک، اللهم لا ااخذ الا ما اعطیت ولا اوقی الا ما وقیت، اللهم لا تغیبنی عن منازل اولیائک ولا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی، اللهم اهدنی لولایة من افترضت طاعته.
از جمله ی دعوات، دعائی است که نیز سید (قدس سره) در کتاب مزبور نوشته، که:
ذر خواب دیدم کسی را که تعلیم می نماید مرا دعائی که شایسته است از برای ایام غیبت بخوانم. الفاظ دعا این است:
یا من فضل ابراهیم وآل اسرائیل علی العالمین باختیاره واظهر فی ملکوت السموات والارض عزه واقتداره (عزة اقتداره خ ل) واودع محمد صلی الله علیه وآله واهل بیته غرائب اسراره، صل علی محمد وآله واجعلنی من اعوان حجتک علی عبادک وانصاره.
از جمله ی دعوات، دعائی است که در «کافی» است ومسمی است به «دعای غریق»، وسید (قدس سره) نیز در «مهج» از «غیبت» صدوق (رضوان الله علیه) همین دعا را نقل کرده، عبدالله بن سنان که راوی دعا است می گوید:
حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) فرمودند که: «زود است می رسد به شما شبهه ای، پس باقی می مانید بدون علمی وبدون امام راهنمائی ظاهرا، ونجات نمی یابد در آن شبهه مگر کسی که بخواند دعای غریق را، »گفتم: «چگونه است دعای غریق؟ »فرمودند می گوئی:
یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک.
پس گفتم: یا مقلب القلوب والابصار فرمودند: خداوند (عز وجل) مقلب القلوب والابصار است ولکن بگو چنانکه من می گویم: یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک.
سید (قدس سره) در «مهج» بعد از نقل این حدیث می گوید:
شاید جهت این باشد که تقلب قلوب وابصار در روز قیامت است از شدت اهوال آن روز هولناک ودر زمان غیبت ترسیده می شود از تقلب قلوب، دون ابصار...
مولف گوید: در حاشیه ی «مهج الدعوات»ی که نزد حقیر است از مجلسی (قدس سره) این قسم نقل شده:
الخبر صحیح ویدل علی لزوم التأسی فی عبارة الدعوات والذی ذکره السید (رضی الله عنه) محتمل ویحتمل ان یکون الغرض الامر بالتاسی فقط او یکون له وجوه آخر لایصل عقولنا الیها والله تعالی یعلم.
از جمله ی دعوات، دعائی است که مسمی است به «دعای حریق» که در «دعوة الحسنی» ذکر کرده ام. این دعای مبارک، به سه قسم وارد شده وکسر ونقصان آن را نمی دانم از تصرف ناسخین یا مؤلفین است.
یک قسم آن در «مصباح» شیخ وکفعمی وعلامه ی حلی (رضوان الله تعالی علیهم) روایت شده که مجلسی (قدس سره) در «صلاة بحار» و«مقباس المصابیح» از آنها نقل نموده به شرح معهود.
وقسمی دیگر از اول دعا تا «اهل المغفرة» که سه مرتبه باید گفت. ومجلسی (قدس الله روحه العزیز) در «بحار» احتمال داده است تا عبارت «انی کنت من الظالمین» که آن زیادتی از توقیع را محسوب نداشته وقسمی دیگر، مجلسی (قدس سره) از کتاب «عتیق» ذکر نموده در «کتاب دعاء بحار الانوار» وآخر دعا این است:
فقل حسبی الله لا اله الا هو، علیه توکلت وهو رب العرش العظیم.
ودر «صلاة بحار» نیز اشاره نموده که یافتم این دعا را مسندا در کتاب عتیقی از اصول اصحاب خودمان یعنی امامیه، موافق شرحی که کفعمی (قدس سره) ذکر کرده تا:
علیه توکلت وهو رب العرش العظیم.
استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) در «نجم ثاقب» فرموده:
شیخ نعمانی (رحمة الله علیه) روایت کرده به اسناد خود از عبدالله بن سنان که گفت: «داخل شدم من وپدرم بر حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) پس فرمود: چگونه خواهید بود شما هرگاه ماندید در حالتی که نیست در آن وقت یا نمی بینید در آن حال امام هدایت کننده ونه راهنمائی که دیده شود ونجات نمی یابد در آن زمان مگر کسی که بخواند دعای حریق را؟
مؤلف گوید: نظرم نیست در کدام کتاب دیدم این حدیث را واین عبارت چنین ذکر شده بود:
ونجات نمی یابد در آن مگر کسی که بخواند دعای غریق را، به غین معجمه.
که مراد کمال تاکید در اخلاص واضطرار وصدق عقیدت وحسن نیت وغیرها باشد، چنانکه مؤید آن هم بعض اخبار وارد شده است.
در هر حال، تطبیق وتوفیق این قبیل احادیث در کمال اشکال است، والله اعلم.
پس پدرم گفت: این است والله، بلا. پس چه کنیم فدای تو شویم؟ فرمود:
چون چنین شود، تو آن زمان را درک نخواهی کرد. پس متمسک شوید به آنچه در دست شما است تا آنکه امر بر شما واضح گردد. یعنی در آن زمان در دین خود متزلزل نشوید ودر عمل، متحیر وسرگردان نگردید وبه آنچه از امامان گذشته به شما رسیده در اصول وفروع متمسک باشید وعمل به آنها را ترک نکنید ومرتد نشوید، وایمان نیاورید به آنکه مدعی امامت وقائمیت است، تا امر امامت او بر شما واضح شود، به ظهور معجزات بینات.
واز سئوال نکردن سنان، والد عبدالله از دعای حریق که کدام است، ظاهر می شود معهود ومعلوم بودن آن دعا نزد اصحاب، وآنچه به این اسم به نظر رسیده دعای معروفی است که جمله ای از علما آن را نقل کردند در ادعیه صباح ومسی. وشیخ طبرسی صاحب «مجمع البیان» در کتاب «عدة السفر» گفته: واز جمله ی دعاها که جلالت وفضیلت آنها بسیار است، وشرایط کمال وخوبی را به غابت جمع نموده، وخواندن آن اختصاص به صبح وشام دارد، دعائی است که مشهور است به دعای حریق واز حضرت امام زین العابدین (علیه الصلوة والسلام) روایت شده است ودعا این است:
اللهم انی اصبحت اشهدک وکفی بک شهیدا...
تا آخر دعا که طولانی است - وکتاب «مقال» وغیره این دعا را از حضرت امام زین العابدین (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده است وآخر او این است:
... یا اهل التقوی واهل المغفرة.
فلیراجع - ودر آخر آن گفته که:
از جانب حضرت صاحب الامر صلوات الله علیه (توقیعی بیرون آمد به سوی محمد بن صلت قمی (علیه الرحمة).
که این دعا را زیادی وتتمه ای هست وآن تتمه این است:
اللهم رب النور العظیم...
وآن نیز معروف است. وبالجمله چون مطمئن نشدم که مراد، همین دعا است وطولانی هم بود ودر بسیاری از کتب ادعیه چون «مصباح» شیخ وکفعمی و«مقباس» و«بحار» موجود بود، لهذا نقل نکردیم.
ذکر صلوات
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) صلوات فرستادن به آن حضرت است (ارواحنا فداه) خصوصا وبه آباء معصومین او (صلی الله علیهم اجمعین) وجد مطهر او (صلی الله علیه وآله) عموما، ودر خصوص صلوات فرستادن به ایشان از تواتر وتظافر احادیث واخبار - گذشته، کتب مبسوطه ی مخصوصه به رشته ی تالیف کشیده اند، که در میان فریقین منتشر است. اما خصوص صلوات فرستادن به حضرت امام عصر وناموس دهر (ارواحنا فداه) که همه جا با اجداد طاهرین خود (صلی الله علیهم اجمعین) مرادف ومشارک است ودر بعضی موارد منفرد، به ذکر بعضی از آنها که از کلمات معصومین است (علیهم السلام) می پردازد تیمنا.
منها: اللهم صل علی ولیک المحیی لسنتک القائم بامرک الداعی الیک الدلیل علیک وحجتک علی خلقک وخلیفتک فی ارضک وشاهدک علی عبادک، اللهم اعز نصره وامدد فی عمره وزین الارض بطول بقائه، اللهم اکفه بغی الحاسدین واعذه من شر الکائدین وازجر عنه ارادة الظالمین وخلصه من ایدی الجبارین، اللهم اعطه فی نفسه وذریته وشیعته ورعیته وخاصته وعامته ومن جمیع اهل الدنیا ما تقر به عینه وتسر به نفسه وبلغه افضل امله فی الدنیا والاخرة انک علی کل شیء قدیر.
منها: اللهم صل علی حجتک فی ارضک وخلیفتک فی بلادک الداعی الی سبیلک والقائم بقسطک والفائز بامرک ولی المؤمنین ومبیر الکافرین ومجلی الظلمة ومنیر الحق والصادع بالحکمة والموعظة الحسنة والصدق وکلمتک وعیبتک وعینک فی غارضک المترقب الخائف الولی الناصح، سفینة النجاة وعلم الهدی ونور ابصار الوری وخیر من تقمص وارتدی والوتر الموتور ومفرج الکرب ومزیل الهم وکاشف البلوی، صلوات الله علیه وعلی آبائه الائمة الهادین والقادة المیامین ما طلعت کواکب الاسحار واورقت الاشجار واینعت الاثمار واختلف اللیل والنهار وغردت الاطیار، اللهم انفعنا بحبه واحشرنا فی زمرته وتحت لوائه، اللهم صل علی محمد واهل بیته وصل علی ولی الحسن ووصیه ووارثه القائم بامرک والغائب فی خلقک والمنتظر لاذنک، اللهم صل علیه وقرب بعده وانجز وعده واوف عهده واکشف عن بأسه حجاب الغیبة واظهر بظهوره صحائف المحنة وقدم امامه الرعب وثبت به القلب واقم به الحرب وایده بجند من الملئکة مسومین وسلطه علی اعداء دینک اجمعین.
منها: اللهم صل علی امامنا وابن ائمتنا وسیدنا وابن سادتنا الوصی الزکی التقی النقی الامام الباقی ابن الماضی حجتک فی الارض علی العباد وغیبک الحافظ فی البلاد والسفیر فیما بینک وبین خلقک والقائم فیهم بحقک افضل صلواتک وبارک علیهم وعلیه افضل برکاتک، اللهم صل علی محمد وآل محمد واجعله القائم المؤمل والعدل المعجل وحفه بملئکتک المقربین وایده منک بروح القدس یا رب العالمین.
منها: صلواتی است که به سوی ابوالحسن ضراب اصفهانی از مکه بیرون آمد، که مشتمل است بر صلوات پیغمبر خدا وائمه ی هدی بخصوص حضرت صاحب الامر (صلی الله علیهم اجمعین). واین صلوات را در «مصباح متهجد» و«جمال الاسبوع» وکتب معتبره ی دیگر ذکر کرده اند. ودر «مصباح»، مذکور است: از صاحب الامر (علیه السلام) مروی است ودر مکه بیرون آمد برای ابوالحسن ضراب اصفهانی، ودر «جمال الاسبوع» وکتب دیگر به سند متصل از ابوالحسن مذکور - که اسمشس یعقوب بن یوسف است - روایت کرده اند که در سال دویست وهشتاد ویکم هجری این نسخه را در مکه حضرت به او مرحمت فرمود، وبرای آن حکایت عجیبی است واستاد اعظم (ادام الله ظله العالی) در «نجم ثاقب» از «غیبت» شیخ طوسی (قدس سره) روایت کرده از حسین بن محمد بن عامر اشعری گفت:
خبر داد مرا یعقوب بن یوسف ضراب غسانی زمانی که از اصفهان برگشته بود در سنه ی دویست وهشتاد یک..
ومجلسی (قدس سره) در «کتاب دعای بحار الانوار» همین صلوات را با شرح وحکایت آن از «جمال الاسبوع» ذکر کرده اند از یعقوب بن یوسف غانی بر وزن فانی، وغسانی - به سین مهمله - را نسخه ی بدل نوشته اند، وهمین صلوات را نیز نقل کرده از کتاب عتیق که نسخه شده این صلوات از کتاب شیخ ابوالحسن علی بن محمد بن یوسف حرانی در جمادی الاخره سنه ی چهار صد واو گفته:
نسخه نمودم این صلوات را از کتاب شیخ ابوالحسن علی بن حمزه احمد کاتب به خط خودش در جمادی الاولی سنه ی سیصد ونود وسه هجریه، خبر داده حسن بن محمد بن عامر اشعری قمی به کاشان در سنه ی دویست وهشتاد وهشت زمانی که از اصفهان برگشته بود، خبر داده او را یعقوب بن یوسف صواف به اصفهان، گفت: به حج رفتم در سنه ی دویست وهشتاد ویک...
وذکر کرده تا آخر خبر که مطابق است با «جمال الاسبوع». پس نسبت یعقوب بن یوسف در این نسخ عدیده، مشتبه شده که آیا غسانی است - به غین معجمه وسین مهمله بر وزن شداد - که منسوب به آبی است که قبیله ی «ازد» به او فرود آمده، یا اسم قبیله ای است که منسوب به او است، یا غانی است بر وزن فانی که تصحیف غسانی است، که اصل او از غسان بوده ونشو ونمای او در اصفهان شده، وآیا ضراب است یا صراف است یا صواف.
در هر حال، رجوع به کتب رجال باید کرد ومرا مجال نیست.
مقصود از صحت سند این صلوات است وحقیر روایت می کنم این صلوات را از استاد اعظم (ادام الله ظله العالی علی رؤس الادانی والاعالی) به اسناد مضبوطه واجازه ای که دارم - به همان شرح مذکور که در «نجم ثاقب» ثبت است. هر که خواهد رجوع نماید.
واستاد اعظم (دام ظله) پس از ذکر این صلوات، می فرماید:
در هیچ خبری تعیین وقتی از برای این صلوات ودعا نشده الا اینکه، سید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» بعد از ذکر این صلوات می فرماید: «اگر ترک کردی تعقیب عصر روز جمعه را به جهت عذری، پس ترک مکن این صلوات را هرگز به جهت امری که مطلع کرده ما را خداوند (جل جلاله) بر آن.
واستاد اعظم (دام ظله) پس از ذکر این کلام می فرماید:
از این کلام شریف چنان مستفاد می شود که از جانب صاحب الامر (صلوات الله علیه) چیزی به دست آوردند در این باب واز مقام ایشان مستبعد نیست، چنانچه خود تصریح کردند که باب به سوی آن جناب (علیه السلام) مفتوح ودر باب سابق گذشت.
حقیر گوید: سابقا اشاره به این مطلب شد وبعد از این مزید بیانی نیز خواهد آمد، انشاء الله تعالی. نسخه ی دفتر صلوات این است:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد سید المرسلین وخاتم النبیین وحجة رب العالمین، المنتجب فی المیثاق المصطفی فی الظلال المطهر من کل آفة البریء من کل عیب المؤمل للنجاة المرتجی للشفاعة المفوض الیه دین الله، اللهم شرف بنیانه وعظم برهانه وافلج حجته وارفع درجته واضئ نوره وبیض وجهه واعطه الفضل والفضیلة والمنزلة والوسیلة الرفیعة وابعثه مقاما محمودا یغبطه به الاولون والاخرون وصل علی امیرالمومنین ووارث المرسلین وقائد الغر المحجلین وسید الوصیین وصل علی الحسن بن علی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی الحسین بن علی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصلی علی علی بن الحسین امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی محمد بن علی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی جعفر بن محمد امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی موسی بن جعفر امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی علی بن موسی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی محمد بن علی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی الحسن بن علی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین وصل علی الخلف الصالح المهدی الهادی امام الهدی امام المؤمنین ووارث المرسلین وحجة رب العالمین، اللهم صل علی محمد وآل محمد واهل بیته الائمة الهادین العلماء الصادقین الابرار المتقین دعائم دینک وارکان توحیدک وتراجمة وحیک وحججک علی خلقک وخلفائک فی ارضک الذین اخترتهم لنفسک واصطفیتهم علی عبادک وارتضیتهم لدینک واختصصتهم بمعرفتک وجللتهم بکرامتک وغشیتهم برحمتک وربیتهم بنعمتک وغذیتهم بحکمتک والبستهم نورک ورفعتهم فی ملکوتک وحففتهم بملائکتک وشرفتهم بنبیک صلواتک علیه وآله، اللهم صل علی محمد وعلیهم صلوة کثیرة دائمة طیبة لایحیط بها الا انت ولا یسعها الا علمک ولاتحصیها احد غیرک، اللهم وصل علی ولیک المحیی سنتک القائم بامرک الداعی الیک الدلیل علیک وحجتک علی خلقک وخلیفتک فی ارضک وشاهدک علی عبادک، اللهم اعز نصره ومدفی عمره وزین الارض بطول بقائه، اللهم اکفه بغی الحاسدین واعذه من شر الکائدین وازجر عنه ارادة الظالمین وخلصه من ایدی الجبارین، اللهم اعطه فی نفسه وذریته وشیعته ورعیته وخاصته وعامته وعدوه وجمیع اهل الدنیا ما تقربه عینه وتسر به نفسه وبلغه افضل ما امله (عمل، خ ل. امل، خ ل.) فی الدنیا والآخرة انک علی کل شیء قدیر. اللهم جدد به ما محی من دینک واحی به ما بدل من کتابک واظهر به ما غیر من حکمک حتی یعد دینک به علی یدیه غضا جدیدا خالصا مخلصا لا شک فیه ولا شبهة معه ولا باطل عنده ولا بدعة لدیه، اللهم نور بنوره کل ظلمة وهد برکنه کل بدعة واهدم بعزته کل ضلالة واقصم به کل جبار واحمد بسیفه کل نار واهلک بعدله کل جبار (جور کل جائر خ ل.) واجر حکمه علی کل حکم واذل بسلطانه کل سلطان اللهم اذل کل من ناواه واهلک کل من عاداه وامکر بمن کاده واستاصل من جحد حقه واستهان بامره وسعی فی اطفاء نوره واراد اخماد ذکره، اللهم صل علی محمد المصطفی وعلی المرتضی وفاطمة الزهراء والحسن الرضا والحسین المصفا وجمیع الاوصیاء مصابیح الدجی واعلام الهدی ومنار التقی والعروة الوثقی والحبل المتین والصراط المستقیم وصل علی ولیک وولاة عهدک والائمة من ولده ورد فی اعمارهم وزد فی آجالهم وبلغهم افضل اعمالهم دینا ودنیا وآخره انک علی کل شیء قدیر.
لزوم عرض سلام
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) سلام نمودن به آن حضرت است در هر روز، بخصوص در روز دوشنبه وپنجشنبه، که عرض اعمال عموم خلایق به آن حضرت می شود.
سابقا اشاره شد که تکلیف عبد نسبت به مولای خود آن است که در تمام حرکات وسکنات خود تابع ومطیع اوامر ونواهی مولای خود باشد، بلکه به درجه ای حالت مراقبه را تکمیل نماید که مقام انس واستغراق برای او حاصل شود وآنی ظاهرا وباطنا از توجهات قلبیه وجوارحیه تغافل وتساهل نداشته باشد، وگمان نکند که مولا وآقای او از انظار غایب است واز اعمال وافعال عبد خود بی اطلاع است، بلکه به طور یقین قطع نماید که مولای او حاضر وناظر اوست.
وعلم او قبل از اخطار به بال تو است، واز تمام حرکات وسکنات وحالات ومقامات ظاهره وباطنه ی عبد خود استحضار دارد.
پس از جمله تکالیف وفرائض عباد نسبت به امام مفترض الطاعه ی خود آن است که همه روزه عرض چاکری وجان نثاری خود را در پیشگاه سلطان حقیقی خود نموده، به آن حضرت (ارواحنا فداه) سلام دهند واظهار عبودیت ورقیت نمایند، وعرض محبت وخلوص قلبیه ی خالصانه ی صادقانه نمایند، وبه زبان حال وقال عرض واظهار نمایند:
ای مولا وآقا وسید ما، اگر به حسب مصلحت چهره ی مبارک را از این بندگان ناقابل پوشیده ودر بارگاه عظمت وجلالت خود ما را راه نمی دهی، ولیکن این بندگان، همچنان در مقام عبودیت وبندگی وجان نثاری خود ثابت وجازم هستیم وحق عبودیت وجان نثاری ماست، که همه روزه در آستان مقدس تو خود را حاضر دانسته ودر عتبه ی مقدسه ی تو ایستاده سلام داده واظهار چاکری نموده مراجعت نمائیم. البته ای مولای ما، اگر این بندگان ناقابل تو لیاقت ادراک حضور مرحمت ظهور را داشتیم ما را راه می دادی واظهار مرحمت ومکرمت می فرمودی.
ولیکن یقین داریم که در مراتب عبودیت ومراسم بندگی وفدویت خود قصور وفتور داریم وهنوز به آن درجه نرسیده ایم که درک تشرف حضور مبارکت را نمائیم، ویقین داریم اگر چه شخص این بندگان از آستان ملایک پاسبانت دور است ولیکن عرض اعمال وافعال ما همه روز در دفتر حضرتت مسطور است.

وباز یقین داریم که همه روزه مانند اشخاصی که در آستان حضرت رضا (علیه الصلوة والسلام) تا شصت مرتبه آمدند وبرگشتند وآن حضرت آنها را راه نداد وباز دست از بندگی وعبودیت برنداشتند، این بندگان هم هرماه هزار مرتبه بیائیم وما را جواب ندهی، باز دست بندگی از دامن تولایت نخواهیم برداشت، یقین دارم اگر از شیعیان تو بودیم، در مرتبه ی اولی ما را راه می دادی ونزد خود می خواندی، ولیکن چون از دوستان تو هستیم وبه مرتبه ی شیعیت نرسیده ایم، از آن جهت از زیارت جمال مبارکت محروم واز ادراک حضور اقدست مهجور شده ایم.
پس فریضه ی ذمت این بندگان است که همه روزه وهمه شب خود را به سلام دادن ذات اقدس رطب اللسان وبه اظهار عبودیت وپیغام فرستادن حضور مقدست همعنان باشیم، شاید در این میانه یکی کارگر شود.
ذکر سلام
سابقا مذکور شد که بعد از نماز صبح وسایر فرایض، مستحب است که صلوات وسلام به امام عصر (ارواحنا فداه) بفرستی وبا آن حضرت تجدید سلام وعهد وبیعت ومیثاق وتحیت وعبودیت نمائی، واجمالی از آن گذشت، لذا در این مورد ذکر می نمایم بعضی از فقرات سلامهائی که از خود آن حخضرت وآباء کرامش (سلام الله علیهم اجمعین) رسیده که در بعض موارد مخصوصه ومواضع منصوصه، به آن حضرت سلام بفرستی وزیارت نمائی واظهار عبودیت کنی، وآن حضرت را شفیع مطالب ومآرب خود قرار دهی. شاید آن حضرت نیز در مقام آقائی وبزرگی، یکی از سلامهای تو را - اگر از روی اخلاص وصمیم قلب باشد - جواب دهد، ورستگار دنیا وآخرت شوی، خوشا به حال کسی که امام عصر (ارواحنا فداه) توجه والتفات به سوی او نموده، منظور نظر التفات آن حضرت گردد وگوشه ی چشمی به طرف او اندازد که کار او را در دو عالم سازد:

چه شود به چهره ی زرد من نظری برای خدا کنی * * * که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

از جمله فقرات سلامهائی که وظیفه ی عبد است همه روزه به جا بیاورد وتوجه به سوی خدا ورسول وائمه وآن حضرت (صلی الله تعالی علیهم اجمعین) نماید، سلامی است که سابقا گفتیم در تشهد نمازهای فریضه می گوئی که در چند فقرات، سابقا تصریح شد.
واز جمله سلامی است که از ناحیه ی مقدسه بیرون آمده:
فی «الاحتجاج»:
خرج من الناحیة المقدسة الی محمد الحمیری بعد الجواب عن المسائل التی سئلها:
بسم الله الرحمن الرحیم، لا لامره تعقلون ولا من اولیائه تقبلون حکمة بالغة فماتغن النذر عن قوم لایومنون، السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین، اذا اردتم التوجه بنا الی الله تعالی والینا فقولوا کما قال الله تعالی: «سلام علی آل یس...»
به سندهای صحیح ومعتبر از محمد بن عبدالله حمیری منقول است که از ناحیه ی مقدسه فرمان حضرت صاحب الامر (علیه السلام) به سوی او بیرون آمد که: چون خواهید متوجه بشوید به ما به سوی خدا وبه سوی ما، پس بگوئید چنانچه خدا فرموده است:
سلام علی آل یس، السلام علیک یا داعی الله وربانی آیاته السلام علیک یا باب الله ودیان دینه، السلام علیک یا خلیفة الله وناصر حقه، السلام علیک یا حجة الله ودلیل ارادته، السلام علیک یا تالی کتاب الله وترجمانه، السلام علیک فی آناء لیلک واطراف نهارک، السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه، السلام علیک یا میثاق الله الذی اخذه ووکده، السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه، السلام علیک ایها العلم المنصوب والعلم المصبوب والغوث والرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد، السلام علیک حین تقرء وتبین، السلام علیک حین تصلی وتقنت، السلام علیک حین ترکع وتسجد، السلام علیک حین تهلل وتکبر، السلام علیک حین تحمد وتستغفر، السلام علیک حین تصبح وتمسی، السلام علیک فی اللیل اذا یغشی والنهار اذا تجلی، السلام علیک ایها الامام المأمون، السلام علیک ایها المقدم المأمول، السلام علیک بجوامع السلام اشهدک، یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمدا عبده ورسوله لا حبیب الا هو واهله، واشهدک یا مولای ان علیا امیرالمؤمنین حجته والحسن حجته والحسین حجته وعلی بن الحسین حجته ومحمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموسی بن جعفر حجته والحسن بن علی حجته واشهد انک حجة الله انتم الاول والاخر وان رجعتکم حق لاریب فیها یوم لاینفع نفسا ایمانها لا تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا، وان الموت حق وان ناکرا ونکیرا حق واشهد ان النشر والبعث حق وان الصراط حق والمرصاد حق والمیزان حق والحشر حق والحساب حق والجنة والنار حق والوعد حق والوعید بهما حق، یا مولای شقی من خالفکم وسعد من اطاعکم فاشهد علی ما اشهدتک علیه وانا ولی لک بریء من عدوک فالحق ما رضیتموه والباطل ما اسخطتموه والمعروف ما امرتم به والمنکر ما نهیتم عنه فنفسی مؤمنه بالله وحده لا شریک له وبرسوله وبامیرالمؤمنین وبکم یا مولای اولکم وآخرکم ونصرتی معدة لکم ومودتی خالصة لکم آمین آمین...
بعد از آن این دعا می خوانی:
اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد نبی رحمتک وکلمة نورک وان تملاء قلبی نور الیقین وصدری نور الایمان وفکری نور النیات وعزمی نور العلم وقوتی نور العمل ولسانی نور الصدق ودینی نور البصائر من عندک وبصری نور الضیاء وسمعی نور الحکمة ومودتی نور الموالاة لمحمد وآله علیهم السلام حتی القاک وقد وفیت بعهدک ومیثاقک فتغشینی برحمتک یا ولی یا حمید، اللهم صل علی محمد حجتک فی ارضک وخلیفتک فی بلادک والداعی الی سبیلک والقائم بقسطک والثائر بامرک ولی المؤمنین وبوار الکافرین ومجلی الظلمة ومنیر الحق والناطق بالحکمة والصدق وکلمتک التامة فی ارضک المرتقب الخائف والولی الناصح سفینة النجاح وعلم الهدی ونور ابصار الوری وخیر من تقمص وارتدی ومجلی العمی الذی یملاء الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا انک علی کل شیء قدیر، اللهم صل علی ولیک وابن اولیائک الذین فرضت طاعتهم واوجبت حقهم واذهبت عنهم الرجس وطهرتهم تطهیرا، اللهم انصره وانتصر به لدینک وانصر به اولیائک واولیائه وشیعته وانصاره واجعلنا منهم، اللهم اعذه من شر کل باغ وطاغ ومن شر جمیع خلقک واحفظه من بین یدیه ومن خلفه وعن یمینه وعن شماله واحرسه وامنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولک وآل رسولک واظهر به العدل وایده بالنصر وانصر ناصریه واخذل خاذلیه واقصم قاصمیه واقصم به جبابرة الکفر واقتل به الکفار والمنافقین وجمیع الملحدین حیث کانوا من مشارق الارض ومغاربها وبرها وبحرها واملاء به الارض عدلا واظهر به دین نبیک صلی الله علیه وآله واجعلنی اللهم من انصاره واعوانه واتباعه وشیعته وارنی فی آل محمد علیهم السلام ما یأملون وفی عدوهم ما یحذرون اله الحق آمین یاذالجلال والاکرام یا ارحم الراحمین.
واز جمله، سلامی است که از ناحیه ی مقدسه بیرون آمده به سوی عبدالله بن جعفر حمیری که توقیع مبارک صادر شده ومعروف است به زیارت ندبه غیر دعای ندبه مشهوره ومجلسی (قدس سره) در «کتاب دعای بحار الانوار» این زیارت را از خط شیخ محمد علی جباعی، جد شیخنا البهائی (قدس سرهما) به اسناد مضبوطه اش ذکر نموده از محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری که توقیع مبارک به سوی او بیرون آمد که:
چون اراده کردند توجه به ما به سوی خدای تعالی وبه سوی ما را، پس بگوئید چنانکه خدا فرموده:
سلام علی آل یس ذلک هو الفضل المبین والله ذو الفضل العظیم لمن یهدیه صراطة المستقیم (التوجه) قد آتاکم الله یا آل یس خلافته...
ودر «مزار بحار الانوار» از سید بن طاووس نقل نموده همین زیارت را که این زیارت، معروف به زیارت ندبه است که از ناحیه ی مقدسه به سوی محمد بن عبدالله حمیری بیرون آمد وامر شده است که در سرداب مقدس خوانده شود.
وهمین زیارت را بعینها ذکر می نماید بعد از آن از قول مولف «مزار کبیر» - که به زعم مرحوم مجلسی (قدس سره) محمد المشهدی (رحمة الله علیه) است همین زیارت را ذکر می نماید، ولی به زیادتی دوازده رکعت نماز در اول آن ونسبت آن را به محمد بن عثمان که از نواب حضرت است (ارواحنا فداه) می دهد وتفصیل آن چنین است که احمد بن ابراهیم گفت:
شکایت کردم به محمد بن عثمان که از نواب حضرت صاحب الامر است (علیه الصلوة والسلام) که بسیار مشتاقم به دیدن مولای خود.
گفت: به این اشتیاق خواهش دیدن آن حضرت را هم داری؟ گفتم: بله.
گفت: خدا تو را ثواب دهد بر اشتیاق تو وروی مبارک آن حضرت را به تو بنماید به آسانی وعافیت، پس گفت: آرزوی دیدن آن حضرت را در ایام غیبت مکن وباید که مشتاق خدمت آن حضرت باشی وسئوال نکنی اجتماع به آن حضرت را که این از امور حتمی خدا است وتسلیم وانقیاد امر خدا لازم است ولکن متوجه شو به سوی آن حضرت بعد از دوازده رکعت نماز، که در هر رکعت حمد وسوره بخوانی وبعد از هر دو رکعت، سلام بگوئی وصلوات بر محمد وآل او (صلی الله علیه وآله) بفرستی، پس بگو:
سلام علی آل یس ذلک هو الفضل المبین والله ذو الفضل العظیم لمن یهدیه صراطه المستقیم، قد آتاکم الله یا آل یس خلافته...
واز این روایت فهمیده می شود که دوازده رکعت نماز قبل از این زیارت باید خواند، ولی حقیر مولف زیارتی را که در «کتاب دعاء بحار الانوار» ذکر نموده وذکر دوازده رکعت نمازی در آن روایت نیست، در این مورد مرقوم می دارد:
سلام علی آل یس ذلک هو الفضل المبین والله ذو الفضل العظیم لمن یهدیه صراطه المستقیم (التوجه) قد آتاکم الله یا آل یس خلافته وعلم مجاری امره فیما قضاه ودبره ورتبه واراده فی ملکوته فکشف لکم الغطاء وانتم خزنته وشهدائه وعلمائه وامنائه وساسة العباد وارکان البلاد وقضاة الاحکام وابواب الایمان وسلالة النبیین وصفوة المرسلین وعترة خیرة رب العالمین ومن تقدیره منائح العطاء بکم انفاذه محتوما مقرونا فما شیء منا الا وانتم له السبب والیه السبیل خیاره لولیکم نعمة وانتقامه من عدوکم سخطة فلا نجاة ولا مفزع الا انتم ولا مذهب عنکم یا اعین الله الناظرة وحملة معرفته ومساکن توحیده فی ارضه وسمائه وانت یا مولای ویا حجة الله وبقیته کمال نعمته ووارث انبیائه وخلفائه ما بلغناه من دهرنا وصاحب الرجعة لوعد ربنا التی فیها دولة الحق وفرجنا ونصر الله لناو عزنا، السلام علیک ایها العلم المنصوب والعلم المصبوب والغوث والرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب، السلام علیک یا صاحب المریء والمسمع الذی بعین الله مواثیقه وبید الله عهوده وبقدرة الله سلطانه انت الحکیم الذی لاتعجله الغضبة والکریم الذی لاتبخله الحفیظة والعالم الذی لاتجهله الحمیة مجاهدتک فی الله ذات مشیة الله ومقارعتک فی الله ذات انتقام الله وصبرک فی الله ذواناة الله وشکرک لله ذو مزید الله ورحمته السلام علیک یا محفوظا بالله، الله نور (نور) امامه وورائة ویمینه وشماله وفوقه وتحته، السلام علیک یا مخزونا فی قدرة الله نور سمعه وبصره، السلام علیک یا وعد الله الذی ضمنه ویا میثاق الله الذی اخذه ووکده، السلام علیک یا داعی الله ودیان دینه، السلام علیک یا خلیفة الله وناصر حقه، السلام علیک یا حجة الله ودلیل ارادته، السلام علیک یا تالی کتاب الله وترجمانه، السلام علیک فی آناء اللیل والنهار، السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه، السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تقعد، السلام علیک حین تقرء وتبین، السلام علیک حین تصلی وتقنت، السلام علیک حین ترکع وتسجد، السلام علیک حین تعوذ وتسبح، السلام علیک حین تهلل وتکبر، السلام علیک حین تحمد وتستغفر، السلام علیک حین تمجد وتمدح، السلام علیک حین تمسی وتصبح، السلام علیک فی اللیل اذا یغشی والنهار اذا تجلی، السلام علیک فی الاخرة والاولی، السلام علیکم یا حجج الله ودعاتنا وهداتنا ورعاتنا وقادتنا وائمتنا وسادتنا وموالینا، السلام علیکم انتم نورنا وانتم جاهنا واوقات صلواتنا وعصمتنا بکم لدعائنا وصلاتنا وصیامنا واستغفارنا وسائر اعمالنا، السلام علیک ایها الامام المأمون، السلام علیک ایها الامام المأمول، السلام علیک بجوامع السلام اشهد یا مولای انی اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له وان محمدا عبده ورسوله لاحبیب الا هو واهله وان امیرالمؤمنین حجته وان الحسن حجته وان الحسین حجته وان علی بن الحسین حجته وان محمد بن علی حجته وان جعفر بن محمد حجته وان موسی بن جعفر حجته وان علی بن موسی حجته وان محمد بن علی حجته وان علی بن محمد حجته وان الحسن بن علی حجته وانت حجته وان الانبیاء دعاة وهداة رشدکم، انتم الاول والآخر وخاتمته وان رجعتکم حق لا شک فیها، ولا ینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا وان الموت حق وان منکرا ونکیرا حق وان النشر حق والبعث حق وان الجنة والنار حق والجزاء بهما للوعد والوعید حق وانکم للشفاعة حق لا تردون ولا تسبقون بمشیة الله وبامره تعملون ولله الرحمة والکلمة العلیا وبیده الحسنی وحجة الله النعمی خلق الجن والانس لعبادته واراد من عباده عبادته فشقی وسعید قد شقی من خالفکم وسعد من اطاعکم وانت یا مولای فاشهد بما اشهدتک علیه تخزنه وتحفظه لی عندک اموت علیه وانشر علیه واقف به ولیا لک بریئا من عدوک ما قتا لمن ابغضکم وادا لمن احببتم فالحق ما رضیتموه والباطل ما سخطتموه والمعروف ما امرتم به والمنکر ما نهیتم عنه والقضاء المثبت ما استأثرت به مشیتکم والممحو ما لا استاثرت به سنتکم، فلا اله الا الله وحده لا شریک له ومحمد عبده ورسوله، علی امیرالمؤمنین حجته، الحسن حجته، الحسین حجته، علی حجته، محمد حجته، جعفر حجته، موسی حجته، علی حجته، محمد حجته، علی حجته، الحسن حجته، انت حجته وانتم حججه وبراهینه انا یا مولای مستبشر بالبیعة التی اخذ الله علی شرطه قتالا فی سبیله اشتری به انفس المؤمنین فنفسی مؤمنه بالله وحده لا شریک له وبرسوله وبامیرالمؤمنین وبکم یا مولای اولکم وآخرلکم ونصرتی لکم معدة ومودتی خالصة لکم وبرائتی من اعدائکم اهل الحردة والجدال ثابته لثارکم انا ولی وحید والله اله الحق جعلنی بذلک آمین آمین من لی الا انت فیما دنت واعتصمت بک فیه تحرسنی فیما تقربت به الیک یا وقایة الله وستره وبرکته اغننی ادننی اعنی ادرکنی صلنی بک ولا تقطعنی اللهم بهم الیک توسلی وتقربی اللهم صل علی محمد وآل محمد وصلنی بهم ولا تقطعنی بحجتک اعصمنی وسلامک علی آل یس مولای انت الجاه عندالله ربک وربی انه حمید مجید اللهم انی اسئلک باسمک الذی خلقته من ذلک واستقر فیک، فلا یخرج منک الی شیء ابدا یاکینون یا مکون ایا متعال ایا مقدس (متقدس، خ.ل) ایا مترحم ایا مترئف ایا متحنن اسئلک کما خلقته غضا ان تصلی علی محمد نبی رحمتک وکلمة نورک ووالد هداة رحمتک واملاء قلبی نور الیقین وصدری نور الایمان وفکری نور الثبات وعزمی نور التوفیق وذکائی نور العلم وقوتی نور الثبات وعزمی نور التوفیق وذکائی نور العلم وقوتی نور العمل ولسانی نور الصدق ودینی نور البصائر من عندک وبصری نور الضیاء وسمعی نور وعی الحکمة ومودتی نور المولاة لمحمد وآله علیهم السلام ونفس نور قوة البرائة من اعداء محمد واعداء آل محمد حتی القاک وقد وفیت بعهدک ومیثاقک فلتسعنی رحمتک یا ولی یا حمید بمرئی آل محمد ومسمعک یا حجة الله دعائی فوفنی منجزات اجابتی اعتصم بک معک معک معک سمعی ورضای یا کریم...
از جمله سلامی است که سید بن طاوس در «کشف المحجه» مجملا به پسر خود محمد وصیت می نماید که: پیش انداز حوائج آن حضرت را (ارواحنا فداه) بر حوائج خود در وقت نماز حاجات - چنانچه ذکر کردیم در کتاب «مهمات وتتمات» - وصدقه ای از او پیش از صدقه ای از خودت وعزیزانت، ودعای برای او پیش از دعای به جهت خودت وپیش انداز او را در هر چیزی که وفای با او باشد، وباعث اقبال او باشد وباعث احسان او باشد. پس عرض کن حاجات خود را بر او هر روز دوشنبه وپنج شنبه از هر هفته، به وصف آنچه ادب وخضوع را دارا باشد، وبگو در حال خطاب با او بعد از سلام بر او به آنچه ذکر کردیم در اواخر اجزاء کتاب «مهمات وتتمات» از زیارتی که اول او این است:
سلام الله الکامل...
مولف گوید: مجلسی (قدس سره) در مجلد نوزدهم «بحار الانوار» وبیست ودوم که مزار است از کتاب «قبس المصابیح» صهرشتی که از جمله شاگردان شیخ طوسی (رضوان الله علیه) است از برای این زیارت شرحی نقل کرده که ترجمه ی آن این است:
مؤلف مزبور که ابو عبدالله سلمان بن حسن صهرشتی باشد، گفته: شنیدم از شیخ ابی عبدالله حسین بن حسن بن بابویه (رضی الله عنه) در سال چهارصد وچهل در شهر ری روایت کرد از عم خود ابی جعفر محمد بن علی بن بابویه (رحمه الله) که بعضی از مشایخ قمیین من ذکر نمود که: «مرا امری حادث شد که دلم از آن تنگ گردید ونمی توانستم اظهار آن را به اهل واخوان خود نمایم واز این جهت غمگین بودم، تا آنکه وقتی به خواب دیدم مردی را با روی نیکو ولباس مرغوب وبوی خوب وخوش، وچنان گمان کردم که آن مرد بعض از مشایخ قمیین باد که نزد آنها درس می خواندم، پس با خود گفتم: تا چه وقت این درد ومحنت را محتمل شوم ودرد خود را به کسی اظهار نکنم؟ این مرد اینک از جمله مشایخ وعلمای ما است.
باید درد دل خود را به او بگویم، شاید نزد او علاج وتدبیری باشد. ناگاه دیدم که او بر من پیشی گرفت وقبل از سوال من فرمود که: رجوع کن در این خصوص به سوی خدا وطلب یاری کن از صاحب الزمان (علیه السلام) واو را مفزع خود قرار داده، زیرا که او معین خوبی است واوست عصمت اولیای مومنین. بعد از آن دست راست مرا گرفت وگفت: «زیارت کن وسلام کن بر او وسوال کن او را که شفاعت کند از برای تو به سوی خدا در حاجت تو».
پس به او گفتم که: «مرا تعلیم کن که چگونه بگویم، زیرا که از این اندوهی که دارم هر زیارت ودعائی که می دانستم از خاطرم برده».
چون آن مرد این بشنید، آه از دل خود برکشید وگفت: «لا حول ولا قوة الا بالله»، پس دست خود به سینه ی من کشید وگفت: «باکی بر تو نیست برخیز وتطهیر کن ودو رکعت نماز کن. بعد از آن بایست رو به قبله در زیر آسمان وبگو:
سلام الله الکامل التام الشامل العام وصلواته الدائمة وبرکاته القائمة علی حجة الله وولیه فی ارضه بلاده وخلیفته علی خلقه وعباده سلالة النبوة وبقیة العترة والصفوة صاحب الزمان ومظهر الایمان ومعلن احکام القرآن مطهر الارض وناشر العدل فی الطول والعرض والحجة القائم المهدی والامام المنتظر المرضی الطاهر ابن الائمة الطاهرین الوصی ابن الاوصیاء المرضیین الهادی المعصوم ابن الهداة المعصومین، السلام علیک یا امام المسلمین والمؤمنین، السلام علیک یا وارث علم النبیین ومستودع حکمة الوصیین، السلام علیک یا عصمة الدین، السلام علیک یا معز المؤمنین المستضعفین، السلام علیک یا مذل الکافرین المتکبرین الظالمین، السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان یابن امیرالمؤمنین وابن فاطمة الزهراء سیدة نساء العالمین، السلام علیک یابن الائمة الحجج علی الخلق اجمعین، السلام علیک یا مولای سلام مخلص لک فی الولاء، اشهد انک الامام المهدی قولا وفعلا وانک الذی تملاء الارض قسطا وعدلا عجل الله فرجک وسهل مخرجک وقرب زمانک وکثرا نصارک واعوانک وانجز لک موعدک وهو اصدق القائلین «ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة ونجعلهم الوارثین» یا مولای حاجتی کذا وکذا... (به جای لفظ کذا حاجت خود را ذکر کند) فاشفع لی فی نجاحها.
وبخواه هر حاجت که داری».
راوی گوید:
«پس از خواب بیدار شدم در حالتی که یقین داشتم به روح وفرج، چون ملاحظه ی وقت کردم، دیدم که از شب زمانی وسیع باقی است. پس مبادرت کرده این زیارت را نوشتم که از خاطرم نرود. بعد از آن تطهیر کرده به زیر آسمان رفته دو رکعت نماز بجا آوردم ودر رکعت اول بعد از حمد، سوره ی «انا فتحنا لک فتحخا مبینا» ودر رکعت دوم بعد از حمد، سوره ی «اذا جاء نصر الله والفتح» را چنانکه تعیین کرده بود آن مرد، خواندم. پس سلام گفته برخواستم ورو به قبله ایستادم واین زیارت را خواندم وحاجت خود را ذکر کردم، واستغاثه به مولای خود، حضرت صاحب العصر والزمان (صلوات الله وسلامه علیه) کردم. بعد از آن به سجده ی شکر رفتم وطول دادم در دعا، آن قدر که ترسیدم وقت نماز شب فوت شود. بعد از آن برخواستم ونماز شب بجا آوردم تا آنکه فجر طالع، نافله وفریضه ی صبح را بجا آوردم ومشغول تعقیب نماز صبح شدم ودعا کردم. به خدا قسم که هنوز آفتاب طلوع نکرده بود که از آن شدت وحادثه ای که داشتم فرج در رسید ودیگر در بقیه ی عمر آن حادثه عود نکرد واحدی را تا امروز بر آن حادثه اطلاع حاصل نشد، والمنة لله والحمد کثیرا.
مولف گوید: استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) در «نجم ثاقب» این زیارت را به شرح مذکور روایت نموده پس از آن فرموده: سید بن طاوس همین زیارت را در «مصباح الزائر» با اختلاف جزئی وبدون تعیین سوره وشیخ کفعمی در «بلد الامین» با سوره نقل کرده وپیش از نماز وزیارت، غسلی نیز ذکر کرده...
وعالم تحریر، مرحوم شیخ محمود عراقی (اعلی الله مقامه) که از معاصرین بود در «دار السلام» خود بعد از ذکر این زیارت، مرقوم نموده که:
این عمل هم مانند عمل سابق که در معجزه ی چهل وچهارم مذکور شد، از مجربات حقیر است واز این هم آثار غریبه مشاهده کرده ام واول دریافت این عمل در سفر دوم حقیر که مقارن سال هزار ودویست وهفتاد وپنج بود، ظاهرا از نجف اشرف به همین بلد که دار الخلافه ی طهران می باشد، از یکی از علماء (طاب ثراه) گردید که از مجربات خود در مهمات کلیه می دانست ومضایقه می نمود از تعلیم آن به غیر اهل، باعث بر تعلیم حقیر هم اخذ آن عمل سابق شد، در عوض چون مطلع شد بر آن وخواهش نمود، حقیر هم بر این مطلع شده در عوض خواستم وداد، ولکن مستند به این ماخذ نکرد، بلکه اجمالا مستند به رویای بعض صلحاء نمود وذکر نمود که از بعض اخبار به ما رسیده ومجرب گردید.
حقیر چون اصل مأخذ آن را نمی دانستم اعتماد بر عمل غاول در قضاء حاجات بیشتر بود، تا آنکه در نجف اشرف به این مأخذ مطلع شدم وظاهر این مأخذ چنانکه گذشت، تعیین سوره ی «فتح» وسوره ی «نصر» است وآن عالم هم تعیین این دو سوره کرد.
وفاضل معاصر مذکور هم در کتاب، بلکه دور نیست که خصوص وقت، نیمه ی آخر شب هم معین باشد. زیرا که در آن وقت راوی مامور به عمل شد واطلاقی در کلام که مستند غیر آن وقت شود نیست وقدر متیقن همان وقت است وآن علام هم آخر شب را تعیین نمود، بلکه معاصر مذکور از کتاب «بلد الامین» کفعمی نقل کرده که به علاوه ی تعیین هر دو سوره، غسل را هم قبل از نماز وزیارت اضافه کرده، اگر چه از کتاب «مصباح الزائر» عدم تعیین سوره را هم نقل نموده ومستند اضافه وذکر غسل درکلام کفعمی شاید لفظ تطهیر واقع در کلام راوی باشد. یا آنکه مستند دیگر داشته باشد غیر مستند مذکور، چنان که مستند اطلاق سوره در کلام ابن طاوس شاید اطلاق فقره ی اول کلام راوی باشد. اگرچه در فقره ی دوم مقید کرده است ومقتضای تقیید ثانی، تقیید اول است. پس اظهر تعیین سوره باشد، چنان که تعیین وقت اگر اقوی نباشد احوط باشد.
لکن اظهر عدم اعتبار غسل است اگرچه احوط باشد ودر هر حال مراد از غسل، غسل زیارت باشد وعموم اخبار غسل زیارت به علاوه فتوای مثل کفعمی در شرعیت آن کافی باشد. پس مراعات تعیین سوره ووقت وغسل را ترک ننمایند، والله العالم.
از جمله سلامی است که در زیارت روز جمعه گذشت - در تکلیف شانزدهم مراجعه شود - که اول آن این است:
السلام علیک یا حجة الله فی ارضه...
هر اوقات که تو را حالی ودر طبیعت اقبالی است، خوانده شود وحاجت بخواهد، انشاء الله برآورده است.
ومزید بیانی در این خصوص در طی تکلیف سی ودوم خواهد آمد، انشاء الله.
توجه در مواقع عرض اعمال
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) توجه نمودن به سوی آن حضرت است در عصر روز دوشنبه وپنج شنبه، زیرا که سابقا اشاره شد که در عصر این دو روز، عرض اعمال خلایق به آن حضرت می شود. ومجلسی (قدس سره) در جلد سابع «بحارالانوار» در خصوص عرض اعمال به حجج طاهرین (علیهم الصلوة والسلام) بابی منعقد نموده، فلاحظ، ودر این خصوص احادیث متظافره ی متکثره به طور اختلاف رسیده، در بعض احادیث رسیده که عرض اعمال خلایق در هر روز دوشنبه وپنج شنبه به حجج طاهرین (صلوات الله علیهم اجمعین) می شود. ودر بعض احادیث رسیده که عرض اعمال در هر پنج شنبه به رسول وائمه ی طاهرین (صلی الله علیهم) می شود: ودر بعض احادیث است، عرض اعمال بر وفاجر در صبح هر روز بر پیغمبر وائمه (سلام الله علیهم) عرضه می شود. ودر بعض احادیث رسیده در هر روز جمعه عرض اعمال به آن حضرت می شود، وفی «بصائر الدرجات» باسناده عن ابی عبدالله قال:
ان الاعمال تقرض علی فی کل خمیس فاذا کان الهلال اکملت فاذا کان النصف من شعبان عرضت علی رسول الله وعلی علی علیه السلام ثم ینسخ فی الذکر الحکیم.
ودر «آداب وسنن بحار» از «ریاض الجنان» نقل کرده که پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرموده، عین عبارت حدیث این است:
یا علی اعمال شیعتک تعرض علی فی کل جمعة فافرح بصالح اعمالهم واستغفر لسیئاتهم.
ونیز از «بشارة المصطفی» نقل می کند، ما هذا نصه:
یا علی ان اعمال شیعتک ستعرض علی فی کل جمعة فافرح بصالح ما یبلغنی من اعمالهم واستغفر لسیئاتهم.
ومی توان از برای اختلاف این احادیث، توجیهاتی موجهه نمود، ولیکن محتاج به تحقیقات وتحریرات زیاد است که در این عجالت، مقام تحقیق وتدقیق آن نیست وحقیر را در کتاب «ناسخ التفاسیر» در نزد تفسیر آیه ی شریفه «وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنین» بیاناتی است که اصلاح بعض اقاویل قوم را می نماید، فلاحظ. بالجمله مقصود، عرض اعمال است به حجج طاهرین (صلی الله علیهم اجمعین) بخصوص امام عصر وناموس دهر (ارواحنا فداه)، به خصوص در دوشنبه وپنج شنبه چنانکه تصریح شده این دو روز به مقتضای اخبار مستفیضه، روز عرض اعمال است - وبخصوص در عصر این دو روز - واستاد اعظم (دام ظلة العالی) فرموده به روایت شیخ طوسی در غیبت: «اولا بر حضرت حجت (علیه السلام) آنگاه بر هر یک از ائمه (علیهم السلام) آنگاه بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله). آنگاه عرض می شود در میان خلق علی حسب استعدادهم، وعصر این دو روز هم به حسب تقسیم ساعات روز مختص است به آن حضرت (ارواحنا فداه). واستاد اعظم (ادام الله ظله العالی) اختصاص داده اند عرض اعمال را در عصر دوشنبه وپنج شنبه به امام عصر (ارواحنا فداه)، وصریح کلمات ایشان در غیبت ایشان این است که: دراین دو وقت اعمال عباد عرض می شود بر امام عصر (علیه السلام) چنانچه در عصر هر امامی بر آن جناب عرض می شد، ودر زمان حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بر آن جناب واخبار در این باب بسیار است ودر غالب آن تصریح به عصر نشده ولکن در بعضی دیگر اشاره شده وموافق است با اعتبار، شیخ طبرسی در «مجمع البیان» در ذیل آیه ی شریفه ی «قل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون» گفته که: اصحاب ما روایت کردند که اعمال امت عرض می شود بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) در هر دوشنبه وپنج شنبه، پس می شناسند آنها را، وهمچنین عرض می شود بر ائمه ی هدی (علیهم السلام) پس می شناسند آنها، وایشانند مقصود از قول خداوند «والمؤمنون». واز غرایب آنکه شیخ ابوالفتوی رازی در تفسیر خود گفته که:
در اخبار آمده که اعمال امت در هر شب دوشنبه وپنج شنبه بر رسول خدا وبر ائمه (صلی الله علیهم) عرض کنند ومراد به مومنان، امامان معصوم باشند.
پس از ذکر چند خبر از سید بن طاوس (قدس سره) نقل نموده که:
در «محاسبه النفس» گفته که: «من دیدم وروایت کردم در روایات متفقه از ثقات که روز دوشنبه وروز پنج شنبه عرض می شود در آن دو، اعمال بر خداوند (عز وجل) وروایت شده از اهل بیت (علیهم السلام) که در روز دوشنبه وپنج شنبه عرض می شود اعمال بر خداوند (جل جلاله) وبر رسول او وبر ائمه (صلوات الله علیهم)».
پس از نقل چند حدیث دیگر فرموده که:
سید فرمود که: «سزاوار است که انسان در هر پنج شنبه ودوشنبه محافظت کند به هر طریقی در طلب توفیق، ومبادا که در این دو روز خود را مهمل بگذارد در استظهار در طاعت، واینکه کوشش کند در سلامتی از اضاعت به قدر امکان، زیرا که عقل ونقل هر دو اقتضا می کند که وقت عرض عبد بر سلطان، مستعد ومتحفظ باشد به خلاف غیر او از اوقات.
ونیز در فصل هفتم «جمال الاسبوع» فرموده که:
از مهمات روز دوشنبه اینکه او روز عرض اعمال است بر خدا ورسول وخاصان او (صلوات الله علیهم).
آنگاه جمله ای از اخبار خاصه وعامه را نقل نموده وفرموده که:
روایت شده از طریق خاصه که وقت عرض اعمال در این دو روز، وقت انقضاء این دو روز است، پس سزاوار است از برای بنده ای که عارف است به حرمت کسی که عرض می شود اعمال بر او، اینکه تفقد کند اعمال خود را، واصلاح کند آن را به غایت آنچه طاقت او می رسد به آن، ومتذکر شود که آن اعمال عرض می شود بر خداوند (جل جلاله) که دانا است به سرائر. آنگاه بر خواص او، اهل مقام باهر وحاضر می کند این صحیفه ها در پیش روی خداوند وپیشروی ایشان، فضایح گناهان صغیره وکبیره را.
پس چگونه سهل است این مطلب در نزد بنده ای که تصدیق کرده به خداوند ملک اعظم عزیز قاهر، وبه روز بازپسین...
پس فرموده:
آخر این دو روز به مقتضای اخبار مستفیضه، روز عرض اعمال است. وبه حسب تقسیم ساعات روز، مختص است به آن جناب ونیز وقت تبدیل ملائکه حفظه است که موکلین روز بالا روند وموکلین شب فرود آیند.
باید نهایت مراقبت ومواظبت نمود، در اصلاح اعمال وتدارک آنچه فوت شده ورفع شواغل وموانع از توجه وتضرع وانابه، وبرخواستن از مجالس اهل غفلت وتوسل واستغاثه به امام عصر (علیه السلام)، به نحوی که سابقا اشاره کردیم.
وخواستن از آن جناب، شفاعت در اصلاح صحایف اعمال وتبدیل سیئات آن به حسنات وتمام وبا قدر ومنزلت کردن حسنات آن به فاضل حسنات خود، حسب دعای مشهور از آن جناب که برای شیعیان خود کردند واز خداوند خواستند که چنین کند. ونیز در شب وروز دوشنبه وپنج شنبه سعی کند در کردن عملی خالص که شاید به برکت آن از مفاسد باقی درگذرند، واختصاص دهد این دو روز را به بعضی اعمال، چنانچه در اخبار رسیده، مثل استحباب خواندن هزار مرتبه ی «انا انزلناه» در هر یک از آنها وخواندن سوره ی «هل اتی» در نماز صبح هر دو روز که هر دو سوره حال مختص است به امام عصر (علیه السلام).
جاروب کردن مسجد در هر دو، وخواندن استغفار مأثور در آخر روز پنج شنبه وغیر اینها از اعمال که در محلش مذکور است.
مولف گوید: نمی دانم از برای تو که فعلا در غیبت امام عصر (ارواحنا فداه) واقع شده ای، یقین حاصل شده که امام تو (علیه الصلوة والسلام) قبل از عرض اعمال توبه آن حضرت (ارواحنا فداه) از تمام حرکات وسکنات واقوال وافعال وافکار تو مطلع است یا نه؟ به خدا قسم اگر درجه ی یقین را حاصل کرده باشی وحالت مراقبه را دارا باشی، فورا تاثیرات وبروزات وظهورات آن در ظاهر وباطن تو بروز وظهور خواهد کرد. وگمان ندارم که به این درجه بی حیا وبی شرم باشی که اعتنا ننمائی به اینکه خدا ورسول وائمه (علیهم الصلوة والسلام) بر قباحت افعال وشناعت اعمال وردائت افکار واحوال تو مطلع باشند وتو باز اصرار وابرام داشته باشی ومتنبه ومتذکر نشوی. مگر اینکه - نعوذ بالله تعالی - معتقد به خدا ورسول وائمه (علیهم الصلوة والسلام) که متصف به صفات مقرره ی معینه اند، نباشی. وخدا ورسول وامامی را معتقد باشی که شیعه ی اثنی عشریه قائل نیستند: «افرأیت من اتخذ الهه هویه» که خدای خود را هوا وهوس خود قرار داده وپیغمبر وائمه را مانند سایر بشر فرض کرده، واین احادیث واخبار ونصوص معتبره وکلمات حجج الهیه را سرسری وحکایات وقصص وبیانات را محتمل صدق وکذب پنداشته ای، اگر نه این قسم عقیده وباطن تو باشد، پس چه دلیل دارد که ترک شیطان پرستی وهواپرستی را نمی نمائی، واز خدا ورسول وائمه (ارواحنا فداهم) حیا وشرم نمی کنی، وتغییر وضع نمی دهی وترضیه ی خاطر مقدس امام خود را حاصل نمی کنی.از ابتدای عمر تاکنون که قریب به مرگ رسیده ای، یک روز هنگام عرض اعمال تو عمل خالص بی ریائی را که مرضی خدا ورسول وائمه (علیهم السلام) باشد، در صحیفه ی اعمال تو ثبت نشده وآن به آن، لحظه به لحظه، باری دیگر به روی بارهای گران معاصی خود می گذاری وفریب شیطان را خورده، می گوئی «خدا کریم است!» ولی باید بدانی خدا عادل هم هست، حکیم ولطیف وخبیر هم هست.
گول وفریب مثل تو وجود خبیث کذاب قسی القلب شیطان پرست هواپرست مرائی فاسد العقیده ی بی اخلاص را نخواهد خورد وبه این تسویلات وتدلیسات قولی وعملی شیطانی، به بهشت جاودانی تو را راه نخواهند داد. باری، فکری کن برای خودت قبل ازآنکه کار به جائی رسد که مقام فکر هم برای تو نماند، ومهلت فکر هم به تو ندهند. اکنون حقیر را فکری به خاطر قاصر رسیده، اگر گوش دهی وعمل کنی - خالصا لوجه الله الکریم - وفکر من آن است که: ما بندگان ضعیف وذلیل، واضح است که تمام افعال واعمال ما مرضی خدا ورسول وائمه (علیهم السلام) نیست. بلکه در هر نفسی دو معصیت برای ما موجود است. هر نفسی که فرو می رود مخرب ذات، وچون برمیآید ممد ظلمات حیات، چنانچه روز دوشنبه وپنج شنبه خصوصا، ودر سایر ایام هفته عموما، ایام ولیالی واوقات را به معاصی ومناهی وملاهی گذرانیده باشی غفلتا وجهالتا، ویقین داری که در صحیفه ی اعمالت تمام آنها ثبت وضبط شده، وامروز که دوشنبه است، وقت غروب صحیفه ی اعمال تو را می برند حضور مبارک امام عصر وناموس دهر (ارواحنا فداه)، واسباب هم وغم، یا خدای نکرده سخط وغضب آن حضرت خواهد شد، وچاره ای هم نداری وکتبه ی گرام را هم نمی بینی که صحیفه ی تو را نبرند، یا از آنها بگیری.
وآنها هم مامور نیستند که اطاعت تو را نمایند، یا صحیفه ی تو را پنهان کنند، یا به تو پس بدهند. از آقا ومولای خود مامورند که لیلا ونهارا مترصد باشند که طرفة العینی از تو تغافل وتجاهل نورزیده، تمام اعمال حسنه وسیئه ی تو را ثبت کنند، وصورت آن را به آقایان خود عرضه بدارند.
پس خوب است باز راه چاره ای که خود موالیان ما (سلام الله علیهم اجمعین) فرموده اند، از آن راه درصدد چاره جوئی برآئیم وقسمی نمائیم که لامحاله بر اعمال قبیحه وافعال شنیعه ی ما، آقایان ما در آن دفاتر مخصوصه به حسب ظاهر ناظر ومطلع نشوند که رسوای دنیا وآخرت شویم. چاره وتدبیر وفکر وعلاجی که حقیر برای تو از این به بعد پیدا کرده ام، این است که بعد از نماز عصر روز دوشنبه یا پنج شنبه بخوانیم این استغفار را که شیخ طوسی (علیه الرحمة والرضوان) وسید بن طاوس (قدس سره) وجمعی ازاعیان واساطین علماء فقهاء ومحدثین، از متقدمین ومتاخرین، به سندهای معتبره از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند از حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) که فرمودند:
هر که هر روز بعد از نماز عصر یک مرتبه این استغفار را بخواند، خدای تعالی دو ملک او را امر فرماید که صحیفه ی گناهان او را بدرند، هر چند بسیار باشد.
استغفار مزبور این است:
استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم ذوالجلال والاکرام واسئله ان یتوب علی توبة عبد ذلیل خاضع فقیر بائس مسکین مستکین مستجیر لا یملک لنفسه نفعا ولا ضرا ولاموتا ولا حیوة ولا نشورا.
پس بهتر این است که هر روز، بعد از نماز عصر از صمیم قلب وکمال خلوص
نیت این استغفار را بخوانیم، که آن دو ملک صحیفه ی ما را پاره کنند ودیگر صورت قباحت افعال وشناعت اعمال ما را حضور موالیان ما نبرند، که روسیاه ونامه تباه دارین شویم. وبعد از خواندن این استغفار - مع شرایطه - از روی اخلاص وصمیم قلب، ملتفت حرکات وسکنات وافعال واعمال خود تا غروب باشیم، که دوباره خلافی ومعصیتی از ما سر نزند، زیرا که چنان معلوم است، آن ملکین تا آن حینی که تو این استغفار را می خوانی - به شرایط استغفار - صحیفه ی گناهان تو را پاره می کنند. ولکن باز هم از تو غفلت ندارند وتا هنگام غروب مشغول ثبت وضبط خواهند بود.
وچنین نیست که از تو دست بردارند وبروند. منتهی آن گناهانی که از طلوع فجر تا حین خواندن این استغفار نموده ای، پاره شد ودور ریخت. وخدای تعالی عفو وصفح فرمود که در کتابچه ی بزرگ ثبت نشود. وهمانطور که خدای تعالی (عز سبحانه وبهر برهانه) قبل از نوشتن این اعمال، عالم به آن بودند وحالا صرف نظر فرمودند، حضرت رسول وائمه (علیهم الصلوة والسلام) هم با وجود علم آنها به اعمال تو صرف نظر فرمودند ودیگر از ثبت وضبط خارج است ومواخذه ندارد، ولکن این ملک، غلامی است که مامور است تا غروب آفتاب موکل تو باشد.
تتمه ی روز را در خدمت شما خواهد بود وگناهان تو را مانند ملک دیگر که حسنات تو را می نویسد، تا غروب خواهد نوشت. وقت غروب مرخص است، می برد خدمت امام (ارواح العالمین له الفداء) واز آنجا تا به جائی که ماموریتش انجام پذیر شود.
پس خوب است که بعد از خواندن این استغفار - با شرایط مقرره - جهد نمائی تا هنگام غروب معصیتی صغیره وکبیره از تو سر نزند، لامحاله حضور امام (ارواحنا فداه) منفعل وشرمنده نباشی. شاید هنگام عرض اعمال در حق تو دعای خیری فرمایند.
شاید اعمال حسنه ی تو زیاد باشد واسباب مسرت خاطر مقدس موالیان تو گردد. وشاید اگر گناه صغیره ای از تو در این قلیل زمان غفلتا سر بزند، درصدد اصلاح آن برآید، وسیئات صغیره ی تو را تبدیل به حسنات فرمایند، وآن نواقص حسنات را به فواضل حسنات خود تکمیل فرمایند. وبه قدر ومنزلت وشکوه حسنات تو از برکت حسنات آن حضرت (ارواحنا فداه) افزوده شود، اگر خالص باشد، والا مردود ومطرود خواهد شد. این بود فکر قاصر فاتر من، حالا اگر فکری بهتر از این داری، بکن.
واین مطالب را سرسری گمان مکن که حجت بر تو تمام، وعما قریب قائم (علیه الصلوة والسلام) قیام خواهد فرمود. ومی گوئی: الان قد ندمت وما ینفع الندم. ومی خوانی در آن وقت این مضمون را که در زیارت آن حضرت حالا می خوانی:
وان رجعتکم حق لاریب فیها یوم لاینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا...
صداقت در ولایت
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) دعا کردن است، که خدای تعالی تو را از جمله ی موالیان ودوستان وشیعیان وملتزمین رکاب آن حضرت (ارواحنا فداه) در رجعت وظهور قرار دهد. چنان که در عهدنامه ی گذشته خواندی که حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) فرمودند خوانده شود. واز فقرات آن این بود:
اللهم فان حال بینی وبینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری مؤتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوة الداعی فی الحاضر والبادی...
باید در این دعوات صادق باشی نه کاذب، وبه مجرد زبان بازی وعبارت پردازی نباشد. وحالت باطن تو به قسمی در این دعوی، وسایر دعواها ودعوات تو صادق باشد. چنانکه سید بن طاوس (قدس سره) در «کشف المحجه» به پسر خود محمد وصیت می نماید:
واز جمله ی آنها که گفتم به بعض کسانی که ادعای غلو در محبت آن حضرت می کرد، که اگر بفرستد به سوی تو وگوید که سطان بلد تو می دهد بعد از این روز، هر روزی هزار اشرفی. بعد سلطان بدهد به تو مستمری با تکرار هر روز تمام این مقدار را، وگوید بر تو حلال در زمان غیبت مهدی (علیه السلام).
بعد بفرستد به سوی تو مهدی (علیه السلام) وگوید من مرخص شدم در ظاهر شدنم، وآن عطا نبود به اذن من، ومستحق نیستی تو مگر با غایب بودن من، کدامیک دوست تر است پیش تو؟ آیا ظاهر شود وقطع نماید آن عطا را وحساب کند بر هر چه زیاد آید از مؤنه تو؟ وهمین دو را قرار ده بین هر که را که زشت می داری واز مرتبه ی تو پست تر است، بین او وبین مهدی (علیه السلام) به این نسبت بسنج، ببین کدامیک را دوست تر می داری؟ طول عمر وغیبت مهدی (علیه السلام) وباقی بودن روزی هزار اشرفی در حق تو؟ یا تعجیل ظهور آن حضرت وبریدن عطا وحساب یومیه گرفتن تو وبرگرداندن آنچه از او گرفته شد به دشمنان آن حضرت؟ بگو به من اختیار خود را.
وگفتم به بعض برادران اینکه بعض رجال مهدی (علیه السلام) کسانیند که می خواهند او ر ابرای آنچه خدا خواسته (جل جلاله)، چه آنکه به این شخص نفع رسان باشد آن حضرت یا نباشد در عاجله ی دنیا، واختیار امر را به خدا واگذار کرده اند، وخود را به او تسلیم نموده اند.
حقیر گوید: چنانچه دارای این قسم از اعتقاد واخلاص قلبی نباشی، باز هم نباید مایوس شوی وترک این آداب واعمال را نمائی. بلکه همواره از خدای تعالی مسئلت نمائی که تو را در زمره ی آن اشخاص که صاحب رضا وتسلیمند در امر حضرت حجت (ارواحنا فداه) قرار دهد، به زبان فقط هم، در صورت فقدان آن درجات از معرفت، اگر بتوانی در مقام دعا وثنا واظهار بندگی وچاکری برآئی: «در دل دوست به صد حیله رهی باید کرد»، شاید نورانیت این کلمات از توسلات ودعوات مأثورات وبیانات تاثیری در قلب تو نماید که در فؤاد تو تاثیری بخشد ومراقبت معرفت ویقین واخلاصت اندک اندک تکمیل شود: اطلبوا العلم ولو لغیر الله فانه ینجر الی الله.
توجه وتذکر در ساعات وایام مخصوصه
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که ملاحظه ی حالات آن حضرت را (ارواحنا فداه) لیلا ونهارا نموده، ودر بعض اوقات مخصوصه، وازمنه ی منصوصه - که آن حضرت را فراغتی است به جهت طاعت وعبادت واز بعض مشاغل وشواغل از قبیل: اعانه ی ملهوفین واغاثه ی مظلومین وتنظیم امورات دینیه ودنیویه ی عامه ی خلق، ظاهرا وباطنا آسوده است - خود را متذکر خاطر مقدس آن حضرت نمائی به سلام ودعوات وتحیات وغیرها، مثل ثلث آخر شب که آن حضرت مشغول تهجد ودعا وزاری وگریه وانابه وسوگورای است.
اگرچه از بعض اخبار وخصایص آن حضرت (ارواحنا فداه) مستفاد می شود که آن حضرت را خوابی نیست، ودر تمام شب مشغول عبادت وطاعت است، مانند آباء کرامش (علیهم السلام)، چنانکه سابقا گذشت که از جمله ی صفتهای آن حضرت، گندمگون مایل به زردی از کثرت بیداری شب وزحمت طاعت وعبادت است که امام (علیه السلام) او را ستوده.
نظر به اینکه شاید در این موقع که آن حضرت (ارواحنا فداه) مشغول نماز شب وشفع ووتر است، ترحما در قنوت وتر تو را دعا نماید، ونظر مرحمتی در حق تو بفرماید، ودر زمره ی مسلمانان اگر باشی، تو را هم دعا کند.
لعل در فقره ی «اللهم اغفر للمسلمین والمسلمات» محسوب باشی. یا هنگام طلوع فجر که وقت اختلاف وتردد ملائکه است، وهنگام بسط ونشر فیوضات ظاهره وباطنه است.
یا بعد از نماز صبح واول زوال، وبعد از نماز ظهر وبعد از نماز عصر وهنگام غروب آفتاب که مختص آن حضرت است، ووقت نزول وصعود ملاکه است.
وهنگام خوابیدن تو که روح تو طیران می نماید به عالم بالا وسیر می نماید در عالم آفاق وانفس. شاید در این بین، روح تو را بطلبد ونسبت به او اظهار مرحمت ومکرمتی فرماید. یا روز عرفه که قطع داری آن حضرت (ارواحنا فداه) در عرفات مشغول دعا ومناجات است، که دعا کردن در حق برادر دینی در آن روز مبارک اختصاص دارد، ومقدم بر تمام حوائج شخصی است.
یا در شب قدر که هر سه شب باشد که ملائکه وروح، فوج فوج، زمره زمره، دسته دسته، حضور مبارک آن حضرت شرفیاب می شوند برای تفریق هر امر حکیمی. یا در روز وشب عاشورا که ارواح یکصد وبیست وچهار هزار نبی ووصی مشغول زیارت ومصافحه با مومنین از ملائکه وجن وانس می باشند. به همچنین در شب نیمه ی شعبان که نیز همین اختصاص را دارد وشب مولود مسعود آن حضرت است، به علاوه ی شئونات دیگر که اختصاص به آن حضرت دارد.
وشب جمعه که روح مقدس او به آسمان صعود می نماید، تا در زیر عرش کسب فیوضات وشئونات وعلوم جدیده می نماید.
وروز جمعه که اختصاص به آن حضرت دارد ومسمی به اسم آن حضرت است ومتعلق به اوست (ارواحنا فداه). وسایر ازمنه واوقات دیگر که واضح است، باید در تمام این موارد وازمنه واوقات با کمال خضوع وخشوع از آن حضرت (ارواحنا فداه) دارد.
وشب جمعه که روح مقدس او به آسمان صعود می نماید، تا در زیر عرش کسب فیوضات وشئونات وعلوم جدیده می نماید.
وروز جمعه که اختصاص به آن حضرت دارد ومسمی به اسم آن حضرت است ومتعلق به اوست (ارواحنا فداه). وسایر ازمنه واوقات دیگر که واضح است، باید در تمام این موارد وازمنه واوقات با کمال خضوع وخشوع از آن حضرت (ارواحنا فداه) مسئلت ودرخواست نمائی که در نزد خدای تعالی شفیع تو شود، وشفاعت نماید در قضاء حوائج دنیا وآخرت تو، وتقرب به سوی خدای تعالی (عز سبحانه وبهر برهانه) وآن حضرت (عجل الله تعالی فرجه ومخرجه) واصلاح امور دین ودنیا وآخرت، وداخل شدن در زمره ی اصحاب ودوستان آن حضرت در رجعت وسلطنت ودولت حقه ی آن حضرت واجداد معصومینش (صلی الله علیهم اجمعین). شاید سلام وصلوات ومناجات ودعوات وتحیات تو از آن حضرت محجوب نشود، وبه آن حضرت برسد، ودر حق تو ترحم وتفضل وتفقد وتصدق فرماید، وشفاعت نماید نزد خدای تعالی از برای تو، که دعای آن حضرت مستجاب، واسباب فوز دنیا وبرزخ، وفلاح رجعت وآخرت تو خواهد شد.
تنبیه: ازمنه واوقاتی که متعلق به امام عصر (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) است، استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) در «نجم ثاقب»، منحصر در هشت نموده اند:
اول: شب قدر، بلکه هر سه شب مردد که نوزدهم، وبیست ویکم، وبیست وسیم است.
دوم: روز وشب جمعه،
سوم: روز عاشورا.
چهارم: از وقت زرد شدن آفتاب هر روز تا غروب آن.
پنجم: عصر دوشنبه.
ششم: عصر پنج شنبه.
هفتم: شب وروز نیمه ی شعبان.
هشتم: روز نوروز.
واز برای اختصاص هر یک از این ازمنه واوقات، شواهد ودلایلی چند ذکر فرموده اند، که در کتاب مزبور ثبت است. واین حقیر اقتداء وتیما، مجمل بعض از آنها را در این مورد ذکر می نماید، در ضمن تکلیفات عدیده، تا آنکه برادران ایمانی واخلاء روحانی موفق گردیده اسباب تذکر وتنبه آنها شود، وموافق تکلیفات خود، معمول ومرعی دارند تا از مقصرین محسوب نباشند. پس، از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) حفظ حدود ومراتب این ازمنه واوقات است، متذکر امام خود (ارواحنا فداه) گردیده، اسباب تقرب به آن حضرت را فراهم آورند، ودر این زمینه واوقات متبرکه به غفلت وعطلت به سر نبرند.
در شبهای قدر
از جمله ی تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که، در شب قدر که شب بروز وظهور قدر ومنزلت وهیمنه وسلطنت وعظمت وجلالت امام عصر (ارواحنا فداه) است، به سبب نزول روح وآنقدر ملائکه بر آن حضرت که بر زمین جای تنگ شود، برای تقدیر امور سال عباد - چنانکه در اخبار بسیار واحادیث بی شمار است - از جمله، در تفسیر علی بن ابراهیم است به چندین سند معتبر از حضرت باقر وصادق وکاظم (علیهم الصلوة والسلام) روایت کرده که:
در تفسیر آیه ی مبارکه ی «فیها یفرق کل امر حکیم» فرموده اند که: خداوند تقدیر می کند هر امری را از حخق وباطل وآنچه می شود در این سال واز برای خداوند است در آن بداء ومشیت که پیش اندازد آنچه را بخواهد، وتأخیر نماید آنچه را بخواهده از آجال وارزاق وبلایا واعراض وامراض. وزیاد کند در آنها آنچه را که بخواهد، وکم کند آنچه را که بخواهد. ومی دهد آن را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ورسول خدا به امیرالمومنین (علیه السلام)، ومی دهد آن را امیرالمومنین به ائمه (علیهم السلام)، تا اینکه می رسد آن نه صاحب الزمان (علیه السلام) وشرط می کند در آن بداء ومشیت وتقدیم وتأخیر را.
ونیز روایت کرده که:
خداوند تعالی تقدیر می کند در شب قدر آجال وارزاق را، وهر امری که حادث می شود از موت وحیات، یا ارزانی وگرانی، یا خیر وشر...
تا آنکه گفته که:
نازل می شود ملائکه وروح القدس بر امام زمان، ومی دهند به او آنچه که نوشتند از این امور.
وشیخ صفار در «بصائر الدرجات» روایت کرده از داود بن فرقد که گفت:
سوال نمودم از او - یعنی از جناب صادق (علیه السلام) - از قول خداوند (عزوجل) انا انزلناه فی لیلة القدر وما ادریک ما لیلة القدر، فرمود: نازل می شود در او آنچه می شود از این سال، از موت یا مولود.
گفتم به او: به سوی که نازل می شود؟ فرمود: به سوی که شاید باشد؟ به درستی که مردم این شب را در نماز ودعا ومسئلتند وصاحب این امر در شغلی است. نازل می شود ملائکه به سوی او به جهت امور سال از غروب آفتاب تا طلوع.
وعلامه مجلسی (رحمه الله) در «زاد المعاد» فرموده:
از بعض احادیث ظاهر می شود که هر سه شب قدرند.
یعنی نوزدهم وبیست ویکم وبیست وسیم. ودر شب اول تقدیر امور می شود.
ودر شب دوم به کثرت دعا وعبادت ممکن است بعضی تغیییر بیابد ودر شب سوم حتم می شود وتغییر نمی یابد یا بسیار کم تغییر می یابد.
بلاتشبیه مانند ارقام پادشاهان که اول تعلیقه می شود، وتغییرش آسان است. وبعد از آن ثبت دفاتر می شود، وتغییرش دشوارتر است.
اما تا به مهر ومهر اثار مزین نگردیده است باز ممکن است تغییر بیابد، وچون به مهر اشرف رسید به منزله ی حتم است وتغییرش در نهایت صعوبت است.
ونیز در مقام ذکر مرغبات عبادت در شب قدر فرمود:
چون حضرت صاحب الامر (علیه السلام) در تمام این شب با ملائکه مقربین محشور است، وفوج فوج خدمت او می آیند وبر او سلام می کنند وتقدیرات که برای او وسایر خلق شده است بر او عرض می کنند، سزاوار نیست در چنین شبی تأسی به امام خود نکنند وبه غفلت به سر آورند.
ونیز از فوائد عبادت آن شب شمرده که:
چون تقدیرات جمیع امور از عمر ومال وفرزند وعزت وصحت وتوفیق اعمال خیر وسایر امور در این شب می شود، اصلا تمام احوال سال خود را در این شب کرده خواهد بود. وممکن است که نام او در دیوان اشقیا نوشته باشد، در این شب تغییر یابد واز زمره ی سعادتمندان نوشته شود، چنانچه این مضمون در اکثر دعاهای مخصوصه واحادیث معتبره وارد شده است.
وبنا بر آنچه ذکر شد که دعای بر آن جناب را باید مقدم داشت بر دعای نفس خود، ودر این شب مشغول است به آن امر عظیم الهی.
پس بهترین دعاها طلب نصرت واعانت وحفظ الهی است برای آن جناب، چنانچه گذشت که در شب بیست وسوم در جمیع حالات، چه در رکوع وچه در سجود وچه نشسته ویا ایستاده، در تمام حالات بلکه در سایر اوقات باید خواند آن دعا را که مضمونش پس از حمد وصلوات این بود که:
اللهم کن لولیک القائم الحجة بن الحسن المهدی علیهما السلام...
وپس از آن، توسل واستغاثه به آن جناب وطلب اعانت وشفاعت را وانجام آنچه می خواهد وباید به دست مبارک او جاری شود وبه نظر انور او بگذرد. وتضرع وانابه که نظر لطف ورافت خود را از او برندارد وبه وسیله ای خود را به نیکی در نزد آن جناب مذکور نماید که آنچه سزاوار بزرگی اوست، در این شب که زمام امور به دست قدرت الهیه اوست، با او رفتار نماید.
در شب وروز جمعه
از جمله ی تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که در هر روز جمعه وشب آن، که در ایام هفته اختصاص وتعلق به ان حضرت (ارواحنا فداه) دارد، از جهت ولادت با سعادت آن حضرت در طلوع فجر روز جمعه، وظهور موفور السرور آن حضرت در این روز، بلکه عید بودن روز جمعه وشمردن آن را یکی از اعیاد اربعه، حقیقتا به جهت آن وجود مبارک است. وبودن جمعه یکی از اسامی مقدسه ی آن حضرت صراحتا وکتابتا، چنانچه در بعض اخبار واحادیث است، چنانچه در خصوص نماز هدیه وروز جمعه ذکر خواهد شد. پس سزاوار است در این روز وشب مبارک، کمال توجه را به امام عصر خود (ارواحنا فداه) نمود. اما در شب جمعه اگر بتواند احیا بدارد وتا صبح نخوابد، زیرا که در شبهای جمعه چنانکه در حدیث است از برای امام (علیه الصلوة والسلام) شانی مخصوص است غیر سایر شبها.
وروح مقدس او به آسمان صعود می نماید، به اتفاق ارواح تمام انبیاء واوصیاء به ابدان خودشان با فرح وسرور زیاد، وبرمی گردد روح امام (ارواحنا فداه) وحال آنکه علوم واسرار زیادی به او مرحمت شده. پس ملاحظه کن، چنانچه در این شب مبارک مشغول طاعت وعبادت وتوجه وسلام وصلوات وتحیات به امام خود وآباء طاهرین او (صلی الله علیهم اجمعین) باشی.
شاید صلوات وسلام بر آن حضرت می فرستی، در حالتی باشد که آن حضرت (ارواحنا فداه) در نزد عرش الهی مشغول عبادت است ودر آنجا جواب سلام تو را بگوید، یا به تو صلوات بفرستد ودع ادر حق تو بفرماید.
والله که چنان وجود مقدس در چنان انجمن ومجمع مقدسی ودر چنان موضع ومکان مقدسی، اگر سلام وصلوات به تو بفرستد ودعا در حق تو بفرماید، یقینا مستجاب ومنظور نظر ومستغرق الطاف واعطاف ومراحم ومکارم خفیه وجلیه حضرت رب الارباب خواهی شد. نمی دانم شبی هزار رکعت نماز خواندن حضرت امیر (علیه السلام) در نزد بعضی از متقشرین عجیب است یا در نزد سیصد وشصت هزار قوائم عرش الله در کمتر قسمتی از قسمتهای شب جمعه، هفتصد وبیست هزار رکعت نماز خواندن حضرت حجت (ارواحنا فداه) اعجب است.
خداوند همه ی ما را در مقام رضا وتسلیم ومعرفت موالیان خود ثابت وبرقرار بدارد:
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا بمحمد وآله الطاهرین.
اما در روز آن از طلوع فجر الی غروب به اعمال وآداب وارده ی مخصوصه ی این روز مبارک قیام واقدام نمائی. ودر خصوص اعمال وآداب شب وروز جمعه، علمای اعلام وروات احادیث ائمه ی کرام (صلی الله علیهم اجمعین) کتب عدیده به رشته ی تالیف وتصنیف کشیده اند که بحمد الله تعالی در اقطار واکناف عالم پر است، واحدی را در تحصیل آن حاجت زحمت وضرب بلادی نیست. مثل «صلاة بحارالانوار» و«ربیع الاسابیع» و«مصابیح» علماء وغیره ها. واین حقیر بعض از آن آداب واعمال ووظایف این روز مبارک را که اختصای وانفرادی به وجود مبارک آن حضرت (ارواحناه فداه) دارد، تصریحا او تلویحا به ترتیب خاص ذکر می نماید، تا آنکه مگر بعض از برادران ایمانی واخلاء روحانی که متذکر ومتنبه وجود مبارک مقدس امام خود (ارواحنا فداه) هستند، معمول ومسلوک داشته تا حجت بر آنها اتمام وحجت بر آنها سلام رساند. پس تکلیف تو آن است که چون شمس تابان صبح جمعه از افق ظلمت شب طالع شد، پس از ادای نافله ی فجر ونماز صبح ورعایت اعمال وآداب ونکات ودقایقی که سابقا ذکر شد، موافق دستور العملی که سادات دنیا وآخرت تو قرار داده اند، رفتار نمائی وآداب ورسومات وسنن وواجبات ومستحبات ودعوات واذکار وزیارات وقرائات واوراد وصلوات وتحیات وغیرها که از اهل بیت معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) رسیده که باید قبل از نماز صبح وبعد از نماز صبح، وقبل از نماز ظهر وبعد از آن، وقبل از عصر وبعد از آن، وهنگام غروب آفتاب بخوانی وعمل نمائی موافق شرایط وآدابی که مقرر فرموده اند عمل کنی.
ودر تمام این موارد بلکه اکثر اوراد ودعوات واذکار وتحیات خود را قرار دهی که صلوات بفرستی به محمد وآل محمد (صلی الله علیه وعلیهم) عموما وبه حضرت صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) خصوصا. واین حقیر مجملی از آداب جمعه را در طی تکالیف آتیه ذکر خواهد نمود، فتربص. پس خوب است بعد از نماز فجر ابتدا به این شهادت وصلوات نمائی که مشتمل بر مضامین عالیه وعبارات واشارات فائقه ی رائقه است، شاید کمتر دعائی مشتمل بر این قسم مضامین لامعه ومطالب جامعه باشد.
واین دعا را مجلسی (قدس سره) در «صلاة بحار» نقل کرده از اصلی قدیم وکتابی عتیق از مولفات علماء عظام که چون نماز فجر را ادا نمودی در روز جمعه، ابتدا کن به این شهادت، آنگاه به صلوات بر محمد وآل محمد (صلی الله علیهم اجمعین) وابدای آن این است:
اللهم انت ربی ورب کل شیء وخالق کل شیء آمنت بک وبملائکتک وکتبک ورسلک وبالساعة والبعث والنشور...
چون دعا بسیار طولانی است ترک آن نموده، هر که خواهد رجوع به آن کتاب نماید. ابتدای آن شهادت است تا آنجا که می گوید:
اللهم اکتب شهادتی هذه...
باید چون بدین موضع رسد متوجه شود که با کی سخن می گوید وچه گفتی که باید ثبت وضبط در دفتر الهی شود. مبادا مبادا از روی حرکت زبان وعدم اطلاع چنان باشدکه مورث زیان تو است. بعد از آن توجه واقبال است به محمد وآل محمد (صلی الله علیهم اجمعین).
بعد از آن شهادت به رسالت حضرت رسالت پناهی وآل او است به تحیات نامتناهی مفصلا، ونفرین بر دشمنان ایشان تا عبارت «انک الواحد القهار»، پس از آن توجه تامه است به سوی امام عصر وناموس دهر (ارواح العالمین فداه)، ومستعد دعا وسلام وصلوات بر آن حضرت گردیدن که می گوئی:
اللهم وکن لولیک فی خلقک ولیا وحافظا وقائدا...
بعد از آن نفرین، دشمنان ایشان، بعد از آن صلوات وسلام ودرود فرستادن به تمام انبیاء واوصیاء وبر ازواج وذریات وتابعان ایشان، از مومنین ومومنات ومسلمین ومسلمات، پس از آن به ملائکه وتمام مطیعان حضرت باری تعالی، پس قریب به ختم دعا است، ختم می شود به صلوات، چون دعا به نهایت رسید، باید در صورت قدرت هزار مرتبه بگوئی:
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
پس صد مرتبه بگوئی:
صلوات الله وملئکته...
پس از آن، بخوانی بعض اذکار واوراد ودعواتی که قبل از نماز صبح باید بخوانی، چنانکه مذکور خواهد شد.
دیگر اعمال جمعه
ترتیب وآداب بیدار شدن از خواب، وتوجه به سوی خدا ورسول وائمه ی هدی وصاحب الزمان (ارواحنا فداه) را سابقا در طی بعضی تکلیفات گذشته - مراد تکلیف یازدهم است - ذکرکردیم وبعضی را وعده داده، اینک در این مورد ایراد می شود.
از جمله دعواتی است که قبل از نماز صبح روز جمعه باید خواند.
در «صلوة بحار» است به روایت انس که حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) فرموده اند:
هر که قبل از نماز صبح روز جمعه سه مرتبه بگوید:
استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم واتوب الیه.
خدای تعالی می آمرزد گناهان او را اگرچه زیاده از کف دریاها باشد.
از جمله دعائی است که کفعمی (قدس سره) ذکر کرده که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در تعقیب فجر قرائت می فرمودند وگفته:
هر که در روز جمعه قبل از نماز بخواند، خداوند گناهانش را بیامرزد، اگر چه میان آسمان وزمین را گناهان او پرکده باشد وداخل بهشت شود بی حساب ودر جوار انبیاء باشد. وهر که بنویسد با خود نگاه دارد، از هر شری ایمن باشد.
ابتدای آن این است:
اللهم انی اسئلک یا مدرک الهاربین...
وآخر او این است:
واکلفنی ما اهمتنی وما لم یهمنی من امر دنیای وآخرتی برحمتک یا ارحم الراحمین.
مولف گوید: معلوم نیست که قبل از نماز مخصوصه روز جمعه است یا قبل از تمام نمازهای فریضه ی حجه است. ولیعلم: این دعای مذکور، غیر آن دعای مفصلی است که محمد بن هرون تلعکبری در «مجموع الدعوات» از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده کمه در صبح خوانده شود که ابتدای آن نیز عبارت:
اللهم یا مدرک الهاربین...
است وآخر آن:
ولا تقطع رجائی بجودک وکرمک یا ارحم الراحمین واکرم الاکرمین انک علی کل شیء قدیر.
که مجلسی در «بحار» ودیگران نقل کرده اند.
ادامه اعمال جمعه
از جمله ی آداب روز جمعه بعض آداب واوراد واذکاری است که بعد از نماز صبح جمعه باید به عمل آورد.
منها: سید بن طاوس (قدس سره) به سندهای معتبره از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که:
هر که بعد از نماز صبح روز جمعه پیش از آنکه سخن بگوید این دعا را بخواند کفاره ی گناهان او باشد از جمعه تا جمعه ی دیگر.
وبه روایت دیگر:
اگر در ماهی یک بار یا در سالی یک مرتبه بخواند کفاره ی مابین باشد.
دعا این است:
اللهم ما قل فی جمعتی هذه من قول او حلفت فیها من حلف او نذرت فیها من نذر فمشیتک بین یدی ذلک کله فما شئت منه ان یکون کان وما لم تشاء منه لم یکن، اللهم اغفرلی وتجاوز عنی اللهم من صلیت علیه فصلواتی علیه ومن لعنت فلعنی علیه.
وبه روایت دیگر: از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است،
هر که در روز جمعه بعد از نماز صبح بگوید:
اللهم اجعل صلواتک وصلوات ملئکتک وحملد عرشک وجمیع خلقک وسمائک وارضک وانبیائک ورسلک علی محمد وآله.
در آن روز گناهی بر او نوشته نشود.
از جمله در «متهجد» و«مصباح» کفعمی است به اسنادشان از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده اند:
کسی که بگوید بعد از نماز ظهر ونماز فجر در روز جمعه وغیر جمعه: «اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم». نمی میرد تا قائم مهدی را (عجل الله فرجه) درک نماید.
ونیز در دو کتاب مزبور از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده اند:
هر که بعد از نماز فجر وبعد از نماز جمعه بگوید:
اللهم اجعل صلواتک وصلواة ملئکتک ورسلک علی محمد وآل محمد.
گناه یک سال بر او نوشته نمی شود.
از جمله توجه تام نموده وحضور قلب مخصوص به هم رساندن، به جهت زیارت حضرت رسول است (صلی الله علیه وآله) به زیارتی که مخصوص بعد از هر نماز است. چنانکه سابقا در محل تکلیف چهاردهم گذشت وبه زیارتی که مخصوص روز جمعه است، هرگاه استعداد داشته باشی به قسمی که شیخ طوسی وسید (قدس سرهما) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده اند که:
هر که خواهد زیارت کند قبر حضرت رسول وقبور ائمه (علیهم السلام) را در شهر خود، پس در روز جمعه غسل کند، ودو جامه ی پاکیزه بپوشد، وبیرون رود به سوی بیابانی وصحرا.
پس چهار کعت نماز کند به دو سلام، وهر سوره ای که میسر شود بخواند. پس بعد از سلام دوم رو به قبله بایستد وبگوید:
السلام علیک ایها النبی ورحمة الله وبرکاته، السلام علیک ایهاالنبی المرسل والوصی المرتضی والسیدة الکبری والسیدة الزهراء والسبطان المنتجبان والاولاد الاعلام والامناء المنتجبون جئت انقطاعا الیکم والی آبائکم وولدکم الخلف علی برکة الحق فقلبی لکم مسلم ونصرتی لکم معدة حتی یحکم الله لدینه فمعکم معکم لامع عدوکم انی لمن القائلین بفضلکم مقر برجعتکم لا انکر الله قدرة ولا ازعم الا ماشاء الله سبحان الله ذی الملک والملکوت یسبح الله باسمائه جمیع خلقه والسلام علی ارواحکم واجسادکم والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.
وبه روایت دیگر این زیارت را در بام خود بکن. وبه سند صحیح از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است که:
کسی که ناحیه اش بعید وخانه اش دور باشد از ما، پس بالا رود به بام خانه ی خود، ودو رکعت نماز بگذارد واشاره کند به سلام، به سوی قبرهای ما که آن سلام به ما می رسد.
مولف گوید: چون موافق بعض احادیث عرض اعمال در هر جمعه به حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) می شود، چنانکه سابقا از «بشارت المصطفی» و«ریاض الجنان» دو حدیث ذکر شد که فرمودند:
یا علی اعمال شیعتک تعرض علی فی کل جمعه فافرح بصالح اعمالهم واستغفرلسیئاتهم.
پس سزاوار است بعد از زیارت آن حضرت، عرض کنی که:
ای آقا ومولای من تو خود چنین فرموده ای، اگرچه من از شیعیان تو وبرادرت امیرالمومنین (علیه السلام) نیستم وبه این درجه ی عظمی نرسیده ام ولکن از دوستان شما ومسلمانان واز شیعه ی اثنی عشریه هستم. تو را به حق اهل بیت معصومینت (سلام الله علیهم اجمعین) قسم می دهم، که از گناهانی که در این هفته کرده ام عفو کن، وطلب مغفرت کن برای عبد خود از خدای خود، که گناهان مرا ثبت نکنند وصحیفه ی مرا پاره نمایند. وحوائج خود را آنچه داری ذکر کن ان شاء الله برآورده است.
ودر حدیث معتبر منقول است از سلیمان بن عیسی که گفت:
پدرم به خدمت حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد: چگونه تو را زیارت کنم هرگاه قادر بر آمدن خدمت تو نباشم؟ فرمودند: هرگاه قادر نباشی به آمدن، چون روز جمعه شود غسل کن، یا وضو بساز وبالا رو، وبر بام خانه ی خود دو رکعت نماز کن. ومتوجه شو به سوی من، به درستی که هر که زیارت کند مرا در حیات من، چنان است که مرا زیارت کرده در موت من، وبعد از موت من چنان است که زیارت کرده در حیات من.
مجلسی (قدس سره) بعد از ذکر این احادیث می گوید که:
این حدیث دلالت دارد بر این که در این زمانها حضرت صاحب الامر (علیه السلام) را در همه موضع زیارت توان کرد واگر رو به سامره کند در وقت زیارت بهتر است.
حقیر گوید: هرگاه موفق شدی برای زیارت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) وبالای بام یا صحرا رفتی، وآن حضرت را زیارت کردی، وبه مضامین این احادیث قطع ویقین حاصل نمودی وشک وریبی در دلت نمی باشد پس از فیوضات ربانی وعطیات سبحانی در حق خود توام وبخیل مباش.
فرصت را که مانند برق خاطف گذران است مغتنم شمار.
حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه الصلوة والسلام) را نیز بدین زیارت مختصر زیارت کن، به سندهای معتبر از سدیر صراف منقول است که گفت:
حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند که: چه مانع است تو را از این که زیارت کنی قبر امام حسین (علیه السلام) را در هر هفته پنج مرتبه، یا در هر روز یک مرتبه؟ گفتم: فدای تو شوم، میان من وآن حضرت فراسخ بسیار است.
فرمودند: بالا می روی به بام خانه ی خود، پس ملتفت می شوی به جانب راست وچپ خود، پس سر خود را به سوی آسمان بلند می کنی، رو به جانب قبر آن حضرت می گردانی ومی گوئی:
السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک یابن رسول الله، السلام علیک ورحمة الله وبرکاته...
تا نوشته شود برای تو ثواب حجی وعمره ای.
سدیر گفت: بسیار است من در روزی زیاده از بیست مرتبه چنین زیارت می کنم. بعد از آن، باید متوجه ومتذکر شوی امام عصر (ارواح العالمین فداه) را، وزیارت نمائی آن حضرت را به زیارتی که اختصاص به روز جمعه دارد.
چنانکه ابن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوغ» روایت کرده که:
روز جمعه، روز حضرت صاحب الزمان است (علیه السلام)، وبه اسم آن حضرت است، واین روزی است که آن حضرت (ارواحنا فداه) ظهور می فرماید، زیارت آن حضرت بدین قسم است:
السلام علیک یا حجة الله فی ارضه، السلام علیک یا عین الله فی خلقه...
وتمام این زیارت، در زیارات ایام اسبوع سابقا - در تکلیف شانزدهم گذشت - ذکر شد، فلاحظ، وباید قبل از خواندن این زیارت بدانی که چه می گوئی، وملتفت مضامین ومطالب ونکات ودقایق آن باشی، که به امام خود (ارواحنا فداه) دروغ نگفته باشی.
از جمله ی فقرات آن این است:
صلی الله علیک وعلی آل بیتک الطاهرین....
باید معتقد باشی که آن حضرت را ظاهرا آلی واهل بیتی هست. یعنی اهل وعیال وذراری وفرزند وفرزند زاده، واصحاب مخصوصی از قبیل خضر والیاس وخصیصین وابدال واوتاد ونجباء ونقباء واهل جد واجتهاد، که همه ی آنها بدین دو صفت ستوده شده اند، وجود دارند، چنانکه سابقا گذشت.
ودیگر از فقرات این زیارت است که می خوانی:
والمستشهدین بین یدیک فی جملة اولیائک...
وباید در این عرض واستدعاء صادق القول وصادق القلب باشی که فی الواقع، خود را در این ادعا ودعوی چنان مستعد دانی که هرگاه حضرت (ارواحنا فداه) تو را امر فرماید که جان خود را فدای آن حضرت نمائی، فورا اقدام کنی، ودست از تمام دارائی واهل وعیال ودولت وثروت خود برداری.
ودیگر از فقرات این زیارت آن است:
انا یا مولای فیه ضیفک وجارک....
باید خود را مهمان آن حضرت بدانی وپناه به آن حضرت برده باشی. چنانچه در این روز شدت ورخائی یا بؤس ونعمائی به تو رسد، اسباب سوءظن تو نشود، وجاهلانه نگوئی که چرا آن حضرت این بلا را از من دفع نفرمود، ونگوئی که آیا میزبان راضی می شود که به میهمان خود صدمه وآزاری برسد:
ذلک ظن الذین کفروا بربهم فویل للظالمین من عذاب یوم بئیس.
وبعد از آن بخوانی سلامی را که در جزو سلامهای گذشته ذکر شد که اول آن این است: سلام علی آل یس...
که ناقل وراوی آن از ناحیه ی مقدسه، محمد بن عبدالله حمیری (رحمه الله) بود. پس از آن، متوسل شو به آن حضرت به دعای توسلی که مجلسی (قدس سره) در ذیل قصه ی ابوالوفاء شیرازی ومتوسل شدن به حجج طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) ذکر کرده - در «کتاب دعاء بحار الانوار»- ودر خصوص متوسل شدن به حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه)، چنین است:
اللهم انی اسئلک بحق ولیک وحجتک صاحب الزمان الا اعنتنی به علی جمیع اموری وکفیتنی به مؤنة کل موذ وطاغ وباغ واعنتنی به فقد بلغ مجهودی وکفیتنی کل عدو وهم وغم ودین وولدی وجمیع اهلی واخوانی ومن یعنینی امره وخاصتی، آمین رب العالمین.
ودر «مزار بحار الانوار» توسل به آن حضرت را (ارواحنا فداء) این قسم ذکر نموده:
واسئلک اللهم بحق ولیک وحجتک علی عبادک وبقیتک فی ارضک المنتقم لک من اعدائک واعداء رسولک بقیة آبائه الطاهرین ووارث اسلافه الصالحین صاحب الزمان صلی الله علیه وعلی آبائه الکرام المتقدمین الاخیار الا تدارکتنی به ونجیتنی من کل کرب وهم وحفظت علی قدیم احسانک الی وحدیثه وادررت علی جمیل عوائدک عندی یا رب اعنی به ونجنی من المخافة ومن کل شدة وعظیمة وهول ونازلة وغم ودین ومرض وسقم وآفة وظلم وجور وفتنة فی دینی ودنیای وآخرتی بمنک ورأفتک ورحمتک وکرمک وتفضلک وتعطفک یا کافی موسی فرعون ویا کافی محمد صلوات الله علیه وآله ما اهمه ویاکافی علی ما اهمه یوم صفین ویا کافی علی بن الحسین یوم الحرة ویا کافی جعفر بن محمد ابا الدوانیق صل علی محمد وآله واکفنی ما اهمنی فی دار الدنیا وکل هون دون الجنة برحمتک یا ارحم الراحمین، یا قاضی الحوائج یا وهاب الرغائب یا معطی الجزیل یا فکاک العتاة، اللهم انک تعلم انی اعلم انک قادر علی قضاء حوائجی فصل علی محمد وآل وعجل یا رب فرج ولیک وابن بنت نبیک واقض یا الله حوائج الدنیا والاخرة صغیرها وکبیرها فی یسر منک وعافیة وتمم نعمتک علی وهنئنی بهم کرامتک والبسنی بهم عافیتک وتفضل علی بعفوک وکن لی بحق محمد واهل بیته فی جمیع اموری ولیا وحافظا وناصرا وکالئا وراعیا وساترا ورازقا ماشاء الله کان ولما لم یشاء لم یکن لا یعجز الله شیء طلبه فی الارض ولا فی السماء هو کائن هو کائن انشاء الله.
اقول: وانا اقل الانام، طائف بیت الله الحرام، ابو المکارم صدرالاسلام دبیر الدین علی اکبر الهمدانی اصلا والنجفی مسکنا ومدفنا، وجدت صحیفة قدیمة عتیقة مهذبة جیدة مشتملة علی المطالب الجلیلة، والدعوات النبیلة والحقایق المخزونة والدقایق المکنونة وفیها هذا التوسل العظیم الجلیل النبیل فاحببت ایرادها فی هذا المقام لقرائة الانام فی غیبة الامام (علیه آلاف التحیة والسلام) تیمنا وتبرکا لقضاء الحاجات ونیل الطلبات فواظبها لیلا ونهارا وسرا وجهارا. ولا یزید الظالمین الا خسارا.
توسل جلیل القدر:
بسم الله الرحمن الرحیم، حسبنا الله ونعم الوکیل، نعم المولی ونعم النصیر، ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم، لا اله الا الله وحده لا شریک له، محمد رسول الله صلی الله علیه وآله، علی ولی الله صلوات الله علیه، اللهم صل علی النبی الامی العربی القرشی المکی المدنی الهاشمی الا بطحی محمد، اللهم صل علی المرتضی وآله واولاده، الله مانا نسئلک بحق محمد المصطفی سید العالمین، اللهم انا نسئلک بحق المرتضی علی امیرالمومنین، الهی بصدق علی وصداقته ورفق علی ورفاقته وخلافته وصیام علی وصلاته وکرم علی وکرامته وعز علی وشجاعته وصبر علی وطاعته وحکم علی وعدالته وزهد علی وعبادته وشکر علی وشهادته وعصمة علی وطهارته وقرب علی وسیادته وهدی علی وهدایته وحب علی وولایته وتوکل علی وکفایته وفتوة علی ورعایته ومروة علی وحمایته وفصاحة علی وملاحته وصفوة علی وصفاوته وعفو علی ووفائه وتجرید علی وتفرده وتمجید علی وتوحیده وتسبیح علی وتهلیله وتحمید علی وتکبیره وتعظیم علی وتفضیله وتکریم علی وتبجیله وورع علی وتقواه وملة علی وفتواه وخوف علی ورجاه وتنبیه علی وهجوعه وخشوع علی وخضوعه وقنوع علی وجوعه واستقامة علی ورجوعه وکشف علی وشهوده وعطف علی وجوده وواجد علی ووجوده وقیام علی وقعوده ورکوع علی وسجوده وصلوات علی وصلواته وصیام علی وزکوته وحج علی وعمرته وفرح علی وزمرته وبسط علی وقضیته (قبضته، خ. ل) ونقل علی وسیاسته وکتاب علی وکراسته وعقل علی وکیاسته وجمال علی وجلاله وکمال علی ونواله وفضل علی وافضاله وفضل علی واجماله واسماء علی وافعاله وآثار علی وسماته وذات علی وصفاته ان تجعلنی فی الدین والدنیا عزیزا مهیبا فی اعین الخلائق اجمعین وان تقضی لی حوائجی وحوائج المؤمنین والمؤمنات واعصمنی من کل هلکة ونجنی من کل بلیة وآفة وعاهة واهانة وکربة وضیق وذلة وعلة وقلة ومرضی وبرص وفقر وفاقة ووباء وبلاء وزلزلة وغرق وحرق وصرع وحر وبرد وجوع وعطش وغی وضلالة وغصة ومحنة وشدة فی الدارین انک لا تخلف المیعاد یا مالک یوم الدین ایاک نعبد وایاک نستعین، وصلی الله علی محمد وآله اجمعین الطیبین الطاهرین یا ابا الغوث اغثنی یا علی ادرکنی یا الله یا صمدی من عندک مددی وعلیک معتمدی، ناد علیا مظهر العجائب تجده عونا لک فی النوائب کل هم وغم سینجلی بولایتک یا علی یا علی.
بعد از آن، بخوان تعقیبی را که مخصوص بعد از نماز صبح روز جمعه است که شیخ طوسی (قدس سره) روایت کرده است، که سنت است این دعا را در تعقیب نماز صبح روز جمعه بخواند. اول آن این است:
اللهم انی تعمدت الیک بحاجتی....
چون در روز جمعه به علاوه ی ملائکه ی حفظه وکتبه، ملائکه ی چندی مخصوص هستند که خدای تعالی آنها را به زمین می فرستد که مشغول نوشتن صلوات بر محمد وآل محمد (صلی الله علیه وعلیهم اجمعین) باشند، چنان که مجلسی (قدس سره) از «دعائم الاسلام» نقل کرده از حضرت صادق (علیه السلام):
به درستی که خدای تعالی ملائکه ی چند را مبعوث می فرماید هنگام انفجار فجر یوم جمعه که می نویسد صلوات بر محمد وآل او را (صلی الله علیهم اجمعین) تا شب.
ودر حدیث دیگر نیز از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است که:
شب جمعه ملائکه ها از آسمان به زیر می آیند به عدد مورچژان یا به عدد ذرات هوا، وقلمها از طلا ولوحها از نقره در دست دارند وتا شب شنبه نمی نویسند مگر صلوات بر محمد وآل محمد (صلی الله علیهم اجمعین).
ودر حدیث دیگر از آن حضرت است که:
چون عصر روز پنج شنبه می شود، ملائکه از آسمان به زیر می آیند، با قلمهای طلا ولوحهای نقره در دست دارند. نمی نویسند در پسین پنج شنبه وشب جمعه وروز جمعه تا آفتاب غروب کند، به غیر از صلوات بر محمد وآل محمد (صلی الله علیهم اجمعین).
پس سزاوار است که اظهار مودت ومحبت وعرض اخلاص وارادتی هم به این ملائکه های تازه بنمائی وبگوئی:
السلام علیکم یا ملائکة الله الذین یکتبون الصلوات علی محمد وآله الطاهرین اسئل الله الذی خلقنی وخلقکم ان یوفقنی لطاعته وعبادته والصلوة والسلام علی نبیه واوصیائه المعصومین اکتبوا رحمکم الله، اللهم صل علی محمد وآل محمد افضل ما صلیت علی ابراهیم وآل ابراهیم انک حمید مجید، اللهم صل علی محمد بن الحسن صاحب العصر والزمان وعجل فرجه وسهل مخرجه بمحمد وآله الطاهرین.
واگر می خواهی قریب به این عبارت را به فارسی یا هر زبانی که داری بگو که در دفتر خود صلوات تو را ثبت می نمایند وبه نظر معصومین (علیهم السلام) می رسانند.
ادامه اعمال روز جمعه
بعد از اینکه آفتاب روز جمعه طلوع کرد، باید متوجه حضرت امام عصر (عجل الله فرجه) شده، ظاهرا بر این روز تازه وباطنا به امام خود (ارواحنا فداه) سلام نمائی، به سلامی که حضرت کاظم (علیه الصلوة والسلام) به محمد بن سنان تعلیم فرمودند. سید بن طاوس در «جمال الاسبوع» روایت کرده از آن حضرت (علیه السلام) که به محمد بن سنان فرمودند در روزی که جمعه بود:
آیا خواندی دراین روز دعای واجب را؟ کدام است؟ فرمود: بگو:
السلام علیک ایها الیوم الجدید المبارک الذی جعله الله عیدا لاولیائه المطهرین من الدنس الخارجین من البلوی المکرورین مع اولیائه المصفین من العکر الباذلین انفهسم فی محبة اولیاء الرحمن تسلیما، السلام علیکم سلاما دائما ابدا...
آنکاه ملتفت شو به آفتاب وبگو:
السلام علیک ایتها الشمس الطالعة والنور الفاضل البهی اشهدک بتوحیدی لله لتکونی شاهدی اذا ظهر الرب لفصل القضاء فی العالم الجدید...
ومجلسی (قدس سره) در «ربیع الاسابیع» نسبت این دعا را به حضرت امام رضا (علیه الصلوة والسلام) داده واین تردید فیمابین امامین (علیهما السلام) به واسطه ی لفظ «العالم علیه السلام» است در متن حدیث.
خلاصه مولف گوید:
به آفتاب نماند مگر به یک معنی که در تجلی او خیره می شود ابصار
شاید مراد از عبارت «اذا ظهر الرب...» ظهور حضرت حجت (ارواح العالمین فداه) باشد. رب الارض امام الارض «واشرقت الارض بنور ربها» ای بنور الامام.
وفی «البحار» باسناده عن امیرالمومنین (علیه السلام) وساق الحدیث الی ان قال:
انا الفاروق الذی افرق بین الحق والباطل، انا ادخل اولیائی الجنة واعدائی النار، انا الذی قال الله: «هل ینظرون الا ان یاتیهم الله فی ظل من الغمام والملئکة وقضی الامر والی الله ترجع الامور...
واین حقیر را در «ناسخ التفاسیر» و«توضیح القرآن» در خصوص تفسیر وتأویل آیتین شریفتین، کلماتی است که رفع استغراب واستعجاب بعضی متقشرین را می نماید. مراد از عالم جدید هم واضح است که در ظهور حضرت وزمان رجعت، عالم، عالمی تازه خواهد شد، یوم تبدل الارض غیر الارض والسموات:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد * * * عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

بعد از آن بخوان دعائی که در ملحقات «صحیفه ی کامله» ذکر شده، که اختصاص به روز جمعه دارد، ابتدای آن این است:
الحمد لله الاول قبل الانشاء والاحیاء...
پس از آن، بخوان دعائی را که حضرت موسی بن جعفر (علیه الصلوة والسلام) فرموده اند، دراین روز مخصوصا خوانده شود:
مرحبا بخلق الله الجدید وبکما من کاتبین وشاهدین اکتبا بسم الله...
پس از آن بخوان دعائی که در «متهجد» شیخ طوسی (قدس سره) نقل شده که در این روز مخصوص باید خواند:
اللهم انی احمدک وانت للحمد اهل...
پس از آن، بخوان تسبیح مخصوص روز جمعه را که اول آن این است:
سبحان من لبس العز والوقار...
پس از آن، بخوان تعویذ روز جمعه را موافق نقل شیخ طوسی (رحمه الله)، اگرچه اختصاصی از آن فهمیده نمی شود:
بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم، اللهم رب الملئکة والروح والنبیین...
پس از آن بخوان دعائی که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در روز جمعه بخصوص قرائت می فرمودند:
الحمد لله الذی لا من شیء کان...
پس از آن بخوان دعای مخصوص حضرت فاطمه زهرا را (سلام الله علیها) که در روز جمعه قرائت می فرمودند:
اللهم اجعلنا من اقرب من تقرب الیک...
پس از آن، بخوان دعائی که ابتدای آن این است:
بسم الله وبالله اخذت الاولین واخذت الآخرین...
که شرح غریبی ومضمون عجیبی دارد، خوفا للاطاله ترک شد.
دعای ندبه در صبح جمعه
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) خواندن دعای مبارک «ندبه» است، وناله وندبه نمودن برای آن حضرت است.
این دعای مبارک را سید بن طاوس (قدس سره) نقل کرده از بعض اصحاب وگفته است که:
محمد بن علی بن ابی قره گفت: نقل کردم این دعا را از کتاب محمد بن حسین بن سفیان بزوفری (رضی الله عنه) که دعای ندبه است. وذکر نموده که این دعائی است به جهت صاحب الزمان (ارواحنا فداه). ومستحب است این که خوانده شود در اعیاد اربعه که «فطر» و«اضحی» و«غدیر» و«جمعه» باشد.
مجلسی (قدس سره) در «مزار بحار الانوار» می گوید:
که این دعا را محمد بن المشهدی در «مزار کبیر» نقل نموده وذکر کرده که گفت محمد بن علی بن ابی قرة: نقل کردم من این دعا را از کتاب ابی جعفر محمد بن حسین بن سفیان بزوفری. پس ذکر کرده مثل آنچه را که سید (قدس سره العزیز) ذکر نموده، مگر اینکه سید (قدس سره) در آخر دعاء دو رکعت نماز زیارت ذکر کرده ومحمد بن مشهدی نمازی ذکر ننموده. ودر «زاد المعاد» سند این دعا را ننوشته ولی از حضرت صادق (علیه السلام) روایت نموده، عین عبارت او این است: واما دعای ندبه که مشتمل است بر عقاید حقه وتاسف بر غیبت حضرت قائم (صلوات الله علیه). به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) منقول است، که سنت است این دعای ندبه را در چهار عید بخوانند، یعنی در روز جمعه وعید فظر وعید قربان وعید غدیر...
مولف گوید: این دعای مبارک از کثرت اشتهار، کالشمس فی رابعة النهار است. خوب است در هر جمعه دوستان آن حضرت (ارواحنا فداه) از مرد وزن در مسجدی از مساجد، یا معبدی از معابد، اجتماع نموده، این دعای مبارک را با کمال تضرع وزاری وناله وسوگواری، وبا نهایت حزن واندوه وبی قراری، بخوانند وگریه کنند، وبر غیبت آن شمس تابان وفقدان آن جان جهانیان توجه کنند، وضجه وآه سرد از دل پر درد کشند، وچنین مصیبت عظمی را سهل نشمارند، وچنین داهیه ی کبری را آسان نیندازند، که از غیبتش اسلام به کلی از میان رفته واسمی از او باقی مانده. ظهر الفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدینا.
کفر وفسق وفجور وناسپاسی تمام کره ی ارض را فرو گرفته، آنچه پیدا نیست آثار مسلمانی است، وآنچه پیدا وظاهر است آثار شیطانی همه در وادی غفلت حیران ودر تپه جهالت وضلالت سرگردان وتابع جنود شیطان وعاصی بر حضرت صاحب العصر والزمان، اللهم عجل فرجه وسهل مخرجة بمحمد وآله الطاهرین.
دعای ندبه:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد نبیه وآله وسلم تسلیما (الحمد لله الذی لا اله الا هو وله الحمد رب العالمین وصلی الله علی نبیه محمد وآله وسلم تسلیما، خ ل. مجلسی) اللهم لک الحمد علی ما جری به قضاوک فی اولیائک الذین استخلصتهم لنفسک ودینک اذا اخترت لهم جزیل ما عندک من النعیم المقیم الذی لازوال له ولا اضمحلال بعد ان شرطت علیهم الزهد فی درجات هذه الدنیا الدنیة وزخرفها وزبرجها فشرطوا لک ذلک وعلمت منهم الوفاء به فقبلتهم وقربتهم وقدمت لهم الذکر العلی والثناء الجلی واهبطت علیهم ملائکتک وکرمتهم بوحیک ورفدتهم بحلمک (بعلمک، خ ل) وجعلتهم الذرائع (الذریعة، خ) الیک والوسیلة الی رضوانک فبعض اسکنته جنتک الی ان اخرجته منها وبعضهم (وبعض، خ) حملته فی فلکک ونجیته مع من آمن معه من الهلکة برحمتک وبعض اتخذته لنفسک خلیلا وسألک لسان صدق فی الآخرة فاجبته وجعلت ذلک علیا وبعض کلمته من شجرة تکلیما وجعلت له من اخیه ردا ووزیرا وبعض اولدته من غیر اب وآتیته البینات وایدته بروح القدس وکل شرعت له شریعة ونهجت له منهاجا وتخیرت له اوصیاء مستحفظا بعد مستحفظ من مدة الی مدة اقامة لدینک وحجة علی عبادک ولئلا یزول الحق عن مقره ویغلب الباطل علی اهله ولئلا یقول احد لولا ارسلت الینا رسولا منذرا واقمت لنا علما هادیا فنتبع آیاتک من قبل ان نذل ونخزی الی ان انتهیت الامر الی حبیبک ونجیبک محمد صلی الله علیه وآله فکان کما انتجبته سید من خلقته وصفوة من اصطفیته وافضل من اجتبیته واکرم من اعتمدته، قدمته علی انبیائک وبعثته الی الثقلین من عبادک واوطأته مشارقک ومغاربک وسخرت له البراق وعرجت بروحه الی سمائک واودعته علم ما کان وما یکون الی انقضاء خلقک ثم نصرته بالرعب وحففته بجبرئیل ومیکائیل والمسومین من ملئکتک ووعدته ان تظهر دینه علی الدین کله ولوکره المشرکون وذلک بعد ان بواته مبوا صدق من اهله وجعلت له ولهم اول بیت للناس للذی ببکة مبارکا وهدی للعالمین فیه آیات بینات مقام ابراهیم ومن دخله کان آمنا وقلت: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا».
ثم جعلت اجر محمد صلواتک علیه وآله مودتهم فی کتابک فقلت: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی».
وقلت: «ماسئلتکم من اجر فهو لکم».
وقلت: ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا.« فکانوا هم السبیل الیک والمسلک الی رضوانک فلما انقضت ایامه اقام ولیه علی بن ابی طالب صلوات الله علیهما وعلی آلهما هادیا اذ کان هو المنذر ولکل قوم هاد فقال والملاء امامه:»من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله.
«وقال من کنت نبیه فعلی امیره». وقال: «انا وعلی من شجرة واحدة وسائر الناس من شجر شتی». واحله محل هارون من موسی فقال: انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی. وزوجه ابنته سیدة نساء العالمین واحل له من مسجده ما احل له وسد الابواب الا بابه، ثم اودعه علمه وحکمته فقال:
انا مدینة العلم وعلی بابها فمن اراد المدینة والحکمة فلیاتها من بابها. ثم قال:

انت اخی ووصیی ووارثی لحمک لحمی ودمک دمی (لحمک من لحمکی ودمک من دمی، خ ل) وسلمک سلمی وحربک حربی والایمان مخالط لحمک ودمک کما خالط ذلک لحمی ودمی وانت غدا علی الحوض خلیفتی وانت تقضی دینی وتنجز عداتی وشیعتک علی منابر من نور مبیضة وجوههم حولی فی الجنة وهم جیرانی ولو لا انت یا علی لم یعرف المومنون بعدی. وکان بعده هدی من الضلال ونورا من العمی وحبل الله المتین وصراطه المستقیم لا یسبق بقرابة فی رحم ولا بسابقة فی دین ولا یلحق فی منقبة من مناقبة یحذوا حذو الرسول صلی الله علیهما وآلهما ویقاتل علی التاویل ولا تاخذه فی الله لومة لائم، قد وتر فیه صنادید العرب وقتل ابطالهم وناوش ذؤبانهم فاودع قلوبهم احقادا بدریة وخیبریة وحنینیة وغیرهن فاضبت علی عداوته واکبت علی منابذته (مبارزته، خ ل) حتی قتل الناکثین والقاسطین والمارقین ولما قضی نحبه وقتله اشقی الاخرین یتبع اشقی الاولین (اشقی الاشقیاء من الاولین والاخرین، خ) ولم یمتثل امر رسول الله (الرسول، خ) صلی الله علیه وآله فی الهادین بعد الهادین والامة مصرة (مسرة، خ) علی مقته مجتمعة علی قطیعة رحمه واقصاء ولده الا القلیل ممن وفا (وفی، خ) لرعایة الحق فیهم، فقتل من قتل وسبی من سبی واقصی من اقصی وجری القضاء لهم بما یرجی له حسن المثوبة وکانت (اذ کانت، خ) الارض الله یورثها من یشاء من عباده والعاقبة للمتقین وسبحان ربنا ان کان وعد ربنا لمفعولا ولن یخلف الله وعده وهو العزیز الحکیم، فعلی الاطائب من اهل بیت محمد وعلی صلی الله علیهما وآلهما فلیبک الباکون وایاهم فلینذب النادبون ولمثلهم فلتذرف الدموع ولیصرخ الصارخون (ویضج الضاجون، خ)ء ویعج العاجون،

این الحسن این الحسین این ابناء الحسین صالح بعد صالح وصادق بعد صادق، این السبیل بعد السبیل این الخیرة بعد الخیرة این الشموس الطالعة این الاقمار المنیرة این الانجم الزاهرة این اعلام الدین وقواعد العلم، این بقیة الله التی لاتخلوا من العترة الهادیة (الطاهرة، خ) این المعد لقطع دابر الظلمة این المنتظر لاقامة الامت والعوج این المرتجی لازالة الجور والعدوان این المدخر لتجدید الفرائض والسنن این المتخیر لاعادة الملة والشریعة این المومل لاحیاء الکتاب وحدوده این محیی معالم الدین واهله این قاصم شوکة المعتدین این هادم ابنیة الشرک والنفاق این مبید اهل الفسوق والعصیان والطغیان این حاصد فروع الغی والشقاق این طامس آثار الزیغ والاهواء این قاطع حبائل الکذب والافتراء این مبید العتاة والمردة این مستأصل اهل العناد والتضلیل والالحاد این معز الاولیاء ومذل الاعداء این جامع الکلم علی التقوی این باب الله الذی منه یؤتی این وجه الله الذی یتوجه الیه الاولیاء این السبب المتصل بین الارض (اهل الارض، خ) والسماء این صاحب یوم الفتح وناشر رایة الهدی این مؤلف شمل الصلاح والرضا این الطالب بدم المقتول بکربلاء این المنصور علی من اعتدی علیه وافتری این المضطر الذی یجاب اذا دعی این صدر الخلائق ذو البر والتقوی این ابن النبی المصطفی وابن علی المرتضی وابن خدیجة الکبری وابن فاطمة الزهراء الکبری (الغراء، خ، صح) بابی انت وامی ونفسی لک الوقاء والحمی

یابن السادة المقربین، یابن النجباء الاکرمین، یابن الهداة المهدیین (المهتدین، خ)، یابن الخیرة المهذبین، یابن الغطارفة الانجبین، یابن الخضارمة المنتجبین، یابن القماقمة الاکرمین، یابن الاطائب المعظمین المطهرین، یابن البدور المنیرة یابن السراج المضیئة یابن الشهب الثاقبة یابن الانجم الزاهرة یابن السبل الواضحة یابن الاعلام اللائحة یابن العلوم الکاملة یابن السنن المشهورة یابن المعالم المأثورة یابن المعجزات الموجودة یابن الدلائل المشهودة یابن الصراط المستقیم یابن النباء العظیم یابن من هو فی ام الکتاب لدی الله علی حکیم یابن الایات والبینات یابن الدلائل الظاهرات یابن البراهین الواضحات الباهرات یابن الحج البالغات یابن النعم السابغات یابن طه والمحکمات یابن یس والذاریات، یابن الطور والعادیات یابن من دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی دنوا واقترابا من العل الاعلی لیت شعری این استقرت بک النوی بل ای ارض تقلک او الثری ابرضوی ام غیرها ام ذی طوی، عزیز علی ان اری الخلق ولا تری (لایری، خ) ولا اسمع لک حسیسا ولا نجوی، عزیز علی ان لا یحیط بی دونک البلوی ولاینالک منی ضجیج ولا شکوی، بنفسی انت من مغیب لم یخل منا، بنفسی انت من نازح ینزح (مانزح، خ) عنا، بنفسی انت امنیة شائق تمنی من مؤمن ومؤمنة ذکر فحنا بنفسی انت من عقید عز لا یسامی بنفسی انت من اثیل مجد لا یجازی (لایحاذی، خ) بنفسی انت من تلاد نعم لا یضاهی بنفسی انت من نصیف شرف لا یساوی الی متی احار (اجار، خ) فیک یا مولای والی متی وای خطاب اصف فیک وای نجوی، عزیز علی ان اجاب دونک واناغی، عزیز علی ان ابکیک ویخذلک الوری، عزیز علی ان یجری علیک دونهم ما جری، هل من معین فاطیل معه العویل والبکاء، هل من جزوع فاساعد جزعه اذا خلا هل قذیت عین فتسعدها عینی علی القذی هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی، هل یتصل یومنا منک بغده فنحظی متی نرد مناهلک الرویة فنروی متی ننتفع من عذب مائک فقد طال الصدی متی نغادیک ونراوحک فتقر عیوننا متی ترانا ونریک وقد نشرت لواء النصر تری اترانا نحف بک وانت تؤم الملاء وقد ملئت الارض عدلا واذقت اعدائک هوانا وعقابا وابرت العتاة وجحدة الحق وقطعت دابر المتکبرین واجتثثت اصول الظالمین ونحن نقول الحمد لله رب العالمین

اللهم انت کشاف الکرب والبلوی والیک استعدی فعندک العدوی وانت رب الاخرة والاولی فاغث یا غیاث المستغیثین عبیدک المبتلی واره سیده یا شدید القوی وازل عنه به الاسی والجوی وبرد غلیله یا من علی العرش استوی ومن الیه الرجعی والمنتهی اللهم ونحن عبیدک الشائقون الی ولیک المذکر بک وبنبیک خلقته لنا عصمة وملاذا واقمته لنا قواما ومعاذا وجعلته للمؤمنین منا اماما فبلغه منا تحیة وسلاما وزدنا بذلک یا رب اکراما واجعل مستقره لنا مستقرا ومقاما واتمم نعمتک بتقدیمک ایاه امامنا حتی توردنا جناتک ومرافقة الشهداء من خلصائک اللهم صل علی حجتک وولی امرک وصل علی جده محمد السید الاکبر وصلی علی علی ابیه السید القسور وحامل اللواء فی المحشر وساقی اولیائه من نهر الکوثر والامیر علی سائر البشر الذی من آمن به فقد ظفر ومن لم یؤمن به فقد خطر وکفر صلی الله علیه وعلی اخیه وعلی نجلهما المیامین الغرر ما طلعت شمس وما اضاء قمر وعلی جدته الصدیقة الکبری فاطمة الزهراء بنت محمد المصطفی وعلی من اصطفیت من آبائه البررة وعلیه افضل واکمل واتم وادوم واکثر واوفر ما صلیت علی احد من اصفیائک وخیرتک من خلقک وصل علیه صلوة لا غایة لعددها ولانهایة لمددها ولا نفاد لامدها، اللهم واقم به الحق وادحق به الباطل وادل به اولیائک واذلل به اعدائک وصل اللهم بیننا وبینه (وبینهم، خ) وصلة تؤدی الی مرافقة سلفه واجعلنا ممن یأخذ بحجزتهم ویمکن فی ظلهم واعنا علی تأدیة حقوقه الیه والاجتهاد فی طاعته والاجتناب عن معصیته وامنن علینا برضاه وهب لنا رأفته ورحمته ودعائه وخیره ما ننال به سعة من رحمتک وفوزا عندک واجعل صلوتنا به مقبولة وذنوبنا به مغفورة ودعائنا به مستجابا واجعل ارزاقنا به مبسوطة وهمومنا به مکفیة وحوائجنا به مقضیة واقبل الینا بوجهک الکریم واقبل تقربنا الیک وانظر الینا نظرة رحیمة یستکمل بها الکرامة عندک ثم لا تصرفها عنا بجودک واسقنا من حوض جده صلی الله علیه وآله بکأسه وبیده ریا رویا هنیئا سائغا لاظماء بعده یا ارحم الراحمین.
واستاد اعظم (اطال الله بقاه) فرموده اند:
مستحب است در روز وشب جمعه خواندن دعای ندبه ی معروفه را، که متعلق است به آن حضرت. وفی الحقیقه، مضامین آن سوزنده ی دلها وشکافنده ی جگرها وریزنده ی خون از دیدگان آنان است که اندکی از شربت محبت آن جناب نوشیده، وتلخی زهر فراقش به کام او رسیده. در روز جمعه بلکه در شب آن نیز چنانچه در یکی از مزارات قدیمه که مؤلف آن معاصر شیخ طبرسی، صاحب «احتجاج» است، مروی است، باید خوانده شود.
مؤلف گوید: از جمله خواص خواندن این دعای مبارک آن است که، در هر مکانی وموضعی که خوانده شود با حضور قلب واخلاص کامل، وملتفت مضامین عالیه ی فائقه، وعبارات واشارات نامیه ی رائقه ی آن بودن، توجه والتفات مخصوص حضرت صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) در آن مکان ومحل، بلکه حضور به هم رسانیدن آن حضرت است در آن مجلس، چنانچه در بعض مواضع وموارد اتفاق افتاده:
از جمله، حضور به هم رسانیدن آن حضرت است در سرداب مطهر، که این دعای مبارک را قرائت نموده اند. واجمال قصه ی آن این است که استاد اعظم (آدم الله ظله العالی) نقل فرموده از احدی ثقات که:
والده ی من که از صالحات معروفات است، در سر من رأی نقل کرد: روزی در سرداب شریف بودیم با اهل بیت عالم ربانی، ومؤید سبحانی، ملا زین العابدین سلماسی (اعلی الله مقامه). وآن روز جمعه بود، وجناب آقا مشغول به خواندن دعای ندبه ی معروفه، وچون زن مصیبت زده ومحب فراق زده می گریست وناله می کرد، وما با او در ناله وگریه متابعت می کردیم.
پس در بین این حالت بودیم که ناگاه بوی عطری وزیدن گرفت، ومنتشر شد در فضای سرداب. وپر شد هوا از بوی خوش، به نحوی که از جمیع ماها آن حالت را سلب کرد. پس همه ساکت شدیم، وقدرت سخن گفتن از ما رفت، ومتحیر ماندیم، تا اندک زمانی گذشت. پس از آن، رایحه ی طیبه مفقود شد، وهوا به حالت اول برگشت، وعود کردیم به آنچه اول مشغول بودیم از قرائت دعا.
چون به خانه مراجعت نمودیم، سوال کردم از جناب آقا از سر آن بوی خوش، فرمودند: تو را چه کار به این سوال؟ وجواب به من نداد.
وعالم عامل متقی آغاعلی رضای اصفهانی (اطاب الله ثراه) که نهایت اختصاص به مولی مزبور داشت، نقل کرد که: روزی سوال کردم از آن مرحوم از ملاقات کردن با حجت (علیه السلام) را، ودر او این گمان را داشتم، مثل استاد او سید معظم بحرالعلوم (رحمه الله).
پس همین واقعه را برای من نقل کردند بدون اختلاف.
خاموش که قصه گفتنی نیست ور گفته شود شنفتنی نیست
وبعد از آن، بخوان بعض دعاهائی که مخصوص ایام غیبت است، که اختصاصی به روز جمعه ندارد. مثل دعای مبارک «اللهم عرفنی نفسک...» وغیرها، که وارد شده.چنانکه در ضمن تکلیف مخصوص که دعا نمودن برای وجود مقدس آن حضرت (ارواحنا فداه) است، دعوات صحیحه ی معتبره ذکر شد، ایاما تدعوا فله الاسماء الحسنی.
ادامه اعمال روز جمعه
از جمله تکلیفات در این روز مبارک، مواظبت نمودن به اعمال وآداب واذکار ودعوات واورادی است که قبل از زوال وبعد از زوال، وما بین ظهرین وبعد از نماز عصر وارد شده.
از جمله خواندن دعائی است که بعد از زوال شمس است. محمد بن مسلم از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت نموده.
لا اله الا الله والله اکبر وسبحان الله والحمد لله الذی لم یتخذ ولدا...
وخواندن دوازده رکعت نماز است، وبه قولی بیست رکعت نماز. وخواندن دعاهای مخصوصه است که مابین هر یک از رکعتین آن باید خواند.
وخواندن دعاهای مأثوره قبل از زوال. وخواندن دعاهای مخصوصه بعد از نماز زوال. وخواندن صلوات مخصوصه مابین ظهر وعصر است، وسایر نمازها ودعوات وارده، که آداب تمام آنها در کتب عبادات فقهاء (رضوان الله تعالی علیهم) ثبت وضبط است مانند: «صلاة بحار» وکتب ابن طاوس (قدس سره) وغیرها. از قبیل «ربیع الاسابیع» مجلسی (قدص سره) که فارسی است. چون این عجاله را گنجایش تمام آنها نیست وموضوع این کتاب از برای ذکر آنها نبود، صرف نظر نموده بعضی را تیمنا ذکر می نمائیم:
منها: ابن ادریس (رحمه الله) نقل کرده از جامع بزنطی از ابی بصیر که:
شنیدم از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) فرمودند که: صلوات فرستادن به محمد وآل محمد مابین ظهر وعصر، معادل است با هفتاد حجة وکسی که بگوید بعد از عصر روز جمعه:
اللهم صل علی محمد وآل محمد الاوصیاء المرضیین بافضل صلواتک وبارک علیهم بافضل برکاتک والسلام علیهم وعلی ارواحهم وعلی اجسادهم ورحمة الله وبرکاته.
می باشد از برای او مثل ثواب عمل ثقلین در این روز.
منها: خواندن تعقیب مخصوص بعد از نماز ظهر روز جمعه، این دعا است:
اللهم یا اجود من اعطی...
منها: خواندن این تعقیب است، که مخصوص بعد از نماز ظهر روز جمعه است:
اللهم اشتر منی النفس الموقوفة علیک...
منها: خواندن دعای «صحیفه ی کامله» است که ابتدای آن این است، بعد از نماز روز جمعه:
اللهم ان هذا یوم مبارک والمسلمون مجتمعون...
منها: خواندن دعای دیگر از صحیفه ی کامله است، که مخصوص بعد از نماز ظهر روز جمعه است:
یا من یرحم من لایرحمه العباد...
منها: گفتن:
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
روایت است:
هر که این را بگوید نمی میرد تا حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) را دریابد.
منها: گفتن این صلوات است، بعد از نماز جمعه یک مرتبه:
اللهم اجحعل صلواتک وصلوات ملائکتک وانبیائک علی محمد وآل محمد.
روایت رسیده که:
تا یک سال گناهی برای او ننویسند.
منها: گفتن این صلوات است، بعد از نماز جمعه هفت مرتبه:
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرج آل محمد.
که از اصحاب حضرت قائم (علیه السلام) باشد.
منها: خواندن این صلوات مخصوص تعقیب نماز جمعه است، که کفعمی (قدس سره) ذکر کرده:
اللهم صل علی محمد وآل محمد حتی لا تبقی صلوة، اللهم وبارک علی محمد وآل محمد حتی لاتبقی برکة، اللهم وسلم علی محمد وآل محمد حتی لایبقی سلام، اللهم وارحم محمدا وآل محمد حتی لا تبقی رحمه.
حضرت صادق (علیه السلام) فرموده اند:
هر که به این نحو بر آن حضرت صلوات بفرستد، گناهان او محو گردد، وخدا او را بر دشمن یاری دهد، واسباب خیر را برای او مهیا گرداند، وآرزوهای او را برآورد، وروزی او را فراخ گرداند، واز رفقای محمد (صلی الله علیه وآله) باشد در بهشت.
اعمال عصر جمعه
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) مواظبت نمودن به اعمال واذکار واورادی است که در تعقیب نماز عصر جمعه، ومخصوص به وقت عصر جمعه، ومخصوص از زردی آفتاب تا غروب، ومخصوص به غروب است. واکثر این دعوات را در ضمن تکالیف عدیده ذکر می نمائیم. پس، بر هر عبدی از عباد لازم است در این اوقات محموده که فضیلتش زیاده از سایر اوقات دیگر است، وقت را مغتنم دانسته، جد وجهد نماید که خود را متذکر خاطر مبارک امام خود (ارواحنا فداه) نماید، ودست توسل به دامن ولای آن حضرت وآباء کرامش (علیهم الصلوة والسلام) زده، مقاصد ومطالبی که دارد عرضه نموده، انشاء الله مقرون به انجاح وانجام خواهد بود.
اما تعقیبات ودعوات مخصوصه ی بعد از نماز عصر روز جمعه:
از جمله، خواندن دعائی است که شیخ طوسی وابن طاوس (قدس سرهما) وکفعمی (رحمه الله) به سند معتبر از حضرت امام زین العابدین (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند که:
در روز جمعه بعد از نماز عصر این دعا را بخوانند:
اللهم انک انهجت سبیل الدلالة علیک...
از آن جمله، خواندن صلواتی است که سابقا ذکر شد. وصلوات مزبوره از ناحیه ی مقدسه بیرون آمده وبه سندهای صحیح ومعتبر، از ابوالحسن ضراب اصفهانی (رحمه الله) نقل کرده اند که ابتدای آن این است:
بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صلی علی محمد سید المرسلین...
ذکر کردیم که سید بن طاوس (قدس سره) فرموده:
اگر ترک کردی تعقیب عصر روز جمعه را به جهت عذری، پس ترک مکن این صلوات را هرگز به جهت امری که مطلع کرده ما را خداوند (جل جلاله) بر آن.
منها: دعائی است که بعد از نماز عصر روز جمعه باید خوانده شود. سید بن طاوس در «جمال» وشیخ طوسی در «غیبت» وصدوق در «کمال» به اسانید معتبره ی صحیحه، ذکر کرده اند که:
شیخ ابوعمرو عمری (قدس سره) که نایب خاص اول حضرت است، املاء فرمود به ابو علی محمد بن همام وامر فرمود که این دعا را در غیبت قائم (ارواحنا فداه) بخوانند:
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک...
وتمام این دعا در جزو دعوات مخصوصه ذکر شد. وسابقا اشاره شد که سید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» ذکر نموده در خصوص این دعا.
هرگاه از جمیع دعواتی که برای تو ذکر کردیم، در تعقیب نماز عصر عذری باشد، این دعا را در تعقیب عصر جمعه ترک مکن، وحذر کن از این که مهمل گذاری خواندن آن را. به درستی که ما شناختیم این را از فضل خداوند (جل جلاله)، که مخصوص فرموده ما را به آن، پس اعتماد کن بر آن.
منها خواندن صلوات کبیر است بعد از نماز عصر روز جمعه. چنانکه شیخ طوسی وسید (قدس سرهما) وسایرین، از حضرت صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند که:
مستحب است خواندن این صلوات کبیر بعد از عصر روز جمعه:
اللهم ان محمدا صلی الله علیه وآله کما وصفته فی کتابک....
منها: صلوات کبیری است که حضرت امام حسن عسکری (علیه الصلوة والسلام) به عبدالله بن محمد عابد، تعلیم فرمودند. اگرچه اختصاصی به روز جمعه ندارد، ولی من باب اطلاق اخبار در خصوص صلوات شب وروز جمعه، البته این صلوات افضل از سایر دعوات واعمال دیگر خواهد بود.
منها: خواندن صلواتی است که مجلسی (قدس سره) در «زاد المعاد» ذکر نموده که:
مستحب است این صلوات را در هر روز ماه مبارک رمضان، ودر هر روز جمعه در تمام سال بخوانند. اول آن این است:
ان الله وملئکته یصلون علی النبی...
از جمله صلواتی است ابن ادریس وغیر او به سند صحیح از حضرت امام جعفر صادق (علیه الصلوة والسلام) روایت کرده اند که:
هر که بعد از عصر روز جمعه این صلواة را بخواند مثل ثواب عمل جن وانس در این روز به او عطا کنند.
اللهم صل علی محمدو آل محمد الاوصیاء المرضیین بافضل صلواتک وبارک علیهم بافضل برکاتک والسلام علیهم وعلی ارواحهم واجسادهم ورحمة الله وبرکاته.
ابن بابویه (قدس سره) به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت کرده است که:
هر که این صلوات را بعد از نماز عصر روز جمعه بخواند، حق تعالی برای او صد هزار حسنه بنویسد، وصد هزار گناه از او محو کند، وصد هزار حاجت او را برآورد، وصد هزار درجه ی او را بلند کند.
این روایت را در «ثواب الاعمال» نوشته، ولی به تفاوت این الفاظ «والسلام علیه وعلیهم» وابن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» از «امالی» او - یعنی از «امالی» ابن بابویه (قدس سره) - چنین نقل کرده که:
بعد از عصر روز جمعه، صلوات سابق را که ابن ادریس وغیر او، از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت کرده اند، عینا از حضرت باقر (صلوات الله علیه) روایت کرده بگویند با ثواب معینی که ذکر شد.
واز جمله، صلواتی است که نیز سید (قدس سره) به سند معتبر از حضرت صادق (علیه السلام روایت کرده که:
هر که بعد از نماز عصر روز جمعه، پیش از آنکه از جای نماز خود برخیزد، ده مرتبه بگوید، صلوات فرستد بر او ملائکه از این جمعه تا جمعه ی آینده همین ساعت.
وبه روایت معتبر دیگر، از آن حضرت روایت کرده است که:
چون نماز عصر روز جمعه را ادا نمودی، هفت مرتبه این صلوات را بخوان.
ودر این دو روایت چنین است این الفاظ: علیه وعلیهم السلام وعلی ارواحهم وبعض صلوات دیگر در روز جمعه وبعد از نماز عصر جمعه وارد شده که در کتب اصحاب ضبط است.
از جمله، استغفار در روز جمعه بعد از عصر است، ابن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» ذکر نموده به اسناد خودش از حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) که فرمودند:
هر کس استغفار کند روز جمعه بعد از عصر، هفتاد مرتبه، به این طریق: استغفر الله واتوب الیه می آمرزد خدای تعالی گناه او را آنچه گذشته، ونگاه می دارد او را در باقی عمرش، واگر گناهی نداشته باشد، گناهان پدر ومادر او را بیامرزد.
ودیگر، خواندن یکصد مرتبه سوره ی قدر است بعد از عصر روز جمعه، ابن بابویه به سند معتبر از از حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) روایت کرده است که:
خدا را در روز جمعه هزار نسیم رحمت است، که هر بنده را آنچه بخواهد از آن رحمتها عطا فرماید.پس، هر که بعد از عصر روز جمعه صد مرتبه سوره ی انا انزلناه را بخواند، حق تعالی آن هزار رحمت را مضاعف فرماید وبه او عنایت نماید.
واز جمله ی دعوات بعد از نماز عصر روز جمعه، خواندن دعای عظیم القدر عشرات است. واز برای این دعای جلیل القدر، شش روایت مختلفه ابن طاوس (قدس سره) ذکر کرده، چنانکه در «مهج الدعوات» می گوید:
بدان که این دعای بزرگ، از اسرار دعوات است، ویافتم از برای آن شش روایت مختلفه، ذکر کردیم در کتاب عمل روز وشب، از مهمات، دو روایت آن را، یکی در ادعیه غروب، ویکی در تعقیب صبح ودر جزو چهارم از مهمات، روایتی دیگر در تعقیب عصر از روز جمعه، ودر آخر کتاب «اغاثة الداعی» روایتی دیگر وذکر می کنم در این کتاب، روایت پنجم وششم را.
پس در روایت اول دعا را ذکر می نماید که مخصوص است خواندن آن در صبح یک مرتبه، وبعد از عصر یک مرتبه.
در روایت دویم به اختلاف تعیین وقتی ننموده.
ومجلسی (قدس سره) هم در «صلاة بحار» و«کتاب دعاء بحار»، به سندی دیگر این دعا را ذکر کرده. الحاصل، از شرح این حدیث معلوم می شود که از برای خواندن این دعا سه وقت معین است، یکی در صبح ویکی در شب، وبهتر از این دو، اوقات بعد از نماز عصر روز جمعه است، که از جهت روز ووقت افضل از سایر ایام واوقات است.
وچون این دعای مبارک وشرح آن در اکثر کتب دعوات مشهوره وغیر مشهوره، مدون ومضبوط است، ترک آن نموده وبه ذکر تنبیهی قناعت می کنیم.
تنبیه: از جمله ی فقرات شر این دعا آن است که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) با حضرت امام حسین (صلوات الله علیه) می فرماید:
عهد کن با من رازی که با تو می گویم به کسی نگوئی تا دوازده ماه از شهادت من بگذرد.
علت آن، آنچه به نظر قاصر حقیر رسیده، آن است که موافق تواریخ واخبار معتبره مثل «کافی» وغیرها، شهادت حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در سال چهلم از هجرت واقع شد، وبعد از رحلت آن حضرت، معاویه (علیه اللعنه) به دعوی خلافت با حضرت امام حسن (علیه الصلوة والسلام) معارضه نمود.
وموافق حدیث طولانی مفضل (علیه الرحمة)، معاویه ی ملعون به ریاست وسرکردگی زیاد بن ابیه (علیه اللعنة) یکصد وپنجاه هزار نفر به کوفه مامور نمود که حضرت امام حسن وامام حسین (علیهما السلام) وسایر اهل بیت، وشیعیان ودوستان آنها را دستگیر نمایند. واز همه آنها بیعت به جهت معاویه بگیرند. هر کس ابا نماید وتمکین نکند، گردن او را بزنند وسر او را برای معاویه ببرند، چون این خبر را حضرت امام حسن (علیه السلام) شنید، در کوفه بالای منبر رفت ومردم را اعلام نمود وطلب نصرت ویاری از اهل کوفه نمود.
به جز بیست نفر احدی جواب آن حضرت را نداد، پس فرمودند:
اگر چهل نفر ناصر برای من پیدا می شد، اسوة لجدی رسول الله (صلی الله علیه وآله) با معاویه قتال می کردم.
خلاصه در سال چهل ویکم از هجرت نظر به حکم تقیه، بسا معاویه بیعت کرد با آن شرایط مقرره، که اسباب حفظ جان ومال وعرض ودین ودنیای شیعیان ودوستان بود. از اینجا است که حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) شرط فرمودند که این راز را به تو می گویم، باید به کسی نگوئی تا دوازده ماه از شهادت من بگذرد، مرادشان رفع تقیه ومصالحه ی حضرت امام حسن (علیه السلام) با معاویه (علیه العنه) بوده. زیرا که می دانست که هر یک از شیعیان قبل از واقعه ی مصالحه براین دعا واقف می شدند، چون مشتمل به شهادت امامت امیرالمومنین واولاد معصومین او (سلام الله علیهم اجمعین) وذکر فضایل ومناقب ایشان است، اسباب صدمه وآزار، بلکه ذهاب جان ومال شیعیان بود. لهذا، موقوف به گذشتن مدت معینه فرمودند. واز عبارت شرح دعا چنین برمی آید که این شرح ودعا را تا دوازده ماه دیگر به کسی ابراز واظهار نکن، ودر موضع دیگر می فرماید:
عهد کن با من این دعا را تعلیم نکنی تا وقت وفات خود.
محتمل است یا به جهت همین مطلب بوده که ذکر کردیم، یا به جهت اینکه در شرح آن از شهادت حضرت سید الشهداء (علیه السلام) خبر داده که می فرماید:
به شهادت از دنیا مفارقت کنی وسعادتمند زندگانی کنی...
نخواسته اند که کسی مطلع شود به این امر عظیم. در این صورت شاید آن حضرت بعد از یکسال، بروز این دعا را دادند، ولی به کسی تعلیم نفرمودند تا وقت وفات خود، که در جزو اسرار امامت هنگام شهادت به حضرت سید الساجدین (علیه الصلوة والسلام) تعلیم فرمودند که به شیعیان تعلیم شود.
عجب دارم از بعض اسرار مودعه در این دعای عظیم القدر، وامثال آن از دعوات مجربه ی صحیحه که تکرار وتعداد بعض اذکار واسماء الله تعالی در آنها شده.
وبعضی جاهلین ومقصرین، واشخاصی که سلب توفیق از آنها شده به واسطه کسالت وبطالت وطلب استراحت نفس، به واسطه ی تکرار این اسماء واذکار ودعوات که قدری اسباب امتداد وطول وقت خواهد بود، از خواندن چنین دعاهائی صرف نظر می نمایند وبه دعاهای مختصره می پردازند. وتجربه شده، همین قدر از وقت وزمانی که لازمه ی خواندن آن دعوات واذکار است، که باید در آن مورد صرف شود، چون اعراض می نماید، همان وقت وزمان را در موردی دیگر صرف معصیتی خواهد نمود با کمال میل قلبی وعدم اعراض واشمئزار طبع.
واین مسئله در اکثر افعال واعمال خیریه وغیرها تجربه شده، وبیان آن را در مسئله راجح ومرجوح، استاد اعظم (ادام الله ظله) در «دار السلام» به طریق مستوفی ذکر فرموده اند، فلیراجع.
دعای مخصوص در آخرین ساعات روز جمعه
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) مواظبت نمودن به اعمال وآداب مقرره از زردی آفتاب روز جمعه الی غروب است، که تعلق واختصاص تامه به حضرت حجت (ارواحنا فداه) دارد. دراین وقت وموقع، باید کمال مراقبت ومواظبت تامه وتوجهات قلبیه را معمول داشته، امام خود را (عجل الله فرجه) حاضر وناظر دانسته، وآن وجود مقدس را وسیله ی انجام وانجاح مقاصد ومطالب ومآرب خود قرار داده، زیارت نماید آن حضرت را به زیارتی که ابن طاوس (قدس سره العزیز) در کتاب «جمال» برای آن حضرت ذکر کرده که باید آن حضرت را در روز جمعه بدین نهج زیارت نموده وزیارت مزبوره در طی آداب واعمال بعد از نماز صبح جمعه ذکر شد وخواندن دعا وسلامی که نیز به منزله ی زیارت مخصوصه ی آن حضرت است که جمعی از اساطین علماء که حجج الهیه هستند ذکر کرده اند در ساعت دوازدهم بخوانی.
دعای اول:
یا من توحد بنفسه عن خلقه بصنعه، یا من عرف نفسه خلقه بلطفه، یا من ملک باهل طاعته مرضاته، یا من اعان اهل محبته علی شکره، یا من من علیهم بدینه ولطف بهم بنائله، اسئلک بحق الخلف الصالح علیه السلام بقیتک فی ارضک المنتقم لک من اعدائک واعداء رسولک وبقیة آبائه الصالحین محمد بن الحسن واتضرع الیک به واقدمه بین یدی حوائجی ورغبتی الیک ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تفعل بی کذا وکذا...
حاجت خود را بخواهد وبگوید:
وان تدرکنی وتنجینی مما اخاف واحذر والبسنی به عافیتک وعفوک فی الدنیا والاخرة وکن له ولیا وحافظا وناصرا وقائدا وکالئا وساترا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا یا ارحم الراحمین ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم فسیکفیکهم الله وهو السمیع العلیم، اللهم صل علی محمد وآله اولی الامر الذین امرت بطاعتهم واولی الارحام الذین امرت بصلتهم وذوی القربی الذین امرت بمودتهم والموالی الذین امرت بعرفان حقهم واهل البیت الذین اذهبت عنهم الرجس وطهرتهم تطهیرا، اسئلک بهم ان تصلی علی محمد وآل محمد وان تغفر لی ذنوبی کلها یا غفار وتتوب علی یا تواب وترحمنی یا رحیم یا من لایتعاظمه ذنب وهو علی کل شیء قدیر.
دعای دوم در ساعت معهوده ی جمعه وغیرها:
اللهم یا خالق السقف المرفوع والمهاد الموضوع ورازق العاصی والمطیع الذی لیس له من دونه ولی ولا شفیع اسئلک باسمائک التی اذا سمیت علی طوارق العسر عادت یسرا واذا وضعت علی الجبال کانت هباء منبثا واذا رفعت الی السماء تفتحت لها المغالق واذا هبطت الی ظلمات الارض اتسعت بها المضائق واذا دعیت بها الموتی انتشرت من اللحود واذا نودیت بها المعدومات خرجت الی الوجود واذا ذکرت علی القلوب وجلت خشوعا واذا قرعت الاسماع فاضت العیون دموعا، اسئلک بمحمد رسولک المؤید بالمعجزات المبعوث بمحکم الایات وبامیرالمومنین علی بن ابی طالب الذی اخترته لمؤاخاته ووصیته واصطفیته لمصافاته ومصاهرته وبصاحب الزمان المهدی الذی تجمع علی طاعته الآراء المتفرقة وتؤلف له الاهواء المختلفة وتستخلص به حقوق اولیائک وتنتقم به من شرار اعدائک وتملاء به الارض عدلا واحسانا وتوسع علی العباد بظهوره فضلا وامتنانا وتعید الحق من مکانه عزیزا حمیدا وترجع الدین علی یدیه غضا جدیدا ان تصلی علی محمد وآل محمد فقد استشفعت بهم الیک وقدمتهم امامی وبین یدی حوائجی وان توزعنی شکر نعمتک فی التوفیق لمعرفته والهدایة بطاعته وتزیدنی قوة فی التمسک بعصمته والاقتداء بسنته والکون فی زمرته، انک سمیع الدعاء برحمتک یا ارحم الراحمین.
ومنها: خواندن دعای «سمات» است در ساعت آخر روز جمعه، واین دعاء از دعوات عظیم القدر جلیل الشان است، بلکه از اسرار مکنونه وودائع مخزونه است که الحال، شایع وذایع ودر میان نااهلان، قدر ومنزلت آن ضایع گردیده.
وحقیر در مجلد سوم از کتاب «خرابات» شرح مبسوطی برای آن نوشته ام، هر که خواهد بر اسرار ودقایق وحقایق ونکات ظاهره وباطنه ی بعضی از آن که مستنبط از آثار اهل بیت معصومین است (سلام الله علیهم) مطلع شود، بدان کتاب رجوع نماید. الحاصل، چون هنگام غروب آفتاب شود سزاوار است که به واسطه ووسیله ی این دعا، اسباب تقرب خود را به سوی خدا ورسول وائمه ی طاهرین (سلام الله علیهم) تدارک کرده، این دعای مبارک را با کمال خضوع وخشوع بخوانی، وبا نهایت الحاح، امام خود را شفیع قرار دهی، که حضرت باری تعالی از برکت این دعای مبارک وشفاعت امام زمان (ارواحنا فداه) مطالب ومآرب دنیویه واخرویه تو را به عافیت وخیریت برآورده فرماید.
واین وقت وساعت را به غفلت مبادا به سر بری، هم روز مختص آن حضرت است، وهم وقت وساعت مختص به اوست (ارواحنا فداه)، وملائکه ی روز بالا می روند وملائکه ی شب نزول می نمایند. امام تو (ارواحنا فداه) در این وقت مشغول دعا وتضرع وزاری است، تو هم تأسی به آن حضرت کن. اگر خدا نکرده اوقات گذشته ی این روز را به غفلت وعطلت، ومشاغل وشواغل صرف کرده ای، درصدد اصلاح وجبران وتدارک مافات در این ساعت مخصوص تعجیل کن، که وقت تنگ وفرصت کم وحالت حضور قلب مانند برق خاطف درگذران است.
چون دعای مزبور وصحت سند آن از کثرت انتشار واشتهار در عموم اعصار وامصار، کالشمس فی رابعة النهار است، در این مورد رقم آن را ترک کردیم. ولیکن ای برادر من، جهد کن که دعای سمات را صحبح بخوانی وملتفت مضامین او یا ترجمه ی آن باشی، که مبادا دعای غلط بخوانی، که دعایت مستجاب نخواهد شد وزحماتت هدر خواهد رفت.
اعمال روز عاشورا
سابقا ذکر شد که از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) محافظت حدود بعض ازمنه واوقاتی است که متعلق ومنسوب به آن حضرت است (ارواحنا فداه)، از آن جمله روز عاشورا است که موافق احادیث، روز ظهور وفرج آن حضرت است به جهت اظهار امر خود:
لیظهره علی الدین کله ولوکره المشرکون.
وانتقام کشیدن از قاتلین حضرت سید الشهداء (صلوات الله وسلامه علیه):
ومن قتل مظلوما ما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا.
پس در این روز باید منتظر ومترقب ظهور موفور السرور آن حضرت شد، وزیارت حضرت سید الشهداء (ارواح العالمین له الفداء) را نموده در ضمن مطالب ومضامینی که در زیارت عاشورا است ونام گرامی آن حضرت (ارواحنا فداه) برده شده، متذکر گردید، بعد از دعای «علقمه» وسایر دعوات متعلقه ی به زیارات عدیده ی مختلفه ی عاشورا، که در کتب زیارات ضبط است، بخواند از دعواتی که مناسب است در ایام غیبت خوانده شود، چنانکه سابقا ذکر شده، بلکه زیارت ندبه ودعای ندبه را هم در این روز به قصد قربت محضه با کمال حزن واندوه قرائت نماید. که این مصیبت غیبت هم بر تمام شیعیان مصیبتی است بزرگ وامتحانی است شدید. ورفع این مصائب ومحن، واین رزایا وحَزَن، نمی شود الا به ظهور آن حضرت (عجل الله فرجه وسهل مخرجه بمحمد وآله الطاهرین).
وفاضل لوزعی المعی، موفق به توفیقات سبحانی اعنی برادر روحانی وجسمانی الموید من عند الله حاجی میرزا حبیب الله (وفقه الله تعالی) شرح مختصری برای زیارت عاشورا تحریر نموده که بر آحاد افراد موالیان اهل بیت معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) مطالعه ی آن لازم است، اللهم وفقه بمحمد وآله.
اعمال نیمه شعبان
از جمله ازمنه واوقاتی که اختصاص به حضرت صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) دارد، شب وروز نیمه ی شعبان است واختصاص این شب وروز مبارک نسبت به آن حضرت از چند جهت است:
یکی برای آنکه شب ولادت با سعادت وشرافت آن حضرت است (ارواح العالمین فداه) به قول اصح.
دیگر، شب قسمت آجال وارزاق عباداست وشب ثبت کردن وفد حاج است، همچنانی که در شب قدر می شود، وسید بن طاوس (قدس سره) در کتاب «اقبال» بعضی احتمالات در این خصوص ذکر کرده است که باید ملاحظه شود. در هر صورت، قسمت آجال وتقسیم ارزاق وغیرها مخصوص وجود مقدس امام عصر است (ارواحنا فداه) واوست حافظ لوح محو واثبات:
بهم یمحو الله ما یشاء ویثبت وانهم ام الکتاب.
ودیگر، موافق حدیثی که در «بصائر الدرجات» است که از حضرت ابی عبدالله (علیه الصلوة والسلام) روایت نموده که آن حضرت فرمودند:
به درستی که اعمال عرضه می شود بر من در هر روز پنج شنبه، پس چون ماه نو می شود، کامل می شود. پس در نصف ماه شعبان عرضه می شود آن اعمال بر پیغمبر خدا وامیرالمومنین علی (علیهما الصلوة والسلام)، پس نوشته می شود در ذکر حکیم.
واضح است چنین امر بزرگی در این شب مبارک بدون حضور مقدس امام عصر (ارواحنا فداه) نخواهد شد. واین خود منصبی است عظیم، وشغلی است جسیم، وشانی است فخیم، که در تمام ارضین وسموات، مخصوص آن وجود مقدس مبارک خواهد بود، لا غیر.
ودیگر، شب نزول ارواح یکصد وبیست وچهار هزار پیغمبر است که از آن جمله پنج پیغمبر اولوالعزم است که: «نوح» و«ابراهیم» و«موسی» و«عیسی» و«محمد» است (صلی الله علیهم اجمعین) که به زیارت حضرت سید الشهداء (صلی الله علیه وآله) می آیند. وتو می دانی که از جمله ی زائران حضرت سید الشهداء (علیه السلام) نیز در این شب، حضرت حجت است (عجل الله فرجه) وملاقات ومصافحه ی امام عصر با یکصد وبیست وچهار هزار پیغمبر، خود امری است عظیم که تقریری وتحریری نیست. ومصافحه ی آن ارواح معظم با چنین سلطانی اعظم، که ولی کاینات وحجت بر تمام ارضین وسموات است، مانند مصافحه ی با تو وسایرین در آن شب که زیارت حضرت ابا عبدالله (ارواح العالمین فداه) را می نمائی نیست. که تا به حال چگونگی این مصافحه را ندانسته ای، بلکه شاید این مسئله را تاویل می کنی، بلکه شاید اعتقاد کاملی به این کیفیت نداشته باشی. خلاصه، باید در این شب مولود مبارک، تکاهل وتساهل از طاعت وعبادت واحیاء آن به قدر استطاعت ننمائی، که مبادا خدای نکرده جزو اشقیا باشی، زیرا که در خبر رسیده است که:
فلا یضعف عن قیام تلک اللیلة الا شقی.
وزیارت کنی حضرت حجت را (ارواحنا فداه) به زیارتی که مخصوص شب نیمه ی شعبان است که اول آن این است:
اللهم بحق لیلتنا هذه ومولودها وحجتک وموعودها...
وبه اوراد واذکار وصلوات ودعواتی که مخصوص به این شب مبارک است. عمل نموده، اکثر دعوات خود را دعای به وجود مبارک امام عصر (ارواحنا فداه) قرار دهی، وبخوانی دعای کمیل ونمازهای وارده ی مخصوصه واذکاری که مفصلا در کتب عبادات عربی وفارسی ثبت وضبط است که شاید اسم تو در ذکر حکیم جزو سعداء ثبت شود.
اعمال نوروز
از جمله ازمنه واوقاتی که اختصاص به آن حضرت دارد، روز نوروز است. اگرچه استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) شرحی در این خصوص مقرر فرموده اند، ولی موضوع در دست نیست که روز نوروز چه روز است، ونزد حقیر مجهول است. مخفی نماند مجلسی (قدس سره) در «زاد المعاد» می فرماید:
روز نوروز مشهور همین روزی است که در میان مردم مشهور است، احتیاطا بعضی اعمال وارده را در این روز به عمل آورند.
حقیر گوید: در روز نوروز وتحویل سال، چنانچه کسی مشغول بعضی زیارات وارده، بخصوص زیارت حضرت امیرالمومنین وحضرت حجت (صلی الله علیهما) باشد بهتر است، بلکه در وقت تحویل شمس به «برج حمل»، زیارت نمودن وتوجه نمودن به امام عصر (ارواحنا فداه) از تمام اعمال واوراد وارده افضل خواهد بود.
اهداء خیرات وعبادات
از جمله تکالیف انام در غیبت امام عصر (علیه الصلوة والسلام) هدیه فرستادن حضور مهر ظهور آن حضرت است (ارواحنا فداه)، چون از وظایف عید نیست به مولای خود آن است که اگر متاع نفیسی دارد، برای مولای خود هدیه می فرستد، واین فرستادن هدیه بسته به نیت عبد است، یا به جهت اظهار خصوصیت وحفظ مراتب عبودیت است، یا به جهت متذکر نمودن مولا است نسبت به خود، که او را منظور نظر مرحمت ومکرمت خود داشته باشد، یا به جهت آن است که هدیه می برد، انعام وعطیه ای درازای آن مولا به او بدهد، یا به جهت رفع تکدر ونقاری است که میانه ی او ومولای اوست، می خواهد رفع نگرانی خاطر مولای خود را نماید، یا محض محبت صرفه ومودت محضه است که ابدا ملاحظه ای ندارد الا تحصیل ازدیاد محبت ومودت فیمابین، وظهور وبروز مراتب عبودیت وفدویت ورضایت خاطر مولای خود، این نوع هدیه که محض طمع وجلب منفعت وسایر ملاحظات گذشته در آن نباشد افضل واعظم خواهد بود، وقبول کردن آن هدیه به جهت مولا، گواراتر وبی ریاتر ومهناتر است.
پس ما بندگان که در غیبت مولا وآقای خود (ارواحنا فداه) واقع شده ایم ودسترسی به حضور اقدس آن حضرت نداریم، سزاوار است که گاهی از اوقات، به وسیله وذریعه ی هدیتی از هدایای بی ریا، اظهار عبودیت ورقیت خود را نسبت به آن حضرت نموده، شاید مورد بروز مرحمت وظهور مکرمت آن آقای واقعی وولی النعم حقیقی شویم. وچون تمام موجودات در تحت قبضه وتصرف آن مالک الملوک حقیقی است، وزندگانی وتقلب ما هم در بلاد، از تصدق وجود مقدس آن مولای کل کاینات است، وچیزی که لایق وقابل حضور آن حضرت باشد نداریم:
العبد وما فی یده کان لمولاه...
الا بعض اعمال خیریه از قبیل نماز وروزه وحج وصدقات وغیرها. ودیگر آنکه، ملاحظه نمودیم هدیه ای که سزاوار رتبه وشان آن پادشاه: «کل یوم هو فی شأن» از سنخ امتعه ی دنیویه باشد، چیزی مشاهده نمی شود مگر از جنس وسنخ نورانیت وعوالم ملکوتیت خودش (جل جلاله):
«لن ینال الله لحومها ولادماؤها ولکن یناله التقوی منکم...» و«الصلوة قربان کل تقی»
پس افضل اعمال عبد صلاة است، وهدیه که لایق حضور پادشاه باشد، باید از اعلی واغلی نفایس دارائی شخص باشد.
از این جهت نماز هدیه را مقرر فرموده اند که به آداب واعمال مقرره بجا آورده، هدیه ی حضور مهر ظهور آن سلطان معظم وشاهنشاه اعظم (ارواح العالمین فداه) نمائیم.
من چه در پای تو ریزم که سزاوار تو باشد سر وجان را نتوان گفت که مقداری هست پس، از جمله ی تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که باید به واسطه ی نماز هدیه، توسل به حضرت معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) جسته، در هر روزی که موافق تقسیم شارع قویم، متعلق به ایشان است، نماز هدیه را با کمال خضوع وخشوع بجا آورده، به ترتیب وتقسیمی که خود آن بزرگواران مقرر ومقدر فرموده اند، به قصد تقرب صرف وقربت محضه، نماز مقرر را بر طبق اخلاص گذارده، به بارگاه جلالت ونبالت ایشان به رسم تحفه وبه عنوان هدیه تقدیم نماید. شاید این تحفه مقبول درگاه، واین هدیه مطبوع بارگاه ایشان (صلوات الله علیهم) گردیده، صاحب هدیه مورد الطاف واعطاف طاهره وباطنه شود.
پس، طریقه ی نماز هدیه یک قسم به حسب تقسیم ایام هفته است، وقسمی دیگر بدون تقسیم است که در هر روز وهر وقت بخواند مجاز ومختار است. اما تقسیم نماز هدیه نمودن به معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) به حسب ایام هفته، موافق روایت معتبره از ائمه ی معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) که در کتب معتبره علماء اعلام وفقهاء کرام (رضوان الله علیهم) ثبت است، چنین نقل کرده اند که:
مستحب است آدمی در روز جمعه هشت رکعت نماز بگذارد، وبعد از هر دو رکعت سلام بگوید، وچهار رکعت را هدیه ی حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) گرداند، وچهار رکعت را هدیه ی حضرت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) نماید.
ودر روز شنبه، چهار رکعت بجا بیاورد وهدیه ی امیرالمومنین (علیه السلام) گرداند، وهم چنین هر روز چهار رکعت بجا بیاورد وهدیه ی امامی گرداند به ترتیب، تا روز پنج شنبه چهار رکعت بجا بیاورد وهدیه ی حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) گرداند. وباز در روز جمعه هشت رکعت کند وچهار رکعت را هدیه به حضرت فاطمه (علیهاالسلام) گرداند.
ودر روز شنبه، چهار رکعت هدیه ی حضرت امام موسی (علیه السلام)، وهر روزی چهار رکعت هدیه ی امامی نماید، تا روز پنج شنبه چهار رکعت را هدیه ی حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه )نماید، وبعد از هر دو رکعت این دعا بخواند:
اللهم انت السلام ومنک السلام والیک یعود السلام حینا ربنا منک بالسلام اللهم هذه الرکعات هدیة منی الی ولیک فلان بن فلان.
وبه جای فلان اسم آن امام را ببرد که این نماز هدیه برای اوست، فصل علی محمد وآل محمد وبلغه ایاها واعطنی افضل املی ورجائی فیک وفی رسولک صلواتک علیه وآله وفیه...
پس هر دعائی خواهی بکن انشاء الله برآورده است.
پس این نماز شصت وچهار رکعت شد که در عرض دو هفته می باید گذارده شود. اما نماز هدیه که بدون تقسیم ایام هفته است وهر اوقات بخواند مختار است، در ذیل تکلیف آینده مذکور خواهد شد.
کیفیت اهداء نماز
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) هدیه نمودن ثواب طاعات وعبادات واجبه ومستحبه خود نسبت به آن حضرت وآباء کرامش (صلی الله علیهم اجمعین) است، که اسباب قبولی عبادات وباعث تضعیف وازدیاد طاعات عبد خواهد بود. چنانکه سید بن طاوس (قدس سره) در «جمال الاسبوع» روایت کرده به استادی که مرفوع است به ائمه (علیهم السلام)، فرموده اند:
کسی که ثواب نماز خود را چه فریضه وچه نافله، قرار دهد برای رسول خدا وامیرالمومنین واوصیاء مکرمین او (صلوات الله علیهم اجمعین)، خداوند مضاعف می کند ثواب نماز او را اضعاف مضاعف، تا نفس قطع شود، وبه او می گویند پیش از آنکه روحش از بدنش مفارقت کند: ای فلان، دلت خوش باد، وچشمت روشن بدانچه مهیا کرده آن را خدای تعالی برای تو وگوارا باد برای تو آنچه را که رسیدی به او. راوی پرسید از امام (علیه السلام): چگونه هدیه می نماید نماز خود را وچه می گوید؟ فرمودند: نیت می کند ثواب نماز خود را به جهت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله)، واگر ممکن باشد او را، زیاد نماید بر نمازهای پنجاه رکعتی چیزی را، اگر چه به دو رکعت باشد در هر روز، وهدیه بفرستد ثواب آن دو رکعت را به سوی یکی از ایشان (سلام الله علیهم). پس افتتاح آن دو رکعت نمازی که به نیت هدیه بجا می آورد، مثل افتتاح نماز فریضه بجا بیاورد یا هفت تکبیر بگوید، یا سه تکبیر، یا یک تکبیر در هر رکعت، وبگوید بعد از تسبیح رکوع وسجود سه مرتبه:
صلی الله علی محمد وآله الطیبین الطاهرین.
در هر رکعت، پس امام می فرماید چون تشهد وسلام گفت، بگوید: اللهم انت السلام ومنک السلام یا ذالجلال والاکرام صل علی محمد وآل محمد الطیبین الطاهرین الاخیار وابلغهم منی افضل التوحید والسلام، اللهم ان هذه الرکعات هدیة منی الی عبدک ونبیک ورسولک محمد بن عبدالله خاتم النبین وسید المرسلین، اللهم فتقبلها منی وابلغه ایاه عنی واثبنی علیها افضل املی ورجائی فیک وفی نبیک صلواتک علیه وآله ووصی نبیک وفاطمة الزهراء ابنة نبیک والحسن والحسین سبطی نبیک واولیائک من ولد الحسین، یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین.
مولف گوید: خواندن این دعا در صورتی است که چهار رکعت یا زیادتر نماز هدیه به جهت حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) بجا بیاوری، یا نماز پنجاه رکعت را ضمیمه نمائی. چنانچه دو رکعت باشد باید بگوئی:
اللهم ان هاتین الرکعتین...
وضمیر «تقبلها» و«علیها» را تثنیه بیاورد، چنانکه در بعد از دو رکعت برای سایر معصومین (علیهم السلام) می خوانی. وپس از دو رکعت نماز هدیه حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) می خوانی دعای مذکور را تا «التحیة والسلام» ومی گوئی:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وولیک وابن عم نبیک ووصیه امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب اللهم فتقبلهما منی وابلغه ایاه عنی واثبنی علیهما افضل املی ورجائی فیک وفی نبیک ووصی نبیک وفاطمة الزهراء ابنة نبیک والحسن والحسین سبطی نبیک واولیائک من ولد الحسین، یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین.
وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی الطاهرة المطهرة الطیبة الزکیة فاطمة بنت نبیک اللهم فتقبلهما منی وابلغهما ایاها عنی واثبنی علیهما افضل املی ورجائی فیک وفی نبیک صلوات الله علیه وآله ووصی نبیک والطیبة الطاهرة فاطمة بنت نبیک والحسن والحسین سبطی نبیک، یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین.
وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت امام حسن (علیه السلام) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک والحسن بن علی المرتضی علیهما السلام، اللهم فتقبلهما منی وابلغه ایاهما واثبنی علیهما افضل املی ورجائی فیک وفی نبیک وولیک وابن ولیک یا ولی المؤمنین یا ولی المؤمنین.
وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت امام حسین (علیه السلام) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک الطیب الطاهر الزکی الرضی الحسین بن علی المجتبی...
پس می خوانی تا آخر دعا، و«یا ولی المؤمنین» را سه مرتبه باید گفت. وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام...
ومی خوانی تا آخر دعا، و«یا ولی المؤمنین» را سه مرتبه باید گفت، وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک محمد بن علی الباقر علمک...
ومی خوانی تا آخر، و«یا ولی المؤمنین» را سه مرتبه باید گفت. وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام...
ومی خوانی تا آخر، و«یا ولی المؤمنین» را سه مرتبه باید گفت.
وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت موسی بن جعفر (علیهما السلام) بجا بیاوری بعد از سلام بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک موسی بن جعفر علیهما السلام وارث علم النبیین...
وگفتن سه مرتبه «یا ولی المؤمنین». وچون دو رکعت نماز هدیه بجا بیاوری به جهت حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما السلام)، بعد از سلام نماز بگو:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک علی بن موسی الرضا بن المرضیین علیهم السلام...
وگفتن «یا ولی المؤمنین» را سه مرتبه، وچون دو رکعت نماز هدیه بجا بیاوری به جهت محمد بن علی وعلی بن محمد وحسن بن علی (علیهم السلام)، بعد از سلام نماز همان دعا را به طریق سابق برای هر یک جداگانه، بخوان. وچون دو رکعت نماز هدیه به جهت حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) بجا بیاوری، بعد از سلام بگو دعای سابق را تا برسی به قولت:
اللهم ان هاتین الرکعتین هدیة منی الی عبدک وابن عبدک وولیک وابن ولیک سبط نبیک فی ارضک وحجتک علی خلقک یا ولی المؤمنین...
«یا ولی المؤمنین» سه مرتبه، فی «البحار»:
علی بن مغیره خدمت حضرت ابی الحسن (علیه السلام) عرض کرد که:
پدر من سوال کرد از جد تو از ختم قرآن در هر شب؟ جد تو (علیه السلام) فرموده بودند به او که در هر شب، پدر من عرض کرده بود در ماه مبارک رمضان؟ جد تو فرموده بودند در ماه مبارک رمضان. پس پدر من عرض کرده بود: هر قدر که من استطاعت دارم. پس بود پدر من که در شهر رمضان چهل ختم قرآن می کرد، من هم بعد از پدر خود قرآن را ختم می نمودم، گاهی زیادتر، گاهی کمتر، به قدر شغل وفراغت ونشاط وکسالت خودم. پس چون روز عید فطر می شد قرار می دادم به جهت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) یک ختم، وبه جهت حضرت صدیقه ی کبری (سلام الله علیها) یک ختم، پس به جهت سایر ائمه (علیهم السلام) هر یک ختمی از قرآن تا منتهی می شد به سوی تو، وقرار می دادم یک ختم هم به جهت تو، وتا به حال این کار را کرده ام. پس چه چیز است در ازای این از برای من؟ حضرت فرمودند: در ازای این کار با پیغمبر وائمه خواهی بود در روز قیامت. عرض کردم: الله اکبر! آیا با آنها خواهم بود؟ حضرت فرمودند - سه مرتبه -: بلی، بلی، بلی.
مقدم داشتن در تمامی دعاها ونیکیها
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) مقدم داشتن آن حضرت است بر خود در تمام دعوات وخیرات ومبرات، وشفیع نمودن حجج طاهرین را قبل از ذکر تمام مطالب وحوائج، چنانچه می خوانی:
ومقدمکم امام طلبتی وحوائجی...
ابن طاوس (قدس سره) در «کشف المحجة»، به فرزند خود وصیت فرموده که:
مقدم دار حوائج آن جناب را بر حوائج خود. پس حذر کن آنگاه، حذر کن از این که مقدم بداری نفس خود را، یا احدی از خلایق را در ولاء ودعای از برای آن حضرت (علیه السلام) به حدی که ممکن شود.
وحاضر کن قلب خود را وزبان خود را ودعای خود را از برای این سلطان عظیم الشان. وحذر کنی از این که اعتقاد کنی این کلامی که من گفتم، برای آن است که آن حضرت محتاج به سوی دعاهای تو است. هیهات! اگر این معتقد باشی، پس تو مریضی در اعتقاد ودوستی خود، بلکه این را گفتم به جهت چیزی بود که تو را شناساندم از حق عظیم آن حضرت بر تو، واحسان بزرگ او به سوی تو، وبه جهت اینکه، هرگاه دعا کردی برای آن حضرت قبل از دعا کردن برای نفس خود، وبرای آنکه عزیز است نزد تو، نزدیکتر خواهد بود به آنکه باز نماید خداوند (جل جلاله) ابواب اجابت را در پیش روی تو، زیرا که ابواب قبول دعا را ای بنده بستی به سبب گناهان، پس هرگاه دعا کردی برای این ملوای خاص در نزد مالک احیاء واموات، امید است به جهت خاطر آن وجود مقدس، خداوند ابواب اجابت را به روی تو باز نماید الی آخر کلماته.
که اندکی از آن را در طی تکالیف سابقه ذکر کردیم
تکالیف عدیده
بدان که استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) در کتاب «نجم ثاقب» هشت تکلیف به جهت عباد در غیبت حضرت حجت (ارواحنا فداه) معین فرموده اند، واز برای هر یک از آن تکالیف معینه شرحی ذکر فرموده اند که اجمال آن این است:
اندوه قلبی از غیبت وغربت
اول: مهموم بودن برای آن حضرت به چند سبب، یکی به جهت مجرد مستور بودن ومحبوب بودن ونرسیدن دست مردم به دامان وصالش وروشن نگشتن دیدگان به تور جمالش، با بودنش در میان انام واطلاعش بر خفایای کردار عباد، در آناء لیلالی وایام. یکی به جهت ممنوع بودن آن حضرت که سلطان حقیقی است از رتق وفتق واجرای احکام وحدود وابلاغ فرامین الهیه ومنع تعدی وظلم وجور واخذ حقوق واحقاق حخق وابطال باطل وغیرها. ودیگر به دست نیامدن جاده، واسعه ی مستقیمه ی واضحه ی شریعت مطهره وانحصار راه رسیدن به آن، در راههای باریک تاریک متشتت، که در رهگذار آن جمعی از دزدان داخلی دین مبین در کمین نشسته وپیوسته شکوک وشبهات در قلوب عوام، بلکه خواص داخل کرده، تا آنجا که این فرقه ی قلیله وعصابه ی مهتدیه ی امامیه یکدیگر را تکذیب وتکفیر ولعن وتوهین کرده ومی کنند، واعداء را بر خود چیره نمودند وپیوسته دسته دسته از دین خدا بیرون روند، وعلماء راستین از اظهار علم خود عاجز، وصادق شد وعده ی صادقین (علیهم السلام) که خواهد آمد وقتی که نگاهداشتن مومن دین خود را مشکل تر است از نگاه داشتن جمره ای از آتش در دست الی آخر کلماته الشریفه.
انتظار فرج وظهور
دوم: از تکالیف مقرره، انتظار فرج کشیدن در هر آن وترقیب بروز وظهور دولت قاهره وسلطنت ظاهره ی مهدی آل محمد (علیهم السلام) وپر شدن زمین از عدل وداد وغالب شدن دین قویم بر جمیع ادیان. تا آنجا که می فرماید: حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرموده اند: کسی که بمیرد از شما که منتظر باشد این امر را، مانند کسی است که در خیمه ی حضرت قائم (علیه السلام) است.
وشیخ صدوق در «کمال». روایت کرده از حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) که فرمود: منتظر امر ما مانند کسی است که در راه خدا به خون خود غلطیده باشد. ونیز حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: از دین ائمه است ورع وعفت وصلاح، وانتظار داشتن فرج آل محمد (علیهم السلام) الی آخر کلماته الشریفه.
نیایش برای حفظ وپیروزی
سیم: از تکالیف مقرره، دعا کردن از برای حفظ وجود مبارک امام عصر (علیه السلام) از شرور شیاطین انس وجن، وطلب تعجیل نصرت وظفر وغلبه ی بر کفار وملحدین ومناقین به جهت آن جناب، چنانکه این حقیر سابقا اشاره نمود.
اهداء صدقات به نیابت
چهارم: از تکالیف مقرره، صدقه دادن است به آنچه میسر شود در هر وقت، برای حفظ وجود مبارک امام عصر (علیه السلام)، وفرموده اند که: چون به برهان عقل ونقل ووجدان، هیچ نفسی عزیزتر وگرامی تر نیست ونباید باشد از وجود مقدس امام عصر (علیه السلام)، بلکه محبوب تر از نفس خویش، که اگر چنین نباشد، در ایمان، ضعف ونقصان، ودر اعتقاد خلل وسستی است.
چنانچه به اسانید معتبره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) مروی است که فرمود: ایمان نیاورده احدی از شما تا اینکه بوده باشم من واهل بیت من محبوب تر نزد او از جان وفرزند وتمام مردم، وچگونه چنین نباشد وحال آنکه وجود وحیات ودین وعقل وصحت وعافیت وسایر نعم ظاهریه وباطنیه ی تمام موجودات از پرتو آن وجود مقدس واوصیاء اوست (صلوات الله علیهم) وچون ناموس عصر ومدار دهر ومنیر آفتاب وماه وصاحب این قصر وبارگاه وسبب آرامی زمین وسیر افلاک ورونق دنیا از سمک تا سماک، حاضر در قلوب اخیار وغایب از مردمک اغیار، در این اعصار، حضرت حجت بن الحسن (صلوات الله علیهما) است وجامه ی صحت وعافیت اندازه ی قامت موزون آن نفس مقدس وشایسته ی قد معتدل آن ذات اقدس است، پس بر تمامی خودپرستان که تمامی اهتمامشان در حفظ وحراست وسلامتی نفس خویش است، چه رسد به آنان که جز آن وجود مقدس کسی را لایق هستی وسزاوار عافیت وتندرستی ندانند، لازم ومتحتم است که مقصود اولی وغرض اهم ایشان از چنگ زدن به دامان هر وسیله وسببی که برای بقای صحت واستجلاب عافیت وقضای حاجت ودفع بلیت مقرر شده - چون دعاء وتضرع وتصدق وتوسل - سلامتی وحفظ آن وجود مقدس باشد، الی آخر کلماته الشریفة وافاداته المنیفه.
حج رفتن وحج فرستادن به نیابت
پنجم: از تکالیف مقرره، حج کردن وحجه دادن به نیابت امام عصر (علیه السلام) چنانچه در میان شیعیان مرسوم بود در قدیم، وآن جناب تقریر فرمودند، چنانکه در فقره ی ابو محمد دعلجی که به او وجهی دادند به جهت نیابت حجه برای حضرت، واو وجه را به پسر شراب خوار خود داد که به جهت آن حضرت حجه را بجا بیاورد.
وحضرت در موقف از ابو محمد مواخذه فرمودند که چرا این نیابت را به پسر فاسق خود واگذار کرد؟ ونفرین کرد، یک چشم ابو محمد دعلجی کور شد، اصل خبر در «خرایج» است.
برخاستن به شنیدن لقب مخصوص
ششم: از تکالیف مقرره، برخواستن به جهت تعظیم شنیدن اسم مبارک آن حضرت، خصوص اسم مبارک «قائم» (علیه السلام) باشد. چنانچه سیره ی تمام اصناف امامیه (کثرهم الله تعالی) بر آن مستقر شده در جمیع بلاد، از عرب وعجم وترک وهند ودیلم واین خود کاشف باشد از وجود مأخذ واصلی از برای این عمل.
اگرچه تاکنون به نظر نرسیده، ولکن از چند نفر علماء واهل اطلاع مسموع شد که ایشان دیدند خبری در این باب.
بعضی از علما نقل کرده که این مطلب را سوال کردند از عالم متبحر جلیل سید عبدالله سبط محدث جزایری، وآن مرحوم در بعضی از تصانیف خود جواب دادند که خبری دیدند که مضمونش این است که: روزی در مجلس حضرت صادق (علیه السلام) اسم مبارک آن جناب برده شد، پس حضرت به جهت تعظیم واحترام آن برخواست، الی آخر کلماته الشریفه.
مولف گوید: گویا خبری که ملاحظه فرموده اند، خبری است که شیخ محمد بن عبدالجبار در کتاب «مشکوة الانوار» نقل نموده که: چون دعبل (علیه الرحمه) قصیده ی خود را نزد حضرت رضا (علیه السلام) خواند وبه ذکر حضرت حجت (عجل الله فرجه) رسید، حضرت رضا (علیه السلام) دست خود را بر سرگذاشت وبرای تواضع برخاست وبه راستی ایستاد ودعا کردن برای آن حضرت به فرج.
از جهت برخواستن اسم مبارک مخصوص «قائم» (ارواحنا فداه) در اعصار سابقه ولاحقه جهانی متصور می شود:
اولا در این عصر وزمان اسم اصلی او را که «محمد بن الحسن» است (صلوات الله علیهما) حتی المقدور در مجالس ومحافل نمی برند وبه سایر اسامی والقاب مقدسه ی مبارکه ی آن حضرت اکتفا می نمایند. چنانچه اسم مخصوص «قائم» را (عجل الله فرجه) از میان اسامی آن حضرت (ارواحنا فداه) خود یا کسانی دیگر ذکر نمایند - طوعا او کرها - ذاکر ومستح از جای خود برمی خیزند وندیدم احدی از امامیه را از این فقره تقاعد ورزد، الا غافل شقی.
واین برخاستن، یا به جهت آن است که ما برای برخاستن وبرانگیخته شدن از جا ومکان خود برای نصرت ویاری تو تقاعد نورزیده ایم، یا به جهت آن است که چون اسم مبارک آن حضرت را می برند، فورا حاضر می شود وبه جهت احترام حضور وورود آن وجود مقدس باید قاعدین برخیزند، وسلام به آن حضرت نمایند.
واین مطلب، خود از خصایص آن وجود مقدس مبارک است که هر کس در هر مکانی ودر هر مجلس ومحفلی برا او بحرا، برا او فاجرا، اسم مبارک آن حضرت (ارواحنا فداه) ببرد، بخصوص اسم «قائم» را، منظور نظر ومحل توجه مخصوص آن حضرت می شود. اگر چه تمام اشیاء نزد آن وجود مبارک حاضر وبه آنها ناظر است، وتمام کاینات نزد آن وجود مقدس مانند درهمی است در کف دست، واین مطلب وصفت کمترین صفتی از صفات وخصایص آن وجود مبارک است.
چگونه چنین نباشد؟ وحال آنکه این صفت در وجود حضرت خضر (علیه السلام) که از جمله تابعان ومطیعان وکارکنان آن حضرت است (ارواحنا فداه) موجود است، وچنین صفتی که در وجود تابع آن حضرت باشد، خود متبوع به این صفت اولی واحری است. همچنانکه، مظفر علوی از حضرت رضا (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمودند: خضر از آب حیوان آشامید پس او زنده باشد ونمی میرد تا آنکه صور دمیده شود واو نزد ما آید وبر ما سلام کند. ما صوت او را می شنویم وشخص او را نمی بینیم، واو حاضر می شود در هر جا که نام او برده شود، پس هر کس نام او را برد، بر او سلام کند واو در موسم حج حاضر گردد ومناسک حج را به جا آورد ودر عرفات بایستد ودعای مومنین را آمین گوید، وزود باشد که خدا او را مونس قائم ما نماید، ووحشت ووحدت قائم ما را به او دفع کند. وشیخ نعمانی (رحمه الله) در «غیبت» خود ذکر نموده که:
کسی از حضرت صادق (علیه السلام) پرسید که:
آیا قائم متولد شده؟ فرمودند: نه، واگر من او را درک کنم، خدمت کنم او را ایام حیات خود.
واضح است، کسی که افضل از خضر باشد وآرزوی خدمتگزاری قائم را (عجل الله فرجه) نماید، حضرت خضر (علیه السلام) متابعت ومشایعت وخادمیت آن حضرت را برای خود افتخار می داند، چگونه افتخار ننماید وحال آنکه آن حضرت (ارواحنا فداه) آقا ومولای دنیا وآخرت اوست وحیات او بسته به آب زندگانی ولایت ومحبت آن حضرت وآباء معصومینش (سلام الله علیهم) خواهد بود.
زاری ونیایش برای حفظ ایمان وعقیده
هفتم: تضرع ومسئلت از خداوند تبارک وتعالی به جهت حفظ ایمان ودین از تطرق شبهات شیاطین وزنادقه ی مسلمین که زندقه وکفر را پوشانیده اند به لباس. از جمله از کلمات حقه، چون دانه که صیاد در زیر دام خوش هیئت رنگی پنهان کند، وپیوسته به آن ضعفا را صید کنند، واباطیل خود را به وسیله ی آن چند کلمه ی حقه در قلوب داخل کنند، الی آخر کلماته.
استمداد در شداید
هشتم: استمداد واستعانت واستکفاء واستغاثه به آن جناب است در هنگام شداید واهوال وبلایا وامراض، ورو آوردن شبهات وفتنه از اطراف وجوانب واقارب واجانب، وندیدن راه چاره وافتاده در تنگنای مضیق.
وخواستن از جنابش حل شبهه ورفع کربة ودفع بلیة وسدخله ونشان دادن راه به مقصود را، به آن نحوی که خود صلاح داند وتواند به آن متوسل مستغیث برساند، حسب قدرت الهیه وعلوم لدنیه ی ربانیه را که دارا است.
وبر حال هر کس در هر جا دانا وبر اجابت مسئولش توانا، بلکه پیوسته فیضش به هر کس به اندازه ی قابلیت واستعداد ومراعات صلاح نظام عباد وبلا رسیده ومی رسد، واز نظر در امور رعایای خود از مطیع وعاصی، وعالم وجاهل، وشریف ودنی، وقوی وضعیف غفلت نکرده ونمی کند، الی آخر کلماته الشریفه.
مولف گوید: این بود مجمل تکالیف هشتگانه که استاد اعظم (مد ظله العالی) مقرر فرموده اند که تیمنا ذکر شد. وحقیر را به علاوه ی این تکالیف سابقه، بعض تکالیف دیگر به نظر رسیده که ناچار است در این عجاله ذکر نماید.
عقیده به امکان راه جستن وارتباط
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) آن است که طریق به سوی امام را (ارواحنا فداه) مفتوح بدانند، اگرچه باب علوم ظاهره برای بعضی مسدود است. وطریق مفتوح بودن طریق به سوی امام (ارواحنا فداه) را ابن طاوس (قدس سره) در آخر «فرج الهموم» به این عبارت می گوید:
قد ادرکت فی وقتی جماعة یذکرون انهم شاهدوا المهدی (صلی الله علیه وآله) وفیهم من حملوا عنه (علیه السلام) رقاعا ورسائل عرضت علیه...
ودیگر به این معنی است که: باید موالیان وشیعیان آن حضرت چنان دانند که امام آنها (عجل الله فرجه) غایب نشده، در یکی از بلاد بعیده یا در جزیره ای از جزایر یا در زندان سلاطین جور محبوس است، وبعضی از مردم حضور آن حضرت مشرف می شوند، وبعضی دسترس ندارند، وبعضی به مکاتبات، عرض مقاصد وحاجات خود را می نمایند. وبعضی به توسط کسانی که به حضور آن حضرت راه دارند پیغامهای خود را می دهند. خلاصه، همان قسم که سایر ائمه ی هدی در عصر خودشان با دوستان وموالیان خود مسلوک ومعمول می داشتند، بعضی را به خود راه نمی دادند، وبعضی را خودشان احضار می فرمودند، وبعضی را امر به مهاجرت از بلد خود می فرمودند، وجواب بعض مکاتبات را نمی نوشتند، وبعض مسائل را جواب نمی دادند، وبعض مسائل را رجوع به وکلا ونواب وفقهائی که بودند، موکول می فرمودند. اکنون، حال تو هم در این عصر مانند حال آنها است وفرقی ندارد، گمان می کنی که امام تو (ارواحنا فداه) از تو غفلت دارد؟ حاشا وکلا! مگر نخوانده ای که در توقیع مبارک فرموده خطاب به شیخ سدید مفید (قدس سره) که:
اگرچه ما منزل کردیم در مکان خودمان که دور است از مساکن ظالمین بر حسب آنچه به ما نمایانده آن را خدای تعالی، از صلاح برای ما وبرای شیعه ی مومنین ما، مادامی که دولت دنیا برای فاسقین است. پس به تحقیق که علم ما محیط است به خبرهای شماو غایب نمی شود از علم ما هیچ چیز از اخبار شما ومعرفت ما به بلائی که به شما می رسد...
تو خود اگر بتوانی مراتب ودرجات معرفت باطنه وظاهره ی خود را تکمیل کن. تا آنکه خود را به درجه ی آن اشخاص برسانی که لبهای خود را برای حاجتی که داری حرکت دادی، جواب برای تو آید، یا حاجتی که داری بنویسی، در زیر مصلای خود گذاری، جواب برای تو بیرون آید.

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم * * * از که می نالی وفریاد چرا می داری

پس طریق به سوی امام (ارواحنا فداه) از طرف توبه حسب ظاهر وباطن مفتوح است. واز برای شکاکان ومستضعفین وبعض موالیان آن حضرت (ارواحنا فداه) که قصوری در آنها است، ظاهرا مسدود است وافتتاح طریق به سوی آن حضرت، درجه ای است که نصیب هر مدعی بی جائی، وهر مفتی بی پائی، وهر مرشد بی سرو پائی، نخواهد بود.

وکل یدعی وصلا بلیلی * * * ولیلی لا تقر لهم بذاکا
اذا نبجست دموع فی حدود * * * تبین من بکی ممن تباکا

ابن طاوس (قدس سره) در «کشف المحجه»، به پسر خود محمد وصیت می نماید:
واز آنچه به تو گفتم ای فرزند، محمد، ملاء الله (جل جلاله) عقلک وقلبک من التصدیق لاهل التصدیق والتوفیق فی معرفة الحق، به درستی که طریق به معرفت اینکه جواب از مولانا مهدی (علیه السلام) می رسد، چند روایت است:
از جمله ی آنها آن است که روایت کرده محمد بن یعقوب کلینی در کتاب «رسائل» از کسی که نام او را ذکر کرده است، گفته:
نوشتم به ابی الحسن (علیه السلام) که مردی دوست دارد که برساند مطلب خود را به امام خود، آنچه را دوست دارد که به خدا (جل جلاله) برساند. فرمود به نوشتن برای راوی:
ان کانت له حاجة فحرک شفتیک فان الجواب یاتیک.
اگر تو را حاجتی است، پس حرکت بده لبهای خود را که جواب می آید تو را.
ومن ذلک ما رواه هبة الله بن سعید الراوندی فی کتاب «خرایج» عن محمد ابی الفرج قال: قال لی علی بن محمد (علیه السلام):
اذا اردت ان تسئل مسئلة فاکتبها وضع الکتاب تحت مصلاک ودعه ساعة ثم اخرجه وانظر فیه.
قال:
ففعلت فوجدت جواب ما سئلت عنه موقعا فیه.
یعنی در کتاب «خرایج» از محمد بن فرج روایت کرده است که:
امام علی النقی (علیه السلام) فرمود به راوی:
هر وقت تو را حاجتی باشد که خواهی مسئله سئوال کنی، بنویس وبگذار زیر جای نماز خود وواگذار آن را ساعتی، بعد بیرون بیاور ونظر کن در آن.
راوی گفت:
کردم ویافتم جواب آن را که سئوال کرده بودم، توقیع حضرت بر آن بود.
پس مصنف می گوید:
واقتصار کردم برای تو ای محمد بر این تنبیه که طریق به سوی امام تو مفتوح است، برای هر که بخواهد که خدا (جل جلاله) به او عنایتی فرماید واحسانی تمام فرماید، انتهی ما اردت نقله.
حقیر گوید: پس تو ای بیچاره، اگر باور داری این مقامات وکلمات را، پس چه وقت خود را به این درجه خواهی رسانید وچه هنگام تحصیل این مقام را خواهی نمود؟

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی * * * کاین ره که تو می روی به ترکستان است

یاری جستن وعریضه نگاشتن در مهمات ومشکلات
سابقا متذکر شدی که از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) استعانت واستغاثه واستکفاء از آن حضرت در شدائد ونوائب وعرض مطالب ومآرب دنیویه واخرویه است. پس بدان که رجوع کردن در مشکلات ومعضلات امر دین ودنیا وآخر در غیبت کبری به امام خود (ارواحنا فداه)، وادا نمودن عرایض به توسط عرایض وغیرها چند قسم است:
اول: قسمی است که عامه ی دوستان وموالیان آن حضرت (ارواحنا فداه) می نویسند.
دویم: قسمی است که مخصوص کسانی است که در مراتب معرفت بالاتر ووالاتر ودر عرض عرایض وحوائج ومطالب ومأرب معمول می دارند.
اما قسم اول که وظیفه ی عامه ی دوستان آن حضرت است، که هنگام اضطرار واشتداد احوال واهوال، استغاثه واستعانه به آن حضرت می جویند وآن هم انواعی است. نوعی، به نوشتن عریضه است که باید در چاه آب یا گودال عمیق یا غدیر یا دریائی بیندازند، یا در محل سرداب غیبت آن حضرت بگذارند، یا به مشاهد مشرفه برده، در ضرایح مقدسه اندازند. اما قسم دوم، که مخصوص اشخاصی است که در مراتب معرفت وولا والاتر وبالاترند، یا حضور آن حضرت توجه می نمایند ولبها را حرکت می دهندو عرض مطلب می نمایند وجواب می شنوند، یا آنکه مطلب را نوشته، در زیر سجاده می گذارند به جواب می رسند، یا در خواب حضور آن حضرت می رسند یا در بیداری، به این معنی که هر وقت بخواهند آن حضرت را ملاقات می نمایند ومطالب ومسائل مشکله ی خود را عرض می نمایند وجواب می گیرند.
الحال، نظر کن به مراتب معرفت ودرجات تقرب خودت نسبت به مولای خود (ارواحنا فداه)، اگر در زمره ی اشخاصی هستی که به تکلم، جوابت برسد یا به کتابت در زیر مصلی وغیرها تحصیل جواب بنمائی، یا درک لقای اقدس آن حضرت را (رزقنا الله تعالی) می نمائی در خواب یا بیداری، هنیئا لارباب النعیم نعیمها، می دانم نه به کس خواهی گفت، ونه کسی قدرت دارد که از تو توقع به معنای چنین درجه ای ورتبه ای را نماید:
ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله ذو الفضل العظیم.
چنانچه مراتب قرب ومعرفت تو به این درجات نرسیده، پس باید در هنگام شدائد ونوائب وعرض مطالب ومآرب پیروی کنی آنچه را که موالیان تو (صلی الله علیهم) دستور العمل داده اند وانواع آن بسیار است که منضبط در کتب ودواوین علماء ابرار وفقهاء اخیار است، ودر این مورد حقیر مولف را دو طریقه می باشد، برای دوستان جسارت نموده ذکر می نماید. پس از آن به سایر انواع استغاثات کتابی وغیرها می پردازد.
طریق اول: آن است: هرگاه تو را مطلبی ومهمی روی دهد، یا در صحرای خلوت یا در مکان خلوتی برو که کسی تو را نبیند، وتوهم کسی را نبینی.
اگر بتوانی غسل بکن یا وضوی کاملی بساز وسر را برهنه کن، جامه ی آستین وزانوها را بالا بزن، گناهان خود را ممثل کن وتقصیرات خود را در شرایط بندگی با مولای خود مجسم نما، قدری خاک بر سر ریز وصدا را به واویلاه واغوثاه ووا اماماه بلند کن، پس از آن متوجه شو از صمیم قلب به آن حضرت وسلام کن به سلامی که اول او این است:
سلام علی آل یس...
پس از خواندن این سلام دعائی که بعد از او وارد شده، بعد از آن به تضرع وزاری وناله وسوگواری بگو:
اللهم عظم البلاء وبرح الخفاء وانقطع الرجاء وانکشف الغطاء وضاقت الارض ومنعت السماء والیک یا رب المشتکی وعلیک المعول فی الشدة والرخاء، اللهم فصل علی محمد وآل محمد الدین امرتنا بطاعتهم وعجل اللهم فرجهم بقائمهم واظهر اعزازه یا محمد یا علی یا علی یا محمد انصرانی فانکما ناصرای یا محمد یا علی یا علی یا محمد احفظانی فانکما حافظای...
پس سه مرتبه بگو:
یا مولای صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادرکنی ادرکنی ادرکنی الامان الامان الامان.
واین دعا را استاد اعظم، در «دار السلام» از کتاب «کنوز النجاح» شیخ طبرسی (رحمه الله) با شرح آن این قسم روایت نموده از حضرت حجت (ارواحنا فداه): اللهم فصل علی محمد وآل محمد اولی الامر الذین فرضت علینا طاعتهم فعرفتنا بذلک منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قریبا کلمح البصر او هو اقرب یا محمد یا علی اکفیانی فانما کافیای وانصرانی فانکما ناصرای یا مولای یا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی، کذا روی الاستاذ مد ظله.
پس از آن، آن حضرت را ممثل بدار پیش روی خود، وبه هر زبانی که اقرب به تملق وتخضع وتخشع است، مطالب خود را عرض کن، وقسم بده آن حضرت را به حق آباء کرامش (علیهم السلام) که حاجت تو را برآورد. امیدوارم که سریعا حاجتت روا، ودردت دوا شود.
واین از اسرار مکنونه ومطالب مخزونه بود که به یادگار گذاشتم وپرده از آن برداشتم.
عن السید السند الاستاد العالم الربانی والحکیم الصمدانی الفقیه المجتهد البارع السید محمد الهندی النجفی (دام ظله)، عن العالم السید حسن القزوینی، عن السید حسین شوشتری من ائمة الجماعه، عن اساتیده: تقول مکشوفة الرأس واقفا مستقبلا یا حجة القائم خمس مائه وسبعین مرة مجرب. وعنه (دام ظله العالی) باسناده عن السید علیخان شارح الصحیفه السجادیه (ع) تصلی رکعتین تحت السماء فی السطح مکشوف الرأس لیلة الخمیس او الجمعه وتقول بعدهما یا حجة القائم بعدده وانت مکشوفا الرأس فانه مجرب. قلت وعددها (۴۰ به اضافه ۱ به اضافه ۱ به اضافه ۱۰۰ به اضافه ۳۰ به اضافه ۱ به اضافه ۴۰۰ به اضافه ۳ به اضافه ۸ به اضافه ۱ به اضافه ۱۰) جمعه: ۵۹۵، فاحفظه فانه من المکنونات وانی جربته مرارا.
طریق دوم: که در هیچ کتابی ندیده، واز هیچ استادی نشنیده، واین هم از اسرار مکنونه ی مخزونه است که برای دوستان آن حضرت (ارواحنا فداه) به یادگار می گذارم وبه امانت می سپارم، این است: هرگاه تو را مهمی ومطلبی روی دهد، به توسط ملکین شریفین پیغام به پیغمبر خدا وائمه ی هدی بخصوص امام عصر (صلی الله علیهم اجمعین) بده. اگر می خواهی چنین بگو: اولا، سلام می کنم بر شما ای دو ملک موکل بر من که کتابت اعمال واقوال مرا می نمائید، وشاهد بر احوال من هستید، ومی دانم مامورید که آنچه من می گویم وعمل می نمایم ثبت می نمائید، ومی دانم چنان مواظب ومراقب من هستید کمه اگر خیال سیئه کنم، از بوی آن مستحضر می شوید، واگر هم به حسنه نمایم، مطلع ومخبر خواهید بود، وزیاده بر این هم می دانم که مترقب مترصد می باشید وکشیک مرا می کشید. ولی من چون معصوم نیستم، معترف ومقر می باشم که از هنگام بیدار شدن از خواب تا وقت خواب دیگر، هر نفسی که می کشم معصیت است وکمال غفلت را دارم از شماها، که مبادا چیزی ثبت کنید که چون به نظر پیغمبر خدا وائمه ی هدی (صلی الله علیه وعلیهم الجمعین) می رسد، ملول ومحزون شوند وتاثیر آن ملالت واشمئزار در ظاهر وباطن من بروز کند، ولی چیزی که هست حسن ظن واستظهار به کریمه ی فاولئک الذین یبدل الله سیئاتهم حسنات وامیدواری به فرمایشی که آن حضرت به برادر خود امیرالمومنین (علیه الصلوة والسلام) فرموده که:
یا علی اعمال شیعتک تعرض علی فی کل جمعة فافرح بصالح اعمالهم واستغفر لسیئاتهم.
ثانیا، امروز شما دو نفر تازه وارد شده اید بر من ومرا پیغامی وحاجتی است، خواهش می کنم که این پیغام وعرض حاجت مرا به حضور پیغمبر خدا وائمه ی هدی (صلی الله علیهم اجمعین) برسانید و.
بعد حوائج خود را ذکر کن، یقینا جواب آن به تو خواهد رسید، خذ هذا وکن من الشاکرین.
اما طریقه ی رقاع استغاثات واستشفاع واستکفاء واستعانه به خدای عز وعلا وخاتم انبیاء وائمه هدی (صلی الله علیهم اجمعین) در کتب معتبره از قبیل «مصباح کفعمی» و«مصباح» شیخ طوسی و«قبس المصباح» شیخ ابو عبدالله سلمان بن حسن صهرشتی شاگرد شیخ طوسی (قدس سره) و«دعوات» سید فضل الله بن علی بن عبدالله راوندی و«مزار» و«دعاء بحار الانوار» مجلسی (قدس سرهما) و«دار السلام» استاد اعظم (ادام الله ظله العالی علی رؤس الادانی والاعالی) وغیرها بطریق شتی ثبت وضبط است ومرحوم مجلسی (قدس سره) اکثر را در «تحفة الزائر» به فارسی ذکر نموده، چون کتاب مزبور مانند آفتاب، ضیاء بخش ومشهور است، لهذا از ایراد تمام آنها صرف نظر نموده، الا سه فقره که اختصاص به حضرت حجت (ارواحنا فداه) دارد که در این مورد رقم می شود:
اما طریق اول از رقاع استغاثات، طریقی است که روایت می کنم از استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) که او روایت کرده از کتاب «انیس العابدین» تالیف شیخ عالم محمد بن محمد الطیب، واو نقل کرده از کتاب «سعادات»، دعاء توسل از برای هر مهمی وحاجتی:
بسم الله الرحمن الرحیم، توسلت الیک یا ابا القاسم محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب النبأ العظیم والصراط المستقیم وعصمة اللاجین وبامک سیدة نساء العالمین وبآبائک الطاهرین وبامهاتک الطاهرات وبیس والقرآن الحکیم والجبروت العظیم وحقیقة الایمان ونور النور وکتاب مسطور ان تکون سفیری الی الله تعالی فی الحاجة لفلان او هلاک فلان بن فلان...
واین رقعه را در گل پاکی بگذارد ودر آب جاری یا چاهی بیندازد ودر آن حال بگوید:
یا سعید بن عثمان ویا عثمان سعید اوصلا قصتی الی صاحب الزمان صلوات الله علیه.
استاد اعظم (دام ظله) فرموده اند:
نسخه چنین بود، ولکن به ملاحظه ی روایات وطریقه ی بعضی از رقاع باید چنین باشد:
یا عثمان بن سعید ویا محمد بن عثمان...
مولف گوید: چون سعید ومحمد در کتابت شباهة مائی دارند، کاتب محمد بن عثمان را سعید بن عثمان نوشته واین تصحیفات در کتب رجال بسیار است چنان که بر متتبع واضح است، بحمد الله تعالی. اغلب این اشتباهات وتصحیفات بعد از انتقال خط کوفی به خط نسخ وغیرها است. چنانکه در برید ویزید وجنان وحیان ونظائر آنها از اسامی وکلمات وتواریخ وغیرها در کتب رجال ثبت وضبط است، فتامل.
اما طریق دویم از رقاع استغاثات، طریقی است که روایت می کنم از استاد اعظم (اطال الله بقاه) که او نقل کرده از «مفاتیح النجاة» سبزواری و«تحفة الزائر» مجلسی (قدس سرهما) مروی است که:
هر که را حاجتی باشد، آنچه مذکور می شود بنویسد در رقعه. ودر یکی از قبور ائمه (علیهم السلام) بیندازد، یا ببندد ومهر کند.
وخاک پاکی را گل سازد، وآن را در میان گل گذارد، ودر نهری یا چاهی عمیق یا غدیر آبی اندازد که به حضرت صاحب الزمان (صلوات الله علیه) می رسد واو به نفسه متولی برآوردن حاجت می شود.
نسخه ی رقعه ی مذکوره:
بسم الله الرحمن الرحیم، کتبت یا مولای صلوات الله علیک مستغیثا وشکوت ما نزل بی مستجیرا بالله عزوجل ثم بک من امر قد دهمنی واشغل قلبی واطال فکری وسلبنی بعض لبی وغیر خطیر نعمة الله عندی، اسلمنی عند تخیل وروده الخلیل وتبرء منی عند ترائی اقباله الی الحمیم وعجزت عن دفاعه حیلتی وخاننی فی تحمله صبری وقوتی فلجات فیه الیک وتوکلت فی المسئلة لله جل ثناؤه علیه وعلیک فی دفاعه عنی علما بمکانک من الله رب العالمین ولی التدبیر ومالک الامور واثقا بک فی المسارعة فی الشفاعة الیه جل ثناوه فی امری متیقنا لاجابته تبارک وتعالی ایاک باعطائی سؤلی وانت یا مولای جدیر بتحقیق ظنی وتصدیق املی فیک فی امر کذا وکذا...
وبه جای «کذا» نام حاجت خود را برد:
فیما لا طاقة بحمله ولا صبر لی علیه وان کنت مستحقا له ولاضعافه بقبیح افعالی وتفریطی فی الواجبات لله عز وجل فاغثنی یا مولای صلوات الله علیک عند الکهف وقدم المسئلة لله عز وجل فی امری قبل حلول التلف وشماته الاعداء فبک بسطت النعمة علی واسئل الله جل جلاله لی نصرا عزیزا وفتحا قریبا فیه ببلوغ الامال وخیر المبادی وخواتیم الاعمال والامن من المخاوف کلها فی کل حال انه جل ثناؤه لما یشاء فعال وهو حسبی ونعم الوکیل فی المبدء والمال.
آنگاه بر بالای آن نهر یا غدیر برآید، واعتماد بر یکی از وکلای حضرت نماید یا عثمان بن سعید العمروی، یا ولد او محمد بن عثمان یا حسین بن روح، یا علی بن محمد السمری ویکی از این جماعت را ندا کند وبگوید:
یا فلان بن فلان سلام علیک اشهد ان وفاتک فی سبیل الله وانک حی عند الله مرزوق وقد خاطبتک فی حیوتک التی عند الله جل وعز وهذه رقعتی وحاجتی الی مولانا علیه السلام فسلمها الیه وانت الثقة الامین.
پس نوشته را در نهر یا چاه یا غدیر اندازد که حاجت او برآورده می شود.
اما طریق سوم طریقی است که به غیر کتابت است، روایت می کنم از استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) واو روایت کرده از «بحار الانوار مجلسی (قدس سره) واو روایت کرده از »قبس المصباح« شیخ حسن صهرشتی (رحمه الله) شیخ مزبور گفته:
شنیدم از شیخ ابوعبدالله حسین بن حسن بن بابویه (رضی الله عنه) در ری سنه ی چهارصد وچهل، که روایت می کرد از عم خود ابی جعفر محمد بن علی بن بابویه (رحمه الله) گفت: خبر داد مرا بعضی از مشایخ قمیین که وارد شد بر من اندوه سختی وطاقتم طاق وسست وضعیف شد، الی آخر.
چنانکه تفصیل شرح وتوسل در جزو سلامهای وارده به چند روایت ذکر شد وابتدای آن این بود:
سلام الله الکامل التام...
وذکر شد در ذیل آن آنچه را که عالم تحریر مرحوم شیخ محمود عراقی معاصر (رحمه الله) در «دار السلام» خود ذکر کرده، فلاحظ.
حضور در اماکن ومجالس مورد نظر آن حضرت
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) حاضر شدن در مشاهد مشرفه وبقاع مطهره، بخصوص در ایام ولیالی متبرکه، وحاضر شدن در تشییع جنایز، وحاضر شدن در نزد محتضرین خصوصا اگر از صلحاء باشد، وحاضر شدن در مجلس درس، وحاضر شدن در مجالس مصیبت اهل بیت معصومین (علیهم السلام)، وحاضر شدن در مجالسی که ذکر فضایل ومناقب آنها (سلام الله علیهم اجمعین) می شود، وحاضر شدن در مجالس عقد ونکاح سادات وعلماء به خصوص ساداتی که اهل علم وزهد وتقوی باشند. در این نوع مجالس ومحافلی که ذکر شد، شخص مقدس ووجود اقدس صاحب العصر والزمان (ارواحنا فداه) حاضر می شوند، ودوستان وموالیان خود را منظور نظر الطاف خفیه وجلیه می فرمایند، وفیوضات طاهره وباطنه از آن حضرت به صاحب مجلس وحاضرین می رسد، وشواهد ودلایل آن موجود وحاجت به برهان نیست.
زندگی به شیوه معصومین وترک روش دنیا پرستان
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) به سیره وسلوک وطریق امام (ارواحنا فداه) راه رفتن وترک بعضی حالات وسیره ی ابناء دنیا را کردن است. بدان که سیره، سلوک ورفتاری که پیغمبر خدا وائمه ی هدی (صلی الله علیهم اجمعین) داشتند، همواره صحابه ی کبار وتابعین والاتبار همان سیره ورفتار را پیشنهاد خود کرده به همان قسم راه می رفتند، وحتی المقدور جاهد وساعی بودند که از سیره ی اهل بیت معصومین (سلام الله علیهم) تخلف وتخطی ننمایند.
وحال آنها در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) همین قسم بود، تا پیغمبر خدا از دار فنا به عالم بقا رحلت فرمود. در زمان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) اشخاصی که ایمان صحیح داشتند، واز زمره ی منافقین واهل دنیا خارج بودند، همواره سیره ی اهل بیت معصومین را (علیهم السلام) از دست نداده، با کمال فقر وفاقه وشدت زهادت وعبادت به سر می بردند وابدا اعتنائی به دنیا واهل دنیا نداشتند، واشخاصی که تاب وتوانائی نداشتند، از آن حضرت (علیه السلام) منحرف شده به طرف اهالی دنیا رفتند، واز آخرت روی برتافتند. وامر همین طور دایر وسایر بود در اعصار خلفای راشدین وائمه ی طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) تا زمان غیبت صغری، که خواص اصحاب حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) نیز به همان سیره وطریقه ی اهل بیت راه می رفتند، وتمام اوقات شبانه روز خود را صرف طاعت وعبادت وریاضت وبندگی می نمودند، وابدا چشمی به زخارف دنیویه نداشتند وتخم محبت دنیا را در دل نکاشتند، ودر آناء لیل ونهار به عبادت پروردگار مستغرق ومشغول بودند.
چنانکه در «کافی» است که:
روزی حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در عراق نماز صبح را با مردم گزاردند وچون از نماز فارغ شدند، مردم را موعظه نموده واز خوف الهی گریانیدند وفرمودند:
ای مردم، به خدا قسم که من یافتم در عهد حبیب خود رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کسانی را که صباح می نمودند وشام می نمودند پراکنده وپریشان احوال وغبارآلود وگرسنه، وپیشانی های ایشان پینه بسته مانند زانوهای شتر، وشب را به روز می آوردند در سجده ی پروردگار، وایستادن از برای نماز، وچون از قیام باز می ماندند، پیشانیها وقدمهای خود را راحت می دادند به سجده کردن. وچون از سجده باز می ماندند، پیشانیهای خود را راحت وآرام می دادند به مناجات کردن با پروردگار، وسوال نمودن آزادی از آتش جهنم.
به خدا قسم که ایشان با این همه عبادت وطاعت، باز ترسان ولرزان وهراسان بودند.
چنانکه در «اختصاص» در حق عمرو بن عبدالله السبیعی می نویسد که از جمله ثقات حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) واعبد اهل زمان خود بود ونبود در زمان او کسی اوثق از او در حدیث نزد تمام خاص وعام. واهتمام او در عبادت وریاضت به درجه ای بود که چهل سال نماز صبح را با وضوی عشاء به جا آورد، ودر هر شب یک ختم قرآن می نمود.
ونیز روایت است که علی بن مهزیار چون آفتاب طلوع می کرد به سجده می رفت وسر بر نمی داشت تا برای هزار نفر از برادران خود دعا می کرد مثل آنچه از برای خود دعا کرده بود، وبر پیشانی او پینه ای بود مانند پینه ی زانوی شتر از بسیاری طول سجود. در «اقبال» ابن طاوس (قدس سره) است، می نویسد که محمد بن ذکوان از اصحاب حضرت ابی عبدالله (علیه الصلوة والسلام) بود، ومعروف بود به محمد سجاد به جهت کثرت سجودش، وگفته اند که آن قدر در سجده گریه کرد که کور شد.
در «رجال» کشی (رحمه الله) روایت است که:
فضل بن شاذان به نزد ابن ابی عمیر آمد، واو در سجده بود وسجده را بسیار طول داد، چون سر برداشت وطول سجده ی او را مذکور داشتند، گفت: اگر سجده ی جمیل بن دراج را می دیدی از سجده ی من تعجب نمی کردی. وابن ابی عمیر گفت که: اگر طول سجده ی معروف بن خربوز را می دیدی سجده ی مرا سهل می شمردی.
ونیز از فضل بن شاذان روایت کرده است که:
حسن بن علی بن فضال به صحرا می رفت برای عبادت، وسجده ی شکر را چندان طول می داد که مرغ می آمد وبر پشتش می نشست به گمان آنکه جامه ای است افتاده، ووحشیان بر دور او چرا می کردند واز او وحشت نمی کردند.
ونیز روایت کرده که:
ابن ابی عمیر بعد از نماز صبح به سجده ی شکر سر می گذاشت وسر بر نمی داشت مگر وقت ظهر.
خلاصه، سیره وداب ودیدن علماء وفقهاء وعباد سابقین این بوده، چنانکه بخواهم از مرابت عبادات وریاضات ومجاهدات نفسانیه که محتمل می شدند، مرقوم نمایم، کتابی مخصوص خواهد شد. وهمین سیره وسلوک معمول بود تا آن که غیبت کبری در میان آمد، پیوسته علمای اعلام وفقهای کرام (رضوان الله تعالی علیهم) به سیره ی اهل بیت معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) راه می رفتند، وچشمی به دنیا واهل دنیا نداشتند، وبیرق ریاست ومرزبانی نیفراشتند، همواره مشغول به تحصیل علم وعمل وریاضات نفسانیه وتکمیل وتهذیب اخلاق وصفات انسانیه بودند تا آن که بعضی از متشبهین به علماء ومتلبسین به فقهاء واراذل ناس واشرار ارجاس واهل کسالت وبطالت وزمره ی جهالت ورذالت، میش های باطن گرگ وکوچک علمان عمامه بزرگ، صوف پوشان بی صفا ورشته بندان بارشا، ملاحظه نمودند که به واسطه ی تحصیل علم صوری صاحب ریاسات دنیویه وذخایر معنویه می توان شد، آمدند وخود را متلبس به لباس علماء وزی فقها وعرفاء نمودند.
چند کلمه ای از رؤس مسائل اواخر واوائل فراگرفته خود را اعلم العلماء وافقه الفقهاء واعراف العرفاء پنداشته، مشتی از مردمان بی سر وپا، وچند نفری از همج رعاء را تطمیع کرده، به دور خود جمع نموده، خود را عالم ربانی وحکیم صمدانی نموده، تمام اوقات را صرف پوشیدن لباسهای فاخره وطعامهای لذیذه وخیلهای نجیب وعمارات عالیه وبساتین واملاک عدیده وقصور مشیده وفروش ممهده نموده، چون کسی به آنها ایراد نماید که: ای عارف ربانی وای آقای وحید العصر والزمانی! این روش وسیره ای که شما دارید سیره وسلوک ملوک وابناء ملوک است، فورا چشمها را براق نموده وصدا را غلیظ ورگهای گردن را ضخیم که:
من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق؟
چگونه این آیه را نخوانند وجواب مدعی را ندهند؟ وحال آنکه پیغمبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) همین جواب واستدلال آنها را به اسامة بن زید خبر داده وآنها را در استدلال به این آیه وامثال آن تکذیب فرموده، چنانکه ابن فهد (قدس سره) در کتاب «تحصین» ذکر نموده که:
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) رو به اسامة بن زید فرمود وبیان فرمود که: ای اسامه، ملازم طریق حق باش وحذر کن از احتیاج داشتن به غیر واز آرایش خواهش های دنیا وخوشی به نعمتهای او وهمیشه فرحناک بودن در او وطلب زیادتی عیش او.
پس اسامه گفت: یا رسول الله چه چیز است آسان ترین چیزی که راه حق را به سبب او قطع توان کرد؟ فرمود: شب بیداری دائم، وتشنه بودن در روزهای گرم به سبب روزه داری، وبازداشتن نفس از خواهش های نفسانی، وترک پیروی هوی وهوس شیطانی ودوری کردن از اهل دنیای فانی. ای اسامه، ملازم باش روزه داری را که روزه نزدیک سازنده است بنده را به سوی خدای تعالی، وچیزی خوشتر نیست نزد خدای تعالی از بوی دهن روزه دار که ترک کرده است خوردن وآشامیدن را از برای رضای پروردگار عالمیان، واختیار کرده است او را بر ما سوای او وخریده است آخرت خود را به دنیا. پس اگر توانی که مرگت در رسد وتو گرسنه باشی وجگرت تشنه باشد، بکن که به سبب این می رسی به بلندترین منازل ومقام نیکان وشهداء وصالحان.
ای اسامه، ملازم باش سجده کردن را که بنده نزدیکتر است به خدای تعالی از همه ی اوقات وقتی که در سجده باشد، ونیست بنده ای که سجده کند از برای خدای تعالی، مگر آنکه بنویسد از برای او حسنه ای ومحو کند از نامه ی اعمال او سیئه ای وبلند گرداند از برای او درجه ای ومتوجه او شود به ذات مقدس خود وبه او مباهات کند با ملائکه، ای اسامه، ملازم باش نماز کردن را که نماز راس دین وستون دین وبالاترین مواضع عالیه ی اوست.
بترس ای اسامه، از دعای بندگان خدای تعالی که کاسته اند بدنهای خود را، ومصاحبند با حزن واندوه، ولاغر کرده اند گوشتها را وگداخته اند پیه ها را، وتشنه گردانیده اند جگرها را به سبب روزه داری، وسوخته اند پوستها را به بادهای گرم در طلب رضای حضرت باری، تا این که پوشیده شده است چشمهای ایشان از غیر پروردگار، از جهت شوقی که ایشان را هست به خدای خود که یگانه وقهار است. به درستی که خدای تعالی هرگاه نظر کند در ایشان مباهات می کند به ایشان با ملائکه ومی پوشد ایشان را به پرده ی رحمت خود وبه سبب ایشان برطرف می کند سختی ها وفتنه ها را.
پس گریست آن حضرت به حدی که آواز گریه اش بلند شد وسخت شد گریه در گلو گرفتن وناله کردن وبلند نفس زدن او. ومردم ترسیدند که با آن حضرت حرف زنند وگمان بردند که چیزی از آسمان حادث شده. پس آن حضرت سر به بالا کرده وآه سردی از دل برکشید وفرمود: واه واه، وبداحال این امت که چه می رسد از ایشان به جماعتی که اطاعت خدای تعالی کرده اند، چگونه می رانند ومی روند وتکذیب می کنند وخوار وذلیل می گردانند ایشان را از جهت آن که اطاعت الهی کرده اند.
آگاه باشید که قیامت قائم نمی شود تا آن که دشمنی کنند مردم با کسی که اطاعت خدا کند، ودوست دارند کسی را که بر خدا عاصی شود. روزی بر دین اسلام خواهند بود؟ فرمود: کجا است اسلام در چنین روزی ای عمر؟ اسلام در چنین روزی مثل غریبی است که رانده شده باشد از شهر ودیار خود، در این روز برطرف می شود اسلام وباقی نمی ماند از او مگر نامی، وناپدید می شود در او قرآن وباقی نمی ماند از او مگر نشانی.
پس عمر گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)به چه سبب تکذیب می کنند کسی را که اطاعت خدا می کند؟ فرمودند: ای عمر، واگذاشته اند در آن وقت مردم راه حق را ومیل کرده اند به جانب دنیا وترک کرده اند آخرت را، ومی خورند چیزهای بسیار خوب ومی پوشند لباسهای فاخر وخدمت ایشان می کنند غلامان فارس وروم. پس ایشان غذای خود سازند طعامهای خوب وشرابهای خوب لذیذ وبویهای خوش به کار برند وبناهای بلند مرتفع وخانه های زرنگار بسازند، وبه مردم نمایند مجالس را وخود را آراسته کنند مردان ایشان همچنان که آراسته کند زن خود را برای شوهر، وزنان خود را آراسته کنند به زیورها وجامه ها، وزی ایشان زی پادشاهان متکبر باشد ومباهات وتفاخر کنند با یکدیگر به جاه ولباس، ودوستان خدا، لباس ایشان عبا باشد، ورنگهای ایشان شکسته از بیداری شب، وپشتهای ایشان خم است از ایستادن به نماز، وشکمهای ایشان به پشتشان چسبیده از بسیاری روزه گرفتن، ومشغول کنند خود را از ماسوای باری، وبکشند نفسهای خود رابه تشنگی از برای طلب رضای الهی وشوق به ثوابهای نامتناهی وخوف از عذابهای دردناک جهنم.
پس هرگاه یکی از ایشان تکلم کند به حق ودم زند به راستی، به او گویند که خاموش باش، تو رفیق شیطانی وسرکرده ی گمراهانی، وتاویل کنند کلام خدای تعالی را برخلاف تاویلش وبگویند در جواب این که چرا به زیورها ولباسهای فاخر خود را مزین می گردانید وطعامهای لذیذ را می خورید:
من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق.
یعنی کیست که حرام گردانیده است زینتهائی را که خدا به جهت بندگان خود آفریده وهم چنین طعامهای پاک وپاکیزه را.بدان ای اسامه که منزلت کسی نزد خدای تعالی از همه کس بیشتر است در روز قیامت وثواب کسی بزرگتر است ومقام کسی از همه کس گرامی تر است که در دنیا اندوه او بسیار باشد از برای رضای خدا، این جماعتند نیکان ومتقیان وخوبان اگر حاضر باشند ایشان را کسی نشناسد واگر غایب شوند کسی طلب ایشان نکند.
ای اسامه، این جماعت را می شناسند بقعه ها وگوشه های زمین، ومی گریند برای ایشان هرگاه نیابند ایشان را محرابها. پس بگیر ایشان را از برای خود گنجی وذخیره ای، شاید که نجات یابی به سبب ایشان از سختی های دنیا وهولها وترسهای روز قیامت، وبپرهیز از اینکه واگذاری طریقی را که ایشان درآنند وبر آن ثابتند، که می لغزد قدمت وسرنگون در آتش می افتی. وبپرهیز ای اسامه، که از جماعتی باشی که می گویند شنیدیم ونمی شنوند.
آه آه از این اوضاعی که یومنا هذا فراهم آمده.
به خدا نمی دانم چگونه اوضاع واساس وریاست دنیویه چشم وگوش بعضی را کور وکر نموده که ابدا در فکر زهادت وعبادت وسیره وسلوک اهل بیت معصومین (سلام الله تعالی علیهم اجمعین) نیستند.
بلی، در لباس با ملوک وابناء ملوک فرق دارند، ولی دراساس اوضاع دنیویه با آنها مماثل ومشارکند.
نمی دانم این است سیره وسلوک اصحاب صاحب العصر والزمان (ارواح العالمین فداه)؟ نه والله، ابدا آن وجود مبارک راضی نیست واین گونه اشخاص را به ملازمت خود اختیار نخواهد فرمود، سیره وسلوک اهل بیت معصومین (علیهم السلام) نه این اوضاعی است که مردمان این زمان بخصوص اکثر از صاحبان عمامه وخرقه وردا وطیلسان ورشته وعبا پیشنهاد خود نموده اند، ودعوی محبت ومودت ونیابت امام خود را می نمایند.
سیره وسلوک امام عصر را (ارواحنا فداه) اگر بخواهی بدانی، سیر کن در کتب احادیث واخبار ومکارم اخلاق وآثار ائمه ی اطهار وصحابه ی کبار تا طریقه ی سیره ی آن حضرت واصحاب آن حضرت را (ارواحنا فداه) مستحضر شوی. عالم جلیل وعامل نبیل شیخ عبدالله بن نور الله (طاب ثراهما) که از جمله علمای معاصرین بل تلمیذ مجلسی (قدس سره) است، در کتاب «غیبت» خود - واستاد اعظم (مدظله) در «نجم ثاقب» - ذکر نموده اند چند خبری را که ترجمه ی آنها این است:
شیخ کلینی (رحمه الله) روایت کرده از حضرت صادق (علیه السلام) در آخر خبر است که آن حضرت به حماد بن عثمان فرمودند: هرگاه قائم ما اهل بیت خروج کند، می پوشد جامه ی علی را (علیه السلام) ورفتار می کند به سیره ی امیرالمومنین علی (علیه السلام).
شیخ نعمانی (رحمه الله) روایت کرده از آن جناب که:
فرمود: چه تعجیل می کنند در خروج قائم (علیه السلام)؟ پس قسم به خدا که نیست لباس او مگر غلیظ ونیست طعام او مگر درشت یابی خورش، ونیست کار مگر شمشیر ومردن زیر سایه ی شمشیر، ودر خبر دیگر فرمود:
نیست طعام او مگر جوی زبر.
ونیز روایت نموده از خلاد که گفت:
ذکر شد قائم (علیه السلام) در نزد حضرت رضا (علیه السلام). پس فرمودند: امروز شما آسوده وفارغ البال ترید تا آن روز. عرض کرد: چگونه است؟ فرمودند: هرگاه قائم ما خروج کند نیست مگر علقه یعنی خون وعرق، یعنی از کثرت کشتار وکشش، وقوم بر روی زینهای خودند، ونیست لباس قائم (علیه السلام) مگر غلیظ ونیست طعام او مگر خشن.
واز «دعوات» راوندی نقل کرده که:
معلی بن خنیس به حضرت صادق (علیه السلام) عرضی کرد که: این امر اگر در شما می شد هرآینه زندگی می کردیم با شما. فرمود: والله اگر این امر برگردد به سوی ما هر آینه نیست مگر اکل درشت ولبس خشن. وبه مفضل فرمودند: اگر این امر با ما شود هر آینه نیست مگر عیش رسول خدا وسیره ی امیرالمومنین (صلی الله علیهما وآلهما).
ونیز روایت کرده از مفضل که:
گفت: بودم خدمت حضرت صادق (علیه السلام) در طواف. پس خطر کرد به سوی من وفرمود: ای مفضل، چه شده تو را که مهموم باشی ورنگ متغیر شده؟ گفتم: فدای تو گردم نظر کردم به سوی بنی عباس وآنچه در دست ایشان است از ملک وسلطنت وجبروت اگر اینها برای شما بود، هر آینه ما هم با شما بودیم. فرمودند: ای مفضل اگر سلطنت به ما برگردد، نیست مگر تعب در شب وسیاحت در روز، یعنی برای عبادت وجهاد وخوردن طعام درشت وپوشیدن خشن روز، یعنی برای عبادت وجهاد وخوردن طعام درشت وپوشیدن خشن شبه امیرالمومنین (علیه السلام)، والا پس آتش جهنم است. پس آن سلطنت از ما گرفته شد، می خوریم ومی آشامیم، آیا دیدی ظلمی را که خداوند آن را نعمت قرار داده باشد مثل این؟
ونیز در کتاب مزبور، روایت کرده از عمر وبن شمر گفت:
در خانه ی حضرت صادق (علیه السلام) بودم وخانه پر بود از مردم، وهمه رو به آن حضرت نموده سئوال نمی کردند از چیزی مگر آنکه جواب می فرمودند.
پس من از گوشه ی خانه گریه کردم، فرمودند: چه تو را به گریه درآورده ای عمرو؟ گفتم: قربانت شوم، چگونه گریه نکنم؟ آیا در این امت مثل تو کسی هست وحال آن که در به رویت بسته ودر پس پرده نشسته؟ فرمودند: گریه مکن ای عمرو، غذای پاکیزه را می خوری ولباسهای نرم را می پوشی، واگر بشود آنچه را که تو می گوئی نیست مگر اکل جشب طعام درشت ولبس خشن مثل امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام). والا، پس معالجه ی اغلال است در آتش جهنم.

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست * * * یا رضای دوست باید، یا هوای خویشتن

مطالعه کتب ارزشمند در موضوع مهدویت

از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) خواندن کتب ودواوینی است که مشتمل بر ذکر اوصاف حمیده ونعوت پسندیده، وصفات مقدسه وسمات مطهره، وشمایل وخصایل وخصایص ودلائل وجود مقدس آن حضرت است (اروح العالمین فداه)، اگر کسی است که سواد عربیت دارد، بخواند از کتب غیبت مانند: «غیبت» شیخ طوسی و«غیبت» نعمانی و«غیبت» شیخ صدوق و«غیبت بحار الانوار» و«جنة المأوی فی من فاز بلقاء الحجة (علیه السلام) فی الغیبة الکبری وسایر کتب مولفه در این باب که از صد متجاوز است، واگر عربیت ندارد از کتب غیبت فارسیه مانند: «ترجمه ی سیزدهم بحار الانوار» و«ترجمه ی کمال الدین صدوق» و«نجم ثاقب» استاد اعظم (ادام الله ظله العالی) که امتیاز واختصاصی دارد از سایر کتب در احادیث مندرجه ی آن و«دار السلام» فارسی مرحوم شیخ محمود عراقی معاصر (طاب ثراه) که التقاط واقتباس نموده از «دار السلام» عربی، وسایر کتب استاد اعظم (اطال الله بقاه) وغیرها. پس هر اوقات که فراغتی به تو دست می دهد، اکثر مطالعه ومذاکره ی خود را در خواندن این نوع کتب مصروف بدار، که اسباب ازدیاد بصیرت، وتهیج محبت ومودت، ورسوخ خلوص عقیدت، وتولای ظاهره وباطنه ی تو خواهد شد، ومراقبت ومداومت در قرائت آن، تاثیر در قلب وفواد وگوشت وپوست وخون واعضا وجوارح تو خواهد کرد بلکه اندک اندک محبت ومودت آن حضرت (ارواحنا فداه) مخمر با باطن تو خواهد گردید، وآثار واطوار وعلائم ظاهره ی عجیبه ی غریبه در ظاهر وباطن تو بروز خواهد کرد.
یقین بدار که ذکر فضائل ومناقب وآثار واحوال آن حضرت (ارواح العالمین فداه) تاثیرش از کتاب «شاهنامه» و«شهنشاهنامه» وسایر کتب رزمیه کمتر نیست - که خواندن آنها اسباب تهیج شجاعت وبسالت تو می شود - با خواندن «خمسه ی نظامی» و«لیلی مجنون» ملاجامی و«غزلیات سعدی» وغیره که اسباب فرح وانبساط وبهجت ونشاط تو می شود، وکلمات اراجیف واباطیل آنها فورا تاثیر در ظاهر وباطن تو می نماید، پس چگونه کلمات وبیانات ائمه ی معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) که علمای مبرزین واساطین متقدمین ومتاخرین در کتب ودواوین خود در احوال آن سید دنیا ودین جمع نموده اند، در وجود تو تاثیر نمی نماید.
بلکه در این عصر وزمان بر آحاد وافراد مومنین ومومنات ومسلمین ومسلمات واجب است که هر یک چند مجلدی از این نوع کتب عربی وفارسی در خانه ی خود داشته باشند، وهمیشه به مطالعه ومذاکره ی آن بپردازند وهمه روزه برای خود واهل بیت خود به صدای بلند بخوانند که مراتب معرفت آنها به امام زمان خود (ارواحنا فداه) ترقی نماید، ودر عقاید خود نسبت به آن وجود مقدس مبارک خالص وصافی وراسخ وجازم شوند، واز پاره ای فضایل وخصایل وشمایل ومناقب ومعجزات باهره وخصایص ودلالات زاهره ی آن حضرت (ارواح العالمین فداه)، مطلع ومستحضر گردند که به حالت تجاهل وتغافل از دنیا نروند.
بلکه خدا شاهد است، اگر قدرت داشتم وخداوند تعالی به حقیر استطاعتی داده بود.

این دأبی که از پانصد سال قبل الی یومنا هذا در ایران وتوران وعموم بلاد مسلمانان عادت، بلکه جبلی آنها شده، تغییر می دادم که کتاب «گلستان» و«بوستان» و«چهل طوطی» و«حسین کرد» وسایر کتب قصص اراجیف واباطیل را که مسلمانان ابتداء به اطفال خود در مکتب خانه ها ومدرسه ها می دهند بخوانند، متروک وموقوف می کردم ودر عوض کتب فارسیه ی غیبت حضرت صاحب العصر والزمان (ارواح العالمین فداه) را می گفتم به اطفال خود درس می دادند. ولی چه کنم که اسباب این ترویج موجود نیست وقدرت بر این تغییرات وتبدیلات ندارم، امیدوارم که خداوند تعالی به زودی کسی را بر انگیزاند قبل از ظهور مولا وامام ما (ارواحنا فداه) که ترویجی اندک به ظاهر شریعت وطریقت وحقیقت بدهد، لعل الله یحدث بعد ذلک امرا.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید * * * که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم ودرد مکن ناله وفریاد که من * * * زده ام فالی وفریادرسی می آید

بزرگداشت آن نام مقدس در گفته ها ونوشته ها
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) تعظیم وتفخیم نمودن آن حضرت است (ارواحنا فداه) هنگام شنیدن اسم مبارک او، والقاب او وکنای او، وهنگام خواندن ونام بردن وهنگام نوشتن ورقم کردن اسامی مقدسه ی آن حضرت، که تمام این تعظیمات وتفخیمات ومراعات این آداب از فروعات ولایت ومحبت آن حضرت است (ارواحنا فداه)، البته کسی که محبت وتولای کسی را داشته باشد از شنیدن اسم او خوشش می آید:

آن زلیخا از سپندان تا به عود * * * نام جمله چیز، یوسف کرده بود

واز نوشتن اسم او خوشش می آید واز مذاکره ومطالعه وملاحظه ی حالات وصفات وعلامات او مسرور، وبرای او ملالت وکسالتی دست نخواهد داد، زیرا که «از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است»:

ذکر تو از زبان من فکر تو از خیال من * * * چون برود که رفته ای در رگ ودر مفاصلم

اما در خصوص نام بردن آن حضرت به نامی که مطابق است با اسم خاتم النبیین (صلی الله علیه واله)، علمای اعلام را اقوالی ودر حرمت وعدم حرمت آن دلائل واستدلالی است که هر یک در محال خود ثبت است، وهر یک را دلایل وشواهدی است مضبوطه وغیر مضبوطه که از ما نحن فیه خارج است.
ولی آنچه در این عصر وزمان ما فعلا سیره ودأب ودیدن طایفه ی امامیه است (کثرهم الله تعالی)، حتی المقدور از ذکر اسم اصلی آن حضرت که «م ح م د» است (ارواحنا فداه) کف می نمایند وبه سایر القاب واسامی مقدسه ی آن حضرت اکتفا می نمایند.اما در ترسیم وترقیم اسامی والقاب وکنای مقدسه ی آن حضرت (ارواحنا فداه)، از بعض اخبار معلوم می شود که رسم علمای متقدمین (رضوان الله علیهم اجمعین) این بوده که در کتب ودواوین خود اسم م ح م د را به حروف مقطعه نوشته اند، ووجه آن یا اقتداء به توقیعات است، یا از برای تقیه که از ترکب حروف آن کتابتا تعمد داشتند.
ودر این عصر وزمان ما که اسم مقدس آن حضرت واجداد طاهرینش (صلوات الله علیهم) در بالای مناره ها وگلدسته ها ومساجد ومنابر تمام کره ی ارض که مسلمانان مسکن دارند، اعم از این که در بلاد اسلام باشد یا در بلاد فرنگستان وینگی دنیا وغیرها بی تقیه وبی هراس مذکور می نمایند، دیگر این ملاحظات سابقه که در زمان خلفای جور وتقیه از مخالفین بوده لزومی ندارد. وچه نیکو است هر کس کتابت اسامی هر یک از حجج طاهرین را (صلوات الله علیهم اجمعین) می نماید، صلوات وسلام ودرود وتحیات وارده را به الفاظ معموله ی صلی الله علیه وآله وسلم یا صلوات الله علیه یا به زیادتی وسلامه علیه یا سلام الله علیه یا علیه السلام یا علیه الصلوة والسلام یا ارواحنا فداه وغیر ذلک بعینها بنویسد، وبعض رموزات واشارات واختراعات مولده ی کتابتی را ترک نمایند، که کمال بی ادبی است.
مثلا (صلعم) عوض صلی الله علیه وآله وسلم، وصاد ابتر این قسم (ص) عوض صلی الله علیه وآله، وعلامت چهار هندسه (۴) عوض علیه السلام وغیر ذلک را ننویسند، که این خود یک نوع بی احترامی است. محدث جوائزی (رحمه الله) روایت کرده به اسناد خود از حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وآله):
قال (صلی الله علیه وآله):
من صلی علی فی کتاب لم تزل الملئکة تستغفرله مادام اسمی فی ذلک الکتاب.
یعنی هر که صلوات فرستد بر من در کتابی، همیشه ملائکه از برای او استغفار می نمایند، مادامی که اسم من در آن کتاب باقی باشد.
مولف گوید: واین حدیث را هم شیخ شهاب الدین احمد الابشاری (حشره الله مع محبوبه) در خاتمه ی کتاب «مستطرف در ذیل چهل حدیثی که در فضیلت صلوات ذکر کرده چنین نوشته:
الحدیث الحادی والعشرون: قال رسول الله (صلی الله علیه وسلم):
من صلی علی فی کتاب لم تزل الملئکة تصلی علیه ما لم یندرس اسمی من ذلک الکتاب.
وشهید ثانی (قدس سره) در آداب آن گفته:
سزاوار نیست این که نوشته شود صلوات بر پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به لفظ صلعم واشباهه همچنانی که بجا می آورند اشخاصی که محرومند از ثواب آن...
پس گفته است که:
بعضی علماء گفته اند اول کسی که (صلعم) را نوشت، دست او بریده شد.
مولف گوید: چون در این خصوص در جلد ثانی از مجلدات اربعه ی کتاب «خرابات» بسطی داده ام، باکی نیست در این مورد مجملی از آن ذکر شود.
بدان که این آداب وقواعد ومراسم در این عصر به کلی در تکلم کردن وکتابت وارقام وغیرها منسوخ شده، عوالم الناس که گفتگو نیستند، جاهل بعض آداب واحکامند، اکثر خواص دیده شده، در تکلم وتلفظ به اسم مقدس باری تعالی (جل سبحانه وبهره برهانه) واسم مبارک پیغمبر وائمه ی طاهرین (صلوات الله تعالی علیهم اجمعین)، درود ورحمت واجلال واعظام را ترک می نمایند، ودر کتابت ونوشتجات به ملاحظه ی اختصار، اسم مقدس «لله» را به رمز (اه) یا (ه) واسم مبارک معصومین را (علیهم السلام) با کمال بی ادبی وبی اعتنائی می برند.
مثلا در نوشتجات، می نویسند عن النبی (ص)، صلوات را به رمز مزبور می نویسند، عن علی (۴)، عن الباقر (۴) عن الصادق (۴)، صلوات ورحمت را به رمز می نویسند، مثل عدد چهار هندسه که علامت علیه السلام وغیرها است، وعذر او این است که از برای اختصار است، وحال آنکه فعل او برخلاف قول وعذر او گواهی می دهد، ده ورق مطلب پردازی وفصاحت وبلاغت وزبان بازی به خرج داده، وداد سخن گستری وسخن پروری می دهد، وهزار بیت کتابت می کند، که نه به کار دین ودنیای خودش ونه دیگران می آید، ولی از ذکر صلوات بر محمد وآل محمد (صلی الله علیه وعلیهم اجمعین) یا به جهت زیادتی دو حرف یا یک حرف اسم الله (جلت عظمته) به رمز واختصار، اقتصار می کند.
تو که خود می دانی کیستی وچیستی واز کجا آمده ای وچه بوده ای وچه شده ای، وحالا خود را به خیال خود فوق همه ی مخلوق در ربع مسکون می پنداری ومی انگاری، اگر اسم تو را لفظا یا کتابة به طور اختصار ببرند، حالتت منقلب وچشمت برمی گردد، وقلبا با گوینده ونویسنده عداوت خواهی کرد که درصدد توهین وتخفیف من برآمده، باید پنج سطر القاب واوصاف در کتابت یا مراسلات ونوشتجات، یا در روی پاکتها برای تو بنویسند که ساکت باشی، بلکه هر کس زیادتر القاب واوصاف دروغ بی اصل - که هیچیک در وجود خودت وآباء واجدادت نبوده - برای تو بنویسد، زیاد از حد خوشحال وخرم وخرسند خواهی شد، واز کمال حماقت وسفاهت به خود آن القاب واوصاف را می بندی وبر خود می بالی ومی نازی وبه شبهه می اندازی خود را که: اگر من چیزی نیستم واین شئونات را ندارم، چرا برای من این قسم نوشته وذکر نموده، یا در بالای فلان منبر مرا بدان القاب واوصاف ستوده اند.
هیهات هیهات، کار القاب واوصاف به جائی رسیده که عالم وجاهل، دیوانه وعاقل، کهتر ومهتر را کسی در القاب واوصاف فرق نباید بگذارد... این رسم وقاعده فعلا در خاک ایران وغیره جاری است، عالم وجاهل وغنی وفقیر در نوشتن این القاب واوصاف معموله ی مهمله ی شایعه، مصر، ودر دروغ نوشتن ودروغ گفتن لسانا وخطا کمال جهد وابرام را دارند، وصاحبان مکاتیب واشخاص طرف مقابل هم در قبول کردن آن القاب واوصاف مجعوله ی مجهوله نهایت اصرار وابرام را مرعی می دارند وهیچیک از طرفین هم از این اکاذیب واراجیف ونعوت مجعوله واوصاف مجهوله، حیا وخجالت ندارند لعل الله یحدث بعد ذلک امرا ولا قوة الا بالله.
آغاز نوشتار وگفتار وکردار با آن نام مقدس
از جمله تکالیف انام، در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) رقم کردن اسم مقدس آن حضرت است در ابتدای دفاتر وکتب ونوشتجات، ومحترم داشتن اسم مبارک آن حضرت را در نوشتن وتکلم کردن، وحفظ کردن قراطیس وخواتیم وطلسمات والواح ودرهم ودنانیری که اسم مقدس او واجداد طاهرینش (صلوات الله علیهم اجمعین) در آنها ثبت ورسم شده، وبا طهارت استعمال نمودن ودر زیر دست وپا ومواضع غیر مطهره نگذاشتن، وذکر نمودن آن حضرت است در ابتدای مواعظ وخطب ودروس ومباحثه ومطالعه وروضات وتعازی، وابتدای اذان وآخر آن، وابتدای قرآن وختم آن، وابتدای دعوات وختم دعوات، ونزد خطبه ی نکاح وعقود وایقاعات، واکل وشرب وقیام وقعود وذهاب وایاب وسفر وحضر وبر وبحر وغیر ذلک، که حاجت به دلایل وشواهدی ندارد، آنچه من گفتم به قدر فهم تست:
قل لو کان البر مداد الکلمات ربی لنفد البحر...
ترک خروج مگر با حکم فقیه جامع الشرائط
از جمله تکالیف انام در غیبت امام (علیه الصلوة والسلام) در کنج انزوا خزیدن، وانگشت تحسر وتحیر به دندان گزیدن، وشربت ترک خروج وجهاد را با اهل باطل مزیدن، وغصص ومحن قصص وفتن ناملایمات ومحذورات دینی وایمانی را در خزینه ی سینه انباشتن، ودین وایمان خود را از شیاطین انسی وجنی نگاهداشتن، ومتوسل به خداوند قهار ورسول مختار وائمه ی ابرار اطهار (علیهم صلوات الله الملک الجبار) شدن، ومانند پلاس واحلاس در خانه ی خود فرش بودن، ومسئلت ظهور آن حضرت را (عجل الله فرجه) نمودن، ومستعد سفر مرگ بودن است.
وفی «الصحیفة الکاملة» عن ابی عبدالله (علیه السلام):
ما خرج ولا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما واو ینعش حقا الا اصطلمته البلیة وکان قیامه زیادة فی مکروهنا وشیعتنا...
اگرچه ظاهرا از کلمه ی «منا اهل البیت» مستفاد می شود که امام یا اولاد امام (علیهم السلام) هرگاه بخواهد خروج کند واحقاق حق یا ابطال باطلی نماید، منکوب ومخذول ومبتلا خواهد شد. وتا ظهور دولت حقه، اهل حق مغمور ومستور خواهند بود، وتا خروج وظهور حضرت بقیة الله فی الارضین والسموات صاحب العصر والزمان (ارواح العالمین فداه) دولت به دست اهل باطل وکفر خواهد بود، چنانکه در احادیث عدیده رسیده ولکن به حسب تأویل وتفسیر بعض آیات واحادیث که از اهل بیت معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) رسیده، چنانکه فرموده اند:
سلمان منا اهل البیت.
می توان موالیان وشیعیان اهل بیت (علیهم السلام) را هم از اهل بیت محسوب نمود، علماء وفقهاء که نواب امام (علیه الصلوة والسلام) هستند که جای خود دارند. چنانچه در این ازمنه که حضرت حجت (عجل الله فرجه) غیبت کبری فرموده اند، اگر احدی از شیعیان اعم از علماء وفقهاء وحکماء وعرفاء وامراء واعیان واشراف ورعایا وبرایا وغیر هم بخواهد خروج کند، وامر به معروف ونهی از منکر نماید، ومذهب جعفری وملت وآئین واحکام شیعه ی اثنی عشریه را رواج دهد بر سایر ملل وادیان، حتی بر اهل تسنن وغیرها، صحیح نیست. وبنابر این حدیث شریف وسایر احادیث متظافره، منکوب ومخذول ومقهور خواهد شد، بلکه جان او به معرض تلف است. پس در این صورت سکوت وتقیه در این ازمنه واجب است. عالم عامل مرحوم حجت الاسلام وکهف الانام حاجی اشرفی (رضوان الله تعالی علیه) در بعض تدوینات خود می فرماید، ما هذا لفظه:
ممکن است تاویله آیه ی مبارکه ی:
انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا.
در باطن باطن وداخل کردن جمیع اهل ایمان در آن بیت نبوت، وحصول طهارت تامه وقابلیت بقاء ابدی از برکت توسل ایشان (سلام الله علیهم)...
وعین کلام ایشان را (برد الله مضجعه) ذکر کردم، به جهت تایید این که گفتم دوستان وشیعیان اهل بیت را (سلام الله علیهم اجمعین) می توان در جزو اهل بیت محسوب نمود، که مبادا بعضی از متقشرین استبعاد نمایند.
پس در این عصر وزمان که دولت به اهل کفر وضلال وغیره است، صحیح نیست احدی از علماء وفقهاء وحکماء وعرفاء وامراء وامناء وغیرهم به جهت امر به معروف یا نهی از منکرات خروج نمایند، یا جنگ وجدالی کنند، الا در بعض موارد که جهاد عمومی واجب خواهد شد وحکم آن بسته به فتوا وحکم مجتهد جامع الشرائط است، چنان که در «کتاب جهاد» از کتب فقیه مفصلا مسطور است.
پس موالیان ودوستان حقه ی اثنی عشریه باید بنا به فرمایش امام (علیه السلام)، مانند پلاس در خانه های خود پهن شده، وصبر وشکیبائی را اختیار نموده.
واز درگاه حضرت احدیت (عز سبحانه وبهر برهانه) استدعای تعجیل در ظهور وفرج حضرت حجت (ارواح العالمین فداه) نمایند، ومداومت به بعض دعواتی که وارد شده در غیبت آن حضرت (ارواحنا فداه) قرائت شود بنمایند، ودین وایمان خود را حفظ کنند که شیاطین انسی وجنی از آنها نربایند.

از حال خود آگه نیم، لیک آنقدر دانم که تو * * * هرگه به خاطر بگذری اشکم ز دامان بگذرد

اعتقاد به ولایت تکوینی ومقام معنوی معصومین
بدان که این تکالیفی که مذکور شد، وعقایدی که باید تو دارا باشی نسبت به موالیان خود (علیهم السلام)، ابدا جای استغراب واستعجاب ندارد نسبت به آن ذوات مقدسه واشخاص مطهره، که قوام ودوام تمام ارضین وسموات به اتفاق موالف ومخالف از برکت وجود مقدس مطهر منور آنها است واز ممتنعات نیست، زیرا که بعض از اهل سنت وجماعت همین عقاید را نسبت به ادنی مخلوقی از مخلوقات خدا که آنها را رئیس وبزرگ خود می دانند، دارند.
واین عقاید حقه که تو نسبت به موالیان خود داری، آنها نیز همین عقاید را معارضه ی به مثل نموده - من غیر استحقاق - برای مثل خودی ثابت وبرقرار کرده، ووضع شیئی را در غیر ماوضع له خود نموده اند، که اثبات امکان وثبوت واستقرار چنین عقایدی را از برای تو درباره ی معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) خواهد نمود، پس در این صورت تو اولی واحری هستی به اینکه این عقاید حقه را که لازمه ی شئونات آنها است (علیهم السلام)، در خصوص موالیان خود دارا باشی، واعتنا به معارضات ومناولات خصم در مقابل ننمائی، ودرست توجه نمائی در این بیاناتی که از برای تو نموده واظهاراتی که می دارم وخرافات وجزافاتی که خصم در مقابل نوشته، تا بدانی که اثبات این نوع شئونات ودرجات وعوالم ظاهره وباطنه، وتاکید واصرار حقیر در حفظ مراتب ومقامات ازمنه واوقات ودقایق وساعات ایام ولیالی وتکالیف مقرره وعقاید حقه وتوجهات تامه ی کامله به سوی امام عصر وناموس دهر وغوث اعظم وقطب دایره ی عالم، صاحب العصر والزمن محمد بن الحسن (صلوات الله وسلامه علیه وعلی آبائه الطیبین الطاهرین) اندکی است از بیشمار، وخردلی است از خروار، وقطره ای است از بحار.
خدای واحد احد شاهد است، چنانچه می خواستم تکالیف مقرره ی معینه صوریه ومعنویه وظاهره وباطنه ی تو را کما ینبغی نسبت به امام تو (ارواحنا فداه) مشروحا بنویسم، کفش وکلاه خود را به دور می انداختی وسر وپای برهنه به کوه وصحرا می تاختی وبیرق دیوانگی در میان مخلوق می افراختی، ولکن آنچه من گفتم به قدر فهم تست، بل بقدر ظرف تست:

پس بیا وهوش خود را جمع کن * * * واین عناد از باطن خود قمع کن

ومراتب شئوناتی که خصم در مقابل موالیان تو برای خود تراشیده اند بشنو، که چگونه به مجرد این دعاوی بی پا گروه گروه به آنها گرویدند، وخرافات آنها را به گوش جان خود شنیدند، وجان ومال وهستی خود را به آنها بخشیدند، واز حضور موالیان تو رمیدند وبساط مخالفت ومعاندت را چیدند، واز حسادت ظاهری وباطنی کردند آنچه کردند، وشنیدند آنچه شنیدند، وبه پاداش آن دیدند آنچه دیدند:
الشیخ عبدالقادر الجیلانی:
کل ولی علی قدم نبی وانا علی قدم جدی، ما ارفع المصطفی قدما الا وضعت فی الموضع الذی رفع منه، الاقدام من اقدام النبوة فانه لا سبیل الا ان یناله غیر نبی.
ومن کلماته ایضا:
انا نار الله الموقده، انا سالب الاحوال بحر لا ساحل له، انا المحفوظ انا الملحوظ، یا قوام یا صوام، یا اهل الجبال دکت جبالکم، یا اهل الصوامع هدمت صوامعکم، اقبلوا امرا من الله انا امر من الله، یا رجال یا اوتادیا ابدال یا اطفال هلموا وخذوا عن البحر الذی لا ساحل له، انا النا ظرفی اللوح المحفوظ، انا الغائص فی بحار علم الله ومشاهداته، انا حجة الله، انا نایب رسول الله ووارثه فی الارض.
ومن کلماته ایضا:
انا افضل مشایخ الجن والانس جمیعا، بینی وبین الخلق بعد بعید کما بین السماء والارض.
ومن کلماته ایضا:
انا من وراء امور الخلق وعقولهم، رجال الله اذا وصلوا الی القدر امسکوا فاذا وصلت الیه دخلت فیه فنازعت اقدار الحق بالحق للحق.
ومن کلماته ایضا:
سلمت لی الارض شرقا وغربا سکنی وغیر سکنی، بر او بحرا، سهلا وجبلا، کلهم یخاطبونی بالقطبیه.
ومن کلماته ایضا:
انا سیاف انا قتال، انا اعلم ما فی بطنکم وظاهرکم وانتم فی نظری بین یدی کالقواریر.
ومن کلماته ایضا:
اعطیت الآن سبعین بابا من العلم اللدنی سعة مابین السماء والارض.
شیخ ابوالحسن خرقانی:
صعدت ظهیرة علی العرش لاطوف به فطفت علیه الف طوفه. او کما قال: ورأیت حوالیه قوما ساکنین مطمئنین فتعجبوا من سرعة طوافی وما اعجبنی طوافهم فقلت من انتم وما هذه البرودة فی الطواف، فقالوا نحن ملئکه ونحن انوار وهذا طبعنا لانقدر ان نتجاوزه، فقالوا ومن انت وما هذه السرعة فی الطواف؟ فقلت بل انا ادمی وفی نور ونار وهذه السرعة من نتایج نور الشوق.
للشیخ محیی الدین فی فتوحاته:

انا ختم الولایة دون شک * * * یورث الهاشمی مع المسیح

وفیها ایضا:

ولما اتانی الحق لیلا مبشرا * * * بانی ختام الامر فی غرة الشهر
وقال لمن قد کان فی الوقت حاضرا * * * من الملاء الاعلی ومن عالم الامر
الا فانظروا فیه فان علامتی * * * علی ختمه فی موضع الضرب بالظهر
انا وارث لاشک علم محمد * * * وحالته فی الرمنی وفی الجهر
وانی لختم الاولیاء محمد * * * ختام اختصاص فی البدائه والحضر

ومن کلماته:

الله اکبر والکبیر ردائی * * * والنور بدری والضیاء ذکائی
والشرق غربی والمغارب مشرقی * * * وحقایق الخلق الجدید امائی
والنار غیبی والجنان شهادتی * * * والبعد قربی والدنو فنائی
واذا اردت تنزها فی روضتی * * * ابصرت کل الخلق فی مرائی
واذا انصرفت انا الامام ولیس لی * * * احد اخلفه یکون ورائی

فی کتاب «مقامع الفضل» لابن الآقا (طاب ثراه):
شیخ محی الدین در «قصوص» و«فتوحات» گوید که: هر که بت پرستید، به همان خدا را پرستیده باشد. وچون سامری گوساله ساخت که مردم را به عبادت او خواند، حق تعالی یاری نکرد هارون را بر سامری، از برای آن که می خواست که در هر صورتی پرستیده شود.
حق تعالی نصاری را تکفیر ننمود به سبب آن که به الوهیت عیسی (علیه السلام) قائل شدند، بلکه به سبب آن که خدا را منحصر در عیسی دانستند، چنان که فرمود:
لقد کفر الذین قالوا ان الله هو المسیح...
وخود را خاتم الاولیاء دانسته وگفته که: ختم ولایت به او شده وپیغمبران نزد او حاضر شدند به جهت تهنیت ومبارکبادی ختم ولایت.
ونیز گفته که: جمیع انبیاء اقتباس علم می کنند از مشکوة خاتم انبیاء وجمیع اولیاء اقتباس علمی می کنند از مشکوة خاتم اولیاء.
وگفته که: خاتم اولیاء افضل است از خاتم انبیاء در ولایت، چنان که خاتم انبیاء افضل است از سائر انبیاء در رسالت.
ونیز گفته: اهل آتش در دوزخ تنعم می کنند وبه آتش راحت می یابند ولذت می برند، وعذاب کافر منقطع خواهد شد، وعذاب مشتق است از عذب به معنی شیرینی، انتهی کلامه فی کتابه المذکور.
شرح «دیوان میبدی»:
موید الدین جندی در شرح «فصوص» گفته که: شیخ یعنی شیخ محیی الدین عربی در اول محرم در اشبیلیه از بلاد اندلس - اشبیلیه من قواعد الاندلس ولها خمسة عشر بابا - به خلوت نشسته ونه ماه طعام نخورد. در اول عید مامور شد به بیرون آمدن، ومبشر شد به آن که خاتم ولایت محمد است (صلی الله علیه وآله).
وهم در شرح «فصوص» گوید:
من دلائل ختمیته انه کان بین کتفیه فی مثل الموضع التی کان لنبینا (صلی الله علیه وآله) علامة مثل ذرالحجله ثابته تقعیر تسع، مثل ذر الحجله اشاره الی ان ختمیته النبوة ظاهرة فعلیه وختمیة الولایة باطنة انفعالیه...
تا آنجا که می گوید: بعضی در تکفیر وتضلیل شیخ بسیار مبالغه دارند واو را اکفر کفره پندارند، وچاره ی این مردم در غیبت، فراموشی ودر حضور خاموشی.
حافظ:

با مدعی مگوئید اسرار عشق ومستی * * * بگذار تا بمیرد در عین خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید * * * ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
تا علم وعقل بینی بی معرفت نشینی * * * یک نکته ات بگویم خود را مبین که رستی

یقول المولف (وفقه الله تعالی):
وفی «کشف الظنون» لکاتب الچلبی، قال:
کتاب «مناقب» محیی الدین ابن عربی اندلسی من تالیفات سید علی بن میمون المغربی المتوفی سند سبع عشرة وتسع ماة (۹۱۷)، وسماه «تنبیه الغبی فی تنزیه ابن عربی» وللسیوطی ایضا المتوفی سنة احدی عشرة وتسع مأة (۹۱۱) وللشیخ ابراهیم بن محمد الحلبی وسماه «تنبیه الغبی فی تکفیر ابن عربی» واجاب عن الذی اورده السیوطی وتوفی سنة ست وخمسین وتسع ماه (۹۵۶)...
یقول المؤلف (وفقه الله):
بر عارف بصیر وناقد خبیر واهل انصاف خالی از جزاف واعتساف، واضح ولایح است که تمام این اقوال را از روی کذب وبهتان، وغرور وطغیان، وهوای نفس وخودنمائی، ومحض شهرت بین انام، وگول وفریب مردمان عوام کالانعام گفته اند.
واکثر این کلمات را که این طایفه گفته اند، محض لجاجت وعناد وخصومت ولداد وضدیت وندیت ومعارضه ومنا له با شیعه ی اثنی عشریه است، چون شنیده اند که شیعه گویند: ختم ولایت به وجود مبارک حضرت بقیه الله (عجل الله فرجه وسهل مخرجه) شده است، محیی الدین در مقام معارضه برآمده، دعوی ولایت وخاتم الاولیائی می نماید.
وچون شنیده اند شیعه می گویند:
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در بالای منبر «سلونی قبل ان تفقدونی» فرمودند.
مقاتل بن سلیمان نیز بر منبر «سلونی قبل ان تفقدونی» و«سلونی عما دون العرش» می گوید واز او سوال می کنند: اول حجی که آدم به جا آورد سر او را کی تراشید؟ فرو می ماند وجواب نمی دهد. ابن جوزی هم می رود بالای منبر این دعوی بیجا را می نماید واین عبارت را می گوید، خداوند تعالی زنی را می گمارد که او را مجاب می سازد ودعوی او را باطل می نماید.
وقتاده در مسجد کوفه نیز این دعوی می نماید، ومردی از او سوال می کند از موری که با سلیمان (علیه السلام) تکلم کرد، نر بود یا ماده؟ در جواب عاجز می شود، وحال آن که تانیث او از لفظ ضمیر «قالت» در قرآن ثابت است. چنانکه عمر بن الخطاب می گوید:
چهل خاتم در رکوع به سائل بخشیدم که آیه ای هم در حق من نازل شود - چنان که برای حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) نازل شد - ابدا نازل نشد.
عجب تر این که صاحب کتاب «خصایص» محمد بن جریر طبری که از علماء اهل سنت وجماعت است با وجودی که امام او عمر بن الخطاب این کار را کرد وبرای او آیتی نازل نشد، می گوید:
چهل مرتبه من هم در حالت رکوع انگشتری خود را در راه خدا به این آرزو وتمنا تصدق نمودم تا در شان من هم آتی نازل شود، نازل نشد.
وشنیده اند که شیعه می گویند:
در معراج حضرت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) همه جا حضرت امیر المومنین (علیه السلام) را با خود دید.
وخود اهل سنت هم اقرار دارند، چنان که در «خلاصة المناقب» و«بحر المعارف» مسطور است که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: در شب معراج خداوند تعالی به من فرمود: یا محمد (صلی الله علیه وآله) که را از خلایق دوست می داری؟ گفتم: علی را (علیه السلام). پس فرمودند: نگاه کن به جانب چپ خود. چون نگاه کردم دیدم علی (علیه السلام) ایستاده (صلی الله علیه وعلی اولاده الطاهرین).
اهل سنت هم در مقابل می گویند:
ملای رومی صاحب «مثنوی» در شش سالگی به سیر ملکوت آسمانها رفت، چنان که در «سفینه الاولیاء» محمد دارا شکوه قادری است.
وشیخ ابوالحسن خرقانی می گوید:
به عرش رفتم وهزار طواف نمودم در دور عرش.
دیگری می گوید:
در آسمانها رفتم مرتبه ی علی (علیه السلام) را دیدم، پست تر از خلفاء بود.
ونیز شنیده اند جماعت شیعه می گویند:
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام والصلوة) امام بر جن وانس بود، وپیغمبر (صلی الله علیه وآله) آن حضرت را به محاربه ی جنیان می فرستاد، وحکومت بر جن وانس داشت.
اهل سنت در مقابل می گویند:
شیخ عبدالقادر جیلانی امام بر جن وانس بود، وجن وملک مانند انس پیش او می آمدند وکلمات او را می شنیدند، وحکم میان آنها می کرد، و«غوث الثقلین» او را به این جهت گویند که امام بر انس وجن وملائکه بود.
وشنیده اند که شیعه می گویند:
آفتاب بر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) سلام می کرد ومی گفت: السلام علیک یا اول یا آخر یا ظاهر یا باطن...
شیخ ابوالسعود می گوید:
حضرت غوث یعنی شیخ عبدالقادر می گفت که: آفتاب وماه برنمی آیند تا بر من سلام نمی گویند.
وشنیده اند شیعه می گویند که:
سال وماه وایام هفته ائمه اطهارند (سلام الله علیهم) وعرض اعمال به آنها می شود.
اهل سنت گویند:
شیخ عبدالقادر گفت: سال وماه وهفته وروز آمده بر من سلام می کنند وآنچه از خیر وشر در ایشان مقدر شده خبر می دهند.
چنان که محمد داراشکوه قادری در «سفینة الاولیاء» نوشته، وکتاب مذکور نزد حقیر مولف حاضر است به خط یکی از اهالی شاه جهان آباد، وتاریخ تالیف کتاب مذکور در سنه ی یک هزار وچهل ونه هجریه (۱۰۴۹) است، در آنجا که می گوید که:
شیخ سیف الدین عبدالوهاب ولد غوث اعظم فرموده اند که: هیچ ماهی از ماهها نبودی مگر که پیش از نو شدن بیامدی پیش والد من، اگر چنانچه در آن ماه بدی وسختی مقدر شده بودی، به صورت ناخوش آمدی، واگر خیری مقدر بود، به صورت نیکو آمدی.
آخر روز جمعه سلخ جمادی الاخری سال پانصد وشصت جمعی از مشایخ نزد شیخ نشسته بودند، جوانی خوب روی درآمد وگفت: السلام علیک یا ولی الله، من ماه رجبم، آمده ام تا تو را تهنیت گویم، ودر من هیچ بدی وسختی مقدر نشده، در آن ماه رجب هیچ ندیدند مردم مگر خیر ونیکوئی. چون روز یکشنبه آمد سلخ رجب بود، شخصی کریه المنظر آمد وگفت: السلام علیک یا ولی الله، من شهر شعبانم، آمده ام که تو را تهنیت گویم، مقدر شده است در من موت وفناء خلق در بغداد وگرانی در حجاز وقتل وکشش در خراسان. چون ماه شعبان آمد همه واقع شد، وشیخ عبدالقادر در ماه رمضان چند روز بیمار شدند، روز دوشنبه بیست ونهم رمضان جمعی از مشایخ چون شیخ علی هیبتی وشیخ نجیب الدین سهرودی وغیرهما پیش او نشسته بودند، شخصی با بهاء ووقار تمام درآمد وگفت: السلام علیک یا ولی الله. من ماه رمضانم، آمده ام که اعتذار کنم از آنچه بر تو مقدر شده بود در من، ووداع کنم تو را که این آخر اجتماع من است با تو. پس بازگشت وشیخ در ربیع الاخر سال دوم وفات کرد ورمضان دیگر را درنیافت.
ونیز شنیده اند که شیعه می گویند:
ائمه ی ما (سلام الله علیهم اجمعین) فرموده اند: اسامی شیعیان ما در نزد ما در صحیفه ثبت وضبط است، همچنین اسامی اعادی ما.
اهل سنت می گویند که:
شیخ عبدالرزاق فرزند شیخ عبدالقادر گفته که شیخ گفت: کاغذی به دست من دادند به مقدار درازای انتهای نظر، دیدم که نام اصحاب ومریدان من که تا قیام قیامت نسبت خود را به من درست خواهند کرد، در آنجا ثبت نموده اند، وحکم شد که این همه را به تو بخشیدم. وشیخ گفت: قسم به عزت وجلال خدا که قدم برندارم از پیش پروردگار خود، تا روانه نسازد مریدان مرا با من سوی بهشت.
وشنیده اند که شیعه می گویند:
ائمه ی ما (سلام الله علیهم اجمعین) موت وحیاتشان مساوی است، چنان که در حال حیات ظاهری تصرفات در عوالم امکان داشتند، در موت ظاهری هم تصرفات به تمام عوالم دارند.
اهل سنت وجماعت نیز گویند:
چنانچه شیخ عبدالقادر را در ایام حیات بر تمام عالم تصرف بود، بعد از وفات در قبر نیز همان تصرفات را خدا به او داده است.
ونیز چون شنیده اند که شیعه اموات خود را در روضات متبرکه ومشاهد مشرفه ی ائمه ی طاهرین (سلام الله علیهم اجمعین) دفن می کنند ومی گویند عذاب از آنها برداشته می شود، شیخ ابوبکر بطایحی می گوید که:
از حق تعالی عهد گرفتم که جسدی که در روضه ی من درآید، آتش آن را نسوزاند وعذاب از او برداشته می شود.
ودر ابوبکر بطایحی در بطایح است.
خلاصه معارضات ومناولات وضدیت اهل طایفه ی سنت وجماعت را در مقابل شیعه ی اثنی عشریه در هر یک از مقالات ودرجات چنانچه بخواهم بشمارم وذکر نمایم کتابی خواهد شد، شهدالله تعالی که تمام این نسبتها که این اشخاص در مقابل ائمه ی ما (صلوات الله علیهم اجمعین) که به خود داده اند یا دیگران به آنها نسبت می دهند، کذب محض ومحض کذب وشهرت وریاء وسمعه وغرور وطغیان وعدوان است وهیچ مقصودی از این خرافات وجزافات ندارند الا اطفاء انوار مصابیح هدی (علیهم صلوات الله تبارک وتعالی):
یریدون ان یطفئوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون.


www.m-mahdi.net



 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) کمال الدین، جلد ۲، صفحه ی ۴۴۸.
(۲) بحارالانوار، جلد ۵۳، صفحه ی ۱۷۷.
(۳) سیرتنا وسنتنا علامه ی امینی، صفحه ی ۹ و۱۰.
(۴) قرآن، سوره ی اعراف، آیه ی ۱۸۷.
(۵) «یوم القیمة» در اینجا مراد از رجعت است که قیامت صغری باشد، نه قیامت کبری.

دانلودها دانلودها:
رتبه رتبه:
  ۲ / ۵.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم