كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۷۶۵) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۵۹) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۶۱) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۱۰۷) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۶۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۵۰) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۹۶) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۸۹) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۲۲) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۱۲)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » انتظار عامل مقاومت
كتابخانه مهدوى

کتاب ها انتظار عامل مقاومت

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی تاريخ تاريخ: ۱۲ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۹۱۹ نظرات نظرات: ۰

انتظار عامل مقاومت

نویسنده: آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

فهرست

مقدمه
پیشگفتار
پیام منتظر
مناجات ونیایش
به سوی هدف های اسلامی
پیروزی اسلام بر همه ادیان
انتظار، عامل پایداری در برابر رهبری های فاسد
انتظار ووعده الهی
آینده جهان در کلام الهی
انتظار، عامل مبارزه با فساد وانحراف
حرمت بازگشت به فرهنگ جاهلی
مقاومت، در برابر بازگشت به جاهلیت
ارزش انتظار در قرآن وحدیث
ارزش انتظار
اسلام وانتظار
انتظار جامعه شیعه
عامل بقا
دیدگاه وسیع
نیمه شعبان
کتابنامه

مقدمه
بسمه تعالی وله الحمد

پس از رحلت رسول خدا(ص) وشهادت امیرالمؤمنین وسیدالشهدا (علیهما السلام) تا امروز، ریشة تمام حرکات ونهضت های شیعه ومسلمین، علیه باطل واستثمارگران، همین فلسفة اجتماعی انتظار وعقیده به ادامه مبارزه حقّ وباطل تا پیروزی مطلق بوده است.
از متن کتاب
انتظار، حالتی است که از ترکیب ایمان واعتقاد به مبانی دین وولایت امام زمان(عج) وشوق وعلاقه به ظهور وحکومت وزیست وهمراهی با اهل بیت (علیهم السلام)، تنفر از وضع موجود (غیبت امام) وتوجّه به نقص وفساد وتباهی آن سرچشمه گرفته، ودر وجود انسان شعله می کشد وانواع دگرگونی ها را در حالت قلبی، اندیشه وآمال انسانی، رفتار فردی وتلاش اجتماعی انسان ایجاد می نماید که بحث وسخن از آنها نیازمند به حال ومجال بیشتری است.
این کتاب که در مقام بیان ارزش واهمّیت انتظار مؤمنین برای ظهور مولا، حضرت ولی عصر امام زمان(عج) می باشد، در بررسی اثرات انتظار، به تبیین تأثیرات اجتماعی آن پرداخته، این امر را از زوایای گوناگون روشن می سازد، وتعهدات ووظایف یک منتظر را در قبال مقدمات ظهور وجامعة جهانی ومسلمین آشکار می گرداند.
این کتاب که نخستین بار، سال ها پیش تر از این، در دورة ننگین طاغوت منتشر شده بود، هم اکنون برای بار دیگر با تغییراتی اندک به خدمت منتظران وعلاقه مندان به آستان قدس امام زمان، حضرت ولی عصر(عج) تقدیم می گردد.
«اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی یؤْمِنُ الْخآئِفینَ وَینَجّی الصّالِحینَ، وَیرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ وَیضَعُ الْمُسْتَکبِرِینَ، وَیهْلِک مُلُوکاً وَیسْتَخْلِفُ آخَرِینَ»(۱)
«سپاس خدا را که بیمناکان را آسودگی وایمنی، وشایستگان را رهایی می بخشد ومستضعفان را بالا می برد وبلندمرتبه می گرداند، ومستکبران را خوار وپست وپادشاهانی را هلاک می کند، ودیگران را به جای آنها می نشاند».
(هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَدِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ وَلَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ)(۲)؛
«او کسی است که رسولش را با هدایت وآیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند!».
(وَلَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحُونَ)(۳)؛
«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!».
قال رسول الله(ص):
«ثَلاثٌ مَنْ کنَّ فِیهِ وَجَدَ حَلاوَةَ الإیمانِ:
أَنْ یکونَ اللهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَیهِ مِمّا سِواهُما،
وَأَنْ یحِبَّ الْمَرْءَ، لا یحِبُّهُ إِلاَّ للهِ،
وَأَنْ یکرَهَ أَنْ یعُودَ فِی الْکفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْقَذَهُ اللهُ مِنْهُ کما یکرَهُ أَنْ یلْقی فِی النّارِ»(۴)؛
«سه صفت است که در هرکس باشد، شیرینی ایمان را چشیده است:
۱ - خدا وپیامبر خدا نزد او، از هر چیز وهرکس محبوب تر باشند.
۲ - هرکس را دوست دارد، برای خدا دوست داشته باشد.
۳ - بعد از نعمت اسلام، از بازگشت به کفر (ارتداد وارتجاع) کراهت داشته باشد، چنانچه افکنده شدن در آتش را کراهت دارد».

پیشگفتار
بسم الله الرحمن الرحیم

درک صحیح، شناخت درست، توجیه وتعبیر معقول، تفسیر دقیق وواقعی الفاظ وواژه ها واصطلاحات اسلامی، بر هر مسلمان وهرکس که بخواهد به روح تعالیم اسلام، حقیقت مکتب، برنامه های تربیتی، اجتماعی، اخلاقی، مدنی، معنوی ومادی آن آشنا شود، لازم است. چنانچه فهم جوانب ایجابی وسلبی ومثبت ومنفی دین، ارتباط آن با عمل وترقی وکمال، بهبود زندگی، عدالت اجتماعی، بهتر زیستن وظهور ارزش های انسانی، همه وهمه منوط به دریافت درست این اصطلاحات است.
اگر مفاهیم واقعی واژه های اسلامی ومعانی آنها درک شود، اشتباهات وسوء تفاهماتی که در شناخت دین ومقاصد آن برای جمعی پیش آمده، مرتفع گشته وهدف های واقعی ومقاصد حقیقی دین معلوم می گردد. واگر الفاظ واصطلاحات دینی به طور صحیح درک نشود وبا مفاهیم نادرست عرضه شود ونادانان یا مغرضان، آن را به صورت دیگر جلوه دهند، زیان آن از گمراهی صریح کمتر نخواهد بود؛ زیرا موجب سوء ظن وبدگمانی وبرداشت های غلط وناروا از دین می گردد؛ تا آنجا که مترقی ترین وکامل ترین مکتب را عامل انحطاط، زبونی، بی عدالتی ونابرابری می پندارند؛ وحقیقتی را که عامل ایجابی وعملی ونشاط بخش وانقلابی است، عامل سلبی ومنفی ورکود وسکون ووقوف وکناره گیری می شمارند.
از این نظر، معرفی مفاهیم واقعی هدف ها وتعلیمات وارشادات دینی در هر رشته، وارتباط آن با عمل واخلاق وتحرک وفعالیت وکوشش ومبارزه ومقاومت وجهش وپیشرفت، کمال اهمّیت را داراست؛ به خصوص در زمان ما که بیگانگان می خواهند با تلقینات وتبلیغات سوء وغرض آلود، جامعه وبه ویژه نسل جوان را گمراه واز آگاهی های کافی پیرامون اصطلاحات وشعائر دین محروم نمایند، در معرفی مفاهیم یادشده، توجّه ودقت بیشتر لازم است.
این مفاهیم که انحراف از درک حقایق آنها مساوی با گمراهی در اصل دین، ویا رشته های اساسی ومهم آن است وباید نسل جوان که جویای حقیقت وطالب کمال وترقی وآگاهی است، در فهم آن یاری شود، بسیار است، مانند:
زهد، قناعت، توکل، تسلیم، قضاوقدر، علم غیب، شفاعت، ولایت، خلافت، امامت، وصایت، تقیه، دعا، زیارت، نظام مستمر حکومتی اسلام در عصر حضور امام وعصر غیبت، فلسفه غیبت امام، روش تشیع وشیعه بودن، مرجعیت و... واز جمله: انتظار ظهور یا انتظار فرج وقیام حضرت مهدی اهل بیت وقائم آل محمّد(عج) است.
اگرچه اصالت مفهوم این انتظار، هنوز کم وبیش وبه حسب مراتب معارف وآگاهی های افراد، در اذهان محفوظ مانده است؛ ولی به گمان بسیاری، تلقی وبرداشت اکثر جامعه از آن - چنان که باید - سازنده ومثبت نیست وجوانب سلبی ومنفی آن نیز که از تعلیمات اساسی ومترقّی اسلام ومبارزات سلبی رهبران دین سرچشمه می گیرد، نادرست وغیر از آنچه باید باشد، عرضه شده است ودر جهت جنبش وتحرّک، قدم به پیش نهادن، مجاهده، امر به معروف ونهی از منکر، ثبات قدم وپایداری، حبّ فی الله (محبّت به خاطر خدا)، بغض فی الله (دشمنی به خاطر خدا) وقطع رابطه با اعداءالله از آن بهره برداری نشده؛ بلکه آن را عامل سکون وسکوت، سازش کاری، وقوف، تسلیم، مداراکردن با ستمگران، رضایت دادن به وضع موجود وفراموش نمودن اهداف عالی اسلام معرفی کرده بودند.
جشن وچراغانی نیمة شعبان وخواندن دعای ندبه را وسیلة خاموش کردن آتش اعتراض، وایجاد آرامش موقّت ومسکن نگرانی ها ونارضایتی های جامعه از بی عدالتی ها وفشارها ونابرابری ها ومفاسد دیگر می پنداشتند، که شور وهیجانی را که باید بر قوّت وحدّتش افزود تا همه تباهی ها ونابسامانی ها وبشرپرستی ها واستعبادها واستضعاف های گوناگون را بر باد دهد، فرو می نشاند وبر آتش روحانی ومقدسی که اسلام برای سوختن کاخ های ستم واستضعاف برافروخته وباید همیشه روشن وروشن تر شود، آب می ریزد.
لذا برای رفع هرگونه سوء تفاهم ودرک مفهوم واقعی انتظار وتأثیر آن در اصلاح اجتماع؛ بلکه انقلابات اجتماعی وسیاسی وتقویت اراده وتربیت افراد مبارز وسرسخت وشکست ناپذیر، وشناخت فلسفه مراسم جشن وچراغانی وخواندن دعای ندبه وتوسلات وتوجّهات، وعرض ادب ها به ساحت مقدّس وباعظمت حضرت بقیة الله فی الارضین(عج) بخشی از کتابی را که در دست تألیف دارم، به کسانی که می خواهند از مفهوم صحیح انتظار، ظهور وارزش حقیقی آن آگاه گردند، تقدیم می نمایم.

پیام منتظر (۵)
بیا صبا ببر از این گدا یکی پیغام * * * به سوی پادشه مُلک جان، امام انام
که ای طفیل وجود تو آنچه در گیتی است * * * که ای یگانة دوران ومفخر ایام
کنون که صفحة گیتی است پر ز جور وستم * * * ز عدل وداد به عالم نمانده غیر از نام
فساد کرده جهان را چو شام هجران تار * * * صلاح رفته چو روی تو در حجاب غَمام
چه شام ها که به امید وصل گشت سحر * * * چه صبح ها که نمودیم در فراقت شام
تو آفتاب وجودی، روا مدار دگر * * * به زیر سایة غیبت کند رخ تو مقام
نهیم در ره تو چند دیدة امید * * * در انتظار تو تا کی به سر بریم ایام؟
خوش است گر بنمایی به عاشقان رویی * * * که جلوه ایش کند زنده دل خواص وعوام
به کعبه تکیه نمایی ومخلصان بینی * * * پی طواف درت بسته سر به سر احرام
درآ ز پرده که از دین نماند رسم واثر * * * به جان دشمن دون، زن شرر ز برق حسام
بیا که از تو شود پر ز عدل وداد جهان * * * بیا که از تو شود، فتنة جهان آرام
بیا که از تو شود نسخ، رسم استبداد * * * جهان درآید به زیر پرچم اسلام
بیا که منتظران را به لب رسید نفس * * * بیا که طاقت ما طاق گشت وصبر تمام
بیا وقطع نما ریشه های استضعاف * * * برای یاری دین خدا، نما اقدام
به یک نظر ز تو من قانعم شها، لطفی * * * خجسته آن که به دیدار خود کنی اش اکرام
جنود جهل نموده است روح من تسخیر * * * هوای نفس ز عقلم ربوده است زمام
کنم چه چاره به محشر ولات حین مناص * * * کجا پناه برم من، ولیس لی معصام
مگر ولای تو زین مستمند گیرد دست * * * به این وسیله ز یزدان نمایم استرحام
اگر به «صافی» مسکین نظر کنی شاید * * * که از ولایت تو یافت دینش استحکام

مناجات ونیایش
«اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دینَک وَسُنَّةَ نَبِیک، حَتّی لا یسْتَخْفَیَ بِشَیء مِنَ الْحَقِّ مَخافَةَ أَحَد مِنَ الْخَلْقِ»(۶)؛
«خدایا به سبب ظهور مهدی منتظر(عج) دین خود وسنّت پیغمبر را آشکار کن، آن چنان که از بیم احدی از خلق، چیزی از حقّ پنهان داشته نشود، وحق گویی وحق پرستی در همه جا وبرای همه کس آزاد باشد».
«اَللّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَیک فی دَوْلَةٍ کریمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ إِلی طاعَتِک وَالْقادَةِ إِلی سَبیلِک، وَتَرْزُقُنا بِها کرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ»(۷)؛
«خدایا! ما از تو دولت با کرامتی می خواهیم که به آن، اسلام واهل اسلام را عزیز گردانی، ونفاق واهل نفاق را خوار سازی، وما را در آن دولت از دعوت کنندگان به سوی طاعتت ورهبران به سوی راهت قرار دهی، وکرامت دنیا وآخرت را برای ما روزی فرمایی».
خدایا! تو را سپاس می گوییم وهر کار وهر سختی را فقط با نام تو آغاز می کنیم وجز تو را نیایش وپرستش نمی نماییم واز غیر تو یاری نمی خواهیم.
چقدر از حقیقت وآزادی دور افتاده اند آنان که سخنان وکارهایشان را به نام سرکشان وستمگران می گشایند وبه شرک وبت پرستی می گرایند، ودر برابر نابکاران واستضعاف گران به تملّق وچاپلوسی ومدح ونیایش می ایستند وشرافت انسانیت خود را به طمع مال ومقام نابود می کنند.
خدایا! به بندگان برگزیده ونیک وفروتنت که وجودشان از استکبار واستثمار واستبداد واستضعاف دیگران منزّه است، وبه نمونه های رحمت ومهر وبرابری وبرادری وانسان دوستی وخیرخواهی؛ به پیامبرانی که برای راهنمایی بشر وآزادی انسان ها از ذلّت واسارت فرستاده ای، خصوصاً گرامی ترین وعزیزترین بنده ات، سرحلقه اصفیا، خاتم انبیا محمّد مصطفی وخاندان پاک وپاکیزه اش درود می فرستیم وبه آن شخصیت عظیمی که به فرمان تو کاخ های ستمگران را ویران، وبیدادگری وفساد واستبداد را ریشه کن می سازد وجهان را در پناه حکومت اسلام ونظامات قرآن، از شرّ کفر وشرک ورژیم های فاسد ونظامات استعبادی وغیرانسانی نجات می دهد، حضرت ولی عصر وامان دهر، صاحب الامر حجة بن الحسن العسکری (علیهما السلام) صلوات وسلام عرض می کنیم.
خداوندا! این آیه از کتاب بزرگ توست:
(وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ)(۸)؛
«وچنین می خواهیم که بر آنان که در زمین به استضعاف گرفته شده اند، منّت گذاشته وآنان را پیشوایان ووارثان زمین قرار دهیم».
بارالها! تو وعده داده ای به آنان که در این زمین استضعاف می شوند وحقوق وآزادی وموجودیت شان مورد تعرض ودستبرد واقع می شود، منّت گذاری وآنان را پیشوایان ووارثان زمین قرار دهی.
تو خواسته ای که ضعیفان، وآنان که از حقوق خود محروم شده اند، با ظهور مهدی(عج) ناگهان به پا خیزند وانقلاب کنند وبا بزرگ ترین نهضت آزادی بخش، طاغیان ویاغیان وجباران را از صفحه زمین براندازند وبه حیات زورمندان ستم کیش وقوی پنجگان ددمنش پایان دهند، وقصرهایشان را بر سرشان ویران، وجهان را از آلودگی عناصر کثیف ناپاک، پاک سازند.
آفریدگارا! تو وعده داده ای که مؤمنان وبندگان صالح وشایسته ات را به رهبری مهدی آل محمّد(عج) در زمین خلافت دهی، تا نهضت جهانی اسلام را علیه بیدادگران وکسانی که حقوق ضعفا را پامال، وبر آنها به زور حکومت می کنند.
وعلیه سرمایه دارانی که اموال ملّت ها را به یغما برده ورباخوارانی که با سرمایه گذاری در بانک ها، خون نیازمندان بی نوا را مکیده وبه تهیدستان وافتادگان رحم نمی نمایند.
وعلیه دانشمندانی که علم خود را وسیله کسب مال وجاه، وتقرب به فرمانروایان، وتوجیه تجاوزات آنها قرار داده، ودر برابر منکرات وستمگری ها وفحشا وهتک نوامیس وتجاوز به احکام تو، قفل خاموشی بر دهن زده اند.
وعلیه آنان که با حکومت واحکام تو مخالفت می کنند.
وعلیه اجتماعات فاسدی که زن ومردش در منجلاب فساد وفحشا، نابکاری، بی عفتی وبی حجابی وخودفروشی غوطه ور شده اند، آن چنان انقلابی بی امان ودگرگون کننده ووسیع وهمه جانبه برپا کنند که به تمام بدبختی ها، نابسامانی ها، نابرابری ها، بوالهوسی ها وتبعیضات خاتمه دهند، ورعب ووحشت وترس وبیم بشر را از شکنجه وآزارهای روحی وجسمی، به امن وآرامش تبدیل سازند.
خدایا! این سخن محکم ومؤکد توست:
(وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَلَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنِی لا یشْرِکونَ بِی شَیئاً)(۹)؛
«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده وعمل صالح انجام دهند وعده داده است که حتماً ایشان را در زمین جانشین وخلیفه قرار دهد - همان گونه که پیشینیان را خلافت بخشید - ودینشان را که برایشان انتخاب کرده وپسندیده است، پابرجا وبرقرار سازد وآن چنان ترس وناامنیِ آنان را به آرامش وامنیت تبدیل کند که فقط مرا پرستیده وهیچ چیز را شریک من قرار ندهند».
الها! پایان امور از برای تو وبازگشت همه به سوی تو وسرانجام نیک برای بندگان وپرستندگان توست، آنان که زمامداری وحکومتشان بر اساس پرستش تو ونظام اجتماعی واقتصادی وسیاسی دین توست. آنان که در قرآن مجید در توصیفشان فرموده ای:
(الَّذِینَ إِنْ مَکنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّکاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکرِ وَللّٰهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ)(۱۰)؛
«آنان که اگر در زمین مستقرشان سازیم، نماز به پا می دارند زکات می دهند، امر به معروف ونهی از منکر می کنند، وپایان امور از برای خداست».
خدایا! تو اراده کرده ای که فرعونیان وهامانیان جهان را به کیفر برسانی وروز سیاهی را که از آن بیم دارند، به آنها بنمایانی. تویی که فرموده ای:
(وَنُرِی فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یحْذَرُونَ)(۱۱)؛
«ونشان دهیم به فرعون وهامان ولشکریانش، آنچه را بیم داشتند».
خدایا! تو می دانی که در جهان، کسانی که تو را می پرستند وبه عدالت، انسانیت، شرف، فضیلت وحقیقت ایمان دارند، مستضعف شده، ومستکبرین شرق وغرب وآنها که از تو بیگانه اند واندیشه های شیطانی وآرمان های حیوانی دارند، قوی پنجه وسرکش گشته اند.
پروردگارا! تو آگاهی که ضعیف شمرده شدگان، از دست استضعاف گران وستمگران چه می کشند وتو می دانی که زورمندان برای زیردستان، هر روز وشب چه نقشه های جنایت کارانه طرح می کنند وتو دانایی که اگر از عدل، صلح، آزادی، مساوات، انقلاب، همکاری، همزیستی، دموکراسی، سوسیالیزم، رفاه وهر لفظ واصطلاح دیگر دم می زنند، دروغ می گویند واین الفاظ را بهانه ای برای رسیدن به مقاصد خائنانه وتسلط بر بندگان تو وغارت کردن ثروت وذخایر مالی ومعادن آنها کرده اند.
تو می دانی که زورمندان بزرگ، همان ها که پرونده های خیانت وآلودگی ها وشهوت رانی هاشان، کثیف ترین ورسواترین پرونده ها است، چگونه می خواهند دنیا را یک لقمه کنند وخود وگروهشان، آن را یک جا ببلعند. وتو می دانی که سرمایه داران بزرگ دنیا - که بیشتر یهودی ویهودی منش هستند ودارایی های بی حساب را از غصب اموال کارگران مظلوم وتوده های محروم اندوخته کرده اند وبر سیاست، اقتصاد، فرهنگ، علم واخلاق بشر مسلط شده اند - همه را در مسیر ارضای شهوات واندوختن سرمایه استخدام کرده اند وچه جنایت ها وقتل عام ها می کنند وچه جنگ هایی را برپا کرده وچه خون هایی را می ریزند. صدها هزار انسان بی گناه را در فلسطین از خانه وکاشانه خود آواره کرده ودر بیابان ها وصحراها سرگردان ساخته وهر روز هم به بهانه ای به آنها حمله ور می شوند، وزن وبچه وکوچک وبزرگشان را می کشند.
بارالها! تو می دانی که تبعیضات نژادی چگونه به زور اقویا وزمامداران ملل متمدن نما، هنوز هم که هنوز است، قیافه زشت خود را نشان می دهد.
تو دانایی که بانوان به اسم آزادی ومساوات، غیر متساوی در اسارت افتاده ووسیلة اطفای شهوت مردان شده، وامنیت وآسایش ندارند، واز حقیقت مقدّس ورمز متعالی رابطة ازدواج ومحیط انس واطمینان وپر مهر ولطف خانواده محروم شده اند، وروزبه روز این تمدن منحوس یا توحش قرن اتم، آنها را به سوی سیاه چال های سقوط پرت می کند.
تو آگاهی که در فرهنگ وتمدن غرب وشرق، غیرت، همت، فداکاری، عفّت ونجابت، حجاب، حیا وآزرم، چسان مفهومش مسخره ومبتذل وبی ارزش شده است که از آن چیزی جز لفظ باقی نمانده است.
خدایا! اگر ما به پا نخیزیم وبنشینیم واین همه صحنه های گمراهی وتباهی را در جهان ببینیم وتکان نخوریم، در پیشگاه تو به شدّت مسئول ومقصّریم.
همة سنّت هایی که تو برقرار کرده ای، یار مظلومان ومحرومانی هستند که برای برپاداشتن حقّ ومبارزه با جهل وظلم وباطل قیام می کنند وجنود وامدادهای تو، همه پشتیبان حقّ پرستان وعدالت خواهان می باشند وبرای نابودی ظلم وباطل، وایجاد وگسترش حکومت حقّ وعدل، در کنار اهل حقّ ومجاهدان واقعی قرار دارند.
تو از مطبوعات دنیا، سینماها، مراکز فساد وفحشای سیاست ها، بازرگانی ها، فرهنگ ها وتعلیم وتربیت ها، واز همة اوضاع آگاهی ومی بینی که همة این نمونه ها، مظاهر انحطاط فکر بشر وگرایش او به سوی حیوانیت شده است.
جهان به دو جبهة تقسیم شده است: جبهة زورمندان واستضعاف گران وجبهه اکثریت استضعاف شده.
خدایا! ما نمی دانیم وقت ظهور فرا رسیده یا نه؟! امّا این قدر می دانیم که مستضعفیم، واگر آن انقلاب تمام عیار مهدی آل محمّد(عج) وقتش نرسیده باشد، تو باید به ما همت ونهضت وشوق دهی تا به پا خیزیم ومشعل علم وهدایت اسلام را به دست گرفته وبا همراهی وهمکاری صدها میلیون مستضعف خداپرست، با صفوف فشرده ومتّحد، دین تو را یاری کنیم واحکام تو را حاکم سازیم وقرآن را منبع الهام وحرکت خود قرار دهیم وبه سوی آینده ای درخشان واسلامی که نشانه آینده تابناک عصر حکومت مهدی(عج) باشد، پیش رفته وروز بیدادگر ودشمن دین تو را سیاه سازیم.
خداوندا! یأس وناامیدی از رحمت تو در هیچ حال جایز نیست، وتو خود فرموده ای:
(إِن تَنصُرُوا اللهَ ینصُرْکمْ وَیثَبِّتْ أَقْدَامَکمْ)(۱۲)؛
«اگر خدا را یاری کنید، او هم شما را یاری می نماید وگام هایتان را استوار می دارد».
و(وَالَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا وَإِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)(۱۳)؛
«وآنان که در راه ما جهاد کنند؛ البته آنان را به راه هایمان هدایت می کنیم، وخداوند هر آینه با نیکوکاران است».
وبا وعده های صریح تو هیچ کس را در ترک یاری حقّ ویاری دین تو عذری نیست وانتظاری که دستاویز تبلیغات دشمنان اسلام علیه مسلمین شده است، از اسلام نبوده؛ بلکه عین رضایت به وضع موجود وامضای نابسامانی ها وعقب ماندگی ها، ومخالفت با تحول وتکامل انقلاب اسلام است، که این انتظار، آن انتظاری که در قرآن واحادیث وروایات دستور داده شده، نیست.
ما را از انتظار بی هدف وبی معنا دور ساز وبه آن انتظار حقیقی که عامل جنبش وحرکت ومبارزه ومقاومت است، هدایت وآشنا کن.
بارالها! ما را به مسئولیت های خطیری که در برابر تو، نسبت به دین تو وکتاب واحکام تو داریم، راهنمایی فرما؛ وبه ما توفیق کامل عطا کن تا وظایف خود را در راه یاری هدف های عالی اسلام واجرای احکام آن وامر به معروف ونهی از منکر، نصب العین وبرنامه خود قرار دهیم.
(رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَینا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ)(۱۴)؛
«پروردگارا! بر ما صبر وپایداری ببخش، گام هایمان را استوار بدار، وما را بر قوم کافران یاری عنایت فرما».
به سوی هدف های اسلامی
(إِنْ هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلْعالَمِینَ * وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِین)(۱۵)؛
«قرآن، کتابی برای جهان وجهانیان است. برای دانستن خبرها واثرهای شگفت انگیزتر وبزرگ تر آن، منتظر آینده باشید».
اسلام دینی است که چهارده قرن پیش به وسیله پیامبر بزرگ خدا، حضرت خاتم الانبیا(ص)، جهانیان به آن دعوت شدند، وشکوهمندترین ونجات بخش ترین نهضت های تاریخی وجنبش های مذهبی وانقلاب های حقیقی را به وجود آورد.
هدف اسلام، آزادکردن انسان ها، خاتمه دادن به شرک وبت پرستی وفساد وگناه، برچیدن بساط ظلم واستثمار، آزادنمودن وپاک سازی مغزها از خرافات وعقاید موهوم، برداشتن امتیازات پوچ ومادّی، مبارزه با جهل ونادانی، تقسیم عدالت وامنیت، بهره برداری عموم از نعمت های الهی، برقراری احکام خدا، استقرار نظم، حفظ حقوق، فراهم کردن امکانات ترقی، تکامل علمی، روحی، فکری، جسمی، مادّی واقتصادی برای همه، وخلاصه: دعوت به توحید وپرستش خدای یگانه وعدل ورحمت واحسان وعلم وایمان ونور وروشنایی است.
(کتابٌ أَنزَلْناهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ)(۱۶)؛
«کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی ها به سوی نور خارج کنیم».
(وَما أَرْسَلْناک إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ)(۱۷)؛
«ونفرستادیم تو را مگر رحمتی برای جهانیان».
پیروزی اسلام بر همه ادیان
خدا وعده داده است که اسلام را بر همه ادیان پیروز سازد واین وعده ای است که قوانین خلقت وسنن آفرینش با آن موافق است ووعده ی نصرت وغلبه همه جانبه ای است که به انبیا داده است، چنان که در آیات ۱۷۱ - ۱۷۳ سوره صافات، می فرماید:
(وَلَقَدْ سَبَقَتْ کلِمَتُنا لِعِبادِنا الْمُرْسَلِینَ * إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ * وَإِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ)؛
«وبه تحقیق سخن ما برای بندگان ما که پیامبرند پیشی گرفته که همانا ایشان یاری شدگانند وهمانا سپاه ما بر آنها (دشمن) پیروزند».
ودر آیه ۵۱ سوره غافر، می فرماید:
(إِنّا لَنَنصُرُ رُسُلَنا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ یقُومُ الْأَشْهادُ)؛
«همانا ما یاری می دهیم پیامبرانمان وکسانی را که ایمان آوردند، در زندگی دنیا وروزی که شاهدان (معصومین (علیهم السلام) به پا خیزند».
اسلام با چنین هدف ها وبرنامه های سازنده ای که این هدف ها را تأمین کند، شروع به کار کرد وجلو آمد، وعالی ترین وپاک ترین روش رهبری را به مردم ارائه داد وهدف های خود را به عقاید، احکام، اخلاق، اقتصاد، اجتماع، دین ودنیا به مردم عرضه داشت.
مردم شیفته وفریفته نهضت اسلام وبرنامه ها وپیشنهادهای آن شدند، از آن استقبال کردند وآن را ملاک ومعیار آزادی شناختند، وپس از آن همه ذلّت هایی که در برابر حکام وسلاطین خودکامه داشتند، عزّتی را که اسلام به آنها عطا کرد، آن را بزرگ ترین غنیمت شمردند.
فرزندان کارگران ودهقانان وچوپانان، که خود را با فرزندان پادشاهان وامیران برابر دیدند، لغو تقسیمات ودرجه بندی های طبقاتی را که طبقة پایین تر وفرزندانشان را از ترقی وورود در حریم منطقه طبقه به اصطلاح بالاتر ممنوع می کرد، از جان ودل پذیرفتند وجنگ با اسلام وسپاه مسلمان را جنگ با سعادت وآزادی خود دانستند.
اسلام به زودی جای خود را در دل ها باز کرد ودعوتش در عمق وجدان وشعور همه با شور وشعف بسیار استقبال شد.
هیچ کشوری را مسلمانان فتح نمی کردند مگر بعد از آنکه بانگ جان بخش توحید وآزادی وبرابری اسلام، قلوب مردم آن را فتح کرده بود.
این نهضت مقدّس با این برنامه های عالی ومایه های پُرارج انسانی، باید جهان را فتح کرده وبه همه اهدافش رسیده باشد.
چرا چنین نشد؟ وچرا اسلام در نیمه راه ماند ومتوقف گشت؟ ودستگاه رهبری آن، به زودی به دست افرادی جاهل واستثمارگر وعیاش وهرزه افتاد که مسیر واقعی اسلام وجهان اسلام را تغییر دادند وهمان مظاهر واوضاع ورژیم هایی را که اسلام با آن مبارزه کرده بود، به اسم اسلام، به اسم خلافت اسلام، به اسم جهاد اسلام، به اسم عدالت اسلام، به اسم قانون اسلام وبه اسم اتّحاد اسلام، دوباره زنده کردند.
اسلام آمد تا بشریت را از بشرپرستی نجات دهد، تا کاخ هایی را که اکاسره وقیاصره (کسری وقیصرها) از غصب حقوق واموال وظلم بر زیردستان بنا نهاده بودند، ویران سازد؛ وفاصله ای را که میان زمامداران وافراد عادی بود، از میان بردارد وانسان های ناآگاه خفته وناآشنا به حقوق خود را بیدار وآگاه نماید واز مدائن ورُم وپایتخت های ستمگران زمان، مدینه بی تجمّل وبی دستگاه، بی کاخ وقصر، ونزدیک به همه وبا همه بسازد.
اسلام بود که رهبر دوّمش امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) می فرمود:
«أَلا وَإِنَّ إِمامَکمْ قَدْ اِکتَفی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَمِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ»(۱۸)؛
«هان! که امام شما از دنیایش به دو کهنه جامه، واز خوراکش به دو قرص نان اکتفا نموده است».
وهم او می فرمود:
«وَاللهِ لَوْ أُعْطیتُ الْأَقالیمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ أَفْلاکها عَلی أَنْ أَعْصِی اللهَ فی نَمْلَة أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعیرَة، ما فَعَلْتُهُ»(۱۹)؛
«به خدا سوگند! اگر هفت اقلیم را با هرچه در زیر آسمان های آنهاست، به من دهند که خدا را نافرمانی کنم، در گرفتن پوست جوی از مورچه ای، چنین نخواهم کرد».
وهم از او روایت است که: هرکس بخواهد نظر کند به شخصی از اهل جهنم، نظر کند به شخصی که نشسته است ودر اطراف او دیگران به عنوان احترام ایستاده اند(۲۰).
ولی غاصبان مقام رهبری اسلام به جاهلیت پیشین گراییده وهمان اساس گذشته را که اسلام با آن مبارزه دارد، داغ تر وظالمانه تر تجدید کرده، همان عیاشی ها، همان هرزگی ها، وهمان کاخ ها وقصور را از نو بنیاد کردند. مدینه پیغمبر وکوفه علی را کنار گذاردند وبغداد، دمشق، غرناطه، قرطبه، اسلامبول، قاهره، آکره ونقاط دیگر را که در استعباد بشر وصرف میلیون ها دسترنج مردمان ضعیف وعقب مانده، کمتر از مدائن ورُم نبود، به دنیا نشان دادند ودر واقع، روش ورژیم ضعیف ضداسلامی آنها، که به اسم اسلام روی کار می آمدند، اسلام را از فتح قلوب واز رسیدن به هدف هایش مانع شد.
هرکس تاریخ وسرگذشت دستگاه های جبّار بنی امیه، بنی عباس، امویان اندلس، سلاطین عثمانی ودیگر کسانی را که بر جوامع مسلمان به اسم اسلام وحاکم مسلمان، در هند، ماوراء النهر وایران، مصر، شام ونقاط دیگر آسیا وآفریقا واروپا مسلط شدند، بخواند، می فهمد چه وضع بسیار ناامیدکننده ای جلو آمد که هدف های واقعی واصولی اسلام بیشتر از رسمیت افتاد واصلاً مطرح نبود.
انتظار، عامل پایداری در برابر رهبری های فاسد
یگانه یا مهم ترین چیزی که مسلمانان را در برابر این وضع نگاه داشت وآنها را در حال اعتراض به اوضاع وتقاضای اجرای برنامه های اسلامی شجاع ودلیر می کرد، وعده های قرآن وپیغمبر(ص) بود که: این دین از بین نمی رود وآینده برای اسلام است، اسلام عالم گیر وپرچم حکومت توحید وحق وعدل در سراسر جهان به اهتزاز در خواهد آمد.
این وعده ها بود که مسلمانان را در برابر حوادثی مثل تسلط بنی امیه، جنگ های صلیبی، هجوم چنگیز وبالاخره استعمار قرن اخیر، پایدار وشکیبا نگه داشت وسرانجام مسلمانان را علیه آنان به جهاد وپیکار برانگیخت.
این وعده ها که واقعیت آن را حقایق مسلّم دینی وتاریخی صددرصد ثابت کرده است ودلایل قطعی آن را در کتاب نوید امن وامان نگاشته ایم، همواره به مسلمانان نوید می داد که دور اسلام وروزگار آن به پایان نمی رسد وحکومت هایی مانند بنی امیه وبنی عباس، مظهر کمال وپیشرفت ونمایش رژیم سیاسی وروش رهبری حقّ وعدالت اسلام نیستند وباید در انتظار آینده بود وعقب نشینی نکرد، از مرزها وسنگرها حمایت وحفاظت کرد، تا آن عصر طلایی ودوران حکومت مطلقه حقّ وعدالت فرا رسد، وموعود آخرالزمان که از دودمان پیغمبر اسلام(ص) وفرزندان علی وفاطمه (علیهما السلام) ونهمین فرزند سیدالشهدا حسین(ع) ویگانه فرزند بی مانند حضرت امام حسن عسکری(ع) است، ظاهر شود وتمام برنامه های اسلام اجرا گردد. دنیا از این همه اضطرابات روزافزون، ناامنی ها، افکار متضاد ورژیم های رنگارنگ ظالمانه نجات یافته ودر مهد امن وامان واطمینان واعتماد واتّحاد قرار بگیرد.
مسلمان همیشه به سوی آینده می نگرد وهر وضعی که موجود باشد، اگرچه نسبتاً خوب وعادلانه باشد، او را قانع نمی کند، آن را نهایت کار وپایان راه نمی شمارد، واگر هم ظالمانه وغیراسلامی باشد، در هر صورت وشرایطی، مسلمان ناامید نمی شود ووظیفه دارد که ظلم وفساد وتجاوز وجهل وخودکامگی واستضعاف را محکوم سازد وبرای حصول هدف های اسلام، کوشش وتلاش بیشتر نماید تا به سهم خود به اسلام عزیز وبه نوع بشر وجوامع متحیر وسرگردان ومضطرب خدمتی انجام دهد ونشستن وتسلیم بودن وکناره گیری کردن وتماشاگر صحنه های تباهی وفساد وفقر وانحطاط اخلاقی شدن، هرگز در اسلام جایز نیست، وبر مسلمان منتظر ومؤمن ومتعهد روا نمی باشد وبا انتظار ظهور حضرت ولی عصر(عج) وفلسفه انتظار موافقت ندارد.
(وَقُلْ اِعْمَلُوا فَسَیرَی اللهُ عَمَلَکمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)(۲۱)؛
«وبگو عمل کنید، پس به زودی خدا وپیامبرش ومؤمنان، عمل شما را خواهند دید».
انتظار ووعده الهی
(قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ للّهِ یورِثُها مَن یشآءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)(۲۲)؛
«موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری بخواهید وشکیبایی کنید، به تحقیق که زمین از آن خداست، به هرکس از بندگانش بخواهد منتقل می فرماید وحسن عاقبت از برای پرهیزکاران است».
(وَأَوْرَثْنا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَها الَّتِی بارَکنا فِیها وَتَمَّتْ کلِمَتُ رَبِّک الْحُسْنی عَلی بَنِی إِسْرآئِیلَ بِما صَبَرُوا وَدَمَّرْنا ما کانَ یصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَما کانُوا یعْرِشُونَ)(۲۳)؛
«ومیراث دادیم به قومی که ضعیف شمرده شده بودند، خاورهای زمین وباخترهای آن را که مبارک گردانیده بودیم. وتمام گردید کلمه (ووعده) نیکوی پروردگار تو بر بنی اسرائیل به سبب آنکه صبر کردند؛ وویران ساختیم آنچه را فرعون وقومش می ساختند وآنچه را که افراشته بودند».
مسئله ای که همواره مایه امید مسلمانان منتظر وهسته مرکزی انقلاب های علیه نظام های استثمارگر واوضاع ظالمانه بوده ووعده الهی به پیروزی نهایی مستضعفین ومحرومین است.
بااینکه می بینیم زورمندان واستضعاف گران، مخالفان رژیم خود را می کوبند، دربند می کنند، به زندان می اندازند، در خاک وخون می کشند؛ باز هم استضعاف شدگان به پا می خیزند ومسیر تاریخ را عوض می کنند، باز هم سیاه پوست آمریکایی وآفریقایی قیام می کنند وحقوق خود را می طلبند، باز هم اندونزی والجزایر استعمار را طرد می کنند وآن را بیرون می رانند وبه حیاتش خاتمه می دهند.
فلسطینی های آواره واز خانه ووطن رانده شده می کوشند تا روزگار اسرائیل ورژیم فاسد نژادپرست صهیونیسم را - بااینکه قدرت های بزرگ دنیا پشت سرش وبلکه در کنار وپیش رویش ایستاده اند واز او دفاع می کنند - سیاه نمایند، واو را از اراضی مقدّسه وسرزمین هایی که غصب کرده، بیرون برانند.
مسلمانان وبه ویژه شیعیان در طول تاریخ، علی رغم همه مشکلات ومصائب وفشارها، به دلیل همین امید وهمین اعتقاد، سنگر مبارزه را رها نکرده ومستمرّاً به تلاش خود ادامه داده اند.
مسئله این است که اگرچه ما جهان ووضع جهان را در مسیر هواوهوس وآرزوهای زورمندان واقویا وطبقه حاکمه علیه ضعیفان وزیردستان وطبقه محکوم ومحروم ومظلوم ببینیم؛ اگرچه جریان دنیا را به کام طبقه ای که در عیاشی، هرزگی، هوس رانی، شهوات وتجملات غرق شده ولوکس ترین زندگی ها را دارند، مشاهده نماییم، واگرچه بسیاری از مردم جهان در نهایت فقر وپریشانی، گرفتار بیماری های گوناگون ومحروم از حداقلّ زندگی یک انسان - بلکه یک حیوان که صاحب باانصاف داشته باشد - باشند ووحشیانه ترین قدرت ها، ملّت ها وجامعه ها را در زیر ضربه های ظلم وتجاوز پامال کنند.
بااین حال، تاریخ بر مبنای سنّت های الهی ووعده خدایی، سرانجام به نقطه ای می رود که به نفع طبقه محروم وزیان طبقه غاصب وحاکم است؛ به سویی می رود که در آنجا همه نسبت به حقوق متساوی حقّ، برابر ومساوی ویک شکل ویک رنگ گردند وتمام رنگ ها وامتیازات پوچ شسته شود واز بین برود وبرتری انسان ها فقط بر اساس تقوا باشد.
ستمگران وتجاوزکاران در برابر این وعده، مانند کسی هستند که بخواهد در جهت مخالف سیلی عظیم شنا کند، که هرچه قوی وشناگر باشد، سرانجام شکست می خورد وسیل او را به پیش رانده، وخواه وناخواه در مسیر واقعی وجهت موافق سیل قرار می گیرد، یا نابود ومعدوم می شود.
کسانی که علیه متجاوزان واستثمارگران انقلاب می کنند، اگر فاقد تمام وسایل هم باشند، بهترین ونیرومندترین وسیله واسلحه پیروزی آنان، این امید است که در جهت خواست ورضایت ووعده الهی قرار دارند وقطعاً در مبارزه نهایی، پیروزی با آنهاست.
آینده جهان در کلام الهی
این گونه اعتقاد به سنّت الهی - اگرچه از آن، گاهی به طور صحیح بهره برداری نمی شود وانقلابی نماها هم آن را وسیله قرار می دهند - اصل است وحقیقت؛ ودر زبان قرآن کریم واحادیث شریفه به تعبیرات وافی وصحیح تر والفاظ کافی تر شرح وبیان شده است؛ که از جمله این آیات، واقعی ترین تعبیرات وشرح وتفسیر این مسئله است:
(قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللهِ...)(۲۴)؛
«موسی به قوم خود گفت: از خدا یاری خواهید...».
(وَأَوْرَثْنا الْقَوْمَ الَّذِینَ کانُوا یسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِی بَارَکنَا فِیهَا...)(۲۵)؛
«وما قومی را که به استضعاف کشیده شده بودند، وارثان (مشرق ومغرب زمین) گردانیدیم».
(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ فَیدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ)(۲۶)؛
«بلکه حقّ را باشدت بر باطل افکنیم؛ پس حقّ، باطل را درهم می شکند، آن گاه از میان می رود».
(یرِیدُونَ لِیطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ)(۲۷)؛
«می خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند وخدا تمام کنندة نور خویش است، هرچند کافران را خوش نیاید».
موضوع انتظار حضرت صاحب الامر(عج) وایمان به ظهور مهدی موعود، مبنای این وعده الهی است وبا سنّت الهی وآنچه در کتب آسمانی ثبت شده، کاملاً مطابق است.
در قرآن مجید می فرماید:
(وَلَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحُونَ)(۲۸)؛
«وهمانا در زبور، پس از ذکر (تورات) نگاشتیم که زمین را بندگان شایستة من به ارث می برند».
شیعه وتمام مسلمانان بر اساس این عقیده سازنده وتحول آور، ایمان دارند که تاریخ در مسیر عدالت وبه سوی عدالت جلو می رود وتوقّف نمی کند وزمین را بندگان صالح وشایسته خدا به ارث می برند. وسرانجام حقّ در همه جا حاکم وپیروز می شود، واین سنّت وقانون خدا وخواست اوست که می فرماید:
(وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ...)(۲۹)؛
«ما خواسته ایم که منّت گذاریم بر آنان که در زمین استضعاف شده اند...».
خدا چنین اراده کرده است که قدرت خود را به دست طبقه ضعیف آشکار سازد وطبقه استثمارگر قوی وغالب وظالم را به دست آنان که استضعاف شده اند، بکوبد ومغلوب نماید.
این ایمان، جزء عقاید شیعه وبلکه هر مسلمان است که به هر نحو وهرطور که اوضاع به نفع ستمگران وفرعونیان استعبادپیشه قرار بگیرد، عاقبت با انقلاب مستضعفان شایسته وپرهیزکاران مجاهد، نظام وعدالت، حاکم وبرقرار می شود.
این عقیده ازنظر اجتماعی، بسیار مهم وانقلابی ومترقّی است ومردم را به کار وتلاش ونهضت وقیام وفعالیت تشویق می کند واز سستی وترک وظایف وتسلیم زبونی وذلیل شدن باز می دارد.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:
«لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْیا عَلَینا بَعْدَ شِماسِها عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلی وَلَدِها. وَتَلا عَقِیبَ ذلِک: (وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ)(۳۰)»(۳۱)؛
مضمون این سخنان امیدبخش ومژده دهنده این است:
«دنیایی از سرکشی به ما روی می کند همانند مهربانی شتر بدخو که به بچه خود مهربان می شود، وحزب خدا واهل بیت وخاندان رسالت وشیعیانشان را در فشار ظلم واستبداد غاصبان ومرتجعان گذارده، وآنان را از حقوقشان محروم، وگرفتار شکنجه وزندان، وقطع دست وپا وگوش وبینی، وکشته شدن ساخته است، بعد از این همه ناسازگاری ها وظلم وجور وغصب حقوق، البته وحتماً - مانند شتر بدخو وگزنده ای که به بچه اش مهربان ومایل می شود - به ما مایل گردیده ورام اهل حقّ وشایستگان ومستضعفان خواهد شد؛ چون خدا در قرآن خبر داده است: خواستش این است که بر آن کسان که در زمین مورد استضعاف قرار گرفته اند منّت گذارد، وآنان را امامان وپیشوایان ووارثان زمین فرماید».
معلوم است در هنگامی که ابرهای مأیوس کننده فتنه های بزرگ، وتسلط غاصبان زمامداری ومقام رهبری جامعه اسلامی بر سر مردم واهل حقّ، باران بلا وناامیدی می باریده است، علی(ع) با این کلمات امیدوارکننده وانتظاربخش، دل های مردم را محکم کرده وبه این حقیقت بزرگ ووعده تخلف ناپذیر الهی مژده داده وآنان را به فتح وظفری که حزب خدا وحامیان حقّ در پیش دارند، نوید داده وبه استقامت وپایداری تشویق فرموده است.
این کلام درعین حال که خبری از آینده وغیب وپیش گویی قاطع است، همین مسئله سنّت خدا (یا به زبان دیگر، وعده الهی) را که علی(ع) از آن آگاهی کامل داشته است، اعلام می کند.
آری، ولی خدا وکسی که مصداق (وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکتابِ)(۳۲) است، به سنن الهی عالم وواقف است واز خواست خدا ونظامات وقواعدی که در جهان ماده ومجردات قرار داده، به اذن خدا وبه تعلیم او بااطّلاع است.
علاوه براین آیه کریمه، در سوره قصص در ضمن داستان استعلا وگردنکشی فرعون، این خواست وسنّت خدا را صریحاً بیان فرموده است(۳۳)؛ چون معلوم است که این سنّت الهی فقط در مورد موسی وفرعون نیست؛ بلکه سنّت عام الهی است ودر مورد هر گروه مستضعف ومؤمن وشخص یا دسته استضعاف گر در هر عصر وزمانی صادق است؛ اگرچه مصادیق آن، همه در یک ردیف نباشند وصدق این آیه وتطبیق آن وظهور این سنّت وقاعده، بر موردی ظاهرتر وآشکارتر از موارد دیگر می باشد.
لذا علی(ع) بعد از اینکه خبر از یک تحوّل بزرگ وانقلاب جهانی به نفع حزب حقّ وپیروان مکتب ولایت می دهد، این آیه را نیز تلاوت می فرماید؛ چون چنان که گفته شد، مفهوم آیه، اختصاص به عصر موسی وفرعون ندارد، وعام وکلی است(۳۴) وظاهرترین مصداق این آیه در تاریخ همان انقلابی است که به رهبری حضرت مهدی، قائم آل محمّد(عج) برپا می شود. انقلابی که حتماً واقع خواهد شد وخواست خدا وسنّت الهی است.
(فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَبْدِیلا وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللهِ تَحْوِیلا)(۳۵)؛
«وهرگز در سنّت خدا تبدیل وتغییری نخواهی یافت».
بنابر آنچه بیان شد، معلوم می شود که انتظار وعقیده به ظهور مهدی(عج) چگونه فکر واندیشه را آینده گرا می سازد ومسلمان را برای مقاومت، استقامت، پایداری، مبارزه با باطل وجهل وفساد، آماده ومصمم می کند واو را با این فلسفه مهم تاریخ، درضمن اصطلاحات دینی وقرآنی که کامل تر وصحیح تر از هر منطق دیگر بازگو کرده است، آشنا می نماید.
انتظار، عامل مبارزه با فساد وانحراف
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُوا الَّذِینَ کفَرُوا یرُدُّوکمْ عَلی أَعْقابِکمْ فَتَنقَلِبُوا خاسِرِینَ * بَلِ اللهُ مَوْلاکمْ وَهُوَ خَیرُ النّاصِرِینَ)(۳۶)؛
«ای کسانی که ایمان آورده‏ اید! اگر از کفار فرمان ببرید، شما را به عقب (کفر وجاهلیت) برمی گردانند، پس شما زیان کار می گردید؛ بلکه خداوند مولا وصاحب اختیار شماست واو بهترین یاری کنندگان است».
(إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلی أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَینَ لَهُمُ الْهُدَی الشَّیطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلی لَهُمْ)(۳۷)؛
«به درستی آنان که به عقب برگشتند (مرتجع شدند) بعد از آنکه هدایت بر ایشان آشکار گشت، شیطان این کار (ارتجاع) را بر ایشان بیاراست وخدا آنها را (برای امتحان واتمام حجت) مهلت داد».
پیامبر اعظم(ص) فرمود:
«اَلْأَئِمَّةُ بَعْدِی اثْناعَشَرَ؛ تِسْعَةٌ مِنْ صُلْبِ الْحُسَینِ، وَالتّاسِعُ مَهْدِیهُمْ»(۳۸)؛
«امامان بعد از من دوازده نفرند؛ نُه نفر از فرزندان حسین(ع) می باشند ونهمین آنها مهدی(عج) است».
رسول خدا(ص) فرمود:
«لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدَّهْرِ إِلاّ یوْمٌ، لَبَعَثَ اللهُ رَجُلا مِنْ أَهْلِ بَیتی یمْلَأُها عَدْلاً کما مُلِئَتْ جَوْراً»(۳۹)؛
«اگر باقی نماند از روزگار مگر یک روز، البته خدا برمی انگیزد مردی از اهل بیت مرا که زمین را از عدل پر کند، همچنان که از ستم پر شده باشد».
مسلمانان عموماً وشیعه اثنی عشری خصوصاً، انتظار ظهور شخصیتی را می کشند که انقلاب اسلام را جهان گیر، حقّ وعدالت را پیروز، بشر را از تضادهای گوناگون، استثمار، استعباد واستعمار واز وقوف وتوقف نجات دهد وبه سوی جلو پیش براند واصول توحید، مساوات، آزادی وبرادری اسلامی را رایج نماید.
این شخص موعود، امام دوازدهم از دوازده نفر پیشوایان ورهبرانی است که پیغمبر عالی مقام اسلام(ص) در صدها حدیث آنها را معرفی کرده وفرزند عزیز رهبر یازدهم، حضرت امام حسن عسکری(ع) است.
اصل انتظار به صورت های گوناگون در بین ملل مختلف، همواره محفوظ بوده وآینده نگری همیشه بشر را به خود مشغول داشته، برگشتن به عقب وبلکه وقوف وایستادن در یک مرحله به هر حال محکوم بوده وخلاف سنن عالم خلقت است.
حرمت بازگشت به فرهنگ جاهلی
قرآن مجید با بیانی محکم در آیات متعدد، برگشتن به عقب را محکوم فرموده است.
در غزوه تاریخی اُحد که مسلمانان آزمایش شدند، امیرالمؤمنین علی(ع) فداکاری ها کرد وپرچم داران ودلیران نامی مشرکان را کشت، وجبرئیل مواسات بی نظیرش را با پیغمبر(ص) ستود وبه پیغمبر گفت: «هذِهِ الْمُواساةُ». پیغمبر(ص) در جواب فرمود: «إِنَّهُ مِنِّی وَأَنَا مِنْهُ؛ او از من است ومن از اویم». جبرئیل گفت: «وَأَنَا مِنْکما؛ من نیز از شما هستم». وندا در داد: «لا سَیفٌ إِلاّ ذُوالْفَقارِ وَلا فَتی إِلاّ عَلِی»(۴۰).
در این غزوه، وقتی پاسداران درّه ای که کمین گاه بود وپیغمبر(ص) آنان را به پاسداری آنجا مأمور فرموده بود، هزیمت وشکست کفار را در اثر مجاهدات علی(ع) دیدند، سنگر خویش را رها کردند وخالد بن ولید با گروهش که در آنجا کمین کرده بود، از همان جا به مسلمانان حمله ور شدند وتنی چند از پاسداران وفرماندهشان عبدالله بن جبیر را به شهادت رساندند. چهره جنگ به نفع مشرکان تغییر کرده وگروهی از مسلمانان کشته شدند ودیگران فرار کردند؛ غیر از علی بن ابی طالب(ع)، ودو نفر دیگر هم - برحسب بعضی از نقل ها که در نام آنها اختلاف است - کسی با پیغمبر ثابت نماند وراه فرار پیش گرفتند؛ وبعضی که شنیدند پیغمبر کشته شده است، در مقام ارتجاع وارتداد وامان گرفتن از کفار برآمدند.
از جمله فراریان، ابوبکر وعمر وعثمان بودند، وعثمان در فرار وپشت کردن به جهاد ودفاع از اسلام وپیغمبر(ص)، به قدری از میدان جنگ دور شده بود که سه روز بعد برگشت(۴۱).
نظر به این سستی ها وتصمیم بعضی دیگر بر بازگشت به عصر جاهلیت وارتداد، آیات متعددی در نکوهش وسرزنش آنان وحرمت ارتجاع ووجوب ثبات قدم واستقامت نازل شد که از جمله این آیه بود:
(وَما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکمْ وَمَن ینقَلِبْ عَلی عَقِبَیهِ فَلَن یضُرَّ اللهَ شَیئاً وَسَیجْزِی اللهُ الشّاکرِینَ)(۴۲)؛
«ونیست محمد مگر رسولی که قبل از او هم پیامبران بسیاری بوده اند؛ آیا پس اگر (او) مُرد یا کشته شد، به عقب برمی گردید؟ وهرکس به عقب برگردد، هرگز به خدا زیانی نمی رساند وخدا به زودی شاکران را پاداش می دهد».
این آیه با کمال صراحت دستور می دهد که حتی با رحلت یا کشته شدن پیغمبر(ص) - که بزرگ ترین ضربت بر روح طرفداران انقلاب اسلامی والهی اسلام است - انقلاب اسلام نباید متوقف شود وباید در مسیر خود پیشرفت نماید وباید مسلمانان دنبال این انقلاب را بگیرند وبه عقب برنگردند.
وقتی رحلت رسول خدا(ص) نباید این عکس العمل را داشته باشد که کسی به فکر ارتداد وبازگشت به عقب ورژیم های دوره های جاهلیت وپذیرش برنامه های غیراسلامی بیفتد، پس معلوم است که مسلمان از هیچ حادثه وفاجعه دیگر، هرچه سخت وجانکاه باشد وهرچه زیان مالی ومادی وجانی داشته باشد، به ارتداد وعقب گرد، وقبول برنامه ها ونظام های کافر مایل نمی شود واز کوشش برای پیش رفتن، ترقی وجهانی شدن انقلاب اسلام چشم برنمی دارد.
انتظار مصلح آخرالزمان ومهدی موعود، علاوه بر ریشه های استوار مذهبی واسلامی، دارای عالی ترین فلسفه اجتماعی است.
مسلمانان عقیده دارند که انقلاب اسلام، جهان گیر وپیروز می شود وعالم از این نابسامانی های مدنیت منهای شرف وانسانیت نجات پیدا می کند وبازگشت به عقب وارتداد وعقب گرد، خلاف اصل وخلاف نهضت انبیا وتعالیم اسلام است.
اگرچه دنیای مادی امروز به ظاهر رو به جاهلیت گذارده واهداف عالی انسانی وحقیقت وفضیلت ومابه الامتیاز بشر از حیوان، در بسیاری از جوامع فراموش شده، وطغیان وظلم وبیدادگری وتجاوز وزور واستبداد وقلدری واستثمار وشهوت رانی ونابکاری وخیانت وناامنی به صورت ها وجلوه های نو در جهان رایج شده وروزبه روز رایج تر می شود؛ واگرچه الفاظ وکلمات صلح، عدالت، آزادی، مساوات، برادری، همکاری، تعاون وبشردوستی را در معانی دیگر یا برای مقاصد دیگر به کار می برند؛ واگرچه فاصله بین زورمندان وفرماندهان وزیردستان وفرمان بران هر روز زیادتر ورابطه آنها با یکدیگر به رابطه دو انسان برابر هیچ شباهت ندارد؛ ولی این توحّش تا هرکجا برود (تا دو هزار وپانصد سال، تا سه هزار سال، وپنج هزار سال بیشتر هم به عقب برگردد)؛ چون خلاف خواست های واقعی بشر وسیر کمالی او وخلاف عقیده وآرمان او است، پیروز نمی شود وسرانجام به شدیدترین وضعی سرکوب وریشه کن خواهد شد.
این جاهلی مسلکی هرچه نیرو بگیرد واز هر حلقومی برایش تبلیغ شود، وهرچند که آموزش وفرهنگ را با زور قوای انتظامی با آن همگام وهمراه سازند، عاقبت در برابر منطق آسمانی قرآن، که می فرماید:
(تَعالَوْا إِلی کلِمَةٍ سَوآءٍ بَینَنا وَبَینَکمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللهَ وَلا نُشْرِک بِهِ شَیئاً وَلا یتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِن دُونِ اللهِ)(۴۳)؛
«بیایید به سوی کلمه وعقیدة یکسان ومشترکی بین ما وشما، که نپرستیم مگر خدا را وبه او شرک نیاوریم وهیچ کدام از همدیگر را غیر از خدا ربّ خود نگیریم».
ودر برابر آیه:
(إِنّا خَلَقْنَاکمْ مِن ذَکر وَأُنثی وَجَعَلْناکمْ شُعُوباً وَقَبآئِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللهِ أَتْقیکمْ)(۴۴)؛
«ما شما را از یک مرد وزن خلق کردیم وشما را در قبایل وملّت های مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ البته گرامی ترین شما نزد خدا، متقی ترین شماست».
ودر مقابل منطق وحی:
(وَلَقَدْ بَعَثْنا فِی کلِّ أُمَّة رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ)(۴۵)؛
«وما در هر امتی، رسولی فرستادیم که خدا را بپرستید واز طاغوت دوری کنید».
وآیات بسیار دیگر شکست می خورد، وزبان وبلندگوهایش خاموش وقلم نویسندگانش می شکند.
فساد، فحشا، نابکاری جوانان وبانوان، وضع بسیار ننگین وپر از آلودگی های زن در شرق وغرب جهان امروز وخیانت وجنایت، هرچه جلو برود، وهرچه نیروهای مادّی، این فسادها را تهییج کند وآن را برای منافع پلید استثماری یا استعماری گسترش دهد، جبنش وانقلاب را علیه این مفاسد، کوبنده تر وضربت آن را بر کاخ های فساد وطغیان، کاری تر می سازد.
مقاومت، در برابر بازگشت به جاهلیت
مسلمانی که با چنین فکر وعقیده آینده گرا زندگی می کند، هرگز با گروه های فاسد ومشرک وخدانشناس همراه نمی شود وتا می تواند تقدّم ونوگرایی وآینده بینی خود را حفظ کرده وثابت واستوار به سوی هدف پیش می رود.
او اطمینان دارد وبه یقین می داند که بساط ظلم وفساد برچیده شدنی است؛ چون بر جامعه وبر فطرت بشر تحمیل است وآینده برای پرهیزکاران وزمین از آن شایستگان است:
(إِنَّ الْأَرْضَ للّٰهِ یورِثُها مَن یشآءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)(۴۶)؛
«همانا زمین از آنِ خداست وبه هرکس از بندگانش که بخواهد، به ارث می دهد وعاقبت از آن متقین است».
بنابراین مسلمان تسلیم ظلم وفساد نمی شود وبا ستمگران ومفسدان همکار وهمراه وهم صدا نخواهد شد.
این اصل انتظار مانند یک قوه مبقیه وعامل بقا وپایداری، طرف داران حقّ وعدالت واسلام خواهان حقیقی را در برابر تمام دستگاه های فشار، استعباد، جهل وشرک، بشرپرستی وفسادانگیزی پایدار نگه می دارد وهمواره بر روشنی چراغ امیدواری منتظران وثبات قدم ومقاومت آنها می افزاید وآنان را در انجام وظایف، شور وشوق ونشاط می دهد.
این اصل انتظار است که در مبارزه حقّ وباطل، صفوف طرف داران حقّ را فشرده تر ومقاوم تر می کند وآنها را به نصرت خدا وفتح وظفر نوید می دهد وگوش آنها را همواره با صداهای نویدبخش قرآن آشنا می دارد:
(قُلِ انتَظِرُوا إِنّا مُنتَظِرُونَ)(۴۷)؛
«بگو: منتظر باشید که ما هم منتظریم».
(فَتَرَبَّصُوا إِنّا مَعَکمْ مُتَرَبِّصُونَ)(۴۸)؛
«منتظر باشید که ما هم با شما منتظریم».
(فَانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکم مِنَ الْمُنتَظِرِینَ)(۴۹)؛
«منتظر باشید که من هم با شما منتظرم».
خاص وعام، شیعه وسنی، از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) روایت کرده اند که فرمود:
«لَوْ لَمْ یبْقَ مِنَ الدُّنْیا إِلاّ یوْمٌ واحِدٌ، لَطَوَّلَ اللهُ ذلِک الْیوْمَ حَتّی یخْرُجَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِی یواطِئُ اسْمُهُ اسْمِی وَکنْیتُهُ کنْیتِی، یمْلَاُ الْأَرْضَ عَدْلا وَقِسْطاً کما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»(۵۰)؛
«اگر نماند از دنیا مگر یک روز، خداوند متعال آن روز را طولانی فرماید تا بیرون آید مردی از فرزندان من که نامش نام من وکنیه اش کنیه من باشد، زمین را پر از عدل وداد می کند، همچنان که از جور وظلم پر شده باشد».
این انتظار، ضعف وسستی ومسامحه در انجام تکالیف ووظایف نیست وعذر برای کسی در ترک مبارزه مثبت یا منفی وترک امر به معروف ونهی از منکر نمی باشد، وسکوت وبی حرکتی وبی تفاوتی وتسلیم به وضع موجود ویأس وناامیدی را هرگز با آن نمی توان توجیه کرد.
این انتظار، حرکت، نهضت، فداکاری، طرد انحراف ومبارزه با بازگشت به عقب وارتداد است، مکتب زنده وسازنده اسلام ومحمّد، علی وزهرا وحسن وحسین وزین العابدین وتمام ائمه(علیهم السلام) وسایر اصحاب ویاران خاص وپیروان آنهاست. اگر نادانان یا مغرضان آن را به طور دیگر تفسیر کرده وآن را مکتب کناررفته ها وکنارگذاشته شده ها، بیچاره ها، مأیوسان، تن به خواری دادگان، چاپلوسان ودین فروشان معرفی کنند، خود در ردیف یهود، که مصداق:
(یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ)(۵۱)؛
«کلام ها وسخنان را از مواضع اصلی خود تحریف ودگرگون می کنند».
می باشند، قرار داده اند.
(یا أَیهَا الرَّسُولُ لا یحْزُنک الَّذِینَ یسارِعُونَ فِی الْکفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْکذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْم آخَرِینَ لَمْ یأْتُوک یحَرِّفُونَ الْکلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ)(۵۲)؛
«ای پیامبر! آنان که به زبان گفتند: ایمان آوردیم؛ ولی قلب هایشان ایمان نیاورد وبه سوی کفر سرعت گرفته اند، تو را ناراحت نکنند وهمچنین آن یهودیانی که حرف های تو را تحریف کرده وبه دروغ، سخنان فتنه خیز برای قومی که پیش تو نیامده اند، نقل می کنند. اینان سخنان را مطابق میل وهوای نفس خود از مواضع اصلی اش تحریف می کنند».
ارزش انتظار در قرآن وحدیث
(قُلْ کلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِی وَمَنِ اهْتَدی)(۵۳)؛
«بگو: همه منتظرند، پس انتظار بکشید! زود باشد که بدانید راه راست پویان وکسانی که هدایت یافته اند، کیانند؟!».
(وَقُلْ لِلَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکمْ إِنّا عامِلُونَ * وَانْتَظِرُوا إِنّا مُنتَظِرُونَ)(۵۴)؛
«بگو به آنان که ایمان نمی آورند (از راه تهدید)!: عمل کنید به حال خود، ما هم عمل می کنیم ومنتظر باشید، ما هم منتظریم».
حضرت امام جعفر صادق(ع) فرمود:
«إِنَّ لَنا دَوْلَةً یجیءُ اللهُ بِها إِذا شآءَ. ثُمَّ قالَ: مَنْ سَرَّ أَنْ یکونَ مِنْ أَصْحابِ الْقآئِمِ فَلْینْتَظِرْ وَلْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَمَحاسِنِ الْأَخْلاقِ وَهُوَ مُنْتَظِرٌ»(۵۵)؛
«البته که برای ما دولتی است که وقتی خدا خواست آن را می آورد. هرکس شاد می شود که از اصحاب قائم(عج) باشد، باید منتظر باشد وباید کار به پارسایی واخلاق نیک کند ومنتظر باشد».
امام زین العابدین(ع) فرمود:
«تَمْتَدُّ الْغَیبَةُ بِوَلِی اللهِ عَزَّوَجَلَّ الثّانی عَشَرَ مِنْ أَوْصِیآءِ رَسُولِ اللهِ وَالْأَئِمَّةِ بَعْدَهُ(علیهم السلام)، إِنَّ أَهْلَ زَمانِ غَیبَتِهِ الْقآئِلِینَ بِإِمامَتِهِ وَالْمُنْتَظِرینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ مِنْ أَهْلِ کلِّ زَمان»(۵۶)؛
«غیبت ولی خدا ودوازدهمین وصی پیغمبر خدا وامامان بعد از پیغمبر(ص) امتداد پیدا می کند. اهل زمان غیبت آن حضرت که معتقد به امامت ومنتظر ظهور او باشند، از اهل هر زمان برترند».
رسول خدا(ص) فرمود:
«أَفْضَلُ الْعِبادَةِ انْتِظارُ الْفَرَجِ»(۵۷)؛
«برترین عبادت انتظار فرج (وپایان نابسامانی ها ودشواری ها وبی عدالتی ها وظهور دولت حقّه حضرت مهدی(عج) وبرقراری مطلق نظام اسلامی) است».
ارزش انتظار
بشر در زندگی اجتماعی وفردی، مرهون نعمت انتظار است؛ واگر از انتظار بیرون بیاید وامیدی به آینده نداشته باشد، زندگی برایش مفهومی نخواهد داشت وبی هدف وبی مقصد می شود.
حرکت وانتظار در کنار هم می باشند واز هم جدا نمی شوند؛ انتظار علّت حرکت وتحرک بخش است. آنچه مورد انتظار است، هرچه مقدّس تر وعالی تر باشد، انتظارش نیز ارزنده تر ومقدّس تر خواهد بود وارزش مردم را باید از انتظاری که دارند، شناخت:
یکی انتظارش این است که پایان سال شود ورتبه ای بگیرد وحقوق وجیره اش زیاد شود.
یکی دیگر انتظارش این است که پایان سال تحصیلی برسد، گواهی نامه ومدرکی بگیرد وبه وسیله آن، کار وشغل مناسبی تهیه نماید.
یکی منتظر است وضعش روبه راه شود تا خانواده تشکیل دهد وهمسری اختیار کند واز تجرد وتنهایی خود را خلاص سازد.
دیگری منتظر است درآمدش بیشتر شود، خانه شخصی، ماشین سواری و... خریداری کند؛ یا اگر همت ونظرش بلند باشد، بیمارستان یا مسجد یا مدرسه یا کتابخانه ودارالعلمی تأسیس کند.
یک نفر انتظار دارد در فلان مناقصه یا مزایده برنده شود.
خلاصه همه منتظرند؛ کاسب منتظر؛ کشاورز منتظر؛ کنتراتچی منتظر؛ باغ دار منتظر؛ صنعتگر منتظر؛ پدر، مادر ومعلم همه منتظرند؛ بلکه ملّت ها وجامعه ها وحکومت ها همه منتظرند.
رژیم های سرمایه داری انتظار دارند که قدرتشان بیشتر گسترش یابد ودنیا را شدیدتر به زیر یوغ بی رحم استثمار خود بکشند وخون ضعفا را بمکند.
رژیم های کمونیستی منتظرند انقلاب کمونیستی همه جا را زیر چتر خود بگیرد، وشدت فقر وجنگ واختلاف طبقاتی تحول ایجاد کرده، اوضاع را به نفع آنها عوض کند تا کمونیسم، آزادی های فردی وحرمت انسانی را در کام خود فرو برد وافراد جامعه مانند یک ماشین یا یک مرکز دامداری که وسایل خوراک وفربه شدن وخوردن وچریدن در آن فراهم شده باشد، منهای انسانیت زیست کنند.
دانشجویان واقعی ومحققان منتظرند با نیروی تفکر واندیشه، مشکلات علمی را حل کرده وهرچه بیشتر بر دانش ودرک خود بیفزایند ودایره معلومات را توسعه دهند.
پزشک باایمان منتظر است نتیجه معالجات خود را در بیمارش ببیند.
(قُلْ کلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا)(۵۸)؛
«بگو: همه منتظرند پس منتظر باشید».
اگر انتظار در این دنیا که عامل تدریج وتدرّج، تأثیر وتأثّر، فعل وانفعال، وگذشت زمان است، از بشر گرفته شود، دیگر ادامه حیات برایش بی لذّت وبی معنا است.
انتظار است که زندگی را لذّت بخش وباروح وبامعنا می سازد وشخص را به زندگی علاقه مند می نماید.
یک درخت تا وقتی انتظار می رود رشد کند وسایه داشته باشد ومیوه بدهد، باقی می ماند؛ ولی وقتی از میوه دادن واز نمو وترقی افتاد، آن را قطع می نمایند وبه جایش نهالی می نشانند که تا سال ها چشم انتظار به رشد ونمو میوه آن بدوزند وآن را پرورش دهند وآبیاری کنند.
پس همه جهان وهمه جامعه ها وهمه مردم وافراد، تا هستند ودر سراشیبی سقوط وانقراض وفنا ومرگ ونیستی وارد نشده اند، منتظرند وباید منتظر باشند.
اسلام وانتظار
اسلام که تعلیمات وهدایت هایش بر اساس فلسفه های عمیق وصحیح اجتماعی وواقعی قرار دارد، اصل انتظار ونگاه به سوی آینده را، پشتوانه بقای جامعه ای مسلمان ومحرک احساسات ومهیج روح فعالیت واقدام قرار داده است؛ وانتظار آینده بهتر وعصر فتح وگشایش وفرج را برترین اعمال شمرده است ورسول خدا (صلّی الله علیه وآله) در حدیث شریف:
«أَفْضَلُ أَعْمالِ أُمَّتِی انْتِظارُ الْفَرَجِ»(۵۹)؛
«برترین کارهای امتم انتظار فرج است».
انتظار فرج را افضل اعمال امّت خود معرفی فرموده است.
آن هنگام که پیغمبر بزرگ اسلام(ص) درحالی که غیر از علی(ع) وعموی بزرگوارش ابوطالب، از مردها یارویاور دیگر نداشت ومردم را به خدا ودین توحید دعوت می فرمود؛ آن هنگام که دست یافتن بر خزائن کسری وقیصر، آن هم برای مردمی محروم ومستضعف، جزء محالات عادی محسوب می شد؛ ودر آن هنگامی که به جای همکاری وقبول آن دعوت نجات بخش وآزادساز توحیدی، از مردم دشنام وناسزا واهانت می شنید ورنج وآزار واذیت می دید، مردم را به آینده درخشان این امّت نوید می داد ووعده می داد که کلمه توحید را بگویید تا رستگار شوید: «قُولُوا لا إِلهَ إِلاَّ اللهُ تُفْلِحُوا» تا عرب خاضع شما گردد وعجم به شما جزیه بدهد. سوگند یاد می کرد که گنج های کسری وقیصر در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
وپیروانش با سرمایه واسلحه انتظار رو به سوی آینده وقدم به پیش قرار داده بود ودر برابر سیل مخالفت ها وشیطنت ها، قطع ارتباط ها ومحاصره ها، شکنجه ها وآزارهای بدنی مسلح، به مقاومت وایستادگی حتی تا ترک مال وخانه وشهر ومسکن در راه اسلام وهدف های توحید آن، تشویق می کرد واز پیروزی حقّ ومغلوب شدن باطل سخن می راند.
این انتظار وایمان به این وعده های الهی بود که مسلمانان را در میدان ها فاتح وجانباز وفداکار کرد.
مسلمانان در انتظار این روزهای درخشان، آن روزهای سخت وتلخ وپر از مصیبت را پشت سر گذاشته وجلو رفتند.
قرآن مجید در آیات متعدّدی، مسلمانان را به انتظار آینده گذارده وآینده بهتر را به این امّت نوید داده است وآینده گرایی را تعلیم می فرماید.
ازجمله در این آیه نوید می دهد که هرگاه خطر ارتجاع پیش آید واز مسلمانان، افرادی مرتد وبی دین شوند واز دین برگردند، خدا قوم وگروهی را می آورد که آنان را دوست می دارد وآنها خدا را دوست می دارند، نسبت به مؤمنان فروتن هستند، نسبت به کفار، عزیز وغالب وخوددار وغیرقابل انعطاف می باشند، در راه خدا جهاد می کنند واز ملامت وسرزنش ملامت کنندگان بیم ندارند؛ که آیه ذیل مشعر بر این مطلب است:
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَن یرْتَدَّ مِنکمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللهُ بِقَوْم یحِبُّهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّة عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّة عَلَی الْکافِرِینَ یجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَلا یخافُونَ لَوْمَةَ لآئِم ذلِک فَضْلُ اللهِ یؤْتِیهِ مَن یشآءُ وَاللهُ واسِعٌ عَلِیمٌ)(۶۰)؛
«ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی‏رساند) خداوند جمعیتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد وآنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، ودر برابر کافران سرسخت ونیرومندند آنها در راه خدا جهاد می‏کنند، واز سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هرکس بخواهد (وشایسته ببیند) می‏دهد و(فضل) خدا وسیع، وخداوند داناست».
در این آیه که خطر ارتداد وبی دینی وبازگشت به سوی کفر وشرک وفحشا وبشرپرستی وسنن ورسوم باطل شده، به وسیله اسلام مطرح شده است، قیام گروهی مجاهد را که با ارتجاع مبارزه کنند وآن را سرکوب نمایند، نوید داده ومسلمانان حقیقی را در برابر این مرض مهلک وخطرناک، با انتظار واعلام آینده سالم وشکست ارتجاع وپیروزی دوستان خدا، مصونیت بخشیده است.
ونیز آیه:
(إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّکرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظُونَ)(۶۱)؛
«همانا ما قرآن را فرو فرستادیم وخود نیز آن را حفظ خواهیم کرد».
خبر از حفظ قرآن مجید ورسالت اسلام واین دین وآیین مقدّس می دهد ومخصوص به یک دوره وعصر نیست وتا ابد وتا هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) وتشکیل جامعه جهانی اسلام، این آیه نویدبخش وامیدوارکننده است که در هیچ حال وشرایطی مسلمانان نباید ناامید باشند، بقای این دین برحسب سنن الهی ووعده های خدا ورسول خدا تضمین شده است.
اگر بازگشت به عقب وارتداد ورجعت به جاهلیتی پیش بیاید ودر بین ملل مسلمان، صدای افتخار به دوره های جاهلیت وزنده کردن رسوم پیش از اسلام بلند بود، واگر به هر شکل ووضع، بیگانگان یا افرادی که در شمار مؤمنان بوده وبه ارتداد وفساد روی نهاده اند، بخواهند پیشرفت وجهان گیر شدن انقلاب الهی اسلام را متوقف کنند، یا از بین ببرند وشعائر اسلام را تعطیل ودر فراموشی اندازند، قانون خلقت وصدای وجدان وفطرت واراده الهی، گروهی مصمّم وباعزیمت را که خدا آنها را دوست دارد وآنها خدا را دوست می دارند، برای حمایت این دین وجهانی شدن این انقلاب وروشن نگاه داشتن این چراغ بر می انگیزد.
از هنگام رحلت پیغمبر اکرم(ص) تا حال، تاریخ اسلام مصادیق ونمونه های بسیاری از آنچه در این آیه پیش بینی شده است، نشان می دهد وارتداد در صورت های مختلف، دعوت اسلام را تهدید کرده وبلکه به ظاهر متوقف ساخت؛ ولی چنان که در این آیه خداوند متعال وعده فرموده است، هر مرتبه، ارتداد به وسیله افرادی الهی ومخلص وفداکار سرکوب شده وخطر خاموش شدن صدای دعوت اسلام مرتفع گشت. ارتداد وعقب گردی که پس از رحلت پیغمبر (صلی الله علیه وآله)(۶۲) مخصوصاً در امر خلافت ورژیم حکومتی اسلام پیش آمد ومنتهی به عثمان ها ومعاویه ها ویزیدها وسایر بنی امیه وبنی عباس وستمگران دیگر شد ونظام سیاست وحکم واداره جامعه اسلامی را به نظام حکومت های قیصرها وکسری ها برگرداند، ابتدا با مقاومت ومخالفت رسمی افرادی انگشت شمار به رهبری علی(ع) وفاطمه زهرا(س) روبه رو شد، وپس از آن، - اگرچه عقب گرد از دین به مرور زمان گسترش یافت؛ ولیکن کسانی که از آن بازگشته وبه گروه علی(ع) ووفاداران حقیقی انقلاب اسلام ملحق گردیدند، زیاد شدند وبا قیام مسلمانان انقلاب خواه علیه عثمان، حکومت علی(ع) فرهنگ جاهلی را در یک قدمی نیستی وفنا قرار داد؛ امّا بازمانده ووارث حقیقی جاهلیت (معاویه) دوباره پرچم ارتداد را برافراشت واز آن به بعد، اگرچه جاهلیت ریشه کن نگردید، واسلام نیز تا حال به هدف های بزرگ خود نرسیده وانقلابش کامل نگشته ودر بین راه است وباید منتظر آینده بود تا آن مصلح حقیقی ومنتظر موعود بیاید وانقلاب اسلام را عالم گیر ساخته وحکومت جهانی الهی را تشکیل دهد؛ ولی همواره تحت تأثیر همین تعالیم اسلام وبرنامه انتظار، مبارزه با ارتداد وجاهلیت جریان داشته ودارد ودر صورت های مختلف از تسلط کامل وتمام عیار جاهلیت جلوگیری شده است که شهادت سیدالشهدا(ع) وقیام مقدّس حسینی علیه بنی امیه، کاری ترین ضربت ها بر پیکر ارتدادی بود که به وسیله بنی امیه رهبری می شد.
ما در اینجا نمی خواهیم تاریخ این مقاومت ها ومبارزه ها را در عصر بنی امیه وبنی عباس وادوار مختلف شرح دهیم، واز نقش اهل بیت وبرنامه ها وتعالیم ائمه طاهرین^ که بیشتر به صورت مبارزه منفی بسیار دقیق به حملات خلفای جور علیه موجودیت اسلام وحقایق واهداف مقدّس این دین پاسخ داده ومدافعه می نماید، چیزی بگوییم؛ ولی باید متذکر شویم که روش مبارزه منفی آنها، اکنون هم مؤثرترین روش مبارزه با دشمنان داخلی، منافقان ودشمنان خارجی است ونتایج مهمی نیز داشته است. مثلاً به زندان افتادن امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) به شدّت ارکان جاهلیتی را - که به وسیله هارون دیکتاتور وباآن همه قدرت وتوسعه قلمرو حکومت استبدادی نگهداری می شد - لرزاند.
بیان کامل این مطلب، حداقل به یک کتاب مفصل نیاز دارد که فعلاً در پی آن نیستیم؛ بلکه فقط می خواهیم متذکر شویم که انتظار ومثل این وعده هایی که در این آیه کریمه وآیات دیگر است، یکی از پایه های مهم وزنده مبارزه علیه فساد، در جامعه اسلام بوده، که آن را باید سرچشمه مقاومت ها ومنبع تحرکات ومبارزات ایجابی وسلبی اهل حقّ با اهل باطل شمرد که مسلمان هیچ گاه کار اسلام وانقلاب آن را پایان یافته وتمام شده نخواهد دانست، وهمواره به مضمون آیه کریمه:
(یرِیدُونَ أَن یطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْواهِهِمْ وَیأْبَی اللهُ إِلاّ أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ)(۶۳)؛
«کافران می خواهند نور خدا را با گفتار جاهلانه خود خاموش کنند ولی خداوند نمی خواهد، مگر آنکه نور خود را به پایان برساند؛ اگرچه کافران کراهت دارند».
تلاش های دشمنان ومنافقان نقش برآب ونور خدا در اتمام وگسترش خواهد بود.
انتظار جامعه شیعه
مسلمانان عموماً وشیعیان خصوصاً منتظرند که سراسر گیتی را عدل وعلم وتوحید وایمان وبرابری وبرادری فراگیرد وآن رهبری که وعده ظهور او در قرآن وصدها حدیث معتبر وارد شده است، ظاهر شود وآیین توحیدی اسلام را که در شرق وغرب جهان وارد شده است، ظاهر کرده وگسترش دهد، وامت واحد، حکومت واحد، قانون واحد، نظام واحد تمام افراد بشر را متّحد، هم صدا، هم قدم وبه هم پیوسته سازد.
این عقیده به ظهور مصلح منتظر، حضرت مهدی موعود(عج) - چنان که در روایات به آن اشاره شده است - شیعه را در جریان زمان برای مقاومت در برابر صدمات ولطماتی که بر هر دعوتی وارد می شد وآن را متلاشی می کرد، پرورش داد وفکر شیعه را که فکر خالص اسلامی است، وجامعه شیعه را از زوال وانقراض نگاه داشت وتا امروز این فکر واین عقیده وایمان عامل بقای شیعه وپایداری واستقامت اوست.
با آن وضع جان گزای حکومت بنی امیه وبنی عباس روبه رو شده بودند وتمام حیثیات وشئون ظاهری واجتماعی آنها الغا شده، واز همه مشاغل محروم، ودر همه جا مورد تعقیب وزیر نظر جاسوسان حکومت قرار گرفته، وکمترین مجازات آنها زندان بود، تا مجازات های شدید از بریدن دست وپا وزبان وبینی، وشکنجه های غیرقابل تحمل دیگر.
آن شیعیان، اگر منتظر وآینده بین نبودند واعتقاد به پیروزی حقّ وعدالت، وشکست باطل وستم نداشتند، بااینکه همه چیز را ازدست رفته می دیدند، هرگز بر ایشان حال مقاومت باقی نمی ماند وهمه حتی در دل شکست خورده وتسلیم می گشتند واز دگرگون شدن وضاع وعوض شدن وورق خوردن صفحه تاریخ ناامید می گردیدند وریشه هر نهضت وحرکت وپایداری در آنها خشک می شد.
امّا پیغمبر اکرم(ص) وعلی(ع) وعده داده وقرآن مجید نیز بشارت داده است که این دین پایدار می ماند واین راه بسته نمی شود واین نزاع ونبرد حقّ وباطل، با غلبه ظاهری جباران تاریخ مانند یزید وولید وزیاد وحجاج وهارون ودیگران پایان نمی پذیرد.
وپس از رحلت رسول خدا(ص) وشهادت امیرالمؤمنین(ع) وسیدالشهدا(ع) تا امروز ریشه تمام حرکات ونهضت های شیعه ومسلمین علیه باطل واستثمارگران، همین فلسفه اجتماعی انتظار وعقیده به ادامه مبارزه حقّ وباطل تا پیروزی مطلق بوده است، که می بینیم همیشه از میان شکست ها، پیروزی هایی آشکار ودر عین ذلّت ظاهری، پرتو وشعاع عزّت وسربلندی وآقایی نمودار شده واراده ها وهمت ها به حرکت وجنبش درمی آید وافراد بااراده ومصمم ومتعهد وارد میدان می شوند؛ وهرچه دشمنان حقّ وعدالت، مسلمانان را می کشند وبه زندان می اندازند وهرگونه شکنجه وعذابی را درباره آنها اجرا می نمایند وآنها را از اجرای قوانین اسلام وبرقرارکردن شعائر دینی با زور وتطمیع باز می دارند وتعلیم وتربیتشان ومطبوعات وتبلیغات وتمام وسایل ارتباط جمعی ورسانه های گروهی را ضداسلامی ومنحرف کننده می سازند؛ در ایران، الجزایر، اندونزی، فیلیپین، اوگاندا، اتیوپی، فلسطین ونقاط دیگر باز هم مبارزه ادامه می یابد تا ملّت هایی مثل ایران، الجزایر واندونزی آزاد می شوند.
این است فلسفه بزرگ اجتماعی انتظار ظهور واین است یکی از اسرار غیبت حضرت صاحب الامر(عج) وازاین جهت است که ثواب منتظران مانند ثواب مجاهدان وبلکه شهیدان بدر واُحد است.
واین است که ازنظر یک فرد مسلمان در هر شرایط واوضاع نامساعد وناگواری که جلو بیاید، کار اسلام خاتمه یافته تلقی نمی شود وروز این دین به آخر نمی رسد.
واین است همان فلسفه ای که در ادیان گذشته نیز مایه امیدواری پیروان آنها ومشوّق آنان به استقامت وپایداری ومقاومت وجهاد بوده است ودرحقیقت، انتظار فلسفه محکم واستواری است که در تمام ادیان موردتوجّه بوده وبه آن عقیده داشته اند واز سنن ونوامیس ثابتی است که همه ادیان آسمانی در بقای خود از آن مایه گرفته اند وهمه در انتظار آینده عالی تر وبهتر بوده اند وظهور اسلام، این دین جامعه، به تمام آنها نوید داده شد؛ تا وقتی خورشید جهان تاب اسلام طلوع کرد وعالم وتمام پیروان ادیان از انتظار آن بیرون آمدند، در اسلام نیز که آخرین رسالت ها وادیان است، مسئله انتظار، این فلسفه بزرگ در ظهور مصلح ومنجی آخرالزمان وولی دوران حضرت مهدی(عج) که در بیت رسالت واز فرزندان علی وفاطمه وحسن وحسین(علیهم السلام) ونهمین فرزند حسین(ع) است، خلاصه شد.
عامل بقا
بنابراین - چنان که از بررسی های عمیق ودقیق در تاریخ وفلسفه ادیان وقرآن کریم واحادیث وروایات استفاده می شود - فلسفه انتظار مانند یک عامل وماده حیاتی مهم در تمام ادیان آسمانی وجود داشته ورمز بقا وموجودیت آنان بوده است واکنون هم از عوامل بقای جامعه مسلمین است.
دیدگاه وسیع
درضمن، این انتظار است که دیدگاه وسیع وافق نظر بلند مسلمانان ومخصوصاً شیعیان را نشان می دهد؛ درحالی که بسیاری از مردم وملل دیگر انتظار می برند که بر ملل دیگر مسلط شده وآنها را استثمار نمایند.
ودر حالی که هریک از شرق وغرب در انتظار روزی هستند که حریفشان از پا درآید وجهان مسخّر هواوهوسشان گردد.
ودر هنگامی که کمپانی های بازرگانی وحکومت های زیر نفوذ آنها انتظار می کشند، دنیا بازار تجارت آنها شود وبشر در عالم اقتصاد برده آنها گردد.
ودر وقتی که گروه های بسیاری در جهان، امروز بی هدف در کنار کاباره ها وسینماها وتماشاخانه ها صف کشیده ودقیقه شماری می کنند ودر انتظارند که در این اماکن فساد به رویش باز شود وبه این ترتیب، هستی خویش را تباه می کنند.
در این هنگام، مسلمان آگاه وروشن فکر وشیعه متعهد ومبارز، در انتظار روزی است که جهان به زیر پرچم حقّ وعدالت وتوحید وحکومت جهانی اسلام واحکام خدا درآید وتمام بی عدالتی ها ونابرابری ها نابود گردد واین فاصله های پوچ از میان خلق خدا برداشته شود.
مسلمانان انتظار روزی را می کشند که فقر وبدبختی، وجهل ونادانی از سراسر جهان ریشه کن گردد وبینش وبصیرت جامعه، کامل وافراد صالح ورشید ودادگر، زمامدار ومصادر امور باشند، واختلافات جغرافیایی وملی ودینی، وسیاست ها ورژیم ها ومسلک های باطل از بین برود.
این بینش ومقصد وهدف وانتظار مسلمانان است که خیر وسعادت عموم، عصر آزادی، برابری همگان وآسایش ورفاه، علم وترقی، وعدالت ونیک بختی را برای تمام افراد بشر خواهان است.
این انتظار، شخص را متعهد ومسئول می سازد که برای تحقق هدف های اسلام وعملی شدن برنامه های دین، بدون هیچ یأس وضعف وسستی وناامیدی، شب وروز کوشش نماید وفداکاری کند تا بلکه یک گام به سوی مقاصد متعالی اسلام جلو برود.
این انتظار، شخص را محکم ومقاوم، بااراده، نفوذناپذیر، مستقل، شجاع وبلندهمت می سازد.
این انتظار، لفظ نیست؛ گفتن نیست؛ عمل است، حرکت است، نهضت ومبارزه وجهاد است، صبر وشکیبایی ومقاومت است.
نیمه شعبان
نیمه شعبان، عید انتظار، عید نور، عید نهضت وآماده شدن برای جهاد بیشتر، مقاومت های سخت تر؛ وجشن وچراغانی آن، اعلان نشاط، آگاهی، روشنی ضمیر، توجّه منتظران ونمایش شادمانی ها وزوال تاریکی ها در جامعه جهانی اسلام است.
کسی که منتظر است، باید به سوی آن رستاخیز عظیم وبی مانند قدم بردارد وآماده شود واز هر فرصتی بهره برداری نماید، ودین خدا واحکام خدا وآنچه را که به صاحب وقت وولی عصر(عج) انتساب دارد، از مال وجان وفرزند ومقام خود گرامی تر بدارد وبرای حفظ ونگاه داری آن کوشاتر باشد، وباید جشن وچراغانی وتبلیغات وسخنرانی ها ومجالس ومحافل نور، این انتظار حقیقی را در دل ها روشن تر سازد وبر نشاط وتعهّد ومقاومت جامعه بیفزاید.
کسی که منتظر است، به معانی بزرگی که از جشن وچراغانی نیمه شعبان در نظر است، التفات داشته وهدف ومقصد را فراموش نمی نماید، وجشن وچراغانی را وسیله سرگرمی قرار نمی دهد، وبه جای وظایف خطیر ومسئولیت های مهمی که در برابر خدا وقرآن وشخص حضرت ولی عصر(عج) واسلام وتشیع دارد، به مراسم خشک وخالی جشن وچراغانی اکتفا نمی کند، واز حقیقت ودرسی که از این مراسم باید گرفت غافل نخواهد ماند، تا خدای نخواسته دشمنان یا نادانان، این مراسم وبلکه اصل انتظار را عوضی تفسیر نمایند وآن را عامل سکوت ورکود وترک امر به معروف بشمارند.
این جشن ها وچراغانی ها باید اعلان وفاداری به اسلام وتصمیم محکم به مقاومت در برابر نقشه های ضداسلام، وابراز علاقه به قرآن، ومطالبه حقوق اسلامی، وهم صدایی واتفاق واتّحاد باشد.
این مراسم که در نهایت خلوص صورت می گیرد، اعلام خواسته های حقیقی جامعه، مخالفت همگان با نظام های نامشروع، وموافقت آرای عموم با نظام خالص وصحیح اسلامی است، که باید همیشه ودر تمام مواقع وفرصت ها ابراز شود.
وَالسَّلامُ عَلی نامُوسِ اللهِ الْأَکبَرِ وَالْإِمامِ الثّانِی عَشَرَ، أَبِ الْوَقْتِ وَمَوْلَی الزَّمانِ، الَّذِی هُوَ لِلْحَقِّ أَمِینٌ وَلِلْخَلْقِ أَمانٌ، مَوْلانا وَسَیدِنا صاحِبِ الزَّمانِ، أَرْواحُ الْعالَمِینَ لَهُ الْفِدآءُ وَعَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ، وَجَعَلَنا مِنْ شِیعَتِهِ وَأَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ.

قم المشرفه، حرم الائمة (علیهم السلام)
لطف الله صافی گلپایگانی
۱۳۹۸ هـ. ق

کتاب نامه

قرآن کریم.
۱ - نهج البلاغة، الامام علی بن ابی طالب(ع)، الشریف الرضی، تحقیق وشرح محمد عبده، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
۲ - الاحتجاج، طبرسی، احمد بن علی (م. ۵۶۰ق.)، تحقیق سید محمدباقر موسوی خرسان، النجف الاشرف، دارالنعمان، ۱۳۸۶ق.
۳ - احیاء علوم الدین، غزالی، محمد بن محمد (م. ۵۰۵ق.)، بیروت، دارالکتاب العربی.
۴ - الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله قرطبی (م. ۴۶۳ق.) تحقیق علی محمد بجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.
۵ - اقبال الاعمال، ابن طاووس، سید علی بن موسی (م. ۶۶۴ق.)، تحقیق جواد قیومی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۴ق.
۶ - بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار(علیهم السلام)، مجلسی، محمدباقر (م. ۱۱۱۱ق.)، تحقیق محمدباقر بهبودی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
۷ - بشارة المصطفی(ص) لشیعة المرتضی(ع)، طبری، محمد بن ابی القاسم (م. ۵۲۵ق.)، تحقیق جواد قیومی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۰ق.
۸ - تاریخ الامم والملوک، طبری، محمد بن جریر (م. ۳۱۰ق.)، تحقیق گروهی از دانشمندان، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۰۳ق.
۹ - جامع السعادات، نراقی، محمدمهدی (م. ۱۲۰۹ق.)، تحقیق سید محمد کلانتر، النجف الاشرف، دارالنعمان.
۱۰ - الجامع الصغیر فی احادیث البشیرالنذیر، سیوطی، جلال الدین (م. ۹۱۱ق.)، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
۱۱ - الخصال، صدوق، محمد بن علی (م. ۳۸۱ق.)، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۳ق.
۱۲ - خصائص الائمه (علیهم السلام)، سید رضی، محمد بن حسین (م. ۴۰۶ق.)، تحقیق محمدهادی امینی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۰۶ق.
۱۳ - السیرة النبویه، ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (م. ۷۷۴ق.)، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۹۶ق.
۱۴ – صحیح البخاری، بخاری، محمد بن اسماعیل (م. ۲۵۶ق.)، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
۱۵ - عوالم العلوم والمعارف والاحوال (الامام الحسین(ع)، بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله (م. قرن ۱۲)، قم، مؤسسه امام مهدی(عج)، ۱۴۲۵ق.
۱۶ - عوالی اللئالی العزیزیة فی الاحادیث الدینیه، ابن ابی جمهور احسائی، محمد بن علی (م. ۸۸۵ق.)، تحقیق مجتبی عراقی، قم، مطبعة سیدالشهداء، ۱۴۰۳ق.
۱۷ - الغیبه، طوسی، محمد بن حسن (م. ۴۶۰ق.)، تحقیق عبادالله تهرانی، علی احمد ناصح، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، ۱۴۱۱ق.
۱۸ - الغیبه، نعمانی، محمد بن ابراهیم (م. ۳۶۰ق.)، تحقیق فارس حسون کریم، قم، انتشارات انوارالهدی، ۱۴۲۲ق.
۱۹ - کشف الغمة فی معرفة الائمه(علیهم السلام)، اربلی، علی بن عیسی (م. ۶۹۳ق.)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ق.
۲۰ - کمال الدین وتمام النعمه، صدوق، محمد بن علی (م. ۳۸۱ق.)، تحقیق علی اکبر غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۵ق.
۲۱ - مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، طبرسی، فضل بن حسن (م. ۵۴۸ق.)، تحقیق عده ای از محققین، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۱۵ق.
۲۲ - مصباح المتهجد، طوسی، محمد بن حسن (م. ۴۶۰ق.)، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، ۱۴۱۱ق.
۲۳ - مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، محمد بن علی (م. ۵۸۸ق.)، تحقیق گروهی از اساتید نجف اشرف، النجف الاشرف، المکتبة الحیدریة، ۱۳۷۶ق.
۲۴ - منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر(عج)، صافی گلپایگانی، لطف الله، قم،
۲۵ - مرکز نشر وتوزیع الآثار العلمیة فی مکتب سماحة آیة الله الصافی الگلپایگانی، ۱۴۳۰ق.
۲۶ - ینابیع المودة لذوی القربی، قندوزی، سلیمان بن ابراهیم (م. ۱۲۹۴ق.)، تحقیق سید علی جمال اشرف حسینی، دارالاسوة، ۱۴۱۶ق.


 

 

 

 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۷۹ - ۵۸۰؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۱، ص۱۴۰ (دعای افتتاح، مروی از حضرت مهدی(عج).
(۲) توبه، ۳۳.
(۳) انبیاء، ۱۰۵.
(۴) بخاری، صحیح، ج۱، ص۹ - ۱۰؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۱، ص۵۲۴.
(۵) اشعار از قصیده «پیام منتظر» از دیوان عالم فقیه، مرحوم آیت الله آقای آخوند ملا محمّدجواد صافی+ والد مؤلف کتاب است.
(۶) طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۱؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۱، ص۱۴۲ (دعای افتتاح، مروی از حضرت مهدی(عج).
(۷) طوسی، مصباح المتهجد، ص۵۸۱؛ ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج۱، ص۱۴۲ (دعای افتتاح، مروی از حضرت مهدی(عج).
(۸) قصص، ۵.
(۹) نور، ۵۵.
(۱۰) حج، ۴۱.
(۱۱) قصص، ۶.
(۱۲) محمّد، ۷.
(۱۳) عنکبوت، ۶۹.
(۱۴) سوره بقره، آیه ۲۵۰.
(۱۵) ص، ۸۷ - ۸۸.
(۱۶) ابراهیم، ۱.
(۱۷) انبیاء، ۱۰۷.
(۱۸) نهج البلاغه، نامه ۴۵ (ج۳، ص۷۰)؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۳، ص۴۷۴؛ قندوزی، ینابیع الموده، ج۱، ص۴۳۹.
(۱۹) نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴ (ج۲، ص۲۱۸).
(۲۰) غزالی، احیاء علوم الدین، ج۱۱، ص۳۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۷۰، ص۲۰۶؛ نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۳۱۰.
(۲۱) توبه، ۱۰۵.
(۲۲) اعراف، ۱۲۸.
(۲۳) اعراف، ۱۳۷.
(۲۴) اعراف، ۱۲۸.
(۲۵) اعراف، ۱۳۷.
(۲۶) انبیاء، ۱۸.
(۲۷) صف، ۸.
(۲۸) انبیاء، ۱۰۵.
(۲۹) قصص، ۵.
(۳۰) قصص، ۵.
(۳۱) نهج البلاغه، حکمت ۲۰۹ (ج۴، ص۴۷)؛ سیدرضی، خصائص الائمه، ص۷۰؛ طبرسی، مجمع البیان، ج۷، ص۴۱۴.
(۳۲) رعد، ۴۳. «وکسی که علم کتاب (وآگاهی بر قرآن) نزد اوست».
(۳۳) قصص، ۴ - ۶.
(۳۴) از عالی ترین بیانات راجع به این سنّت ووعده الهی وفلسفه تاریخ، بیانات حضرت زینب(س) است که در خطبه تاریخی وبی نظیر، در مجلس یزید انشا فرمود.
در این مجلس که با برنامه وتشریفات بسیار جبارانه ومستکبرانه ترتیب یافته ووحشت ورعب آن، دل افراد عادی را می لرزاند وتوانایی سخن گفتن را از آنها می گرفت، ابراز مخالفت وتوبیخ وسرزنش وتحقیر یزید واعلان رسمی محکومیت وانقراض حکومت او که خطر اعدام فوری داشت، از جانب یک بانوی اسیر وداغ دیده ومصیبت دیده، از معجزات بود.
چنان که آن بلاغت واز قرآن مجید الهام گرفتن، سنجیده وبه سامان گفتن، یزید وچاپلوسان درباری ومزدوران خودفروخته دستگاه را تحت تأثیر قراردادن، کرامت وحقّانیت اسلام واهل بیت(علیهم السلام) را اثبات نمودن، ستمگران ومستبدان را حقیر وپست شمردن، آن پیشگویی ها وخبر از آینده دادن ومتلاشی شدن نظام یزیدی گفتن که هر جامعه شناس وروان شناس را مات ومتحیر می سازد، از معجزات است.
اگر کسی در این اعجاز تردید دارد، به او پیشنهاد می کنیم واز تمام بلغا وسخنوران ماهر می خواهیم که از این خطبة تاریخی وسخنان عقیله قریش، خطبه ای کوبنده تر، قاطع تر، محکوم کننده تر ومناسب تر با آن مجلس وموقف انشا نمایند.
الحق این خطبه از نشانه های درخشان جلالت، حقیقت، فضیلت وعظمت اهل بیت رسالت است، واز خدا می خواهم که شرحی بر این خطبه بنگارم وبه افتخار خدمتی به آن حضرت سرافراز گردم.
در این خطبه، زینب(س) قانون وسنّت ووعده تخلف ناپذیر الهی (وبه اصطلاح بعضی، فلسفة تاریخ) را مطرح ساخته وهنگامی که به حسب ظاهر همه چیز تمام شده وبسیاری مأیوس وناامید وتسلیم وضع حاکم می شوند ویزید بر اوضاع مسلط گردیده ودر نهایت استبداد واستعباد سلطنت می نماید، او طرف داران حقّ وحزب حقّ وشیعیان اهل بیت را از یأس وناامیدی نجات می دهد واهل بیت وهدف ها ومقاصدشان را فاتح وپیروز، وبنی امیه وحزب استعبادگر را مغلوب وشکست خورده معرفی می فرماید وچنین اعلام می کند که: از کرامت اهل حقّ چیزی کم نشد وبر اهل باطل چیزی افزوده نگشت وهرچه یزید کوشش وتلاش کند واهل حقّ را بکشد واز میان بردارد وبر کید وکینه وستمگری انقلاب اسلام جلوگیری نماید ونور خدا را خاموش سازد، هیچ ثمره ای ندارد.
آری، زینب(س) به آینده درخشان اسلام واهل بیت(علیهم السلام) وآثار نجات بخش انقلاب برادرش حسین(ع) صددرصد اطمینان داشت ومی دانست راهی را که برادرش رفته است، راه خدا، راه حقّ وراه تاریخ است.
در کربلا روز یازدهم محرم، در آن هنگامی که او را به اسارت عازم کوفه کرده بودند وبدن های پاک شهدای راه حقّ روی زمین افتاده بود، همین خبر را می داد وآینده را می دید.
در مجلس یزید نیز با همین منطق محکم، مجلس را قبضه کرد ویزید را چنان کوبید ودر آن دادگاه تاریخ، چنان محکوم کرد که یزید نتوانست یک کلمه از خود دفاع نماید، یا آنکه غیظ وخشم خود را با تصمیم جنایت دیگر فرو بنشاند.
اینک قسمتی از خطبه را که خطاب به یزید است بخوانید ودر معنای انتظار تأمّل فرمایید:
«ثُمَّ کدْ کیدَک وَاجْهَدْ جُهْدَک! فَوَاللهِ الَّذِی شَرَّفَنا بِالْوَحْی وَالْکتابِ وَالنُّبُوَّةِ وَالاِنْتِخابِ، لا تُدْرِک أَمَدَنا وَلا تَبْلغُ غایتَنا وَلا تَمْحُو ذِکرَنا وَلا یرَحَّضُ عَنْک عارُنا»؛ پس تمام مکر وحیله ات را به کار گیر وتمام کوششت را انجام ده! قسم به خدایی که ما را به وحی وکتاب ونبوّت وانتخاب مشرّف نمود، هرگز نمی توانی عمق ونهایت ما را درک کنی وذکر ویاد ما را محو نمایی، وآن عاری که بر ما وارد نمودی، از تو زدوده نخواهد شد». طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۶۰؛ بحرانی اصفهانی، عوالم العلوم، ص۴۰۵ - ۴۰۶.
وشخص امام(ع) نیز درضمن جریان نهضت کربلا به این قاعده الهی وقانون تاریخ، مکرر تصریح فرمود که شرح وتفصیل آن از حدود این مقاله مختصر خارج است.
(۳۵) فاطر، ۴۳.
(۳۶) آل عمران، ۱۴۹ - ۱۵۰.
(۳۷) محمّد، ۲۵.
(۳۸) ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۵۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۸۲؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۲، ص۱۶۲.
(۳۹) اربلی، کشف الغمة، ج۳، ص۲۳۴؛ بحارالانوار، مجلسی، ج۳۶، ص۳۶۸؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۲، ص۳۰.
(۴۰) صدوق، الخصال، ص۵۵۶ - ۵۵۷؛ ر.ک: طبری، بشارة المصطفی، ص۲۲۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۰، ص۱۴۴.
(۴۱) طبری، تاریخ، ج۲، ص۲۰۳؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص۱۰۷۴؛ ابن کثیر، السیرة النبویه، ج۳، ص۵۵.
(۴۲) آل عمران، ۱۴۴.
(۴۳) آل عمران، ۶۴.
(۴۴) حجرات، ۱۳.
(۴۵) نحل، ۳۶.
(۴۶) اعراف، ۱۲۸.
(۴۷) انعام، ۱۵۸.
(۴۸) توبه، ۵۲.
(۴۹) اعراف، ۷۱.
(۵۰) طوسی، الغیبه، ص۱۸۰ - ۴۲۵؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۶۷؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۴، ص۹۱؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۲، ص۴۳۸.
(۵۱) نساء، ۴۶.
(۵۲) مائده، ۴۱.
(۵۳) طه، ۱۳۵.
(۵۴) هود، ۱۲۱ - ۱۲۲.
(۵۵) نعمانی، الغیبه، ص۲۷۰؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۳، ص۲۱۰.
(۵۶) طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۵۰؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۲، ص۲۱۸.
(۵۷) صدوق، کمال الدین، ص۲۸۷؛ سیوطی، الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۹۲؛ صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج۳، ص۲۱۴.
(۵۸) طه، ۱۳۵.
(۵۹) صدوق، کمال الدین، ص۶۴۴؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۵۲۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۵۰، ص۳۱۸.
(۶۰) مائده، ۵۴.
(۶۱) حجر، ۹.
(۶۲) برحسب اخبار مستفیض وبلکه متواتر حوض که در معتبرترین جوامع حدیث اهل سنّت، مثل صحیح البخاری وصحیح مسلم والموطّأ مالک ومسند احمد روایت شده است، رسول اعظم اسلام(ص) خبر داد که گروهی از اصحابش پس از وفات آن حضرت بی دین ومرتد گردیده، وبازگشت به عقب وقهقرا می نمایند، وصدق خبر پیغمبر (صلّی الله علیه وآله) ظاهر گشت.
هنوز جسد اطهر پیغمبر (صلی الله علیه وآله) دفن نشده بود که مرتجعان وارد میدان شده، وبرنامه هایی را که پیغمبر در امور ولایت ورهبری امّت ولزوم تمسّک به کتاب وعترت اعلام فرموده بود کنار گذارده وسقیفه بنی ساعده، نخستین مظهر رسمی این ارتجاع گردید.
واین همان ارتجاعی است که زهرای مرضیه (علیها السلام) در آخر خطبه تاریخی در مسجد مدینه آن را محکوم فرمود واز جمله فرمود: «فَلَمَّا اخْتارَ اللهُ لِنَبِیهِ دارَ انبیائه وَمَأْوی أَصْفِیائِهِ، ظَهَرَتْ فِیکمْ حَسْکةُ النِّفاقِ، وَسَمُلَ جِلْبابُ الدِّینِ، وَنَطَقَ کاظِمُ الْغاوِینَ، وَنَبَغَ خامِلُ الْأَقَلِّینَ، وَهَدَرَ فَنیقُ الْمُبْطِلینَ، فَخَطَرَ فِی عَرَصاتِکمْ، وَأَطْلَعَ الشَّیطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هاتِفاً بِکمْ، فَأَلْفاکمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجیبینَ...»؛ «وقتی خدا جان پیامبر خود را قبض کرد، قومی به عقب برگشته وراه ارتجاع پیش گرفتند وراه های گوناگون، آنها را گمراه کرد وبه بیگانه اعتماد کردند وبا غیر رحم پیوند نمودند، وسبب ووسیله ای را که مأمور به مودّت ودوستی آن بودند، ترک کردند وبنا را از اساسش کنده ودر غیر جایگاه خود بنا نمودند». طبرسی، الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۶ - ۱۳۷؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۲۹، ص۲۲۵.
ودر مکتوبی که به معاویه مرقوم فرموده است: پیروانش را که پس از رهبران گذشته این ارتداد، وارث آنان شد، نکوهش نموده ومی فرماید:
«فَجازُوا عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَنَکصُوا عَلی أَعْقابِهِمْ، وَتَوَلَّوْا عَلی أَدْبارِهِمْ، وَعَوَّلُوا عَلی أَحْسابِهِمْ»؛ «کسانی که گرفتار مکر وخدعه معاویه واضلال او شدند، از راه خدا برکنار گردیده وبه قهقرا برگشته وراه ارتداد وارتجاع پیش گرفته وبه حسب های پست وبی مایه والغاشده، اعتماد کردند». نهج البلاغه، نامه ۳۲ (ج۳، ص۷۵).
(۶۳) توبه، ۳۲.

رتبه رتبه:
  ۳ / ۴.۷
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم