كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۱۴) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۷۹,۹۹۵) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۵۸۳) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۳۸) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۳۶) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۱۲) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۶۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۳۶) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۰۸۱) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۰)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » سپیده امید
كتابخانه مهدوى

کتاب ها سپیده امید

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: سید حسین اسحاقی تاريخ تاريخ: ۲۱ / ۳ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۵۱۴۹ نظرات نظرات: ۰

سپیده امید

نویسنده: سید حسین اسحاقی

فهرست مطالب

تقدیم به او که:
دیباچه
مقدمه مؤلف
بخش اول: از تولد تا غیبت
میلاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اسامی والقاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دوران زندگانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
۱. آزمایش مردم
۲. محفوظ ماندن آن حضرت از کشته شدن
۳. نبودن بیعت هیچ کس بر او
سفیران امام (علیه السلام) در عصر غیبت صغری
غیبت کبری
نیابت عامه
غیبت از نگاه معصمومان علیهم السلام
امام علی (علیه السلام)
امام حسن (علیه السلام)
امام حسین (علیه السلام)
امام زین العابدین (علیه السلام)
امام محمد باقر (علیه السلام)
امام صادق (علیه السلام)
امام کاظم (علیه السلام)
امام رضا (علیه السلام)
امام جواد (علیه السلام)
امام هادی (علیه السلام)
امام حسن عسکری (علیه السلام)
امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دیدار در زمان غیبت
وظایف شیعیان در عصر غیبت
بخش دوم: اعتقاد به مهدودیت در سایر ادیان وملل
آیین هندوها
آیین زردشتی
آیین یهود
آیین مسیحیت
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در منابع اهل سنت
یک سند زنده
سخنان عالمان اهل سنت
نظر متفکران غربی درباره مهدودیت
صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نگاه هانری کربن
بخش سوم: امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن
بقیه الله
امر الله
وارثان زمین:
نصر خدا:
نور پروردگار:
نصرت الهی:
نزدیکی رستاخیز:
نور الله
روشنایی روز:
طلوع فجر:
تفسیر چند آیه درباره وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یاران خدا
۱. موقعیت آیه:
۲. برنامه عملی یاوران خدا:
۳. مصداق آیه:
انقلاب مستضعفان
محبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
مصداق آیه:
چشمه همیشه جوشان الهی
یک نکته ارزشمند
خواص خورشید پنهان
درماندگان وادی غیبت
مصداق آیه:
بخش چهارم: امام (علیه السلام) وجامعه مطلوب
فواید وجود امام
رفتار وسیرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
سیرت دینی
سیرت خلقی
سیرت عملی
سیرت انقلابی
سیرت سیاسی
سیرت تربیتی
سیرت اجتماعی
سیرت مالی
سیرت اصلاحی
سیرت قضایی
خصوصیات یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خصایص روحی
ویژگی های جسمانی
تعداد یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
خصوصیت جامعه موعود
۱. ساده زیستی کارگزاران حکومت
۲. قاطعیت با کارگزاران وملاطفت با زیردستان
۳. تأمین رفاه اقتصادی مردم
۴. گشترش عدالت ومساوات
بخش پنجم: انتظار موعود
انتظار فرج
انتظار ویران گر
انتظار سازنده
ابعاد عملی انتظار
دیدگاه امام خمینی (ره) درباره منتظران
احیای هویت اسلامی
انتظار از دیدگاه حضرت آیه الله خامنه ای
تکلیف شیعیان منتظر از نگاه حضرت آیه الله خامنه ای
وظایف منتظران در عصر غیبت
وظیفه علما در زمان غیبت
وظایف منتظران جوان
۱. شناخت حجت خدا وامام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
۲. تهذیب نفس وکسب فضایل اخلاقی
۳. پیوند با مقام ولایت
۴. کسب آمادگی برای ظهور حجت حق
سخنی دوستانه با منتظران جوان
هشدار به مدعیان انتظار
بخش ششم: پرسش وپاسخ هایی درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
چرا به هنگام شنیدن نام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لازم است بر خیزیزیم؟
مردن با عشق ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
آیا در زمان غیبت ذکر نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به طور صریح جایز است؟
آیا مهدویت شخصیه است یا نوعیه؟
آیا انقلاب اسلامی نموداری از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؟
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه وقت ظهور می کند؟
نشانه های ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کدامند وچگونه باید آنها را شناخت؟
آیا ممکن است انسانی قرن ها زنده بماند؟
امامان (علیه السلام) چگونه از اعمال ما با خبر می شوند؟
چگونگی دریافت علم وآگاه شدن بر کردار مردم
اثار تربیتی آگاهی امام (علیه السلام) از اعمال مردم
تأثیر دعا در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اندازه است؟
بخش هفتم: جرعه ای از چشمه سار عرفان وادب
متون برگزیده
دعای امام رضا (علیه السلام)
دعای امام صادق (علیه السلام)
انتظار
بیا که بی تو...
حرف های دل!
به ما نگفتند
صبح ترین خواب یوسفان
غرق در چشمان هاشمی
ای ساحل آرام بخش نجات!
خدایا، ای مهربان!
مولای من!
ندبه های دلتنگی
اشعار
شهره نه آسمان
گلزاز زندگی
کوکب هدایت
شیعه یعنی شوق، یعنی انتظار
فروغ دیده نرگس
جمعه موعود
چشم به راه
کتاب مبین
سحر آموختگان
همه هست آرزویم...!
خراب حور گردم!
دوران حسن توست
ادرکنی!
بوی گل نرگس
کی رفته یی...؟!
بخش هشتم: توشه فرهنگ سازان
توصیه به ترویج کنندگان فرهنگ مهدویت
پیشنهاد سازنده وحرکت آفرین (سازماندهی ورژه سربازان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در روز نور)
سوالاتی برای مصاحبه وگفت وگو
سوالات مسابقه ای
هدایت گران راه نور
گلچینی از سخنان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
زمزمه های عارفانه
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آیینه کلام امام خیمنی (قدس سره)
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آیینه کلام حضرت آیه الله خامنه ای
داستان های برگزیده
تولدی الهی
تلاش بی فایده
حکایت شنیدنی
کتبه الحجه
فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مسجد کوفه
بخش نهم: آخرین کلام ومعرفی کتاب
سخن آخر
فهرست بعضی از کتاب های بزرگان شیعه درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
فهرست بعضی از کتاب های عالمان اهل سنت درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
فهرست منابع ومآخذ

تقدیم به او که:

جهان با وجود او بر مدار می چرخد؛ خورشید به یمن درخشش نورش ارض وسما را نورباران می سازد؛ از فیض نگاهش، قلب منتظران چشم به راهش به تپش در می آید؛ وبا آمدنش قدم بر چشمان ما می نهد.
یا بن الحسن روحی فداک متی ترانا ونراک؛ ای امام زمان! جانم فدایت، که می رسد آن هنگام که شما ما را وما شما را ببینیم؟!

دیباچه

سلام بر انتظار، سلام بر منتظران، سلام بر آنان که تبلور باران نورند؛ سلام بر آنان که اشتیاق را با انتظار در آمیخته واز آن عشق مقدس ساخته اند؛ سلام بر منتظران همیشه بیدار شیعه که انتظار را وسیله شتافتن به حق وتاختن به ناحق می دانند؛ سلام بر مفسران هیهات منا الذله که تا صبح ظفر می سوزند وهرگز نمی سازد؛ وسلام بر سردار بزرگ در پنهان سراپرده غیب که به انتظار یاری بندگان فتاده در سیلاب حیرت است.
آن موعود که منتظران چشم به راه، به یاد او، چشم به افق های دور دوخته اند تا با آمدنش شکوفایی گل های امید را به انتظار نشینند.
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی - دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
آن چه در پی می آید قطره ای از دریایی بیکران معرفت به قبله خوبان، مهر تابان، موعود آخر الزمان است، امید که بذر محبت را بیش از پیش در قلوبمان بیفشاند واطاعت از محبوب را در اعمالمان به بار نشاند وزیارت وشفاعت نوررویان را ارمغانمان سازد.
از جانب حجت الاسلام سید حسین اسحاقی که دست یاری به ما داده اند تا با نام محبوب، خانه دل منتظران را آذین بندیم وبرادران بزرگوار در بوستان کتاب قم (مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی) که زمینه چاپ وانتشار این اثر را فراهم کرده اند سپاس گذاریم وپنجره چشمانمان را به سوی نسیم رهنمودهای سودمند می گشاییم.

مدیریت پژوهشی مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما

مقدمه مؤلف

سلام بر توای طلوع تمامت زبیایی! ای بلند شکوهمند تمنایی! ای بلندای شکوهمند تمنایی! ای همیشه مهربان وای همیشه بیدار! سلام بر توای بقیه گرانقدر الهی! درود بر تو ای ذخیره بی همتای پیامبران! ای باب الله وای حجت خدا! درود بر توای وجه الله! ای نور خدا! ای حریم دار کبریابی وای صراط مستقیم! ای میثاق خداوندی! ای وعده ازلی وای پناه سرمدی! سلام بر تو ای کشتی نجات! ای ینبوع حیات! ای حجت معبود وای وارث موعود! درود بر تو ای درهم کوبنده ستمگران! ای بر افرازنده پرچم ایمان وای منتقم خون شهیدان! سلام بر تو ای حجت خدا در زمین! ای صاحب اختیار! ای ولی دلسوز وای رهنما به اراده الهی! سلام بر تو ای بهار مردم وای خوش ایام! ای مهدی امت وای قائم منتظر وای عدل مشتهر! سلام بر تو وبر نیاکان پاک زادت! سلام بر تو وبر دوستداران پاک نهادت که پیشانی شان آشنای سجده گاه نیاز است ودر نیایش خویش، خواهش تو در سر دارند.
کی می آیی، ای صمیمیت پنهان! ای مدار زیبایی ها وبیداری ها! ای عزیز زمین وزمان! ای آشناترین حدیث دلدادگی! ای قدیمی ترین آرزوی دل های شیفته وپریش! دیر زمانی است است که سینه های سوزان وچشم های گریان منتظران بر جاده فرج! در انتظار طلوعت نسته اند.
دیر هنگامی است که دست های خسته ولرزان مریدان وغلامان در گاهت بر آستانه ظهور آسمانی وحضور لایتناهی تو، به اشتیاق نشسته است.
ای غایب از نظر! هر چند فراق تو را امید وصالی است؛ هنوز هجر تو در باورم نمی گنجید.
بیا وآیینه دل آرزومندان را به نور جمال کبریایی ات روشن گردان وزنگار دل مردگی وخمودی را از صفحه جان ها بزدای.
بیا وتشنگان به انتظار نشسته را، از زلال ظهور وصافی حضورت بنوشان.
بیا وخلعت قیام بر قامت قائمانه خویش تا قیام قیامت بر افراشته دار وسینه افروخته شیعیان را به هم فرج، التیام بخش.
ای دیدار تو را هزار جان رایگان! چه زمان! باد از طره مشکوبی تو نافه گشایی می کند.
بیا که با تو هر روز، امروزند وبی تو هر روز، دیروز؛ با تو من می خندم، می گریم، می بالم، می شورم، می نازم، می تازم، ومی مانم؛ بی تو، من ماندن را نیز از یاد برده ام، با تو هر رمز ورازی گشوده است وبی تو هر واژه، رمزی است.
آری، با تو باران پیام بر طراوت است وبی تو باران هق هق گریه، آمدنت را بارها در زیر سایبان کمیل گرسته ایم ودر روشنایی آفتاب ندبه نام تو آواز داده ایم، هر سپیده دم، یر عهد خود تازه نمودیم وبا آل یاسین تو را سلام دادیم، ای موعود! بوی آمدنت کی می آید! ای مهربان دور از نظر! سلام بر حضور غایبانه ات، بر ما بسیار سخت است که همه را ببینیم وتو را نبینیم.
بر ما سخت است که جز تو همه پاسخمان دهند! بر ما سخت است مولایمان در کنارمان نباشد.
ای امید دل هایی که در دوازده قرن غیبت! چشم انتظار ماندند وبا قلبی سوخته شکستند ورفتند.
عاشقان تو می دانند که دوازده ستوده خداوندی را تو تمامی، رهایی بندگان را تو توانی وتاریکی دل های منتظران را تو شهابی.
در انتظار آمدنت می مانم وتو، همین روزها می آیی، می دانم زیرا دشت ها بی تو خسته اند، آسمان خاکستری است وفصل ها سر در گریبان، چشمه ها تشنه اند، آفتاب غمگین، کوچه های غریب، لحظه ها سنگین، نگاه ها منتظر وزمین بی پناه.
وقتی بیایی ناگهان ویرانه ها آیینه می شوند ودل های نجیب در زیر سایبان دست های تو پناه می گیرند.
وقتی بیایی ما را با ارابه آفتاب تا مهتابی دریا می بری وتمام قسطهای دلتنگی ما را می پردازی.
آری، می آیی وبر ظلم های کهنه تاریخ مرهم عدل می نهی وبر سلسله گل، عطر وعود می پراکنی.
این همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده های سرد انتظار ره می پیماییم.
چه بگوییم که از عشق سرودن تو، آبشار به تپش می افتد واز شوق بودن تو، آسمان شب، ستاره می زاید.
در هنگام رستن وفصل شکفتن، آن گاه که خاک ترک برمی دارد وباغ در باغ شکوفه زار در شکوفه زار، برهوت جان، هم رنگ بهشت روشن خدا نور باران می شود وطلوع موعود را در دامن دشت وشفق می پراکند، هم چون بلبلان، واگویه ای از درد اشتیاق می سراییم وتحفه منتظران خورشید می سازیم.
این حدیث انتظار در نه بخش تقدیم مهدی جویان شده است. در مطلع آن نگاهی کذار به دمیدن روح در بهار ورزش نسیم سعادت در کالبد جان جهان تا شامگاه غیبت شده ودر دگر بخش، اعتقاد به مهدویت در سایر ادیان وملل مورد بررسی قرار گرفته است.
در تکاپویی دیگر چهره نور در نورالانوار، کلام وحی به تصویر در آمده، آن گاه امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجامعه مطلوب وموعود روشنان راهمان گردیده وسپس وظایف منتظران وصل به طلیعه سحری وسپیده امیدواری را بر شمردیم وپرسش وپاسخ های درباره حضرتش را بررسیدیم.
ودر گامی دیگر جرعه ای از چشمه سار عرفان وادب تحفه مهدی دوستان نمودیم، آن گاه توشه فرهنگ سازان فراهم ساختیم ونوشتار را به امید شیرازه بستن کتاب گسسته عشق به آخر رساندیم ودفتر زندگی را به حضور او از سر گشودیم ودل در تمنای وصال او سرخوش نمودیم وپنجره دیدگانمان را هماره به سوی نسیم سودمند محبت یاران گشودیم.
وبه امید هنگامه وصل لحظه شماری می کنیم وبا امام راحلمان هم آوا می شویم:

غم مخور ایام هجران رو به پایان می رود - این خماری از سرمامی گساران می رود
پرده را از روی ماه خویش بالا می زند - غمزه را سر می دهد غم از دل وجان می رود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا می شود - زاغ با صد شرمساری از گلستان می رود
محفل از نور رخ او نور افشان می شود - هر چه غیر از ذکر یار از یاد رندان می رود
ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند - پرده از رخسار آن سرو خرامان می رود
وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد - روز وصلش می رسد ایام هجران می رود
بخش اول: از تولد تا غیبت

میلاد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
هنگام تولد امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حدود ۳۵ سال از ساختن شهر سامرا می گذشت؛ شهری که در کنار ویرانه های شهر قدیمی بنا شده بود وبا این که این شهر به عنوان پایتخت دوم خلافت بغداد به حساب می آمد، از همان آغاز مقر خلیفه عباسی شد.
معتصم عباسی، هشتمین خلیفه بنی عباس در سال ۲۱۸، یعنی آغاز خلافت خود، امر به ساختن این شهر کرد وسپس بدان جا رفت وبدین گونه سامرا مرکز خلافت عباسیان شد.
امام دهم، بیست سال وامام یازدهم چندین سال در آن جا تحت نظر وزندانی بودند.
هنگامی که ولادت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک شد وخطر وجود ایشان در نزد جباران قوت گرفت، در صدد بر آمدند تا از به دنیا آمدن این نوزاد جلوگیری کنند واگر هم به دنیا آمده، او را از بین ببرند.
بدین علت، چگونگی احوال امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران حمل وسپس تولد آن حضرت از مردم مخفی نگه داشته شد وجز چند تن از نزدیکان، شاگردان واصحاب خاص امام عسکری (علیه السلام) کسی او را نمی دید، حتی آنان نیز گاهی حضرت را می دیدند، نه پیوسته وبه صورت عادی.
علت مخفی داشتن ولادت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این بود که خلفای عباسی، چون از طریق روایات پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه طاهرین (علیه السلام) پی برده بودند که دوازدهمین امام، همان مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است وزمین را پر از عدل وداد خواهد کرد، دژهای گمراهی وفساد را درهم می کوبد ودولت جباران را سرنگون می سازد، طاغوتیان را به قتل می رساند وخود امیر مشرق ومغرب جهان می شود، در صدد بر آمدند تا این نور را خاموش کرده وآن حضرت را به قتل برسانند.
از این رو، جاسوسان ومراقبانی، حتی در میان قابله ها مامور کردند تا داخل خانه امام عسکری (علیه السلام) را زیر نظر بگیرند، لیکن چون خداوند در هر حال، نور هدایت را پاینده خواهد داشت، اراده اش بر این تعلق گرفت که حتی دوران بارداری مادر حضرت نیز پنهان بماند.
در روز جمعه نیمه شعبان ۲۵۵ در شهر سامرا، از شهرهای عراق از پدری چون حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) ومادری نیک سیرت به نام ملیکه نواده قیصر روم که به او حکیمه، سبیکه، نرجس، سوسن، مریم، ریحانه وصیقل هم می گفتند، آفتاب وجود دوازدهمین ستاره تابناک ولایت طلوع کرد وجهان را به نور وجود خویش منور گردانید.
اسامی والقاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
محمد، مهدی، صاحب الزمان، قائم (قیام کننده)، احمد، حجه الله، ولی الله، بقیه الله، عین الله، نور الله، عبدالله، نصرالله، طاهر (پاک)، عادل، شاهد، طالب، حافظ، جابر، وارث، هادی، نقی (پاکیزه)، تقی (پرهیزگار)، زکی (آراسته)، رضی (خشنود)، کریم (بزرگوار)، امیر (فرمانروا)، منصور (یاری شونده)، طیب (پاکیزه)، مرشد (ارشاد کننده)، محی الدین (زنده کننده دین)، منتظر، خلف (جانشین)، فرج (گشایش)، سید (سرور)، ناصح (خیرخواه)، مطهر (پاکیزه)، شمس طالع (مهر تابان)، قمر منیر (ماه فروزان)، کوکب دری (اختر تابناک)، طاووس اهل الجنه (طاووس بهشتیان).(۱)
نام های حضرت آیینه انوار وجودی او هستند.
هرنامی نکته ای تازه ومعنایی جدید با خود به همراه دارد.
با بررسی زیارت حضرت صاحب الامر ودعای ندبه، اسامی حضرت ومعانی آنها به دست می آید.
دوران زندگانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
۱. از تولد آن حضرت تا شهادت پدر بزرگوارشان پنج سال طول کشید. (از سال ۲۵۵ تا ۲۶۰ ه - ق)
۲. دوره غیبت صغری از سال ۲۶۰ ه - ق، یعنی از پنج سالگی آن حضرت آغاز وتا سال ۳۲۹ ه - ق ادامه داشت.
در طول این مدت حضرت با واسطه چهارتن از نواب خاص خود با مردم در ارتباط بود.
۳. دوران غیبت کبری از سال ۳۲۹ ه - ق آغاز وتا ظهور حضرت ادامه می یابد؛ یعنی روزی که فرمان خداوند صادر شود وآن حضرت مامور به ظهور وبرقراری عدالت اجتماعی شوند، جهانی را که از ظلم، تباهی وفساد پرشده، پر از عدل وداد خواهند ساخت.
اکنون که در سال ۱۴۲۲ ه - ق هستیم حدود ۱۱۶۷ سال از عمر شریف آن حضرت می گذرد.
غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه اطهار (علیه السلام) مساله غیبت امام دوازدهم را همواره بهمردم گوشزد می فرمودند. خبر غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قبل از تولد ایشان آن قدر بازگوشده بود هرکس که به وجود آن حضرت معتقد بود، به غیبت طولانی آن حضرت نیز عقیده مند می شد.
پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله وسلم) اسلام فرمود:
قائم از فرزندان من به موجب عهدی که از من به وی می رسد پنهان می شود، آن چنان که بیشتر مردم می گویند خدا به آل محمد احتیاجی ندارد وبرخی در ولادتش تردید می کنند؛ پس هرکس زمانش را درک کند، باید به دین خود عمل نماید ونباید با دو دلی شیطان را بر خود راه دهد، مبادا که او را از ملت ودین من خارج سازد.(۲)
حضرت علی (علیه السلام) نیز فرمود:
قائم ما غیبتی دارد که مدت آن طولانی خواهد بود.
آگاه باشید! هرکس بر دینش ثابت بماند وبا طولانی شدن غیبت آن حضرت دلش قساوت پیدا نکند روز رستاخیز، در رتبه من وبا من خواهد بود.(۳)
سپس فرمود:
قائم ما، چون قیام کند، بیعت هیچ کس به گردن او نیست وبه همین جه، ولادتش مخفی وخودش نایب می شود.(۴)
از آن جا که وجود امام (علیه السلام) وجانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از جهالت فراوان از جمله رفع اختلاف، تفسیر قوانین الهی، هدایت معنوی وباطنی و... ضروری است.
خداوند مهربان پس از پیامبر اسلام، امیرالمومنین وپس از وی یازده فرزندش را یکی پس از دیگری به عنوان امام تعیین فرمود تا مردم از فواید وجود آنها برخوردار شوند، اما این سوال مطرح می شود که چرا از همان ابتدا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نظرها غایب شدند؟
اساساً با اعتقاد به حکمت خداوند، بدیهی است که این غیبت مصلحت های متعددی دارد، هرچند انسان نتواند به آنها پی ببرد.
از برخی روایات استفاده می شود که علت اصلی واساسی غیبت، پس از ظهور آن بزرگوار آشکار می گردد.
عبدالله فضل هاشمی گوید:
از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: ناگزیر برای صاحب الامر غیبتی خواهد بود که اهل باطل در آن به شک خواهند افتاد.
عرض کردم: چرا؟ فرمود: به جهتی که اجازه نداریم بازگوییم.
عرض کردم: حکمتش چسیت؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت های حجت های گذشته وجود داشت وآشکار نمی گردد، مگر بعد از ظهور او، چنان که حکمت کارهای حضرت خضر (اشاره به سوراخ کردن کشتی، کشتن جوان وتعمیر دیوار در داستان خضر وموسی) شناخته نشد، مگر هنگامی که موسی وخضر می خواستند از هم جدا شوند.
ای پسر فضل، موضوع غیبت، امر الهی وسری از اسرار خداست وچون خدا را حکیم می دانیم، تصدیق می کنیم که تمام کارهایش به دانایی وحکمت انجام می گیرد، گرچه تفصیل آنها برای ما معلوم نگردد.(۵)
البته فوایدی را می توان برای غیبت آن حضرت برشمرد که در برخی اخبار نیز به آن اشاره شده است که عبارتند از:
۱. آزمایش مردم
یکی از فواید غیبت، آزمایش مردم است تا از یکسو، گروه بی ایمان، باطنشان ظاهر شود واز سوی دیگر، کسانی که ایمان در ژرفای وجودشان ریشه کرده با انتظار فرج وشکیبایی در سختی ها وایمان به غیب کامل تر شود وارجمندی شان معلوم شده وبه درجاتی از ثواب دست یابند.
امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرماید:
هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید تاکسی شما را از آن خارج نکند.
برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند واین غیبت آزمونی است که خدا با آن بندگانش را می آزماید.(۶)
۲. محفوظ ماندن آن حضرت از کشته شدن
از مطالعه تاریخ پیشوایان اسلام ورفتار خلفای اموی وعباسی با آنان، به روشنی در میابیم که اگر امام دوازدهم ظاهر می بود، حتماً او را چون اجدادش به شهادت می رساندند، چرا که شنیده بودند ومی دانستند که در خاندان پیامبر واز فرزندان علی (علیه السلام) وفاطمه (علیه السلام) شخصیتی به وجود خواهد آمد که حکومت ستم گران ومستبدان به دست او برچیده خواهد شد واو کسی نیست جز فرزند حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) بنابراین، عباسیان در صدد کشتن او برآمدند، ولی خدا آن حضرت را حفظ کرد ودشمنان او را ناامید ساخت.
زراره از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند:
برای قائم پیش از ظهور غیبتی است.
عرض کردم چرا؟ فرمود: برای در امان ماندن از کشته شدن واین غیبت ادامه دارد تا زمینه ظهور وغلبه او بر حکومت ستم گران ومستبدان فراهم آید.(۷)
۳. نبودن بیعت هیچ کس بر او
سومین فایده ای که از روایت بر می آید این است که آن حضرت بدین وسیله از بیعت کردن با ستم کاران، خلفا وزمامداران غاصب محفوظ مانده، به هنگام ظهور بیعت کسی بر ایشان نخواهد بود، لذا بی پرده حق را بیان می کنند وحکومت عدل وحق را بر قرار می سازند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون قائم قیام کند، هیچ کس بر او بیعتی ندارد.(۸)
البته آماده نبودن شرایط ظهور حضرت را هم می توان به عنوان دلیل چهارم متذکر شد.
سفیران امام (علیه السلام) در عصر غیبت صغری
۱. ابو عمرو، عثمان بن سعید عمری اسدی: وی پیش از ولادت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به مدت پنج سال از طرف امام هادی وامام حسن عسگری (علیه السلام) وکیل ونماینده بود ودر ممیان شیعیان به عنوان زیات یا سمان؛ یعنی روغن فروش ملقب بود، وی این شغل را برای پوشش نهادن به مقام والای وکالت ونیابت امام (علیه السلام) برگزید، تا به این وسیله در آن روزگار خفتان، خود را از شر دستگاه خلافت حفظ کند.
در مورد عمری اسدی تعبیرات جالبی از امام حسن عسگری (علیه السلام) رسیده، به این مضمون که آن بزرگوار به وکیل خود در قم (احمد بن اسحاق) فرمودند: عمری، مورد وثوق واعتماد من است.
آن چه از من نقل کند، بی تردید از من شنیده است، آن چه بگوید از زبان من می گوید، از او بشنو واز وی اطاعت کن که او امین ومورد وثوق است(۹).
هنگامی که عمری اسدی این لطف بزرگواری را از امام (علیه السلام) را در حق خود شنید به سجده افتاد وخدا را سپاس گفت واشک شوق از دیدگانش فرو ریخت.
۲. محمد بن عثمان: سفیر دوم حضرت ولی عصر (علیه السلام) در غیبت صغری، ابو جعفر محمد بن عثمان ملقب به عمری دوم است که دوران سفارت او با ایام خلافت معتمد عباسی، معتضد عباسی وده سال از خلافت مقتدر عباسی مصادف شد.
ایشان در حدود چهل سال مقام والای نیابت خاصه را به عهده داشت ودر سال ۳۰۵ ه.ق دیده از جهان فرو بست.
۳. ابولقاسم، حسین بن روح نوبختی: سومین نایب خاص حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که در حدود ۲۱ سال متصدی مقام مقدس سفارت بود.
دوران سفارتش با سه خلیفه عباسی(مقتدر، قاهر وراضی) مصادف شد.
محمد بن عثمان در واپسین لحظات زندگی به شیعیان حاضر در مجلس فرمود: به من امر شده که ابولقاسم، حسین بن روح وصیت نمایم.
حسین بن روح نوبختی پس از ۲۱ سال سفارت، سرانجام، در ماه شعبان ۳۲۶ ه.ق دیده از جهان فرو بست.
۴. ابوالحسن، علی بن محمد سمری: وی چهارمین وآخرین سفیر حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از رحلت حسین بن روح بود که مدت سه سال این منصب را به عهده داشت.
سمری از اصحاب نزدیک امام حسن عسگری (علیه السلام) بود.
دوران سفارتش با رو خلیفه عباسی(راضی ومقتضی) مصادف شد.
ایششهان در ماه شعبان ۳۲۹ بیمار شد وبا همین بیماری جهان را وداع گفت.
در روزهای بیماری از وی پرسیدند: ما را به چه کسی توصیه می کنی که بهد از تو مسائل شرعی وحقوقی به او مراجعه کنیم؟ در پاسخ فرمود: خدا مشیتی دارد که آن را انجام خواهد داد.
آن گاه نامه ای را از ناحیه مقدسه که به خط حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود درآورد وچنین قرائت کرد: بسم الله الرحمن الرحیم. یا علی بن محمد السمری، عظم الله أجر اخوانک فیک فانک میت ما بینک وبین سته أیام. فاجع أمرک ولا توص الی أحد فیقوم مقامک بعد وفاتک. فقت وقعت العیبه التامه، فلا ظهور الا بعد أن یاذن الله - تعالی ذکره - وذلک بعد طول الامد وقسوه القلوب وامتلاء الارض جورا، وسیاتی شیعتی من یدعی المشاهده. ألافمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی والصحیحه فهو کذاب مفتر ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم(۱۰)؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، خدا پاداش برادرانت را در سوگ تو افزون سازد که تو شش روز دیگر از این جهان رحلت خواهی کرد.
کارهایی را فراهم سازد وکسی را به جانشین خود بر نگزین وبه کسی وصیت مکن که غیبت کامل فرا رسیده است.
دیگر تا روزی که خداوند تبارک وتعالی بخواهد، ظهوری نخواهد بود وآن مدتی بس دراز است که دل ها را قساوت خواهد گرفت وزمین پر از ظلم وستم خواهد شد.
در این دوران برخی از شیعیانم ادعای مشاهده(۱۱).
خواهد کرد، آگاه باشید که هر کس ادعای مشاهده کند پیش از خروج سفیانی ووقوع صحیحه دروغ گفته است که هیچ حول وقوه ای جز برای خداوند بزرگ وبزرگوار نیست.
آن گاه آخرین سفیر حضرت طبق وعده مسلم ایشان، در روز ششم دیده از جهان فرو بست وبا رحلت او غیبت صغری از سال ۲۶۰ ه.ق تا سال ۳۲۹ ه.ق یعنی حدود ۶۹ سال پایان یافت.
در غیبت صغری رابطه مردم با امام به کلی قطع نشد، اما محدود بود، به گونه ای که هر فردی از شیعه می توانست به وسیله نواب خاص مشکلات. مسائل خود را به عرض امام برساند وبه واسطه آنان پاسخ را در یافت دارد ویا احیانا به حضور امام شرفیاب شود.
این دوره را می توان دوره آمادگی برای غیبت کبری دانست که در آن ارتباط قطع شد ومردم موظف شدند در امور خود به نواب عام، یعنی فقها وآگاهان به احکام شرع مراجعه کنند.
اگر غیبت کبری به یکباره آغاز می شد ممکن بود موجب انحراف افکار شود وذهن ها آماده پذیرش آن نباشد.
اما به تدریج ودر طول مت غیبت صغری ذهن ها آماده شد وغیبت کامل آغاز گردید.
ناگفته نماند که بعد از امام هشتم (علیه السلام) نیز دیگر امامان معصوم (علیه السلام) تنها برای خواص شیعه آن هم در موارد خاص ظاهر می شدند، حتی پاسخ سؤالات ورفع نیازمندی ها آنها را غالبا از پشت پرده انجام می دادند تا شیعیان را برای غیبت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده کنند.
در پرتو همین تجربه وتمرین بود که غیبت امام برای شیعیان دشوار نیامد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: سپس امامشان غایب می شود وتا مدتی که خدا بخواهد از دیدگانش پنهان می شود وبرای او دو غیبت خواهد بود ویکی از آنها طولانی تر از دیگری است.
هنگامی که پنجمین از نسل هفتمین فرزندم از دیده ها ناپدید شود، هشیار باشید آگاه باشید(۱۲).
غیبت کبری
با بسته شدن باب مراسلات ومکاتبات وپایان یافتن دوران غیب صغری، غیبت کبری آغاز شد وتا به امروز ادامه دارد وتا روز موعود وخروج حجت از کعبه، ادامه می یاید.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در این باره فرمود: سوگند به خدایی که مرا به حق برانگیخت.
قائم اولاد من بر اساس پیمانی که خدا به وسیله من با ائ بسته، از دیده ها غایب می شود تا بیشتر مردم بگویند خدا نیازی به آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ندارد وگروهی در نشانه ها او دچار شک وتردید شوند.
هر کس آن زمان را درک کند محکم به دین خود چنگ زند وبرای شیطان راه شک را ببند تا شیطان نتواند او را به شک انداخته، از دین وآیین من بیرون ببرد.
چنان که پدر ومادرتان را از بهشت بیرون برد.
خداوند (تبارک وتعالی) شیطان را دوست وولی کسانی قرار داده است که به خدا ایمان نمی آورند(۱۳).
صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از هنگام غیبت کبری تاکنون منتظر فرا رسیدن لحظه ای است که خداوند به ایشان اجازه فرج دهد.
آن حضرت نیز همانند دیگر مؤمنان خواستار فرج نزدیک است.
سرور ما مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شب ها را با تهجد وروزها را با نشستن به نظاره وتسلیم سپری می کند تا زمان یاری فرا رسد.
نیابت عامه
دوران غیبت کبری دوره نیابت عامه است.
در این عصر، عالم بزرگی که واجد همه شرایط لازم فقاهت ورهبری باشد در رأس جامعه قرار می گیرد ورهبری از آن اوست، رجوع مردم به اوست واو صاحب ولایت شرعیه به نیابت از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
بنابرین اصل دینی، مشروع بودن امور واسلامی بودن امور واسلامی بودن روابط سیاسی واجتماعی ولازم الاجرا بودن مقررات ومشروعیت حکومت، همه وهمه بستگی به تصویب وتنفیذ نایب امام (علیه السلام) دارد واگر او حکومتی ارتباطی به خدا، دین خدا، امامت ونظارعت شرعی والهی ندارد.
این مقام ونیابت به وسیله خود ائمه طاهرین علیهم السلام، به ویژه حجه بن الحسن المهدی (علیه السلام) به عالم واجد شرایط تفویض شده است: امام در رویدادهای تازه که برای شما واقع می شود به روایت کنندگان احادیث ما مراجعه کنید، زیرا آنها حجت من بر شما ومن حجت خدا بر آنان هستم(۱۴).
یا از میان فقها کسی که نگهدار نفس خویش، حافظ دین، مخالف هوی ومطیع اوامر ملاست، بر عوام است که از او تقلید کنند. بنابرین، مخالفت ورد حکم ودستور چنین پیشوای دینی، رد بر امام است ورد بر امام، رد بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است ورد بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، رد بر خدا واحکام خداست.
این مقام تنها برای حفظ فروع فقهی وانتقال آنها از نسلی به نسل دیگر نیست، بلکه برای حفظ وانتقال موجودیت تشیع ونگهبانی دین خداست.
بنابراین، باید مجتهدان وعالمان دیگر مقام او را پاس بدارند وبه وحدت رهبری ومرکزیت یافتن قدرت دینی کمک کنند تا دین خدا وتوده های متدین همواره پناهگاهی محکم ودژی استوار داشته باشند.
آری، اطاعت از احکام نایب امام واجب است، چرا که وی به جعل، نص وتأکید امام (علیه السلام) صاحب ولایت شرعی شده ودر عصر غیبت پیروی از او لازم است.
حرکت در خط او، حرکت در خط دین وائمه طاهرین علیهم السلام است ومقابله، اهمال، موضع گیری وجبهه گشایی در قبال او همه وهمه خروج از خط امامت وقرآن است، خروج از خط امامت وقرآن نیز خروج از خط نبوت، خروج از خط دین وتوحید.
نایب امام به جای امام قرار دارد واحیا واجرای احکام قرآن وتشکیل جامعه قرآنی به عهده اوست.
رهبر نظام برای نظم سازماندهی، ایجاد تشکیلات، گسترش وبقای مکتب تشیع است وهر چه با این هدف معارض باشد باید کنار گذاشته شود.
غیبت از نگاه معصمومان علیهم السلام
پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: طوبی لمن لقیه، وطوبی لمن أحبه، وطوبی لمن قال به(۱۵)؛
خوشا به حال کسی که مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدار کند، خوشا به حال کسی که او را دوست داشته باشد وخوشا به حال کسی که قائل به امامت وی باشد.
هم چنین فرمودند: المهدی طاوس أهل الجنته(۱۶)؛
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) طاووس بهشتیان است.
ونیز فرمودند: یخرج أناس من المشرق فیو طوون للمهدی سلطانه(۱۷)؛
مردی از مشرق زمین قیام می کنند وزمینه مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراهم می سازد.
امام علی (علیه السلام)
همه امامان از سویدای دل، آرزوی دیدار آن خورشید جهان افروز را داشتند وهر کدام به نوعی از عشق درونی پرده برداشتند.
اصبغ بن نباته گوید: روزی محضر مقدس امیر مؤمنان شرفیاب شدم، دیدم در دریای فکر غوطه ور است با انگشت مبارکتان بر زمین می زنید، مگر به آب وگل علاقه مند شده اید؟ فرمود: نه هرگز.
به خدا سوگند حتی یک روز هم به این خاک وگل علاقه مند نشدم، ولی داشتم فکر می کردم درباره مولودی که از نسل من به دنیا خواهد آمد.
او یازدهمین فرزند من است، او همان مهدی است که زمین را پر از عدل وداد کند، آن چنان که پر از جور وستم شده است.
برای او دوران غیبت هست.
در آن ایام اقوامی از راه حق منحرف می شوند واقوام دیگری به راه راست هدایت می گردند(۱۸).
امام حسن (علیه السلام)
امام حسن مجتبی (علیه السلام) پس از تشریح حکومت شکوهمند آن حضرت، می فرماید: خوشا به حال آنان که روزگار همایونش را درک کنند واز او امرش اطاعت نمایند(۱۹).
امام حسین (علیه السلام)
سالار شهیدان حضرت حسین (علیه السلام) که همواره به یاد منتقم خون خود وخون دیگر مظلومان در راستای تاریخ بوده وبه هنگام ترسیم قیام جهانی، آن حضرت از او به عنوان الموتور بابینه تعبیر می کرد که به معنای صاحب خون وانتقام گیرنده است(۲۰).
امام زین العابدین (علیه السلام)
امام سجاد (علیه السلام) در خطبه معروف خود در مجلس یزید، ویژگی های خاندان عصمت وطهارت علیهم السلام را بر می شمارد ومی فرماید: خداوند به ما علم، حلم، سخاوت، شجاعت ومحبت در دل مؤمنان عطا کرده، رسول خدا از ماست، وصی او از ماست، سرور شهیدان حمزه سیدالشهدا از ماست.
جعفر طیار ودو سبط امت از ماست وآن مهدی که دجال را می کشد از ماست(۲۱).
امام محمد باقر (علیه السلام)
امام باقر (علیه السلام) در مقام ابراز اشتیاق به دیدار آن حضرت می فرماید: ویا طوبی من أدرکه؛ خوشا به حال آن که او را درک کند(۲۲).
امام خطاب به ام هانی می فرماید: فان ادرکت زمانه قرت عینک؛ اگر زمان او را درک کنی دیدگانت روشن می گردد(۲۳).
امام صادق (علیه السلام)
لو ادرکته لخدمته أیام حیاتی؛ اگر من زمان او را درک می کردم همه عمر دامن خدمت به کمر می بستم(۲۴).
این تعبیر بسیار بلندی است که از طرفی حاکی از عظمت فوق العاده حضرت بقیه الله(اروحنا فداه) است واز سوی دیگر، بیان گر نهایت عشق وعلاقه امام صادق (علیه السلام) به ششمین فرزند دل بند خویش است.
امام کاظم (علیه السلام)
امام کاظم (علیه السلام) درباره غیبت عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خطاب به بردار بزرگوارش علی بن جعفر می فرماید: انما هی محنه من الله عزوجل امتحن بها خلقه(۲۵).
آن یک آزمون الهی است که خداوند متعال بندگانش را به این وسیله آزموده است.
امام رضا (علیه السلام)
ایشان از بر پایی ترازوی عدل آن حضرت یاد کرده ومی فرماید: فاذا خرج أشرقت الارض بنورربها ووضع میزان العدل بین الناس فلا یظلم أحد أحدا(۲۶)؛
هنگامی که حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند زمین به نور پروردگارش روشن می شود وترازو عدالت را در میان مردن می گذارد وهیچ کس به دیگری ستم نمی کند.
امام جواد (علیه السلام)
حضرت جواد (علیه السلام) در چهر سالگی به شدت در غم واندوه غوطه ور شده، پدر بزرگوارش از سبب هم وغمش می پرسد.
از مصیبت های اهل بیت وانتقام آن در عصر ظهور یاد می کند(۲۷).
آن وجود نازنین می فرماید: فاذا دخل المدینه أخرج الات والعزی فاحرقهما؛ چون وارد مدینه منوره بشود، آن دو بت پلید قریش را از خاک بیرون می آورد ومی سوزاند(۲۸).
امام هادی (علیه السلام)
امام هادی (علیه السلام) در زندان سامرا به یاد یوسف زهرا علیهاالسلام می فرماید: روز سه شنبه به رسول خدا اختصاص دارد... روز پنج شنبه به پسرم حسن (امام حسن عسگری علیه السلام) وروز جمعه به فرزند پسرم(حضرت مهدی عج(۲۹)).
امام حسن عسکری (علیه السلام)
امام حسن عسگری (علیه السلام) نیز در دویمن روز ولادت خورشید پنهان که حکیمه خاتون گهواره را خالی دید وپرسید: سرور ومولایم چه شد؟ فرمود: یا عمه استودعناه الذی استودعت أم موسی؛(۳۰).
عمه جان! او را به خداوندی سپردیم که مادرت حضرت موسی (علیه السلام) فرزندش را به او سپرد.
امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که همواره از طولانی شدن دوران غیبت در سوزه وگداز است وفرما دعا برای تعجیل در امر فرج صادر می کند، در توقیع شریف می فرماید: وأکثروا الدعاء بتعجیل الفرج؛ فان ذلک فرجکم؛(۳۱).
برای تعجیل در امر فرج فراوان دعا کنید که فرج شما نیز در آن است.

ای منتظران! گنج نهان می آید - آرامش جان عاشقان می آید
بر بام سحر، طلایه داران ظهور - گفتند که صاحب الزمان می آید(۳۲)

دیدار در زمان غیبت
ملاقات با حضرت در زمان غیبت به عنوان یک رزق معنوی با عنایات وتوجه ایشان صورت می گیرد وصالحان، اولیا ووابستگان می توانند دیده به دیدار ایشان بگشایند، هر کس به اندازه شایستگی خود به نوعی ایشان را می بیند.
بعضی از مردم ممکن است ایشان را ببینند، اما نشناسند، دیگری می بیند ومی شناسد، بعضی ها هم نمی توانند باچشم سرد ببینند، باید چشم هایشان را روی هم بگذارند تا بتوانند تمثال ایشان را نظاره کنند.
بعضی ممکن است ایشان را ببیند، اما فقط حس می کنند که این شخص از اهل بیت است ونفهمند که خود آقاست، گاهی افراد بسیار معمولی وساده محضر امام را درک می کنند، باید لیاقت حضور داشت.
می گویند اویس قرنی هرگز پیغمیر را ندید، اما چهره حضرت را به خوبی توصیف می کرد.
اما روایتی که می گوید مدعیان ملاقات را تکذیب کنید به نظر می رسد که منظور ترتیب اثر ندادن است نه دروغ، هیچ وقت نمی توانیم منکر ارتبلط افرادی مانند سید بحرالعلوم با امام شویم.
روایت به این معناست که شما ترتیب اثر ندهید، اگر راست باشد فضیلتی است برای ملاقات کننده واگر دروغ باشد وقتی شما اعتنا نکرده باشید، مفسده ای به بار نمی آورد، چرا که می بینیم ومی دانیم بسیاری از کسانی که معتقد وعلاقه مند به امام بودند از این مسأله سوء استفاده ها کردند.
مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری از قول پدرشان نقل می کنند که استاد ما مرحوم حاج سید محمد فشارکی در قضیه تنباکو بسیار به مرحوم میزا فشار می آورد؛ یعنی از ایشان می خواستند که هر چه زودتر فتوای تحریم را اعلام کنند.
یک بار هم با کمال احترام از ایشان خواست که جدا از ارتباط استاد وشاگرد، حرفشان را بی پرده بزنند، بعد می گویند: من فکر می کنم شما از ناصرالدین شاه می ترسید که اقدامی نمی کنید، چون قضیه تنباکو مدتی طول کشید.
ظاهرا مرحوم میرزا در فکر هماهنگی با همه علمای بلاد بودند که یک وقت کسی خلاف نظر ایشان اقدامی نکند وفتوا نشکند.
مرحوم میرزا به مرحوم فشارکی فرمودند: من از چیزی نمی ترسم، اما می خواستم با نظر مبارک امام عمل کنم، برای همین سه روز روزه گرفتم وامروز رفتم در سرداب سامرا واین را آوردم.
حالا معلوم نیست که منظورشان این بود که فتوا به دست خط امام بوده، یا ایشان املا فرموده اند ومیرزا نوشته است(۳۳).
یکی از راه های ارتباط با امام، مسأله محبت است.
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: من احبنا فلیعمل بعملنا؛ کسی که ما را دوست دارد باید چون ما عمل نماید.
ابتدا باید در راه وروش از امام پیروی کنیم وآن چه را که می فرماید مبنای کارها روزمره خود قرار داده است وبا عمل نشان دهیم که از عاشقان ومنتظران حقیقی او هستیم.
پس از این که خود را اصلاح واز گناهان وپلیدی ها دوری گزیدیم، انتظار زیارت چهره زیبای حضرت دور از دسترش نیست.
وظایف شیعیان در عصر غیبت
یکی از وظایف شیعیان در عصر غیبت عمل به این فرموده امام زمان (علیه السلام) است: واما لحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه أحادیثنا فانهم حجتی علیکم وأنا حجه الله علیهم(۳۴).
در هر مسأله ای باید سراغ مراجع رفت، چرا که احترام به آنان، احترام به ولی عصر (علیه السلام) است.
ولی عصر (علیه السلام) است.
ایجاد ارتباط با نایبان حضرت وتکریم واحترام این بزرگان، موجب بخشودگی گناهان می شود، زیرا احترام به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) واهل بیت علیهم السلام چنین ارمغانی را به همراه دارد.
در سوره حجرات آمده است: ان الذین یغضون أصواتهم عند رسول الله أولئک الذین امتحن الله قلوبهم للتقوی لهم مغفره وأجر عظیم؛(۳۵)
کسانی که پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو می کشند، همان کسانی هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزگاری امتحان کرده است، آنان را آمرزش وپاداشی بزرگ است.
هرچند این آیه در مورد احترام به پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است، اما احترام به ائمه اطهار (علیه السلام) ومراجع هم به نوعی احترام وحرمت نهادن به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است. هرقدر که مراجعه به مراجع بیشتر باشد، در واقع، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرکزیت ومحوریت بیشتری در جامعه پیدا می کند.(۳۶)
از سویی، احترام به مراجع - که امام (علیه السلام) آنان را نواب خود خوانده - زمینه ای است برای گردن نهادن در برابر حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
سرباز امام زمان بودن سنخیت می خواهد، سنخیت وهماهنگی با امام در عدالت، تقوا و... در این راستا هم باید تمرین عملی داشت وهم تمرین فکری، اما تمرین عملی، باید عوام وخواص به عدل عادت کنند وگرنه تحمل حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر آنها سخت خواهد بود. مسلما در زمان حضرت هر کس در مکان وجایگاه شایسته خود می نشیند، همه باید این نوع آمادگی را پیدا کنند، یعنی خودشان را به عدل وقسط بیارایند. این که می بینیم امام راحل فقط یک خانه کوچک در قم داشتند، معلوم می شود که ایشان خودشان را برای ظهور آماده کرده بودند. مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری با این که مبالغ زیادی از وجوه شرعی در اختیار داشتند، اما همیشه با همان عبادی پاره سر درس حاضر می شدند، این یعنی همان تمرین عملی.
اما تمرین فکری، خواندن زیارت نامه هایی، مانند جامعه کبیره دعای ندبه وعهدنامه است. انتظار فرج یک تمرین فکری است. افضل اعمال امتی، انتظار الفرج من الله عزوجل، انتظار فرج باید همیشه شعار شیعه باشد؛ یعنی ما باید همواره یکدیگر را به انتظار ویادآوری فرج وظهور امام دعوت کنیم. چرا پشتیبان ما روزهای جمعه با ادب وسلاح از شهر خارج می شدند. این یک کار نمادین وتمثیلی بود، برای این که یادشان نرود که فرج وظهوری در راه است.(۳۷)
از جمله تکالیف شیعیان در عصر غیبت تجدید عهد همه روزه به وحدانیت خدای رحمان، نبوت خاتم انبیا وولایت ائمه هدی (علیه السلام) است. تجدید عهد، تازه کردن بیعت، ارائه عقاید حقه به پیشگاه خدا، رسول وائمه (علیه السلام)، ستون ایشان به پاکی وطهارت ودرخواست پایداری ودوام عقاید از خداوند تعالی با کمال خضوع است. اگر انسان همواره خود را در محضر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ببیند، گرچه در ظاهر حضور امام نباشد، اما همیشه امام را دیده واو را متوجه امورات ظاهری وباطنی خود می داند. بنابراین، لازم است هر شب خدمت گزاری وجان نثاری خود را اعلام کند. در حقیقت، او مثل مامور ومسافری است که مولایش دستورالعمل ها وتکالیف لازم را بدو اعلام کرده واو هر روز باید مطابق آن عمل کند، اما چنان چه مطابق خیالات ورای خود عمل کند، به خطرات بزرگ گرفتار می شود.

بخش دوم: اعتقاد به مهدودیت در سایر ادیان وملل

اعتقاد به امام مهدی (علیه السلام) به عنوان مصلحی الهی وجهانی در بسیاری از مذاهب وادیان وجود دارد. نه تنها شیعه که اهل تسنن وحتی پیروان ادیان دیگر، مانند یهود، نصارا، زردشتیان وهندویان نیز به ظهور مصلحی بزرگ والهی اذعان دارند وآن را انتظار می کشند.
آیین هندوها
در کتاب وید که نزد هندویان از کتب آسمانی است، چنین آمده است:
پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود که پیشوای خلایق باشد ونام او منصور(۳۸) باشد وتمام عالم را بگیرد وبه دین خود در آورد وهمه کس را از مومن وکافر بشناسد وهر چه از خدا بخواهد بر آید.(۳۹)
در یکی دیگر از کتب مقدس هندوها آمده است:
دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان که پیشوای ملائکه وپریان وآدمیان باشد. حق وراستی با او باشد. آن چه در دریا وزمین ها وکوه ها پنهان باشد همه را به دست آورد ودر آسمان ها وزمین آن چه باشد خبر می دهد. از او بزرگ ترکسی به دنیا نیامد.(۴۰)
هم چنین در کتاب معروف هندوها چنین اشاره شده است:
پادشاهی به دولت دنیا، به فرزند سید خلایق در دو جهان (کشن) تمام شود وکسی باشد که بر کوه های مشرق ومغرب دنیا حکم براند وفرمان کند وبر ابرها سوار شود وفرشتگان کارکنان او باشند، جن وانس در خدمت او شوند واز سودان که زیر خط استواست تا سرزمین تسعین که زیر قطب شمالی است وماورای بحار را صاحب شود ودین خدا زنده گردد. ونام او ایستاده (قائم) باشد وخدا شناس باشد.(۴۱)
به بیان زیباتر، در کتاب مهابا راتا وکتاب پورانه ها در این خصوص آمده است:
همه ادیان معتقدند که در پایان هر دوره ای از تاریخ، بشر از لحاظ معنوی واخلاقی رو به انحطاط می رود وچون طبعا وفطرتا، در حال هبوط ودوری از مبدا است ومانند احجار به سوی پایین حرکت می کند ونمی تواند به خودی خود به این سیر نزولی وانحطاط معنوی واخلاقی خاتمه دهد، پس ناچار روزی یک شخصیت معنوی بلند پایه که از مبدا وحی والهام سرچشمه می گیرد، ظهور خواهد کرد وجهان را از تاریکی چهل وغفلت وظلم وستم نجات خواهد داد و....(۴۲)
اصولا فتوریسم)fotorism(یعنی اعتقاد به دوره آخرالزمان وانتظار ظهور منجی، عقیده ای است که در کیش های آسمانی یهودیت (جودایسیم)، وزردشت (زوراستریانیسم)، مسیحیت (در سه مذهب عمده آن، یعنی کاتولیک، پروتستان واردتدوکس) وخصوصا دین مقدس اسلام به مثابه یک اصل مسلم گرفته شده است. درباره آن در مباحث تئولوژیک مذاهب آسمانی، رشته تئولوژی بیبلکیال، کاملا شرح وبسط داده شده است.(۴۳)
آیین زردشتی
در کتابهای اوستا، زند، جاماست نامه، داتستان دینیک، زراتشت نامه، موعودهایی معرفی شده اند که آنان را سوسیانت می نامند. این موعودها سه تن بوده اند که مهم ترین آنان آخرین ایشان است واو را سوسیانت پیروزگر خوانده اند. این سوشیانت، همان موعود است. چنان که گفته اند: سوشیانت مزدیسنان، به منزله گریشنای برهمنان بودای پنجم بودائیان،(۴۴) مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان ومهدی مسلمانان است.
آیین یهود
یهودیان نیز که خود را پیروان حضرت موسی (علیه السلام) می دانند، منتظر موعودند. در آثار دینی یهود، اسفار تورات ودیگر کتاب های انبیای آنان همواره به موعود اشاره شده است. اما این قوم، به حضرت مسیح (علیه السلام) وبه حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) نگرویدند. بنابراین، در برابر مساله موعود وانتظار بسیار حساس ونگرانند، یهودیان نباید به سادگی وغفلت از این همه بشارت ها واشارت ها بگذرند، بلکه باید از دیگر منتظران، منتظرتر باشند وبیشتر به انتظار وآمادگی برای ظهور فکر کنند واز این همه ظلم، خیانت، تجاوز وانسان کشی دست بردارند واز عواقب ظلم وستم بترسند، آنان دو موعود کتاب های خود، یعنی مسیح (علیه السلام) ومحمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را نپذیرفتند. اما از دست موعود سوم رها نخواهند شد.(۴۵)
به هر حال، یهودی حق پوش چه بپذیرد یا نپذیرد در کتاب های یهودیت عهد عتیق ودانیال پیامبر، کتاب حجی (حکا) ی پیامبر، صفینیای پیامبر، اسعیای پیامبر وزبور داود مطالبی درباره موعود آخر الزمان آمده است، پاره ای از علائم آخرالزمان، رجعت وشخصیت حجه بن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، حتی اشاراتی درباره واقعه عاشورا در کتاب بشارات عهدین آمده است.
قرآن کریم می فرماید:
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون؛(۴۶)
علاوه بر ذکر تورات در زبور نوشتم که بندگان صالح من وار(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمین خواهند شد.
در متن زبور آمده است:
قوم ها را به انصاف داوری خواهد کرد، آسمان شادی کند وزمین مسرور گردد، دریا وپری آن غرش نمایند، صحرا وهر آن چه در آن است به وجد آید، آن گاه تمام درختان جنگل مترنم خواهند نمود.(۴۷) اما منتظران خداوند، وار(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمین خواهند شد... اما حلیمان وار(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زمین خواهند شد، زیرا که بازوان شریر شکسته خواهد شد واما صالحان را خداوند تایید می کند.(۴۸)
آیین مسیحیت
در این آیین، بشارت های روشن تری درباره موعود آخرالزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده است. یکی از علل آن قرب زمان است، زیرا از نظر زمانی حضرت مسیح (علیه السلام) به امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک تر است واز سویی، تحریف کمتری در این آیین نسبت به یهودیت صورت گرفته است. در این خصوص می توان به اناجیل متی، لوقا، مرقس، برنابا ومکاشفات یوحنا مراجعه کرد.
در انجیل متی فصل ۲۴ می خوانیم:
چون که برق از مشرق بیرون می آید وتا به مغرب ظاهر می گردد، آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود.... خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهای آسمانی می آید با قدرت وجلال عظیم!
ودر انجیل لوقا فصل دوازدهم آمده است:
کمرهای خود را بسته وچراغ های خود را افروخته دارید وشما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود می کشند تا هر وقت بیاید ودر را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنید!
در کتابهای قدیم چینیان، در عقاید هندویان، در بین اهالی اسکانیناوی وحتی در میان مصریان قدیم، بومیان آمریکایی، اهالی مکزیک ونظایر آن می توان چنین انتظاری را مشاهده کرد. بنابراین، عقیده به ظهور رهایی بخشی بزرگ، برچیده شدن بساط ظلم وستم از میان انسان ها وبرپایی حکومت حق عدالت، منحصر به شرقی ها ومذاهب شرقی نیست، بلکه اعتقادی عمومی وجهانی است که چهره های مختلف آن در عقاید اقوام گوناگون دیده می شود وهمه زوشن گر این حقیقت است که این اعتقاد کهن در فطرت ونهاد انسان ودر دعوت همه پیامبران ریشه داشته است.
برنارد بارلر جامعه شناس آمریکایی در رساله نهضت منجی گری وجود چنین اعتقادی را حتی در میان سرخ پوستان آمریکایی نقل کرده، می گوید:
در میان قبایل سرخ پوست آمریکایی این عقیده شایع است که روزی گرد سرخ پوستان ظهور خواهد کرد وآنها را به بهشت زمین رهنمون خواهد ساخت.(۴۹)
در خاتمه این بحث باید گفت: السلام علی مهدی الامم وجامع الکلم؛ سلام بر مهدی، که امت ها از او سخن گفته اند، همو که همه اقوام وافکار را متحد می کند وزیر یک پرچم گر می آورد.
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در منابع اهل سنت
مدارک وروایات موجود درباره مهدی وظهور ایشان، منحصر به یک مذهب از مذاهب اسلامی، یعنی شیعه نیست، بلکه کتاب ها ومدارک همه مذاهب اسلامی دیگر، از جمله حنفی، شافعی، مالکی وحنبلی نیز سرشار از روایات نبوی درباره مهدی وظهور او است. در کتاب های حدیث، تفسیر، تاریخ، مناقب وفضایل، کلام واعتقادات، حتی لغت وادبیات، تصوف وعرفان، جغرافیا وبلدان ودیوان های شاعران به ذکر احادیث ومطالبی پرداخته شده که مربوط به مهدی است. این اتفاق نظر به حدی است که حتی تنروترین گروه های اسلامی، یعنی وهابیان نیز این موضوع را پذیرفته وبه طور جدی از آن دفاع کرده اند وآن را از عقاید قطعی ومسلم اسلامی می دانند. بیانیه رابطه العام الاسلام که از بزرگ ترین مراکز دینی وهابی در مکه است، در این خصوص جالب توجه است.
یک سند زنده
حدود سه سال قبل شخصی به نام ابو محمد از کنیا سوالی درباره ظهور مهدی منتظر از این مرکز کرده است. دبیر کل رابطه، محمد صالح القزاز در پاسخی که برای او فرستاده، ضمن تصریح به این که ابن تیمیه موسس مذهب وهابیان نیز احادیث مربوط به ظهور مهدی را پذیرفته ومتن رساله کوتاهی را که پنج تن از علمای معروف فعلی حجاز در این زمینه آماده کرده اند برای او فرستاد. در این رساله پس از ذکر نام حضرت مهدی ومحل ظهور او، یعنی مکه آمده است:
به هنگام ظهور فساد در جهان وانتشار کفر وستم خداوند به وسیله او (مهدی) جهان را پر از عدل وداد می کند، همان گونه که از ظلم وستم پر شده است. او آخرین خلفای راشدین دوازده گانه است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در کتب صحاح از آنها خبر داده است.. احادیث مربوط به مهدی را بسیاری از صحابه نقل کرده اند.(۵۰)
در ادامه می گوید:
در بسیاری از کتب معروف اسلامی ومتون اصلی حدیث پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) اعم از سنن، معاجم ومسانیده آمده است، از جمله سنن ابو داود، ترمذی، ابن ماجه، ابن عمرو دانی، مسند احمد، وابی یعلی وبزار، مستدرک حاکم، معاجم طبرانی (کبیر واوسط)، خطیب در تاریخ بغداد ابن عساکر در تاریخ دمشق و....
بنابراین اعتقاد به ظهور مهدی (بر هر مسلمانی) واجب است واین جزء عقاید اهل سنت وجماعت محسوب می شود وجز افراد نادان وبی خبر یا بدعت گذار آن را انکار نمی کنند.(۵۱)
سخنان عالمان اهل سنت
اکنون مناسب است سخنان عالمان اهل سنت را درباره حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این جا بیاوریم:
ابن حجر هیثمی شافعی:
ابوالقاسم، محمد، الحجه، عمر او پس از درگذشت پدرش پنج سال بود، خداوند در همین عمر، به او حکمت ربانی عطا کرد. او را قائم منتظر گویند. اخبار متواتر رسیده است که مهدی از این امت است وعیسی (علیه السلام) از آسمان فرود خواهد آمد وپشت سر مهدی نماز خواهد خواند.(۵۲)
عمادالدین ابن کثیر دمشقی:
مقصود از پرچم های سیاه (که در روایت مهدی ذکر شده است)، پرچم های سیاهی نیست که ابو مسلم خراسانی برافراشت ودولت بنی امیه را ساقط کرد، بلکه مقصود پرچم های سیاهی است که یاران مهدی خواهند آورد.(۵۳)
ابن ابی الحدید:
میان همه فرق مسلمین اتفاق قطهی است که عمر دنیا واحکام وتکالیف پایان نمی پذیرد، مگر پس از ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).(۵۴)
صدرالدین قونوی:
پس از مرگ من، آن چه از کتاب هایم که درباره طب وحکمت است وهمچنین کتاب های فلسفه، همه را بفروشید وپول آن را به فقرا صدقه بدهید وکتاب های تفسیر وحدیث وتصوف را در کتابخانه نگاه دارید. در شب اول مرگ، من، هفتاد هزار بار کلمه توحید لا اله الا الله را بخوانید وسلام را به مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسانید.(۵۵)
محمد بن بدرالدین رومی:
خداوند به وسیله حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) نبوت تشریعی را ختم کرده ودیگر تا روز قیامت پیامبری نخواهد آمد. هم چنین خدا به وسیله فرزند صالح پیامبر، همو که دارای نام پیامبر (محمد) وکنیه پیامبر (ابوالقاسم) است ولایت نامه وامامت عامه را ختم خواهد کرد واین ولی، همان کس است که مژده داده اند که زمین را چنان که از جور وستم لبریز شده باشد، از عدل وداد لبریز بسازد وظهور او به ناگهان اتفاق بیفتد. خداوندا! این همه پریشانی وگرفتاری را از این امت به برکت ظهور وحضور او بر طرف فرما! انهم یرونه بعیدا ونزاه قریباً؛ کسانی ظهور او را بعید وناشدنی می پندارند وما آن را شدنی ونزدیک می دانیم.(۵۶)
شیخ عبدالحق دهلوی:
احادیث بسیاری که به حد تواتر رسیده است وارد شده که مهدی از اهل بیت پیامبر است، از اولاد فاطمه (علیه السلام).(۵۷)
احمد امین مصری:
اهل سنت به مهدی ومساله مهدی یقینا ایمان دارد.(۵۸)
شیخ محمد عبده:
خاص وعام می دانند که در اخبار واحادیث ضمن شمردن علائم قیامت آمده است که مردی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) خروج می کند که نام او مهدی است. او زمین را، پس از آن که از جور وبیداد آکنده باشد، از عدل وداد آکنده می سازد.(۵۹)
نظر متفکران غربی درباره مهدودیت
برنارد شاو فیلسوف برجسته انگلیسی صریحاً به زنده بودن دین اسلام اعتراف کرده، اعلام نمود:
من همیشه نسبت به دین محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) به واسطه خاصیت زنده بودن شگفت آور آن نهایت احترام را داشته ام. به نظر من اسلام تنها مذهبی است که استعداد توافق وتسلط بر حالات گوناگون وصور متغیر زندگی ومواجهه با قرون مختلف را دارد. من چنین پیش بینی می کنم وهم اکنون هم آثار آن پدیدار شده است که ایمان محمد مورد قبول اروپای فردا خواهد بود.(۶۰)
آنگاه که بر ناردوشاو جهان گیر شدن آیین اسلام را پیش بینی می کرد وآن را مورد قبول مردم اروپا می دانست ومعتقد بود که تنها اسلام می تواند مشکلات جهان را حل کند، اروپاییان با بی اعتنایی از کنار این نظریه می گذشتند. اما امروز حقیقت سخنان او وسایر متفکران آزاد اندیش برای غریبان آشکار شده است، گرایش روز افزون مردم جهان به اسلام نشانه بارزی است برای صحت پیش بینی های او. امروزه کسانی که در آمریکا واروپا به اسلام می گروند همان حقایقی را می یابند که متفکران غربی، آنها را از ویژگی های اسلام معرفی می کنند که عامل نجات بخش بشریت وپناهگاه امن معنوی برای انسان های سرگشته غربی است. یک تازه مسلمان آمریکایی می گوید:
این آیین قادر است فشارهای جامعه بی بنیاد ومصرفی آمریکا را که متوجه افراد است، بر طرف کند. اسلام نه تنها یک دین، بلکه یک شیوه درست زندگی نیز می باشد.(۶۱)
داگلاس جانسون از مرکز تحقیقات بین المللی واستراتژیک ونویسنده کتاب مذهب عنصر مفقوده در فن حکومت می گوید:
جهان به مذهب روی می آورد. هنگامی که حکومت های غیر مذهبی نیازهای مردم را بر آورده نکنند، پیام های مذهبی فضای خالی را پر می نمایند.(۶۲)
بنابراین، نوعی خود آگاهی ورشد معنوی در دنیای در حال تکامل ورشد، دیده می شود که فراتر از مادیات عمل کرده وحتی مادیات را عامل توقف ومانع رشد وتکامل می داند، افرادی نظیر تدد انلیز اهل فیلاد لیفا هر هفته ادبیات سال ۲۰۰۰ را بررسی می کند، شدیدا به این باور ایمان دارد که هزاره بعدی زمان ظهور منجی آخرالزمان است.(۶۳)
صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نگاه هانری کربن
پرفسور هانری کربن ایران شناس مشهور فرانسوی از جمله اروپاییانی است که در دوران زندگی علمی خود تمایل قلبی ویقین عینی وعقلانی به وجود مبارک امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ومعنویت بی بدیل سایر ائمه شیعه (علیه السلام) یافته بود.
به عقیده کربن، مفهوم ولایت در این دوران طولانی انتظار، همان هدایت ارشادی امام است که اسرار اصول عقاید را می آموزد. این مفهوم از سویی، شامل مفهوم معرفت است واز سوی دیگر، واجد معنای محبت؛ یعنی معرفتی که فی نفسته متمرکز ونیرومند است.(۶۴)
کربن در بخشی از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی ضمن نقل روایتی مشهور از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) که می گوید:
اگر تنها یک روز به پابان جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی خواهد کرد تا مردی از ذریه من که نامش نام من وکینه اش کینه من خواهد بود ظهور کند.
او زمین را از هماهنگی وعدل پر خواهد ساخت چنان که تا هنگام از خشونت وجور پر شده است.
به تفسیر این روایت پرداخته ومی نویسد: روزی که چنین طولانی خواهد شد، زمان غیبت است واین حدیث صریح طنین خود را در همه قرن ودر تمام مراتب شعور وضمیر شیعه منعکس ساخته است.
کربن پس از اذعان به این نکته که امامان همه نور وحقیقت واحدی هستند که در دوازده شخص متمثل شده اند، می نویسد: وقتی نسبت لاهوت وناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، می بینیم مسأله به هیچ روی شبیه به اتحاد اقنومی در طبیعت نیست، امامان ظهورات وتجیلیات الهی هستند، قاموس فنی زبان، کلمات (ظهور ومظهر) را پیوسته به با مقابله با عمل آیینه باز می گرداند، پس به این گونه امامان هم چون ظهور الهی، بی هیچ کم وبیش اسماء الله می باشد وبه این عنوان از دو مهلکه تشبیه وتعطیل مصونند(۶۵).

بخش سوم: امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در قرآن

بیش از یکصد آیه از قرآن کریم به مصلح کل حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) تفسیر وتأویل شده است.
علامه بزرگوار، ملا محمد باقر مجلسی در دائره المعارف بزرگ شیعه، بحار الانوار هفتاد آیه را به استنا احادیث اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام، درباره ظهور یکتا بازمانده از حجت های حضرت احدیث نقل کرده است.
هم چنین برخی از بزرگان، کتابهایی را در این زمینه به رشته تحریر در آورده اند که از آن جمله کتاب المحجه فیا نزل فی القائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تألیف محد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگ سید هاشم بحرانی است که شامل ۱۲۰ آیه است که به استناد احادیث معصومان علیهم الاسلام به ظهور مهدی مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تفسیر شده است.
کتاب های نفیس دیگری نیز وجود دارند، که در این جا به نقل پاره ای از آنها بسنده می کنیم: در قرآن کریم درباره مسائل آینده دوران، حواد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخر الزمان، استیلای خوبی وخوبان بر جهان وحکومت یافتن صالحان، گاه به اشاره وگاهی به تصریح سخن گفته شده است.
از طرفی، قرآن کریم، ظهور آن منجی موعود را با آرزوها وفطرت حق طلبانه وعدالت خواهانه بشر پیوند زده است.
در طول تاریخ، انسان همیشه در آرزوی تحقق حکومتی صالح ودور از ظلم وبی عدالتی بوده است.
قرآن حکیم در معرفی حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وموعود آخر الزمان، روی این خواست فطری انسان انگشت گذاشته است، هم چنین بر این نکته تأکید کرده که اعتقاد به موعود آخر الزمان تنها به شیعیان ومسلمانان اختصاص ندارد، بلکه تمام پیامبران گذشته، بشارت فرا رسیدنش را داده اند.
قرآن ایشان را به عنوان منجی وذخیره الهی همه انسان های مستضعف در سراسر جهان معرفی می کند.
او را به عنوان شخصیتی که فراتر از هر مذهب وملیتی برای مردم کل جهان مطرح وقیامشان جهانی است، یاد می کند.
در این جا از دریای نور قرآن بهره می گیریم:
بقیه الله
بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین(۶۶)؛
بقیه الله برای شما بهتر است اگر مؤمن هستید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: اولین سخن که پس از ظهور می گوید این آیه است ومی فرماید: من بقیه الله وحجتش وخلیفه اش بر شما هستم، پس هیچ مسلمانی بر او سلام نمی کند، جز این که می گوید، سلام بر تو ای بقیه الله در روی زمین(۶۷).
امر الله
أتی أمر فلا تستعجلوه...(۶۸)؛
امر خدا فرا رسید، پس تقاضای تعجیل آن نکنید.
این هشداری است که قلب ها را از جا می کند، هشداری است که جبرئیل امین در روز ظهور حضرت حجت فریاد بر می آوردو تمام خلایق صدایش را می شنوند، این چنین امام صادق (علیه السلام) ما را خبر داده است که پس از این هشدار الهی، منادی در آسمان وزمین صدا می زند: ای آفریدگان پروردگار! این مهدی آل محمد است! با او بیعت کنید ومخاافتش ننمایید(۶۹).
وارثان زمین:
أن الارض یرثها عبادی الصالحون(۷۰)؛
این زمین را بندگان شایسته من به میراث خواهند برد.
تأویل عبادی الصالحون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ویاران او هستند(۷۱).
نصر خدا:
ولمن جاء نصر من ربک لیقولن انا کنا معکم(۷۲)؛
چون از سوی پروردگارت مددی رسید، می گویند، ما نیز با شما بوده ایم.
تأویل نصر من ربک امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۷۳).
نور پروردگار:
واشرفت الارض بنور ربها(۷۴).
وزمین به نور پروردگارش روشن شد.
تؤیل واشرقت الارض، در زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۷۵).
نصرت الهی:
ولمن انتصر بعد ظلمه فأولئک ما علیهم من سیبل(۷۶)؛
بر کسانی که پس از ستمی که بر آنها رفته باشد انتقام می گیرند ملامتی نیست.
تأویل ولمن انتصر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ویاران او هستند(۷۷).
نزدیکی رستاخیز:
اقتربت الساعه وانشق القمر(۷۸)؛.
رستاخیز نزدیک شد وماه دو پاره گردید.
تأویل الساعه ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۷۹).
نور الله
یریدون لیطفوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولو کره الکافرون(۸۰)؛
می خواهند نور خدا را با دهانهایش خاموش کنند، ولی خدا کامل کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید.
تاویل والله متم نوره به وسیله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۸۱).
روشنایی روز:
والنهار اذا تجلی(۸۲)؛
سوگند به روز آن گاه که آشکار شود.
تأویل النهار امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۸۳).
طلوع فجر:
سلام هی حتی مطلع الفجر(۸۴)؛
شب قدر تا طلوع بامداد همه سلام ودرود است.
تأویل مطلع الفجر زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۸۵).
تفسیر چند آیه درباره وجود مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
یاران خدا
الذین ان مکناهم فی الارض أقاموا الصلوه واتو االزکوه وأمروا بالمعروف ونهوا عن المنکر ولله عاقبه الامور(۸۶)؛
اینها (یاران خدا) کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز بر پا می دارند وزکات می پردازند وامر به معروف ونهی از منکر می کنند وپایان همه کارها از آن خداست.
در بررسی آیه نکات زیر مورد اهمیت است:
۱. موقعیت آیه:
قبل از این آیه، خداوند متعالی را درباره دفاع از مظلومان وقدرت خود بر یاری آنها بیان کرده، سپس در فایده دفاع می فرماید: اگر دفاع نباشد، عبادت گاه ومساجدی که در آن یاد خدا می شود از بین می رود.
در پایان تأکید می کند: کسانی که خدا را یاری می کنند خداوند نیز آنها را یاری می کند وهنگامی که با یاری خداوند پیروز وحاکم زمین شوند، اجرای احکام الهی را سر لوحه برنامه خود قرار داده ودین الهی را حاکمیت می بخشند.
۲. برنامه عملی یاوران خدا:
اینها از پیروزی، هم چون خود کامگان، غرور، مستی ودنیاطلبی را شیوه خود نمی کنند تا این که خود طاغوت جدیدی شوند، بلکه زندگانی صالحانه توأم با اصلاح خود، جامعه ورضایت خداوند را فراهم می سازند.
برنامه های اصلی آنها در سه امر زیر است:
الف) بر پاداشتن نماز:
یعنی حاکمیت توحید وایجاد روح معنویت وتزکیه نفس که راه کمال نفسانی را بر انسان همواره می کند.
البته مراد نمازی است که به دلیل رعایت تمام شرایط ظاهری ومعنوی، انسان را از فحشا ومنکر باز دارد ومقبول حضرت حق گردد.
چنین نمازی اطاعت، خشیت وتقوای الهی را در همه شئون زندگی فراهم ساخته ونتیجه آن کامیابی است.
ب-پرداختن زکات:
که از دو جنبه ارزشمند است:
۱. هم دلی وهم راهی با مردم وزدون فقر واصلاح اقتصادی در جامعه؛
۲. زدون حرص، بخل ومال پرستی از وجود انسان ها وجایگزینی روح ایثار وهم دردی.
تا بخل در انسانه هاست راه سعادت ورستگاری به روی آنها بسته است.
ومن یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون(۸۷)؛
وهر کس جان خود را از بخل حفظ کند، او رستگار است.
در حکومت صالحان زکات به همان صورتی که واجب شده پرداخت می شود وبه مصارف واقعی خود می رسد.
ج) امر به معروف ونهی از منکر:
یکی دیگر از وظایف یاوران دین خدار در زمان حکومت، ترویج تمام خوبی ها واوامر الهی در میان همه مردم است.
تمام کوشش آنها زدودن بدی گناهان در جامعه است.
در چنین حکومتی، اسلام ومسلمین چنان عزیز وکفار ومنافقان چنان ذلیلند که صالحان به دلیل اطاعت از فرمان خدا وترک معصیت تمسخر نمی شوند وهر انسانی خود را در برابر دیگران مسئول می بیند.
۳. مصداق آیه:
امام صادق (علیه السلام) در ذیل همین آیه می فرماید: فهذه لال محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) آخر الایه، والمهدی وأصحابه یملکهم الله مشارق الارض ومغاربها، ویظهر الدین ویمت الله به والصحابه البدع والباطل کما أمات الشاق، حتی لا یری أین الظلم ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر(۸۸)؛
این آیه تا آخر آن درباره آل محمد ومهدی واصحاب اوست که مشرق ها ومغرب های زمین را تصاحب می کند ودین پیروز می شود وخداوند به وسیله او واصحابش بدعت هات وباطل را می میراند، همان طور که اشقیا اهل حق را از بین بردند، به گونه ای که ظلم در هیچ جاه دیده نمی شود وامر به معروف ونهی از منکرز می کنند.
انقلاب مستضعفان
ونرید ان نمن علی الذین اسضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین(۸۹)؛
ما می خواهیم تا به مستضعفان زمین منت نهیم وآنان را پیشوایان ووارثان زمین قرار دهیم.
قرآن کریم در آیاتی چند محورهای با اهمیتی را بیان کرده که یکی از آنها طبقه مستضعف است.
در طول تاریخ (به جز دوران کوتاهی، آن هم در جوامع خواص) قدرت مالی، سیاسی ونظامی همواره در دست طبقات مستکبر، برتری طلب وسلطه جو بوده است.
آنها با دست یازی به منابع ثروت وکالاها، سلطه خود را بر خلق خدا استوار می ساختند.
اما طبق وعده های قرآنی این جریان ناهنجار، به طور وواقعی ونه شعاری وادعایی، در انقلاب نهایی تاریخ، راه نیستی می پوید وطبقه قدرت مند از اریکه قدرت به زیر کشانده می شود وضعیفان وفرودستان، مراکز قدرت را در دست گرفته وبه راستی حاکم می شوند.
این انقلاب مانند انقلاب ورستاخیز قیامت است، چنان که در قیامت به راستی نیکان وانسان های وارسته به منزلت وجایگاه شایسته خویش دست می یابند وانسان نماها سقوط می کنند وبه کیفر می رسند.
قرآن در این باره می فرماید: خافظه رافعه(۹۰).
همان طور که انقلاب قیامت، گروهی را بالا می برد وگروهی را از اریکه قدرت به زیر می کشید، انقلاب جهانی ونهایی موعود آخرالزمان نیز چنین می کند؛ یعنی بدون هیچ کم وکاست ویا سهل انگاری وچشم پوشی، سلطه طلبان قدرتمند را به زیر افکنده وفرودستان محروم را بر مراکز قدرت حاکم می سازد.
در پرتو تعالیم خاص وناب آن معلم الهی، توحید راستین آمورزش داده شده وراه مستقیم الهی روشن می شود، خداشناسی وخدا جویی به اوج شکوفایی می رسد واین است معنای انقلاب راستین ورابطه انسان با خدا.
اساسا حاکمیت مستضعفان که به معنای حاکمیت معیارهای درست انسانی است، تحولاتی ریشه ای در همه ابعاد زندگی پدید می آورد ودر نتیجه، زندگی راه درست خویش را می یابد وانسان ها همه به شایستگی زندگی می کنند.
دین خدا در همه ابعاد حیات انسانی، نقش اصلی را بر عهده دارد ومادیت ومعنویت وبعد این دنیایی وآن جهانی زندگی انسان را سامان می دهد.
دین در متن زندگی مردم است نه جدا از آن؛ این موضوع در اصل عقیده به مهدودیت کاملا نهفته است؛ موعود که برای گسترش عدالت در جوامع انسانی قیام می کند واوضاع ستم بار وآشفته زندگی بشری را از میان می برد، دنیای مردم را به نظم می آورد وآخرت ایشان را نیز اصلاح می کند.
بنابرین اندیشه، حذف دین از زندگی دنیایی وتبعید دین به حوزه مسائل آخرتی، با عقیده به موعود آخرالزمان، به کلی ناسازگار است، چون بیشترین تأکیدی که در تعالیم اسلامی شده موضوع عدالت اجتماعی در حکومت آخرالزمان است نه اصل خدا باوری یا پرهیز پشگی شخصی ودرونی وروحی(۹۱).
محبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
محبت وعشق به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حقیقت، همان محبت به خداست: من احبکم فقد احب الله.
به این محبت در احادیث وروایات امامان معصوم علیهم السلام از طریق عامه وخاص تأکید است، چنان که زمحشری از مشاهیر علمای عامه وصاحب تفسیر کشاف در تفسیر آیه قل لا اسلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی این حدیث را نقل می کند:رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: هر که با دوستی آل محمد بمیرد شهید مرده ست، هر که با دوستی آل محمد بمیرد توبه کار مرده است، هر که! دوستی آل محمد بمیرد مؤمن کامل مرده است، هر که با دوستی آل محمد بمیرد فرشته مرگ او را بشارت می دهد وسپس منکر ونکیز او را به بهشت بشارت می دهند، هر که با دوستی آل محمد بمیرد او را معزز ومحبوب به سوی بهشت می برند، هر که با دوستی آل محمد بمیرد خداوند قبر او را زیارتگاه رحمت قرار می دهد ودو در به سوی بهشت از آن گشوده می شود.
اما هر که با دشمنی آل محمد بمیرد روز قیامت در حالی وارد می شود که بر پیشانی او چنین نوشته شده است: مأیوس از رحمت خدا! هر که با دشمنی آل محمد بمیرد، کافر مرده است، هر که با دشمنی آل محمد بمیرد بوی بهشت را استشمام نمی کند(۹۲).
بنابراین محبت به اهل بیت داری ارزش واعتبار والایی است، تا آن جا که در برخی روایات آمده که از همه عبادت ها بالاتر است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ان فوق کل عباده، عباده وحبنا اهل البیت افضل العباده(۹۳)؛
بالاتر از هر عبادتی، عبادتی است ومحبت ما اهل بیت برترین عبادت هاست.
این محبت است که با سرعت تمام صفات محبوب را به محب می رساند.
وقتی فردی محب انسان کاملی، مانند حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می شود طبیعی است که لازمه اش پیروی محب از محبوب ومتصف شدن به صفات محبوب است.
وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا(۹۴)؛
وبگو حق فرارسید وباطل مضمحل ونابود شد که همانا باطل نابود شدنی است.
یکی از آرزوهای دیرین بشر، بر چیده شدن بساط ظلم وبیدادگری وحگم فرمایی صلح وآرامش واجرای عدالت در سراسر جهان است.
این اندیشه، همانگ با سرشت انسان است، به همین دلیل، هرگاه زمینه قیام فراهم شود به مبارزه با حکومت ظلم وجور می پردازند.
این آیه نوید پیروزی قطعی آمدن حق وهلاکت باطل را می دهدد، چون هر گاه بخواهند خبر قطعی از وقوع عملی دهند با فعل ماضی جاء می آورند.
مصداق آیه:
از مصادیق مهم این آیه ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، هم چنان که روایت شده: وقتی حضرت قائم تولد یفتند بر روی بازوی راست ایشان این آیه نوشته شده بود(۹۵).
از امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه چنین روایت شده است: اذا قام القائم ذهبت دوله الباطل(۹۶)؛
وقتی قائم قیام کرد حکومت باطل از بین می رود.
استاد شهید مرتضی مطهری پیروزی نهایی اهل حق را چنین وصف می کند: ظهور مهدی موعود حلقه ای است از حلقات مبارزه اهل حق واهل باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می شود(۹۷).
چشمه همیشه جوشان الهی
الم تر ان الله انزل من السما ماء فسلکه ینابیع فی الارض ثم یخرج به زرعا مختلفا الوانه(۹۸).
آیا ندیده ای که خداوند از آسمان آبی فرستاد، سپس آن را به چشمه هایی در زمین راه داد، آن گاه به ویسله کشت زاری که رنگ های آن گوناگون است، بیرون می آورد.
آب مهم ترین عامل زندگی بشر است؛ اما روح انسان نیز نیاز به چشمه ای دارد که او را از کوثر زلال معارف الهی سیراب می کند.
انبیا واولیای الهی با نور هدایت خود برای رهایی مردم از تاریکی ها از هیچ کوشش وتلاشی دریغ نکرده وهر کدام مانند سرچشمه ای هستند که روح مردم سیراب می کنند.
در زیارتی از امام صادق (علیه السلام) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) آمده است: اسلام علیک یا... مظه الماء المعین(۹۹)
سلام بر تو ای مظهر آب روان! بنابرین، ظاهر کلام مربوط به آب جاری است که مایه حیات موجودات زنده است وباطن آن مربوط به وجود علم امام وعدالت جهان گستر اوست که آن نیز مایه حیات جامعه انسانی است(۱۰۰).
آب وسیله ای برای زدودن پلیدی های ظاهر است.
امامان معصوم علیهم السلام نیز وسیله ای برای پاک کردن انسان ها از پلیدی های درونی شرک وجهل وگناه اند.
با ختم نبوت وسپری شدن حیات امامان معصوم علیهم السلام دوران غیبت فرا رسید، این دوران همچون آبی است که برای ذخیره به زمین فرو می رود.
به امید روزی که با فراهم شدن زمینه جامعه برای پذیرش آن، این ذخیره الهی جوشش کند وتشنگان واقعی معرفت را سیراب نماید.
ابوحمزه از امام صادق (علیه السلام) چنین سؤال می کند: آیا زمین بدون امام باقی می ماند؟ حضرت فرمودند: لو بقیت الارض بغیر امام لساخت(۱۰۱)؛
اگر زمین بدونه امام باشد (اهل) آن را فرو می برد.
آب با فرو رفتن در زمین در آن جا ذخیره می شود تا با برنامه دقیق، موجودات زنده از آن بهره مند شوند.
حضرت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز با یبت خود ذخیره ای بر جهانیان است تا با ظهور خود در موقع مناسب، دنیا را به تکامل ومعنویت رسانده ومردم سعادت مند شوند.
یک نکته ارزشمند
آب پنهان در زمین، بدون تلاشی وتحمل رنج وزحمت به دست نمی آید.
انسان تشنه برای رسیدن به آب های زیر زمینی به حفر چاه وقنات می پردازد.
ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)نیز زمانی تحقق می یابد که مردم مشتاق عدالت شوند وبا تلاش خود مقدمات آن را فراهم کنند.
در این میان، مؤمنان واقعی فقدان وجود آن حضرت را احساس می کند وتشنه وصال او می شوند امام رضا (علیه السلام) در این باره می فرماید: وکم من مومن متاسف حران حزین عند فقد الما المعین؛ چه بسیارند مومنان اندوهگین وبسیار تشته که هنگام فقدان آن آب روان غمناک هستند.
خواص خورشید پنهان
آب پنهان در دل زمین، در همان حال نیز دارای خواص متعددی است.
اما نیز به مثابه آبی است که مردم از برکت وجود او بهره مندند، گر چه خود بی خبرند.
چه بسیار افرادی که در هنگام گرفتاری به ایشان توسل جسته ومشکلشان را حل کرده اند، چه بسیار گناهکارانی که از برکت وجود حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نور هدایت بر قلبشان تابیده وخود را از گمراهی ها نجات داده اند وبیش از این دو، افرادی هستند که به دعا وتوجه امام از آنها رفع گرفتاری شده ویا به نعمت های الهی رسیده اند، اما ولی نعمت خود را آن گونه که باید نمی شناسند.
ایشان در غیبت هم چون خورشیدی است که در پشت ابرها پنهان است، ولی مردم از نور وجودش بهره مندند، هم چنان که از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چنین روایت شده است: اما وجه الانتفاع بی فی غیبتی فکالانتفاع بالشمس اذا غیبها عن الابصار السحاب وانی لامان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء...(۱۰۲)
چگونگی سود رسانی من در زمان غیبتم مانند سودرسانی خورشید است، زمانی که آبرها آن را از چشم ها پنهان نمایند ومن ایمن دهنده اهل زمینم، هم چنان که ستارگان ایمن دهنده اهل آسمانند.
همان گونه که گاهی خورشید پشت ابرها پنهان می شود، ولی آثار وجودش قابل مشاهده است در همان حال، مردم از آن بهره می برند وهر لحظه هم منتظر کنر رفتن ابرها وآشکار شدن خورشید هستند، در زمان غیبت نیز آن حضرت به دلیل مصالحی از دیده ها پنهان است، ولی: اولا آثار وجودش برای اهل بیت بصیرت روشن است؛ ثانیا، مردم از وجود ایشان بهره می برند؛ ثالثا، باید هر لحظه منتظر کنار رفتن پرده غیبت وظهور آن حضرت باشیم(۱۰۳).
درماندگان وادی غیبت
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفا الارض ء اله مع الله قلیلا ما تذکرون؛(۱۰۴)
کسیت که درمانده را زمانی که او را بخواند، اجابت کند وگرفتاری را بر طرف کند وشما را جانشینان این زمین قرار دهد، آیا معبودی با خداست؟ چه کنم پند می گیرید!
اضطرار، حالتی درونی است وزمانی به وجود می آید که انسان هیچ وسیله وپناهگاهی برای حل مشکل خود نداشته ودستش از همه راه های طبیعی کوتاه شده باشد.
در این حالت، درونش او را به وسیله ای معنوی هدایت کرده وامید نجات به آن را دارد.
دل انسان در حالت اضطرار به گونه ای به خدا متصل می شود که گویی با تمام وجود خدا را می بیند وصدایش را می شنود.
از این آیه به خوبی استفاده می شود که برای اجابت دعا تحقق دو شرط لازم است:
۱. انسان به حد اضطرار ودرماندگی برسد: امن یجیب المضطر.
۲. انسان از تمام اسباب مادی نا امید شود وبا تمام وجود فقط خدا را بخواند: اذا دعاه.
در ین حالت، انسان ارتباط قوی ومحکمی با خدا پیدا می کند وخداوند نیز دعای او را مستجاب کرده وگرفتاری او را بر طرف می کند: ویکشف السوء.
مصداق آیه:
وجود مبارک آن حضرت نیز از مصادیق مضطران است که با مشاهده ضعف وخواری مسلمانان وظلم ستمگران به آنها در مقدس ترین مکان روی زمین دست به دعا بر می دارد وتقاضای کشف سوء می کند.
امام صادق (علیه السلام) در ذیل این آیه می فرماید:
نزلت فی القائم من آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) هو الله المضطر اذا صلی فی المقام رکعتین ودعا الی الله فاجابه ویکشف السوء ویجعله خلیفه فی الارض(۱۰۵)؛
این آیه در مورد قیام کننده ای از آل محمد علیهم السلام است.
به خدا سوگند او همان مضطر است، هنگامی که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می خواند وبا دست به سوی خدا دعا می کند، پس خداوند به او پاسخ می دهد وناراحتی او را بر طرف می کند واو را خلیفه در زمین قرار می دهد.

بخش چهارم: امام (علیه السلام) وجامعه مطلوب

فواید وجود امام
۱.امام واسطه فیض:
خداوند امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تعین کرده است تا در میان مردم باشد وبه هدایت آنان بپردازد، ولی این مردم هستند که مانع ظهور آن حضرت می شوند؛ وهر گاه مردم برای حکومت واحد جهانی والهی (که بر پایه عدالت واقعی ورعایت حقوق وحقایق، واجرای تمام احکام اسلامی استوار است) آمادگی کامل پیدا کنند، حضرتش آشکار خواهد شد.
پس خدای مهربان، در عنایت ومهربانی کوتاهی نکرده بلکه تقصیر مردم است که امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غایب شده وظهورش به تأخیر افتاده است؛ اما باید دانست که فواید وجود امام منحصر به راهنمایی های ظاهری ایشان - اگر در میان مردمی می بود - نیست، بلکه وجود مقدسش از نظر تکوین وتشریع فواید دیگری نیز دارد که مهمترین آن واسطه فیض بودن است، چرا که بر اساس دلیل هایی که در روایت به آن اشاره شده، اگر امام (علیه السلام) نباشد، رابطه عالم وآفریدگار جهان منقطع می گردد، زیرا تمام فیض های الهی به واسطه امام بر سایر مردم نازل می شود؛ لو بقیت الارض بغیر امام لساخت...(۱۰۶)
اساسا به واسطه وجود مقدس اوست که به عالم هستی فیض داده می شود وبه واسطه او آسمانها وزمین پابر جاست.
ان الائمه نور الله عزوجل(۱۰۷)
ائمه نور خدا هستند.
اگر ائمه نباشد دنیا تاریک است، متنها این را کسی می فهمد که ظلمت ونور را می شناسد.
ان الائمه هم الهداه(۱۰۸)؛
ائمه هادیانند.
ان الائمه شهدا الله عزوجل علی خلقه(۱۰۹)؛
اینها گواهانند، ناظر بر اعمالند.
الان هم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هدایت های جانبی برای افراد دارند؛ مثلا در شرایط حساس که شخص می خواهد با تغییر روش زندگی منحرف شود به دادش می رسند.
روابط حضرت با افراد بر حسب کمالات روحی شان است وهر کس به قدر کمال خود می تواند این ارتباط را برقرار کند.
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: وبنا أثمرت الاشجار وأینعت الثمار وجرت الانهار وبنا ینزل الغیث السماء؛ به وسیله ما تمام درختان به ثمر می نشیند ومیوه ها می رسند ورودخانه ها جاری می شوند وبه وسیله ما باران از آسمان می بارد.
اساسا ائمه واسطه فیض بین خدا وخلق هستند.
اگر خورشید عالمتاب می تابد وو اگر نعمات بی شمار خدا بر خلق می رسد، همه به دلیل وجود مبارک امام (علیه السلام) است وخداوند به خاطر آنان دیگر موجودات را آفرید.
لولاک لما خلقت الافلاک؛
اگر وجود نازنین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نبود آسمانها وزمین خلق نمی شدند! انسان می خواهد با جهان بی نهایت در ارتباط باشد، او نیازمند اسبابی است تا بتواند ارتباط نزدیک تری با مبدا برقرار کند.
امامت تجلی عین این ارتباط است، ارتباط انسان با ماوراء الطبیعه وابدیت.
۲. امید بخشی:
اصولا وجود فرمانده لشکر در مقر فرماندهی، خون گرم وپر حرارتی را در عروق سربازان جاری می سازد وآنها را به تلاش بیشتر وامی دارد.
حیات فرمانده، منشا حرکت، تحول ونظم وآرامش است.
در این میان، شیعه بنا به عقیده ای که به وجود امام زنده وحاضر دارد، هر چند او را درمیان خود نمی بیند، اما خود را تنها نمی داند.
او همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را دارد، انتظاری سازنده وسرنوشت ساز.
این طرز تفکر، در زنده نگهداشتن امید در دل ها ووادار ساختن افراد به خود سازی باعث می شود آنها در آمادگی ومراقبت دائمی به سر برند.
از آن سو، امام نیز به طور دائم مراقب حال پیروانش است واز چگونگی رفتار وکردار وگفتار آنها آگاه می گردد(۱۱۰).
۳. پاسداری از آین خدا:
امام علی (علیه السلام) هیچ گاه صفحه زمین، از قیام کننده با حج ودلیل نمی ماند، خواه ظاهر وآشکار باشد یا مخفی یا پنهان، تا دلایل واسناد روشن الهی ضایع نگردد وبه فراموشی نگراید ومسخ وتحریف نشود(۱۱۱).
در طول زمان، با دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی، اصالت پاره ای از این قوانین از میان می رود ودست خوش تغیرات زیان بخش می شود.
این نور پر فروغ با عبور ز شیشه های ظلمانی افکار تاریک کم رنگ وکم رنگ تر می شود، اما سینه امام وروح بلندش صندوق آسیب ناپذیر حفظ اسناد وآیین الهی است که همه اصالت های نخستین وویژگی های آسمانی این تعلیمات را در خود نگهداری می کند تا دلایل الهی ونشانه های روشن پروردگار باطل نشود وبه خاموشی نگراید.
۴. نفوذ روحانی وتکوینی:
امام علاوه بر تربیت تشریعی که از طریق گفتار، رفتار وتعلیم وتربیت عادی صورت می گیرد، یک نوع تربیت روحانی ومعنوی در دل ها وفکرها دارد که می توان آن را تربیت تکوینی نامید.
در آن جا الفاظ، کلمات، گفتار وکردار کار نمی کند، بلکه تنها جاذبه وکشش درونی کارگر است.
در حالات بسیاری از پیشوایان بزرگ الهی می خوانیم که گاه بعضی از افراد با یک تماس مختصر با آنها به کلی تغییر مسیر داده وسرنوشت شان یکباره دگرگون می شد.
اینها نتیجه تعلیم وتربیت عادی نسیت، بلکه جذبه ای نا خود آگاه است که گاهی از آن به نفوذ شخصیت تعبیر می کنند.
امام با اشعه نیرومند وپردامنه نفوذ شخصیت خود، دل های آماده ر در نزدیک ودور حت تأیثر جذبه خاص قرار داده وبه تربیت وتکامل آنها می پردازد واز آنها انسان هایی کامل تر می سازد(۱۱۲).
۵. هدایت معنوی امام:
آری، اما قلب عالم وجود ورهبر ومربی نوع انسان است، از این جهت، حضور وغیبت او تفاوتی ندارد.
امام همواره افراد شایسته را هدایت می کند، اگر چه نتوانند امام را ببینند، به ویژه این که در اخبار وارد شده است که آن حضرت در میان مردم ودر مجالس مؤمنان رفت وآمد دارد، اگر چه مردم او را نشناسند(۱۱۳).
بنابراین، پاسداری امام از دین ودستگیری از مردم شایسته در زمان غیبت به خوبی انجام می گیرد.
در حقیقت، امام همانند خورشید پنهان پشت ابر است که از نور وحرارتش موجودات بهره می برند؛ گرچه نادان وکور چشمان، آن را نبینند.
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ کسی که پرسیده بود: چگونه مردم از امام غایب استفاده می کنند؟ فرمودند: به همان گونه که از خورشید، وقتی که ابر آن را می پوشاند(۱۱۴).
گفتار یکی از مستشرقان(۱۱۵) در این باره شنیدنی است: به عقیده من مذهب تشیع، تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا وخلق برای همیشه نگهداشته وبه طور مستمر، پیوستگی ولایت را زنده وپا بر جا می دارد.
مذهب یهود، نبوت را که رابطه ای است واقعی میان خدا وعالم انسانی، در حضرت کلیم ختم کرده وسپس از آن به نبوت حضرت مسیح وحضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) اذعان نکرده است، در نتیجه، رابطه مزبور را قطع می کند.
نصاری نیز در حضرت مسیح متوقف شده اند واهل سنت از مسلمین هم در حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) یستاده اند وبا ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه ای میان خالق ومخلوق برقرار نمی دانند.
تنها مذهب تشیع است که معتقد است نبوت با حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ختم می شود، ولی ولایت که همان رابطه هدایت تکمیلی است بعد از آن حضرت وبرای همیشه زنده می ماند.
آری، تنها در مذهب تشیع است که این حقیقت میان عالم انسانی والواهی برای همیشه زنده می ماند.
آری تنها در مذهب تشیع است که این حقیقت میان عالم انسانی والواهی برای همیشه باقی وپا برجاست(۱۱۶).
نتیجه این که، عقیده به امام زمان به این معناست که ارتباط مردم با عالم غیبت گسیخته نشده است.
وکسانی که این عقیده را دارند باید همیشه به یاد آن حضرت بوده ومنتظر ظهور آن مصلح غیبی باشند، همان وظیفه دارند در هر شرایطی در راه برقراری وتوسعه معارف واحکام اسلام بکوشند، در برابر ستم وگناه پایداری کرده ودر حد توان خود با آن مبارزه کنند وبکوشند تا زمینه حکومت عدل وداد را فراهم ساخته وزندگی خود را طوری تنظیم کنند که با برنامه هایی آن حضرت تناقض نداشته باشند، در صف دوستان ایشان قدم برداشته وبا دشمنانش مبارزه کنند.
رفتار وسیرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
چون سیرت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می تواند سر مشق ونمونه خوبی برای ما باشد، درباره هر یک از آنها به اختصار توضیح می دهیم:
سیرت دینی
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در برابر جلال خداوند بسیار فروتن است.
هم چون عقاب بال خویش فرو می گشاید، سر به زیر می اندازد واز اوج آسمان فرو می آید.
بدین سان، مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در برابر جلال خداوند بدینسان خاشع فروتن است.
خدا وعظمت خدا در وجودش متجلی بوده، وهمه هستی او را در خود فرو برده است(۱۱۷).
سیرت خلقی
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صاحب حشمت، سکینه ووقار است.
جامه هایی در شتناک وخشن می پوشد، نان جو می خورد وعلم وحلم او از همه مردمان بیشتر است، هم نام پیامبر است وخلق وخلق محمدی دارد.
در جهان با مشعل فروزان هدایت سیر کرده ومانند صالحان زیست می کند(۱۱۸).
سیرت عملی
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخشنده است، به گونه ای که بی دریغ، اموال به این وآن می دهد.
با عمال وکار گزاران. مأموران دولت خویش بسیار سخت گیر وبا ناتوانان ومستمندان، بسیار دل رحم ومهربان است.
در رفتار چنان است که گویی با دست خود کرده وعسل به دهان مسکینان می گذارد(۱۱۹).
با آمدنش کینه از دل ها می رود وهمه جا را آسایش وامنیت فرا می گیرد.
ومی نهد میران عدل را در بین مردم پس احدی به احدی ظلم نکند(۱۲۰).
سیرت انقلابی
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حق هر حقداری را باز پس گرفته وبه او می دهد، حتی اگر حق زیر دندان انسان متجاوز وغاصب باشد از آن بیرون کشیده وبه صاحب حق باز می گرداند(۱۲۱).
در راه اجرای حکم خدا واسقرار دین دین خدا، به سخن کسی گوش نداده ونکوهش احدی را نمی شنود(۱۲۲).
سیرت سیاسی
به هنگام حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حکومت جباران ومستکبران ونفوذ سیاس منافقان وخائنان نابود شده، شهر مکه قبله مسلمین ومرکز حرکت انقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می شود.
نخستین افراد با قیام او در مکه گرد هم آمده به او می پیوندند(۱۲۳).
سیرت تربیتی
در آن روزگار، قدرت عقلی توده ها تمرکز یافته ومهدی به تأیید الهی، مردمان را به کمال می رساند ودر همگان فرزانگی پدید می آورد(۱۲۴).
چون مهدی قیام کند زمینی نمی ماند، مگر این که در آن جا گلبانگ محمدی: اشهد ان لااله الاالله واشهد محمدا رسول الله،باند می شود(۱۲۵).
سیرت اجتماعی
عدالت مهدی چنان است که در حکومت او بر هیچ کس وهیچ چیز، هیچ گونه ستمی روا داشته نمی شود.
نخستین نشانه عدل او سخنان سخنگویان حکومت اوست که در مکه فریاد می زنند: هر کس نماز فریضه خویش را در کنار حچرالاسود ومحل طواف خوانده است واکنون می خواهد نماز نافله بخواند، به کنار رود، تا حق کسی پایمال نگردد وهر کس می خواهد نماز فریضه بخواند بیاید وبخواند(۱۲۶).
هیچ جای زمین باقی نمی ماند، مگر آن که از برکت عدل واحسان او فیض می برد وزنده می شود، حتی جانوران وگیاهان نیز از این برکت وعدلت بهره مند می شوند.
وعدالت او درون خانه ها خواهد رفت مانند این که سرما وگرما داخل آن می شود(۱۲۷).
سیرت مالی
همه اموال جهان در نزد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گرد می آید، آن چه در دل زمین است وآن چه بر روی زمین است.
آن گاه مهدی به مردم می گوید: بیایید! واین اموال را بگیرد! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها، قطع رحم کردید وخویشان خود را رنجاندید، خون های نا حق ریختند ومرتکب گناهان شدید.
بیاید وبگیرید! سپس دست عطا را می گشاید، چنان که تا آن روز کسی آن چنان بخششی در اموال نکرده باشد(۱۲۸).
سیرت اصلاحی
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فریاد رسی است که از جانب خداوند آمده تا به فریاد مردم برسد.
در روزگار او، همگان در رفاه وآسایش به نعمتی بی مانند دست می یابند، حتی چهار پایان نیز فروان شده وبا دیگر جانوران با خوشی وآسودگی زندگی می کنند، گیاهان بسیار می رویند وآب نهرها فراوان شده وگنج ها، دفینه ها ودیگر معادن زمین استخراج می شود.
آتش فتنه ها وآشوب ها خاموش شده وجنگ وشبیخون وغارتگری از میان می رود.
در جهان ویرانه ای باقی نمی ماند، مگر آن که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن جا را آباد می سازد(۱۲۹).
سیرت قضایی
در حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) احکام وقضاوت ها کاملا عادلانه بوده وسر سوزنی ظلم بیداد به کسی نشده وهیچ رنج ومحنتی بر دلی نمی نشیند.
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر طبق احکام خالص دینی (بدون توجه به آرا وافکار دیگران) حکم وحکومت می کند، میزان عدل را در میان مردم می نهد وبدین گونه، هیچ کس نمی تواند به دیگری ستم کند(۱۳۰).
شیخ مفید می گوید: چون قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، مانند حضرت داود (علیه السلام) بر حسب باطن، بی هیچ نیازی به شاهد حکم قضاوت می کند، خداوند حکم را به او الهام کرده واو بر طبق الهام الهی حکم می راند.
مهدی (علیه السلام) نقشه های پنهان هر گروه را می داند وبه آنها می گوید: مهدی دوست ودشمن خود را با نگاه می شناسد(۱۳۱).
خصوصیات یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
در روایات ویژگی های زیادی برای یاران آن حضرت شمرده شد که برخی مربوط به ویژگی ها وصفات ظاهری وجسمانی است وبرخی دیگر مربوط به خصایل اخلاقی وروحی.
خصایص روحی
شاید بتوان گفت: که مهم ترین ویژگی یاران امام (علیه السلام) این است که آنها مصداق کامل اولیاء الله (دوستانم خدا) هستند.
در قرآن کریم می فرماید: لا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون(۱۳۲)؛
آگاه باشید که بر دوستان خدا بیمی نیست وغمگین نمی شوند.
این که کسی از هیچ چیز ترسی به دل راه ندهد واندوهگین نشود تنها زمانی امکان پذیر است که جز خدا نبیند وجز به او نیندیشد.
این اوج کمال آدمی وبالاترین مرتبه ای است که یک انسان می تواند دست یابد.
خوشا به حال شیعیان قائم که در زمان غیبتش منتظر ظهور او وفرمانبردارش هستند آنان اولیای خدا هستند، همان ها که نه ترس آنها را فرا می گیرد ونه اندوهگین می شوند(۱۳۳).
یاران قائم هم چنان که در بالاترین درجه تقوا وپرهیزگاری قرار دارند، از نظر کمال علمی نیز در بالاترین درجه قرار گرفته واز جام حکمت الهی ومعرفت دینی، چنان که باید، سیراب شده اند.
حضرت علی (علیه السلام) در این باره می فرماید: پس گروهی در آن فتنه ها
صیقلی می شوند، مانند صقیل دادن آهنگر شمشیر را، دیده های آنها به نور قرآن جلا داده وتفسیر در گوشهای شان جا گرفته شود.
در شب، جام حکمت را به آنها بنوشانند بعد ز این که در بامداد هم نوشیده باشند(۱۳۴).
خلاصه این که یاران قائم در چنان مرتبه ای از زهد وتقوا وعلم ومعرفت قرار دارند که همه کائنات در بربر آنها سر تسلیم فرو می آورند وزمین وآسمان به وجود آنها افتخار می کند.
امام باقر (علیه السلام) می فرماید: گویی که یاران قائم را می بینم که شرق وغرب (جهان را) در نور دیده اند.
همه چیز در برابر آنها سر تسلیم فرود می آورد حتی درندگان زمین وآسمان به دنبال خشنود ساختن آنها هستند.
قطعه ای از زمین به قطعه دیگر مباهات کرده ومی گوید: امروز مردمی از یاران قائم از من گذر کرده است(۱۳۵).
ویژگی های جسمانی
یاران مهدی (علیه السلام) از نظر صفات جسمی ونیروی بدنی سر آمد روزگار بوده وکسی را یاری مقابله با آنها نیست.
امام صادق (علیه السلام) در وصف توان بدنی یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید: لوط (علیه السلام) که می فرمود: ای کش در برابر شما قدرتی می داشتم یا می توانستم به تکیه گاهی استوار پناه ببرم(۱۳۶)
در آرزوی نیرو وتوان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وبه یاد قدرت واستواری یاران او بود، زیرا به هر کدام از آنها قدرت چهل مرد داده شده وقلب آنها محکم تر از پاره های
آهن است.
اگر به کوه هایی از آهن برخورد کنند آنها را از جابر می کنند وشمشیرهای آنان از حرکت باز نمی ایستد، مگر زمانی که خداوند (عزوجل)، خشنود شود(۱۳۷).
تعداد یاران قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
قول مشهور این است که تعداد یاران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ۳۱۳ نفر هستند که در روایت های متعددی به آن اشاره شده است. در روایتی مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل کرده است:
مثل این است که قائم (علیه السلام) را بر منبر (مسجد) کوفه می بینیم در حالی که ۳۱۳ مرد به عدد اهل بدر گرد او را گرفته اند. آنها مردان جنگاور وحاکمان خدا در زمین او وبر خلق اویند(۱۳۸)
با توجه به روایت دیگر به این نتیجه می رسیم که یاران آن حضرت منحصر به تعداد یاد شده نبوده واین تعداد کسانی هستند که از آغاز حرکت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایشان ر همراهی می کنند، اما به تدریج بر این تعداد افزوده می شود.
البته ناگفته نماند ۳۱۳ نفر به دلیل خصایل بر جسته ای که دارند نقش فرماندهی ورهبری را در لشکر آن حضرت به عهده دارند(۱۳۹).
در روایتی ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل کرده است: قائم از مکه خارج نمی شود، مگر زمانی که تعداد کسانی که به گرد او جمع آمده اند، تکمل شود. پریسدم: این تعداد چند نفر است؟ آن حضرت فرمود: دو هزار، جبرئیل در سمت راست او ومیکائیل در سمت چپ او حرکت می کند و(۱۴۰)...
خصوصیت جامعه موعود
حکومت جهانی موعود را از دو منظر می توان مطالعه کرد:
۱. به عنوان الگویی واقعیت های موجود جامعه ندارد.
۲. به عنوان الگویی واقعی برای سامان بخشی به وضع موجود وهدف معینی که توان بخشی به حرکت های اجتماعی ما را دارد، اگر چه تحقق کامل آن در زمان حضرت بقیه الله صورت می گیرد.
البته ما نباید همه مشخصه های بیان شده در مورد حکومت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فقط ترسیم کننده وضعیت آینده ی جهان بدانیم، بلکه باید این فرهنگ را در تمام عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی واقتصادی، جامعه خود پیاده کنیم واین نوعی الگو پذیری از قیام عدالت گستر است. برای دست یابی به این مهم به برخی ویژگی هایی که در روایات برای حکومت جهانی امام غایب شمرده شده است، اشاره می کنیم:
۱. ساده زیستی کارگزاران حکومت
عنایت به بعضی از روایات، تصویر، بسیار روشنی از شیوه زندگی حکمران سراسر عالم به ما می دهد. امام صادق فرمود:
به چه ملاک درباره خروج قائم تعجیل می طلبید؟ به خدا سوگند، جامه درشت می پوشد وخوراک خشک وناگوار می خورد.(۱۴۱)
اصولا پذیرفتن مسئولیت حکومت مردم تعهد مضاعفی را بر عهده پذیرنده این مسئولیت می آورد واو را ناچار می سازد که زندگانی خویش را با ضعیف ترین طبقات اجتماع هماهنگ سازد تا درد آنها را با تمام وجود خویش احساس کرده وهمت خویش را صرف بهبود آلام آنها کند. روایت زیر، رسالت سنگین پیشوایان وکارگزاران جامعه عدل اسلامی را به خوبی بیان می کند:
روزی یکی از یاران امیر المؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: ای امیر مؤمنان! چرا باید تو در این پوشاک زبر تن آزار باشی وخوراک ساده میل کنی؟ فرمود:
خدا بر پیشوایان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندی، تنگدست را به هیجان نیاورد وبه طغیان وا ندارد.(۱۴۲)
۲. قاطعیت با کارگزاران وملاطفت با زیردستان
یکی از ویژگی های مهم دولت جهانی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سخت گیری وقاطعیت درباره کارگزاران، مجریان امور وبرخورد شدید با متخلفان است.
در روایت زیر درباره قاطعیت وسارش ناپذیری حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) درمقابل کارگزاران وملاطفت ومهربانی آن حضرت با بیچارگان ومستمندان چنین آمده است:
امام علی (علیه السلام) بخشنده است، او درباره اعمال، کارگزاران ومأموران دولت خویش بسیار سخت گیر است وبا ناتوانان ومستمندان بسیار دل رخم ومهربان.
۳. تأمین رفاه اقتصادی مردم
در زمان حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، رفاه اقتصادی وآسایش معیشتی بر تمام بخش ها وزوایای زندگی بشر پرتو می افکند وانسان ها آسوده خاطر از مشکلات روزمره می توانند به سازندگی معنوی خود بپردازند. امام علی (علیه السلام) دراین باره می فرماید:
بدانید اگر شما از طلوع کننده شرق امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورده... تا از رنج طلب وظلم (در راه دست یابی به امور زندگی) آسوده شوید وبار شنگین (زندگی) را از شانه هایتان بر زمین نهید.(۱۴۳)
۴. گشترش عدالت ومساوات
عدالت مهدی آن چنان فراگیر وگسترده است که حتی به درون خانه ها نیز نفوز کرده وروابط خصوصی افراد خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد، کاری که از عهده هیچ نظامی حقوقی برنمی آید. امام صادق (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید:
به خدا سوگند مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عدالتشان را تا آخرین زوایای خانه های مردم وارد می کند، هم چنان که سرما وگرما وارد خانه ما می شود.(۱۴۴)
در روایت دیگر از امام باقر (علیه السلام) درباره شمول عدالت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است:
امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (اموال را) برابر تقسیم می کند ومیان مردم نیکوکار وبدکار به عدالت رفتار می نماید.(۱۴۵)

بخش پنجم: انتظار موعود

انتظار فرج
انتظار فرج آرزو، امید ودل بستن به آینده به دو گونه است:
۱. انتظاری که سازنده، نگهدارنده، تعهد آور، نیرو آفرین وتحرک بخش است، به گونه ای که می تواند نوعی عبادت وحق پرستی شمرده شود.
۲. انتظاری که گناه ویران گر، اسارت بخش وفلج کننده است.
این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است واین دو نوع برداشت به نوبه خود از دو نوع بینش درباره تحولات وانقلاب های تاریخی ناشی می شود. از این رو، لازم است اندکی درباره دگرگونی ها وتحولات تاریخی به بحث وبررسی بنشینیم:
انتظار ویران گر
این تلقی، برداشت قشری مردم از مهدویت وقیام وانقلاب مهدی موعود است که صرفا ماهیت انفجاری دارد.
فقط وفقط از گسترش، اشاعه ورواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق کشی ها وتباهی ها ناشی می شود. در حقیقت، نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان حالی است.
آن گاه که صلاح (خیر ونیکی) به نقطه صفر برسد، حق وحقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز شود، وجز نیروی باطل حکومت نکند وفرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد ودست غیب برای نجات حقیقت - نه اهل حقیقت طرفداری ندارد - از آستین بیرون می آید.
به این ترتیب، هر اصلاحی محکم است، چرا که هر اصلاحی یک نقطه روشن است وتا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود.
بر عکس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق کشی وهر پلیدی به حکم این که مقدمه صلاح کلی است وانفجار را قریب الوقوع می کند، رواست، زیرا الغایات تبرر المبادی؛ یعنی هدف ها ووسیله های نامشروع را مشروع می کنند.
پس بهترین کمک به تسریع در ظهور وبهترین شکل انتظار، ترویج واشاعه فساد است.
این گروه طبعا به مصلحان، مجاهدان، آمران بالمعروف ونهی کنندگان از منکر با بغض وعداوت می نگرند، زیرا آنان را از تأخیر اندازان ظهور قیام مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می شمارند.
بر عکس، اگر خود هم اهل گناه نباشد، در عمق ضمیر واندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران وعاملان فساد می نگرد، زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می آورند.
انتظار سازنده
ریشه این در آیات قرآنی وروایات اسلامی نهفته شد ودر جهت عکس نظریه انتظار مخرب است.
از آیات قرآنی استفاده می شود که ظهور مهدی موعود حلقه ای از حلقات مبارزه اهل حق وباطل است که به پیروزی نهایی اهل حق می انجامد.
سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است که آن فرد عملا اهل حق باشد.
مهدی موعدد مظهر نویدی است که به اهل ایمان وعمل صالح داده شده است، او مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است.
ظهور مهدی موعود منتی است بر مستعضعفان وخوار شمرده شدگان ووسیله ای است برای پیشوایی ومقتدایی آنان، مقدمه ای است برای وراثت خلیفه الهی آنها بر روی زمین: ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین.
ظهور مهدی موعود تحقق بخش وعده ای است که خداوند متعال از دیر زمان ها در کتب آسمانی به صالحان ومتقیان داده است که زمین از آن آنان است: ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون.
حدیث معروف: یملا الله به الارض قسطا وعدلا بعد ما ملت ظلما وجوار نیز شاهد، تقویت کننده ومؤید نظریه انتظار سازنده است نه مؤید نظریه انتظار مخرب، زیرا در این حدیث نیز تکیه بر ظلم وسخن از گروه ظالمی است که مستلزم وجود گروه مظلوم است ومی رساند که قیام مهدی برای حمایت مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند.
بدیهی است که اگر گفته می شد: یملا الله به الارض ایمانا وتوحیدا وصلاحا بعد ما ملئت کفرا وشرکا وفسادا، مستلزم این نبود که لزوما گروهی مستحق حمایت وجود داشته باشد، چرا که در آن صورت، استنباط می شود که قیام مهدی موعود برای نجات حق از دست رفته وبه صفر رسیده است نه برای گروه اهل حق ولو به صورت یک اقلیت.
شیخ صدوقی طبق روایاتی از امام صادق (علیه السلام) می گوید: این امر تحقق نمی پذیرد، مگر این که هر یک از شقی وسعید به نهایت کار خود برسند.
پس سخن در این نیست که سعیدی در کار نباشد وفقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.
در روایات سخن از گروه زبده ای است که به محض ظهور امام به آن حضرت ملق می شوند، بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند، (بلکه قبلا در میان جامعه اسلامی زیست کرده اند(۱۴۶)).
انتظار دعوت به نپذیرفتن باطل است، نپذیرفتن بردگی وستم، انتظار در فشن بنیادگر مقاومت در برابر هر ناحق وهر ستم وستم گری است.
مجاهدت های خستگی ناپذیر شیعه در طول تاریخ گواه بر این است که در این مکتب سازش وسستی راه ندارد.
به شیعه منتظر فرمان داده اند که سلاح خود را همیشه آماده داشته باشد، باید هم چنین داشته باشد.
کجا انسان معتقد متعد، در دوران عمر خویش ساکت می نشیند وهر ظلم وناحقی را تحمل می کند وآرمان اعتقادی تعهدی خویش را به کنار می نهد تا پس از سال ها مصلح موعود بیاید وعقاید وتعهدات او را تحقق بخشد؟ سستی وسکوت پذیرفته نیست، چگونه کسانی به خود اجازه می دهند که تعالیم والای مکتب تشیع را نامتعهدانه تفسیر کنند.
اگر خود اهل اقدام نیستند مردانه وصریح اذعان کنند نه این که با تفسیر غلط بگویند که اینها تکلیف نیست.
آیا تکلیف مسلمانان این است که بنشینند تا همه چیز به باد رود، حتی دین وناموسشان؟ آیا تکلیف مسلمان این است که زیر سلطه کافران از خدا بی خبر بروند در حالی که خداوند می فرماید: ولن یجعل الله للکافرین علی اللمؤمنین سبیلا(۱۴۷)؛
خداوند هرگز نخواسته که کافران بر مؤمنان سلطه یابند.
شیعه منتظر، به انتظار قائم است، همو که با شنیدن نامش بر می خیزد وآمادگی خویش را اعلام می دارد، پس انتظار مخرب هرگز، هر چه برای شیعه رقم خورده، انتظار سازنده وامید ساز است وبس!
ابعاد عملی انتظار
از آن جا که انتظار، حافظ ابعد عملی مکتب است، در ین جا به چند بعد از ابعاد عملی آن اشاره می کنیم:
۱. بعد دین داری:
انسان در زمان غیبت باید در امر دین وصحت اعمال خود مواظب بیشتری داشته باشد واز هر گونه سستی وانحراف دوری گزیند واگر ابتلایی یافت به سرعت باز گردد ودر خط صحیح قرار گیرد.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: برای صاحی الامر غیبتی طولانی است.
در این دوران هر کس باید تقوا پیشه سازد وچنگ در دین خود زند(۱۴۸).
۲. بعد پارسایی:
انسان منتظر، علاوه بر تدین وتقوا، باید پارسا باشد وخود را چنان که موعود دوست دارد بسازد تا به او ویارانش شباهت یابد وبه لطف خدا در شمار یارانش در آید.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۳. بعد تقید مکتبی
تقید مکتبی، صلابت اعتقادی، حماسه داری دینی وسازش ناشناس خطی، از جمله ویژگی های رهروان راه سرخ تشیع پایدار علوی است.
ومالی الا آل احمد شیعه - ومالی الا مشعب الحق مشعب(۱۴۹)
- من پیرو آل محمدم (صلی الله علیه وآله وسلم) نه کس دیگر وداهپار راه بر حق حقم، نه راهی دیگر.
این است شعار شیعه در طول تاریخ، در آوردگاه ها ومیدان ها، در تعبیدها وزندان ها، در خون ها وحماسه، در فریاد وخروش ها؛ تا آن هنگام که این فریاد در جام زرین خورشید بریزد وجهانگر شود.
انسان منتظر مهدی، در راه آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
به همین دلیل، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: خوشا به حال منتظران که به حضور قائم برسند، آنان که پیش از قیام او نیز پیرو اویند.
با دوست او عاشقانه دوستند وموافق، با دشمن او خصمانه دشمن اند ومخالف(۱۵۰).
۴. بعد امر به معروف ونهی از منکر:
با این دو عمل، احکام وواجبات الهی برقرار می ماند وجامعه دینی از انحراف می رهد.
رضا وخشنودی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن است که معروف عملی شود ومنکر ترک گردد.
بنابر این، انسان منتظر، نمی تواند بی تفاوت باشد.
اگر مهدی حضور یابد بزرگ ترین آمر وناهی در روزگار ظهور خواهد بود وهمان گونه که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: خوشا به حال کسانی که در غیاب مهدی نیز به او اقتدا کنند: طوبی لمن ادرک قائم اهل بیتی وهو مقتد به قبل قیامه(۱۵۱).
۵. بعد اخلاق اسلامی:
بزرگترین وجه تمایز جامعه اسلامی از دیگر جامعه ها، همان اخلاق نورانی اسلام است.
جامعه منتظر باید مظهر اخلاق اسلامی باشد.
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرماید: هر کس می خواهد در شمار اصحاب قائم باشد، باید در عصر انتظار، مظهر اخلاق نیک اسلامی باشد، چنین کسی اگر پیش از قیام قائم درگذرد، پاداش او مانند کسانی باشد که قائم را درک کنند وبه حضور او برسند(۱۵۲).
۶. بعد آمادگی نظامی:
مسلمانان باید همیشه آمادگی نظامی ونیروی سلحشوری داشته باشد، تا به هنگام طلوع خورشید، به صف پیکارگران رکاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بپیوند ودر نبرد بزرگ حق وباطل حماسه آفریند وحضور فعال داشته باشد(۱۵۳).
امام صادق می فرماید: باید هر یک از شما برای خروج قائم تهیه کنید، اگر چه یک نیزه(۱۵۴)،
چون وقتی دا ببیند کسی به نیت یاری مهدی اسلحه تهیه کرده است امید است عمر او را دراز کند تا ظهور را درک کند واز یاوران مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد(۱۵۵).
دیدگاه امام خمینی (ره) درباره منتظران
الف) یک دسته می گفتند... که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می گذرد، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست می کنند(۱۵۶).
ب) بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که... بنشینند ودعا کنند وفرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از خداوند بخواهند(۱۵۷).
ج) یک دسته می گفتند باید عالم پر از معصیت بشود تا آن حضرت بیاید(۱۵۸).یک دسته از این بالاتر بودند، می گفتند باید دامن زد به گناه ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور وظلم بشود وحضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشریف بیاورند(۱۵۹).
ه) یک دسته دیگری بودند که می گفتند هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است... در صورتی که آن روایات که هر کس علم بلند علم مهدی به عنوان مهدودیت بلند کند(۱۶۰).
انتظار از نظر امام خمینی رحمته الله علیه زمانی مفهوم واقعی واساسی می یابد که با امید به قدرت رسیدن اسلام معنا شود.
ایشان می فرماید: انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند ومقدمات ظهور ان شاء الله تهیه شود(۱۶۱).
منتظر از ایشان باید در جهت منویات حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تلاش کند.
امام می فرمایند: البته این پر کردن دنیا از عدالت، اگر می توانستیم می کردیم، اما چون نمی توانیم بکنیم ایشان باید بیایند(۱۶۲).
بنابر این، از نظر امام وظیفه منتظران واقعی تلاش برای تحقق اهدافی است که با ظهور آن امام معصوم به طور کامل، محقق می شود.
حضرت امام در سراسر دوران مبارزه هرگز هدف خود را محدود به از بین بردن استبداد داخلی ومبارزه با استعمار خارجی در کشور نکرده بودند، بلکه به دنبال حاکمیت اسلام در سراسر جهان وکوتاه کردن دست ابر قدرت ها از همه کشورهای اسلامی بودند.
ایشان حرکت خود را در راستای قیام جهانی موعود (علیه السلام) می دیدند وانقلاب اسلامی ایران را مقدمه ای برای انقلاب عظیم مهدی ارزویابی می کردند.
حضرت امام خمینی می فرمودند: مسئولان باید بدانند که انقلاب محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان به پرچم داری حضرت حجت (ارواحنافداه)است که خداوند بر همه مسلمانان جهانیان منت نهد وظهور وفرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادی ومادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند، منصرف کند، خطری بزرگ وخیانتی سهمگین را به دنبال دارد، باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی وتون خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید واین بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که یجاد حکومت جهانی اسلامی است، منصرف کند(۱۶۳).
بنابرین، انتظار در قاومس امام خمینی مفهومی جز آمادگی فردی واجتماعی برای برپایی دولت کریمه حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) (ارواحنا فدا) ندارد.
حضرت امام واژه انتظار را که سال ها با سکون وسکوت، تحمل ظلم، دو فروبستن ودر یک کلمه ماندن ودرجا زدن به امید بر آمدن دستی از غیب، مرادف شده بود، از این معنا خارج کرد واین بار انتظار نه به عنوان عاملی برای خاموش ساختن روح سرکش اجتماع، بلکه به عنوان ابزاری برای دگرگون کردن وضع موجود وحرکت به سوی آینده موعود به کار گرفته شد.
احیای هویت اسلامی
حضرت امام با توجه به شناخت عمیقی که از وضعیت اجتماعی - سیاسی مسلمانان در عصر حاضر داشتند، احیای هویت اسلامی وبازگشت به خویشتن ا تنها راه تجدید عظمت وقدرت اسلام ومسلمانان در جهان دانسته واین موضوع را سر لوحه دعوت خویش قرار دادند.
من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود، برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می ند ودلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند وجلو جاه طلبی وفزون طلبی صاحبان قدرت، پول وفریب را نگیرد.(۱۶۴)
از آن جا که انتظار موعود وتحقق وعده الهی در حاکمیت جهانی دین اسلام می تواند در احیای هویت اسلامی مسلمانان ومقابله با روحیه خودباختگی واحساس حقارت در مقابل فرهنگ انتظار، خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدابکند ومقدمات ظهور ان شاء الله تهیه بشود.(۱۶۵)
به امید روزی که فجر انقلاب اسلامی به صبح روشن انقلاب جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متصل شود وچشمان ناقابل ما به جمال نورانی او منور گردد.
انتظار از دیدگاه حضرت آیه الله خامنه ای
حضرت آیه الله خامنه ای (مد ظلله) در سالروز ولادت با سعادت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: انتظار ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به معنای انتظار برای پر شدن جهان از عدل وداد وعدالت برای همه انسان ها، انتظار رفع ظلم از صحنه زندگی بشر وانتظار فرا رسیدن دنیایی برتر از لحاظ معنوی ومادی است وبر همین اساس، نیمه شعبان عید بسیار بزرگی است که جهان چشم انتظار مولود مبارک ومعظم آن، وبشیرت تشنه رهبری وهدایت اوست.
رهبر معظم انقلاب وجود حالات انتظار را در دل آحاد مردم یکی از الطاف خداوند بر مردم ایران در دوران انقلاب می داند ومی فرمایند: این بزرگوار در فضای ذهنی ومعنوی جامعه ما حضور دارد وجوانان مؤمن وبا اخلاص نیز با آن حضرت قلبا در ارتباط هستند.
این ارتباط به معنای حقیقی کلمه دو جانبه است ودر حالات بر جسته شور ومحبت واحساس وعواطفی که ملت ایران نسبت به این بزرگوار دارند، این ارتباط طرفینی است.
ایشان انتظار ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را موجب زنده شدن روح انتظار فرج در جوامع بشری دانسته ومی فرماید: انتظار به معنای اشتیاق انسان برای دست رسی به وضعی برتر وبالاتر است واین حالتی است که بشر همیشه در خود حفظ کند وپیوسته در حال انتظار فرج الهی باشد.
مقام معظم رهبری به تلاش مستمر قدرت های شیطانی برای از بین بردن فرغ امید در دل انسان اشاره کرده ومی فرماید: مبنای کار قدرت های طاغوتی بر این است که فروغ امید را در دل ها بمیرانند وهمه امیدها را به یک نقطه مادی، یعنی پول وزخارف کم ارزش دنیا متمرکز کنند که سر رشته آن نیز در دست خود آنهاست.
همه چیز را با حسب های کمی وپولی محاسبه می کنند ومعنویات را از حساب خارج می کنند وبه ویژه می کوشد که آن آینده موعود را از چشم ملت ها دور نگه دارند، اما ملت ها باید امیدوار باشند تا این اراده تکوینی الهی تحقق پیدا کند(۱۶۶).
انقلاب اسلامی بذر امید را در دل همه مستضعفان نشاند.
انقلاب اسلامی ایران،، ظهور سراسر مولا (علیه السلام) را نزدیک ساخته است.
اینک بر همگان است که این تلاش خدایی را با همه شداید وسختی ها تا آخرین سر منزل مقصود - که آماده کردن همه زمینه ها برای فرجش می باشد - ادامه دهند.
در این رهگذر، از توطئه های موذیانه دشمن نباید غافل بود.
رهبر معظم انقلاب در رابطه با هوشیاری امت مسلمان می فرماید:
دشمنان سراغ مجموعه احکام ومقررات اسلام رفتند. هر عقیده وهر توصیه ای از شع مقدس که در زندگی وسرنوشت آینده فرد وجماعت وامت بتوانند آن را از بین ببرند، اگر نتوانند، روی محتوایش کار کنند!... گاهی ده ها سال زحمت می کشند، برای اینکه بتوانند نقطه در خشانی را کور یا کمرنگ کنند یا نقطه تاریکی را به وجود بیاورند! سال های متمادی می نشینند وپول خرج می کنند! یک زحمت می کشد وتلاش می کنند، ولی توفیق پیدا نمی کند، بعد از او کسان دیگری می آیند. روی عقاید دنیای اسلام، از این گونه کارها خیلی شده است. روی عقیده توحید، عقیده امامت، روی اخلاقیات اسلامی، معنای صبر، معنای توکل، معنای قناعت، کار کرده اند! همه اینها نقاط برجسته ای هستند که اگر ما مسلمان ها درست به حقیقت آنها توجه بکنیم تبدیل به موتور حرکت دهنده جامعه اسلامی می شود.
... بنده سندی را دیدم که بزرگان استعمار وفرماندهان استمعاری توصیه می کنند که ما باید کاری بکنیم که این عقیده به مهدویت به تدریج از بین مردم زایل بشود! ببینید عقیده به مهدودیت چقدر مهم است! چقدر خطا می کنند کسانی که به اسم روشن فکری وبه اسم تجدد طلبی می آیند وعقاید اسلامی را بدون مطالعه، بدون اطلاع، بدون اینکه بدانند دارند چکار می کنند، مورد تردید وتشکیک قرار می دهند! همان کاری را که دشمن می خواهد انجام می دهند(۱۶۷).
رهبر معظم انقلاب در بخشی دیگر از سخنانشان از توئطه دشمنان برای از بین بردن امید ونشاط در جامعه اسلامی پرده برداشته ومی فرماید: استعمار روح نا امیدی را می خواهد امروز استکبار جهانی مایل است که ملت های مسلمان واز جمله ملت عزیز ایران، دچار این حالت بشوند - روح نامیدی - ای آقا! دیگر نمی شود کاری کرد، دیگر فایده ای ندارد! می خواهند این را به زور به مردم تزریق کنند.
ما که در جریان خبرهای تبلیغاتی وزهر آگین دشمنان قرار داریم، به عیان می بینیم که اغلب این خبرهایی که تنظیم می کنند، برای مأیوس کردن مردم است.
مردم از اقتصاد واز فرهنگ مأیوس می کنند، متدیین را از گسترش دین مأیوس می کنند(۱۶۸).
رهبر انقلاب در بخشی دیگر از سخنانشان کسانی را که آبن به آسیاب دشمن ریخته ودر مسیر آنها گام بر می دارند، از این عمل بحذر داشته، می فرماید:... امروز هر نفسی، هر حنجره ای که برای نا امید کردن مردم بدمد، بدانید که این حنجره در اختیار دشمن است.
چه خودش بداند، چه خودش نداند! هر قلمی که کلمه ای را در جهت نا امید ومأیوس کردن مردم روی کاغذ بیاورد، این قلم متعلق به دشمن است، چه صاحب این قلم بداند، چه نداند! دشمن از او استفاده می کند(۱۶۹).
با این حال، رهبر انقلاب ملت مسلمان وانقلابی ایران را ملتی بیدار، زنده ومتوجه می داند که قدر وعزت وقدرتش را می داند ودر برابر توطئه های دشمنان ومزدورانشان ارزش واصالت خود را از دست نمی دهد.
تکلیف شیعیان منتظر از نگاه حضرت آیه الله خامنه ای
رهبر انقلاب، اعتقاد به مهدودیت را منشأ تحول وزنده شدن امید در دل ها می داند وهشدار می دهند که دشمن در تلاش است تا این موتور حرکت را به داروی مخدر وخواب آوری تبدیل کند.
می گویند: خب آقا می آید همه کارها را درست می کند! این خراب کردن عقیده است، پس امروز تکلیف ما چیست؟ باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید ودر آن زمینه آماده اقدام بکند، از صفر که نمی شود شروع کرد! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود (ارواحنا فداه) باشد که در او آمادگی وقابلیت باشد والا مثل انبیا واولیای طول تاریخ می شود.
چه علتی داشت که بسیاری از انبیای بزرگ اولی العزم آمدند ونتواستند دنیا را از بدی ها پاک وپیراسته کنند؟ چون زمینه ها آماده نبود... اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در یک دنیای بدون آمادگی تشریف بیاورند، همان خواهد شد! باید آمادگی باشد، این آمادگی چگونه است؟ این همان است که شما نمونه هایی از آن را در جامعه خودتان مشاهده می کنید.
امروز در ایران اسلامی چیزهایی از درخشندگی های معنوی وجود دارد که در هیچ جای دنیا نیست.
امروز در کجای دنیا جوان هایی پیدا می شوند که روی شهوات نفس وروی مادی گری پا بگذارد وسراغ معنویات بروند.
شاید بشود گفت که مجموعه زنان کشور ما از همه جای دنیا بهترند.
وقت کار که می رسد، کار سیاسی، کار فرهنگی وکار تشکیلاتی جلو هستند، وقت جهاد که می رسد فرزندانشان را با دست خودشان به جبهه می فرستند.
وقت خانه داری وتربیت اولاد که می رسد که بانوهای خانه دارند، همه اینها در دنیا کم یاب است.
اینها خیلی ارزش است.
اینها تربیت اسلام است.
اینها همه امید بخش است.
پس می شود زمینه ها را فراهم آورد(۱۷۰).
وظایف منتظران در عصر غیبت
در یک جمع بندی کلی این وظایف را می توان، به چهار دسته تقسیم کرد:
۱. وظایفی که در چهار چوب خواندن صلوات ودعا برای ظهور آن حضرت، دعا برای سلامتی آن امام عزیز وتوسل به آن جناب ترسیم می شوند.
۲. وظایفی که بار عملی بیشتری دارند، مانند دادن صدقه برای سلامتی آن امام، رفتن به حج ودادن صله وهدیه برای آن حضرت وپرداختن حقوق مالی، از جمله سهم امام (علیه السلام).
۳. تکالیفی که بار اعتقادی دارند، مانند معرفت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واستوار کردن اعتقادات بر معیاری صحیح.
۴. وظایفی که علاوه بر استفاده از موارد بالا، بار عملی مهم واساسی پیدا می کنند، مانند مبارزه با مدعیان دروغین مهدویت، پیروی از آن بزرگوار، دفاع در برابر مهاجمان به جامعه اسلامی، تلاش برای آماده کردن زمینه ظهور از طریق اصلاح امور اجتماع، مانند امر به معروف ونهی از منکر.
وظیفه علما در زمان غیبت
از میان موضوعات مختلفی که علمای پیشین بدان ها پرداخته اند، موضوع غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از جایگاه خاصی برخورداراست.
از جمله بزرگانی که در این زمینه دست به تألیفات فراوانی زده اند، می توان به ابو محمد فضل بن شاذان (م ۲۶۰ ق) وشیخ صدوق (م ۳۸۱ ق)، شیخ مفید (م ۴۱۳ ق)، سید مرتضی (م ۴۳۶ ق) وشیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) اشاره کرد.
امروز باید دید که آیا ضرورت هایی که استوانه های فقاهت شیعه را به تدوین کتاب ونگارش رساله در زمینه شناخت آخرین حجت حق واداشته، از بین رفته است یا خیر؟ آیا احساس ضرورتی که شیخ طوسی را وا می داشت که یا همه اشتغالات علمی در عصرهایی هم چون فقه، تفسیر ورجال دست به تألیف کتاب الغیبه بزند، دیگر زمینه ای ندارد؟ آیا هیچ خطری سرمایه اعتقادی شیعیان آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را تهدید نمی کند.
آیا جوانان ونوجوانان کشور - که به تعبیر امام راحل کشور ائمه هدی (علیه السلام) وکشور صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است - به حدی از شناخت درباره حضرت حجت رسیده اند که علمای شیعه، دعوت کنندگان ومرزداران حریم تفکر شیعی بتوانند با خاطره آسوده سر یه بالین بگذارند؟ به راستی آیا حوزه های علمیه شیعه، علمای گرانقدر تشیع، نهادها ومراکز فرهنگی - تحقیقاتی وتبلیغاتی کشور، دین خود را نسبت به صاحب اصلی شان ادا کرده اند، همان صاحبی که حضرت امام رحمه الله علیه در شانش فرمود: رهبر همه شما وهمه ما وجود مبارک بقیه الله است وباید ماها وشماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست، یه دست بیاوریم(۱۷۱).
امروز وظیفه علمای در دفاع ومرزبانی از تفکر شیعی وپاسخ به شبهات، در ضمن چند سخنرانی در ایام نیمه شعبان خلاصه نمی شود.
همتی والا می طلبد تا وظیفه خویش را - چنان که در روایتی از امام هادی (علیه السلام) نقل شده - به انجام برسانند.
امام هادی (علیه السلام) وظایف علما که مردم را به سوی او می خوانند وبه سویی او راهنمایی می کنند وبا برهان الهی از دین او پاسداری می کنند وبندگان خدا از دام های شیطان وپیروان او وهم چنین از دام های دشمنان اهل بیت رهایی می بخشند، هیچ کس بر دین خدا باقی نمی ماند، اما علمای دین دل های متزلزل شیعیان ناتوان را حفظ می کنند، هم چنان که کشتی بان سکان کشتی را حفظ می کند.
این دسته از علما در نزد خداوند دارای مقام وفضیلت بالایی هستند(۱۷۲).
وظایف منتظران جوان
تلاش دشمن این است که تعهد ما را به احکام دین کم رنگ وضعیف سازد.
آنها زن ومرد جواان وپیر را هدف قرار داده ومی خواهند سنگرهای فرهنگی وعلمی ما را تصرف کنند وآن را از اسلام واز افتخار مسلمین به گذشته های خود تهی کنند.
اینان به اسم ملیت، تمدن، وطن وحمایت از آزادی، تجدد، دفاع از حقوق بانوان، روشن فکری وطرح عناوین فریبند ه به معنویت، اسلامیت وولایت، حمله می کنند.
هم چنین از موج اسلام گرایی در دریای متلاطم جامعه میلیاردی وشور وشوق مسلمانان برای بازگشت به مبانی اصیل اسلامی به وحشت افتاده ودر برابر انقلاب عظیم اسلامی از هیچ گونه توطئه ای فروگذار نیستند.
جوانان ما باید در راه عقیده وروش خود ثابت قدم واستوار بوده ودین خدا را یاری کنند تا آقا ومولای خود را شاد ومسرور سازند.
در برابر این همه کینه، مکر، سیاست های مکارانه، هجوم فرهنگی، افکار الحادی واسلام زدا، تبلیغات شوم وقلم به دست های مزدور، این جوانان غیرتمند مسلمان هستند که باید از اسلام، آرمان ها واهداف آن دفاع کنند وتوطئه ها را بی اثر سازند.
همه منتظران باید از سنگرهای اسلام ومرزهای فکری وعقیدتی اسلام حفاظت کنند.
اگر جهاد اکبر وجهاد کبیر جزء وظایف منظران عصر غیبت است، مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.
هم جهاد اکبر این مشکلات را دارد وهم جهاد کبیر.
کسی که می خواهد خود را بسازد با این مشکلات روبرو می شود وکسی که در صدد ساختن دیگران است، باز با این مشکلات درگیر است، البته منتظران حقیقی در مسیر ایفای مسئولیت خویش پایداری ومقاومت می کنند.
توجه به بعضی از وظایفی که می تواند در رشد، بالندگی وپویایی جامعه اسلامی مؤثر باشد عبارتند از:
۱. شناخت حجت خدا وامام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اولین ومهم ترین وظیفه ا یکه هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت از وجود مقدس امام وحجت زمان خویش است.
این موضوع بدان درجه اهمیت دارد که در روایت آمده است: من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه(۱۷۳)؛
هر کس بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
البته مقصود از معرفت امام را که در روایت های متعدد به آن اشاره شده می توان چنین تبین کرد: بدون تردید، مقصود از شناختی که امامان ما، که درودها وسلام های خداوند برایشان باد، تحصیل آن را نسبت به امام زمان فرموده اند، این است که ما آن حضرت را که آن چنان هست بشناسیم، به این گونه ای که این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه های ملحدان ومایه نجات مان از اعمال گمراه کننده مدعیان دروغین باشد واین چنین شناختی جز به دو امر حاصل نمی گردد: اول شناخت مشخص امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام ونسبت ودوم، شناخت صفات وویژگی های او به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است(۱۷۴).
البته شناخت دوم می تواند در زندگی فردی واجتماعی منتظران، منشأ اثر وتحول باشد، زیرا اگر کسی به حقیقت به صفات وویژگی های امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ونقش وجایگاه آن حضرت در عالم هستی وفقر ونیاز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از یاد ونام آن حضرت غافل نمی شود.
البته شناخت ومعرفت حقیقی به آن حضرت جز با عنایت خداوندی میسور نسیت.
بنابرین باید از درگاه الهی توفیق شناخت حجتش را درخواست کرد.
۲. تهذیب نفس وکسب فضایل اخلاقی
وظیفه مهم شیعه منتظر، تذهیب نفس وآراستگی به اخلاق نیکوست.
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است: هر کس دوست می دارد از یاران حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد باید منتظر باشد ودر این حال، به پرهیزگاری واخلاق نیکو رفتار نماید، پس چنان چه در این حال بمیرد وپس از مردنش قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به پا خیزد، پاداش او هم چون پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است، پس کوشش کنید ودر انتظار بمانید، گوارا باد شما را ای گروه مشمول رحمت خداوند(۱۷۵).
در توقیع شریفی که از سوی حضرت برای شیخ مفید صادر شد، اعمال ناشایست وگناهانی که از شیهیان آن حضرت سر می زند یکی از اسباب طولانی شدن غیبت ودوری شیعیان واز لقای ایشان شمرده شده است.
۳. پیوند با مقام ولایت
حفظ وتقویت پیوند قلبی با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وتجدید دایمی عهد وپیمان با آن حضرت از وظایف مهمی است که شیعیان منتظر به عهده دارند.
یک شیعه ومنتظر واقعی علی رغم غیبت ظاهری آن حجت الهی هرگز نباید احساس کند که در جامعه رها وبی مسئولیت بوده وهیچ تکلیفی نسبت به امام ومقتدای خود ندارد.
از شیعیان خواسته شده که در آغاز هر روز وحتی بعد از نماز واجب دعای عهد بخوانند که نشان از اهمیت پیوند دایمی شیعیان با مقام عظمای ولایت دارد.
اگر شیعه، در آغاز روز با حضور قلب وتوجه، چنین عهد وپیمانی را با امام (علیه السلام) تجدید کند، هرگز تن به رکود، ذلت، خواری، ظلم وبی عدالتی نم دهند، هرگز دچار برحان فرهنگی واز خود بیگانگی، یأس ونومیدی وانحطاط نخوهد داشت.
به دلیل اهمیت واعتبار دعای عهد بخشی از آن را نقل می کنیم: بار خدایا! من در بامداد این روز دوران زندگانی ام، عهد وعقد وبیعتی را که از آن حضرت برگردن دارم با او تجدید می کنم که هرگز از آن عهد وبیعت بر نگردم وبر آن پایدار بمانم.
بار خدایا! مرا از انصار ویاران آن حضرت ومدافعان از حریم مقدس او وشتابندگان در پی انجام مقاصدش وامتثال کنندگان اوامر ونواهی اش وحمایت کنندگان از وجود شریفش وسبقت جویان وبه سوی خواسته اش وشهید شدگان در رکاب ودر حضور حضرتش قرار ده(۱۷۶).
۴. کسب آمادگی برای ظهور حجت حق
در این عصر بر شیعیان لازم است که با مسلح شدن به تجهیزات نظامی روز خود را بزای مقابله با قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آماده سازند.
البته در حال حاضر، به دلیل وجود حکومت شیعی وحاکمیت فقیه جامع الشرایط بر سرزمین اسلامی این وظیفه در درجه اول بر عهده حکومت لسلامی است که قوای مسلح کشور را در بالاترین حد آمادگی نظامی قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده الهی بر ظهور منجی عالم بشریت قرار گرفت بتوانند به بهترین نحو در خدمت آن حضرت باشند(۱۷۷).
در خصوص این وظیفه از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده است: هریک از شما باید برای خروج حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) سلاحی مهیا کند، هر چند یک تیر شد که خدای تعالی هر گاه بداند که کسی چنین نیتی دارد امیدوارم عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند.
(واز یاران وهمراهانش قرار گیرد(۱۷۸).
سخنی دوستانه با منتظران جوان
انقلاب اسلامی آن گاه ارزش خود را نشان داد که در برابر بزرگ ترین قدرت های شیطانی ایستاد، با آنها مبارزه کرد ورسالت جهانی خود را به جهانیان ارائه نمود.
با این وصف، کسانی که فکر می کنند باید گوشه ای استراحت کنند تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند وجهان را پر از عدل وقسط نماید، سخت در اشتباهند.
جوانان ما باید بیشتر بکوشند ومبارزه کنند واین تحول وتکامل نفسی را هر چه سریع تر در روح وقلب خود ایجاد نمایند تا باعث تسریع در ظهور حضرت شوند.
اما در عین حال باید دانست که امام حاضر است وبر اعمالمان نظارت دارد.
امام پیروان خوئد را رها نکرده وبه دست هوا نسپرده، مراقب آنهاست، اگر به آنها نارحتی برسد قلب مبارکش به درد می آید، اگر خونریزی ناحقی در جایی صورت بگیرد، حضرت ناراحت می شود.
آن بزرگوار مراقب است وبا تمام وجود می کوشد تا ایت تحول نفسی را در این امت به وجود بیاورد.
به راستی آن گونه که حضرت در مقابل مشکلات وگرفتاری های ما دردمند می شود.
ما هم در برابر کینه توزی ها وکم لطفی هایی که در حق آن حضرت می شود عکس العمل نشان می دهیم!؟ اگر مؤمین حمیت در دین نداشته باشند ونسبت به مقدساتشان حساسیت نشان ندهند، رفته رفته دین از میان می رود.
بنابر این، امر به معروف ونهی از منکر بر همه کس واجب ولازم وبا کوتاهی در آن انواع فسق وفجور ظاهر می شود.
اگر جوانان ما در اعتقادشان به خود بقبولانند که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان آنها زندگی می کنند وشاهد اعمالشان است، رفتار ومرگ وزندگی وحیات آنها تغییر کیفی می یابد.
متأسفانه این ویژگی در جوانان ما کم رنگ شده است.
شاید برای لحظاتی یا روزهایی درباره وجود مبارکش فکر کنند، اما بعد او را به فراموشی می سپارند.
اگر آنها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را اسطوره ای در تاریخ به حساب آورند، اشتباه بزرگی کرده اند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ایطوره ای در تاریخ به حساب آورند، اشتباه بزرگی کرده اند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضور دارد وهر عملی را که ما انجام می دهیم می بیند ومی شنود.
روزی که ما به این اعتقاد برسیم وآن را لمس کنیم، بزرگ ترین جهش را در راه تکامل زندگی مان برداشته ایم واین قدم اصلی برای تسریع در ظهور حضرت است.
بنابراین، باید هر چه سریع تر در خود تحول ایجاد کنیم وخود را آماده سازیم وآن درجه از رشد عقلی ایمانی واخلاقی برسیم که توان تحمل آن وجود مبارک را داشته باشیم.
مطمئنا اگر به آن درجه از آگاهی برسیم، به طور قطع، حضرت ظهور خواهند فرمود.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در انتظار لحظه ای است که این تحولات درونی که باید در قلب وروح انسان به وجود آید، به حد کمال خود برسد تا حضرت بتواند ظهور کند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان ما حاضر است وزندگی می کنند، او ما را می بیند، ولی ما از دیدنش محروم هستیم، این ماییم که قلب وروحمان از بار گناهان پوشیده شده وقادر نیستیم وجود مبارکش را درک کنیم.
او از ما غیبت نکرده، ماییم که از او غیبت کرده ایم(۱۷۹).
هشدار به مدعیان انتظار
اگر کسی بر خلاف ادعای دوستی، صفاتی فد صفات اهل بیت دارد؛ طبیعی است که در صدق ادعای او دچار تردید شویم واحیانا تکذیبش کنیم.
امام صادق (علیه السلام) در این باره معیار خوبی را ارئه کرده اند: ما اساس خوبی وخیری هستیم وهر چه نیکی است از فروغ ماست، یعنی ما دخت مبارک وشجره طیبه ای هستیم که شاخه های آن جز فضیلت وتقوا وخوبی میوه ندارد.
ودر شمار نیکی هاست، توحید ونماز وروزه وفرو بردن خشم وبخشیدن خطا کار ودلجویی از فقیران ورعایت حال همسایگان واعتراف به فضل صاحبان فضل.
ودشمنان ما ریشه اصلی هر شر وبدی هستند.
وهر چند پلیدی وزشتی است از شاخه های شجره خبیثه آنهاست ودروغ، بخل، سخن چینی، قطع رحم، رباخواری، تجاوز به مال تیمان، سرقت، زنا وارتکاب هر گونه خطا وتبهکاری از آنها ناشی می گردد.
بنابراین، دروغ گفته است کسی که پنداشته است که با ماست، در حالی که او به گواهی اعمال زشتی وابسته به غیر ماست واز پیوند خوردگان به درخت ناپاک دشمنان ماست(۱۸۰).
این حدیث در حقیقت، هشداری به دوستان ومنتظران حضرت است تا به خود آیند ودر اعمال ورفتار خود بیندیشند وبا تامل ئدر اعمال دریابند که خلق وخو ورفتار وگفتارشان با کدام گروه مشابهت دارد ومیوه کدام یک از آن دو درخت خبیث وطیب است.
اگر دیدند آن چه از دل ومغز واعضایشان تراوش می کند توحید، تقوا وطهارت است، دل خوش دارند که شاخه وجودشان با شجره طیبه اهل بیت وذخیره آنان، یعنی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیوند خورده است واگر دیدند خدای ناکرده آن چه از درون وبرونشان بر می خیزد نقطه مقابل اعمال ورفتار آن حضرت است، نه کسب تجارتی منزه دارند، نه خانواده ای مزکی نه از فضایل اخلاقی برخوردارند ونه از قبایح عملی دورند، چشمانشان ناپاک وزبانشان نامهذب است، نگران باشند که مبادا شاخه وجودشان با شجره خبیثه دشمنان امام زمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیوند خورده است، چرا که پیام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان پیام اجدا طاهرین شان است.
که در زیارت جامعه فرموده اند: وصیکم التقوی.
با کلام نورانی حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که خواهان عهد وپیمان قلبی شیعیان است، این مقال را به پایان می بریم: ولو ان اشیاعنا - وفقهم الله لطاعته - علی اجتماع من القوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا(۱۸۱)؛
اگر شیعیان ما - که خداوند آنها را موفق به اطاعتش بدارد - دل هایشان در وفا به عهد وپیمانی که با ما دارند گرد هم می آمد، از فیض دیدار ما محروم نمی شدند.

بخش ششم: پرسش وپاسخ هایی درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

چرا به هنگام شنیدن نام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لازم است بر خیزیزیم؟
هنگامی که دعبل خزاعی اشعار خود را در محضر امام هشتم (علیه السلام) خواند، چون از بقیه الله وقیام شکوهمند آن حضرت یاد کرد، امام رضا (علیه السلام) از جای برخاست ودست مبارکش را بر سر نهاد ودر برابرنام حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تواضع نمود وبرای فرجش دعا کرد(۱۸۲).
از امام صادق (علیه السلام) سوال شد که چرا به هنگام شنیدن نام قائم لازم است برخیزیم؟ فرمود: برای آن حضرت غیبت طولانی است واین لقب یادآور دولت حقه آن حضرت وابراز تأسف بر غربت اوست.
ولذا آن حضرت از شدت محبت ومرحمتی که به دوستانش دارد، به هر کسی که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت آمیز می کند. از تجلیل وتعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعی در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامی که مولا بزرگوارش به سوی او بنگرد از جای برخیزد، پس باید برخیزد وتعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت بنماید(۱۸۳).
مردن با عشق ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
شهید محراب آیه الله دستغیب نقل می کند: یکی از رفقا نقل می کرد برادرش پنجاه سال قبل جوان هیجده ساله ای بود که زیارت جامعه ودوازده امام خواجه نصیرالدین را از حفظ بود.
بالاخره مریض می شود، در حال احتضار زیارت جامعه وخواجه نصیرالدین را می خواند، عجیب است که می گفت او دو ماه در بستر بود، به واسطه بیماری مانند اسکلتی شده بود، نمی توانست حرکت کند، همین طور افتاده بود، در نهایت ضعف ساعت آخر عمرش وقتی دوازده امام خواجه نصیر را خواند تا به اسم حضرت مهدی رسید از بستر تمام قامت بلند شد، بدنی که باید این دست وآن دستش کنند نمی دانم که این چه عشقی است که مرده را زنده می کند، تا اسم آقا را می برد بلند می شود تمام قامت، بعد هم یک دفعه برای ادب خودش را می اندازد در آستانه در اتاق ومی گوید: آقا خوش آمدید وبعد از دنیا می رود، آیا عاشق امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود هستیم(۱۸۴)؟!
آیا در زمان غیبت ذکر نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به طور صریح جایز است؟
در بعضی از روایات وارد شده که نباید صریحا اسم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برده شود، بلکه باید بگوییم (م ح م د).
در روایتی آمده است: لا یحل لکم ذکره باسمه(۱۸۵).
بنابر این، ذکر نام حضرت مباح نیست.
بعضی از اعاظم وعلمای دین مستقلا در این موضوع کتاب نوشته اند(۱۸۶).
شیخ حر عاملی در این مسأله کتاب مستقلی تألیف کرده است(۱۸۷).
شیخ صدوقی گه متخصص واستاد جمع روایات درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، در کمال الدین می فرماید: والذی اذهب الیه ما روی فی النهی من التسمه؛ آن چه من بدان مایل شده ام روایتی است که در آنها از تسمیه نهی شده است.
معتقدان به این رای چون شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طبرسی، سید اسماعیل عقیلی مؤلف کتاب کفایه الموحدین، میر داماد، علامه مجلسی ومحدث نوری، هر کدام به گونه ای حکم به حرمت داده وآن را به زمان یا شرایط خاصی مقید کرده اند(۱۸۸).
اما قول دیگری نیز حاکم است وآن را که هیچ یک از مراجع عظام تقلید، ذکر نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را حرام نمی دانند، زیرا روایاتی را که در این خصوص صادر شده، ناظر به زمان تقیه می دانند واستدلال می کنند که در روابط مربوط به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیان شده که نام آن حضرت، نام پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وکینه اش، کنیه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است.
وقتی کینه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره ایشان صراحتا وعلنا مطرح بود نام پیامبر نیز علنا در مورد ایشان به کار گرفته می شد واین زمینه ای می شد تا دشمنان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شناسایی کرده وجان ایشان در خطر جدی قرار گیرد.
البته این مربوط به زمان تقیه وخطر بوده است.
استباط فقهای ما این است که این روایات ناظر به زمان تقیه است؛ یعنی زمانی که خلفای عباسی با شدت هر چه تمام تر از همه احتمالات واخبار برای ردیابی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استفاده می کردند تا آن حضرت را به شهادت برسانند.
اما الان که آن تقیه وجود ندارد، آن حرکت هم منتقی است.
بنابرین، ذکر نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حرمت مادامی دارد، یعنی مادامی که تقیه حاکم بوده ذکر نام صریح امام (علیه السلام) حرام بوده، اما وقتی تقیه مرتفع شد، حرمت هم مرتفع می شود.
در این میان بعضی از بزرگان بین دو قول مطرح در این مئسله جمع کرده وگفته اند: به استناد بعضی از روایات ذکر نام صریح حضرت در ملا عام ومحافل ومجلس جایز نیست، اما در غیر این موارد، بیان نام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اشکال ندارد(۱۸۹).
آیا مهدویت شخصیه است یا نوعیه؟
بر اسای عقیده مبرهن شیعه، مهدویت شخصیه است؛ یعنی مهدوی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فردی است که موعود ملت ها وامت هاست وابهاد وویژگی های ایشان نیز مشخص است. خانواده پدر ومادر، محل تولد، محل غایب شدن، نشانه های ظهور وحتی خصوصیات جسمی ودر یک کلام، همه ابعاد وویژگیهای ایشان ذکر شده است؛ بنابراین، فقط یک مهدوی را قبول داریم.
لیکن بعضی از صوفیه وعرفان قائل به مهدویت نوعیه بوده وعقیده دارندکه در هر عصر ودوره ای باید مهدی وجود داشته باشد که ویژگی ها وخواص مهدویت وهاودیت را داشته باشد ومی گویند هیچ عصری خالی از یک مهدی هادی نیست وضرورتی هم ندارد که مشخص شود از نسل چه کسی است وچه خصایصی دارد(۱۹۰).
آیا انقلاب اسلامی نموداری از ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؟
هنگامی که ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظاهر می شوند مسلما در یک نقطه متمرکز می شوند ودر آن واحد در کشورها ومناطق دیگر حضور ندارد، بلکه برای آن جا والی وحاکم معین می کنند، همان گونه که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در دوران خلافت خود مالک اشتر را به ولایت مصر، ابن عباس را به ولایت بصره وبزرگان دیگر از اصحاب برجسته را به حکومت دیگر بلاد تعیین کردند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز برای مناطق اسلامی حاکم معین می کنند. بدین دلیل ما امروز با این که مدعی پیاده کردن تمام احکام زمان حکومت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستم، اما خود را مرحله ای از ظهور به معنای تدریجی آن می دانیم؛ یعنی حاکمیت تدریجی اسلام واحکام نورانی آن بخش وریشحه ای از ظهور امر حضرت حجت است، هر چند هنوز ظهور شخص ایشان واقع نشده است(۱۹۱).
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه وقت ظهور می کند؟
اکنون که دنیا پر از جور وستم شده، پس چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنا به مفاد روایت معروف ومشهور یملا الارض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا(۱۹۲)ظهور نمی کند؟
اولا، چه کسی گفته دنیا پر از ستم وظلم است واصولا تشخیص این که دنیا پر از ظلم وستم شده یا خیر با چه کسی است؟
ثانیا، بعضی از محققان می گویند: مراد از ملئت ظلما وجورا پر شدن دنیا از ظلم وجور نیست، بلکه سیطره وچیزگی ظلم وستم است، به گونه ای که گریزی از آن نباشد.
ثالثا، به تعبیر علمی، هیچ گونه علیتی بین پر شدن دنیااز ظلم وجور ویا سیطره ظلم وجور بر دنیا وظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجود ندارد که بگوییم بلافاصله وآناً امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید در این شرایط ظهور کند. اصولا مقدار این فاصله واندازه آن مشخص نشده است، پس باید این شبهه از اذهان بیرون آید که با پر شده دنیا از ظلم وستم باید حتما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند، زیرا امکان آن وجود دارد که مدت زمان وفاصله ظهور بنا به حکمت ها ومصالحی به درازا بکشد واین نباید برای کسی جای نگرانی وافسردگی به بار آورد.
در مورد گسترش فساد وزیاد شدن گناهان سه نکته قابل توجه است:
الف) مطلق این امور نشانه ظهور به حساب نمی آید وچنین نیست که هر زمان فساد گسترش یافت وگناهان زیاد شد، حضرت ظهور کند.
ب) جهان قبل از ظهور حضرت مملو از گناهان بسیار زیاد شده وظلم وستم وفساد به طور چشم گیری وفوق العاده ای افزایش می یابد، با این همه اثبات چنین واقعی به معنای عدم وجود طاعت وبندگی وعدالت در جای زمین نیست.
ج) وجود چنین نشانه ای هرگز از مسولیت منتظران برای مبارزه با ظلم واز بین بردن ریشه گناهان نمی کاهد، اگر چه به موفقیت چندانی در این زمینه دست نیابند.
نشانه های ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کدامند وچگونه باید آنها را شناخت؟
نشانه های ظهور، تقسیم بندی های گوناگونی دارد:
نشانه های عمومی: که ممکن است طی چندین سال تحقق یابند، مانند کثرت گناهان.
نشانه های سال ظهور: که در آخرین سال غیبت وبا فاصله کمی به زمان ظهور به وقوع می پیوندد، مانند خروج سفیانی.
نشانه های روز ظهور: که پیش از ظهور یا هم زمان با آن در دنیای رخ می دهد مانند فریادی از آسمان.
نشانه هایی در اجتماع: مانند زیادی فتنه ها وظاهر شدن قحطی.
نشانه هایی در طبیعت: مانند کم شدن چشم گیربرداشت از زراعت ها.
نشانه هایی در آسمان: مانند خسو وکسوف مکرر وفراوان در یک سال، به ویژه در ماه رمضان.
نشانه هایی نقینی: مراد نشانه ها وعلاماتی است که در روایات متعدد بر آن تاکید شده است، مانند قیام سفیانی (مردی به نام عثمان بن عنبسه) وصیحه آسمانی.
نشانه های احتمالی: نشانه هایی است که تنها در اندکی از روایات آمده یا تصریح به غیر حتمی بودن آنها شده است، مانند آتشی در آسمان، فرو رفتن بغداد وبصره در زمین.
نشانه های متشابه: نشانه هایی که مراد از آنها وکیفیت آنها روشن نیست وتاویل های مختلف واشکال وگوناگونی می تواند داشته باشد، مانند خروج دجال.
نشانه های روشن: نشانه هایی که کیفیت خاصی دارند وتاویل بردار نیستند، مانند آن که فریادی از آسمان در آستانه قیام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور ایشان را تصریح واعلان می نماید.
نشانه هایی در تلقی از شریعت: مانند این که کارهای خیر از منکرات شمرده می شوند وکارهای زشت ومنکرات به عنوان کار خیر ومعروف اقبال می شوند.
نشانه هایی در برخی سرزمین ها: مانند این که کوفه از مومنان خالی می ماند وقم به عنوان معدن علم وفضیلت به شمار می آید.
نشانه هایی در تکوین: مانند طلوع خورشید از مغرب.
نشانه هایی تحقق یافته در گذشته های دور: مانند ازبین رفتن حکومت بنی عباس.
نشانه های تحقق یافته در گذشته ای نزدیک: مانند قیام مردی از قم.
نشانه های تکرار شده در تاریخ مانند شیوع طاعون.
نشانه های تحقق یافته: مانند خروج یمانی (در دعوت به ولایت اهل بیت)و سفیانی (در مبارره با تشیع) وسید خراسانی (با پرچم هایی به طرفداری از حق).
امکان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صدوق از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل کرده است: پنج چیز قبل از قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع می پیوندد: قیام یمانی، خروج سیفانی، ندای آسمانی، فروختن لشکری در بیداء (سرزمین بین مدینه ومکه) وکشته شدن نفس زکیه (محمد بن الحسین).
بین کشته شدن نفس زکیه وقیام قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها پانزده شب فاصله است.
در ینابیع الموده (ص ۴۲۷) از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود: اندکی پیش از قیام قائم ما سفیانی قیام خواهد کرد وبه اندازه دوره بارداری زنان یعنی نه ماه فرمانروایی خواهد کرد.
سپاه او رو به مدینه پیش می روند، وقتی که به منطقه بیداء می رسند زمین آنان را به کام خویش فرو می برد(۱۹۳).
آیا ممکن است انسانی قرن ها زنده بماند؟
طول عمر برای انسان از نظر منطق ودانش امری ممکن است؟ علم نیز تلاش می کند تدریجا این امکان عملی تبدیل سازد.
وقتی از نظر منطق وعلم، امکان وقوع عمر طولانی ثابت شد ومعلوم گشت ودانش بشری در راه تبدیل امکان نظری به امکان عملی است(۱۹۴)،
دیگر جایی برای استعبد تحقق این مسئله برای شخص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باقی نمی ماند، جز این اعجاب که چگونه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) توانسته بر علم پیشی گیرد وقبل از این که دست علم به سطح این تحول، یعنی امکان فعلی برسد، آن حضرت توانسته باشد امکان نظری را به امکان علمی تغییر دهد؟! این همان کسی است که در کشف داروی بیماری صرع وسرطان بر علم پیشی گرفته است(۱۹۵).
در تاریخ تنها دو تن مأمور پاکسازی تمدن انسان از تباهی وفساد شدند وهر دو عمری چند برابر عمر معمولی داشته اند: یکی نوح پیامبر ودیگری که نقش خود را در آینده بشر ایفا می کند، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
چرا من نوح را که حداقل نزدیک به هزار سال زندگی کرد می پذیریم، ولی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی پذیریم؟ اگر ما این نظر علمی را که ناتوانی وپیری نتیجه نبرد وکشمکش با عوامل مشخص خارجی است، بپذیریم، معنایش این است که از جنبه نظری امکان آن وجود دارد که اگر بافت های تشکیل دهنده جسم انسان را از عوامل مؤثر دور نگه داریم، حیات او طولانی می شود ودر نهایت، بر پدیده پیری فایق می آید واگر نظریه دیگری را که می گوید پیری قانون طبیعی برای سلول ها وبافت های زنده است بپذیریم، به این نتیجه می رسیم که آنها تخم نیستی را با خود حمل می کنند وآن گاه که به مرحله ناتوانی وپیری رسند، می میرند.
حتی در صورت پذیرش این نظریه نیز معنایش این نیست که این قانون طبیعی انعطاف پذیر نیست، بلکه این قانون بر فرض ثبوت، قانونی انعطاف پذیر خواهد بود، زیرا دانشمندان در آزمایشگاه های علمی خود مشاهده کرده اند وما نیز در زندگی خود می بینیم که پیری پدیده ای فیزیولوژی است ووابسته به زمان نیست، گاهی زود فرا می رسد وگاهی نییز با فاصله زمانی بیشتر آشکار می شود گاهی فردی بسیار مسن است، ولی نشانه ای از پیری یر تن ندارد.
به این موضوع پزشکتن هم اعتراف دارند.
دانشمندان از انعطاف پذیری این قانون بهره برده برخی حیوانات را صدها برابر از عمر طبیعی شان بیشتر کرده اند.
البته برای هر خدا پرستی این که کلیه امور هستی به دست خداست واو می تواند در هستی وقوانین آن تصرف کرده وآن چه را به مصلحت است، محقق نماید امری بدیهی است، همان گونه که حضرت آدم (علیه السلام) را از خاک بی جان (بدون پدر ومادر) وحضرت عیسی (علیه السلام) را از مادر وبدون پدر خلق کرد وبه حضرت نوح (علیه السلام) وحضرت خضر (علیه السلام) عمر طولانی داد وماه را بدون آن که در کائنات خللی پیش آید دو نیمه کرد وبه حالت اول بازگرداند، هم چنین می تواند مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نیز سال ها جوان وسالم نگه دارد.
امامان (علیه السلام) چگونه از اعمال ما با خبر می شوند؟
بهترین راه برای شناخت این امور مراجعه به احادیث وفرموده های امامان معصوم (علیه السلام) است.
الف) امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعی خطاب به شیعیان فرمود: فانا نحیط علما بانبائکم ولا یعزب عنا شی ء من أخبارکم(۱۹۶)؛
ما بر اوضاع واحوال شما کاملا آگاهیم وهیچ یک از اخبارها شما بر ما پوشیده نمی ماند.
ب) لمام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای عزوجل که فرمود: اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمومنون(۱۹۷)؛
عمل کنید که خدا وپیامبر ومؤمنین کردار شما را می بینید.
فرمود: مؤمنین همان ائمه هستند(۱۹۸).
ج) عبدالله بن ابان که در نزد امام رضا (علیه السلام) منزلتی داشت گوید: به امام (علیه السلام) عرض کردم: برای من وخانواده ام به درگاه خدا دعا فرمایید.
امام فرمود: مگر من دعا نمی کنم؟ به خدا سوگند که همانا اعمال شما در هر شب وروز بر من عرضه می شود.
عبدالله گوید: حضرت که متوجه شد من این مطلب را بزرگ وباور نکردنی شمرده ام فرمود: مگر کتاب را نخوانده ای؟ وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمومنون؛ مراد از مؤمن به خدا سوگند علی بن ابی طالب (علیه السلام) است(۱۹۹).
چگونگی دریافت علم وآگاه شدن بر کردار مردم
علم به سه صورت به ما می رسد: یکی اخبار گذشته که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) برای ما تفسیر وتبیین کرده، دیگر اخبار آینده که در مصحفی نزد ما نوشته شده وسوم اخبار پدید شونده وفعلی که از راه الهام در دل وتأثیر در گوش به ما می رسد (که هر روز به ویژه شب های جمعه قدر حاصل می آید) وآن بهترین دانش ماست (زیرا از اسرار امامت است) وپیامبری بعد از پیامبر ما نیست(۲۰۰).
اثار تربیتی آگاهی امام (علیه السلام) از اعمال مردم
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه فیض ورحمت الهی بین خدا وبندگان است.
جای تردید نیست که آن بزرگوار از کردار همه بندگان نیکوکار وبدکار آگاه می شود، خصوصا این که به مسلمانان را از آنان ببیند، خدا را سپاس می گوید وبر همه کار بدی برایشان استغفار می کند(۲۰۱).
نکته اساسی بعد تربیتی خاصی است که توجه به آن امت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) وپیروان معصومان (علیه السلام) را به نوعی مراقبت همیشگی نسبت به کردار خویش وامی دارد.
به راستی اگر بدانیم در هر هفته یک بار یا دوبار، بلکه در هر روز، کارنامه هر یک از ما به حضور راه اصلاح مقدس ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه می دارند، چه تأثیری جز تلاش در راه اصلاح نفس وبهسازی اعمال ما می تواند داشته باشد؟ تذکر امام صادق (علیه السلام) را به عنوان حسن ختام این بخش می آوریم: ان اعمال امه محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) تعرض علی رسول الله کل خمیس فلیستحس احدکم من رسول الله ان یعرض علیه القبیح(۲۰۲)؛
کردار امت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) هر پنجشنبه بر او عرضه می گردد، پس هر یک از شما باید از پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) حیاکند که مبادا کارهای زشت خویش را به او عرضه بدارد.
تأثیر دعا در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اندازه است؟
اگر قرار باشد غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به دلیل حکمت های خاص الهی باشد، دعا کردن ما برای فرج چه خاصی دارد؟
۱. اساسا غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اساس اسباب وحکمت هایی صورت گرفته است که اگر چه به برخی آنها در روایات مختلف تصریح شده، اما دانستن همه آنها در دوران غیبت آن بزرگوار، ممکن نیست.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ان وجه الحکمه فی ذللک لا ینکشف الا بعد ظهوره؛ حکمت غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشن نمی شود، مگر بعد از ظهور آن حضرت بنابر این، ممکن است یکی از حکمت های غیبت دچار ساختن انسانها به بلا ومشکلاتی باشد که باعث رو آوردن آنها به خدا ودعا کردن فرج است.
چنان که در قرآن آمده است: ما انسان ها را به شدیدا وسختی های روزگار مبتلا می سازیم، باشد که به درگاه ما تضرع وزاری نمایند وبه دعا روی آورند(۲۰۳).
بر این اساس، دعا برای فرج نه تنها منافاتی با حکمت های الهی ندارد، بلکه خود می تواند از زمره همین حکمت ها به شمار آید.
۲. دعا برای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وظیفه وتکلیفی است که در عصر غیبت در روایات بسیاری بر آن تأکید شده است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه هدی (علیه السلام) بر چنین دعایی امر فرموده اند، حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز نه تنها شیعیان خود را به دعا کردن برای تعجیل فرج فرمان داده، بلکه کثرت دعا را از آنان خواسته اند(۲۰۴).
۳. در برخی از روایات، دعا برای فرج وسیله ای برای نجات از هلاکت به شمار آمده است.
امام حسن عسگری (علیه السلام) می فرماید: به خدا، فرزندم مهدی را غیبتی است که در آن هیچ کس از هلاکت نجات نمی یابد، مگر کسی که خدای (عزوجل) او را بر اعتقاد نسبت به اماتش ثابت قدم بدارد واو را در دعا برای تعجیل فرجش توفیق عنایت فرماید(۲۰۵).
در پایان باید گفت: وقتی که انتظار فرج والاترین نوع عبادت به شمار می آید، دعا برای فرج نیز زیباترین جلوه انتظار به حساب می آید واصل دعا گرامی ترین ومحبوب ترین چیزها در نزد خداست وتأثیر آن در تغییر دادن تقدیر است.
چنان که در روایات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آمده است: اکثر من الدعاء فان الدعاء یرد القضاء(۲۰۶)؛ زیاد دعا کن، زیرا دعا قضای الهی را باز می گرداند.

بخش هفتم: جرعه ای از چشمه سار عرفان وادب

متون برگزیده
دعای امام رضا (علیه السلام)
بار خدایا! ولی وجانشین خود وحجت بر آفریدگانت را پشتیبان باش.
خداوند! به وسیله او شکاف ها را بر طرف ساز وگسیختگی ها را به هم پیوسته کن، ستم ها ونابرابری ها را با او بیماران وعدل وداد را آشکار ساز، زمین را با درازی ماندگاراش بیمار، او را با نصرت خویش حمایت کن وبابیم (وهراسی که در دل دشمنان می افکند) پیروز سازد، هر کس او را یاری می کند پیروز گردان وهر کس از یاری او دریغ می کند به حال خود واگذار.
هر کس که طرح دشمنی با او در افکند هلاک ساز وهر کس را که از در نیرنگ با او درآید، نابود کن.
سردمداران کفر وتکیه گاه ها واستوانه های آن را به وسیله او به هلاکت رسان وگمراه کنندگان، بدعت گذاران، محو کنندگان نعمت وتقویت کنندگان باطل را در هم شکن.
همه گردن کشان را به دست او خوار ساز وهمه کافران وبی دینان را در هر جای زمین که هستند در مشرق ها ومغرب ها، در خشکی ها ودریاها، در جلگه ها وکوهستان ها برانداز؛ تا آنجا که از آنها کسی باقی نماند واثری بر جای نماند(۲۰۷).
دعای امام صادق (علیه السلام)
با خدایا! آن جمال دلا را وآن روشن جبین ستوده را به من بنما.
دیدگانم را با سرمه یک نظر به سوی او بیا را.
در گشایش او شتاب کن ودر آمدنش را آسان گردان.
راه وروش او را وسعت بخش ومرا به طریق او هدایت نما.
فرمانش را نافذ وپشت او را استوار دار.
به دست او سرزمین هایت را آباد گردان وبندگانت را زنده ساز.
که خود فرمودی وسخنان تو نیز حق است که به سبب آن چه مردم انجام داده اند، فساد وتباهی خشکی ها ودریاها را در بر گرفته است.
پس ای خدا! ولی خود وفرزند پیامبت را، همو که هم نام فرستاده توست آشکار ساز! تا هر چه از باطل که بدان دست یابد نابود کند وحق را چنان که باید بر پا دارد وعملی سازد.
خداوند! او را پناهگاه بندگان ستمدیده ات ویاور کسانی که جز تو یاوری ندارند قرار ده.
آن چه از احکام کتاب تعطیل شده به او تجدید کن واو را پشتیبان نشانه های دینت وسنت پیامبرت - که درود وسلام خداوند بر او وخاندانش باد - قرار ده(۲۰۸).
انتظار
به هوش باشید که: برگزیده آسمان از میان تمامی مخلوقات می آید.
گوش به فرمانش فرا دهید وطاعتش را گردن نهید! گریزگاهی نیست، چه در التهاب این ندای فراگیر آسمانی خفتگان در بستر بی خبری از جای بر می خیزد.
ایستادگان از سر غرور ونخوت بر جای میخ کوب شده وبا بازوانی لرزان بر زمین می غلتند! نشستگان از سر ناچاری در حیرتی تام، از جای بر می خیزند وهمگان در اضطرابی سخت می مانند تا دریابند آنها را چه رسیده است.
دیری نمی پاید که صدایی دیگر همه را به خود می آورد.
نغمه ای گوشنواز: من آن بقیت خدایم، دلیلی از سوی او وخلیفه ای در میان بندگان آمده ام، آگاه باشید که این آمدن، شما را بهترین بشارت است.
کاش نیک دریابیدش، انقلابی بزرگ آسمان وزمین را در بر می گیرد وحیرت آنی زمینان را رها نمی سازد وآنان که شنیدن نغمه دل انگیزش را انتظار می کشند.
ای یاران بر جسته وای هم رازان وهم رزمان من! ای همه کسانی که خدایتان شما را برای یاری من برگزیده! ای ذخیره های خداوند! به سوی من آیید(۲۰۹).
بیا که بی تو...
بیا که بی تو نه سحر را لطافتی است ونه صبح را صداقتی؛ که سحر به شبنم لطف تو بیدار می شود وصبح به سلام تو از جا بر می خیزد.
بیا که بی تو آینه ها، زنگار غربت گرفته اند وقطار آشنایی ها، فریاد غریبی می کشد، هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد وبر داغ لاله ها مهم نمی گذارد، بیا که بی تو قنوت شاخه ها، اجابتی جز غروب تلخ خزان ندارد.
بیا که بی تو کدام دست مهر، که دل های زخمی را به ضیافت ابریشمی بخواند.
بیا که بی تو آسمانها دلم اسیر تیرگی هاست وهرگز ستاره امید در برج اقبال، رحال خوش بختی نمی افکند.
ای آب آب، رودخانه ها عطش دیدار تو را دارند ودر بستر انتظار به سوی دریای ظهور تو شتابان اند.
قامتی به استوار کوه، دلی به بی کرانگی دریا، طرواتی به لطافت سبزینه ها، سینه ای به فراخی آسمان ها وصمیمتی به گرمی خورشید باید تا تو را خواند وکاروان دل ها را به منزلگاه امید کشاند.
این همه را که اندکی بیش نیست، از دل شکسته ترین منتظران دریغ مدار، که ظهور تو اجابت دعای ماست(۲۱۰).
حرف های دل!
باید بمانی که بیاید ودردهای کهنه تو وتمام عالم را درمان کند وتو چشم به راهش می مانی با انتظاری توأم با امید؛ می گویند سواری است از آفتاب، از روشنی، با ردایی سبز وشمشیری از عدل؛ می گویند قامت سبزی دارد وخالی برگونه؛ می گویند از راه سپید می آید با بارانی از نور؛ می گویند کعبه میزبان قدوم پاک او وتکیه گاه او خواهد شد، نمی دانم شاید روزی بیاید که جز مشتی پر از این پرنده در قفس نباشد.
اما در انتظارش می مانم تا روزی که در باغ خدا را باز کند وعطر دل انگیز حضورش در سراسر عالم بپیچد ودنیا از نور جمالش روشن گردد.
با جانی آماده قربانی شدن، چشم به راهش می مانم تا بیاید وبی قراری هایم با یک تبسم او را آرام گیرند ونیم نگاهش آبی بر آتش درد فراق باشد.
آن وقت با او بودن چه خوش است ویک قطره از جام وصال او نوشیدن چه خوش گوارتر از تمامی آب های عالم.
ای عزیز! ببخش بر من اگر با جانی نه پاک ودلی نه روشن واعمالی نه مقبول، مشتاق توام، اما باور کن که در سر سودایی جز محبت تو نیست وخیالم از نقش ونگار تو پر است(۲۱۱).
به ما نگفتند
گفتند که تو بیایی خون به پا می کنی، جوی خون به راه می اندازی واز کشته پشته می سازی وما را از ظهور تو ترساندند.
همه پیش از آن که نگاه مهر گستر ودست های عاطفه پرور تو را وصف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.
آری، برای این که گل ها ونهال ها رشد کنند باید علف های هرز را وجین کرد واین جز با داسی برنده وسهمگین ممکن نیست.
آری، یرای این که مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند.
باید پشت وپوزه ظالمان وستمگران را به خاک مالید ونسلشان را از روی زمین برچید.
آری، برای اینکه عدالت بر کرسی نشیند هر چه سر یر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد ودست نابودی سپرد.
واینها همه، همان معجزه ای است که نتها از دست تو بر می آید وتنها با دست محقق می شود.
اما مگر نه این که اینها همه مقدمه است یرای رسدین به بهشتی که تو بانی آنی.
آن بهشت را کسی بر ما تریسم نکرد.
کسی به ما نگفت که وقتی تو بیایی، پرندگان در آشیانه ها خود جشن می گیرند وماهیان دریاها شادمان می شوند وچشمه ساران می جوشند وزمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.
به ما نگفته اند وقتی تو بیایی، دل های بندگان را آکنده از عبادت واطاعت می کنی وعدالت بر همه جا دامن می گسترد وخدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند وخوی ستم گری ودرندگی را محو می سازد وطوق ذلت بردگی را از گردن خلایق بر می دارد.
به ما نگفته اند وقتی تو بیایی، ساکنان زمین وآسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستند، زمین گیاهان خود را می رویاند وزندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند وعدل آرامش حقیقی را می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمین فرو می فرستد.
هیچ کس فقیر نمی ماند ومردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردند وپیدا نمی کنند.
مال را به هر که عرضه می کنند، می گویند، بی نیازم.
و... ظهور تو بی تردید بزرگ ترین جشن عالم خواهد بود وعاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد(۲۱۲).
صبح ترین خواب یوسفان
سلام بر تو که راه خانه دوست را می دانی.
سلام بر سلام های تو، سلام بر گریه های تو در دشت های زرد غیبت، سلام بر تو که وعده خدایی، موعود زمانی، شکوه زمینی.
ستارگان تمام شده اند، دیگر ستاره ای برای شمردن نمانده است.
شب را سر بیداری نیست وروز بهانه آمدن ندارد.
جمعه ها، چه روزهایی دلگیر است! هفته ها چه انباشته ایام خالی از لطفی است! سال شمار عمر ما، به دست باد ورق می خورد، برگ از گل می هراسد وباد از ابر، اما من سخن گفتن با تو را از عندلیبان باغ آموختم، همان مرغانی که همیشه گل را میان جنگلها را میان جنگل شاخه ها گم می کنند.
ای صبح ترین خواب یوسفان! با چشم این همه یعقوب چه خواهی کرد؟ تبار ابراهیم در گذر از آتش انتظارند! هر لحظه فرجنامه ظهور می خوانند ودمساز با عاشقانند(۲۱۳).
غرق در چشمان هاشمی
گفته اند کسی می آید که در نگاه نخست، همه در عمق چشمان هاشمی اش غرق می شویم وبه حبل المتین یک تار موی سیاه او دل می بندیم که به یک تبسمش همه انتظارمان سر می رود؛ گفته اند کسی می آید که زیباتر از آسمان است ومهربان تر از ابر؛ گفته اند کسی می آید که رحمت به عدالت میان قطره های باران تقسیم می کند وبه دست هر مظلومی عصای موسی می سپارند تا حق خویش بستابند؛ گفته اند که او خطرات تلخ اسارت ها را ناگفته می داند که او در همه این سال های تنهایی ومقاومت با ما بوده است؛ که او گرسنگی اردوگاه موصل وتکریت را چشیده است؛ که او زخم کابل های خاردار دشمن را هم به تن خریده است، که همه شهیدان مان سر به دامان او سردار شدند؛ که مفقودان مان در بهشت آباد او ماندگار شدند؛ که این مدت تلخ جدایی او برای مان غصه می خورده است؛ که او شب حمله، کنار کرخه برای مان دعا می کرده است(۲۱۴).
ای ساحل آرام بخش نجات!
ای نور یزدان! ای مهر تابان! ای فروغ بی پایان! ای خورشید همیشه فروزان! ای پرچم نجات در آغوش! ای چشمه سار عاطفه را نوش! ای غایب ناگشته فراموش! ای هر کجا فساد، تو هادم! ای هر کجا نظام، تو ناظم، ای هر کجا قیام، تو قائم! ای همه غمها را تو پایان! ای همه دردها را تو درمان! ای همه نابسامانی ها را تو سامان! هجر جانکاهت به دراز کشید، چشم ها فرو خفتند، جز چشمان شیدای شیفتگان، که در شب یلدای غیبت، طلوع خورشید جهان آرای تو را می جویند، ای خورشید فروزان هستی، دریا طوفانی شد، زورق ها همه در هم شکستند، جز زورق سرخ چشم به راهان، که بر فراز امواج فتنه ها کرانه رهایی بخش تو را می طلبند، ای ساحل آرام بخش نجات! شب تیره غیبت به دراز کشید اما به راستی در تاریخ وصل وهجران ودر دفتر عشق وحرمان، محبتی چنین دیرپا، محبانی چنین پابرجا، هیچ چشمی به خود ندیده است، اکنون یک هزار وشصت وچهار سال است که جذبه وناز وراز ونیاز ادامه دارد(۲۱۵).
خدایا، ای مهربان!
بارالها! آیا صدای گوشه نشینان منتظر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بی پاسخ خواهی گذاشت؟ آیا گرفته ترین نگاه ها را که در سپیده دمان، آن گاه که سرخی شفق می درخشد، بر مهدی ات سلام می فرستند، فراموش خواهی کرد؟ آیا این سینه ها سوخته که از میان جماعت مرداب زده به عشق تو ومهدی تو زنده اند، در بی پناهی رها خواهد کرد؟ کاسه های چشمان خالی است.
دیگر اشک هم یاری نمی کند؛ لهیب فروزان عطش در صحرای صبر می سوزاندشان.
ای مهربان پروردگار ما! پیروزی را قرین او گردان وسربازانش را پیروز گردان، دروازه ای از برکات به رویش بگشا که افق پیروزی ونصر در آن سلطنت باشد، ای مهربان ترین مهربانان! به وسیله او اسلام را ظاهر گردان وسنت رسولت را به دست او آشکار فرما، خدایا! اباصالح (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را سلامت بدار ومؤمنان را به وسیله او به دار عافیت روانه ساز(۲۱۶).
مولای من!
پای من گرچه در بند زمین است، اما دلم در هوای توست.
از ورای زمان ومکان تو را می جویم، هر چند که تو با منی، مانند حضور نور، هوا آب؛ اما خوشا روزی که هلال رخسار تو بدر کامل گردد.
زمین گرچه گرد خورشید می چرخد، اما آن را مداری است که گرد تو می گردد.
مولای من! هر مظلومی که در زیر چکمه ستم کاری جان می سپارد، نام تو بر لب دارد وتنها تویی که فریاد رسی وبس؛ هر جا حق وعدالت در معرض تجاوز ستم قرار گرفت من ردای مقاومت بر تن نموده وبر پیشانی بند اندیشه ام یا مهدی را حک می کردم.
ای ناب ترین اندیشه راهنمای من به سوی کمال!
ای رهاننده من از بندهای اسارت زمان!
ای مدافع راستین تمامی حقوق من!
وای فریادرس مظلومان بر خون نشسته!
من در اندیشه توام(۲۱۷).
ندبه های دلتنگی
کجاست آن که - جهان - چشم به راه او دوخته تاکژی وناراستس را راست گرداند؟ کجاست آن که برای گستن ریشه ستم گران آماده شده است؟
کجاست آن که امیدها به سوی او رود تا بنیاد ستم وبیداد بر کند؟
کجاست آن که اندوخته شده تا فریضه ها وسنت های دین را نو گرداند؟
کجاست آن که گزیده شده تا دین آیین را - به اصل خود - بازگرداند؟
کجاست آن که آرزویش داریم که قرآن واحکام آن را زنده کند؟
کجاست برنده شاخساران ستم وتفرقه؟
کجاست محو کننده نشانه های کژروی وهوا پرستی؟
کجاست عزیز دارنده دوستان وخوار کننده دشمنان؟
کجاست آن آینه خدا که دوستان به سویش روی آرند؟
کجاست آن رشته پیوند خورده میان زمین وآسمان؟
کجاست آن فرمانروای روز پیروز وافرازنده درفش راهنمایی؟
کجاست گرد آورنده سزاواری وخشنودی حق؟
کجاست خون خواه کشته کربلا؟
کجاست آن پیشوایی که از جانب خدا یاری شده بر هر که بر او دست ستم گشوده وبه او دروغ بست؟
کجاست آن سر گل آفریدگان، آن نکوکار پرهیزگار؟
کجاست فرزند پیامبر مصطفی وفرزند علی مرتضی وفرزند خدیجه روشن رخسار وفرزند فاطمه کبری؟
پدر ومادرم فدایت باد وخودم سپر وحامی تو باشم، ای فرزند سروران مقرب، ای فرزند گزیدگان بزرگوار، ای فرزند رهنمایان راه یافته ای فرزند نیکان پاکیزه، ای فرزند بزرگان زبده، ای فرزند پاکان پاکیزه، ای فرزند بزرگواران برگزیده، ای فرزند دریاهای بخشش.
ای کاش می دانستم در کدامین خاک وسرزمینی! آیا در کوه رضوی هستی یا در جای دیگر؟ یا در ذی طوی گران است بر من که مردم را ببینم وتو را دیدار نکنم واز تو آواز ونجوایی نشنوم؛ بر من ناگوارا است که بلا تو را گیرد ومرا نگیرد وناله وگلایه ام از من به تو نرسد.
به جانم سوگند که تو همان غایبی هستی که از ما جدا نیستی؛ به جانم سوگند که تو همان غایبی هستی که از ما جدا نیستی؛ به جانم سوگند که تو همان امامی هستی که از نگاه ما - ظاهرا - دوری ودر واقع دور نیستی.
کی شود که پرچم پیروزی بر افرازی وما تو را ببینیم وتو ما را؟
کی شود که ما گرداگرد تو فراهم شویم وتو پیشوای مردم شوی وزمین را از عدل پر کنی؟ کی شود که ریشه بیدادگران را از بیخ وبن براندازی وما از سر شادمانی وسپاس بگوییم: ستایش از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است.
خداوند! درود فرست بر او برترین وکامل ترین وتمام ترین وبا دوام ترین وبیشترین وفراوان ترین درودها را که بر احدی از برگزیدگان وستودگان خلقت نفر ستاده ای؛ ودرود فرست بر او، درودی بی شمار وبی پایان وبی انتها.
خداوند! حق را به واسطه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر پای دارد وباطل را به وسیله او براندازد ودوستان خود را به پیشوایی او به دولت رسان ودشمنان خود را به وسیله او خوار وزار ساز.
خداوند! میان واو پیوندی برقرار کن که سرانجام، ما را به مصاحبت با پدارنش رساند وما را از کسانی قرار ده که به دامن آنان چنگ زده ودر سایه ولادت آنان آرمیده اند.
ای مهربان ترین مهربانان!

اشعار
شهره نه آسمان
مصدر هر هشت گردون، مبدا هر هفت اختر - خالق هر شش جهت نور دل هر پنج مصدر
والی هر چهار عنصر، حکمران هر سه دفتر - پادشاه هر دو عالم حجت یکتای داور آن که جودش شهره نه آسمان، بل لامکان شد
مصطفی سیرت، علی فر، فاطمه عصمت، حسن خو - هم حسین قدرت، علی زهد ومحمد علم ومه رو
شاه جعفر فیض وکاظم علی وهشتم قبله گیسو - هم تقی تقوا، نقی بخشایش وهم عسگری مو
مهدی قائم که در وی جمع اوصافی - پادشاه عسگری طلعت، نقی حشمت، تقی فر
بوالحسن فرمان وموسی قدرت وتقدیر جعفر - علم باقر، زهد سجاد وحسینی تاج افسر
مجتبی حکم ورضیه عصمت ودولت چو حیدر - مصطفی اوصاف مجلای خداوند جهان شد(۲۱۸)
گلزاز زندگی
دل را زبیخودی سر از خود رمیدن است - جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان - بانگ ج س زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم - باری علاج شوق، گریبان دریدن است
شامم سیه تر است زگیسوی سرکشت - خورشضید من برای که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی - مرغ نگه در آرزوی پر کشیدن است
بگرفته آب ورنگ زفیض حضور تو - هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم - تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا - روزی امین سزا لب حسرت گزیدن است(۲۱۹)
کوکب هدایت
وقتی به سان خورشید از گوشه ای بر آیی - روشن شود جهانی که تو بیایی
ماندم در انتظارت ای کوکب هدایت - بنما جمال خود را ای آیت خدایی
ای آفتاب هستی! ای شور عشق ومستی! - باز آبخوان کلامی زآن معجزه الهی
ای دیده ها به راهت! ای قائم هدایت! - تا کی کنم حکایت شرح غم جدایی
گر من تو را نبینم روییدنم نباشد - بنما جمال خود را ای مظهر رهایی
پیش رخ چو ماهت خورشید سجده آرد - ای آیت الهی! ای پرتو خدایی!
لب تشنگان نوریم هر لحظه ما، نگار - برهان زما عطش را ای قائم رهایی!(۲۲۰)
شیعه یعنی شوق، یعنی انتظار
شیعه یعنی شوق، یعنی انتظار - صاحب آیینه تا صبح بهار
شیعه یعنی صاحب در رکاب - تا که خورشید افکند رخ از نقاب
فاش می بینم ملائک صف به صف - این غزل خوانند با تنبور ودف
عشقبازان، شور وحال آمد پدید - میم وحای ومیم ودال آمد پدید
شب نشینان دیده را روشن کنید - آن مه فرخنده حال آمد پدید
آمد آن روزی که در نا باواری - سرزند از غرب مهر خاوری
راستین مردی رسید با تیغ کج - شیعیان الصبر مفتاح الفرج
چیست آن تیغ سفید آفتاب - بی گمان لاسیف الا ذولفقار
حیدر از محراب بیرون می زند - شب نشینان را شبیخون می زند
آفتاب، ای آفتاب، ای آفتاب - از نگاه بندگانت رخ متاب
از فروغت دیده ادراک چاک - از فراغت، اشک مدفون زیر خاک
آفتاب شیعه از مغرب درآ - بار دیگر سرزن از غار حرا
بت پرستان تر کتازی می کنند - با کلام الله بازی می کنند
تیغ بر کش تا تماشایت کنند - تا که نتوانند حاشایت کنند
پاک کن از دامن دین ننگ را - این عروسک های رنگارنگ را
این سوخن کوتاه کردم والسلام - شیعه، یعنی تیغ بیرون از نیام(۲۲۱)
فروغ دیده نرگس
شکفت غنچه وبنشست گل به بار، بیا - دمید لاله وسوری ز هر کنار، بیا!
بهار آمد ونشکفت باغ خاطر ما - تو ای روان سحر! روح نوبهار! بیا!
مگر چه مایه بود صبر، عاشقان تو را؟! - زحد گذشت دگر رنج انتظار، بیا!
زهر کرانه، شقایق دمیده از دل خاک - پی تو تسلی دل های داغدار، بیا!
زعاشقان بلاکش، نظر دریغ مدار - فروغ دیده نرگس! به لاله زار بیا!
زمنجنیق فلک سنگ فتنه می بارد - مبادا آن که فرو ریزد این حصار، بیا!
یک به مجمع رندان پاک باز، نگر! - دمی به حلقه مردان طرفه کار، بیا!
به سوی غاشیه داران میر عشق، ببین! - به کوه نادره کاران روزگار، بیا!
چه نقش ها که بنشستند به صحیفه دهر - زخوشان شده روی شفق نگار، بیا!
طلایه دار تواند این مبشران ظهور - به پاس خاطر این قوم حقگزار بیا!
درین کویر که سوزان بود روان سراب - تو ای سحاب کرم! ابر فیض بار بیا!
زدست برد مرا، شور عشق وجذبه شوق - قرار خاطر بیقرار بیا(۲۲۲)!
جمعه موعود
دست تو باز می کند، پنجره های بسته را - هم وسلام می کنی، رهگذران خسته را
دوباره پاک کردم وبه روی رف گذاشتم - آینه قدیمی غبار غم نشسته را
پنجره بی قرار تو، کوچه در انتظار تو - تا که کند نثار تو، لاله دسته را
شب به سحر رسانده ام، دیده به ره نشانده ام - گوش به زنگ مانده ام جمعه عهد بسته را
این دل صاف، کم کمک شده ست سطحی از ترک - آن! شکسته تر مخواه آینه شکسته را(۲۲۳)
چشم به راه
به تماشای طلوع تو، جهان چشم به راه - به امید قدمت، کون ومکان چشم به راه
به تماشای تو ای نور دل هستی، هست - آسمان، کاهکشان کاهکشان چشم به راه
رخ زیبای تو را، یاسمن آیینه به دست - قد رعنای تو را سرو جوان چشم به راه
دیدمش فرشی از ابریشم خون می گسترد - در سراپرده چشمان خود آن چشم به راه!
نازنینا! نفسی اسب تجلی زین کن - که زمین گوش به زنگ ست وزمان چشم به راه
آفتابا! دمی از ابر برون آ، کو بود - بی تو منظومه امکان نگران، چشم به راه(۲۲۴)
کتاب مبین
در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست - دل سودا زده را جز هوس روی تو نیست
سینه غمزده ای نیست که بی روی وریا - هدف تیر کمانخانه ابروی تو نیست
جگری نیست که از سوز غمت نیست کباب - یا دلی تشنه لعل لب دلجوی تو نیست
عارفان را زکمند تو گریزی نبود - دام این سلسله جز حلقه گیسوی تو نیست
نسخه دفتر حسن تو، کتابی است مبین - ور بود نکته سربسته، به جز موی تو نیست
ماه تابند بود، بنده آن نور جبین - مهر رخشنده به جز غره نیکوی تو نیست
خضر عمری ست که سرگشته کوی تو بود - چشمه نوش، به جز قطره ای از جوی تو نیست
نیست شهری که زآشوب تو، غوغایی نیست - محفلی نیست که شوری زهیاهوی تو نیست
(مفتقر) در خم چوگان تو گویی، گویی ست! - چرخ با آن عظمت نیز به جز کوی تو نیست(۲۲۵)
سحر آموختگان
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز - چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز
لاله ها، شعله کش از سینه داغند به دشت - در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
از سرا پرده غیبت خبری باز فرست - که خبر یافتگان، بی خبرانند هنوز!
آتشی را بزن آبی به رخ سوختگان - که صدف سوزان جهان، بد گهرانند هنوز!
پرده بردار! که بیگانه نبیند آن روی - غافل از آینه، این بی بصرانند هنوز!
رهروان در سفر بادیه، حیران تواند - با تو آن عهد که بستند، برآنند هنوز
ذره ها در طلب طلعت رویت، با مهر - همچنان تاخته چون نو سفرانند هنوز
سحر آموختگانند، که با رایت صبح - مشعل افروز شب بی سحرانند هنوز
طاعت از دست شد، ای مردمک دیده! دمی - پرده بگشای! که مردم نگرانند هنوز(۲۲۶)
همه هست آرزویم...!
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی - چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟!
به کسی جمال خود را ننموده یی وبینم - همه جا با هر زبانی، بود از تو گفت وگویی!
غم ودرد ورنج ومحنت همه مستعد قتلم - تو ببر سر از تن، ببر از میانه گویی!
به ره تو بس که نالم، زغم تو بس که مویم - شده ام زمویه، مویی
همه خوشدل این که مطرب بزند به تار، چنگی - من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی!
چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی؟ - چه شود که کام جوید زلب تو، کامجویی؟
شود این که از ترحم، دمی ای سحاب رحمت! - من خشک لب هم آخر زتوتر کنم گلویی؟!
بشکست اگر دل من، به غدای چشم مستت! سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی
همه موسوم تفرج، به چمن روند وصحرا - تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی!
نه به باغ ره دهندم، که گلی به کام بویم - نه دماغ این که از گل شنوم به کام، بویی
زچه شیخ پاکدامن، سوی مسجدم بخواند؟! - رخ سجده وسجده گاهی، سرما وخاک کویی
بنموده تیره زورم، ستم سیاه چشمی - بنموده مو سپیدم، صنم سپیدرویی!
نظری به سوی (رضوانی) درمند مسکین - که به جز درت، امیدش نبود به هیچ سویی(۲۲۷)
خراب حور گردم!
نه چنان به گرد کویت، من ناصبور گردم - که گر آستین فشانی، چو غبار دور گردم!
من خسته در فراغت به کدام صبر وطاقت - به ره فراغ پویم، زپی حضور گردم؟
مهل آن که خاک سازد اجلم به ناتمامی - تو بسوز همچو شمعم که تمام نور گردم
من اگر به خلد یابم زتو جنس آدمی - زقصور طبع باشد که خراب حور گردم
به نیاز همچو (اهلی) سگ می فروش بودن - به از آن که مست باری زمی غرور گردم(۲۲۸)
دوران حسن توست
بگذشت دور یوسف ودوران حسن توست - هر مصر دل که هست به فرمان حسن توست
بسیار سر به کنگره عشق بسته اند - آن جا که طاق بندی ایوان حسن توست
فرمان ناز ده، که در اقصای ملک عشق - پروانه ای که هست زدیوان حسن نوست
زنجیر غم به گردن جان می نهد هنوز - آن مو که سلسله جنبان حسن توست
دانم که تا به دامن آخر زمان کند - دست نیاز من که به دامان حست توست
تقصیر در کرشمه (وحشی) نواز نیست - هر چند دون مرتبه شان حسن توست(۲۲۹)
ادرکنی!
ای مخزن سر کردگار، ادرکنی - ای هم تو نهان وآشکار، ادرکنی
بگزیده برای خویش، هر کس یاری - ای در او جهان مرا تو یار، ادرکنی(۲۳۰)!
بوی گل نرگس
برخیز! که حجت خدا می آید - رحمت زحریم کبریا می آید
از گلشن عسگری گذر کن، کامروز - بوی گل نرگس از فضا می آید(۲۳۱)
کی رفته یی...؟!
کی رفته ای زدل که تمنا کنم تو را؟! - کی بوده ای نهفته، که پیدا کنم تو را؟!
غیبت نکرده ای، که شوم طالب حضور - پنهان نگشته ای، که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی، که من - با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
بالای خود در آیینه چشم من ببین - تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش! در حرم ودیر بگذری - تا قبله گاه مؤمن وترسا کنم تو را
خواهی شبی، نقاب زوریت برافکنم - خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من - چندین هزار سلسله در پا کنم تو را!
طوبی ودره، گر به قیامت به من دهند - یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگر عشق، کار من - هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را(۲۳۲)

بخش هشتم: توشه فرهنگ سازان

توصیه به ترویج کنندگان فرهنگ مهدویت
بزرگداشت مناسبت ها وشعایر دینی، یکی از بهترین راه های گسترش فرهنگ ومعارف اسلامی ومأنوس ساختن مردم با اولیای الهی است.
بزرگداشت میلاد حضرت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سابقه ای دیرینه وموقعیتی بس ممتاز دارد.
همه ساله علاقه مندان وارادت مندان حضرتش با تمام توان به استقبال این روز بزرگ می شتابند وبا شکوه فراوان آن را بزرگزار می کنند.
در این راستا، جهت دهی وتوجه به کمیت وکیفیت این جشن از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ چه بسا، شیفتگان کم تجربه در اثر فقدان برنامه ریزی صحیح به مسائلی روی آورند که مورد رضای صاحب این روز نباشد.
این نقصیه، رسالت سنگین نهادهای فرهنگ ساز را در همراهی با مردم وجهت دهی صحیح ورشد وبالندگی حرکت خود جوش آنان، به خوبی آشکار می سازد.
بنابراین، بر فرهنگ سازان، برنامه ریزان وبرنامه سازان عزیز است که نیروهای عظیم ومشتاق را در مسیر اصلی خود که همانا مسیر تعالی وسازندگی است، قرار دهند.
در این رهگذر، از ابزارها وامکانات فراوانی می توان بهره گرفت: نیمه شعبان، شور ونشاط عید میلاد را در دل های مشتاقان می پراکند.
در هر کجا، شعر، شمع وشیرینی، رایحه انتظار واشتیاق را به مشام می رساند وجشن عمومی مردمان کوچه وبازار به صورت خود جوش وطبیعی، خود را می نمایاند.
تهیه ویژه نامه موعود، بزرگواری مسابقه بزرگ در انتظار موعود، چاپ کتاب، بخش نوار، بر پایی مراسم جشن واهدای جوایز وشب شعر بر پایی نمایشگاه ها می تواند مجالس مردمی را پر بارتر سازد.
برنامه های آینده حکومت جهانی حضرت صاحب الامر را می توان در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی با کمک، مشورت ویاری علما، فقها وبزرگان دین تبیین کرد.
رسانه های فرهنگی باید راه اصلاح را برای آینده همواره سازند وتلاشان بر این باشد که به دور از جناح بندهای سیاسی وحتی فکری، جوانان را به انتظار سازنده دعوت نمایند، باید دردمندانه از دین سخن گفت، نقطه اشتراک هایی مثل عقیده به مهدی موعود را بر جسته کرد وبا دعوت از افراد شاخص جناح ها وتشکیل میزگرد، هم دلی وصمیمیت در جامعه اسلامی ایجاد کرد.
بهره گیری از دعاهایی که درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارد شده، بسیار سازنده است.
شاید رایج ترین آنها همان دعای ندبه باشد که به صورت سنتی در روزهای جمعه خوانده می شود.
زیارت های بسیاری درباره حضرت وارد شده که بسیار سازنده اند.
ابزارهای هنری در کار تبلیغ، نقش مؤثری دارند.
به تصویر کشیدن چهره سرخورده بشر امروز که علی رغم همه پیشرفت های ظاهری در امر اقتصاد وتکنولوژی، دچار بحران های روحی وروانی شده است، به روشنی می تواند این پیام را منتقل سازد که عصر توسعه تکنولوژی وعصر علم وفن آوری، همراه با بحران های روحی وروانی بوده است واعتقاد به مهدویت وموعود آخر الزمان به عنوان نسخه شفابخش می تواند همه دردهای بی درمان را مدارا کند.
بنابرین، با وسایل وابزار هنری می توان تشنگی ونیاز انسان ها را به معنویت ومهدویت به تصویر کشید.
یکی از قدیمی ترین مراکز فرهنگی وتربیتی حوزه های علمیه هستند.
اکثر کتاب های نوشته شده درباره مهدی موعود را نخبگان وبرجستگان همین مراکز نوشته اند.
بنابراین، رسانه ها باید در بزرگداشت نیمه شعبان ارتباط نزدیک وتنگاتنگی با این مرکز ومراکز دیگر فرهنگی - تربیتی داشته باشد.
گفتنی است رسانه صدا وسیما با گستردگی ونفوذی که دارد، می تواند بیشترین نفش را در تبیین صحیح مهدویت وترویج اعتقاد درست به امام عصر ایفا کند.
مطبوعات نیز در مرحله بعدی می توانند رسالت خود را به بهترین وجه انجام دهند.
بی شک، اهل منبر، شاعران ونقاشان وسایر هنرمندان وسخنوران در تلطیف وتعمیق این اعتقاد وتعمیق این اعتقاد نقش مؤثری دارند.
بنابرین، می توان از وجود این عزیزان نیز بهره گرفت وآنان را به مسئولیتی که دارند، توجه داد.
در دوران دفاع مقدس یکی از مهم ترین ارزش های معنوی، اخلاقی واعتقادی که در جامعه دینی ما زنده وبارو شده بود، اعتقاد به مهدویت وامام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود که در مناجات، وصیت نامه های رزمندگان ودر حالات عرفانی ویژه ای که در جبهه ها وجود داشت وحتی خاطرات شیرین آنها، نشانه های این اعتقاد مقدس دیده می شود که باید آثار آنها را حفظ وبه عنوان یک اهرم تربیتی از آن استفاده کرد ودر طول ایام سال (ونه فقط در نیمه شعبان) از این مناجات ها، وصیت نامه ها وخاطرات بهره مند شد.
در روزگار غیبت امام وطولانی شدن عصر انتظار، ممکن است شبهه هایی در ذهن برخی راه یابد یا شیاطین پنهان وآشکار پایه های اعتقاد افراد، به ویژه جوانان را سست کنند، از این رو باید، در برابر این شبهادت مقاومت کرد وآنها را از ذهن ها ودل ها زدود.
به طور کلی، حوزه های علمی واعتقادی، نگهبانان میراث قرآنی وفرهنگ تربیتی اسلام - وهم چنین صدا وسیما - باید در برابر این تهاجمات پایداری کرده وبه تناسب به دفع این زیان ها وخطرها بپردازد.
هم چنین باید در حفظ وگسترش اعتقاد دینی وشناخت درست واعتقاد وعملی تلاش بیشتری کنند.
در احادیث وتعالیم از اهمیت ایمان در عصر غیبت به گونه ای عجیب یاد شده ومنتظران مؤمن به مثابه شمشیر زنان در رکاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) دانسته شده اند.
این ایمان وباور تا زمان ظهور باید در جامعه باشد وصدا وسیما می تواند در این زمینه نقش فعلی وحرکت آفرین داشته باشد انسان عصر غیبت باید دارای شناختی درست وبصیرتی درخشان باشد، تا بتواند اعتقاد حق را حفظ کرده ودر برابر هر پیشامدی پایدار باشد، انسان منتظر باید بداند انتظار چیست؟ برای چیست؟ واو منتظر کیست؟ وظیفه وجدانی وایمانی هر انسان، نجات هم نوع خویش از گمراهی وضلالت است.
به گواهی حضرت عسگری (علیه السلام) هر که بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است(۲۳۳).
پس از آن که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خویش را شناخته اند وبه حضرتش ایمان دارند، وظیفه شناساندن را هم بر دوش می کشند.
سلیمان بن خالد گوید: به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کردم: خانواده ای دارم که سخنان مرا می پذیرند، آیا آنها را به این امر (آیین) دعوت کنم؟ حضرت فرمود: آری، خدای عزوجل در کتابش می فرماید: یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم واهلیکم نارا وقودها الناس والجاره زن ومرد پیر وجوان وکودک ونونهال کشور در ایام ولادت نور، گوش وجان وچشم جست وجوگر خود را به برنامه ریزان وبرنامه سازان سپرده اند تا زلال معرفت به صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لبریز شوند، باید چون تشنگانی که به آب محتاجند، انسان های آگاه ودین باور حقیقت جو را به حجت بالغه الهی رساند.
آیه الله میرزا محمد اصفهانی که از جمله باریافتگان آستان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است در نامه ای به شاگردش شیخ محمد باقر ملکی میانجی می نویسد: تو را ای برادر سفارش می کنم وباز هم سفارش می کنم که مردم را به سوی امام زمانشان وملجا وپناهگاهشان - صلوات الله علیه - دعوت کنی ودل ها وزبانشان را به او متوجه سازی.
باید از بروز هر نوع خرافه وانحراف درباره آن حضرت جلوگیری کنیم.
متاسفانه در جامعه مسائل نادرستی درباره ارتباط با آن حضرت مطرح می شود که ممکن است با شان وساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناسازگار باشد، پس باید به شدت مراقبت کرد واز طرح این مباحث جلوگیری نمود وگزافه گوها را بر ملا ساخت وحقایق واقعی را به مردم انتقال داد.
یکی از اقدامات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز خارج کردن اسلام از میان انبوه خرافات، تحریف ها وتفسیرهای نارواست، به طوری که حتی گفته شده اسلام را از نو زنده می کنند وآن را زنگار تحریف ها وتفسیرهای نادرست پاک می کنند، به گونه ای که این آیین کاملا تازه به نظر می رسد.
بنابراین، بر منتظران آن حضرت است که با خرافات وگزافه گویی ها بر خورد جدی داشته باشند تا بتواند در مسیر آن حضرت حرکت کنند.
به راستی آیا پسندیده است که علی رغم آن که نزدیک به شش هزار روایت در این باره از معصومان وارد شده، معرفتی اندک واجمالی از حضرت صاحب الامر (علیه السلام) داشته ودر عوض، مبتلا به چنین مطالب پوچ وبی اساس خرافی شویم؟ تشکیل میز گرد فرهنگی برای تبیین واقعیت ها وبیان حقایق، ضروری به نظر می رسد.
اگر الگوپذیر از قیام عدالت گستر مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جامعه اسلامی ما به صورت یک فرهنگ در آید وهمه دست اندرکاران نظام اسلامی، خود را مظوفف به شناخت ویژگی های دولت کریمه آخرین ذخیره الهی بدانند وسعی کنند زندگی فردی وفعالیت اجتماعی خود را بر آن ویژگی ها منطبق سازند، آن وقت معنای واقعی انتظار فرج تحقق می یابد، رسانه باید در تبیین درست این الگو کامل از هیچ کوششی دریغ نورزد، به گونه ای که با کوچک ترین انحرافی از جانب هر شخصی، امر به معروف ونهی از منکر انجام گیرد.
پس از پیروزی انقلاب غربی ها فیلم هایی در زمینه قیام موعود آخر الزمان با هدف ارائه چهره مناسب از این قیام ساخته اند، حتی با کمال شیطنت می گفتند که سازمان سیاه پرونده ای برای اما مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشکیل داده، اما تنها عکس اینها را ندارد.
شخصی در فرانسه در پانصد سال پیش به نام نوستر آداموس که منجم، طبیب وکشیش بود واطلاعاتی از آینده نوشته بود یه یهودی ها میدان داد تا سوژه ای پیدا کرد وفیلم ساختند در هالیوود که مدت سه ماه از تمام شبکه های تلویزیون آمریکا پخش شد.
مضمون فیلم بدین صورت است که امام مهدی (علیه السلام) می آید وزمین جدید وارض جدید به وجود می آورد وآمریکا را شکست داده وپیروز می شود.
بعد آمریکا (غرب) با شوروی به تو افق می رسند وپیمان می بندند علیه پسر پیغمبر وشکستش می دهند.
اینها را بر نوشته های آداموس اضافه کردند واین فیلم را ساختند وپخش کردند.
هدفشان این است که بگویند خطر اصلی علیه تمدن غرب از اسلام واز مکه است.
امروز آغازش با نهضت امام خمینی رحمته الله علیه وفردا با امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)(۲۳۴).
آنها می کوشند تا اعتقاد به پیروزی اسلام را که تحقق وعده الهی است کم رنگ کرده، به فراموشی بسپارند.
رهبر معظم انقلاب می فرمایند: استکبار جهانی وصهیو نیزم در تلاش اند تا ملت های تحت سیطره آنان به وضع تحمیل شده عادت کنند وآن را ثابت، ابدی تغییرناپذیر بدانند(۲۳۵).
متاسفانه سیاست گذاران تا کنون علی رغم تبلیغات سازمان های جاسوسی وفرهنگی غرب علیه این موضوع وساخت فیلم هایی چون نوستر آداموس، جایگاه ویژه ای برای این امر در نظر گرفته اند وتنها در ماه شعبان، در میان سیلی از موسیقی، تبریکات وتبلیغات تجاری مطالبی گذار وقالبی را پخش می کنند.
خالقان آثار هنری، به ویژه فیلم سازان از دست مایه ای قوی ومحققانه برای خلق آثار هنری، به ویژه فیلم سازان از دست مایه ای قوی ومحققانه برای خلق آثاری مناسب برخوردار نیستند.
در نتیجه، قدرت لازم برای ایجاد نشاط وتحرک در میان جوانان وجود ندارد.
در مقابل، از بسیاری قهرمانان پوشالی وفاسد غربی واخیرا ژاپنی تبلیغ شده وجایگزین مردان بزرگ قبیله ایمان شده اند.
بنابراین، ضرورت انجام اقدامی اساسی، یعنی نوعی جهاد فرهنگی در مقابله با تهاجم فرهنگی در این زمینه بیش از هر زمانی به چشم می خورد.
در روایت است که آقا هر هفته کارنامه اعمال ما را می بینند.
از ثواب ها وکارهای نیک مان شاد می شوند وبر گناهان وخطاهای ما گریه می کنند واشگ می ریزد وطلب مغفرت برای شیعیان می نمایند.
آیا در شب نیمه شعبان شیعه واقعی ومنتظر حقیقی در پی شاد کردن قلب نازنین مولا خود است یا خدای نخواسته در پی انجام اعمال زشت؟ به نظر می رسد صدا وسیما باید در اسرع وقت گلچینی از بهترین آهنگ ها وسرودهای مذهبی ویژه نیمه شعبان را آماده کرده ودر اختیار علاقه مندان قرار دهد تا خدای نکرده با مراجعه به وسیقی های آن چنانی قلب مبارک امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دردمند نشود، زیرا همان طور که در طول سال، ارزش ها واحترام به ائمه از اهمیت خاصی برخوردار است، در ایام عید وشادمانی نیز این حرمت به قوت خود باقی است.
یکی از مسائل مهم در معرفی امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، معرفی ایشان به عنوان شخصیتی فراگیر است، به گونه ای که فراتر از هر مذهب وملیتی برای مردم کل جهان مطرح بوده وقیامشان جهانی باشد.
اعتقاد به مهدویت وموعود آخر الزمان به عنوان نسخه شفابخش می تواند جواب گوی همه سوال های پنهان وآشکار انسان امروز باشد وهمه دردهای بی درمان او را درمان کند.
عدم تأسیس مرکز تحقیقی بزرگی که بتواند با مراجعه به منابع ومتون دینی پاسخ گوی همه سؤالات مبتلا به باشد، موجب شده تا مطالب غیر تحقیقی به صورت پراکنده در میان مردم رواج یابد.
تا کنون مرکز تحقیقی مناسبی در جهان اسلام برای مطالعه، تحقیق وکشف تحریفات وارد آمده، تاسیس نشده وهمواره حقایق متعالی همراه با بسیاری از افسانه ها وتخیلات در میان مسلمین رایج شده است.
در ایم میان، جوتنان آسیب پذیرتر بوده اند، لذا در این ایام رسانه ها می توانند با طرح این نیاز اساسی، مسئولان امر را در رسیدن به این مقصود یاری کنند.
تهیه فیلم در خصوص کرامات وتوجهات امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وترویج مسئله انتظار امری ضروری است، زیرا عده ای از مخالفان در پی این هستند که با طرح شبهه هایی در اصل تولد امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شک وتردید ایجاد کرده وچنین القا کنند که از نظر تاریخی می توان تولد آن حضرت را اثبات کرد، در حال که اگر به دور از هر گونه غرض وروزی سیاسی وتنها به انگیزه دست یابی به حقیقت، به کتب تاریخی ومنابع نزدیک به غیبت صغری مراجعه شو جای هیچ تردیدی درباره تولد امام دوازدهم باقی نمی ماند.
مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تنها یک اندیشه نیست که ما در انتظار ولادت او باشیم، یک پیش گویی نیست که چشم به مصداق آن بدوزیم، بلکه واقعیتی خارجی است که ما منتظر ظهور نجات بخش او هستیم.
با وجود این، در صدا به صورت نمایشنامه ودر سیما به صورت فیلم وسریال باید نحوه تولد واصول کلی انقلاب موعود را به تصویر کشید.
امروز وظیفه اساسی ما ذکر مستمر تاریخ، سیره علمی وعملی او نواب (خاص وعام) است.
جای شگفتی است که در مملکت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردم شناخت کافی ووافی از ایشان نداشته باشند! مسجد جمکران میعادگاه عاشقان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، از این رو، جای خوشحالی وسپاس گزاری است که بسیار از مردم وجوانان از گوشه وکنار میهن اسلامی در این مکان مقدس گرد هم آمده وبه ساحت مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرض ارادت کنند.
رسانه در این ایام با تصویر برداری از این مکان مقدس وشرح مختصری از بنیان گذاری آن، می توان دیگران را تشویق به حضور در این اماکن کند.
پیشنهاد سازنده وحرکت آفرین (سازماندهی ورژه سربازان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در روز میلاد نور)
ظلم ستیزی، عدل گستری ومبارزه با دشمنان اسلام از اساسی ترین اصول قیام جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
برای دست یابی به چنین اهداف مقدسی، تجهیز، آمادگی وتجلی قدرت اسلام نقشی محوری دارد.
سربازان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با نمایش قدرت اسلام واعلان جانقشانی می توانند گام های اساسی را برای تحقق چنین هدف مقدسی بردارند.
چنین لشکری را ابتدا نایب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امام خمینی رحمته الله علیه پایه گذاری کرده وسپس رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای (مد ظلعه العالی) زعامت ورهبری آن را به عهده گرفتند.
امروز تقویت چنین حرکت مقدس وآماده نگه داشتن صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، بخشی از فرهنگ مهدویت ومکتب انتظار است.
این فرهنگ باید در اعتقاد، اهداف، آرمان وعملکرد ما نمود داشته باشد.
یکی از بارزترین نمودها وتجلی این فرهنگ می توان در ضمن یک رژه ومانور با عظمت در روز جهانی مستضعفان ومیلاد خجسته خورشید هدایت، موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، تجسم عینی یابد.
در سازماندهی وبر پایی چنین رژه با شکوهی، بسیج مستضعفان نقش محوری دارد، در حقیقت، بسیج جلوه کوچکی از ارتش مردمی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
امام صادق (علیه السلام) درباره نقش سازنده نیروهای مردمی را در لشکر صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید: انقلاب مهدی را سه سپاه یاری می رساند ودر پیش بد آن موثرند: الف) سپاهی از فرشتگان؛ ب) سپاهی از مومنان؛ ج) سپاهی از رعب.
بنابراین، در لشکر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم تایید ونصر الهی در کار است ومانند جنگ بدر به وسیله فرشتگان پشتیبانی می شوند وهم رعب ووحشتی که خداوند در دل دشمن می افکند، آنها را متزلزل ومرعوب می سازد.
از سوی دیگر، حضور فعال مؤمنان، آن انقلاب عظیم را به پیش می برد وبه سامان می رساند(۲۳۶).
از آن جا که نیروهای مردمی، مؤمن ومتعهد نقش عمده ای در پیروزی نهایی دارند باید علاوه بر زنده نگهداشتن وتجلیل آنها در یادها با ترویج وتبلیغ این مسئله نیروهای فداکار ومؤمن را به آمادگی لازم رسانید.
نقطه چنین حرکت سازنده ای می توان در قالب یک رژه وسیع وگسترده صورت پذیرند.
البته منظور از بسیج نیروهای مردمی تنها بسیج به معنای مصطلح نیست، بلکه حتی ارتش مقتدر وسپاه جان برکف ودیگر نیروهای نظامی وانتظامی ومردمی نیز می تواند در این راستا نقش آفرین باشد.
با برنامه ریزی درست وسنجیده، ثبت نام وسازماندهی ارتش امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وبر پایی چنین رژه با شکوهی می توان در قلوب دشمنان رعب ووحشت ایجاد کر؛ ودر مقابل، امید وسرور وشادمانی را در قلوب عاشقان تقویت نمود تا حضور معنوی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در میان مردم بیش تر احساس شود ورابطه عبد ومولا تحقق یابد.
سوالاتی برای مصاحبه وگفت وگو
۱. از واژهای امید وانتظار چه برداشتی دارید؟
۲. آینده جهان وسرانجام، سیر تاریخی انسان به کجا ختم می شود؟
۳. مدیریت در زمان ظهور چگونه خواهد بود؟
۴. رهبری آینده جهان را چگونه پیش بینی می کنید؟
۵. ضرورت وجود منجی وهدایت الهی را چگونه ارزیابی می کنید؟
۶. دعاهایی در خصوص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وارد، شده با کدام یک آشنایی بیشتری دارید؟
۷. مشکلات اصلی بشر کنونی را در وجوه اعتقادی، فرهنگی ومدنی چگونه ارزیابی می کنید؟
۸. وظیفه عاشقان امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت چیست؟
۹. اصول ورئوس برنامه های حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؟
۱۰. آیا اقوام مختلف در آماده سازی زمینه ظهور نقش متفاوتی دارند؟
۱۱. بحران فرهنگی عصر حاضر چگونه به وجود آمد؟
۱۲. از نشانه های قطعی ظهور حضرت چه می دانید؟
۱۳. وظیفه علما در زمان غیبت چیست؟
۱۴. موقعیت اججتماعی، سیاسی، فرهنگی واقتصادی جهان پس از ظهور را چگونه می بینید؟
۱۵. مسئله نیابت عامه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یعنی چه؟
۱۶. در مورد نواب خواص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اطلاعاتی دارید؟
۱۷. چه کسانی می توانند توفیق زیارت آن حضرت را در زمان غیبت داشته باشند؟
۱۸. انتظار مخرب وویران گر به چه نوع انتظاری گفته می شود؟
۱۹. انتظار سازنده یعنی چه؟
۲۰. خصوصیات منتظران واقعی حضرت چیست؟
۲۱. کسب آمادگی در زمان غیبت یعنی چه؟
۲۲. نظر امام خمینی رحمته الله علیه درباره انواع منتظران چیست؟
۲۳. رهبر انقلاب از واژه انتظار چه تعریفی دارند؟
۲۴. وجود امام غایب چه فوایدی را به همراه دارد؟
۲۵. یک آیه از قرآن مجید را که درباره مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده، بیان کنید؟
۲۶. به اختصار در مورد عقیده ادیان دیگر درباره مهدویت توضیح دهید؟
۲۷. انقلاب اسلامی ایران چگونه می تواند زمینه ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراهم نماید؟
۲۸. در مورد مسجد مقدس جمکران چه اطلاعاتی دارید؟
۲۹. لزوم عشق وغیرت دینی چه نقشی در حفظ ارزش ها ومقدسات دارد؟
۳۰. یکی از مجلاتی که درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تحقق وبررسی می کند، موعود نام دارد به چه میزان با این نشریه دارید؟
سوالات مسابقه ای
۱. امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در چه سالی به دنیا آمدند؟
۲. حضرت در چند سالگی به امامت رسیدند؟
۳. غیبت صغری چند سال طول کشید؟
۴. نایبان خاص حضرت را نام ببرید؟
۵. غیبت کبری چند سال طول کشیده است؟
۶. اکنون در چندمین سال تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار داریم؟
۷. از نام ها والقاب حضرت چند تا را نام ببرید؟
۸. یکی از القاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ربیع الانام است، آیا می دانید چه معنایی دارد؟
۹. در زمان غیبت کبری چه کسانی وظیفه هدایت جامعه اسلامی را به عهده دارند؟
۱۰. این سخن از کیست: مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) طاووس بهشتیان است؟
۱۱. مسجدی که با فرمان خاص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنا شده است، چه نام دارد؟
۱۲. چند دعا که درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است نام ببرید؟
۱۳. کدام یک از دعاهای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که عاشقان هر روز صبح آن را می خوانند؟
۱۴. به نظر شما مهم ترین وظیفه منتظران غیبت چیست؟
۱۵. یکی از نشانه های یقینی ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نام ببرید؟
۱۶. چند عنوان از کتاب هایی را که درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشته شده، نام ببرید؟
۱۷. یکی از فایده های وجود امام را برای جهانیان بیان کنید؟
۱۸. آیا اعتقاد به مهدویت در سایر ادیان هم وجود دارد؟
۱۹. چه سخنی از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به یاد دارید؟
۲۰. فرشتگان الهی در شب قدر به حضور چه کسی برای انجام چه کاری فرود می آیند؟
هدایت گران راه نور
گلچینی از سخنان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
۱. من مهدی قائم الزمان هستم.
من آن کسی هستم که زمین را پر از عدل می کنم، همان گونه که پر از ستم شده است.
زمین هرگز از حجت خالی نمی ماند ومردم در وقفه نمی مانند واین امانتی است که جز به برادرانت از اهل حق مگو(۲۳۷).
۲. من ذخیره خدا در زمین وانتقام گیرنده دشمنانش هستم(۲۳۸).
۳. من آخر وصی هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتاری ها را از خاندان وشیعیانم دور می گرداند(۲۳۹).
۴. من هنگام قیام آن چنان قیام خواهم کرد که بیعت هیچ کس از سرکشان به گردنم نیست(۲۴۰).
۵. کیفیت بهره برداری مردم از من در زمان غیبت، همان بهره برداری آنان از خورشید است، هنگامی که ابر وخورشید را از دیدگان پنهان کند(۲۴۱).
۶. وجود من برای اهل زمین موجب امان است، همان گونه که ستارگان برای اهل آسمان ها موجب امان هستند(۲۴۲).
۷. زمین هیچ گاه خالی از حجت نیست، با آن حجت آشکار یا پنهان(۲۴۳).
۸. هنگامی که خدا اجازه سخن گفتن بدهد، حق آشکار شود باطل نابود گردد(۲۴۴).
۹. هر کس که ما از او بیزاری جوییم، خدا وفرشتگان وپیامبران واولیایش نیز از او بیزاری می جویند(۲۴۵).
۱۰. امام ظهور فرج، پس آن به اراده خدایی است که یادش بزرگ است وهر کس (برای ظهور) وقت تعیین کند، دروغ گفته است(۲۴۶).
۱۱. برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، زیرا همین موجب فرج وگشایش شماست(۲۴۷).
۱۲. از آن چه برایتان سودی ندارد پرسش نکنید وخود را برای دانستن آن چه از شما نخواسته اند به زحمت نیندازید(۲۴۸).
۱۳. فطمه علیها السلام دختر (صلی الله علیه وآله وسلم) برای من الگو است.
۱۴. از خدا بترسید وتسلیم ما شوید وکارها را به ما بسپرید.
پس بر ماست که شما را از سر چشمه سیراب برگردانیم، همان گونه که بردن شما به سوی سرچشمه به وسیله ما بوده است ودر پی آن چه از شما پوشیده شده است، نروید(۲۴۹).
۱۵. از راه راست به راه چپ منحرف نشوید ومقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است، به طرف ما قرار دهید(۲۵۰).
۱۶. هر فردی از شما باید به آن چه عمل کند که به وسیله آن به دوستی ما تقرب جوید واز آن چه او را پست می گرداند که همانا ناخوش داشتن وئ خشم ماست، دوری نماید(۲۵۱).
۱۷. ما از رسیدگی وسرپرستی شما کوتاهی نمی کنیم ویاد شما را از خاطر نمی بریم که اگر جز این بود از هر سو گرفتاری بر شما فرود می آمد ودشمنان، شما را از بین می برد، پس از خدای بزرگ بترسد(۲۵۲).
۱۸.اگر محبت شما را نداشتیم وصلاحتان رانمی دیدیم ترحم وشفقت بر شما نبود، گفت وگوی با شما را ترک می کردیم(۲۵۳).
۱۹. اموالی که شما به ما می رسانید، ما آنها را نمی پذیریم، مگر آن که پاکیزه شوید. پس هر که می خواهد آنها را به ما برساند وهر کس می خواهد نرساند، آن چه خدا به ما داده بهتر است از آن چه به شما داده است(۲۵۴).
۲۰. از رحمت خدا دور است دور! کسی که نماز مغرب را به اندازه ای تاخیر بیندازد تا ستاره ها آشکار شوند. از رحمت خدا دور است دور! کسی که نماز صبح را به اندازه ای تاخیر بیندازد، تا ستاره ها ناپدید شوند(۲۵۵).
۲۱. هیچ چیز مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی ساید. پس نماز بخوان وبینی شیطان را به خاک برسای(۲۵۶).
۲۲. وقتی برای هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند، پس چگونه این کار در مال ما جایز می شود(۲۵۷).
زمزمه های عارفانه
خدایا! مرا از یاران وپیروان وشیعیان او قرار ده وآن چه را خاندان پیامبر (علیه السلام) آرزومند ودشمنان از آن در هراسند، با ظهورش به من بنمایان(۲۵۸).
خدیا! حجتت را به من بشناسان، زیرا اگر حجت خودت را به من نشناسانی، از دینم گمراه می شوم.
پروردگارا! دیدارش را آشکار نما وپایگاه هایش را ااستوار گردان وما را از کسانی قرار ده که دیدگانشان به دیدار او روشن می شود وما را به خدمت گزاری او مشغول دار وبر کیش وآیین وی بمیران وما را در گروه او محشور بفرما(۲۵۹).
پروردگارا! ما را یاران او واز تقویت کنندگان حکومتش واز انجام دهندگان امر او واز خشنود شدگان به رفتارش واز تسلیم شوندگان در برابر احمامش قرار ده(۲۶۰).
خدایا! ما بندگانت شیفته ولی تو هستیم که یاد آور تو وپیامبر توست واو را پناه ونگهدار ما آفریدی وبرای ما اقوام وپناه بر انگیختی وبرای مومنان ما امام قرار دادی، پس تبریک وسلام ما را به او برسان(۲۶۱).
خدایا! به وسیله او نمازمان را بپذیر، گناهانمان را بیامرز ودعاهایمان را مستجال ب فرما(۲۶۲).
خدیا! یز ما منت گذار تا او را خشنود سازیم ومهر ورحمت ودعا وخیر او را به ما ببخش تا بدین وسیله به رحمت وکامیابی گسترده تو دست یابیم(۲۶۳).
خدایا! به وسیله او روزی مان را گسترده وغم هایمان را بر طرف وخواسته هایمان را بر آورده بفرما(۲۶۴).
خدیا! ما را در حزب او قرار ده که امرش را به پا می دارند وبا او شکیبا هستند وبا خیز خواهی وی خرسندی ات را می جویند، تا در روز قیامت ما را جزء یاران وتقویت کنندگان حکومتش محشور نمایی(۲۶۵).
خدایا! عقیده ما به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از شک وشبهه وخودنمایی وشهرت طلبی خالص کن، تا به جز تو به کسی اعتماد ننماییم وجز خاطر تو را نجوییم وما را به مقام او برسان ودر بهشت ما را با او همراه کن واز هر بی میلی وتنبلی وسستی ما را پناه ده(۲۶۶).
خدایا! آن چهره رشید وآن پیشانی نیکوی او را به من نشان ده ودیدگانم را با دیدارش سرمه کش(۲۶۷).
خدایا مرا به سیر او سلوک ده(۲۶۸).
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آیینه کلام امام خیمنی (قدس سره)
شما الان وظیفه سنگینی دارید، شما الان تحت نظر خدا وتحت نظر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستید، ملائکه شما را مراقبت می کنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه می دارند. باید متوجه باشید. مبادا از این اختیاراتی که حالا پیدا کرده اید واز این قدرتی که الان پیدا کردید (از) زیر بار آن قدرت ظالم بیرون رفتید، خودتان یک قدرت ظالمه باشید وبه برادران خودتان تعدی کنید(۲۶۹).
من امیدوارم که ما به مطلوب حقیقی برسیم ومتصل بشود این نهضت به نهضت بزرگ اسلامی وآن نهضت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست(۲۷۰).
رهبر همه شما وهمه ما وجود مبارکه بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است وباید ماها وشما طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست آوریم(۲۷۱).
این کشوری که کشور ائمه هدی (علیه السلام) وکشور صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، باید کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد، قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را - ان شاء الله - به عدل وداد بکشد واز این جورهایی که بر مستضعفان می گذارد، جلوگیری کند(۲۷۲).
با اتکال به خدای تبارک وتعالی وپشتیبانی صاحب این کشور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این مقصد را به آخر برسانید وخواهید رساند(۲۷۳).
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظلم بایستد ومشتش را گره کند وتوی دهنش بزند ونگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد. ما تکلیف داریم آقا! این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستیم، پس دیگر بنشینم در خانه هایمان، تسبیح در دست بگیریم وبگوییم: عجل علی فرجه عجل با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او وفراهم کردن این که مسلمین را با هم مجتمع کیند، همه با هم بشوید - ان شاء الله - ظهور می کند ایشان(۲۷۴).
امید آن است که مسلمانان ومستضعفان جهان به پا خیزد وداد خود را از مستکبران بگیرند ومقدمات فرج آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را فراهم نمایند(۲۷۵).
خداوند این اسلام را جمهوری اسلامی را نگه دارد وما را موفق کند که به لقای جمال مبارک امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) موفق بشویم(۲۷۶).
چه مسعود ومبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها وفته انگیزها پاک شود وحکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد(۲۷۷).
با سلام ودرود به پیشگاه مقدس مولود نیه شعبان وآخرین ذخیره امامت، حضرت بقیه الله (ارواحنافداه) ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار، سلام بر او وسلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت وظهور او وسلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت در؟ می کنند واز جام هدایت ومعرفت او لبریز می شوند، سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری وایثار وشهادت، راه ظهور را همواره می کنند(۲۷۸).
ما مفتخریم که ائمه معصومین (علیه السلام) از علی بن ابی طالب (علیه السلام) گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که به قدرت خداوند قادر زنده وناظر امور است، ائمه ما هستند(۲۷۹).
هرچه هست از اسلام است واز برکات وجود مبارک حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما همه ما، چیزی نیستیم(۲۸۰).
این مقال را با جمله زیبای حضرت امام (ره) درباه حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) من نمی توانم اسم رهبر وروی ایشان بگذاریم، بزرگ تر از این است، نمی توانم بگویم که شخص اول است، برای این که دومی در کار نیست، ایشان را نمی توانیم با هیچ تعبیری، تعبیر کنیم، الا همین که مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آیینه کلام حضرت آیه الله خامنه ای
نیمه شعبان روز ولادت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روز مستضعفین وروز امید دل های
مومن ومعتقد به مسئله مهدی موعود وامام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است(۲۸۱).
مسئله امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یکی از ارزنده ترین مسائل اسلامی است که هم در دوران مبارزه با طاغوت به مبارزین ارزنده ترین مسائل اسلامی است که هم امروز که روز حکومت اسلامی، حکومت مستضعفین زمین است، ما را تشویق می کند که حرکت خود را تسریع کنیم(۲۸۲).
در گذشته، سوء استفادهای زیادی از قضیه انتظار شده است، برداشت منفی همان چیزی است که استکبار واستعمار در طول سال های متمادی کوشش می کردند تا به مردم تزریق کنند. برداشت منفی این است که مردم بگویند که به ما چه که در مقابل ظلم وفساد وکفر وبدی وشرارت بایستم، ما منتظر خواهیم ماند تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خودش بیاید ومشکل را حل کند. این برداشت منفی است، یعنی سلب مسئولیت نسبت به همه شرارت ها وبدی های موجود در جامعه(۲۸۳).
برداشت مثبت وصحیح این است که اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد آمد ودنیای پر از عدل وداد درست خواهد کرد، پس ما باید به سهم خود در زمینه سازی دنیا کوشش کنیم.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باید به صورت یک الگو برای مومنین در آید.
اگر آن حضرت با کفر می جنگد وبرای عدالت زحمت می کشد ومجاهدت می کند، ما هم که مأموم ودنباله رو او هستیم، باید برای گسترش عدالت مجاهدت کنیم(۲۸۴).
اعتقاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واین که آن حضرت با حضور خود در دنیا پر از عدل وداد می کند، یک مسله حرکت ویک عامل نشاط برای ملت ما وتتمام کسانی است که به این مسئله اعتقاد دارند(۲۸۵).
اگر دنیا را خورشیدی روشن خواهد کرد، به این معنا نیست که تا آمدن آن خورشید نورانی در تاریکی بنشینیم(۲۸۶).
حرکت آن حضرت هر ستمی باشد (باید) حرکت پیروان او هم به همان سمت باشد(۲۸۷).
قانع نشدن به وضع موجود وتلاش فزاینده ومستمر در انجام اعمال نیک وخیر یک بعد انتظار است وامید به آینده ای روشن که در آن سراسر زندگی بشر را تفکر الهی فرا خواهد گرفت، بعد دیگر انتظار است(۲۸۸).
انتظار ظهور مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بخش عظیمی از اعتقادات ماست، حقیقت (انتظار) به صورتی برجسته، درخشان وپر امید در محیط زندگی ملت عزیز ما وشیعیان جهان وجود دارد(۲۸۹).
نفس انتظار وامید، به انسان جرأت اقدام وحرکت ونیرو می بخشد(۲۹۰).
انتظار فرج واعتقاد به مهدویت علاوه بر ابعاد منطقی، فکری واستدلالی بسیار بارز آن، دارای جنبه های عاطفی، معنوی وایمانی عقیق وبسیار مهمی است(۲۹۱).
شیعیان وپیروان آن حضرت باید کسب آمادگی معنوی، روحی وایمانی را جزء وظایف خود بدانند(۲۹۲).
امروز در نقطه مقابل تلاش دشمنان باید در جهت اعتقاد عمل وتبلیغ وتبیین حقیقت مهدویت حرکت کنیم(۲۹۳).
منتظران صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به منور شدن چشم انداز زندگی بشر وپایان دوران ظلم وتجاوز امیدوارند وجنایات ستم وتزویز سردمداران استکبار جهانی نمی تواند چشمه امید را در دل های آنان خاموش کند(۲۹۴).
منتظران حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ردیدی ندارند که روزگار ظلم وطغیان وتجاوز سرانجام به پایان خواهد رسید وقدرت قاهره حق همه قله های فساد وتعدی را از بین خواهد برد(۲۹۵).
اگر آن حضرت پرچم دین وقرآن ونظام الهی را در سراسر عالم خواهد گستراند، ما هم که دنباله رو ومعتقد به او هستیم باید تا حدی که در توان ماست در گوشه ای از دنیا پرچم اسلام را برافراشته نگاه داریم(۲۹۶).
داستان های برگزیده
تولدی الهی
حکیمه دختر امام جواد (علیه السلام) (عمه امام حست عسگری (علیه السلام) گفت: امام حسن عسگری (علیه السلام) به من پیام داد که امشب هنگام افطار، نزد ما بیا، زیرا امشب شب نیمه شعبان است.
خداوند متعال به زودی در این شب حجت را آشکار می کند که حجت خدا بر سراسر زمین باشد.
عرض کردم: مادر او کیست؟ فرمود: مادرش نرجس است.
عرض کردم: خداوند مرا فدایت قرار دهد، اثر حمل در نرجس دیده نمی شود.
فرمود: همان هست که گفتم، امشب حجت خدا متولد می شود.
حکیمه می گوید وقتی که نزد امام حسن عسگری (علیه السلام) رفتم سلام کردم ونشستم، حضرت نرجس آمد که کفش مرا بیرون آورد وبه من فرمود: سیده من، حالت چطور است؟ عرض کردم: بلکه تو سیده من وخانم اهل بیت من هستی! او سخن مرا رد کرد وگفت: ای عمه این چه حرفی است که می زنی؟ گفتم: ای دختر! خداوند امشب به تو پسری عطا می کند که آقای دنیا وآخرت است.
حگیمه می گوید: نرجس نشست ونشانه های شرم در چهره او آشکار شد.
بعد از آن که از نماز فارغ شدم، افطار کردم وبه خوابگاه خود رفتم وخوابیدم.
هنگامی که نصف شب فرا رسید، برخاستم ونماز شب را خواندم، بعد از نماز دیدم حضرت نرجس علیها السلام در خواب هست واثری از وعده برادر زاده ام امام حسن عسگری (علیه السلام) دیده نمی شود، مشغول تعقیب نماز شدم، سپس خوابیدم وبعد در حال ترس، از خواب بیدار شدم.
دیدم نرجس علیها السلام در خواب است.
بعد از لحظه ای او برخاست ونماز شب خواند، من (برای این که اثر وضع حمل در او ندیدم) به شک افتادم (که نکند او حامله نباشد) ناگاه امام حسن عسگری (علیه السلام) از اتاق خود صدا زد: ای عمه! عجله نکن، فرا رسیدن وعده نزدیک است.
حکیمه گوید: سوره های الم سجده ویاسین را خواندم.
در این حال بودم که ناگاه نرجس علیها السلام هر اسان بیدار شد، به سوی او شتافتم.
گفتم: خدا یارت باد سپس گفتم: آیا چیزی احساس می کنی؟ گفت: آری، عمه جان! گفتم: خاطر جمع ودلگرم باش، این همان است که گفتم.
حکیمه می گوید: در این هنگام یک نوع سستی بر من وبر نرجس عارض شد که چیزی نفهمیدیم.
ناگاه دریافتم که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متولد شده است.
روپوش را از روی کنار زدم، دیدم او به حالت سجده روی زمین قرار گرفته است.
او را برگرفتم، دیدم پاک وپاکیزه است، در این هنگام حسن عسگری (علیه السلام) صدا زد: عمع! پسرم را نزدم بیاور.
او را نزد امام حسن عسگری (علیه السلام) بردم.
آن حضرت، نوزاد را روی دستش گرفت وپاهایش را روی سینه اش قرار داد.
سپس زبانش را در دهان نوزاد گردانید ودستش را بر چشمان وگوش ها ومفاصل او کشید.
سپس فرمود: پسر جان سخن بگو! نوزاد گفت: اشهدان لا الله الا الله وحده لا شریک له واشهدان محمدا رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا وبی همتا نیست ومحمد (صلی الله علیه وآله وسلم) رسول خداست.
سپس بر امیر مؤمنان (علیه السلام) وسایر امامان علیهم السلام درود فرستاد تا به پدرش رسید وآن گاه سکوت کرد.
حکیمه می گوید: امام حسن عسگری (علیه السلام) به من فرمود: عمه جان! این نوزاد را نزد مادرش ببر، تا بر او سلام کند.
سپس نزد من بازگردان من نوزاد را نزد مادرش بردم، به مادر سلام کرد.
سپس او را نزد پدرش باز گرداندم ودر مجلس امام نهادم(۲۹۷).
تلاش بی فایده
معتمد، خلیفه عباسی از این که امام حسن عسگری (علیه السلام) را مسموم کرده بود، خوشحال بود.
مردم در برابر قدرت حکومت، خود را باخته بودند.
ترس ووحشت بر دل ها سایه افکنده بود ودهان همه قفل شده بود.
امام حسن عسگری (علیه السلام) به شهادت رسید، برادرش جعفر در کنار خانه آن حضرت نشسته بود وگروهی از شیعیان اطراف او را گرفته بودند وتسلیت می گفتند.
در این هنگام عقید خادم امام (علیه السلام) بیرون آمد وبه جعفر گفت: جنازه امام را کفن کردند، بیایید نماز بخوانید.
جعفر وارد خانه شد، جمعیت به همراه او وارد حیاط شد.
پیکر مطهر امام حسن عسگری (علیه السلام) را در تابوت گذاشته بودند.
جعفر پیش رفت تا بر جنازه امام نماز بگزارد.
ناگهان کودکی گندمگون وسیاه موی، بیرون آمد ولباس جعفر را گرفت واو را کنار کشید وگفت: عمو کنار برو، من باید بر پدرم نماز بخوانم.
جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت.آن کودک بر پیکر مطهر امام نماز گزارد وبه این ترتیب، تلاش بی فایده جعفر برای امام شدن خنثی شد(۲۹۸).
حکایت شنیدنی
یکی از خدام حضرت رضا (علیه السلام) می گوید: برای کشیدن دندان دکتر رفتم، دکتر گفت: غده ای هم کنار زبان شماست که باید جراحی شود.
من موافقت کردم.
اما پس از عمل جراحی لال شدم وقدرت حرف زدن را از دست دادم.
ناگزیر همه چیز را روی کاغذ می نوشتم وبه این وسیله با دیگران ارتباط برقرار می کردم.
هر چه به پزشک مراجعه کردم درمان نپذیرفت وفایده ای نبخشید.
دکترها می گفتند: عصب گویایی شما صدمه دیده است.
ناراحتی وبیماری به من فشار آورد.
ناچاری برای معالجه عازم تهران شدم.
در تهران روزی خدمت آقای علوی رسیدم.
ایشان فرمودند: راهنمایی من به تو این است که چهل شب چهارشنبه به مسجد جمکران بروی، اگر شفایی هست آن جاست.
تصمیم جدی گرفتم، هر هفته از مشهد بلیت هواپیما تهیه می کردم، شب های سه شنبه تهران می آمدم وشب چهارشنبه، به مسجد جمکران مشرف می شدم.
در هفته سی وهشتم بعد از نماز به مسجد رفتم وصلوات می فرستادم که ناگهان حالت خاصی به من دست داد.
دیدم همه جا نور باران وآقایی وارد شد.
مردم هم پشت سر ایشان بودند ومی گفتند: حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشند.
من با ناراحتی در گوشه ای ایستادم وبا خود اندیشیدم که نمی توان به آقا سلام کنم.
حضرت نزدیک من آمدند وفرمود: سلام کن.
من به زبانم اشاره کردم تا اظهار کنم که لال هستم وبی ادب نیستم که سلام نکنم.
حضرت بار دوم فرمود: سلام کن.
بلافاصله زبانم باز شد وسلام کردم.
در این هنگام به حال عادی برگشتم ومتوجه شدم در سجده ومشغول صلوات فرستادن هستم(۲۹۹).
کتبه الحجه
شخصی کتابی در رد مذهب شیعه نگاشته بود ودر مجالس عمومی آن را مطرح می کرد ودر نتیجه، بعضی را نسبت به مذهب شیعه بدبین وعقیده آنها را منحرف می کرد. از طرفی، کتاب را در اختیار کسی نمی گذاشت تا مطالبش مستقیماً ویا با واسطه در دست دانشمندان قرار نگیرد وایرادی بر آن وارد ننمانند.
علامه حلی که یکی از بزرگ ترین متفکران جهان شیعه است، چندی به طور ناشناس در جلسه درس آن شخص رفت وآمد کرد وسرانجام، تقاضای دریافت کتاب کرد. آن شخص نتوانست به طور کلی، دست رد بر سینه او بزند. گفت: من نذر کرده ام که کتاب را جز یک شب به کسی واگذار نکنم. ناگزیر علامه پذیرفت که فقط یک شب آن کتاب نزد وی بماند.
علامه آن شب با یک دنیا خرسندی به رونویسی کتاب پرداخت. نظر علامه این بود که هر چند مقدور شود آن کتاب یادداشت بردارد وبه پاسخ گویی آن اقدام نماید. اما همین که شب به نیه رسید علامه را خواب فراگرفت. ناگاه دید مردی که در واقع چشم بیدار انسان هاست، داخل اتاق شد وفرمود:
ای علامه! تو کاغذها را خط کشی وآماده کن، من کتاب را می نویسم.
اما وضع چنان بود که علامه در خط کشی هم به آن شخض نمی رسید، زیرا سرعت نوشتن او فوق العاده بود. سپس فرمود: علامه، تو بخواب ونوشتن را به من واگذار.
علامه بی چون وچرا فرمان آن مرد را اطاعت کرد وخوابید، چون از خواب برخاست تمام کتاب را بدون هیچ کم وکاستی در دفتر خود منعکس شده یافت.
گویند که تنها اثر شخص نویسنده، نام مبارکش بود که در پایان کتاب ظاهراً بانقش کبته الحجه به چشم می خورد(۳۰۰).
فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مسجد کوفه
شب از نیمه شب گذشته ومطالعات علمی فکرم را سخت ناتوان کرده بود.
از حجره بیرون آمدم ورد صحن مطهر حضرت امیر المومنین (علیه السلام) قدم می ردم تا خستگی فکرم کم شود. محیطی آرام وفضایی روح افزار بود.
اما همان لحظه که من در سیاه چادر شب بازبانی خاموش ودلی گویا می خرامیدم، صدای ملایم پایی گوشم را نوازش می داد وبه دنبال آن، سایه شخصی را که به سوی حرم شریف روان بود مشاهده کردم.
راستی در این نیمه شب کیست که قصد تشریف به حرم را داد؟ درها که بسته است! خادمان حرم همه خفته ودر بستر آسایشند! من آرام خود را با او نزدیک کردم ورفتارس را زیر نظر گرفتم، گویا او مرا نمی دید وبه سوی هدف پیش می رفت.
همین که به در حرم نزدیک شد، قفل باز گردید ودر گشوده گشت!
مرد ناشناس در کمال وادب کنار حرم مطهر حضرت علی بن ابی طالب (علیه السلام) ایستاد در آن مکان مقدس سلام کرد ومن جواب سلام او را که از مزار شریف آمد شنیدم. سپس احساس کردم که آن مرد با کسی در یک مساله علمی شروع به سخن کرده است، هنوز از آن گفت وگو چیزی نگذشته بود که آن مرد از حرم خارج شد.
حس کنجکاوی مرا بر آن داشت تا او را تعقیب نمایم، لذا آرام آرام به هر کجا که می رفت من نیز می رفتم.
آن مرد از شهر خارج شد وبه سوی مسجد کوفه روان گشت. در مسجد داخل محراب شد وگویا با کسی به گفت وگو پرداخت. سخنانش که به تمام رسید از مسجد خارج شد وبه سوی شهر مراجعت کرد.
نزدیک دروازه نجف که رسید، تازه سپیده صبح دمیده بود وخفتگان کم کم از بستر استراحت سر بر می داشتند وآماده نماز به درگاه بی نیاز می شدند.
من آن گاه خود را بدان برگ مرد رساندم. چون به صورتش نگریستم، دیدم استادم مقدس اردبیلی است.
پس از سلام وانجام مراسم ادب، عرضه داشتم:
دیشب از لحظه ای که به حرم حضرت امیر (علیه السلام) وارد شدید تا هم اکنون با شما بودم، لطفا بفرمایید آن کس که در حرم با وی سخن گفتید وآن کس که در محراب مسجد کوفه کردید چه کسی بود؟
استاد مقدس اردبیلی بعد از گرفتن پیمان، که رازش تا موقعی که زنده است فاش نکنم فرمود:
فرزندم، گاه می شود که حل مسائل بر من دشوار می گردد وچون از حل آن عاجز می شوم به خدمت حلال مشکلات حضرت علی (علیه السلام) شرفیات می گردم وجواب را از آن حضرت می گیرم! اما شب گذشته حضرت علی (علیه السلام) پاسخ مرا به حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واگذار نمود وفرمود: فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مسجد کوفه است. او امام زمان توست؛ نزد او برو وجواب مسائل خود را از وی فراگیر. من نیز به او امر آن حضرت داخل کوفه شدم وآن کس که با وی گفت وگو می کردم، حضرت مهدی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود(۳۰۱).

بخش نهم: آخرین کلام ومعرفی کتاب

سخن آخر
شیعیان، دیو یاس وناامیدی را از خویش رانده وبه عاقبت وسرنوشت بشر خوشبین اند. نیک می دانند که همه این برنامه های رنگارنگ ومسلک های دلفریب مجعول بشر قادر نیستند انسان را از گرداب بدبختی نجات دهند وبحران های خطرناک جهانی را مهار کنند، بلکه قوانین ودستورهای جامع ومتین اسلام را که از منبع وحی سرچشمه گرفته، برای تامین سعادت بشر صالح می دانند. آنا عصر درخشانی را پیش بینی می کنند که بشر به حد کمال رسیده، زمام اداره جهان را به دست امام معصوم (علیه السلام) سپرده واز هرگونه خطا واشتباه وخودخواهی وغرض ورزی منزه ودر امان است.
شیعه در انتظار چنین روزی است وخود را برای چنین انقلابی آماده می سازد. این آرزویی است که از روزگاران قدیم درباره آن سخن ها گفته وپیامبران وحکیمان آن را وعده داده اند. انعکاس این آرزو، در آفاق واعصار پیچیده ومنتظران چشم به راه را در معبر انتظار نشانیده است، تا روزی که امواج این واقعه بزرگ در جام خورشید ریزد ونسیم پیروزی از کران تا کران دشت ها وزیدن آغاز نماید وجوانه های شادی به ثمر نشیند وجویبارها نهرها ورودها در آن ایام برکت خیز به جریان در آیند وبانگ اشهد ان لا اله الا الله واشهد ان محمداً رسول الله از فراز ماذنه ها در همه جای جهان طنین انداز شود. عدل واحسان همه جا را فراگیرد ونابه سامانی ها از میان برود، وجهل وستم از جهان رخت بربندد، دل ها منور، عقل ها کامل، دانش ها واقعی، زندگی ها پاک وامتیازهای پست مادی نابود شود. آن روز همه جا وهمه چیز نور وروشنایی خواهد بود.
پروردگارا! دیدارش را آشکار نما وپایگاه هایش را استوار گردان وما را از کسانی قرار ده که دیدگانمان به دیدار او روشن می شود وما را به خدمتگزاری او مشغول دار وبر کیش وآیین وی بمیران وما را در گروه او محشور بفرما وچنان چه مرگی بین ما ودیدار او فاصله انداخت، پس ما را هنگام ظهور زنده کن تا از قبرمان بیرون آییم وکفن پوش در رکابش جهاد کنیم. در آن صفی که به صف ایستادگانش را در کتابت ستایش نمودی، پس خدایا! سیمای فرخنده ولی خودت را در زندگی وپس از مرگ به ما بنمایان.

سر به قیامت چو بر آرم زخاک - نیست مرا جز هوس روی تو
مایل فردوس برین نیستند - خاک نشینان سر کوی تو
کیست که دیوانه نگردد زعشق؟ - گر نگرد سلسله موی تو
بار دگر زنده شوم بعد موت - گربه مشامم برسد بوی تو

فهرست بعضی از کتاب های بزرگان شیعه درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
۱. اصول کافی، (کتاب الحجه)، ثقه الاسلام کلینی.
۲. اکمال الدین، شیخ ابو جعفر صَدوق.
۳. الارشاد، شیخ مفید بغدادی.
۴. خمس رسائل فی اثبات الحجّه، شیخ مفید بغدادی.
۵. الوجیزه فی الغیبه، سید مرتضی علم الهدی.
۶. الغیبه، شیخ الطائفه طوسی.
۷. البرهان علی صحة طول عمر الامام صاحب الزمان، شیخ ابوالفتح کراجکی.
۸. الغیبه، محمد ابراهیم نعمانی.
۹. اِعلام الوری، امین الاسلام طبرسی.
۱۰. المَلاحِم والفِتَن، سید ابن طاووس.
۱۱. فصول نصیریه (فصل امامت)، خواجه نصیرالدین طوسی.
۱۲. المحَجَّه فیما نزل فی القائم الحُجّه، سید هاشم بحرانی.
۱۳. بحارالانوار، ج ۵۱ و۵۲ و۵۳، علامه مجلسی.
۱۴. اثبات الهداة، شیخ حر عاملی.
۱۵. نجم الثاقب، حاج میرزا حسین نوری.
۱۶. الصَّحیفه المهدویه، حاج شیخ فضل الله نوری.
۱۷. کفایه الموحدین (جلد ۳)، سید اسماعیل عقیلی طبرسی.
۱۸. بیان الفرقان (جلد ۵)، شیخ مجتبی قزوینی خراسانی.
۱۹. المهدی المنتظر والعقل، شیخ محمد جواد مغینه لبنانی.
۲۰. المصلح المنتظر، شیخ محمد رضا شمس الدین.
۲۱. مِکیال المَکارم، سید محمد تقی موسوی اصفهانی.
۲۲. قائم آل محمد صلی الله علیه و آله وفلسفه غیبت، حاج میرزا خلیل کمره ای.
۲۳. موعودی که جهان در انتظار اوست، حاج شیخ علی دوانی.
۲۴. نوید امن وآمان، آیة الله لطف الله صافی گلپایگانی.
۲۵. دادگستر جهان، آیه الله ابراهیم امینی.
۲۶. المهدی، آیة الله سید صدرالدین صدر.
۲۷. منتخب الاثر، آیة الله لطف الله صافی گلپایگانی.
۲۸. المهدی الموعود المنتظر، شیخ نجم الدین جعفر العسکری.
۲۹. الامام الثانی عشر، سید محمد سعید موسوی هندی.
۳۰. المنتظر علی ضوء حقائق العامه، محمد حسین الادیب عراقی.
۳۱. قیام وانقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ، شیخ مرتضی مطهری.
۳۲. آینده بشریت از نظر مکتب ما، آیة الله سید محمود طالقانی.
۳۳. در فجر ساحل، شیخ محمد حکیمی خراسانی.
۳۴. نام محبوب - بررسی نامها والقاب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، سید حسین حسینی، نشر آفاق، چاپ سوم، ۱۳۷۶، تعداد ۱۵۸ صفحه.
۳۵. اصالت مهدویت در اسلام (از دیدگاه اهل سنت)، مهدی فقیه ایمانی، ناشر: مؤلف، چاپ دوم، ۱۳۷۶.
۳۶. شیوه های یاری قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، میرزا محمد باقر فقیه ایمانی، چاپ اوّل، شعبان، ۱۴۱۹، صفحه ۲۲۴.
۳۷. مهدی علیه السلام ومسأله رجعت، آیه الله سید ابوالحسن مولانا، انتشارات نور ولایت، صفحه ۱۴۰.
۳۸. سیمای حضرت مهدی علیه السلام در قرآن، سید هاشم حسینی بحرانی، مترجم سید مهدی حائری قزوینی، نشر آفاق، وزیری.
۳۹. امام مهدی علیه السلام از ولادت تا حضور، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، نشر آفاق، چاپ اوّل، ۱۳۷۶.
۴۰. مهر محبوب، سید حسین حسینی، نشر آفاق، چاپ دوم، ۱۳۷۶.
۴۱. در ساحل انتظار، سید مهدی شمس الدین، انتشارات قدس، چاپ اوّل، ۱۳۷۵.
۴۲. دُرّ وصدف، محمد شجاعی، نشر یحیی، چاپ اوّل، زمستان ۱۳۷۶.
۴۳. در آستانه خورشید، امور فرهنگی وتبلیغات ستاد بزرگداشت نیمه شعبان، نشر نور ولایت، چاپ اوّل، ۱۳۷۶.
۴۴. غیبت، ظهور، امامت، واحد تحقیقات مسجد جمکران، ناشر انتشارات مسجد جمکران، چاپ اوّل، ۱۳۷۵.
۴۵. ظهور نور، شیخ علی سعادت پرور مترجم سید جواد وزیری فرد، انتشارات تشیع، چاپ اوّل، ۱۳۷۶.
۴۶. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فروق تابان ولایت، محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات مسجد جمکران، چاپ دوم، ۱۳۷۶.
۴۷. یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، علیرضا رجالی تهرانی، انتشارات نبوغ، چاپ دوم، ۱۳۷۶.
۴۸. نشانی از امام غایب، دکتر محمد مهدی رکنی، آستان قدس رضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵.
۴۹. چشم به راه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۵.
۵۰. عصر ظهور، علی کورانی، مترجم: عباس جلالی، سازمان تبلیغات اسلامی.
۵۱. صدای پای موعود، داود کیانیان، دفتر نمایشنامه های مذهبی وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اوّل، زمستان ۱۳۷۳.
فهرست بعضی از کتاب های عالمان اهل سنت درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
۱. ابراز الوهم المکنون بین کلام ابن خلدون، احمد محمد صدیق مغربی.
۲. اخبار المهدی، حماد بن یعقوب.
۳. الاذاعة، (لما کان وما یکون بین یدی الساعة)، محمد صدیق خان بخاری هندی.
۴. الاربعین، ابو نعیم اصفهانی.
۵. البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، علی بن حسام الدین متقی هندی.
۶. البیان فی اخبار صاحب الزمان، ابو عبدالله محمد بن یوسف گنجی شافعی.
۷. الرَّد علی من حَکم وقضی: أنّ المهدی جاءَ ومضی، ملا علی قاری حنفی مکی.
۸. الَعرفُ الوَردی فی اخبار المهدی، جلال الدین سیوطی.
۹. العِطرُ الوَردی فی شرح القطر الشهدی، فی اوصاف المهدی، محمد بن محمد بلبیسی.
۱۰. القطر الشهدی فی اوصاف المهدی (منظوم)، شهاب الدین حُلوانی.
۱۱. المَشرب الوَردی فی اخبار المهدی، ملاقاری حنفی مکی.
۱۲. المهدی، شمس الدین ابن قیم الجوزیه.
۱۳. الهدیهُ النَّدِیهِ، لِلاُمّةِ المُحمدیة فی فضل الذات المهدیه، شیخ مصطفی بکری.
۱۴. تحدیقُ النَّظر فی اخبار الامام المنتظر، محمد بن عبدالعزیز بن مانع.
۱۵. تلخیص البیان فی علامات مهدی آخر الزمان، ابن کمال پاشای حنفی.
۱۶. عِقدُ الدُّرر فی اخبار المهدی المنتظر، یوسف بن یحیی مقدس سلمی.
۱۷. فوائد الفکر فی المهدی المنتظر، یوسف کرمی مقدسی.
۱۸. مناقب المهدی، حافظ ابو نعیم اصفهانی.
۱۹. نَعتُ المهدی، حافظ ابو نعیم اصفهانی.
۲۰. القول المُختَصر فی علامامات المهدی المنتظر، حافظ ابوالعباس احمد.

فهرست منابع ومآخذ

۱. ارفع، سید کاظم، سیره عملی اهل بیت، طلوع آزادی، ۱۳۷۶.
۲. البحرانی (الحسینی)، السید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، دارالکتب العلمیه.
۳. حکیمی، محمدرضا، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳.
۴. حیدری، عزیز اللّه ، انتظار وانسان معاصر، انتشارات مسجد مقدس جمکران، ۱۴۱۹ ق.
۵. شفیعی سروستانی، ابراهیم، در انتظار موعود، مؤسسه فرهنگی موعود، ۱۳۷۶.
۶. الصافی الگلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، تهران، مرکز نشر کتاب.
۷. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهای امام خمینی (قدس سره)، سازمان مدارک فرهنگی، انقلاب اسلامی، ۱۳۶۹.
۸. الصدر، السید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، مکتبه آل الرسول الاعظم.
۹. الصدوق (ابن بابویه)، ابو جعفر، محمد بن علی بن الحسین، کمال الدین وتمام النعمه، ۲ ج در یک مجلد، تهران دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۹ ق.
۱۰. صالح مدرسه ای، فاطمه، منتظر تا صبح فردا، مرکز فرهنگی شهید مدرس، ۱۳۷۷.
۱۱. صدر، محمد باقر، مترجم: عباس مخبر دزفولی، هفت سئوال پیرامون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸.
۱۲. الطوسی، ابو جعفر محمد بن الحسن، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه.
۱۳. العسکری، نجم الدین جعفر بن محمد، المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة والإمامیه، ۲ ج، تهران مؤسسه الامام المهدی، ۱۳۶۰.
۱۴. الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران (الکتب الاسلامیه)، ۱۳۶۵.
۱۵. المتقی (البرهان الفوری)، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، بیروت، مؤسسه الرساله ۱۴۱۳ ه. ق.
۱۶. المجلسی، محمد باقر، بحارالانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، بیروت مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق.
۱۷. المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، بیروت، مؤسسه الاعلمی.
۱۸. مدرس، سید محمد تقی، زندگی وسیمای حضرت امام المهدی القائم، ترجمه: محمد صادق شریعت، مؤسسه فرهنگی انصار الحسین.
۱۹. موگهی، عبدالرحیم، جان جانان، انتشارات شفق، ۱۳۷۴.
۲۰. مکارم شیرازی، ناصر، حکومت جهانی مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مدرسه الامام علی بن ابیطالب، ۱۳۷۵.
۲۱. النعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه الصدوق.
۲۲. النوری، حسین، نجم الثاقب، قم، آستان مقدس صاحب الزمان (جمکران).
۲۳. هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق، پیشوای دوازدهم (حضرت امام حجة ابن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم، در راه حق، ۱۳۷۶.
۲۴. هیئت تحریریه مؤسسه اصول دین، دادگر غیبی وخدایی، مؤسسه در راه حق، ۱۳۷۶.
۲۵. الیزدی الحائری، علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، بیروت مؤسسه اعلمی.
اَللّهُمَّ کنْ لِوَلِیک الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُک عَلَیهِ وعَلی آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وفی کلِّ السّاعَةِ وَلِیا وحافِظا وقائِدَا وناصِرَا ودَلیلاً وعَینا حَتّی تُسْکنَهُ أَرْضَک طَوْعَا وتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) عبدالرحیم موگهی، جان جانان، ص ۱۲۴ - ۱۲۵.
(۲) شیخ حر عاملی، اثباه الهداه، ج ۶، ص ۳۸۶، به نقل از: دادگر غیبی
(۳) همان، ص ۳۹۴.
(۴) همان، ص ۳۹۵.
(۵) همان، ص ۴۳۸.
(۶) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۱۳.
(۷) لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۲۶۹.
(۸) اثبات الهداه، ج ۶، ص ۴۳۶.
(۹) کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۰.
(۱۰) بحار الانوار، ج ۵۱ ص ۳۶۱.
(۱۱) با توجه به احادیث دیگر، منظور از این که دیگر کسی امام زمان (علیه السلام) را تا هنگام ظهورش مشاهده نخواهد کرد، به این معناست که دیگر نیابت خاصی خواهد بود.
(۱۲) اربلی، کشف الغمه، ج ۳ ص ۴۵۴.
(۱۳) علی حائری یزدی، الزام الناصب ص ۶۹، به نقل از: منتظر تا صبح فردا، ص ۴۰ - ۴۱،
(۱۴) ابو جعفر صدوق، اکمال الدین واتمام النعه، ص ۴۸۴.
(۱۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۹.
(۱۶) همان، ج ۵۱، ص ۱۰۵.
(۱۷) همان، ص ۸۷.
(۱۸) شیخ صدوقی، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج ۱، ص ۲۸۹.
(۱۹) سلیمان کامل، یوم الخلاص، ص ۳۷۴.
(۲۰) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج ۱، ص ۳۱۸.
(۲۱) شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص ۲۸۵.
(۲۲) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۷.
(۲۳) کافی، ج ۱ ص ۲۷۶.
(۲۴) محمد ابراهیم النعمانی، کتاب الغیبه، ص ۲۴۵.
(۲۵) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج ۲، ص ۳۶۰.
(۲۶) بحار الانورار، ج ۵۲، ص ۳۲۱.
(۲۷) الحرانی، حلیه الابرار فی فضائل محمد وآله الاطهار، ج ۲، ص ۵۹۸.
(۲۸) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج ۲، ص ۳۸۳.
(۲۹) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۶۲.
(۳۰) شیخ طوسی، کتاب الغیبه، ص ۲۹۲.
(۳۱) بحار الانور، ج ۵۲، ص ۳۰.
(۳۲) سیر هاشم میری.
(۳۳) محمد علی گرامی، موعود، شماره ۴، ص ۱۵.
(۳۴) بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۸۱.
(۳۵) حجرات (۴۹) آیه ۳.
(۳۶) موعود، شماره سوم، ص ۱۴.
(۳۷) همان.
(۳۸) در زیارت عاشورا مع امام منصور من اهل بیت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ودعای ندبه این المنصور علی من اعتدی علیه شاید همین مناسب باشد. محد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوری در کتاب نجم الثاقب می نویسد: در ذخیره وتذکره آمده که منصور ام آن جناب در کتاب وید براهمه است.
(۳۹) بشارات عهدین، ص ۲۴۵، به نقل از: پیشوای دوازدهم، حجه بن الحسن المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
(۴۰) سبک از کتاب مقدسی هندوها.
(۴۱) اوپانیشاد، ص ۷۳۷.
(۴۲) معارف اسلامی در جهان معاصر، ص ۲۴۵.
(۴۳) مجموعه حکم، سال سوم، شماره ۱ و۲، مقاله سید هادی خسروشاهی.
(۴۴) دائره المعارف فارسی، ج ۱، ص ۱۳۷۳.
(۴۵) در بعضی از روایات آمده که جماعتی از یهودیان گرد دخالرا می گیرند وبا ظهور مهدی، فرود آمدن عیسی (علیه السلام)، کشته شدن دجال، آنان نیز قتل عام می شوند.
(۴۶) انبیاء (۲۱) آیه ۱۰۵.
(۴۷) مزامیر، مزمور ۱۰ - ۱۳.
(۴۸) مزامیر، مزبور ۳۷.
(۴۹) ر. ک: مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ص ۵۸ - ۵۹.
(۵۰) بیست نفر از صحابه از جمله علی (علیه السلام) عثمان، طلحه، عبدالرحمن عوف، عبدالله بن عباس، عمار یاسر عبدالله بن مسعود، و... را آورده است.
(۵۱) به نقل از: حکومت جهانی مهدی، ص ۱۴۴ - ۱۵۵ با تلخیص.
(۵۲) المهدی الموعود، ج ۱، ص ۲۰۰.
(۵۳) همان، ج ۲، ص ۷۲.
(۵۴) لطف الله صافی، منتخب الاثر، ص ۳ - ۵.
(۵۵) محمد سعید موسی هندی، الامام الثانی عشر، ص ۷۷.
(۵۶) همان، ص ۷۷.
(۵۷) منتخب الاثر، ص ۳.
(۵۸) شیخ محمد جواد مغنیه، المهدی المنتظر والعقل، ص ۵۹.
(۵۹) رشید رضا، تفسیر المنار، ج ۶، ص ۵۷.
(۶۰) روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۴ / ۵ / ۷۳، ص ۱۱.
(۶۱) روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۴ / ۵ / ۷۳، ص ۱۱.
(۶۲) موعود، شماره ۹، ص ۶۶، به نقل از مقاله نقش کلیدی مذهبی در سیاست بین المللی ترجمه: فریند پرتو، ۶ ژوئیه، ۱۹۹۶، ص ۱،
(۶۳) موعود، شماره ۹، ص ۶۶، به نقل از: مقاله در جستجوی آخرالزمان، نوشته ژان سباستین ستلی ۳۰ دسامبر ۱۹۹۵، ص ۱.
(۶۴) امین میرزایی، موعود، شماره چهاردهم.
(۶۵) هانری، کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسد الله مبشری.
(۶۶) هود (۱۱) آیه ۸۶.
(۶۷) به نقل از: تا صبح فردا، مقاله سید جواد مهری، ص ۱۰۸.
(۶۸) نحل(۱۶) آیه ۱.
(۶۹) به نقل از: منتظر تا صبح فردا، مقاله سید جواد مهری، ص ۱۰۸.
(۷۰) انبیاء (۲۱) آیه ۱۰۵.
(۷۱) بحار الانور، ج ۵۱، ص ۴۷ به نقل از: تفسیر علی بن ابراهیم.
(۷۲) عنکبوت (۲۹) آیه ۱۰.
(۷۳) بحار الانور، ج ۵۱ ص ۴۸، به نقل از: تفسیر علی بن ابراهیم.
(۷۴) زمر(۳۹) آیه ۶۹.
(۷۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۳۰.
(۷۶) شوری (۴۲) آیه ۴۱.
(۷۷) بحار الانوار ج ۵۱ ص ۴۸، به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم.
(۷۸) قمر (۵۴) آیه ۱.
(۷۹) بحار الانورا، ج ۵۱، ص ۴۹، به نقل از: تفسیر علب بن ابراهیم.
(۸۰) صف (۶۱) آیه ۸.
(۸۱) بحار الانور، ج (۵۱)، تفسیر علی بن ابراهیم.
(۸۲) لیل (۹۲) آیه ۲.
(۸۳) بحار الانوار، همان.
(۸۴) قدر (۹۷) آیه ۵.
(۸۵) سید هاشم بحرانی، تفسیر البرهان، ج ۴ ص ۴۸۷.
(۸۶) حج (۲۲) آیه ۴۱.
(۸۷) حشر (۵۹) آیه ۹.
(۸۸) العروسی الحویزی، عبد علی بن جمعه، نور الثقلین، ج ۳، ص ۵۰۶.
(۸۹) قصص (۲۸) آیه ۵.
(۹۰) واقعه (۵۶)آیه ۳.
(۹۱) رک: محمد حکیمی، عصر زندگی، فصل عدالت اجتماعی.
(۹۲) زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۳، ص ۴۶۷.
(۹۳) بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۴۸ و۹۱.
(۹۴) اسراء (۱۷) آیه ۸۱.
(۹۵) تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۲۱۳.
(۹۶) همان، ص ۲۱۲.
(۹۷) مرتضی مطهری، قیام وانقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه، ص ۲۰.
(۹۸) زمر (۳۹) آیه ۲۱.
(۹۹) بحار الانوار، ج ۹۷، ص ۳۷۵.
(۱۰۰) مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۳۶۰.
(۱۰۱) کافی، ج ۱، ص ۱۷۹.
(۱۰۲) بحار الانوار، ج ۵۲ ص ۲۸۹.
(۱۰۳) هادیان شیرازی، موعود شماره چهاردهم.
(۱۰۴) نعل (۲۷) آیه ۶۲.
(۱۰۵) تفسیر نورالثقلین، ج ۴ ص ۹۴.
(۱۰۶) همان، ص ۱۷۸.
(۱۰۷) کلینی، کافی، ۱، ص ۱۹۴.
(۱۰۸) همان، ص ۱۹۶.
(۱۰۹) همان، ص ۱۹۰.
(۱۱۰) برای اطلاع بیشتر، رک: تفسیر نمونه، ج ۸ ص ۳۳۹ وج ۱۴، ص ۵۶۵.
(۱۱۱) نهج البلاغه، کلمات قصار.
(۱۱۲) مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی، با تلخیص بسیار.
(۱۱۳) اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۷.
(۱۱۴) منتخب الاثر، ۲۷۱.
(۱۱۵) هانری کربن، استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) ورئیس انیستیتو فرانسه وایران.
(۱۱۶) سالنامه مکتب تشیع، سال دوم، ص ۲۰-۲۱.
(۱۱۷) المهدی الموعود، ج ۱، ص ۲۸۰.
(۱۱۸) همان ص ۲۸۱-۲۸۲،۲۶۶،۳۰۰.
(۱۱۹) همان، ص ۲۷۶، ۲۷۷.
(۱۲۰) بحار الانوار، ج ۵۲ ص ۳۲۲.
(۱۲۱) المهدی الموعود، ج ۱، ص ۲۷۹.
(۱۲۲) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۳.
(۱۲۳) المهدی الموعود، ج ۱، ص ۲۵۲.
(۱۲۴) اصول کافی، ج ۱ کتاب العقل، ج ۲۱.
(۱۲۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۰.
(۱۲۶) کافی، ج ۴، ص ۴۲۷.
(۱۲۷) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۲.
(۱۲۸) همان، ج ۵۱، ص ۲۹.
(۱۲۹) المهدی الموعود، ج ۱، ص ۲۶۴، ۲۷۵، ۲۷۷، ۲۸۷، ۲۸۸، ۳۱۱ وج ۲ ص ۱۱.
(۱۳۰) همان، ج ۱، ص ۲۸۰ - ۲۸۴.
(۱۳۱) الارشاد، ص ۳۶۵، ۳۶۶.
(۱۳۲) یونس (۱۰) آیه ۶۲
(۱۳۳) شیخ صدوق، اکمال الدین واتمام النعمه، ج ۲، ص ۳۵۷، ح ۵۴.
(۱۳۴) نهج البلاغه، ترجمه وشرح علینقی فیض الاسلام، خطبه ۱۵۰، ص ۴۵۸ - ۴۵۹.
(۱۳۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷.
(۱۳۶) هود (۱۱) آیه ۸۰.
(۱۳۷) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۲۷، ج ۴۴ به نقل از موعود، ش ۹، ص ۳۲ از خلیل منتظر قائم.
(۱۳۸) بحارالانوار، جلد ۵۲، ص ۳۲۶، ح ۴۲.
(۱۳۹) موعود، ش ۹، ص ۳۴.
(۱۴۰) بحارالانوار، جلد ۵۲، ص ۳۶۷ - ۳۶۸، ح ۱۵۲.
(۱۴۱) بحارالانوار، جلد ۵۲، ص ۳۵۴.
(۱۴۲) نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، کلام ۲۰۹، ص ۲۴۲-۲۴۱. به نقل از: موعود، شماره ۴، ابراهیم شفیعی سروستانی.
(۱۴۳) بحار الانوار، جلد ۵۲، ص ۳۲۶.
(۱۴۴) همان، ج ۵۲، ص ۳۲۶.
(۱۴۵) همان ۵۱، ص ۲۹. به نقل از: موعود، شماره چهارم، ص ۶-۱۰.
(۱۴۶) استاد مطهری، با تلخیص.
(۱۴۷) نساء (۴) آیه ۱۴۱.
(۱۴۸) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۵.
(۱۴۹) از ابیات قصیده بائیه ها شمیات کمیت بن زید اسدی، (م ۱۲۶ ه. ق).
(۱۵۰) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۰.
(۱۵۱) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۰.
(۱۵۲) همان، ج ۸۲، ص ۱۴۰.
(۱۵۳) محمد رضا حکیمی، خورشید مغرب، ۲۷۵.
(۱۵۴) الحد الله که رحشانی از حکومت جهانی مهدی در ایران اسلامی شکل گرفته، امکان تجهیز توسط حکومت در هر زمانی مهیا نیست، بنابر این، وظیفه اصلی تهیه سلاح بر عهده مسئولان نظام است.
(۱۵۵) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۶.
(۱۵۶) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ - ۱۹۹.
(۱۵۷) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ - ۱۹۹.
(۱۵۸) صحیفه نور، ج ۲۰ ص ۱۹۶ - ۱۹۹.
(۱۵۹) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ - ۱۹۹.
(۱۶۰) صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۹۶ - ۱۹۹.
(۱۶۱) همان.
(۱۶۲) همان.
(۱۶۳) همان، ج ۲۱، ص ۱۰۸.
(۱۶۴) همان، ج ۷، ص ۳۷۴.
(۱۶۵) همان، ج ۷، ص ۲۵۵. به نقل از: موعود، شماره دوم، ابراهیم، شفیعی سروستانی.
(۱۶۶) خلاصه سخنرانی رهبر انقلاب آیه الله خامنه ای، نیمه شعبان سال ۱۳۷۵.
(۱۶۷) سخنرانی رهبر انقلاب، نیمه شهبان ۱۴۱۸ ق. (۱۳۷۶ ش).
(۱۶۸) همان.
(۱۶۹) همان.
(۱۷۰) همان.
(۱۷۱) صحیفه نور، ج ۱۴، ص ۹۴.
(۱۷۲) طبرسی، الاحتجاج، ج ۱، ص ۹.
(۱۷۳) کافی، ج ۱، ص ۳۷۱، ح ۵
(۱۷۴) ر.ک: همان، ص ۱۹۴، ح ۱.
(۱۷۵) بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.
(۱۷۶) ر.ک: مفاتیح الجنان، اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا و...
(۱۷۷) موعود، ابراهیم شفیعی سروستانی، پیش شماره دوم.
(۱۷۸) بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.
(۱۷۹) تلخیصی نوار سخنرانی شهید چمران، ۱۳/۴/۵۹، مسجد الهادی تهران،
(۱۸۰) کافی، ج ۸، ص ۲۴۳ نحن اصل کل خیر ومن فروعنا کل بر...
(۱۸۱) بحار الانوار، ج ۵۳ ص ۱۷۷.
(۱۸۲) التستری، قاموس الرجال، ح ۴، ص ۲۹۰.
(۱۸۳) منتخب الاثر، ص ۶. ۵.
(۱۸۴) به نقل از: رضا عبداللهی، در انتظار خورشید، ص ۱۲۲.
(۱۸۵) کافی، ج ۱، ص ۳۳۲، روایات از امام حسن عسگری (علیه السلام)
(۱۸۶) شیخ آقا بزرگ تهرانی (۱۳۸۹ - ۱۳۹۳)، الذریعه الی تصانیف الشیعه
(۱۸۷) محمد الحسن الحر العاملی (متوفای ۱۱۰۴ ق) کتابی به نام کشف التمیه فی حکم التسمیه نوشته که در واقع، جواب رساله میرداماد است ودر آن جواز را اثبات کرده است.
(۱۸۸) ر.ک: محدث نوری مکیال المکارم ونجم الثاقب.
(۱۸۹) شیخ مفید ارشاد، ج ۲، ص ۳۴۲ - ۳۴۳؛ محدث نوری، النجم الثاقب، ص ۵۸؛ شیخ صدوق؛ اعتقادات ص ۹۳ - ۹۵.
(۱۹۰) سید علی شفیعی، موعود شماره ۱۰.
(۱۹۱) همان.
(۱۹۲) کمال الدین واتمام النعمه، ج ۱، ص ۲۸۰، ح ۲۷ ومصادر فراوان دیگر. عن النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) (لولم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یاتی رجل من عترتی اسمه اسمی یملا الارض سطا وعدلا کما ملثت ظلما.
(۱۹۳) کلیه روایات فوق ونشانه های ذکر شده از کتاب منتخب الائر که مشتمل برده ها کتاب معتبر شیعه وسنی است، گزینش شده است ۴۲۴ - ۴۲۶.
(۱۹۴) اصولا امکان عملی در جایی است که گر چه فعلا با وسایل امروزی احکام انجام آن نیست، ولی از نظر علم وراههکارهای پویا عملی، مشکلی از جهت امکان وقوع آن با وسایل خاص در موقیعت مناسب وجود ندارد؛ مثلا صعود به کره زهره از نظر علمی ممکن است، گرچه از نظر عملی فعلا ممکن نشده است.
(۱۹۵) سید محمد باقر صدر، گفتگو درباره امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
(۱۹۶) طبرسی، الاحتجاج، ج ۳، ص ۴۹۷.
(۱۹۷) توبه (۹) آیه ۱۰۵.
(۱۹۸) کافی، ج ۱، ص ۳۱۸.
(۱۹۹) همان، ج ۱، ص ۳۱۹.
(۲۰۰) همان، ص ۳۹۳.
(۲۰۱) بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۱۵۰، به نقل از: موعود، شماره ۴.
(۲۰۲) بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۱۵۰، ح ۵.
(۲۰۳) انعام (۶) آیه ۴۲.
(۲۰۴) اکثر والدعا بتعجیل الفرج (شیخ صدوق، اکمال الدین واتمام النعه، ج ۲، ص ۴۸۵).
(۲۰۵) شیخ صدوق، اکمال الدین واتمام النعمه، ج ۲، ص ۳۸۴.
(۲۰۶) نهج تافصاحه، ص ۸۴، ح ۴۴۶.
(۲۰۷) شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص ۳۶۶، به نقل از: موعود، شماره ۶.
(۲۰۸) سدین طاووس، مصباح الزائر، ص ۶۹، بهنقل از: موعود، شماره ۶.
(۲۰۹) اسماعیل شفیعی سروستانی.
(۲۱۰) نرجس امامی پناه.
(۲۱۱) فاطمه نورمندی پور.
(۲۱۲) سید مهدی شجاعی.
(۲۱۳) رضا بابایی.
(۲۱۴) علیرضا عسگری.
(۲۱۵) علی اکبر مهدی پور با تلخیص وتصرف.
(۲۱۶) سید امیر حسین اصغری با تلخیص.
(۲۱۷) موعود، سال چهاردهم، ص ۵۴، با تلخیص.
(۲۱۸) امام خمینی
(۲۱۹) سید علی خامنه ای
(۲۲۰) اسماعیل نیک سرشت
(۲۲۱) محمد رضا آغاسی
(۲۲۲) محمود شاهرخی (جذبه)
(۲۲۳) ثابت محمودی (سهیل)
(۲۲۴) زکریا اخلاقی
(۲۲۵) آیه الله غروری اصفهانی
(۲۲۶) مشفق کاشانی
(۲۲۷) فیض الزمان شیرازی (رضوانی)
(۲۲۸) اهلی شیرازی
(۲۲۹) وحشی بافقی
(۲۳۰) حیسن صغیر اصفهانی
(۲۳۱) دکتر قاسم رسا.
(۲۳۲) فروغی بسطامی.
(۲۳۳) اکمال الدین واتمام النعه، ج ۲، ص ۴۰۹.
(۲۳۴) شیخ علی کورانی، عصر ظهور.
(۲۳۵) سخنرانی رهبری، پانزدهم شعبان ۱۳۷۵.
(۲۳۶) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳۹.
(۲۳۷) اکمال الادین واتمام النعمه، ص ۴۴۵.
(۲۳۸) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۴.
(۲۳۹) اکمال الدین واتمام النعمه، ص ۴۴۱.
(۲۴۰) همان، ص ۴۸۵.
(۲۴۱) همان، ص ۴۸۵.
(۲۴۲) همان، ص ۴۸۵.
(۲۴۳) همان، ص ۵۱۱.
(۲۴۴) همان، ج ۵۳، ص ۱۹۶.
(۲۴۵) احتیاج، ج ۲، ص ۴۷۴.
(۲۴۶) اکمال الدین واتمام النعمه، ص ۴۸۴.
(۲۴۷) همان، ص ۴۸۵.
(۲۴۸) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۸۹۲.
(۲۴۹) همان، ص ۱۷۹.
(۲۵۰) همان، ص ۱۷۹.
(۲۵۱) همان، ص ۱۷۶.
(۲۵۲) همان، ص ۱۷۵.
(۲۵۳) همان، ص ۱۷۹.
(۲۵۴) اکمال الدین واتمام النعمه، ص ۴۸۴.
(۲۵۵) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۶۱.
(۲۵۶) همان، ج ۵۱، ص ۳۳۹.
(۲۵۷) اکمال الدین واتمام النعمه، ص ۵۲۱، (شاید به خمس ومهم امام باشد.
(۲۵۸) بحارالانوار، ج ۵۳، (صلی الله علیه وآله وسلم) ۱۷۳.
(۲۵۹) همان، ص ۳۲۸.
(۲۶۰) همان، ۳۳۰.
(۲۶۱) مفاتیح الجنان، دعایی ندبه.
(۲۶۲) مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
(۲۶۳) مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
(۲۶۴) مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
(۲۶۵) همان، دعای امام زمان (علیه السلام)
(۲۶۶) مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
(۲۶۷) همان، دعای عهد.
(۲۶۸) مفاتیح الجنان.
(۲۶۹) صحیفه نور، ج ۷. ص ۲۰۲- ۲۰۳ (۴۰/۴/۵۸).
(۲۷۰) همان، ج ۱۲، ص ۱۷۵، (۲۰/۳/۵۹).
(۲۷۱) همان، ج ۱۴ ص ۶۹ (۴/۱۲/۵۹).
(۲۷۲) همان، ص ۱۹۵، (۳۱/۱/۶۰).
(۲۷۳) همان، ص ۲۱۲ (۱۰/۲/۶۰).
(۲۷۴) همان، ج ۱۸، ص ۱۹۵، ۱۹۶، (۱/۱۰/۶۲).
(۲۷۵) همان، ج ۱۹، ص ۵ (۷/۳/۶۳).
(۲۷۶) همان، ص ۱۶۱، (۱۶/۲/۶۴).
(۲۷۷) همان، ج ۱۵ ص ۲۲.
(۲۷۸) همان، ج ۲۱، ص ۱۰۷، (۲/۱/۶۸).
(۲۷۹) همان، ص ۱۷۷ (وصیت نامه سیاسی، الهی).
(۲۸۰) همان، ج ۲۰، ص ۹۹ (۸/۴/۶۶).
(۲۸۱) رسالت، ۱۵/۱/۶۷.
(۲۸۲) رسالت، ۱۵/۱/۶۷.
(۲۸۳) رسالت، ۱۵/۱/۶۷.
(۲۸۴) همان.
(۲۸۵) همان.
(۲۸۶) همان.
(۲۸۷) همان.
(۲۸۸) جمهوری اسلامی ۱۲/۱۲/۶۹.
(۲۸۹) همان، ۱/۱۲/۷۰
(۲۹۰) همان، ۹/۱۱/۷۲
(۲۹۱) همان، ۹/۱۱/۷۲
(۲۹۲) همان.
(۲۹۳) همان.
(۲۹۴) همان ۱/۱۲/۷۰
(۲۹۵) همان ۱/۱۲/۷۰
(۲۹۶) رسالت، ۱۵/۱/۶۷
(۲۹۷) حاج شیخ عباس قمی، انوار البهیه (نگاهی بر زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام)، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی.
(۲۹۸) فاطمه صالح مدرسه ای، منتظر تا صبح فردا، ص ۹۱.
(۲۹۹) فاطمه صالح مدرسه ای، منتظر تا صبح فردا، ص ۹۵ - ۹۶.
(۳۰۰) فاطمه صالح مدرسه ای، منتظر تا صبح فردا، ص ۹۷-۹۸ به نقل از: سید حمید علم الهدی.
(۳۰۱) فاطمه صالح مدرسه ای، منتظر تا صبح فردا، ص ۱۰۰- ۱۰۱، به نقل از: سید حمید علم الهدی.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم