كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۶۶۲) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۲۶) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۱۸) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۰۶۰) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۴۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۲۶) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۷۶) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۵۸) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۰۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۰۵)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » شناخت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها شناخت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى تاريخ تاريخ: ۲۱ / ۱۱ / ۱۳۹۶ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۱۳۹۲ نظرات نظرات: ۰

شناخت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

مؤلفان: احمد حیدری، علیرضا علی نوری

فهرست مطالب

مقدمه
بخش اول: آینده جهان وزمامدار آن
فصل اول: آینده جهان
دیدگاه ملل وادیان
دیدگاه قرآن
فصل دوم: زمامدار آینده جهان
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در روایات شیعه
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در روایات اهل سنت
دیدگاه صحابه وتابعین
دیدگاه عالمان اهل سنت
تردیدکنندگان
پاسخ به دو مطلب
چند نکته مورد اختلاف
فصل سوم: ویژگی های حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
نام
ممنوعیت بردن نام آن حضرت
کنیه والقاب
پدر واجداد
مادر
سال ومحل تولد
خصوصیات حمل وولادت
ویژگی های جسمانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
ویژگی های پیامبران در مهدی (عجل الله فرجه)
میراث پیامبران نزد مهدی (عجل الله فرجه)
آخرین حجت الهی
بخش دوم: امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
فصل اول: سابقه تاریخی اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
استفاده از عنوان (مهدی)
حکایت پرسش ها
اندیشه مهدویت در آینه ادبیات وشعر
فصل دوم: امامت حضرت مهدی در منابع شیعی
الف – روایات مربوط به تفسیر وتآویل آیات
ب – روایات اهل بیت (علیهم السلام) از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)
ج – گفتار اهل بیت (علیهم السلام) درباره امامت مهدی (عجل الله فرجه)
۱ – امیر مؤمنان (علیه السلام)
۲ – حضرت زهراء (علیها السلام)
۳ – امام حسن (علیه السلام)
۴ – امام حسین (علیه السلام)
۵ – امام سجاد (علیه السلام)
۶ – امام محمد باقر (علیه السلام)
۷ – امام صادق (علیه السلام)
۸ – امام موسی کاظم (علیه السلام)
۹ – امام رضا (علیه السلام)
۱۰ – امام جواد (علیه السلام)
۱۱ – امام هادی (علیه السلام)
۱۲ – امام عسکری (علیه السلام)
فصل سوم: امامت حضرت مهدی در منابع اهل سنت
الف – پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ودوازده جانشین
ب – (مهدی) نام دوازدهمین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)
ج – (مهدی) از اهل بیت وعترت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)
د – (مهدی) از اولاد علی وفاطمه (علیهما السلام)
هـ - (مهدی) از فرزندان امام حسین (علیه السلام)
و – حضرت عیسی ویاری حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
ز – آخر الزمان وفشارهای حوادث
ح – ظلم به اهل بیت (علیهم السلام) پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)
بخش سوم: حضرت مهدی (عجل الله فرجه) واقعیت موجود
فصل اول: حضور محسوس محدود
در زمان حیات پدرش
پس از رسیدن به مقام امامت
آغاز غیبت صغری
تشرف افراد به حضور آن حضرت در غیبت کبری
در موسم حج
فصل دوم: طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
امکان طول عمر
وجود افراد استثنایی
طول عمر در قلمرو قدرت الهی
بخش چهارم: غیبت
فصل اول: راز غیبت
الف – آماده پذیرش نبودن جامعه جهانی
ب – بیم از کشته شدن
ج – آزمایش مردم
مشخص شدن راز واقعی غیبت پس از ظهور
فصل دوم: آثار وجود حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
الف – وساطت فیض
ب – امید بخشی
توسل به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) والطاف ویژه
بخش پنجم: انتظار
فصل اول: در انتظار حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
انتظار سازنده ومخرب
پاداش منتظران
فصل دوم: وظایف منتظران
فصل سوم: در محضر امام عصر (عجل الله فرجه)
عرضه هدایای پاک به محضر امام
هدیه به امام, پاک کننده نفوس است
اولویت خویشاوندان در صدقات
نماز؛ بهترین به خاک مالنده بینی شیطان
طور موسی برتر از میقات نماز نیست
رد بر اهل غلو
خداوند با کسی خویشاوندی ندارد
بخش ششم: عصر ظهور
فصل اول: علائم ظهور
علائم حتمی
علائم دیگر
فصل دوم: ظهور
ویژگیهای یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
فصل سوم: شیوه حکومت امام مهدی (عجل الله فرجه)
۱ – اجرای صحیح ودقیق قوانین الهی
۲ – قضاوت به روش حضرت داوود (علیه السلام)
۳ – تقسیم عادلانه ثروت
۴ – ساده زیستی
فصل چهارم: ترسیمی از حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
پاک شدن زمین از ستمگران
حاکمیت مطلق بر جهان
برقراری امنیت
پیشرفت برق آسای علم
رشد مواد غذایی وگیاهی
آبادانی شهرها وگسترش مساجد
شکوفایی روحیه برادری ومساوات
گفتاری از علی (علیه السلام)
منابع ومآخذ

مقدمه

اندیشه مهدویت وظهور، یکی از اصیل ترین اندیشه های اسلامی است وبنیانگذار آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است. آن حضرت، خود عقیده به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را در جدول عقاید اسلامی قرار داد، به همین جهت، این موضوع به طور یکسان در منابع شیعه وسنی منعکس گردیده است. اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) نیز این اندیشه واعتقاد را در جامعه اسلامی تبلیغ کرده اند. می توان ادعا کرد که هیچ مسأله اسلامی همانند عقیده مهدویت وظهور، از قطعیت وسابقه تاریخی برخوردار نیست.
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان دوازدهمین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روایات شیعه وسنی مطرح ومعرفی شده است. این معرفی چنان دقیق ومشخص است که قابل انطباق بر فرد دیگری جز شخص آن حضرت نیست که از فرزندان فاطمه (علیها السلام) وامام حسین (علیه السلام) ونام پدرش امام حسن عسکری (علیه السلام) می باشد.
او آخرین حجت الهی از سلسله انبیا واوصیاست که با ظهورش جهان را پر از عدل وداد می سازد. او هم اکنون به عنوان یک امام زنده، ولی غایب، در روی زمین زندگی می کند ودر زمان پدرش وبعد از او در غیبت صغری وکبری مشاهده شده است.
در این کتاب ادله امامت آن حضرت، ویژگی های ایشان، مسأله انتظار، طول عمر، علایم ظهور، شیوه حکومت وکیفیت پیروزی ایشان مورد بحث وبررسی قرار گرفته وتمام این موارد به منابع معتبر شیعه وسنی مستند گردیده است.
امید است این اثر در تحکیم وتثبیت عقیده منتظران ظهورش مؤثر واقع شود وطول غیبت، موجب خروج آنان از صراط مستقیم امامت نگردد. اللهم عجّل فرجه واجعلنا من اعوانه وانصاره.

پژوهشکده تحقیقات اسلامی

بخش اول: آینده جهان وزمامدار آن
فصل اول: آینده جهان

دیدگاه ملل وادیان
دیدگاه های متفاوتی درباره آینده جهان وجود دارد؛ برخی از دریچه یأس وناامیدی وبا ملاحظه قدرت های اتمی که در اختیار سران ظلم وبیداد قرار دارد، می گویند جهان به سوی یک جنگ جهانی وفراگیر پیش می رود که در آن، بشریت گور خود را کنده، تمدن کنونی را از بین خواهدبرد. در ظاهر، قراین وشواهد، این دیدگاه را تأیید می کند؛ چراکه عواطف انسانی به شدت کاهش یافته، فاصله طبقاتی بین غنی وفقیر در حال گسترش است، مفاسد اخلاقی وجنایات در میان جامعه ها رو به فزونی است، اختلافات واصطکاک بین دولت ها روز به روز عمیق تر می شود ودرگیری های منطقه ای ومرزی میان کشورها شتاب بیشتری به خود گرفته است.
از طرف دیگر، سازمان ملل که یک نهاد بین المللی است وبا هدف برقراری صلح وامنیت در جهان به وجود آمده، نه تنها بی خاصیت شده، بلکه تحت سلطه قدرت های بزرگ جهانی در آمده است وآنان برای رسیدن به اهداف ومقاصد شیطانی خود از این سازمان استفاده می کنند.
مواد اعلامیه حقوق بشر وقطعنامه های شورای امنیت وسازمان ملل که اغلب با اعمال فشار ودسیسه قدرت های بزرگ به تصویب می رسد، همیشه اهرمی در دست ابرقدرت هاست تا کشورهای کوچک وضعیف را برای پذیرفتن آنچه آنان می خواهند، تحت فشار قرار دهند.
علاوه بر این دو جهت، حس جاه طلبی وروحیه استکباری وجنون قدرت در میان سران کشورها، کافی است که روزی آتش جنگ را برافروزد وتمدن کنونی را به ویرانه ای مبدل سازد. راسل می گوید:
اشخاصی هستند واز آن جمله انیشتاین که به زعم آن ها بسیار محتمل است که انسان، دوره حیات خود را طی کرده باشد ودر ظرف سنین محدودی موفق شود با مهارت شگرف علمی خود، خویشتن را نابود سازد. نتیجه این که، براساس شواهد ظاهری، آینده جهان، تاریک ونگران کننده است. بررسی وملاحظه مسائل فوق کافی است که انسان را نسبت به آینده بدبین ومأیوس سازد.
در مقابل، یک اندیشه واعتقاد تا اندازه ای عمومی وفراگیر در میان همه جوامع وملل وجود داشته ودارد، مبنی بر این که روزی یک منجی آسمانی ظهور خواهد کرد وصلح وعدالت را برای بشر به ارمغان خواهد آورد وبشر در سایه حکومت وی با صلح وصفا وبه دور از ناهنجاری های ذکر شده خواهد زیست ومدینه فاضله انسانی در آن روز تحقق خواهد یافت. البته در چند وچون این اعتقاد وآن منجی بزرگ اختلاف است؛ اما مهم این است که اصل این اندیشه واعتقاد، بین همه اقوام وملل وادیان، مشترک است. ما در این جا به نقل قسمتی از نظریه ها واندیشه ها می پردازیم:
در کتب هندیان: در کتاب «وید» که در نزد هندیان از کتاب های مقدس است، چنین می خوانیم:
پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخر الزمان پیدا می شود که پیشوای خلق باشد ونام او منصور باشد وتمام عالم را بگیرد وبه دین خود درآورد وهمه کس را از مؤمن وکافر بشناسد وهر چه از خدا خواهد برآید. در کتاب «باسک» که آن نیز از کتاب های مقدس هندیان به شمار می رود، آمده است:
دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان که پیشوای ملائکه وپریان وآدمیان باشد وحق وراستی با او باشد وآنچه در دریا وزمین ها وکوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد واز آسمان ها وزمین آنچه باشد خبر دهد واز او بزرگ تر کسی به دنیا نیاید. در کتاب «وشن جوک»، یکی دیگر از کتاب های هندیان آمده است:
در اواخر، دنیا به کسی بگردد که خدا را دوست دارد واز بندگان خاص او باشد ونام او فرخنده وخجسته باشد وخَلق را زنده کند. در آیین زرتشت: در آیین زرتشت نیز بشارت ووعده های صریحی در این زمینه آمده است که قسمتی از آن ها را از کتاب «زند» نقل می کنیم.
ای سپیتامان زرتشت! چون زمان سر رود، این دشمنان مانند بن درختی که یک شب سرد زمستانی که برسد وبه یک شب برگ بیفکند، تباه شوند. هنگام گرگان به سر رسد وهنگام میشان اندر آید. در جاماسب نامه که شامل پرسش های گشتاسب شاه از جاماسب است واو پیشگویی های زرتشت را برای گشتاسب نقل می کند، این چنین آمده است:
وهنگام گرگ بشود (سرآید) وهنگام میش اندر آید وهوشیدر (نجات دهنده) زرتشتیان به نموداری دین پدید آید وانائیه (زیان) ودروشک (دروغ) سرآید ورامش وشادی وخرمی باشد. در عهد عتیق وجدید: در عهد عتیق وجدید نیز پیشگویی های خوش بینانه ای درباره آینده جهان وظهور یک منجی آسمانی به عمل آمده است که مواردی از آن ها نقل می شود.
به سبب شریران، خویشتن را مشوش مساز وبر فتنه انگیزان حسد مبر؛ زیراکه مثل علف به زودی بریده می شوند ومثل علف سبز پژمرده خواهند شد... واما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمّل خواهی کرد ونخواهد بود واما حلیمان وارث زمین خواهند شد... صالحان وارث زمین خواهند بود ودر آن تا به ابد سکونت خواهند نمود... ونجات صالحان از خداوند است ودر وقت تنگی، او قلعه ایشان خواهد بود وخداوند ایشان را اعانت کرده نجات خواهد داد، ایشان را از شریران خلاص کرده، خواهد رهانید؛ زیرا بر او توکل دارند. اگر چه تأخیر نماید، برایش منتظر باش؛ زیرا که البته خواهد آمد ودرنگ نخواهد نمود... بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند وتمامی قوم ها را برای خویشتن فراهم می آورد. زیرا همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... وپسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت وجلال عظیم می آید وفرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا به کران فلک فراهم خواهند آورد... امّا از آن روز وساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان جز پدر من وبس... لکن این را بدانید که اگر صاحب خانه می دانست در چه پاسی از شب دزد می آید، بیدار می ماند ونمی گذاشت که به خانه اش نقب زند؛ لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید.
کمرهای خود را بسته چراغ های خود را افروخته بدارید وشما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشد که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید ودر را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند... لکن اگر آن غلام در خاطر خود گوید آمدن آقایم به طول انجامید وبه زدن غلامان وکنیزان وبه خوردن ونوشیدن ومی گساری شروع کند، هر آینه مولای آن غلام آید در روزی که منتظر او نباشد ودر ساعتی که او نداند. در آفتاب وماه وستارگان علامات خواهدبود وبر زمین تنگی وحیرت ازبرای امت ها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا وامواجش ودل های مردم ضعف خواهد کرد از خوف وانتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود؛ زیرا قوّات آسمان متزلزل خواهد شد وآن گاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوّت وجلال عظیم می آید وچون ابتدای این چیزها بشود، راست شده سرهای خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است. همان گونه که گذشت در کتاب های هندیان، زرتشت وعهدین، حکومت جهانی صالحان پیش بینی شده است ومی دانیم که تاکنون چنین چیزی اتفاق نیفتاده وحکومت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز بر بخشی محدود از کره زمین تحقق پیدا کرد. بنابراین با توجه به پیشگویی این کتاب ها باید جهان در انتظار چنین روز فرخنده ای بنشیند.
ناگفته نماند، از آنجا که به طور قطع دست تحریف در کتاب های ذکر شده راه یافته است، نمی خواهیم از آن ها برای اثبات مدعای خود به عنوان دلیل استفاده کنیم، بلکه هدف ما، در درجه اول آشنایی با دیدگاه ملل وادیان در مورد آینده جهان وبشریت ودر مرحله دوم تأیید بر مطلب است واین که اگر شیعه با توجه به وعده ها وپیشگویی قرآن، در انتظار تحقق یک حکومت جهانی الهی به سر می برد ومعتقد است که آینده جهان از آنِ صالحان وپرهیزکاران است وبینش های مادی وبدبینانه نسبت به آینده تاریخ را محکوم می کند، در این اندیشه واعتقاد تنها نیست وپیرو هیچ دین ومذهبی نمی تواند او را در این اندیشه تخطئه کند؛ بلکه از آن جا که قرآن تنها کتاب آسمانی است که مصون از هر تغییر وتحریفی است واعتبارش صد در صد وقطعی است، دیگر کتاب های آسمانی تحریف شده که به نحوی مسأله ظهور وبرقراری عدالت در آینده تاریخ را مطرح کرده اند، در طرح اصلِ مسأله، دلیلی بر اعتبار پیدا می کنند.
دیدگاه قرآن
قرآن کریم در موارد مختلفی با تعبیرهای متفاوت به این مسأله پرداخته وبا قاطعیت وتأکید اعلام کرده که جهان آینده، جهان صالحان وپرهیزکاران خواهد بود واراده خداوند بر پیروزی یکتاپرستان وبندگان شایسته اوست. به آیه شریفه زیر توجه کنید:
«وَعَدَ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْکمْ وعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْارْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ولُیمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ ولَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یعْبُدُونَنی لا یشْرِکونَ بی شَیئاً...»
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده اند، وعده می دهد که آن ها را به طور قطع خلیفه روی زمین خواهد کرد همان گونه که به پیشینیان خلافت روی زمین بخشید ودین وآیینی را که برای آنها پسندیده پا بر جا وریشه دار خواهد ساخت وترس آنان را به امنیت وآرامش تبدیل خواهد کرد، به گونه ای که تنها مرا بپرستند وچیزی را برای من شریک نگیرند.
در هر وعده، سه رکن وجود دارد: وعده دهنده که در این جا خداوند است، وعده گیرنده که مؤمنان صالحند وسوم موارد وعده که در آیه یاد شده عبارتند از:
۱- استخلاف وحکومت روی زمین به نمایندگی از خداوند.
۲- تمکین دین که نفوذ معنوی وحکومت قوانین الهی بر تمام پهنه زندگی است.
۳- تبدیل خوف به امنیت وبرطرف شدن تمام عوامل ترس وناامنی وجایگزین شدن امنیت کامل وآرامش در همه زمین، آرامش وامنیت ریشه دار ودائمی نه ظاهری ونسبی که در جهان امروز شاهد آن هستیم؛ چرا که امنیت حاکم بر جهان امروز بر اثر تعادل قوای نظامی وسلاح های ویرانگر میان قدرت های دنیاست وآن گاه که این تعادل بر هم بخورد، پایه های این امنیت کاذب ونسبی نیز فرو خواهد ریخت ودر واقع می توان گفت که بر جهان، تعادل وحشت حاکم است نه امنیت.
هم چنین در آخر آیه، هدف نهایی از تحقق حکومت واحد الهی بر پهنه گیتی، چنین ذکر شده که مردم تنها خدا را بپرستند وچیزی را شریک او قرار ندهند واین هدف، راه حکومت الهی را از راه حکومت های غیر الهی جدا می کند؛ چرا که هدف نهایی در آن ها، برخورداری همگان از رفاه برتر وبهره مندی بیشتر از لذایذ مادی است.
باید توجه داشت وعده قرآن نسبت به تحقق حکومت صالحان در پهنه زمین، نوعی پیشگویی نسبت به فراهم شدن زمینه پذیرش دینِ حق در سطح وسیعی نیز هست.
از نظر روایات اسلامی نیز افراد وگروه های ممتازی با عنایت های خداوندی، موانع تشکیل حکومت واحد جهانی را از سر راه برداشته، زمینه را برای تحقق آن فراهم می کنند.
نتیجه این که از دیدگاه قرآن با وجود همه عوامل یأس آور ظاهری، باید نسبت به آینده خوشبین بود ودر انتظار تحقق وعده الهی در مورد حکومت صالحان بر تمام گیتی نشست وعنصر بدبینی ویأس نسبت به آینده جهان را از خود طرد کرد.

فصل دوم: زمامدار آینده جهان

در مبحث پیشین معلوم شد اعتقاد به ظهور یک منجی آسمانی، میان ملل وادیان، مشترک است واز دیدگاه قرآن، حکومت آینده جهان در اختیار صالحان خواهد بود وآنان وارث زمین هستند. اکنون می خواهیم روشن کنیم که در اعتقاد مسلمانان اعم از شیعه وسنی، آن منجی آسمانی- که تشکیل دهنده حکومت واحد جهانی بر مبنای دین پیامبر (صلی الله علیه وآله) است- حضرت «مهدی» (عجل الله فرجه) است.
البته او در روایات به عنوان «قائم»، «صاحب الامر»، «دوازدهمین خلیفه پیامبر» و... نیز معرفی شده است، امّا مشهورتر از همه، نام «مهدی» است. این عناوین همه یک مصداق را معرفی می کنند ومسلمانان این واژه ها ونام ها را فقط بر یک شخص منطبق می دانند که همان «مهدی» (عجل الله فرجه) موعود پیامبر (صلی الله علیه وآله) است.
نخستین کسی که واژه «مهدی» را به عنوان نام آن منجی بزرگ به کار برده، او را به این اسم معرفی کرده، شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است، به همین جهت تمام مسلمانان از هر فرقه وگروه، با نام مهدی آشنا هستند واو را به عنوان دادگستر آینده جهان وموعود پیامبر (صلی الله علیه وآله) می شناسند.
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در روایات شیعه
محدثان وراویان شیعی نیز، روایات مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند. بخشی از این روایات مستند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وبخشی دیگر سخنان خود آن بزرگواران است که به موجب حدیث ثقلین، منزلت واحادیث فراوان دیگر، مرجع رسمی امت بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) هستند. اینک به ذکر چند نمونه از آن روایات می پردازیم.
جابر از امام باقر (علیه السلام) این گونه نقل می کند:
عمر از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره مهدی ونام او سؤال کرد. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: امّا اسمش را نمی گویم؛ زیرا حبیب ودوستم (محمد (صلی الله علیه وآله)) با من پیمان بسته که اسمش را نیاورم تا وقتی که خداوند او را برانگیزد وآن (احتمالًا زمان برانگیخته شدنش) از چیزهایی است که خداوند علم آن را نزد پیامبرش به ودیعه سپرده است. ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) وآن حضرت از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:
مهدی از فرزندان من است، نامش نام من وکنیه اش کنیه من است، از نظر اخلاق وخلقت شبیه ترین مردم به من است، برای او غیبت وسرگردانی ای خواهد بود تا این که مردم در آیین شان دچار گمراهی شوند. در آن زمان مهدی مانند ستاره فروزان به مردم رو می نماید وزمین را از عدل وداد پر می کند؛ آن طور که از ظلم وستم پر شده است. اصبغ بن نباته می گوید: روزی نزد امیر مؤمنان علی (علیه السلام) آمدم، دیدم در حال فکر کردن است وبر روی زمین خط می کشد. گفتم: ای امیر مؤمنان! آیا (تفکر واندوهت) به خاطر رغبت واشتیاق به زمین است (که مالک آن شوی وفرمانت نافذ باشد؟) او فرمود:
نه، سوگند به خدا، هرگز حتی برای یک لحظه به زمین ودنیا رغبت ومیلی نداشتم؛ اما به مولودی می اندیشیدم که بعد از من ویازدهمین از فرزندان من است؛ همان مهدی که زمین را از عدل وداد پر می کند، آن سان که از ظلم وستم پر شده است. صفوان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود:
سوگند به خدا، مهدی شما از شما غایب می گردد تا حدی که فرد نادان می گوید: خداوند احتیاجی به آل محمد (صلی الله علیه وآله) ندارد. سپس مهدی مانند ستاره فروزان به مردم رومی آورد وزمین را از عدل وداد پر می کند، آن گونه که از ظلم وستم پر شده است.» عبدالعظیم حسنی می گوید: بر آقایم امام جواد (علیه السلام) وارد شدم ومی خواستم از «قائم» سؤال کنم که آیا او همان مهدی است یا غیر اوست.
حضرت قبل از سؤال من، سخن آغاز کرد وفرمود:
ای ابوالقاسم! قائم ما همان مهدی است که لازم است در غیبت او انتظارش را بکشند ودر هنگام ظهورش اطاعتش کنند واو سومین از فرزندان من است. به کار بردن لقب «قائم» و«مهدی» توسط امام جواد (علیه السلام) درباره امام دوازدهم نشان می دهد که این شیعیان از همان ابتدا به تعلیم پیامبر (صلی الله علیه وآله) وامامان (علیهم السلام) می دانستند که این دو اسم به شخص واحدی اطلاق می شود وعبدالعظیم حسنی نیز برای اطمینان بیشتر همین مطلب را از امام سؤال می کند وامام نیز در جواب بر آن تأکید می ورزد.
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در روایات اهل سنت
محدثان بزرگ اهل سنت در کتاب های خود به طور فراوان روایات مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند؛ بعضی از این روایات درباره نَسَب آن حضرت وبعضی در مورد شیوه حکومتداری وعدالت گستری اوست وبعضی دیگر در مورد علائم وحوادث قبل از ظهور وغیر این ها از مسائل مربوط به آن حضرت است. در این جا به ذکر چند نمونه از آن روایات می پردازیم.
ابو سعید خدری می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«مهدی» از من است. او دارای پیشانی باز وروشن وبینی کشیده ای است، زمین را پر از عدل وداد می کند، آن سان که از ظلم وستم پر شده است، هفت سال فرمانروایی می کند. هم او نقل می کند که پیامبر فرمود:
شما را به «مهدی» (عجل الله فرجه) مژده دهم. او در حال اختلاف مردم و(وقوع) زلزله ها، در میان امّتم برانگیخته می شود، زمین را از عدل وداد پر می کند، آن گونه که از ظلم وجور پر شده است. ساکنان آسمان وزمین از او خشنود می شوند، ثروت را به طور صحیح تقسیم می کند. مردی گفت: منظور چیست؟ حضرت فرمود: (یعنی) به طور مساوی میان مردم تقسیم می کند
نیز هم او می گوید: ترسیدیم بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) گرفتاری ومشکلاتی داشته باشیم؛ از این رو از پیامبر (صلی الله علیه وآله) سؤال کردیم. او فرمود:
در میان امّتم «مهدی» خواهد بود که خروج می کند وپنج یا هفت یا نه سال (تردید از راوی است) زندگی می کند... سپس فرمود: مرد نیازمند نزد مهدی می آید ومی گوید: ای مهدی! با عطایت بی نیازم کن. پس مهدی آن قدر مال وثروت در دامنش می ریزد که بتواند با خودش ببرد. محمد بن حنفیه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین نقل می کند:
مهدی از ما اهل بیت است، خداوند کار او را در یک شب اصلاح می کند. عبد الله زبیدی می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
مردمی از مشرق زمین خروج می کنند وزمینه را برای (حکومت) مهدی (عجل الله فرجه) آماده می نمایند. ابو سلمه، (چوپان شتران پیامبر) می گوید: از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمود:
شبی که خداوند مرا در آسمان ها سیر داد، به من فرمود:... ای محمد! من، تو وعلی، فاطمه، حسن، حسین وامامان از فرزندان او را، از نور خود آفریدم...
سپس فرمود: به طرف راست عرش توجه کن که من متوجه آن ناحیه شدم، ناگهان دیدم علی، فاطمه، حسن، حسین وفرزندان او تا مهدی را که در میان انبوهی از نور ایستاده ونماز می گزارند ومهدی در وسط آن ها بود، انگار ستاره درخشانی است. خداوند فرمود: ای محمد! آنان حجت های منند واز میان عترتت، مهدی انتقام گیرنده است. سوگند به عزت وجلالم، او حجت اولیایم وانتقام گیرنده از دشمنانم است.
دیدگاه صحابه وتابعین:
بسیاری از صحابه وتابعان، روایات مربوط به امام زمان را نقل کرده اند. شیخ عبدالمحسن العباد از نویسندگان معاصر اهل سنت واستاد دانشگاه مدینه منوره در ضمن مقاله ای مفصل با عنوان «عقیدة اهل السنة والاثر فی المهدی المنتظر» اسامی ۲۶ نفر از صحابه ناقل احادیث امام مهدی (عجل الله فرجه) را جمع آوری کرده است که عبارتند از:
۱- علی بن ابی طالب ۲- عثمان بن عفان ۳- طلحه بن عبیدالله ۴- عبدالرحمن بن عوف ۵- حسن بن علی ۶- ام سلمه ۷- ام حبیبه ۸- عبد الله بن مسعود ۹- عبد الله بن عمر ۱۰- عبد الله بن عمرو عاص ۱۱- ابو سعید الخدری ۱۲- جابر بن عبد الله وواز تابعین نیز محمد بن حنفیه، قتاده، مکحول، سعید بن جبیر و... احادیث مهدی (علیه السلام) را روایت کرده اند.
دیدگاه عالمان اهل سنت:
عالمان حدیث اهل سنت از ابتدا تاکنون نسبت به احادیث مربوط به امام زمان (عجل الله فرجه) بسیار توجه نشان داده، آن ها را در ضمن دیگر احادیث یا جداگانه جمع آوری کرده اند. از جمله محدثان مشهور اهل سنت که نسبت به نقل احادیث مهدی (عجل الله فرجه) کوشیده اند می توان از: ابو داود، ترمذی، ابن ماجه ونسایی در کتاب های «سنن» خودشان، احمد بن حنبل در «مسند» وحاکم نیشابوری در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» نام برد.
برخی دیگر از محدثان وعالمان اهل سنت از جمله سیوطی، ابن کثیر، ابن حجر وصاحب کنزالعمال نیز آثار خاص وجداگانه ای درباره امام زمان (عجل الله فرجه) دارند. عده ای نیز تصریح کرده اند احادیث مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) متواتر می باشد؛ از جمله:
۱- محمد بن حسین آبری صاحب کتاب مناقب الشافعی می گوید:
اخبار رسول خدا درباره مهدی واین که از اهل بیت است و...، متواتر ومستفیض است.
ابن قیم، ابن حجر وسیوطی این سخن را از آبری نقل کرده اند وآن را ردّ نکرده اند. ۲- قاضی شوکانی مؤلف نیل الاوطار گوید:
پنجاه حدیث درباره مهدی قابل توجه واعتناست واین احادیث بدون شک متواتر هستند. ۳- شیخ محمد بن جعفر الکتّانی متوفای ۱۳۴۵ ه. ق در کتابش «نظم المتناثر من الحدیث المتواتر» گوید:
حاصل آن که احادیث وارده در شأن مهدی منتظر، متواتر هستند. شیخ عبدالمحسن در باب دیگر، احتجاجات عده ای از عالمان اهل سنت به احادیث مهدی را جمع آوری می کند. ایشان بسیاری از عالمان بزرگ را نام می برد که احادیث مهدی را حجت دانسته، به مضامین آن معتقد بوده اند. از جمله قرطبی صاحب تفسیر مشهور بعد از ذکر این حدیث منسوب به پیامبر:
«لا مَهْدِی الَّا عیسَی بْنُ مَرْیمَ» مهدی ای جز عیسی بن مریم نیست.
می نویسد:
«سند این حدیث ضعیف است واحادیث نبوی که بر خروج مهدی از نسل فاطمه تصریح می کند، از این حدیث صحیح تر هستند وباید به مضمون آن ها حکم کرد [که دلالت دارد مهدی غیر از عیسی واز نسل فاطمه زهرا است] وابن قیم در کتابش «المنار المنیف فی الحدیث الصحیح والضعیف» بعد از بحث درباره احادیث مهدی وصحت وحجیت آن ها، راجع به حدیث منسوب به رسول خدا: «لا مَهْدِی الَّا عیسَی بْنُ مَرْیمَ» می گوید:
این حدیث را فقط محمد بن خالد نقل کرده است ومحمد بن حسین آبری گوید: محمد بن خالد نزد عالمان رجال ومحدثان شناخته شده نیست واحادیث مستفیض ومتواتر از رسول خدا دلالت دارد که مهدی از اهل بیتِ رسول خداست. مناوی صاحب فیض القدیر در شرح جامع صغیر سیوطی می گوید:
خبر منسوب به پیامبر: «لا مَهْدِی الَّا عیسَی بْنُ مَرْیمَ» نمی تواند با اخبار دال بر مهدی (از نسل فاطمه) معارض باشد. شیخ الاسلام ابن تیمیه که اهل سنت او را اهل تحقیق وروایت ودرایت می دانند در کتاب «منهاج السنة النبویه» که از مهم ترین کتب او می باشد به صحت خروج مهدی از اهل بیت در آخر الزمان تأکید می کند. یکی دیگر از عالمان معاصر اهل سنت به نام سید محمد صدیق حسن در کتابش «الاذاعه» می نویسد:
شکی نیست در این که مهدی در آخر الزمان خروج می کند، ولی ماه وسال ظهورش معلوم نمی باشد. یقین به ظهور مهدی، نتیجه احادیث متواتری است که در این باب وارد شده وجمهور امت از گذشته تا حال بر آن اتفاق داشته اند. از این رو به مخالفت یکی دو نفر نباید اعتنا کرد. معنا ندارد در مورد خروج فاطمی موعودِ منتظر که ادلّه بر آن گواهی می دهد، شک کنیم وانکار آن جسارتی بزرگ در مقابل نصوص مشهور وفراوانی است که به حد تواتر رسیده اند. با توجه به آنچه ذکر شد، قریب به اتفاق اهل سنت اجمالًا به «مهدویت» اعتقاد داشته ومنتظر مهدی موعود از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ونسل فاطمه زهرا (علیها السلام) هستند. عبدالمحسن العباد در قسمتی از مقاله خود چنین می آورد:
من بعضی از سخنان اهل علم را در شأن «مهدی»، که در آخر الزمان ظهور می کند، در این جا آوردم تا ثبات ویقین تو ای خواننده محترم زیاد گردد ومطمئن باشی که اعتقاد به خروج او در آخر الزمان راهی است که همه پیشینیان رفته اند وعدول از آن جایز نیست وبدانی که تکیه گاه اهل علم در این مسأله به احادیث وارده از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) است؛ زیرا این مجال، مجال رأی واجتهاد نمی باشد [از امور غیبی است] وفقط باید از طریق وحی روشن گردد.
تردید کنندگان:
متأسفانه بعضی از عالمان اهل سنت، مهدی موعود را انکار یا درباره اش تردید کرده اند واحادیث وارده در شأن ایشان را جعلی یا ضعیف پنداشته اند. برخی از آن ها عبارتند از:
۱- ابو محمد بن ولید بغدادی با استناد به حدیث منسوب به پیامبر:
«لا مَهْدِی الَّا عیسَی بْنُ مَرْیمَ»، وجود مهدی موعود را انکار کرده است. ابن تیمیه بعد از نقل سخن او، در ردّ وی می گوید:
اولًا سند حدیث مذکور ضعیف است ونمی تواند با احادیث مهدی موعود معارضه کند وبر آن ها غالب گردد. ثانیاً بر فرض صحت با احادیث مهدی موعود از نسل رسول خدا قابل جمع است.
۲- ابن خلدون در صحت احادیث مهدی تردید کرده است. او در مقدمه اش می گوید:
در طول اعصار وقرون گذشته بین مسلمانان مشهور بوده است که حتماً در آخر الزمان مردی از اهل بیت رسول خدا به نام مهدی ظهور می کند ودین را تقویت کرده، عدل را اقامه می کند. مسلمانان از او پیروی می کنند وبر ممالک اسلامی مسلط می گردد وخروج دجّال ودیگر علامات قیامت بعد از ظهور وخروج او است وعیسی (علیه السلام) از آسمان نازل می شود واو را یاری می دهد ودر نماز به او اقتدا می کند. تکیه گاه مسلمانان در این اعتقاد، احادیثی است که امامان حدیث، در کتاب های خود آورده اند ومنکران نیز درباره این احادیث سخنانی گفته واخباری معارض آن ها مطرح کرده اند. البته خود ابن خلدون پس از ذکر روایات مربوط به حضرت مهدی- با این که وی همه روایات را جمع نکرده وفقط قسمتی را آورده است- تصریح می کند بعضی از آن ها صحیح وبری از نقد واعتراضند:
این ها مجموعه احادیثی است که امامان حدیث در شأن مهدی وخروج ایشان در آخر الزمان در کتب خود آورده اند واین روایات همان طور که دیدی از نقد در امان نیستند جز تعداد کمی از آن ها. با توجه به این که مسأله مهدویت از امور غیبی است وبرای علم به آن راهی جز نقل نیست، تردید ابن خلدون در این مسأله با اعتراف به وجود تعداد کمی- حتی یک- روایت صحیح در این مورد، بی جا می باشد. ۳- ابو الاعلی مودودی نیز از جمله کسانی است که روایات مربوط به مهدی را ضعیف دانسته وآن ها را مطابق موازین امام بخاری ندانسته وحجّت نمی شمرد. ۴- رشید رضا نیز با اعتماد بر کلام ابن خلدون، احادیث وارده در شأن مهدی را ضعیف شمرده، همه آن ها را جعل شیعه می داند وحال آن که هر دو دلیل او باطل است. اولًا همه عالمان اهل سنت واز جمله ابن خلدون حداقل به صحت بعضی از روایات مربوط به مهدی گواهی داده اند وثانیاً کتب روایی معتبر اهل سنت از صدر اسلام تاکنون این روایات را با اسناد معتبر واز غیر طریق شیعه نقل کرده اند.
۵- فرید وجدی صاحب دایرة المعارف قرن بیستم نیز احادیث وارده در شأن مهدی را جعلی می داند. عبدالمحسن عباد در ردّ او گوید:
وقتی فرید وجدی احادیث وارده در شأن دجّال را با همه کثرت آن ها ووجودشان در صحیحین، جعلی واز اساطیر می داند، پس جعلی دانستن احادیث وارده در شأن مهدی از نظر او اولی است؛ زیرا غالب آن ها در غیر صحیحین وارد شده اند. ۶- احمد امین مصری نیز در کتاب ضحی الاسلام مهدویت را از اختراعات شیعیان دانسته است واظهار می کند:
آن ها وقتی خلافت را از دست دادند با جعل این روایات به پیروانشان روحیه می دادند واذهان ساده نیز در جهان اسلام این روایات را قبول کرد ونقل نمود. وقتی احمد امین همه امامان حدیث سنّی وعالمان آن ها را در طول تاریخ افراد ساده ای می شمرد که فریب گروهی جاعل حدیث را می خورند، دیگر لزومی برای جوابگویی به ادعای او وجود ندارد.
این، اسامی افرادی بود که در طول تاریخ اسلام احادیث مربوط به مهدی را انکار ویا در آن تردید کرده اند ومخالفت این عده قلیل در مقابل اتفاق قاطبه عالمان اهل سنت در طول تاریخ آن هم بدون استناد محکم نقلی یا عقلی هیچ ضرری به این اتفاق نظر در مورد اعتقاد به مهدی آخر الزمان نمی زند وباید با کلام محکم وقاطع گفت که: اعتقاد به مهدی اهل بیت که در آخر الزمان ظهور می کند از صدر اسلام تا به حال در بین اهل سنت مشهور بوده وعالمان ومحدثان ومفسران سنی بر صحّت آن تأکید ورزیده اند.
پاسخ به دو مطلب:
مطلب اول: چرا احادیث مربوط به مهدی (عجل الله فرجه) در صحیحین نیامده است وآیا این نیامدن دلیل بر عدم اعتبار آن ها نیست؟ دلیل عمده افراد فوق برای انکار یا تضعیف احادیث مربوط به مهدی (عجل الله فرجه)، نبودن این روایات در صحیحین است. آن ها می گویند اگر این روایات صحیح ومعتبر بود، در صحیحین می آمد.
در جواب گفته شده: اولًا: مضمون روایات مهدی (عجل الله فرجه) به صورت اجمال در صحیحین آمده است. آنچه در شأن مهدی (عجل الله فرجه) در صحیحین آمده به شرح زیر است:
۱- بخاری در صحیح در باب نزول عیسی (علیه السلام) از ابوهریره از رسول خدا نقل می کند:
«کیفَ انْتُمْ اذا نَزَلَ ابْنُ مَرْیمَ فیکمْ وامامُکمْ مِنْکمْ» چگونه خواهید بود آن گاه که فرزند مریم دربین شما نازل شود وامام شما از خودتان باشد؟
۲- مسلم در صحیح در کتاب ایمان همین حدیث را نقل می کند وباز از ابی هریره از رسول خدا نقل می کند:
«کیفَ انْتُمْ اذا نَزَلَ فیکمُ ابْنُ مَرْیمَ فَامَّکمْ مِنْکمْ» چگونه خواهید بود آن گاه که فرزند مریم در بین شما نازل شود وفردی از خودتان امامت کند؟
۳- مسلم در صحیح از جابر از رسول خدا نقل می کند:
«لا تَزالُ طائِفَةٌ مِنْ امَّتی یقاتِلُونَ عَلَی الْحَقِّ ظاهِرینَ الی یوْمِ الْقِیامَةِ قالَ فَینْزِلُ عیسَی بْنُ مَرْیمَ فَیقُولُ امیرُهُمْ تَعالِ صَلِّ لَنا فَیقُولُ لا انَّ بَعْضَکمْ عَلی بَعْضٍ امَراءُ تَکرِمةَ اللهِ هذِهِ الْامَّةَ» پیوسته طایفه ای از امت من در راه حق پیکار می کنند تا روز قیامت پس عیسی بن مریم نازل می شود وامیر آن گروه مؤمن به او می گوید: بیایید برای ما اقامه نماز کنید (امام جماعت باشید). حضرت عیسی جواب می دهد: نه، بعضی از شما باید بر بعضی امیر باشد؛ زیرا خداوند می خواهد این امت را گرامی بدارد.
عبدالمحسن العباد گوید: این احادیث بر دو مطلب دلالت صریح دارد:
اول- هنگام نزول عیسی مردی از مسلمانان متولی امور آنان است.
دوم- این که آن امیر از عیسی طلب می کند که امامت جماعت را عهده دار شود، دلالت بر ایمان وصلاح آن امیر دارد. بنابراین در این روایت گرچه به لفظ «مهدی» تصریح نکرده، ولی صفت «مهدی» و«هدایت یافتگی» را برای آن امیر اثبات نموده است.
- ثانیاً: در کتب سنن ومسانید، احادیث فراوانی در شأن مهدی وارد شده که بسیاری صحیح وحَسَن هستند ووقتی در کنار این ها قرار گیرند به خوبی برای ما روشن می گردد که آن احادیث ناظر به همین احادیث هستند ونام «مهدی» مربوط به همین امیر است؛ چون در آن احادیث هم بر امارت مهدی از مسلمانان واز اهل بیت ونسل فاطمه وهم بر نزول عیسی در آن زمان وطلب مهدی از او برای امامت وجواب عیسی تصریح شده وهمگی مؤید این معنا می باشند.
ثالثاً: این که حدیثی در صحیحین ذکر نشده باشد، دلیل بر ضعف آن حدیث نیست؛ زیرا آن ها نه خودشان مدّعی بوده اند که تمام احادیث صحیح را جمع آوری کرده اند ونه کسی چنین ادعایی درباره آن ها کرده است وعالمان حدیث اهل سنت در طول تاریخ اسلام در مقام عمل وگفتار بر این مطلب تأکید کرده اند وسند بسیاری از اعتقادات واحکام، احادیث صحیحی است که در غیر صحیحین موجود می باشد. یکی از کتاب های حدیثی معروف در بین اهل سنت «المستدرک علی الصحیحین» از حاکم نیشابوری است. ایشان احادیثی را که بنا بر شرط بخاری ومسلم یا یکی از آنان صحیح بوده؛ ولی در کتاب آنها نیست، جمع آوری کرده است.» با توجه به مطالب یاد شده معلوم شد که نیامدن تفصیلی احادیث مهدی در صحیحین دلیل بر عدم حجیت وتضعیف آن ها نمی باشد.
مطلب دوم- یکی از دلایل افرادی که در احادیث مربوط به مهدی (عجل الله فرجه) تردید کرده اند این است که اعتقاد به مهدی از اهل بیت که در آخر الزمان ظهور می کند، جزو اعتقادات اهل سنت نیست ودر هیچ کتاب اعتقادی ای ذکر نشده است.
در جواب این شبهه گفته اند یکی از اعتقادات اهل سنت وحدیث، تصدیق اخباری است که از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به طریق صحیح نقل شده است واز آن جمله اخبار مهدی (عجل الله فرجه) می باشد. سفارینی از عالمان بزرگ اهل سنت در کتاب عقیده اش گفته:
ایمان به خروج مهدی واجب است واین مطلب در نزد اهل علم، مقرر ودر کتب عقاید اهل سنت وجماعت، مدون است.
چند نکته مورد اختلاف:
تا این جا روشن شد که قاطبه عالمان اهل سنت احادیث وارده در شأن مهدی را حجّت دانسته واعتقاد به مهدی از اهل بیت را که در آخر الزمان خروج می کند وعدل وداد را گسترش می دهد لازم می دانند.
ولی چند مطلب درباره حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مورد اختلاف واقع شده است از جمله:
نکته اول: شیعه معتقد است مهدی موعود (عجل الله فرجه) فرزند امام حسن عسکری است که در سال ۲۵۵ ه. ق تولد یافت وهنگام شهادت پدرش در سال ۲۶۰ ه. ق، پنج ساله بود.
ایشان در کودکی عهده دار امامت شد واز آن پس مخفیانه زندگی کرد.
فقط افراد معدود ومخصوصی- نایبان وسفیران- می توانستند با ایشان تماس بگیرند وبعد از مدتی این ارتباط محدود نیز قطع شد وزندگی کاملًا مخفی آن امام شروع شد وهنوز ادامه دارد. گرچه ایشان در این مدت طولانی افراد بسیاری را به حضور پذیرفته است، ولی هیچ کس حق ندارد خود را سفیر یا وکیل ایشان معرفی کند ویا مدعی رساندن دستور وتکلیفی از ایشان باشد. این زندگی مخفی ادامه دارد تا روزی که خداوند او را به ظهور فرمان دهد وآن روز ایشان خروج کرده وریشه ظلم وستم را خواهد کند وعدل را در گستره زمین، حاکم خواهد کرد.
بسیاری از عالمان اهل سنت از گذشته تاکنون در این اعتقاد با شیعه همراه بوده وهستند.
نویسنده کتاب «منتخب الاثر» نام ۶۸ نفر وکتاب «نگاهی تحلیلی به زندگانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)» نام ۱۰۱ نفر از عالمان بزرگ اهل سنت را ذکر می کند که معتقدند «مهدی» همان فرزند امام حسن عسکری است که متولد شده واینک مخفیانه زندگی می کند وروزی که اراده خدا تعلق بگیرد، ظهور خواهد کرد؛ از جمله:
قاضی فضل بن روز بهان
شیخ احمد جامی
عطار نیشابوری
جلال الدین رومی
صلاح الدین صفدی
قاضی بهلول بهجت افندی؛ مؤلف کتاب «المحاکمة فی تاریخ آل محمد (صلی الله علیه وآله)»
شمس تبریزی (شیخ مولوی)
ابن خلّکان؛ مؤلف وفیات الاعیان
سید شبلنجی؛ مؤلف نورالابصار
سیوطی
شاه ولی الله دهلوی
بیهقی؛ صاحب شعبات الایمان
یاقوت حموی؛ صاحب معجم البلدان
شیخ سلیمان قندوزی شافعی؛ صاحب ینابیع المودة
محی الدین ابن عربی
و...
ولی در بین عالمان اهل سنت نظرهای دیگری نیز بوده یا هست، از جمله:
اول- بعضی با استناد به سخنی منسوب به پیامبر «لا مَهْدِی الَّا عیسَی بْنُ مَرْیمْ» مهدی موعود را همان عیسی (علیه السلام) دانسته اند. باطل بودن این قول کاملًا آشکار است ومخالفت آن با احادیث فراوان ومتواتر وارد شده در شأن مهدی از خاندان پیامبر، واضح می باشد وروایت مذکور که مورد استناد آنان واقع شده از لحاظ «سند» و«متن» خدشه دارد وقابل ملاحظه نیست.
دوم- بعضی «مهدی عباسی» را مصداق این روایات دانسته اند، ولی این نیز صحیح نیست. گر چه اخباری در کتب اهل سنت نقل شده که مهدی از نسل عباس بن عبدالمطلب است، ولی جعلی بودن این اخبار نیز واضح است به عنوان مثال خبری از رسول خدا نقل شده که به عمویش عباس فرمود:
آیا مژده ندهم تو را که از نسل تو برگزیدگان هستند واز عترت تو خلفا هستند ومهدی آخر الزمان که خداوند به وسیله او هدایت را نشر می دهد، از نسل تو است. چنان که در این نقل نیز آمده مهدی موعود در آخر الزمان ظهور می کند وحال آن که مهدی عباسی دورانش تمام شده است؛ گرچه از نظر عالمان اهل سنت او خلیفه خوبی بوده، ولی نمی توان وی را جزو خلفای عادل وراشد شمرد. دیگر این که در بین فرزندان عباس بن عبدالمطلب کسانی که بتوان آنان را «اصفیای خدا» نامید، شناخته نمی شود. روایات صحیح دلالت دارد که مهدی از نسل فاطمه (علیها السلام) است وبا وجود آن روایات نمی توان به این نقل ها اعتنا کرد.
سوم- بنا بر بعضی نقل های ثبت شده در کتب عامّه، مهدی از نسل امام حسن (علیه السلام) وپدرش همنام پدر رسول خدا (یعنی عبد الله) است.
جعلی بودن این روایات نیز آشکار است؛ زیرا روایات صحیح دلالت بر این دارد که او از نسل امام حسین (علیه السلام) ونام پدرش حسن ودوازدهمین امام است. دقت در تاریخ اسلام، جعلی بودن این نقل ها وعلت جعل آن ها را آشکار می کند. یکی از کسانی که به عنوان مهدی موعود در تاریخ معرفی شد وپیروان او می خواستند با استناد به روایات مربوط به مهدی، مردم را به سوی او جلب کنند، محمد بن عبد الله از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه السلام) ومعروف به «نفس زکیه» بود. او که در زمان سفّاح ومنصور عباسی قیام کرد، از طرف پیروانش به عنوان مهدی موعود معرفی شد؛ زیرا هم نام رسول خدا بود. مخالفان شیعه وپیروان او در روایات دست بردند «وَ اسْمُ ابیهِ اسْمَ ابی : نام پدرش، نام پدر من (عبد الله) است» را در روایات مربوط به مهدی افزودند وروایاتی نیز جعل کردند مبنی بر این که مهدی موعود از نسل امام حسن مجتبی است تا بتوانند روایات را بر محمد بن عبد الله فرزند حسن مثنی فرزند امام حسن مجتبی تطبیق کنند.
آنان که مهدی را از نسل امام حسن (علیه السلام) می دانند، توجیهی برای آن ذکر می کنند که شنیدنی است. ابن قیم گوید:
سرّ این که مهدی از نسل امام حسن است، این می باشد که امام حسن به خاطر خدا خلافت را رها کرد وخداوند نیز به پاداش، در نسل او کسی را قرار داد که خلافت را به عهده گیرد وزمین را پر از عدل وداد کند واین سنت خداست که هر کس چیزی را به خاطر خدا رها کند خداوند به ذریه او بهتر از آن را عطا می کند، ولی امام حسین بر خلافت حریص بود وبه خاطر رسیدن به آن جنگید، ولی به آن نرسید. چنین داوری هایی نسبت به ذرّیه رسول خدا از افرادی که به شأن آن ها علم نداشتند یا انکار می کردند، بعید نیست.
البته در نقلی از رسول خدا خطاب به فاطمه زهرا (علیها السلام) آمده است:
ای فاطمه! قسم به آن کس که مرا به حق فرستاد، مهدی این امت از نسل حسن وحسین است.
این نقل توجیه صحیحی دارد؛ زیرا دختر امام حسن مجتبی (علیه السلام) به نام فاطمه با امام زین العابدین پسر امام حسین (علیهما السلام) ازدواج کرد وثمره آن ازدواج امام باقر (علیه السلام) بود. حضرت مهدی نیز از نسل امام باقر (علیه السلام) است؛ پس او از نسل امام حسن وامام حسین (علیهما السلام) است.
نکته دوم: گروهی از اهل سنت معتقدند او هنوز متولد نشده ودر آینده متولد خواهد شد. ابن ابی الحدید گوید:
در نزد ما معتزلی ها او هنوز متولد نشده ودر آینده متولد خواهد شد. این افراد هیچ دلیل معتبری بر متولد نشدن امام زمان در گذشته وتولد ایشان در آینده ندارند؛ زیرا ولادت امام یک مسأله پنهانی وغیر عقلی است وراهی برای علم به آن جز از راه اخبار افراد صادق وعادل یا مشاهده مولود وجود ندارد. آنچه دلیل عقلی اقتضا می کند، محال نبودن عمر طولانی است. البته انسان ها امور غیر عادی را بعید می شمرند، ولی عقل، آن ها را محال نمی داند. این که فرزند متولد شده در سال ۲۵۵ ه. ق عمری طولانی وبیش از چند صد سال خواهد کرد ویا این که منجی آخر الزمان عمر طولانی نداشته ودر آخر الزمان به دنیا خواهد آمد، امور عقلی نیستند تا برای اثبات یا نفی آن ها دلیل عقلی بیاوریم وراهی جز استناد به نقل صحیح نداریم. شیعه وهمفکران با او با توجه به حکم عقل به محال نبودن عمر طولانی وبا توجه به احادیث فراوان ومورد اعتماد از رسول خدا ونقل متواتر عالمان در طول تاریخ اسلام، بر این عقیده اند که مهدی موعود همان فرزند امام عسکری است که در سال ۲۵۵ ه. ق متولد شد وبعد از پدرش به صورت پنهانی زندگی کرد وافراد معین ومحدودی با ایشان ارتباط داشتند وپس از آن مدت نیز مطابق آنچه رسول خدا وامامان پیشین خبر داده بودند، زندگی کاملًا مخفی خود را آغاز کرد وبه فرمان خدا، همه ارتباطهای منظم ومعین خود را با افراد قطع کرد تا آن گاه که خداوند او را امر به ظهور کند، ولی منکران این مطلب فقط به این دلیل که زندگی طولانی بعید است، تولّد امام زمان را انکار کرده، معتقدند مهدی در آینده متولد خواهد شد. تفتازانی از علمای بزرگ اهل سنت می گوید:
شیعه گمان می کند مهدی موعود همان محمد بن حسن عسکری است که به جهت در امان ماندن از دشمنان، زندگی مخفی را در پیش گرفت وطولانی بودن عمر ایشان محال نیست، همان طور که نوح، لقمان وخضر (علیهم السلام) عمر طولانی داشته اند. سایر فرقه های مسلمان این مطلب را منکرند؛ زیرا این ادعای چیز جدّاً بعیدی است وما در بین افراد این امت کسی را سراغ نداریم که چنین عمر طولانی داشته باشد ودلیل واماره واشاره ای هم بر آن از جانب رسول خدا اقامه نشده است. واقعاً بعید است کسی این مدت طولانی از مردم پنهان باشد؛ به طوری که هیچ خبری از او نباشد. همان طور که مشاهده می کنید، دلیل اینان فقط استبعاد است وحتی ادله فراوان وارد شده از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وامام علی (علیه السلام) مبنی بر غیبت امام دوازدهم را نیز انکار می کنند وتوجیه ناصحیح می نمایند. جوینی در فرائد السمطین از رسول خدا نقل می کند که فرمود:
مهدی (عجل الله فرجه) از نظر خلقت واخلاق شبیه ترین مردم به من است واو یک دوران غیبت وسرگردانی دارد که در آن دوران امت هایی گمراه می شوند. امام علی (علیه السلام) در یکی از خطبه های نهج البلاغه، ضمن اشاره به پیش آمدهای آینده می فرماید:
ای مردم! وقت است که هر وعده نهاده درآید وآنچه را نمی شناسید (از پرده) برآید. هر که از ما (اهل بیت) بدان رسد، با چراغی روشن در آن راه رود وبر جای پای صالحان گام نهد تا بند (از گردن ها) بگشاید واز بندگی آزاد نماید. جمع (گمراهان) را پراکنده گرداند وپریشانی (مؤمنان) را به جمعیت کشاند ونهان از مردمان (کار راند). پی شناس به نشان او راه نبرد هر چند پیاپی نِگَرد این خطبه به وضوح دلالت دارد که فردی از اهل بیت از پس پرده غیبت به هدایت ودستگیری مؤمنان همت دارد وبا توجه به ادلّه وقراین دیگر معلوم می شود منظور امام، مهدی موعود (عجل الله فرجه) می باشد. ابن ابی الحدید در شرح این خطبه متوجه این مطلب شده ودر پی توجیه آن مطابق عقاید خودش برمی آید. او می نویسد:
این کلام [فی سترة عن الناس] دلالت دارد که این شخص مورد اشاره پنهان ومخفی از مردم است واین کلام به درد امامیه نمی خورد گر چه آنان آن را تصریحی بر اعتقاد خود گمان کرده اند؛ زیرا جایز است که این امام را خداوند در آخر الزمان خلق کند ومدتی از مردم مخفی باشد ومأموران تبلیغی او در این مدت مردم را به سوی او دعوت کنند وبعد از پیشرفت کارش، ظاهر شود در کلام دیگری امام علی (علیه السلام) می فرماید:
«فَاذا کانَ ذلِک ضَرَبَ یعْسُوبُ الدِّینِ بِذَنَبِهِ فَیجْتَمِعُونَ الَیهِ...» آن گاه که چنین شود [اشاره به مطلبی که امام فرموده وثبت نشده است] آن آقای بزرگ وپیشوای دین، مستقر وپا بر جا گردد و(مؤمنان) به دورش اجتماع کنند...
ابن ابی الحدید در شرح این کلام نیز مانند قبل به دلالت حدیث بر غیبت امام اقرار می کند وآن گاه به توجیه برمی خیزد. او می گوید:
معنای «ضَرَبَ بِذَنَبِهِ» یعنی بعد از زمانی که استقرار نداشت وهر روز در جایی بود، استقرار یابد؛ زیرا «یعسوب» به معنای پادشاه زنبور عسل است که بیشتر ایام در پرواز است وآن گاه که دُمش را به زمین بزند، پرواز وسیر را رها کرده واستقرار می یابد.
این کلام مانند مذهب امامیه است که معتقدند مهدی به خاطر خوف از حاکمان ظلم وجور، در جایی استقرار ندارد، بلکه به صورت سیار زندگی می کند تا آخر الزمان که ظهور کند واستقرار یابد، ولی مطابق مذهب ما بعید نیست. امام مهدی که در آخر الزمان ظهور می کند، در ابتدا هنوز کارش استوار نشده واز این رو در جایی استقرار ندارد تا این که بعد از مدتی حکومتش تثبیت شود. نکته سوم: شیعه وبسیاری از عالمان اهل سنت به عصمت امامان واز جمله مهدی موعود معتقدند. ابن سیرین تصریح می کند که مهدی بر خلیفه اول ودوم وحتی بر بعضی انبیا فضیلت دارد. بعضی از روایاتی که از طریق اهل سنت وارد شده وبر عصمت آن حضرت دلالت دارد عبارتند از:
۱- امام زمان (عجل الله فرجه)، در روایات به «مهدی» و«هدایت شده» لقب یافته که به صورت مطلق وبی قید وشرط فقط درباره معصوم (علیه السلام) معنا دارد.
قرآن می فرماید:
«الَّذینَ امَنُوا ولَمْ یلْبِسُوا ایمانَهُمْ بِظُلْمٍ اولئِک لَهُمُ الْأَمْنُ وهُمْ مُهْتَدُونَ» آنان که ایمان آوردند وایمان خود را با ظلم (کفر وشرک نیالودند)، آنان در امان وراه یافته اند.
وقتی رسول خدا که قرآن ناطق است، فرزندش را بدون قید وشرط «مهدی» لقب می دهد، معلوم است که با این لقب دادن بر عصمت او اشاره وبلکه تصریح دارد.
۲- در روایات، رسول خدا مهدی را «خَلیفَةُ الله» خوانده است که جز معصوم کسی نمی تواند باشد.
یکی از عالمان اهل سنت چنین می نویسد:
از دلایل برتری مهدی (بر دو خلیفه اول ودوم) این است که رسول خدا او را «خَلیفَةُ الله» نامید وحال آن که به ابوبکر حداکثر «خَلیفَةُ رَسُولِ الله» گفته می شود.
۳- رسول خدا فرمود: «الْمَهْدِی یقْفُو اثَری» مهدی ردّ مرا پیروی می کند. «محی الدین بن عربی» می گوید:
مهدی موعود، شریعت محمدی را از مَلَک به الهام می گیرد ومطابق آن حکم می کند وهمچنان که حدیث «الْمَهْدِی یقْفُوا اثَری» دلالت دارد، معصوم از خطاست.
۴- در روایات تأکید شده که «الْمَهْدِی مِنّی»، «الْمَهْدِی مِنْ عِتْرَتی» یا «مِنْ اهْلِ بَیتی» واین تأکیدها دلالت دارد که مهدی (عجل الله فرجه) معصوم است؛ زیرا همچنان که رسول خدا معصوم است، هر کس از اوست نیز معصوم است ودر جای خود ثابت شده که اهل بیت معصومند وآیه تطهیر بهترین شاهد بر طهارت اهل بیت است.
۵- در نقلی وارد شده که «یرْضی عَنْهُ ساکنُ السَّماءِ وساکنُ الْارْضِ: ساکنان آسمان وزمین از او راضی می شوند». گر چه ساکنان زمین وآدمیان ممکن است که از کسی راضی باشند که معصوم نیز نباشد، ولی ملائکه وساکنان آسمان چون به باطن علم دارند از کسی که ذرّه ای شرک در وجود او باشد ومرتکب ظلمی اگر چه کوچک شده باشد؛ راضی نخواهند بود. پس رضایت مطلق ساکنان آسمان از امام مهدی (عجل الله فرجه) دلیلِ عصمت اوست.
۶- رسول خدا فرمود: «مهدی شبیه ترین مردم به من است از حیث خلقت واخلاق» این حدیث نیز به خوبی بر عصمت آن جناب دلالت دارد.
۷- رسول خدا فرمود: من، علی، حسن، حسین ونه نفر از نسل حسین مطهّر ومعصوم هستیم.
۸- روایات فراوانی دلالت دارد که عیسی (علیه السلام) به مهدی موعود اقتدا می کند وخود این مطلب به وضوح دلالت بر معصوم بودن مهدی (عجل الله فرجه) دارد چون صحیح نیست خداوند پیامبر معصومش را موظف کند به فردی غیر معصوم اقتدا کند.
۹- این که درباره امام مهدی در روایات فراوان وارد شده که ایشان جهان را پر از عدل وداد می کند، خود دلیل محکمی بر عصمت ایشان است؛ زیرا کسی که معصوم نیست هر چند فرد مؤمن وعادلی نیز باشد، ولی چون معصوم نیست، خطا واشتباه از او سرمی زند وعبارت «یمْلَأُ الْارْضَ قِسْطاً وعَدْلًا» سزاوار او نخواهد بود، ولی پر کردن زمین از قسط وعدل فقط از جانب حاکمیت معصوم است.
نکته چهارم: آیا مهدی (علیه السلام) از عیسی (علیه السلام) برتر است؟ روایات ثبت شده در کتب اهل سنت، صراحت دارد حضرت عیسی بعد از نزول به امام مسلمانان یعنی مهدی موعود اقتدا می کند وخود این بهترین دلیل بر فضیلت وبرتری حضرت مهدی است. برخی عالمان اهل سنت به عللی نخواسته اند این فضیلت حضرت مهدی را بپذیرند وچون هیچ دلیل محکم ومتقنی نیافته اند به توجیهات سستی متوسل شده اند. مثلًا گفته اند ابتدا حضرت عیسی به مهدی اقتدا می کند تا نشان دهد که بر دین جدّ اوست وپس از آن حضرت مهدی به حضرت عیسی (علیه السلام) اقتدا می کند. این توجیهات بدون استناد، باطل است ونمی توان به آن ها توجه کرد. این که آیا عیسی امام می شود یا مهدی (علیه السلام)؟ نیز امری غیبی است وجز نقل راهی برای علم به آن وجود ندارد. روایات صراحت دارد که عیسی به مهدی اقتدا می کند وزبان روایات نیز زبان مدح وتفضیل است واین با مأموم واقع شدن مهدی بعد از مثلًا نماز اول نمی سازد. به روایات زیر توجه کنید:
«مِنَّا الَّذی یصَلِّی عِیسَی بْنُ مَرْیمَ خَلْفَهُ» از ماست آن شخص که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می گزارد.
«هُوَ الَّذی یتَقَدَّمُ عِیسَی بْنَ مَرْیمَ» او کسی است که بر عیسی بن مریم امامت می کند.
سُدّی می گوید:
«یجْتَمِعُ الْمَهْدِی وعِیسَی بْنُ مَرْیمَ فَیجیءُ وَقْتُ الصَّلاةِ فَیقُولُ الْمَهْدِی لِعیسی : تَقَدَّمْ فَیقُولُ عِیسی : انْتَ اوْلی بِالصَّلاةِ فَیصَلّی عِیسی وَراءَهُ مَأْمُوماً.» مهدی وعیسی بن مریم با هم مجتمع می شوند ووقت نماز فرا می رسد.
مهدی به عیسی می فرماید: پیشقدم شو (ونماز بگزار) وعیسی می فرماید:
شما بر نماز گزاردن اولی هستید، پس عیسی پشت سر او به عنوان مأموم نماز می گزارد.
امامت امام مهدی (عجل الله فرجه) بر عیسی بن مریم (علیه السلام) از مسلّمات حدیث است وحتی در صحیحین همچنان که گذشت با این که نام امام نیامده، ولی امامت ایشان مورد تأکید واقع شده است.
در احادیث حتی علت تقدّم حضرت نیز بیان شده است وآن کرامت خاصی است که به رسول خدا واهل بیت ایشان عطا شده است؛ به طوری که کسی دیگر نمی تواند بر اهل بیت امام باشد وحتماً امام بر اهل بیت باید از خودشان باشد.
گفتنی است احادیث وارده در شأن مهدی (علیه السلام) در کتب اهل سنت- همچنان که خواهید دید- مجموعه ای ا ست که اگر با هم ودر کنار هم مورد ملاحظه قرار گیرند، هر حدیثی فراز ونقطه ای را روشن می کند ومطالب زیر از آن ها به دست می آید:
۱- جانشینان رسول خدا دوازده نفرند که تا قیامت جانشینی ایشان را عهده دار هستند.
۲- اولین جانشین رسول خدا امام علی (علیه السلام) وآخرین آن ها حضرت مهدی است.
۳- حضرت مهدی از فرزندان فاطمه زهرا واز نسل حسین بن علی است.
۴- فرزند امام حسن عسکری است.
۵- از اهل بیت ومعصوم است.
۶- نام وکنیه او، نام وکنیه رسول خداست.
۷- دارای غیبتی است که مدت آن را جز خدا کسی نمی داند.
۸- پس از غیبتی طولانی وپر شدن جهان از ظلم وستم ظهور کرده، آن را از عدل وداد سرشار می سازد.
۹- حضرت عیسی (علیه السلام) به یاری ایشان فرود آمده، به وی اقتدا می کند.
مطالب یاد شده از روایات مکتوب در کتب معتبر اهل سنت به خوبی آشکار است وغالب عالمان اهل سنت بر آن ها اعتقاد دارند. در بخش های بعد نمونه هایی از این روایات ذکر خواهد شد.

فصل سوم: ویژگی های حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

بعد از آن که دانستیم زمامدار ودادگستر آینده جهان، حضرت «مهدی» است، لازم است با خصوصیات وویژگی های ایشان بیشتر آشنا شویم.
نام
نام ایشان به اتفاق شیعه وسنی «م ح م د» است. روایات زیادی بر این مطلب تصریح دارد که برای نمونه به دو حدیث از طریق شیعه وسنی اشاره می کنیم.
۱- عبد الله بن عمر می گوید پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
در آخر زمان مردی از فرزندان من خروج می کند که همنام وهم کنیه من است، زمین را از عدل وداد پر می کند، آن گونه که از ظلم وجور پر شده است واو همان مهدی است.
۲- امام سجاد (علیه السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین نقل می کند:
اگر از دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می کند تا این که مردی از عترت من بیاید که همنام من است، زمین را از عدل وداد پر می کند، آن سان که از ظلم وستم پر شده است.
ممنوعیت بردن نام آن حضرت
اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) از بردن نام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در زمان غیبت، منع کرده وتوصیه نموده اند که او را با القاب واسامی دیگرش یاد کنند. این دستور به طور قطع دارای حکمت ومصالحی است، هر چند ما از آن بی اطلاعیم.
ریان بن صلت می گوید: از امام رضا (علیه السلام) (در حالی که از قائم (عجل الله فرجه) سؤال می شد) شنیدم که فرمود:
«لا یری جِسْمُهُ ولا یسَمَّی اسْمُهُ» جسمش دیده نمی شود واسمش (همان نام مخصوص) برده نمی شود. داوود بن قاسم می گوید: از امام علی النقی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
بعد از من جانشین، حسن است، ولی چگونه خواهید بود با جانشین بعد از جانشین؟ گفتم: خدا مرا فدایت کند چرا؟ فرمود: شما شخص او را نخواهید دید وبر شما روا نیست که او را به اسمش یادآوری کنید. عرض کردم: پس چگونه او را یاد کنیم؟ فرمود: بگویید «الْحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام)» حجت از آل محمد.
کنیه والقاب:
کنیه آن حضرت «ابوالقاسم» والقاب ایشان، بنابر آنچه در روایات بیان شده، عبارتند از: «مهدی»، «قائم»، «منتظر» و«حجت».
البته القاب واوصاف زیادی در روایات ودعاها همانند دعای ندبه برای حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بیان شده است وآنچه ذکر شد، القاب مشهور بود.
باید توجه داشت کاربرد این القاب در مورد آن منجی آسمانی به لحاظ ویژگی هایی است که در ایشان وجود دارد. برای نمونه به روایت زیر درباره لقب «قائم» توجه کنید.
ابو خدیجه می گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد قائم سؤال شد، فرمود:
«کلُّنا قائِمٌ بِأَمْرِ اللهِ واحِدٌ بَعْدَ واحِدٍ حَتَّی یجیءَ صاحِبُ السَّیفِ فَاذا جاءَ صاحِبُ السَّیفِ جاءَ بِأَمْرٍ غَیرِ الَّذی کانَ» همه ما یکی بعد از دیگری به امر خدا به پا می خیزیم تا این که صاحب شمشیر بیاید. وقتی او آمد، روش دیگری خواهد داشت.
در روایت دیگری از امام باقر (علیه السلام) سؤال شد:
مگر همه شما قیام کننده به حق نیستید؟
امام فرمود: آری.
راوی پرسید: پس چرا (فقط) قائم (امام منتظر عج)، قائم نامیده شده است؟
امام فرمود:
آن گاه که جدم حسین- صلوات خدا بر او باد- کشته شد؛ ملائکه به درگاه خدا ناله وضجّه زدند وعرض کردند: خدای ما وآقای ما، آیا از اینکه برگزیده ات وفرزند برگزیده ات ومنتخب تو از بین خلقت کشته شده، تغافل می کنی (وانتقام نمی گیری)؟
خداوند بدانان وحی کرد: ای ملائکه من آرام بگیرید. به عزت وجلالم قسم از قاتلان انتقام می گیرم ولی بعد از گذشت مدتی.
آن گاه خداوند امامان از نسل امام حسین (علیه السلام) را به ملائکه نمایاند ملائکه از مشاهده آنان شادمان شدند ویکی از آنان را در حال قیام نماز دیدند.
خداوند (عزَّ وجلَّ) فرمود: به وسیله آن قائم (ایستاده) از قاتلان انتقام می گیرم. از آن جا که ائمه (علیهم السلام) همه نور واحد هستند، هر کدام واجد تمام صفات کمال بوده اند، ولی در هر کدام از آنان به اقتضای شرایط، یک صفت، ظهور بیشتری داشته ولقبی مناسب آن در ایشان شهرت بیشتری یافته است. از جمله امام زمان (عجل الله فرجه) که مانند دیگر امامان برای تحقق امر حق وحکومت جهانی اسلام قیام می کند، ولی فقط ایشان موفق به محقق ساختن این اراده خدا وانتقام گرفتن از دشمنان دین می شود وظاهراً از این رو لقب «قائم» در مورد آن حضرت کاربرد بیشتری داشته باشد.
پدر واجداد:
روایات زیادی بیانگر آن است که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از اولاد پیامبر (صلی الله علیه وآله) وعلی (علیه السلام) وفاطمه (علیها السلام) واز تبار امام حسین (علیه السلام) ونیز بقیه امامان (علیهم السلام) است؛ از این رو سلسله نسب آن حضرت به ترتیب زیر است:
«حجة بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام)»
مادر
نام مادر حضرت مهدی (عجل الله فرجه) نرجس، دختر یشوعا پسر قیصر پادشاه روم است که بشر بن سلیمان او را به دستور امام هادی (علیه السلام) از برده فروشی به نام عمر بن یزید برای آن حضرت خرید؛ سپس امام او را به فرزندش بخشید وبدین ترتیب افتخار مادری حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را پیدا کرد.
نرجس دارای اسامی دیگری از قبیل ریحانه، سوسن وصیقل نیز بود.
سال ومحل تولد:
بنابر قول مشهور بین محدثان ومورخان، حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری در سامرا به دنیا آمد وپدرش غیر از او فرزند دیگری نداشت. محمد بن علی می گوید: از امام حسن عسکری (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
ولی خدا وحجت او بر بندگانش وخلیفه بعد از من، شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری هنگام طلوع فجر، در حالی که ختنه شده بود، متولد شد ونخستین کسی که او را با آب کوثر وسلسبیل (از آب های بهشت) شست وشو داد، رضوان، نگهبان بهشت، با جمعی از فرشتگان مقرب الهی بود.
خصوصیات حمل وولادت:
نرجس دوران بارداری خود را بدون این که آثاری از بارداری در وجود او ظاهر شود سپری کرد؛ ازاین رو، کسی متوجه حاملگی او نشد، همان گونه که مادر موسی (علیه السلام) نیز در دوران حاملگی چنین بود؛ زیرا فرعون، شکم زنان حامله را می شکافت ومی خواست پیامبری که سلطنت او را سرنگون خواهد کرد، متولد نشود. مادر حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از این جهت همانند مادر موسی بود تا این که دوران بارداری اش سپری شد وآن حضرت به دنیا آمد.
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در شرایطی پا به عرصه گیتی گذارد که خبر ولادت وغیبتش توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله) واهل بیت آن حضرت بارها به مردم داده شده وجامعه اسلامی به ویژه شیعیان به او معتقد گشته بودند.
در همان عصری که امام هادی وامام حسن عسکری (علیه السلام) از غیبت فرزندشان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) سخن می گفتند، صاحبان کتب صحاح، بخاری، مسلم، ابوداود، ترمذی وابن ماجه می زیستند وروایات نبوی مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را در کتاب های خود ثبت می کردند. از این رو، برای خلیفه عباسی فرصت بسیار مغتنمی بود تا اگر بتواند به مولود امام حسن (علیه السلام) دست یافته، او را از بین ببرد.
این شرایط اقتضا می کرد ولادت امام مهدی (عجل الله فرجه) پوشیده بماند. ازاین رو، امام حسن (علیه السلام) کودک خود را فقط به شیعیان خاصّش نشان داد تا آنان امام پس از او را بشناسند؛ زیرا هرچند که او از طرفی باید برای حفاظت از جان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) تلاش نماید وتمام اصول پنهان کاری را مراعات کند، اما از طرف دیگر وظیفه دارد وجود آخرین حجت الهی را برای مردم ونسل های بعد به ویژه شیعیانش ثابت کند. بدین جهت کودک خود را به شیعیان مورد اعتمادش نشان می داد تا بدانند مهدی موعود (عجل الله فرجه) پا به عرصه گیتی نهاده است ودیگر در انتظار تولدش نباشند وبه آنان سفارش می کرد این قضیه را فاش نسازند.
احمد بن حسن می گوید: بعد از تولد خلف صالح (عجل الله فرجه)، امام حسن عسکری (علیه السلام) با خط خود نامه ای به جدم احمد بن اسحاق نوشته، در آن فرموده بود:
برایمان فرزندی متولد گردیده، این مطلب نزد تو پوشیده بماند وآن را از مردم کتمان نما؛ که ما آن را جز برای خویشاوندان نزدیک ودوستان خاص خود آشکار نمی کنیم. دوست داشتیم این خبر را به تو دهیم تا خداوند تو را مسرور سازد، چنان که ما را خوشحال کرده است. ولادت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به حدی مخفی بود که امام حسن (علیه السلام) از بین زنان، تنها به عمه اش حکیمه اطلاع داد که به هنگام وضع حمل نرجس، نزد او باشد واو را یاری کند.
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) لحظاتی پس از تولد سر بر سجده عبودیت نهاد، وروی بازوی راستش نوشته شده بود:
«جاءَ الْحَقُّ وزَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً» حق آمد وباطل نابود شد، به یقین باطل نابود شدنی است.
ویژگی های جسمانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
در روایات خصوصیات شمایل وویژگی های جسمانی حضرت به شرح زیر مطرح شده است:
پیشانی بلند، چهره نورانی، چشمان درشت ودرخشنده، بازوانی قوی وستبر، پاهایی قوی واستوار، شانه هایی پهن، دارای دو علامت درشت که یکی همرنگ پوستش ودیگری همرنگ علامتی که پیامبر داشت، خالی بر گونه راست، میان قامت، صاحب موهایی زیبا که بر شانه اش ریخته، گندمگون ونور چهره اش بر سیاهی محاسن وسر غلبه دارد. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود:
سیما وقامت مهدی، چون سیما وقامت من است. امام رضا (علیه السلام) فرمود:
مهدی شبیه من وموسی بن عمران است.
ویژگی های پیامبران در مهدی (عجل الله فرجه)
صفات وویژگی هایی از پیامبران (علیهم السلام) در مهدی (عجل الله فرجه) مشاهده می شود که بنا بر روایات بعضی از آنان به شرح زیر است:
او کمال موسی، درخشش عیسی، پایداری واستقامت ایوب وطول عمر آدم را دارد. مردم درباره وی اختلاف می کنند مانند اختلافی که درباره عیسی کردند. گروهی گفتند: متولّد شده است وعده ای گفتند: مرده است وبعضی گفتند: کشته شده وبه دار آویخته شده است. همچون حضرت ابراهیم ولادتش مخفی است واز مردم کناره گیری می کند. مانند ایوب فرج وگشایش بعد از مصیبت دارد.
مانند یونس به هنگام ظهور وبازگشت به میان مردم با وجود این که سال های طولانی از عمرش گذشته، ولی جوان به نظر می رسد.
مانند یوسف (علیه السلام) که از دید پدرش غایب شد، از دید شیعیان وخاص وعام مخفی می شود ودر دوران غیبت کار بر محبّانش سخت می شود با این که فاصله او تا شیعیانش نزدیک است. غیبت او از خوف وهراس است مانند غیبت حضرت موسی که از خوف وهراس فرعونیان از مصر فرار کرد وبه مدین رفت.
مانند جدش رسول خدا، برای حاکمیت بخشیدن به دین خدا وسرکوب دشمنان دست به شمشیر می برد وخداوند با انداختن رعب وهراس در دل دشمنانش، او را یاری می کند.
میراث پیامبران نزد مهدی (عجل الله فرجه)
مواریث انبیا (علیهم السلام) به مهدی به ارث رسیده ودر نزد ایشان است از جمله:
سنگی که حضرت موسی بر آن عصا می زد واز آن دوازده چشمه برای دوازده سبط بنی اسرائیل می جوشید. عصای موسی، پیراهن یوسف، تابوت آدم، انگشتر سلیمان، کتاب های آسمانی انبیای گذشته (تورات موسی، انجیل عیسی، زبور داوود، صحف آدم وشیث ونوح وابراهیم) پیراهن، عمامه، زره وشمشیر رسول خدا.
به هنگام ظهور پیراهن ابراهیم بر تن، ردای اسماعیل بر دوش ونعلین شیث را به پا دارد.
آخرین حجت الهی:
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) پس از رحلت پدر بزرگوارش در سن پنج سالگی به امامت برگزیده شد، آن سان که حضرت عیسی در کودکی به پیامبری برگزیده شد. ایشان آخرین حجت الهی از سلسله پیامبران واوصیا در طول تاریخ است که خداوند او را برای روز موعود ذخیره کرده است وهمان گونه که نبوّت به حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) ختم شد، وصایت وامامت نیز به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ختم می شود. روایات زیادی از طریق شیعه وسنی بیانگر این است که پیامبر دارای دوازده جانشین به عدد نقبای بنی اسرائیل است که همه از قریش واز اهل بیت او هستند وآخرین آنان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است. در این جا به ذکر یک روایت بسنده می کنیم.
ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه نقل می کند:
جانشینان واوصیای من وحجت های خدا بر خلق بعد از من، دوازده نفرند، اولین آنان برادرم وآخرینشان فرزندم است. گفته شد: ای رسول خدا! برادرت کیست؟ فرمود: علی بن ابی طالب. گفته شد: فرزندت کیست؟
فرمود: مهدی که زمین را از عدل وداد پر می کند، بعد از آن که از ظلم وجور پر شده است ابن ابی الحدید می گوید:
همه فرقه های مسلمانان اتفاق نظر دارندکه دنیا وتکلیف جز با مهدی (عجل الله فرجه) پایان نمی پذیرد. با توجه به ویژگی هایی که برای مهدی موعود برشمردیم، پوچی وبطلان ادعای مدعیان مهدویت در طول تاریخ آشکار شد ومسلمانان باید در انتظار ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با چنین ویژگی هایی باشند.

بخش دوم: امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
فصل اول: سابقه تاریخی اعتقاد به حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

بررسی سابقه تاریخی عقیده به مهدویت، چنان نتیجه روشنی در اثبات امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) دارد که اگر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) واهل بیتش هیچ گونه حدیث وروایتی نیز در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به ما نمی رسید، کافی بود که ما امامت حضرتش را بپذیریم؛ زیرا می بینیم در میان امتی که افکار واعتقاداتش را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقرآن کریم اقتباس کرده، کمتر موضوعی است که به اندازه عقیده به مهدی موعود (عجل الله فرجه) از قطعیت وسابقه دیرینه برخوردار باشد واز آن جا که معتقد کردن مردم وجامعه نسبت به موضوعی، تنها با چند مورد بیان وگفتار انجام نمی گیرد، بلکه باید در مناسبت های مختلف به طور مکرر به مردم گوشزد شود تا به صورت یک عقیده ریشه دار در دل ها جای گیرد، روشن می شود که معمار اندیشه مهدویت وظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، شخص پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) بوده وایشان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را به عنوان امام وآخرین جانشین خود به مردم معرفی وانتظار فرجش را توصیه کرده است.
استفاده از عنوان «مهدی»:
با توجه به بیانات پیامبر در مورد مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان منجی نهایی، از قرن اول هجری افراد وگروه هایی پیدا شدند که لقب «مهدی» را به عنوان یگانه منجی که باید انتظار ظهورش را داشت، درباره رهبران وامامان خود به کار می بردند واز این عنوان برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود سوءاستفاده می کردند. به نمونه های زیر توجه کنید:
فرقه ای معروف به کیسانیه معتقد شدند پس از شهادت امام حسین (علیه السلام)، امامت به برادرش محمد بن حنفیه منتقل گردید. آنان او را مهدی موعود می دانستند ومی گفتند: او نمرده ودر کوه «رَضْوی»- بین مکه ومدینه- اقامت دارد وبه زودی باز می گردد وفرمانروای زمین می شود. عباسیان وحتی بعضی از علویان برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود در برابر اموی ها، درصدد بهره برداری از اعتقاد جامعه نسبت به مهدویت برآمدند؛ آنان در اوج مبارزه با امویان با محمد بن عبد الله محض، معروف به نفس زکیه به عنوان این که او «مهدی امّت» است، بیعت کردند.
عمیر بن فضل می گوید: روزی منصور عباسی را به حال انتظار جلوی منزل نفس زکیه دیدم. محمّد از خانه خارج شد وخواست بر اسبش سوار شود، منصور با احترام تمام او را بر اسب سوار کرد وایشان رفت.
پرسیدم: او کیست که این همه احترامش کردی؟ منصور گفت: مگر نمی شناسی، او محمد بن عبد الله بن حسن، مهدی ما اهل بیت است.
عبد الله بن حسن علوی در جمع بنی هاشم سخنرانی کرد وضمن دعوت آنان به قیام علیه اموی ها گفت: بیایید با پسرم محمد بیعت کنیم، شما می دانید او «مهدی» است. عده ای از حاضران گفتند: ابوعبد الله جعفر بن محمد (علیه السلام) در این مجلس حضورندارد، بهتراست او نیز بیاید. بعد از حضور امام صادق (علیه السلام) در مجلس، عبد الله بن حسن خطاب به ایشان گفت: شما می دانید بنی امیه با ما چگونه رفتار کردند، نظر ما این است که با این جوان (اشاره به پسرش محمد) به عنوان مهدی بیعت کنیم. حضرت پاسخ داد:
این کار را نکنید، هنوز زمان قیام به حق فرا نرسیده است واگر منظور تو این است که پسرت، مهدی است، بدان که در اشتباهی واو مهدی نیست نیرنگ منصور عباسی در بهره برداری از اعتقاد جامعه به مهدویت وظهور ادامه یافت تا این که فرزندش متولد شد. بعد از تولد فرزندش نام او را مهدی گذاشت تا به مردم بگوید فرزند من همان مهدی ای است که در انتظارش هستید. یکی از غلامان منصور می گوید: روزی منصور مرا خواست وگفت: پای منبر محمد بن عبد الله بن حسن بنشین ببین چه می گوید: او می گوید: از محمد شنیدم که می گفت: مردم! شما شکی ندارید که من مهدی هستم.
من این سخن را برای منصور نقل کردم، او گفت: دشمن خدا دروغ می گوید، بلکه مهدی، پسر من است. بعد از شهادت امام صادق (علیه السلام) گروهی به نام ناووسیه، واژه «مهدی» را درباره آن حضرت به کار بردند ومعتقد شدند او نمرده وظهور خواهد کرد واو همان «مهدی موعود» است. آنان برای اثبات عقیده خود این سخن را به دروغ به امام صادق نسبت می دادند که فرمود: اگر کسی به شما گفت من خودم امام صادق (علیه السلام) را غسل دادم وکفن نمودم، سخنش را نپذیرید؛ زیرا که صاحب شمشیر من هستم. فرقه ای نیز معتقد شدند امام موسی کاظم (علیه السلام) نمرده ونخواهد مرد تا زمانی که مالک شرق وغرب زمین شود واو همان «مهدی» است که زمین را از عدل وداد پر خواهد کرد. اینان گمان داشتند امام هفتم (علیه السلام) از زندان خارج شده وکسی او را ندیده وغایب شده است.
حکایت پرسش ها:
بخشی از پرسش ها درباره امام قائم از امامان (علیهم السلام)، بیانگر این مطلب است که مهدویت وظهور وقیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، در فرهنگ مردم نفوذ داشته، از حتمیت برخوردار بوده است. در این زمینه به دو روایت اشاره می کنیم:
۱- بنابر نقل امام باقر (علیه السلام)، خلیفه دوم از حضرت علی (علیه السلام) در مورد نام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) پرسید.
حضرت فرمود:
اسمش را نمی گویم؛ زیرا حبیبم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با من پیمان بسته اسمش را نیاورم تا خدا او را برانگیزد این سؤال بیانگر آن است که خلیفه دوم با موضوع مهدویت آشنا وسؤالش برای کسب اطلاعات بیشتر بوده است.
۲- أبی حمزه می گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم و[درباره امر قیام ورهبری جهانی] عرض کردم:
- آیا صاحب این امر شما هستید؟
- نه.
- آیا فرزند شماست؟
- نه.
- آیا او نوه شماست؟
- نه.
- آیا او فرزند نوه شماست؟
- نه.
- پس صاحب این امر کیست؟
- آن که بعد از گذشت زمانی از دسترسی نیافتن مردم به امام ظاهر وآشکار، ظهور می نماید وزمین را از عدل وداد پر می کند، آن سان که از ظلم وجور پر شده است؛ همان گونه که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بعد از گذشت زمانی از بعثت پیامبران، برانگیخته شد.
اندیشه مهدویت در آینه ادبیات وشعر:
قطعیت امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وقیام او در افکار واندیشه جامعه اسلامی از صدر اسلام تاکنون، موجب شده که این مسأله وارد جهان ادبیات وشعر شود وشاعران در این زمینه سروده هایی داشته باشند.
به عنوان نمونه به دو مورد اشاره می شود:
۱- دعبل خزاعی در ضمن اشعاری که درباره مصیبت های اهل بیت سروده ودر حضور امام رضا (علیه السلام) خواند، به امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وقیام او اشاره کرده، چنین می سراید:

خُرُوجُ امامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ * * * یقُومُ عَلَی اسْمِ الله وَالْبَرَکاتِ
یمَیزُ فینا کلَّ حَقٍّ وباطِلٍ * * * ویجْزی عَلَی النَّعْماءِ وَالنَّقِماتِ

امید بیرون آمدن امامی را دارم که البته خروج خواهد کرد.
- وبه نام خدا وبرکاتش قیام خواهد نمود. او در میان ما حق وباطل را از همدیگر جدا می نماید.
- ومردم را بر نعمت ها وکیفرها پاداش می دهد. (نیکوکاران را تشویق ومجرمان را کیفر می دهد)
او می گوید: وقتی این دو بیت را خواندم، حضرت رضا (علیه السلام) بسیار گریست. بعد فرمود: ای خزاعی! روح القدس این دو بیت را بر زبانت جاری کرد؛ می دانی آن امام قائم کیست؟ عرض کردم! ای مولای من! نه.
فقط شنیده ام که امامی از میان شما اهل بیت خروج خواهد کرد که زمین را از آلودگی فساد پاک کرده، از عدالت پر خواهد ساخت. حضرت فرمود:
ای دعبل! او «حجت قائم» فرزند حسن است که در غیبتش مورد انتظار مردم است.
۲- حافظ، شاعر فارسی زبان در اشعارش به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وظهورش اشاره کرده است:

کجاست صوفی دجّال فعل ملحد شکل * * * بگو بسوز که «مهدی» دین پناه رسید

ودر مورد دیگر این چنین سروده است:

مژده ای دل! که مسیحا نفسی می آید * * * که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم هجر مکن ناله وفریاد که دوش * * * زده ام فالی وفریادرسی می آید
ز آتش وادی ایمن نه منم خرّم وبس * * * موسی این جا به امید قبسی می آید
هیچ کس نیست که در کوی تو اش کاری نیست * * * هر کس آن جا به طریق هوسی می آید
کس ندانست که منزلگه مقصودکجاست * * * این قدر هست که بانگ جرسی می آید
جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرَم * * * هر حریفی، ز پی ملتمسی می آید
خبر بلبل این باغ مپرسید که من * * * ناله ای می شنوم کز قفسی می آید

تأمل در نمونه های یاد شده، این نتیجه را اثبات می کند که امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در کنار توحید ونبوت وهمانند آن ها، از سابقه وقطعیت برخوردار بوده وبه همان خاطر به صورت یک عقیده عام وفراگیر در آمده است؛ به گونه ای که شیعه واهل سنت هر دو درباره آن سخن گفته، از آن دفاع نموده اند واین خود گویای آن است که امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در متن دین اسلام ودر جدول عقاید ومعارف اسلامی قرار گرفته است، بلکه به خاطر تأکیدهای فراوان حضرتش در مقایسه با دیگر مسائل اعتقادی اسلام، بعد از توحید ونبوت از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

فصل دوم: امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در منابع شیعی

براساس قرآن وسنت، پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، اهل بیت او مرجع رسمی امّت شدند وبه اعتراف دوست ودشمن، برترین افراد جامعه از نظر کمالات بودند وهر کدام در عصر خود همچون ستاره ای فروزان در شب تاریک می درخشیدند. آنان هر چند از رهبری سیاسی جامعه کنار گذاشته شدند، اما همان عبادت، مناجات، سیره وروش زاهدانه شان، یاد وسیره پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در فرهنگ جامعه زنده نگه می داشت وگفتار وکردارشان نقش مؤثر وعمیقی در هدایت اندیشه وافکار جامعه داشت؛ از این رو، انسان می تواند با اطمینان کامل، اندیشه خود را براساس گفته های آنان شکل دهد.
شیعه این افتخار را دارد که همیشه باورهای دینی وفرهنگ خود را از اهل بیت (علیهم السلام) اقتباس نموده، در پرتو نور هدایت آنان قدم برمی دارد.
بر پژوهشگران حق جو، لازم است که درباره امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان یک مسأله اعتقادی، به اهل بیت (علیهم السلام) مراجعه کرده واز سخنانشان در این زمینه بهره گیرند.
روایات اهل بیت (علیهم السلام) در مورد امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) چند قسم است؛ بخشی بیانگر تفسیر وتأویل آیاتی است که در مورد آن حضرت نازل شده، بخشی به نقل سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مربوط می شود، پاره ای دیگر سخنان خود آن بزرگواران در این زمینه است؛ گرچه آنان تمام علم ودانش خود را از پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ارث برده اند.
الف- روایات مربوط به تفسیر وتأویل آیات
ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که در مورد آیه:
«وَعَدَ اللهُ الَّذینَ امَنُوا مِنْکمْ وعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْارْضِ» فرمود:
این آیه در مورد قائم (عجل الله فرجه) ویارانش نازل شده است. از این سخن استفاده می شود که حکمرانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ویارانش در روی زمین، از آن روست که آنان مصداق کامل مؤمن صالحند ودر واقع این آیه پیروزی نوعی عقیده ورفتار را اعلام می کند.
هم او از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که در مورد آیه: «... فَاسْتَبِقُوا الْخَیراتِ اینما تَکونُوا یأْتِ بِکمُ اللهُ جَمیعاً» فرمود:
این آیه در مورد قائم (عجل الله فرجه) ویارانش نازل شده که بدون وعده قبلی یکباره (پیرامون مهدی (عجل الله فرجه)) جمع می شوند. نیز هم او می گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «هُوَ الَّذی ارْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی ودینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کلِّهِ ولَوْکرِهَ الْمُشْرِکونَ» پرسیدم، حضرت پاسخ داد:
سوگند به خدا، هنوز تأویل این آیه فرود نیامده است. عرض کردم: فدایت شوم، پس کی فرود می آید؟ فرمود: هنگامی که قائم (عجل الله فرجه) به خواست خداوند قیام کند، وقتی که او خروج کرد، هیچ کافر ومشرکی نخواهد بود مگر این که خروج قائم (عجل الله فرجه) را برنمی تابد نیز هم او می گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد این آیه: «قُلْ أَرَایتُمْ انْ اصْبَحَ ماؤُکمْ غَوْراً فَمَنْ یأْتیکمْ بِماءٍ مَعینٍ» فرمود:
این آیه درباره قائم (عجل الله فرجه) نازل شده ومنظور این است که اگر امامتان غایب بود وشما ندانستید او کجاست، چه کسی برای شما امام ظاهر وآشکار می آورد که از اخبار آسمان وزمین واز حلال وحرام خداوند خبر دهد؟
سپس فرمود: سوگند به خدا، هنوز تأویل این آیه نیامده وبه ناچار باید بیاید. مفاد دو آیه اخیر این است که به رغم خواست مشرکان وتبهکاران، امور جهان همچنان بر وفق اراده آنان پیش نخواهد رفت وروزی فرا می رسد که آیین محمدی (صلی الله علیه وآله) در پهنه زمین گسترش می یابد وجامعه ای که قرن ها تشنه عدالت وحقیقت بود، با دسترسی به امام معصوم سیراب می گردد وبشر در سایه تعلیمات وعمل به گفتار او، به آرمان انسانیت واهداف آفرینش خود نائل می شود.
هم چنین امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه «وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ انَّ الْارْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ» فرمود:
آنان یاران مهدی (عجل الله فرجه) در آخر زمان هستند. حضرت علی (علیه السلام) درباره آیه شریفه: «وَ نُریدُ انْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْارْضِ ونَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً ونَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» آنان خاندان محمدند (صلی الله علیه وآله) که بعد از تحمل رنج ها وسختی ها، خداوند مهدی شان را برمی انگیزد. او آنان را سربلند وسرافراز می نماید ودشمنانشان را خوار وذلیل می گرداند. از مجموع این دو آیه شریفه استفاده می شود منظور از مستضعفانی که وارث زمین خواهند شد، بندگان صالح خدا هستند وگرنه هر مستضعفی شایسته وراثت نیست وچه بسا برخی از آنان به آتش قهر الهی در دوزخ خواهند سوخت.
صالح بن عقبه می گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه «امَّنْ یجیبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُ ویکشِفُ السُّوءَ ویجْعَلُکمْ خُلَفاءَ الْارْضِ» فرمود:
این آیه در مورد قائم (عجل الله فرجه) نازل شده است. سوگند به خدا، او مضطر است؛ آن هنگام که در مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز می گزارد وخدا را می خواند واو اجابتش می کند وگرفتاری اش را برطرف کرده، او را خلیفه وجانشین خود در زمین قرار می دهد. آنچه ذکر شد، نمونه های برگزیده ای از روایات درباره تفسیر وتأویل آیات مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است که بیانگر قطعیت ظهور آن حضرت از دیدگاه قرآن است. خلاصه آن که اندیشه مهدویت وظهور، پایه واساس قرآنی دارد؛ جز این که این مسأله همانند بسیاری از مسائل مهم اسلام به طور صریح در قرآن بیان نشده وتفسیر آیات مربوط به آن، برعهده پیامبر (صلی الله علیه وآله) واوصیای آن حضرت نهاده شده است.
ب- روایات اهل بیت (علیهم السلام) از پیامبر (صلی الله علیه وآله):
امام صادق (علیه السلام) از پدران گرامی اش از پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین نقل می کند:
امامان بعداز من دوازده نفرند؛ اولین آنان علی بن ابی طالب وآخرینشان قائم (عجل الله فرجه) است. آنان جانشینان واوصیا ودوستان من وحجت های خداوندبر امّتم بعداز من هستند در نقل دیگری ایشان از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:
قائم (عجل الله فرجه) از فرزندان من است، نامش نام من، کنیه اش کنیه من ودر شمایل (اوصاف) وروش، مانند من است، مردم را بر آیین وشریعتم استوار می گرداند وآنان را به (عمل ورفتار بر طبق) کتاب خدا فرامی خواند، هر کس از او پیروی کند، از من پیروی کرده وهر کس از او سرپیچی نماید از من نافرمانی کرده است، آن که در غیبتش او را انکار نماید، همانا مرا انکار نموده است، هر که او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده وآن که او را تصدیق نماید، مرا تصدیق نموده است. به خدا شکایت می برم از آنان که گفتارم را درباره قائم (عجل الله فرجه) تکذیب کرده ومنکر می شوند امام سجاد از پدران بزرگوارش از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه نقل کرده است:
امامان بعد از من دوازده نفرند. ای علی! تو اولین آنان هستی وآخرینشان قائم است؛ همان کسی که خداوند شرق وغرب زمین را به دست او فتح می نماید. امام باقر از امام حسین (علیهما السلام) نقل می کند که فرمود:
من وبرادرم (امام حسن) نزد جدم رسول خدا رفتیم، او ما را در آغوش گرفت وبر دامنش نشاند وبوسید؛ سپس فرمود: پدرم فدای دو امام شایسته وصالح باد. خداوند خواست شما از من واز پدر ومادرتان پیدا شوید وای حسین! خدا خواسته از تو، نُه امام وپیشوا بیافریند که نهمین آن ها قائم (عجل الله فرجه) است امام رضا (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چنین روایت می کند:
قیامت بر پا نمی شود تا این که قائم ما به اذن خدا قیام کند. هر که از او پیروی کند، نجات می یابد وهر که فرمانش نبرد، زیان می بیند. ای بندگان خدا! شما را به خدا (برای یاری) به سوی مهدی بشتابید، گرچه روی برف ها راه بروید. ودر روایتی دیگر از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:
سوگند به آن که مرا به حق برانگیخت تا بشارت دهنده باشم، همانا قائم از فرزندان من است، او طبق پیمانی که از من دارد، در غیبت فرو می رود تا این که بیشتر مردم گویند: خداوند به خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) نیاز ندارد وگروهی در اصل ولادتش شک نمایند. هر که زمان غیبتش را درک کرد، بر دینش استوار باشد، مبادا شیطان بر او چیره گشته (نسبت به امامت مهدی) مشکوک گرداند واز شریعت ودین من خارجش کند نمونه های یاد شده هر یک به شکلی بیانگر امامت مهدی (عجل الله فرجه) است ونشان می دهد که پیامبر واوصیای آن حضرت، اهتمام خاصی در مطرح نمودن حضرت مهدی (عجل الله فرجه) داشتند. امامان (علیهم السلام) علاوه بر سخنانی که خود درباره امامت آن حضرت بیان کرده اند، عنایت خاصی داشتند که سخنان پیامبر (صلی الله علیه وآله) را در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) برای مردم بازگو کنند تا سخنان آن حضرت به فراموشی سپرده نشود واگر امت اسلامی بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) گرفتار تفرقه وانحراف شدند، با انتظار ظهور، بارقه امید در دل های آنان زنده گردد وخود را برای ظهور وقیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) آماده کنند.
ج- گفتار اهل بیت (علیهم السلام) درباره امامت مهدی (عجل الله فرجه):
۱- امیر مؤمنان (علیه السلام)
- کمیل بن زیاد می گوید: حضرت علی (علیه السلام) دستم را گرفت وبه سوی قبرستان کوفه برد. هنگامی که به صحرا رسیدیم، آهی کشید وفرمود:
... آری، هرگز زمین از کسی که به حجت الهی قیام کند خالی نمی شود؛ خواه ظاهر باشد وآشکار یا ترسان وپنهان! تا دلایل ونشانه های روشن خداوند باطل نگردد، ولی آن ها چند نفرند وکجا هستند؟! سوگند به خدا، تعداد آنان کم وارزش ومقامشان نزد خدا بسیار است... آنان جانشینان خدا در روی زمین ودعوت کنندگان به دین او هستند. کلام امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در مورد «حجتِ ترسان وپنهان خدا» اشاره به امام غایب (عجل الله فرجه) است.
- عبدالعظیم حسنی از امام جواد (علیه السلام) واو از پدران گرامی اش از امیر مؤمنان (علیه السلام) این گونه نقل کرده است:
قائم ما غیبتی طولانی خواهد داشت، شیعیانِ زمان غیبتش را همانند گله ای می بینم که دنبال چراگاه است، ولی آن را نمی یابد. آگاه باشید هر کدام از آنان بر دینش ثابت واستوار بماند وبه خاطر طول غیبت قائم (علیه السلام) دلش سخت نگردد، روز قیامت با من وهم پایه من خواهد بود.
۲- حضرت زهرا (علیه السلام):
جابر بن عبد الله می گوید: برای تبریک ولادت امام حسن (علیه السلام) نزد سرورم حضرت فاطمه (علیها السلام) رفتم، در دستش صحیفه ای از دُرّ سفید دیدم.
عرض کردم: ای بهترین زنان عالم! این صحیفه چیست؟ فرمود:
در این صحیفه نام امامان وپیشوایان از فرزندان من نوشته شده است.
عرض کردم: ممکن است آن را به من دهید تا نگاه کنم؟ فرمود:
ای جابر! اگر اشکال نداشت می دادم، امّا جز پیامبر (صلی الله علیه وآله) یا وصی یا اهل بیت نبی نمی تواند به این لوح دست بزند. به تو اجازه می دهم که فقط به آن نگاه کنی.
جابر می گوید: نگاه کردم دیدم نام پیامبر (صلی الله علیه وآله) وامامان ونام پدر ومادر هر کدام در آن نوشته شده است. مشخصات آخرین امام، عبارت بود از:
ابوالقاسم م ح م د بن حسن، حجت خدا برآفریدگانش، مادرش کنیزی به نام نرجس است.
۳- امام حسن (علیه السلام):
ابو سعید می گوید: امام حسن (علیه السلام) خطاب به مردم می فرمود:
... آیا نمی دانید که هر یک از ما بیعت طاغوت زمانش را بر گردن دارد جز قائم، همان کسی که روح خدا عیسی بن مریم پشت سرش به نماز می ایستد.
از این رو، خداوند ولادتش را پنهان خواهد کرد وشخص او از دیده ها غایب خواهد بود تا این که قبل از خروج، بیعت کسی را بر گردن نداشته باشد. او نهمین از فرزندان حسین وفرزند سرور کنیزان است، خداوند عمرش را طولانی می کند، سپس به قدرتش او را در سیمای جوان زیر چهل سال ظاهر می کند تا همه بدانند خداوند بر هر کاری تواناست.
۴- امام حسین (علیه السلام):
عبدالرحمان بن ثابت می گوید: امام حسین (علیه السلام) فرمود:
دوازده نفر (امام وپیشوا) از ما اهل بیت است، نخستین آن ها امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) وآخرین شان نهمین از فرزندان من وقائم به حق است.
خداوند زمین را بعد از مرگش توسط او زنده می کند ودین حق را به وسیله او بر تمام دین ها چیره می گرداند، گرچه برای مشرکان ناپسند باشد. او غیبتی خواهد داشت که در آن گروهی از دینشان (از عقیده به امامت آن حضرت) برمی گردند وعده ای بر دینشان ثابت واستوار می مانند؛ این گروه (توسط مخالفان) آزار می شوند وبه آنان گفته می شود: اگر راست می گویید، این وعده (ظهور مهدی) کی خواهد بود؟ آگاه باشید، آن ها که در زمان غیبتش در برابر اذیت وآزار (مخالفان) صبر پیشه کنند (واز عقیده به امامت مهدی (عجل الله فرجه) دست برندارند)، همانند کسانی اند که در کنار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با شمشیر جهاد می کردند.
۵- امام سجاد (علیه السلام):
سعید بن جبیر می گوید: امام زین العابدین (علیه السلام) فرمود:
ولادت قائم ما از مردم پوشیده می ماند، به گونه ای که تعدادی از مردم می گویند: هنوز متولّد نشده است وآن (غیبت قائم وپوشیده بودن ولادتش) برای این است که وقتی ظهورکرد، بیعت هیچ طاغوتی را بر گردن نداشته باشد.
۶- امام محمد باقر (علیه السلام):
محمد بن مسلم می گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود:

قائم ما (عجل الله فرجه) با (ایجاد) بیم وهراس (در دل دشمنانش) یاری می شود، به پیروزی تأیید می گردد... شعاع سطلنت وحکومتش به شرق وغرب زمین می رسد، خداوند به وسیله او دینش را بر تمام دین ها پیروز می کند، گرچه برای مشرکان ناپسند باشد، خرابی ها از روی زمین برچیده شده وهمه جا آباد شود، روح خدا عیسی بن مریم (علیه السلام) فرود آمده وپشت سرش نماز می گزارد.
۷- امام صادق (علیه السلام):
مَسْعَده می گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که پیرمرد قد خمیده ای با عصا وارد شد وبه آن حضرت سلام کرد. سپس دستش را بوسید وگریه کرد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیرمرد چرا گریه می کنی؟ او عرض کرد:
فدایت شوم ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه وآله)! صد سال است که در انتظار قائم شما هستم؛ با خودم می گویم این ماه ظهور می کند، امسال می آید، امّا سنّم بالا رفته واجلم نزدیک شده ومی بینم برای شما اهل بیت حوادث ناخوشایندی رخ می دهد، یا کشته می شوید یا تبعید وآواره می گردید، ولی دشمنانتان غالب وپیروزند؛ بنابراین چرا گریه نکنم.
مسعده می گوید: با شنیدن سخنان او چشمان امام صادق (علیه السلام) پر از اشک شد وفرمود:
ای پیرمرد! اگر خداوند به تو عمری دهد که قائم ما را ببینی، در بهشت برین با ما خواهی بود واگر قبل از آن مرگت رسید، روز قیامت با خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) محشور خواهی شد... ای پیرمرد! قائم ما، فرزند حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی است وموسی فرزند من است، ما دوازده نفر همه پاک ومعصومیم... ای پیرمرد! سوگند به خدا، اگر از دنیا فقط یک روز مانده باشد، خداوند آن را طولانی می کند تا قائم ما اهل بیت خروج نماید.
۸- امام موسی کاظم (علیه السلام):
یونس بن عبدالرحمان می گوید: نزد امام موسی کاظم (علیه السلام) رفتم وعرض کردم: ای فرزند رسول خدا! آیا قائم به حق تو هستی؟ فرمود:
من قائم به حقم، اما آن قائمی که زمین را از لوث وجود دشمنان خدا پاک می کند وآن را از عدل وداد پر می نماید، آن سان که از ظلم وجور پر شده است، پنجمین از فرزندان من است که غیبتی طولانی خواهد داشت.
۹- امام رضا (علیه السلام):
رَیان بن صَلْت می گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: آیا صاحب این امر تو هستی؟ فرمود:
من صاحب امر هستم، امّا آن کس نیستم که زمین را از عدل وداد پر می کند، آن گونه که از ستم پر شده است؛ چگونه من هم او باشم با ضعفی که در اندامم مشاهده می کنی، در حالی که وقتی قائم خروج کند، در سن پیرمردان ودر سیمای جوانان است، بدنی نیرومند دارد، به گونه ای که قوی ترین درخت را می تواند با دست از زمین برکند... او چهارمین از فرزندان من است، خداوند او را از دیده ها می پوشاند تا روزی که آشکار شده، زمین را از عدل وداد پر کند، همان گونه که از ظلم وجور پر شده است.
۱۰- امام جواد (علیه السلام):
عبدالعظیم حسنی گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: امیدوارم قائم خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) شما باشی، همان کسی که زمین را از عدل وداد پر می کند، آن سان که از ظلم وجور پر شده است. فرمود:
ای ابوالقاسم! همه ما (امامان) قائم به امر خدا وهدایتگر مردم به سوی دینش هستیم، اما آن قائمی که خداوند توسط او زمین را از لوث وجود کافران پاک می گرداند واز عدل وداد پر می نماید، کسی است که ولادتش از مردم پوشیده می ماند وشخص او از دیده ها پنهان می شود وبر مردم حرام است نام (مخصوص) او را ببرند، او همنام وهم کنیه رسول خداست.
۱۱- امام هادی (علیه السلام):
ابی دُلْف می گوید؛ از امام علی النقی (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
امام وپیشوای بعد از من فرزندم حسن است وبعد از او فرزندش قائم (عجل الله فرجه) است، همان کسی که زمین را از عدل وداد پر می کند آن گونه که از ظلم وجور پر شده است.
۱۲- امام عسکری (علیه السلام):
موسی بغدادی می گوید: از امام حسن عسکری (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
گویا شما را می بینم که در مورد جانشین بعد از من اختلاف دارید. آگاه باشید هر که به امامان بعد از رسول خدا عقیده مند باشد، ولی امامت فرزندم را انکار نماید، همانند این است که به نبوت تمام پیامبران ورسولان اقرار کند ومنکر نبوت رسول خدا باشد (چنین فردی در حقیقت منکر همه پیامبران است)؛ زیرا پیروی از آخرین امام، مانند پیروی از اولین امام است وآن که آخرین امام را انکار نماید، همانند این است که اولین امام را منکر شده است.
آگاه باشید، فرزندم غیبتی خواهد داشت که مردم در آن (نسبت به امامتش) به شک می افتند، جز آن ها که خداوند حفظشان کند. گفتنی است که روایات اهل بیت (علیهم السلام) در زمینه امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) فراوان وبیش از حد شمارش است؛ آنچه ذکر شد، نمونه ای مختصر، گویا وروشن است وتأمل در آن ها این مطلب را اثبات می کند که امامان (علیهم السلام) عنایت خاصی داشتند که امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در جامعه مطرح شود تا خاتمیت وصایت را اعلام کنند، آنان هم چنین از فتنه هایی که ممکن است دامنگیر مردم زمان غیبت شود، خبر داده اند تا آنان هشیار گردند وفریب شیاطین جن وانس را نخورده ودر امامت امام غایب (عجل الله فرجه) تشکیک ننمایند.
از این رو، هر بار که شیعه ای به امام زمان خویش مراجعه واز ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) سؤال می کرد، آن امام با دلداری او وبیان مطالبی در مورد آن حضرت موجب آرامش وی می گردید وروحیه امید وانتظار را در وجود او تقویت می کرد وبا عبارات گوناگون، بر حتمیت وقطعیت ظهور حضرت حجت (عجل الله فرجه) تأکید می ورزید. تمام سؤال وجواب ها حکایت از این دارد که شیعه همواره در انتظار ظهور روزشماری می کرده واین خود قطعیت مسأله مهدویت وظهور را در فرهنگ واندیشه مردم نشان می دهد.
در بیشتر روایات مربوط به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بر این مطلب تأکید شده که گسترش عدل وداد در روی زمین، پس از ظهور آن حضرت است؛ همان چیزی که جامعه بشری همیشه تشنه آن بوده وتبهکاران وستمکاران، تنها شعار آن را سر داده اند. امامان (علیهم السلام) با تأکید بر این که عدل وداد توسط حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در پهنه گیتی مستقر خواهد شد، به ما گوشزد کرده اند که استقرار عدل وداد درتمام گیتی از کسی غیراز امام عصر (عجل الله فرجه) ساخته نیست وتوانایی های روحی ای که خداوند در وجود آن حضرت نهاده، در حدّی است که می تواند رهبری جهان را به دست گرفته، عدالت را در تمام گیتی گسترش دهد وچه بسا مردم جهان نیز طی قرن ها تجربه به این مطلب برسند که تحقق عدالت واقعی جز از یک رهبر الهی بر نمی آید که این خود موجب سرخوردگی آنان از رهبران فاسدشان گردیده، از روی اضطرار وبیچارگی دست به سوی آسمان دراز کنند واز خداوند مدد جویند واین خود گامی دیگر در تحقق شرایط ظهور باشد.

فصل سوم: امامت حضرت مهدی در منابع اهل سنت

مضمون روایات اهل سنت درباره حضرت مهدی (عجل الله فرجه) چند قسم است که در آن ها از زوایای مختلفی به این مسأله پرداخته شده است.
الف- پیامبر (صلی الله علیه وآله) ودوازده جانشین
جابر بن سَمُره می گوید: از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمود:
(بعد از من) دوازده امیر خواهند بود وسخنی فرمود که من آن را نشنیدم؛ پدرم گفت، فرمود: همه آنان از قریشند. هم او می گوید: از پیامبر (صلی الله علیه وآله) شنیدم که فرمود:
این دین تا روز قیامت همواره برپاست ودوازده خلیفه بر مردم خواهد بود که همگی از قریشند.
عبد الله بن مسعود می گوید: از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرسیدم (بعد از شما) چند خلیفه فرمانروای این امّت خواهند شد؟ فرمود:
دوازده نفر به تعداد نقبای بنی اسرائیل. این گونه احادیث که در منابع اهل سنت به تعداد زیاد ذکر شده، بیانگر آن است که پیامبر (صلی الله علیه وآله) جانشینان خود را با دو ویژگی کلی معرفی کرده است:
۱- تعدادشان دوازده نفر است.
۲- همه آنان از قبیله قریشند.
با چشم پوشی از دیگر سخنان آن حضرت درباره جانشینان خود، ویژگی های یاد شده جز بر امامان شیعه قابل انطباق نیست واهل سنت می دانند که شیعه امامیه به جانشینی دوازده امام بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) معتقد است که نخستین آنان حضرت علی بن ابی طالب وآخرین شان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است. اگر مراد آن حضرت کسانی از اصحابش باشند که بعد از او به خلافت رسیدند، تعدادشان به دوازده نفر نمی رسد واگر خلفای اموی را به آن ها اضافه کنیم، تعدادشان بیش از دوازده نفر می شود، علاوه بر این که لیاقت وشایستگی برای جانشینی پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نیز نداشتند.
آری، با توجه به معیارها وشرایطی که در قرآن وروایات برای زمامدار جامعه اسلامی بیان شده، چگونه ممکن است معاویه ویزید که آن همه جنایت مرتکب شدند ودر برابر حکومت بر حق امیر مؤمنان ودو فرزندش امام حسن وامام حسین (علیهما السلام) ایستادند وآنان را به شهادت رساندند ودستشان به خون هزاران انسان حق جوی دیگر آلوده شد، از سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله) به جانشینی وی معرفی شوند؟! دیگر خلفای بنی امیه وبنی عباس نیز دست کمی از آنان نداشتند وهر کدام به گونه ای پرونده ای سیاه وننگین داشتند. با توجه به این مطالب، آیا می توان پذیرفت که خلفای اموی به منزله نقبای بنی اسرائیل باشند!!

ب- «مهدی» نام دوازدهمین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله)
ابن عباس نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
جانشینان واوصیای من وحجت های خدا بر آفریدگانش بعد از من، دوازده نفرند؛ اولین آن ها علی وآخرین آنان فرزندم مهدی است. روح خدا عیسی بن مریم فرود آمده، پشت سر مهدی نماز می گزارد وزمین به نور پروردگارش روشن وتابناک می گردد و(شعاع) سلطنت وحکومتش شرق وغرب زمین را فرا می گیرد.
هم او می گوید پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
من آقای پیامبران هستم وعلی بن ابی طالب سَرور اوصیاست؛ اوصیای من دوازده نفرند؛ اوّلین آن ها علی بن ابی طالب وآخرین شان مهدی (عجل الله فرجه) است.
ج- «مهدی» از اهل بیت وعترت پیامبر (صلی الله علیه وآله)
امّ سلمه می گوید: از پیامبر شنیدم که فرمود:
مهدی از عترت من است. ابو سعید خدری می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
قیامت بر پا نمی شود تا این که زمین از ظلم وستم ودشمنی پر گردد، سپس مردی از عترت یا اهل بیتم خروج می کند وآن را از عدل وداد پر می کند.
د- «مهدی» از اولاد علی وفاطمه (علیهما السلام)
ابن عباس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه نقل کرده است:
علی بن ابی طالب پیشوای امّتم وجانشین بعد از من در میان آن هاست و«قائم منتظر» از فرزندان اوست، زمین را از عدل وداد پرمی کند، آن گونه که از ظلم وجور پر شده است.
از طریق اهل سنت از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:
اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند مردی از اهل بیتم را برمی انگیزد تا زمین را از عدل وداد پر نماید، آن سان که از ظلم وستم پر شده است. امّ سلمه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود:
مهدی از فرزندان فاطمه است. ابو ایوب انصاری می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) به فاطمه (علیها السلام) فرمود:
بهترین پیامبران از ماست واو پدر توست، برترین اوصیا از خاندان ماست واو شوهر توست، بهترین شهیدان از تبار ماست واو حمزه عموی پدرت می باشد، واز خاندان ماست آن که در بهشت با دو بال پرواز می نماید واو پسر عموی توست، از ما هستند دو آقای جوانان اهل بهشت، حسن وحسین که فرزندان تواند واز ماست مهدی.
ه- «مهدی» از فرزندان امام حسین (علیه السلام)
حذیفه می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردی را برمی انگیزد که همنام من است... مردم در بین رکن ومقام با او بیعت می کنند، خداوند به وسیله او دین را (به حال اولش) برمی گرداند وفتوحات زیادی خواهد داشت، به گونه ای که در روی زمین کسی باقی نمی ماند، جز این که «لا اله الا الله» می گوید.
سلمان فارسی از جا برخاست وگفت: ای رسول خدا! او از کدامین فرزندانت است؟ پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستش را بر دوش حسین زد وفرمود:
از فرزندان این پسرم است. سلمان فارسی می گوید: بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) وارد شدم، در حالی که امام حسین (علیه السلام) را در آغوش گرفته وچشمان ودهانش را می بوسید ومی فرمود:
تو آقا فرزند آقایی، امام فرزند امام وبرادر امامی، تو حجت فرزند حجت برادر حجت وپدر نُه حجت الهی هستی که نهمین آن ها «مهدی» قائم است. تأمّل در این احادیث ما را به این نتیجه می رساند که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) آخرین امام از عترت وخاندان پیامبر است وپیامبر (صلی الله علیه وآله) در معرفی آن حضرت چنان دقیق ومشخص عمل کرده که جای هیچ شک وشبهه ای نسبت به امامت حضرتش باقی نگذاشته است.
و- حضرت عیسی ویاری حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
حذیفه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:
مهدی متوجه می شود که عیسی بن مریم فرود آمده، گویا از موهایش آب می ریزد، پس مهدی به او می گوید: (ای عیسی) پیشقدم شو وبا مردم نماز بخوان. عیسی (علیه السلام) پاسخ می دهد: نماز برای شما بر پا شده (امروز شما امام مردم هستی) پس عیسی (علیه السلام) پشت سر مردی از فرزندانم نماز می گزارد، وقتی نماز به پایان می رسد، عیسی (علیه السلام) با مهدی (عجل الله فرجه) بیعت می کند.
بیعت حضرت عیسی (علیه السلام) با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به معنای پذیرفتن رهبری اوست وفرودش از آسمان برای این است که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را یاری کند وجهان مسیحیت را به بیعت آن حضرت فرا خواند. هم چنین نزولش از آسمان واقتدایش به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در نماز، بیانگر این است که هدف نهایی مردان الهی پرستش وبندگی خداست وحضرت عیسی (علیه السلام) به یاری حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می شتابد تا با برچیده شدن بساط ظلم وستم، جامعه به سوی عبودیت وبندگی خدا سوق داده شود؛ زیرا کمال واقعی انسان در سایه پرستش وبندگی خداوند است.
ابو امامه باهلی می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) بعد از بیان ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وفرود عیسی بن مریم (علیه السلام) ودادگری او فرمود:
«وَتُمْلَأُ الْارْضُ مِنَ السِّلْمِ کما یمْلَأُ الْاناءُ مِنَ الْماءِ وتَکونُ الْکلِمَةُ واحِدةً، فَلا یعْبَدُ الَّا اللهُ وتَضَعُ الْحَرْبُ أَوْزارَها...» زمین، سرشار از صلح وصفا می شود؛ آن گونه که ظرف از آب پر می گردد، اتحاد کلمه ووحدت در میان مردم برقرار شده، فقط خداوند مورد پرستش قرار می گیرد وجنگ فرو می نشیند.
ز - آخر الزمان وفشارهای حوادث
دسته دیگر، روایاتی است که از پریشانی حال وفشارهای حوادث بر مردم آخر زمان خبر می دهد واین که با ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) همه آنها رفع شده، در امور مردم، گشایش حاصل می شود وآنان از برکات زمین وآسمان بهره مند می گردند.
ابو سعید خُدْری می گوید: پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
در آخر الزمان سختی های زیادی بر امتم از ناحیه سلاطین وارد می شود، به گونه ای که بلایی شدیدتر از آن شنیده نشده باشد، تا این که زمین با همه وسعتش بر آنان تنگ آید واز ظلم وجور پر شود، مؤمن جایی نیابد که از ظلم وستم به آن جا پناه ببرد در آن هنگام خداوند مردی از عترتم را برمی انگیزد، او زمین را از عدل وداد پر می کند آن سان که از ظلم وجور پر شده است، اهل آسمان وزمین از او خشنود می شوند، همه گونه گیاه از زمین می روید وباران به طور فراوان از آسمان خواهد بارید هم او نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود:
در آخر امتم (آخر الزمان) مهدی خروج می کند، خداوند باران را فرود می آورد، زمین انواع گیاهان را می رویاند ومهدی (عجل الله فرجه) مال وثروت را با رعایت تساوی در بین مردم تقسیم می نماید. از این گونه روایات استفاده می شود که بعد از ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، علاوه بر استقرار عدالت اجتماعی ونایل شدن مردم به حقوق خود، موانع نزول رحمت الهی، رفع شده، مردم از برکات زمین وآسمان بهره مند خواهند شد؛ زیرا از دیدگاه توحیدی گناهان مردم از جمله عواملی است که موجب سلب برکات ومنع خیرات آسمانی می گردد وهر گناهی که واقع می شود، همان گونه که اثر منفی بر حیات اخروی انسان دارد، آثار سوئی نیز بر زندگی دنیوی ومعیشت مردم بر جا می گذارد وبا ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وبرچیده شدن بساط گناه وسوق مردم به سوی بندگی خدا، هرگونه مانع از بین رفته وانسان در بُعد معنوی ومادی به تکامل می رسد. او در آن روز لذت واقعی زندگی را خواهد چشید.
ح- ظلم به اهل بیت (علیهم السلام) پس از رحلت (صلی الله علیه وآله)
دسته دیگری از روایات موجود در منابع اهل سنت، بیانگر آن است که اهل بیت پیامبر بعد از او، مورد تعدی وظلم قرار می گیرند وبا خروج حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مردم به منزلت وجایگاه ائمه (علیهم السلام) پی می برند واهل بیت (علیهم السلام) پیروان زیادی پیدا کرده، دشمنانشان خوار می گردند.
شخصی به نام عبد الله می گوید: نزد رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بودیم که عده ای از جوانان بنی هاشم آمدند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) با مشاهده آنان، چشمانش پر از اشک شده ورنگ رخسارش دگرگون شد. گفتم: ای رسول خدا! در چهره شما آثار ناخوشایندی می بینم؛ فرمود:
ما اهل بیتی هستیم که خداوند عوض دنیا آخرت را برای ما برگزیده است واهل بیتم بعد از من دچار بلا، تبعید، آوارگی وسختی می شوند تا وقتی که گروهی از ناحیه مشرق زمین با پرچم های سیاه بیایند وخیر ونیکی را بطلبند، ولی به آن ها داده نشود، آنان به مبارزه ادامه داده وپیروز می شوند.
در آن شرایط خواسته آنان مورد پذیرش قرار می گیرد؛ امّا آنان نمی پذیرند تا این که آن (حکومت) را به مردی از اهل بیتم تسلیم می نمایند واو زمین را از عدل وداد پر می کند، آن گونه که از ظلم وجور پر شده است، هر کس آن زمان را درک کرد، به آن ها بپیوندد ونزد آنان رود، گرچه سینه خیز روی برف ها راه برود.
ابن ابی لیلی از پدرش از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه نقل کرده است:
جبرئیل به من خبر داد که مردم به علی بن ابی طالب ظلم کرده، حقش را پایمال می کنند واین ظلم وستم (بر اهل بیت) همچنان باقی می ماند تا قائم اهل بیت قیام کند وآنان برتر شوند. امت بر دوستی ومحبتشان اجتماع کنند.
در آن روز دشمنان اهل بیت، کم وخوار شده ودوستان آن ها فراوان گردند وآن (خروج حضرت مهدی وعزت یافتن اهل بیت) وقتی است که وضع شهرها دگرگون شده وبندگان خدا ضعیف می شوند، ناامیدی از فرج (وظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)) بر آنان حکمفرما می گردد، در آن هنگام «مهدی قائم» از فرزندانم با گروهی (از مردان الهی) ظهور می کند، خداوند حق را به وسیله آن ها چیره وغالب می گرداند، باطل به شمشیرهای آنان نابود می شود ومردم از روی رغبت واشتیاق یا بیم وهراس از آنان پیروی می کنند این روایات، از اخبار غیبی است که برخی از مفاد آن ها تحقق پیدا کرده است؛ همان گونه که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود، حرمت اهل بیتش بعد از او شکسته شد وآنان از رهبری جامعه اسلامی کنار گذاشته شدند، امّا همیشه چنین نخواهد بود، بلکه با ظهور آخرین حجت الهی، جهان تحت رهبری اهل بیت اداره خواهد شد ومردم بعد از قرن ها دوری از معصوم، حکومت به رهبری امام را تجربه خواهند کرد.
در ضمن از این روایات استفاده می شود که به رغم انتشار کفر وظلم در جهان، نه تنها اهل حق به کلی نابود نمی شوند، بلکه افراد زبده وممتازی در روی زمین خواهند بود که به هنگام ظهور، به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می پیوندند وایشان را یاری می کنند.
* ملاحظه: آنچه در این دو بخش ذکر شد، نمونه های برگزیده ای از روایات فراوان موجود در منابع شیعه واهل سنت است که راه روشنی را درباره امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ترسیم می کند؛ به گونه ای که اعتقاد به امامت آن حضرت وایمان به دین اسلام، دو امر تفکیک ناپذیر جلوه می کنند وصحیح نخواهد بود که انسان به رسالت پیامبر (صلی الله علیه وآله) ودین او ایمان بیاورد، ولی با وجود این همه روایات که فوق تواتر است، به امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) معتقد نگردد وبه وجود او به عنوان آخرین جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) در روی زمین، مؤمن نباشد؛ به بیان دیگر، اعتقاد به امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) یک اعتقاد اسلامی است؛ زیرا روایات مربوط به آن به طور فراوان از خود پیامبر (صلی الله علیه وآله) توسط اهل بیت (علیهم السلام) وغیر آنان نقل شده وبزرگان شیعه ومحدثان اهل سنت آن ها را در کتب صحاح وکتاب های معتبر دیگر ذکر کرده اند وحتی افرادی از دانشمندان اهل سنت، کتاب های مستقلی در این زمینه نگاشته اند.
اگر با وجود این همه روایات از پیامبر (صلی الله علیه وآله)، امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) پذیرفته نشود وکسانی بخواهند منکر آن شوند، دیگر هیچ مسأله ای از مسائل اسلامی قابل اثبات نخواهد بود؛ زیرا روایات مربوط به آن ها در بسیاری از موارد به مراتب کمتر از روایاتی است که درباره امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در دسترس است.

بخش سوم: حضرت مهدی (عجل الله فرجه) واقعیت موجود
فصل اول: حضور محسوس محدود

تا این جا امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با دلایل متقن واستوار به اثبات رسید ومعلوم شد آن حضرت تولد یافته، جهان باید در انتظار ظهورش باشد. از آن جا که انسان موجودی است که نخست با محسوسات سر وکار دارد وبا مادیات، بیشتر مأنوس می باشد، لازم است جنبه حسّی قضیه نیز مورد توجه باشد. از این رو، در این بخش به بررسی این مسأله می پردازیم که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مانند سایر انسان ها وبا خصوصیات بشری، هم اکنون در روی زمین زندگی می کند وکسانی از خواص شیعه قبل از غیبت کبری وبعد از آن، حضرتش را مشاهده کرده، به خدمتش رسیده اند تا خواننده محترم اطمینان بیشتری یابد وبه آن حضرت به عنوان یک واقعیت موجود وزنده ای که اینک امام روی زمین است، ایمان بیاورد.
در زمان حیات پدرش:
مردی از شیعیان امام عسکری (علیه السلام) از اهالی فارس می گوید: به سامرا آمدم ودر خانه امام عسکری (علیه السلام) به خدمتکاری مشغول شدم.
روزی آن حضرت در بیرونی خانه اش بود، خواستم نزدش رَوَم که او صدا زد: فلانی! همان جا بایست. من در جایم ایستادم؛ ناگهان کنیزی بیرون آمد که با خودش چیز پوشیده ای را می برد. سپس حضرت صدا زد:
فلانی! داخل شو. من داخل شدم وحضرت آن کنیز را صدا زد که برگردد.
او برگشت. حضرت فرمود: از آنچه با خود داری پرده بردار. کنیز، پوشش را برداشت. پسر بچه سفید رنگ ونیکو صورتی را دیدم؛ امام عسکری (علیه السلام) فرمود:
صاحب شما (بعد از من) این کودک است محمد بن عثمان عَمْری قدس سره می گوید: در یک اجتماع چهل نفره از شیعیان وخواص اصحاب امام عسکری (علیه السلام) که در منزل آن حضرت حضور داشتیم، ایشان مهدی (عجل الله فرجه) را به ما نشان داد وفرمود:
این کودک بعد از من امام وپیشوا وجانشین من بر شماست، او را پیروی کنید ودر دینتان دچار تفرقه نگردید که هلاک می شوید با این که شیعیان وخواص اصحاب امام عسکری (علیه السلام) بارها خبر وجود امام دوازدهم (علیه السلام) را از امامان اهل بیت شنیده بودند ودر آن شکی نداشتند، اما امام عسکری (علیه السلام) کودک خود را به آنان نشان داد تا اطمینان بیشتری یابند؛ چنان که حضرت ابراهیم (علیه السلام) با این که ایمان داشت خداوند مردگان را زنده می کند، اما به خدا عرض کرد:
خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می کنی؟ خداوند فرمود: مگر ایمان نیاورده ای؟! عرض کرد: آری، می خواهم قلبم آرامش یابد. وخداوند نیز برای اطمینان او این کار را به دست وی انجام داد.
عبد الله بن جعفر حِمیری می گوید: به محمد بن عثمان عَمری (یکی از سفیران چهار گانه) عرض کردم: از تو سؤالی دارم (تا قلبم آرامش یابد) همچنان که خداوند در قصه ابراهیم (علیه السلام) فرمود: ابراهیم مگر ایمان نیاورده ای؟ عرض کرد: آری، ولی می خواهم قلبم آرامش یابد، وآن سؤال این است که آیا تو صاحبم را دیده ای؟ عَمری پاسخ داد: آری، او را دیده ام. عرض کردم: اسمش چیست؟ فرمود: در مورد اسمش جست وجو نکن واین راز را فاش ننما؛ مخالفان ما باور کرده اند که این نسل (با رحلت امام عسکری (علیه السلام)) قطع گردیده وبه پایان رسیده است.
پس از رسیدن به مقام امامت:
ابو الادیان می گوید: بعد از آن که امام عسکری (علیه السلام) از دنیا رفت، او را کفن کرده، در تابوت نهادند. جعفر بن علی (عموی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)) پیشقدم شد تا بر جنازه برادرش نماز بخواند. همین که خواست تکبیر بگوید، کودکی ظاهر شد وعبای جعفر را کشید وفرمود:
ای عمو! عقب بایست؛ من سزاوارترم که بر جنازه پدرم نماز بخوانم.
جعفر عقب رفت، در حالی که رنگ رخسارش دگرگون شده وزرد گردیده بود، سپس آن کودک جلو ایستاد ونماز خواند حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ضمن این که با این کار ثابت کرد، جعفر وارث امامت نیست، عقیده پیروانش را نیز تحکیم نمود وبا آشکار شدن ونماز خواندن بر جنازه پدر، امامت خود را بر حاضران آشکار کرد. هم چنین قدرت ملکوتی آن حضرت موجب شد جعفر از دستور ایشان مبنی بر کنار رفتن سرپیچی نکند وبا حال تحیر وتعجب، شاهد نماز آن کودک بر پدرش باشد.
محمد بن صالح می گوید: صاحب الزمان (عجل الله فرجه) از جای غیر مشخصی خارج گردید وبا جعفر کذّاب درباره میراث پدرش به خصومت پرداخت وبه او گفت:
ای جعفر! چرا متعرض حقوقم می شوی؟ جعفر متحیر شده ومبهوت گردید.
سپس صاحب الزمان (عجل الله فرجه) از دیده اش غایب شد. جعفر به جست وجوی او در میان مردم برخاست، ولی وی را نیافت.
آغاز غیبت صغری:
علی بن سنان موصلی می گوید: گروهی از اهالی قم برای پرداخت وجوه شرعی خود به امام عسکری (علیه السلام) وارد سامرا شدند وبا حادثه رحلت آن حضرت رو به رو گشتند. مردم آنان را به سوی جعفر (برادر امام عسکری (علیه السلام)) هدایت کردند. آنان خواستار دلایل امامت از او شدند، ولی هنگامی که ناتوانی وضعف وی را مشاهده نمودند، با حال یأس وناامیدی برگشته، از شهر خارج شدند. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) خدمتکار خانه اش را در پی آنان فرستاد ودستور داد آن ها را به نام هایشان بخواند وبگوید: مولا وامامتان را اجابت کنید. آنان احساس کردند که این فرد، علم غیب می داند وخیال کردند او خودش امام است. خدمتکار حضرت فرمود: من بنده مولای شما هستم. او آنان را به خانه امام عسکری (علیه السلام) راهنمایی کرد. آنان داخل خانه شدند وحضرت مهدی (عجل الله فرجه) را دیدند که بر تختی نشسته وهمچون ماه می درخشد، بر او سلام کردند. سپس آن حضرت از مقدار اموالی که آورده بودند واز نام صاحبان آن خبر داد. آنان با مشاهده اخبار غیبی آن حضرت، از این که به امام خود دست یافته بودند، سجده شکر گزاردند.
پس از آن حضرت مهدی (عجل الله فرجه) دستور داد، بعد از این هیچ مالی را به سامرا نیاورند ونیز فرمود: در بغداد نماینده ای منصوب می کنم، اموال را به سوی او ببرید ونامه ها از طریق او جواب داده خواهد شد. این قضیه در روز وفات امام عسکری (علیه السلام) یا روز بعد از آن اتفاق افتاد وحضرت مهدی (عجل الله فرجه) ضمن معرفی خود به عنوان جانشین پدر وارائه دلایل امامت، به آغاز غیبتش اشاره کرد؛ زیرا فرمود: اموال را به نماینده اش در بغداد تحویل دهند وسؤال ها نیز از طریق او جواب داده خواهد شد.
شیعیان در ایام غیبت صغری توسط سفیران چهارگانه با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ارتباط داشتند. این ارتباط به شکلی بود که وجود امام غایب (عجل الله فرجه) را به روشی حسّی برای آنان اثبات می کرد؛ زیرا آنان جواب نامه های خود را به خط حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از طریق سفیران دریافت می کردند واموال ووجوه شرعی را نزد وکلای آن حضرت می بردند ودر مواردی «قبض رسید» را به خط امام دریافت می کردند ودر مواردی نیز پیام شفاهی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) که در بردارنده خبر غیبی ونوعی اعجاز بود، توسط سفیران به افراد خاصی ابلاغ می شد. بدین گونه غیبت صغری سپری شد وافراد زیادی به حضور مبارک ایشان شرفیاب شدند که تعدادشان زیاد ونامعلوم است، از جمله آنان خود سفیران چهارگانه هستند.
عبد الله بن جعفر حمیری می گوید: از محمد بن عثمان عَمری شنیدم که می گفت:
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را دیدم که پرده کعبه را به دست گرفته، عرضه می دارد: پروردگارا! از دشمنانم انتقام گیر.
تشرّف افراد به حضور آن حضرت در غیبت کبری:
با وفات آخرین سفیر، دوره ارتباط با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از طریق سفیران خاص به پایان رسید ودوره غیبت کبری واختفای کامل آغاز شد، اما این غیبت بدین معنا نبود که کسی به دیدار حضرتش نایل نگردد، بلکه در طول این مدّت افراد زیادی به خدمتش رسیده اند واخبار آن در حد تواتر است. برخی از آنان هنگام شرفیابی، آن حضرت را شناخته اند ودر موارد دیگری بعد از جدایی با شواهد قطعی مشخص شده که شخص مورد مشاهده حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بوده است. به طور کلی می توان گفت: قسمت عمده شرفیابی ها در مواردی بوده که شخص در حال اضطرار قرار گرفته، برای رهایی خودش به آن حضرت متوسل شده است.
در این زمینه کتاب هایی نگاشته شده ونام ونشان عالمان وبزرگانی که به خدمت حضرتش رسیده اند، در آن ها ثبت گردیده است.
در موسم حج:
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان امام زنده وغایب، هر سال در موسم حج حضور می یابد؛ همانند مسلمانان مناسک حج را به جای می آورد ومردم را می بیند، اما آنان او را نمی شناسند.
عبید بن زراره می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
(روزی می رسد که) مردم از داشتن امام قابل دسترس، محروم می شوند، او در موسم حج حضور می یابد ومردم را می بیند، ولی آنان او را نمی بینند.
مصلحت در این است که او قبل از وقت قیام وظهور برای دیده ها آشکار نشود وبه عنوان امام روی زمین در پرده غیبت به سر برد. در این میان علاوه بر اخبار رسیده از پیامبر (صلی الله علیه وآله) واهل بیت او درباره امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) وظهورش که استوارترین سند وجود آن حضرت می باشد، شرفیابی افراد زیادی به خدمتش از هنگام تولد تا وفات پدر ودر دوره غیبت صغری وکبری ومشاهده معجزات وبرآورده شدن حاجت ها ونیازهای متوسلان، خود دلیل دیگری است بر این که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) هم اکنون به عنوان امام با ویژگی های بشری در روی زمین زندگی می کند.
مشتاقان می توانند با ایجاد صلاحیت های لازم در خود وارتقای حالت معنوی وعرفانی خویش وناراحتی از فراق وجدایی وداشتن آرزوی وصال ومشاهده، در شرایط خاصی به خدمتش شرفیاب گردند.

فصل دوم: طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

با توجه به دلایل یاد شده درباره امامت بلافصل حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بعد از پدرش وبا ملاحظه دلایل قطعی بر تولد ووجود ایشان در حیات امام عسکری (علیه السلام)، شیعیان معتقدند او قرن هاست به عنوان امام غایب، در روی زمین زندگی می کند وتا روزی که خدا بخواهد، به حیات خود ادامه خواهد داد.
ممکن است گفته شود: ما افرادی با چنین عمر طولانی ندیده ایم وعلم ودانش نیز آن را نمی پذیرد. در پاسخ این مطلب، مسأله طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را مورد بررسی قرار می دهیم.
امکان طول عمر:
واژه امکان دارای یکی از دو معنای زیر است:
۱- امکان ذاتی وعقلی: بدین معنا که وقوع یک امر به خودی خود از نظر عقل، مانعی نداشته ومحال نباشد. به عنوان مثال، تناقض، امکان عقلی ندارد؛ چرا که هستی ونیستی یک چیز در آن واحد قابل اجتماع نیست؛ ونیز امکان ندارد که عدد دو بزرگ تر از عدد سه باشد، زیرا لازم می آید که عدد دو، در یک آن عدد دو باشد وعدد دو نباشد وآن خلاف فرض وتناقض است. بنابراین، هر چه که تناقض نباشد ومنتهی به تناقض هم نشود، امکان عقلی دارد وطول عمر این گونه است، بنابراین امکان دارد.
۲- امکان استقبالی: یعنی این که چیزی محال ذاتی نبوده، از نظر عقل، مانعی از وقوع آن در خارج نیست، گرچه تا به حال وجود نیافته ولی امکان وجود آن در آینده هست. به عنوان مثال، سرطان هر چند تاکنون معالجه نشده است، اما امکان دارد علم بشری در آینده به معالجه آن دست یابد.
طول عمر به طور طبیعی نیز این گونه است؛ زیرا گرچه عملی نشده وزیست شناسان نمی توانند به آسانی آن را در مورد همه افراد تجربه کنند، اما در تلاشند تا عمر انسان را افزایش دهند. به چند نظریه در این زمینه توجه کنید:
الف- پروفسور اسمیس، استاد دانشگاه کلمبیا می گوید:
همان گونه که سرانجام دیوار صوتی شکسته شده ووسایل نقلیه ای با سرعت  ما فوق صوت به وجود آمد، یک روز دیوار سن انسانی نیز شکسته خواهد شد واز آنچه تاکنون دیده ایم فراتر خواهد رفت.
ب- گروهی از پزشکان عقیده دارند، پیری یک نوع بیماری است که بر اثر تصلب شرایین ویا اختلال متابولیسم بدن پدید می آید واگر ما بتوانیم از طریق تغذیه صحیح وداروهای مؤثر بر این عوامل پیروز شویم، پیری را شکست خواهیم داد واز عمری طولانی برخوردار می گردیم.
ج- روان شناسان می گویند: طول عمر انسان، بستگی زیاد به طرز تفکر وعقاید او دارد وبا داشتن روحیات وعقاید سازنده وآرامبخش، افزایش می یابد. آزمایش های به عمل آمده روی بعضی از موجودات نیز، طول عمر آنها را عملی ساخته است.
دانشمندان با آزمایش روی نوعی از مگس میوه که عمر بسیار کوتاهی دارد، توانسته اند عمر آن را به نهصد برابر افزایش دهند. در آزمایش به عمل آمده روی گیاهی که عمر معمولی آن دو هفته بیش نیست، معلوم شده که می توان آن را تا شش ماه نگه داشت.
بنابراین، طول عمر انسان از دیدگاه دانش بشری در آینده «ممکن» است، مگر این که گفته شود چرا حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بر دانش بشری پیشی گرفته وقبل از اینکه علم، عوامل طول عمر را کشف وعملی کند، از عمر طولانی برخوردار شده است؟ پاسخ آن که این اولین بار نیست که اسلام بر دانش بشری پیشی گرفته است؛ مگر قوانین حیات بخش اسلام که علم روز به حکمت وراز برخی از آن ها پی برده است، قرن ها پیش توسط پیامبر اسلام به بشریت ابلاغ نشد؟ بنابراین، اگر مسأله طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را در محدوده قوانین طبیعی بررسی ومطالعه کنیم، باید بگوییم، خداوند، دانش دستیابی به طول عمر را به آن حضرت عنایت کرده، به گونه ای که با استفاده از عوامل طبیعی بتواند، از عمر طولانی برخوردار شود.
وجود افراد استثنایی:
با چشم پوشی از بحث گذشته وقبول این فرضیه که نوع انسان عمر طبیعی ثابتی دارد که فراتر از آن نمی رود، این فرضیه را نمی توان به تمام افراد تعمیم داد؛ زیرا همیشه افرادی استثنایی وجود دارند که با ضوابط علوم طبیعی مطابقت ندارند وعلم از تفسیر وضع آنها عاجز می گردد. به عنوان مثال، در مناطق استوایی زمین، درختانی با عمر جاویدان وجود دارند یعنی مرتّب در حال ریشه زدن وجوانه زدن هستند وهیچ گاه عمرشان پایان نمی پذیرد.
در میان جانوران دریایی، حلزون هایی با عمر چند هزار سال دیده شده اند.
بررسی موارد دیگری از این قبیل نشان می دهد که بی تردید امکان دارد، در میان هر نوع از موجودات، افراد استثنایی وجود داشته باشند ووضع استثنایی آن ها دلیل بر غیر علمی بودن آن ها نیست؛ زیرا همواره طبیعت در دامن خود افراد استثنایی می پروراند واین خود، عین طبیعت است.
دراز عمرهای تاریخ از جمله افراد استثنایی هستند که بر دیگر افراد انسان پیشی گرفته اند ودر این زمینه غیر از حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، افراد دیگری نیز بوده وهستند که از عمر طولانی برخوردار شده اند. یکی از آن ها حضرت نوح (علیه السلام) که به گفته قرآن فقط نهصد وپنجاه سال قبل از طوفان، قومش را به آیین توحید دعوت می کرد وعمر وی خیلی بیش از این بوده است.
شداد بن عاد، نهصد سال عمر کرد. هبل بن عبد الله بن کنانه، ششصد سال زندگی نمود. از این قبیل نمونه ها فراوان در تاریخ یافت می شود که با ملاحظه آن ها هیچ گونه استبعادی درباره طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه) باقی نمی ماند.
طول عمر در قلمرو قدرت الهی:
با چشم پوشی از مطالب گذشته وقبول این که عمر طولانی خارج از محدوده قوانین طبیعی است، در این مطلب نمی توان تردید کرد که خداوندی که محیط بر قوانین ونظام طبیعت است، می تواند خرق عادت کرده ودر موردی که اراده نماید، عمر طولانی به کسی ببخشد واز آن جا که اراده خداوند بر این تعلق گرفته که حضرت مهدی (عجل الله فرجه) زمین را سرشار از عدل وداد کند وتمدّن بشری را در شکل دیگری از نو آغاز نماید، به آن حضرت عمر طولانی عنایت کرده تا همچنان در پس پرده غیبت باقی بماند وپس از آماده شدن شرایط ظهور، قیام کند؛ چنان که به حضرت خضر (علیه السلام) عمر طولانی تا نفخ صور، بخشیده است. در این زمینه اهل سنت نیز به زنده بودن حضرت خضر (علیه السلام) وعمر طولانی اش اعتراف دارند. طبق بعضی از روایات، ایشان مونس وهمنشین حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در زمان غیبتش می باشد.
حسن بن علی بن فضال می گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:
حضرت خضر از آب حیات آشامیده وتا روزی که در صور دمیده شود، زنده خواهد بود، او نزد ما می آید وبه ما سلام می کند، ما صدایش را می شنویم وشخصش را نمی بینیم ودر هر محفلی (از پیروان اهل بیت (علیهم السلام)) که از خضر (علیه السلام) یاد شود، حضور پیدا می کند پس هر که از شما او را یاد کرد، به او سلام دهد. وی در موسم حج، هر سال حضور دارد وتمام مناسک آن را به جا می آورد ودر عرفه، وقوف می کند وبر دعای مؤمنان آمین می گوید. به زودی خداوند او را همدم ومونس قائم ما در غیبتش قرار می دهد تا وحشت تنهایی را از او بزداید. از قرآن کریم مورد دیگری از امکان طول عمر به اعجاز الهی استفاده می شود؛ چون درباره حضرت یونس (علیه السلام) فرموده است:
واگر او از تسبیح کنندگان نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند.
بنابراین آیه شریفه بیان گر این است که در صورت استغفار نکردن یونس وآن ماهی که او را در شکم داشت، هر دو تا روز قیامت عمر می کردند.
با توجه به آنچه یاد شد، عمر طولانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از اموری است که از دیدگاه دانش بشری ممکن وقابل وقوع است وبر فرض آن که در این مطلب تردید شود، اما بی تردید خداوند می تواند به هر کس اراده نماید، عمر طولانی یا جاودانه ببخشد؛ چنان که برای اثبات نبوت پیامبرانش به دست آن ها امور خارق العاده ای جاری می کند، همانند حضرت موسی (علیه السلام) که عصا را اژدها می کرد، یا حضرت عیسی (علیه السلام) که مردگان را زنده می نمود وپیامبر اسلام که قرآن را آورده وکسی نمی تواند مثل آن را بیاورد ونیز معجزات دیگر آن حضرت.
با توجه به دلایل قطعی وروشن در مورد طول عمر حضرت مهدی (عجل الله فرجه)، منطقی نیست که به شبهات واهی وبی اساس اعتنا شده وآن دلایل قطعی کنار گذاشته شود.

بخش چهارم: غیبت
فصل اول: راز غیبت

معلوم شد که امکان طولانی شدن عمر، وجود دارد وحضرت مهدی (عجل الله فرجه) با عمری طولانی در پس پرده غیبت به سر می برد. اکنون این سؤال مطرح است که چرا آن حضرت ظاهر نمی شود وراز این غیبت طولانی چیست؟
فلسفه غیبت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را می توان در امور زیر خلاصه کرد:
الف- آماده پذیرش نبودن جامعه جهانی
گرچه قسمتی از شرایط ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) خارج از حوزه اختیار مردم است، اما اجرای کلی مأموریت آن حضرت در گروه فراهم شدن شرایط خارجی وعینی است که مردم در آن نقش تعیین کننده دارند وتا آماده شدن مردم جهان برای پذیرش حکومت جهانی به رهبری حضرت مهدی (عجل الله فرجه) همچنان غیبت ادامه داشته، ظهور آن حضرت به تأخیر خواهد افتاد، واین آمادگی، عمدتاً به بُعد فکری وفرهنگی مردم مربوط می شود.
توضیح این که باید سطح افکار مردم جهان چنان بالا رود که بدانند تفاوت جغرافیایی، نژادی، رنگ وزبان هیچ گونه امتیازی برای انسان ها محسوب نمی شود وباید همه از حقوق یکسان وبرابر برخوردار گردند. وهمه انسان ها مانند اعضای یک خانواده در کنار یک دیگر زندگی کنند. به عبارت دیگر، باید مردم جهان بعد از تجربه تلخ ظلم وستم حکومت های فاسد، این احساس را پیدا کنند که انتظار عدالت، از حکومت های بشری بی جا وبی مورد است؛ به هر حال بشر باید از حصار مادیت، رهیده، دست نیاز به سوی آسمان دراز کند واز خداوند مدد جوید.
بدیهی است بدون آمادگی فکری مردم، اصلاحات اجتماعی امکان پذیر نیست؛ از این رو، پیامبران نیز برای پیشبرد اهدافشان نخست از تعلیم وتربیت وپرورش افراد زبده ولایق استفاده می کردند وبا ایجاد تحول فرهنگی در جامعه، راه را برای اصلاحات دیگر هموار می کردند. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) نیز به تقدیر الهی باید به ظلم وستم در جهان پایان بخشد وعدالت را در پهنه زمین بگستراند واجرای این طرح بزرگ، بدون آمادگی فرهنگی مردم جهان امکان پذیر نیست. مردم باید به قدر کافی تلخی بی عدالتی ها وضعف قوانین بشری را لمس نمایند وآن قدر چوب سرپیچی وانحراف از دین را بخورند تا به طور واقعی در طلب مصلح برآیند.
خداوند متعال فرموده:
«انَّ اللهَ لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» خداوند وضع هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا این که آنان خود را تغییر دهند.
خواجه طوسی در این باره فرموده:
«وُجُودُهُ لُطْفٌ وتَصَرُّفُهُ لُطْفٌ اخَرُ وعَدَمُهُ مِنَّا» وجود امام، لطف خداوند است وتصرف او (بودنش در میان مردم وتدبیر امور ایشان) لطف دیگری است ونبودن آشکار او (در میان ما) از ناحیه خود ماست.
ب- بیم از کشته شدن
هر یک از رهبران الهی اعم از انبیا وجانشینان آن ها همواره از سوی دشمنان کینه توز مورد تهدید قرار می گرفتند که به صورت های آزار، شکنجه، به زندان افکندن، تبعید کردن وکشتن، عملی می شد. نیاکان حضرت مهدی (عجل الله فرجه) هر کدام به نحوی متحمل این آزارها شده بودند. با توجه به این مطلب، برای آن حضرت سه راه بیشتر وجود ندارد:
۱- حضور در میان مردم وصبر کردن تا هنگامی که شرایط قیام فراهم شود؛ که در این صورت کشته شدن حضرت مانند اجداد بزرگوارش به دست دشمنان بسیار محتمل خواهد بود.
۲- ظهور وقیام قبل از فراهم شدن شرایط وآمادگی های لازم؛ که در این صورت بی تردید بدون دستیابی به نتیجه کشته خواهد شد.
۳- غیبت وعدم ظهور تا روزی که مصلحت ظهور فراهم شده وآن حضرت بتواند بر ستمکاران چیره گردد.
زراره می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
برای قائم قبل از قیامش غیبتی خواهد بود. عرض کردم: چرا؟ فرمود: زیرا می ترسد واشاره به شکمش کرد.
زراره می گوید: مقصود حضرت، کشته شدن بود. باید توجه داشت هر چند شهادت آرزوی اولیای خداست، اما حضرت مهدی (عجل الله فرجه) جانشین ندارد وامام دیگری بعد از او نخواهد بود.
بنابراین لازم است تا قبل از فراهم شدن شرایط ظهور، همچنان در پرده غیبت به سر برد.
ج- آزمایش مردم
یکی از اسرار غیبت که در روایات به آن اشاره شده، مسأله آزمایش مردم در غیبت ولی خداست؛ زیرا گردن نهادن به اطاعت یک امام ظاهر وآشکار، ممکن است از روی ترس یا طمع باشد، اما ایمان به اطاعت از امام غایب از این عیب ها به دور است. در بخش های پیشین گذشت که امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مسأله ای است که به دست پیامبر (صلی الله علیه وآله) در جدول عقاید ومعارف اسلامی قرار گرفته است ومسلمانان باید به امامت آن حضرت وظهورش ایمان داشته، همواره در انتظار ظهورش باشند. طولانی شدن غیبت موجب می شود افکار وعقاید باطنی افراد بروز کرده ومشخص گردد که چه کسانی به وعده های پیامبر (صلی الله علیه وآله) ایمان دارند وهمچنان بر اعتقاد به امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) استوار می مانند وآزمایش یکی از اهداف آفرینش انسان است.
در قرآن چنین می خوانیم:
او خداوندی است که مرگ وزندگی را آفرید تا بیازماید که کدامین از شما عمل نیکوتری دارد. منصور می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ای منصور! این امر (گشایش به واسطه ظهور آخرین حجت الهی) به سویتان نخواهد آمد، مگر بعد از این که مردم مأیوس می گردند. هم چنین سوگند به خدا، (این امر نخواهد بود) مگر این که از همدیگر جدا شده وآزمایش شوید (صفوف حق وباطل مشخص گردد)
زید شحام از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
حضرت صالح (علیه السلام) مدتی از میان قومش پنهان شد... سپس به سوی آن ها آمد، در حالی که به سه دسته تقسیم شده بودند: دسته ای که او را انکار کردند وبه او معتقد نگشتند، عده ای که به او شک داشتند وگروهی که بر ایمان به صالح وفادار باقی ماندند. حضرت صالح (علیه السلام) ابتدا به سوی گروه دوم رفت وبه آنان گفت: من صالح هستم. آنان او را تکذیب کردند واز خود راندند وگفتند: خداوند از تو بیزار باشد، همانا صالح به شکل تو نبود. سپس به سوی دسته اول رفت. آنان نیز او را نپذیرفتند وبه شدت وی را رد کردند. بعد به طرف گروه مؤمن رفت وفرمود: من صالح هستم. آنان گفتند: به ما خبری بده که توسط آن یقین کنیم تو همان صالح هستی (وتغییر قیافه ات مهم نیست)؛ زیرا تردیدی نداریم که خداوند انسان را به هر شکلی که بخواهد درمی آورد... صالح به آنان گفت: من همان صالحی هستم که ناقه را برایتان آورد. آنان گفتند: راست گفتی؛ حال ناقه صالح، چه نشانه ای داشت؟ او پاسخ داد: یک نوبت آشامیدن آب مال شما ویک نوبت نیز مخصوص ناقه بود. آنان گفتند: به خداوند وبه آنچه تو آوردی ایمان داریم....
سپس حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:
همانا قائم (عجل الله فرجه) مانند صالح خواهد بود (که غیبتش موجب می شود عده ای از پیروانش در او به شک وتردید افتند وعده ای نیز انکارش نمایند وهمه آنان نمی توانند از آزمایش غیبت، موفق بیرون آیند).
مشخص شدن راز واقعی غیبت پس از ظهور:
تا این جا بعضی از رموز غیبت را ذکر کردیم وممکن است غیبت طولانی آن حضرت رازها وحکمت های بیشتری داشته باشد که ما از آن ها آگاهی نداریم ودر روایات به این مطلب اشاره شده است.
عبد الله بن فضل می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
به ناچار صاحب این امر دارای غیبتی خواهد بود که تبهکاران در آن به شک وتردید می افتند. عرض کردم: فدایت شوم؛ چرا؟ فرمود: به خاطر امری که اجازه بیانش را (به طور تفصیل) نداریم. عرض کردم: حکمت غیبتش چیست؟ فرمود: (اجمالش این است که) راز غیبت مهدی (عجل الله فرجه) همان راز غیبت حجت های پیش از اوست وحکمت (واقعی) غیبت بعد از ظهور آشکار می گردد، چنان که راز کارهایی که خضر (علیه السلام) انجام داد، کشتی را سوراخ کرد، پسر بچه ای را کشت ودیواری را بنا کرد، بعد از جدایی او از موسی (علیه السلام) روشن گردید. (وموسی (علیه السلام) قبل از جدایی، راز آن ها را نمی دانست واز آن رو به خضر (علیه السلام) نیز اعتراض نمود). ای پسر فضل! این امر (غیبت مهدی (عجل الله فرجه)) کار خداوند، از اسرار او واز امور غیبی والهی است وچون می دانیم خداوند، حکیم است باید تصدیق کنیم کارهای او (از جمله در غیبت نگه داشتن ولی خودش) همه دارای حکمت وراز است، گرچه برای ما آشکار نباشد.

فصل دوم: آثار وجود حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

سؤال دیگر در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) این است که وجود یک رهبر در صورتی مفید است که با پیروانش تماس مداوم داشته باشد، در صورتی که زندگی آن حضرت در دوران غیبت یک زندگی خصوصی است، نه یک زندگی اجتماعی به عنوان امام وپیشوا؛ بنابراین اثر وجودی این ذخیره الهی برای مردم چیست وامت اسلامی در زمان غیبت از وجود ایشان چه بهره ای می برند؟
این سؤال در عصر حاضر وتنها برای ما مطرح نشده، بلکه از روایات برمی آید که قبل از تولد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) وامامان (علیهم السلام) درباره غیبت ایشان سخن می گفتند، با این سؤال رو به رو بودند؛ به عنوان نمونه:
جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر (صلی الله علیه وآله) پرسید: آیا شیعیان از وجود امام در غیبتش بهره مند می شوند؟ آن حضرت فرمود:
آری، سوگند به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخته، مردم زمان غیبتش از او بهره مند گشته وبه نور ولایت ورهبری اش راهنمایی می شوند، همان گونه که از خورشید هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مند می گردند. خورشید دو نوع نورافشانی می کند: مستقیم وغیر مستقیم. در نورافشانی مستقیم وآشکار، اشعه آفتاب به خوبی دیده می شود، اما در تابش غیر مستقیم، ابرها همانند یک شیشه مات، نور خورشید را گرفته وپخش می کنند.
نور آفتاب مهم ترین نقش را در حیات موجودات زنده ایفا می کند؛ رشد ونمو موجودات، تغذیه وتولید مثل آنها، حس وحرکت وجنبش، زنده شدن زمین های مرده و... همه وهمه به طور مستقیم یا غیر مستقیم به نور آفتاب بستگی دارد وبدون آن همه به خاموشی خواهند گرایید واین برکات وآثار حیات بخش، مخصوص زمانی نیست که نور به طور مستقیم می تابد، بلکه بسیاری از این آثار در نورِ ماتِ خورشید نیز وجود دارد وتنها قسمتی از آن آثار که نیاز به تابش مستقیم دارد، موجود نیست.
خورشید وجود امام مهدی (عجل الله فرجه) در زمان غیبت، دارای آثار گوناگونی است که به رغم تعطیل بودن رهبری ظاهری اش، فلسفه وجودی او را آشکار می سازد. برخی از آن آثار عبارتند از:
الف- وساطت فیض
اراده خداوند بر این تعلق گرفته که آنچه از ذات مقدسش به موجودات افاضه می شود، از طریق اسباب ومجاری مشخص صورت گیرد وهمه امور از راه علت وسبب خود به جریان افتند. فیوضات الهی بر دو قسم است:
فیوضات تکوینی: تمام هستی وسراسر کاینات از کوچک ترین موجودات تا کهکشان های بزرگ وعوالم دیگر، همه فعل خدا وصادر شده از اراده اوست. فیوضات تکوینی خداوند با واسطه به موجودات می رسد وآن واسطه وجود «ولی الله» (پیامبر یا وصی معصوم او) است.
وجود «ولی الله» دارای چنین مرکزیتی در عالم هستی است که معبر پیدایش وادامه هستی وتسلسل آفرینش است وخود او نخستین فیض الهی است که سبب سایر افاضه های خداوند است؛ بنابراین، جهان به وجود «ولی الله» برقرار است.
امام هادی (علیه السلام) به پیروانش تعلیم می دهد که بگویند:
«وَبِکمْ ینَزِّلُ الْغَیثَ وبِکمْ یمْسِک السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ الَّا بِاذْنِهِ» وبه واسطه شماست که خداوند باران را نازل می کند واز فرود آمدن آسمان به زمین جلوگیری می نماید، مگر این که خود بخواهد.
ابی حمزه می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا زمین بدون امام، ماندگار است؟ فرمود:
اگر زمین بدون امام باشد، اهلش را فرو می برد. جریان شب قدر ونزول فرشتگان بر امام وتقدیر امور، در جهت همین تأثیر تکوینی امام در جهان خلقت است ونشان می دهد فیوضات الهی وسرنوشت ها به طور اجمال بر امام (علیه السلام) عرضه می شود واز طریق اراده آن حضرت به طور تفصیل، تحقق می یابد.
امام باقر (علیه السلام) در این باره می فرماید:
ای گروه شیعه! به سوره «انّا أنزلناه» (بر وجود امام وجانشین پیامبر) احتجاج کنید که پیروز می شوید. سوگند به خدا، این سوره حجت خدا بر بندگانش بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) است. هم او فرمود:
اراده حتمی خدا بر این تعلق گرفته که در هر سال شبی باشد که فرشتگان برای تنظیم وتفسیر امور فرود آیند... وخداوند بزرگ تر از این است که روح وفرشتگان را بر کافر وفاسقی (رهبران وخلفای جور) نازل کند، (پس آنان برقلب امام معصومی فرود می آیند.) بنابر مضمون این سوره، شب قدر، هر سال وجود دارد، پس صاحب شب قدر نیز باید همیشه وجود داشته باشد؛ چرا که تداوم تقدیر در امر آفرینش، سنت تغییرناپذیر الهی است ومستلزم تداوم مُجری تقدیر یعنی وجود مقدس حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است.
از دیگر فیوضات تکوینی امام عصر (عجل الله فرجه)، نفوذ روحانی او در دل های مستعد است که موجب می شود آنان کشش وجذبه خاصی نسبت به ولایت «ولی الله» پیدا کنند وتحت تأثیر هدایت باطنی آن حضرت قرار گرفته، در صراط مستقیم الهی، ثابت قدم بمانند.
فیوضات تشریعی: امر هدایت وتشریع، خود فیضی بزرگ بوده، نیازمند واسطه ای قابل است که آن را دریافت کند وبه مردم برساند. این گونه نیست که هر نفسی، مستعدِ قبول وحی وعلوم الهی باشد. واسطه فیض تشریعی در مصداق خارجی، پیامبر یا امام است که هم اکنون منحصر به وجود مقدس حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است. نفس پاک ومعصوم ایشان، حامل علوم پیامبر (صلی الله علیه وآله) است وبا ظهورش به تعلیم وتربیت وارشاد مردم خواهد پرداخت ونفوس بشری را به کمال خواهد رسانید. در حال حاضر به خاطر آماده نبودن شرایط ظهور، مردم جهان از هدایت تشریعی حضرتش محرومند؛ هر چند در مواردی ممکن است جاهلی را ارشاد کند وافرادی را به صلاح ودرستی راهنمایی نماید، امّا این مطلب عمومی نیست.
نتیجه این که می توان گفت: حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در شأن هدایت تشریعی که شأنی از شؤون امامت است، غایب وپنهان است، اما در دیگر شؤون امامتش، در جهان، حاضر، ناظر، فعال ونافذ است واگر او از تمام شؤون امامتش برکنار باشد، جهان هستی، اهلش را فرو خواهد برد؛ چرا که تا «ولی خدا» هست، جهان هست؛ چنان که تا جهان هست، حجت خدا نیز هست.
ب- امید بخشی
در میدان های نبرد، همت سربازان به ویژه فرماندهان، این است که پرچم در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد؛ چرا که برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمی سربازان وتلاش وکوشش مستمر آن هاست. هم چنین وجود فرمانده لشکر در مقر فرماندهی- هر چند در ظاهر خاموش وساکت باشد- خونِ گرم وپرحرارتی را در عروق سربازان به حرکت درمی آورد وآنان را به تلاش بیشتر وامی دارد، اما هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، ممکن است لشکری بزرگ در اندک زمانی متلاشی گردد.
شیعه بنابر عقیده ای که به وجود امام زنده وغایب دارد، خود را تنها نمی داند وهمواره انتظار ظهور آن سفر کرده را می کشد. اثر روانی این طرز فکر در زنده نگه داشتن امید در دل ها ووادار ساختن افراد به خودسازی وآمادگی برای انقلاب جهانی او، به خوبی قابل درک است، به ویژه این که، امام (علیه السلام) در دوران غیبت به طور مداوم، مراقب حال شیعیان وپیروان خویش است وطبق الهام الهی از اعمال آن ها آگاه می گردد. این اندیشه سبب می شود همه معتقدان به آن حضرت در یک مراقبت دائم فرو روند وهنگام ورود در هر کاری توجه به آن نظارت عالی داشته باشند. اثر تربیتی این طرز فکر نیز قابل انکار نیست.
توسل به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) والطاف ویژه:
توسل به بندگان خاص خداوند یکی از وسایل تقرب به درگاه خداست. در این میان توسل به حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان مقرّب ترین بنده خدا در روی زمین، می تواند مشکلات متوسلان را برطرف کند.
افراد زیادی در گذشته وحال بوده وهستند که این امر را تجربه کرده اند وبا توسل وتضرع به درگاه خدا توفیق تشرف به محضر امام را یافته وبه شفاعت ایشان به خواسته های خود رسیده گرفتاریشان رفع شده است. چه انسان هایی که با سوز وگداز به ساحت مقدس آن امام همام، متوسل گردیده واز الطاف حضرتش بهره مند شده اند. واین خود از دلایل تجربی وجود حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در پشت پرده غیبت وفایده رسانی اش به مردم است. اگر ما در حجاب گناه خود زندانی واز الطاف ویژه آن حضرت محروم هستیم، دلیل بر نبودن او نیست. ما می توانیم به عنوان یک منتظر واقعی امام زمان (عجل الله فرجه) با توسل به ساحت مقدسش، از عنایات ایشان بهره مند گردیم واز انوار تابناک خورشید وجودش، راه خود را در تاریکی ها بیابیم.
نباید انتظار داشت که آفتاب برای نورافشانی مستقیم از پشت ابرها پایین بیاید، بلکه ما باید همچون مسافران هواپیما بر فراز ابرها قرار گیریم واز شعاع حیات بخش آفتاب بهره مستقیم گیریم.

بخش پنجم: انتظار
فصل اول: در انتظار حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

پیش از این گفته شد که اندیشه پیروزی نهایی حق بر باطل وغلبه قطعی صالحان وپرهیزکاران وکوتاه شدن دست ستمکاران وجباران از اجتماعات بشری، ریشه قرآنی دارد که در روایات اسلامی از آن به «انتظار فرج» تعبیر شده است. اصل انتظار فرج از یک اصل کلی قرآنی دیگر استنتاج می شود وآن «حرمت یأس از رَوْح الله» است. افراد با ایمان در هیچ شرایطی تسلیم یأس وناامیدی نمی شوند، اما این انتظار فرج وامیدواری به رحمت خدا، در مورد یک عنایت عمومی برای همه بشر است، نه شخصی یا گروهی؛ به علاوه این انتظار با نویدهای خاص ومشخصی همراه است وظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) که مظهر رحمت خداوند قادر است، یک حادثه قطعی در آینده تاریخ است.
این اندیشه مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به آینده وطرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر است.
انتظار سازنده ومخرب:
گروهی این گونه فکر می کنند که اگر ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)- همان طور که در روایات تصریح شده است- جز با پر شدن زمین از ظلم وفساد واقع نخواهد شد، بنابراین دست زدن به هرگونه اصلاحات اجتماعی کمک به تأخیر ظهور است وبرای تسریع آن لازم است از اقدامات اصلاحی خودداری کرده، انجام آن را برعهده حضرت مهدی (عجل الله فرجه) گذاشت. بنابراین دیدگاه، مفهوم انتظار، دست روی دست گذاشتن به دور از هرگونه مسؤولیت پذیری اجتماعی وانجام وظیفه است.
روشن است این برداشت منفی از انتظار، با تعالیم عمومی اسلام، به ویژه وظایف منتظران در زمان غیبت، منافات دارد. انتظار فرج که از عبادات وبلکه برترین آن ها شمرده شده، نمی تواند یک چنین بار منفی داشته باشد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرموده است:
«افْضَلُ اعْمالِ امَّتی انْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ (عزَّ وجلَّ)» برترین اعمال امّتم انتظار فرج (حضرت مهدی) از سوی خداوند بزرگ است.
این حدیث، بیانگر آن است که انتظار فرج از سنخ عمل است، نه دست روی دست گذاشتن وسکوت. بنابراین، لازمه انتظار، حالت آماده باش داشتن وتهیه مقدمات آن ظهور بزرگ است.
دوران دولت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به تعبیر قرآن، دوران حکومت «بندگان صالح» است، یعنی آنان که صالحند وارث زمین می شوند. آیا انتظار این دوران، بدون به وجود آمدن بندگان صالح وشایسته، درست است یا انتظاری است کاذب؟! پس باید نخست در زمره بندگان صالح درآییم، آن گاه طالب نویدی که به آنان داده اند، باشیم. پس امتی که در انتظار ظهور مصلح به سر می برد، باید خود صالح باشد.
به بیان دیگر، چگونگی انتظار همواره متناسب با هدفی است که در انتظار وقوع آن هستیم:
- انتظار آمدن یک مسافر عادی از سفر؛ - انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز؛ - انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت وبرداشت محصول؛ - ارتشی که هر لحظه در انتظار آمدن فرمانده وفرمان او برای جهاد آزادی بخش به سر می برند وهر یک از این انتظارها آمیخته با نوعی آمادگی است. به عنوان مثال، انتظار آمدن یک مسافر عزیز از راه دور به این است که خود را برای استقبال از او آماده کنیم وبرای پذیرایی از وی وسائل وامکانات لازم را تهیه کرده باشیم.
انتظار یک مصلح جهانی نیز به معنای آماده باش کامل فکری وعملی برای پیشبرد اهداف اوست. به عبارت دیگر، در دوران انتظار یعنی پیش از ظهور، باید آن گونه باشیم که اگر امام ظهور نمود از ما انتظار دارد آن گونه باشیم.
پاداش منتظران:
کسی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: درباره کسی که انتظار ظهور حکومت حق را می کشد وبا این حال از دنیا می رود چه می گویید؟ امام فرمود:
او همانند کسی است که در خیمه «قائم» (عجل الله فرجه) (ستاد ارتش او) با او باشد.
سپس اندکی سکوت کرد وفرمود: بلکه مانند کسی است که همراه پیامبر (صلی الله علیه وآله) بوده است.
این مضمون با تعبیرات دیگری نیز نقل شده است:
او مثل کسی است که در محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) شهید شده است.
او به منزله کسی است که پیش روی پیامبر (صلی الله علیه وآله) جهاد کند.
همانند کسی است که خونش در راه خدا ریخته باشد. امام صادق (علیه السلام) در روایت دیگری فرمود:
... کسی که دوست دارد از یاران «قائم (عجل الله فرجه) باشد، پس منتظر بماند وبه پرهیزکاری وروش های نیک خو بگیرد؛ اگر او بمیرد وبعد از او «قائم» (عجل الله فرجه) قیام کند، برای او پاداش کسی خواهد بود که آن حضرت را درک کرده باشد؛ بنابراین (در عمل به دین) جدیت وتلاش کنید؛ وای گروهی که مورد عنایت ورحمت خدا هستید (پاداش الهی) گوارایتان باد، منتظر بمانید.
عبارات یاد شده، روشنگر این واقعیت است که یک نوع رابطه وتشابه، میان مسأله انتظار وجهاد وجود دارد وانتظارِ چنین انقلابی، همواره با جهادی وسیع ودامنه دار همراه است.

فصل دوم: وظایف منتظران

منتظران راستین آن حضرت علاوه بر انجام دستورهای عمومی اسلام، باید تکالیف خاصی را در مورد حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مراعات نمایند که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:
۱- شناخت درست از امامت وصفات آن حضرت؛ زیرا اعتقاد به امامت ایشان از ارکان اعتقادی دین اسلام است که مرگ بدون آن از نوع مرگ ضلالت وجاهلیت است.
۲- دعا برای سلامتی آن حضرت، به گونه ای که ائمه (علیهم السلام) تعلیم داده اند. ۳- صدقه دادن برای سلامتی ایشان، همان گونه که وقتی یکی از عزیزان ما، در سفر است، صدقه می دهیم تا سالم بازگردد. این صدقه نوعی ابراز مودّت به آن حضرت است که همه امت بدان مأمورند.
۴- اندوهناک بودن در فراق آن حضرت؛ از این رو، سزاوار است دعای ندبه در هر صبح جمعه خوانده شود، وآن دعا ناله عاشقی است که در فراق آن حضرت اشک می ریزد، همان گونه که امام صادق (علیه السلام) در فراقش اشک ریخت.
سدیر صیرفی می گوید: من ومفضل وابو بصیر وأبان بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، دیدیم روی خاک نشسته ومانند زن جوان مرده گریه می کند وحزن واندوه از چهره اش نمایان است، در حالی که می فرماید:
آقای من! غیبت تو خوابم را ربوده، بسترم را بر من تنگ کرده، آرامش قلبی ام را گرفته ومصیبتم را ابدی کرده است. جز این مصیبت عظیم [غیبت تو] که در برابر دیدگانم مجسّم است واز همه مصایب بزرگتر، جانگدازتر، سخت تر وناآشناتر است، چیزی را احساس نمی کنم، نه اشکی را که از دیدگانم روان است ونه ناله ای را که از سینه ام برمی خیزد.
سدیر می گوید: با دیدن این منظره، عقل از سر ما پرید وگمان کردیم، حادثه ای برای آن حضرت پیش آمده است. عرض کردیم: ای پسر بهترین آفریدگان! خداوند چشمانتان را نگریاند، چه حادثه ای پیش آمده که اشک شما روان است؟ در این هنگام آن حضرت نفس عمیقی کشید وفرمود:
امروز صبح در کتاب جفر نگاه می کردم، کتابی که شامل بر حوادث گذشته وآینده تا روز قیامت است وخداوند آن را به محمد (صلی الله علیه وآله) وامامان بعد از او اختصاص داده است. در آن جا به اخبار قائم (عجل الله فرجه) برخوردم ودرباره غیبت وطول عمر او وآزمایش مؤمنان در فکر فرو رفتم که چگونه طول غیبتش موجب شک وتردید آنان وارتداد عده زیادی می شود، از این رو، غم واندوه بر من غلبه کرد ومتأثر شدم.
۵- انجام طواف وحج مستحبی به نیابت از ایشان:
موسی بن قاسم می گوید: به امام جواد (علیه السلام) عرض کردم: می خواهم به نیابت از طرف شما وپدرتان طواف کنم، اما به من می گویند نباید به نیابت از طرف اوصیا طواف کرد. آن حضرت در پاسخ فرمود:
نه این چنین نیست، هر چه برایت امکان دارد طواف کن.
۶- توسل واستغاثه به آن حضرت؛ چرا که او فریادرس بیچارگان ودرماندگان است وچه بسیار مشکلات ونیازهایی که بر اثر استغاثه به آن حضرت رفع شده است.
۷- هنگامی که نام آن حضرت [قائم آل محمّد (صلی الله علیه وآله)] برده می شود، همه برای تعظیم وتکریمش به پا خیزند، چنان که روایت شده که حضرت رضا (علیه السلام) در مجلسی در خراسان وقتی نام «قائم» (عجل الله فرجه) برده شد، ایستاد ودست بر سرش نهاد وفرمود:
«اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُ».
۸- آشنا کردن مردم با امامت آن حضرت وراهنمایی آنان به لزوم پیروی از ایشان که نوعی «تواصی به حق» است.
۹- بزرگداشت وتجلیل از مقام افرادی که منسوب به آن حضرت هستند، از قبیل سادات، علما وصالحان که از خاندان آن حضرت یا شاگردان وجانشینان اویند.
۱۰- برای ثبات عقیده وایمان خود به خواندن دعای زیر مداومت نماید.
زراره می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم، اگر زمان غیبت را درک نمودم، چه کنم؟ آن حضرت فرمود:
ای زراره! اگر آن زمان را درک کردی، این دعا را بخوان:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک فَانَّک انْ لَمْ تُعَرِّفْنی نَفْسَک لَمْ اعْرِفْ نَبِیک، اللَّهُمَّ عَرِّفْنی رَسُولَک فَانَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَک لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَک، اللَّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَک فَانَّک انْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دینی» خداوندا! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت. پروردگارا! فرستاده ات را به من بشناسان؛ چون اگر او را به من معرفی نکنی، حجت تو را نخواهم شناخت. بار الها! حجت (امام وقت) خود را به من معرفی کن؛ چرا که اگر او را به من نشناسانی، در دینم گمراه خواهم شد.

فصل سوم: در محضر امام عصر (عجل الله فرجه)

یکی از وظایف منتظران، عمل به دستورها ورهنمودهای آن حضرت است. از امام عصر (عجل الله فرجه) در دوران کوتاه حضور (پنج سال دوران پدر ودر طول دوره غیبت صغری یعنی از سال ۲۵۵ ه. ق تا سال ۳۲۹ ه. ق) سخنان ونامه هایی به دست ما رسیده که شامل دستورالعمل های مهمی است وما به عنوان منتظران امام باید در عمل به دستورهای آن حضرت اهتمام فوق العاده داشته باشیم. از این رو، در اینجا چند دستور العمل امام را مطرح می کنیم:
عرضه هدایای پاک به محضر امام:
مطابق احکام اسلام، واجب است که خُمس (در مواردی که خمس تعلق می گیرد) را در زمان حضور امام به ایشان ودر زمان غیبت به نایبان ایشان تحویل داد. علاوه بر آن یک شیعه منتظر هدایا، پیشکش ونذرهای دیگری را نیز به محضر امام عرضه می کند وشایسته است که در انتخاب هدایا از اموال پاک وحلال سعی فراوان داشته باشد وبسیار ناپسند است که شیعه منتظری خمس، وجوهات یا نذرهای خود برای امام زمان را از اموال شبهه آلود یا حرامی انتخاب کند که وقتی امام (علیه السلام) با نظر ولایت، باطن ناپاک آن ها را دید، از پذیرفتن آن ها امتناع ورزد.
سعد بن عبد الله اشعری قمی گوید: به همراه احمد بن اسحاق به محضر امام عسکری (علیه السلام) رسیده ودر محضر ایشان نوباوه ای را در کمال حسن وجمال دیدم. احمد بن اسحاق اموال ووجوه شرعی واهدایی شیعیان را به محضر امام عسکری (علیه السلام) عرضه کرد. امام خطاب به فرزند بزرگوارش فرمود:
از اموال وهدایای شیعیانت مُهر بگیر. (آنان را تحویل بگیر.)
امام زمان (عجل الله فرجه) به پدر عرض کرد:
مولای من! آیا جایز است که دست پاکم را به سوی هدایای ناپاک واموال نجس دراز کنم؟
سپس امام عسکری (علیه السلام) خطاب به احمد بن اسحاق فرمود:
اموال را عرضه کن تا حلال وحرام آن ها را تعیین کند.
احمد بن اسحاق اموال را در محضر امام قرار داد وامام عصر (عجل الله فرجه) حلال وحرام ومقدار حرام را از هر کدام معین فرمود، از جمله با اشاره به یکی از اموال فرمود:
در این کیسه پول، دیناری است که در فلان تاریخ در ری ضرب شده ونصف نقش سکه رفته است به اضافه سه قطعه قراضه زر به وزن یک دانگ ونیم که حرام می باشد. صاحب این کیسه پول، در فلان ماه از فلان سال، یک من ویک چهارم من رشته پیش یکی از همسایگانش که بافنده بود، گذاشت.
همسایه اش ادعا کرد که رشته ها به سرقت رفته است، ولی او ادعای همسایه را نپذیرفت وغرامت گرفت رشته ای را که نازک تر ویک من ونیم بود. بعد دستور داد رشته ها را ببافد واین دینار واین خرده از قیمت آن پارچه است.
آن گاه امام با اشاره به یکی دیگر از اموال فرمود:
این پنجاه دینار است که برای ما دست زدن به آن (قبول آن) سزاوار نیست؛ زیرا آن ها پول وبهای گندمی است که از شراکت صاحب مال با کشتکارانش نصیب او شده است. او به هنگام تقسیم، سهم دوستانش را با کیل ناقص پرداخته وسهم خود را با کیل کامل گرفته است.
هدیه به امام، پاک کننده نفوس است:
متأسفانه انسان ها در باب انفاق وادای حقوق واجب ومستحب مالی، سست وضعیف اند. آنان گمان می کنند اموالی که به دست آورده اند، واقعاً محصول فکر، تلاش وتدبیر خودشان است ومالکیتشان بر آن اموال صد در صد وقطعی است وهیچ کس- حتی خدا وپیامبر- در آن اموال حقی ندارد وحال آن که آنان به کمک قوای جسمی وعقل خدادادی از سفره گسترده طبیعت خداوندی استفاده کرده، قسمتی از مواهب طبیعت را به خود اختصاص داده اند وخداوند متعال نیز به فضل وکرم خود این اختصاص دادن را امضا کرده ومالکیت آنان را با شرایطی تأیید کرده است که از جمله آن شرایط، پرداخت حقوق واجب ومستحب مالی مانند خمس است. خداوند پیامبرش را مأمور کرده این حقوق واجب ومستحب را از آنان تحویل بگیرد وبدین وسیله روح وروان آنان را تزکیه کند:
«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وتُزَکیهِمْ بِها» از اموال آنان صدقه ای بگیر تا به وسیله آن پاک وپاکیزه شان سازی.
امام زمان (عجل الله فرجه) به یکی از شیعیان می نویسد:
«امَّا امْوالُکمْ فَلا نَقْبَلُها الَّا لِتُطَهِّرُوا فَمَنْ شاءَ فَلْیصِلْ ومَنْ شاءَ فَلْیقْطَعْ فَما اتانَا اللهُ خَیرٌ مِمَّا اتاکمْ» ما اموالتان (خمس، زکات، هدایا ونذورات شما) را قبول نمی کنیم جز برای این که شما پاکیزه شوید (پس شما به خاطر ادای حقوق واجب ومستحب مالی بر ما منت ندارید، بلکه ما هستیم که بر شما منت داریم که با پذیرفتن این اموال نفوس شما را تزکیه می کنیم) بنابراین هر کس می خواهد، بدهد وهر کس نمی خواهد، ندهد وقطع کند و(بدانید) آنچه خدا به ما داده است (نعمت ولایت وتقرّب خاص به درگاه خدا) از آنچه به شما داده است (از اموال ومواهب دنیا)، برتر است.
بنابراین امام به شیعیان درس می دهد که با اهدای نذرها، هدایا وحقوق واجب مالی به محضر آن بزرگوار به خدا، پیامبر وامامان تقرب بجویند وزمینه طهارت روح خود را آماده کنند تا به سعادت واقعی نایل آیند.
اولویت خویشاوندان در صدقات:
پرداختن صدقات واجب ومستحب به همه نیازمندان جایز است، ولی پرداخت آن به نیازمندان خویشاوند اولویت دارد؛ چون هم مصداق صدقه است وهم مصداق صله رحم وخویشاوندان بر انسان بیشتر حق دارند تا دیگر مؤمنان، مسلمانان وانسان ها؛ بلکه بنابر روایتی از امام معصوم:
«لا صَدَقَةَ وذُو رَحِمٍ مُحْتاجٌ» صدقه [قبول یا کامل] نیست، در حالی که خویشاوند، نیازمند باشد.
محمد بن عبد الله حمیری در نامه ای از محضر امام زمان (عجل الله فرجه) می پرسد:
فردی نیت می کند مبلغی به یکی از برادران دینی اش کمک کند وقبل از این که اقدام نماید می بیند در بین خویشاوندان خودش فردی نیازمند است. آیا باید او آن پول را به نیازمند خویشاوند بدهد واز پرداختن آن به فردی که نیت کرده بود، منصرف شود؟
امام در جواب می نویسد:
پول را به آن یکی بدهد که او را به مذهب خودش نزدیک تر می بیند واگر می خواهد به کلام معصوم عمل کند که فرمود: «لا صَدَقَةَ وذُو رَحِمٍ مُحْتاجٌ»، پس آن پول را بین خویشاوند محتاج وآن برادر دینی تقسیم کند تا به تمام فضیلت (فضیلت عمل به کلام معصوم وکمک به خویشاوند وفضیلت کمک به برادر دینی) دست یابد.
نماز؛ بهترین به خاک مالنده بینی شیطان:
نماز، برترین عبادت است ودر اسلام به آن اهمیت زیادی داده شده است. در کلام امام زمان (عجل الله فرجه) نیز نماز مورد عنایت ویژه قرار گرفته است.
دو کلام از امام زمان (عجل الله فرجه) نشان دهنده اهمیت فوق العاده نماز است.
اهل سنّت نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب وغروب آفتاب را جایز نمی دانند ومستند آنان روایاتی از رسول خدا به این مضمون است:
هنگام طلوغ وغروب خورشید نماز نخوانید؛ زیرا آفتاب بین دو شاخ شیطان طلوع وغروب می کند. از طریق امامان شیعه نیز روایاتی به همین مضمون رسیده است وهم چنین روایاتی داریم که نماز خواندن هنگام طلوع وغروب خورشید را جایز شمرده اند. در جمع این روایات گفته اند ممکن است روایات منع از باب «تقیه» صادر شده باشد ویا روایات منع دلالت بر کراهت دارد؛ زیرا نماز خواندن در این ساعات مشابهت به عمل خورشید پرستان دارد واز این رو، مورد منع قرار گرفته است ویا ممکن است منظور از روایات منع، نهی از به تأخیر انداختن نماز صبح وعصر تا هنگام طلوع وغروب آفتاب باشد.
در هر حال، با توجه به اعتقاد مشهور بر ممنوع بودن نماز در این دو وقت، یکی از شیعیان از محضر امام (علیه السلام) در مورد نماز خواندن در این دو وقت پرسید وامام در جواب نوشت:
«امَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ مِنَ الصَّلاةِ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وعِنْدَ غُرُوبِها فَلَئِنْ کانَ کما یقُولُونَ: انَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ بَینَ قَرْنَی الشَّیطانِ وتَغْرُبُ بَینَ قَرْنَی الشَّیطانِ، فَما ارْغَمَ انْفَ الشَّیطانِ شَیءٌ افْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ فَصَلِّها وارْغِمِ الشَّیطانَ انْفَهُ» واما سؤال از نماز هنگام طلوع وغروب خورشید، پس اگر چنان باشد که می گویند: «خورشید از بین دو شاخ شیطان طلوع می کند ودر بین دو شاخ شیطان غروب می کند»، (ولی) هیچ چیز بهتر از نماز، بینی شیطان را به خاک نمی مالد (واو را خوار وذلیل نمی کند) پس در آن زمان ها هم نماز بگزار وبینی شیطان را به خاک بمال.
جمله آخر روایت حکایت از اهمیت واثر فوق العاده نماز دارد. نماز، برترین عبادت وبهترین وسیله نشان دادن خضوع وخشوع در محضر خدا وبه خاک مالیدن بینی شیطان نفس وشیطان جن است. انسان نمازگزار با اظهار عبودیت، بندگی، ضعف وناتوانی خویش وبا اقرار به ربوبیت، قدرت، رحمت وهدایت پروردگار ونفی آلهه های دیگر، عاجزانه دست نیاز به سوی خدای بی نیاز دراز می کند وبا تعظیم وپیشانی ساییدن بر خاک درگاه او، جبروت نفس را می شکند وآن را به تسلیم در برابر اراده الهی وامی دارد وبدین وسیله شیطان را که به گمراه کردن او دل بسته بود، نا امید می گرداند وادعای شیطان مبنی بر گمراه کردن همه انسان ها را باطل می کند واو را خوار وذلیل می گرداند.
طور موسی برتر از میقات نماز نیست:
حضرت موسی (علیه السلام) از مدین به سوی مصر روان بود. در طول سفر، شب هنگام در تاریکی، سرما ووحشت بیابان، در دور دست آتشی مشاهده کرد. خانواده را در آن بیابان تاریک، رها کرد وخود برای آوردن آتش گیرانه یا راهنمایی گرفتن از افراد کنار آتش، به سوی آن روان شد.
هنگامی که به طور رسید مشاهده کرد نور آتش نیست، بلکه تجلی خداوند بر درخت است که آن را نورانی کرده واز دور آتش نمایانده است. به ناگاه سروش غیبی به گوشش رسید که:
«یا مُوسی انّی انَا رَبُّک فَاخْلَعْ نَعْلَیک انَّک بِالْوادِّ الْمُقَدَّسِ طُوی» ای موسی! این منم پروردگار تو، پای پوش خود را بیرون آر که در وادی مقدس «طوی» هستی.
گروهی- به ویژه اهل سنت- روایت کرده اند که موسی از آن جهت مأمور شد پاپوش خود را درآورد که آن ها از پوست مردار ونجس بودند وطور، محل تکلّم با خدا ومقدس بود ونباید با پاپوش نجس بر آن قدم گذارد. سعد بن عبد الله اشعری گوید: وقتی به محضر امام زمان (عجل الله فرجه) رسیدم وپرسیدم:
آقای من! درباره امر خدا به پیامبرش موسی به من خبر ده (که چرا مأمور به کندن پاپوش خود شد؟) چه این که فقهای شیعه وسنی گمان می کنند که نعلین حضرت از پوست مردار بود (واز این جهت مأمور به کندن آن شد).
امام در پاسخ فرمود:
هر کس چنین بگوید، بر موسی افترا بسته واو را در حال نبوت، جاهل شمرده است؛ زیرا یا نماز خواندن موسی با آن پاپوش جایز بوده، یا جایز نبوده است. اگر جایز بوده است که با آن ها نماز بخواند پس (نجس نبوده اند و) جایز بوده که با آن ها در وادی طوی نیز حاضر شود؛ چون گرچه آن وادی پاک ومقدس بوده، ولی مقدس تر وپاک تر از نماز نبوده است واگر جایز نبوده در آن ها نماز بخواند (به خاطر نجس واز اجزای مردار بودن) پس باید مدعی بپذیرد که از نظر او موسی حلال وحرام را نمی شناخته ونمی دانسته پوشیدن چه چیزهایی در نماز جایز است وچه چیزهایی جایز نیست! وداشتن چنین اعتقادی درباره پیامبران کفر است.
سعد گوید: از امام پرسیدم: تأویل ومعنای واقعی آیه را برایم بگو.
امام فرمود:
موسی در وادی مقدس طوی با خدا مناجات کرد وعرضه داشت: خدایا! من محبّتم را فقط به تو اختصاص داده ام وقلبم را از محبت غیر تو شسته ام در حالی که به اهل وعیال خود علاقه وافری داشت (وحواسش متوجه آنان بود). خدای تعالی فرمود: «فَاخْلَعْ نَعْلَیک» اگر محبتت را فقط به من اختصاص داده ای وقلبت را از میل به غیر من شسته ای، پس محبت اهل وعیال را از قلبت بیرون کن (وفقط متوجه من باش).
در این کلام، امام (علیه السلام) وادی طوی وکوه طور ومحلّ میقات موسی با خدا را با نماز مقایسه می کند وآن را مقدس تر از نماز نمی شمرد؛ زیرا وادی مقدس، محل ملاقات ومکالمه موسی با محبوب مطلق بود، میقات نماز نیز محل ملاقات ومکالمه مؤمن با خداست وهمچنان که موسی نباید با پاپوش وپای بند ظاهر بر طور قدم بگذارد ونباید هیچ تعلق خاطر دیگری داشته باشد وباید همه تعلقات خود را به کنار نهاده وآن گاه به وادی مقدس قدم گذارد، مؤمن نیز باید هنگام نماز، همه تعلقات دنیوی را به کنار نهاده، با قلبی فارغ از تعلقات به محضر خدا رو کند. کوه طور ووادی طوی گرچه مقدس وطاهراند، ولی پاک تر ومقدس تر از نماز (میقات مؤمن با خدا) نیستند.
ردّ بر اهل غلوّ:
بعضی از انسان ها متأسفانه اهل تعادل نیستند واز جاده عدالت وطریق وسطی منحرف شده، به چپ یا راست می گرایند وافراط یا تفریط می کنند. نمونه افراط وتفریط انسان ها را در برابر اولیای خدا می توانیم مشاهده کنیم. پیامبران وامامان (علیهم السلام) با این دو گروه مواجه بودند. وقتی پیامبر یا ولی خدا به اوج فضایل وکمالات می رسد، دشمنان که نسبت به آنان جانب تفریط را گرفته اند وبغض وکینه دارند، با مشاهده آن کمالات واخلاق متعالی، به جای متنبّه شدن وگرایش یافتن، بر عناد ولجاج خود می افزایند وبغض وکینه را بروز می دهند واولیای خدا را ساحر، شیاد وجادوگر معرفی می کنند. در مقابل این دشمنان، دوستان افراطی نیز پیامبران وامامان را از ساحت بندگی بالا برده، به مقام ربوبیت می رسانند ومحبت افراطی آنان را گمراه می کند.
ضرر این دوستان ناآگاه به مراتب بیشتر از آن دشمنان مغرض وکینه توز است؛ از این رو، می بینیم که معصومان «صلوات الله علیهم اجمعین» با غلوّ به شدت مبارزه کرده اند واز جمله امام زمان (عجل الله فرجه) نسبت به این پدیده موضع گیری شدیدی دارد.
در دوره غیبت صغری بین شیعیان اختلاف افتاد وگروهی قائل شدند که خداوندِ بزرگ آفریدن وروزی دادن را به امامان واگذار وتفویض کرده است واین امامانند که مخلوقات را می آفرینند وروزی می دهند. در مقابل گروهی دیگر گفتند: تفویض بر خدای تعالی محال است وغیر خدا، قدرت بر خلقت ندارد. نزاع واختلاف این دو گروه شدید شد ودر نهایت بنا گذاشتند از محضر نایب امام زمان (عجل الله فرجه)، محمد بن عثمان بیان حق را بخواهند. مطلب خود را به محضر ایشان نوشتند وتوقیع وجواب امام به شرح زیر به دست آنان رسید:
«انَّ اللهَ تَعالی هُوَ الَّذی خَلَقَ الْاجْسامَ وقَسَّمَ الْارْزاقَ لِانَّهُ لَیسَ بِجِسْمٍ ولا حالٍّ فی جِسْمٍ لَیسَ کمِثْلِهِ شَیءٌ وهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وامَّا الْائِمَّةُ (علیهم السلام) فَانَّهُمْ یسْأَلُونَ اللهَ تَعالی فَیخْلُقُ ویسْأَلُونَهُ فَیرْزُقُ ایجاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ واعْظاماً لِحَقِّهِمْ» همانا خدای تعالی که خالق اجسام وتقسیم کننده روزی ها است، نه جسم می باشد ونه در جسم حلول کرده است. مانندی برای او نیست واو شنوای بینا است؛ اما امامان (علیهم السلام)؛ آنان از خداوند (خلقتی را) طلب می کنند وخداوند به اجابت طلب آنان می آفریند وآنان از خداوند برای کسی طلب روزی می کنند وخداوند به اجابت دعای آنان وبرای بزرگداشت حقشان، او را روزی می دهد.
در نامه دیگری از امام زمان (عجل الله فرجه) خطاب به محمد بن علی بن هلال کرخی در ردّ غلات ومفوّضه شیعه چنین آمده است:
یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی تَعالَی اللهُ وجَلَّ عَمَّا یصِفُونَ، سُبْحانَهُ وبِحَمْدِهِ، لَیسَ نَحْنُ شُرَکاؤَهُ فی عَمَلِهِ ولا فی قُدْرَتِهِ بَلْ لا یعْلَمُ الْغَیبَ غَیرُهُ کما قالَ فی مُحْکمِ کتابِهِ تَبارَکتْ اسْماؤُهُ: «قُلْ لا یعْلَمُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَالْارْضِ الْغَیبَ الَّا اللهُ» انَا وجَمیعُ آبائی مِنَ الْاوَّلینَ: ادَمَ ونُوحٍ وابْراهیمَ ومُوسی وغَیرِهِمْ مِنَ النَبِیینَ ومِنَ الْاخِرینَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ وعَلِی بْنِ ابی طالِبٍ وغَیرِهِمْ مِمَّنْ مَضی مِنَ الْائِمَّةِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِمْ اجْمَعینَ، الی مَبْلَغِ ایامی ومُنْتَهی عَصْری عَبیدُ اللهِ (عزَّ وجلَّ)... یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وحُمَقاءُهُمْ ومَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ ارْجَحُ مِنْهُ فَاشْهِدُ اللهَ الَّذی لا الهَ الَّا هُوَ وکفی بِهِ شَهیداً وَرَسُولَهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه وآله) ومَلائِکتَهُ وانْبِیاءَهُ واوْلِیاءَهُ وَاشْهِدُک واشْهِدُ کلَّ مَنْ سَمِعَ کتابی هذا انّی بَریءٌ الَی اللهِ والی رَسُولِهِ مِمَّنْ یقُولُ انَّا نَعْلَمُ الْغَیبَ ونُشارِکهُ فی مُلْکهِ اوْ یحِلُّنا مَحَلًّا سِوَی الَمحَلِّ الَّذی رَضِیهُ اللهُ لَنا وخَلَقَنا لَهُ اوْ یتَعَدّی بِنا عَمَّا قَدْ فَسَّرْتُهُ لَک وبَینْتُهُ فی کتابی. واشْهِدُکمْ انَّ کلَّ مَنْ نَبْرَأُ مِنْهُ فَانَّ اللهَ یبْرَأُ مِنْهُ ومَلائِکتُهُ ورُسُلُهُ واوْلِیاءُهُ وجَعَلْتُ هذَا التَّوْقیعَ الَّذی فی هَذَا الْکتابِ امانَةً فی عُنُقِک وعُنُقِ مَنْ سَمِعَهُ انْ لا یکتُمَهُ لِاحَدٍ مِنْ مَوالِی وشیعَتی حَتَّی یظْهَرَ عَلی هَذَا التَّوْقیعِ الْکلُّ مِنَ الْمَوالی لَعَلَّ اللهَ یتَلافاهُمْ فَیرْجِعُونَ الی دینِ اللهِ الْحَقِّ وینْتَهُونَ عَمَّا لا یعْلَمُونَ مُنْتَهی امْرِهِ ولا یبْلُغُ مُنْتَهاهُ فَکلُّ مَنْ فَهِمَ کتابی ولا یرْجِعُ الی ما قَدْ امَرْتُهُ ونَهَیتُهُ، فَقَدْ حَلَّتْ عَلَیهِ اللَّعْنَةُ مِنَ اللهِ ومِمَّنْ ذَکرْتُ مِنْ عِبادِهِ الصَّالِحینَ. ای محمد بن علی! خداوند برتر ومتعالی تر از توصیف آنان است. تسبیح وحمد او (می کنم). ما شریک های خدا در کارش ودر قدرتش نیستیم وغیب را غیر او نمی داند، همچنان که در کتاب محکم خود فرموده است: بگو کسانی که در آسمان وزمین هستند، جز خدا، غیب را نمی دانند. من وهمه پدرانم از اولین: آدم، نوح، ابراهیم، موسی وپیامبران دیگر واز آخرین:
محمد، علی بن ابی طالب ودیگر امامان گذشته تا امروز- صلوات خدا بر آنان-، بندگان خدای تعالی هستیم....
ای محمد بن علی! جاهلان شیعه واحمقانی که پر پشه ای از دیانت آنان سنگین تر است، ما را آزار می دهند. من خدایی را که جز او خدایی نیست به شهادت می گیرم- وشهادت او کافی است- وفرستاده اش محمد- (صلی الله علیه وآله)- وملائکه اش واولیائش وتو را وهمه آنان را که این نامه به گوششان خواهد خورد، که من به سوی خدا ورسولش بیزاری می جویم از هر کس که بگوید «ما علم غیب داریم ودر ملک خدا با او شریکیم» یا ما را در جایگاهی قرار دهد غیر آن جایگاهی که خدا برای ما پسندیده وبرای آن آفریده است و(نسبت به ما) از این مقامی که برایت تفسیر کردم ودر این نامه بیان نمودم، تجاوز کند.
وشما را گواه می گیرم که خداوند، ملائکه، رسولان واولیای او بیزارند از هر کس که ما از او تبرّی بجوییم. این توقیع را که در این نامه نوشته ام امانتی بر گردن تو وهر کس که بشنود، قرار دادم (وشما را متعهد نمودم) که آن را از هیچ کدام از دوستان وشیعیان ما کتمان نکند وهمه آنان را بر مضمون آن آگاه گرداند، شاید خداوند (به وسیله این توقیع گذشته) آنان را جبران کند وآنان به دین حق خدایی برگردند واز آنچه (غلوّ) نسبت به سرانجامش جاهلند، دست بکشند. پس هر کس که این نامه را بفهمد وبه سوی آنچه او را بدان امر کردم بازنگردد واز آنچه از آن نهی نمودم دست نکشد، لعنت خدا، پیامبران، ملائکه، اولیا وبندگان صالح بر او واقع شده است.
خداوند با کسی خویشاوندی ندارد:
اسحاق بن یعقوب گوید مسائلی را در نامه ای نوشته بودم وبه نایب امام زمان (عجل الله فرجه)، محمد بن عثمان عمری دادم تا به امام برساند وجواب آن ها را برایم بگیرد. امام جواب مسائل را به خط خود نوشت؛ از جمله:
«امَّا ما سَأَلْتَ عَنْهُ ارْشَدَک اللهُ وثَبَّتَک مِنْ امْرِ الْمُنْکرینَ لی مِنْ اهْلِ بَیتِنا وبَنی عَمِّنا فَاعْلَمْ انَّهُ لَیسَ بَینَ الله (عزَّ وجلَّ) وبَینَ احَدٍ قِرابَةٌ ومَنْ انْکرَنی فَلَیسَ مِنّی وسَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوحٍ» خدا تو را ارشاد کند وبر حق ثابت قدم بدارد، سؤالی که درباره افرادی از خانواده ام وعموزادگانم مطرح کردی که منکر امامت هستند (که با توجه به انکارشان واین که از ذریه فاطمه زهرا ورسول الله هستند، عاقبتشان چگونه است؟) بدان که خداوند با کسی خویشاوندی ندارد. هر کس مرا انکار کند، از من نیست وبه راه فرزند نوح رفته است (که با کفر وانکارش رابطه نَسَبی اش را قطع کرد واین ارتباط نسبی برایش فایده نداشت ودر قیامت سبب نجاتش نخواهد شد.)
امام زمان (عجل الله فرجه) در این جواب هشدار می دهد که به روابط نسبی وسببی دنیایی دل خوش نباشید وبدانید آنچه نجات بخش است، ایمان وعمل صالح می باشد. اگر ایمان وعمل صالح به روابط نسبی وسببی ضمیمه شد، آن روابط ماندگار بوده ودر قیامت نیز دوام خواهد داشت، ولی اگر ایمان وعمل صالح به آن روابط ضمیمه نشد، آن روابط باطل شده وبرای آن افراد منشأ اثر مثبتی نخواهد بود، بلکه باعث سنگین تر شدن گناه آنان می گردد.
همه انسان ها در محکمه عدل الهی با یک میزان سنجیده می شوند وبه یک قانون محاکمه می گردند، پس باید به این هشدار توجه کرد وبه پیوندهای ظاهری دنیایی مغرور نشد واز اصلاح نفس وتحصیل ایمان غفلت نورزید.
این ها برخی درس های مهمی بود که شایسته است یک شیعه منتظر از محضر امام زمان (عجل الله فرجه) فرا گیرد.

بخش ششم: عصر ظهور
فصل اول: علائم ظهور

برای ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) نشانه هایی قرار داده شده تا حق طلبان با تحقق هر یک از آن ها، مژده نزدیکی ظهورش را دریافت کنند ونیز حجتی برای عموم باشد تا مبادا فریب مدّعیان دروغین مهدویت را خورده، گمراه شوند واین جدا از ویژگی های جسمی ونَسَبی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است که در درس های گذشته یادآور شدیم.
وباید توجه داشت که بیشتر شرایط وعلائم ظهور، اموری هستند که پیدایش هر یک از آن ها بیانگر آن است که ظهور تا اندازه ای نزدیک شده است، امّا دلیل آن نخواهد بود که بعد از وقوع آن ها، بلافاصله حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ظهور می کند؛ البته درباره بعضی از علائم تصریح شده که مقارن ظهور واقع می شوند.
از روایات اهل بیت (علیهم السلام) استفاده می شود برخی علائم ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) «حتمی» وبعضی «غیر حتمی» است.
علائم حتمی حوادثی هستند که به طور حتم قبل از ظهور واقع می شوند ومشروط به شرط یا قیدی نیستند.
علائم غیر حتمی اموری هستند که مشروط به شرط یا شرایطی هستند که اگر آن ها تحقق یابند، «مشروط» نیز واقع خواهد شد ومصلحت بوده که به طور اجمال از علائم ظهور شمرده شوند.
معلی بن خنیس می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
بعضی از امور (ی که از علائم ظهورند) حتمی وبعضی غیر حتمی است از جمله امور حتمی خروج سفیانی در ماه رجب است.
علائم حتمی:
بعضی از نشانه های حتمی ظهور امام زمان (علیه السلام) براساس روایات به قرار زیر است:
۱- خروج سفیانی ویمانی: در روایات آمده که سفیانی از نسل ابوسفیان ونامش عثمان بن عنبسه است، پنج شهر شام- دمشق، حمص، فلسطین، اردن وقنسرین- را به تصرف خود درمی آورد. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ما وخاندان ابو سفیان دو اهل بیتی هستیم که در مورد خداوند با همدیگر دشمنی کردیم، ما گفتیم خداوند راست می فرماید وآنان گفتند دروغ می گوید. ابوسفیان با پیامبر (صلی الله علیه وآله)، معاویه با علی (علیه السلام) ویزید بن معاویه با حسین (علیه السلام) جنگیدند وسفیانی با قائم (عجل الله فرجه) می جنگد. یمانی نیز شخصی از اهل یمن است که از دوستان اهل بیت (علیهم السلام) است وبرای یاری آنان قیام می کند.
۲- خروج دجال: نزال بن سبره می گوید: صعصعة بن صوحان از حضرت علی (علیه السلام) سؤال کرد: دجال کی خروج می کند؟ آن حضرت در پاسخ فرمود:
... سوگند به خدا، کسی که از او سؤال کردی (در این زمینه) داناتر از سؤال کننده نیست، ولی (خروج دجال) علائمی دارد که پشت سر هم ظاهر می شوند. اگر بخواهی از آن ها خبر دهم.
۳- صیحه آسمانی: منظور از صیحه، ندایی آسمانی است که نام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را می برد وهمه ساکنان زمین، آن را به زبان خودشان، می شنوند.
زراره می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کسی نام قائم (عجل الله فرجه) را (در جهان) می برد. عرض کردم: آیا این صدا را افراد خاصی می شنوند یا همگانی است؟ فرمود: این صدا عمومی است وهر کس به زبان خودش آن را می شنود.
۴- فرو رفتن لشکر سفیانی در صحرا: حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه فرمود:
نزدیک زمان قیام مهدی (عجل الله فرجه) سفیانی خارج می شود ونُه ماه به اندازه دوران حاملگی زن، فرمانروایی می کند. لشکر او به سوی مدینه می آید تا این که وقتی به صحرا رسید، خداوند آن را در زمین فرو می برد. باید توجه داشت که سفیانی لشکر خودش را برای جنگ با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به سوی مدینه گسیل می دارد؛ ناگهان متوجه می شود که آن حضرت به سوی مکه روانه شده است؛ لشکر او به دنبال آن حضرت راهی مکه می شود، امّا در بین راه به امر الهی در زمین فرو می رود. ۵- کشته شدن «نفس زکیه»: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
قائم (عجل الله فرجه) به یارانش می گوید: ای اصحاب من! اهل مکه مرا نمی خواهند، اما من کسی را به سوی آنان خواهم فرستاد تا حجت را بر آنان تمام کنم. پس مردی از یاران خود را فراخوانده وبه او می گوید: به سوی مکه رفته واعلام کن ای اهالی مکه! من فرستاده مهدی (عجل الله فرجه) به سوی شما هستم. واو خطاب به اهل مکه چنین اظهار می دارد: ما اهل بیت رحمت ومعدن رسالت وخلافتیم، ما ذریه محمد واز نسل پیامبرانیم، از هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفته، ما مورد ظلم وستم قرار گرفته ایم، از شما یاری می طلبم مرا یاری کنید. اما اهل مکه او را در بین رکن (حجرالاسود) ومقام (ابراهیم (علیه السلام)) سر می برند واو دارای نفسی پاک است. (زیرا بدون هیچ گناهی کشته می شود). امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بین قیام قائم آل محمد (علیه السلام) وکشته شدن «نفس زکیه» پانزده شب بیشتر فاصله نمی افتد. در بعضی از روایات امور دیگری از علائم حتمی شمرده شده است:
عبد الله بن سنان از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
... ودستی که از طرف آسمان آشکار می شود، از جمله امور حتمی است. ثمالی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود:
... واختلاف وانقراض فرزندان عباس از امور حتمی است.
علائم دیگر:
امور وحوادث زیادی به عنوان علائم ظهور در روایات مطرح شده بدون این که به حتمی بودن آن ها تصریح شود که به بعضی از آن ها اشاره می شود:
۱- گرفتن خورشید وماه در ماه رمضان: عبید بن خلیل می گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:
دو چیز قبل از قیام قائم (عجل الله فرجه) خواهد بود که از زمان آدم تا آن روز نبوده است: گرفتگی خورشید در وسط ماه رمضان وماه در آخرش.
۲- خرابی دیوار مسجد کوفه: از امام حسین (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
هنگامی که دیوار مسجد کوفه از طرف خانه عبد الله بن مسعود خراب شد، سلطنت ستمکاران پایان می پذیرد ومهدی (عجل الله فرجه) خروج می کند.
۳- هلاکت بسیاری از مردم: از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
مهدی خروج نمی کند مگر این که ۱۳ مردم کشته شوند، ۱۳ بمیرند و۱۳ باقی بمانند. ممکن است در اثر جنگ های جهانی ووقوع زلزله ها یا حوادث دیگری بیشتر مردم از بین بروند.
۴- ظهور علم ودانش در قم: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
به زودی کوفه از مؤمنان خالی می شود وعلم ودانش از آن فروکش می کند، آن گونه که مار در لانه اش فرو می رود. سپس علم ودانش در شهری که قم نامیده می شود، آشکار می گردد وآن شهر منبع علم ودانش خواهد شد، به گونه ای که همه حتی زنان پشت پرده از دین آگاه می گردند واین امور نزدیک ظهور قائم ما خواهد بود.
۵- فرا گیر شدن ظلم وفساد در جامعه: روایات زیادی بیانگر آن است که قبل از ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) جهان از ظلم وفساد پر می گردد، ولی باید توجه داشت که در عینِ حال، جناح حق وعدل از بین نمی رود وجامعه مؤمنان گرچه به صورت اقلیت باقی خواهد بود وقیام مهدی (عجل الله فرجه) نیز برای یاری این گروه است که مستحق یاری هستند. بخشی از علائم ذکر شده واقع گردیده ودرباره برخی دیگر باید در انتظار وقوعش بود.
توجه به مطالب یاد شده ما را به این نتیجه می رساند که در روایات، فقط علائم ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) بیان شده، ووقت ظهور نه تنها تعیین نشده، بلکه تعیین کننده آن دروغگو شمرده شده است.
ابو بصیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره (وقت ظهور) قائم (عجل الله فرجه) پرسیدم، فرمود:
آنان که وقت تعیین می کنند، دروغ می گویند، ما اهل بیتی هستیم که برای ظهور وقتی مشخص نمی کنیم. فضیل می گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم، آیا برای این امر (ظهور حضرت مهدی) وقت مشخصی هست؟ فرمود:
آنان که وقت تعیین می کنند دروغ می گویند، دروغ می گویند، دروغ می گویند.

فصل دوم: ظهور

منتظران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می آیند ومی روند وسال ها وقرن ها سپری می شود وآن حضرت همچنان در پرده غیبت به سر می برد، امّا این وضعیت برای همیشه ادامه نخواهد داشت؛ پایان انتظار فراخواهد رسید ومردم جهان روزی شاهد طلوع ستاره ولایت در سپیده دم این شب ظلمانی خواهند بود وزمین با تابش نور معنویت امام مهدی (عجل الله فرجه) درخشش نوینی خواهد یافت.
برای آگاهی از حوادث آن ایام به سخنان اهل بیت (علیهم السلام) توجه می کنیم.
از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود:
مهدی (عجل الله فرجه) از گردنه کوه طوی با ۳۱۳ مرد به عدد رزمندگان بدر فرود می آید تا آن که وارد مسجدالحرام می شود وچهار رکعت نماز در مقام ابراهیم می خواند. سپس با تکیه بر حجرالاسود، حمد وثنای الهی به جا آورده وبر پیامبر (صلی الله علیه وآله) درود می فرستد وبه گونه ای سخن می گوید که تا به حال کسی آن گونه سخن نگفته باشد. نخستین کسانی که با او دست بیعت می دهند، جبرئیل ومیکائیل خواهند بود. طبق روایات، یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) شبانگاه به اذن الهی از بستر بیرون آمده، همگی در یک ساعت نزد آن حضرت در مکه اجتماع می کنند. سپس ایشان ظهور می کند وبا یارانش وارد مسجدالحرام می شود. آنان پس از بیعت جبرئیل، با آن حضرت بیعت می کنند وبا حضرت مهدی (عجل الله فرجه) رسالت انقلابی خود را اعلام می کند تا این که تعداد یارانش افزایش می یابد؛ وقتی که به ده هزار نفر رسیدند، آن حضرت از مکه خارج می شود تا زمین را از لوث وجود تبهکاران وستمکاران پاکسازی کند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
آیه «اینَ ما تَکونُوا یأْتِ بِکمُ اللهُ جَمیعاً» درباره یاران قائم (عجل الله فرجه) نازل شده، آنان شب از بسترشان بیرون می آیند، در حالی که صبح در مکه هستند عبدالعظیم حسنی از امام جواد (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
وقتی ۳۱۳ نفر از اهل اخلاص نزد مهدی (عجل الله فرجه) اجتماع کردند، او ظهور می کند وهنگامی که تعداد یارانش به ده هزار نفر رسید، به اذن خداوند خروج می کند، سپس به حدی از دشمنان خدا را می کشد که خداوند از او خشنود گردد.
ویژگی های یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
امام صادق (علیه السلام) در حدیثی، خصوصیات یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) را این چنین یادآور می شود:
... مردانی که قلب هایشان همانند تکه های آهن است (از ایمانی راسخ برخوردارند)، هرگز در مورد خدا شکی به دلشان راه نیافته است. اگر به کوه ها حمله کنند، آن ها را از جایشان می کنند، با پرچم های خود وارد شهری (از شهرهای کفار) نمی شوند، مگر آن را ویران می سازند، برای تیمن وتبرک به اسب امام مهدی (عجل الله فرجه) دست می مالند، آنان گرد امام مهدی (عجل الله فرجه) را گرفته ودر جنگ ها خود را سپر بلای ایشان می کنند وآنچه از آنان بخواهد به طور رسا وکامل انجام می دهند، مردانی که شب را نمی خوابند ودر نمازشان زمزمه ای همانند زمزمه زنبوران دارند، شب را به عبادت سپری کرده، صبحگاهان بر اسب های خود سوارند، راهبان شب وشیران روزند، آنان نسبت به قائم (عجل الله فرجه) مطیع تر از کنیز نسبت به آقایش هستند، برافروخته ونورانی هستند، انگار در قلبشان چراغی است، از خداوند بیمناکند، برای شهادت دعا می کنند وآرزو می کنند که در راه خدا کشته شوند، شعارشان خونخواهی امام حسین (علیه السلام) است. وقتی که سیر می کنند رعب ووحشت تا مسافت یک ماه راه، در پیشاپیش آن ها در حرکت است (تبهکاران از مسافت های دور از آنان می ترسند) خداوند امام مهدی (عجل الله فرجه) را به وسیله آنان یاری می کند. اگر ما بخواهیم از یاوران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) باشیم، نخست باید از چهره های مصمم وبا ایمانی باشیم که در بیان فوق ترسیم شده اند.
سؤال: با وجود سلاح های مدرن وپیشرفته کنونی، چگونه حضرت مهدی (عجل الله فرجه) پیروز می شود؟
پاسخ:
الف- همان طور که گفته شد، ممکن است فرود حضرت عیسی (علیه السلام) از آسمان وبیعتش با حضرت مهدی (عجل الله فرجه) موجب شود که دولت های مسیحی نشین همچون اروپا وآمریکا، بدون جنگ مهمّی تسلیم شوند وبنابر روایات، حضرت مهدی (عجل الله فرجه) تورات را از غاری بیرون می آورد وامکان دارد یهودیان نیز با مشاهده تورات اصلی، به آن حضرت ایمان بیاورند وجنگی میان حضرت وآنان واقع نشود وتسلیم شدن جهان مسیحیت ویهودیان البته تأثیر عمیقی بر دیگر کشورها خواهد گذاشت وشاید آنان با احساس رعب ووحشت، راهی جز تسلیم در برابر رهبر جدید جهان نداشته باشند. امام باقر (علیه السلام) در این باره فرمود:
... رعب ووحشت، پیشاپیش مهدی (عجل الله فرجه) در حرکت است قرآن کریم نیز درباره پیامبر (صلی الله علیه وآله) چنین می فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با ایجاد رعب در دل دشمنانش، یاری شد.
ب- ممکن است بر اثر وقوع جنگ های جهانی، سلاح های پیشرفته نابود گردد.
در روایات از کشتارهای دسته جمعی ووسیع خبر داده شده است، چنان که پیشتر از حضرت علی (علیه السلام) نقل شد که:
مهدی (عجل الله فرجه) خروج نمی کند، مگر این که ۱۳ (مردم) کشته شوند و۱۳ بمیرند و۱۳ باقی بمانند.
ج- نمونه پیروزی بر سلاح های مدرن را همه ملت های جهان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر رژیم ستمشاهی وهشت سال دفاع مقدس مشاهده کردند وبر همگان ثابت شد که پیروزی تنها مرهون داشتن سلاح مدرن نیست، بلکه اراده های استوار ومقاومی می طلبد که بتوانند از آن ها استفاده کنند. پس چه مانع دارد، همان گونه که ملت ایران توانست با سلاح های معمولی برابر تمام جهان کفر بایستد وپیروز شود، امام زمان (عجل الله فرجه) ویارانش نیز با استقامت بی نظیر بتوانند سلاح های مدرن جهان را به غنیمت گرفته وپیروز شوند؟ البته در این میان از امدادهای ویژه الهی که نصیب آنان می شود نیز نباید غفلت کرد.
روایات نیز مؤید این مطلب است. مفضّل از یاران امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که روزی در حضور ایشان سخن از قائم (عجل الله فرجه) پیش آمد ومن گفتم:
امیدوارم کارش به آسانی پیش رود.
امام (علیه السلام) فرمود: چنین نخواهد بود واین پیروزی دست نخواهد داد، جز در غرقاب خون وعرق بدن. بنابر روایت دیگری یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) به ایشان عرض کرد:
می گویند وقتی مهدی (علیه السلام) قیام کند، همه کارها برایش خود به خود رو به راه می شود، بی آنکه قطره خونی ریخته شود.
امام فرمود:
ابدا چنین نیست. به حق آن که جانم در دست اوست، اگر بنا بود کارها بدین آسانی پا گیرد، برای پیامبر اسلام چنین می شد؛ پس چرا در راه مبارزاتش دندانش شکست وصورتش زخم برداشت. نه چنین نیست به خدا قسم (پیروزی حاصل نخواهد شد) جز این که ما وشما در عرق وخون زخم های خود غرق گردیم. در بیانی دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود:
گویا قائم (علیه السلام) ویارانش را می بینم که خطر از هر سو بر سرشان سایه انداخته، توشه های آنان تمام شده، جامه هایشان فرسوده گشته، سجده بر پیشانی آنان اثر گذارده است، روزها همچون شیر ژیان وشب هنگام نیایشگر حق ودل هایش چون پاره های آهن است.
د- در روایات از افراد وگروه هایی یاد شده که زمینه سازان ظهور هستند وچه بسا آنان در قسمتی از جهان حکومت تشکیل دهند وبا تهیه کردن سلاح های مدرن در انتظار ظهور امام باشند وامام بعد از ظهور، رهبری آنان را به عهده گرفته با امکانات مدرن آن ها به جنگ با دشمنان بپردازد وآنان را شکست دهد.
البته در روایات، از سلاح او به شمشیر تعبیر شده که ممکن است یک تعبیر سمبلیک باشد، یعنی شمشیر کنایه از قدرت ومنظور از قیام به شمشیر، اتکای به قدرت باشد.

فصل سوم: شیوه حکومت امام مهدی (عجل الله فرجه)

برآورده شدن تمام آمال وخواسته های طبیعی وفطری انسان ها وتکامل فطری وروحی آنان در تمام ابعاد، تنها در سایه حکمرانی امام معصوم امکان پذیر است. این ایده با ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) جامه عمل خواهد پوشید وجامعه بشری بار دیگر واین بار به طور کامل شیوه حکمرانی معصوم را تجربه خواهد کرد.
روش حکمرانی آن حضرت براساس اصول ومحورهایی خواهد بود که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:
۱- اجرای صحیح ودقیق قوانین الهی:
مشکلات عمده مادی ومعنوی مردم، معلول عملی شدن قوانین نادرستی است که از مغز بشر تراوش می کند ومستند به وحی الهی وجهان غیب نیست ویا اگر قانون درست در دسترس هست، اما مجریان لایق وشایسته ای نیستند که بتوانند آن را اجرا کنند. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان آخرین خلیفه پیامبر (صلی الله علیه وآله) با آگاهی کامل به شریعت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وبه عنوان فردی معصوم، قوانین اسلام را در تمام زمینه های مادی ومعنوی، فردی واجتماعی زنده کرده وبه مرحله عمل می گذارد تا جایی که گفته می شود او دین جدیدی آورده است؛ چرا که حتی جامعه های اسلامی نیز فاصله زیادی با اسلام واقعی دارند وعادت آنان به وضع موجود وحکمرانی افراد فاسد وتبهکار، این تفکر را در آن ها تقویت کرده که دین اسلام همان است که آنان فهمیده اند ودر کشورشان عملی می شود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مهدی (عجل الله فرجه) به روش پیامبر (صلی الله علیه وآله) عمل می کند، هر چه (از عادات وسنت های نامشروع) بوده، آن ها را محو می نماید، چنان که پیامبر (صلی الله علیه وآله) امور (رایج در) جاهلیت را از بین برد. او اسلام را از نو آغاز می کند (قوانین تعطیل شده آن را پیاده می کند).
۲- قضاوت به روش حضرت داوود (علیه السلام):
اغلب قضاوت ها در محاکم بشری براساس شهادت شهود وجمع آوری قراین انجام می گیرد. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) براساس علم خود وبه روش داوود (علیه السلام) در منازعات قضاوت می کند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
وقتی قائم آل محمد (علیه السلام) قیام می کند، همانند حضرت داوود در بین مردم داوری می کند، احتیاجی به بینه (شهود عادل) ندارد، خداوند به او الهام می کند وبه هر کس از آنچه پنهان کرده وانجام داده، خبر می دهد.
۳- تقسیم عادلانه ثروت:
یکی از روش های نادرست حکومت های بشری، تقسیم غیر عادلانه ثروت های عمومی است که موجب پیدایش فقر وفاصله طبقاتی در جامعه می گردد. حضرت مهدی (عجل الله فرجه) ثروت را به طور مساوی تقسیم می کند وبه گونه ای فقر را ریشه کن می نماید که برای مصرف صدقه موردی نمی ماند.
ابو سعید خدری از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) چنین نقل می کند:
در پایان (عمر) امّتم، مهدی (عجل الله فرجه) خروج می کند، در دوران او باران (به حدّ کافی) می بارد وزمین گیاه خود را می رویاند ومهدی (عجل الله فرجه) مال را به طور مساوی ودرست به مردم می دهد هم او از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود:
مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان دادگری عادل خروج می کند، صلیب را می شکند... ومال وثروت در میان مردم گردانده می شود، ولی کسی پیدا نمی شود که آن را قبول کند (همه بی نیاز می شوند).
۴- ساده زیستی:
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان رهبر حکومت اسلامی با آنکه ثروت های زمین را دراختیار دارد، از غذا ولباس ساده استفاده خواهد کرد تا الگویی برای زهد وبی اعتنایی به دنیا باشد.
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه فرمود:
مهدی جز جامه زبر وخشن نمی پوشد وجز غذای خشک وسخت نمی خورد. عمرو بن شمر می گوید: در خانه امام صادق (علیه السلام) بودم؛ مردم از چیزی نمی پرسیدند، مگر این که آن حضرت پاسخ می داد؛ من به گریه افتادم.
فرمود: ای عمرو! چرا گریه می کنی؟
گفتم: چگونه گریه نکنم؛ در میان امّت، مثل تو نیست، امّا در به رویت بسته است (یعنی از مقام اجتماعی وثروت ومکنت برخوردار نیستی!).
امام (علیه السلام) فرمود:
ای عمرو! گریه نکن؛ بیشترین غذاهای پاکیزه ولذیذ را می خوریم ولباس نرم می پوشیم وحال آن که اگر چنان شود که تو می گویی (رهبری امت به دست ما بیفتد)، همانند امیر مؤمنان (علیه السلام) جز غذاهای سخت ولباس خشن نخواهد بود واگر جز این باشد عاقبتی جز غل وزنجیر آتشین نخواهد داشت. از این روایات استفاده می شود که هر چند در زمان ظهور زمینه برای استفاده از هر نوع لذت مادی فراهم می شود، اما اهل بیت پیامبر کسانی هستند که اگر به زعامت برسند، بیشتر از گذشته به دنیا پشت پا می زنند واین از وظایف وویژگی های رهبری امام معصوم است.

فصل چهارم: ترسیمی از حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)

با ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) مسیر تاریخ دگرگون شده وفصل نوینی در زندگی انسان ها گشوده می شود. آن روز اوج اقتدار مستضعفان مؤمن وخواری ستمگران است. با تحقق ظهور، صلح وصفا، امنیت وعدالت، رشد وشکوفایی، توحید ویکتاپرستی با جنگ وخونریزی، ظلم وستم وشرک وخرافه پرستی مبادله می شوند وثمره تلاش تمام پیامبران، اولیا واوصیا در آن روز آشکار می گردد.
در این جا به بررسی بخشی از ابعاد حکومت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) از دیدگاه روایات می پردازیم.
پاک شدن زمین از ستمگران:
با ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه) دوران ستمگران به سر رسیده وزمین از لوث وجودشان پاکسازی می شود.
امام جواد (علیه السلام) در این باره فرمود:
وقتی شمار لشکر مهدی (عجل الله فرجه) به ده هزار نفر رسید، به فرمان خدا خروج می کند وپیوسته دشمنان خدا را از دم تیغ می گذراند تا آن که خداوند از او خشنود شود.
حاکمیت مطلق بر جهان:
تمام نقاط زمین در سیطره حکومت امام مهدی (عجل الله فرجه) قرار می گیرد وعدالتش بر همه جا سایه می افکند.
امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه «الَّذِینَ انْ مَکنَّاهُمْ فِی الْارْضِ اقَامُوا الصَّلوةَ وءَاتَوُا الزَّکوةَ وامَرُوا بِالْمَعْرُوفِ ونَهَوْ عَنِ الْمُنْکرِ وللهِ عاقِبَةُ الْامُورِ» فرمود:
این آیه درباره خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) است؛ در مورد مهدی (عجل الله فرجه) ویارانش می باشد، خداوند آنان را فرمانروای شرق وغرب زمین قرار می دهد ودین آشکار می گردد، خداوند به وسیله مهدی (عجل الله فرجه) ویارانش بدعت ها وباطل را می میراند، همان گونه که سفیهان حق را میرانده بودند تا این که نشانه ای از ستم باقی نماند. آنان به معروف، فرمان داده، از زشتی باز می دارند وپایان امور از آن خداست.
برقراری امنیت:
از ضروری ترین نیازهای انسان، برقراری امنیت وصلح وصفا در جامعه است. زندگی در محیط نا امن، تلخ ودشوار است. با استقرار حکومت امام مهدی (عجل الله فرجه) وسرکوبی اشرار وتبهکاران، امنیت در حد عالی در سراسر گیتی برقرار می شود وثبات وآرامش روانی، جای اضطراب حاصل از ناامنی می نشیند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
قائم (عجل الله فرجه) ویارانش می جنگند تا همه به توحید ویکتاپرستی رو آورند وچیزی را شریک خدا قرار ندهند. پیرزن ناتوان از شرق زمین به غرب آن مسافرت می کند، بدون این که از ناحیه کسی آسیب ببیند.
پیشرفت برق آسای علم:
علم ودانش بشری با تمام دستاوردها ومظاهر شگفت انگیزش، هنوز دوران کودکی خود را سپری می کند وبا تحقق ظهور امام مهدی (عجل الله فرجه) به بلوغ کامل می رسد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
علم ودانش ۲۷ حرف (شعبه وشاخه) است ومجموع آنچه پیامبران آورده اند، دو حرف است. مردم تا روز ظهور بیش از آن دو حرف را نمی دانند، وقتی قائم (عجل الله فرجه) قیام کند، ۲۵ حرف بقیه را بیرون آورده ودر میان مردم منتشر می سازد وبدین سان مجموع ۲۷ جزء دانش را نشر می دهد. امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
... مردم در زمان قائم (عجل الله فرجه) از حکمت برخوردار می شوند تا آن جا که زن در خانه اش به کتاب خدا وسنت پیامبر (صلی الله علیه وآله) قضاوت می کند. ونیز فرمود:
هنگامی که قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان می نهد وبه آن، عقل هاشان جمع شده وافکار واندیشه شان کامل می شود.
به طور خلاصه، در پرتو هدایت امام مهدی (عجل الله فرجه) مردم با افکاری باز، همتی والا وبینشی وسیع پرورش می یابند ویک انقلاب فکری وعلمی با امواجی گسترده در همه قشرهای جامعه به وقوع می پیوندد.
رشد مواد غذایی وگیاهی:
هم اکنون رشد جمعیت کره زمین، زمزمه کمبود مواد غذایی در آینده را به وجود آورده است، در زمان امام مهدی (عجل الله فرجه) خداوند برکات آسمان وزمین را به روی مردم می گشاید وهیچ نوع قحطی در هیچ نقطه ای از زمین مشاهده نمی شود.
حذیفه از پیامبر (صلی الله علیه وآله) این گونه نقل می کند:
آب ها در دوران حکومت مهدی (عجل الله فرجه) فراوان می شود، نهرها پر آب می گردد، زمین خوراکی های خود را چند برابر می کند وگنج های خود را بیرون می دهد. ونیز فرموده است:
زمین گنج هایش را برای او (مهدی (عجل الله فرجه)) خارج می کند ووی مال وسرمایه بی شمار بین مردم پخش می کند.
همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
باران به طور فراوان فرود می آید وزمین انواع گیاهان خود را می رویاند.
آبادانی شهرها وگسترش مساجد:
در عصر حکومت امام مهدی (عجل الله فرجه) شهرهای وسیع وآباد، جاده های پهن ومساجد بزرگ امّا ساده وبدون زرق وبرق ساخته می شود.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
گنج های زمین برای قائم (عجل الله فرجه) آشکارمی شود، سلطنت وحکومتش شرق وغرب زمین را فرا می گیرد، خداوند به وسیله او دینش را بر تمام ادیان چیره می گرداند، گرچه برای مشرکان ناپسند باشد وهمه خرابی های زمین آباد می گردد مفضل می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
وقتی قائم آل محمد (عجل الله فرجه) قیام کند، در پشت کوفه مسجدی بنا می کند که دارای هزار در است وخانه های کوفه به رودخانه کربلا می پیوندند. ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل کرده است:
هنگامی که قائم قیام کند... مساجد در عصر او همگی دارای دیوارهای کوتاه وبدون کنگره خواهد بود، همان گونه که در عصر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بود. او جاده های بزرگ واصلی را توسعه می دهد وبه شصت ذراع می رساند وتمام مساجدی را که در مسیر راه قرارگیرند، خراب می کند از این روایات استفاده می شود که در زمان قائم (عجل الله فرجه)؛ در کنار آبادانی شهرها وراه ها، مساجد نیز توسعه یافته وآباد می گردد؛ چرا که با رهبری آن حضرت، مردم در مسیر بندگی که هدف آفرینش انسان است، قرار می گیرند ورفاه وآبادانی در خدمت فضایل وکمالات انسانی درمی آید.
شکوفایی روحیه برادری ومساوات:
در پرتو ارشاد وتربیت امام مهدی (عجل الله فرجه)، نفوس انسانی رشد وتکامل پیدا کرده وارزش های اخلاقی به اوج خود می رسد.
شیعیان به امام باقر (علیه السلام) عرض کردند: ما در کوفه گروه بسیاری هستیم.
اگر شما فرمان دهی، همه فرمان برند واز شما پشتیبانی وحمایت خواهند کرد. آن حضرت در پاسخ فرمود:
آیا چنین هست که یکی از این گروه بیاید وآنچه نیاز دارد، از جیب برادرش بردارد؟
گفتند: نه. فرمود:
پس این گروه (که در راه دادن مال به یکدیگر این گونه بخل می ورزند) برای دادن خون خویش (در راه اصلاح جامعه) بخیل تر خواهند بود. مردم هم اکنون در صلح وزندگی مسالمت آمیزند؛ از مردم همسر می گیریم وبه آنان همسر می دهیم، از یکدیگر ارث می بریم، حدود را بر آنان اقامه می کنیم؛ امانتشان را بازمی گردانیم (یعنی زندگی مردم در همین حد است ونه کاملًا اسلامی) امّا با قیام قائم (عجل الله فرجه) آنچه هست، دوستی ویگانگی است تا آن جا که هر کس هر چه نیاز دارد، از جیب برادرش بدون هیچ ممانعتی برمی دارد. اسحاق بن عمار می گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که درباره تساوی مردم با دیگر برادرانشان وحقی که هر کس بر دیگری دارد، سخن می گفت: من سخت در شگفت شدم وبرایم وظیفه خطیری جلوه کرد. آن حضرت فرمود:
این، در وقت قیام قائم ماست که در آن روزگار بر هر کس واجب است برادران مؤمنش را تقویت ویاری کند ووسائل لازم را در اختیار آنان قرار دهد. راوی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که این روایت: «سود گرفتن مؤمن، از مؤمن رباست.» معنایش چیست؟ فرمود:
این، به هنگام قیام قائم اهل بیت وظهور حق است، اما اکنون اگر کالایی بفروشید وسود بگیرید، اشکالی ندارد.
گفتاری از علی (علیه السلام):
امیر مؤمنان (علیه السلام) زمان پس از ظهور را در گفتاری چنین ترسیم کرده، می فرماید:
حضرت مهدی (عجل الله فرجه) امیرانش را به تمام کشورها می فرستد تا عدالت را پیاده کنند. [در آن زمان:] - گوسفند در کنار گرگ می چرد.
- کودکان با مارها وعقرب ها بازی می کنند وهیچ آسیبی به آن ها نمی رسد.
- شر برداشته شده وخیر می ماند.
- انسان یک مدّ (کمتر از یک کیلو) می کارد وهفتصد مدّ محصول برداشت می کند، همان گونه که قرآن می فرماید: «همانند یک دانه که از آن هفت سنبل بروید ودر هر سنبلی صد دانه باشد.» - ربا وزنا برداشته می شود واثری از شراب خواری وریا وخود نمایی باقی نمی ماند.
- مردم به اطاعت وعبادت ونماز جماعت رو می آورند.
- عمرها طولانی می شود.
- امانت ها رعایت می شود.
- درختان پرثمر وبرکات افزون می گردد.
- اشرار هلاک شده ونیکان می مانند.
- از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) کسی باقی نمی ماند. گفتنی است، همان قدر که ترسیم چنین جهانی در افق خیال آسان است، از نظر عمل فوق العاده مشکل وطاقت فرساست، امّا حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به عنوان معمار این جامعه نوین، به قدری از توانایی های روحی ومعنوی برخوردار است که می تواند جهانی را که از ظلم وجور پر شده است، از عدل وداد پر کند وفراتر از مدینه فاضله ای که فلاسفه ودانشمندان ترسیم کرده اند، به وجود آورد.

منابع ومآخذ

قرآن کریم
نهج البلاغه، فیض الاسلام، مرکز نشر آثار فیض الاسلام.
نهج البلاغه، شهیدی، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی.
البیان فی اخبار صاحب الزمان، محمد بن یوسف گنجی شافعی، مؤسسة الهادی للمطبوعات.
اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، دارالکتب الاسلامیه.
احتجاج، طبرسی، مؤسسه اعلمی بیروت.
ادیان ومهدویت، محمد بهشتی، مؤسسه انتشارات امیر کبیر.
الاذاعه، سید محمد صدیق حسن، مصر.
ارشاد، شیخ مفید، موسسه الاعلمی بیروت.
الاشاعه لاشراط الساعه، شریف برزنجی، مصر.
اصول کافی، شیخ کلینی، با حواشی علی اکبر غفاری، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم.
الامام المهدی من المهد الی الظهور، سید محمد کاظم قزوینی، مؤسسة النور للمطبوعات، بیروت.
الامام المهدی عند اهل السنه، مهدی فقیه ایمانی، کتابخانه امیرالمؤمنین اصفهان.
بحار الانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفا بیروت.
تاریخ ابن خلدون، اعلمی بیروت.
تاریخ الغیبة الصغری، سید محمد صدر، مکتبة الامام علی (علیه السلام).
تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، انتشارات مروی.
تفسیر نمونه، با همکاری جمعی از دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه.
تفسیر موضوعی قرآن مجید، جوادی آملی، مرکز نشر فرهنگی رجاء.
خورشید مغرب، محمدرضا حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
دایرة المعارف القرن العشرون، محمد فرید وجدی، بیروت.
دیوان حافظ، به اهتمام سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ چهارم.
زند وهومن یسن (مسأله رجعت وظهور در آیین زرتشت)، انتشارات امیر کبیر، ۱۳۴۲.
سنن ابن ماجه، با حواشی محمد فؤاد عبدالباقی، دار احیاء التراث العربی.
سنن ابی داوود، با حواشی محمد محیی الدین عبدالحمید، نشر دار احیاء السنة النبویه.
سنن ترمذی، ناشر محمد عبدالحسین الکتبی، چاپ الغجالة الجدیده.
شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربی.
شرح مقاصد، تفتازانی، منشورات الرضی قم.
صحیح بخاری، دارالقلم بیروت.
صحیح مسلم، دارالمعرفه بیروت.
ظهور نور، علی سعادت پرور، ترجمه سید محمدجواد وزیری فرد، قم.
عقدالدرر فی اخبار المنتظر، یوسف بن یحیی شافعی سلمی، مکتبة عالم الفکر، قاهره.
عهد عتیق، کتاب مزامیر داوود، انجمن پخش کتب مقدسه.
عهد جدید، انجیل متی، انجمن پخش کتب مقدسه.
الفتوحات المکیه، محی الدین عربی، دار صادر بیروت فرائد السمطین، جوینی، بیروت.
فرق الشیعه، ابی محمد حسن بن موسی نوبختی، المطبعة الحیدریه نجف.
فیض القدیر، مناوی، بیروت.
قیام وانقلاب مهدی، شهید مطهری، انتشارات حکمت.
کتاب الغیبه، شیخ طوسی، تهران، مکتبة نینوی.
کتاب غیبت، محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی زینب، ترجمه احمد فهری زنجانی، دارالکتب الاسلامیه تهران.
کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، مکتبه المصطفوی قم.
کفایة الموحدین، آقا سید اسماعیل طبرسی نوری، انتشارات اسلامیه.
کلیات فی علم الرجال، جعفر سبحانی، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم.
کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، تصحیح وحواشی علی اکبر غفاری، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم.
لسان العرب، دار صادر بیروت.
مجموعه آثار، شهید مطهری، انتشارات صدرا.
مجمع البیان، طبرسی، دارالمعرفه بیروت.
المختار من کلمات الامام المهدی، محمد غروی، مهر قم.
المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، دارالفکر بیروت.
مسند احمد حنبل، دارالفکر.
مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
مقاتل الطالبیین، ابی الفرج اصفهانی، مؤسسه دارالکتاب للطباعة والنشر قم- ایران.
المنار المنیف فی الصحیح والضعیف، ابن قیم، سوریه، ۱۳۹۱ ه. ق.
منتخب الاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، انتشارات مکتبة الصدر، چاپ سوم.
منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، انتشارات کتابفروشی اسلامیه.
مهدی انقلابی بزرگ، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات هدف قم.
المهدی الموعود المنتظر، شیخ نجم الدین جعفر بن محمد عسکری، نشر مؤسسه امام المهدی.
موسوعه اطراف الحدیث النبوی شریف، محمد سعید زغلول، دارالفکر.
نجم الثاقب یا زندگانی مهدی موعود، حاج میرزا حسین نوری، انتشارات علمیه اسلامیه.
نظم المتناثر من الحدیث المتواتر، محمد بن جعفر کتّانی، فاس، ۱۳۲۸ ه. ق.
نهایه، ابن اثیر، مکتبة الاسلامیه.
ینابیع المودة، شیخ سلیمان قندوزی حنفی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات بیروت.
وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، المکتبة الاسلامیه.

دانلودها دانلودها:
رتبه رتبه:
  ۱ / ۵.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم