كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۹۶,۳۷۹) کتاب ها شگفتی ها و عجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۹۵,۱۰۵) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۷۲,۲۵۴) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۵۹,۶۰۱) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۵۳,۹۴۰) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۵۳,۰۴۴) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۴۵,۰۰۸) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۴۴,۴۳۲) کتاب ها موعود شناسی و پاسخ به شبهات (نمایش ها: ۴۰,۸۷۸) کتاب ها مهدی منتظر (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۳۸,۴۴۱)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » روزگار رهایی (جلد ۲)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها روزگار رهایی (جلد ۲)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: کامل سلیمان - مترجم: علی اکبر مهدی پور تاريخ تاريخ: ۲۲ / ۷ / ۱۴۰۲ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۳۹۵ نظرات نظرات: ۰

روزگار رهایی (جلد ۲)
ترجمه کتاب یوم الخلاص
یا یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی (علیه السلام)

مولف: کامل سلیمان
مترجم: علی اکبر مهدی پور
ناشر: [تهران]: آفاق، ۱۴۰۷ق. = ۱۳۷۶ - ۱۳۶۵
چاپ دوم: ۱۳۷۱

فهرست مندرجات

بخش چهاردهم..................۵۹۱-۶۷۶
دولت حق ..................۵۹۱
حواشی ..................۶۶۷
بخش پانزدهم ..................۶۷۷-۶۹۶
نشانه ها ..................۶۷۷
حواشی ..................۶۹۵
بخش شانزدهم ..................۶۹۷-۸۱۶
اهل آخر الزّمان ..................۶۹۷
حواشی ..................۷۳۳
الف-سیمای مردان در آخرالزّمان ..................۷۳۷
حواشی ..................۷۴۷
ب-سیمای زنان در آخر الزّمان ..................۷۴۹
حواشی ..................۷۶۵
ج-سیمای دانشمندان و زمامداران در آخر الزّمان ..................۷۶۷
حواشی ..................۷۸۹
د-سیمای دین و قرآن در آخر الزّمان ..................۷۹۲
حواشی ..................۸۱۳
بخش هفدهم ..................۸۱۷-۸۸۸
الف-مرگ ومیرها ..................۸۱۹
حواشی ..................۸۳۱
ب-آتش و آتش افروز ..................۸۳۳
حواشی ..................۸۴۱
ج-خورشید و ماه و ستارگان ..................۸۴۲
حواشی ..................۸۵۱
د-زلزله ها ..................۸۵۳
حواشی ..................۸۵۷
ه-پرتابها و دگرگونیها ..................۸۵۸
حواشی ..................۸۶۳
و-بانگ آسمانی ..................۸۶۴
حواشی ..................۸۸۵
بخش هجدهم ..................۸۸۹-۹۳۴
آشوبهای جهانی ..................۸۸۹
حواشی ..................۹۳۱
بخش نوزدهم ..................۹۳۵-۹۸۸
آشوبهای بیگانگان ..................۹۳۵
حواشی ..................۹۸۳
بخش بیستم ..................۹۸۹-۱۱۶۵
الف-اصهب و ابقع ..................۹۹۱
حواشی ..................۹۹۷
ب-مصری و مغربی ..................۹۹۸
حواشی ..................۱۰۱۱
ج-عوف سلمی ..................۱۰۱۳
حواشی ..................۱۰۱۹
د-یمانی ..................۱۰۲۱
حواشی ..................۱۰۲۵
ه-خروج سیّد هاشمی ..................۱۰۲۶
حواشی ..................۱۰۳۳
ز-نفس زکیّه ..................۱۰۶۷
حواشی ..................۱۰۷۹
ح-سفیانی ..................۱۰۸۱
حواشی ..................۱۱۳۷
ط-دجال ..................۱۱۴۳
حواشی ..................۱۱۶۳
ملاحظات مترجم ..................۱۱۶۷

«اقْتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَهٍ مُعْرِضُونَ!» (انبیاء - ۱)
«حساب مردمان نزدیک شد ولی آنها از روی غفلت روی می گردانند!»

امام صادق (علیه السلام) به یار وفادارش مفضّل بن عمر پیرامون مسائل حضرت مهدی و داستان ظهورش، فرمود:
«ای مفضّل! اخبار مهدی را به شیعیان ما بازگوی، تا در دین خود به شکّ و تردید نیفتند.»

(بشاره الاسلام، صفحه ۲۶۷)

↑صفحه ۵۹۱↑

بخش چهاردهم: دولت حقّ
↑صفحه ۵۹۲↑

دولت حقّ:
«وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ: أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ».
«گذشته از ذکر (تورات) در زبور نیز نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ام به ارث خواهند برد».
امام باقر (علیه السلام) در ذیل این آیه شریفه می فرماید: «آنان، یاران حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) در آخر الزّمان می باشند».

* * *

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۷۶۳ - «هذه الأمّه مرحومه. فمنها نبیّها، و منها مهدیّها، بنا فتح

↑صفحه ۵۹۳↑

هذا الأمر و بنا یختم، و لنا ملک مؤجّل، و لیس بعد ملک، لأنّنا أهل العاقبه، و العاقبه للمتّقین».
«این امّت، امّت مرحومه است که پیامبرش از خود او، و مهدی اش نیز از خود اوست. این امر به وسیله ما آغاز شده، و به وسیله ما پایان می پذیرد. برای ما دولتی هست که در آینده مقدّر است و پس از دولت ما، دیگر دولتی نخواهد بود. زیرا ما اهل عاقبت هستیم و عاقبت از آن پرهیزکاران است».
یکبار دیگر امیر مؤمنان (علیه السلام) از آنحضرت پرسید: آیا مهدی (عجّل الله فرجه) از ما اهلبیت است؟ فرمود:
۷۶۴ - «لا بل منّا، یختم الله به الدّین کما فتح بنا. ینقذون من الفتنه کما أنقذوا من الشّرک. و بنا یؤلّف الله بین قلوبهم بعد عداوه الفتنه، کما ألّف بین قلوبهم بعد عداوه الشّرک. و بنا یصبحون بعد عداوه الفتنه إخوانا، کما أصبحوا بعد عداوه الشّرک إخوانا فی دینهم».
«آری مهدی از ماست، خداوند به وسیله او دین را به اتمام می رساند، چنانکه به وسیله ما آغاز نمود. به دست ما از فتنه ها رهائی می یابند، چنانکه به دست ما از شرک رهائی یافتند. خداوند پس از کینه های فتنه گری، به دست ما در میان آنها الفت و صمیمیّت ایجاد می کند، چنانکه بعد از کینه توزیهای شرک به دست ما در میانشان صفا و صمیمیّت ایجاد نمود. بعد از عداوت روزگار فتنه، به وسیله ما برادری خود را بازیابند، چنانکه بعد از عداوت شرک، به دست ما برادر ایمانی گشتند».
و یکبار دیگر در همین رابطه فرمود:
۷۶۵ - «بنا فتح الأمر، و بنا یختم. و بنا استنقذ الله النّاس فی أوّل الزّمان، و بنا یکون العدل فی آخر الزّمان».
«این امر به دست ما آغاز شد و به دست ما پایان می یابد، خداوند به وسیله ما انسانها را در آغاز زمان، رهائی بخشید و به وسیله ما در پایان جهان، عدالت گسترده می شود».

↑صفحه ۵۹۴↑

قریب به این مضمون از امام باقر (علیه السلام) نیز روایت شده است و آن هنگامی است که «هشام بن عبد الملک» آنحضرت را به مجلس خود احضار کرده، در سرزنش آنحضرت از حدّ گذشت و به درباریان دستور داده بود که آنها نیز از او پیروی کرده در نکوهش و سرزنش امام باقر (علیه السلام) حدّ و مرز نشناسند. چون هشام لب به سرزنش گشود همگی با او همصدا شدند و از حدّ و مرز گذشتند. امام باقر (علیه السلام) به پا خاست و در پاسخ نکوهش گران چنین فرمود:
۷۶۶ - «أیّها النّاس: أین تذهبون، و أین یراد بکم؟!! بنا هدی الله أوّلکم، و بنا یختم آخرکم، فإن یکن لکم ملک معجّل، فإنّ لنا ملکا مؤجّلا، و لیس بعد ملکنا ملک، لأنّا أهل العاقبه. یقول الله (عزّ و جلّ): وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ».
«هان ای مردم! کجا می روید؟ کجا برده می شوید؟! خداوند اوّل شما را به دست ما هدایت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام می رساند، اگر شما دولت زودگذر دارید، دولت پایدار از آن ماست. پس از دولت ما دیگر دولتی نیست، زیرا ما اهل عاقبت هستیم و خدای تبارک و تعالی می فرماید: «وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»: عاقبت از آن پرهیزکاران است».
هشام دستور داد که امام باقر (علیه السلام) را به زندان ببرند. چون آنحضرت را به زندان افکندند، زندانیان در برابر دانش بیکران نیروی ایمان، قدرت بیان، تقوی و فضایل برجسته و دیگر صفات شایسته آنحضرت دچار شگفت شدند. چون نفوذ کلمه و محبوبیّت زاید الوصف امام در میان زندانیان به هشام گزارش شد دستور داد که آنحضرت را آزاد کنند و پیش از آنکه با مردم تماس بگیرد و در دل آنها نفوذ نماید؛ رهسپار مدینه کنند.
رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این مورد می فرماید:
۷۶۷ - «ألمهدیّ یقفو أثری، لا یخطیء».
«مهدی (عجّل الله فرجه) روش مرا دنبال می کند و هرگز از روش من بیرون نمی رود».
۷۶۸ - «إنّه متّبع لا مبتدع. و إنّه معصوم فی حکمه یحرم علیه القیاس مع وجود النّصوص الّتی منحه الله تعالی إیّاها».

↑صفحه ۵۹۵↑

«او تابع سنّت منست و هرگز بدعتگزار نیست. او در داوریهای خود از لغزش و اشتباه مصون است. با وجود براهین قطعیّه ای که خداوند به او ارزانی داشته، هرگز نیازی به قیاس پیدا نمی کند و قیاس بر او حرام است».
۷۶۹ - «و یکون عند انقطاع من الزّمان و ظهور من الفتن رجل یقال له المهدیّ، یکون عطاؤه هنیئا».
«به هنگام فترت زمان و فتنه های دوران، مردی به نام «مهدی» (عجّل الله فرجه) ظهور می کند که عطایای او دلچسب و گوارا است».
۷۷۰ - «فحینئذ تظهر الأرض له کنوزها، و تبدی برکاتها، حتّی لا یجد الرّجل منکم موضعا لصدقته و لا لبرّه، لشمول الغنی جمیع المؤمنین».
«در آن هنگام، زمین گنجینه های خود را برای او آشکار می سازد و برکتهایش را بیرون می فرستد، دیگر انسان برای صدقه و بخشش محلّی پیدا نمی کند، زیرا بی نیازی همه مؤمنان را زیر پر می گیرد».
۷۷۱ - «یعمل بسنّتی، و یکون عطاؤه هنیئا، و ینزل بیت المقدس».
«به سنّت من رفتار می کند، عطایایش گوارا می باشد و در بیت المقدّس فرود می آید».
۷۷۲ - «یقتل أعداء الله حیث ثقفهم، و یقیم حدود اللّه، و یحکم بحکم اللّه».
«دشمنان خدا را هر کجا پیدا کند طعمه شمشیر سازد، حدود الهی را اجراء می کند و به حکم خدا داوری می کند».
۷۷۳ - «ثمّ یکون فی آخر أمّتی خلیفه یحثی المال حثیا، لا یعدّه عدّا، و ذلک حین یضرب الإسلام بجرانه».
«در پایان روزگار امّت من خلیفه ای می آید که چون سیل بخشش می کند و آنرا نمی شمارد، و آن هنگامی است که اسلام با تمام ابعادش پیاده شود».

↑صفحه ۵۹۶↑

یعنی بعد از تحکیم پایه های حکومت خویش، هرکس هرچه بخواهد بدون حساب به او می بخشد و همه ثروتمند می شوند و دیگر نیازمندی یافت نمی گردد و هرگز کسی برای مادّیات مزاحم دیگری نمی شود.
۷۷۴ - «تنعم أمّتی فی دنیاه نعیما لم تنعم مثله قطّ، البرّ منهم و الفاجر. و المال کدوس، یاتیه الرّجل فیحثوله».
«در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایش به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده، مال به قدری فراوان می شود که هرکس نزد او بیاید اموال فراوانی زیر پایش می ریزد».
پیشوای ششم شیعیان امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۷۷۵ - «یقوم الرّجل فیقول: یا مهدیّ أعطنی. فیقول: خذ».
«هرکس بلند شده بگوید: ای مهدی! به من عطا کن، می گوید: بگیر».
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) بی نیازی مردم آن زمان را چنین توصیف می کند:
۷۷۶ - «یفیض فیهم المال حتّی یهمّ الرّجل بماله من یقبله منه حتّی یتصدّق فیقول الّذی یعرضه علیه: لا أرب لی به».
«ثروت را در میان آنها به فراوانی می بخشد، کسیکه درصدد صدقه دادن باشد، اموالی را برمی دارد و به مردم عرضه می کند، به هرکس عرضه کند می گوید: من نیازی ندارم».
۷۷۷ - «یفیض المال فیضا، و یحثوا المال حثوا، و لا یعدّه عدّا».
«اموال را چون سیل می ریزد، ثروت را کلان کلان می بخشد و آنرا نمی شمارد».
۷۷۸ - «یقسم المال صحاحا و یملأ قلوب أمّه محمّد غنی، و یسعهم عدله!».
«مال را علی السّویّه تقسیم می کند و دلهای امّت محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) را با بی نیازی پر می کند و عدالتش همه آنها را فرا می گیرد (و دیگر کسی خود

↑صفحه ۵۹۷↑

را ناگزیر از ستم نمی بیند».
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
۷۷۹ - «ألمهدی سمح بالمال، شدید علی العمّال رحیم بالمساکین».
«مهدی بخشنده ایست که مال را به وفور می بخشد، بر مسئولین کشوری بسیار سخت می گیرد بر بی نوایان بسیار رئوف و مهربانست».
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مناسبت دیگری وضع مردم را در عصر آنحضرت چنین تشریح می کند:
۷۸۰ - «یطلب الرّجل من یصله بماله و یأخذ زکاته فلا یجد أحدا یاخذ ذلک استغناء بما عند النّاس من فضل اللّه».
«مردم دنبال کسی می گردند که از آنها هدیّه ای بپذیرد، زکات مالشان را جدا می کنند و کسی را نمی یابند که آنرا بپذیرد، زیرا همه مردم از فضل خدا بی نیاز می شوند».
پر واضح است که باید هم چنین شود، زیرا با دست قدرت خداوندی قرنها برای پیاده کردن اسلام صحیح و عدالت واقعی در پشت پرده غیبت مانده و انواع رنجها و مشقّتها را تحمّل نموده است، تا روزی ظهور کرده حجّت خدا در روی زمین و امین او در میان بندگان باشد. بنده شایسته ایکه خداوند برای چنین منظوری انتخاب فرموده است، طبعا شرح صدر خواهد داشت و قلبش گنجینه حکمتهای پروردگار و مخزن اسرار الهی خواهد بود، هرگز در سخنی فرو نخواهد ماند و از زبانش جز حق جاری نخواهد شد و از کردارش جز عدالت پدید نخواهد آمد. از اینجاست که امام رضا (علیه السلام) در تعریف امام و پیشوای مردم چنین فرموده است:
۷۸۱ - «یکون أعلم النّاس، و أحکم النّاس، و أتقی النّاس، و أشجع النّاس، و أعبد النّاس!. و یری من خلفه کما یری من بین یدیه، و لا یکون له ظلّ».

↑صفحه ۵۹۸↑

«امام باید داناترین، قاضی ترین، پرهیزکارترین، دلیرترین و عابدترین مردمان باشد، از پشت سر خود همچون پیش رویش آگاه باشد و سایه نداشته باشد».
مطالب شگفت انگیزتری در این رابطه در بخش سخنان امام باقر (علیه السلام) خواهد آمد. رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد کابینه دولت حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) چنین می فرماید:
۷۸۲ - «وزراء المهدیّ من الأعاجم، ما فیهم عربیّ!. یتکلّمون العربیّه، و هم أخلص الوزراء، و أفضل الوزراء!».
«وزیران حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) همه عجم (غیرعرب) هستند و در میان آنها حتّی یک نفر هم عرب نیست ولی به عربی سخن می گویند، و آنها خالص ترین و برترین وزیران هستند».
۷۸۳ - «یاوی إلی المهدیّ أمّه کما تاوی النّحل إلی یعسوبها، و یسیطر العدل حتّی یکون النّاس علی مثل أمرهم الأوّل، لا یوقظ نائما و لا یهریق دما».
«امّت اسلامی به مهدی (عجّل الله فرجه) مهر می ورزند و به سویش پناه می برند، آن چنانکه زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه می برند. عدالت را در پهنه گیتی می گستراند و صفا و صمیمیّت صدر اسلام را به آنها باز می گرداند. خفته ای را بیدار نمی کند (یعنی: کسی به آسایش کسی مزاحم نمی شود) و خونی را (به ناحق) نمی ریزد».
پیشوای ششم شیعیان نیز در این زمینه می فرماید:
۷۸۴ - «یبایع بین الرّکن و المقام، فلا یوقظ نائما، و لا یهریق دما».
«در میان رکن و مقام با او بیعت می کنند خفته ای را بیدار نمی کند و خونی را نمی ریزد».
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در وصف آن روز مسعود می فرماید:

↑صفحه ۵۹۹↑

۷۸۵ - «یبایع له النّاس بین الرکن و المقام، و ییسّر الله له الدّین.، و یفتح له الفتوح، حتّی لا یبقی علی وجه الأرض إلاّ من یقول: لا إله إلاّ اللّه».
«در میان رکن و مقام با او بیعت می کنند، خداوند دین را برای او آسان گرداند و فتوحات بسیاری به دست او بگشاید، تا در روی زمین دیگر احدی باقی نباشد جز اینکه بگوید: لا اله الاّ اللّه».
۷۸۶ - «یبلغ ردّ المهدیّ المظالم حتّی و لو کان تحت ضرس إنسان شیء انتزعه حتّی یردّه».
«مهدی (عجّل الله فرجه) آنچنان رفع ستم از ستمدیدگان می کند که اگر حقّ کسی زیر دندان کسی باشد، آنرا باز می ستاند و به صاحب حق بازمی گرداند».
امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۷۸۷ - «و یذهب الزّنی و شرب الخمر و یذهب الرّبا، و یقبل النّاس علی العبادات، و تؤدّی الأمانات، و تهلک الأشرار و تبقی الأخیار».
«روابط نامشروع، مشروبات الکلی و رباخواری از بین می رود، مردم به عبادت و اطاعت روی می آورند، امانتها را به خوبی رعایت می کنند، اشرار مردم نابود می شوند و افراد صالح باقی می مانند».
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در وصف آن روز میمون می فرماید:
۷۸۸ - «یفرّج الله بالمهدیّ عن الأمّه، یملأ قلوب العباد عباده و یسعهم عدله، به یمحق الله الکذب و یذهب الزّمان الکلب، و یخرج ذلّ الرّقّ من أعناقکم».
«خداوند به وسیله مهدی (عجّل الله فرجه) از امّت رفع گرفتاری می کند، دلهای بندگان را با عبادت و اطاعت پر می کند و عدالتش همه را فرامی گیرد.
خداوند به وسیله او دروغ و دروغگویی را نابود می سازد، روح درندگی و ستیزه جوئی را از بین می برد و ذلّت بردگی را از گردن آنها برمی دارد».
۷۸۹ - «یسقیه الله الغیث، و تخرج الارض نباتاتها و تکثر الماشیه،

↑صفحه ۶۰۰↑

و تعظم الامّه، و یعیش سبعا او ثمانیا، تنعم امّتی فیه نعمه لم ینعموا مثلها».
«خداوند با باران رحمتش او را سیراب می سازد، زمین گیاه خود را بیرون می فرستد، دامها فراوان می شوند و امّت اسلامی شکوه و عظمت خاصّی پیدا می کند... امّت اسلامی در عهد او آنچنان از فراخی معیشت برخوردار می شود که هرگز نظیر چنین نعمت و آسایش دیده نشده است».
۷۹۰ - «فعند ذلک تفرح الطّیور فی أوکارها، و الحیتان فی بحارها، و تفیض العیون، و تنبت الأرض ضعف أکلها».
«در آن هنگام پرندگان در آشیانه های خود شادمان شوند و ماهیان در قعر دریاها شادمانی کنند و چشمه سارها سرازیر می شوند و زمین چندین برابر محصول خود، می رویاند».
۷۹۱ - «یحبّه ساکن الأرض و ساکن السّماء، و ترسل السّماء قطرها، و تخرج الأرض نباتها لا تمسک منه شیئا، یعیش فیهم سبع سنین أو ثمانیا أو تسعا، یتمنّی الأحیاء الأموات لیروا العدل و الطّمانینه و ما صنع الله بأهل الأرض من خیره!».
«ساکنان زمین و آسمان به او عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین گیاههای خود را می رویاند. هفت، هشت یا نه سال در میان آنها زندگی می کند. زنده ها آرزو می کنند که ایکاش نیاکانشان زنده بودند و آن عدالت و آرامش را مشاهده می کردند، و می دیدند که خداوند چگونه برکات خود را بر اهل زمین نازل کرده است».
۷۹۲ - «تقیء الأرض أفلاذ کبدها أمثال الأسطوان من الذهب و الفضّه، فیجیء السّارق فیقول: فی مثل هذا قطعت یدی!. و یجیء القاتل فیقول: فی هذا قتلت!. و یجیء القاطع فیقول: فی هذا قطعت رحمی!. ثمّ یدعونه فلا یاخذون منه شیئا».
«زمین جگرپاره های خود را چون قطعات طلا و نقره بیرون می ریزد، دزد آمده می گوید: برای نظیر این اموال بود که دستم بریده شد!، قاتل آمده می گوید: من برای چنین کالائی مرتکب قتل شدم!، قاطع رحم آمده می گوید: من برای چنین چیزی قطع رحم کردم!، آنگاه این اسطوانه های طلا و نقره روی زمین می ماند و کسی رغبت نمی کند که

↑صفحه ۶۰۱↑

چیزی از آن بردارد».
گفته می شود که حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) خطاب به آنها می فرماید:
۷۹۳ - «تعالوا إلی ما قطعتم فیه الأرحام، و سفکتم فیه الدّماء، و رکبتم فیه محارم اللّه، فیعطی شیئا لم یعطه أحد کان قبله».
«بیائید به سوی آنچه که برای آن قطع رحم کردید، خونها ریختید، و مرتکب گناهان شدید!. آنگاه آنچنان عطایای کلان به آنها می دهد که هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته است».
رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد جهانی شدن اسلام در عصر حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) می فرماید:
۷۹۴ - «لیدخلنّ هذا الدّین ما دخل علیه اللّیل!».
«تا هرکجا که تاریکی شب وارد شود، این آئین مقدّس نفوذ خواهد کرد»
پر واضح است که تاریکی شب هر نقطه ای از کره زمین را فرا می گیرد و به طور متعاقب هیچ نقطه ای نمی ماند جز اینکه در تاریکی شب فرو می رود. روی این بیان تمام نقاطی که شب می پوشاند، تحت پوشش آئین مقدّس اسلام درمی آید و با نور درخشان این آئین تابناک منوّر می گردد.
از امام باقر (علیه السلام) در مورد تفسیر آیه شریفه: «وَ قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّهً کَما یُقاتِلُونَکُمْ کَافَّهً»: (با همه مشرکان بجنگید، چنانکه آنان همگی با شما می جنگند) سؤال کردند، فرمود:
۷۹۵ - «لم یجئ تأویل هذه الآیه. و إذا قام قائمنا بعدی. یری منه من یدرکه ما یکون من تأویل هذه الآیه. و لیبلغنّ دین محمّد ما بلغ اللّیل و النّهار حتّی لا یکون شرک علی ظهر الأرض!، کما قال الله (عزّ و جلّ):
[فَأَصْبَحُوا لا یُری إِلاّ مَساکِنُهُمْ] و تعمر الأرض و تصفو، و تزهو بمهدیّها، و تجری به أنهارها، و تعدم الفتن و الغارات، و یکثر الخیر و البرکات».
«هنوز تأویل این آیه نیامده است، هنگامی که قائم ما پس از ما

↑صفحه ۶۰۲↑

قیام کند، آنانکه زمان او را درک کنند، تأویل این آیه را خواهند دید. که بی تردید آئین محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) به هر نقطه ایکه شب و روز می رسد؛ خواهد رسید و دیگر اثری از شرک روی زمین نمی ماند، چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: [دیگر نشانی از آنها به جز اقامتگاههایشان دیده نمی شود]، زمین به وسیله مهدی (عجّل الله فرجه) آباد، خرّم و سرسبز می شود، و به وسیله او چشمه سارها روان گردد، فتنه ها و چپاولگری ها از بین رود و خیرات و برکات بسیار باشد».
در اینجا پیشوای پنجم شیعیان در مقام بیان این مطلب که آئین تابناک اسلام همه نقاط کره زمین را منوّر خواهد نمود، از تعاقب شب و روز گفتگو نموده، می فرماید: «به هر نقطه ای که شب و روز متعاقب یکدیگر وارد می شود، آئین مقدّس اسلام خواهد تابید»، آیا به جز امام باقر (علیه السلام) کسی در عهد او از این نکته آگاه بود که شب و روز متعاقب یکدیگر هستند، هنگامی که نصف کره زمین در برابر خورشید قرار گرفته، نصف دیگرش در تاریکی فرو رفته و هر نقطه ای از کره خاکی به تعاقب مشمول نور و ظلمت می باشند؟ نه هرگز، جز این خاندان کسی از این مطلب آگاه نبود، بلکه هیئت بطلمیوس بر تمام آکادمی های علمی آنروز حکومت می کرد و تنها خاندان عصمت و طهارت بودند که هیئت بطلمیوس را به رسمیّت نمی شناختند. و تنها این خاندان بودند که بدون استمداد از لابراتوار، و بدون نیاز به آزمایش، از حقایق علمی امروز و فردا آگاه بودند.
۷۹۶ - «و لا یکون ملک إلاّ للاسلام، و تکون الأرض کفاتور الفضّه».
«در آنروز حکومتی جز حکومت اسلامی نخواهد بود و سراسر زمین همانند ورق نقره از هرگونه تیرگی پیراسته خواهد بود».
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در وصف زهد حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) می فرماید:
۷۹۷ - «یکون من الله علی حذو، لا یغترّ بقرابه، و لا یضع حجرا علی حجر، و لا یقرع أحدا فی ولایته بسوط إلاّ فی حدّ. یمحو الله به البدع کلّها، و یمیت الفتن».

↑صفحه ۶۰۳↑

«همواره از خدا فرمان می برد، هرگز گول خویشاوندی را نمی خورد، سنگی روی سنگ نمی گذارد، در تمام دوران حکومتش جز به هنگام اجرای حدود الهی، کسی را مورد ضرب قرار نمی دهد. خداوند همه بدعتها را به وسیله او نابود می سازد، و همه فتنه ها را به دست او از میان برمی دارد».
۷۹۸ - «یکون فی أمّتی المهدیّ، إن طال عمره أو قصر، ملک سبع سنین، أو ثمان سنین، أو تسع سنین».
«مهدی (عجّل الله فرجه) در امّت من به طور قطع خواهد بود، خواه عمرش کوتاه و یا دراز باشد، مدّت حکومتش: هفت، هشت یا نه سال خواهد بود».
۷۹۹ - «یمکث المهدیّ فیهم تسعا و ثلاثین سنه، یقول الصّغیر: یا لیتنی کبرت!. و یقول الکبیر: یا لیتنی کنت صغیرا».
«مهدی (عجّل الله فرجه)۳۹ سال در میان آنها خواهد بود، کودکان در عهد او آرزو می کنند که ایکاش بزرگسال بودند، و بزرگسالان آرزو می کنند که ایکاش خردسال بودند».
کودکان آرزو می کنند که بزرگسال باشند تا بیشتر بتوانند حلاوت و لذّت نعمتهای بیکران حق تعالی را درک و لمس کنند، و بزرگسالان آرزو می کنند که خردسال باشند و مدّت درازتری از نعمتها و آسایشها و آرامشهای آن عهد میمون برخوردار شوند.
امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۸۰۰ - «یتمنّی فی زمنه الصّغیر أن یکون کبیرا، و الکبیر أن یکون صغیرا».
«خردسالان عهد او آرزو می کنند که بزرگسال باشند و بزرگسالان عهد او آرزو می کنند که خردسال باشند».
و در مدّت حکومت او از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) روایت شده که فرمود:
۸۰۱ - «فیمکث فی الأرض أربعین سنه».
«چهل سال در روی زمین فرمانروائی می کند».

↑صفحه ۶۰۴↑

و در رابطه با نقش حجّت خدا در بقای جهان آفرینش می فرماید:
۸۰۲ - «إنّی، و أحد عشر من ولدی، و أنت یا علیّ، زرّ الأرض، بنا أوتد الله الأرض أن تسیخ بأهلها!. فإذا ذهب الاثنا عشر ساخت الأرض بأهلها و لم ینظروا».
«من و یازده تن از فرزندانم و تو - ای علی - رمز بقای این جهان هستیم. خداوند به وسیله ما جهان را استوار ساخته، که ساکنانش را در کام خود فرو نبرد، چون دوازدهمی آنها از دنیا برود، زمین ساکنانش را در کام خود فرو می برد و دیگر مهلت داده نمی شوند».
و آن در روزی است که خداوند توانا چهره آن روز را در قرآن کریم چنین ترسیم می کند:
۱ - «از تو در مورد کوهها می پرسند، بگو: پروردگارم آنها را پراکنده می کند چه پراکنده کردنی».
۲ - «به راستی زلزله رستاخیز چیز بزرگی است، در آنروز می بینی که زنان شیرده از فرزندان شیرخوارشان غفلت می کنند و بارداران بار خود فرو نهند.
مردم را مست می بینی، در صورتیکه مست نیستند، بلکه عذاب خدا بسیار سخت است».
۳ - «در آنروز زمین دگرگون شده چهره دیگری گیرد و آسمانها دگرگون شوند و در برابر خداوند یکتای همیشه پیروز ظاهر گردند».
۴ - «دوزخ برای بینندگان آشکار شود».
۵ - «روزی که همه اجرام عالم مضطرب شوند، و صیحه آسمانی به دنبال آن آید، دلهائی در آن روز مضطرب و بیمناکند».
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در همین زمینه می فرماید:
۸۰۳ - «أهل بیتی أمان لأهل الأرض، کما أنّ النّجوم أمان لأهل السّماء».
«اهلبیت من رمز بقای اهل زمین هستند، چنانکه ستاره ها عامل بقای اهل آسمانها می باشند».
از بررسی احادیث وارده استفاده می شود که مدّت سلطنت آن یکتا

↑صفحه ۶۰۵↑

بازمانده از حجّتهای پروردگار کوتاه خواهد بود (بین ۷ الی ۴۰ سال) و آیا در چنین مدّت کوتاهی ممکن است که همه ابعاد اسلام در جهان پیاده شود و عدالت سرتاسر جهان را فراگیرد و دیگر نشانی از تاریکی و تیرگی ظلم و جهل و تبعیض و فقر باقی نباشد؟! و دولتی مقتدر، نمونه، الگو و بی نظیر در چنین مدّت کوتاهی پایه های فرمانروائی اش را استوار نموده، در تحکیم مبانی عقیدتی و استقرار عدل جهانی توفیق یابد؟!. این پرسشی است که پاسخ آن بسیار روشن است، و آن اینکه: آنچه مسلّم و تردیدناپذیر است اینست که در مدّت هشت ماه جنگ و ستیز پایان خواهد یافت، دیگر بعد از آن هیچ نیازی به اعمال زور نخواهد بود. و در تاریخ اسلام مشاهده می کنیم که رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مدّت هشت سال (دوّم تا دهم هجرت) توانست همه احکام اسلام را بیاورد، تعلیم کند و پیاده کند، پیشوائی که با قدرتی بی نظیر و برنامه ای بی بدیل می آید و با یک نبرد بی امان ریشه کفر و الحاد را می سوزاند و دیگر نشانی از فقر و جهل و ستم نمی ماند و آرامش و آسایش را در جهان حکمفرما می سازد و آنها را از چنگال ستمگران و زورمندان رهائی می بخشد و از مسئولان کشوری جز تقوی و فضیلت دیده نمی شود و ریشه طمع و حسد و کینه توزیها خشکیده می شود و عدالت بر سرتاسر جهان سایه می گسترد و... بی تردید چنین پیشوائی بر هر مشکلی چیره شده، در مدّتی بسیار کوتاه خواهد توانست حکومت نمونه و ایده آل خود را در سرتاسر جهان محکم و مستقرّ نموده، جای کوچکترین اضطراب و تشویش باقی نباشد. و همگان در اطاعت و بندگی خداوند گرد آیند، چنانکه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۸۰۴ - «و تعکف النّاس علی الطّاعه و الخشوع و الدّیانه».
«همه مردم بر اطاعت و عبادت خداوند گرائیده، در اجرای احکام دیانت می کوشند».

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
نخستین پیشوای جهان تشیّع حضرت علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) در تفسیر آیه

↑صفحه ۶۰۶↑

شریفه ایکه می فرماید: «خداوند به کسانیکه از شما ایمان آورده، عمل شایسته انجام دهد، وعده فرموده که آنها را در روی زمین جانشین سازد، چنانکه پیشینیان را جانشین ساخت، و آنها را از دینی که برای آنها پسندیده، متمکّن سازد، و بعد از ترس آنها را از نعمت امنیّت برخوردار نماید، تا مرا بپرستند...» فرمود:
۸۰۵ - «آمنین، لا یخافون أحدا فی عبادتی، لیس عندهم تقیّه:
نزلت فی القائم، و الّذین آمنوا هم الأئمّه».
«در امن و امان مرا بپرستند، در پرستش من از کسی ترس و واهمه نداشته باشند، و نیازی به تقیّه احساس نکنند. این آیه در حقّ قائم (عجّل الله فرجه) نازل شده است. و منظور از [کسانیکه ایمان آورده اند]در این آیه پیشوایان معصوم (علیهم السلام) می باشند».
امام زین العابدین (علیه السلام) در پیرامون آنانکه در پرتو دولت حقّ خدا را در کمال امنیّت پرستش می کنند، فرمود:
۸۰۶ - «هم و الله محبّونا أهل البیت، یفعل الله ذلک بهم علی ید رجل منّا».
«آنها به خدا سوگند دوستداران ما اهلبیت هستند، خداوند آنرا به دست مردی از ما خاندان تحقّق خواهد بخشید».
امیر مؤمنان (علیه السلام) در مورد آن روز پرشکوه و برنامه جهانی آن مهر تابان می فرماید:
۸۰۷ - «هو الشّمس الطّالعه من مغربها، یظهر عند الرّکن و المقام، فیطهّر الأرض و یضع میزان العدل فلا یظلم أحد أحدا».
«او همان خورشیدی است که از مغرب طلوع خواهد کرد، در میان رکن و مقام ظاهر می شود و میزان عدالت را می گسترد، دیگر کسی به کسی ستم نمی کند».
۸۰۸ - ألا إنّ فی قائمنا أهل البیت کفایه للمستبصرین، و عبره للمعتبرین، و محنه للمتکبّرین، لقوله تعالی: وَ أَنْذِرِ النّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ

↑صفحه ۶۰۷↑

اَلْعَذابُ: هو ظهور قائمنا المغیّب، لأنّه عذاب علی الکافرین، و شفاء و رحمه للمؤمنین».
«آگاه باشید که قائم ما اهلبیت (علیهم السلام) برای آنانکه طالب هدایت باشند بس است، و برای آنها که بخواهند عبرت بگیرند عبرت است، و برای آنانکه کبر و نخوت ورزند، عذابی جانکاه است، چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: [مردم را از روزیکه عذاب خدا فرا می رسد بترسان]، که آن، روز ظهور قائم ما (عجّل الله فرجه) از پشت پرده غیبت می باشد، که برای مؤمنان نجات و رحمت و برای کافران عذابی جانکاه است».
۸۰۹ - «لتعطفنّ علینا الدّنیا بعد شماسها، عطف الضّروس علی ولدها!».
«دنیا پس از این گریز و فرار به سوی ما باز می گردد و از ما دلجوئی می کند، چنانکه شتر بدخوی به سوی بچّه خود باز می گردد».
آنگاه این آیه را تلاوت نمود: «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا...: و ما اراده کرده ایم که به آنانکه در روی زمین به ضعف کشیده شده اند منّت نهاده، آنها را وارثان و پیشوایان زمین قرار دهیم».
ابن ابی الحدید معتزلی در شرح این فقره از بیان امیر مؤمنان (علیه السلام) می نویسد: «اصحاب ما (یعنی: معتزله) می گویند: این جمله امیر مؤمنان (علیه السلام) نوید امامی است که زمین را مالک خواهد شد و همه جهان را تحت سیطره خود درخواهد آورد».
دنیا با امامان اهلبیت سر ناسازگاری داشت و همانند اسب سرکشی که رام نشود و صاحبش را از پشت خود متمکّن نسازد، با امامان معصوم (علیهم السلام) سر ستیز داشت، ولی امیر مؤمنان (علیه السلام) خبر می دهد که این شتر چموش روزی در برابر خاندان اهلبیت زانو خواهد زد و تسلیم خواهد شد و به راحتی فرمان خواهد برد، همانند شتر بدخوئی که سرانجام عواطف مادری اش بر او غلبه کرده، به سوی بچّه اش بازمی گردد و مهر می ورزد.
۸۱۰ - «سیاتی الله بقوم یحبّهم و یحبّونه، و یملک من هو بینهم غریب!. یملک بلاد المسلمین بأمان و یصفو له الزمان، و یطیعه الشّیوخ

↑صفحه ۶۰۸↑

و الفتیان، و تعمر الأرض و تصفو، و تزهو بمهدیّها، و تعدم الفتن و یکثر الخیر و البرکات!».
«خداوند قومی را می آورد که آنها را دوست می دارد و آنها نیز او را دوست می دارند، کسیکه در میان آنها غریب است، بر آنها حکومت می کند، همه ممالک اسلامی را با امنیّت و آسایش تحت سیطره خود اداره می کند. روزگار با او سازگار می شود، پیر و جوان از او فرمان می برند. زمین آباد می شود و به وسیله مهدی (عجّل الله فرجه) خرم و سرسبز می شود. فتنه ها از بین می رود و خیر و برکت فراوان می گردد».
در این حدیث در مورد حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) لفظ «غریب» به کار رفته است، وه چه غریبی که یکهزار و یکصد و پنجاه سال تمام است که در پشت پرده غیبت و در اوج غربت به سر می برد، ولی امید فراوان می رود که نسل امروزی به دیدار آن مهر تابان توفیق پیدا کنند و این نسل جوان پرخاشگر که از معنویّات گریزان هستند، با فرارسیدن دولت موعود و مشاهده عدالت واقعی به آبشخور تعالیم اسلام بازگردند و با یکدنیا عشق و علاقه به تعالیم حیاتبخش قرآن بگرایند و در پیشاپیش او با دشمنان ستم پیشه نبرد کنند، تا از ستم و ستمگر دیگر نشانی باقی نباشد.
۸۱۱ - «یعطف الهوی علی الهدی إذا عطفوا الهدی علی الهوی، و یعطف الرّای علی القرآن إذا عطفوا القرآن علی الرّای، و یریهم کیف یکون عدل السّیره، و یحیی میّت الکتاب و السنّه!».
«هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدّم بدارند، او امیال نفسانی را به هدایت برمی گرداند، و هنگامی که دیگران قرآن را با رأی خود تفسیر کنند، او آراء و افکار را به قرآن بازگرداند، او به مردم نشان می دهد که چه نیکو می توان به عدالت رفتار نمود، او تعالیم فراموش شده قرآن و سنّت را زنده می سازد».
۸۱۲ - «یظهر صاحب الرّایه المحمّدیّه، و الدّوله الأحمدیّه، القائم بالسّیف و الحال، الصّادق فی المقال، یمهّد الأرض و یحیی السّنّه و الفرض».

↑صفحه ۶۰۹↑

«صاحب پرچم محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) و بنیانگذار دولت احمدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) ظهور می کند درحالیکه شمشیر در دست دارد جز راست به زبان نیارد، زمین را مهد زندگی سازد، و احکام اسلام (اعمّ از سنّت و فرض) را زنده گرداند».
۸۱۳ - «لا یبقی عبدا مسلما إلاّ اشتراه و أعتقه، و لا عارما إلاّ قضی دینه، و لا مظلمه لأحد من النّاس إلاّ ردّها. و لا یقتل عبد إلاّ أدّی ثمنه، و لا یقتل قتیل إلاّ قضی عنه دینه و ألحق عیاله فی العطاء».
«در روی زمین برده مسلمان نمی گذارد جز اینکه می خرد و آزاد می سازد، بدهکاری نمی ماند جز اینکه بدهی اش را پرداخت می نماید، حقّ کسی را در دست کسی نمی گذارد، جز اینکه از او باز می ستاند و به صاحب حق باز می گرداند، بنده ای کشته نمی شود جز اینکه قیمت او را می پردازد، کسی کشته نمی شود جز اینکه همه قرضهایش را پرداخت می کند و نام خانواده اش را در بخش عطایا مقرّر می نماید».
آری روی زمین را از داوران ستمگر و زمامداران جنایت پیشه پاکیزه سازد و هر دغلبازی را از پهنه گیتی بردارد و عدالت را در سراسر جهان می گستراند و ارزشهای انسانی را حاکم ساخته، معیارهای واقعی را زنده می گرداند.
۸۱۴ - «حتّی لا یبقی قریه إلاّ نودی فیها بشهاده أن لا إله إلاّ الله و أنّ محمّدا رسول الله بکره و عشیّا».
«دیگر در روی زمین هیچ نقطه ای نمی ماند جز اینکه هر صبح و شام در آن به یکتائی خدا و رسالت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) ندا سر داده می شود».
۸۱۵ - «ألقائم ینقض البیت فلا یدع منه إلاّ القواعد، و الله لیعفّینّ آثار الظّالمین بمکّه و المدینه و العراق و سائر الأقالیم. و لیهدمنّ مسجد الکوفه و لیبنینّه علی بنائه الأوّل».
«قائم (عجّل الله فرجه) دیوارهای کعبه را برمی دارد و فقط پایه های آنرا نگه می دارد، به خدا سوگند که او آثار ستمگران را در مکّه، مدینه، عراق و دیگر بلاد اسلامی از بین می برد. مسجد کوفه را می کوبد و برپایه های اوّلی بنیاد

↑صفحه ۶۱۰↑

می نهد».
این مضمون از امام صادق (علیه السلام) نیز روایت شده، که درباره پایه های کعبه می فرماید:
۸۱۶ - «الّتی هی أوّل بیت وضع للنّاس ببکّه فی عهد آدم، و الذی رفعه إبراهیم و إسماعیل منها: إنّ الّذی یبنی بعدهما، لم یبنه نبیّ و لا وصیّ، ثمّ یبنیه کما یشاء اللّه، ولیهد منّ القصر العتیق».
«همان پایه هائی که در عهد حضرت آدم (علیه السلام) به عنوان نخستین خانه مردم ساخته شده، و سپس دیوارهای آن توسّط حضرت إبراهیم (علیه السلام) و اسماعیل (ع) بر همان پایه ها بالا رفت. امّا آنچه بعد از آنها ساخته شده، به دست پیامبر یا وصیّ پیامبر ساخته نشده است، آنگاه آنرا آنچنانکه خدا می خواهد بنیاد می نهد. او همچنین قصر عتیق را نیز خراب می کند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز در همین زمینه می فرماید:
۸۱۷ - «طوبی لمن شهد هدم مسجد الکوفه مع قائم أهل بیتی!.
أولئک خیار الأمّه مع أبرار العتره!».
«خوشا به حال کسانیکه به هنگام تخریب مسجد کوفه در کنار قائم اهلبیت ما حضور داشته باشند، آنها بهترین این امّت هستند که در کنار بهترین عترت خواهند بود».
۸۱۸ - «و مسکنه و أهل بیته الرّحبه الّتی إنّما کانت مسکن نوح، و هی أرض طیّبه، و لا یسکن رجل من آل محمّد و لا یقتل إلاّ فی أرض طیّبه زکیّه، فهم الأوصیاء الطّیّبون!».
«او و اهلبیتش در «رحبه» اقامت می گزینند، که آنجا سرزمین مقدّسی است و اقامتگاه حضرت نوح (ع) بود. هیچیک از آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) جز در یک سرزمین مقدّس مسکن نمی گزیند، و جز در یک سرزمین مقدّس به قتل نمی رسد. که آنها اوصیای پاک و پاکیزه می باشند».
سپس آبادانی جهان در عهد حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) را چنین تشریح می کند:
۸۱۹ - «لتصلنّ الکوفه بالحیره، حتّی یباع الذّراع فیما بینهما

↑صفحه ۶۱۱↑

بدنانیر، و لیبنینّ فی الحیره مسجد له خمسمئه باب، یصلّی فیه خلیفه القائم، لأنّ مسجد الکوفه یضیق علیهم».
«بی تردید کوفه به حیره متّصل خواهد شد، هر ذراع از سرزمین بین کوفه و حیره به چندین دینار معامله خواهد شد. در حیره مسجدی تأسیس می شود که ۵۰۰ درب خواهد داشت، نماینده حضرت قائم (عجّل الله فرجه) در آن اقامه نماز خواهد نمود. زیرا مسجد کوفه برای آنها کوچک خواهد بود».
از جالبترین اسرار این حدیث اینست که امروزه «حیره» که همان «نجف اشرف» است به «کوفه» نزدیک شده و چیزی نمانده که متّصل شود و هم اکنون که من این سطور را می نویسم سرزمینهای بین نجف و کوفه به دهها دینار خرید و فروش می شود و هر روز گرانتر از روز قبل است. و این مطلب را امیر مؤمنان (علیه السلام) در زمانی بیان فرموده که یک دشت وسیع را به چندین دینار خرید و فروش می کردند، ولی آنحضرت تصریح فرموده که هر «ذراع» آن به چندین دینار معامله خواهد شد!. رمز این رازگوئی امیر مؤمنان (علیه السلام) بسیار روشن است، که او باب مدینه علوم حضرت رسالت پناه است، ولی متأسفانه برخی از مردم خدا را به صورت یک بعدی می پرستند.
و در مناسبت دیگری در وصف عهد میمون فرزند بزرگوارش حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) چنین فرمود:
۸۲۰ - «کأنّی بالعجم فساطیطهم فی مسجد الکوفه، یعلّمون القرآن کما أنزل، فقیل له: أولیس هو کما أنزل؟!! فقال: لا، محی منه سبعون من قریش بأسمائهم و أسماء آبائهم!. و ما ترک أبو لهب إلاّ للإزراء علی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) لأنّه عمّه!».
«گوئی با چشم خود می بینم که چادرهای عجم ها در مسجد کوفه زده شده، قرآن را آنچنانکه نازل شده آموزش می دهند. گفته شد: مگر قرآنی که در دست داریم آنچنانکه نازل شده، نمی باشد؟! فرمود: نه. بلکه اسامی ۷۰ تن از قریش که با نام خود و پدر مشخّص بود از آن محو شده است. و اینکه نام «ابو لهب» محو نشده برای ناراحت کردن رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) است که چون عموی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) بود، برای ایذاء او نامش در قرآن باقی ماند».

↑صفحه ۶۱۲↑

مترجم گوید: این حدیث دلالت بر تحریف قرآن نمی کند، بلکه همانند دیگر روایات باب، قابل توجیه است. اعتقاد ما شیعیان بر اینست که آنچه امروز به نام «قرآن» در دست ماست.
همان قرآنی است که توسّط جبرئیل امین بر قلب شریف رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نازل شده، حتّی یک کلمه و یک حرف نیز از آن کم و زیاد نشده است، آنچه معروف است که امیر مؤمنان (علیه السلام) قرآن را گردآوری کرد و بر خلیفه اوّل عرضه نمود و خلیفه از پذیرفتن آن امتناع ورزید؛ صحیح است، ولی این امتناع به دلیل اختلاف در نسخه نبود، بلکه به این سبب بود که امیر مؤمنان (علیه السلام) تفسیر، تأویل، شأن نزول و دیگر ابعاد تبیینی قرآن را در آن نوشته بود، از این رهگذر پذیرش آن از طرف رژیم حاکم به معنای دست کشیدن از خلافت و مستلزم عدم مشروعیّت رژیم بود، از این رهگذر چاره ای جز ردّ نداشتند. و به همین دلیل امیر مؤمنان (علیه السلام) پس از رسیدن به خلافت ظاهری نیز از آن قرآن بحث نکرد، و اگر قرآن علی (علیه السلام) کوچکترین اختلافی با قرآنهای موجود در آن روز داشت، بر او لازم بود که قرآن خودش را عرضه کند و نسخه های موجود را جمع آوری نماید. اخیرا یک دانشمند مصری به نام «رشاد خلیفه» سالیان متمادی با کامپیوتر تحقیقات وسیع و دامنه داری در مورد قرآن کریم انجام داده که به نتایج بسیار سودمندی دست یافته است. از آن جمله این واقعیّت است که قرآن کریم همه حروفش به تعداد معیّن نازل شده و در میان تمام حروف قرآنی «مضرب مشترک» وجود دارد و اگر یک حرف از حروف قرآنی کم یا زیاد شده بود، این آمار و ارقام به هم می خورد. و چون این آمار بسیار دقیق و تردیدناپذیر است آنرا یکی از معجزات قرآن، و دلیل علمی عدم تحریف آن به شمار آورده است. نتیجه تلاش های طاقت فرسای او در کتابی به نام «اعجاز عددی قرآن» گرد آمده، از طرف نگارنده به فارسی برگردان شده است. در زمینه اثبات عدم تحریف قرآن به کتاب پرارج «البیان» به قلم مرجع عالیقدر جهان

↑صفحه ۶۱۳↑

تشیّع حضرت آیه الله العظمی آقای خوئی مدّ ظلّه العالی مراجعه فرمائید.
۸۲۱ - «فو الله لکأنّی أنظر إلیه بین الرّکن و المقام، یبایع النّاس بأمر جدید، و کتاب جدید، و سلطان جدید من السّماء».
«به خدا سوگند، گوئی او را در میان رکن و مقام با چشم خود می بینم که از مردم برای امری تازه، کتابی تازه و حکومت آسمانی تازه بیعت می گیرد».
جای تردید نیست که منظور از کتاب تازه همان قرآن کریم است ولی بدین سبب کتاب تازه تعبیر می شود که در کشاکش زمان احکام و حدود قرآن تعطیل شده، و به جای اینکه «قانون اساسی» و «مرجع قضائی» و «منبع اعتقادی» و «زیربنای اقتصاد، اجتماع، سیاست و دیگر ابعاد اجتماعی ملّت مسلمان» باشد، کتاب دریوزگی و ابزار معیشت شده است که برخی آنرا با صدای رسا در سر قبرها بخوانند و کتابی که سراپا منطق و قانون است در قبرستانها برای مرده ها تلاوت شود!، در کنار خیابانها برای دریوزگی!، در مسافرتها و اسباب کشی ها و جهیزیّه ها به عنوان تبرّک با یک آیینه حمل و نقل شود!، و کتابی که برای زندگان نازل شده، چون از بلندگوی مساجد شنیده شود نشانه مرگ باشد!، و از آن طرف تعالیم حیاتبخش آن زیر پای رژیمهای به اصطلاح اسلامی لگدمال شود و در کشورهای اسلامی: شراب، قمار، روابط نامشروع، همجنس بازی، کورتاژ، ربا، و دیگر محارم الهی، علنی و قانونی به شمار آید!!، اینجاست که قرآن کریم با همه شیوع و رواجی که از نظر چاپ و انتشار دارد، از نظر آموزش و عمل غریب و متروک شده است. و اگر امروز ولیّ امر (عجّل الله فرجه) ظهور کرده، احکام و تعالیم عالیه آنرا پیاده کند، خواهند گفت:
کتاب تازه آورده، شریعت تازه آورده!!، و بر مردم به ظاهر مسلمان، که از اسلام فقط به شعار اکتفاء نموده اند بسیار سخت خواهد بود، چنانکه امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۸۲۲ - «إذا خرج یقوم بأمر جدید، و کتاب جدید، و سنّه جدیده، و قضاء علی العرب شدید!. و لیس شانه إلاّ القتل، لا یستبقی أحدا و لا تأخذه فی الله لومه لائم!».

↑صفحه ۶۱۴↑

«چون قیام کند، با امری تازه، کتابی تازه و روشی تازه قیام می کند که داوریهایش بر عرب بسیار گران خواهد بود، و گریزی جز کشتن ندارد. از آنها که سدّ راه هستند احدی را باقی نمی گذارد و در اجرای احکام الهی از سرزنش نکوهش گران باکی ندارد».
همین مضمون از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نیز وارد شده است.
منظور از قرآن جدید و سنّت جدید بی تردید همان قرآن کریم و سنّت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می باشد، که به دلیل خارج شدن آنها از صحنه عمل، تازه خواهند بود.
یکی از معانی «جدید» کهنه و فرسوده است، و لذا ممکن است در حدیث فوق منظور از جدید همان مفهوم «فرسوده» باشد، چنانکه شاعری در یک شعر کهن می گوید:

ابی حبّی سلیمی ان یبیدا * * * و امسی حبلها خلقا جدیدا

یعنی: «شعله محبت من به سلیمی هرگز به سردی نمی گراید، اگرچه رشته دوستی ما کهنه و فرسوده شده است».
در اینجا شاعر لفظ «جدید» را به معنای فرسوده به کار برده است و می خواهد بگوید: اگرچه رشته محبّت در میان ما با گذشت زمان و در گذشت معشوق گسسته است ولی محبّت معشوق از دلم شسته نمی شود.
اگر در حدیث فوق نیز لفظ «جدید» را به معنای فرسوده بگیریم، معنای حدیث چنین خواهد بود: «هنگامی که قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند، با امری پوسیده، کتابی فرسوده و روشی متروکه قیام می کند».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این باره می فرماید:
۸۲۳ - «و الله لکأنّی أنظر إلیه بین الرّکن و المقام یبایع النّاس علی کتاب جدید علی العرب شدید!. ویل لطغاه العرب من شرّ قد افترب!».
«به خدا سوگند، گوئی او را با چشم خود در میان رکن و مقام

↑صفحه ۶۱۵↑

می بینم که از مردم برای کتابی جدید (یعنی: تازه، و یا فرسوده) بیعت می گیرد، که برای عرب بسیار گران خواهد بود. وای بر طاغوتهای عرب از روز بدی که در انتظار آنهاست».
امام صادق (علیه السلام) همچون جدّ بزرگوارش نفرموده که «بر مسلمانان سخت است»، بلکه فرموده: «بر عرب سخت است». و منظور از عرب، همین عربهای عصر حاضر است که از تعالیم عالیه اسلام دور افتاده، برای احکام دینی ارزشی قائل نیستند، و به مسائل پوچی چون ناسیونالیسم و پان عربیسم گرائیده اند، در صورتی که شرف والای زبان پرارج عربی را نیز حفظ نکرده اند. پرواضح است که چنین گروههائی با آنهمه تعصّبات خشک جاهلی، در برابر حقایق قرآنی تسلیم نخواهند شد و روح بت پرستی دوران جاهلی در دلشان زنده خواهد گشت.
امام باقر (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۸۲۴ - «إنّ صاحب هذا الأمر لو ظهر، لقی من النّاس مثل ما لقی رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و أکثر!».
«صاحب این امر هنگامی که ظهور می کند، از مردم رنج فراوان تحمّل می کند، نظیر آزار و ایذائی که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) تحمّل کردند، و شاید بیشتر».
و به همین دلیل امیر مؤمنان حضرت علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید:
۸۲۵ - «کأنّی أنظر إلی شیعتنا بمسجد الکوفه، و قد ضربوا الفساطیط، یعلّمون القرآن کما أنزل!. أما إنّ قائمنا إذا قام کسره و سوّی قبلته!».
«گوئی با چشم خود می بینم که شیعیانم در مسجد کوفه خیمه زده، برای مردم قرآن را آنچنانکه نازل شده، آموزش می دهند. هنگامی که قائم ما (عجّل الله فرجه) ظهور کند، آنرا تخریب می کند و قبله اش را درست می کند».
۸۲۶ - «إذا قام قائم آل محمّد ضرب فساطیط یعلّم القران علی ما أنزل الله (عزّ و جلّ)!. فأصعب ما یکون علی من حفظه الیوم، لأنّه یخالف فیه التّالیف».

↑صفحه ۶۱۶↑

«هنگامی که قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلم) قیام کند، چادرهائی می زند، و قرآن را آنچنانکه خدای تبارک و تعالی نازل فرموده؛ آموزش می دهد، آنچه برای مردم سخت خواهد بود اینست که او برخلاف نظم فعلی آموزش خواهد داد، و آن برای کسانیکه نظم فعلی را حفظ کرده اند دشوار خواهد بود».
امام باقر (علیه السلام) در همین زمینه چنین فرموده است:
۸۲۷ - «و إذا قام قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) ضرب فساطیط لمن یعلّم النّاس القرآن علی ما أنزل الله جلّ جلاله، فأصعب ما یکون...».
«هنگامی که قائم آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلم) قیام کند، برای کسانی که قرآن را برطبق نزول آموزش دهند، چادر می زند، آنچه آنروز برای مردمان بسیار سخت خواهد بود، اینست که برخلاف نظم فعلی آموزش خواهند داد».
این روایات تصریح دارند بر اینکه در عصر ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) ترتیب آیه ها و سوره ها تغییر داده می شود و به ترتیب نزول تنظیم می گردد، این روایات فقط مربوط به نظم آنست و ربطی به تحریف ندارد، از این روایات فقط همین استفاده می شود که حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) نظم قرآن را به ترتیب نزول قرآن برمی گرداند و هرگز از آنها استفاده نمی شود که چیز تازه ای به آن می افزاید، بلکه ترتیب آنرا به هم می زند و به ترتیب نزول تنظیم می کند. البتّه این امکان هست که شأن نزول آیات را نیز چون قرآن حضرت علی (علیه السلام) در کنار آیات قرآن درج کند.
امام صادق (علیه السلام) نیز در این باره می فرماید:
۸۲۸ - «کأنّی بشیعه علیّ فی أیدیهم المثانی یعلّمون النّاس المستانف».
«گوئی شیعیان علی (علیه السلام) را می بینم که قرآن کریم را در دست گرفته، شیوه جدید آنرا به مردم یاد می دهند».
پیشوای ششم شیعیان یکبار دیگر در این مورد فرمود:
۸۲۹ - «کیف أنتم لو ضرب أصحاب القائم الفساطیط فی

↑صفحه ۶۱۷↑

مسجد کوفان، ثمّ یخرج لهم المثال المستانف؟!! أمر جدید، علی العرب شدید!».
«چگونه می شود حال شما هنگامی که یاران قائم (عجّل الله فرجه) خیمه هائی در مسجد کوفه بزنند، چهره جدیدی برای مردم بیرون آورند و امر تازه ای ابراز کنند، که برای عربها بسیار دشوار خواهد بود».
پرواضح است که منظور از چهره جدید، همان نظم جدیدی است که براساس ترتیب نزول تنظیم شده است. و ناگفته پیداست که اگر ترتیب آن تغییر یابد، پذیرش آن برای مردم که با شیوه فعلی انس گرفته اند بسیار سخت خواهد بود و اگر شأن نزول آیات نیز در آن درج شود و به عنوان مثال اسامی صنادید قریش نیز در آن منعکس باشد، برای عربها بسیار سخت خواهد بود. و به همین دلیل در احادیث یادشده لفظ «عرب» به کار رفته، نه «مسلمین» زیرا برای مسلمانی که تسلیم فرمان پروردگار است هرگز سخت نخواهد بود، بلکه برای عربهائی که دچار تعصّبهای شدید جاهلی و گرفتار تبلیغات مسموم پان عربیسم هستند، بسیار دشوار خواهد بود و در برابر فرمان الهی سر تسلیم فرود نخواهند آورد.
امام صادق (علیه السلام) در مورد شیوه جدید نظم قرآنی چنین می فرماید:
۸۳۰ - «إذا قام القائم (علیه السلام) قرأ کتاب الله (عزّ و جلّ) علی حدّه، و أخرج المصحف الّذی کتبه علی (علیه السلام)».
«چون قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند کتاب خدای تبارک و تعالی را آنچنانکه هست، تلاوت می کند. و قرآنی را که امیر مؤمنان (علیه السلام) نوشته بیرون می آورد».
و در مورد قرآن علی (علیه السلام) می فرماید:
۸۳۱ - «أخرجه علیّ إلی النّاس حین فرغ منه و کتبه، فقال لهم:
هذا کتاب الله (عزّ و جلّ) کما أنزله الله علی محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) فقد جمعته من اللّوحین فقالوا: هو ذا عندنا مصحف جامع فیه القرآن، لا حاجه لنا فیه!!! فقال: أما و الله ما ترونه بعد یومکم هذا أبدا!!! إنّما کان علیّ أن أخبرکم حین جمعته لتقرأوه».

↑صفحه ۶۱۸↑

«هنگامی که امیر مؤمنان (علیه السلام) از نوشتن قرآن کریم فارغ شد، آنرا بر مردم عرضه کرد و فرمود: این کتاب خدای تبارک و تعالی است، آنرا از دو لوح آنچنانکه خدایش بر محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) فرو فرستاده؛ گرد آورده ام. مردم گفتند: ما مصحفی داریم که همه آیات قرآنی را دربر دارد، دیگر نیازی به قرآن شما نداریم. امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند، دیگر بعد از امروز آنرا نخواهید دید! من وظیفه داشتم هنگامی که از نوشتن آن فارغ شدم، آنرا بر شما عرضه کنم تا شما آنرا بخوانید».
این مضمون از امام باقر (علیه السلام) نیز روایت شده است.
این دو روایت، مضمون روایتهای پیشین را توضیح می دهند و مشخّص می کنند که قرآن امیر مؤمنان (علیه السلام) در محضر حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) می باشد و آن برحسب نزول تنظیم شده و شأن نزولها را دربر دارد، و حضرت ولّی عصر (عجّل الله فرجه) آنرا به هنگام ظهور عرضه می کند و معلّمین قرآن در مسجد کوفه آنرا آموزش می دهند.
و اینک به اصل مطلب بازگشته، بیانات امیر مؤمنان (علیه السلام) را در رابطه با عدالت گستری حضرت ولّی عصر (عجّل الله فرجه) دنبال می کنیم:
۸۳۲ - «یملک المهدی مشارق الأرض و مغاربها، و ترعی الشّاه و الذّئب فی مکان واحد، و یلعب الصبیان بالحیّات و العقارب و لا تضرّهم بشیء، و یذهب الشّر و یبقی الخیر».
«حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) شرق و غرب جهان را تحت سیطره خود درآورد، گرگ و گوسفند در یک مکان زندگی کنند، کودکان خردسال با مارها و عقربها بازی کنند و آسیبی به آنها نرسد. شرّ از جهان رخت بربندد و تنها خیر باقی بماند».
در این مورد از ابن عبّاس نقل شده که گفت:
۸۳۳ - «لا یبقی صاحب ملّه إلاّ صار إلی الإسلام، حتّی تامن الشّاه من الذّئب، و البقر من الغنم، و الإنسان من الحیّه، و حتّی لا تقرض الفاره جرابا، و ذلک عند قیام المهدیّ».
«پیرو هیچ آئینی نمی ماند جز اینکه به آئین اسلام می گرود، گوسفند از خطر گرگ در امان می ماند، گاو از شاخ گوسفند مصون می ماند، به

↑صفحه ۶۱۹↑

انسان از مار آسیبی نمی رسد، هیچ موشی گونی و جوالی را سوراخ نمی کند، در چنین مقطع زمانی، مهدی (عجّل الله فرجه) قیام می کند».
آنگاه امیر مؤمنان (علیه السلام) در مورد برنامه جهانی آنحضرت می فرماید:
۸۳۴ - «فمن أحیی أرضا من المسلمین فلیعمرها و لیؤدّ خراجها إلی الإمام من أهل بیتی. و له ما أکل منها حتّی یظهر القائم من أهل بیتی بالسّیف، فیحویها و یمنعها و یخرجهم منها کما حواها رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و منعها، إلاّ ما کان فی أیدی شیعتنا فإنّه یقاطعهم علی ما فی أیدیهم، و یترک الأرض فی أیدیهم».
«هرکه از مسلمانان زمینی را احیاء کند، باید آنرا آباد کند و خراجش را به امامی از اهلبیت من بپردازد، و آنچه از محصول آن بخورد بر او رواست، هنگامی که قائم اهلبیت من (عجّل الله فرجه) به شمشیر قیام کند، آنها را ضبط می کند و چون شیوه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در میان مسلمانان رفتار می کند، به جز آنچه در دست شیعیان باشد، که آنرا در دست آنها می گذارد و با آنها مقاطعه می کند».

* * *

امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید:
۸۳۵ - «تصطلح فی ملکه السّباع، و تخرج الأرض نبتها، و تنزل السّماء برکتها، و تظهر له الکنوز، یملک ما بین الخافقین فطوبی لمن أدرک أیّامه و سمع کلامه!».
«در دولت مهدی (عجّل الله فرجه) درندگان سازش می کنند، زمین نباتات خود را خارج می کند، آسمان برکاتش را فرو می فرستد، گنجهای نهفته در دل زمین برای او آشکار می شود و بین مشرق و مغرب را مالک می شود.
خوشا به حال کسیکه آن روزگار مسعود را درک کند و دستوراتش را با گوش جان بشنود».
سازش درندگان و تعبیراتی نظیر آن از سطح عالی امنیّت جهانی و صلح و صفای حاکم بر جهان در عصر حضرت ولیّ عصر (عجّل الله فرجه) حکایت می کند. چنانکه

↑صفحه ۶۲۰↑

پیش از اسلام در کتابهای مقدّس کلیمیان و مسیحیان نیز وارد شده است و نمونه هائی از آن در پایان همین بخش از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذشت.
۸۳۶ - «أسعد النّاس به أهل الکوفه».
«خوشبخت ترین مردم در عهد او اهل کوفه است».
طبیعی است که مردم کوفه بیش از هر شهر دیگری خوشبخت خواهند بود، زیرا آنجا پایتخت حکومت جهان شمول حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) خواهد بود، و خوشبختی و شادکامی به همه جهان از آنجا سرازیر خواهد شد و مردم کوفه سعادت همجواری با حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) و استنشاق از هوای شهر آن مهر تابان را خواهند داشت.
امام حسن مجتبی (علیه السلام) در توصیف شکوه و عظمت این تنها پایتخت آینده جهان چنین می فرماید:
۸۳۷ - «لموضع الرّجل فی الکوفه أحبّ إلیّ من دار فی المدینه!».
«جای پائی در کوفه، برای من از خانه ای در مدینه برتر است».

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
پیشوای پنجم شیعیان در تفسیر آیه شریفه: «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ...»، «علاوه بر ذکر - تورات - در زبور نیز نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ام به ارث خواهند برد. در این مطلب نویدی هست برای قوم عبادتگر»، فرمود:
۸۳۸ - «ألصّالحون هم آل محمّد، و العابدون هم شیعتنا».
«بندگان شایسته، آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) هستند و قوم عبادتگر شیعیان ما هستند».
و در پیرامون دولت حقّه و نهضت جهانی حضرت ولیّ عصر (عجّل الله فرجه) فرمود:

↑صفحه ۶۲۱↑

۸۳۹ - «کأنّی بدینکم هذا لا یزال مولّیا یفحص بدمه، ثمّ لا یردّه علیکم إلاّ رجل منّا أهل البیت، فیعطیکم فی السنه عطاءین، و یرزقکم فی الشّهر رزقین. و تؤتون الحکمه فی زمانه حتّی انّ المرأه لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنّه رسوله».
«گوئی با چشم خود می بینم که این آئین مقدّس هر روز کنار گذاشته می شود و بدنبال خونخواهی می گردد، آنگاه کسی آنرا باز نمی گرداند به جز مردی از خاندان ما، او هر سال دوبار به شما بخشش می کند و هر ماه دوبار به شما ماهیانه می دهد، در زمان او آنقدر به شما دانش و فرهنگ داده می شود که زن خانه دار در خانه خود با کتاب خدا و سنّت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) داوری می کند».
دقیقا ما در آن روزها زندگی می کنیم، هر روز ضربه جدیدی بر پیکر اسلام فرود می آید، این آئین پاک و حیاتبخش به خون خود آغشته شده، چون حالت احتضار (جان کندن) پاهای خود را به زمین می زند، اصول آن فراموش شده و فروع آن در زیر پاها لگدمال گشته، پیش از دشمنان خود مسلمانان کارد بر حلقوم آن نهاده، آنرا ذبح شرعی می کنند، دیگر این اندرزگویان پندنگیر، این ارشادگران هدایت نایافته، این امر به معروف کنندگان و نهی از منکرکنندگان حرفه ای که خود از معروف به دور و در دریای گناهان غوطه ورند، نمی توانند آنرا از سقوط نجات دهند، تنها چیزی که می تواند با نفس مسیحائی اش این مرده را زنده کند لبه تیز شمشیر الهی در دست ید اللهی حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) است که تنها بازمانده از حجّتهای پروردگار و یکتا موعود منتظر برای اصلاح جهانی و بازگردانیدن گمگشتگان به شاهراه هدایت است.
۸۴۰ - «إذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم، و کملت به أحلامهم، ثمّ مدّ الله فی أبصارهم و أسماعهم حتّی لا یکون بینهم و بین القائم حجاب یرید یکلّمهم فیسمعون، و ینظرون إلیه و هو فی مکانه!».
«هنگامی که قائم ما «عج» قیام کند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهای آنها را گرد آورد و رشدهای آنها را کامل گرداند

↑صفحه ۶۲۲↑

و خداوند بر وسعت بینائی و شنوائی آنها می افزاید و در میان قائم (عجّل الله فرجه) و آنها مانع و سدّی نمی ماند. هر وقت قائم (عجّل الله فرجه) بخواهد با آنها سخن بگوید، آنها هر کجا باشند؛ می شنوند، و آنها هرکجا که هستند نگاه می کنند و او را در اقامتگاه خود می بینند».
آنانکه در عالیترین آکادمیهای علمی و بزرگترین دانشگاههای جهان، سالیانی دراز تحصیل کرده، دانشنامه های پرزرق وبرقی به دست آورده، با کبر و نخوت گام می سپارند و همه جا سخن از وسعت دانش و بینش آنهاست، دست به دست هم داده این حدیث را برای ما شرح دهند که پیشوای پنجم شیعیان ۱۳۰۰ سال پیش در حقّ دولت حقّه حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) بیان فرموده است! که در ضمن آن تشریح می کند که برای آنحضرت دربان و نگهبانی نخواهد بود. هرکس هرکجا که باشد او را می بیند و صدایش را می شنود!!. این معنی تا چند سال پیش برای ما قابل فهم نبود، و اینک با وجود رادیو و تلویزیون و وسائل مخابراتی تا حدّی برای ما قابل تصوّر شده است، ولی امام باقر (علیه السلام) چهارده قرن پیش آنرا با قاطعیّت و صراحت بیان کرده است. بزرگترین اندیشمندان جهان اگر جمع شوند، توانائی آنرا ندارند که در شب بگویند فردا چه خواهد شد؟ و در روز یارائی آنرا ندارند که بگویند امشب چه پیش خواهد آمد؟!.
به شرق و غرب منحرف نشوید که آنها از علوم بیکران خداوندی آموخته اند، چه ما به این حقیقت اعتراف بکنیم یا آنرا انکار نمائیم؟! حقوق آنها را ادا کنیم یا خدای ناکرده از آن سرتابیم؟!!.
و درعین حال آنها این سخنان غیبی خود را به معنای «علم به غیب» نمی دانند، بلکه «تعلّم من ذی علم» معرّفی می کنند، و خود را شریک در علم خداوندی نمی دانند. از این رهگذر هنگامی که سدیر به خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «گروهی شما را خدا می دانند»!، امام (علیه السلام) به شدّت خشمناک شد و فرمود:
۸۴۱ - «یا سدیر! سمعی و بصری و بشری و لحمی و دمی و شعری من هؤلاء بریء، و بریء الله منهم و رسوله!. ما هؤلاء علی دینی و لا دین آبائی!. و الله لا یجمعنی الله و إیّاهم یوم القیامه إلاّ و هو ساخط علیهم!.

↑صفحه ۶۲۳↑

نحن خزّان علم اللّه، نحن تراجمه أمر اللّه، نحن الحجّه البالغه علی من دون السّماء و فوق الأرض».
ای سدیر! چشم، گوش، پوست، گوشت، خون و موی من از اینها بیزار است، خدا و پیامبرش از اینها بیزار است. اینها از آئین من و آئین پدران من بیرون هستند. هنگامی که خداوند، ما و آنها را در روز رستاخیز گرد آورد بر آنها خشمناک خواهد بود. ما گنجینه های علوم خداوندیم، ما مترجمان فرمانهای پروردگاریم. ما حجّت بالغه خداوند بر همه موجودات در زیر آسمان نیلی و روی زمین خاکی هستیم».
امیر مؤمنان (علیه السلام) در بیان الطاف بیکران پروردگار در حقّ اهلبیت عصمت و طهارت چنین می فرماید:
۸۴۲ - «إنّا أعطینا علم المنایا و البلایا، و التّأویل و التّنزیل، و فصل الخطاب، و علم النّوازل و الوقائع، و لا یعزب عنّا شیء».
«علم مرگ ومیرها به ما داده شده، علم تأویل و تنزیل و فصل الخطاب به ما عطا شده، علم حوادث و وقایع به ما داده شده، و هرگز چیزی از ما پوشیده نمی ماند».
پیشوای ششم شیعیان نیز در این رابطه می فرماید:
۸۴۳ - «إنّ المؤمن فی زمان القائم، و هو فی المشرق، لیری أخاه الّذی هو فی المغرب، و کذا الّذی فی المغرب یری أخاه فی المشرق!».
«شخص مؤمن در زمان قائم (عجّل الله فرجه) اگر در مشرق باشد و برادر ایمانی اش در مغرب، از مشرق او را در مغرب می بیند، و اگر در مغرب باشد و برادرش در مشرق، او را می بیند».
پیشوایان معصوم (علیهم السلام) چگونه مرزهای زمانی را برداشته، قرنهای متمادی را کنار زده، آینده ای بس دور را در برابر دیدگانشان به روشنی دیده اند و از آن آگاهانه سخن گفته اند؟!!، و در هرزمینه ای دانستنیها و شنیدنیها را به شیعیان خود آموخته اند!!، و از نیروی شنوائی و بینائی عصر قائم (عجّل الله فرجه) آنچنان سخن گفته اند که گوئی در عصر ما زندگی کرده اند و در شرقی ترین نقطه جهان،

↑صفحه ۶۲۴↑

گزارشهای غرب جهان را در صفحات تلویزیون دیده اند و ارسال صوت و تصویر را با مدرنترین وسائل مخابراتی امروز، با چشم خود دیده و آنگاه سخن گفته اند. امّا کو گوش شنوا که به این حقایق گوش فرا دهد و آنگاه با نیروی دماغی خود قلّه رفیع عظمت این خاندان را تصوّر کند و به دنیا اعلام کند که شاهباز اندیشه هرگز به قلّه صفات برجسته و کمالات شایسته این خاندان نخواهد رسید. آنگاه با نویسنده این سطور هماهنگ شده بگوید: برای تباهی این ملّت و زبونی این امّت همین بس، که اینها را خانه نشین کرده، دیگران را به جای اینها برگزیده اند.
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه که می فرماید: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ...»: «آنانکه اگر آنها را در روی زمین امکانات بدهیم، نماز را به پا می دارند و زکات را می پردازند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند، و عاقبت امور از آن خداوند است»، فرمود:
۸۴۴ - «هذه لآل محمّد إلی آخر الأئمّه. و المهدیّ و أصحابه یملّکهم الله مشارق الأرض و مغاربها و یظهر الدّین. و یمیت الله (عزّ و جلّ) به و بأصحابه البدع و الباطل کما أمات السّفهه الحقّ، حتّی لا یری أثر من الظّلم و البدع».
«این آیه در حقّ آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) است، در حقّ امامان معصوم و حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) و یاران اوست که خداوند آنها را مالک شرق و غرب جهان نموده، آئین اسلام را پیروز کرده، بدعتها و باطلها را به دست او و یارانش نابود می سازد، چنانکه سفیهان حق را لگدمال کرده باشند. دیگر از ستمها و بدعتها نشانه ای نمی ماند».
۸۴۵ - «إنّها لم ترع حقّ نبیّها و الله لو أخذوا الحقّ عن أهله لما اختلف فی الله اثنان».
«این امّت حق و حریم پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) را - در مورد اهلبیتش - رعایت نکردند. به خدا سوگند اگر این امّت حق را از سرچشمه زلال اهلبیت می گرفتند حتّی دو نفر هم در مورد پروردگار اختلاف نمی کردند».

↑صفحه ۶۲۵↑

خداوند منّان از طرف ما، پیشوایان معصوم (علیهم السلام) را بهترین پاداش خیر عنایت کند، که هرگاه در زیر ضربات ستمگران قرار می گرفتند و حقوقشان در زیر پای ابرجنایتکاران عصر لگدمال می شد، شکوه و عظمتشان بیشتر جلوه گر می شد.
زورمندان تاریخ با استفاده از زر و زور و تزویر تلاش می کردند که تاریخ را تحریف کرده، آثار مجد و عظمت آن بزرگواران را از دیده ها محو کنند، ولی نشانه های مجد و عظمت آنها پیش از آنکه در دیده ها ظاهر شود، در دلها ظاهر می شد و آنجا منطقه امن و نفوذناپذیری است، که سرنیزه ها چون آنجا رسند، کاری از پیش نبرند، ما اگرچه در زمان آنها زندگی نکرده ایم که معجزات بی شمار آنها را از نزدیک ببینیم، ولی سخنان اعجازآمیز آنها که هرکدام دلیل قاطعی بر عظمت زاید الوصف آنهاست، امروزه در دست ماست.
خداوند راویان حدیث را نیز جزای خیر دهد که این احادیث را بدون کوچکترین دخل و تصرّف برای ما نقل کرده اند، اگرچه در برخی از آنها مفهوم حدیث برای آنها روشن نبود، ولی با عقیده قاطعی که به امامان معصوم داشتند، از روی ایمان قاطع متن آنها را برای نسل بعدی نقل کرده اند و گذشت زمان آنها را تفسیر کرده، و خود به صورت سند زنده ای بر عصمت و عظمت امامان معصوم (علیهم السلام) درآمده اند.
امام باقر (علیه السلام) در ضمن روایتی که قسمت اوّل آن در بخش دوازدهم این کتاب گذشت، چنین می فرماید:
۸۴۶ - «فإذا کانت الجمعه الثّانیه قال النّاس: یا ابن رسول اللّه: ألصّلاه خلفک تضاهی الصّلاه خلف رسول اللّه، و المسجد لا یسعنا. فیقول: أنا مرتاد لکم. فیخرج إلی الغریّ و یصلیّ هناک و یامر أن یخطّ مسجد له ألف باب، یسع النّاس، علی أصیص، و یأمر فیحفر خلف القبر الحسینیّ نهر یجری إلی الغریّین حتّی ینبذ بالنّجف. و یعمل علی فوهته فناطر و ارحاء فی السّبیل و کانّی بالعجوز علی رأسها مکتل فیه برّ حتّی تطحنه بلا کراء ثمّ تتّصل بیوت الکوفه بنهر کربلاء!».
«در هفته دوّم (از ورود قائم (عجّل الله فرجه) به کوفه) مردم می گویند: ای فرزند پیامبر! نماز پشت سر شما با نماز در پشت سر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) برابری

↑صفحه ۶۲۶↑

می کند، و مسجد جوابگوی اینهمه مردم نمی باشد.
به سوی نجف اشرف حرکت می کند و نماز را آنجا اقامه می کند و دستور می دهد که مسجد باشکوهی با هزار درب بنیاد کنند تا گنجایش آنهمه جمعیّت را داشته باشد. آنگاه دستور می دهد که از پشت حرم امام حسین (علیه السلام) نهری حفر کنند که کربلا را به نجف اشرف متصّل کند، آنگاه پلهائی روی آن و آسیابهائی در کنار آن تأسیس می کند. گوئی با چشم خود پیرمردانی را می بینم که گندمهائی را روی سرشان حمل کرده، در این آسیابها به طور رایگان آرد می کنند. در آنموقع خانه های کوفه به نهر کربلا (فرات) متّصل می شود».
۸۴۷ - «إذا قام مهدیّنا أهل البیت، قسم بالسّویّه و عدل بالرّعیّه، فمن أطاعه فقد أطاع اللّه، و من عصاه فقد عصی اللّه!».
«چون مهدی ما اهلبیت (عجّل الله فرجه) قیام کند مال را به طور مساوی تقسیم می کند، عدالت را در میان رعیّت اجراء می کند، هرکس از او اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است، و هرکس او را نافرمانی کند، خدای را نافرمانی کرده است».
۸۴۸ - «إذا قام القائم سار إلی الکوفه و هدم بها أربعه مساجد، و لم یبق مسجد علی وجه الأرض له شرف إلاّ هدمها و جعلها جمّاء».
«چون قائم ما قیام کند رهسپار کوفه می شود و در کوفه چهار مسجد را ویران می کند، و در روی زمین مسجدی نمی ماند که شاه نشین (محلّ مرتفع) داشته باشد، جز اینکه شاه نشین آنرا خراب می کند و کف مسجد را هموار می سازد».
۸۴۹ - «یحکم بین أهل التّوراه بالتّوراه، و بین أهل الإنجیل بالإنجیل، و بین أهل الزّبور بالزّبور، و بین أهل القرآن بالقرآن. و یجمع إلیه أموال الدّنیا من بطن الأرض و ظهرها، فیقول للنّاس: تعالوا إلی ما قطعتم فیه الأرحام، و سفکتم فیه الدّم الحرام، و رکبتم فیه ما حرّم الله (عزّ و جلّ)، فیعطی شیئا لم یعطه أحد کان قبله، و یملا الأرض قسطا و عدلا و نورا، کما ملئت ظلما و جورا و شرّا».
«در میان اهل تورات با تورات، در میان اهل انجیل با انجیل، در

↑صفحه ۶۲۷↑

میان اهل زبور با زبور، و در میان اهل قرآن با قرآن داوری می کند، ثروتهای روی زمین و گنجهای درون آن از تمام نقاط جهان به سوی او گرد می آید.
آنگاه خطاب به مردم می فرماید: بیائید این همان متاع دنیاست که برای آن با خویشاوندان قطع رحم کردید، خونهای حرام را ریختید، به حریم گناهان وارد شده، مرتکب محرّمات الهی شدید، این ثروتها را کلان کلان در اختیار مردم قرار می دهند که چنین رقمهای درشت در تاریخ بخششهای جهان بی سابقه خواهد بود. زمین را پر از عدل و داد و نور کند، آنچنانکه مملو از جور و ستم و شرّ شده باشد».
و این همان شیوه داوری امیر مؤمنان (علیه السلام) است که خود می فرماید:
۸۵۰ - «لو ثنیت لی الوساده لحکمت بین أهل القرآن بالقرآن حتّی یزهر إلی اللّه، و لحکمت بین أهل التّوراه بالتّوراه حتّی یزهر إلی اللّه، و لحکمت بین أهل الإنجیل بالإنجیل حتّی یزهر إلی اللّه، و لحکمت بین أهل الزّبور بالزّبور حتّی یزهر إلی اللّه!».
«اگر برای من مسند قضاوت فراهم شود، در میان اهل قرآن با قرآن داوری می کنم تا با نور قرآن به سوی خدا راه یابند و در میان اهل تورات با تورات داوری می کنم تا با نور تورات به سوی خدا راه یابند و در میان اهل انجیل با انجیل داوری می کنم تا با نور انجیل به سوی خدا راه یابند و در میان اهل زبور با زبور داوری می کنم تا با نور زبور به سوی خدا راه یابند.
در اینجا یادآوری این نکته لازم است که داوری ائمّه معصومین (علیهم السلام) در میان کلیمیان با توراتشان، و در میان مسیحیان با انجیلشان به معنای به رسمیّت شناختن یهودیّت و مسیحیّت پس از آمدن اسلام نمی باشد، بلکه از نظر اسلام، دین انحصار به اسلام دارد و هرکس با آئینی جز اسلام به خداوند تقرّب کند؛ از او پذیرفته نخواهد شد، لکن حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) برای اتمام حجّت و رفع عذر، با پیروان همه ادیان با کتابهای آسمانی خودشان بحث و محاجّه می کند، نویدهای موجود در کتابهای هر آئینی را که از آمدن آن مصلح جهانی خبر داده اند به آنها یادآوری می کند، هرکس ایمان بیاورد از او می گذرد و هرکس

↑صفحه ۶۲۸↑

پس از شناخت حقّ و اثبات حقیقت بر کفر و الحاد خود اصرار بورزد، به سزای خود می رسد. و این معنی به اهل کتاب انحصار ندارد، بلکه از فرقه های به ظاهر مسلمان نیز که خود را اهل قرآن می دانند، آنان که در برابر حق تسلیم نشوند، طعمه شمشیر می شوند. خداوند تبارک و تعالی به امامان اهلبیت (علیهم السلام) نیروئی عطا فرموده که هرکس را ببینند تشخیص می دهند که آیا اهل ایمان است یا اهل نفاق؟ چنانکه امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۸۵۱ - «إنّا لنعرف الرّجل إذا رأیناه بحقیقه الإیمان و حقیقه النّفاق».
«هنگامی که ما شخصی را ببینیم، مؤمن یا منافق بودن او را باز می شناسیم».
۸۵۲ - إذا قام القائم عرض الإیمان علی کلّ ناصب، فإن دخل فیه بحقیقه و إلاّ ضرب عنقه».
«چون قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند، ایمان را بر هر ناصبی (دشمن اهلبیت) عرضه می کند، اگر به راستی آنرا بپذیرد، از او می گذرد، و اگر نپذیرد گردنش را می زند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) نیروی تشخیص امامان را چنین تفسیر می کند:
۸۵۳ - «ألسّماوات و الأرض عند الإمام، کیده من راحته، یعرف ظاهرها من باطنها، و یعلم برّها من فاجرها».
«آسمانها و زمین در نزد امام (علیه السلام) همچون کف دست اوست، ظاهر و باطن آنها را می فهمد، نیک و بد آنان را می شناسد».
امام صادق و امام رضا (علیهما السلام) در این باره می فرمایند:
۸۵۴ - «إنّ الدّنیا لتمثّل للإمام مثل فلقه الجوز، فلا یعزب عنه منها شیء. و إنّه لیتناولها من أطرافها کما یتناول أحدکم من فوق مائدته ما یشاء».
«همه دنیا همانند یک حبّه گرد و در برابر امام (علیه السلام) نمایان می شود و

↑صفحه ۶۲۹↑

چیزی از آن برای او پوشیده نمی باشد، از هر طرف بخواهد در آن تصرّف می کند، آنچنانکه یکی از شما در سفره ایکه در برابرتان گسترده است، از هر طرف بخواهد، دست می برد و از آن بهره می گیرد».
امام باقر (علیه السلام) به خصوص در مورد علوم حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) می فرماید:
۸۵۵ - «إنّ العلم بکتاب الله (عزّ و جلّ) و سنّه نبیّه (صلّی الله علیه و آله و سلم) لینبت فی قلب مهدیّنا کما ینبت الزّرع علی أحسن نباته».
«علم به کتاب خدا و سنّت رسولخدا (صلّی الله علیه و آله و سلم) در دل مهدی ما (عجّل الله فرجه) ریشه می دواند آنچنانکه گیاه در دل مساعدترین سرزمینها ریشه می دواند».
اگر یکی از ما دهها قرن زندگی کند و در آن مدّت در تحصیل علم و دانش تلاش کند، طبعا علم در دلش ریشه خواهد دوانید و شاخه های پربارش هر لحظه ثمرات شیرینی از خود ظاهر خواهد نمود، کجا رسد که او امام، معصوم، صاحب علم لدّنی، و مورد خطاب فرشتگان (محدّث) باشد. طبیعی است که او وارث علوم انبیاء و سینه اش خازن علوم اوّلین و آخرین خواهد بود.
۸۵۶ - «یدعو النّاس إلی کتاب الله و سنّه نبیّه و الولایه لعلیّ بن أبی طالب و البراءه من عدوّه».
«او مردم را به سوی کتاب خدا، سنّت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم)، ولایت علّی بن ابی طالب (علیه السلام)، و بیزاری از دشمنان او دعوت می کند».
این حدیث مطابق دهها روایت صحیحه ایست که به طور متواتر از رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل شده، و همه فرق اسلامی آنها را در کتابهای معتبر خود آورده اند.
امام باقر (علیه السلام) در زمینه عدالت گستری آن حضرت می فرماید:
۸۵۷ - «إذا ظهر القائم و دخل الکوفه، یردّ السّواد إلی أهله».
«چون قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند و وارد کوفه شود، زمینهای مصادره شده

↑صفحه ۶۳۰↑

را به صاحبانش باز می گرداند».
روزی یکی از شیعیان به خدمت امام باقر (علیه السلام) عرض کرد: اصحاب ما در کوفه بسیار فراوانند، هرچه امر بفرمائید اطاعت می کنند. امام (علیه السلام) در پاسخ او فرمود:
۸۵۸ - «یجیء أحدهم إلی کیس أخیه فیاخذ منه حاجته؟ فقال: لا. قال: هم بدمائهم أبخل!. ثمّ قال: إنّ النّاس فی هدنه تناکحهم و توارثهم، و تقیم علیهم الحدود، و تؤدّی أماناتهم، حتّی إذا قام القائم جاءت المزامله، و یاتی الرّجل إلی کیس أخیه فیاخذ حاجته، لا یمنعه».
«آیا به این حدّ رسیده اند که یکی از آنها دست برده از صندوق دیگری به مقدار نیازش بردارد؟!. گفت: نه. فرمود: اگر در متاع دنیا بخل بورزند در مورد خونشان بخیل تر خواهند بود. سپس فرمود: مردم فعلا در حال سازش هستند، با یکدیگر پیوند زناشوئی می بندند، از یکدیگر ارث می برند، حدود الهی اجراء می شود و امانتها ادا می شود. ولی هنگامی که قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند دوستی واقعی و صمیمیّت حقیقی پیاده می شود، هر نیازمندی دست می برد و از صندوق برادر ایمانی اش به مقدار نیاز برمی دارد و صاحب صندوق او را منع نمی کند».
۸۵۹ - «کأنّی بأصحاب القائم و قد أحاطوا بما بین الخافقین لیس شیء إلاّ و هو مطیع لهم یطلب رضاهم: من سباع الأرض و سباع الطّیر، تطلب رضاهم فی کلّ شیء حتّی تفخر الأرض علی الأرض و تقول: مرّبی الیوم رجل من أصحاب القائم!».
«گوئی اصحاب قائم (عجّل الله فرجه) را با چشم خود می بینم که میان مشرق و مغرب را تحت سیطره خود درآورده اند، دیگر چیزی نمانده جز اینکه تحت فرمان آنهاست و تلاش می کند که خشنودی آنان را جلب کند!، حتّی درندگان صحرا و پرندگان آسمان نیز تلاش می کنند که رضایت آنها را جلب کنند!، چون یکی از یاران قائم (عجّل الله فرجه) روی زمین گام نهد، آن زمین به سرزمینهای دیگر مباهات می کند که امروز فلان یاور قائم (عجّل الله فرجه) بر فراز من گام نهاد».

↑صفحه ۶۳۱↑

از کجا معلوم که منظور از درندگان زمین و پرندگان آسمان معنای وسیعتری نباشد که همه تجهیزات نظامی و ساز و برگ جنگی را دربرگیرد و مقصود از حدیث بالا این باشد که همه وسائل مدرن و مجهّز جنگی تابع اراده یاران حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) خواهد بود و امام که بر همه جهان تسلّط دارد با ولایت تکوینی خود همه تجهیزات جنگی را در راه برقرار ساختن عدالت اجتماعی و از بین بردن ستم و ستمگری بکار خواهد انداخت.
و شاید مقصود از فخر و مباهات زمین، مباهات اهل زمین باشد که در ادبیّات عربی «حذف مضاف» نامیده می شود.
۸۶۰ - «إذا قام القائم بعث فی أقالیم الأرض، فی کلّ اقلیم رجلا ثمّ یقول له: عهدک فی کفّک، فإذا ورد علیک ما لا تفهمه و لا تعرف القضاء فیه، فانظر إلی کفّک و اعمل بما فیها».
«هنگامی که قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند برای هر کشوری از کشورهای جهان فرمانروائی برمی گزیند و به او می فرماید: دستور العمل تو در کف دستت می باشد، هرگاه حادثه ای بر تو روی دهد که حکم آنرا بلد نباشی و طرز داوری در آنرا ندانی، به کف دستت نگاه کن، هرچه در آن منعکس باشد بر آن عمل کن».
در اینجا نمی دانیم که حکم رویدادها چگونه ممکن است در کف دست آنها منعکس باشد؟ آیا برطبق معجزه حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) در کف دستشان نوشته به نظر می رسد؟ یا کتابی در دست آنها خواهد بود که حکم هر حادثه ای در آن مندرج خواهد بود؟ یا وسیله کوچکی چون دستگاه بی سیم و یا ظریفتر و مدرنتر از آن در دست آنها خواهد بود و هر کجا حکم حادثه ای را ندانند به وسیله آن با شخص حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) تماس خواهند گرفت؟ و یا به صورت دیگری که ما از آن آگاهی نداریم؟.
این نکته نیز ناگفته نباشد که فرمانروایان منتخب امام زمان (عجّل الله فرجه) به طور قطع از دانشمندان بزرگ و متخصّصان صاحب فضیلت خواهند بود که در دین خود ثابت و استوار، و بر کار خود بصیر و آگاه و توانا خواهند بود، زیرا در یک حکومت مترّقی هرگز کاری را به دست غیرمتخصّص نمی سپارند، کجا رسد به

↑صفحه ۶۳۲↑

حکومت حقّه حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) که مسئول برقراری عدل واقعی در سطح جهانی می باشد. و هرگز ممکن نیست که در چنین حکومتی افرادی بر پست و مقامی برگزیده شوند که جای کوچکترین انتقاد باقی باشد. و اگر در موردی حادثه ای روی دهد که حکم آن بر نماینده منتخب امام (علیه السلام) معلوم نباشد وسیله ای در دست او خواهد بود که حکم آن حادثه را به آسانی به دست آورد. در اینجا دو روایت از امام صادق (علیه السلام) هست که تا حدّی این مطلب را توضیح می دهد:
۸۶۱ - «و الله إنّی لأعلم کتاب الله من أوّله إلی آخره، کأنّه فی کفّی. فیه خبر السّماء و خبر الأرض، و خبر ما کان و ما هو کائن. قال الله (عزّ و جلّ): (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ)».
«به خدا سوگند، من کتاب خدا را از اوّل تا آخرش می دانم، گوئی که همه قرآن در کف دست منست. خبرهای مربوط به آسمان و زمین در آنست. و آنچه در گذشته واقع شده، و آنچه در آینده واقع خواهد شد در آن است. چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ: ما قرآن را به سوی تو فرو فرستادیم که بیانگر هرچیزی است».
و در حدیث دیگری با صراحت بیشتری چنین می فرماید:
۸۶۲ - «و الله إنّی لأعلم ما فی السّماوات و ما فی الأرض، و ما فی الجنّه و ما فی النّار، و ما کان و ما یکون إلی أن تقوم السّاعه. أعلمه من کتاب اللّه، أنظر إلیه هکذا...».
«به خدا سوگند آنچه در آسمانها و زمین روی می دهد من از آن آگاهم، آنچه در بهشت و جهنّم می گذرد، آنچه واقع شده و آنچه در آینده واقع خواهد شد همه را می دانم، همه آنها را از کتاب خدا می دانم. آنگاه دست خود را باز کرد و فرمود: این چنین به آن نگاه می کنم، سپس آیه فوق را تلاوت فرمود».
پیشوای ششم شیعیان به روشنی بیان می کند، که علم آنها به بهشت و دوزخ و حوادث زمین و آسمان، علم به غیب نیست، بلکه به برداشت آنها از قرآن کریم مربوط می شود. اگرچه همان قرآن در دست ماست ولی ما توانائی درک این

↑صفحه ۶۳۳↑

معانی را از آن نداریم.
روی این بیان نمایندگان منتخب امام (علیه السلام) بدون تردید افرادی خواهند بود که آگاهی وسیعی از قرآن و سنّت و فتوا خواهند داشت، و بر احکام فقهی و مسائل مربوط به حلال و حرام دقیقا واقف خواهند بود. و اگر با مشکلاتی روبرو شوند ممکن است فرمول به دست آوردن آنرا از قرآن کریم داشته باشند و یا به صورت دیگری کلید حلّ معمّا در دستشان باشد.
در مورد اینکه حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) چند سالی در روی زمین حکومت می کند؟ روایات مختلف است، از امام باقر (علیه السلام) چنین روایت شده:
۸۶۳ - «إنّ القائم یملک ثلاثمئه و تسع سنین، کما لبث أهل الکهف فی کهفهم. و یقتل النّاس حتّی لا یبقی فی الأرض إلاّ دین محمد (صلّی الله علیه و آله و سلم)».
«قائم (عجّل الله فرجه) مدت ۳۰۹ سال حکومت می کند، به تعداد سالهائی که اصحاب کهف در کهف درنگ کردند. آنگاه کسانی را که از پذیرفتن آئین حق امتناع کنند می کشد، تا در روی زمین جز آئین محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) آئینی نمی ماند».
در مورد سند روایت باید تحقیق نمود، که این مدّت فقط در این روایت آمده است و در روایتهای دیگر بسیار کمتر از این نقل شده است:
۸۶۴ - «یملک سبعین سنه».
«هفتاد سال حکومت می کند».
۸۶۵ - «یملک سبعا و عشرا، و السنه من سنّیه تکون مقدار عشر سنین».
«۱۷ سال حکومت می کند، که هر سال آن معادل ۱۰ سال است از دیگر سالها».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این مورد می فرماید:
۸۶۶ - «یمکث علی ذلک سبع سنین. تطول له الأیّام و اللیالی

↑صفحه ۶۳۴↑

حتّی تکون السّنه من سنّیه عشر سنین من سنیّکم هذه، فیکون سنیّ ملکه سبعین سنه من سنیّکم هذه، ثمّ یفعل الله ما یشاء».
«هفت سال بدین منوال می گذرد، ولی شبها و روزهایش طولانی می شود و هر سال آن با ۱۰ سال از سالهای شما برابری می کند، و بدینگونه مدّت حکومت او با هفتاد سال از سالهای شما برابر می باشد. و آنگاه خداوند هرچه اراده کند انجام می دهد».
اگر مدّت حکومت حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) هفت سال از سالهای عادی باشد باز هم بیش از هفتاد سال ارزش دارد، زیرا همه اش آسایش و آرامش خواهد بود، دیگر از این تضادّها و تزاحمها خبری نخواهد بود، کسی برای ثروت اندوزی و کینه توزی با دیگری سر ستیز نخواهد داشت، بلکه همه اش تلاش در عبادت و اطاعت و خدمت به خلق و صفا و صمیمیّت خواهد بود که هر ساعت آن بیش از ماهها و سالهای دیگر دورانها ارزش دارد و اصلا نمی توان مقایسه نمود.
ولی آنچه در روایات آمده جز این معنی است، زیرا در آنها تعلیل شده به طولانی شدن شبها و روزها به مقدار ده برابر دیگر سالها. و در برخی از روایات استشهاد شده به روزهای طولانی رستاخیز که در متن قرآن هر روز آن معادل ۰۰۰/۵۰ سال از سالهای دنیا شمرده شده است.
۸۶۷ - «یملک القائم تسع عشره سنه و أشهرا».
«قائم (عجّل الله فرجه)۱۹ سال و چند ماه حکومت می کند».
۸۶۸ - «أبطل رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) ما کان فی الجاهلیّه، و استقبل النّاس بالعدل، و کذلک القائم».
«پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نشانه های جاهلیّت را از بین برد و با عدالت در میان مردم رفتار نمود، قائم (عجّل الله فرجه) نیز چنین خواهد کرد».
۸۶۹ - «یبطل ما کان فی الهدنه ممّا کان فی أیدی النّاس، و یستقبل بهم العدل».
«آنچه در ایّام صلح در دست مردم (به ناحق) باشد، آنرا الغاء می کند و با عدالت با آنها رفتار می کند».

↑صفحه ۶۳۵↑

زیرا آنچه مردم به ناحق و از طریق تجاوز به حقوق یکدیگر به دست آورده اند، از دست آنها گرفته به صاحبان اصلی برمی گرداند، و پرواضح است که در مدّت بسیار طولانی میان حکومت عادلانه امیر مؤمنان (علیه السلام) تا حکومت حقّه حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) تصرّفات ظالمانه فراوانی پیش آمده، و با گذشت زمان صاحبان اصلی آنها فراموش شده، غاصبها جای مالکین اصلی را اشغال کرده اند.
آنگاه در مورد آبادانی جهان در عصر شکوفای آنحضرت می فرماید:
۸۷۰ - «فلا یبقی فی الأرض خراب إلاّ و عمر».
«در روی زمین، نقطه ویرانی نمی ماند جز اینکه آباد می گردد».

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۸۷۱ - «لا یبقی موضع قدم إلاّ وطئه و أقام فیه الدّین الواجب للّه».
«جای پائی در روی زمین نمی ماند، جز اینکه به آنجا گام نهاده، آئینی را که از سوی خداوند واجب گشته، اقامه می کند».
و در تفسیر آیه شریفه: «اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»: «بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می سازد»، فرمود:
۸۷۲ - «کفر أهلها، فیحییها الله بالقائم».
«پس از مرگ زمین به وسیله کافر شدن مردمان، خداوند آنرا بوسیله قائم (عجّل الله فرجه) زنده می کند».
امام باقر (علیه السلام) نیز در تفسیر همین آیه فرمود:
۸۷۳ - «یحییها بالقائم (عجّل الله فرجه) فیعدل فیها، فیحیی الأرض بعد موتها بالظّلم».
«خداوند آنرا به وسیله قائم (عجّل الله فرجه) زنده می کند، پس عدالت را در آن

↑صفحه ۶۳۶↑

به اجراء درمی آورد و زمین را زنده می سازد پس از آنکه به وسیله ستم مرده باشد».
ابن عبّاس نیز در همین مورد می گوید:
«یعنی خداوند زمین را به وسیله قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) اصلاح می کند، پس از آنکه مرده باشد، یعنی: بعد از فراگیر شدن ستم در ممالک جهان».
امام صادق (علیه السلام) در مورد برنامه جهانی آنحضرت می فرماید:
۸۷۴ - «لا یدع بدعه إلاّ أزالها، و لا سنّه إلاّ اقامها».
«بدعتی در همه جهان نمی ماند جز اینکه از بین می برد، و سنّتی نمی ماند جز اینکه بر پای دارد».
یک روز در مجلسی صحبت از خانه های بنی عبّاس بود، یکی از اصحاب گفت: خداوند آنها را به دست ما ویران کند. فرمود:
۸۷۵ - «لا تقل هکذا، بل یکون مساکن القائم و أصحابه. أما سمعت الله یقول: (وَ سَکَنْتُمْ فِی مَساکِنِ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ)».
«اینطور مگو، که آنها خانه های قائم (عجّل الله فرجه) و یاران او خواهد بود». مگر نشنیده ای که خدای تبارک و تعالی می فرماید: «و شما ساکن شدید در خانه های کسانی که به خود ستم کردند».
و در فرصتی دیگر فرمود:
۸۷۶ - «فإذا انقضی ملکهم، أتاح الله لأمّه محمّد برجل منّا أهل البیت، یسیر بالتّقی و یعمل بالهدی، و لا یأخذ فی حکمه الرّشی».
«چون سلطنت آنها به پایان رسد، خداوند با مردی از ما اهلبیت بر امّت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) منّت می نهد، که تقوی را پیشه خود می سازد، از روی بصیرت و هدایت گام برمی دارد و در دستگاه او رشوه راه نمی یابد».
۸۷۷ - «إذا قام صاحب السّیف، جاء بأمر غیر الّذی کان!».

↑صفحه ۶۳۷↑

«چون صاحب شمشیر قیام کند، امر تازه ایکه وجود نداشته، می آورد و پیاده می کند».
یعنی بدعتها را ریشه کن می سازد و حقایق تحریف شده از قرآن و سنّت را اصلاح می کند و عدالت اجتماعی را که گمشده جهانی است پیاده می کند.
۸۷۸ - «کلّنا قائم بأمر الله واحدا بعد واحد، حتّی یجیء صاحب السّیف، فإذا جاء صاحب السّیف جاء بأمر غیر الّذی کان!».
«هریک از ما قائم به امر است، یکی پس از دیگری می آید تا نوبت به صاحب شمشیر برسد، چون او بیاید، اوضاع را دگرگون سازد و چیزی را که پیش از او نبود می آورد».
آری او حقوق از دست رفته را باز می ستاند و به صاحبانش بازمی گرداند و همه را به آئین مقدّس اسلام گرد می آورد.
۸۷۹ - «إذا قام القائم (علیه السلام) جاء بأمر جدید، کما دعا رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) فی بدء الإسلام إلی أمر جدید».
«زمانی که قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند امری تازه می آورد، چنانکه رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) در صدر اسلام امری تازه آورد».
در این زمینه به قدر کافی سخن گفتیم و توضیح دادیم که حضرت ولّی عصر (عجّل الله فرجه) پیامبر نیست تا شریعت تازه آورده باشد، بلکه امام معصومی است که از حریم آئین مقدّس اسلام، تغییرات و تحریفات را پاک می گرداند و مردم را به اسلام اصیل و شریعت پاک محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) دعوت می کند، ولی نظر به اینکه در طول زمان احکام شریعت کهنه شده، هرکسی احکام اسلامی را به رأی خود تفسیر و تأویل کرده، و قسمتی از احکام به صورت مسخ شده عرضه شده است، وقتی آنحضرت اسلام راستین (به معنای واقعی کلمه) را عرضه می نماید به نظر مردم تازه جلوه می کند.
۸۸۰ - «إذا خرج القائم، خرج من هذا الأمر من کان یری أنّه من أهله، و دخل فیه شبه عبده الشّمس و القمر!».

↑صفحه ۶۳۸↑

«چون قائم (عجّل الله فرجه) ظاهر شود، قسمتی از آنانکه اهل این امر دیده می شوند از آن بیرون شوند و از امثال ماه پرستان و خورشیدپرستان به آن بگروند».
آری ممکن است برخی از افرادی که شیعه منتظر، حتّی از رجال دین و رهبران آئین به شمار می آمدند، به هنگام ظهور در برابر حق تسلیم نشوند و چون خفّاشان کوردل تاب دیدن خورشید فروزان امامت را نداشته باشند ولی در مقابل جمع کثیری از بت پرستان، ماه پرستان و دیگر گمراهان با دیدن خورشید حقیقت، صمیمانه و عاشقانه به مشعل هدایت جذب شده، در راه حق گام نهند.
۸۸۱ - «إنّ قائمنا إذا قام، أشرقت الأرض بنور ربّها، و استغنی النّاس».
«چون قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش روشن گردد و مردم همگی بی نیاز شوند».
۸۸۲ - «فتستبشر الأرض بالعدل، و تعطی السّماء قطرها، و الشّجر ثمرها، و الأرض نباتها و تتزیّن لأهلها».
«جهان با پیاده شدن عدالت خرّم شود، آسمان بارانهایش را فرو ریزد، درختان میوه های خود را آشکار می سازد، زمین گیاهان خود را بیرون می فرستد و برای ساکنان خود آرایش می کند».
۸۸۳ - «إذا قام حکم بالعدل، و ارتفع فی أیّامه الجور، و أمنت السّبل، و أخرجت الأرض برکاتها، وردّ کلّ حقّ إلی أهله. و لم یبق أهل دین حتّی یظهروا الإسلام و یعترفوا بالإیمان».
«چون قیام کند به عدالت داوری می کند و در زمان او ستم ریشه کن می شود و راهها امن می گردد و زمین برکتهای خود را ظاهر می کند و هر حقّی به صاحب حق برمی گردد و پیرو هیچ آئینی نمی ماند جز اینکه به اسلام می گرود و به آن ایمان می آورد».
۸۸۴ - «تزید المیاه فی دولته، و تمدّ الأنهار، و تضاعف الأرض أکلها لا تدّخر شیئا. و تذهب الشّحناء من قلوب العباد، و یذهب الشّرّ و

↑صفحه ۶۳۹↑

یبقی الخیر».
«آبها در عهد او فراوان شود، رودخانه ها پرآب گردد، زمین موادّ خوراکی اش را چند برابر گرداند و چیزی از آن را باقی نگذارد، کینه ها از دل مردم بیرون رود و شرّ از جهان رخت بربندد و تنها خیر باقی بماند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) در همین زمینه می فرماید:
۸۸۵ - «تا من السّبل حتّی تمشی المرأه بین العراق و الشّام لا تضع قدمیها إلاّ علی النّبات، و علی رأسها زینتها، لا یهیجها سبع و لا تخافه».
«راهها امن شود، زن از عراق تا شام برود و پای خود را جز بر روی گیاه نگذارد، جواهراتش را بر سرش بگذارد و از درنده و درنده خوئی هراس نداشته باشد».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این زمینه می فرماید:
۸۸۶ - «و حتّی تخرج العجوز الضّعیفه من المشرق ترید المغرب فلا ینهنهها أحد».
«پیرزن ناتوانی از مشرق تا مغرب می رود و از کسی آسیبی به او نمی رسد».
۸۸۷ - «یطفیء به الفتنه الصّمّاء، و تامن الأرض، حتّی انّ المرأه لتحجّ فی خمس نسوه ما معهنّ رجل، لا یتّقین إلاّ اللّه!».
«خداوند به وسیله او فتنه های جانکاه را آرام و ساکن سازد، زمین امن گردد، یک زن در میان پنج زن بدون اینکه مردی آنها را همراهی کند به حجّ خانه خدا رود و جز خدا از کسی باکی نداشته باشند».
۸۸۸ - «ألمهدیّ محبوب فی الخلائق، یطفیء الله به الفتنه الصّماء!».
«مهدی (عجّل الله فرجه) در میان همه مخلوقات محبوب است، خداوند به وسیله او آتش فتنه را خاموش می گرداند».

↑صفحه ۶۴۰↑

۸۸۹ - «أوّل ما یبتدیء عدل المهدیّ أن ینادی فی جمیع العالم: ألا من کان له عند شیعتنا دین فلیذکره. حتّی یردّ الثومه و الخردله، فضلا عن القناطیر المقنطره من الذّهب و الفضّه و الأملاک فیوفّیه إیّاه!».
«اوّلین چیزی که از عدالت حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) ظاهر می شود اینست که در سرتاسر جهان اعلام می شود که هرکس از یکی از شیعیان ما بستانکار است؛ یادآوری کند، اگر کسی به مقدار یک دانه سیر و یا یک عدد خردل بستانکار باشد به او عطا می کند، کجا رسد به کسانیکه هزاران هزار درهم و دینار از طلا و نقره طلبکار باشند، هرکس هرقدر طلبکار باشد به او عطا می فرماید».
۸۹۰ - «إذا قام قائمنا اضمحلّت القطائع، فلا قطائع!!!»
«چون قائم ما (عجّل الله فرجه) قیام کند، دیگر قطیعه از بین می رود و به کسی قطیعه نمی دهد».
به طوریکه در احادیث شماره ۷۷۳ - ۷۷۸ روایت شده، عطایا و بخششهای حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) در تاریخ بی سابقه است، ولی این عطایا به همه مؤمنان عمومیّت دارد، امّا قطایعی که پادشاهان منحصرا به خویشاوندان و نزدیکان خود می دادند در حکومت حقّه وجود نخواهد داشت. اصولا در حکومت حقّه حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) با بی نیاز شدن همه افراد جامعه زمینه استثمار فردی توسّط فردی دیگر به کلّی از بین خواهد رفت.
۸۹۱ - «موسّع علی شیعتنا أن ینفقوا ممّا فی أیدیهم بالمعروف.
فإذا قام قائمنا حرّم علی کلّ ذی کنز کنزه، حتّی یاتوا به و یستعین به».
«به همه شیعیان ما اجازه داده شده، از آنچه در دست دارند به شیوه ای نیکو انفاق کنند، ولی هنگامی که قائم ما (عجّل الله فرجه) قیام کند بر همه ثروت اندوزان ثروت اندوزی را حرام می کند، بر صاحبان گنجهاست که گنجهای خود را به پیش او بیاورند تا در راه بی نیازی عمومی خرج شود».
پیش از امام صادق (علیه السلام) جدّ بزرگوارش امیر مؤمنان (علیه السلام) در این مورد می فرماید:

↑صفحه ۶۴۱↑

۸۹۲ - «... ما کان فی أیدی سواهم فانّ کسبهم من الأرض حرام علیهم، حتّی یقوم قائمنا فیأخذ الأرض و یخرجهم منها صفره!».
«زمینهائی که به عنوان قطایع در دست آنهاست نارواست زیرا آنها حقّ بهره کشی از زمین را ندارند تا قائم ما (عجّل الله فرجه) قیام کند و آنها را با دست خالی از آن بیرون کند».
امام باقر (علیه السلام) نیز در این زمینه می فرماید:
۸۹۳ - «ما کان فی أیدی شیعتنا یقاطعهم علی ما فی أیدیهم، و یترک الارض فی ایدیهم».
«آنچه در دست شیعیان ما باشد با آنها مقاطعه می کند و زمین را در دست آنها باقی می گذارد».
آنگاه امام صادق (علیه السلام) بی نیازی همگانی را در عصر حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) چنین توصیف می کند:
۸۹۴ - «یامر منادیا فیقول: من کان له فی المال حاجه فلیقم! فما یقوم من النّاس إلاّ رجل واحد، فیقول: أنا. فیقول القائم: إنت السّادن فقل له: إنّ المهدیّ یامرک أن تعطینی مالا. فیقول السّادن: أحث، و یحثو له فی ثوبه حثوا، حتی إذا جعله فی حجره و أبرزه ندم و قال: کنت أجشع أمّه محمّد نفسا!!! أو عجز عنّی ما وسعهم؟!! ثمّ یردّ المال إلی الخازن فلا یقبل منه، و یقول المهدیّ: إنّا لا ناخذ شیئا أعطیناه».
«به منادی دستور می دهد که در میان مردم اعلام کند که هرکس نیازی به مال دنیا دارد برخیزد. از میان همه مردم فقط یک نفر برمی خیزد و می گوید: من. حضرت قائم (عجّل الله فرجه) به او می فرماید: برو پیش کلیددار و بگو: مهدی (عجّل الله فرجه) به تو دستور می دهد که مالی به من بدهی. کلیددار می گوید: جامه ات را بیاور. جامه اش را پهن می کند و وسط آنرا پر می کند.
هنگامی که آنرا بر دوش گیرد پشیمان می شود که چرا در میان امّت محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) من از همه آزمندتر باشم؟، چرا آن عفّت نفس عمومی را من دارا نباشم؟!. آنگاه مال را به کلیددار پس می دهد و پذیرفته نمی شود و

↑صفحه ۶۴۲↑

حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) می فرماید: ما آنچه عطا کردیم هرگز باز پس نمی گیریم».
۸۹۵ - «أوّل ما یظهر القائم العدل أن ینادی منادیه: أن یسلّم صاحب النّافله لصاحب الفریضه الحجر الأسود و الطّواف!».
«نخستین چیزی که از عدالت قائم (عجّل الله فرجه) ظاهر می شود اینست که منادی اعلام می کند، آنانکه طواف مستحبّی می کنند، «مطاف» (محلّ طواف) و «حجر الأسود» را برای کسانیکه طواف واجب می کنند خالی کنند».
نهضت جهانی حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) چقدر جالب و فوق العاده است که حتّی کارهای جزئی و فرعی نیز از اهمیّت خاصّی برخوردار است و این چنین به امور مردم و اجرای عدالت در استفاده عمومی از اماکن مقدّسه اهتمام ورزیده می شود، که مطاف و حجر الأسود و مقام ابراهیم برای راحتی کسانیکه حجّه الاسلام انجام می دهند خالی شود و با طوافهای مستحبّی اشغال نشود که موجب ایذاء و اذیّت طوافگران گردد.
۸۹۶ - «یصنع کما صنع رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم). یهدم ما کان قبله، کما هدم رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) أمر الجاهلیّه، و یستأتف الإسلام جدیدا بعد أن یهدم ما کان قبله».
«برطبق شیوه پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) رفتار می کند و آنچه از نشانه های جاهلیّت باقی باشد از میان برمی دارد و پس از ریشه کن ساختن بدعتها، اسلام را از نو پیاده می کند».
۸۹۷ - «دمان فی الإسلام حلال من الله (عزّ و جلّ)، لا یقضی أحد فیهما بحکم الله حتّی یبعث الله قائمنا أهل البیت. فإذا بعثه الله حکم فیهما بحکم الله لا یرید بیّنه: ألزّانی المحصن یرجمه، و مانع الزّکاه یضرب عنقه!».
«دو خون در اسلام از طرف خدای تبارک و تعالی حلال شده، که پیش از قیام قائم اهلبیت (عجّل الله فرجه) به حکم خدا رفتار نمی شود، هنگامی که او را خداوند برانگیخت حکم خدا را در آن اجرا می کند و آنرا (با علم امامت

↑صفحه ۶۴۳↑

بدون اینکه شاهد مطالبه کند انجام می دهد: زانی محصن (کسیکه با داشتن همسر مرتکب فحشاء شده) را سنگسار می کند و گردن مانع زکات را می زند».
۸۹۸ - «إذا حکم قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله)، حکم بین النّاس بحکم داود، فلا یحتاج إلی بیّنه، فیلهمه الله تعالی فیحکم بعلمه، و یخبر کلّ قوم بما استنبطوه، و یعرف ولیّه من عدوّه بالتّوسّم قال الله تعالی: إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ».
«چون قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) فرمانروا شود، در میان مردم به حکم حضرت داود (ع) داوری می کند، و نیازی به شاهد و گواه نخواهد داشت.
در هر موردی خداوند حکم واقعی را به او الهام می کند و او براساس علم خود قضاوت می نماید. و هر قومی را از اجتهاد و استنباطشان خبر می دهد، و دوست و دشمن خود را با نشان الهی می شناسد، چنانکه خدای تبارک و تعالی می فرماید: «به راستی در آن نشانه هائی است برای هوشمندان، و به راستی آن هر آینه به راه ثابت است».
طبق روایاتی که در دست داریم، منظور از «لِلْمُتَوَسِّمِینَ» در این آیه امامان معصوم (علیهم السلام) می باشند، و حکم داودی عبارت از اینست که داور به علم خود داوری کند و مطالبه شاهد نکند، و هنگامی که به داور از طرف خداوند چنین علم قطعی داده شود و مصونیّت او از لغزش، از طرف خداوند بیمه شود هیچ مانعی ندارد، و جای شگفت نیست، آنچه شگفت انگیز است، اینست که ما ناگزیریم در مقابل کسانیکه قدرت تشخیص معصوم از غیرمعصوم ندارد، از پیشوایان خود دفاع کنیم که چگونه امامی معصوم برطبق علم خود بدون نیاز به شاهد و بیّنه داوری می کند، در حالیکه این انتقادگران بی تمیز، از داوریهای داوران خود هرگز دچار شگفت نشده اند که بدون علم و یقین، و بدون شاهد و گواه، داوری می کنند به شرط اینکه رشوه ایکه به عنوان حقّ الزّحمه یا هدیه می پذیرند معتنا به باشد!. از این سوداگران دین فروش تعجّب نمی کنند ولی از اینکه تنها بازمانده از حجّتهای پروردگار به اتّکاء علم خود داوری کند و گواه مطالبه نکند؛ تعجّب می کنند!.

↑صفحه ۶۴۴↑

۸۹۹ - «یأمر منادیا فینادی: هذا هو المهدیّ یقضی بقضاء داود و سلیمان، لا یسأل بیّنه».
«به منادی دستور می دهد که اعلام کند: این مهدی (عجّل الله فرجه) است که براساس داوریهای حضرت داود و حضرت سلیمان (علیهما السلام) داوری می کند و مطالبه شاهد نمی کند».
طبیعی است که هنگامی که حاکم به چیزی یقین پیدا کند برطبق آن حکم صادر می کند و جای انتقادی باقی نمی ماند، زیرا اگر از او بپرسند که چرا چنین حکمی صادر کردی؟ در پاسخ می گوید: گواهان گواهی دادند، قرائن صدق موجود بود، شاهد دیگری برخلاف نبود، بر من یقین آمد و من طبق یقین خود داوری کردم، و همگی او را معذور می دانند. اگر قاضی بگوید که من با چشم خود دیدم و داوری کردم، دیگر کسی اعتراض نمی کند، چون فرق بسیار است بین دیدن و شنیدن، که از قدیم گفته اند: فاصله حقّ و باطل چهار انگشت است، یعنی به مقدار فاصله چشم و گوش، اگر با چشم خود دیدی بپذیر، اگر با گوش خود شنیدی توقّف کن، تا دلیل قطعی بر نفی یا اثبات آن پیدا کنی. در مورد «دیدن» دیگر فرق نمی کند که با دو چشم مادّی باشد (نظیر ما) یا با بصیرت باطن باشد مانند امام، که خداوند حقایق جهان را در معرض دید باطنی امام (علیه السلام) قرار می دهد، که هیچ یقینی بالاتر از آن نخواهد بود که حتّی خطای باصره نیز آنجا راه ندارد، امام باقر (علیه السلام) در این باره می فرماید:
۹۰۰ - «اللّه أعزّ و أجلّ و أکرم من أن یفرض طاعه عبد یحجب عنه علم سمائه و أرضه».
«خدای تبارک و تعالی برتر و والاتر از آنست که اطاعت بنده ای را بر همگان واجب کند ولی چیزی از دانشهای زمین و آسمانها را از او پوشیده بدارد».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این مورد می فرماید:
۹۰۱ - «إذا خرج القائم، لم یقم بین یدیه أحد من خلق الرّحمن إلاّ عرفه: صالح هو أم طالح!. ألا و فیه آیه للمتوسّمین، و هی السّبیل

↑صفحه ۶۴۵↑

المقیم».
«چون قائم (عجّل الله فرجه) قیام کند، احدی از بندگان خدا در روبروی او قرار نمی گیرد جز اینکه او را به طور قطع می شناسد که آیا بنده شایسته است یا بنده نکوهیده؟! آگاه باشید که در او نشانه ایست برای هوشمندان، و او در راهی پابرجاست».
۹۰۲ - «بینا الرّجل علی رأس القائم یامرو ینهی، إذ أمر بضرب عنقه. فلا یبقی أحد بین الخافقین إلاّ خافه».
«ناگهان در موقعی که برخی از زورمداران مشغول امر و نهی هستند، قائم (عجّل الله فرجه) دستور می دهد که او را گردن بزنند. در شرق و غرب جهان کسی نمی ماند جز اینکه دچار رعب و وحشت می شود».
پیشتر از امام باقر (علیه السلام) نقل کردیم که فرمود:
۹۰۳ - «... (و الإمام) یری من خلفه کما یری من أمامه».
«امام (علیه السلام) کسی را که در پشت سرش قرار دارد، همانند کسیکه در پیش رویش قرار دارد؛ می بیند».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این زمینه می فرماید:
۹۰۴ - «... یبعث إلی رجل لا یعلم النّاس له ذنبا فیقتله!. حتّی أنّ أحدا یتکلّم فی بیته فیخاف أن یشهد علیه الجدار!».
«دستور می دهد کسی را که مردم از جرم او بی خبرند، دستگیر کرده، می آورند و گردن می زنند. کسی که در خانه خود سخن می گوید، بیم آنرا دارد که در و دیوار بر او گواهی بدهند».
چنین آگاهی وسیع از تنها بازمانده از حجّتهای پروردگار که برای اصلاح جهانی برگزیده شده، جای شگفت نیست که این تعبیر از چند تن از معصومین (علیهم السلام) رسیده است:
۹۰۵ - «ألا إنّ الإمام لیسمع من بطن أمّه، فإذا ولد خطّ بین کتفیه: (وَ تَمَّتْ کَلِمَهُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ

↑صفحه ۶۴۶↑

اَلْعَلِیمُ) فإذا صار الأمر إلیه جعل الله له عمودا من نور، یبصر به ما یعمل أهل کلّ بلده!».
«امام هنگامی که در شکم مادر است می شنود، چون دیده به جهان گشاید، در میان شانه هایش نوشته می شود: [سخن پروردگارت به راستی و عدالت به پایان رسید، کسی قدرت تغییر کلمات او را ندارد. که او شنوا و داناست]، چون امامت به او برسد، خداوند برای او عمودی از نور عطا کند که به وسیله آن اعمال مردم هر شهری را می بیند».
ما از طرز کار این عمود نورانی بی خبریم، نمی دانیم که آیا چون ماهواره کار می کند؟ یا چون رادار کار می نماید؟! یا چون آنتن تلویزیون است؟! و یا هیچ شباهتی به آنها ندارد؟! آنچه مسلّم است اینست که او دقیقا از اعمال و رفتار سپاهیان، فرماندهان و دیگر مسئولین کشوری آگاه می شود بدون اینکه چون دیگر زمامداران به گزارشگر و دفتردار و سازمانهای دفترداری نیازمند باشد.
امیر مؤمنان (علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
۹۰۶ - «... و ینصب له عمود من نور، من الأرض إلی السّماء، یری فیه أعمال العباد».
«برای او عمودی از نور، از زمین تا آسمان نصب می شود، که اعمال بندگان را در آن می بیند».
و در تفسیر آیه شریفه: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی الله عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»:
«بگو عمل کنید که خدا و پیامبر و مؤمنان، اعمال شما را می بینند»، فرمود:
۹۰۷ - «ای الأئمّه (ع) واحدا بعد واحد، یرون أعمال الأولیاء و الأعداء!».
«مقصود از مؤمنان، امامها هستند که هر یکی پس از دیگری اعمال دوست و دشمن را می بیند».
وقتی بشر امروزی توسّط رادارها و دیگر مراکز فضائی، در نقطه ای نشسته، از جابه جا شدن سفینه های فضائی در خارج از کره خاکی آگاه می شود و به هنگام لزوم دستورات لازم را به فضانوردان صادر می کند و یا از مراکز

↑صفحه ۶۴۷↑

فرماندهی، دشمن را زیر نظر گرفته، از جابه جا شدن سپاه دشمن آگاه می شود، برای حجّت خدا بسیار طبیعی است که خداوند چنین قدرتی عطا فرماید تا از کردار همگان آگاه باشد و هر جرم و جنایتی را با همان قدرت خدادادی ببیند و به موقع مجرم را دستگیر و مجازات کند، اگرچه شاهد و گواهی نباشد، تا هیچ جنایتی در قلمرو حکومت او واقع نشود و هیچ خونی هدر نرود و هیچ حقّی پایمال نشود. از این رهگذر به طوریکه در روایت نیز وارد شده، منظور از مؤمنان در این آیه امامان معصوم (علیهم السلام) می باشند، و اگر آنها مصداق این آیه نباشند پس چه کسی می تواند مصداق این آیه باشد؟ پرواضح است که در مورد هیچ شخص دیگری چنین ادّعائی نشده است. و لذا تردیدی نمی ماند در اینکه مؤمنانی که قرآن صریحا خبر داده که بر اعمال ما واقف هستند و اعمال ما را می بینند، امامان معصوم هستند و بس.
روایات دیگری این معنی را تأیید می کند، که از آن جمله است روایت امیر مؤمنان (علیه السلام) که می فرماید:
۹۰۸ - «لیس یغیب عنّا مؤمن فی شرق الأرض و لا فی غربها».
«هیچ مؤمنی در شرق و غرب جهان نیست که اعمالش از ما پوشیده باشد».
ابو حمزه نصیر، خادم امام حسن عسکری (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) خادمهای زیادی از ترک و رومی و صقلابی (اسلاوها) داشت و مکرّر دیده شده که با آنها با زبان خودشان سخن می گفته است. ابو حمزه دچار شگفت شده که امام حسن عسکری (علیه السلام) در مدینه متولّد شده، و تا رحلت امام هادی (علیه السلام) او را بر کسی عرضه نکرده اند، پس چگونه این همه زبانهای مختلف را یاد گرفته است؟! چون این مطلب در دل ابو حمزه خطور کرد، امام حسن عسکری (علیه السلام) به سوی او روی کرد و فرمود:
۹۰۹ - «إنّ الله (عزّ و جلّ) أبان حجّته من سائر خلقه. و أعطاه معرفه کلّ شیء. فهو یعرف اللّغات و الأنساب و الحوادث. و لو لا ذلک لم یکن بین الحجّه و المحجوج فرق».

↑صفحه ۶۴۸↑

«خدای تبارک و تعالی حجّت خود را از دیگر مخلوقاتش ممتاز آفریده، شناخت هر چیزی را به او عطا فرموده، او همه زبانها، نسب ها و رویدادها را می داند، وگرنه میان حجّت خدا و دیگران فرقی نمی شد».
امام هشتم (ع) نیز در این زمینه می فرماید:
۹۱۰ - «الإمام یسأل فیجیب، و إن سکت عنه ابتدأ. و یخبر ما فی غد، و یکلّم النّاس بکلّ لسان».
«از امام (علیه السلام) سؤال می شود، او پاسخ می دهد؛ اگر سؤال نشود، او خود آغاز می کند؛ از آنچه در آینده روی خواهد داد، خبر می دهد؛ و با هر کسی با زبان خود سخن می گوید».
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: «الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ لِلّهِ» فرمود:
۹۱۱ - «الملک للّه الیوم، و قبل الیوم، و بعد الیوم، و لکن إذا قام القائم لم یعبد إلاّ الله (عزّ و جلّ)».
«سلطنت امروز از آن خداست، سلطنت دیروز نیز از آن خدا بود، سلطنت فردا نیز از آن خداست، لکن هنگامی که قائم ما قیام کند، جز خدای تبارک و تعالی پرستیده نمی شود».
۹۱۲ - «یرفع المذاهب، فلا یبقی إلاّ الدّین الخالص».
«همه ادیان و مذاهب از روی زمین برداشته می شود و جز دین خالص باقی نباشد».
۹۱۳ - «المهدیّ إذا خرج یفرح به جمیع المسلمین: خاصّتهم و عامّتهم».
«چون مهدی (عجّل الله فرجه) خارج شود، از همه مسلمانان رفع گرفتاری شود و برای همه آنها اعمّ از خواصّ (شیعه) و عوام (سنّی) فرج حاصل گردد».
۹۱۴ - «یرضی عن خلافته أهل الأرض، و أهل السّماء و الطّیر فی الجوّ».

↑صفحه ۶۴۹↑

«از خلافت او ساکنان زمین و آسمان و پرندگان در هوا خشنود می شوند».
۹۱۵ - «یفرّق المهدیّ أصحابه فی جمیع البلدان، و یامرهم بالعدل و الإحسان، و یجعلهم حکّاما فی الأقالیم، و یامرهم بعمران المدن».
«حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) یارانش را در همه شهرها پراکنده می کند و به آنها دستور می دهد که عدل و احسان را شیوه خود سازند و آنها را فرمانروایان کشورهای جهان گرداند و به آنها فرمان می دهد که شهرها را آباد سازند».
۹۱۶ - «یبعث إلی امرائه بسائر الأمصار بالعدل بین النّاس».
«والیان خود را به شهرها می فرستد و دستور می دهد که عدالت را در میان مردم پیاده کنند».
۹۱۷ - «یلعق المساکین الزّبد!. و فی أیّام دولته تطیب الدّنیا و أهلها».
«به بینوایان طعم کره را می چشاند و در روزگار او دنیا پاکیزه شود و اهل دنیا نیکو می شوند».
در این حدیث منظور از بی نوا و مسکین، فقیر نیست، چون بدون تردید در زمان او فقیری نخواهد بود، بلکه منظور از آن پیرمردان، پیرزنان و دیگر افرادی که قدرت کار و تلاش ندارند، مانند ناقص العضوها، زمین گیرها و امثال آنها. که آنها نیز در دولت مهدی (عجّل الله فرجه) محروم نخواهند بود، حتّی افرادی با اخذ اجرت از بیت المال مسئول حفاظت از آنها بوده، با گذشتن لقمه در دهان آنها، طعم غذاها را به آنها خواهند چشانید.
و منظور از پاکیزه شدن دنیا، پاکیزه شدن آن از کینه و خشم و حسد و دیگر صفات نکوهیده است، که با وجود آنها زندگی گوارا نیست و پس از برچیده شدن آنها زندگی گوارا و آرامش بخش می گردد. در عصر مهدی (عجّل الله فرجه) همگی از پرستش غیر خدا رهائی یافته بر بندگی و اطاعت حق تعالی گرد می آیند و بدینگونه ریشه و انگیزه کینه توزیها از بین می رود.

↑صفحه ۶۵۰↑

۹۱۸ - «فو الله لیرفع عن الملل و الأدیان الاختلاف، و یکون الدّین کلّه واحدا کما قال جلّ ذکره: انّ الدّین عند الله الاسلام».
«به خدا سوگند که ناهماهنگی ادیان و مذاهب از بین می رود و فقط یک دین در سراسر گیتی حکومت می کند، چنانکه خدای تبارک و تعالی فرموده: به راستی دین در نزد خدا عبارت از اسلام است و بس».
آری دین فقط اسلام است و آن تسلیم در برابر ندای فطرت، تسلیم در برابر وحدانیّت، قدرت، عظمت و دیگر صفات جلالی و جمالی خداوند ازلی و سرمدی است. که همه پیامبران به سوی او دعوت نموده اند و ریشه همه ادیان یکی است و آن همان رشته گسترده ایست که از زمان آدم ابو البشر توسّط پیک وحی بر دل پیامبران درخشیده و با خاتم رسل حضرت محمّد بن عبد الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) به اوج کمال رسیده است. از بررسی آیات قرآنی استفاده می شود که دین همواره یکی بوده و آن اسلام بوده و همه شریعتها در زمان صاحب شریعت به نام اسلام تشریع شده، و نامهای دیگری چون یهودیت و مسیحیت و غیر آنها بعدا اختراع شده است و اینک به چند آیه در این زمینه توجّه فرمائید:
۱ - «مِلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیمَ هُوَ سَمّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ».
«آئین پدرتان حضرت إبراهیم (علیه السلام) که او شما را مسلمان نام نهاد».
۲ - «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ، وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَکَ».
«پروردگارا ما را مسلمان و تسلیم اوامر خود قرار بده، از اولاد ما نیز امّتی مسلمان و تسلیم فرمان خود قرار بده». (از زبان حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل (علیهما السلام)).
۳ - «حَتّی إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ، قالَ: آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ، وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ».
«چون او - فرعون - را حالت غرق شدن فراگرفت، گفت: من ایمان آوردم که جز خداوندیکه بنی اسرائیل به او ایمان آورده اند، معبود دیگری نیست و من از اسلام آورندگانم». (از زبان فرعون).
۴ - «وَ أْتُونِی مُسْلِمِینَ».

↑صفحه ۶۵۱↑

«در حال اسلام به سوی من بشتابید». (از نامه حضرت سلیمان به بلقیس).
۵ - «وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمانَ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».
«من نیز همراه سلیمان (ع) به خداوندیکه پروردگار عالمیان است اسلام آوردم». (از زبان بلقیس).
۶ - «نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ، آمَنّا بِاللّهِ، وَ اشْهَدْ بِأَنّا مُسْلِمُونَ»
«ما یاوران خداوندیم، به خدا ایمان آوردیم. تو گواه باش که ما اسلام آورده ایم». (از زبان حواریّون حضرت عیسی (علیه السلام)».
۷ - «وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً».
«آنکه در آسمانها و زمین است، خواه ناخواه تسلیم فرمان اوست».
۸ - «لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».
«در میان هیچکدام از آنها - پیامبران - ما فرق نمی گذاریم و ما برای او اسلام آورده ایم». (از زبان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)).
۹ - «فَما وَجَدْنا فِیها غَیْرَ بَیْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ».
«جز یک خانه در آنجا از مسلمانان نیافتیم». (از زبان فرشتگان در مورد قوم حضرت لوط).
۱۰ - «قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».
«گفتند: خدای ترا می پرستیم که خدای پدرانت ابراهیم، اسماعیل و اسحاق است، که خداوندی یکتاست و ما برای او اسلام آورده ایم». (از زبان اولاد حضرت یعقوب، خطاب به او به هنگام رحلتش).
از بررسی آیات فوق استفاده می شود که همه شرایع آسمانی در زبان صاحب شریعت «اسلام» نام داشته است. از این رهگذر، قرآن کریم در آیات یاد شده از زبان حضرت إبراهیم (علیه السلام)، حضرت اسماعیل (ع)، پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم)، حواریّون حضرت عیسی (علیه السلام)، اولاد حضرت یعقوب (ع)، بلقیس، فرعون و فرشتگان نقل می کند که به هنگام بحث از باورداران و گروندگان به آئین حقّ، لفظ «مسلم» و «مسلمین» به کار می برده اند، اگرچه ما آنها را به نامهائی دیگر شناخته ایم و این نامها به تناسبهای دیگری اتّخاذ شده است و هیچ منافاتی ندارد

↑صفحه ۶۵۲↑

که اسم کلّی همه ادیان آسمانی در نزد حضرت پروردگار همان اسلام باشد.
برمی گردیم به احادیث دولت حق از زبان پیشوای ششم، امام صادق (علیه السلام):
پیرمرد کهنسالی به محضر امام صادق (علیه السلام) رسید و عرض کرد: پسرم به من جفا کرد و حقوق پدری را رعایت نکرد. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
۹۱۹ - «أوما علمت أنّ للحقّ دوله، و للباطل دوله، و کلاهما ذلیل فی دوله صاحبه؟!. فمن أصابته دوله الباطل اقتصّ منه فی دوله الحقّ».
«مگر نمی دانی که برای حق دولتی است و برای باطل نیز دولتی است، و هر یکی در دولت دیگری خوار و بی مقدار است. کسیکه در دولت باطل مورد ستم قرار بگیرد در دولت حق، از او رفع ستم می شود».
۹۲۰ - «ما لمن خالفنا فی دولتنا من نصیب!. إنّ الله قد أحلّ لنا دماءهم عند قیام قائمنا. فالیوم محرّم علینا و علیکم ذلک فلا یغرّتّک أحد!.
إذا قام قائمنا انتقم للّه و لرسوله و لنا أجمعین».
«برای مخالفین ما، در دولت ما نصیبی نیست، خداوند به هنگام قیام قائم ما خون آنها را بر ما حلال کرده است. امروز خون آنها بر ما و شما حرام است، کسی شما را گول نزند. هنگامی که قائم ما (عجّل الله فرجه) قیام کند، انتقام خدا و پیامبر و ما را خواهد گرفت».
۹۲۱ - «کأنّی أری نزول القائم فی مسجد السّهله بأهله و عیاله.
کان فیه منزل إدریس، و کان منزل إبراهیم خلیل الرّحمن، و ما بعث الله نبیّا إلاّ و قد صلّی فیه. و فیه مسکن الخضر، و المقیم فیه کالمقیم فی فسطاط رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و ما من مؤمن و لا مؤمنه إلاّ و قلبه یحنّ إلیه. و ما من یوم و لا لیله إلاّ و الملائکه یاوون إلی هذا المسجد یعبدون الله فیه!».
«گوئی قائم (عجّل الله فرجه) را با چشم خود می بینم که با اهل و عیالش در مسجد سهله فرود می آید. آنجا منزل حضرت ادریس (ع) است، آنجا منزل حضرت ابراهیم خلیل الرّحمان است. خداوند هیچ پیامبری نفرستاده جز اینکه در مسجد سهله نماز گزارده است. آنجا منزل حضرت خضر (علیه السلام)

↑صفحه ۶۵۳↑

است. کسیکه در آنجا اقامت کند همانند کسیست که در خیمه حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله و سلم) اقامت کند. هیچ مرد و زن مؤمن یافت نمی شود جز اینکه دلش به سوی آن مسجد کشیده می شود. در هر شب و روز فرشتگان به سوی این مسجد می شتابند و در آنجا به پرستش حق تعالی می پردازند».
در احادیث ملاحم (نویدهای غیبی مربوط به آینده) بسیار دیده می شود که معصومین (علیهم السلام) نویدهای خود را با جمله «گوئی با چشم خود می بینم» آغاز می کنند، این تعبیر برای اهمیّت و قطعیّت موضوع است و می خواهند تصریح کنند که این قضیّه حتمی است و بی تردید تحقّق خواهد یافت، که همه اینها به صورت عهدی نوشته شده و در پیش آنها موجود است. و آنها در این امر از پروردگار خود بیّنه و برهان دارند. و آنچه جدّ بزرگوارشان حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) از پروردگار دانا و توانا آورده، به آن ایمان قطعی دارند. به علاوه آنچه در گذشته انجام شده، و در حال انجام شدن است، و در آینده انجام خواهد شد، به گونه ایکه از حیطه فکری ما بیرون است، برای اولیای الهی مکشوف است تا دلیل امامت و پیشوائی آنها بر دیگر مردمان باشد و گواه گزینش آنان از طرف خدای قادر متعال بر این منصب الهی باشد. قرآن کریم در داستان حضرت خضر (علیه السلام) در مورد شکستن کشتی، کشتن جوان و ساختن دیوار، قسمتی از این مطالب غیبی و کشفی را از زبان حضرت خضر (علیه السلام) نقل می کند، و حقایق فراوانی از این مطالب از زبان پیشوایان معصوم در پیرامون قیام و نهضت جهانی مصلح غیبی به ما رسیده است:
روزی از روزها، امام صادق (علیه السلام) در نقطه ای در پشت کوفه دو رکعت نماز گزارد و به یار باوفایش ابان بن تغلب فرمود:
۹۲۲ - «(هذا) موضع منزل القائم (علیه السلام)!».
«اینجا محّل خانه قائم (عجّل الله فرجه) است».
۹۲۳ - «دار ملکه الکوفه، و مجلس حکمه جامعها. و بیت سکنه، و بیت ماله، و مقسم غنائم المسلمین: مسجد السّهله. و موضع خلواته:
الذّکوات البیض من الغریّین».
«مرکز سلطنت او کوفه است، مرکز قضاوت او مسجد اعظم کوفه

↑صفحه ۶۵۴↑

است، محلّ زندگی و مرکز بیت المال و محلّ تقسیم غنائم جنگی مسجد سهله است، و محلّ خلوت او تپّه های سفید و نورانی نجف اشرف می باشد».
وه چه جای خلوتی، در کنار تربت پاک جدّ بزرگوارش امیر مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران، علّی بن ابی طالب (علیه السلام)
یکبار دیگر در محضر پیشوای ششم شیعیان، از مسجد سهله یادی شد، فرمود:
۹۲۴ - «أما إنّه منزل صاحبنا إذا قدم بأهله».
«آنجا منزل صاحب ماست هنگامی که با اهلبیت خود وارد شود».
۹۲۵ - «من کان له دار بالکوفه فلیتمسّک بها!».
«هرکس در کوفه خانه ای داشته باشد، شدیدا مواظب آن باشد و آنرا از دست ندهد».
سپس شکوفائی کوفه در دولت حقّ را توصیف کرده می فرماید:
۹۲۶ - «لا یبقی مؤمن إلاّ کان بها و حوالیها. و لیبلغنّ مجاله الفرس منها ألفی درهم!. و لیصیّرنّ الکوفه أربعه و خمسین میلا!. و لیودّنّ أکثر النّاس أنّه اشتری شبرا من أرض السّبیع بشبر من ذهب. و لتجاورنّ قصورها قصور کربلاء، و لیصیّرنّ کربلاء معقلا و مقاما تختلف فیه الملائکه و المؤمنون، و لیکوننّ لها شان من الشّأن!!!».
«مؤمنی نمی ماند جز اینکه در کوفه و حوالی آن مستقرّ می شود، محلّ گردش یک اسب به دو هزار درهم می رسد، قطر کوفه به ۵۴ میل می رسد و بیشتر مردم آرزو می کنند که ایکاش بتوانند یک وجب از سرزمین «سبیع» (۱)را به یک وجب طلا خریداری کنند! ساختمانهای کوفه به ساختمانهای کربلا متّصل شده کربلا را در خود جای می دهد و آنجا را بارگاهی می سازند که محلّ آمد و شد فرشتگان و مؤمنان می شود، و برای آن مقامی بس رفیع خواهد بود».
امام صادق (علیه السلام) در روزگاریکه شیعیان سخت ترین روزها را در کوفه سپری می کردند و از زندانی به زندانی دیگر، و از تبعیدگاهی به تبعیدگاهی دیگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) - محلّه ای در کوفه. (مترجم)

↑صفحه ۶۵۵↑

منتقل می شدند، از دولت حق، شکوفائی کوفه در دولت حق، و بالا رفتن ارزش زمین در آن زمان سخن می گوید و خبر می دهد که قیمت یک وجب زمین در سرزمین «سبیع» از محلاّت کوفه به یک وجب شمش طلا می رسد!. چنین خبر قطعی برای او و نیاکان معصوم او از کجا رسیده؟ آیا جز خاندانی که پیک وحی بر آنها نازل شود، شخص دیگری می تواند از آینده چنین خبر دهد؟!. پس از شناخت مقام رفیع خاندان عصمت و طهارت، و ارتباط آنها با مبدء وحی، جای شبهه و تردید برای انسان نمی ماند. شخص عاقل هرگز نمی تواند از این خبرهای روشن و عالی به سادگی عبور کند و در مضامین آنها دقّت نکند و در مبدء آنها اندیشه نکند، و عظمت والای گوینده آنرا مورد تحلیل قرار ندهد.
یکبار دیگر از امام صادق (علیه السلام) در پیرامون مساجد سقفدار پرسیدند، که آیا نماز در آنها مکروه هست؟ فرمود:
۹۲۷ - «نعم، ولکن لا تضرّکم الصّلاه فیها. و لو قد کان العدل، لرأیتم کیف یصنع فی ذلک!. إذا نزل القائم فی الکوفه أمر بهدم المساجد الأربعه حتّی یبلغ أساسها و یصیّرها عریشا کعریش موسی. و تکون المساجد کلّها جمّاء لا شرف لها، کما کان علی عهد رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم). و یوسّع الطّریق الأعظم و یهدم کلّ مسجد علی الطّریق، و یکسر کلّ جناح و یسدّ کلّ کوّه إلی الطّریق... و یهدم کلّ جناح و کنیف و میزاب إلی الطّریق!.
و یامر الله الفلک فی زمانه فیبطئ دورانه حتّی یکون الیوم فی أیّامه کعشره من أیّامکم، و الشّهر کعشره أشهر، و السّنه کعشره من سنیکم».
«آری، ولکن نماز گزاردن در آنها به شما آسیبی نمی رساند، امّا هنگامی که عدالت پیاده شود، خواهید دید که با این مساجد چگونه رفتار خواهد شد. چون قائم (عجّل الله فرجه) در کوفه فرود آید به تخریب چهار مسجد (۱)در آن دستور می دهد، تا برپایه های اوّلی بنیاد گردد، و آنها را چون خیمه اجتماع حضرت موسی هموار و مرتفع می سازد، همه مساجد را هموار می سازد تا محلّ مرتفعی در آنها نباشد، آنچنانکه در عهد پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) بود.
جادّه های اصلی را توسعه دهد، هر مسجدی که بر سر راه باشد تخریب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) - مساجد کوفه، سهله، صعصعه و زید.

↑صفحه ۶۵۶↑

می کند، بالکنها را می شکند و پنجره هائی که به کوچه باز شود، می بندد.
هر بالکن، فاضل آب و ناودانی را که به کوچه ها باشد، از بین می برد.
خداوند در عهد او به چرخ گردون فرمان می دهد که آرامتر بگردد، که مقدار یک روز در روزگار او معادل ۱۰ روز از روزهای شما باشد، و هر ماهی به مقدار ۱۰ ماه و هر سالی به مقدار ۱۰ سال از سالهای شما باشد».
۹۲۸ - «إذا تناهت الأمور إلی صاحب هذا الأمر، رفع الله تعالی له کلّ منخفض من الأرض، و خفض کلّ مرتفع، حتّی تکون الدّنیا عنده بمنزله راحته. فأیّکم لو کانت فی راحته شعره لم یبصرها؟!!».
«هنگامی که امور به صاحب امر (عجّل الله فرجه) منتهی شود، خداوند همه نقاط پست زمین را برای او پر می کند و همه نقاط مرتفع جهان را برای او هموار سازد، تا همه کره خاکی همچون کف دست او در افق دید او قرار بگیرد. اگر یکی از شما موئی در کف دست داشته باشید، مگر ممکن است که از دیدن آن ناتوان باشید؟! همه جهان برای او چنین خواهد بود».
در این حدیث به صراحت اعلام شده که جهان در تحت سیطره او همچون کف دست آنحضرت خواهد بود و هیچ نقطه ای از زمین بر آنحضرت پوشیده نخواهد بود. و پس از آنکه فراز و نشیبهای آن هموار گردد با آن عمود نورانی که قبلا در ضمن احادیث شریفه گذشت و همواره در اختیار آنحضرت است بر تمام اقطار و اکناف زمین مسلّط خواهد بود. با تجهیزات نظامی امروز که از رادارها، بی سیمها و دیگر ابزار استخباری بهره می گیرند و به مقدار فراوانی از جابه جا شدن دشمن مطّلع می شوند، روایات مربوط به حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) تا حدّی روشن می گردد، که طبق روایات، یک عمود نورانی به وسعت فاصله زمین تا آسمان در اختیار آنحضرت است و همه رویدادهای جهان در آن منعکس می باشد، و از اعمال مردم به وسیله آن آگاه می شود.
از امام ششم پرسیدند: سالها چگونه طولانی می شود؟ فرمود:
۹۲۹ - «یامر الله تعالی الفلک باللبّوث و قلّه الحرکه، فتطول الأیّام لذلک و السّنون».

↑صفحه ۶۵۷↑

«خداوند تبارک و تعالی به فلک دستور می دهد که آرامتر گردش کند. با کند شدن گردش چرخ گردون، روزها، ماهها و سالها طولانی می شود. عرض کردند: دانشمندان می گویند: اگر گردش فلک تغییر یابد تباه می شود!. فرمود: آن سخن ملحدان است، امّا مسلمانها راهی به این حرفها ندارند، خداوند برای رسول گرامی اش ماه را شکافت (شقّ القمر)، برای او و پیش از او برای یوشع بن نون خورشید را برگردانید (ردّ الشمس)، و از دراز شدن روزهای قیامت خبر داد که هر روزش به مقدار هزار سال از سالهای دنیاست».
نگارنده هرگاه از این مطالب دچار شگفت شود، با خود می گوید: چرا از خود خورشید تعجّب نمی کنی؟! که ملیونها سال پیش خداوند آنرا به صورت یک گلوله آتشین آفریده، در این مدّت طولانی نورش کم فروغ نشده، حرارتش به سردی نگرائیده، و نمی دانیم که موادّ گداخته آن پس از اشتعال چه می شود؟!، و بدل آن از کجا تأمین می شود؟!، و چگونه در طول ملیونها سال بدون کم وزیاد شدن نور و حرارتش باقی مانده است؟!، و همچنین باقی می ماند تا روز موعود فرا رسد که قرآن کریم می فرماید:
«فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ، وَ خَسَفَ الْقَمَرُ، وَ جُمِعَ الشَّمْسُ، وَ الْقَمَرُ، یَقُولُ الْإِنْسانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ».
«هنگامی که دیده ها خیره شود، ماه خسوف کند، خورشید و ماه در کنار یکدیگر قرار بگیرند، انسان در آنروز می گوید: جای فرار کجاست؟!»
به طوریکه از مرگ و حساب و برانگیخته شدن روز رستاخیز چاره و فراری نیست، از باور کردن این حقایق نیز چاره ای نیست که اینها از منابع مورد اعتماد، از پیشوایان معصوم و متّکی به مبدء وحی، سرچشمه گرفته است.
از روایت فوق نتیجه می گیریم که روزها، ماهها و سالهای دولت حقّه ده برابر روز، ماه و سال از دیگر زمانهاست و این معنی به اضافه ارزش معنوی و غیرقابل وصف آن روزهای مسعود، تا حدّی کوتاه بودن مدّت حکومت حقّه را جبران می کند ولی به هرحال، رقمهائی چون ۷،۹،۱۷،۷۰ و ۳۰۹ که در احادیث آمده است، نسبت به عمر طولانی و نویدهای جهانی همه پیامبران و

↑صفحه ۶۵۸↑

انتظار دهها قرن از طرف همه ملّتها و امّتها، کوتاه است. که امیدواریم ما نیز برای چنین روزهای مسعود و مبارک، اهل و شایسته باشیم. ان شاء اللّه.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد آن روزهای مسعود می فرماید:
۹۳۰ - «... و تشرق الأرض بنور ربّها، و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب».
«زمین با نور پروردگارش منوّر می شود و سلطنت او همه شرق و غرب جهان را دربرمی گیرد».
معلّی بن خنیس به محضر امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: جانم به فدایت از خلافت بنی فلان (بنی عبّاس) و عیش و نوش آنان سخن گفتید، اگر امر در دست شما بود و این قدرت به دست شما می رسید، ما نیز روزهای خوش و خرّمی در زیر سایه شما داشتیم. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
۹۳۱ - «هیهات یا معلّی!. أما و الله لو کان ذاک، ما کان إلاّ سیاسه اللّیل و سیاحه النّهار، و لبس الخشن و أکل الجشب، فزوی ذلک عنّا... فهل رأیت ظلامه قطّ صیّرها الله نعمه إلاّ هذه؟!!».
«نه هرگز چنین نیست، ای معلّی! به خدا سوگند اگر قدرت در دست ما بود، شبها به تدبیر امور و روزها به تلاش و کوشش می پرداختیم، جامه ای خشن بر تن داشتیم و غذای بی خورشت می خوردیم، ولی از ما گرفته شد و شما زندگی راحتی به دست آوردید، آیا در جهان ستمی دیده اید که موجب آسایش مردم باشد جز این؟!»
در حکومت حقّه حضرت علی (علیه السلام) همگان از نعمت عدالت برخوردار بودند ولی شیوه زندگی امیر مؤمنان (علیه السلام) صفحات تاریخ را منوّر ساخته است، در مورد حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) نیز چنانکه در روایتهای پیشین گذشت، همگان از نعمت و آسایش و آرامش برخوردار می شوند ولی شخص امام (عجّل الله فرجه) جامه ای خشن می پوشد و از حدّاقل زندگی استفاده می کند و بر مسئولان کشوری نیز سخت می گیرد. از اینجا استفاده می شود که اگر خلافت غصب نمی شد و به دست معصومین (علیهم السلام) می رسید آنها نیز همین روش را دنبال می کردند و شیعیان نزدیکی چون معلّی بن خنیس نیز طبعا از لذّتهای مادّی و آسایشهای ظاهری

↑صفحه ۶۵۹↑

محروم می شدند، از این رهگذر امام صادق (علیه السلام) می فرماید: غصب خلافت ستمی است که وبالش بر غاصبان خلافت است، ولی همین ستم بر امثال معلّی بن خنیس وسیله آسایش ظاهری شده است. در اینجا یادآوری این نکته لازمست که چون معلّی بن خنیس از نظر عیش و نوش مسئله را طرح کرده بود، امام (علیه السلام) چنین پاسخ فرمود، وگرنه در قاموس ائمّه دنیا ارزش آنرا ندارد که چنین آسایشها و نعمتهائی، در برابر غصب خلافت، نعمت به شمار آید و مقداری از عظمت فاجعه بکاهد.
از محضر امام صادق (علیه السلام) از تفسیر آیه شریفه:
«مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَهِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ»:
«هرکس متاع آخرت را بخواهد، متاع او را افزایش می دهیم»
سؤال کردند، فرمود:
۹۳۲ - «یستوفی نصیبه من دولتهم الأئمّه (علیهم السلام): (و من کان یرید حرث الدّنیا نؤته منها و ما له فی الآخره من نصیب): الدّنیا نؤته منها، و ما له فی الآخره من نصیب: لیس له فی دوله الحقّ مع القائم نصیب».
«امامان (علیهم السلام)، نصیب او را در دولت حقّ استیفاء می کنند:
[امّا کسیکه متاع دنیا را بخواهد، از متاع دنیا به او می دهیم ولی در آخرت نصیبی ندارد]یعنی در دولت حقّ و در کنار قائم (عجّل الله فرجه) نصیبی نخواهد داشت».
۹۳۳ - «دولته آخر الدّول، و خیر الدّول، تعقب جمیع الملوک، بحیث لم یبق أهل بیت لهم دوله إلاّ ملکوا قبله، لئلاّ یقولوا إذا رأوا سیرته:
إذا ملکنا سرنا بسیره هؤلاء، و هو قول الله (عزّ و جلّ): وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ».
«دولت او آخرین و بهترین دولتهاست، پس از پایان همه دولتها می آید، هیچ خاندانی نیست که حکومتی برای آن مقدّر باشد، جز اینکه پیش از او به حکومت می رسد. تا هنگامی که ما به قدرت رسیدیم کسی نگوید که اگر ما نیز به قدرت می رسیدیم، اینچنین رفتار می کردیم، و اینست معنای کلام خدا که فرموده: وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ عاقبت از آن پرهیزکاران است».

↑صفحه ۶۶۰↑

۹۳۴ - «لکلّ اناس دوله یرقبونها و دولتنا فی آخر الدّهر تظهر».
«برای هر قومی دولتی هست که فرا رسیدن آنرا انتظار می کشند، ولی دولت ما در آخر الزّمان ظاهر می شود».
۹۳۵ - «لیس بعد دوله القائم (علیه السلام) لأحد دوله!».
«بعد از دولت قائم (عجّل الله فرجه) برای احدی دولتی مقدّر نشده است».
۹۳۶ - «بین وفاه القائم (علیه السلام) و بین القیامه أربعون یوما!».
«در میان وفات قائم (عجّل الله فرجه) و آغاز رستاخیز چهل روز فاصله هست».
و در مورد آن روزهای نامیمون (بعد از رحلت حضرت ولّی عصر - عج - ) آمده است:
۹۳۷ - «... و أغلق باب التّوبه فلم یک ینفع نفسا إیمانها لم تکن آمنت من قبل أو کسبت فی إیمانها خیرا. فاولئک شرار من خلق اللّه».
«در توبه بسته می شود و به کسی که پیش از آن ایمان نیاورده باشد، و در ایمانش خیری کسب نکرده باشد، دیگر ایمان آوردن سودی نمی بخشد. آنها بدترین مردمان هستند».
۹۳۸ - «إنتهاء ملکه من أشراط السّاعه، إذ جاء فی القرآن الکریم: [و انّه لعلم للسّاعه]: أی إنذاربها، و إشاره إلیها».
«پایان یافتن سلطنت او از نشانه های رستاخیز است، چنانکه در قرآن کریم می فرماید: وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَهِ یعنی او هشدار و نشانه رستاخیز می باشد».
امام باقر (علیه السلام) نیز در تفسیر آیه: «وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَهِ» می فرماید:
۹۳۹ - «هو المهدیّ، یکون فی آخر الزّمان. و بعد خروجه یکون قیام السّاعه و إماراتها و دلالاتها و قیامها».
«او مهدی (عجّل الله فرجه) است که در آخر الزّمان ظاهر می شود و پس از

↑صفحه ۶۶۱↑

ظهور او زمان قیام قیامت می رسد، نشانه ها و براهین آن آشکار می شود».
امام صادق (علیه السلام) در پیرامون پایان حکومت عدل می فرماید:
۹۴۰ - «فإذا تمّ الأمر أتی الحجّه الموت، فقتلته امرأه من بنی تمیم اسمها سعیده لها لحیه و سبال مثل الرّجال، بجرن من صخر تقذفه به من فوق سطح و هو متجاوز فی الطّریق».
«چون دولت حقّه مدّتش به سر آید، مرگ حضرت حجّت فرا می رسد، او را زنی از بنی تمیم به شهادت می رساند، که نام او «سعیده» است و همانند مردان ریش و شارب دارد، او به هنگام عبور حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) سنگ آسیابی را از پشت بام به سوی او پرتاب می کند و او را به شهادت می رساند».
۹۴۱ - «ثمّ یرسل الله ریحا بارده من قبل الشّام فلا یبقی أحد فی قلبه مثقال حبّه من خیر أو إیمان إلاّ قبضه اللّه، فیبقی شرار فی خفّه الطّیر و أحلام السّباع، لا یعرفون معروفا و لا ینکرون منکرا».
«آنگاه خداوند باد سردی از طرف شام می فرستد که هرکس در دلش به مقدار یک حبّه از خیر و ایمان باشد به وسیله آن قبض روح می شود و بدترین مردم زنده می مانند که سبکسر و درنده خوی باشند، معروف را نشناسند و از منکر بیزاری نجویند».
منزّه است خداوندی که هرچه اراده کند انجام دهد و احدی را حقّ چون و چرا نیست.

* * *

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
۹۴۲ - «لو قد قام القائم لحکم بثلاث لم یحکم بها أحد قبله:
یقتل الشّیخ الزّانی، و یقتل مانع الزّکاه، و یورّث الأخ أخاه فی الاظلّه».
«هنگامی که قائم ما (عجّل الله فرجه) قیام کند به سه چیز داوری کند که

↑صفحه ۶۶۲↑

احدی پیش از او داوری نکرده است:۱ - پیرمرد زانی را می کشد.۲ - مانع الزّکات را می کشد.۳ - برادر را از برادر اظلّه ارث می دهد».
شاید منظور از «اظلّه» برادری باشد که هنوز جنین است و قدم در این عرصه نگذاشته است. و شاید منظور از آن دو مؤمن باشد که در عالم ارواح با یکدیگر برادر بودند اگرچه در این جهان با یکدیگر خویشاوندی نداشته باشند.

* * *

امام هادی (علیه السلام) می فرماید:
۹۴۳ - «هو الّذی یجمع الکلم و یتمّ النّعم، و یحقّ الله به الحقّ و یزهق الباطل. و هو مهدیّکم المنتظر. ثمّ قرأ: بقیّه الله خیر لکم، و قال: هو و الله بقیّه اللّه!».
«او کسی است که وحدت کلمه ایجاد می کند، نعمتها را کامل می سازد، خداوند حقّ را به دست او تحقّق می بخشد و باطل را نابود می سازد. او مهدی منتظر شما است. آنگاه این آیه را تلاوت کرد: بَقِیَّتُ الله خَیْرٌ لَکُمْ سپس فرمود: به خدا سوگند بقیّه الله (تنها بازمانده از حجّتهای الهی) اوست».

* * *

امام حسن عسکری (علیه السلام) می فرماید:
۹۴۴ - «إذا خرج القائم، أمر بهدم المنائر و المقاصیر الّتی فی المساجد. و معنی هذا أنّها محدثه مبتدعه لم یبنها نبیّ و لا حجّه».
«چون قائم (عجّل الله فرجه) خارج شود دستور می دهد که مناره های مساجد را خراب کنند و مکانهای مرتفع مساجد (شاه نشینها) را خراب می کند، زیرا اینها بدعت است، هیچ پیامبر و یا وصیّ پیامبری آنها را بنیاد نکرده است.»
و اینک نویدهائی که در کتب مقدّسه دیگر ادیان در پیرامون دولت حق

↑صفحه ۶۶۳↑

آمده است:

* * *

در تورات می خوانیم:
۹۴۵ - «و در ایّام آخر واقع خواهد شد... جمیع امّتها به سوی آن روان خواهند شد... او امّتها را داوری خواهد نمود و قومهای بسیاری را تنبیه خواهد کرد... امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت».
۹۴۶ - «بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود... کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت. و گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند».
۹۴۷ - «طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفل از شیر بازداشته شده دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامی کوه مقدّس من ضرر و فسادی نخواهند کرد. زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود، مثل آبهائی که دریا را می پوشاند».
۹۴۸ - «آنگاه انصاف در بیابان ساکن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید. و عمل عدالت سلامتی، و نتیجه عدالت آرامی و اطمینان خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسکن سلامتی و در مساکن مطمئنّ و در منزلهای آرامی ساکن خواهند شد».
۹۴۹ - «برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد، زحمت بیجا نخواهند کشید، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زائید. زیرا که اولاد برکت یافتگان خداوند هستند و ذرّیت ایشان با ایشانند. و قبل از آنکه بخوانند من جواب خواهم داد. و پیش از آنکه سخن گویند من خواهم شنید. گرگ و برّه باهم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود. خداوند می گوید که در تمامی کوه مقدّس من ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهند کرد».

↑صفحه ۶۶۴↑

۹۵۰ - «... امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده (قائم) است، خواهد برخاست... در آن زمان هرکس از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانکه در خاک زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد، امّا اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حکیمان مثل روشنائی افلاک خواهند درخشید و آنانکه بسیاری را به راه عدالت رهبری می نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالاباد. امّا تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مهر کن. بسیاری به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید... خوشا به حال آنکه انتظار کشد».

* * *

در انجیل می خوانیم:
۹۵۱ - «عیسی ایشان را گفت: هر آینه به شما می گویم: شما که مرا متابعت نموده اید، وقتی که پسر انسان بر کرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده کرسی نشسته، بر دوازده سبط داوری خواهید نمود. و هرکه به خاطر اسم من خانه ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمینها را ترک کرد، صد چندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت».
۹۵۲ - «لهذا پیش از وقت به چیزی حکم مکنید، تا خداوند بیاید که خفایای ظلمترا روشن خواهد کرد و نیّتهای دلها را به ظهور خواهد آورد، آنگاه هرکس را مدح از خدا خواهد بود».
۹۵۳ - «به جنگ نیکو جنگ کرده ام و دوره خود را به کمال رسانیده، ایمانرا محفوظ داشته ام. بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است، که خداوند داور عادل در آن روز به من خواهد داد و نه به من فقط بلکه نیز به همه کسانیکه ظهور او را دوست می دارند».
۹۵۴ - «به زودی می آیم پس آنچه داری حفظ کن مبادا کسی تاج ترا بگیرد».

* * *

↑صفحه ۶۶۵↑

حواشی
- انبیاء:۱۰۵.
- ینابیع المودّه، جلد ۳ صفحه ۸۰، الامام المهدی صفحه ۴۶ و ۲۶۶ و الزام النّاصب صفحه ۲۵.
- الملاحم و الفتن صفحه ۹۵، الصّواعق المحرقه صفحه ۹۷، المهدی صفحه ۹۸ و نور الابصار صفحه ۲۳۱.
- منتخب الاثر صفحه ۱۵۲ و ۱۸۰، البیان ص ۸۶، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۹، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۸۴، الزام النّاصب صفحه ۲۵۷، الملاحم و الفتن صفحه ۶۷ و ۱۳۴، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۶۶ نور الابصار صفحه ۱۷۱ و ۲۳۱، المهدی صفحه ۷۷ و بشاره الاسلام صفحه ۲۸۷.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۳ و ۲۷۳، البیان صفحه ۸۶، الملاحم و الفتن صفحه ۶۷ و ۱۳۵، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۶۶ و المهدی صفحه ۲۲۶ به نقل از: عقد الدّرر.
- قصص:۸۳.
- اصول کافی، جلد ۱ صفحه ۴۷۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۹۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۹۱، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۶، المهدی صفحه ۲۲۴، الامام المهدی صفحه ۲۷۱،۳۴۳ و اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۵.
- اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۵.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۳۹ و ۲۲۲.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۲، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۸۲، البیان صفحه ۸۵، بشاره الاسلام صفحه ۲۸۵ و ۲۹۶ و الامام المهدی صفحه ۱۰۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۹ و المحجّه البیضاء جلد ۳ صفحه ۳۴۰.
- البیان صفحه ۸۳، الملاحم و الفتن صفحه ۵۶ و صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۵.
- البیان صفحه ۷۳، الملاحم و الفتن صفحه ۵۷، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۳،۲۶۸ و ۲۷۷، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۱، منتخب الاثر صفحه ۴۷۳، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۶ و جلد ۵۲ صفحه ۳۷۹، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۸۷،۹۱،۱۶۳، المهدی صفحه ۱۹۹، اسعاف الرّاغبین

↑صفحه ۶۶۷↑

صفحه ۱۳۴، بشاره الاسلام صفحه ۲۸۰ و ۲۹۰، الامام المهدی صفحه ۳۰ و ۱۰۷، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۶،۱۳۱،۱۳۶،۲۵۹، مسند احمد جلد ۳ صفحه ۴۸، الزام النّاصب صفحه ۵۲، الفصول المهمّه صفحه ۲۵۶ و الصّواعق المحرقه صفحه ۹۸.
- مدارک پی نویس شماره ۱۶.
- مسند احمد جلد ۲ صفحه ۵۳۰.
- البیان صفحه ۸۴، منتخب الاثر صفحه ۱۵۹، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۵ و الامام المهدی صفحه ۲۹۶.
- منتخب الاثر صفحه ۱۴۷، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۴، الملاحم و الفتن صفحه ۵۷، ۱۳۶، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۱، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۱،۲۶۸،۲۷۳، المهدی صفحه ۲۲۲،۲۲۵، بشاره الاسلام صفحه ۲۸۳، الامام المهدی صفحه ۲۶۹ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۵.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۷، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۰ و المهدی صفحه ۷۱ و ۲۲۶.
- الزام النّاصب صفحه ۲۳۰ و بشاره الاسلام صفحه ۲۵۴.
- عیون الاخبار جلد ۱ صفحه ۱۶۹ و جلد ۲ صفحه ۱۰۲.
- ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۳، اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۴ و الامام المهدی صفحه ۳۴۴.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۳، منتخب الاثر صفحه ۴۷۸، المهدی صفحه ۷۸ و الامام المهدی صفحه ۱۰۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۵۱، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۲، المهدی صفحه ۲۱۱ و عقد الدّرر صفحه ۲۲۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۶.
- منتخب الاثر صفحه ۳۰۸، الملاحم و الفتن صفحه ۵۴، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۶۱ و المهدی صفحه ۲۳۲.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۴، الزام النّاصب صفحه ۲۲۸ و الملاحم و الفتن صفحه ۵۴.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۵، الملاحم و الفتن صفحه ۵۶ و غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۱۴.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۳، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۰۴، الملاحم و الفتن صفحه ۵۷.
المهدی صفحه ۲۲۲، بشاره الاسلام صفحه ۲۸۶ و الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۱.
- الامام المهدی صفحه ۹۵، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۶، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۷ و اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۰.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۰۴، بشاره الاسلام صفحه ۲۸ و ۲۸۰، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۱، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۸، الملاحم و الفتن صفحه ۵۵، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۶۲، الامام المهدی صفحه ۶۶، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۷، اسعاف الرّاغبین صفحه ۳۴، مسند احمد جلد ۳ صفحه ۲۸ و المهدی صفحه ۲۲۱.
- ینابیع المودّه، جلد ۳ صفحه ۸۶، الصّواعق المحرقه صفحه ۲۳۵، بشاره الاسلام صفحه ۷۱، المهدی صفحه ۲۲۱.

↑صفحه ۶۶۸↑

- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰.
- منتخب الاثر صفحه ۱۶۰ و ۲۹۴.
- توبه:۳۶.
- احقاف:۲۵.
- ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۷۸ و ۱۳۲، الامام المهدی صفحه ۴۱، الزام النّاصب صفحه ۲۲ و منتخب الاثر صفحه ۱۵۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۶۶.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۸.
- الحاوی للفتاوی، جلد ۲ صفحه ۱۵۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۲.
- الحاوی للفتاوی، جلد ۲ صفحه ۱۵۴ و الملاحم و الفتن صفحه ۵۶.
- الملاحم و الفتن صفحه ۵۷ و الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۵ و الزام النّاصب صفحه ۲۰۲.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۴۳۵، منتخب الاثر صفحه ۳۳، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۴۸ و غیبت شیخ طوسی ۹۲.
- طه:۱۰۵.
- حج:۱ و ۲.
- ابراهیم:۴۸.
- النّازعات:۳۶.
- النّازعات:۶ - ۸.
- منتخب الاثر صفحه ۶۵، ذخائر العقبی صفحه ۱۷، الصّواعق المحرقه صفحه ۲۳۴، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۴۸ و الامام المهدی صفحه ۲۹ و ۱۰۸.
- الزام النّاصب صفحه ۲۰۲ و منتخب الاثر صفحه ۴۷۴.
- نور:۵۵.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۵۸ و جلد ۵۳ صفحه ۴۷، منتخب الاثر صفحه ۱۶۱ و ۲۹۴، مجمع البحرین جلد ۵ صفحه ۸۵، الزام النّاصب صفحه ۲۶،۳۰ و ۳۳۸، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۷ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۸۱.
- الامام المهدی صفحه ۴۷ و ۲۶۷.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۰.
- ابراهیم:۴۴.
- الزام النّاصب، صفحه ۲۰۹.
- نهج البلاغه، کلمات قصار شماره ۲۰۵، الزام النّاصب صفحه ۲۳۸، الامام المهدی صفحه ۵۰ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۹۴.
- قصص:۵.
- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد ۱۹ صفحه ۲۹.
- ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۱.

↑صفحه ۶۶۹↑

- نهج البلاغه صبحی صالح صفحه ۱۹۵، شرح ابن ابی الحدید جلد ۹ صفحه ۴۰، منتخب الاثر صفحه ۲۹۷، ینابیع الموده جلد ۳ صفحه ۹۴، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۳۰ و الامام المهدی صفحه ۸۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۸۳، الامام المهدی صفحه ۸۵، منتخب الاثر صفحه ۱۵۸ و الزام النّاصب صفحه ۲۱۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۶.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۶۰، بشاره الاسلام صفحه ۲۶۳، البیان صفحه ۹۰، الامام المهدی صفحه ۲۶۴، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۷۶ و المهدی صفحه ۲۲۸.
- ارشاد مفید صفحه ۲۴۳، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۱ و بشاره الاسلام صفحه ۷۱.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۶، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۷۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۰۷ و ۳۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۷۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۴۸ و ۲۰۶.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۱، الزام النّاصب صفحه ۱۳۹ و ۲۲۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۹۵ و ۱۲۱ و الزام الناصب صفحه ۲۲۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۵ و ۱۲۳، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۳۵ و جلد ۵۲ صفحه ۲۳۱، ۲۹۲ و ۳۵۴، بشاره الاسلام صفحه ۹۲،۱۱۰ و ۲۲۴، و الزام النّاصب صفحه ۱۸۹،۲۰۸ و ۲۲۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۰۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۳۷ و ۱۷۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۲ و غیبت نعمانی صفحه ۱۵۹.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۲۳.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳۴.
- الزام النّاصب صفحه ۲۲۳، ارشاد مفید صفحه ۳۴۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۴، غیبت نعمانی صفحه ۱۷۲ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۱۸ و ۳۶۵ و غیبت نعمانی صفحه ۱۷۲.
- اصول کافی، جلد ۲ صفحه ۶۳۳.
- اصول کافی، جلد ۲ صفحه ۶۳۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۴، الزام النّاصب صفحه ۱۳۹،۲۰۲،۲۲۷،۲۳۹، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۷۲ و المهدی صفحه ۲۳۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۷۹.
- اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۰۷ و الزام النّاصب صفحه ۲۰۱ و ۲۳۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۸۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۹۷، منتخب الاثر صفحه ۴۸۷، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۶، الامام المهدی صفحه ۹۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۸۳،۲۵۳،۲۷۸، منتخب الاثر صفحه ۴۸۸، الزام النّاصب صفحه ۱۹۲، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۸، اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۲، بحار الانوار جلد ۵۲

↑صفحه ۶۷۰↑

صفحه ۳۳۰ و ۳۹۰ و جلد ۵۳ صفحه ۱۱، الامام المهدی صفحه ۷۴ و ۳۴۲، الملاحم و الفتن صفحه ۱۴۹ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۳۷،۶۲،۱۱۰،۱۳۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۸۶ و بشاره الاسلام صفحه ۲۴۹.
- انبیاء:۱۰۵.
- الزام النّاصب صفحه ۲۳۷.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۲۵، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۵۲،۳۹۰، بشاره الاسلام صفحه ۲۲۹،۲۴۲ و ۲۴۹، الامام المهدی صفحه ۲۷۱ و الزام النّاصب صفحه ۲۳۰.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۸، غیبت نعمانی صفحه ۴، منتخب الاثر صفحه ۴۸۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۳۹.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۲۶۹ و ۱۹۲، و الزام النّاصب صفحه ۸.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۳ و ۲۴۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۴، منتخب الاثر صفحه ۴۸۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۹۱.
- حجّ:۴۱.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۴۷، الزام النّاصب صفحه ۲۵ و ۲۳۷، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۸۰ و الامام المهدی صفحه ۴۶،۲۶۶،۲۷۲.
- الزام النّاصب صفحه ۲۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۰۶، اعلام الوری صفحه ۴۳۰، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۶۶، الزام النّاصب صفحه ۲۲۲، ارشاد مفید صفحه ۳۴۱، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۱.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۲۴، بشاره الاسلام صفحه ۲۴۲، منتخب الاثر صفحه ۳۱۰، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۲۹ و جلد ۵۲ صفحه ۳۵۱، الزام النّاصب صفحه ۵۵، المهدی صفحه ۹۵،۲۲۵، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۳۷،۶۲،۱۳۲ و الامام المهدی صفحه ۲۷۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳۵، الزام النّاصب صفحه ۲۲۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۵۱، اعلام الوری صفحه ۴۳۲ و کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۰۸.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۲۹ و جلد ۵۲ صفحه ۳۵۱، منتخب الاثر صفحه ۳۱۰، بشاره الاسلام صفحه ۲۴۲، الامام المهدی صفحه ۲۷۱، غیبت نعمانی صفحه ۱۲۴، الزام النّاصب صفحه ۵۵،۱۴۲،۲۲۳،۲۳۰.
- الزام النّاصب صفحه ۷ و شرح ابن ابی الحدید جلد ۳ صفحه ۱۴۸.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۴۳۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳۹ و ۲۶۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۱.
- اختصاص مفید، صفحه ۲۱۷.
- منتخب الاثر صفحه ۳۰۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۱۷.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۷.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۹۰ و بشاره الاسلام صفحه ۲۵۳.

↑صفحه ۶۷۱↑

- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۷۲ و اختصاص مفید صفحه ۲۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۷، بشاره الاسلام صفحه ۲۴۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۴۰.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۲، الزام النّاصب صفحه ۲۲۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۵ و بشاره الاسلام صفحه ۷۱.
- نحل:۸۹.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۲۲۹، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۴۹ و الزام النّاصب صفحه ۶.
- الزام النّاصب صفحه ۶.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۸۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۹۱،۲۹۸،۳۹۰ و جلد ۵۳ صفحه ۱۰۱، بشاره الاسلام صفحه ۷۱،۱۹۶ و ۲۵۳، المهدی صفحه ۲۲۰، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۵، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۸۳ و ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۶۲.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۵، منتخب الاثر صفحه ۱۴۳، اعلام الوری صفحه ۴۳۲، الملاحم و الفتن صفحه ۵۶ و ۶۲، ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۱۶۳ و المهدی صفحه ۲۳۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۹۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۹۱ و ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۱۱۰ و ۱۳۶.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۷ و ۳۸۶، المهدی صفحه ۱۹۸ و ۲۳۴، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۳۷، بشاره الاسلام صفحه ۱۹۴ و ۲۳۵ و ۲۴۹ و ۲۷۸، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۸، الزام النّاصب صفحه ۱۹۰ و ۲۲۳، البیان صفحه ۷۳، منتخب الاثر صفحه ۴۸۷، ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۸۷ و غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۸۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۸۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۹۵، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۸۵، البیان صفحه ۹۴، اعلام الوری صفحه ۴۳۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۹۸ و جلد ۵۳ صفحه ۱۰۰، الزام النّاصب صفحه ۲۴۵ و ارشاد مفید صفحه ۳۴۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۸۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۸۱.
- الامام المهدی صفحه ۹۵، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۶، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۷، اسعاف الراغبین صفحه ۱۴۰ و بشاره الاسلام صفحه ۹۹.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۸ و بشاره الاسلام صفحه ۹۹.
- حدید:۱۷.
- الزام النّاصب صفحه ۲۴۲.
- الامام المهدی صفحه ۵۷ و غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۲۰.
- الامام المهدی صفحه ۵۷ و غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۲۰.
- الزام النّاصب صفحه ۲۲۳، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۶۲، بشاره الاسلام صفحه ۲۳۵، الامام المهدی صفحه ۲۷۳ و المهدی صفحه ۱۹۸ و ۲۳۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۴۷ و الزام النّاصب صفحه ۲۳.
- ابراهیم:۴۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۹ و بشاره الاسلام صفحه ۱۴۱.

↑صفحه ۶۷۲↑

- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۵۳۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۲ و غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۸۳.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۳، غیبت نعمانی صفحه ۱۲۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۹۲ و ۳۳۸ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۳۹ و ۲۲۲، بشاره الاسلام صفحه ۲۰۶ و کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۹۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۱.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۳، منتخب الاثر صفحه ۳۰۸، اعلام الوری صفحه ۴۳۲، الزام النّاصب صفحه ۱۳۹،۲۲۲ و ۲۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۸، بشاره الاسلام صفحه ۷۱،۲۳۰ و ۲۳۴، الملاحم و الفتن صفحه ۵۵ و الامام المهدی صفحه ۲۶۵ و ۲۷۲.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۲، المهدی صفحه ۲۲۱، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۶۰، الزام النّاصب صفحه ۲۲۸ و مسند احمد جلد ۳ صفحه ۵۳۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۱۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳۰ و الزام النّاصب صفحه ۱۳۹.
- الملاحم و الفتن صفحه ۵۵، بشاره الاسلام صفحه ۱۸۵ و الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۸۵.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۲۲۰.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۴۶.
- اصول کافی جلد ۳ صفحه ۶۱ و الزام النّاصب صفحه ۲۲.

- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۳.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱.
- منتخب الاثر صفحه ۱۴۷، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۷۳، البیان صفحه ۸۴، الامام المهدی صفحه ۶۲ و ۱۱۰، مسند احمد جلد ۳ صفحه ۳۷، الزام النّاصب صفحه ۲۵۷، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۴ و ۱۵۳، نور الابصار صفحه ۱۷۰، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۴، الملاحم و الفتن صفحه ۵۷،۱۲۴ و ۱۳۶ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۷۴ و الزام النّاصب صفحه ۲۲۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۲۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۵۲، المهدی صفحه ۲۳۱، منتخب الاثر صفحه ۳۰۵ و بشاره الاسلام صفحه ۲۲۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۶۰ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۷۱ و ۳۲۵.
- حجر:۷۵.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۴، الزام النّاصب صفحه ۵۷، اعلام الوری صفحه ۴۳۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۱۹ و ۳۳۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۴۰ و ۲۵۹.

↑صفحه ۶۷۳↑

- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۲۶۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۵ و ۳۸۹، بشاره الاسلام صفحه ۲۵۲ و ۲۶۰ و اختصاص مفید صفحه ۳۰۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۲۶ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۵۵.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۳۸۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۹۰.
- انعام:۱۱۵.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۲۱۹ و جلد ۳ صفحه ۱۲۵، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۷ و عیون الاخبار جلد ۱ صفحه ۱۶۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۰.
- توبه:۱۰۵.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۲۱۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۰.
- الزام النّاصب صفحه ۶.
- ارشاد مفید صفحه ۳۲۲، مناقب آل ابی طالب صفحه ۵۲۹. در الزام النّاصب صفحه ۶ روایت شده که امام صادق (علیه السلام) نیایشهای حضرت الیاس را به عبرانی می خواند، و در اختصاص مفید صفحه ۲۹۲ از حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل شده که انجیل را به زبان حضرت عیسی (علیه السلام) می خواند، و امام باقر (علیه السلام) دعاهای حضرت الیاس را به عبرانی می خواند.
- منتخب الاثر صفحه ۴۷۱، الزام النّاصب صفحه ۲۶ و البیان صفحه ۸۴.
- حجّ:۵۶.
- الزام النّاصب صفحه ۲۶، البیان صفحه ۸۴ و منتخب الاثر صفحه ۴۷۱.
- ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۶۲، المهدی صفحه ۲۲۹ و بشاره الاسلام صفحه ۹۹ و ۲۹۷.
- الامام المهدی صفحه ۳۴۳، اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۲.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۵۹، البیان صفحه ۸۴، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۲، الملاحم و الفتن صفحه ۵۵، المهدی صفحه ۲۲۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۸۴، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۷ و ۱۶۰، و الامام المهدی صفحه ۱۰۹ و ۱۶۹.
- الامام المهدی صفحه ۲۷۱.
- الزام النّاصب صفحه ۲۰۲ و ۲۲۸، و المهدی صفحه ۲۳۱.
- المهدی صفحه ۲۶۶.
- آل عمران:۱۹، بشاره الاسلام صفحه ۲۶۵ و الامام المهدی صفحه ۲۶۶.
- حجّ:۷۸.
- بقره:۱۲۸.
- یونس:۹۰.
- نمل:۳۱.
- نمل:۴۴.
- آل عمران:۵۲.

↑صفحه ۶۷۴↑

- آل عمران:۸۲.
- آل عمران:۸۴.
- الذّاریات:۳۶.
- بقره:۱۳۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۵ و الزام النّاصب صفحه ۲۱۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۷۶ و ۳۸۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۵۷.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۱۷،۳۷۶ و ۳۸۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۵۷.
- اصول کافی جلد ۴ صفحه ۵۷۶.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۷، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۷۲ و ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۶۶.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۲، غیبت طوسی صفحه ۲۸۲، الزام النّاصب صفحه ۲۲۲ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۱.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۷ و بشاره الاسلام صفحه ۲۴۹.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۴۹ و ۲۷۲ و الزام النّاصب صفحه ۲۳۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۸۳، ارشاد مفید صفحه ۳۴۴، اصول کافی جلد ۳ صفحه ۳۶۸، اعلام الوری صفحه ۴۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۳،۳۳۹ و ۳۷۴، المهدی صفحه ۱۹۸، الزام النّاصب صفحه ۲۲۳ و بشاره الاسلام صفحه ۲۵۸ و ۲۳۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۸ و بشاره الاسلام صفحه ۲۴۳.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۳، اعلام الوری صفحه ۴۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۹۵ و الزام النّاصب صفحه ۲۲۳.
- قیامت:۷ - ۱۰.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۹۷.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۴۱۰، غیبت نعمانی صفحه ۱۵۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۵۹.
- شوری:۲۰.
- اصول کافی جلد ۱ صفحه ۴۳۶ و الزام النّاصب صفحه ۲۸.
- اعراف:۱۲۸ و قصص:۸۳.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۴، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۳۶، منتخب الاثر صفحه ۳۰۸، الامام المهدی صفحه ۲۶۷، الزام النّاصب صفحه ۲۲۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۲.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۴۳، الامام المهدی صفحه ۲۷۷، منتخب الاثر صفحه ۱۶۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۴۰.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۵.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۵، ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۶۲ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۴۵.

↑صفحه ۶۷۵↑

- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۴۷.
- زخرف:۶۱.
- ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۱۳۶، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۰ و اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۵۶.
- منتخب الاثر صفحه ۱۴۹، الزام النّاصب صفحه ۸۵ و نور الابصار صفحه ۱۶۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۰.
- الصّواعق المحرقه صفحه ۱۵۰، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۷۲ و صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۲ و ۲۰۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۰۹، بشاره الاسلام صفحه ۲۴۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۴۰.
- هود:۸۶.
- الزام النّاصب صفحه ۵۷.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۰۸ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۳.
- کتاب اشعیاء نبی، باب دوّم، بندهای ۲ - ۴.
- همان مدرک، باب یازدهم، بندهای ۴ - ۶.
- کتاب اشعیاء نبی، باب یازدهم، بندهای ۸ - ۹.
- همان مدرک، باب سی و دوّم، بندهای ۱۶ - ۱۸.
- کتاب اشعیاء نبی، باب شصت و پنجم، بندهای ۲۳ - ۲۵.
- کتاب دانیال نبی، باب دوازدهم، بندهای ۱ و ۴ و ۱۲.
- انجیل متّی، باب نوزدهم، بندهای ۲۸ و ۲۹.
- رساله اوّل پولس رسول به قرنتیان، باب چهارم، بند ۵.
- رساله دوّم پولس رسول به تیموتاؤس، باب چهارم، بندهای ۷ و ۸.
- مکاشفه یوحنّای رسول، باب سوّم، بند ۱۱.

↑صفحه ۶۷۶↑

بخش پانزدهم: نشانه ها
↑صفحه ۶۷۷↑

نشانه ها
«یَمْحُوا الله ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ، وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ».
«خداوند آنچه را که بخواهد محو می کند و آنچه را که بخواهد ثابت و پابرجا می سازد. و امّ الکتاب در نزد اوست».

* * *

نشانه ها یکی پس از دیگری ظاهر می شود، برخی از آنها در زمان ما تحقّق یافته، برخی دیگر در زمان نیاکان ما تحقّق یافته است.

↑صفحه ۶۷۹↑

برخی از این نشانه ها قطعی و تردیدناپذیر است و برخی دیگر مشروط.
برخی از آنها عامّ است و برخی دیگر خاصّ. برخی از آنها به تفصیل بیان شده و برخی دیگر به اجمال. برخی از آنها از نظر زمانی به دور از زمان ظهور است و برخی دیگر نزدیک به آن.
این نشانه ها را همگان می بینند ولی این ویژگیها را همگان تشخیص نمی دهند، و احیانا برخی از آن ها به یک شرطی متوقف است که اگر تأخیری در آن شرط روی دهد، آن نیز تا روزیکه خدا بخواهد به تأخیر می افتد.
روایات و احادیثی که این نشانه ها را برای ما بیان کرده، گاهی جزئیات آن رویداد را به تفصیل بیان کرده و چیزی از ویژگیهای آن را ناگفته نگذاشته و هنگامی با زبان رمز و اشاره سخن گفته، که چیزی از آن برای ما مفهوم نیست، باید در حدّ اجمال و اعجاز بماند، تا روزیکه آن نشانه تحقّق یابد، معنای آن حدیث نیز روشن گردد، که بیشتر روایات مربوط به ملاحم و علائم ظهور از این قسم است که برخی از آنها در همین بخش خواهد آمد.
روایاتی که از نشانه های ظهور سخن گفته، خرافه نیست، گزافه گوئی نیست، رجم به غیب نیست، از آن پیشگوئیها نیست که برخی راست درآید و برخی دیگر دروغ، کلّی گوئی نیست که افراد تیزبین بتوانند شبیه آنها را پیش بینی کنند، بلکه یک سلسله حقایقی است که دست جعل و تحریف نیز کمتر از هر بخش دیگری با آن ارتباط یافته است. حقایقی است که از مبدء وحی سرچشمه گرفته، توسّط امامان معصوم و راویان مورد وثوق دست به دست گشته و در منابع معتبر درج شده و به دست ما رسیده است.
ما هرگز از خرافات و مجعولات سخن نمی گوئیم، بلکه از اخبار مورد اعتماد سخن می گوئیم که تحقّق یافتن آنها، یکی پس از دیگری، خود بر اعتبار آنها می افزاید. اگرچه برخی ها در برابر تمام مسائل ماوراء الطبیعی تصمیم قطعی گرفته اند که هرچه به نام جهان متافیزیک باشد از آن اعراض کنند و آنرا مورد انتقاد و استهزاء قرار دهند، ولی وقوع این نشانه ها، یکی پس از دیگری هرگونه شکّ و تردید را از حریم مسائل مربوط به علائم ظهور رفع می کند. تعداد بی شماری از این نشانه ها تا عصر ما تحقّق یافته است، و تعداد کثیری نیز در عصر ما تحقّق یافته، که به زودی در ضمن اخبار ملاحم از نظر خوانندگان گرامی

↑صفحه ۶۸۰↑

خواهد گذشت. و تعداد دیگری در شرف وقوع است که به تدریج واقع خواهد شد.
تسلسل این رخدادها همانند تسلسل طلوع خورشید پس از غروب آنست. این حوادث نیز همچنان در فواصل مختلف تحقّق خواهد یافت. تا سرانجام نشانه های بزرگی که در آستانه ظهور تحقّق یافتنی است، تحقّق پذیرد. به هنگام وقوع آن حوادث، دیگر برای احدی جای شکّ و تردید باقی نمی ماند و هر آدم منصفی یقین پیدا می کند که در لحظه وقوع آخرین نشانه، حضرت بقیه الله (عجّل الله فرجه) ظهور می کند. نشانه هائی که در آستانه ظهور تحقّق خواهد یافت، پنج نشانه است که به آنها علایم حتمی می گویند، زیرا در مورد آنها احتمال «بدا» نیست و آنها به طور جزم و یقین واقع شدنی است. این نشانه ها از زبان امیر مؤمنان (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) این چنین نقل شده است:
۹۵۵ - «من المحتوم الّذی لا بدّ منه أن یکون قبل القائم: خروج السّفیانیّ، و خسف بالبیداء، و قتل النّفس الزّکیّه، و المنادی من السّماء، و خروج الیمانیّ!!!».
«از نشانه هائی که بدون تردید و به طور حتم پیش از قائم (عجّل الله فرجه) واقع خواهد شد:
۱ - خروج سفیانی
۲ - خسف سرزمین بیدا
۳ - قتل نفس زکیه
۴ - ندای آسمانی
۵ - و خروج یمانی است».
۹۵۶ - «ألنّداء من المحتوم، و السّفیانیّ من المحتوم و قتل النّفس الزّکیّه من المحتوم، و کفّ یطلع من السّماء من المحتوم».
«ندای آسمانی حتمی است، خروج سفیانی قطعی است، قتل نفس زکیه حتمی است، کف دستی که در آسمان ظاهر خواهد شد حتمی است».
پیشوای ششم نشانه های حتمی را چنین می شمارد:
۹۵۷ - «خمس قبل قیام القائم من العلامات: الصّیحه، و الیمانیّ،

↑صفحه ۶۸۱↑

و الخسف بالبیداء، و خروج السّفیانیّ، و قتل النّفس الزّکیّه».
«پنج نشانه پیش از ظهور قائم (عجّل الله فرجه) هست: ندای آسمانی، خروج یمانی، خسف سرزمین بیداء، خروج سفیانی، و قتل نفس زکیّه».
اینها پنج نشانه است که همه خیرها و برکتها را نوید می دهد، و در فاصله ای کوتاه، در ظرف چند ماه پشت سر هم واقع می شود و برای احدی جای شکّ و تردید باقی نمی ماند، زیرا فرج بزرگ و شکوهمندی را به دنبال دارد.
امّا دیگر نشانه ها، آنها یکمرتبه، و در فاصله نزدیک واقع نمی شود، حتّی برخی از آنها در یک قرن واقع نمی شوند، بلکه در ضمن قرنهای متمادی واقع می شوند و به صورت دلایل روشنی بر حقّانیّت خبرهای ملاحم، یکی پس از دیگری تحقّق می پذیرند، و از مجموع آنها نزدیک شدن زمان ظهور قطعی می شود، ولی نه به آن صورتی که سال و ماه و روز آن مشخّص شود، که امام صادق (علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
۹۵۸ - «إنّ الله عزّ ذکره لا یعجل لعجله العباد!. و لإزاله جبل من موضعه أیسر من زوال ملک لم ینقض أجله!».
«خدای تبارک و تعالی برای شتاب بندگانش شتاب نمی کند، از جای کندن یک کوه آسانتر است از ساقط کردن حکومتی که وقت سقوط آن نرسیده است».
روی این بیان باید مقدّرات الهی برطبق تقدیرات حضرت احدّیت جریان پیدا کند و هرکسی که برای او زمامداری و فرمانروائی مقدّر شده باید طبق مشیّت حضرت پروردگار دوران حکومتش سپری گردد.

* * *

نظر به اینکه روایات مربوط به علایم ظهور بسیار فراوان و مشابه یکدیگر است، نگارنده تا جائی که برایش ممکن بود روایات مربوطه را دسته بندی کرده، هر دسته ای را در بخش جداگانه ای آورده، تا روایت مربوط به هر حادثه ای از روایات حوادث دیگر ممتاز و مشخّص گردد و افکار خواننده در تشخیص آنها دچار اضطراب و تشویش نشود، و رنج تحقیق و تشخیص آنها را نگارنده به قدر

↑صفحه ۶۸۲↑

امکان متحمّل شده، تا خواننده گرامی بدون صرف وقت فراوان، بهره های فراوانی ببرد.
پیش از آنکه به تفصیل و تفسیر مطالب آغاز کنم، نکته ای را بازگو می کنم، و آن اینکه: هنگامی که حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) ظهور کند، ظهور او نیازی به نشانه و علامت نخواهد داشت، تشخیص حقّانیّت او از تشخیص شب و روز آسانتر خواهد بود. نام، نشان، صفات و همه ویژگیهای او در شرق و غرب جهان همچون نور خورشید خواهد درخشید، افکار همه جهانیان را اعم از زن و مرد، پیر و جوان، سیاه و سفید، عرب و عجم، عامی و باسواد، همه و همه را به خود متوجّه خواهد نمود.
ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) هرگز همانند افراد مدّعی مهدویّت نخواهد بود که در گذشته آمده، ادّعا کرده، رسوا شده، کشته شده، در بوته فراموشی فرو رفتند، بلکه ظهور او از طلوع خورشید روشنتر خواهد بود، بانگ دعوت او از هر روزنه ای چون تابش نور وارد خواهد شد و به اعماق دل هر انسانی راه خواهد یافت. هر انسانی بدون اینکه نیازی به مبلّغ و مفسّر داشته باشد از اعماق دل خود یقین پیدا خواهد کرد که این ندا، ندای روحبخش منجی انسانها، موعود توده ها، هدایتگر امّتها، نابودکننده ستمها و گستراننده عدالتها، حضرت ولّی عصر امام زمان (عجّل الله فرجه) می باشد.
در اینجا پیش از آنکه به تقسیم بندی بخشها برسم، کلام والائی را از امام و پیشوای ارباب سخن، حضرت مولی الموالی امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل می کنم که هر فرازی از آن بیانگر آسمانی بودن آن می باشد، آنجا که می فرماید:
۹۵۹ - «یخرج إذا خفّت الحقائق، و لحق اللاّحق، و ثقلت الظهّور، و تتابعت الامور، و اختلفت العرب، و اشتدّ الطّلب، و ذهب العفاف، و استحوذ الشّیطان، و حکمت النّسوان، و فدحت الحوادث، و نفثت النّوافث، و هجم الواثب، و عبس العبوس، و أجلب النّاموس، و یفتحون العراق، و یجمجمون الشّقاق بدم یراق».
«او هنگامی ظاهر می شود که حقیقتها کم ارج شود و دنباله روها از نابخردان پیروی کنند، پشتها سنگین شوند، حوادث پیاپی واقع شود،

↑صفحه ۶۸۳↑

عربها دچار اختلاف شوند، اشتیاق به ظهور مصلح هر لحظه افزون گردد و خویشتن داری از جامعه رخت بربندد و... شیطان بر همگان چیره شود، زنها فرمانروائی کنند، حوادث جانکاه و کمرشکنی روی دهد، شکافنده ها بشکافند و پیش بتازند، تیرپروازان حمله کنند، دنیا روی ترش کند، رازداران خیانت پیشه همرازان را لو دهند، عراق را فتح کنند و هر نوع اختلافی را با خونریزی پاسخ گویند».
(فرازهای این حدیث شریف بعد از ترجمه حدیث زیر شرح داده خواهد شد).
این روایت به تعبیر دیگری نیز وارد شده است و آن اینکه:
۹۶۰ - «إذا زهق الزّاهق، و حقّت الحقائق، و لحق اللاّحق، و تقلّبت الظّهور، و تقاربت الامور، و حجب المنشور. فیفضحون الحرائر، و یتملّکون الجزائر، و یهدمون الحصون، و یفتحون العراق، و یظهرون الشّقاق بدم یراق، فعند ذلک ترقّبوا خروج صاحب الزّمان!».
«چون نابودشدنی ها نابود شوند (باطل از بین برود)، حقیقتها تحقّق پیدا کنند، دنباله روها از نابخردان پیروی کنند، ظواهر دگرگون شود، کارها به همدیگر نزدیک شود، از سخاوت کریمان جلوگیری شود، آزادمردان را افشاگری کنند، جزیره ها را مالک شوند، قلعه ها را ویران کنند، عراق را بگشایند، اختلافات را با خونریزی پاسخ گویند، در چنین زمانی ظهور صاحب الزّمان (عجّل الله فرجه) را انتظار کشید».
انسان هنگامی که در برابر سخنان گیرا و شیوای امیر مؤمنان (علیه السلام) قرار می گیرد، اگر اهل فنّ نباشد ممکن است تصوّر کند که هر آدم فصیح و بلیغی به ساختن چنین سخنان مسجّع و موزونی تواناست، ولی چون اهل فنّ از دیدگاه رشته تخصّصی خود به آن نگاه کند، در برابر عظمت گوینده آن سر تسلیم فرود آورده آنها را بالاتر از گفتار انسان و پائین تر از گفتار خالق منّان می یابد و هر فرازی را بیانگر حقیقت با ارجی می یابد که از زبان پیشوای فصحا و امام بلغاء مولای متّقیان، امیر مؤمنان علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) ساطع گشته است، و اینک توضیحی کوتاه در پیرامون فرازهای آن:

↑صفحه ۶۸۴↑

اذا خفّت الحقایق:
هنگامی که حقیقتها کم ارج شود!
سخن حق، خود والا و پرارج است و به گوینده خود ارزش والائی می بخشد، ولی در آستانه ظهور کسی که سخن حقّ بگوید، نه تنها مورد توجّه قرار نمی گیرد، اعتنائی به گفتارش نمی شود، بلکه خود نیز به جرم گفتن حقّ مورد مسخره و استهزاء قرار می گیرد و احیانا به حبس و شکنجه و تبعید و انزوا محکوم می شود و چون دیگر حق گویان تاریخ تاوان حق گوئی اش را می پردازد.
و لحق اللاّ حق:
و دنباله روان از نابخردان پیروی کنند!
منابهه و محاکات و تقلید، مردم را تباه می کند، در گمراهی و ضلالت همه از یکدیگر پیروی کرده، اعمال ناروای یکدیگر را تقلید و محاکات می کنند، چنانکه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۹۶۱ - «حتّی لو دخل أحدهم فی جحر ضبّ لدخلتم فیه!».
«اگر یکی از شما در لانه سوسمار وارد شود، همه وارد می شوید».
اگر یکی از آنها به کار خطرناک و جاهلانه ای دست بزند همگان از او تقلید و محاکات می کنند، دیگر عواقب شوم و خطرناک آنرا نمی سنجند و نمی اندیشند، نیروی اندیشه و تفکّر خود را به کار نمی اندازند، و کورکورانه هر یک از آنها به یک حزب و تشکیلاتی می پیوندند، زیر یک پرچمی قرار می گیرند، بدون تأمّل از یک گروه پیروی می کنند، هرچه به نام مد بر آنها عرضه شود می پذیرند، روزی از «هیپیسم»، روزی از «نهیلیسم»، و روز دیگر از یک «ایسم» دیگر پیروی می کنند، دیگر احساس وظیفه و مسئولیّت از میان آنها رخت برمی بندد.
و ثقلت الظّهور:
پشتها سنگینی کنند!
در آن زمان وضع حیواناتی که پشت آنها برای بارکشی مهیّاست، از

↑صفحه ۶۸۵↑

گردونه خارج می شوند، زیرا دیگر سرعت اسب و قاطر در چنین زمانی کند و سنگین به شمار می آید و با سرعت الکترونی حاکم بر جهان سازگار نخواهد بود.
و اگر جمله فوق به عنوان: و تقلّبت الظهور خوانده شود، منظور از آن وقوع فتنه ها و بروز اختلافها در میان طوایف مسلمین از عرب و غیرعرب خواهد بود. که هر دو معنی تحقّق یافته است.
و تتابعت الامور:
حوادث پیاپی واقع شود!
وقوع حوادث یکی پس از دیگری، امروزه ملموس شده، در هر گوشه ای از جهان هر روز حادثه ای روی می دهد که حوادث قبلی را به بوته فراموشی می برد، هر روز حادثه ای، فاجعه ای، انقلابی، سقوطی، عزلی و نصبی واقع می شود که دیگر حوادث را تحت الشعاع قرار می دهد. چنانکه در این زمینه آمده است:
«توقعّوا ایات کنظم الخرز».
«حوادث پیاپی و به هم پیوسته ای همچون دانه های گردن بند را انتظار بکشید».
آری حوادث به یکدیگر مربوط می شود، و چون سرعت برق می گذرد.
و اختلفت العرب:
عربها دچار اختلاف می شوند!
آری دچار اختلافی شده اند که تعبیر بسیار لطیف مرحوم کاشف الغطاء در حقّ آنها صادق شده، که فرمود: «فقد اتّفقوا علی ان لا یتّحدوا»: یعنی دست اتّحاد داده با یکدیگر پیمان بسته اند که هرگز در مسئله ای اتّفاق نکنند! و فرمود: برای اختلاف و ستیزه جوئی همه متّحد می شوند ولی اگر سخن از اتّحاد به میان آید همگی اختلاف می کنند، گوئی اتّحاد کرده اند که هرگز اتّحاد نکنند.
و اشتدّ الطّلب:
اشتیاق به ظهور مصلح هر لحظه افزون می شود!
دیگر انسان عاقلی در روی زمین یافت نمی شود جز اینکه به شدّت آرزو

↑صفحه ۶۸۶↑

می کند که آن مصلح غیبی ظهور کرده، جهان بشریّت را از چنگال ظلم و ستم رهائی دهد و به جنایتها و خیانتها خاتمه دهد. دیگر همه جا سخن از فراگیر شدن ستم و احساس نیاز به ظهور منجی عالم بشرّیت می شود و همه در انتظار فرارسیدن روز موعود ثانیه شماری می کنند. حتّی منکران و ملحدان نیز در راه تأسیس حکومت واحد جهانی و دیگر اهداف آن مصلح الهی، براساس ایده ها و اهداف خود تلاش می کنند.
و ذهب العفاف:
خویشتن داری از جامعه رخت برمی بندد!
آن عفّت و خویشتن داری که در شرح زندگی گذشتگان می خوانیم، در جامعه امروزی رخت بربسته، دیگر نمونه آن یافت نمی شود، و کار به جائی رسیده که اگر کسی در موردی عفّت به خرج دهد و خویشتن داری کند، به ارتجاع و ضعف فکری متّهم می شود.
و استحوذ الشّیطان:
شیطان بر همه چیره می شود!
با کمال تأسّف بر همگان راه یافته، ریسمانش را محکم به دور گردنها بسته با خود می برد. چه کسی از گردونه او بیرون است تا او را سنگسار کند؟ چه کسی او را در مغز خود جای نداده تا او را لعن کند؟ به جز کسی که خدایش عصمت داده و از این ورطه هلاکت رهائی اش بخشیده است.
و حکمت النّسوان:
زنها فرمانروائی کنند!
پس از آنکه غیرت از میان مردان رخت بربست، زنها همه جا فرمانروا شدند، در خانه ها، در وزارتخانه ها، در تجارتخانه ها، در پارلمانها و در تمام پستها و مقامها، و بر دل و اندیشه اکثریّت مطلق انسانها، که در دام شهوت اسیر و مبتلایند.
و فدحت الحوادث:
حوادث کمرشکنی روی می دهد!

↑صفحه ۶۸۷↑

رویدادها بسیار کمرشکن شده و آسایش و آرامش همه ملّتها را در شرق و غرب جهان سلب کرده، در سرتاسر جهان ملّتی را پیدا نمی کنید که در سطح عالی آرامش و آسایش زندگی کنند، بلکه تشویش و نگرانی به همه جا سایه گسترده و دلهره و اضطراب به هر خانه و کاشانه ای راه یافته است.
و نفثت النّوافث:
شکافنده ها بشکافند و پیش روند!
چقدر زیباست تعبیر امیر مؤمنان (علیه السلام) ؟! که گوئی جهان قرن بیستم را با دیدگان خود دیده، هواپیماهای کوه پیکر را مشاهده فرموده که چگونه سینه افق را می شکافند و پیش می تازند، اقطار و اکناف جهان را زیر پر می گیرند و با موادّ تخریبی که حمل می کنند جهان را در آتش خود می سوزانند، خداوند در ظهور فرزندت تعجیل کند و با ظهور او آثار سوء این شکافنده ها و پیشتازهای خانمان برانداز را نابود سازد.
و هجم الواثب:
تیزپروازان حمله کنند!
دشمن صهیونیستی بر فراز جنگنده های تیزپرواز خود هر روز سرزمین اسلامی ما (جنوب لبنان) را مورد حمله و هجوم قرار داده، آشیانه های ما را با بمبهای خوشه ای و شیمیائی ویران می کنند، مرگ و فقر و خرابی به ارمغان می آورند.
و عبس العبوس:
دنیا روی ترش کند!
کابوس یأس و وحشت بر سراسر جهان سنگینی می کند، کسی از اعماق دل شادی نمی کند، دیگر کسی نفس راحت نمی کشد، هر صدائی که از خبرپراکنی ها منتشر می شود، دلها را می فشارد و اعصاب را می کوبد و زمین و زمان به روی انسان، روی ترش می کند.
و اجلب النّاموس:
رازداران خیانت ورزیده موجب دستگیری می شوند!
رازداران به جای امانت خیانت ورزیده، اسرار را فاش ساخته، اخبار را

↑صفحه ۶۸۸↑

به نفع دیگران فاش کرده، موجبات گرفتاری و دستگیری همراز و هم سنگر خود را فراهم می آورند. نزدیکترین دوستان کاری ترین ضربه ها را فرود می آورند، و بیش از هر دشمن قسم خورده، موجب وحشت و اضطراب می شوند.
در روایت دوّم به جای «اجلب النّاموس» تعبیر: «جمس الجاموس» به کار رفته، که منظور از آن سخن گفتن جماد است، که معنای مشخّص آن پخش صدا به توسّط رادیو، تلویزیون، ضبط صوت و گرامافون و امثال آنهاست که در همه آنها از یک جماد صدای موردنظر برمی خیزد، و شاید معنای دیگری داشته باشد که گذشت زمان آنرا معنی کند.
امیر مؤمنان (علیه السلام) که در آغوش وحی تربیت شده، نفس پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) و باب مدینه علم الرّسول (صلّی الله علیه و آله و سلم) نامیده شده، این سخنان پرارج را چهارده قرن پیش با قاطعیّت و صراحت بیان کرده، و ما امروز قسمتی از آنها را درک و لمس می کنیم که برای گذشتگان قابل تصوّر نبود، قسمتی از اخبار ملاحم نیز هنوز کشف نشده، گذشت زمان آنها را معنی خواهد کرد.
امیر مؤمنان در حدیث دیگر با عبارت زیبا و کوتاهی چنین می فرماید:
۹۶۲ - «... و أنجد العیص، و أراع القنیص، و کثر القمیص».
«هنگامی که جنگلها خشک شود، شکارچیان همه را به وحشت اندازند، اضطراب، نفرت و مهاجرت زیاد شود، در چنین زمانی...».
امیر مؤمنان (علیه السلام) آن استاد فصاحت و امام بلاغت خبرهای مربوط به آخر الزّمان را در این گفتار شیوای خود با الفاظی زیبا و تعبیراتی گیرا، و کلماتی موزون بیان کرده است که اینک به شرح فقرات آن می پردازیم:
انجد العیص:
جنگلها خشک شوند!
در اثر اشتغال مردم به جنگها و فتنه ها و رویدادها، و یا در اثر قحطی و کمی باران، جنگلها، مرغزارها، چمنزارها و باغها و بستانها خشک شده، تبدیل به صحرای سوزان و دشت بی آب و علف شوند، و یا در اثر بمبهای شیمیائی و دیگر موّاد تخریبی دچار حریق شوند، و یا در اثر بمبهای اتمی و ئیدروژنی زیر و رو شوند و یا به دلایل دیگری که گذشت زمان معنی خواهد کرد.

↑صفحه ۶۸۹↑

و اراع القنیص:
شکارچیان به وحشت اندازند!
شکارچیان در سیمای جدیدشان همچون هواپیماربائی، آدم ربائی و جز آن که موجب وحشت و اضطراب همگان می شوند، دیگر کسی با خیال راحت نمی تواند مسافرت هوائی کند، زیرا نمی داند که هواپیما پس از فاصله گرفتن از فضای فرودگاه با چه حوادثی روبرو خواهد شد و مسافران در برابر چه درخواستهائی به عنوان گروگان در انتظار سرنوشت مبهم قرار خواهند گرفت؟! یا همانند آدم ربائی که در لبنان امروز رواج یافته، و انسانهای سرشناس دزدیده می شوند و در برابر پولهای گزاف و یا به دنبال یک سری معاملات سیاسی آزاد می گردند و یا دیگر شکارچیانی که حوادثی جانکاه به وجود آورده، همه را به وحشت و اضطراب وامی دارند.
و کثر القمیص:
اضطرابها و مهاجرتها فراوان شود!
امروزه نه تنها مهاجرت از کشوری به کشور دیگر، از شهری به شهری دیگر، از روستاها به شهرها فراوان شده، حتّی مهاجرت به صورت گریز و فرار از این اطاق به آن اطاق، از این گوشه اطاق به آن گوشه اطاق فراوان شده است، چنانکه در کشور خودمان (لبنان) از ترس حمله های هوائی دشمن صهیونیستی، هر لحظه از نقطه ای به نقطه ای پناه می بریم. در این کشور آیا در مدّت هفت سال گذشته کسی پیدا می شود که خواب راحتی کرده باشد؟! و اینک در آستانه هشتمین سال جنگ هستیم و خدا می داند که چه سرنوشتی در انتظار ماست؟!
۹۶۳ - «إذا صاح النّاقوس و کبس الکابوس و تکلّم الجاموس، فعند ذلک عجائب. و ایّ عجائب».
«هنگامی که ناقوس به صدا درآید، سایه شوم کابوس به همه جا سنگینی کند و جاموس سخن بگوید، در چنین زمانی شگفتی ها پدید خواهد آمد، تو چه می دانی که چه شگفتیهائی روی خواهد داد».
ناقوس، به معنای زنگ، زنگ خطر، بیدار باش و یا هر صداکننده که انسان را از چیزی بیم دهد یا از فرارسیدن وقت چیزی خبر دهد. در اینجا منظور از

↑صفحه ۶۹۰↑

ناقوس، بانگ جبرئیل امین است که در تمام اقطار و اکناف جهان طنین خواهد انداخت.
کابوس، رؤیاهای وحشت انگیز، فاجعه های رعب انگیز، و هر حادثه شوم و تلخی که سایه سنگین خود را بر افق زندگی بیفکند و زندگی را با وحشت و اضطراب توأم کند، در اینجا خسف سرزمین بیدا و هلاکت سپاه سفیانی در آن سرزمین منظور شده است.
جاموس، به معنای هر شیئ جامد است، که در عصر ما سخن گفتن جاموس تحقّق یافته و نمونه های فراوانی چون رادیو، تلویزیون، تلفن، تلکس، گرامافون، ضبط صوت و امثال آن ها از مصادیق آنست.
و در برخی از نقلها این جمله نیز اضافه شده: «و اذا اثار النّار قیصر» یعنی: هنگامی که پادشاه روم آتش جنگ را شعله ور سازد، و شاید منظور از پادشاه روم یکی از زمامداران مغرب زمین باشد، که امروزه آثار تلخ این آتش افروزی ها در تمام کشورهای اسلامی نمایان است. امروزه آتش افروزان غربی و برادران شرقی آنها تلاشهای خود را در دو نقطه متمرکز کرده اند و همه ابعاد دیگر زندگی را در مرحله بعدی قرار داده اند، آن دو نقطه عبارت است از:
۱ - تلاش فراوان برای ساختن، توزیع، بازاریابی، بذل و بخشش ابزار و ادوات جنگی.
۲ - تلاش بی امان برای شعله ور ساختن آتش جنگ، دامن زدن به اختلافات نژادی، قبیله ای، مرزی، مذهبی، عقیدتی و غیره. در هر منطقه ای آشوبی به نام انقلاب، به رنگهای مختلف برپا کرده، منابع زیرزمینی آنها را به یغما برده، مرگ و فقر و اختلافهای داخلی و خارجی را برای آنها به ارمغان می آورند. تا مصلح کلّ جهان ظهور کرده، به اختلافها و جنگها و نابسامانیها خاتمه داده، صلح و صفا و صمیمیت را در سرتاسر گیتی برقرار سازد.
بیان شیوای دیگری از امیر مؤمنان (علیه السلام) در این باره رسیده است که در اینجا نقل می کنیم:
۹۶۴ - «و لذلک علامات... و کشف الهیکل، و خفق رایات ثلاث حول المسجد الأکبر تهتزّ، یشبّهن بالمهدیّ... و قتل سریع و موت ذریع».

↑صفحه ۶۹۱↑

«برای این کار نشانه هائی است که از آن جمله است: کشف هیکل، به اهتزاز درآمدن سه پرچم برافراشته شده که هر سه مشابه پرچم حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) است، کشتارهای بی امان و مرگهای زودرس و ناگهانی، و...».
قریب یکهزار و چهارصد سال پیش این کلمات درربار از زبان مبارک مولای متّقیان، امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده، و اینک ما چنین روزهائی را با چشم خود می بینیم و به گوینده آن درود می فرستیم و به پیروی او مباهات می کنیم.
منظور از «هیکل»: هیکل حضرت سلیمان (ع) است که در عصر آنحضرت معبد بسیار باشکوهی بود و در شهر بیت المقدّس قرار داشت و پایه های آن بر روی ۳۶۰ ستون از مرمر گرانبها و کمیاب استوار بود و در آن دهها سنگ قیمتی، الواح و نوشته های شگفت انگیز وجود داشت که هر بیننده ای را مبهوت می ساخت. زمین آن از بلور شفّاف مفروش بود و آبها از زیر آن روان بود که بلقیس آنرا دریاچه پنداشت و دامنش را بالا زد که از روی آب عبور کند و به بارگاه حضرت سلیمان باریابد، پرده داران به او تذکّر دادند که آبها از زیر یک پوشش بلورین روان است!.
از دیگر شگفتیهای آن تخت حضرت سلیمان (ع) بود که بر روی چیزی شبیه یک شیر قرار داشت، پلکان آن عبارت از دستهای پهن شده شیر بود که حضرت سلیمان پا روی آن نهاده، بر تخت قرار می گرفت. هنگامی که حضرت سلیمان اراده می کرد بر تخت بنشیند، تخت با سرعت شگرفی نزدیک می آمد و حضرت سلیمان بر آن می نشست و آنگاه با یک عقب گرد جالبی به جایگاه خود باز می گشت. و دیگر عجائب و شگفتیها که در آن وجود داشت به علاوه جنبه فنّی و معماری و نقش و نگار خارج از وصف آن، که هر بیننده ای را به تعجّب و شگفتی وا می داشت.
در عصر ما یهود تلاش فراوان دارد که آنرا کشف کند، قسمتی از محلّ آن در زیر مسجد اقصی و قسمتی دیگر در زیر کلیسای قیامت قرار گرفته است.
پرچمهای سه گانه در کنار همین مسجد به اهتزاز درخواهد آمد.
اکنون که من این سطور را می نویسم، سرنخهائی از هیکل به دست آمده

↑صفحه ۶۹۲↑

است و رژیم اشغالگر قدس با تلاشی بی امان برای کشف دقیق آن می کوشد.
آنچه در روایت گفته شده که این پرچمها مشابه پرچمهای حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) است، به این سبب است که هریک از صاحبان آن پرچمها ادّعای حقّانیّت و دعوت به حقّ می نمایند، همه آنها ادّعای جنگ با رژیم اشغالگر یهود را می کنند، در حالیکه خود به آئین اسلام عمل نمی کنند و از اوّلین نشانه های اسلام (نماز و روزه) محروم هستند و آنچه برای آنها نقش حیاتی دارد چیزهائی در سطح ناسیونالیسم و تعصبّات نژادی است.
جمله «کشتارهای بی امان و مرگهای زودرس و ناگهانی» دقیقا امروز تحقّق یافته، هر روز صدها و هزارها نفر در زیر توپها، موشکها، مسلسلها و دیگر ادوات جنگی رژیم اشغالگر یهود و هم پیمانان آن، جان می سپارند.
و اینک علایم ظهور و نشانه های نزدیک شدن نهضت جهانی حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) در ضمن چهار بخش، با ترتیب و نظم خاصّی به خوانندگان گرامی تقدیم می شود.

* * *

↑صفحه ۶۹۳↑

حواشی
- رعد:۳۹.
- ارشاد مفید صفحه ۳۳۶، منتخب الاثر صفحه ۴۵۵، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۱.
- اعلام الوری صفحه ۴۲۶، ارشاد مفید صفحه ۳۳۶، منتخب الاثر صفحه ۴۵۵ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۴،۲۰۹ و ۳۰۴، اعلام الوری صفحه ۴۲۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۴۰، ارشاد مفید صفحه ۳۳۶ و منتخب الاثر صفحه ۴۵۲ و ۴۵۸.
- نهج الفصاحه جلد ۲ صفحه ۵۲۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۴، و الزام النّاصب صفحه ۱۹۴،۲۰۳ و ۲۰۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۴،۲۰۳ و ۲۰۹ و بشاره الاسلام صفحه ۷۴.
- نهج الفصاحه جلد ۲ صفحه ۴۷۱، الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۷ و ۱۳۲، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۵۷ و بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۲۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۴،۲۰۴،۲۰۹ و ۲۱۳.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۴،۲۰۴ و ۲۰۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۵۸،۶۷ و ۷۳، الزام النّاصب صفحه ۱۷۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۷۳ و جلد ۵۳ صفحه ۸۲ و المهدی صفحه ۱۹۷.

↑صفحه ۶۹۵↑

بخش شانزدهم: اهل آخر الزّمان
↑صفحه ۶۹۷↑

اهل آخر الزّمان:
پیش از آنکه به نقل نشانه های مردم آخر الزّمان شروع کنیم، نکته ای را یادآور می شویم و آن اینکه:
ما مردم عصر حاضر که عصر خود را دوران مشعشع طلائی، عصر تسخیر فضا، قرن شکافتن اتم، عصر شکوفائی علوم، دوران ایمان به ارزشها و معیارها، و زمان سپری شدن ضدّ ارزشها می دانیم و می نامیم، بر ماست که واقعیّتها را بپذیریم، از پذیرش حقایق سرنتابیم، آنچه را که بر سر انسان در کشاکش دوران آمده است، بپذیریم و باور کنیم.
تا جائیکه ما اطلاع داریم هیچ امّت و ملّتی در وادی ضلالت گام نسپرده، جز اینکه با یک فاجعه آسمانی یا زمینی رهسپار دیار نیستی شده است.
ما این مطلب را منحصرا از پیامبران نیاموخته ایم، بلکه صفحات تاریخ

↑صفحه ۶۹۹↑

انسانها نیز شاهد این گفتار است. اگر صفحات تاریخ را ورق بزنیم با تمدّنهای فراوانی در گذشته آشنا می شویم که روزگاری بر منطقه پهناوری درخشیده، ولی هنگامی که از ناموس فطرت و آئین خلقت سرپیچی نموده، دچار سوانح شده و در کام طوفانها فرو رفته، و در بوته فراموشی قرار گرفته اند. اینها اثر وضعی فرو رفتن در طغیان و عصیان است، اگرچه ظاهرا یک سانحه و فاجعه چون زلزله، طاعون، وبا، جنگ و نظیر آنها، بهانه شده است.
اگر صفحات تاریخ این درس را به ما می آموزد، ما چرا به خودمان دروغ بگوئیم و خود را گول بزنیم؟! چرا به ندای فطرت گوش ندهیم که از اعماق درون خود درمی یابیم که به ما می گوید:
«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ».
«آیا خیال می کنید که ما شما را عبث آفریده ایم و شما به سوی ما بازنخواهید گشت؟!».
چه کسی است که این پرسش را از اعماق مغز خود نشنود که: از کجا آمده ام؟! برای چه آمده ام؟! به کجا می روم؟!. آیا این آمدن صرفا برای خوردن و نوشیدن و بازی کردن در یک صحنه آزاد، و پشت سر هم آمدن شب و روز، و سپس مردن و نیست شدن و فراموش شدن می باشد؟!
عقل سلیم که براساس اعتقاد به حقایق استوار باشد آنرا نمی پذیرد و می گوید: من هرگز عبث آفریده نشده ام! کسیکه این پاسخ را از اعماق دلش دریافت می کند، باید از قوانین طبیعت سرپیچی نکند، در رفتار خود تجدیدنظر نماید، هدف اساسی و علّت غائی جهان آفرینش را مورد مطالعه دقیق قرار دهد، در تعیین سرنوشت خویش و دیگر انسانها دقّت کند، تا در کشیده شدن انسانها به سوی منجلاب تباهی و هلاکت سهیم نباشد، و خود در درّه ضلالت سقوط نکند، پس از آنکه از مطالعه تاریخ امّتها درمی یابد که طبیعت به کسیکه از آئین فطرت سرپیچی کند؛ رحم نمی کند، و از کسیکه به حریم قوانین خلقت تجاوز کند؛ انتقام می گیرد، کجا رسد به کسیکه به حریم قوانین الهی تجاوز کند.
از سوی دیگر طبق نشانه هائی که در همین بخش می خوانیم، تردیدی نیست که ما اهل آخر الزّمان هستیم و نشانه های آخر الزّمان یکی پس از دیگری واقع شده و یا در شرف وقوع است. و اینک منتظر فرارسیدن همه حوادثی هستیم

↑صفحه ۷۰۰↑

که برای اهل آخر الزّمان وعده داده شده است.
اشکال بزرگ ما اینست که از یک سو می پذیریم که ما اهل آخر الزّمان هستیم، و از دیگر سو با تمام قدرت به سوی حوادث جانکاهی که برای مردم آخر الزّمان نوید داده شده می شتابیم، درست مانند کسی که آتش فروزانی را می بیند و خود را به درون آن می افکند!.
آری زمان، همان آخر الزّمان است که رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان معصوم آن بزرگوار وعده داده اند، و به هنگام ارشاد مردمان و کاشتن درخت ایمان در کشتزار دل آنان، به تناسبهای مختلف از آخر الزّمان و مردمان آن سخن گفته اند و صفات آنها را آنچنان دقیق بیان کرده اند که امروز با مطالعه آنها هیچ تردیدی نداریم در اینکه ما اهل آخر الزّمان هستیم و همه نویدهای معصومان در مورد عصر ماست. و اینک نمونه هائی از کلمات درربار معصومین (علیهم السلام) درین زمینه:

* * *

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۹۶۵ - «لا یاتی علیکم زمان إلاّ الّذی بعده شرّ منه!».
«هیچ زمانی پیش نمی آید جز اینکه زمان بعدی بدتر از آنست».
هنگامی که زمانها را در نظر می گیریم و دورانهائی را که پس از رحلت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) بر مسلمانان گذشته، مورد مطالعه قرار می دهیم، می بینیم که شرّها از لحظه رحلت آنحضرت شروع شده است. به دنبال رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) پیش از آنکه جسد مبارکش دفن شود، درخت فتنه جوانه زد و هر لحظه رشد و نموّ کرد و هر روز و ماه و سال و قرنی که بر امّت اسلامی می گذرد پایه های فتنه ها عمیق تر و شاخه های فتنه پربارتر می گردد، باری تلختر از حنظل و سوزاننده تر از آتش!. و امروز به اوج خود رسیده، ریشه همه نیکی ها را می سوزاند و در باغستان بشرّیت، شاخ و برگی نمی گذارد. و از اینجا درمی یابیم که زمان ما بدترین زمانهاست، زیرا همه شرّها به اوج خود رسیده است. و اینک زمانی است که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مقایسه زمان ما با زمان رسالت فرموده است:

↑صفحه ۷۰۱↑

«شما در زمانی هستید که اگر کسی یک دهم تکالیفش را انجام ندهد هلاک می شود، و به زودی زمانی فرا می رسد که اگر کسی یک دهم وظائفش را انجام بدهد نجات می یابد».
جای بسیار تأسّف است که آن یک دهم را نیز انجام ندهیم تا رهائی یابیم. بسیار تأسّفبار است که ما مرد عمل نیستیم و اهل سخن هستیم، از زبانهای ما سخنانی شنیده می شود که با رفتارمان تطبیق نمی کند و اینها همان صفات بارز آخر الزّمان است که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) چهارده قرن پیش فرموده است:
۹۶۶ - «یأتی علی النّاس زمان همّهم بطونهم، و شرفهم متاعهم، و قبلتهم نساؤهم، و دینهم دراهمهم و دنانیرهم. اؤلئک شرّ الخلق، لا خلاق لهم عند اللّه».
«برای مردم روزگاری فرا می رسد که تنها همّ و غمّشان شکم آنها، شرف آنها تجمّلات زندگی آنها، قبله آنها همسرانشان، دین و آئین آنها درهم و دینارشان می باشد، آنها بدترین خلایق هستند، برای آنها در نزد خدا ارج و مقامی نیست».
آری همه صفات یادشده در این حدیث، در عصر ما تحقّق یافته، و اینک بزرگترین همّ و غمّ مردم شکم آنها، شرف و آبروی آنها تجمّلات زندگی آنها، دین و آئین آنها درهم و دینارشان و بزرگترین آرزوی آنها تأمین خواسته های همسرانشان می باشد.
۹۶۷ - «سیأتی علی النّاس زمان، یخیّر فیه الرّجل بین العجز و الفجور. فمن أدرک ذلک الزّمان فلیختر العجز علی الفجور».
«برای مردمان زمانی می رسد، که انسان میان ناتوانی و نابکاری مخیّر می شود، هرکس چنین زمانی را درک کند، ناتوانی را بر فساد و تباهی برگزیند».
صالحان و نیکان عصر ما از کارهائی که دیگران انجام می دهند ناتوان نیستند، بلکه از فساد و تباهی گریزان هستند و نابخردان آنها را ناتوان می انگارند.
۹۶۸ - «لتأمرونّ بالمعروف، و لتنهنّ عن المنکر، أو لیسلّطنّ اللّه

↑صفحه ۷۰۲↑

علیکم شرارکم، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم».
«باید امر به معروف و نهی از منکر کنید، وگرنه شریران بر شما مسلّط خواهند شد و نیکان هرچه دعا کنند مستجاب نخواهد شد».
این نیز تحقّق یافته، از امر به معروف و نهی از منکر سر تافته ایم و شریران بر ما مسلّط شده اند و دعاهای نیکان به استجابت نمی رسد. همه این گرفتاریها واکنش اعمال خودمان می باشد و خداوند به کسی ستم نمی کند.
۹۶۹ - «و عندها یظهر الرّبا، و یتعاملون بالرّشی، و یوضع الدّین و ترفع الدّنیا».
«در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد، مقام و ارزش دین تنزل می نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می کند».
۹۷۰ - «لیأتینّ علی النّاس زمان، لا یبقی أحد إلاّ أکل الرّبا، فإن لم یأکله أصابه غباره».
«برای مردم زمانی پیش می آید که احدی یافت نمی شود جز اینکه به ربا آلوده گردد، اگر مستقیما هم ربا نخورد، گرد ربا به او می رسد».
مگرنه اینست که سیستم بانکی در همه کشورهای اسلامی رائج شده، حتّی علما و دانشمندانی که با ربا مبارزه می کنند، خود از رهگذر روابط اجتماعی و اقتصادی با آن آلوده می شوند، و اینک اثر وضعی شیوع ربا و رشوه:
۹۷۱ - «ما من قوم یظهر فیهم الرّبا، إلاّ أخذوا بالسّنه و ما من قوم یظهر فیهم الرّشی إلاّ اخذوا بالرّعب!».
«هیچ قومی نیست که ربا در میان آنها شایع شود، جز اینکه دچار غفلت و بی خبری می شوند. و هیچ قومی نیست که رشوه در میان آنها رائج شود جز اینکه دچار ترس و وحشت می شوند».
با فراگیر شدن سیستم منحوس بانک داری تمام امّتهای اسلامی در خواب غفلت فرو رفته اند، و با شیوع رشوه خواری ترس و اضطراب و دلهره و وحشت در تمام اقطار و اکناف زمین حاکم گشته است.

↑صفحه ۷۰۳↑

۹۷۲ - «یکون أسعد النّاس بالدّنیا لکع ابن لکع، لا یؤمن باللّه و رسوله».
«خوشبخت ترین مردم در دنیا افراد پست و نادان خواهند بود، که به خدا و رسول (صلّی الله علیه و آله و سلم) ایمان نخواهند داشت».
آری نابخردان در ناز و نعمت فرو رفته، در آرامش خرگوشی فرو خفته اند ولی باورداران اندیشمند هرگز آسایش و آرامشی ندارند. اثر وضعی این زندگی همانست که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۹۷۳ - «یذهب الصّالحون أسلافا: الأوّل فالأوّل، حتّی لا یبقی إلاّ حثاله کحثاله التّمر و الشّعیر، لا یبالی الله بهم!».
«صالحان یکی پس از دیگری دیده فرو بندد و دیگر نشانه ای از صالحان باقی نباشد جز به مقدار تفاله خرما و نخاله جو، دیگر خداوند اعتنائی به آنها نمی کند».
با کمال تأسّف این نشانه ها نیز تحقّق یافته و به اثر وضعی آن دچار شده ایم، دیگر خداوند اعتنائی به ما ندارد، وگرنه قسمتی از این گرفتاریها را از ما رفع می کرد.
۹۷۴ - «سیأتی علی امّتی زمان، تخبث فیه سرائرهم، و تحسن علانیتهم طمعا فی الدّنیا، لا یریدون ما عند الله (عزّ و جلّ). یکون أمرهم ریاء لا یخالطه خوف، یعمّهم الله بعقاب، فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجاب لهم».
«زمانی بر امّت من می آید که در آن زمان درون آنها پلید می شود ولی ظواهر آنها به طمع دنیا آراسته می گردد، به آنچه در پیشگاه خداوندی است دل نمی بندند، کارشان ریا و تظاهر است، خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آنها را به عذابی فراگیر دچار سازد، آنها خداوند را همچون آدم غریق (کسیکه در آب غرق می شود) می خوانند و خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند».
۹۷۵ - «أوّل ما یرفع من هذه الأمّه الحیاء و الأمانه».

↑صفحه ۷۰۴↑

«اوّلین چیزی که از این امّت برداشته می شود حیا و امانت است».
سلام بر حیا و امانت هنگامی که در میان این امّت زنده بودند، و درود بر آنها هنگامی که از میان این امّت رخت بربستند.
۹۷۶ - «إذا ظهرت الفاحشه کانت الرّجفه، و إذا جار الحکّام قلّ المطر، و إذا غدر بأهل الذّمّه ظهر العدوّ».
«هنگامی که روابط نامشروع شیوع پیدا کند زلزله زیاد می شود، هنگامی که زمامداران ستم پیشه کنند باران کم می بارد، و هنگامی که با اهل ذمّه (اهل کتاب که در پناه اسلام باشند - اقلّیتهای مذهبی) با مکر و حیله رفتار شود دشمن چیره گردد».
۹۷۷ - «یصبح الرّجل مؤمنا و یمسی کافرا، و یمسی مؤمنا و یصبح کافرا!. یبیع أحدکم دینه بعرض من الدّنیا قلیل».
«انسان در حال ایمان صبح می کند و در حال کفر روز را به شب می رساند و انسان در حال ایمان شب می کند و در حال کفر صبح می کند، دین خود را به متاعی اندک از حطام دنیا می فروشد».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این زمینه می فرماید:
۹۷۸ - «بین یدی السّاعه فتن کقطع اللّیل المظلم، یصبح الرّجل منکم مؤمنا و یمسی کافرا، و یمسی مؤمنا و یصبح کافرا. یبیع أقوام دینهم بعرض الدّنیا!».
«در پیشقدم ظهور، فتنه هائی چون تیرگیهای شب فروریزد، انسان اوّل صبح مؤمن می باشد و آخر روز ایمانش را از دست می دهد، اوّل شب مؤمن است و تا پایان شب ایمانش از او گرفته می شود. اقوامی از مردم دین خود را به چیزی اندک از متاع زودگذر دنیا می فروشند».
این حدیث دقیقا با نسل جوان امروزی منطبق است که از دین و آئین روی برتافته، به احزاب و مکتبهای سیاسی روی آورده، صبح در حزبی و عصر در حزبی دیگر ثبت نام می کنند، امروز در یک خط و فردا در خطّی دیگر گام

↑صفحه ۷۰۵↑

می سپارند، صبح در مکتبی و عصر در مکتبی دیگر تلاش می کنند.
این حدیث از امام باقر (علیه السلام) نیز به این تعبیر نقل شده است:
۹۷۹ - «یصبح أحدهم و هو یری أنّه علی شریعه من أمرنا و یمسی و قد خرج منها. و یمسی علی شریعه من أمرنا، و یصبح و قد خرج منها».
«یکی از شما صبح می کند در حالیکه پیرو راه و آئین ما دیده می شود، و شب می کند در حالیکه از آئین ما بیرون رفته است. یا اوّل شب در آئین ما می باشد و صبح از آن خارج می شود».
از امام جواد (علیه السلام) نیز به این تعبیر رسیده است:
۹۸۰ - «و قبل ذلک فتنه شرّ: یمسی الرّجل مؤمنا و یصبح کافرا، و یصبح مؤمنا و یمسی کافرا. فمن أدرک ذلک الزّمان فلیتّق الله ولیکن من أحلاس بیته».
«پیش از آن روز موعود فتنه جانکاهی است که انسان در حال ایمان شب می کند و در حال کفر صبح می کند، یا در حال ایمان صبح کرده، در حال کفر شب می کند. هرکس چنین زمانی را درک کند گلیمی از گلیمهای خانه اش باشد».
منظور امام (علیه السلام) اینست که در چنین زمانی در خانه های خود پابرجا باشید و وارد این فتنه ها نشوید.
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
۹۸۱ - «إذا کان ذلک فکونوا أحلاس بیوتکم حتّی یظهر الطّاهر بن المطهّر، ذو الغیبه الشّرید الطّرید. إنّ الفتنه علی من أثارها. إنّهم لا یریدونکم بحاجه إلاّ أتاهم الله بشاغل لأمر یعرض لهم».
«هنگامی که چنین زمانی فرا رسد، گلیم خانه خود باشید تا خداوند امام غائب، غریب و فراری را که پاکیزه و پسر پاکیزه است، ظاهر سازد. هرکس فتنه ای به پا کند، خود گرفتار همان فتنه گردد. هر وقت برای هدفی شما را مورد هجوم قرار دهند خداوند برای آنها حادثه ای پدید

↑صفحه ۷۰۶↑

آورد که سرشان آنجا گرم شود و از شما بازمانند».
پیشوای ششم شیعیان در حدیث دیگری می فرماید:
۹۸۲ - «کفّوا ألسنتکم و الزموا بیوتکم، فإنّه لا یصیبکم أمر تخصّون به أبدا».
«زبانهای خود را رعایت کنید، از خانه های خود بیرون نروید که هرگز حادثه ای برای شما پیش نمی آید که اختصاص به شما داشته باشد».
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در ادامه علایم آخر الزّمان می فرماید:
۹۸۳ - «إنّ القوم سیفتنون بأموالهم و یمنّون بدینهم علی ربّهم و یتمنّون رحمته و یأمنون سطوته. و یستحّلون حرامه بالشّبهات الکاذبه و الأهواء السّاهیه. فیستحلّون الخمر بالنّبیذ، و السّحت بالهدیّه، و الرّبا بالبیع».
«به راستی این امّت به اموال خود گرویده، با دین خود بر پروردگارشان منّت نهاده، به رحمت او امیدوار و از خشم او در امان بوده، با شبهه های دروغین و وسوسه های خلاف، پای در حریم محرّمات می گذارند:
مشروب را به نام نبیذ، رشوه را به نام هدیه و ربا را به نام دادوستد، حلال پنداشته؛ می خورند».
و اینها حوادث تلخ روزگار ماست که پول را به جای معبود می پرستند و با نماز و روزه بر خدای منّت می نهند و انواع محرّمات را با تحلیلهای غلط خود مرتکب می شوند.
۹۸۴ - «إذا کثر الجور و الفساد، و ظهر المنکر، و أمرت أمّتی به، و نهی عن المعروف، و ینکرون الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر».
«هنگامی که ستم و تباهی فراوان شود، منکر آشکار گردد، امّت من امر به منکر و نهی از معروف کنند، امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کنند».

↑صفحه ۷۰۷↑

۹۸۵ - «إذا صار النّاس سمّاعین للکذب، أکّالین للسّحت، یستحّلون الرّبا و الخمر و المقالات و الطّرب و المعازف».
«هنگامی که مردم به دروغ گوش فرا دهند، حرام و رشوه بخورند، ربا را جایز بشمارند، شراب و قمار و لهو و لعب را حلال بدانند...»
درست آنچنانکه ما هستیم و در جامعه ما حکمفرماست که حتّی مراسم مذهبی نیز با لهو و لعب آمیخته است!.
۹۸۶ - «إذا تواخی النّاس علی الفجور، و تهاجروا علی الدّین، و تحابّوا علی الکذب، و تباغضوا علی الصّدق... فإن کان ذلک کان الولد غیظا، و المطر قیظا».
«هنگامی که مردم برای کارهای ناشایست تعاون و همکاری کنند، و در احکام مذهبی از یکدیگر دوری جویند، برای دروغ همدیگر را دوست بدارند و برای راستگوئی از یکدیگر قهر کنند،... اگر اینها واقع شود، اولاد عاقّ والدین می شود، باران کمتر و در غیر موقع می بارد، لئیمان هر لحظه در افزایش و کریمان هر لحظه کاهش می یابند»!.
۹۸۷ - «و کان أهل ذلک الزّمان ذئابا، و سلاطینه سباعا، و أوساطه أکّالا، و فقراؤه أمواتا».
«اهل آن زمان همچون گرگ می باشند و پادشاهان آنها همچون درندگان وحشی، فقیران آنها همچون مردگان و طبقه متوسّط آنها مرده خوارند».
۹۸۸ - «و غار الصّدق، و فاض الکذب، و استعملت المودّه باللّسان، و تشاجر النّاس بالقلوب، و صار الفسوق نسبا، و العفاف عجبا، و لبس الإسلام لبس الفرو مقلوبا».
«راستی و درستی کمیاب می شود، دروغ همه جا را فرا می گیرد، دوستی و صمیمیّت به سر زبانها اختصاص می یابد و در اعماق دل همه با یکدیگر خصومت می ورزند، کارهای نامشروع مایه مباهات شده، عفّت و خویشتن داری موجب اعجاب و شگفت می شود، اسلام وارونه می گردد همانند پوستینی که وارونه پوشیده شود».

↑صفحه ۷۰۸↑

چه کسی از مسلمانان یافت می شود که اسلام را پوستین وارونه نپوشانیده باشد؟! هرکسی اسلام را به دلخواه تفسیر و تحلیل می کند، قاضی اسلامی در مسند رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نشسته، احکام و قضاوتهای آنحضرت را زیرپا می گذارد، و به جای تشخیص حق، به سوی رشوه روی می کند و براساس رشوه داوری می کند و از نشستن بر سر سفره شراب دوری نمی گزیند، رجال دین به جای شب زنده داری، به مجالس شب نشینی روی می آورند، به جای مطالعه و مباحثه، به فیلمهای سینمائی و صفحات تلویزیون خیره می شوند، به جای موشکافی در مشکلات علمی، به بحث و بررسی آثار هنری و شرح حال هنرمندان می پردازند، متدیّنین به ریا و تظاهر پرستش می کنند، ثروتمندان از مکیدن خون بی نوایان سیر نمی شوند، مستمندان با یکدنیا کینه و عداوت به ثروتمندان می نگرند، و هر طبقه ای از طبقات مسلمین شریعت اسلامی را دگرگون ساخته اند همچون پوستینی که وارونه پوشیده شود. اینجاست که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۹۸۹ - «إذا انتهکت المحارم، و اکتسبت المآتم، و سلّط الأشرار علی الأخیار، و یفشو الکذب، و یتباهون بالّلباس».
«هنگامی که حریمها مورد تجاوز واقع شود، گناهان عملی گردد، اشرار بر نیکان مسلّط شوند، دروغ شایع گردد و مردم به جامه های خود مباهات کنند».
۹۹۰ - «إذا کثر الزّنا بعدی، کثر موت الفجأه. و إذا طفّف المکیال و المیزان أخذهم الله بالسّنین و النّقص. و إذا منعوا الزّکاه منعت الأرض برکاتها من الزّرع و الثّمار و المعادن کلّها. و إذا جار الحکّام، تعاونوا علی الظّلم و العدوان. و إذا نقضوا العهد سلّط الله علیهم عدوّهم. و إذا قطعوا الأرحام جعلت الأموال فی أیدی الأشرار».
«هنگامی که بعد از من فحشاء و منکر رواج پیدا کند، مرگهای ناگهانی فراوان شود و کم فروشی رائج گردد، خداوند آنها را با قحطی و گرسنگی گرفتار سازد. هنگامی که زکات داده نشود، زمین برکتهای خود را از معدن و میوه و زراعت منع می کند. هنگامی که زمامداران ستمگری پیشه کنند، آنها خود بر ظلم و تجاوز همکاری کنند. هنگامی که پیمانها را

↑صفحه ۷۰۹↑

بشکنند، خداوند دشمن را بر آنها چیره کند. و هنگامی که پیوند خویشاوندی را قطع کنند ثروتها در دست اشرار قرار می گیرد».
امروز ثروت مسلمانان در دست اشرار است، اموال نقدی آنها در بانکهای خارج، طلای سیاه آنها به دست غربی ها پالایش شده، در کارگاههای آنها تبدیل به اسلحه شده، به دست مسلمانان برگشته، به دست آنها بر سر یکدیگر فرو می ریزد.
در حدیث دیگری از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل شده که: «هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر و پیروی نیکان از اهلبیت من، ترک شود، خداوند اشرار را بر آنها مسلّط می گرداند». و امروز در همه سرزمینهای اسلامی اشرار بر آنها مسلّط شده است و آن، نوعی انتقام حضرت پروردگار به دست اشرار خلق است.
۹۹۱ - «... و رأیت العقوق قد ظهر، و استخفّ بالوالدین».
«و می بینی که عاقّ والدین بودن رواج یافته، پدر و مادر سبک شمرده می شوند».
۹۹۲ - «... و یعیّرونه بضیق المعیشه، و یکلّفونه ما لا یطیق، حتّی یوردوه موارد الهلکه».
«انسان را با تنگدستی و ضیق معیشت سرزنش می کنند و او را به چیزی که توانش را ندارد وادار می سازند، تا او را به راهی که برگشت ندارد وارد کرده، به هلاکت بیندازند».
۹۹۳ - «یجفو الرّجل والدیه و یبرّ صدیقه».
«انسان به پدر و مادرش جفا کرده، با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می شود».
۹۹۴ - «یفتری الولد علی أبیه و یدعو علی والدیه، و یفرح بموتهما».
«فرزند به پدرش تهمت می زند، بر پدر و مادرش نفرین می کند و از مرگ آنها مسرور می شود».

↑صفحه ۷۱۰↑

۹۹۵ - «یحسد الرّجل أخاه، و یسبّ أباه، و یتعامل الشرکاء بالخیانه!».
«مرد به برادرش حسد ورزیده، به پدرش دشنام می دهد و با شریکان از راه خیانت وارد می شود».
با کمال تأسّف همه این صفات نکوهیده در میان ما رواج یافته است.
۹۹۶ - «إذا قطعوا الأرحام، و منّوا بالطّعام، و إذا ذهبت رحمه الأکابر، و قلّ حیاء الأصاغر!».
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود، برای اطعام منّت گذارند، مرحمت از دل بزرگان رخت بربندد و حیاء از روی کوچکان گرفته شود».
۹۹۷ - «یکون هلاک الرّجل علی یدی أبویه، فإن لم یکن له أبوان فعلی یدی زوجته و ولده. فإن لم یکن له زوجه و ولد فعلی یدی قرابته و جیرانه».
«هلاکت انسان به دست پدر و مادرش تحقّق می یابد، اگر پدر و مادر نداشته باشد، به دست همسر و فرزندانش، و اگر همسر و فرزندی نداشته باشد، به دست خویشان و همسایگانش».
۹۹۸ - «إذا استعلن الفجور و قول البهتان و الإثم و الطّغیان... و أکرم الأشرار».
«هنگامی که روابط نامشروع علنی شود، گناه، بهتان و مرزنشناسی آشکار گردد، اشرار مورد احترام قرار گیرند...»
۹۹۹ - «إذا دبّ الکبر فی القلوب دبیب السّمّ فی الأبدان، و ظهرت الجرائم، و هوّنت العظائم».
«هنگامی که تکبّر و خودپرستی در اعماق دلها نفوذ کرد، آن سان که سمومات در بدنها نفوذ می کنند، گناهها علنی شد و محرّمات الهی سبک شمرده شد».

↑صفحه ۷۱۱↑

۱۰۰۰ - «إذا مشت أمّتی المطیطا، و خدمتهم أبناء فارس و الرّوم».
«هنگامی که امّت من با تبختر گام بسپارند و فرزندان فارس و روم به خدمت آنها درآیند».
امروز امّت اسلامی با تبختر راه می رود و تمام شرق و غرب به خدمت آنها درآمده اند و در برابر این خدمت دو خواسته جزئی از آنها دارند:
۱ - دین خود را برای دنیای آنها بفروشند و به مبانی عقیدتی آنها معتقد شوند.
۲ - کلید نفت را به دست آنها بسپارند و درآمد سرشار نفت را به جیب آنها سرازیر کنند تا چرخ اقتصاد آنها بچرخد. با پذیرش این دو شرط همه شرق و غرب در خدمت آنها هستند و آنها می توانند با تبختر و سرفرازی روی زمین گام نهند. ولی هرچه گامهای خود را محکم بزنند هرگز نمی توانند زمین را بشکافند و هرچه گردنهای خود را استوار بگیرند نمی توانند به بلندی و استواری کوهها باشند. بلکه دشمنان آنها، از شرق و غرب به سوی آنها می تازند و جهان را با این وسعت در دیدگان آنها تنگ می نمایند.
۱۰۰۱ - «یکثر فیهم المال، و یعظّم أصحاب المال».
«ثروت در میان آنها فراوان شود و ثروتمندان مورد احترام باشند».
امروز ثروت کشورهای اسلامی، بانکهای اروپا و آمریکا را می چرخاند و همه منابع ثروت و معادن زیرزمینی ما در دست آنهاست و ما آنها را به سبب اموالی که از ما به یغما برده اند، احترام می کنیم!. آنگاه در مورد آن روز پرشکوه می فرماید:
۱۰۰۲ - «یکون ذلک إذا عظّمتم أغنیاءکم، و أهنتم فقراءکم... و رأیت الخلق فی المجالس لا یتابعون إلاّ الأغنیاء».
«و آن هنگامی است که ثروتمندان را احترام کنید و مستمندان را خوار بشمارید، و در محافل و مجالس ببینید که مردم به دنبال ثروتمندان

↑صفحه ۷۱۲↑

هستند».
۱۰۰۳ - «إذا ساد القبیله فاسقهم، و کان زعیم القوم أرذلهم، و أکرم الرّجل مخافه شرّه، و ظهرت القینات و المعازف، و لعن آخر الأمّه أوّلها. فارتقبوا عند ذلک ریحا حمراء، و زلزله، و مسخا، و قذفا، و آیات تتابع کنظام بال قطع سلکه فتتابع».
«هنگامی که فاسق مردمان بر آنها حکومت کند، پست ترین مردم رهبر آنها شود، اشرار از ترس شرارت مورد احترام باشند، غنا و موسیقی علنی گردد، و هر ملّتی ملّتهای پیشین را لعن کنند، در چنین زمانی منتظر باد سرخ شوید، منتظر زلزله، مسخ، خسف و دیگر نشانه های عذاب شوید که همچون دانه های گردن بندی که رشته اش گسسته شود، یکی پس از دیگری بر شما فرود آید».
۱۰۰۴ - «یتجاهر النّاس بالمنکرات... فینفق المال للغناء».
«مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند و اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می کنند».
درست همانند زمان ما و با مخارج سرسام آور استادیومهای هنری و ایستگاههای رادیو و تلویزیون، و دیگر ابزار و ادوات موسیقی.
۱۰۰۵ - «لیشربنّ اناس من أمّتی الخمر، یسمّونها بغیر اسمها. و یضرب علی رؤوسهم بالمعارف».
«گروهی از امّت من نام مشروب را عوض کرده، آنرا می خورند، و بالای سر آنها ادوات موسیقی زده می شود».
درست مانند بارها، کازینوها و دیگر مجالس لهو و لعب و شب نشینی، که برنامه های رقص، شراب، موسیقی و غنا دایر است و در آنها انواع مشروبات از ویسکی و شامپانی و دیگر مسکرات بدون اینکه نام «خمر» در میان باشد، چون آب خورده می شود و آلات موسیقی بالای سرشان نواخته می شود. و این حدیث نیز می رساند که فاسقان امّت هم اکنون در میان ما هستند و روز موعود نزدیک است.

↑صفحه ۷۱۳↑

۱۰۰۶ - «یظهر القمار، و یباع الشّراب ظاهرا لیس له مانع».
«قمار علنی می شود و مشروبات به طور علنی فروخته می شود و کسی جلوگیری نمی کند».
با کمال تأسّف در پایتختهای ممالک اسلامی آشکارا مجالس شراب و قمار دائر می شود و انواع مشروبات الکلی به طور علنی خرید و فروش می شود.
۱۰۰۷ - «... و من أکل أموال الیتامی یحمد بصلاحه».
«کسیکه اموال یتیمان را بخورد به عنوان آدم شایسته مورد ستایش قرار می گیرد».
۱۰۰۸ - «تقسم أموال ذوی القربی بالزّور، و یتقامر علیها، و تشرب بها الخمور».
«اموال خویشاوندان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) به زور و باطل خورده می شود. با آن اموال شراب می خورند و قمار می بازند».
یعنی مردم سهم امام و سادات را نمی پردازند و آنها را چون دیگر اموالشان در مصارف غیرمشروع خرج می کنند.
۱۰۰۹ - «لیأتینّ علی النّاس زمان، یستحلّون الخمر، علیهم لعنه الله و الملائکه و النّاس أجمعین».
«زمانی پیش می آید که مردم خمر را حلال می شمارند، لعنت خدا و آدمیان و فرشتگان عموما بر آنها باد».
۱۰۱۰ - «یأتی علی النّاس زمان هم ذئاب. فمن لم یکن ذئبا أکلته الذّئاب».
«زمانی پیش آید که مردم گرگ درنده می شوند، هرکس گرگ نباشد گرگها او را می خورند».
۱۰۱۱ - «إذا لبس النّاس جلود الضّأن علی قلوب الذئاب، و

↑صفحه ۷۱۴↑

قلوبهم أنتن من الجیف، و أمر من الصّبر».
«هنگامی که مردم بر روی دلهای درنده خوی خود جامه میش بپوشند، دلهای آنها از مردار گندیده تر و از حنظل تلختر است».
۱۰۱۲ - «کلامهم أحلی من العسل، و قلوبهم أمرّ من الحنظل!.
ما من یوم إلاّ یقول الله تعالی: أمنّی تفرّون، أم علیّ تتجرّأون؟ أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؟!».
«گفتارشان از عسل شیرین تر، دلهایشان از حنظل تلختر است، خداوند هر روز به آنها می فرماید: آیا از من فرار می کنید؟! یا بر من جرئت می کنید؟! «آیا پنداشته اید که ما شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید» ؟!
۱۰۱۳ - «إذا کثر الطّلاق، و لا یقام حدّ».
«هنگامی که طلاق بسیار باشد و حدود الهی اقامه نشود».
بعد از حکومت مولای متقیان، امیر مؤمنان علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) دیگر حدود الهی اجرا نشد، و اگر در بعضی از مقطعهای تاریخی حدّی اجراء می شد از نظر میزان و معیارهای الهی اجراء نمی شد، دست آفتابه دزد بریده می گشت ولی دست کسی که تمام ثروت یک مملکت را می دزدید بریده نمی شد، فزونی طلاق نیز در نیمه دوّم قرن بیستم به صورت چشمگیری افزایش یافته است، حتّی در برخی از مذاهب مسیحی که طلاق مشروعیّت نداشت، شیوع و مشروعیّت یافته است. و در برخی از کشورها به زنها نیز حقّ طلاق داده شده است.
۱۰۱۴ - «لترکبنّ سنن من کان قبلکم شبرا بشبر و ذراعا بذراع، لو أنّ أحدهم دخل فی جحر ضبّ لدخلتم فیه، و حتّی أنّ أحدهم لو جامع امرأته فی الطّریق لفعلتموه».
«آنچه در میان اقوام گذشته واقع شده، موبه مو واقع خواهد شد، از هر راهی که آنها رفته اند شما نیز وجب به وجب و قدم به قدم از آن راه خواهید رفت، اگر یکی از آنها به لانه سوسماری وارد شده باشد، شما نیز انجام خواهید داد، اگر یکی از آنها با همسر خود در رهگذر تماسّ گرفته باشد شما نیز انجام خواهید داد».

↑صفحه ۷۱۵↑

تقلید از اقوام باستانی به عناوین مختلف در میان امّت اسلامی رائج شده، فقط بخش اخیر واقع نشده، که در غرب تقریبا به صورت عملی درآمده و با این وضع منابهه و محاکاتی که در شرق از غرب آغاز شده، دور نیست که در مشرق زمین نیز چنین حالت بی بندوباری پیدا شود!. چنانکه در حدیث آمده:
۱۰۱۵ - «و رأیت النّاس یتسافدون کما تتسافد البهائم، لا ینکر أحد منکرا تخوّفا من النّاس!».
«مردم را می بینی که همانند چهارپایان به طور علنی روابط جنسی برقرار می کنند و کسی از ترس مردم نمی تواند آنرا تقبیح کند».
با کمال تأسّف این صفت رذیله به عنوان یکی از مظاهر تمدّن در غرب آغاز شده، و برخی از مراحل آن به نشانه روشنفکری در مشرق زمین نیز شروع شده است که از نقل نمونه های آن قلم شرم دارد ولی جوانان خودباخته ایکه پیروی کورکورانه از غرب را در سرلوحه «خودروشنفکربینی» خویش قرار داده اند، از ارتکاب آن شرم ندارند. اینجاست که باید در انتظار فرا رسیدن روزگار سخت و دشواری بود که اثر وضعی این گناهان و نتیجه قطعی ترک امر به معروف و نهی از منکر است که طبق فرموده پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) واقع خواهد شد. و امروزه برخی از نشانه های آن چون پیمان شکنی، شیوع جنگ و کشتار، و فراگیر شدن اضطرابها و تشویشها و دیگر حوادث جانکاه آغاز گشته است.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۱۶ - «یصبح الآمر بالمعروف ذلیلا، و الفاسق فیما لا یحبّ الله محمودا».
«کسیکه امر به معروف کند خوار می شود و کسیکه مرتکب گناه شود مورد ستایش قرار می گیرد».
۱۰۱۷ - «... و لا یزداد الأمر إلاّ شدّه، و لا الدّنیا إلاّ إدبارا».

↑صفحه ۷۱۶↑

«هر روزی که می گذرد اوضاع سخت تر می شود و دنیا بیشتر پشت کند».
۱۰۱۸ - «لیاتینّ علی النّاس زمان، یظرّف فیه الفاجر، و یقرّب فیه الماجن، و یضعف فیه المنصف».
«برای مردم زمانی پیش آید که فاجران مورد احترام قرار گیرند، و ندیمان (دلقکها) مقرّب شوند و منصفان زبون گردند».
۱۰۱۹ - «یاتی علی النّاس زمان لا یقرّب فیه إلاّ الماحل، و لا یظرّف فیه إلاّ الفاجر، و لا یضعّف إلاّ المنصف، یعدّون الصّدقه فیه عرما، و صله الرّحم منّا، و العباده استطاله علی النّاس. فعند ذلک یکون السّلطان بمشوره النّساء، و إماره الصّبیان، و تدبیر الخصیان».
«برای مردم زمانی پیش آید که جز حیله گر احترام نشود، به جز آدم فاجر تجلیل نگردد، به جز آدم منصف خوار نشود، تصدّق را جریمه پندارند، صله ارحام را با منّت انجام دهند و عبادت را برای فخرفروشی به مردم بجا آورند. در چنین زمانی حکومت با مشورت زنان، امارت کودکان و تدبیر خواجه گان می شود».
آنگاه وقت آنرا چنین بیان می کند:
۱۰۲۰ - «قبلت شهاده الزّور، وردّت شهاده العدل، و استخفّ النّاس بالدّماء، و ارتکب الزّنا، و أکل الرّبا، و اتّقی الأشرار مخافه ألسنتهم».
«و آن هنگامی است که شهادت دروغ پذیرفته شود و شهادت عادل ردّ شود، مردم خون را سبک بشمارند، زنا رائج شود، رباخواری معمول گردد، و اشرار از ترس زبانشان مورد احترام باشند».
۱۰۲۱ - «علامه ذلک إذا أمات النّاس الصّلاه، و أضاعوا الأمانه، و استحلّوا الکذب، و أکلوا الرّبا، و أخذوا الرّشی، و شیّدوا البنیان، و باعوا الدّین بالدّنیا. و استعملوا السّفهاء، و شاوروا النّساء، و قطعوا الأرحام، و اتّبعوا الأهواء، و استخفوّا بالدّماء. و ظهرت شهادات الزّور، و

↑صفحه ۷۱۷↑

استعمل الفجور و قول البهتان و الإثم و الطّغیان».
«نشانه آن هنگامی است که مردم نماز را بمیرانند، امانت را ضایع گردانند، دروغ را جایز بشمارند، رباخواری کنند، رشوه بگیرند، بناها را محکم و مرتفع بسازند، دین را برای دنیا بفروشند، سفیهان را به کار بگیرند، با زنها مشورت کنند، قطع رحم نمایند، از هوای نفس پیروی کنند، خونها را سبک بشمارند، شهادتهای دروغ آشکار شود، فحشاء معمول گردد، گناه، بهتان و مرزشکنی رائج شود».
۱۰۲۲ - «و تعاملوا بالرّبا، و تظاهروا بالزّنی... و استحلّوا الکذب، و اتّبعوا الهوی!».
«در معاملات ربا بگیرند، به عمل نامشروع تظاهر کنند، دروغ را جایز بشمارند و از هوای نفس پیروی کنند».
درست همانند مردم زمان ما!.
۱۰۲۳ - «إذا رأیت کلّ عام یحدث فیه من الشّرّ و البدعه أکثر ممّا کان».
«و آن هنگامی است که هر سال بیش از سالهای پیش، بدعت و شرّ احداث گردد».
۱۰۲۴ - «بین یدی القائم سنین خدّاعه، یکذّب فیها الصّادق، و یصدّق فیها الکاذب، و یقرّب فیها الماحل، و ینطق الرّویبضه».
«در آستانه ظهور قائم (عجّل الله فرجه) سالهای فریبنده ایست. در آن سالها راستگو تکذیب می شود و دروغگو تصدیق می شود، افراد حیله گر مقرّب و محترم می شوند، و اشخاص پست و فاقد صلاحیّت سخنگو می گردند».
آیا این روزها را در پیش رو نداریم؟! مگر در زمان ما دروغگویان مورد تصدیق و راستگویان مورد تکذیب نمی باشند؟! مگر مسائل مهم کشوری به دست افراد پست و بی صلاحیّت نیست؟! مگر افراد نالایق سخنگوی سازمانها و مؤسّسه های مهم جهان نمی باشند؟! مگر جز اینست که افراد شایسته و با صلاحیت فراری و منزوی، و افراد بی صلاحیّت بر سر کار و مقام است؟! آری در

↑صفحه ۷۱۸↑

جامعه ایکه افراد باشخصیّت مورد هجوم و حمله مردم بی خرد و بی تمیز باشد انتظار دیگری نیست.
۱۰۲۵ - «إذا أخذ الباطل مآخذه، و رکب الجهل مراکبه، و هدر فنیق الباطل بعد کظوم، و تاخی النّاس علی الفجور، و تهاجروا علی الدّین، و تحابّوا علی الکذب، و تباغضوا علی الصّدق».
«هنگامی که باطل پابرجا شود، جهالت بر سریر قدرت بنشیند، و زنگ باطل پس از یکدوره سکوت به صدا درآید، مردم برای کارهای ناشایست دست برادری به یکدیگر بدهند، در مورد امور دینی از یکدیگر دوری بجویند، برای دروغ دوستی کنند و به جهت راستگوئی دشمنی بورزند».
تنها زمانی که زنگ باطل ساکت بود مدّت چهار سال و اندی در عهد خلافت مولای متّقیان امیر مؤمنان (علیه السلام) بود و پس از شهادت آنحضرت همواره زنگ باطل به صدا درآمده و تلاش برای اقامه باطل آغاز شده و همواره ادامه دارد، تا تداوم بخش حکومت علی (علیه السلام) ظهور کند و باطل را از ریشه و بن برکند.
ان شاء اللّه.
۱۰۲۶ - «إذا کان أهل ذلک الزّمان ذئابا و سلاطینه سباعا، و أوساطه أکّالا، و فقراؤه أمواتا».
«اهل آن زمان گرگ، پادشاهان آنها درنده، مردم متوسّط آنها خورنده و بی نوایان آنها چون مردگان افسرده باشند».
۱۰۲۷ - «یستحلّ الفتیان المغانی و شرب الخمر».
«جوانان غنا و مشروبات را حلال می شمارند».
۱۰۲۸ - «... و یفتخرون بشرب الخمور، و یضربون فی المساجد بالعیدان و المزامیر، فلا ینکر علیهم أحد. أولاد العلوج یکونون فی ذلک الزّمان الأکابر، و یرعی القوم سفهاؤهم».
«با شرب خمر مباهات نموده، در مساجد نی و بربط زنند و کسی بر آنها اعتراض نکند، کافرزاده ها در آن زمان بزرگ شمرده می شوند و

↑صفحه ۷۱۹↑

سفیهان زمام قوم را برعهده بگیرند».
مسجد اقصی مرکز لهو و لعب شده، کافرزاده ها بر سرزمین مقدّسی چون فلسطین حکومت می کنند، در دیگر مساجد نیز به عناوین مختلف لهو و لعب و موسیقی پخش می شود و بدینگونه فرمایش امام بزرگوار تحقّق یافته است.
۱۰۲۹ - «و رأیت السّلطان یحتکر الطّعام».
«و می بینی که پادشاه موادّ غذائی را احتکار می کند».
چنانکه زمامداران امروزی خرید و فروش گندم را به خود اختصاص داده، آنرا انبار کرده، طبق موازین خاصّی به نانوائیها، قنّادیها و غیره توزیع می کنند.
۱۰۳۰ - «و الفقیر بینهم ذلیل حقیر، و المؤمن ضعیف صغیر و العالم عندهم وضیع، و الفاسق عندهم مکرّم، و الظّالم عندهم معظّم، و الضّعیف عندهم هالک، و القوی عندهم مالک».
«آدم مستمند در میان آنها خوار و زبون است، شخص با ایمان در نزد آنها ضعیف و حقیر است، فرد بافضیلت در چشم آنها پست و بی مقدار است، ولی در مقابل شخص فاسق محترم و فرد ستمگر مورد تعظیم و احترام است. ضعیف در میان آنها پایمال و قوی در نزد آنها صاحب اختیار است».
۱۰۳۱ - «و یبطل حدود ما أنزل الله فی کتابه علی نبیّه محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) و یقال: رأی فلان، و زعم فلان، و یتّخذ الآراء و القیاس، و ینبذ الآثار، فعند ذلک تشرب الخمور و تسمّی بغیر اسمها و یضرب علیها بالعرطبه و الکوبه و القینات و المعازف، و تتّخذ آنیه الذّهب و الفضّه».
«در آن زمان حدود و قوانین الهی که بر پیامبرش محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نازل کرده، از بین می رود، گفته می شود: فلانی چنین گفته!، رأی فلانی چنین است! تابع آراء و عقاید دیگران می شوند و سنّت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) را ترک می کنند، در آن زمان مشروبات به نامهای دیگر رائج می شود، در مجالس شرب، ساز و آواز، نرد و شطرنج، غنا و موسیقی معمول می گردد و ظرفهای

↑صفحه ۷۲۰↑

طلا و نقره رواج می یابد».
دیدگان نافذ امیر مؤمنان (علیه السلام) از پشت چهارده قرن فاصله زمانی، عصر ما را دقیقا مشاهده کرده، مجالس رقص و شرب امروز را آنچنانکه امروز معمول است توصیف کرده است! و اینجاست که حجّت بر شیعیان آنحضرت تمام است، آنها نباید از شرق و غرب پیروی کنند، آنها نباید به این و آن بگرایند، آنها نباید به یکی از دو بلوک شرق و غرب بپیوندند، آنها نباید تصوّر کنند که بدون تکیه به یکی از دو ابر قدرت نمی توانند روی پای خود بایستند!، این ما هستیم که نتوانسته ایم مسلمان واقعی باشیم، این مائیم که خود را با تعالیم حیاتبخش اسلام تطبیق نکرده ایم. اگر ما مسلمان باشیم و قوانین اقتصادی اسلام را پیاده کنیم دیگر دو بلوک شرق و غرب برای نسل جوان جذبه ای نخواهد داشت، زیرا اسلام نیازمندیهای تمام مستمندان، سالخوردگان، زمین گیرها و دیگر نیازمندان را منظور کرده،۲۰ درصد سود خالص ثروتمندان را تحت عنوان «خمس» و قسمتی از ثروت ثابت آنها را تحت عنوان «زکات» به تأمین نیازمندیها اختصاص داده است.
اگر این قوانین پیاده شود هرگز نیازمندی در سراسر جهان اسلام یافت نمی شود.
۱۰۳۲ - «دخل النّاس فی دین الله أفواجا، و سیخرجون منه أفواجا».
«مردم آن سان که دسته دسته وارد اسلام شده اند، دسته دسته از دین خدا خارج می شوند».
پیشوای ششم شیعیان در این رابطه می فرماید:
۱۰۳۳ - «یخرج النّاس من دین الله أفواجا کما دخلوا فیه أفواجا».
«مردم از دین خدا دسته دسته بیرون می روند، آنچنانکه دسته دسته به آن داخل شده اند».
امروز هر بانگی از حلقومی برمی آید و مردم را به سوی مکتبی فرامی خواند، دسته دسته مردم به سوی او روی می آورند و از آئین باستانی خود دست می شویند، مگر اینکه به سوی آئین حقّ دعوت کند، در این صورت توجّهی

↑صفحه ۷۲۱↑

به او و محتوای دعوت او نمی شود و به ویژه اگر به سوی امام غائب دعوت کند که مثل او در این زمان مثل حضرت نوح است که هرچه بیشتر دعوت کند مردم بیشتر فرار می کنند، از اینجاست که امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۳۴ - «یخرج بعد أیاس، و حتّی یقول النّاس: لا مهدیّ!».
«او هنگامی ظهور می کند که مردم دیگر نومید شوند و بگویند:
مهدی نیست!!».
پس از نومیدی و بدگمانی مردم، دیگرچه باید کرد؟ مگر می توان از مقدّرات فرار کرد؟! از تقدیرات الهی کجا باید فرار کرد و پناه برد؟!. امیر مؤمنان که بهتر از همه مردم آخر الزّمان را شناخته است چنین می فرماید:
۱۰۳۵ - «لقد خالط الشّیطان أبدانهم... و ولج فی دمائهم!. و یوسوس لهم بالإفک حتّی ترکب الفتن الأمصار، و یقول المؤمن المسکین المحبّ لنا: إنّی من المستضعفین!. و خیر النّاس یومئذ من یلزم نفسه، و یختفی فی بیته عن مخالطه النّاس».
«شیطان در نسوج بدنشان شرکت جسته، با خونشان آمیخته، همراه خون در شریانهایشان حرکت می کند، همواره آنها را به تهمت و افترا تشویق می کند، تا فتنه ها افق شهرها را فراگیرد، مؤمن بینوائی که دوستدار ما باشد می گوید: من از مستضعفان هستم، و بهترین مردم در آن روزگار کسی است که مواظب خود باشد و در خانه خود، خویشتن را از معاشرت مردم بازدارد».
امیدوارم خواننده عزیز با توجه به این حدیث شریف از بهترین مردم روزگار باشد و از فرمان مولایش امیر مؤمنان (علیه السلام) پیروی کند.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۳۶ - «لا یخرج إلاّ إذا عضّ الزّمان و جفا الإخوان، و ظلم السّلطان».

↑صفحه ۷۲۲↑

«او ظاهر نمی شود مگر پس از آنکه زمانه سخت دشوار باشد، برادران ستم کنند و زمامداران ستمگری پیشه سازند».
۱۰۳۷ - «أنّی یکون ذلک و لم یعضّ الزّمان؟. أنّی یکون ذلک و لم یجف الإخوان؟. أنّی یکون ذلک و لم یظلم السّلطان؟!».
«چگونه ممکن است هم اکنون ظاهر شود در حالیکه هنوز زمانه سخت نشده (کارد به استخوان نرسیده)، برادران ستم نکرده اند و سلاطین ستمگری پیشه نساخته اند».
و اینک کارد به استخوان رسیده، برادران ستم پیشه کرده اند و سلاطین در خیانت و جنایت حدّ و مرزی نمی شناسند.
۱۰۳۸ - «إذا ظهرت بیعه الصّبیّ قام کلّ ذی صیصیه بصیصیته».
«هنگامی که بیعت کودک آشکار شود هر مسلّحی اسلحه به دست می گیرد».
و امروز کودکان حکومت می کنند و هر صاحب سلاحی، سلاح به دست گرفته، و همه آنچه در احادیث فوق اشاره شده، تحقّق یافته است.
۱۰۳۹ - «إذا أصبح المؤمن ذلیلا، و المنافق عزیزا، و یکون المؤمن أذلّ من الأمه».
«هنگامی که مؤمن تحقیر شود و منافق عزیز باشد و فرد باایمان از کنیز هم زبون تر گردد».
۱۰۴۰ - «لا یخرج إلاّ بعد فتنه تستحلّ فیها المحارم کلّها!. ثمّ تاتیه الخلافه و هو قاعد فی بیته و هو خیر أهل الأرض».
«او ظاهر نمی شود جز بعد از فتنه ایکه همه محارم الهی جایز شمرده شود، آنگاه خلافت به سوی او می شتابد هنگامی که او در خانه اش (مسجد الحرام) نشسته باشد. و او بهترین اهل زمین است».
در ضمن فتنه هائی که تاکنون روی داده به حریم همه محرّمات الهی

↑صفحه ۷۲۳↑

تجاوز شده است ولی در این حدیث فتنه سفیانی منظور است که در تاریخ چنین فتنه ای سابقه نخواهد داشت. با فرارسیدن این فتنه، همه مردم به دنبال مصلح غیبی می گردند، همه تشنه عدالت می شوند، همه عاشق شیدای حکومت واحد جهانی می شوند و آنگاه حجّت خدا ظاهر می شود و عدالت را در پهنه گیتی می گسترد. به امید آنروز.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۴۱ - «یخرج حین تغیّر البلاد، و ضعف العباد، و حین الیاس من الفرج».
«او به هنگام دگرگونی شهرها، زبونی بندگان و به هنگام نومیدی مردم از فرج، ظاهر می شود».
همه جا دگرگون شده، بندگان خدا خوار و زبون گشته، کابوس یأس و نومیدی بر دلهای بسیاری از مردمان سنگینی می کند.
۱۰۴۲ - «یؤذی الجار جاره، لیس له مانع».
«همسایه به همسایه اش آزار و اذیّت می کند و کسی جلوگیری نمی کند».
۱۰۴۳ - «و رایت الجار یؤذی جاره خوفا من لسانه».
«همسایه را می بینی که همسایه اش را اذیّت می کند و همسایه از زبان او وحشت دارد».
در این زمان هیچ همسایه ای از زبان همسایه اش در امان نیست، زیرا جاسوسی و گزارش دادن به رژیمهای ستمگر را عبادت می پندارند، با اینکه صریحا در قرآن کریم از آن نهی شده است.
۱۰۴۴ - «تقسو القلوب، و تمتلیء الأرض جورا، و یکثر القتل حتّی تحزن ذوات الأولاد، و تفرح العواقر فبین یدی خروجه بلوی أیّ بلوی

↑صفحه ۷۲۴↑

للمقیمین علی الباطل، و هو انتقام من الله تعالی».
«دلها را قساوت می گیرد، زمین پر از ستم می شود، کشتار به قدری فراوان می شود که مادران از آوردن اولاد غمگین می شوند و زنان عقیم از نازائی خود خوشحال می گردند. در آستانه ظهور او فتنه سختی است که برای اهل باطل امتحان بزرگ و انتقام خداوندی است».
بسیار طبیعی است که به هنگام فراوانی کشت و کشتار صاحبان اولاد از داشتن اولاد غمگین و محزون می شوند و زنهای عقیم تسلّی می یابند و از نازائی خود خوشوقت و خوشحال می باشند.
۱۰۴۵ - «إذا رأیت الشّرّ ظاهرا لا ینهی عنه و یعذر صاحبه، و رأیت الفسق قد ظهر، و رأیت المؤمن صامتا لا یقبل قوله، و رأیت الفاسق یکذب و لا یردّ علیه کذبه و فریته».
«هنگامی که ببینی که شرّ آشکار گشته، کسی از آن باز نمی دارد، و مردم برای یکدیگر عذر می تراشند. و ببینی که مؤمن به سکوت گرویده، سخنش پذیرفته نمی شود، امّا فاسق دروغ و تهمت را به هم آمیخته و کسی اعتراض نمی کند».
۱۰۴۶ - «یکون صاحب المال أعزّ من المؤمن، و یصیر المؤمن ضعیفا و المنافق عزیزا، و الفقیر حقیرا، و العالم وضیعا، و الفاسق مکرّما، و الظّالم معظّما».
«ثروتمند از مؤمن گرامی تر می شود، مؤمن زبون، منافق عزیز، فقیر پست، دانشمند بی مقدار، فاسق محترم و ستمگر پرارج می شود».
۱۰۴۷ - «إذا صار لأهل الزّمان وجوه جمیله و ضمائر ردیئه، فمن رآهم أعجبوه، و من عاملهم ظلموه!».
«مردم آن زمان ظاهری زیبا و آراسته و باطنی پست و پوسیده دارند، هرکس آنها را ببیند دچار شگفت می شود، ولی چون با آنها معاشرت کند مورد ستم قرار می گیرد».
هرگز ظاهری آراسته تر از ظاهر مردم عصر ما و باطنی پوسیده تر از باطن

↑صفحه ۷۲۵↑

مردم این زمان دیده نشده است. ولی هرکس ظاهر ما را ببیند و حسن ظنّ پیدا کند به زودی پشیمان می شود و به سختی تاوان حسن ظنّ خود را می پردازد.
۱۰۴۸ - «إذا رأیت السّکران یصلّی بالنّاس، و لا یشان بالسّکر. و إذا سکر الإنسان أکرم و اتقی و خیف شرّه، و ترک لا یعاقب، و یعذر لسکره».
«هنگامی که ببینی آدم مست برای مردم نماز می گزارد و کسی به مستی او اعتراض نمی کند و آنرا عیب نمی شمارد، چون مست شود مردم او را احترام کنند، از شرّ او هراسناک باشند ولی او را ترک کنند و به سبب مست بودنش او را معذور بدارند».
برای فساد اخلاق و تباهی عفّت عمومی چیزی مؤثّرتر از مشروبات الکلی نیست، سطح جامعه را پائین می آورد و انسان را در سراشیبی سقوط قرار می دهد، چنانکه امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۴۹ - «ألخمر رأس کلّ إتم، و مفتاح کلّ شرّ».
«خمر سرآغاز هر گناه و کلید هر شرّی است».
در روایات آمده است:
«خداوند برای هر شرّی قفلی قرار داده، کلید همه این قفلها شراب است».
«برای خداوند با معصیتی بزرگتر از شراب نافرمانی نشده است، زیرا در اثر مشروب خواری انسان نمازش را ترک می کند و ندانسته به حریم مادر، خواهر و دخترش تجاوز می کند»!!.
تأسّف بار اینکه چنین حوادث شوم و تلخ در عصر ما بسیار اتّفاق می افتد، و خبرش در گزارشها و آمارها منعکس می شود!.
همه می دانیم که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد خمر ده گروه را لعنت کرده:
۱ - کسیکه درخت رز برای ساختن مشروب بکارد.
۲ - کسیکه از درخت آن باغبانی و نگهبانی کند.
۳ - کسیکه انگور را بفشارد تا آبش گرفته شود.

↑صفحه ۷۲۶↑

۴ - کسیکه آنرا بخورد.
۵ - کسیکه آنرا بخوراند (ساقی).
۶ - کسیکه بار شراب حمل کند.
۷ - کسیکه بار شراب به سوی او حمل شود.
۸ - کسیکه آنرا بفروشد.
۹ - کسیکه آنرا بخرد.
۱۰ - کسیکه قیمت آنرا بخورد.
با این وصف چگونه ممکن است کسی که ادّعا می کند که از امّت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) است، آنرا بخورد، یا در کنار سفره ای بنشیند که در آن مشروب خورده می شود؟!.
۱۰۵۰ - «و رأیت الخمر یتداوی بها و توصف للمریض، و یستشفی بها».
«خمر جنبه داروئی پیدا می کند!، برای بیماران توصیه می شود و بیماران به قصد شفا و بهبودی به آن اقدام می کنند».
۱۰۵۱ - «و الخمور تشرب علانیه، و یجتمع علیها من لا یخاف اللّه، و یدعی إلیها!».
«و می بینی که مشروب را به طور علنی می خورند، افرادیکه از خدا تقوی نمی کنند بر گرد آن اجتماع می کنند و دوستانشان را برای شرب خمر دعوت می کنند».
۱۰۵۲ - «و رأیت الرّجل یمسی نشوان، و یصبح سکران، و لا یهتمّ بما النّاس فیه».
«مردم آن زمان را می بینی که در حال نشئه شب می کنند و در حال مستی صبح می کنند، و دیگر اهمیّت نمی دهند که دیگران چه حالی دارند».
۱۰۵۳ - «یکون ذلک إذا رأیت النّاظر یتعوّذ باللّه ممّا یری المؤمن فیه من الاجتهاد، و رأیت الکافر فرحا لما یری فی المؤمن، مرحا لما یری

↑صفحه ۷۲۷↑

فی الأرض من الفساد، و رأیت الآمر بالمعروف ذلیلا».
«و آن هنگامی خواهد بود که بیننده چون مؤمن را ببیند که چگونه به زحمت و مشقّت افتاده، به خدا پناه می برد، چون کافران وضع تأسّفبار مؤمنین را ببینند شادمان می شوند، و از مشاهده فساد و تباهی جهان در پوست نمی گنجند، و می بینی که امر به معروف کننده ذلیل و زبونست».
۱۰۵۴ - «و السّلطان یذلّ المؤمن للکافر».
«پادشاهان شخص باایمان را به خاطر کافر خوار سازند».
۱۰۵۵ - «احتکار السلطان للطّعام، و بخس المکیال و المیزان و الغشّ، و شیوع المسکرات، و شراء الخمور فی الأسواق».
«پادشاهان مواد غذائی را احتکار می کنند، کم فروشی، تقلب و تزویر رائج می شود، مشروبات شیوع پیدا می کند و در بازارها علنی فروخته می شود».
امام صادق (علیه السلام) در ضمن یک حدیث طولانی اهل آخر الزّمان را توصیف می کند که فرازهائی را از آن در زیر می آوریم:
۱۰۵۶ - «... و رأیت الفاسق فیما لا یحبّ الله قویّا محمودا... و رأیت سبیل الخیر منقطعا، و سبیل الشّرّ مسلوکا... و کان صاحب المال أعزّ من المؤمن، و کان الرّبا ظاهرا لا یغیّر... و رأیت القمار قد ظهر، و رأیت الشّراب یباع ظاهرا لیس له مانع... و رأیت الشّریف یستذلّه الّذی یخاف سلطانه... و رأیت الهرج قد کثر... و رأیت النّاس مع من غلب... و رأیت الآیات فی السّماء لا یفزع لها أحد... و رأیت النّاس قد استووا فی ترک الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، و ترک التّدیّن... و رأیت القضاه یقضون بخلاف ما أمر اللّه!».
«فاسق را می بینی که در نافرمانی خداوند کوشاست، راههای خیر را می بینی که از رهروان خالی است، راههای ناشایست را می بینی که پررهرو است، پولداران را می بینی که از مؤمن گرامی تر است، رباخواری را

↑صفحه ۷۲۸↑

می بینی که علنی هست و اعتراض نمی شود، قمار را می بینی که علنی شده، شراب را می بینی که به صورت علنی عرضه می شود و کسی جلوگیری نمی کند، مردان بافضیلت و باشخصیّت را می بینی که افراد پست از ترس نفوذ کلمه آنها، در تحقیر آنها می کوشند، می بینی که هرج ومرج فراوان شده، مردم را می بینی که تابع قدرت شده اند، نشانه های آسمانی را می بینی که ظاهر می شود ولی در دل مردم اثر نمی گذارد، ترک امر به معروف و نهی از منکر و ترک احکام دین را می بینی که در میان مردم همگانی شده است، و می بینی که قاضی ها برخلاف حکم خدا داوری می کنند».
و می بینی که همه آنها تحقّق یافته است.
۱۰۵۷ - «لا یخرج حتّی تعمر السّباخ، و تتّناکر المعارف».
«او هنگامی ظاهر می شود که زمینهای بایر آباد شود و کارهای خیر ناشناخته گردد».
بسیاری از زمینهای بایر آباد شده، و بسیاری از کارهای خیر ناشناخته شده و به جای آنها مسائل حزبی و مصالح حزبی مطرح شده، و برخی از بدعتها جای برخی از سنّتها جای گرفته، معروف منکر شده و منکر معروف گشته است.
۱۰۵۸ - «یکون همّ النّاس بطونهم و فروجهم، فلا یبالون بما أکلوا و لا بما نکحوا».
«همّ و غمّ مردم به تأمین خواسته های شکم و زیر شکم انحصار می یابد، دیگر اهمّیت نمی دهند که آنچه می خورند حلال است یا حرام؟ و آنچه رابطه برقرار می کنند مشروع است یا نامشروع؟!».
دقیقا همچون عصر ما!.
۱۰۵۹ - «لا یکون ذلک إلاّ علی رأس شرار النّاس!»
«و آن حادثه پرشکوه برای بدترین مردمان پیش می آید».
ای مصلح جهانی دیگر منتظر چه هستی؟! مگر تو نیز در حقّ ما

↑صفحه ۷۲۹↑

حسن ظنّ داری و ما را از بدترین مردمان به شمار نمی آوری؟! تو که از اعمال ما آگاهی و ما را بهتر از خود ما می شناسی!.

* * *

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۶۰ - «إذا اشتدّت الحاجه و الفاقه، و أنکر النّاس بعضهم.
یاتی الرّجل أخاه فی حاجته، فیلقاه بغیر الوجه الّذی کان یلقاه فیه، و یکلّمه بغیر الکلام الّذی کان یکلّمه!».
«هنگامی که نیازها و گرفتاریها فراوان شود، مردم همدیگر را نشناسند، انسان برای استمداد به نزد برادرش برود و او را در قیافه دیگری جز آنچه هست بیابد و با او با لحن دیگری سخن بگوید».
از امام باقر (علیه السلام) و از جناب محمّد حنفیّه (پسر گرامی امیر مؤمنان (علیه السلام)) به تعبیر زیر نقل شده است:
۱۰۶۱ - «و إذا رأیت الحاجه و الفاقه قد کثرتا، و أنکر بعضهم بعضا، فصار الرّجل یأتی أخاه فیسأله الحاجه، فینظر إلیه بغیر الوجه الّذی کان ینظر إلیه، و یکلّمه بغیر اللّسان الّذی کان یکلّمه به، فانتظروا أمر اللّه!».
«هنگامی که نیازها فراوان شود، مردم همدیگر را نشناسند، انسان برای استمداد به برادرش مراجعه کند، ولی برادرش به غیر آنچه همواره نگاه می کرد به او نگاه کند، و به جز آنچه همواره با او سخن می گفت، با وی سخن بگوید، در چنین زمانی منتظر فرج ما باشید».
آری وقت آن رسیده است که ما در انتظار فرج قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) دقیقه شماری کنیم، دیگر نیازها و نیازمندیها مرتفع گردد و صلح و صفا و بی نیازی بر پهنه گیتی حکمفرما شود و ما بگوئیم: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

* * *

↑صفحه ۷۳۰↑

و در انجیل می خوانیم:
۱۰۶۲ - «امّا این را بدان که در ایّام آخر، زمانهای سخت پدید خواهد آمد. زیرا که مردمان خودپرست خواهند بود و طمّاع و لاف زن و متکبّر و بدگو و نامطیع والدین و ناسپاس و ناپاک، و بی الفت و کینه توز و غیبت گر و ناپرهیز و بی مروّت و متنفّر از نیکوئی، و خیانت کار و تندمزاج و مغرور، که عشرت را بیشتر از خدا دوست می دارند. که صورت دینداری دارند لیکن قوّت آنرا انکار می کنند».
و اینک پس از نقل کلیّات، به تفصیل آنها می پردازیم:

* * *

↑صفحه ۷۳۱↑

حواشی
- مؤمنون:۱۱۵.
- صحیح بخاری، جلد ۳ صفحه ۴۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۸.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۳۷۲.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۰ و بشاره الاسلام صفحه ۲۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۶.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۰۰.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۵۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۰۰ و ۵۱۷.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۶۴۶.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۰ و بشاره الاسلام صفحه ۷۵.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۱۹۷ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۴۲.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۲۱۶ و جلد ۲ صفحه ۵۱۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۰۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۰۱، غیبت نعمانی صفحه ۱۱۰ و الزام النّاصب صفحه ۷۹.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۹ و منتخب الاثر صفحه ۴۳۷.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۰۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۳۸ و الامام المهدی صفحه ۹۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۳۹.
- الامام المهدی صفحه ۱۵۸.
- الزام النّاصب صفحه ۶۴ و ۱۸۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۷، بشاره الاسلام صفحه ۲۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و ۱۹۵، نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۱۹ و نهج البلاغه صبحی صالح صفحه ۱۵۷.

↑صفحه ۷۳۳↑

- منتخب الاثر صفحه ۴۳۷ و نهج البلاغه صبحی صالح صفحه ۱۵۷.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- تحف العقول صفحه ۴۳ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۶۳،۲۵۶ و ۲۶۳، المهدی صفحه ۱۹۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲، الامام المهدی صفحه ۲۱۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و ۱۸۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۷ و کشکول شیخ بهائی صفحه ۵۸۰.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹، مثیر الأحزان صفحه ۲۹۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- معانی الاخبار صفحه ۳۰۱ و الزام النّاصب صفحه ۲۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴.
- تحف العقول صفحه ۳۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۲،۴۴ و ۱۳۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹ و ۲۶۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۴، بشاره الاسلام صفحه ۲۳ و ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- مسند احمد حنبل جلد ۲ صفحه ۴۱۸.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۶.
- تحف العقول صفحه ۴۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- مؤمنون:۱۱۶.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲، منتخب الاثر صفحه ۴۳۳، بشاره الاسلام صفحه ۲۶، المهدی صفحه ۱۹۹ و نور الابصار صفحه ۱۷۲.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۵۷، نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۱، الملاحم و الفتن صفحه

↑صفحه ۷۳۴↑

۷۷،۱۰۷ و ۱۳۲ و بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۴۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- منتخب الاثر صفحه ۲۹۳ و ۴۲۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶ و ۲۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۲۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۶۶ و ۲۵، منتخب الاثر صفحه ۴۳۷، غیبت نعمانی صفحه ۱۴۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۵ و ۲۷۸ و المهدی صفحه ۱۹۹.
- اعلام الوری صفحه ۴۳۱، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۳۲۴، منتخب الاثر صفحه ۴۲۸، بشاره الاسلام صفحه ۴۴،۷۶ و ۹۹، المهدی صفحه ۱۹۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۲، نور الابصار صفحه ۱۷۲، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۸، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰ و الامام المهدی صفحه ۲۲۷.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۰.
- المهدی صفحه ۱۹۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۴۴، الامام المهدی صفحه ۲۱۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۵، الزام النّاصب صفحه ۲۳، بشاره الاسلام صفحه ۲۷ و منتخب الاثر صفحه ۴۳۲.
- نهج البلاغه صبحی صالح صفحه ۱۵۷ و منتخب الاثر صفحه ۴۳۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۷ و ۷۶.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۸.
- همان مدرک صفحه ۱۴۴.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۲ و الملاحم و الفتن صفحه ۵۰.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۸۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۴۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۴، بشاره الاسلام صفحه ۸۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، منتخب الاثر صفحه ۴۳۴ و

↑صفحه ۷۳۵↑

بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۷۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳ و منتخب الاثر صفحه ۲۶۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- منتخب الاثر صفحه ۳۴۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۴ و بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و ۱۳۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۴.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۰ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵.
- مسند احمد حنبل جلد ۲ صفحه ۴۱۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴ و ۲۵۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸ و تحف العقول صفحه ۴۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۳۰ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳،۴۴ و ۱۳۱، منتخب الاثر صفحه ۴۲۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۳ و ۲۵۶، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۸ و ۲۵۸ و بشاره الاسلام صفحه ۴۷ و ۱۲۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۲، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۶، اصول کافی جلد ۱ صفحه ۳۳۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۹۳، اعلام الوری صفحه ۴۰۴، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۲۰۸، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۳، ینابیع الموده جلد ۳ صفحه ۹۰، المهدی صفحه ۳۱، صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۴۹ و اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۳۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۰۴ و ۱۰۸، الزام النّاصب صفحه ۱۷۵ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۵.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۵۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۷۰ و بشاره الاسلام صفحه ۱۸۳.
- رساله دوّم پولس رسول به تیموتاؤس، باب سوّم بندهای ۱ - ۵.

↑صفحه ۷۳۶↑

[پس از نقل کلیات به تفصیل انها می پردازیم]
الف - سیمای مردان در آخر الزّمان:
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۰۶۳ - «إذا کنت فی عشرین رجلا أو أقلّ أو أکثر، فتصفّحت وجوههم فلم ترفیهم رجلا یهاب فی اللّه، فاعلم أنّ الأمر قد قرب!».
«هنگامی که در میان بیست نفر، کمتر یا بیشتر از مردان باشی و در چهره های آنها دقّت کنی، و حتّی یک نفر هم در میان آنها پیدا نکنی که برای خدا از او بترسند، بدان که امر فرج نزدیک شده است».
در میان ۲۰ نفر،۲۰۰ نفر و ۲۰۰۰ نفر، یک نفر پیدا کنید که برای خدا از او بترسند، یعنی او کسی باشد که امر به معروف و نهی از منکر کند، نفوذ کلمه داشته باشد، مردم حریم او را نگه بدارند و برای خدا از او بترسند و در حضور او مرتکب گناه نشوند!. با کمال تأسّف چنین فردی در میان صدها و هزارها نفر در عصر ما یافت نمی شود، کجا رسد که در میان ۲۰ نفر پیدا شود.
امروز همه ترسها از توپ و تفنگ است و احیانا از پول و مقام. و این بسیار تأسّف انگیز است. زیرا مردان، مسئول اهل و عیال خود هستند و مسئولیّت اولاد و نواده های خود را به عهده دارند. هنگامی که آنها در برابر انحراف جوانان بی تفاوت باشند، از اشتباهات فرزندان چشم بپوشند و در تأمین خواسته های نفسانی همسرانشان کوشا باشند، خود در گستاخی جوانان سهیم هستند و با بی تفاوتی خود فرزندانشان را به این روز سیاه انداخته اند. هر فساد و تباهی در جامعه باشد، رجال جامعه از آن مسئول هستند، زیرا تنها آنهایند که وظیفه پرورش جامعه را بر عهده دارند و هرگونه فساد پیدا شود از ضعف تربیتی آنها ناشی می باشد.
ناگفته پیداست که رسول گرامی اسلامی (صلّی الله علیه و آله و سلم) هرچه بگوید، از منطق وحی سخن می گوید، و حتّی یک کلمه از خود سخن نمی گوید، چنانکه فرزندان معصوم او نیز هرچه بگویند از جدّ بزرگوارشان نقل می کنند. و اینک به دیگر اوصاف مردان این زمان از زبان پیامبر گرامی اسلامی (صلّی الله علیه و آله و سلم):

↑صفحه ۷۳۷↑

۱۰۶۴ - «ما ترک بعدی فتنه أضرّ علی الرّجال من النّساء!».
«بعد از عصر من هیچ فتنه ای برای مردان پیش نمی آید که زیانبارتر از فتنه ای باشد که از ناحیه زنان می رسد».
حدیث بعدی آنرا تفسیر می کند:
۱۰۶۵ - «هلکت الرّجال حین أطاعت النّساء!».
«مردانی که از زنان اطاعت کنند هلاک می شوند».
در اینجا نگارنده لزومی نمی بیند که از بانوان محترم پوزش بطلبد، زیرا پرواضح است که منظور رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) پیروی مردان از زنان هوسران در زمینه تأمین امیال نفسانی آنهاست، وگرنه زنهای بافضیلت خود اسوه و الگوی فرزندان می باشند و شریک زندگی همسران. احادیث بعدی نیز این معنی را روشن می کند:
۱۰۶۶ - «ما أخاف علی أمّتی فتنه أخوف من النّساء و الخمر!».
«در مورد امّت خود، از هیچ فتنه ای چون زنها و مشروبات الکلی اندیشناک نیستم».
۱۰۶۷ - «أخوف ما أخاف علیکم فتنه السّراء من قبل النّساء أذا تسوّرن الذّهب، و أتعبن الغنیّ، و کلّفن الفقیر ما لا یجد!».
«بیشترین چیزی که در مورد شما از آن بیمناکم، فتنه نامرئی زنان است، و آن هنگامی است که غرق در طلا شوند، پولدار را به زحمت بیندازند، و بی پول را به چیزی که قدرت ندارد وادار سازند».
«فتنه سرّا» که در این حدیث تعبیر شده معانی مختلفی می دهد که از آن جمله است: فتنه جانکاه، فتنه غرورانگیز و فتنه نامرئی، که همه این معانی در مورد زنان صادق است و نتائج شوم این فتنه را در جامعه خود به شدّت احساس می کنیم. همین فتنه ها، اندیشه و بینش مردان را پاک ربوده، به صورت بتهای رؤیائی مردان درآمده اند، که تمام همّ و غمّشان تأمین خواسته های آنهاست، نه

↑صفحه ۷۳۸↑

برای اینکه شریک زندگی آنهایند، بلکه برای اینکه عروسک و بازیچه های آنها هستند! و به تعبیر روشنتر، وسیله اشباع غرائز حیوانی آنهایند!.
۱۰۶۸ - «یطیع الرّجل زوجته، و یعصی والدیه، و یسعی فی هلاک أخیه، و یجفو جاره، و یقطع رحمه، و ترتفع أصوات الفجّار!».
«مرد از همسرش اطاعت می کند ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند و برای به هلاکت رسانیدن برادرش تلاش می کند، به همسایه اش ستم روا می دارد و پیوند خویشاوندی را قطع می کند و صدای فاجران بلند می شوند».
(شاید منظور از بلند شدن صدای فاجران، طنین انداختن صدای خواننده ها و نوازنده ها در فضای ممالک اسلامی باشد، و شاید منظور این باشد که دوران، دوران فاجران است و صدای آنها بلند است و دیوار مؤمنان کوتاه).
۱۰۶۹ - «یکون الرّجل همّه بطنه، و قبلته زوجته، و دینه دراهمه!».
«تمام همّت یک مرد شکم او خواهد بود، و قبله اش همسر او، و دینش درهم و دینار او».
آنگاه از فتنه «مخنّث» مستقّلا بحث کرده می فرماید:
۱۰۷۰ - «لعن الله الرّجل یلبس لبسه المرأه، و المرأه تلبس لبسه الرّجل!».
«خداوند لعنت کند مردی را که جامه زن به تن کند، و زنی را که جامه مرد بپوشد».
۱۰۷۱ - «لعن الله المخنّثین من الرّجال، و المترجّلات من النّساء!».
«خداوند لعنت کند مردان مخنّت را، و زنان مترجّل را».
احادیث بعدی منظور از «مخنّث» و «مترجّل» را روشن می سازد.

↑صفحه ۷۳۹↑

۱۰۷۲ - «إذا استعمل السّفهاء، و شاوروا النّساء».
«هنگامی که نابخردان بر سر کار باشند و زنها مورد مشورت قرار گیرند».
آنگاه از مخنّث و مترجّل به صراحت گفتگو کرده می فرماید:
۱۰۷۳ - «إذا رکب الذّکور الذّکور، و الإناث الإناث!».
«هنگامی که مردها با مردان درآمیزند و زنها با یکدیگر»!!.
۱۰۷۴ - «إذا اکتفی الرّجال بالرّجال، و النّساء بالنّساء!».
«هنگامی که مردان به مردان بسنده کنند و زنان به زنان»!!.
۱۰۷۵ - «تنکح الأرحام و یکتفی بهنّ!!».
«هنگامی که با خویشان درآمیزند و به آن بسنده کنند»!!!.
۱۰۷۶ - «تنکح البهائم!!!».
«هنگامی که با چهارپایان درآمیزند».
۱۰۷۷ - «إذا رأیت الرّجل یعیّر علی إتیان النّساء!».
«هنگامی که مرد برای آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار بگیرد»!.
۱۰۷۸ - «إذا صار الغلام یعطی ما تعطی المرأه!. یعطی قفاه لمن ابتغی!!!».
«هنگامی که پسر چون یک زن خود را در اختیار مشتری قرار دهد»!.
۱۰۷۹ - «یتسمّن الرّجال للرّجال، و النّساء للنّساء!».
«مردان برای مردان آرایش کنند و زنان برای زنان»!!.
۱۰۸۰ - «یزفّ الرّجال للرّجال کما تزفّ المرأه لزوجها!!!».
«مردان با مردان زفاف کنند، آنچنانکه عروس با داماد زفاف می کند»!!.

↑صفحه ۷۴۰↑

ای پروردگار دانا و توانا! به تو پناه می بریم از اینکه دچار آتش خشم تو شویم، ای رسول گرامی اسلام! همه این فجایع شرم آور تحقّق یافته، دیگر کسی نمی تواند وقوع آنها را انکار کند، در صورتی که تا عصر ما کسی نمی توانست امکان آنرا باور کند! آنچه تا دیروز غیرممکن به نظر می رسید، امروز جامه عمل پوشیده است! با کمال وقاحت، دادگاه دانمارک ازدواج دو پسر را با یکدیگر پذیرفت و سند ازدواج صادر کرد!!، و چند کشور غربی دیگر آنرا پذیرفت و مدّتها مجلاّت مزدور اروپا از مزایای ازدواج پسران با یکدیگر سخن گفتند!!!.
این فاجعه تنفّرانگیز که تا نیمه قرن بیستم تحقّق نیافته بود و کسی حاضر نبود امکان آنرا بپذیرد و با کمال تأسّف و تعجّب در عصر ما تحقّق یافت، در حدیث فوق با صراحت کامل بیان شده و در احادیث دیگری با تفصیلات بیشتری آمده است، که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
۱۰۸۱ - «یمتشط الرّجل کما تمتشط المرأه لزوجها، و یعطی الرّجال الأموال علی فروجهم. و یتنافس فی الرّجل و یغار علیه من الرّجال، و یبذل فی سبیله النّفس و المال!!!».
«مرد برای مرد شانه می زند و آرایش می کند، آنچنانکه زن برای همسرش شانه می زند و خود را می آراید، مردان برای این کار اجرت می گیرند، و گاهی مورد رقابت طالبین واقع می شوند، و گاهی مرد ناموس مرد می شود و برای او غیرت به خرج می دهد و در راه او از بذل جان و مال دریغ نمی کند»!.
۱۰۸۲ - «تحلّی ذکور امّتی بالذّهب، و یلبسون الحریر و الدّیباج، و یتّخذون جلود النّمور. فهناک یکثر المطر، و یقلّ النّبات و الخیر، و تکثر الهزّات».
«مردان امّت من با طلا آرایش می کنند، حریر و دیبا می پوشند، و از پوست پلنگ برای خود جامه درست می کنند، در چنین زمانی باران بسیار می بارد ولی خیر و برکت کم می شود و زلزله فراوان می گردد».
۱۰۸۳ - «تکون معیشه الرّجل من دبره، و معیشه المرأه من فرجها!».

↑صفحه ۷۴۱↑

«مرد برای تأمین زندگی خودفروشی می کند و زن نیز»!.
۱۰۸۴ - «عندها یغار علی الغلام کما یغار علی الجاریه فی بیت أهلها».
«در آن زمان برای پسر همچون دختری خانه دار غیرت ورزیده می شود»!.
۱۰۸۵ - «کأنّک بالدّنیا لم تکن إذا ضیّعت أمّتی الصّلاه، و اتّبعت الشّهوات، و غلت الأسعار، و کثر اللّواط، و زخرفت جدران الدّور و رفع بناء القصور، و رکبوا جلود النّمور، و أکلوا المأثور، و لبسوا الحبور، و صارت المباهاه بالمعصیه!!!».
«دنیا را در برابر دیدگانت مجسّم کن: هنگامی که امّت من نماز را ضایع کنند، از شهوات پیروی کنند، قیمتها بالا رود، همجنس بازی شایع شود، دیوارهای منازل تزیین گردد، کاخها و ساختمانها بلند ساخته شود، بر پوستهای پلنگان سوار شوند، آنچه بیابند بخورند، زیورآلات بپوشند و معصیت به صورت وسیله مباهات و فخرفروشی درآید».
در حدیثی از پوشیدن پوست پلنگ گفتگو شده که به صورت رائج عملی شده است و در این حدیث نیز از سوار شدن بر پوست پلنگ بحث شده، آن نیز تا حدّی عملی شده، در خانه ها و در ماشینها روی پوستهای پلنگ می نشینیم، و آنچه از حلال و حرام می یابیم می خوریم، حتّی گوشتهای منجمد وارداتی از کشورهای غیراسلامی که در حکم میته است در بازار مسلمانان عرضه می شود و سازمانهای دفاع از حقوق هم جنس بازان تشکیل می گردد، و گناهان وسیله مباهات و فخرفروشی و نشانه روشنفکری و تمدّن شده است.
۱۰۸۶ - «سیأتی بعدی أقوام، یاکلون طیّب الطّعام و ألوانها، و یرکبون الدّوابّ، و یتزیّنون بزینه المرأه لزوجها، و یتبرّجون تبرّج النساء، و زیّهم مثل زیّ ملوک جبابره!. هم منافقو هذه ألأمّه فی آخر الزّمان، شاربوا القهوات، لا عبون بالکعاب، راکبون للشّهوات، تارکون للجماعات، راقدون عن العتمات، مفرّطون بالغدوات مثلهم کمثل الدّفلی: زهرتها حسنه و

↑صفحه ۷۴۲↑

طعمها مرّ!!! کلامهم الحکمه، و أعمالهم داء لا یقبل الدّواء!!!».
«بعد از من اقوامی می آیند که غذاهای بسیار لذیذ و رنگارنگ می خورند، بر مرکبها سوار می شوند، همچون زنی که برای شوهرش آرایش کند آرایش می کنند، همچون زنها خودنمائی می کنند، سیمای آنها چون پادشاهانی طغیانگر است، آنها منافقین امّت در آخر الزّمان هستند که مشروب می خورند، قمار می بازند، از خواسته های نفس پیروی می کنند، از نماز جماعت دوری می گزینند، به هنگام شب زنده داری می خوابند، و در مورد نماز صبح سستی می کنند، مثل آنها مثل درخت «دفلی» است که شکوفه ای بسیار زیبا و طعمی بسیار تلخ دارد، گفتارشان حکیمانه و کردارشان بیمارگونه است و بیماری شان علاج ناپذیر».
فرازهای حدیث بسیار روشن است و نیازی به توضیح ندارد، فقط اشاره می کنیم که از مرکبهای آخر الزّمان «دوابّ» تعبیر کرده، و آن به معنای جنبنده است و شامل همه مرکبهای عصر حاضر از ماشین و قطار و هواپیما می شود، که «دبیب» در لغت به معنای: حرکت و سرعت است، و هر جنبنده سریع را شامل می شود.
و اینک نمونه هائی از کلمات گرانقدر امیر مؤمنان (علیه السلام) را در اینجا می آوریم و از دیگر معصومین در این بخش کمتر نقل می کنیم، زیرا بیشتر احادیث دیگر معصومین (علیهم السلام) شبیه فرمایشات جدّ بزرگوارشان می باشد.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
پیشوای پرهیزکاران مردم آخر الزّمان را آنچنان توصیف کرده، که گوئی در قرن بیستم زندگی می کند و بر تمام اسرار مردم این عصر واقف است. و اینک فرازهائی از سخنان آن بزرگوار:
۱۰۸۷ - «و یری الرّجل من زوجته القبیح فلا ینهاها، و لا یردّها عنه، و یأخذ ما تاتی من کدّ فرجها و من مفسد خدرها، حتّی لو نکحت طولا و عرضا لم ینهها و لا یسمع ما وقع، فذاک هو الدّیّوث».

↑صفحه ۷۴۳↑

«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می بیند و اعتراض نمی کند، از آنچه از طریق خودفروشی به دست آورده می گیرد و می خورد، اگر انحراف سراسر وجودش را فراگیرد اعتراض نمی کند، به آنچه انجام می شود و در حقّش گفته می شود گوش نمی دهد...».
۱۰۸۸ - «تزوّج الامرأه بالامرأه، و تزفّ کما تزفّ العروس إلی زوجها».
«زن با زن می آمیزد و همانند عروس که برای داماد آرایش کند برای یکدیگر آرایش می کنند».
۱۰۸۹ - «فإذا کان ذلک أقبلت علیهم فتن لا قبل لهم بها!».
«هنگامی که این اوصاف تحقّق پذیرد، فتنه هائی برای آنها روی می آورد که تاب مقاومت ندارند».
و اینک نزدیک نیم قرن است که این فتنه ها بر ما روی آورده، دیگر خواب آرامی نداریم، توپهای دشمن صهیونیستی ما (شیعیان جنوب لبنان) را از خواب بیدار می کند و هستی ما را بر باد می دهد.
۱۰۹۰ - «إذا رأیت الرّجل یأکل من کسب امرأته من الفجور، یعلم ذلک و یقیم علیه!. بل یکری امرأته و خادمته و جاریته، و یرضی بالدّنیّ من طعامه و شرابه و ملذّاته».
«هنگامی که زن از راه نامشروع پول به دست آورد و مرد از درآمد او بخورد!، وضع نامطلوب او را بداند و با او زندگی کند!، زن و کنیز و دخترش را به کرایه بدهد و به لذایذ پست دنیا راضی شود!».
شرم آور اینکه نمونه های آن در عصر ما یافت شده، آنهم نه در میان خانواده های فقیر که برای تأمین زندگی باشد، بلکه حتّی در میان طبقه حاکمه در برخی از کشورها، که مافوق قانون هستند و قانون به کلبه های آنها راه ندارد!
۱۰۹۱ - «و یعیّر الرّجل علی صون النّساء!».
«مرد را برای پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند»!!.

↑صفحه ۷۴۴↑

چقدر فراوانند مردان بافضیلتی که برای حجاب و عفّت همسرانشان مورد سرزنش قرار می گیرند؟! و چقدر فراوانند زنان و دخترانی که علیرغم علاقه پدر و همسر به حجاب و پوشش اسلامی علاقه ای نشان نمی دهند؟! و چقدر فراوانند مردانی که از طرف مردم سهل انگار به سخت گیری متّهم شده اند؟! و تنها جرمشان این بوده که از همسر و دختر خود خواهش کرده اند که لباس موقّرتری بپوشند! و اگر خواهش روسری کرده باشند، در این صورت به ارتجاع و خرافه پرستی متّهم می شوند!
۱۰۹۲ - «ینفق الرّجل من ماله فی غیر طاعه اللّه، فلا ینهی و لا یؤخذ علیه، و یمنع الیسیر فی طاعه اللّه».
«مرد اموال فراوانی در راههای غیرمشروع خرج می کند و کسی به او اعتراض نمی کند، ولی از خرج پولی کم در راه خدا بازداشته می شود».
همه پولداران به این مسئله مبتلا هستند.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۰۹۳ - «... و رأیت الرّجل إذا مرّبه یوم و لم یکسب فیه الذّنب العظیم، من فجور، أو بخس مکیال أو میزان، أو غشیان حرام أو شرب مسکر، کئیبا حزینا، یحسب أنّ ذلک الیوم علیه ضیعه من عمره».
«هنگامی که ببینی که اگر مردی یک روز گناه بزرگی انجام نداده باشد، از قبیل: فحشاء، کم فروشی، کلاهبرداری و شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گوئی آنروز عمرش تباه شده است».
۱۰۹۴ - «و رأیت الرّجل معیشته من بخس المکیال و المیزان».
«و می بینی که زندگی مرد از کم فروشی و تقلّب تأمین می شود».
از بدشانسی ماست که در عصر ما در میان هر گروه از طبقات مختلف

↑صفحه ۷۴۵↑

تجّار و کسبه تعداد بسیار زیادی یافت می شود از کسانیکه پایه زندگی شان بر تقلّب و حقّه و خیانت استوار است و زندگی شان از این راه تأمین می شود؟!. و در ضمن روایت مفصّلتری می فرماید:
۱۰۹۵ - «... و رأیت الفسق قد ظهر و أکتفی الرّجال بالرّجال، و النّساء بالنّساء... و رأیت الرّجال یتسمّنون للرّجال، و النّساء، و رأیت الرّجل معیشته من دبره، و معیشه المرأه من فرجها.. و أعطوا الرّجال الأموال علی فروجهم، و تنوفس فی الرّجل، و تغایر علیه الرّجال.. و رأیت الرّجل یعیّر علی إتیان النّساء.. و رأیت العقوق قد ظهر، و استخفّ بالوالدین و کانا من أسوأ النّاس حالا عند الولد.. و رأیت أعلام الحق قد درست، فکن علی حذر، و اطلب إلی الله النّجاه، و اعلم أنّ النّاس فی سخط الله (عزّ و جلّ)، و إنّما یمهلهم لأمر یراد بهم فکن مترقّبا، و اجتهد أن یراک الله (عزّ و جلّ) فی خلاف ما هم علیه».
«و می بینی که گناهان علنی شده، مردان به مردان بسنده کرده، زنان با زنان درآمیخته، مردان برای مردها آرایش کرده، زنان برای زنها خود را آراسته، زندگی مرد از خودش تأمین می شود، زن نیز از خودفروشی تأمین معاش می کند، مردان اموال فراوانی در راه تأمین مسائل جنسی می پردازند، برای مرد نیز چون یک همسر غیرت و حسادت مبذول می شود، مرد برای آمیزش با جنس مخالف سرزنش می شود، عاقّ والدین شدن علنی شده، پدر و مادر در پیش فرزند خوار شمرده می شوند و از دیدگاه فرزند پست تر از هر فرد دیگر به شمار می آیند... و می بینی که نشانه های حق پوسیده شده است، در چنین زمانی از خشم خدا در حذر باش و از خدای تبارک و تعالی نجات بطلب، و بدانکه مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و خداوند برای جهاتی به آنها مهلت می دهد، منتظر باش، و تلاش کن که خداوند ترا در وضعی برخلاف وضع آنها ببیند».
و چقدر کمند آنها که منتظر و علاقمند نجات و رستگاری اند!.

* * *

↑صفحه ۷۴۶↑

حواشی
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۳۳.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۶۳۸.
- همان مدرک صفحه ۵۴۰.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۸ و نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۶۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و ۷۶ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۳ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۴۴.
- کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۳۲۴، منتخب الاثر صفحه ۴۳۵ و المهدی صفحه ۱۹۹ و ۲۱۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، الزام النّاصب صفحه ۶۴،۱۸۲ و ۱۹۵، بشاره الاسلام صفحه ۵، ۲۶،۷۶ و ۹۹، الامام المهدی صفحه ۲۱۷ و ۲۲۷، بحار الانوار جلد ۵ صفحه ۷۰ و جلد ۵۲ صفحه ۱۹۲ و ۲۲۸ و اعلام الوری صفحه ۴۳۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و منتخب الاثر ۴۲۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، منتخب الاثر صفحه ۴۳۰ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۱ - ۱۳۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۲۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، منتخب الاثر صفحه ۴۲۹ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۲۱ و ۱۹۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و منتخب الاثر صفحه ۴۲۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و ۲۶.

↑صفحه ۷۴۷↑

- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و بشاره الاسلام صفحه ۲۶.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۱.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۷ و الزام النّاصب صفحه ۲۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۵ و بشاره الاسلام صفحه ۷۷.
- همان مدرک پی نویس قبل
- بشاره الاسلام صفحه ۷۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶ - ۳۰۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۱ - ۱۳۵، منتخب الاثر صفحه ۴۲۵،۴۲۹ و ۴۳۲، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۰ و المهدی صفحه ۲۱۷.

↑صفحه ۷۴۸↑

ب - سیمای زنان در آخر الزّمان
امّا زن!
زن آخر الزّمان!
بر احدی پوشیده نیست که اگر زن ارزش والای خود را بشناسد و به وظایف سنگین خود عمل کند، گرانبهاترین و درخشنده ترین ستاره افق زندگی، و پرارج ترین گوهر رشته هستی است، که پایه و اساس هرفضیلت است و بدون او رشته خانواده ها درهم گسسته، طومار جامعه درهم می پیچد، زیرا زن حلقه اتّصال و رمز تداوم نسل بشری است، که آن پاکترین بعد زندگی است.
اگر زنان یک جامعه از شناخت خویشتن ناتوان گردند و از صراط مستقیم منحرف شوند و به صورت چراگاه هوسهای مردان هوسران، و ابزار و ادوات تمایلات نفسانی افراد پست و بی اعتبار درآیند و از کرامت خدادادی خود تنزّل نمایند، چنین جامعه ای در سراشیبی سقوط قرار گرفته، به زندگی حیوانی نزدیک شده است.
خداوند زن را گوهر گرانبهائی آفریده که همچون دیگر گوهرها در پوشش و محلّ امن بوده، به دور از چشم بداندیشان مایه درخشش کانون خانواده باشد. او نباید آنقدر تنزّل کند که زیر نگاههای هر رهگذر چشم چرانی لگدمال گردد!!.
هنگامی که مسئله زن در این بخش بازگو می شود، فاتحه رهائی جامعه خوانده می شود و دیگر امیدی به نجات نسل آینده از این بلای خانمانسوز نیست، زیرا زن در عصر ما کرامت خود را فراموش کرده، تنها به زیبائی ظاهر پرداخته، همه همّ و غمّش رسیدن به آرایش تن و در دام انداختن چند نگاه پست و جلب کردن چند چشم چران هوسران شده است!!. به کسیکه از جمالش گفتگو کند تمایل می کند، به کسی که در کمین عفّتش سنگر گرفته باشد تسلیم می شود، در برابر چند جمله فریبنده و به ظاهر آراسته، زانو می زند!!.
هنگامی که زن این چنین کرامت خود را فراموش کند، برای جامعه هیچ امیدی نمی ماند، زیرا حلقه اتّصالش درهم گسسته، و نصف شیرین جامعه که رمز بقای نسل بشری نیز هست، فاسد گشته و ارزش والای خود را از دست داده

↑صفحه ۷۴۹↑

است. با فساد این قشر دیگر امیدی به صلاح قشر دیگر نیست که فساد آنها ساری هست و به قشر دیگر نیز سرایت کرده، جامعه را به فساد می کشد.
عذر زن امروز در این ابتذال چیست؟ چرا جز به هوس و ولگردی نمی اندیشد؟! چرا کرامت و فضیلت خود را فراموش کرده است؟! چرا تلاش او منحصر به این شده که خود را به صورت مرد درآورد؟ مگر با تغییر لباس و پوشیدن جامه مرد، تغییر جنسیّت و تغییر ماهیّت می دهد؟!.
مگر زنهای زمان ما نمی دانند که مردها نیازی به این ابتذال زنها ندارند، بلکه نیاز شدیدی به زنی دارند که کرامت خود را فراموش نکرده باشد و بتواند همسر خوبی برای شوهر خود، و مادر خوبی برای فرزندانش و اسوه و الگوی خوبی برای جامعه اش باشد.
زنی که تمام برجستگیهای بدنش را در برابر دیدگان نسل چشم چران به نمایش گذاشته، دیگر جذبه ای ندارد، زیرا عادی شده، ارزان شده، نیازی به جستجو ندارد، در سر هر کوی و برزن به تعداد فراوان یافت می شود، دیگر آن شکوه، هیبت، کشش، کرامت و جذبه زنهای عفیف را ندارد که دل مرد را تسخیر کند و دیدگان او را جلا دهد و زندگانی او را صفا بخشد و کانون خانواده را گرم کند و رشته اتّصال و تداوم نسل بشری را محافظت کند!.
وضع رقّت بار و مبتذل زن در عصر ما چیزی نبود که از نگاه نافذ رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت طیّب و طاهر آن سرور پوشیده بماند، بلکه به سان کسیکه با دیدگانی نافذ و قلبی بصیر در پایتختهای اروپا و آمریکا گشته باشد، وضع تأثّرانگیز زن قرن بیستم را در میان کلمات گرانقدرش تشریح کرده، خطرات ناشی از آن را گوشزد نموده، امّت اسلامی را از فرورفتن در این منجلاب فساد بیم داده است و اینک گوشه ای از کلمات درربار آن حضرت و اهلبیت عصمت و طهارت:

* * *

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۰۹۶ - «کیف بکم إذا فسدت نساؤکم، و فسق شبّانکم، و لم

↑صفحه ۷۵۰↑

تامروا بالمعروف، بل أمرتم بالمنکر و نهیتم عن المعروف، و إذا رأیتم المعروف منکرا، و المنکر معروفا؟! فقیل له: و یکون ذلک یا رسول اللّه؟.
فقال: نعم، و شرّ من ذلک!».
«چگونه می شود حال شما هنگامی که زنهای شما فاسد شوند و جوانان شما به فسق و فجور بگرایند، شما نیز به جای امر بمعروف، امر به منکر و نهی از معروف نمائید!، معروف را منکر خیال کرده، منکر را معروف پندارید؟!. پرسیدند: آیا چنین وضعی پیش خواهد آمد ای پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) ؟!. فرمود: آری، و بدتر از آن!».
آنگاه در توصیف زنهای عصر ما که در آستانه ظهور و روزگار رهائی قرار گرفته ایم، چنین می فرماید:
۱۰۹۷ - «إذا شارکت النّساء أزواجهنّ فی التّجاره حرصا علی الدّنیا».
«هنگامی که زنها برای طمع دنیا در دادوستد همسرانشان شرکت کنند».
امروز تجارت زنان بسیار رائج است، برخی به صورت استقلالی و برخی به صورت مشارکت در تجارت همسرانشان به دادوستد اشتغال دارند.
۱۰۹۸ - «یتشبّه الرّجال بالنّساء و النّساء بالرّجال».
«مردها خود را به صورت زن، و زنها خود را به صورت مرد درمی آورند».
اگر ویژگیهای بدن دختران، چون ظرافت بدن و برجستگیهای مختلف آن نبود، بسیاری از دختران امروز با پسران اشتباه می شدند!.
۱۰۹۹ - «لعن الله المتشبّهات من النّساء بالرّجال، و المتشبّهین من الرّجال بالنّساء!».
«لعنت خدا بر زنانیکه خود را به صورت مرد درمی آورند و مردانیکه خود را به صورت زن درمی آورند».

↑صفحه ۷۵۱↑

زیرا آنها از ناموس خلقت و آئین فطرت بیرون رفته اند و نظام آفرینش را زیر پا نهاده، با سرشت خویش درافتاده اند.
۱۱۰۰ - «إذا تزیّنت النّساء بثیاب الرّجال، و سلب عنهنّ قناع الحیاء».
«هنگامی که زنها جامه مرد بپوشند و پوشش حیا از آنها گرفته شود».
ما از مرحله جامه جنس مخالف پوشیدن گذشته و فاتحه پوشش حیا را خوانده ایم، امروز جامه عفّت و پوشش حیا نشانه خرافه پرستی و علامت ارتجاع به شمار می آید.
۱۱۰۱ - «لعن الله الرّجله من النّساء».
«خداوند لعنت کند زنی را که خود را به صورت مرد جلوه می دهد».
این لعنتی که از زبان پیامبر رحمت (صلّی الله علیه و آله و سلم) نثار زن معاصر شده، آیا چقدر از زنان عصر ما را شامل می شود؟! هنگامی وضع جامه پوشیدن زن معاصر را مشاهده می کنیم، با این شلوارهای تنگ، که تمام برجستگیهای بدن را به نمایش می گذارد، و با این کمربندهای پهن و زمخت که چگونه سفت و سخت به کمر بسته اند و با این پاپیونها و... کمتر می توان تشخیص داد که دختر است نه پسر! و بهتر می توان تشخیص داد که دائره لعنت از زبان رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) چقدر وسیع است!.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری در این رابطه می فرماید: «هنگامی که قلنسوهای مشترک ظاهر شود زنا شایع می شود». که منظور از قلنسو همین کلاههای مشترک است که دختر و پسر در کشور ما (لبنان) از آن استفاده می کنند.
دقیقا این کلمات از براهین قطعی بر نبوّت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می باشد که از مطالبی که مردم عصر نبوّت نمی توانستند باور کنند سخن گفته، و این گفته های متّکی به وحی پس از گذشت چهارده قرن تمام، تحقّق یافته است!.

↑صفحه ۷۵۲↑

در حدیث دیگری از زنان آخر الزّمان بحث کرده می فرماید:
«هنگامی که زنهائی را دیدید که بر سرشان چون کوهان اشترانست، بدانید که نمازشان پذیرفته نمی شود».
این هم دقیقا تحقّق یافته است، زیرا برخی از زنها موهای سرشان را در قسمت پشت سرشان جمع کرده، به صورت کوهان شتر درآورده اند، و برخی دیگر کلاهی می گذارند که بی شباهت به کوهان نمی باشد.
در احادیث دیگری تعبیرات روشن تری بیان فرموده که منحصرا با عصر ما تطبیق می کند و می توان آنرا نوید اختراع ماشین دانست، که از آن جمله است:
۱۱۰۲ - «سیکون فی آخر أمّتی رجال، یرکب نساؤهم علی سروج کأشباه الرّجال. یرکبون علی المیاثر حتّی یاتوا أبواب المساجد، نساؤهم کاسیات عاریات، علی رؤوسهنّ کأسنمه البخت العجاف، لا یجدن ریح الجنّه!. فالعنوهنّ فإنّهنّ ملعونات».
«در آخر امّت من مردانی پیدا می شوند که زنهایشان همچون مردها بر روی زینها سوار می شوند، در آن عصر بر فراز تشکها سوار می شوند و تا در مساجد می روند، زنانشان در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند و بر سرشان چیزی همانند کوهان اشتران لاغر است، آنها عطر بهشت را نمی شنوند. آنها را لعنت کنید که آنها از رحمت خدا بدور هستند».
واژه «میاثر» که در این حدیث به کار رفته، به معنای تشکهای نرم است که موقع نشستن بر روی آن ها حرکت کنند، درست مانند صندلیهای اتومبیلهای امروزی که بدلیل داشتن فنر موقع نشستن حرکت می کنند و موجب آسایش بیشتر مسافران می شوند.
تعبیر حدیث برای مردم عصر نبوّت بسیار لطیف است که می فرماید:
روی تشکهای نرم سوار شده تا در مساجد می آیند و در عصر ما افراد فراوانی از معتقدین به خدا و روز رستاخیز سوار اتومبیلها تا در مساجد می آیند.
تعبیر «کاسیات عاریات» نیز در عصر ما تحقّق یافته است، زیرا

↑صفحه ۷۵۳↑

«کاسیات» بمعنای جامه پوشان و «عاریات» به معنای لختهای عور می باشد که دو معنای متضادّ است، ولی در عصر ما با پدید آمدن لباسهای توری و نایلونی این مفهوم نیز تحقّق یافته است، و امروز تعداد بانوانی که با داشتن لباس، تمام بدنشان در معرض تماشاگران جلوه گر باشد بسیار زیاد است.
سوار شدن زنها بر زینها نیز در عصر ما تحقّق یافته است، زیرا اسب سواری یکی از ورزشهای مورد علاقه بانوان در عصر ماست، بامدادان پیش از آنکه ما برای نماز صبح بیدار شویم، آنها بر پشت اسبها در کرانه دریا جلب توجّه می کنند و برخی از آنها برای وقت ورزش اسب سواری بیش از آنچه ما به وقت نماز صبح مقیّد باشیم؛ مقیّد هستند!.
۱۱۰۳ - «إذا رکبت ذوات الفروج السّروج، فعلیهنّ من أمّتی لعنه اللّه!».
«هنگامی که زنها بر زینها سوار شوند، برای چنین زنها از امّت من، لعنت خدا باد».
برای چنین زنها، جایزه ای برتر از لعنت پیامبر رحمت (صلّی الله علیه و آله و سلم) متصوّر نیست!.
۱۱۰۴ - «لا تقوم السّاعه حتّی تظهر ثیاب تلبسها نساء کاسیات عاریات، و تعلو التّحوت الوعول».
«قیامت برپا نمی شود جز هنگامی که لباسی ساخته شود و زنها آنرا بپوشند که در عین لباس پوشیدن لخت و عور باشند، و اراذل و اوباش بر مردم شریف و آزاده برتری پیدا کنند».
این لباسها هم اکنون از نایلون و امثال آن ساخته شده، و به جای اینکه بدن را بپوشانند، آنرا بیشتر در معرض دید مردم قرار می دهند، این لباسها عیبی را نمی پوشانند و اصولا نمی توان آنرا لباس نامید.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) از زنان آخر الزّمان «بهم» تعبیر فرموده که به معنای زنان خودرأی و خیره سر است که از کسی پند نپذیرند و از اشتباه خود برنگردند، و در لغت به برّه، بزغاله و گوساله ای گفته می شود که جدا از مادر به چرا بروند و در

↑صفحه ۷۵۴↑

دشت پراکنده شوند و حرف نشنوند.
۱۱۰۵ - «یرفع العلم، و یظهر الجهل، و یشرب الخمر، و یفشو الزّنا، و یقلّ الرّجال حتّی أنّ الخمسین امرأه فیهنّ رجل واحد!».
«علم برداشته می شود، نادانی فراگیر می شود، زنا و مشروب خواری شایع می گردد، شمار مردها اندک می شود، تا جائی که گاهی میان پنجاه زن یک مرد یافت می شود».
طبعا این حدیث با جنگهای خانمانسوزی که در آستانه ظهور به وقوع می پیوندد، تحقّق می یابد که شرح آنها در احادیث بعدی خواهد آمد.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در حدیث دیگری از نابرابری مرد و زن، و ابتذال زن در اثر همین نابرابری سخن گفته، که فرازی از آن را با پوزش از خوانندگان گرامی نقل می کنیم: «هنگامی که زن از کنار گروهی عبور می کند، یکی از آنها برمی خیزد و دامن او را بالا می زند، آنچنانکه دنبه گوسفند را بالا می زنند»!!!.
از تشبیه به گوسفند استفاده می شود که در مقابل این جسارت بزرگ، خونسردی نشان می دهند و اضطراب و اعتراضی ابراز نمی کنند!!.
هنگامی که بی بندوباری علامت تمدّن و روشنفکری باشد، انتظاری جز آن نمی رود، چنانکه در حدیث آمده است: در آخر الزّمان مرد و زن در کنار جادّه (خیابان) درمی آمیزند، افراد باوقار به آنها می گویند: ای کاش مقداری از راه مردم کنار می رفتید!!.
با کمال تأسّف این فاجعه در اروپا تحقّق یافته است، خدا کند که به کشورهای ما صادر نشود تا برخی از مسلمان نماها به عنوان روشنفکری، گوی سبقت را از اروپائی ها ببرند!، العیاذ باللّه.
۱۱۰۶ - «... و إذا رأیت المرأه تصانع زوجها علی نکاح الرّجال!. و رأیت خیر بیت یساعد النّساء علی فسقهنّ!!!».
«هنگامی که ببینی که زن از همسرش مطلّع است که او با هم جنس خود رابطه دارد و به روی او نمی آورد، و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند»!!.
مرد و زن در این سازش شوم از افکار پلید یکدیگر آگاهند ولی به عنوان

↑صفحه ۷۵۵↑

احترام به آزادی! انحراف یکدیگر را نادیده می گیرند، تا هر یکی به خواسته های نامشروع خود برسند.
۱۱۰۷ - «و کان الزّنا تمتدح به النّساء، و اللّیل لا یستخفی به من الجرأه علی اللّه!».
«زنا دادن به صورت یک فضیلت برای زن بازگو می شود، دیگر منتظر شب نمی شوند که تاریکی آنها را بپوشانند، زیرا جرئت بر خدا به آن حدّ می رسد»!!!.
بسیار شرم آور است که جرئت بر خدا به این حدّ رسیده، دیگر نیازی به مخفی کاری احساس نمی کنند، بلکه آشکارا به حریم گناهان گام می نهند، و بعدا با دوستان و هم فکران خود با آب وتاب شرح واقعه را بازگو می کنند و با تور انداختن افراد بیشتر به یکدیگر مباهات می کنند.
۱۱۰۸ - «إذا رفعوا البنیان و شاوروا النّسوان، و یکثر الاختلاط».
«هنگامی که ساختمانها بلند شود، زنها مورد مشورت قرار بگیرند و اختلاط زن و مرد فراوان شود».
امروز آپارتمانهای آسمانخراش به سوی آسمان پرگشوده، مشورت با زنان در تمام شئون زندگی راه یافته، و اختلاط مرد و زن، در مدرسه، بیمارستان، کارگاه، کازینو و دیگر مجالس و اجتماعات رائج گشته است.
در حدیث دیگری آمده است: «به حریم آنها تجاوز می شود، در داوری به آنها ستم می شود و امور آنها را زنها اداره می کنند».
اینهمه فجایع که تحت عنوان «آزادی» و «تساوی حقوق» انجام می گیرد چه سودی به حال زنها داشته، جز اینکه آنها را به محیط کار، حاشیه خیابانها، مجالس مبتذل و سرانجام منجلاب بدبختی کشانده است؟!.
زنی که همه روز و پاسی از شب را در مراکز مختلط به سر می برد چگونه انسان باور می کند که در محیط آشفته امروزی با فکری سوده، در میان نگاههای نافذ جوانان بدون اینکه کوچکترین خدشه ای به عفّت، عصمت، ناموس و حیثیّت اخلاقی اش وارد شود، تلاش انسانی کرده، شبانگاه صحیح و

↑صفحه ۷۵۶↑

سالم به خانه اش باز گردد؟!، و شوهر متعهّد و پدر بزرگوار و برادر جوانمردش با خیالی راحت و آسوده در کنار سفره در انتظار مقدمش بنشینند!.
۱۱۰۹ - «إذا رأیت المرأه تقهر زوجها، و تعمل ما لا یشتهی، و تنفق علیه من کسبها فیرضی بالدّنیء من الطّعام و الشّراب!».
«هنگامی که زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می کند، آنچه را که او نمی خواهد انجام می دهد و از درآمد شخصی خود به شوهرش انفاق می کند و شوهرش برای چیزی اندک از متاع دنیا خشنود می شود و ناملایمات همسرش را تحمّل می کند».
۱۱۱۰ - «عندها إمارات النّساء، و مشاوره الإماء، و قعود الصّبیان علی المنابر، و التّباهی باللّباس».
«در آن هنگام زنها حکومت می کنند، کنیزان مورد مشورت قرار می گیرند، کودکان بر فراز منبر نشسته، امر و نهی می کنند، و با لباس مباهات می شود».
پیشوای ششم در این باره می فرماید:
۱۱۱۱ - «یحکم الدّوله الخصیان و النّسوان و تکون إماره الصّبیان و الغلمان».
«زنان و خواجگان بر سریر حکومت می نشینند و کارهای دولتی به دست کودکان و نونهالان اداره می شود».
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) ادامه می دهد:
۱۱۱۲ - «إذا کانت إماره الصّبیان. فو الله لتکوننّ!».
«هنگامی که دستگاه حکومت به دست کودکان افتاد، به خدا سوگند انجام خواهد یافت».
آنگاه این جمله را سه بار تکرار کرد.
ای پیامبر رحمت! سوگندهای تو کمر انسان را می شکند، آنچه فرموده ای تحقّق یافته است، کودکان همه جا به قدرت رسیده اند و زمامداری تعدادی از

↑صفحه ۷۵۷↑

کشورهای بزرگ و کوچک جهان به دست زنها سپرده شده، فجایع تلخ و جانکاهی که نوید داده بودی به وقوع پیوسته است ولی این امّت سخنان پرارج ترا می شنوند و از کنارش می گذرند.
پیشوای ششم شیعیان در این مورد می فرماید:
۱۱۱۳ - «یا لها من طامّه إذا حکمت فی الدّوله الخصیان و النّسوان و السّودان، و أحدث الإماره الشّبّان و الصّبیان!، و خرب جامع الکوفه من العمران، و انعقد الجسران فذلک الوقت زوال ملک بنی العبّاس، و ظهور قائمنا أهل البیت».
«چه حوادث جانکاهی روی خواهد داد، هنگامی که زنان، خواجگان و سیاهان به حکومت برسند، کودکان و نوجوانان حکومت کنند، مسجد جامع کوفه پس از عمران و آبادی خراب شود و دو عدد پل (در بغداد) احداث گردد، در آن هنگام وقت سقوط بنی عبّاس و ظهور قائم ما اهلبیت فرا می رسد».
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید:
۱۱۱۴ - «لن یفلح قوم و لّوا أمرهم امرأه!».
«قومی که فرمانروائی آنها به دست زن سپرده شود، هرگز روی سعادت نخواهد دید».
امروز در چند کشور زن حکومت می کند که با وجود آنها جهان روی سعادت نخواهد دید، که یکی از آنها غول بزرگ استعمار، انگلستان مکّار است که با برنامه های پیچیده استعماری خوشبختی جهان را سلب کرده است، دیگری رژیم اشغالگر قدس است که سالیان درازی یک زن (گلدامایر) بر این کشور نامشروع حکومت کرد و در زمان او به تمام کشورهای همسایه هجوم برده، اراضی آنها را غصب کرده، امنیّت و آسایش منطقه را سلب نمود.
۱۱۱۵ - «لا یقدّس الله أمّه قادتهم امرأه!».
«هرگز مقدّس نمی شود امّتی که آنها را زن رهبری کند».
و در آخرین لحظات زندگی جمله ای فرمود که برخی از فرازهای آن در

↑صفحه ۷۵۸↑

این رابطه می باشد، و آن اینکه:
۱۱۶ - «از برادرم جبرئیل پرسیدم:
- آیا بعد از من به این جهان فرود می آئی؟ گفت:
- آری، ده بار می آیم و گوهرهای زمین را با خود می برم. گفتم:
- چه چیزها را می بری؟ گفت:
- بار اوّل برکت را از زمین می برم.
- بار دوّم مرحمت را از دل بندگان می برم.
- بار سوّم حیا را از زنان می برم.
- بار چهارم عدالت را از حکمرانان می برم.
- بار پنجم محبّت را از دل مردمان می برم.
- بار ششم شکیبائی را از مستمندان می برم.
- بار هفتم سخاوت را از ثروتمندان می برم.
- بار هشتم دانش را از دانشمندان می برم.
- بار نهم قرآن را از دل قاریان می برم.
- بار دهم ایمان را از دل مؤمنان می برم».
هنگامی که در میان امّت اسلامی به تحلیل می پردازیم درمی یابیم که جبرئیل امین حدّاقل نه بار در این مدّت به زمین فرود آمده و برکت را از زمین، مرحمت را از دل بندگان، حیا را از چهره بانوان، عدالت را از زمامداران، محبّت را از دل مردمان، شکیبائی را از مستمندان، دست ودل بازی را از ثروتمندان، دانش را از دانشمندان و نور قرآن را از دل قاریان گرفته و برده است، از واژه های مقدّسی چون صبر و عدل و محبّت و شفقت، چیزی جز نام آنها، و از قرآن کریم چیزی جز نقش آن بر مصاحف و صوت آن بر زبان قاریان، آنهم با تجوید و ترتیل ناقص و احیانا با غنای حرام، چیزی نمانده است.
آنچه به نام ایمان در دل مؤمنان باقی مانده، اطمینان چندانی نیست که ایمان مستقرّ باشد و در سرازیری قبر به دردش بخورد، ممکن است ایمان مستودع باشد و در یکی از تنگناها از دست برود و انسان با دست خالی به سوی حق تعالی بشتابد.
وه چقدر وحشتناک است که جبرئیل امین آخرین فرود خود را نیز انجام

↑صفحه ۷۵۹↑

دهد و این مختصر ایمان را نیز از سراچه دل بالا برد و دیگر همه چیز خاتمه یابد و از صفات برجسته انسانی دیگر نمونه ای برجای نماند. نعوذ باللّه.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۱۱۷ - «تکون النّسوه کاشفات عاریات متبرّجات، من الدّین خارجات، و إلی الفتن مائلات، و إلی الشّهوات و اللّذّات مسرعات، للمحرّمات مستحلاّت، و فی جهنّم خالدات».
«زنها لخت و عور می باشند، زینتهای خود را آشکار می سازند، از دین بیرون می روند، به فتنه ها می گرایند، به سوی شهوتها و لذّتها می شتابند، محرّمات الهی را حلال می شمارند و در جهنّم جاویدانند».
همه این نشانه ها تحقّق یافته، فقط فراز واپسین مانده، که در سرای آخرین مهر خلود (جاودانگی) بر پیشانی شان زده شود، آنجا که کشان کشان به سوی آتش خشم الهی کشیده می شوند، ولی تأسّف آمیز است که این قشر ایمان نمی آورند تا وقتی که روی در روی آتش قرار بگیرند، که آنجا دیگر عذری پذیرفته نیست و توبه ارجی ندارد، چنانکه قرآن کریم در مورد فرعون نقل می کند، که هنگامی که پس از مشاهده نشانه های مرگ زبان به توبه و استغفار گشود ولی چنین پاسخ شنید: «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ»: «آیا اکنون؟! که مدّت درازی نافرمانی کردی» ؟!
از همه برادران ایمانی دوستانه و عاجزانه می خواهم که از لغزشگاهها بپرهیزند و از روزیکه تکذیب کنندگان دست بسته در آتش گداخته انداخته می شوند بترسند، که آنجا هرچه استغاثه کنند، پاسخی دریافت نمی کنند:
«هنگامی که به محلّ تنگی از آتش انداخته شوند، درحالی که با زنجیر بسته شده اند، در آنجا واویلاه می خوانند، به آنها گفته می شود:
امروز یک ویل نخوانید و ویلهای بسیاری بخوانید».
۱۱۱۸ - «... و ذلک إذا تسلّطت النّساء، و سلّطن الإماء، و امّرت الصّبیان».

↑صفحه ۷۶۰↑

«و آن هنگامی است که زنها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند».
۱۱۱۹ - «إذا غلبت النّساء علی الملک، و غلبن کلّ امریء، فلا یؤتی إلاّ ما لهنّ فیه هوی».
«هنگامی که زنها بر تخت سلطنت چیره شوند، و بر هر مردی چیره باشند، و جز خواسته آنها عملی نگردد».
گرفتاری بزرگ عصر ما همانست و چاره ای جز شمشیر برّان حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) ندارد، تا با لبه تیز آن شمشیر الهی همه کجیها را راست نمایند و هر حقّی به صاحب حق برگردد و هر قشری از جامعه به آنچه شایسته آنست برسد.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۱۲۰ - «... و رأیت النّساء یتزوّجن بالنّساء، و رأیت معیشه المرأه من کدّ فرجها!. و رأیت النّساء یتّخذن المجالس کما یتّخذها الرّجال».
«زنها را می بینی که با زنها آمیزش می کنند و زندگی زن از خودش تأمین می شود و زنان بسان مردان جلساتی تشکیل می دهند».
اینها نیز تحقّق یافته و جلسات فراوانی تشکیل می دهند و در هر رشته ای تلاش می کنند، جز آنچه مربوط به تربیت اولاد و تنظیم خانواده باشد که در اثر تراکم مشاغل دیگر فرصت خانه داری و بچّه داری را ندارند.
و در حدیث دیگری به نکته تلخ تری اشاره کرده می فرماید:
۱۱۲۱ - «إذا رأیت النّساء یبذلن أنفسهنّ لأهل الکفر!!!».
«هنگامی که زنها را ببینی که خود را در اختیار کافران می گذارند»!!.
در میان زنهای ناآگاه به تعداد اندک و در میان زنان تحصیل کرده و

↑صفحه ۷۶۱↑

روشنفکر به تعداد فراوان از این جرثومه های فساد یافت می شوند که خود را در اختیار بیگانه بگذارند و به این تباهی مباهات نیز بکنند و اسم آنرا آزادی و پشت پا زدن به آداب و رسوم و تقالید بگذارند!!.
۱۱۲۲ - «... تصبح طهران قصورها کقصور الجنّه، و نسوانها کالحور العین، یتلبّسن بلباس الکفّار، و یتزیّین بزیّ الجبابره. یرکبن السّروج، و لا یتمکّنّ لأزواجهنّ!. و لا تکفی مکاسب الأزواج لهنّ!. فرّوا منها إلی قلّه الجبال و من الجحر إلی الجحر کالثّعلب بأشباله!!!».
«تهران به حدّی می رسد که کاخهایش چون کاخهای بهشتی شود و زنانش چون حور العین باشند، جامه کافران را بپوشند، خود را به شکل مستکبران درآورند، بر زینها سوار شوند، به همسران خود تمکین نکنند، و درآمد شوهرانشان آنها را کفاف ندهد!، از آنها به قلّه کوهها فرار کنید، و همانند روباهی که بچّه های خود را برداشته اند از لانه ای به لانه ای می گریزد، کودکان خود را برداشته، از پناهگاهی به پناهگاهی بگریزید»!!.
من خیال می کنم که امام صادق (علیه السلام) از تهران به این سبب به طور خصوص نام برده، که می دانسته یکروز ایران مرکز تشیّع می شود و تهران پایتخت یک کشور شیعی می گردد، از این رهگذر برای هشدارباش به شیعیان خود از تهران به طور خاصّ نام برده است وگرنه این صفات همه پایتختهای ممالک اسلامی را دربرمی گیرد.
آنگاه به کسانیکه ثابت قدم مانده، به چپ و راست نگرائیده اند، توصیه می کند که از دست این عاملان فساد به دشت و صحرا بگریزند و به قلّه کوهها پناهنده شوند، تا رسوبات اعتقادات کهن خود را از دست ندهند.
آنگاه در ضمن احادیث طولانی از خانواده هائی سخن گفته که اهل خانه زنها را در انجام فسق و فجور تشویق می کنند!، مرد از درآمد همسرش می خورد!، از انحراف همسرش آگاه شده چشم می پوشد!، مرد، زن و کنیزش را در اختیار دیگری نهاده، به درآمد اندک و ناچیز آن دلخوش می شود!!.
در اینجا یادآور می شویم که همه این تعبیرات از دیگر پیشوایان معصوم

↑صفحه ۷۶۲↑

نیز نقل شده است که ما برای پرهیز از تکرار به نقل آنها از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و پیشوای پرهیزکاران امیر مؤمنان (علیه السلام) و رئیس مذهب، امام صادق (علیه السلام) بسنده کردیم.

* * *

↑صفحه ۷۶۳↑

حواشی
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۶، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰، تحف العقول صفحه ۴۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۰ و ۴۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۸، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- منتخب الاثر صفحه ۲۹۲، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰، المحجّه البیضاء جلد ۳ صفحه ۳۴۲، اعلام الوری صفحه ۴۳۳، المهدی صفحه ۱۹۹، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۸، بشاره الاسلام صفحه ۲۶ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۴.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۴.
- صحیح مسلم جلد ۶ صفحه ۱۶۸.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۱، اعلام الوری صفحه ۴۳۳، المهدی صفحه ۱۹۹، بشاره الاسلام صفحه ۲۶،۴۴،۷۶ و ۹۹، مثیر الاحزان صفحه ۲۹۸، نور الابصار صفحه ۱۷۱، الامام المهدی صفحه ۲۱۹، الزام النّاصب صفحه ۱۹۵، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۲ و کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۳۲۴.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۶.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۱۸۴، بشاره الاسلام صفحه ۲۵، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۵۸، منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، و الامام المهدی صفحه ۲۱۷.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵ و منتخب الاثر صفحه ۴۲۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳، المهدی صفحه ۱۹۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۳،۴۴ و ۷۷ و الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.

↑صفحه ۷۶۵↑

- بشاره الاسلام صفحه ۲۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۸ و بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و ۸۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۷۰.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۸ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴.
- صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۵ و تحف العقول صفحه ۳۰.
- صحیح مسلم جلد ۹ صفحه ۵۵ و تحف العقول صفحه ۳۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۶.
- یونس:۹۱.
- الفرقان:۱۳ و ۱۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۴۱،۴۴ و ۷۶.
- بحار الانوار جلد ۵ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۲۹ و بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و ۱۳۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲. مترجم گوید: این حدیث را در منابع یادشده نیافتیم.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۱.

↑صفحه ۷۶۶↑

ج - سیمای دانشمندان و زمامداران در آخر الزّمان
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۱۲۳ - «صنفان من النّاس إذا صلحا صلح النّاس، و إذا فسدا فسد النّاس: العلماء، و الأمراء».
«دو صنف از امّت من هستند که اگر آنها اصلاح شوند مردمان اصلاح می شوند، و اگر آنها فاسد باشند مردمان فاسد می شوند: آنها دانشمندان و زمامداران می باشند».
بعد از وجود اقدس حضرت احدیّت، چه کسی راستگوتر از وجود مقدّس حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلم) می باشد؟ و به راستی حق مطلب را ادا کرده، و ما امروز شاهد تباهی امّت اسلامی، در اثر تباهی این دو صنف می باشیم.
۱۱۲۴ - «شرار العلماء الدین یاتون الأمراء، و خیار الأمراء الدین یاتون العلماء».
«بدترین علما آنهایند که پیشانی به آستان پادشاهان بسایند، و بهترین زمامداران آنهایند که به سوی علما بشتابند».
یکبار دیگر از پیشگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردند: بدترین مردم کیانند؟ فرمود:
۱۱۲۵ - «العلماء إذا فسدوا».
«علما هستند هنگامی که فاسد شوند».
اخبار غیبی وارده از پیشگاه مقدّس حضرت رسالت پناه و فرزندان عالیمقدار آن حضرت، از سنخ پیشگوئیهای منجّمان، کاهنان، فال بینها و کف بینها نیست، بلکه مستند به وحی الهی و پیک امین می باشد، و خبر دادن آنها از این رویدادها برای مصالح امّت اسلامی است که اوّلا با تحقّق یافتن هر یک از این رویدادها دلایل حقانیّت آئین مقدّس اسلام تداوم می یابد، ثانیا امّت

↑صفحه ۷۶۷↑

اسلامی می تواند از این زنگ خطرها حدّاکثر استفاده را نموده، خود را به موقع از ورطه هلاکت دور نگه دارد. از این رهگذر همه این خبرهای غیبی درروند هدایت مردم و به دلایل تربیتی و ارشادی بیان شده است، و در پاسخ پرسش افراد حسّاس و کنجکاو القاء شده است.
تصوّر نشود که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان معصوم او (نعوذ باللّه) بساط پیشگوئی باز کرده، رهگذران را صید نموده، خبرهائی در رابطه با آینده با عابران و رهگذران مطرح می کردند!، بلکه آنها در خاندان رسالت و در دودمان امامت مستقّر بودند، تشنگان دانش و شیفتگان فضیلت از راههای دور و دراز رنج سفر تحمّل کرده، به پیشگاه آنها تشرّف حاصل می کردند و از مسائل مورد ابتلای خود می پرسیدند، و آنان در رابطه با پرسشهای آنها یک سلسله مسائلی را مطرح می فرمودند، و احیانا مطالبی را هم در رابطه با آخر الزّمان که با پرسش آنها مربوط باشد، یا در روند تربیتی آنها لازم شناخته شود، با آنها بازگو می کردند. تلاش دائم آن بزرگواران در زمینه تحکیم مبانی عقیدتی و تعلیم احکام دینی و تهذیب و تقویت جهات اخلاقی مردم بود، و گفتگوی خبرهای غیبی به دلیل ارتباط آنها با انجام رسالت تربیتی و ایفای نقش رهبری بود.
ما که بیش از هزار سال از عصر آنها فاصله داریم، با تحقّق هریک از خبرهای غیبی آنها، بیش از پیش ایمان و اعتقادمان به آنها راسختر می شود و به یقین درمی یابیم که آنها از مبدء وحی سخن گفته اند و هرگز کلمه ای از جانب خود نفرموده اند. تمام مطالبی که از عصر ما بیان کرده اند، آنچنان با زمان ما منطبق است که گوئی سالیان درازی در میان ما زندگی کرده اند و همه مسائل امروز را تجربه نموده اند.
رسول گرامی اسلام سخنان گرانبهای خود را برای عموم القاء می کند و همه اعصار و قرون را در نظر می گیرد و سخنان پرارجش را با تمام اقطار و اکناف زمین منطبق می سازد. از این رهگذر آنچه در مورد دانشمندان و زمامداران بیان فرموده، سخن حقّ و مسلّمی است که هیچ جای جدل و مناقشه نمی باشد و همه می دانند که اصلاح مردم با اصلاح دانشمندان و زمامداران ارتباط مستقیم دارد، زیرا امور مذهبی مردم با دانشمندان ارتباط دارد و زمام امور مادّی مردم به دست زمامداران است، اگر این دو گروه اصلاح شوند امور دین و دنیا اصلاح خواهد شد

↑صفحه ۷۶۸↑

و اگر این دو طبقه فاسد شوند، امور دین و دنیا به تباهی کشیده خواهد شد. و این چنین خداوند پیامبرش را آگاه نموده و ما امروزه آنرا با چشم خود می بینیم. رسول گرامی اسلام در فرصتها مختلفی امّت اسلامی را از خطر فساد و تباهی این دو گروه بیم داده و آگاه نموده، تا در دام مفسدان آنها نیفتاده، در وادی سقوط و هلاکت گام نگذارند. و اینک چند نمونه دیگر از سخنان پرارج رسول گرامی اسلام در این رابطه:
۱۱۲۶ - «أخاف علی أمّتی ائمّه مضلّین».
«من برای امّت خود از رهبران گمراه بیمناکم».
در اینجا کلمه «رهبران» شامل رهبران مذهبی (علماء) و رهبران دنیوی (زمامداران) می باشد.
۱۱۲۷ - «ینزل بأمّتی فی آخر الزّمان بلاء شدید من سلطانهم لم یسمع ببلاء أشدّ منه، حتّی تضیق علیهم الأرض الرّحبه، و حتّی لا یجد الرّجل منهم ملجأ یلتجیء إلیه من الظّلم!. فیبعث الله رجلا من عترتی».
«در آخر الزّمان بلای سختی از ناحیه زمامداران به امّت من وارد می شود، این بلا به قدری سخت می شود که نظیر آن هرگز شنیده نشده، و زمین را با این وسعت و گستردگی در نظر آنها تنگ می نماید، کسی از آنها پناهگاهی پیدا نمی کند که از ستم زمامداران به آنجا پناه ببرد، در چنین زمانی خداوند مردی را از عترت من برمی انگیزد...».
این روایت بشارت است، زیرا این بلاها را نشانه نزدیک شدن فرج معرّفی می کند، روایات دیگری نیز این معنی را تأیید می کند.
۱۱۲۸ - «إذا قلّ علماؤکم، و ذهب قرّاؤکم، و قطعتم زکاتکم، و أظهرتم منکراتکم، و علت أصواتکم فی مساجدکم، و جعلتم الدّنیا فوق رؤوسکم و العلم تحت أقدامکم، و الکذب حدیثکم و الغیبه فاکهتکم، و الحرام غنیمتکم، و لا یرحم کبیرکم صغیرکم، و لا یوقّر صغیرکم کبیرکم، فعند ذلک تنزل اللّعنه علیکم و یجعل باسکم بینکم».
«هنگامی که دانشمندان شما کم شوند، قاریان شما از بین بروند،

↑صفحه ۷۶۹↑

شما از دادن زکات ابا کنید، گناهان را علنی انجام دهید، صداهای شما در مساجد بلند شود، دنیا را بالای سرتان قرار دهید، دانش را زیر پای خود بیفکنید، گفتارتان دروغ باشد، شیرینی مجالستان غیبت باشد، درآمدتان از طریق حرام به دست آید، بزرگترها به کوچکترها ترّحم نکنند، کوچکترها نیز احترام بزرگان را رعایت نکنند، در چنین زمانی لعنت بر شما نازل می شود، ترس در میان شما انداخته می شود و نیروی شما بر علیه همدیگر به کار گرفته می شود».
آیا همه اینها تحقّق نیافته؟ چرا، مگر مساجد ما به این صورت درنیامده؟! مگر از بلندگوی مساجد ما جز تهمت و دروغ پخش می شود؟! مگر پول و ثروت به صورت معبود ما درنیامده و روی سر ما جای نگرفته؟! مگر علوم دینی پشت سر انداخته نشده و مورد هتک و اهانت قرار نمی گیرند؟!، مگر این آیه در حقّ ما عینیّت نیافته که می فرماید:
«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاهَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا».
«بعد از آنها مردمی به جای آنها نشستند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی با آتش هلاکت روبرو شوند».
ضلالت و هلاکت دنیا را دیدیم و در میان شعله های آن دست و پا می زنیم و شعله های هلاکت و غوایت دوزخ در انتظار ماست که به خدای توانا از آن پناه می بریم، اگر با آن نیز روبرو شویم دیگر راه نجات نداریم که آن آتش خشم خداوندی است و یک جایگاه جاوید و ابدی خواهد بود.
دیگر فقرات حدیث نیز تحقّق یافته: علمای دینی بسیار کم شده، قاری های واقعی به کلّی از بین رفته، که منظور از قاری، بازیگران ترتیل قرآن و غناکنندگان به صورت آن نیستند، بلکه منظور از قاری، آن حافظ قرآن است که معتقد به قرآن باشد، بر ترتیل و تجوید آن واقف، بر احکام و تعالیم آن عامل، و از راهی که قرآن کریم نشان داده، رهرو باشد، امّا این نوارها و صفحه هائی که به نام قرآن به فروش می رسد، یک سلسله «اصوات و الحان» است که به جای دیگر نوارها و صفحه ها به دست جوان امروزی داده می شود، تا از دیگر انواع موسیقی بی نیاز شود.

↑صفحه ۷۷۰↑

۱۱۲۹ - «إذا تقارب الزّمان انتقی الموت خیار امّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق!».
«هنگامی که فرج نزدیک باشد، مرگ بهترین امّت را برمی گزیند، آن سان که شما خرماهای رطب را از یک طبق خرما برمی گزینید».
۱۱۳۰ - «إذا کانت امراؤکم شرارکم، و أغنیاؤکم بخلاءکم، و أمورکم إلی نسائکم، فبطن الأرض خیر من ظهرها!».
«هنگامی که زمامداران شما بدترین شما باشد، ثروتمندان شما بخیلان شما باشد، و کارهای شما به دست زنان شما باشد، در چنین زمانی زیر زمین بهتر از روی آن است».
اشاره به حوادث تلخ و ناگواری است که انسان در چنین زمانی مرگ را بر زندگی ترجیح می دهد و اگر به اختیار خویش باشد قبر را بر قصرهای سر به فلک کشیده برمی گزیند.
۱۱۳۱ - «یصبح زعیم القوم أرذلهم!».
«پست ترین مردمان، رهبر آنان می گردد».
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) چون یک جامعه شناس موشکاف، حوادث و علل حوادث دهها قرن دیگر را با قاطعیّت بیان می فرماید.
۱۱۳۲ - «إذا أسند الأمر إلی غیر أهله فانتظروا السّاعه!».
«هنگامی که کارها به غیر اهل سپرده شود منتظر فرج باشید».
در این روایتها منظور از «ساعت»، ساعت ظهور، و لحظه رهائی موعود است.
۱۱۳۳ - «إنّ الله إذا غضب علی أمّه لم ینزل بها عذاب خسف و لا مسخ، غلت أسعارها، و تحبس عنها أمطارها، ویلی علیها شرارها!».
«هنگامی که خداوند بر قومی غضب کند آنها را به عذابهائی چون

↑صفحه ۷۷۱↑

خسف و مسخ دچار نمی کند بلکه قیمتها بالا می رود، باران حبس می شود و بدترین مردم بر آنها حکومت می کند».
بالا رفتن قیمتها به صورت یک مسئله جهانی درآمده، هر روز مقدار تورّم بالا می رود، و زمامداران از چاره جوئی ناتوان گشته اند، امّا باران هنوز به کلّی قطع نشده، اگرچه غالبا نابهنگام می بارد و ویرانی ها به بار می آورد، ولی از خداوند می خواهیم که به حیوانات زبان بسته و کودکان بی گناه رحم آورد و آنرا قطع نکند، امّا در مورد مسلّط شدن اشرار و حکومت شریران به خدا پناه می بریم.
۱۱۳۴ - «إنّی أخاف علی أمّتی بعدی أعمالا ثلاثه: زلّه عالم، و حکم جائر، و هوی متّبعا!».
«برای امّتم بعد از خود در مورد سه چیز بیمناکم:۱ - لغزش عالم، ۲ - ستم زمامدار،۳ - پیروی هوای نفس».
هر سه تحقّق یافته، و قبلا زنگ خطر به صدا درآمده، هرکه به هوش نبوده جز خویشتن را سرزنش نکند.
۱۱۳۵ - «ستکون علیکم أئمّه یملکون علیکم أرزاقکم، یحدّثونکم فیکذبونکم، لا یرضون منکم حتّی تحسّنوا قبیحهم، و تصدّقوا کذبهم».
«رهبرانی بر شما مسلّط می شوند، که روزیهای شما را به دست می گیرند، چون با شما سخن بگویند دروغ می گویند، از شما راضی نمی شوند مگر هنگامی که کارهای ناشایست آنها را تحسین کنید و دروغهای آنانرا تصدیق نمائید».
۱۱۳۶ - «سیأتی علی أمّتی زمان یکثر الفقراء، و یقلّ العلماء، و یقبض العلم و یکثر الهرج، ثمّ یأتی بعد ذلک زمان یقرأ القرآن رجال لا یجاوز تراقیهم».
«برای امّت من زمانی پیش می آید که در آن فقیر زیاد می شود، دانشمند کم می شود، علم از میان مردم برداشته می شود، هرج ومرج
ص:۷۷۲
فراگیر می گردد، سپس زمانی پیش می آید که قاریان قرآن را می خوانند ولی از حلقوم آنها تجاوز نمی کند».
چنانکه ما امروز قرآن می خوانیم ولی دقّت و تأمّل نمی کنیم، چون به آیات رحمت می رسیم بارقه امید در دیدگان ما نمی درخشد، و هنگامی که به آیات عذاب می رسیم، ضربان قلب ما افزایش نمی یابد و آثار خوف در سیمای ما ظاهر نمی شود.
۱۱۳۷ - «إذا أبغض المسلمون علماءهم، و أظهروا عماره أسواقهم، و تناکحوا علی جمع الدّراهم، رماهم الله بأربع خصال:
بالقحط من الزّمان، و جور السّلطان، و الخیانه من ولاه الحکّام، و الصّوله من العدوّ!».
«هنگامی که مسلمانان با علمای خود از سر ستیز درآیند، بازارهای خود را آباد جلوه دهند و برای گردآوری ثروت ازدواج کنند، خداوند آنها را به چهار بلا دچار می سازد:
۱ - قحطی زمان،
۲ - ستم سلطان،
۳ - خیانت فرمانروایان،
۴ - ترس و وحشت از دشمنان».
هر چهار بلا کشورهای ما را فرا گرفته، قحطی و تورّم به اوج رسیده، زمامداران ستم پیشه کرده اند، خیانت هر کوچه و برزن را فراگرفته، ترس و وحشت از دشمن پشت ممالک اسلامی را می لرزاند و سرزمینهای آنها را قطعه قطعه نموده است.
پیشوای پنجم شیعیان در مورد مفتی ها و قاضی های اسلامی می فرماید:
۱۱۳۸ - «من أفتی النّاس بغیر علم و لا هدی من اللّه، لعنته ملائکه الرّحمه و ملائکه العذاب، و لحقه وزر من عمل بفتیاه!».
«هرکس بدون علم فتوی دهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت می کنند، و گناه همه کسانیکه به فتوای او عمل کنند به گردن اوست».

↑صفحه ۷۷۳↑

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نیز در مورد «قاضی» می فرماید:
۱۱۳۹ - «لسان القاضی بین جمرتین من نار حتّی یقضی بین النّاس. فإمّا إلی الجنّه، و إمّا إلی النّار!».
«زبان قاضی در میان دو شعله آتش قرار گرفته تا در میان مردم قضاوت کند، چون قضاوت کرد یا به سوی بهشت می رود یا به سوی آتش».
در روایت دیگر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
«بدترین امّت من کسانی هستند که متصدّی امر قضاوت شوند، که اگر امر بر او مشتبه شود مشورت نمی کند، اگر واقعیّت را دریابد خوشحالی بیرون از حدّ کند و اگر خشمگین شود به خشونت متوسّل می شود».
و می فرماید:
«کسیکه چیز زشتی را بنویسد همانند کسی است که به آن مرتکب شود».
(شاید معنای حدیث این باشد: کسیکه منشی و نویسنده ستمگری باشد در گناه او شریک است).
۱۱۴۰ - «لست اخاف علی أمّتی غوغاء تقتلهم، و لا عدوّا یجتاحهم. ولکنّی أخاف علی أمّتی أئمّه مضلّین إن أطاعوهم فتنوهم، و إن عصوهم قتلوهم».
«من در مورد امّت خود از کشتارهای جنگی بیمناک نیستم و از دشمنی که آنها را ریشه کن سازد اندیشه نمی کنم، ولی ترس من در مورد آنها از رهبران گمراهی است که اگر از آنها پیروی کنند آنها را فریب می دهند و اگر نافرمانی کنند آنها را به قتل می رسانند».
از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نقل می شود که فرمود:

↑صفحه ۷۷۴↑

«برای هرچیزی آفتی هست و آفت این دین پیشوایان بد می باشند».
و فرمود:
«وای بر امّت من از علمای سوء».
منظور رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) از علمای سوء، دانشمندانی هستند که مردم را به نیکی امر می کنند و خود عمل نمی کنند.
۱۱۴۱ - «سیکون بعدی أئمّه یعطون الحکمه علی منابرهم، فاذا نزلوا نزعت عنهم!. و أجسادهم شرّ من الجیف».
«بعد از من پیشوایانی پدید می آیند که چون بر فراز منبر قرار بگیرند سخنان حکمت آمیز می گویند، چون از منبر پائین آمدند نور حکمت و ایمان از آنها گرفته می شود، چنین دانشمندانی از مردار پلیدتر هستند».
۱۱۴۲ - «یتفقّه أقوام لغیر اللّه، و طلبا للدّنیا و الرّئاسه. و یوجّه القرآن علی الأهواء. و یصیر الدّین بالرّأی».
«اقوامی برای غیرخدا درس فقه می خوانند، صرفا برای مقام و ریاست به فقاهت می گرایند، قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند، و آئین خدا را با آراء خود تفسیر و تحلیل می کنند».
با کمال تأسّف این بلاها نیز تحقّق یافته، چقدر فراوانند کسانیکه برای مقام و ریاست به دنبال فقاهت می روند، و چقدر فراوانند افرادیکه از آغاز شروع به درس دم از رأی و فتوا می زنند و در برابر کلام صریح معصوم می گویند: رأی من چنین و چنانست!.
۱۱۴۳ - «ما تعلّم العلم ریاء و سمعه یراد به الدّنیا، إلاّ نزع الله برکته و ضیّق علیه معیشته و وکله إلی نفسه. و من وکله الله إلی نفسه فقد هلک».
«هنگامی که علم برای ریا و تظاهر و ثروت اندوزی کسب شود، خداوند برکاتش را از آن سلب می کند و زندگی چنین اشخاصی را تنگ

↑صفحه ۷۷۵↑

قرار می دهد و به خودش وا می گذارد. و کسیکه خداوند او را به خودش واگذارد، هلاک می شود».
۱۱۴۴ - «من تعلّم العلم و لم یعمل بما فیه، حشره الله یوم القیامه أعمی، و من تعلّم العلم یرید به الدّنیا و آثر علیه حبّ الدّنیا و زینتها، استوجب سخط الله و کان فی الدّرک الأسفل من النّار».
«کسیکه علم را فراگیرد و به آن عمل نکند، خداوند او را در روز رستاخیز به صورت نابینا محشور نماید. کسیکه علم را برای دنیا به دست آورد و محبّت دنیا را بر آن مقدّم بدارد، مستوجب غضب الهی گردد و جایگاهش در پائین ترین درجه آتش است».
۱۱۴۵ - «لا تتعلّموا العلم لتباهوا به العلماء، و لتماروا به السّفهاء، و لتصرّفوا به وجوه النّاس إلیکم. فمن فعل ذلک فهو فی النّار!».
«هرگز علم را برای افتخار و مباهات به علما، و مجادله با کوته فکران و جلب توجّه مردم نخوانید، کسیکه این کار را انجام دهد در دوزخ است».
آنگاه دانشمندان سوء را با گرفتاریهای جانکاه بیم داده می فرماید:
۱۱۴۶ - «یکون فی أمّتی فزعه، فتصیر النّاس إلی علمائهم فإذا هم قرده و خنازیر، قد عوقبوا بنظیر ما فعلوا من تغییر الحقّ عن جهته، و تحریف الکلام عن مواضعه!!! مسخ الله صورهم و غیّر خلقتهم کما بدّلوا الحقّ باطلا».
«در میان امّت من وحشت و اضطرابی پیش می آید که مردم به علمای خود مراجعه می کنند و آنها را به صورت بوزینگان و خوکها درمی یابند، و این اثر وضعی اعمال آنهاست که حق را از مسیر خود منحرف کرده، سخن را از محلّ خود تغییر داده اند، خداوند نیز به عنوان کیفر کردارشان صورتهای آنها را مسخ کرده، آفرینش آنان را تغییر می دهد، آن سان که آنها حق را تغییر داده به صورت باطل درآورده اند».
و این مرحله جانکاه به زودی فرا می رسد، که مقدّمات آن فرا رسیده

↑صفحه ۷۷۶↑

است، و علمای سوء و به خصوص آنها که همه دانش و بینش خود را در اختیار زمامداران ستمگر قرار داده اند که به مصداق: «چو دزدی با چراغ آید، گزیده تر برد کالا»، با مشعل فروزان دانش، آیات و احکام الهی را تفسیر و توجیه نموده، راه را برای ستمگران و خیانت پیشگان هموار می کنند، به زودی به کیفر کردار زشت خویش در این سرا می رسند و عذاب آخرت سخت تر و رسواکننده است.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) آنها را بدترین مردم زمین تعبیر فرموده است که اگر به مقام و منصبی راه یابند از رشوه سیر نمی شوند، و اگر معزول شوند از روی ریا به عبادت می پردازند. آنها راهزنان راه خدا و دزدان عقاید مردمند و با کردار ناشایست خود مردم را از دین دور کرده به کفر و الحاد سوق می دهند.
۱۱۴۷ - «علماؤهم خونه فجره!. أشرار خلق الله هم و أتباعهم و من یاتیهم و یأخذ منهم و یحبّهم و یجالسهم و یشاورهم!!!. فقهاؤهم خونه یدّعون أنّهم علی سنّتی و منهاجی و شرائعی... إنّهم منّی براء، و أنا منهم بریء».
«علمای آنها خائن و فاسق هستند، آنها، و پیروان آنها، و آنانکه به سوی آنها می آیند و از آنها کسب نور می کنند، و آنانکه آنها را دوست می دارند، با آنها می نشینند و با آنها مشورت می کنند، بدترین مخلوقات روی زمین می باشند. فقهای آنها خائن هستند و ادّعا می کنند که بر سنّت و طریقه و آئین من می باشند ولی آنها از من بیزارند و من نیز از آنها بیزارم».
۱۱۴۸ - «یکون فی آخر الزّمان أمراء ظلمه، و وزراء فسقه، و عرفاء ظلمه، و أمناء خونه».
«در آخر الزّمان زمامدارانی ستم پیشه، وزیرانی فاسق، عارفانی ستمگر، و امین هائی خیانتگر می باشند».
۱۱۴۹ - «إذا صار الأمراء فجره، و الوزراء کذبه، و الأمناء خونه، و الأعوان ظلمه، و ذوو الرّئاسه فسقه».
«هنگامی که زمامداران فاجر، وزیران کاذب، امینان خائن، یاران ظالم و سردمداران فاسق باشند».

↑صفحه ۷۷۷↑

این حدیث نویدگر آنست که هنگامی که این صفات در طبقه های یاد شده پدید آمد فرج نزدیکست، و با تحقّق آنها در عصر ما امید فراوان می رود که آن روز پرشکوه را ما نیز درک کنیم انشاء اللّه.
دیگر جای تعجّب نیست که اسلام این قدر کهنه شده، نماز و روزه فراموش گردیده، مجالس به اصطلاح مذهبی فراوانست و از قرآن و احادیث خبری نیست!. علما به سوی رژیمهای حاکم گرائیده، احکام آئین را به دلخواه آنان توجیه می کنند، حرام خدا را حلال نموده، خواسته آنان را تأمین می نمایند، که هدف نهائی آنان در تحصیل دانش به دست آوردن درهم و دینار بود و به آن هم رسیدند!. با اینکه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) آنها را تشجیع نموده و به آنها گوشزد فرموده که بعد از من قرآن از دستگاه حاکمه جدا می شود شما هرگز از قرآن جدا نشوید.
و فرموده که زمامدارانی بر شما مسلّط خواهند شد که در حق خود به صورتی داوری می کنند و در حق شما به گونه ای دیگر، اگر با آنها سر ستیز داشته باشید شما را می کشند و اگر با آنها سازشکاری پیشه کنید شما را گمراه می سازند، با آنها چون حواریّون حضرت عیسی (علیه السلام) رفتار کنید که به دار رفتند و تسلیم نشدند، که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است.
۱۱۵۰ - «إذا رأیت أقرب النّاس من الولاه من یمتدح بشتم أهل البیت، و من یحبّهم یزوّر و لا تقبل شهادته».
«هنگامی که ببینی که نزدیکترین مردم به زمامداران کسانی هستند که به عنوان فحش و ناسزا گفتنش به اهلبیت ستوده می شوند، و هرکس دوستدار اهلبیت باشد تخطئه می شود و شهادتش پذیرفته نمی شود».
رسول گرامی اسلام در حدیث دیگری در این زمینه می فرماید:
«زمامداران آنها ستم پیشه، معاونان آنها ستمگر، دانشمندان آنها آزمند، زاهدان آنها تزویرکار، بازرگانان آنها رباخوار، زنهای آنها غرق در آرایش و نوجوانان آنها غوطه ور در بی عفّتی اند، علما را فقط با لباس نیکو می شناسند و قرآن را فقط با صدای نیکو تشخیص می دهند، و خدا را فقط در ماه رمضان می پرستند، در چنین زمانی خداوند سلطانی را بر آنها مسلّط می کند که علم و حلم و رحم نداشته باشد».

↑صفحه ۷۷۸↑

صفاتی که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) برای اهل زمان ما بیان فرموده، آنقدر دقیق است که اگر یک جامعه شناس آگاه و ماهری ویژگیهای جامعه ما را بشمارد بیش از آن چیزی نخواهد یافت. اگر این اخبار غیبی را به پیشگوئی منجّمان و کاهنان حمل کنید، چرا هیچ منجّم و کاهنی از این سری خبرها نگفته، و منحصرا حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و فرزندان معصومش این نویدها را داده اند؟!.
۱۱۵۱ - «ثمّ یاتی بعد ذلک زمان، حتّی لا یری فیه إلاّ سلطان جائر، أوغنیّ بخیل، أو عالم راغب فی المال، أو فقیر کذّاب، أو شیخ فاجر، أوصبیّ وقح، أو امرأه رعناء!!!».
«آنگاه زمانی پیش می آید که در آن زمان جز پادشاه ستمگر، ثروتمند بخیل، دانشمند جاه طلب، مستمند دروغ پرداز، پیرمرد تبهکار، کودک بی شرم، و زن گستاخ نباشد»!!.
و اینها کالای رائج در بازار قرن بیستم، و دستاورد تمدّن جدید است، که موبه مو تحقّق یافته است.
۱۱۵۲ - «السّاعه تکون عند خبث الأمراء، و مداهنه القرّاء، و نفاق العلماء!. و إذا صدّقت أمّتی بالنّجوم، و کذّبت بالقدر. و ذلک حین یتّخذون الکذب ظرفا، و الأمانه مغنما، و الزکاه مغرما. و الفاحشه إباحه، و العباده تکبّرا و استطاله علی النّاس... و حینئذ یفتح الله علیهم فتنه غبراء مظلمه، فیتیهون فیها کما تاهت الیهود!».
«و آن روز پرشکوه، هنگامی است که زمامداران پلید شوند، قاریان سازش کاری را پیشه کنند، دانشمندان به نفاق بگرایند، امّتم سخنان منجّمان را تصدیق کنند و تقدیرات الهی را تکذیب نمایند، و آن هنگامی است که دروغ را مهارت، خیانت به امانت را غنیمت، زکات را جریمه و فحشا را مباح پندارند و عبادت را از روی تکبّر و منّت بر مردمان انجام دهند، در چنین زمانی خداوند فتنه جانکاهی را بر آنها چیره نماید که در میان آن سرگردان شوند، آنچنانکه یهود در وادی تیه سرگردان شد».
امروز جهان اسلام در سرگردانی و سردرگمی عجیبی به سر می برد و همه مجد و عظمت آنها در زیر پای دشمنان لگدمال شده است، و صدها ملیون عرب

↑صفحه ۷۷۹↑

در دست دشمن صهیونیستی اسیر و سرگردان هستند.
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد علمای راستین که بر اعتقاد خود پابرجا باقی مانده، تابع رژیمهای فاسد نشوند، می فرماید:
«برای مردم زمانی پیش می آید که علما را همانند دزدان می کشند، ای کاش در آن زمان علما خود را به حماقت بزنند تا جان خود را از قتل، و آبروی خود را از تهمت، در امان نگهدارند. از خانه های خود خارج نشوند، خود را به سادگی بزنند و از رویدادها اظهار بی اطّلاعی کنند»!!!.
در این سه سال اخیر چقدر از علمای شیعه در ایران و عراق و لبنان به ناحق کشته شدند؟! گوئی دیگر هدفی جز مبارزه با راهنمایان مذهبی و ریشه کن ساختن دعوتگران راه خدا ندارند! ولی خداوند در کمین ستمگران است.
۱۱۵۳ - «إنّ الله تعالی لا ینزع العلم بعد أن أعطاکموه انتزاعا و إنّما ینزعه بقبض العلماء، فتبقی ناس جهّال، یستفتون فیفتون برأیهم فیضلّون و یضلّون».
«خداوند علم و دانشی که به شما داده از شما سلب نمی کند، بلکه از طریق رحلت علمای ربّانی این علم از میان شما رخت برمی بندد و گروهی نادان برای شما می ماند، از آنها فتوا می پرسید و آنها با رای خود برای شما فتوا می دهند، خود گمراه شده، شما را نیز گمراه می کنند».
پس از رحلت دانشمندانی که شب و روز در راه تحقیق عمر خود را سپری می کنند، بر این امّت چه خواهد گذشت؟! این همه میراث گرانبهائی که از علوم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) برای ما گرد آورده اند و قفسه های کتابخانه های جهان را پر کرده اند، به چه سرنوشتی دچار خواهد شد؟!.
۱۱۵۴ - «لأنا من غیر الدّجال أخوف علیکم من الدّجال!!! فقیل: و ما ذاک! ؟ فقال: أئمّه مضلّون!».
«زیرا که من از غیردجّال بیش از دجّال در مورد شما اندیشناکم.
گفته شد: چگونه یا رسول اللّه؟! فرمود: از پیشوایان گمراه کننده».

↑صفحه ۷۸۰↑

ای کاش پیشوایان عصر ما این حدیث را می خواندند و مردم را گمراه نمی ساختند.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
پیشوای نخستین شیعه در مورد شکایت از دانشمندان می فرماید: «دو گروه کمرم را شکست:۱ - دانشمند گستاخ ۲ - نادان زاهدمآب». دانشمند گستاخ با رأی خود فتوا می دهد و احکام دین را دگرگون می سازد و نادان زاهد مآب با شیوه غلط خود مردم را به گمراهی می کشد.
۱۱۵۵ - «و تبطل الأحکام، و یحبط الاسلام، و تظهر دوله الأشرار، و یحلّ الظّلم بکلّ الأمصار!».
«احکام دین تعطیل می شود، آئین اسلام حبط می گردد، دولت اشرار ظاهر می شود و کابوس ستم هر شهر و آبادی را فرا می گیرد».
ای پیشوای عزیز! و ای امام رئوف!، آنچه فرمودی تحقّق یافته، دولت اشرار تشکیل شده، مسلمانان در رنج و اضطراب به سر می برند، نسل جوان از دین و آئین روی برتافته، از تأیید کفر و الحاد، علیرغم ادّعای ایمان، پروائی ندارند!.
۱۱۵۶ - «فاؤلئک یدعون فی ملکوت السّماوات الأرجاس الأنجاس».
«آنها در ملکوت آسمانها پلید نامیده می شوند».
ولی مسلمانان از زنگهای خطری که به صدا درمی آید، به هوش نمی آیند، آنها هدفی جز به دست آوردن پول و اشباع غرائز حیوانی از خود نشان نمی دهند.
۱۱۵۷ - «إنّه لا یزال عدل الله مبسوطا علی هذه الامّه، ما لم یمل قرّاؤهم إلی أمرائهم، و ما لم یزل أبرارهم ینهی فجّارهم. فإن لم یفعلوا

↑صفحه ۷۸۱↑

ثمّ استقرّوا فقالوا: لا إله إلاّ اللّه، قال الله فی عرشه: کذبتم، لستم بها صادقین».
«عدالت خداوندی بر این امّت تا موقعی گسترده است که قاریان امّت به زمامداران گرایش پیدا نکنند و نیکان آنها تبهکارانشان را از گناه نهی کنند، هنگامی که قاریان به سلاطین بگروند و نیکان نهی از منکر نکنند و آنگاه بنشینند و بگویند: لا اله الاّ اللّه، خداوند در عرش خود می فرماید: دروغ می گوئید و در این گفته خود راستگو نیستید».
۱۱۵۸ - «إذا قلّ الفقهاء الهادون، و کثر فقهاء الضّلاله و الخونه، و إذا کثر الشّعراء».
«هنگامی که فقهای هدایتگر کم شوند و فقیهان گمراه و خیانت پیشه فراوان باشند و شاعران بسیار شوند».
امام صادق (علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
۱۱۵۹ - «و رأیت الحرام یحلّل، و رأیت الحلال یحرّم!».
«و می بینی که حرام حلال شده و حلال حرام می گردد».
۱۱۶۰ - «و تمیل الفقهاء إلی الکذب، و تمیل العلماء إلی الرّیب».
«فقها به دروغ و علما به شکّ و تردید تمایل نشان می دهند».
۱۱۶۱ - «و فقهاؤهم یفتون بما یشتهون، و قضاتهم یقولون ما لا یعلمون، و أکثرهم بالزوّر یشهدون!. من کان عنده دراهم کان موقّرا مرفوعا، و إن کان مقلاّ فهو عندهم موضوع».
«فقیهان آن زمان طبق هوای نفس خود فتوی می دهند، قاضی های آنها آنچه را که نمی دانند می گویند، و بیشتر آنها به دروغ گواهی می دهند.
کسیکه چند درهم پول داشته باشد در نزد آنها عزیز و محترم است. و کسیکه بی پول باشد در نزد آنها خوار و زبون است».
در زمان ما هم دقیقا پول و مقام، میزان عزّت و ذلّت شده است.

↑صفحه ۷۸۲↑

۱۱۶۲ - «إذا خرج القائم ینتقم من أهل الفتوی بما لا یعلمون.
فتعسا لهم و لأتباعهم!. أو کان الدّین ناقصا فتمّموه أم کان به عوج فقوّموه، أم همّ النّاس بالخلاف فأطاعوه، أم أمرهم بالصّواب فعصوه، أم همّ المختار فیما أوحی إلیه فذکّروه، أم الدّین لم یکتمل علی عهده فکمّلوه، أم جاء نبیّ بعده فاتّبعوه».
«هنگامی که قائم ما ظاهر شود، از کسانی که بدون علم فتوی داده اند انتقام می گیرد. وای بر آنها و پیروان آنها. آیا دین خدا ناقص بود که آنها تکمیل کردند؟! یا در دین خدا انحرافی بود که آنها درست کردند؟! آیا مردم علاقه به انحراف داشتند که از او پیروی کردند؟! و یا او مردم را به راستی و درستی امر کرده و مردم مخالفت ورزیده اند؟! آیا رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) در آنچه به او وحی شده چیزی را فروگذار کرده که به او یادآوری کرده اند؟! و یا دین در عهد او کامل نبود و اینها تکمیل کردند؟! آیا پیامبری بعد از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) آمده که از او پیروی کردند؟!».
این بیان چقدر زیبا و عالی است و این منطق چقدر قوی و نیرومند است، و جای شگفت نیست که از امیر بلاغت و امام فصاحت امیر مؤمنان (علیه السلام) جز آن انتظار نمی رود. ولی چه کسی به این حقایق توجّه می کند و به این سخنان والا گوش فرا می دهد؟! اگر به این هشدارها گوش دهند، فرصت طلبان از خدا بی خبر نمی توانند آراء شخصی خود را به نام رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بر مردم تحمیل کنند.
۱۱۶۳ - «إذا وقع الموت فی الفقهاء، و وضعت أمّه محمّد الصّلاه!»
«و آن هنگامی است که مرگ فقهای راستین را یکی پس از دیگری برباید و امّت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نماز را ترک گویند».
امروز نسل جوان در مورد نماز مسامحه فراوانی نشان می دهد و شانه از زیربار مسئولیّت خالی می کند، در حالیکه نماز ستون دین است، اگر پذیرفته نشود دیگر عبادتها نیز مردود می شود. این عبادت پرارج اسلامی در عصر ما

↑صفحه ۷۸۳↑

کم ارج شده و از فروغش کاسته شده، نشانه ارتجاع و ساده اندیشی و کوته نظری به شمار می آید.
علم فقه نیز به تدریج رخت برمی بندد و جای فقیهان درگذشته خالی می ماند. چنانکه امیر مؤمنان و پیشوای پرهیزکاران حضرت علی (علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
۱۱۶۴ - «یکون إذا رفع العلم، و ظهر الجهل، و کثر القرّاء، و قلّ العلماء!».
«او هنگامی ظاهر می شود که علم رخت بربندد، نادانی ظاهر شود، قاریان فراوان و دانایان اندک باشند».
۱۱۶۵ - «یتفقّه النّاس لغیر الدّین، و یتعلّمون لغیر العمل، و یطلبون الدّنیا بعمل الآخره».
«مردم فقه می آموزند ولی نه برای دین، دانش می اندوزند ولی نه برای عمل، با اعمال دینی حطام دنیا را طلب می کنند».
تردیدی نیست که تعداد زیادی از دانشجویان دینی به این شیوه مبتلا هستند و اگر جز آنرا ابراز کنند به نفاق می گرایند و واقعیّت را می پوشانند.
۱۱۶۶ - «لا یقوم حتّی لا یقسم میراث، و لا یفرح بغنیمه».
«او ظاهر نمی شود جز هنگامی که دیگر میراثها تقسیم نشود و از سود بردن کسی دلخوش نباشد».
امروز تقسیم صحیح ارث از بین رفته، قوانین غربی به جای احکام اسلامی معمول گشته، حتّی برخی از متصدّیان امر به معروف و نهی از منکر نیز مقرّرات ارث را از یاد برده اند!.
دلخوش نبودن از سودها نیز شاید به دلیل وحشت و اضطرابی باشد که بر جوامع بشری حکمفرماست، که دیگر یک منفعت مادّی در برابر این حوادث جانکاه و فجایع تلخ نمی تواند مایه مسرّت و دلخوشی انسان باشد.

* * *

↑صفحه ۷۸۴↑

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۱۶۷ - «تخلو الکوفه من المؤمنین و یارز العلم عنها کما تارز الحیّه فی جحرها، ثمّ یظهر فی بلده یقال لها: قم، و أهلها قائمون مقام الحجّه».
«کوفه از مؤمنان خالی می شود و علم از آن برچیده می شود، آنچنانکه مار در لانه خود درهم می پیچد. آنگاه در شهری به نام «قم» ظاهر می شود که مردمان آن قائم مقام حجّت خدا هستند».
در روزی که مردم شهر «قم» هنوز آتش پرست و بت پرست بودند و اسم آن در جزیره العرب ناشناخته بود، امام صادق (علیه السلام) خبر می دهد که این شهر مرکز علم و دانش خواهد بود و جانشینان حضرت حجّت (ع) در آنجا اقامت خواهند داشت، پس از گذشت ۱۲۰۰ سال، فرمایش امام تحقّق می یابد و این شهر مرکز علوم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) و مجمع علمای شیعه و فارغ التّحصیلان آن مرجع تقلید و پیشوای امّت اسلامی می گردند.
پیشتر نیز در مورد قم سخن گفتیم و یادآور شدیم که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) آنجا را ستوده و از آینده درخشان آن سخت گفته، پیش از آنکه اسلام وارد آنجا شود و نام آن در جهان معروف گردد.
از دیگر نکات شایان توجّه در این حدیث، خبر دادن آنحضرت از برچیده شدن علم از کوفه و نجف اشرف می باشد. که ممکن است منظور از آن برچیده شدن علوم به سبب ستم زمامداران و کشته شدن رجال دین باشد.
در این رابطه حدیث دیگری در مورد شهرستان «قم» آمده است که در ضمن آن می فرماید:
۱۱۶۸ - «یخرج رجل من قم یدعو النّاس إلی الحقّ، یجتمع معه قوم کزبر الحدید لا تزلزلهم الحوادث، و لا یملّون و لا یجبنون، و علی الله یتوکّلون، و العاقبه للمتّقین».
«مردی از قم خارج شده مردم را به سوی حقّ دعوت می کند، گروهی که دلهایشان چون قطعات آهن سخت است، در اطراف او گرد می آیند، حوادث آنها را مضطرب نسازد، ملول نشوند و دچار وحشت نگردند

↑صفحه ۷۸۵↑

و بر خداوند توکّل کنند و عاقبت از آن پرهیزکاران است».
آنگاه در ضمن گفتگو از نشانه های دوران غیبت طولانی آنحضرت می فرماید:
۱۱۶۹ - «و القضاه یقضون بخلاف ما أمر اللّه».
«داوران برخلاف اوامر خداوند داوری می کنند».
۱۱۷۰ - «و رأیت الولاه یاتمنون الخونه للطّمع».
«زمامداران را می بینی که برای آزمندی خود خائنان را بر سر کار آورند و امین امور کشوری قرار دهند».
۱۱۷۱ - «و رأیت طالب الحلال یذمّ و یعیّر، و طالب الحرام یمدح و یعظّم».
«و می بینی که طالب حلال مورد تحقیر و سرزنش قرار می گیرد، و طالب حرام مورد تعظیم و ستایش واقع می شود».
و در روایت دیگری آمده که حکومت به دست حرامزاده ها می افتد، که دیگر بر کسی رحم نمی کنند.

* * *

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
۱۱۷۲ - «إذا رفع العلم من بین أظهرکم، فتوقّعوا الفرج من تحت أقدامکم».
«هنگامی که علم از میان شما رخت بربندد، از زیر پای خود فرج را انتظار بکشید». (یعنی به صورت ناگهانی).
۱۱۷۳ - «و یسبق ذلک خروج اثنی عشر رجلا من آل أبی طالب، کلّهم یدّعی الإمامه لنفسه».
«پیش از ظهور او، دوازده نفر از فرزندان حضرت ابو طالب (علیه السلام)

↑صفحه ۷۸۶↑

خروج می کنند و هریک ادّعای امامت می نمایند».
امید است که فرج نزدیک باشد، که علم برچیده شده، نادانی فراگیر شده، از علمای راستین تنها عدّه محدودی در کنار و گوشه مانده اند که به گفتارشان گوش فرانمی دهند و از اوامرشان فرمان نمی برند. و اینک که با پیروزی انقلاب ایران یکی دیگر از نشانه های فرج تحقّق یافت، امیدواریم که انقلاب ایران پیش درآمد حوادث مهمتری چون خروج سیّد خراسانی باشد که پرچم را به دست صاحب اصلی آن، حضرت بقیّه الله خواهد سپرد.

* * *

↑صفحه ۷۸۷↑

حواشی
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۳۹۳، المحجّه البیضاء جلد ۱ صفحه ۱۵ و تحف العقول صفحه ۴۲.
- المحجّه البیضاء جلد ۱ صفحه ۱۴۴.
- تحف العقول صفحه ۳۱.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۸ و ۳۱، الامام المهدی صفحه ۶۶ و ۱۰۸، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۵ و المهدی صفحه ۲۰۶.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳، بشاره الاسلام صفحه ۲۳ و الامام المهدی صفحه ۲۱۷.
- مریم:۵۹.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۳۶.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۴۵.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰ و بشاره الاسلام صفحه ۲۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۸.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۱۳۵، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۶ و تحف العقول صفحه ۴۲.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۱۹۴.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۵۸، بشاره الاسلام صفحه ۲۳، الامام المهدی صفحه ۲۱۷ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۲.
- همان مدارک پی نویس قبل.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۲ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- وسائل الشّیعه، جلد ۱۸ صفحه ۹.
- وسائل الشیعه، جلد ۱۸ صفحه ۱۵۷.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۴۷۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و ۴۴

↑صفحه ۷۸۹↑

و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- در اینجا منظور از این علم، علوم دینی است و امّا دیگر دانشها که احیانا برای تأمین معاش نیز تحصیل می شود، آنهم بهتر است که برای خدا و خدمت به خلق کسب شود ولی به هرحال ارزنده است و اسلام به تحصیل آنها فرمان داده است. (مؤلّف)
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۶.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۶ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴.
- المحجّه البیضاء جلد ۱ صفحه ۱۲۵ و اختصاص مفید صفحه ۲۵۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۷۶.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۳، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۰، الامام المهدی ۲۱۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۰ و جلد ۵۲ صفحه ۲۲۸، بشاره الاسلام صفحه ۵ و ۲۵، منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، الامام المهدی صفحه ۲۱۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰، بشاره الاسلام صفحه ۲۵ و نور الابصار صفحه ۱۷۲.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳ - ۱۳۵ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱، بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳.
- المهدی صفحه ۱۹۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و ۷۶.
- تحف العقول صفحه ۲۳ و نور الابصار صفحه ۳۵.
- المحجّه البیضاء جلد ۱ صفحه ۱۲۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۵ و بشاره الاسلام صفحه ۷۶.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۴ و بشاره الاسلام صفحه ۲۷.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۸ و بشاره الاسلام صفحه ۴۷.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۰ و بشاره الاسلام صفحه ۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- الزام النّاصب صفحه ۲۰۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۷۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۰۸.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸، الزام النّاصب صفحه ۱۹۴ و بشاره الاسلام صفحه ۷۵ و ۱۳۳.
- الزام النّاصب صفحه ۶۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۴۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۰، الامام المهدی صفحه ۲۱۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۷۷، الزام النّاصب صفحه ۱۷۸ و الامام المهدی صفحه ۱۷۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۸۷.

↑صفحه ۷۹۰↑

- سفینه البحار، جلد ۲ صفحه ۴۴۶: بعید بنظر نمی رسد که یکی از مصادیق این روایت مرجع معظم آیه الله خمینی باشد که حکومت شاه را واژگون ساخت و به تشکیل دولتی اسلامی براساس کتاب و سنّت دعوت نمود و یا ممکن است که این روایت اشاره به شخصیّت دیگری از اهل قم باشد که در آینده بسوی حکومتی مطابق قرآن و سنّت شریف و مذهب اهلبیت (علیهم السلام) دعوت نماید و بهرحال خدا به حقایق امور آگاه است.

- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- همان مدرک پی نویس قبل.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۵۵، اصول کافی جلد ۱ صفحه ۳۴۱، غیبت نعمانی صفحه ۹۸ و بشاره الاسلام صفحه ۵ و ۳۱.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۷، اعلام الوری صفحه ۴۲۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۹، المهدی صفحه ۱۹۵، صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۴۸، غیبت نعمانی صفحه ۹۸ و بشاره الاسلام صفحه ۵،۳۱ و ۱۶۷.

↑صفحه ۷۹۱↑

د - سیمای دین و قرآن در آخر الزّمان
دین و قرآن:
دین و قرآن، دو غریب متروک و تنها، در عصر ما سرگذشت دیگری دارند.
آنها غریب و تنهایند، تبعیدی و مهجورند.
آنها در میان مردم هستند ولی با مردم نیستند، آنچنانکه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) تعبیر فرموده اند.
آئین مقدّس اسلام امروز غریب است و قرآن کریم در قفسه های مساجد و رفهای منازل خاک می خورد.
مساجد اگرچه با فرش و چلچراغ و بلندگو و منبر و تریبون تزیین شده ولی از سخنان حق و موعظه های مؤثّر و گوشهای حق نیوش خالی شده است.
اینها در زمانی بود که قرآن و آئینی بود و مساجد مرکز اجتماعات مردم بود. امروز مطالب از مبادی و معانی خود خارج شده، هرکسی برطبق نظر خود و مطابق با اغراض و اهداف خود سخن می گوید.
در اینجا حقایقی را در مورد دین و قرآن از زبان معصومین (علیهم السلام) خواهی شنید که وضع امروز را دقیقا برای ما تشریح کرده اند و در طول چهارده قرن راویان آثار و ناقلان اخبار بدون کوچکترین تغییری برای ما نقل کرده اند، زیرا آنها به مبدء و گوینده این سخنان ایمان قطعی داشتند. و اینک سخنان رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت عصمت و طهارت در این باره:

* * *

رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۱۷۴ - «و یوضع الدّین، و ترفع الدّنیا».
«دین کم ارج می شود و دنیا ارزش فراوان پیدا می کند».

↑صفحه ۷۹۲↑

۱۱۷۵ - «تجتمع الأجساد، و القلوب مختلفه. و دین أحدهم لعقه علی لسانه!!!».
«بدنهای مردم یکجا جمع می شود ولی دلهای آنها پراکنده می شود، دین در نزد آنها همانند بقیّه خوراکی است که در دهان می گردانند و سپس بیرون می ریزند».
۱۱۷۶ - «إنّ الإسلام بدأ غریبا، و سیعود غریبا کما بدأ فطوبی للغرباء».
«اسلام در آغاز غریب بود و در پایان نیز غریب می شود، خوشا به حال آن غریبان».
۱۱۷۷ - «یاتی علی أمّتی زمان، الصّابر منهم علی دینه کالقابض علی الجمر!».
«برای امّت من زمانی پیش می آید که اگر کسی بر آئین خود استوار باشد همانند کسی است که آتش گداخته ای را با دست بگیرد».
۱۱۷۸ - «یاتی علی امّتی زمان، لا یبقی من القرآن إلاّ رسمه، و لا من الإسلام إلاّ اسمه. یسمّون به و هم أبعد النّاس عنه. مساجدهم عامره و هی خراب من الهدی!. فقهاء ذلک الزّمان شرّفقهاء تحت السّماء، منهم خرجت الفتنه، و إلیهم تعود».
یش می آید که از قرآن جز نقش آن، و از اسلام جز نام آن باقی نباشد، به ظاهر مسلمان نامیده می شوند در حالیکه بیش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالیست، فقیهان آن زمان از همه فقهائی که زیر آسمان کبود است بدترند، فتنه از آنها خارج شده، به سوی آنها باز می گردد».
۱۱۷۹ - «... و یاتی علی امّتی زمان، لا یبقی من الإسلام إلاّ اسمه، و لا من القرآن إلاّ رسمه. فحینئذ یأذن الله تعالی بالخروج، فیظهر الله الإسلام به و یجدّده. طوبی لمن أحبّه و تبعه، و الویل لمن أبغضه و خالفه».

↑صفحه ۷۹۳↑

«بر امّت من زمانی پیش می آید که از اسلام جز اسم آن، و از قرآن جز نقش آن باقی نمی ماند، در آن زمان خداوند اجازه خروج می دهد، پس اسلام را به وسیله او (حضرت مهدی) آشکار و تجدید می کند، خوشا به حال کسیکه او را دوست بدارد و از او پیروی کند، وای به حال کسیکه او را دشمن بدارد و با او سر مخالفت داشته باشد».
۱۱۸۰ - «یاتی علی النّاس زمان، لا یسلم لذی دین دینه إلاّ من هرب من شاهق إلی شاهق، و من جحر إلی جحر کالثّعلب بأشباله!. فإذا کان ذلک لم تنل المعیشه إلاّ بسخط اللّه!. فإذا کان ذلک کان هلاک الرّجل علی یدی زوجته و ولده، فإذا لم یکن له زوجه ولا ولد، کان هلاکه علی یدی أبویه، فإن لم یکن له أبوان کان هلاکه علی یدی قراباته و الجیران!. یعیّرونه بضیق العیش فیورد نفسه الموارد الّتی تهلک بها نفسه».
«برای مردم زمانی پیش می آید که برای هیچ دین داری دینش سالم نمی ماند جز اینکه از کوهی به کوهی فرار کند و همچون روباه بچّه هایش را برداشته از لانه ای به لانه ای بگریزد. در چنین زمانی انسان به تأمین معاش خود موفّق نمی شود مگر اینکه خدا را به غضب درآورد، در چنین زمانی هلاکت انسان به دست همسر و فرزندانش می باشد، اگر زن و فرزند نداشته باشد به دست پدر و مادرش هلاک می شود، اگر پدرومادر نداشته باشد به دست خوشیان و همسایگانش هلاک می شود!، او را با تنگی معیشت مورد سرزنش قرار می دهند تا خود را به جاهائی وارد کند که موجب هلاکت او شود».
۱۱۸۱ - «إضاعه الصّلوات، و اتّباع الشّهوات، و المیل إلی الأهواء».
«در آن زمان نمازها تباه می شود، به دنبال شهوتها رفته، از هوای نفس پیروی کنند».
۱۱۸۲ - «یحجّ أغنیاء امّتی للنّزهه، و یحجّ أواسطها للتّجاره، و یحجّ فقراؤها للرّباء و السّمعه».
«ثروتمندان امّت من برای سیاحت به مکّه روند و متوسّطین آنها برای تجارت و فقرای آنها برای ریا و تظاهر».

↑صفحه ۷۹۴↑

۱۱۸۳ - «یکون حجّ الملوک نزهه، و حجّ الأغنیاء تجاره، و حجّ الفقراء مسأله».
«پادشاهان برای سیاحت و تفریح مکّه روند و ثروتمندان برای تجارت و مستمندان برای گدائی».
ممکن است حجّاج این زمان از این گفتار پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) تعجّب کنند که چهارده قرن پیش چگونه این رفتار ناپسند عصر ما را پیشگوئی نموده است؟! ولی جای شگفت نیست که او هرچه فرموده، طبق وحی و فرموده فرشته امین است. امروز ما فرموده رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) را با چشم خود می بینیم و از این شیوه نکوهیده برخی از حجّاج رنج می بریم. در سه سال اخیر اداره گمرک بیروت از چهار نفر که وظیفه راهنمائی حجّاج را به عهده داشتند!،۱۷ عدد تلویزیون و ۳۵ عدد ویدئو و ضبطصوت، ضبط نموده است!! به اضافه کالاهای فراوان، که همه اش را چهار راهنمای حجّ که صرفا برای ارشاد حجّاج رنج سفر را تحمّل کرده بودند، به همراه خود از مکّه آورده بودند!.
این رقم ناچیز که از چهار روحانی کاروان در لبنان ضبط شده، در کشور کوچکی است که بارهای حجّاج را برای احترام خانه خدا تفتیش نمی کنند، اگر بارهای هزاران راهنمای حجّ را از همه کشورهای اسلامی در نظر بگیرید، و بارهای هزاران حمله دار و معاون و دکتر و دیگر مسئولین قافله ها را در نظر بگیرید، و اگر بارهای ملیونها حاجی عادی را منظور کنید، در برابر گفتار رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) با کمال خضوع «صدق رسول اللّه» خواهید گفت.
امام ششم حضرت جعفر صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۱۱۸۴ - «إذا ظهرت المعازف فی الحرمین و عمل فیهما بما لا یحبّ اللّه، لا یمنع من ذلک مانع و لا یحول دون ذلک العمل القبیح».
«هنگامی که آلات لهو در حرمین شریفین ظاهر شود، و آنچه خدا دوست ندارد در آنها رائج گردد و کسی جلوگیری نکند و هیچ مانعی بر سر راه کارهای ناشایست در آن مکان مقدّس نباشد».
با کمال تأسف صدای ساز و آواز از صدا و سیمای عربستان در مکّه و مدینه به گوش می رسد، حاجی و بومی گوش می دهد و کسی نکوهش

↑صفحه ۷۹۵↑

نمی کند!.
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) وضع عمومی اسلام را در میان ما چنین توصیف می کند:
۱۱۸۵ - «الغرباء فی الدّنیا أربعه: قرآن فی جوف ظالم، و مسجد فی نادی قوم لا یصلّی فیه، و مصحف فی بیت لا یقرأ فیه، و رجل صالح مع قوم سوء!».
«غریب در دنیا چهار نفر است:
۱ - قرآن در سینه شخص ستمگر!
۲ - مسجد در محله ایکه نماز نمی خوانند!
۳ - مصحف شریف در خانه ایکه تلاوت نمی شود!
۴ - و مرد صالح در میان قوم ناشایست»!.
۱۱۸۶ - «یمرّ الرّجل بالمسجد فلا یصلّی فیه رکعتین».
«مرد وارد مسجد می شود و دو رکعت نماز در آن نمی گذارد».
۱۱۸۷ - «ما ساء عمل قوم إلاّ زخرفوا مساجدهم».
«هر قومی که به کردارهای ناشایست مبتلا شود مساجد خود را تزیین می کند».
۱۱۸۸ - «إذا استخفّوا بالقرآن، و کانت مساجدهم معموره بالأذان، و قلوبهم خالیه من الإیمان، و بلغ المؤمن عندهم کلّ هوان».
«هنگامی که قرآن را سبک بشمارند، مساجدشان با اذان آباد باشد، ولی دلهایشان از ایمان تهی گردد و مؤمن در میان آنها به هرگونه ذلّت و خواری دچار شود».
۱۱۸۹ - «و حلّیت المصاحف، و زخرفت المساجد، و طوّلت المنائر».
«قرآنها تزیین می شود، مسجدها آزین بسته می شود و مناره ها بلند می گردد»!.
آری درست همانند مساجد ما که آزین بسته شده و قرآنهای ما که چقدر

↑صفحه ۷۹۶↑

تزیین شده، و مناره های ما که سینه افق را شکافته و بانگ «حیّ علی الصّلوه» بر فراز آن طنین می اندازد و کسی پاسخ مثبت نمی دهد!!.
۱۱۹۰ - «یتّخذ القرآن مزامیر، و یوضع علی ألحان الأغانی، یقرا بلا خشیه».
«قرآن با نی و با لحن غنا خوانده می شود، بدون اینکه به هنگام تلاوت خوف و خشیت از پروردگار همراه باشد».
آری جالبتر از این نمی توان از تلاوتهای عصر ما تعبیر کرد، که با لحن غنا و همراه با ادوات موسیقی تلاوت می شود و در تلاوت کننده تأثیر نمی کند و بر تقوای مستمع نمی افزاید و بر شنونده غیرعرب به جز کلمه «اللّه»، «اللّه» مفهوم نیست.
۱۱۹۱ - «سیجیء من بعدی أقوام یرجّعون القرآن ترجیع الغناء و النّوح و الرّهبانیّه، لا یجوز تراقیهم!. قلوبهم مفتونه، و قلوب من یعجبه شانهم».
«بعد از من اقوامی می آیند که قرآن را همانند ترجیع غنای مجالس سوک و راهبان، با غنا و ترجیع می خوانند که از حلقومشان تجاوز نمی کند!، دلهایشان با مهر کسانیکه به دلائلی برای آنها اهمیّت دارند؛ آکنده شده است».
گذشته از اینکه قرآن در مساجد و محافل ما به لحن مجالس سوگواری خوانده می شود، تلاوت آن نیز به مجالس سوگواری اختصاص یافته است، از این رهگذر هنگامی که صدای تلاوت قرآن از بلندگوی مسجدی به گوش می رسد، نشانه آن است که در این مسجد مجلس ترحیمی، شب هفتی، چهلمین شب و یا سالگرد مرده ای برگزار است!.
۱۱۹۲ - «لا یظهر القائم حتّی یکون أمر الصّبیان، و تضیع حقوق الرّحمان، و یتغنّی بالقرآن».
«قائم (عجّل الله فرجه) ظهور نمی کند، جز پس از آنکه کارها به دست

↑صفحه ۷۹۷↑

بچّه ها بیفتد، حقوق الهی ضایع گردد و قرآن را به لحن غنا تلاوت کنند».
۱۱۹۳ - «بادروا بالموت ستّا: إماره السّفهاء، و کثره الشّرط، و الاستخفاف بالدّم، و قطیعه الرّحم، و نشأ یتّخذون القرآن مزامیر، یقدّمون الرّجل لیس بأفقههم و لا بأفضلهم، یغنّیهم غناء».
«به سوی مرگ بشتابید پیش از آنکه شش واقعه شما را دریابد:
۱ - حکومت سفیهان،۲ - افزونی شرطه (پلیس)،۳ - سبک شمردن خون،۴ - قطع رحم (گسسته شدن رشته خویشاوندی)،۵ - آغاز تلاوت قرآن با نی،۶ - جلو انداختن کسی که برتر و داناتر آنها نیست و تغنّی کردن او برای مردم».
این حدیث به تعبیر: «بادروا بالأعمال» نیز آمده است، ولی ما تعبیر:
«بادروا بالموت» را ثبت کردیم که از ارزان شدن مرگ ومیر با حوادث زمینی و آسمانی خبر می دهد، چنانکه در عصر ما رائج گشته است.
۱۱۹۴ - «إذا رأیت الحقّ مات و ذهب أهله، و رأیت القرآن قد خلق و أحدث ما لیس فیه، و وجّه علی الأهواء».
«هنگامی که ببینی حق از بین رفته و اهل حق رخت بربسته، قرآن کهنه شده، مطالبی که در قرآن نیست احداث شده و قرآن برطبق خواسته ها تفسیر و توجیه می گردد».
آری قاریان عصر ما در قرآن می افزایند و از آن می کاهند!، برای اینکه به خیال آنها با فلان پرده مطابق شود و با فلان لحن خوانده شود، بسم الله را از اوّل سوره ها می اندازند، تکبیر و دیگر کلمات تشویقی را در وسط آن می افزایند تا شاید در گوش شنونده تأثیر کند و او را به گوش دادن وادار نماید!.
پیشوای ششم شیعیان در این زمینه می فرماید:
۱۱۹۵ - «إذا رأیت الحقّ قد مات و ذهب أهله، و رأیت الجور قد شمل البلاد، و رأیت القرآن قد خلق و أحدث فیه ما لیس فیه، و وجّه علی الأهواء، و رأیت الدّین قد انکفأ کما ینکفیء الماء فی الإناء، و

↑صفحه ۷۹۸↑

رأیت الشّرّ ظاهرا لا ینهی عنه و یعدّر أصحابه».
«هنگامی که ببینی که حق از بین رفته و اهل حق رخت بربسته، و ببینی که جور و ستم همه شهرها را فراگرفته، و ببینی که قرآن کهنه شده و آنچه در آن نیست احداث شده و برطبق خواسته ها تفسیر و توجیه شده، و ببینی که دین دگرگون شده آنچنانکه آب در ظرف دگرگون می شود و ببینی که شرّ آشکار شده و کسی از آن نهی نمی کند و برای مرتکبین آن عذر می تراشند».
آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرماید:
۱۱۹۶ - «و رأیت المنابر یؤمر علیها بالتّقوی، و لا یعمل القائل بما یأمر».
«و می بینی که بر فراز منبر مردم را به نیکی و پرهیزکاری دعوت می کنند، ولی گوینده به آنچه امر می کند؛ خود عمل نمی نماید».
و این مطلبی است که وضع کنونی مساجد و منابر ما به واقعیّت آن گواهی می دهد، که همه جا امر به معروف می شود و از عمل به معروف خبری نیست، از منکر نهی می شود و شدیدا مرتکب آن می گردند!.
۱۱۹۷ - «یکفر باللّه جهره... و تؤخّر الصّلوات، و تشرب القهوات و تشتم الآباء و الأمّهات».
«آشکارا به خدا کفر ورزیده می شود، نمازها به آخر وقت تأخیر می افتد، مسکرات رائج می گردد و به پدر و مادر دشنام داده می شود».
همه اینها در عصر ما رائج شده و دائره سبّ و ناسزا از محدوده پدر و مادر تجاوز کرده، به حریم مقدّسات مذهبی - العیاذ باللّه - رسیده است.
۱۱۹۸ - «سیاتی علیکم من بعدی زمان لیس فیه شیء أخفی من الحقّ، و لا أظهر من الباطل، و لا أکثر من الکذب علی الله و رسوله!. و لیس عند أهل ذلک الزّمان سلعه أبور من الکتاب إذا تلی حقّ تلاوته، و لا أنفق منه إذا حرّف عن مواضعه؟!. و لا فی البلاد شیء أنکر من المعروف و لا أعرف من المنکر».

↑صفحه ۷۹۹↑

«بعد از من زمانی برای شما پیش می آید که چیزی پوشیده تر از حقّ و آشکارتر از باطل نباشد!، چیزی شایع تر از دروغ بر خدا و پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) یافت نشود! و هیچ کالائی کم بهاتر از قرآن با تلاوت صحیح، و پرارزشتر از آن با تفسیر غلط و توجیهات بی اساس وجود نداشته باشد!، در شهرها چیزی زشت تر از معروف و نیکوتر از منکر جلوه نکند».
در مورد تلاوت قرآن، امروز اگر قرآنی به طور صحیح و با ترتیل و تجوید مطلوب بدون غنا و ترجیع خوانده شود مشتری ندارد، و در مورد مصحف شریف، امروز همه قرآنها با تذهیب پرارزش، کاغذهای لوکس و اعلا و جلدهای زیبا و گرانبها عرضه می شود و به صورت قانون، حکم، دستور، برنامه هدایت، راهنمای بشریّت و نشانگر صراط مستقیم، از آن خبری نیست. اهل قرآن نیز چون خود قرآن در میان مردم غریب هستند، در میان آنهایند و از آنها نیستند.
۱۱۹۹ - «إذا بقی الدّین بینکم لغطا بألسنتکم».
«هنگامی که قرآن به صورت آهنگ توخالی درآید که با زبان خود آنرا تکرار کنند».
۱۲۰۰ - «إذا قست القلوب، و جمدت العیون، و ثقل الذّکر علیهم».
«هنگامی که دلها را قساوت بگیرد، دیده ها خشک شود و تلاوت قرآن بر زبانها سخت باشد».
دیگر دلها را قساوت گرفته، برای خوف از خداوند از دیده ای اشک خشیت بر چهره ای جاری نمی شود، تلاوت قرآن بر زبانها سخت شده، زیرا قرآن آنها را به چیزی که دوست ندارند؛ امر می کند و از چیزیکه دوست دارند؛ باز می دارد!
۱۲۰۱ - «... و رأیت القرآن قد ثقل علی النّاس استماعه، و خفّ علی النّاس استماع الباطل».
«و می بینی که گوش دادن به قرآن برای مردم بسیار سنگین است و گوش دادن به صداهای باطل آسان و فرح بخش شده است».

↑صفحه ۸۰۰↑

حدّاقل انگیزه اش اینکه: شنیدن قرآن یادآور مجالس فاتحه و سوگواری شده، و صداهای باطل یادآور مجالس عیش و نوش و خوشگذرانی!.
۱۲۰۲ - «و رأیت النّاس قد استووا فی ترک الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر، و ترک التّدیّن به».
«و می بینی که مردم در ترک امر به معروف و نهی از منکر یکی شده اند و اعراض از دین فراگیر شده و بی تقوائی میان عالم و جاهل مشترک شده است».

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۰۳ - «مساجدهم یومئذ عامره من البنی، خراب من الهدی.
سکّانها و عمّارها شرّ أهل الأرض، منهم تخرج الفتنه و إلیهم تاوی الخطیئه، یردّون من شذّ عنها فیها، و یسوقون من تأخّر عنها إلیها!. یقول الله تعالی: فبی حلفت لأبعثنّ علی أولئک فتنه أترک الحلیم فیها حیران!».
«آن روز مساجدشان از نظر ساختمان آباد است و از نظر هدایت خراب است، ساکنان و بانیان آنها بدترین مردم روی زمین هستند، فتنه از آنها آغاز می شود و معصیت به سوی آنها منتهی می شود، کسیکه از معصیت دور باشد به سوی آن سوقش می دهند و هرکس عقب بماند به قافله تبهکارانش می رسانند». چنانکه در کلمات قدسی آمده است: «سوگند به عزّت و جلالم، برای آنها فتنه ای می فرستم که عقلای قوم در آن حیران و سرگردان بمانند».
به خدا پناه می بریم از سوگندی که یاد کرده است، فتنه ای که امروز جهان اسلام را فراگرفته انسانرا سرگردان و سردرگم می کند، کجا رسد اگر این وضع شدّت پیدا کند و بر حجم گرفتاریها افزوده شود!.
۱۲۰۴ - «إذا ضیّعت أمّه محمّد الصّلوات، و اتّبعوا الشّهوات، و رفعت الصّلاه من المساجد بالخصومات، و جعلوا المساجد مجالس للطّغاه، فتصیر الوجوه وجوه الآدمیّین، و القلوب قلوب الشّیاطین».

↑صفحه ۸۰۱↑

«هنگامی که امّت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نمازها را ضایع کنند، از شهوتها پیروی شود، برای نزاع و جدال نمازها از مساجد برچیده شود و مساجد، محلّ برگزاری جلسات طغیانگرها شود، در آن زمان قیافه ها به شکل انسان و دلها، دلهای شیاطین می باشد».
و در مقام بیان نشانه های نزدیکی وقت فرج می فرماید:
۱۲۰۵ - «إذا کثر الجور و الفساد، و ظهر المنکر و أمر النّاس به، و نهوا عن المعروف، و کثر القتل و استخفّ النّاس بالدّماء».
«هنگامی که ظلم و فساد بسیار شود، منکرات علنی گردد، مردم یکدیگر را به انجام منکرات تشویق نمایند، و از انجام کارهای خیر نهی کنند، قتل فراوان باشد و مردم خون را سبک بشمارند».
۱۲۰۶ - «إذا استحلوّا الکذب، و اتّبعوا الأهواء، و استعلن الفجور و قول البهتان، و صدّق الکاذب و ائتمن الخائن، و شهد الشّاهد من غیر أن یستشهد، و شهد الآخر قضاء لذمام بغیر حقّ عرفه. فعند ذلک الوحا الوحا.!».
«هنگامی که دروغ مباح شمرده شود، از هوای نفس پیروی شود، روابط نامشروع علنی گردد و بهتان رائج شود، دروغپردازان راستگو شناخته شوند و خائنان مورد اعتماد قرار بگیرند، گواهان بدون اینکه کسی گواهی بخواهد گواهی دهند، و گروهی دیگر برای قراردادی که بسته اند بدون اینکه از اصل موضوع مطّلع باشند گواهی دهند، در چنین زمانی همه جا آتش می بارد».
۱۲۰۷ - «... حتّی لا یقتفی النّاس أثر نبیّ، و لا یعتقدون بعمل وصیّ، و لا یؤمنون بغیب، و لا یعفّون عن عیب».
«دیگر مردم از سنّت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) پیروی نکنند و روش اوصیای معصوم را دنبال نکنند، به غیب ایمان نیاورند و از کارهای ناشایست دامن خود را پاکیزه نگه ندارند».
امروز اگر از وحدانیّت حضرت پروردگار و رسالت حضرت رسول

↑صفحه ۸۰۲↑

اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) سخن بگوئی: [سرهای خود را بازگردانند و می بینی که اعراض کرده، کبر می ورزند] آنگاه لبه تیز حملات خود را به سوی تو متوجّه کرده:
[انگشتهای خود را در گوش نهند که نشنوند، جامه های خود را به خود پیچند و در انکار خود اصرار ورزند و به شدّت تکبّر نمایند]. ولی اگر از امامی سخن بگوئی که یکهزار و یکصد و پنجاه سال تمام در پشت پرده غیبت مخفی بوده، دیوانه می شوند و یا ترا به دیوانگی نسبت می دهند.
۱۲۰۸ - «تظهر الملاهی، و یمرّ بها فلا یجتریء أحد علی منعها».
«آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا به کار گرفته می شود، مردم عبور می کنند و کسی جرئت نمی کند که از آن جلوگیری به عمل آورد».
به خدا سوگند که از کنار مجالس لهو و لعب عبور می کنیم و قدرت جلوگیری نداریم و اگر کسی اعتراض کند، پاسخهای ناشایست می شنود و از انتقاد خود پشیمان می شود.
۱۲۰۹ - «فلا تری إلاّ ذامّا للّه!!!».
«سرزنش کننده ای نمی بینی جز کسی که خداوند سبحان را سرزنش کند».
سرزنش کنندگان فراوانی می بینیم که خدای تبارک و تعالی را مورد نکوهش قرار می دهند، حتّی از نثار تعبیرات ناشایست دریغ نمی کنند!!، ولی حسابگران دقیقا حساب آنها را ثبت می کنند، هر گامی که برداشته اند و هر اشاره و طنزی که مرتکب شده اند، همه وهمه در کتاب منعکس است و روزی باید حساب پس بدهند و به سزای اعمال خود برسند. خداوند برای شتاب دیگران شتاب نمی کند، بلکه چون «اخذ عزیز مقتدر» آنها را با دست قدرت می گیرد و به سزای کردار ناشایست خود می رساند، آنروز یار و یاوری ندارند و به تنهائی باید پاسخگوی مأمورین خداوند باشند. آنروز گفته می شود: [امروز تنها به سوی ما آمده اید، چنانکه در آغاز شما را آنچنان آفریده بودیم... چگونه است که یاوران و

↑صفحه ۸۰۳↑

شفاعت کننده شما را همراه شما نمی بینیم؟!].
انسان از این جهان تنها دیده فرو می بندد و به تنهائی در پای حساب می ایستد و به تنهائی زیر خروارها خاک می آرامد، به پرسشهای نکیر و منکر به تنهائی و به دور از خویشان و نزدیکان پاسخ می گوید، دیگر یار و مدافعی همراه ندارد: [روزیکه انسان آنچه از خوب و بد انجام داده در برابر دیدگانش آماده یابد، دوست دارد که ای کاش میان او و آن اعمال فاصله بسیاری بود، خداوند شما را از خودش بیم می دهد]. ای عاصیان طغیانگر! چگونه زبان به نکوهش خدای سبحان می گشائید، در صورتی که به ناگزیر در برابر مرگ تسلیم خواهید شد! و به کیفر اعمال خود خواهید رسید! چنانکه می فرماید: [آنچه می گوید می نویسیم و بر عذابش می افزائیم و آنچه می گوید به او به ارث می رسانیم و به سوی ما تک و تنها می آید]. هر که هرچه می خواهد بگوید! هرکه را بخواهد ملامت کند!، جز چند سال و چند ماه و چند روز نیست که متکبّرها به هلاکت رسیده، در زیر آوارها خواهند ماند و در پای حساب خواهند ایستاد.
۱۲۱۰ - «إذا رأیت الحرمین یعمل فیهما بما لا یرضی اللّه... و رأیت بیت الله قد عطّل و یؤمر بترکه، و رأیت طلب الحجّ و الجهاد لغیر اللّه».
«هنگامی که ببینی که در حرمین شریفین (مکّه و مدینه) آنچه خدا نمی پسندد انجام می پذیرد، و حجّ خانه خدا تعطیل شده، دستور ترک صادر می شود، و ببینی که حجّ و جهاد را برای غیر خداوند می خواهند».
۱۲۱۱ - «یکون خراب کنائس الیهود فی بلاد المشرکین».
«کنیسه های یهود در شهرهای مشرکان ویران می شود».
در آلمان و آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی تحقّق یافته است و در تمام کشورهائیکه یهودان وابسته به صهیونیسم جهانی توطئه می کنند و آتش جنگ جهانی سوّم را برمی افروزند، خشم ملّتهای دیگر برافروخته می شود و کنیسه ها و دیگر اماکن وابسته به آنها در شعله های آن می سوزد و نابود می شود.
آنگاه در مورد نشانه های روزگار نزدیک به ظهور می فرماید:
۱۲۱۲ - «هیهات، هیهات!. یخرج إذا خرجتم عن دینکم، کما

↑صفحه ۸۰۴↑

تخرج المرأه عن ورکیها لبعلها!».
«هیهات، هیهات، او هنگامی ظاهر می شود که شما از دین خود خارج شوید آن سان که زن در برابر شوهرش از خود بیخود می شود».
پرواضح است که این حالت زن برای استفاده از فرصت و کام گرفتن از شوهر است، ولی آنها که از دین خارج می شوند برای یک هدف لذّت بخش و عالی نیست، بلکه صرفا برای همراهی با شیطان و نافرمانی ایزد منّان است!.
امیر مؤمنان در حدیث دیگری می فرماید:
«اذا درج الدّار جون، و قلّ المؤمنون، و ذهب المجلبون».
«چون مدپرستان به سوی مدها گرایش پیدا کنند، باورداران در اقلیّت باشند و هشداردهندگان از بین بروند».
بسیار جالب است که امیر مؤمنان در چهارده قرن قبل کلمه «دارج» را به کار برده که امروزه در مورد «مد» و «مدپرستی» به کار می رود و امروز تمام شئون زندگی ما را مد و مدپرستی شکل می دهد که گوئی امیر مؤمنان با دیدگان نافذ خود امروز را دیده و برطبق آن سخن گفته است.
۱۲۱۳ - «... و ضیّعت الصّلوات، و عوصرت السّماوات، فحینئذ تکون السّنه کالشّهر، و الشّهر کالأسبوع، و الأسبوع کالیوم، و الیوم کالسّاعه».
«هنگامی که نمازها تباه شود و آسمانها فشرده شوند، در آن زمان سال چون ماه، و ماه چون هفته، و هفته چون روز، و روز چون ساعت می شود».
آری آسمانها فشرده و نزدیک شده و در دسترس انسانها قرار گرفته، و ما شاهد پیشرفت دانش فضائی و مسافرتهای فضائی هستیم، به سوی کرات منظومه مسافرت آغاز شده و با آسمانها مربوط و معاصر شده ایم و به جای اسب و قاطر از هواپیماهای مافوق سرعت صوت استفاده می کنیم، از سرعت موشکها سخن نمی گوئیم که افراد نادان باور نمی کنند، و ماههای مصنوعی دور زمین گردش

↑صفحه ۸۰۵↑

می کنند. آیا فشرده شدن آسمانها و معاصر شدن با آنها معنای دیگری دارد؟!.
با وسائل مدرن امروز در هر کاری سرعت حاصل شده، مسیر یک ساله در یک ماه طیّ می شود، و کارهائی که یک سال وقت لازم داشت احیانا در کمتر از یک ساعت انجام می پذیرد و گاهی کار دهها سال در چند دقیقه (با مغزهای الکترونیکی) انجام می یابد. دیگر وقت برای مردم مشکلی ایجاد نمی کند، انسان می تواند در یک روز در دو سمینار شرکت کند که مثلا یکی در لبنان و دیگری در فرانسه باشد، زیرا در چند ساعت این مسافت را می تواند طی کند. اگر کسی ضیافت نهاری را در تهران و ضیافت شامی را در لندن وعده کند به راحتی می تواند در هر یکی سر وقت حاضر باشد!.
چقدر لطیف است گفتار امیر مؤمنان (علیه السلام) که سرچشمه علوم و باب مدینه علم رسول (صلّی الله علیه و آله و سلم) است و هرچه گفته است به مبدء وحی مربوط می شود.
آنگاه امیر مؤمنان (علیه السلام) وضع دین را در یک کلمه خلاصه کرده می فرماید:
۱۲۱۴ - «لتملأنّ الأرض ظلما و جورا، حتّی لا یقول أحد «اللّه»، إلاّ مستخفیا. ثمّ یاتی الله بقوم صالحین یملأونها قسطا و عدلا».
«زمین پر از جور و ستم می شود، تا جائیکه کسی نتواند نام خدا را به زبان جاری کند مگر در پنهانی!، آنگاه خداوند قوم صالح و شایسته ای را می آورد که زمین را پر از عدل و داد نمایند».

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۱۵ - «یقلّ الورع، و یکثر الطّمع، و یری المؤمن صامتا لا یقبل قوله، و الکاذب یکذب و لا یردّ علیه کذبه، و الفاسق یمتدح بالفسق لا یردّ علیه قوله».
«تقوی کم می شود، حرص و آز بسیار می شود، مؤمن ساکت دیده می شود زیرا از او پذیرفته نمی شود، دروغگو دروغ پردازی می کند و کسی به او اعتراض نمی کند و سخنش را ردّ نمی کند، فاسق و فاجر را با

↑صفحه ۸۰۶↑

کارهای ناشایست و نامشروعش ستایش می کنند و کسی رد نمی کند».
امام باقر (علیه السلام) همه ویژگیهای عصر ما را در این چند جمله خلاصه کرده، با عباراتی کوتاه مطالب فراوانی را پیش بینی نموده است. و در حدیثی دیگر می فرماید:
۱۲۱۶ - «یتغیّر أهل الزّمان حتّی یعیدوا الأوثان، و یبتلی المؤمنون، و تولد الشّکوک فی القلوب، و تخلع ربقه الدین من الأعناق!».
«اهل زمانه دگرگون می شوند، بت پرستی یکبار دیگر رواج پیدا می کند، مؤمنان به سختی گرفتار می شوند، دلها را شکّ و تردید فرا می گیرد، رشته دین از گردن آنها خارج می شود و پیوند آنها با دین قطع می گردد».
با کمال تأسّف آنهم تحقّق یافته، کسیکه بتش ظاهر نیست در درون سینه اش پنهان است. بتها مختلف است یکی عقیده و مسلکش را برای خود بت اخذ کرده، یکی همسرش را، دیگری فرزندش را، چهارمی ثروتش را، پنجمی مقام و منصبش را و... هزاران بت دیگری که در عصر ما رواج دارد!.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۱۷ - «و رأیت أصحاب الأدیان یحتقرون، و یحتقر من یحبّهم».
«و می بینی که پیروان ادیان تحقیر می شوند و هرکس آدم دین داری را دوست داشته باشد به همین جرم مورد تحقیر قرار می گیرد».
جالب توجّه اینکه پیشوای ششم فقط مسلمانان را مطرح نمی کند، بلکه پیروان همه ادیان آسمانی را یکجا مطرح می کند که با کمال تأسّف در تمام دنیا دینداران مورد تحقیر بی دینها می باشند.
۱۲۱۸ - «و رأیت الحدود قد عطّلت، و عمل فیها بالأهواء».

↑صفحه ۸۰۷↑

«و می بینی که حدود الهی تعطیل شده و در مورد حدود به هوای نفس رفتار می شود».
۱۲۱۹ - «... و رأیت المؤمن محزونا محتقرا ذلیلا، و رأیت البدع و الزّنا قد ظهر، و رأیت النّاس یقتدون بشاهد الزّور، و رأیت الحرام یحلّل، و رأیت الحلال یحرّم و رأیت الدّین بالرّای، و عطّل الکتاب و أحکامه، و رأیت اللّیل لا یستحیی به من الجرأه علی اللّه، و رأیت المومن لا یستطیع أن ینکر إلاّ بقلبه، و رأیت العظیم من المال ینفق فی سخط الله (عزّ و جلّ)، و رأیت الولاه یقربون أهل الکفر و یباعدون أهل الخیر، و رأیت الولاه یرتشون فی الحکم، و رأیت الولاه یرتشون فی الحکم، و رأیت الولایه قیاله لمن زاد».
«و می بینی که مؤمن خوار و زبون و اندوهگین است، بدعتها ظاهر شده، عمل نامشروع رواج یافته، مردم به دنبال باطل راه افتاده، به سخن زور و گواهی باطل گرویده، حرام را ببینی که حلال شده، حلال را ببینی که حرام گشته، دین را ببینی که با رأی تأویل می شود، قرآن و تعالیم عالیه آن تعطیل شده، در تاریکی شب به حریم محرّمات الهی تجاوز می کنند و از خدا شرم نمی کنند، مؤمن گناه را می بیند و قدرت انکار ندارد جز با قلبش، و می بینی که ثروت کلانی در راه حرام و جلب خشم حضرت پروردگار صرف می شود، و می بینی که زمامداران اهل کفر را به خود نزدیک ساخته، اهل خیر را از خود دور می سازند، داوران را می بینی که برای داوری رشوه می گیرند و هرکس بیشتر دهد او برنده می شود و او حقّ معرّفی می شود».
۱۲۲۰ - «و رأیت المساجد محتشیه بمن لا یخاف اللّه، یجتمعون فیها للغیبه و أکل لحوم أهل الحقّ، و یتواصفون فیها الشّراب المسکر».
«مساجد را می بینی که از کسانی پر شده که از خدا نمی هراسند، در مساجد برای غیبت کردن، و خوردن گوشت اهل حقّ گرد می آیند، در مساجد از وصف مشروبات و مسکرات با یکدیگر سخن می گویند».
۱۲۲۱ - «أوّل ما تفقدون من دینکم الخشوع!. یموت قلب المرء کما یموت بدنه».

↑صفحه ۸۰۸↑

«نخستین چیزی که از دین خود از دست می دهید خضوع و خشوع است، دل مرد را قساوت می گیرد و همانند بدنش می میرد».
آری دلها از یاد خدا خالی شده، خوف و خشیت در آنها راه ندارد، خدا را به طور علنی دشنام می دهند و کسی صدایش بلند نمی شود، به خدا نافرمانی می شود و طمع ثواب و ترس از عقاب جلو معصیت را نمی گیرد، احساسات فروکش کرده، عواطف از بین رفته، دلها به سنگ سخت مبدّل شده است. خدا را انکار می کنند زیرا نمی توانند در لابراتورها زیر چاقوی آزمایش ببینند؟!، او را انکار می کنند که چرا در برابر گناهان دست و پای گنهکار را خشک نمی کند؟! ولی فراموش کرده اند که او مهلت داده است تا هرچه می توانند و می خواهند انجام دهند و روزی سخت در انتظارشان هست، روزی که زن شیرده از فرزند شیرخوارش غفلت می کند، در آنجا عمل شایسته احدی بی پاداش نمی ماند و کردار زشت کسی بی کیفر نخواهد بود.
۱۲۲۲ - «إذا علت أصوات الفسّاق و استمع منهم!».
«هنگامی که صدای فاسقان بلند شود و از آنها پذیرفته گردد».
آری عقلای قوم نیز از هرفاسقی حرف شنوی دارند و سخن کسی را چون سخن فاسقان با گوش جان نمی شنوند، در صورتی که امام صادق (علیه السلام) به ما امر فرموده که در چنین مقطعی بیدار و هشیار باشیم و دستخوش امواج نشویم.
۱۲۲۳ - «... رأیت ریاح المنافقین و أهل النّفاق رائحه و ریاح أهل الحقّ لا تحرّک».
«هنگامی که ببینی که پرچم منافقان در اهتزاز است و پرچم اهل حق حرکتی ندارد».
۱۲۲۴ - «یصیر الأذان بالأجره، و الصّلاه بالأجره».
«اذان با اجرت گفته می شود، نماز (جماعت) با اجرت خوانده می شود».
۱۲۲۵ - «و المنابر یؤمر علیها بالتّقوی، و لا یعمل القائل بما یأمر!».

↑صفحه ۸۰۹↑

«بر فراز منابر به تقوی و پرهیزکاری امر می کنند و گوینده به آنچه امر می کند عمل نمی کند».
نگاهی به وضع مساجد و حال گویندگان اسلامی، ما را از هر توضیحی بی نیاز می کند.
۱۲۲۶ - «إذا کثرت الغوایه، و قلّت الهدایه».
«هنگامی که ضلالت و گمراهان فراوان شود و هدایت کمیاب گردد».
۱۲۲۷ - «و رأیت طلب الحجّ و الجهاد لغیر اللّه، و المصلّی یصلّی لیراه النّاس».
«و می بینی که حجّ و جهاد را برای غیرخدا انجام می دهند و نماز را برای ریا و تظاهر می خوانند».
۱۲۲۸ - «یرتدّ أکثرهم، و یخلعون ربقه الإسلام من اعناقیهم».
«بیشتر مردمان از دین مرتدّ می شوند و رشته اسلام را از گردن خود درمی آورند».
ارتداد نسل امروز با چیزی جز شمشیر حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) درمان پذیر نیست.

* * *

حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) می فرماید:
حضرت ولّی عصر (عجّل الله فرجه) در مورد نشانه های ظهور خطاب به «ابراهیم بن مهزیار» فرمود:
۱۲۲۹ - «إذا حیل بینکم و بین سبیل الکعبه».
«هنگامی که میان شما و راه کعبه مانع شوند».
۱۲۳۰ - «إذا حیل بینکم و بین الکعبه بأقوام لا خلاق لهم، و اللّه

↑صفحه ۸۱۰↑

و رسوله منهم براء».
«هنگامی که میان شما و کعبه توسّط افرادی که هیچ ارزش و شخصیّتی ندارند سدّ ایجاد شود، که خداوند از آنها بیزار است و پیامبرش نیز از آنها بیزار است».
در برخی از کشورها این معنی حاصل شده است و ممکن است در کشورهای دیگری نیز در آینده تحقّق پیدا کند.

* * *

در انجیل می خوانیم:
۱۲۳۱ - «زنهار کسی به هیچ وجه شما را نفریبد، زیرا که تا آن ارتداد اوّل واقع نشود و آن مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد، آن روز نخواهد آمد. که او مخالفت می کند و خود را بلندتر می سازد از هرچه به خدا یا به معبود مسمّی شود، به حدّیکه مثل خدا در هیکل خدا نشسته خود را می نماید که خداست... آنگاه آن بیدین ظاهر خواهد شد که عیسی خداوند او را به نفس دهان خود هلاک خواهد کرد و به تجلّی ظهور خویش او را نابود خواهد ساخت. که ظهور او به عمل شیطانست با هر نوع قوّت و آیات و عجائب دروغ. و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین از آنجا که محبّت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند. و بدین جهت خدا به ایشان عمل گمراهی می فرستد تا دروغ را باور کنند».
ظهور حضرت عیسی (علیه السلام) در محضر حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) از نظر ما قطعی است. و در روایات اسلامی آمده است که کشته شدن «سفیانی» به دست حضرت عیسی (علیه السلام) خواهد بود.

* * *

↑صفحه ۸۱۱↑

حواشی
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۱.
- صحیح مسلم جلد ۱ صفحه ۹۰، نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۱۲۲، الملاحم و الفتن صفحه ۸۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۱.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۶۴۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵، غیبت نعمانی صفحه ۱۷۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۶۶ و ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۱۶۴.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۷، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۰ و الزام النّاصب صفحه ۱۴۰.
- ینابیع الموّده، جلد ۳ صفحه ۱۰۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۷ و کشکول شیخ بهائی صفحه ۵۸۰.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و بشاره الاسلام صفحه ۲۶.
- جامع الاخبار صفحه ۸۱، بشاره الاسلام صفحه ۷۶ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۴، منتخب الاثر صفحه ۴۲۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۱.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۵۴۶، بشاره الاسلام صفحه ۵، الامام المهدی صفحه ۱۲۱ و منتخب الاثر صفحه ۴۲۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۳.
- الزام النّاصب صفحه ۶۴،۱۸۲ و ۱۹۵ و منتخب الاثر صفحه ۴۲۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۶.
- اصول کافی جلد ۲ صفحه ۶۱۴، کشکول شیخ بهائی صفحه ۲۳۵، نور الابصار صفحه ۳۴، بشاره الاسلام صفحه ۴۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۸.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۲۱۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸ و بشاره الاسلام صفحه ۴۴.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، منتخب الاثر صفحه ۴۲۸ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶ و

↑صفحه ۸۱۳↑

۲۵۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۰.
- نهج الفصاحه، جلد ۱ صفحه ۲۱۶ و بشاره الاسلام صفحه ۴۴.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۴۷، الملاحم و الفتن صفحه ۶۲ و بشاره الاسلام صفحه ۷۵.
- ینابیع الموّده، جلد ۳ صفحه ۱۰۶ و ۲۰۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۳، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و بشاره الاسلام صفحه ۶ و ۲۳.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹ و بشاره الاسلام صفحه ۵،۲۳ و ۱۳۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۳،۷۵ و ۷۷، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹ و ۲۶۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و ۱۹۴، نور الابصار صفحه ۱۷۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۹۳ و ۲۵۸، بشاره الاسلام صفحه ۲۵ و ۷۶ و الامام المهدی صفحه ۲۱۷.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹.
- بشاره الاسلام صفحه ۶۲.
- منافقون:۵.
- نوح:۷.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۰، بشاره الاسلام صفحه ۶۲ و ۱۳۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۲ و بشاره الاسلام صفحه ۱۷۵.
- انعام:۹۴.
- آل عمران:۳۰.
- مریم:۷۹ و ۸۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۸ و الامام المهدی صفحه ۸۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۴ و بشاره الاسلام صفحه ۷۵.
- صحیح مسلم جلد ۱ صفحه ۹۱، الامام المهدی صفحه ۱۱، منتخب الاثر صفحه ۴۸۴ و بشاره الاسلام صفحه ۴۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۶، بشاره الاسلام صفحه ۲۳ و ۱۳۲ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲.

↑صفحه ۸۱۴↑

- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۳۲، منتخب الاثر صفحه ۴۲۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۷ و ۲۶۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و منتخب الاثر صفحه ۴۳۱.
- مخلاه شیخ بهائی صفحه ۳۱ و ینابیع الموّده، جلد ۳ صفحه ۶۴.
- الامام المهدی صفحه ۲۱۹ و منتخب الاثر صفحه ۴۲۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۰، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۴۹ و الامام المهدی صفحه ۲۲۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۵۸، الزام النّاصب صفحه ۱۸۳ و منتخب الاثر صفحه ۴۳۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۲، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۲، منتخب الاثر صفحه ۳۶۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۰۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۷۲ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۴۵.
- رساله دوّم پولس رسول به تسالونیکیان، باب دوّم بندهای ۳ - ۱۱.

↑صفحه ۸۱۵↑

بخش هفدهم: نشانه ها و خارق العاده ها
↑صفحه ۸۱۷↑

الف - مرگ ومیرها، قحطی ها و ویرانی ها
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۲۳۲ - «الآیات کخرزات منظومات فی سلک، فانقطع السّلک، یتبع بعضها بعضا!».
«نشانه های ظهور چون دانه های یک تسبیح و یا یک گردن بند است که رشته اتّصالش بگسلد و دانه های آن یکی به دنبال دیگری فرو ریزد».
اگر دنیای معاصر را دقیقا مورد مطالعه قرار دهیم درست همانند گردن بندی است که رشته اش گسسته، و دانه هایش یکی پس از دیگری فرو می ریزد، هر روز فتنه ای به دنبال فتنه ای، حادثه ای به دنبال حادثه ای، فاجعه ای به دنبال فاجعه ای به وقوع می پیوندد!.

↑صفحه ۸۱۹↑

آتش یک فتنه نیفسرده، فتنه ای دیگر شعله ور می شود، فاجعه ای خاتمه نیافته، فاجعه ای دیگر به وقوع می پیوندد، جهان همانند انبار باروتی است که هر لحظه بیم آن می رود که منفجر شود و جهانی را به خاکستر بنشاند. فتیله آنرا رژیم غاصب و اشغالگر قدس در خاورمیانه آتش زده و هر لحظه امکان انفجار و اشتعال دارد. که طبق روایات با وقوع نشانه های دیگر از خسف و صیحه بی ارتباط نیست:
۱۲۳۳ - «إنّ عمران بیت المقدس، خراب یثرب. و خراب یثرب خروج الملحمه. و خروج الملحمه فتح القسطنطینیّه. و فتح القسطنطینیّه خروج الدّجال».
«آبادی بیت المقدّس خرابی مدینه را به دنبال دارد و خرابی مدینه نبرد بی امان را به دنبال دارد و به دنبال آن قسطنطنیّه (استانبول) فتح می شود و فتح قسطنطنیّه خروج دجّال را به دنبال دارد».
پیش از آنکه نگارنده به نوشتن این سطور بپردازد آبادی بیت المقدّس به دست رژیم اشغالگر آغاز شده است. صهیونیسم بین المللی پس از آنکه احترام مسجد اقصی (قبله اوّل مسلمانان) و کلیسای قیامت (کلیسای مورد توجّه مسیحیان در بیت المقدّس) را از بین بردند به تعمیر و آبادانی بیت المقدس پرداختند، آبادی بیت المقدّس خرابی مدینه را به دست سپاه سفیانی به دنبال دارد و آنگاه جنگ سرنوشت ساز حقّ و باطل (بین سپاه حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) و سپاه سفیانی) آغاز می شود و در منطقه قرقیسیا و طبریّه (در فلسطین) ستمگران به دست آنحضرت به هلاکت می رسند و آنگاه استانبول به دست سپاه اسلام فتح می شود و سپس دیگر نشانه ها به ترتیب، همانند دانه های تسبیح با نظمی که معصومین (علیهم السلام) بیان فرموده اند، واقع می شود.
۱۲۳۴ - «تکثر البواسیر، و موت الفجأه، و الجذام».
«بواسیر، مرگ ناگهانی و جذام فراوان می شود».
۱۲۳۵ - «توقّعوا آیات متوالیات کنظام الخرز، و أوّل الآیات الصّواعق».

↑صفحه ۸۲۰↑

«منتظر نشانه های پیاپی به سان دانه های تسبیح باشید، که نخستین آنها صاعقه های آسمانی است».
در اینجا کلمه «صواعق» به کار رفته، که جمع «صاعقه» است و «صاعقه» در لغت به دو معنی است:۱ - صاعقه آسمانی ۲ - مرگ ناگهانی، و در حدیث فوق هر دو معنی صحیح است، ولی حدیث دیگری از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در مورد نشانه های آخر الزّمان وارد شده که در آن واژه «صواعق» به معنای مرگ ناگهانی به کار رفته است: «به هنگام نزدیکی قیامت (و یا ساعت ظهور) مرگ ناگهانی فراوان می شود، تا حدّی که مردم به هنگام دیدار یکدیگر می پرسند:
امروز چه کسی در نزد شما به مرگ ناگهانی مرد؟ می گویند: فلانی!». امروز مرگ ناگهانی بسیار رائج شده، هر روز گروهی از آشنایان با سکته قلبی و مغزی به صورت ناگهانی جان می سپارند، و هر روز عدّه ای از خویشان و دوستان و هموطنان با انفجار، ترور، بمباران و دیگر حوادث و سوانح به صورت ناگهانی جان خود را از دست می دهند.
صاعقه های آسمانی نیز توسعه یافته، به صورت موشکهای زمین به زمین، زمین به هوا و هوا به زمین و هدایت شونده و جز آنها نیز درآمده است، که هر روز عدّه زیادی از مردم بی سلاح و بی دفاع، توسّط آنها به خاک و خون کشیده می شوند، تا غریزه سلطه جوئی و توسعه طلبی زمامداران ستم پیشه اشباع گردد.
۱۲۳۶ - «و إذا ترکتم السّنّه ظهرت البدعه، و ارتقبوا عند ذلک ریحا حمراء، أو خسفا أو مسخا، أو ظهور العدوّ علیکم ثمّ لا تنصرون».
«هنگامی که سنّت را ترک کنید، بدعت ظاهر می شود، در چنین زمانی منتظر بادهای سرخ، خسف، مسخ و غلبه دشمن باشید، و آنگاه به شما یاری نخواهد شد».
در این رابطه حدیث جامعتری در بخش شانزدهم نقل کردیم و امروز قسمتی از آنها ظاهر شده، به خصوص غلبه دشمن که دشمنان خون آشام اسرائیل و دو ابرقدرت شرق و غرب، هرکدام به قسمتی از ممالک اسلامی تسلّط یافته اند.
بدعتها ظاهر شده، شریعت محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلم) به دست فراموشی سپرده شده، ربا به صورت اضعاف مضاعف در میان امّت رواج یافته، روابط نامشروع در میان

↑صفحه ۸۲۱↑

خانواده های مسلمان علنی شده، در باشگاهها، دانشگاهها، کازینوها و دیگر مراکز هنری و فرهنگی معمول شده است. و دشمن صهیونیستی بر همه مسلمانان جهان مشکل بزرگی را فراهم آورده است.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۳۷ - «بین یدی القائم موت أحمر، و موت أبیض، و جراد فی حینه و جراد فی غیر حینه کألوان الدّم!. فأمّا الموت الأحمر فالسّیف، و أمّا الموت الأبیض فالطّاعون».
«در پیشقدم حضرت قائم (عجّل الله فرجه)، مرگ سرخ و مرگ سفید است، و ملخهائی سرخ فام به رنگ خون در فصل ملخ و در بیرون از فصل آن. امّا مرگ سرخ، کشت و کشتار است. و امّا مرگ سفید، طاعون است».
تاکنون کشت و کشتار در سراسر جهان بسیار فراوان واقع شده، و شاید به دنبال آنها جنگ جهانی سوّم واقع شود که همه چیز را زیرورو کند و به دنبال آن طاعونی فراگیر، که دوسوّم جمعیّت جهان را نابود کند، چنانکه در روایات آمده است، دیگر کسی رهائی پیدا نکند، جز آنکه خدای تبارک و تعالی اراده فرماید.
۱۲۳۸ - «و جراد یظهر فی أوانه و فی غیر أوانه، حتّی یأتی علی الزّرع و الغلاّت. و قلّه ربع ما یزرعه الإنسان».
«ملخهائی ظاهر می شود در فصل خود و در خارج از فصل خود، بر زراعت و غلاّت هجوم می برد و موجب کمی محصول می شود».
۱۲۳۹ - «جوع أغبر، و موت أحمر».
«گرسنگی مزمن و مرگ سرخ شایع می شود».
۱۲۴۰ - «و لذلک آیات: أوّلهنّ إحصار الکوفه بالرّصد و الخندق».

↑صفحه ۸۲۲↑

«برای فرج ما نشانه هائی است، نخستین آنها محاصره کوفه به وسیله نگهبانها و کانالهاست».
۱۲۴۱ - «... و إنّ لخروجه لعلامات عشرا:
- أوّلها تخریق الزّوایا فی سکک الکوفه، و تعطیل المساجد، و انقطاع الحاجّ، و خسف و قذف بخراسان، و طلوع الکوکب المذنّب، و اقتران النّجوم، و هرج و مرج و قتل و نهب!. و من العلامه إلی العلامه عجب!. فإذا تمّت العلامات قام قائمنا قائم الحقّ.. طوبی لأهل ولایتی الدّین یقتلون فیّ، و یطردون من أجلی!. هم خزّان الله فی أرضه لا یفزعون یوم الفزع الأکبر!».
«برای ظهور او ده علامت است:
۱ - گشودن زاویه های کوچه های کوفه (توسعه معابر و باز کردن کوچه های بن بست).
۲ - تعطیل شدن مساجد.
۳ - بسته شدن راه حجّ.
۴ - خسف (زیر آوار رفتن) و قذف (بمباران) در خراسان.
۵ - طلوع ستاره دنباله دار.
۶ - تراکم ستارگان.
۷ - فتنه و فساد.
۸ - سرگردانی و سردرگمی.
۹ - کشت و کشتار.
۱۰ - غارت و چپاول.
از هر نشانه ای تا نشانه ای دیگر شگفتیهاست. چون نشانه ها تحقّق یافت، قائم ما قیام می کند، خوشا به حال اهل ولایت ما که در راه ما کشته می شوند و به سبب ما کنار زده می شوند، آنها گنجهای خدای تبارک و تعالی در روی زمین هستند، آنها در روز قیامت از «فزع اکبر» در امان هستند و برای آنها باکی نیست».
در تمام شهرها برنامه توسعه معابر و خیابان کشی به خاطر باز کردن کوچه های بن بست تحقّق یافته، مساجد بسیاری به حال تعطیل درآمده است، چندین زلزله در استان خراسان در چند سال اخیر واقع شده است که امیدواریم از

↑صفحه ۸۲۳↑

شرّ بارشهای عذاب آسمانی در امان باشیم، چه بارشهای عذاب به صورت صاعقه و امثال آن، و چه بارشهای عذاب به صورت موشکها و بمبارانها و توپهای سبک و سنگین، که در تخریب از عذابهای آسمانی کمتر نیستند.
این نکته ناگفته نماند که نشانه های یادشده در این حدیث یک سلسله رویدادهای مشخّص و معیّنی است که در زمانهای مشخّص به وقوع می پیوندد، مانند زلزله طبس در خراسان، و مانند زندان، تبعید و شکنجه علمای دینی به جرم دعوت به حقّ و روی درروئی با رژیمهای ستمگر.
۱۲۴۲ - «و أمّا الزّوراء فتخرب من الوقائع و الفتن، و أمّا واسط فیطغی علیها الماء، و آذربیجان یهلک أهلها بالطّاعون، و أمّا الموصل فیهلک أهلها من الجوع و الغلاء... و أمّا حلب فتخرب من الصّواعق، و تخرب دمشق من شدّه القتل... و أمّا بیت المقدس فإنّه محفوظ لأنّ فیه آثار الأنبیاء».
«شهر زوراء (بغداد) در اثر شورشها و فتنه ها ویران می شود، شهر واسط (در عراق) در اثر طغیان آب خراب می گردد، مردم آذربایجان به وسیله طاعون هلاک می شوند، مردم موصل (در عراق) از گرسنگی و گرانی می میرند، شهر حلب (در سوریه) در زیر صاعقه ها (توپها) از بین می رود، شهر دمشق (شام) در اثر شدّت کشت و کشتار ویران می شود، و امّا بیت المقدّس (اورشلیم) به احترام نشانه های پیامبران در امان است».
در این روایت بیش از هر چیزی صاعقه هائی که از آسمان فرو می ریزد جلب توجّه می کند، که ممکن است صاعقه آسمانی باشد و ممکن است توپ و موشک و دیگر بمبارانهای آسمانی منظور باشد.
زوراء که به احتمال قوی «بغداد» است، در آستانه فرو رفتن در کام حوادث است، شهر واسط در تیررس دجله است و هر لحظه طغیان آب می تواند شهر واسط را در زیر امواج خود بپوشاند، شیوع طاعون در آذربایجان با یک اشاره قهرآمیز حضرت احدیّت می تواند همه امیدها و آرزوها را در زیر خاک مدفون سازد، قحطی و گرانی و گرسنگی پس از وقوع این حوادث در دمشق و موصل و حلب بسیار طبیعی به نظر می رسد، به خصوص بعد از رودروئی سوریه با رژیم اشغالگر

↑صفحه ۸۲۴↑

اسرائیل، و سقوط لبنان در دامن آمریکای جهانخوار.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
پیشوای ششم جهان تشیّع در ضمن تفسیر آیه شریفه: [وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ]: «پیش از کیفر بزرگ، با کیفر کوچک آنها را کیفر خواهیم داد»، فرمود:
۱۲۴۳ - «إنّ العذاب الأدنی هو القحط و الجدب و غلاء السّعر قبیل خروج القائم بالسّیف!. و العذاب الأکبر: المهدیّ بالسّیف فی آخر الزّمان».
«کیفر کوچک قحطی، خشکسالی و گرانی قیمتهاست در آستانه ظهور قائم (عجّل الله فرجه) به شمشیر، و کیفر بزرگ شمشیر برّان حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) در آخر الزّمان است».
۱۲۴۴ - «و من آیات ظهوره أن یتقارب الزمان..».
«از نشانه های ظهور او نزدیک شدن زمان است».
شاید منظور از نزدیک شدن زمان، گذشت سریع آن باشد که انسان در اثر تراکم مشاغل و کثرت مسئولیتهای زندگی و فرو رفتن در ناملایمات هرگز احساس نمی کند که روزها، هفته ها و ماهها چگونه می گذرد. و یا منظور از نزدیک شدن زمان، طی شدن کارهای طویل المّده در زمان کوتاه، که در اثر اختراع وسائل حمل و نقل مدرن، انسان می تواند نهار را در لندن صرف کرده، شام را در ژاپن موعود باشد، و بدین سان مسافت چندماهه را در چند ساعت طی کند، که این هم مفهوم دیگری از نزدیک شدن زمان است.
۱۲۴۵ - «.. و أوّل الآیات الصّواعق، ثمّ الرّیح الصّفراء، ثمّ ریح دائم، و صوت من السّماء یموت به خلق کثیر».
«نخستین نشانه صاعقه هاست، سپس باد زرد، آنگاه باد مداوم، سپس بانگ آسمانی که گروه فراوانی با آن صیحه از بین می روند».

↑صفحه ۸۲۵↑

این صیحه آسمانی که موجب کشته شدن گروه فراوانی از مردم خواهد بود، شاید خود موجب انفجارهائی در انبارهای اسلحه و مهمّات باشد، و بدین وسیله مناطقی را زیرورو کند و بانگ دلخراش آن در تمام جهان بپیچد.
۱۲۴۶ - «یجفّ ماء بحیره طبریّا، و یتوقفّ النّخیل عن الثّمر، و تنصب عین زعر الواقعه فی الجانب القبلیّ من الشّام».
«آب دریاچه طبریّه (در فلسطین) می خشکد، درختهای خرما از میوه دادن باز می ایستد، آب چشمه «زعر» در طرف قبله شام کاهش فراوان می یابد».
۱۲۴۷ - «یکون جفاف الأنهار.. و یقع القحط و الغلاء ثلاث سنین».
«رودخانه ها خشک می شود و قحطی و گرانی سه سال سایه سنگینش را می گستراند».
دریاچه طبریّه به دلیل دربر داشتن مقدار زیادی پتاسیم و دیگر موادّ شیمیائی، مورد توجّه رژیم اشغالگر اسرائیل می باشد و هر روز هزاران لیتر از آب آن به مراکز آزمایشگاهی حمل می شود طبعا چیزی نخواهد گذشت که آب آن خواهد خشکید.
۱۲۴۸ - «لا یخرج أهل مصر من مصرهم عدوّلهم، و لکن یخرجهم نیلهم هذا. یغور فلا تبقی منه قطره، حتّی یکون فیه الکثبان من الرّمل!».
«مردم مصر را دشمن خارجی از آب و خاک خودشان بیرون نمی کند، بلکه همین رود نیل آنها را از دیار خود بیرون می کند، آب آن کلاّ می خشکد و حتّی یک قطره هم نمی ماند و بستر آن به صورت تلّی از شن در می آید!».
خشک شدن آن یا به وسیله یک حادثه آسمانی اتّفاق می افتد، و یا در اثر اصابت یک بمب اتمی و یا ئیدروژنی به سرچشمه آن. که کلاّ آب آن خشک می شود، یا در زیر پوسته زمین مخفی می شود و از جای دیگر می جوشد، و یا از

↑صفحه ۸۲۶↑

مسیر خود منحرف می شود و دیگر کشور مصر را سیراب نمی کند و به جای آب، تلهای شن در بستر آن خودنمائی می کند!. چنانکه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این رابطه می فرماید:
۱۲۴۹ - «و خراب مصر من جفاف النّیل».
«ویرانی مصر در اثر خشک شدن نیل خواهد بود».
آنگاه امام صادق (علیه السلام) می افزاید:
۱۲۵۰ - «و عند ذلک اختلاف السّنین، و إماره من أوّل النّهار، و قتل و خلع فی آخر النّهار».
«در آن زمان سالها دگرگون می شود، اوّل صبح حکومتی به قدرت می رسد و تا آخر روز کشت و کشتار می شود و سقوط می کند».
دگرگونی سالها یا به معنای اختلاف فاحش سالها از نظر قحطی و فراوانی است، و یا در اثر تحوّلات عجیبی است که در جهان به وقوع می پیوندد و چهره جهان را دگرگون می سازد، چون انقلابها، شورشها، کودتاها، جنگها و آتش بسها و دیگر تحوّلات مؤثّر در اوضاع جهانی.
۱۲۵۱ - «یذهب ملک السّنین، و یصیر ملک الشّهور و الأیّام.
فقیل: هل یطول ذلک؟ فقال: لا»
«زمامداری چندساله از بین می رود و زمامداری چندماهه و چند روزه معمول می گردد. گفته شد: آیا این وضع مدّت زیادی طول می کشد؟ فرمود: نه».
۱۲۵۲ - «و ینبثق الفرات حتّی یدخل ازقّه الکوفه.. و عقد الجسر ممّا یلی الکرخ بمدینه بغداد».
«فرات طغیان می کند و به کوچه های کوفه وارد می شود. و پلی در بغداد در مقابل کرخ زده می شود».
این طغیان فرات طبعا یک طغیان فوق العاده ایست که تاکنون روی نداده است ولی این پل که در حدیث شریف اشاره شده در منطقه کرخ زده شده است.

↑صفحه ۸۲۷↑

۱۲۵۳ - «عام الفتح ینبثق الفرات حتّی یدخل ازقّه الکوفه».
«در سال فتح و پیروزی، فرات طغیان می کند و به کوچه های کوفه وارد می شود».
۱۲۵۴ - «إن قدّام القائم لسنه غیداقه کثیره المطر، تفسد فیها الثّمار و التّمر فی النّخل، فلا تشکوّا فی ذلک».
«در پیشقدم ظهور قائم (عجّل الله فرجه) سال فراوانی و پربارانی است ولی میوه ها روی درخت فاسد می شوند، خرما در روی نخل تباه می شود، در وقوع این نشانه ها تردید نداشته باشید».
۱۲۵۵ - «ألسّنه الّتی یقوم فیها المهدیّ تمطر أربعا و عشرین مطره یری أثرها و برکتها».
«در سالی که مهدی (عجّل الله فرجه) ظهور می کند بیست و چهار باران رحمت می بارد که اثر و برکت آن در همه جا به چشم می خورد».
۱۲۵۶ - «تختتم العلامات بأربع و عشرین مطره، یحیی الله بها الأرض بعد موتها، إحداها فی جمادی الآخره، و الثّانیه مدّه عشره أیّام فی رجب یری أثرها و تعرف برکتها. و هذا مصداق الآیه الکریمه: (اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)».
«این نشانه ها با ۲۴ باران پایان می یابد که خداوند به وسیله آنها زمین مرده را زنده می سازد، یکی از آنها در ماه جمادی الثّانیه می بارد و دیگری در ماه رجب که ده روز تمام طول می کشد و اثر آن همه جا دیده می شود و برکت آن در همه جا ظاهر می گردد».
و اینست مصداق آیه شریفه: «اعْلَمُوا أَنَّ الله یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»:
«بدانید که خداوند زمین را پس از مرگش زنده می سازد».
۱۲۵۷ - معنی آیه شریفه اینست که: «خداوند زمین را به وسیله قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) اصلاح می کند، پس از آنکه به وسیله ستمهای مردمان تباه شده باشد. ما نشانه های قائم آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) را برای شما بیان کرده ایم اگر تعقّل نمائید».

↑صفحه ۸۲۸↑

۱۲۵۸ - «إذا آن قیامه مطر النّاس جمادی الآخره، و عشره أیّام من رجب مطرا لم تر الخلائق مثله، فینبت الله لحوم المومنین و أبدانهم فی قبورهم. و کأنّی أنظر إلیهم مقبلین من قبل جهنه ینفضون شعورهم من التّراب!».
«چون ظهور او نزدیک شود مردم از بارانی در ماه جمادی الثّانی و ۱۰ روز از رجب (مجموعا چهل روز) برخوردار می شوند که هرگز در تاریخ آفرینش نظیر آن دیده نشده است. خداوند با این باران گوشت و پوست مؤمنان را در داخل قبرهایشان می رویاند، گوئی با چشم خود می بینم که از طرف جهینه (قبیله ای در حوالی مدینه) در حالیکه خاک را از سر و صورتشان پاک می کنند می آیند».
شاید برخی از تحصیل کرده ها این حدیث را خرافه بپندارند ولی جای شگفت نیست، که آنها همه مسائل ماوراء الطّبیعه را خرافه می پندارند. ان شاء الله به زودی شاهد تحقّق آن خواهیم بود که در انتظار بارش رحمت نشسته ایم. نوید باران رحمت مقارن ظهور در ضمن بشارتهای سایر ادیان نیز رسیده است که در بخشهای بعدی متن انجیل را در این زمینه نقل خواهیم کرد.
۱۲۵۹ - «و رأیت الخراب قد أدیل من العمران».
«و می بینی که در تمام جهان آبادیها تبدیل به ویرانی می شود».
خرابی و ویرانی در همه جا ظاهر شده، چنانکه در خاورمیانه می بینم و از کشورهای دور می شنویم.

* * *

امام هادی (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۶۰ - «هم ینتظرون الفرج إذا ظهر الماء علی وجه الأرض».
«هنگامی که آب در روی زمین روان شد منتظر فرا رسیدن فرج می شوند».

↑صفحه ۸۲۹↑

منظور از روان شدن آب بر روی زمین، طغیان آب فرات و روان شدن آن در کوچه های کوفه است، که رنگین شدن زمین را با خون ستمگران به دنبال دارد.

* * *

↑صفحه ۸۳۰↑

حواشی
- بشاره الاسلام صفحه ۳۳ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲.
- البیان و التّبیین جلد ۳ صفحه ۳۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۹، بشاره الاسلام صفحه ۲۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۸.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۲.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۸، اعلام الوری صفحه ۴۲۷، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۷، المهدی صفحه ۱۸۸، بشاره الاسلام صفحه ۵۰، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و الامام المهدی صفحه ۲۱۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- ینابیع الموّده، جلد ۳ صفحه ۱۱۰ و بشاره الاسلام صفحه ۷۸.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۶ و بشاره الاسلام صفحه ۵۸ و ۲۷۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۵۸ و ۲۷۳، الزام النّاصب صفحه ۲۷، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۶۸ و جلد ۵۳ صفحه ۸۲ و الامام المهدی صفحه ۲۲۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۶ و بشاره الاسلام صفحه ۵۸.
- سجده:۲۱.
- منتخب الاثر صفحه ۳۰۳، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۵۹ و جلد ۵۳ صفحه ۵۶ و بشاره الاسلام صفحه ۵۷.
- مسند احمد حنبل جلد ۲ صفحه ۵۳۰.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۹۱ و الزام النّاصب صفحه ۲۶۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۵۷ و ۱۹۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۴۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۱۲ و بشاره الاسلام صفحه ۱۵۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۳ و الامام المهدی صفحه ۲۳۰.

↑صفحه ۸۳۱↑

- المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳، الامام المهدی صفحه ۲۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵، المهدی صفحه ۱۹۶، ارشاد مفید صفحه ۳۳۶، الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۸۵ و بشاره الاسلام صفحه ۱۷۶.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۰، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۴، اعلام الوری صفحه ۴۲۹، المهدی صفحه ۱۹۴، الزام النّاصب صفحه ۱۷۸، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۵ و الامام المهدی صفحه ۲۳۴.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۰، غیبت شیخ طوسی صفحه ۳۷۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۴ و اعلام الوری صفحه ۴۲۸.
- المحجّه البیضاء جلد ۱ صفحه ۳۴۳، ارشاد مفید صفحه ۳۳۹، منتخب الاثر صفحه ۴۴۳، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۲، اعلام الوری صفحه ۴۲۹، المهدی صفحه ۱۹۷، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴ و الامام المهدی صفحه ۲۲۸.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۶، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵ و الامام المهدی صفحه ۲۳۴.
- حدید:۱۷.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۵۳.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۲، اعلام الوری صفحه ۴۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۷ و جلد ۵۳ صفحه ۹۰، الزام النّاصب صفحه ۱۸۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۹۴.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۳.
- اختصاص مفید صفحه ۱۰۲.

↑صفحه ۸۳۲↑

ب - آتش و آتش افروز
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۲۶۱ - «یکون نار و دخان فی المشرق أربعین لیله».
«آتش و دودی در خاور زمین برمی خیزد که تا چهل شب مشتعل می شود».
واژه «مشرق» در لسان احادیث به همه کشورهائی که در قسمت خاوری حجاز واقع شده اند، گفته می شود.
۱۲۶۲ - «یوشک أن تخرج نار حسیل تضیء بها أعناق الإبل ببصری».
«نزدیک است شعله های آتشی از «حسیل» برخیزد که گردن اشتران «بصری» را روشن سازد!».
«حسیل» نام یکی از دشتهای حجاز است و «بصری» اسم منطقه ای در نزدیکی دمشق است.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) به یکی از اصحاب خود که ساکن منطقه «حسیل» بود فرمود:
۱۲۶۳ - «أخرج أهلک منها، فإنّه یوشک أن یخرج منها نار تضیء لها أعناق الإبل ببصری».
«خانواده ات را از آنجا بیرون کن که نزدیک است آتشی از آنجا (حسیل) برخیزد که گردن اشتران بصری را روشن سازد».
روایاتی که از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت عصمت و طهارت برای ما نقل شده بسیار قطعی و متقن است و از منبع وحی سرچشمه گرفته است و هرگز مطلب سست و بی اساسی از آنها صادر نشده است. آتشی که در حدیث فوق اشاره شده، همان آتش نفت است که درست در همان نقطه ظاهر شده و دشت و صحرا را روشن ساخته و از حوالی دمشق شعله های آن به چشم می خورد. و اگر

↑صفحه ۸۳۳↑

روزی یکی از چاههای نفت از روی عمد یا در اثر یک عمل اشتباهی منفجر شود همه دشت و صحرا را آتش فرا می گیرد و تا صدها کیلومتر را روشن می سازد، چنانکه امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۱۲۶۴ - «لا تقوم السّاعه حتّی تسیل واد من أودیه الحجاز بالنّار!».
«قیامت برپا نشود تا در یکی از وادی های حجاز آتش روان گردد!».
تعبیر سیلان (مایع و روان) در مورد آتش بسیار لطیف است، زیرا آتش هنگامی می تواند روان گردد که جسم شعله ور یک جسم سیّال و مایع باشد و آن چیزی جز نفت نیست.
امام صادق (علیه السلام) در حدیث دیگری می فرماید:
۱۲۶۵ - «تبعث نار علی أهل المشرق فتحشرهم إلی المغرب، تبیت معهم حیث باتوا، و تقیل معهم حیث قالوا، یکون لهم منها ما سقط و تخلّف، و تسوقهم سوق الجمل الکسیر».
«آتشی در میان اهل خاور زمین برمی خیزد که آنها را به سوی مغرب زمین سوق می دهد، شب را هرکجا باشند در کنار آنها سپری می کند و روز را هرکجا استراحت کنند در کنار آنها سپری می کند، آنچه از آن ساقط شود و به جای بماند آنها را سود می رساند و آنها را چون شتر لنگ می راند»!.
اگر روزی یکی از چاههای نفت منفجر شود همه مردم حجاز باید به سوی غرب کشور فرار کنند و در این فرار هرچه شتاب کنند شعله های آتش را در کنار خود خواهند دید، زیرا شعله های آن همه بیابان را چون روز روشن خواهد کرد، همه کسانیکه با یک دنیا وحشت و اضطراب از چاههای نفت دور می شوند در بیتوته های شبانه و قیلوله های روزانه آتش را در کنار خود احساس خواهند کرد. (۱)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) - اگر منظور از آتش، آتش نفت باشد ممکن است معنای حدیث این باشد که کشف نفت -

↑صفحه ۸۳۴↑

ممکن است منظور از این آتش، آتش خانمانسوز اسرائیل باشد که مزه تلخ آنرا عربها چشیدند و از نقطه ای به نقطه ای گریختند و موادّ آتش زای اسرائیل را بالای سرشان دیدند و هم اکنون نیز کشورهای مجاور اسلامی شب و روز در آتش تجاوز اسرائیل می سوزند و در زیر بمبها، توپها و موشکهای آن جان می سپارند و چون شتر لنگ، کوله سفر بسته، افتان و خیزان از مناطق جنگی دور می شوند و برای مقابله با نیروی اشغالگر به سوی غرب پناه می برند و از چاله به چاه می افتند.
و شاید منظور از این آتش، آتش جنگهای چینی باشد که هرگاه برافروخته شود خشک و تر را می سوزاند و جهان را در کام خود فرو می برد و هرکس جان سالم به در برد افتان و خیزان از منطقه می گریزد و طبعا به سوی غرب کشیده می شود.
امام زین العابدین (علیه السلام) در ارتباط با این آتش افروزان تعبیری دارند که بیشتر با مسئله نفت منطبق می شود:
۱۲۶۶ - «إذا ملأ نجفکم السّیل و المطر، و ظهرت النّار بالحجاز فی الأحجار و المدر، و ملکت بغداد التّتر، فتوقّعوا ظهور القائم المنتظر».
«هنگامی که نجف شما را سیل و باران فراگیرد و در حجاز از سنگ و گل آتش برخیزد و تاتار بغداد را تحت سیطره خود درآورد، منتظر ظهور قائم منتظر (عجّل الله فرجه) باشید».
پیشوای ششم نیز در این باره می فرماید:
۱۲۶۷ - «إذا وقعت النّار فی حجازکم، و جری الماء بنجفکم،

↑صفحه ۸۳۵↑

فتوقّعوا ظهوره».
«هنگامی که آتش در حجاز پدید آید و آب در نجف روان گردد، منتظر ظهور او باشید».
پرواضح است که از سنگ و گل هنگامی آتش برمی خیزد که با نفت آغشته باشد و به قدری اشباع شود که قابل احتراق باشد. امام سجّاد (علیه السلام) در این حدیث چهارده قرن پیش از کشف پترول از سنگها و گلهای آغشته با پترول سخن می گوید، و از سرزمینی که بیش از هر نقطه ای در جهان صادر خواهد کرد گفتگو می کند که عبارت از حجاز است!.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۶۸ - «یزجر النّاس قبل قیام القائم عن معاصیهم بنار تظهر فی السّماء، و بحمره تجلّل آفاقها، و خسف ببغداد، و خسف بالبصره، و دماء تسفک فیها و خراب دورها و فناء یقع فی أهلها، و شمول أهل العراق خوف لا یکون معه قرار!».
«پیش از قیام قائم (عجّل الله فرجه) مردم با یک سلسله از نشانه های آسمانی بیم داده می شوند:۱ - آتشی که در آسمان پدید آید.۲ - سرخی که افقها را روشن سازد.۳ - خسفی که در بغداد ظاهر شود.۴ - خسفی که در بصره روی دهد.۵ - خونهائی که در بصره ریخته شود.۶ - خرابی خانه های بصره و نابودی مردمان آن.۷ - فراگیر شدن ترس و وحشت در همه نقاط عراق که آسایش و آرامش را از همه مردم عراق سلب کند».
کشت و کشتار بصره و سلب آرامش عمومی از مردم عراق با شروع جنگ بین ایران و عراق حاصل شده و هر روز بر شدّت آن افزوده می شود تا به هنگام خروج سفیانی به اوج خود برسد.
در پیرامون این آتش فروزان وجود مقدّس حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) خطاب به «ابراهیم بن مهزیار» چنین فرموده است:

↑صفحه ۸۳۶↑

۱۲۶۹ - «و ظهرت الحمره فی السّماء ثلاثا، فیها أعمده کأعمده اللّجین تتلألأ نورا».
«سه روز سرخی در آسمان پدید آید که در میان آن ستونهائی چون ستونهای نقره که از خود نور می دهد خواهد درخشید».
متن کامل حدیث در بخش خروج سیّد خراسانی (بخش بیستم) خواهد آمد، و احتمالا مربوط به حادثه بغداد باشد که از رهگذر منفجر شدن انبارهای نفتی و دیگر موادّ آتش زا آغاز شود و بغداد را در میان شعله های خود بسوزاند و نابود گرداند.

* * *

امام حسین (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۷۰ - «إذا رأیتم نارا فی المشرق ثلاثه أیّام أو سبعه، فتوقّعوا فرج آل محمّد إن شاء اللّه».
«هنگامی که سه یا هفت روز آتش در مشرق دیدید منتظر فرج آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) باشید، انشاء اللّه».
امیدواریم که شعله های این آتش هرچه زودتر دیده شود و نوید فرج آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) و فرج جهانیان در پرتو فرج آن بزرگواران هرچه زودتر در میان زمین و آسمان طنین انداز گردد.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۷۱ - «إذا رأیتم نارا فی المشرق یشبه الهردیّ العظیم یراها أهل الأرض، تقع ثلاثه أیّام أو سبعه أیّام، فتوقّعوا فرج آل محمّد».
«هنگامی که آتشی در مشرق دیدید که شباهت به بوته زعفران دارد و همه مردم جهان آنرا دیدند و سه روز یا هفت روز نیز ادامه یافت، منتظر ظهور و فرج آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) باشید».

↑صفحه ۸۳۷↑

این آتش به احتمال قوی به هنگام وقوع آتش سوزی در چاههای نفتی حجاز و یا عراق پدید خواهد آمد که منطقه وسیعی از خاورمیانه را روشن خواهد کرد و مردم دیگر مناطق شعله های آنرا در صفحه تلویزیون مشاهده خواهند کرد، و شاید تا آنروز ابزار دیگری اختراع شود که بیش از تلویزیون حوادث را برای مردم دیگر مناطق محسوس تر و ملموس تر سازد. پیشوای پنجم شیعیان علم خود را صریحا برای مردم زمان خود بیان کرده، اگرچه برای آنها قابل تصوّر نبود که چگونه یک حادثه در سطح جهانی می تواند قابل رؤیت باشد، تا در امر خود بصیرت کامل داشته، به هنگام مشاهده آن هیچ تردیدی به خود راه ندهند، هرکس بخواهد باور کند و هرکس بخواهد به انکار برخیزد. ما در اینجا درصدد بیان این نشانه ها نیستیم و برتری خاندان عصمت و طهارت بر تمام اقشار جهان نیازی به توضیح ندارد، که رسالت آنها روشنگری و زدودن تیرگیهای جهل و نادانی و نشر دانش از سرچشمه زلال آن بود، بدون اینکه پاداشی منظور کرده، منّتی بر سر مردم بگذارند.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۷۲ - «إذا رأیتم علامه فی السّماء، نارا عظیمه من قبل المشرق تطلع لیالی، فعندها فرج النّاس، و هی قدّام القائم بقلیل».
«هنگامی که نشانه ای بزرگ در آسمان دیده شود و آن آتش عظیمی است که از سوی مشرق زمین پدید آید و شبهائی بدرخشد، فرج مردم در آن زمان است که این نشانه در پیشقدم ظهور قائم (عجّل الله فرجه) و به فاصله ای اندک می باشد».
۱۲۷۳ - «و حمره تظهر فی السّماء، و تلتبس فی آفاقها».
«سرخی در آسمان پدید آید و جهان را از کران تا کران می پوشاند».
این سرخی نیز ممکن است تابش آتش چاههای نفتی به هنگام انفجار آنها باشد که تا افقهای وسیعی درخشش داشته باشد.

↑صفحه ۸۳۸↑

در اینجا این نکته را یادآور می شویم که در برخی از احادیث تعبیر «مشرق» و در برخی دیگر تعبیر «قبله» به کار رفته است ولی به هنگام تحقیق معلوم می شود که هر دو به یک نقطه اشاره است، زیرا هنگامی که معصوم (ع) در مدینه با مردم سخن می گوید تعبیر «مشرق» را به کار می برد یعنی این حادثه در منطقه ای از حجاز که در شرق مدینه است پدید خواهد آمد، و هنگامی که امام (علیه السلام) در کوفه با مردم سخن می گوید تعبیر «قبله» را به کار می برد یعنی این حادثه در منطقه ای از حجاز که در طرف قبله عراق است واقع خواهد شد. اگر وقوع این حادثه را در منطقه چاههای نفتی «ظهران» تصوّر کنیم دقیقا با این احادیث منطبق می شود که این منطقه در شرق مکّه و مدینه و در طرف قبله عراق قرار گرفته است.
۱۲۷۴ - «عمود نار یطلع من قبل المشرق فی السّماء، یراها أهل الأرض، فمن أدرک ذلک فلیعدّ لأهله طعام سنه!».
«عمودی از آتش در طرف مشرق در آسمان پدید می آید که همه مردم روی زمین آنرا می بینند، هرکس آن زمان را درک کند برای خانواده اش موادّ غذائی یکساله را تأمین کند».
از این تعبیرها دقّت ائمه معصومین در بیان خود و شدّت ایمان و اعتقادشان به گفتار خود روشن می شود، مگر جز اینست که همه مردم روی زمین آنرا در صفحه های تلویزیون و یا ابزار مشابه آن که احتمالا در آینده اختراع شود، خواهند دید؟!، و این معنائی است که هرگز از خاطره مردم آن زمان نمی گذشت و بر دل آنها خطور نمی کرد، و بیش از ده قرن پس از عصر آنها مقدّمات این افکار و ابزار پدید آمده است. آنگاه میان این پدیده و حوادث تلخ بعدی از کشت و کشتار و گرانی و قحطی ارتباط داده، حدّاکثر زمان هرج ومرج را در نظر گرفته، برای مدّت یکسال به شیعیان خود امر فرموده اند که قوت تهیّه کنند. امام باقر (علیه السلام) نیز در این باره فرموده است:
۱۲۷۵ - «آیه الحوادث فی رمضان: علامه فی السّماء من بعدها اختلاف النّاس. فإذا أدرکتها فأکثر من الطّعام».
«نشانه پدیده های ماه رمضان علامتی است در آسمان که به دنبال

↑صفحه ۸۳۹↑

آن اختلافی شدید در میان مردمان پدید آید، هنگامی که آن زمان را درک کردی، موادّ غذائی فراوانی تأمین کن».
پیشوای پنجم نیز همانند فرزند بزرگوارش شیعیان را متوجّه می کند که هرکس آن آتش را در آسمان ببیند و آن بانگ آسمانی را بشنود برای مدّتی که میان آن نشانه آسمانی تا ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) هست، موادّ خوراکی تهیّه کند که جنگی سخت درخواهد گرفت، دجّال از یکسو و سفیانی از دیگر سو خروج خواهند نمود و قحطی و گرانی سایه شوم و سنگینش را بر سرتاسر جهان خواهد گسترد، هرکس توصیه امام بزرگوارش را فراموش کند و به مجرد دیدن اوّلین نشانه موادّ غذائی یکساله را تأمین نکند ممکن است با دیگر افراد محکوم به مرگ، از گرسنگی جان سپارد ولی آنکه از توصیه امام عزیزش غفلت نکند با خوشبختی و راحتی آن روزهای تلخ را سپری کرده، دولت مسعود و میمون حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) را درک خواهد نمود. به امید آن روز.

* * *

↑صفحه ۸۴۰↑

حواشی
- الملاحم و الفتن صفحه ۷۱.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۰، الملاحم و الفتن صفحه ۷۰ و ۱۲۶ و صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۸.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۰.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۰.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۷۹، الملاحم و الفتن صفحه ۷۱، نور الابصار صفحه ۳۴ و صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۸.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴، بشاره الاسلام صفحه ۸۷، الزام النّاصب صفحه ۱۷۸ و الامام المهدی صفحه ۲۲۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۸.
- ارشاد مفید صفحه ۳۴۰، اعلام الوری صفحه ۴۲۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۴، الامام المهدی صفحه ۲۲۹ و منتخب الاثر صفحه ۴۴۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۴۵، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۲ و المهدی صفحه ۱۹۶.
- الامام المهدی صفحه ۲۲۲ و المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰، بشاره الاسلام صفحه ۸۵، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵ و المهدی صفحه ۱۸۶ و ۱۹۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۲، منتخب الاثر صفحه ۴۴۴، الامام المهدی صفحه ۲۲۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۸.
- المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳.
- الملاحم و الفتن صفحه ۳۶ و ۱۳۱.

↑صفحه ۸۴۱↑

ج - خورشید و ماه و ستارگان
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۲۷۶ - «إذا عقد الجسر بأرضها، و طلعت النّجوم ذات الذّوائب من المشرق. هنالک یقتل علی جسرها کتائب!».
«هنگامی که پل در آنجا (بغداد) زده شد، و ستاره های دنباله دار از طرف مشرق طلوع کرد، در کنار آن پل گروه گروه کشته می شوند».
آن پل که در احادیث فراوانی آمده است در زمان ما زده شده است. این پل علاوه بر آنکه در نقطه تعیین شده (در مقابل کرخه) زده شده، از دیگر پلهای بغداد مشخّص است و به زودی گروه گروه در عهد سفیانی در کنار آن کشته خواهند شد.
احتمال می رود که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) با تعبیر «ستاره دنباله دار» هواپیماهای جنگی را اداره کند که به دنبال خود دود غلیظی به جای می گذارند که چون دنباله متحرّکی به دنبال آنها خودنمائی می کنند. و شاید منظور همان ستاره دنباله داری باشد که در احادیث فراوانی از آن بحث شده است و خود نشانه نزدیک شدن ظهور حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) است.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۷۷ - «شارتان بین یدی هذا الأمر: خسوف القمر بخمس، و کسوف الشّمس بخمسه عشر. لم یکن ذلک منذ هبط آدم إلی الأرض.
فعند ذلک یسقط حساب المنجّمین».
«دو نشانه جالب در پیشقدم این امر: خسوف ماه در پنجم ماه و کسوف خورشید در پانزدهم آن، که چنین وضعی از روز هبوط حضرت آدم (علیه السلام) به روی زمین اتّفاق نیفتاده است، در آن موقع حساب و نظام منجّمان بهم می خورد».

↑صفحه ۸۴۲↑

۱۲۷۸ - «إنّ لمهدّینا لآیتین لم یکونا منذ خلق الله السّموات و الأرض: ینخسف القمر لأوّل لیله فی رمضان، و تنکسف الشّمس فی النّصف منه. و لم یکونا منذ خلق الله السّماوات و الأرض».
«برای مهدی ما (عجّل الله فرجه) دو نشانه است که از روز آفرینش آسمانها و زمین، چنین نشانه ای اتّفاق نیفتاده است: ماه در شب اوّل ماه رمضان خسوف می کند و خورشید نیز در پانزدهم آن کسوف می کند!، از روزیکه خداوند آسمانها و زمین را آفریده، چنین حادثه ای اتّفاق نیفتاده است!».
این دو نشانه از روزیکه انسان پای در این جهان نهاده و از آمد و شد خورشید و ماه آگاه شده، واقع نشده است که ماه در اوایل ماه بگیرد و خورشید نیز در پانزدهم ماه بگیرد!!.
۱۲۷۹ - «آیتان تکونان قبل قیام القائم، لم یکونا منذ هبط آدم (علیه السلام) علی الأرض، تنکسف الشّمس فی النّصف من رمضان، و القمر فی آخره».
«دو نشانه پیش از قیام قائم (عجّل الله فرجه) پدید می آید که از روز هبوط حضرت آدم (علیه السلام) واقع نشده است: خورشید در نصف ماه رمضان و ماه در آخر آن می گیرد».
امام صادق (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
۱۲۸۰ - «و کسوف الشّمس فی النّصف من رمضان، و خسوف القمر فی آخر الشّهر، علی خلاف العادات».
«خورشید در پانزدهم رمضان کسوف می کند و ماه در آخر آن خسوف می کند برخلاف آنچه تاکنون انس گرفته اند».
پرواضح است که خسوف ماه در اوّل ماه و یا در آخر آن گذشته از اینکه معمول نیست، معقول هم نیست، ولی نظر به اینکه در همه روایات تصریح شده که در تمام دوران خلقت چنین کاری سابقه نداشته است، معلوم می شود که به شکلی تحقّق خواهد یافت که برای همه مردم جهان معلوم شود و همه را به شگفت وادارد و اعجاب همه را برانگیزد.

↑صفحه ۸۴۳↑

۱۲۸۱ - «تنکسف الشّمس لخمس مضین من شهر رمضان قبل قیام القائم».
«ماه در پنجم ماه مبارک رمضان خسوف می کند، و آن در آستانه قیام قائم (عجّل الله فرجه) است».
۱۲۸۲ - «علامه خروج المهدی کسوف الشّمس فی رمضان فی لیله ثلاث عشره و أربع عشره منه».
«نشانه خروج مهدی (عجّل الله فرجه) کسوف خورشید در ماه رمضان در شب سیزدهم و چهاردهم آن است»! [یعنی روز سیزدهم که بین آن دو شب است].
آنچه تاکنون مرسوم و معمول بوده، این بود که ماه در اواسط ماه و خورشید در اواخر ماه (قمری) بگیرد ولی در آن مورد برخلاف روش مألوف خواهد بود.
پیشوای پنجم شیعیان در تفسیر آیه شریفه: «خاشِعَهً أَبْصارُهُمْ، تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ، ذلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ»: «در حالیکه دیدگانشان فرورفته، خاک ذلّت آنها را پوشانیده، آن روزی است که وعده داده می شدند»، فرمود:
۱۲۸۳ - «یعنی یوم خروج القائم».
«روز خروج قائم (عجّل الله فرجه) را اراده کرده است».
و در تفسیر آیه شریفه: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً، فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»: «اگر بخواهیم برای آنها نشانه ای از آسمان می فرستیم، پس گردنهایشان در برابرش خاضع می شود»، فرمود:
۱۲۸۴ - «سیفعل الله ذلک بهم: رکود الشّمس من الزّوال إلی وقت العصر حتّی یلاحظ النّاس ذلک. و ظهور رجل و وجه فی عین الشّمس یعرف بحسبه و نسبه. و ذلک فی زمان السّفیانیّ، و عندها یکون بواره و بوار قومه».
«به زودی خداوند این نشانه را خواهد فرستاد: خورشید از موقع زوال تا به وقت عصر در وسط آسمان خواهد ماند، همه به این نشانه متوجّه خواهند شد، آنگاه سیمای مردی را در قرص خورشید خواهند دید که نام و نشان او را خواهند شناخت. این نشانه پرشکوه در عهد سفیانی خواهد بود و

↑صفحه ۸۴۴↑

در آن هنگام سپاه سفیانی نابود خواهند شد و خود سفیانی هلاک خواهد شد».
ابن عبّاس در تفسیر این آیه می فرماید:
۱۲۸۵ - «این آیه در حقّ ما و بنی امیّه نازل شده است، ما بر آنها حکومت خواهیم راند و پس از یک فراز و نشیب گردنهایشان در برابر ما خاضع خواهد شد و پس از دوران عزّت، خاک ذلّت بر چهره هایشان خواهد نشست».
این نشانه که در عهد سفیانی تحقّق خواهد یافت، یکی از بارزترین نشانه ها برای معرّفی سفیانی است و خود نشان بارزی است که بر احدی پوشیده نمی ماند، اگرچه رکود خورشید و ایستادن آن در وسط آسمان چند ساعت بیشتر طول نمی کشد ولی همه مردم به تشویش و اضطراب می افتند و آنرا یک نشانه بارز سماوی به حساب می آورند.
چندی قبل یکی از ستاره شناسان روسی پیش بینی کرده بود که در اواخر سال ۱۹۸۲ میلادی فاجعه ای برای خورشید پیش خواهد آمد و خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد!!
(سال ۸۲ میلادی به پایان رسید و چنین حادثه ای واقع نشد، بلکه فقط یک سلسله حوادثی در سطح خارجی خورشید به وقوع پیوست که اثراتی در وضع زمین و دیگر کرات منظومه به جای گذاشت). «مترجم».
در بخشهای بعدی احادیثی در مورد طلوع خورشید از مغرب از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذشت.
در تفسیر ابن عبّاس منظور از حکومت، حکومت بنی عبّاس نیست، بلکه حکومت حقّه حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) می باشد.
منظور از سیمای مردی که در قرص خورشید ظاهر خواهد شد، سیمای حضرت مسیح (ع) است که در خورشید ظاهر می شود و از آسمان فرود می آید و با حسب و نسبش شناخته می شود، و دیگر کسی در حقّ او دچار تردید نمی شود.

* * *

↑صفحه ۸۴۵↑

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۸۶ - «و کفّ یطلع من السّماء من المحتوم».
«کف دستی که در آسمان ظاهر خواهد شد از امور حتمی است».
۱۲۸۷ - «و وجه و صدر یظهران للنّاس فی عین الشّمس».
«صورت و سینه ای در قرص خورشید برای مردمان ظاهر می شود».
منظور از دست در حدیث فوق، دست نیرومند دانش و تکنیک نیست که موشکها و سفینه های فضائی را تا دل آسمان می فرستد، و دست نیرومند فضانورد موفّق نیست که توانست با دستهای خود از خاک کره ماه برداشته، در صفحه تلویزیون ظاهر شد و خاکهای ماه را در برابر دیدگان حیرت زده جهانیان دست به دست می کرد، بلکه دست نیرومندی است که با قدرت بیکران خداوندی به صورت نشانه ای قاطع در آسمان ظاهر خواهد شد و به سوی آن جمال باهر النّور الهی اشاره خواهد کرد.
۱۲۸۸ - «إماره ذلک الیوم أنّ کفّا من السّماء مدلاّه ینظر إلیها النّاس».
«نشانه آن روز پرشکوه، دست نیرومندی است که از آسمان آویزان شود و همگان به سوی آن تماشا کنند».
امام هشتم حضرت علیّ بن موسی الرضا (علیه السلام) در این باره می فرماید:
۱۲۸۹ - «یظهر کفّ من السّماء تشیر: هذا، هذا!!».
«دستی از آسمان ظاهر شده، به سوی او اشاره می کند که:
اینست، اینست».
پرواضح است که این دست به سوی آن مهر تابان و قبله خوبان اشاره خواهد کرد و آفتاب عالمتاب امامت را به شیفتگان حقیقت و عدالت نشان خواهد داد.

↑صفحه ۸۴۶↑

در برخی از احادیث وقت ظهور این دست در آسمان، عهد سفیانی تعیین شده، که پس از وقوع جنگهای خانمانسوز و فتنه های فراگیر، و پس از صیحه آسمانی در پیشقدم ظهور آن کعبه مقصود، آن دست ظاهر خواهد شد.
سپس امام صادق (علیه السلام) در مورد دیگر نشانه های ظهور می فرماید:
۱۲۹۰ - «یظهر المهدیّ بعد غیبه، مع طلوع النّجم الأحمر، و خراب الرّی و خسف الزّوراء».
«مهدی (عجّل الله فرجه) بعد از غیبتی طولانی، همزمان با طلوع ستاره ای سرخ، و ویرانی ری، و خسف زوراء ظهور می کند».
«ری» نام منطقه ای در عراق است (۱)و «زوراء» به بغداد گفته می شود.
۱۲۹۱ - «طلوع الکوکب المذنّب یفزع العرب!. و هو نجم بالمشرق یضیء کما یضیء القمر، ثمّ ینعطف حتّی یکاد یلتقی طرفاه. و تظهر حمره فی السّماء و تنشر فی آفاقها».
«طلوع ستاره دنباله دار ملّت عرب را به وحشت می اندازد!، و آن ستاره ایست که در طرف مشرق ظاهر می شود و همانند ماه می درخشد!، سپس دنباله اش برمی گردد و نزدیک می شود که دو سرش به یکدیگر برسد! آنگاه سرخی در آسمان پدید می آید و جهان را از کران تا کران فرا می گیرد».
ترس و وحشت عرب از ستاره نیست، بلکه از حوادث جانکاهی است که همزمان با طلوع ستاره بر ملّت عرب روی می دهد.
۱۲۹۲ - «یطلع نجم من المشرق، له ذنب یضیء».
«ستاره ای از مشرق طلوع می کند که دنباله درخشانی دارد».
۱۲۹۳ - «طلوع الکوکب المذنّب».
«یکی دیگر از نشانه ها طلوع ستاره دنباله دار است».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) - و شاید منظور شهر ری باشد و تهران را نیز شامل شود. «مترجم»

↑صفحه ۸۴۷↑

در این رابطه روایتی نیز از امیر مؤمنان (علیه السلام) رسیده که در بخش زلزله ها خواهد آمد.
۱۲۹۴ - «تنکسف الشّمس بعد الصّیحه فی رمضان، و قبل النّداء. یکون الرّوم یومئذ قرب ساحل البحر، عند کهف الفتیه، فیبعث الله الفتیه من کهفهم مع کلبهم».
«بعد از صیحه آسمانی و پیش از بانگ آسمانی (به نام مهدی) خورشید در ماه رمضان کسوف می کند. در آن زمان رومیان در نزدیکی کرانه دریا و در منطقه غار اصحاب کهف مستقرّ می شوند، خداوند اصحاب کهف را همراه با سگشان برمی انگیزاند».
این حدیث تا حدّی وقت آن کسوف خارق العاده را مشخّص می کند، و از این حدیث معلوم می شود که به هنگام ظهور حضرت ولیّ عصر (عجّل الله فرجه) قسمت اعظم یهودی ها در مناطق اشغالی فلسطین خواهند بود، زیرا غار اصحاب کهف در کشور اردن واقع است و فاصله چندانی از رود اردن ندارد که امروز برخی از اشغالگران در کرانه غربی رود اردن اقامت دارند.
برانگیخته شدن اصحاب کهف پس از گذشت ششهزار سال، به دست حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) یکی از جالبترین معجزات آنحضرت خواهد بود. متن کامل حدیث در بخش دوازدهم کتاب گذشت.

* * *

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:
۱۲۹۵ - «قبل ذلک یوم بؤوح».
«پیش از آن، روز بسیار داغی هست».
و در حدیث دیگر به این تعبیر فرموده است:
۱۲۹۶ - «قبل هذا الأمر قتل بیوح. قیل: و ما البیوح؟. قال: دائم لا یفتر».

↑صفحه ۸۴۸↑

«پیش از آن امر، کشتار بسیار داغی هست. گفته شد که «بیوح» به چه معناست؟ فرمود: کشتار مداومی که سرد نشود و از حدّت و شدّت آن کاسته نشود».
از تعبیر «بیوح» استفاده می شود که در این کشت وکشتار خونها مباح به شمار می رود و قاتلان خون مقتولان را مباح می پندارند و در مورد حلال و حرام اندیشه نمی کنند، از این رهگذر امام (علیه السلام) صیغه مبالغه را بکار برده که حدّاکثر لایبالی بودن آنها را در مسائل دینی بیان فرماید.

* * *

حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) می فرماید:
۱۲۹۷ - «... و اجتمع الشّمس و القمر، و استدارت بهما الکواکب و النّجوم».
«خورشید و ماه گرد آیند و ستارگان ثابت و سیّار آنها را احاطه کنند».
شاید منظور از گرد آمدن خورشید و ماه، قرار گرفتن آنها در یک مسیر در اثر کسوف و خسوف غیرعادی باشد.
تعبیر گرد آمدن خورشید و ماه در قرآن کریم نیز آمده است: «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ»: «خورشید و ماه گرد آیند».
جالب اینکه ستاره شناسان نوشته اند که کرات منظومه شمسی امسال (سال تألیف کتاب) در برابر خورشید در یک استقامت قرار می گیرند که چنین وضعی بسیار نادر است و زنگ خطرهائی را به صدا درمی آورد.

* * *

ابن عبّاس می گوید:
۱۲۹۸ - «قائم (عجّل الله فرجه) خارج نمی شود جز پس از آنکه خورشید نشانه ای را از خود پدید آورد».

↑صفحه ۸۴۹↑

شاید منظور از این نشانه، کسوف خورشید در غیر وقت عادی (پانزدهم ماه رمضان) و یا ایستادن آن در وسط آسمان، و یا ظاهر شدن سیمای یک مرد در قرص خورشید، و یا طلوع خورشید از مغرب باشد، که در احادیث فراوانی از آنها گفتگو شده است، و شاید نشانه ای جز اینها باشد.

* * *

در انجیل می خوانیم:
۱۲۹۹ - «و فورا بعد از مصیبت آن ایّام آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوّتهای افلاک متزلزل گردد. آنگاه عدالت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می آید».
همه فرازهای این نوید از انجیل متّی با احادیث شریفه ما منطبق است، تعبیر پسر انسان در اصطلاح انجیل گاهی در مورد حضرت عیسی و گاهی در مورد مصلح آخر الزّمان به کار رفته است. در اینجا منظور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) است چنانکه از بررسی متن انجیل روشن می شود. و اگر منظور حضرت عیسی (علیه السلام) باشد آنهم با احادیث ما منافاتی ندارد، که طبق عقیده ما حضرت عیسی (علیه السلام) با جلال خاصّی در بیت المقدّس فرود آمده به یاران حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) می پیوندد.
امّا سینه زنی اقوام و اقشار مختلف مردم به دنبال جنگهای خانمانسوز و کشت وکشتار مداوم، و به ویژه جنگ «قرقیسیا» که در روایات از آن بحث شده و کشته های فراوانی به جای خواهد گذاشت.

* * *

↑صفحه ۸۵۰↑

حواشی
- المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳، الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۲ و بشاره الاسلام صفحه ۶۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۷، بشاره الاسلام صفحه ۹۱، غیبت نعمانی صفحه ۱۴۵، اعلام الوری صفحه ۴۲۹، المهدی صفحه ۱۸۷، منتخب الاثر صفحه ۴۴۰، ارشاد مفید صفحه ۳۳۹، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۲، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۰ و اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۴۶.
- مدارک یادشده پی نویس قبل.
- الامام المهدی صفحه ۲۲۷.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵ و منتخب الاثر صفحه ۴۴۱.
- منتخب الاثر صفحه ۴۴۱ و بشاره الاسلام صفحه ۹۶ و ۱۷۷.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۲ و بشاره الاسلام صفحه ۱۲۹.
- معارج:۴۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۲۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۲۰.
- شعراء:۴.
- ارشاد مفید صفحه ۳۳۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۰ و جلد ۵۳ صفحه ۱۰۹، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۶۴، بشاره الاسلام صفحه ۹۴، اعلام الوری صفحه ۴۲۸، الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴، الامام المهدی صفحه ۲۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵ و المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۲.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۰۹ و الزام النّاصب صفحه ۲۳۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۳.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۱، منتخب الاثر صفحه ۴۴۱ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۸۹، الزام النّاصب صفحه ۱۸۸ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۰، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳، الملاحم و الفتن صفحه ۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۲، المهدی صفحه ۱۹۶، بشاره الاسلام صفحه ۲۵ و الامام المهدی

↑صفحه ۸۵۱↑

صفحه ۲۳۲.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۶۱ و المهدی صفحه ۱۸۶.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۱.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۷۵ و جلد ۵۳ صفحه ۸۵، بشاره الاسلام صفحه ۵۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۶۲، غیبت نعمانی صفحه ۱۴۴ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۲.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۲ و ۲۴۲ و بشاره الاسلام صفحه ۱۶۲.
- الزام النّاصب صفحه ۱۰۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۷۳.
- قیامت:۹.
- منتخب الاثر صفحه ۴۴۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۷، المهدی صفحه ۱۸۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۸، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۶، الملاحم و الفتن صفحه ۶۲ و الامام المهدی صفحه ۲۳۲.
- انجیل متّی، باب ۲۴ بندهای ۲۹ و ۳۰.
- در انجیل بیش از ۸۰ بار واژه «پسر انسان» آمده است که در ۳۰ مورد آن حضرت عیسی اراده شده و در ۵۰ مورد دیگر مصلح آخر الزّمان اراده شده است و مستر هاکس آمریکائی در قاموس مقدّس به این نکته تصریح کرده است. «مترجم»
- قرقیسیا شهرکی در شمال «سوریّه» در استان «الجزیره» می باشد که در شش کیلومتری «رقّه» و در محلّ التقای دو رود فرات و خابور واقع است. «مترجم».

↑صفحه ۸۵۲↑

د - زلزله ها
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۳۰۰ - «... و تکثر الزّلازل».
«زمین لرزه بسیار شود».
۱۳۰۱ - «... ثمّ رجفه بالشّام یهلک فیها مئه ألف یجعلها الله رحمه للمؤمنین و عذابا علی الکافرین».
«زمین لرزه ای در شام اتّفاق افتد که صدهزار نفر در اثر آن هلاک می شود. خداوند این زمین لرزه را رحمت برای مؤمنان و عذاب برای کافران قرار دهد».
یادآوری این نکته لازمست که تعبیر «شام» در اصطلاح روایات اختصاص به دمشق و حوالی آن ندارد بلکه معنای وسیعتری دارد که همه شامات (سوریّه و لبنان) را دربرمی گیرد.
۱۳۰۲ - «و خراب التّرک من الصّواعق».
«سرزمین ترک به وسیله صاعقه ها ویران می شود».
آیا رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) صاعقه های آسمانی را قصد کرده، و یا بمبهای اتمی و ئیدروژنی امروز را قصد کرده است؟! آیا موشکهای ویرانگر امروز را با چشم خود می دیده و از آنها صاعقه تعبیر می فرمود؟! آیا سرزمین ترک با صاعقه های ساخت بشری از بین می رود، یا صاعقه های آسمانی نیز به کمک آنها می شتابد؟!
در روایاتی که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) از صاعقه های آخر الزّمان بحث کرده، از آتش پاره ها نیز گفتگو نموده است که در چنگالهای شیاطین جای گرفته به سوی مردمان پرتاب می شود!!، این تعبیر با موشکها و بمبهای ویرانگری که در چنگال جنگنده ها قرار گرفته، توسّط خلبانهای مزدور از سوی شیاطین حاکم بر جهان بر سر ملّتهای مظلوم پرتاب می شود؛ کمال انطباق را دارد.

↑صفحه ۸۵۳↑

چه شیطانی خیره سرتر از خلبان بی رحمی که با کمال قساوت و سنگدلی با فشار یک دگمه منطقه ای را به خاک و خون می کشد و بر صغیر و کبیر رحم نمی کند و بر کودک و پیر رحم نمی آورد و هزاران تن موادّ آتشزا را بر سر انسانها فرو می ریزد و «حرث و نسل» را نابود می سازد! دیگر بین حیوانات وحشی و خلبانهای به ظاهر انسانی که بر سر مردم هیروشیما، ناکازاکی، ویتنام، افغان و لبنان بمب ریخته و می ریزند، چه تفاوت یافت می شود؟!!، سازمان ملل و دیگر مجامع بین المللی نیز بازیچه ابرقدرتها شده هیچ نقشی در دفاع از مظلومان نمی توانند بازی کنند!.
۱۳۰۳ - «سیکون فی آخر الزّمان خسف و قذف و مسخ».
«در آخر الزّمان خسف، قذف و مسخ واقع خواهد شد».
خسف: فرورفتن در زمین و زیر آوار ماندن به وسیله زلزله، سیل، طوفان، موشک، بمباران و جز آنها.
قذف: پرتاب چیزی از مکانی به مکانی (بمباران، سنگباران، موشکهای زمین به زمین و امثال آنها).
مسخ: دگرگونی سیرت و صورت چیزی به شکلی جز آنچه هست (مبدّل شدن انسان دوپا به حیوان وحشی چهارپا).
۱۳۰۴ - «یکون عند ذلک ثلاثه خسوف: خسف بالمشرق، و خسف بالمغرب، و خسف بجزیره العرب».
«در آن هنگام سه خسف روی می دهد: یکی در مشرق، دیگری در مغرب، و سوّمی در جزیره العرب».
خسفی که در جزیره العرب واقع می شود آخرین خسف است که سپاه سفیانی را در کام زمین فرو می برد:
۱۳۰۵ - «یعوذ عائذ بالبیت یبعث إلیه جیش حتّی إذا کانوا بالبیداء خسف بهم».
«به بیت خدا پناهنده می شود، آنگاه لشکر سفیانی به سوی او

↑صفحه ۸۵۴↑

فرستاده می شود، چون به سرزمین بیداء رسیدند زمین آنها را در کام خود فرو می برد».
۱۳۰۶ - «جیش یجیء من قبل العراق فی طلب رجل من أهل المدینه یمنعه الله منهم. فإذا علوا البیداء من ذی الحلیفه خسف بهم فلا یدرک أعلاهم أسفلهم، و لا یدرک أسفلهم أعلاهم إلی یوم القیامه».
«لشکری از جانب عراق در جستجوی مردی از اهل مدینه (یعنی حضرت بقیّه اللّه) بیرون می آید، خداوند او را از شرّ آنها حفظ می کند، چون در «ذو الحلیفه» به سرزمین بیداء برسند، زمین آنها را در کامش فرو می برد، اوّل و آخر لشگر تا قیامت هرگز به یکدیگر نمی رسند».
خسف و قذف زمینی را هر روز با چشم خود می بینیم، هر روز خروارها موادّ آتشزا پرتاب می شود (قذف) و صدها انسان در زیر آوارها می ماند (خسف)، امّا خسف و قذف آسمانی که در پیشقدم ظهور روی خواهد داد، خداوند ما را از آنها حراست کند و از آن بالاتر «مسخ» است که تاکنون در اطراف آن به خوبی نیندیشیده ایم که به خداوند توانا پناه می بریم از این فاجعه های جهان سوزی که در انتظار مردم لجوج و عنود است!.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۰۷ - «... و خسف بالبیداء».
«و خسفی در سرزمین بیداء».
۱۳۰۸ - «جیش البیداء یؤخذون من تحت أقدامهم».
«لشکر بیدا از زیر پایشان گرفتار می شوند».
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ»:
«نشانه های خود را در وجود آنها و در پیرامون آنها نشان می دهیم»، فرمود:
۱۳۰۹ - «نریهم فی أنفسهم المسخ، و نریهم فی الآفاق انتقاض

↑صفحه ۸۵۵↑

الآفاق علیهم، فیرون قدره الله تعالی فی أنفسهم و فی الآفاق!».
«در وجود آنها «مسخ» و در پیرامون آنها «خسف» را بر آنها نشان می دهیم تا قدرت خدا را در وجود خود و در اطراف خود ببینند و بر آنها روشن شود که او حقّ است (حتّی یتبیّن لهم انّه الحقّ) یعنی بدانند که ظهور قائم (عجّل الله فرجه) از سوی پروردگار متعال حقّ است و مردم به طور حتم آنرا خواهند دید و چاره ای از آن نیست».
خسفی که امام (علیه السلام) در تفسیر این آیه وعده داده، هرگز قابل مقایسه، با ویرانیهائی که در فلسطین و لبنان و دیگر کشورهای عربی زیر بمبهای ناپالم و موشکهای ویرانگر اسرائیل متجاوز به بار می آید نیست!.
۱۳۱۰ - «و خسف فی الحلّه و البصره، و قتل کثیرین».
«و خسفی در حلّه و بصره واقع شود و مردمان بسیاری کشته شوند».

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۱۱ - «... ارتفاع ریح سوداء أوّل النّهار، و زلزله، حتّی ینخسف کثیر منها».
«باد سیاهی اوّل صبح برمی خیزد و آنگاه زلزله ای روی دهد و قسمت اعظم آن (زوراء - بغداد) زیر آوار بماند».
این حدیث در پیرامون «زوراء» که به احتمال قوی بغداد است وارد شده، و در این زمینه روایات بسیاری هست که در بخش خروج سفیانی خواهد آمد.

* * *

↑صفحه ۸۵۶↑

حواشی
- بشاره الاسلام صفحه ۳۲.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۷ و الملاحم و الفتن صفحه ۵۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۸.
- نهج الفصاحه، جلد ۲ صفحه ۲۷۲، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۴۶ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۷۹، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۰ و جلد ۵۲ صفحه ۲۷۸، الزام النّاصب صفحه ۶۴، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۲، منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، بشاره الاسلام صفحه ۵ و الامام المهدی صفحه ۲۱۷.
- ارشاد مفید صفحه ۳۳۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۶، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۳۲۴، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۲، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸ و ۱۶۷، الصّواعق المحرقه صفحه ۱۶۳، المهدی صفحه ۱۹۳ و الامام المهدی صفحه ۵۲.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۸ و الملاحم و الفتن صفحه ۶۱.
- الامام المهدی صفحه ۲۲۷ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۸۶ و بشاره الاسلام صفحه ۲۱ و ۱۵۷.
- فصّلت:۵۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۱ و جلد ۵۱ صفحه ۶۲، بشاره الاسلام صفحه ۱۱۱، الزام النّاصب صفحه ۲۸، ارشاد مفید صفحه ۳۳۸، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۸۲ و الامام المهدی صفحه ۵۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۲۵، اعلام الوری صفحه ۴۲۹، الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۲ و بشاره الاسلام صفحه ۷۱.
- المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳، الزام النّاصب صفحه ۱۸۵، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۰، الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴ و المهدی صفحه ۱۹۵.

↑صفحه ۸۵۷↑

ه - پرتابها و دگرگونیها
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۳۱۲ - «لیبیتنّ قوم من هذه الأمّه علی طعام و شراب و لهو، و یصبحون و قد مسخوا قرده و خنازیر!».
«قومی از این امّت شب را در کنار سفره طعام و شراب و لهو و لعب سپری می کنند و بامدادان به صورت میمون و خوک درمی آیند».
و در مورد علمای درباری و فقهائی که در خدمت رژیم ها هستند فرمود:
۱۳۱۳ - «و الذی بعثنی بالحقّ لیخسفنّ بهم و یمسخهم قرده و خنازیر».
«سوگند به خداوندی که مرا به حق برانگیخت، خداوند آنها را در دل زمین فرو می برد و آنها را مسخ کرده به صورت میمون و خوک درمی آورد».
بعد از این سخن مؤکّد و همراه با سوگند از زبان حضرت ختمی مرتبت (صلّی الله علیه و آله و سلم) دیگر تردیدی نمی ماند در اینکه از این امّت نیز گروهی مسخ می شوند و به صورتهای گوناگون درمی آیند، یکی از این گروه طبقه دانشمندان درباری است و یکی دیگر اهل لهو و لعب، چنانکه می فرماید:
۱۳۱۴ - «یکون فی هذه الأمّه خسف و قذف فی متّخذی القینات و شاربی الخمور... بیناهم فی شراب و خمر، و ضرب معازف، حتّی یرسل الله علیهم فیغدون قرده و خنازیر!».
«در میان این امّت نیز خسف و قذف روی می دهد، گروهی از نوازنده ها و الکلی ها در حالیکه مشغول میگساری و نوازندگی هستند، عذاب خدا بر آنها نازل می شود و به صورت میمون و خوک درمی آیند».
۱۳۱۵ - «ممّا یمصّرون مصر یقال له: البصره. فإن أنت وردتها فإیّاک و مقصفها و سوقها و باب سلطانها. فإنّها سیکون فیها خسف و مسخ و

↑صفحه ۸۵۸↑

قذف!. آیه ذلک أن یموت العدل، و یفشو فیها الجور و شهاده الزّور، و یکثر الزّنا».
«از شهرهائی که براساس شهرسازی ساخته می شود شهری است به نام بصره، اگر وارد آن شهر شدی از کازینوها، فروشگاهها و کاخهای آن بپرهیز که در آنجا خسف و قذف و مسخ واقع خواهد شد، و نشانه آن اینست که عدالت رخت بربندند، ظلم، شهادت دروغ و روابط نامشروع فراوان شود»!!.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این حدیث کلمه «مقصف» را به کار برده که در مورد کازینوها، بارها و رستورانهائی به کار می رود که مشروبات الکلی در آنها عرضه شود و لهو و لعب در آنها رائج باشد.
۱۳۱۶ - «لم یجر فی بنی إسرائیل شیء إلاّ یکون فی امّتی مثله، حتّی الخسف و المسخ و القذف!».
«در میان بنی اسرائیل هیچ حادثه ای روی نداده است جز اینکه در میان امّت من نیز نظیر آن روی خواهد داد، حتّی خسف و قذف و مسخ».
خداوند ما را از این مظاهر غضب و خشم خود محفوظ بدارد.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۱۷ - «تهیج ریح الزّوراء: ینکرها النّاس، فیفزعون إلی علمائهم فیجدونهم قد مسخوا قرده و خنازیر، تسودّ وجوههم، و تزرقّ عیونهم».
«باد زوراء (طوفان، گردباد، از سوی بغداد، از سوی دجله) به شکلی که نظیرش دیده نشده می وزد، مردم به دانشمندان خود پناه می برند و آنها را مسخ شده می یابند و می بینند که به صورت میمون و خوک درآمده اند، صورتشان سیاه شده و دیدگانشان کبود گشته است».
از شرّ چنین روزی به خدای دانا و توانا پناه می بریم.

↑صفحه ۸۵۹↑

پیشوای ششم شیعیان در تفسیر آیه شریفه: «وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنی دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ»: «پیش از عذاب بزرگ، از عذاب کوچک به آنها می چشانیم»، فرمود:
۱۳۱۸ - «أیّ خزی أشدّ من أن یکون الرّجل فی بیته و أصحابه، و علی خوانه وسط عیاله إذ شقّ أهله الجیوب علیه و صرخوا، فیقول النّاس:
ما هذا؟ فیقال: مسخ فلان السّاعه! و قد ساله صاحبه ابو بصیر (رض):
یکون هذا قیام القائم او بعده؟ فقال: لا، قبل».
«چه ذلّت و خواری بالاتر از اینکه انسان در میان خانه و خانواده اش در کنار سفره نشسته باشد و ناگهان اهل خانه گریبان چاک کرده، ناله سر دهند، مردم بپرسند: چه شده؟! گفته شود: این فلانی است، همین الآن مسخ شد!!.
ابو بصیر از آنحضرت پرسید: این فجایع پیش از قیام قائم (عجّل الله فرجه) روی می دهد یا بعد از قیام او؟! فرمود: پیش از قیام او».
اگر شخصی نادان مسخ شود به آسانی می توان تحمّل کرد، ولی اگر دانشمند فرزانه ای مسخ شود چگونه می توان آنرا تحمّل کرد؟! وای به حال شما ای علمای جور! وای فقهای درباری!!.

* * *

امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۱۹ - «تکثر الفتن فی آفاق الأرض، و المسخ فی أعداء الحقّ».
«فتنه ها زمین را از کران تا کران فراگیرد و مسخ شدن در میان دشمنان حقّ و حقیقت فراوان گردد».
فتنه ها همه زمین را فراگرفته و هر نقطه ای تلخی آنرا چشیده است.
۱۳۲۰ - «... و مسخ لقوم من أهل البدع حتّی یصیروا قرده و خنازیر».

↑صفحه ۸۶۰↑

«گروهی از بدعتگزاران مسخ شده به صورت میمون و خوک درمی آیند».

* * *

↑صفحه ۸۶۱↑

حواشی
- بشاره الاسلام صفحه ۱۷۶.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- اعلام الوری صفحه ۴۲۸، ارشاد مفید صفحه ۳۳۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۷۶.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۳۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۷.
- سجده:۲۱.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۷.
- ارشاد مفید صفحه ۳۳۸ و اعلام الوری صفحه ۴۲۸.
- الامام المهدی صفحه ۲۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.

↑صفحه ۸۶۳↑

و - بانگ آسمانی
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۳۲۱ - «ألا أیّها النّاس: إنّ الله قد قطع مدّه الجبّارین و المنافقین و أتباعهم، و ولیکم خیر أمّه محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) فالحقوه بمکّه، فإنّه المهدیّ».
«به هنگام خروج قائم (عجّل الله فرجه) منادی آسمانی از آسمان بانگ می زند: هان ای مردمان! خداوند مهلت ستمگران، منافقان و پیروانشان را قطع کرد و بهترین امّت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) را به پیشوائی و سرپرستی شما برگزید، خود را در مکّه به او برسانید که او مهدی (عجّل الله فرجه) است».
۱۳۲۲ - «یظهر فی السّماء آیه للیلتین تخلوان من شهر رمضان».
«دو شب گذشته از ماه رمضان نشانه ای در آسمان ظاهر می شود».
۱۳۲۳ - «و ینادی مناد من السّماء: إنّ أمیرکم فلان، و ذلک هو المهدی».
«منادی از آسمان بانگ برمی آورد: امیر شما فلانی اوست و آن همان مهدی (عجّل الله فرجه) است».
این نشانه آسمانی شاید همان کف دستی باشد که در آسمان ظاهر خواهد شد، و منظور از منادی آسمانی، پیک وحی، جبرئیل امین است که در میان زمین و آسمان بانگ برمی آورد و صدایش در تمام نقاط زمین به گوش مردم می رسد، اگر برخی از کوته نظران در امکان چنین حادثه ای تردید کنند، ما تردیدی نداریم که بانگ پیک آسمانی از صدای فرستنده های بشری ناتوان تر نیست که در نقطه ای از جهان صدائی پخش می کنند و در دورترین نقطه جهان صدایشان شنیده می شود، و تردیدی نداریم که صدای رسای حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) هنگامی که در کنار خانه خدا بلند شود در تمام نقاط جهان به گوش دوست و دشمن خواهد رسید!.

↑صفحه ۸۶۴↑

۱۳۲۴ - «سیکون فی رمضان صوت، و فی شوّال معمعه، و فی ذی الحجّه تحارب القبائل. و علامته أن ینهب الحاجّ، و تکون ملحمه منی و تکثر فیها القتلی و تسیل فیها الدّماء، حتّی تسیل دماؤهم علی الجمره».
«بانگی در ماه رمضان شنیده می شود، آتش جنگی در ماه شوّال برافروخته می گردد، قبیله ها در ماه ذیحجّه به جنگ برمی خیزند، و نشانه آن اینستکه حجّاج را غارت کنند و فاجعه بزرگی در منی روی می دهد و افراد بیشماری کشته می شوند و خونها روان می شود و بر جمرات می ریزد».
یعنی این فاجعه در اثنای مراسم حجّ در منی روی می دهد و خون حجّاج بر روی جمرات در محلّ رمی جمرات می ریزد!.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۲۵ - «أما سمعتم قول الله (عزّ و جلّ) فی القرآن الکریم: [إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً]: آیه تخرج الفتاه من خدرها، و توقظ النّائم، و تفزع البقظان».
«آیا نشنیده اید که خدای تبارک و تعالی می فرماید: [اگر بخواهیم برای شما از آسمان نشانه ای می فرستیم]، نشانه ایکه دختر پرده نشین را وحشت زده از سراپرده بیرون فرستد، خفته را بیدار سازد و بیدار را به وحشت اندازد».
امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۱۳۲۶ - «فلا یبقی یومئذ فی الأرض أحد إلاّ خضع و ذلّت رقبته لها».
«در آن روز کسی در روی زمین نمی ماند جز اینکه در برابر آن نشانه تسلیم و منقاد شود».
امام باقر (علیه السلام) نیز در این باره می فرماید:
۱۳۲۷ - «ینادی من السّماء اوّل النّهار: ألا إنّ الحقّ مع علیّ

↑صفحه ۸۶۵↑

و شیعته، ثمّ ینادی إبلیس فی آخر النّهار من الأرض: ألا إنّ الحقّ مع فلان و شیعته، فعند ذلک یرتاب المبطلون».
«منادی آسمانی در اوّل صبح بانگ برمی آورد: ای مردمان! آگاه باشید که حقّ با علی و شیعیان اوست. شیطان در آخر همان روز بانگ برمی آورد: حقّ با فلانی و پیروان اوست! آنجاست که اهل باطل دچار شکّ و تردید می شوند».
امیر مؤمنان (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
۱۳۲۸ - «إذا نادی مناد من السّماء: إنّ الحقّ فی آل محمّد، فعند ذلک یظهر المهدیّ علی أقواه النّاس، و یشربون حبّه، و لا یکون لهم ذکر غیره».
«هنگامی که منادی آسمانی بانگ برآورد که حق با آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) است، نام مقدّس مهدی (عجّل الله فرجه) بر سر زبانها می افتد و محبّت او در دلها جای می گزیند و دیگر کاری جز یاد او نخواهند داشت».
امام صادق (علیه السلام) نیز در همین باره می فرماید:
۱۳۲۹ - «إذا نادی المنادی باسم المهدی من السّماء، یظهر اسمه علی أقواه النّاس، و یسرّون فلا یکون لهم ذکر غیره».
«چون نام مهدی (عجّل الله فرجه) توسّط منادی آسمانی اعلام شود، نام او بر سر زبانها می افتد و همه شادمان می شوند و جز نام او نام دیگری بر زبانها جاری نمی گردد».
و اینک برمی گردیم به سخنان گرانقدر امیر مؤمنان (علیه السلام):
۱۳۳۰ - «ینادی مناد من السّماء: یا أهل الحقّ اجتمعوا فیصیرون فی صعید واحد. ثمّ ینادی مرّه أخری: یا أهل الباطل اجتمعوا، فیصیرون فی صعید واحد».
«منادی آسمانی بانگ برمی آورد: ای اهل حقّ گرد آئید! آنگاه همه اهل حقّ در یک جبهه گرد می آیند. سپس بانگ برمی آورد: ای اهل باطل گرد آئید! آنگاه همه اهل باطل در یک جبهه گرد می آیند».

↑صفحه ۸۶۶↑

۱۳۳۱ - «... ثمّ لا یستقیم أمر النّاس علی شیء، و لا یکون لهم جماعه، حتّی ینادی مناد من السّماء: علیکم بفلان، و تطلع کفّ تشیر».
«آنگاه امور مردم هرگز اصلاح نمی شود و هرگز نمی توانند در اطراف یک محور گرد آیند، تا هنگامی که منادی آسمانی بانگ برمی آورد: به سوی فلانی بشتابید و از او دور نشوید، آنگاه کف دستی در آسمان ظاهر می شود و به سوی او اشاره می کند».
۱۳۳۲ - «ینادی مناد فی شهر رمضان عند الفجر، من ناحیه المشرق: یا أهل الهدی اجتمعوا، و ینادی مناد من قبل المغرب، بعد مغیب الشّمس: یا أهل الباطل اجتمعوا».
«در ماه رمضان به هنگام صبح، منادی آسمانی از طرف مشرق بانگ برمی آورد: ای اهل هدایت! گرد آئید. بعد از غروب آفتاب منادی دیگری از طرف مغرب بانگ برمی آورد: ای اهل باطل! گرد آئید».
به نظر می رسد که ندای دوّم به تعبیر: «ای اهل باطل» نخواهد بود، بلکه به تعبیری خواهد بود که ظاهری آراسته داشته باشد و اهل باطل را فراگیرد. مثلا ممکن است با تعبیری به اسم، صفت، ملیّت، ایدئولوژی، حزب و دیگر ویژگیهای اهل باطل اشاره شود.
۱۳۳۳ - «ینزل جبرائیل یومئذ علی صخره بیت المقدس، فیصیح فی أهل الدّنیا: [و قل جاء الحقّ و زهق الباطل، انّ الباطل کان زهوقا]».
«آنروز جبرئیل امین بر فراز سنگی در بیت المقدّس قرار گرفته، بر مردم جهان بانگ زده می فرماید: «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ، إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً»: «بگو: حق آمد و باطل از بین رفت، که باطل از بین رفتنی است».
این بانگ جبرئیل غیر از ندای آسمانی است که از این بانگ «صیحه» تعبیر شده است.

* * *

↑صفحه ۸۶۷↑

امام حسین (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۳۴ - «ینادی مناد باسم المهدیّ، فیسمع من بالمشرق و من بالمغرب!».
«منادی آسمانی به نام «مهدی» (عجّل الله فرجه) ندا می کند، هرکسی که در شرق و غرب جهان باشد آن ندا را می شنود».
سرور شهیدان و پیشوای جهادگران در آن روزهای پرآشوب و خفقان، از بیان نشانه های روز پرشکوه ظهور غفلت نمی کند و به تعبیری که برای مردم آن روز مفهوم نبود از نعمات روحبخش آن ندای آسمانی که در سرتاسر جهان طنین خواهد انداخت سخن می گوید و بعد از چهارده قرن، اختراع تلویزیون سخنان پرارج آن حضرت را برای ما قابل فهم می کند!. خداوند ما را از پیروان راه او قرار دهد و از طرف ما او را پاداش نیکو عطا فرماید.

* * *

امام زین العابدین (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۳۵ - «و الله إنّ ذلک فی کتاب الله لبین حیث یقول: و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب، یوم یسمعون الصّیحه بالحقّ ذلک یوم الخروج. فلا یبقی فی الأرض أحد إلاّ خضع و ذلّت رقبته لها. و یثبّت الله الّذین آمنوا بالقول الثّابت علی الحقّ، و هو النّداء الأوّل. و یرتاب الّذین فی قلوبهم مرض حین النّداء الثّانی».
«به خدا سوگند! این مطلب در کتاب خدا بسیار صریح بیان شده، آنجا که می فرماید: [گوش فراده، هنگامی که منادی از نقطه نزدیکی ندا سر می دهد، آنروز به حقّ آن صیحه را می شنوند، که آنروز روز خروج است]، در روی زمین احدی باقی نمی ماند جز اینکه در برابر این بانگ آسمانی خاضع و منقاد می شود، آنانکه ایمان آورده اند، خداوند آنها را روی ایمان راسخ و عقیده حقّ ثابت و پابرجا نگاه می دارد، و این بانگ نخستین است. ولی کسانی که در دلهایشان بیماری هست در بانگ دوّم دچار شکّ و تردید می شوند».

↑صفحه ۸۶۸↑

امام صادق (علیه السلام) در پیرامون همین آیه شریفه می فرماید:
۱۳۳۶ - «فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصّوت من السّماء: ألا إنّ الحقّ فی علیّ بن أبی طالب و شیعته!. فإذا کان من الغد إبلیس فی الهواء حتّی یتواری عن أهل الأرض فینادی: ألا إنّ الحقّ فی فلان».
«اهل زمین هنگامی که بانگ آسمانی را بشنوند که از آسمان بانگ می زند: آگاه باشید حق با علیّ بن ابی طالب (علیه السلام) و شیعیان اوست، همه ایمان می آورند، روز بعد شیطان در فضا بالا می رود و در حالیکه مردم او را نمی بینند بانگ می زند: آگاه باشید که حقّ با فلانی است!».
ما هر صبح و شام این آیه را می خواندیم ولی توجّه نداشتیم که ندای منادی از نقطه ای نزدیک یعنی چه؟! این صیحه کدام صیحه است؟! منظور از روز خروج چیست؟! چون ذهن ما متوجّه صحنه های قیامت می شد و خیال می کردیم که موقفی از موقفهای رستاخیز را بیان می کند!، حق هم داشتیم، ما کجا و فهم تفسیری معصومین (علیهم السلام) کجا؟! آنها همسنگ قرآن هستند، آنها واقف بر ظاهر و باطن آن می باشند و جز آنها کسی نمی تواند در این راه پرپیچ و خم گام بسپارد جز با راهنمائی آنها. و اینک تفسیر این آیه را از امام صادق (علیه السلام) می شنویم:
۱۳۳۷ - «ینادی مناد باسم القائم و اسم أبیه (علیهما السلام).
و الصّیحه فی هذه الآیه صیحه من السّماء، و ذلک یوم خروج القائم (علیه السلام).
یسمعون صوتا لا من ذی و لا ذی هو!!! لکنّهم یسمعون صوتا ما قاله إنس و لا جانّ: بایعوا فلانا باسمه، لا من ذی و لا ذی هو!!!».
«منادی به نام قائم و نام پدرش (عجّل الله فرجه) ندا سر می دهد، صیحه در این آیه همان بانگ آسمانی است، و آن روز خروج قائم است. بانگی را می شنوند که نه از اینطرف است و نه از آنطرف، و نه صدای انس و جنّ است که می گوید: با فلانی بیعت کنید، صریحا از او نام می برد و جهت صدا مشخّص نیست که اینطرف است یا آنطرف».
امام صادق (علیه السلام) بانگ آسمانی را برای ما مجسّم می کند که این صدا

↑صفحه ۸۶۹↑

همه اقطار و اکناف جهان را پر می کند در شرق و غرب دنیا طنین می اندازد کسی نمی تواند جهت صدا را تشخیص دهد که از طرف بالاست یا پائین؟، از طرف راست است یا چپ؟! از طرف شمال است یا جنوب؟! آن صدا چون دیگر صداها نیست که از یک ایستگاه رادیوئی پخش شود، کسی بشنود و دیگری نشنود، به زبانی پخش شود و اهل دیگر زبانها از فهم آن ناتوان باشند، بلکه صدائی است که هر گوشی را نوازش می دهد و به هر گوشی با لهجه ای که انس دارد و با زبانی که دقیقا آشناست این صدا می رسد!!.
آیا جز امام صادق (علیه السلام) و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) از چه کسی ساخته است که این معنی را تصوّر کند و در چهارده قرن پیش بتواند مجسّم کند؟! و سخنان گرانقدر خود را آنچنان با اطمینان کامل و اعتقاد استوار بیان کند که گوئی او خود طرّاح و مجری این برنامه است. دیگر مادر زمانه از آوردن انسان دیگری همسنگ معصومان (علیهم السلام) ناتوان است.
به زودی توضیحات بیشتری از امام صادق (علیه السلام) در همین مورد نقل خواهیم کرد.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۳۸ - «و جاءت صیحه من السّماء بأنّ الحقّ فیه و فی شیعته فعند ذلک خروج قائمنا».
«بانگی از آسمان شنیده می شود که حق با علی (علیه السلام) و شیعیان اوست. و آن به هنگام خروج قائم ماست».
۱۳۳۹ - «یختلف أهل الشرق و أهل الغرب، نعم و أهل القبله و یلقی النّاس جهدا شدیدا ممّا یمرّ بهم من الخوف. فلا یزالون بتلک الحال حتّی ینادی مناد من السّماء. فإذا نادی فالنّفر النّفر!».
«مردم شرق و غرب به اختلاف می گرایند، اهل قبله (مسلمانان) نیز دچار اختلاف می شوند، مردم از ناامنی به شدّت رنج می برند و این چنین روزگار سپری می شود تا منادی آسمانی ندا سردهد، چون بانگ

↑صفحه ۸۷۰↑

آسمانی را شنیدید بشتابید، بشتابید».
اکنون که به نگارش این سطرها اشتغال دارم سخنان امام باقر (علیه السلام) دقیقا تحقّق یافته، اختلاف شرق و غرب اوج گرفته، مسلمانان نیز به دو جبهه شرق و غرب کشیده شده و در برابر یکدیگر قرار گرفته اند و تلخی این اختلافات را ما در جنوب لبنان می چشیم و دود آن به چشم همه مسلمانان می رود. طبق فرموده امام (علیه السلام) ندای آسمانی به دنبال این اختلافات مرارت بار است.
۱۳۴۰ - «ألصّیحه لا تکون إلاّ فی شهر رمضان، لأنّ شهر رمضان شهر اللّه، و هی صیحه جبرائیل إلی الحقّ!».
«ندای آسمانی جز در ماه رمضان نخواهد بود که ماه رمضان ماه خداست، و آن بانگ جبرئیل است که به سوی حقّ فرامی خواند».
۱۳۴۱ - «ألصّیحه فی شهر رمضان فی لیله الجمعه، لیله ثلاث و عشرین، فلا تشکوّا فی ذلک و اسمعوا و أطیعوا. و فی آخر النّهار صوت إبلیس اللّعین ینادی: ألا إنّ فلانا قتل مظلوما یشکّک النّاس و یفتنهم!. فکم فی ذلک الیوم من شاکّ متحیّر قد هوی فی النّار!. و علامه ذلک أنّ جبرائیل (ع) ینادی باسم القائم و اسم أبیه (علیهما السلام)، حتّی تسعد العذراء فی خدرها فتحرّض أباها و أخاها علی الخروج».
«ندای آسمانی در ماه رمضان، در شب جمعه، شب ۲۳ رمضان است که هرگز در مورد آن دچار شکّ و تردید نشوید، گوش فرا دهید و اطاعت کنید. و در پایان روز صدای ابلیس لعین بلند می شود که می گوید: فلانی مظلوم کشته شد!، با این بانگ نابهنگام گروهی را به شکّ می اندازد و گروه کثیری با شکّ و تردید وارد آتش می شوند. نشانه بانگ جبرئیل اینست که به نام قائم (عجّل الله فرجه) و نام پدرش ندا می کند، دختران پرده نشین نیز با شنیدن آن خوشحال می شوند و پدران و برادرانشان را تشویق می کنند که خروج کنند».
امام صادق (علیه السلام) نیز در این باره فرموده است:
۱۳۴۲ - «یکون النّداء لیله الجمعه لثلاث و عشرین من شهر

↑صفحه ۸۷۱↑

رمضان. أوّل النّهار بعد صلاه الصّبح: ألا إنّ الحقّ فی فلان بن فلان و شیعته، توقظ النّائم، و تقعد القائم أو تخرجه إلی صحن داره. لأنّها تفزع الیقظان، و تخرج العواتک من خدورهنّ، فتحرّض العذراء أباها و أخاها علی الخروج».
«ندای آسمان در شب جمعه، شب بیست و سوّم ماه رمضان، اوّل صبح، بعد از نماز صبح واقع می شود که: آگاه باشید که حق با فلانی پسر فلانی و شیعیان اوست. این بانگ خفته را بیدار می کند، شخص بیدار را وحشت زده می کند، کسیکه سرپا ایستاده، می نشیند و یا به صحن خانه می رود، پرده نشینان را وحشت زده از پرده بیرون می کند، دختر پرده نشین پدر و برادرش را تشویق به خروج می کند».
۱۳۴۳ - «کأنّی بهم أسرّ ما یکونون و قد نودوا نداء یسمعه من بعد کما یسمعه من قرب!».
«گوئی با چشم خود می بینم که خوشحالی آنها را فراگرفته، آنها صدائی را می شنوند که از دور نیز همانند نزدیک شنیده می شود».
این تعبیر که از زبان رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم)، امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) روایت شده امروز در سایه پیشرفت صنعت و تکنیک کاملا مفهوم و قابل پذیرش است، امّا در آن روز که از رادیو و تلویزیون خبری نبود چگونه این مطالب را می توانستند درک کنند؟! درود بیکران بر پیشوایان بزرگی که چهارده قرن پیش بشر امروزی را می دیدند و می شناختند و همانند کسی که در میان آنها زندگی کند از آنها سخن می گفتند!. در این مدّت طولانی که در حدود ۵۰ نسل عوض شده، تمام سخنان غیبی آنها موبه مو تحقّق یافته است. آنها بالاتر از آنند که ما بتوانیم عظمت آنها را دریابیم. کسانیکه ندانسته در حریم قداست آنها سخن می گویند، بهتر آنست که قدری بیندیشند و گامی به سوی شناخت آنها بردارند و آنگاه داد سخن سردهند.
۱۳۴۴ - «أسکنوا ما سکنت السّماء و الأرض، فإنّ أمرکم لیس به خفاء. ألا إنّها آیه من الله (عزّ و جلّ) لیست من النّاس!. ألا إنّها أضوا من الشّمس، لا تخفی علی برّ و لا فاجر. أتعرفون الصّبح؟. فإنّ الصّبح لیس به

↑صفحه ۸۷۲↑

خفاء».
«تا آسمان و زمین آرام است شما نیز آرام بنشینید، در امر شما هیچ خفا نیست، آگاه باشید که آن (صیحه آسمانی) نشانه ای از خدای تبارک و تعالی است، از مردم نیست (تا پوشیده شود)، آگاه باشید که آن روشنتر از آفتاب است، بر احدی از برّ و فاجر پوشیده نخواهد ماند، آیا صبح را می شناسید؟ آیا در مورد صبح کسی دچار تردید می شود؟!».
حرکت آسمان با ندای آسمانی آغاز می شود و حرکت زمین با سپاه سفیانی شروع می شود. (چنانکه در حدیث شماره ۱۳۴۹ خواهد آمد).
۱۳۴۵ - «لا بدّ من هذین الصّونین قبل خروج القائم (علیه السلام): صوت من السّماء، و هو صوت جبرائیل، و صوت من الأرض، و هو صوت إبلیس اللّعین».
«به ناچار این دو صیحه پیش از قیام قائم (عجّل الله فرجه) شنیده خواهد شد، یکی از آسمان که صدای جبرئیل امین است، و دیگری از زمین که صدای شیطان لعین است».
بانگ اوّلی نویدبخش، امیّدبخش و مسرّت بخش است و بانگ دوّم شکّ آور، یأس آور و مرارت بار است و طبعا شیاطین زمینی نیز سخنان شرک آلود و فتنه انگیز آن شیطان بزرگ را تکرار نموده، در پخش و نشر آن تلاش می کنند.
در این رابطه جمله ای نیز از خلیفه خونخوار عبّاسی، «منصور دوانیقی» نقل شده که روزی خطاب به «سیف بن عمیره» گفت:
۱۳۴۶ - «به ناگزیر منادی آسمانی به نام مردی از اولاد ابو طالب (علیه السلام) بانگ می زند».
- سیف بن عمیره از روی چاپلوسی قیافه انکار به خود گرفته گفت:
- شما نیز به چنین مطلبی عقیده دارید؟!. منصور گفت:
- سوگند به خداوندی که جانم دست اوست، آری، من نیز به آن معتقدم. زیرا با دو گوش خود شنیده ام. سیف گفت:
- من هرگز چنین حدیثی نشنیده بودم. منصور گفت:

↑صفحه ۸۷۳↑

- به خدا سوگند، آن حقّ است. هنگامی که آن واقع شود ما نخستین کسی هستیم که به آن پاسخ مثبت خواهیم داد. مگرنه اینست که آن ندا به نام مردی از عموزادگان ما هست؟!. سیف گفت:
- آیا ندای آسمانی به نام یکی از اولاد فاطمه زهرا خواهد بود؟
منصور گفت:
- آری. اگر جز این بود که من آنرا از حضرت ابو جعفر (علیه السلام) شنیده ام، هرگز باور نمی کردم، اگرچه همه مردم روی زمین نقل می کردند، ولی چه کنم که او محمّد بن علی (علیه السلام) است».
جان عالم به فدای امامی که دشمن او را این چنین می ستاید.

* * *

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۳۴۷ - «إختلاف بنی العبّاس من المحتوم، و النّداء من المحتوم، و خروج القائم من المحتوم».
«اختلاف بنی عبّاس از علایم حتمی است. ندای آسمانی از نشانه های حتمی است. خروج قائم (عجّل الله فرجه) از امور حتمی است».
شاید در نزدیکی ظهور تنی چند از بنی عبّاس روی کار باشند و شاید کلمه بنی عبّاس رمز زمامدارانی باشد که بر بغداد حکومت کنند و لابد در آینده ای نزدیک در میان آنها اختلاف پدید خواهد شد. و شاید منظور اختلاف خلفای بنی عبّاس درگذشته (بعد از عصر امام صادق) باشد، همانند اختلاف امین و مأمون.
۱۳۴۸ - «إنّ القائم لا یقوم حتّی ینادی مناد من السّماء، تسمع الفتاه فی خدرها، و یسمع أهل المشرق و أهل المغرب. و فیه نزلت هذه الآیه: «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ»، لو کانت الصّیحه خضعت لها أعناق أعداء الله (عزّ و جلّ)».
«قائم (عجّل الله فرجه) قیام نمی کند جز پس از آنکه منادی آسمانی ندا سر

↑صفحه ۸۷۴↑

دهد، آنرا همه اهل مشرق و مغرب می شنوند، دختر پرده نشین، در سراپرده خود آنرا می شنود. و در این مورد نازل شده است: [اگر بخواهیم برای آنها از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع می شود]، اگر آن بانگ آسمانی واقع شود گردن دشمنان خدا در برابر آن خاضع خواهد شد».
۱۳۴۹ - «إتّقوا اللّه، و اسکنوا ما سکنت السّماء و الأرض».
«از خدا بترسید و تا هنگامی که آسمان و زمین آرام است شما نیز آرام باشید».
این حدیث به همین عبارت از امام رضا (علیه السلام) نیز روایت شده، که امام (علیه السلام) ساکن بودن آسمان را به فرانرسیدن زمان بانگ آسمانی، و ساکن بودن زمین را به فرانرسیدن وقت خسف لشکر سفیانی تفسیر فرموده است.
۱۳۵۰ - «إنّها تکون صیحه تتبعها هدّه».
«صیحه ای برخیزد و آنگاه حادثه ای بس بزرگ به دنبالش واقع شود».
۱۳۵۱ - «إنّه تکون ثلاثه أصوات فی رجب. الأوّل: ألا لعنه الله علی الظّالمین. و الثّانی: أزفت الآزفه یا معشر المؤمنین. و الثّالث: یری النّاس بدنا بارزا نحو عین الشّمس ینادی: ألا إنّ الله قد بعث فلانا بن فلان.
حتّی ینسبه إلی علی (علیه السلام)، فیه هلاک الظّالمین، فاسمعوا له و أطیعوا. فعند ذلک یاتی الفرج و یذهب غیظ قلوبهم».
«سه بانگ آسمانی در ماه رجب شنیده شود:
۱ - آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمگران باد!.
۲ - ای گروه مؤمنان! رستخیز نزدیک است!.
۳ - بدن انسانی به وضوح در قرص خورشید دیده می شود که با صدای رسا بانگ برمی آورد: هان ای مردم! خداوند فلانی، پسر فلانی،...
(سلسله نسب حضرت قائم (عجّل الله فرجه) را تا حضرت علی (علیه السلام) می رساند)، را برانگیخت، هلاکت ستمگران به دست او می باشد، فرمان او را بشنوید و

↑صفحه ۸۷۵↑

اوامرش را اطاعت کنید. آنگاه فرج فرا می رسد و خشم دلها از بین می رود».
منکران به هنگام مشاهده این نشانه ها حیران و سرگردان می شوند و آیه شریفه: [اگر بخواهیم برای آنها نشانه ای از آسمان فرو می فرستیم]عینیّت می یابد. بدنی که در قرص خورشید به روشنی دیده می شود یک معجزه الهی است که قدرت بی پایان خداوند را بر کوردلان جهان به نمایش می گذارد.
۱۳۵۲ - «ألعام الّذی فیه الصّیحه، قبله الآیه فی رجب. فقیل له: و ما هی؟. قال وجه یطلع فی القمر، و ید بارزه، و تطلع کفّ تشیر. و النّداء الّذی من السّماء یسمعه أهل الأرض: کلّ أهل لغه بلغتهم».
«سالی که صیحه آسمانی در آن شنیده می شود، نشانه ای پیش از آن در ماه رجب دیده می شود. گفته شد: آن نشانه چیست؟ فرمود: سیمائی در قرص ماه دیده می شود، دست و کف دست روشنی در فضا ظاهر می شود و به سوی او اشاره می کند، ندائی از آسمان بلند می شود و همه مردم روی زمین آنرا می شنوند، هرکسی به زبان خودش آنرا می شنود».
۱۳۵۳ - «یکون فرقه و اختلاف حتّی یطلع کفّ من السّماء، و ینادی مناد: إنّ أمیرکم فلان».
«اختلاف شدیدی روی می دهد و ادامه می یابد تا وقتیکه کف دستی در آسمان ظاهر شود و منادی آسمانی بانگ برآورد که امیر شما فلانی است».
۱۳۵۴ - «و وجه و صدر یظهران للنّاس فی عین الشّمس».
«صورت و سینه ای در قرص خورشید برای همگان ظاهر می شود».
۱۳۵۵ - «و ینادی مناد من السّماء فی أوّل النّهار، یسمعه کلّ قوم بألسنتهم: ألا إنّ الحقّ فی علیّ و شیعته».
«منادی آسمانی اوّل صبح از آسمان ندا می کند: آگاه باشید حقّ با علی (علیه السلام) و شیعیان اوست. این ندا را هر قومی به زبان خود

↑صفحه ۸۷۶↑

می شنود».
در مدّت کوتاهی که از سفر فضائی انسان به کره ماه می گذرد چقدر در صفحات تلویزیون سر و صورت فضانوردان را روی قرص ماه مشاهده کرده ایم؟! دیگر جای شگفت نیست که سر و صورتی را با قدرت بیکران آفریدگار توانا بدون استخدام تلویزیون بر روی قرص ماه و قرص خورشید ببینیم و صدایش را بشنویم.
چقدر در کنگره ها و سمینارهای بین المللی شرکت نموده، سخنرانیهای سخنرانان را فی المجلس به زبان خود از گوشیهای صندلی خود شنیدیم، دیگرچه عجب اگر صدای منادی آسمانی را بدون استفاده از گوشی و بدون استخدام مترجمین زبردست، با قدرت بی پایان قادر متعال بشنویم. اگر خدای قادر متعال در پهنه گیتی چیزی را که دست ناتوان بشری در سازمان ملل تهیّه کرده و برای نماینده هر کشوری مطالب سازمان را به زبان خود پخش می کند، بدون استفاده از این ابزار تهیّه کند چه جای شگفت و استبعاد است؟!. این تعبیرها برای رفع استبعاد از کوته نظران و سطحی اندیشان است وگرنه معجزات الهی با کارهای عادی جهان طبیعت هرگز قابل تشبیه و مقایسه نیست.
به زودی شاهد بانگ رسای جبرئیل امین از اعمال آسمانها خواهیم بود که نغمه های امیدبخش او گوش همه جهانیان را نوازش خواهد داد. به امید آنروز.
۱۳۵۶ - «إذا سمعوا الصّوت أصبحوا کأنّما علی رؤوسهم الطّیر!. أما لو کانت الصّیحه خضعت لها أعناق أعداء اللّه!. فإن أشکل علیهم من ذلک شیء، فإنّ الصّوت لا یشکل علیهم إذا نودی باسمه و اسم أبیه و جدّه».
«هنگامی که بانگ آسمانی را بشنوند همانند کسی که بر سرش مرغ نشسته باشد خشکشان می زند، گردن همه دشمنان خدا در برابر صیحه آسمانی خاضع و منقاد می شود. اگر در چیزی هم دچار شکّ و تردید باشند در مورد صیحه آسمانی هیچ تردیدی نخواهد داشت که با نام، نام پدر و نام اجداد طاهرین او (عجّل الله فرجه) ندا خواهد شد».
و در حدیثی دیگر توضیح می دهد که بانگ آسمانی در پگاه روز جمعه،

↑صفحه ۸۷۷↑

بیست و سوّم ماه رمضان خواهد بود.
۱۳۵۷ - «فإذا صلّیتم الفجر من یوم الجمعه المذکور، فادخلوا بیوتکم، و أغلقوا أبوابکم، و سدّوا الکوی، و دثّروا أنفسکم، و سدّوا آذانکم. فإذا أحسستم بالصّیحه فخرّوا سجّدا و قولوا: سبحان ربّنا القدّوس، فإنّه من فعل ذلک نجا. و من برز لها هلک».
«چون نماز صبح را در روز جمعه یادشده خواندید، وارد خانه های خود شوید و درها و پنجره ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهای خود را بگیرید، هنگامی که بانگ آسمانی را شنیدید به سجده افتاده بگوئید:
«سبحان ربّنا القدّوس». هرکس چنین رفتار کند نجات پیدا می کند و هرکس روی درروی آن بایستد هلاک می شود».
این روایت از نظر وقت تأکید می کند که موقع صیحه در پگاه روز جمعه بیست و سوّم ماه مبارک رمضان است، چنین روزی در آن ساعت معیّن در این سطح آماده و منتظر باشید که گوشهای خود را بگیرید تا از عوارض آن بانگ آسمانی که زمین و زمان را خواهد لرزانید در امان باشید و پس از شنیدن آن ندای مسرّت بخش و آگاه شدن از فرا رسیدن وقت ظهور به سپاس و ستایش خدای سبحان بپردازید.
چه سعادتی بالاتر از آنکه آن روز میمون و عهد مسعود را انسان درک کند که قرنهاست دیدگان نگران شیعیان و ستمدیدگان و به ضعف کشیده شدگان در انتظار مقدم گرامی اش ثانیه شماری می کنند.
۱۳۵۸ - «فلا یبقی شیء خلق الله فیه الرّوح إلاّ سمع الصّیحه، و لا یبقی راقد إلاّ استیقظ، و لا قائمّ إلاّ قعد، و لا قاعد إلاّ قام علی رجلیه فزعا من ذلک الصّوت، و هو صوت جبرائیل الأمین!. فرحم الله من سمع ذلک الصّوت فأجاب».
«هیچ موجود جانداری نمی ماند جز اینکه آن بانگ آسمانی را می شنود، هیچ خفته ای نمی ماند جز اینکه بیدار می شود، هیچ ایستاده ای نمی ماند جز اینکه می نشیند و هیچ نشسته ای نمی ماند جز اینکه می ایستد، که از شنیدن آن بانگ آسمانی این چنین وحشت زده می شوند، و آن بانگ

↑صفحه ۸۷۸↑

جبرئیل امین است، خدای رحمت کند کسی را که این صدا را بشنود و لبیّک بگوید».
این روایت به همین تعبیر از امام حسن (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) نیز نقل شده است.
۱۳۵۹ - «إذا طلعت الشّمس و أضاءت، صاح صائح بالخلائق من عین الشّمس بلسان عربیّ مبین، یسمع من فی السّماوات و الأرضین: یا معشر الخلائق، هذا مهدیّ آل محمّد، و یسمّیه باسم جدّه رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و یکنّیه و ینسبه. و لا یبقی أذن من الخلائق الحیّه إلاّ سمع ذلک النّداء. و تقبل الخلائق من البدو و الحضر و البرّ و البحر، یحدّث بعضهم بعضا، و یستفهم بعضهم بعضا ما سمعوا بآذانهم!».
«چون خورشید بدرخشد و نورافشانی کند، فریادگری از قرص خورشید به زبان عربی فصیح فریاد می زند و فریادش را به گوش همه ساکنان زمین و آسمان می رساند که: ای گروه مخلوقات! این مهدی آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) است. او را با نام خود که همنام جدّ بزرگوارش رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) است، نام می برد و کنیه و نسبش را بیان می کند، هیچ موجود زنده ای در جهان نمی ماند جز اینکه آن بانگ را می شنود و همه مردم شهری و روستائی، از ساکنان خشکی و دریا (جزیره ها) با یکدیگر بازگو می کنند و آنچه را که با گوش خود شنیده اند از یکدیگر می پرسند که آنها چگونه شنیده اند و چه فهمیده اند».
۱۳۶۰ - «علامتها أن تکون فی سنه کثیره الزّلازل و البرد».
«نشانه آن (بانگ آسمانی) آنست که در سالی که سرما و زلزله بسیار فراوان باشد واقع می شود».
روزی «زراره» از امام صادق (علیه السلام) پرسید: آیا آن بانگ آسمانی عمومی است یا خصوصی؟ فرمود: عمومی است، هر قومی آنرا به زبان خود می شنود.
زراره از روی تعجّب پرسید: هنگامی که جبرئیل امین برای قائم (عجّل الله فرجه) با نام و نشان با چنین وضعی ندا کند، دیگرچه کسی با او مخالفت می کند؟! امام صادق (علیه السلام) در پاسخ فرمود:

↑صفحه ۸۷۹↑

۱۳۶۱ - «لا یدعهم إبلیس حتّی ینادی فی آخر النّهار یشکّک النّاس».
«شیطان آنها را ترک نمی کند، بلکه در آخر همان روز بانگی برآورده آنها را دچار شکّ و تردید می کند».
یکبار دیگر یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) از پیشگاه آنحضرت پرسید: ما در شگفتیم که حضرت قائم (عجّل الله فرجه) پس از خسف لشکر سفیانی در بیداء و بانگ آسمانی و عجایب دیگر، چگونه ممکن است گروهی پیدا شده، روی درروی او بایستند؟! فرمود:
۱۳۶۲ - «إنّ الشّیطان لا یدعهم حتّی ینادی کما نادی برسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) یوم العقبه!».
«شیطان آنها را فروگذار نمی کند و بر آنها بانگ می زند چنانکه در روز عقبه برای رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) بانگ زد».
امام صادق (علیه السلام) در بیان دیگری در مورد بانگ شیطان می فرماید:
۱۳۶۳ - «فإذا دنت الشّمس للمغرب. صاح صائح من مغربها: یا معشر الخلائق، قد ظهر ربّکم بالوادی الیابس من أرض فلسطین، فبایعوه تهتدوا، و لا تخالفوا علیه».
«چون خورشید نزدیک غروب شود، فریادگری از محلّ غروب آفتاب بانگ برمی آورد: ای گروه مردمان! صاحب شما از صحرای بی آب و علفی در سرزمین فلسطین ظهور کرده است، با او بیعت کنید تا هدایت شوید و با او مخالفت نکنید».
روی این بیان دو بانگ در یک روز واقع خواهد شد، یکی اوّل صبح، دیگری آخر روز، یکی از آسمان دیگری از زمین، یکی از طرف شرق دیگری از طرف غرب، در اوّلی نام و نام پدر حضرت ولّی عصر (عجّل الله فرجه) و نام نیاکانش تا حضرت علی (علیه السلام) به صراحت گفته خواهد شد و هیچ تردیدی برای صاحب خردان باقی نخواهد بود ولی دوّمی برای القای شبهه به صورت مبهم خواهد بود.

↑صفحه ۸۸۰↑

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: چه کسی به این ندا ایمان می آورد و چه کسی به آن ندا؟! فرمود:
۱۳۶۴ - «کسیکه قبلا به آن ایمان آورده بود الان هم به آن ایمان می آورد، او بانگ آسمانی را می شنود و می فهمد که حقّ است و آنرا تصدیق می کند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: [أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی، فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ: آیا کسیکه به سوی حق رهنمون می شود شایسته پیروی است، یا کسیکه خود هدایت نمی یابد جز اینکه دیگری او را هدایت کند؟! چگونه است، شما چگونه داوری می کنید]، سپس فرمود: صدای جبرئیل از آسمان است و صدای شیطان از زمین است، شما از صدای اوّلی پیروی کنید، مبادا به صدای دوّمی بگرائید و گول بخورید! بانگ آسمانی حقّ است و سوگند به خدا، که هر قومی به زبان خود آن را می شنود، هیچ موجود زنده ای نمی ماند جز اینکه آنرا می شنود».
بیانات پیشوایان راه هرگونه شکّ و تردید را بر منکران می بندد و بر دودلان حجّت را تمام می کند که با شنیدن بانگ شیطان دچار شکّ و تردید نشوند، که این بانگ آخرین دام شیطان برای فریب دادن مردم ناآگاه و ضعیف الایمان است، آنروز شیطان آخرین تیر خود را بر کمان نهاده، قلب مسلمانان ضعیف العقیده را هدف قرار می دهد، و برای فریب دادن مردم حیران و سرگردان از طرح هیچ حیله و نقشه ای غفلت نمی ورزد.
آنگاه امام صادق (علیه السلام) در مورد مسرّت زاید الوصف مؤمنانی که در طول قرون و اعصار انتظار کشیده اند، می فرماید:
۱۳۶۵ - «و لا یبقی مؤمن میّت إلاّ دخلت علیه الفرحه فی قبره».
«هیچ مؤمنی از مؤمنان درگذشته نمی ماند جز اینکه شادی و فرح در داخل قبر به او رسیده، او را شادمان سازد».

* * *

امام رضا (علیه السلام) می فرماید:

↑صفحه ۸۸۱↑

۱۳۶۶ - «ینادی مناد من السّماء یسمعه جمیع أهل الأرض، بالدّعاء إلی القائم، فیقول: ألا إنّ حجّه الله قد ظهر عند بیت اللّه، فاتّبعوه فإنّ الحقّ معه و فیه».
«منادی از آسمان ندا سر می دهد، همه مردم روی زمین می شنوند که آنها را به سوی قائم (عجّل الله فرجه) فرامی خواند و می گوید: آگاه باشید که حجّت خدا در کنار خانه خدا ظاهر شده، از او پیروی کنید که حق با اوست و انحصار به او دارد».
۱۳۶۷ - «کم من حرّی مؤمنه، و کم من مؤمن متأسّف حیران عند فقده!. کأنّی بهم آیس ما کانوا، ثمّ نودی بنداء یسمع من البعد کما یسمع من القرب، یکون رحمه علی المؤمنین و عذابا علی الکافرین».
«چقدر مرد مؤمن و زن مؤمنه، که در دوران غیبت او حیران و نگران و سرگردان می شوند! چون یأس و نومیدی آنها به حدّ اعلی می رسد بانگ آسمانی سر داده می شود که از دور نیز همانند نزدیک شنیده می شود، این بانگ برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذابی سخت خواهد بود».
چقدر دلها از درد فراق نالان و گریان و در آتش هجران می سوزد و سنگینی کابوس یأس و نومیدی را بر روی دوشهای خود احساس می کنیم؟! به امید روزیکه صدای روح افزای جبرئیل امین در اکناف جهان طنین اندازد، و غریو روح بخش آن بلندتر از هر صدائی در جهان، دلهای عاشقان را به سوی آن کعبه مقصود و قبله موعود جلب کند.
پیشوایان معصوم عظمت و شکوه آن روز پرشکوه را چقدر عالی ترسیم کرده اند؟! دیگر کسی جای شکّ و تردید باقی نخواهد بود.

* * *

و در انجیل می خوانیم:
۱۳۶۸ - «زیرا این را به شما از کلام خدا می گوئیم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست. زیرا خود

↑صفحه ۸۸۲↑

خداوند با صدا و آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح، اوّل خواهند برخاست. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و همچنین همیشه با خداوند خواهیم بود».
فراز بالا که از انجیل آوردیم دقیقا با روایات ما منطبق است، در این فراز بانگ جبرئیل به تعبیر آواز رئیس فرشتگان تعبیر کرده، و تعبیر ربوده شدن و انتقال یافتن با ابر دقیقا همان تعبیری است که در بخش یاران حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) در بخش یازدهم در روایات ما آمده است، و داستان فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) نیز دقیقا با روایات ما منطبق است که در بخش سیزدهم گذشت. جالبتر اینکه داستان رجعت و زنده شدن برخی از مردگان نیز در انجیل آمده است.
۱۳۶۹ - «آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آنوقت جمیع طوائف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می آید. و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا به کران فلک فراهم خواهند آورد».
در این فراز نیز تعبیر روشن و جالبی در مورد یاران حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) دارد که با احادیث ما کمال انطباق را دارد و از بانگ آسمانی و ظهور نشانه ای در آسمان در پیشقدم ظهور آنحضرت، همانند روایات ما گفتگو می کند.
۱۳۷۰ - «فرشته دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز می کند و انجیل (نوید) جاودانی را دارد، تا ساکنان زمین را از هر امّت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد. و به آواز بلند می گوید: از خدا بترسید و او را تمجید نمائید، زیرا که زمان داوری او رسیده است، پس او را که آسمان و زمین و دریا و چشمه های آبرا آفرید پرستش کنید».
عین همین الفاظ از امام صادق (علیه السلام) نیز رسیده است و این نشانه آنست که دین فقط یکی است و آن همان آئین حنیفی است که خدای تبارک و تعالی

↑صفحه ۸۸۳↑

بر آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نازل کرده است. در این فراز نیز اشاره لطیفی است که هر قومی آن بانگ آسمانی را به زبان خود می شنوند.

* * *

↑صفحه ۸۸۴↑

حواشی
- ارشاد مفید صفحه ۳۳۶، الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۵، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۶۰، اختصاص مفید صفحه ۲۰۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۰۴، منتخب الاثر صفحه ۴۹۹، المهدی صفحه ۹۰ و بشاره الاسلام صفحه ۱۷۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۳۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۷۷.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۶۱، بشاره الاسلام صفحه ۳۴ و الملاحم و الفتن صفحه ۳۳.
- شعراء:۴.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰، منتخب الاثر صفحه ۲۲۰، ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۱۰۹، بشاره الاسلام صفحه ۴۹، الامام المهدی صفحه ۴۵ و ۲۲۰ و الزام النّاصب صفحه ۱۷۷.
- الامام المهدی صفحه ۴۸.
- منتخب الاثر صفحه ۴۵۷، اعلام الوری صفحه ۴۲۶، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۱، بشاره الاسلام صفحه ۸۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۹۰، الملاحم و الفتن صفحه ۴۸ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۸.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۴۰، منتخب الاثر صفحه ۱۶۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۸۳، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۳۲۴، الامام المهدی صفحه ۲۲۱، المهدی صفحه ۹۶، نور الأبصار صفحه ۱۷۲ و الزام النّاصب صفحه ۲۵۷.
- مدارک یادشده در پی نویس قبل.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۷۴ و الامام المهدی صفحه ۳۵.
- الملاحم و الفتن صفحه ۴۸ و بشاره الاسلام صفحه ۷۹.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۷۵ و جلد ۵۳ صفحه ۸۴، بشاره الاسلام صفحه ۵۹، غیبت نعمانی صفحه ۱۷۱ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۹.
- اسراء:۸۱.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۲۰ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۹.
- المهدی صفحه ۱۸۶، الامام المهدی صفحه ۲۲۲، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴،

↑صفحه ۸۸۵↑

بشاره الاسلام صفحه ۸۵ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰.
- ق:۴۱ و ۴۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۹۲، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۸، الامام المهدی صفحه ۵۷، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۰۹ و منتخب الاثر صفحه ۲۲۰.
- الزام النّاصب صفحه ۲۶ و ۱۸۴ و ۲۴۲.
- ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۸۴، الملاحم و الفتن صفحه ۲۱ و بشاره الاسلام صفحه ۹۹.
- الامام المهدی صفحه ۲۲۷.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۹، ارشاد مفید صفحه ۳۳۷، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۵ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۴.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰ و بشاره الاسلام صفحه ۹۲.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰، منتخب الاثر صفحه ۴۴۹، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۴، بشاره الاسلام صفحه ۹۲ و ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۶۶.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴ و ۱۵۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۵۶، الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۷ و منتخب الاثر صفحه ۴۵۳.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۰۸، غیبت نعمانی صفحه ۹۴، منتخب الاثر صفحه ۴۲۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۸۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۶۰ و اعلام الوری صفحه ۴۰۸.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۰۶، بشاره الاسلام صفحه ۸۸، عیون اخبار الرّضا جلد ۱ صفحه ۲۴۲، و معانی الاخبار صفحه ۲۶۷.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۱.
- الامام المهدی صفحه ۳۵۱ و ارشاد مفید صفحه ۳۸۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۵۸، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۷ و ۱۴۰، و المهدی صفحه ۲۲۳.
- شعراء:۴.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۱۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۸۵، منتخب الاثر صفحه ۴۵۰، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۴ و بشاره الاسلام صفحه ۹۴.
- معانی الاخبار صفحه ۲۶۶، بشاره الاسلام صفحه ۸۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۹، ۲۸۹ و ۳۰۵.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۷، الامام المهدی صفحه ۴۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۲۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۸، غیبت نعمانی صفحه ۹۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۸۹ و جلد ۵۳ صفحه ۹۱، الزام النّاصب صفحه ۱۷۰، منتخب الاثر صفحه ۴۲۲، الامام المهدی صفحه ۲۱۶ و بشاره الاسلام صفحه ۱۶۰.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۲۰، المحجّه البیضاء جلد ۴ صفحه ۳۴۳، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۳، منتخب الاثر صفحه ۴۵۰ و ارشاد مفید صفحه ۳۳۷.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۱.
- الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.

↑صفحه ۸۸۶↑

- الامام المهدی صفحه ۲۲۸ و الزام النّاصب صفحه ۱۹۰.
- الزام النّاصب صفحه ۱۷۶ و ۲۲۶، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۶ و ۱۵۰، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۰۳، ینابیع الموّده جلد ۳ صفحه ۸۱ و الامام المهدی صفحه ۲۲۶.
- الملاحم و الفتن صفحه ۳۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۰ و ۲۹۰، منتخب الاثر صفحه ۴۴۸، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۴، المهدی صفحه ۱۸۶، الامام المهدی صفحه ۲۲۲، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۶۶ و بشاره الاسلام صفحه ۱۳۸ و ۱۷۹.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۶، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۸ و بشاره الاسلام صفحه ۲۶۹.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۷ و کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۷۳.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۵، منتخب الاثر صفحه ۴۳۹ و بشاره الاسلام صفحه ۹۲ و ۱۲۶.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۱، منتخب الاثر صفحه ۴۳۹، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۴ و بشاره الاسلام صفحه ۸۸.
- الزام النّاصب صفحه ۲۱۶.
- یونس:۳۵.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۶، الزام النّاصب صفحه ۱۷۵، منتخب الاثر صفحه ۴۴۹، الملاحم و الفتن صفحه ۱۶۴، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۴ و الامام المهدی صفحه ۲۳۴.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۶۷ و الزام النّاصب صفحه ۲۲۷.
- منتخب الاثر صفحه ۲۲۰، اعلام الوری صفحه ۴۰۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۲۲، الزام النّاصب صفحه ۵۳، بشاره الاسلام صفحه ۱۶۱، الامام المهدی صفحه ۴۹، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۰۹ و ۱۶۴ و المهدی صفحه ۲۱۰ و ۲۲۵.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۶۰، منتخب الاثر صفحه ۴۲۲، غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۸، غیبت نعمانی صفحه ۹۴، الزام النّاصب صفحه ۶۸، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۵۲ و جلد ۵۲ صفحه ۲۸۹، اعلام الوری صفحه ۴۰۸ و الامام المهدی صفحه ۲۱۶.
- رساله اوّل پولس رسول به تسالونیکیان، باب چهارم بندهای ۱۵ - ۱۷.
- انجیل متّی، باب ۲۴ بندهای ۳۰ و ۳۱.
- مکاشفه یوحنّای رسول، باب ۱۴ بندهای ۶ و ۷.

↑صفحه ۸۸۷↑

بخش هجدهم: آشوبهای جهانی
↑صفحه ۸۸۹↑

آشوبهای جهانی
جنگها ویرانی ها نابودی ها
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
۱۳۷۱ - «ینزل علی امّتی بلاء لم یسمع ببلاء أشدّ منه، حتّی تضیق بهم الأرض الرّحبه!».
«بر امّت من بلائی نازل می شود که بلائی سخت تر از آن شنیده نشده است، زمین با این همه وسعت بر آنها تنگ می شود!».
در حدیث دیگر فرموده است چون کشتار در میان امّت من واقع شود تا به روز رستاخیز از میان آنها برداشته نمی شود.
تاکنون کشتارهای فراوانی در میان امّت اسلامی روی داده است ولی

↑صفحه ۸۹۱↑

بعد از اشغال فلسطین و تأسیس رژیم خونخوار اسرائیل این کشتارها به گونه ای دیگر و متمایز از هر عصری واقع می شود که طبق روایات تا روز ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) که یکی از مظاهر قیامت است ادامه خواهد داشت. و با قیام شکوهمند آن مهر تابان تاروپود صهیونیسم جهانی خواهد گسست و طومار نقشه ها، حیله ها و توطئه های بین المللی رژیم اشغالگر برچیده خواهد شد.
در صدر اسلام هنگامی که ملّت ایذاگر یهود با پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلم) روی درروی قرار گرفتند و در اقطار جهان آشوب کردند خداوند آنها را در اطراف جهان پراکنده ساخت، چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
[هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ: او خداوندی است که کافران اهل کتاب را برای اوّلین گردهمائی از دیارشان بیرون کرد].
خداوند آنها را به دست پیامبرش رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) پراکنده ساخت ولی در کتابهای آسمانی پیشین به آنها وعده کرده که آنها را پیش از قیامت یکبار دیگر در سرزمین موعود گرد آورد. آثار این وعده پس از قرارداد شوم «بلفور» با هجرت یهودیان از سراسر جهان به سوی سرزمین اشغالی به چشم خورد و رسانه های غربی از اعلام موجودیّت اقلیّت یهود در فلسطین سخن گفتند و آنگاه نوبت اعلام دولت غاصب اسرائیل فرا رسید. از بدو تأسیس این رژیم نامشروع، اختلاف عمیقی در میان مسلمانان پدید آمد که در پشت سر همه این اختلافات، دست فتنه انگیز اسرائیل وجود دارد. هرروزی که بر این اختلافها می گذرد، اختلافات عمیق تر می شود و امیّد صلح و بازگشت آرامش ضعیفتر می گردد. هر روز در گوشه ای از جهان اسلام آتش اختلاف شعله ورتر می شود. یک روز جنگ مصر و یمن بر دو کشور اسلامی تحمیل می شود، روزی دیگر در میان یمن شمالی و جنوبی آتش جنگ زبانه می کشد و سرانجام در جنگ تحمیلی ایران و عراق نیروهای دو کشور اسلامی از بین می رود و... این آشوبها همچنان ادامه می یابد تا یکتا منجی جهان بشریّت و آخرین بازمانده از حجّتهای پروردگار ظهور کرده، جهان بشریّت را از آتش جنگ و اختلاف رهائی بخشد.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) از این اختلافها و نابسامانیها خبر داده می فرماید:
۱۳۷۲ - «سألت الله لأمّتی ثلاثا فأعطانی اثنتین وردّ علیّ

↑صفحه ۸۹۲↑

واحده. سألته أن لا یسلّط علیهم عدوّا من غیرهم فأعطانیها، و سألته أن لا یهلکهم غرقا فأعطانیها، و سألته أن لا یجعل باسهم بینهم فردّها علی ظاهرها».
«از خداوند در مورد امّتم سه حاجت خواستم که دو حاجتم را پذیرفته، سوّمی را رد کرد. از او خواستم که دشمن بیگانه ای را بر امّت من مسلّط نکند، آنرا به من عطا فرمود. از او خواستم که آنها را در آب غرق نکند، آنرا نیز مستجاب فرمود. از او خواستم که نیروهای امّتم با یکدیگر هدر نرود، آنرا به حال خود واگذاشت».
با کمال تأسّف دشمن را فراموش کرده با یکدیگر در ستیز هستند و تمام قدرتهای رزمی خود را در جنگ با یکدیگر هدر می دهند و دشمن با خیالی آسوده به پیشروی خود ادامه می دهد.
۱۳۷۳ - «یکون قوم فی آخر الزّمان یخضبون بهذا السّواد کحواصل الطّیور، لا یریحون ریح الجنّه!».
«در آخر الزّمان قومی پدید آید که خاک این سرزمین را از خون رنگین سازند و شکم مادران را چون شکم مرغ بشکافند، چنین قومی هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهند کرد»!!.
۱۳۷۴ - «بلاء یصیب هذه الأمّه حتّی لا یجد الرّجل ملجأ یلجأ إلیه من الظّلم. ثمّ لا یزداد الأمر إلاّ شدّه، و لا الدّنیا إلاّ إدبارا، و لا النّاس إلاّ شحّا... و لا تقوم السّاعه إلاّ علی شرار الخلق».
«بلائی به این امّت می رسد که مردان آن پناهگاهی نمی یابند که از ستم ستمگران به آنجا پناه ببرند، از آن پس هر روز اوضاع سخت تر می شود، دنیا بیشتر پشت می کند، مردم بخیل تر می شوند... و قیامت در عهد بدترین مردمان برپا می شود».
ما امروز در کشور خود (لبنان) غریب هستیم، پناهنگاهی نداریم که از ظلم ظالمان به آنجا پناه ببریم، یک روز دست زن و بچه خود را گرفته به سوئی می رویم و روز دیگر به نقطه ای دیگر به ناگزیر روی می کنیم. اگر یکی از ما سخنی به زبان آورد که رفیقش آنرا دوست نداشته باشد، ممکن است او را به

↑صفحه ۸۹۳↑

خطری گرفتار سازد که دیگر راه نجات نداشته باشد. در غالب کشورهای اسلامی مسلمانان وضع مشابهی دارند.
۱۳۷۵ - «تکون فتنه بعدها فتنه: الأولی فی الآخره کثمره السّوط یتبعها ذباب السّیف.. ثمّ یکون بعد ذلک فتنه تستحلّ فیها المحارم کلهّا. ثمّ تاتی الخلافه خیر أهل الأرض و هو قاعد فی بیته».
«فتنه ای به پا می شود و به دنبال آن فتنه ای دیگر برخیزد. فتنه اوّلی در مقایسه با دوّمی همانند تازیانه خوردن است در مقایسه با ضربات لبه تیز شمشیر! سپس فتنه ای پدید آید که همه محرّمات در آن حلال شمرده شود! آنگاه خلافت به بهترین مردم روی زمین می رسد در حالیکه او در خانه اش نشسته باشد».
منظور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) است که در حرم امن الهی استقرار می یابد و در آنجا فرمان خدا فرامی رسد و جامه خلافت بر قامت رعنای آن بزرگوار استوار می شود. و منظور از فتنه آخری بلوای سفیانی است که در عهد او همه محرّمات مباح شمرده می شود!.
۱۳۷۶ - «و یومئذ یکون اختلاف کثیر فی الأرض و فتن. و یصبح الزّمان مکلحا مفصحا، یشتدّ فیه البلاد و ینقطع فیه الرّجاء».
«آنروز اختلافات و فتنه ها فراوان گردد، سختی، قحطی و خشکسالی زمانه را فراگیرد، شهرها در تنگنا افتند و امیدها قطع شود».
آنگاه دوران استقلال طلبی کشورهای عربی را پس از دوران سیطره استعمارگران شرح داده می فرماید:
۱۳۷۷ - «ثمّ تخلع العرب أعنّتها، و تتملّک البلاد، و تخرج عن سلطان العجم».
«آنگاه ملّت عرب فرمانروا گردد و کشورها را تحت فرمان خود در آورد و از سیطره بیگانه خارج شود».
امروز ملّت عرب پس از بازیافتن استقلال خود تا حدّی از سیطره

↑صفحه ۸۹۴↑

استعمارگران شرق و غرب خارج شده، و بر سرزمین خود حکومت می رانند و طرد سلطه بیگانه در برخی از کشورهای اسلامی آغاز شده و از آینده امیدبخشی حکایت دارد.
۱۳۷۸ - «ستکون فتنه لا یهدا منها جانب إلاّ جاش فیها جانب، حتّی ینادی مناد من السّماء: إنّ أمیرکم فلان».
«به ناگزیر فتنه ای پدید خواهد آمد که هرگاه در نقطه ای آرامش پیدا کند، در نقطه ای دیگر ناآرامی شروع می شود و این چنین ادامه می یابد، تا وقتیکه منادی آسمان بانگ برآورد: امیر شما فلانی است».
یعنی حضرت مهدی (عجّل الله فرجه).
آری این فتنه ایکه اسرائیل غاصب برانگیخته هر روز در گوشه ای از جهان اسلام، ناامنی و ناآرامی ایجاد کرده، مسلمانان را در آتش جنگ خواهد سوزانید و شعله های آن تا فرارسیدن وعده الهی به خاموشی نخواهید گرائید.
۱۳۷۹ - «تکون فتنه ثمّ تکون جماعه، ثمّ تکون فتنه ثمّ تکون جماعه. ثمّ فتنه تعوجّ فیها عقول الرّجال حتّی لا یکاد یری رجل عاقل!!!».
«فتنه ای برپا می شود و اجتماعی برپا می گردد و آنگاه فتنه ای برمی خیزد و به دنبالش اجتماعی فراهم گردد و سپس فتنه ای برپا می گردد که تعادل روانی مردان را به هم می زند و دیگر صاحب عقلی دیده نمی شود!!».
به نظر می رسد که فتنه سوّمی آغاز شده و ما در اوایل روزگار موعود هستیم و هر روز بیمارستان جدیدی برای بیماران روانی تأسیس می شود و دیگر نزدیک است که انسان سالمی پیدا نشود که از اعصابش ننالد و به قرصهای مسکّن روی نیاورد!.
۱۳۸۰ - «بین ذلک ثبج أعوج، لیسوا منّی و لا أنا منهم!».
«در آن میان اکثریت قاطع از راه منحرف هستند، آنها از من نیستند و من هم از آنها نیستم».
از شرّ روزگاریکه اکثریّت مردم از شاهراه هدایت منحرف شوند و

↑صفحه ۸۹۵↑

درصدد شناخت حقایق نباشند و در مورد اصلاح خویشتن گامی برندارند، به خدای تبارک و تعالی پناه می بریم.
۱۳۸۱ - «ویح هذه الأمّه من ملوک جبابره کیف یقتلون و یخیفون المطیعین إلاّ من أظهر طاعتهم. فالمؤمن التّقیّ یصانعهم بلسانه و یفرّ منهم بقلبه. فإذا أراد الله (عزّ و جلّ) أن یعید الإسلام عزیزا قصم کلّ جبّار عنید. و هو القادر علی ما یشاء، لیصلح الأمّه بعد فسادها».
«وای بر این امّت از دست پادشاهان ستمگری که بندگان خدا را می کشند و می ترسانند، جز کسانی را که برای آنها تظاهر به فرمانبرداری کنند!. شخص مؤمن پرهیزکار با زبانش با آنها می سازد و با دلش از آنها فرار می کند. هنگامی که خداوند اراده کند که عظمت و احتشام اسلام را بازگرداند همه ستمگران سرکش و عنود را هلاک می سازد که او بر هرچه بخواهد قادر است. او این امّت را پس از آنکه تباه شده اند، اصلاح می کند».
این تباهی اثر وضعی حکومت ستمگران است که خدای منّان با ظهور حجّت خود همه آن آثار سوء را از بین می برد و جهانی نو براساس معیارهای اصیل اسلامی بنیاد می کند.
۱۳۸۲ - «لتأتینّکم بعدی أربع فتن: الأولی تستحلّ فیها الدّماء، و الثّانیه تستحلّ فیها الدّماء و الأموال، و الثّالثه تستحلّ فیها الدّماء و الأموال و الفروج، و الرّابعه صمّاء عمیاء مطبقه تمور مور السّفینه فی البحر، حتّی لا یجد أحد من النّاس ملجأ، تطیر بالشّام، و تعشی العراق، و تخبط الجزیره یدها و رجلها، یعرک الأنام البلاء فیها عرک الأدیم، لا یستطیع أحد أن یقول فیها: مه، مه!!! لا ترفعونها من ناحیه إلاّ انفتقت من ناحیه أخری».
«بعد از من چهار فتنه بر شما فرود آید که در اوّلی خونها مباح می شود، در دوّمی خونها و ثروتها مباح می گردد، در سوّمی خونها و ثروتها و ناموسها مباح می شود و در چهارمی آشوبی کور و کر جهان را مضطرب می سازد آنچنانکه کشتی غول پیکر آبهای مجاور را مضطرب کند، این فتنه شام را زیر پر می گیرد و عراق را می پوشاند و در جزیره العرب دست و پا

↑صفحه ۸۹۶↑

می زند، مردم تلخی حوادث و فشار آشوب را لمس می کنند، آنچنانکه پوست به هنگام دبّاغی شدن، فشار وارده را لمس می کند. کسی قدرت یک کلمه سخن گفتن نخواهد داشت!. این فتنه در نقطه ای آرام نمی یابد جز پس از آنکه در نقطه ای دیگر بیداد کند».
هیچ تردیدی نیست که ما در آستانه فتنه چهارم هستیم، مباح شدن خون و مال و ناموس را پشت سر گذاشته در سراشیبی فتنه کور و کر هستیم که با جنگ ایران و عراق همه عراق را پوشانیده، به سوی شامات پیش می رود و جزیره العرب را نیز فراخواهد گرفت و همه کشورهای عربی در زیر پای سپاه سفیانی با خون جوانانش گلگون خواهد شد.
۱۳۸۳ - «یکون فی أمّتی أربع فتن: فالأولی یصیبهم فیها بلاء حتّی یقول المومن: هذه مهلکتی. و الثّانیه حتّی یقول المؤمن: هذه مهلکتی. و الثّالثه کلّما قیل انقطعت تمادت الفتنه. و الرّابعه تصیبهم اذا کانت الامّه مع هذا مرّه و مع هذا مرّه بلا امام و لا جامع».
«در میان امّت من چهار فتنه برپا شود: در فتنه اوّلی آنقدر بلاها کمرشکن باشد که شخص مؤمن گوید: این فتنه مرا هلاک می سازد، در فتنه دوّم شخص باایمان گوید: این فتنه حتما مرا نابود سازد، در فتنه سوّمی هر وقت خیال کنند که تمام شده باز می بینند که ادامه می یابد، و فتنه چهارمی هنگامی روی دهد که امّت یک روز با این و یک روز با آن می باشد و هیچ رهبر و نقطه مشترکی نداشته باشند».
به نظر می رسد که فتنه سوّم فتنه اسرائیل باشد که هرگز خاتمه نمی یابد و هر روز به شکلی در برابر امّت اسلامی خودنمائی می کند و فتنه چهارم را با دیدگان خود مشاهده می کنیم که امّت اسلامی رهبر و پیشوائی ندارند که بتواند در میان آنها وحدت کلمه ایجاد کند و نقطه مشترکی به وجود آورد و هر کشوری با یک ابرقدرتی ساخته و منابع ثروت خود را در اختیار آن قرار داده و گاه وبیگاه ارباب خود را عوض کرده، از یکی روی برتافته، پیشانی مذلّت بر آستان دیگری می ساید. در برخی از روایات مدّت فراگیر شدن فتنه چهارم،۱۸ سال تعیین شده است که امید است به پایانش نزدیک شده باشیم.

↑صفحه ۸۹۷↑

سپس تعبیری دارد که گوئی زبان حال وضع امروز ماست:
۱۳۸۴ - «لا یقتلکم الکفّار، ولکن یقتل الجار جاره و یقتل الأخ أخاه و ابن عمّه!. فقال له بعض أصحابه: و هل معهم عقول؟!! قال: تنزع عقول أکثر أهل ذلک الزّمان، و یخلف لهم هباء من النّاس، یحسب أکثرهم أنّه علی شیء».
«کفّار شما را نمی کشد، بلکه همسایه همسایه را می کشد، برادر برادرش را و پسر عمو پسر عمویش را می کشد!، برخی از اصحاب گفتند:
مگر آنها عقل ندارند؟! فرمود: عقل از بیشتر آنها گرفته می شود، افراد پست و فرومایه ای بر آنها حکومت می رانند که بیشترشان آنها را چیزی می پندارند».
و آن بیانگر وضع برخی از کادرهای رهبری جهان امروز است که به دنبال ایدئولوژیهای مختلف می دوند و خیال می کنند که مشکل زندگیشان با آنها گشوده می شود!. ولی چون نزدیک شوند تازه متوجّه می شوند که اشتباه کرده اند و سراب را به جای آب دنبال کرده اند. از این افراد پست و فرومایه در این حدیث به «هباء» تعبیر شده که به معنای گرد و غبار است و هیچ قدر و اعتباری ندارند و روی پای خود نمی توانند بایستند، بلکه تابع مسیر باد هستند و با وزش باد جهت حرکت آنها تعیین می گردد.
۱۳۸۵ - «... فإذا قتل الخلیفه فی العراق الرّجل المربوع القامه، الکثّ اللّحیه، البرّاق الثّنایا، فویل للعراق من أتباعه المرّاق».
«هنگامی که خلیفه عراق مردی چهارشانه را با ریشی انبوه و دندانهائی برّاق بکشد، وای به حال عراق از پیروان گمراه آن خلیفه».
هنگامی که حکمران عراق چنین مرد جلیل القدری را به قتل برساند، پیروان گمراه آن مرد ستمگر هیچ مرزی را به رسمیّت نمی شناسند و هیچ حریمی را محترم نمی شمارند و مردم عراق را با کارهای زشت و ظالمانه خود به ستوه می آورند.
۱۳۸۶ - «ستکون فتنه تستنطف العرب، قتلاها فی النّار. الّلسان

↑صفحه ۸۹۸↑

فیها أشدّ من قتل السّیف!».
«فتنه ای برپا شود که ملّت عرب را از پای درآورد، کشته هایشان در دوزخ هستند. در آن فتنه زبانها از شمشیر برنده ترند»!!.
و در حدیثی تعبیر شده که:
«قاتل و مقتول هردو در آتشند».
فتنه عصر ما، ملّت عرب را از پای درآورده و نیروهای آنها را به هدر می برد و ثروتهای آنها را نابود می سازد و زرق وبرق آنها را از بین می برد و نشان ذلّت بر پیشانی آنها می زند و همه امیدها و آرزوهایشان در شعله های آن می سوزد و تبدیل به خاکستر می شود.
آنگاه تعبیری فرموده که یکی از نشانه های نبوّت است که در عصر ما تحقّق می یابد:
۱۳۸۷ - «لا یخرج حتّی لا یبقی، قیل و لا ابن إلاّ هلک!».
«او (قائم) خارج نمی شود جز هنگامی که هیچ شاه و شاهزاده ای در روی زمین نمی ماند جز اینکه هلاک شوند»..
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) که به اتّکای مبدء وحی سخن می گوید، با قاطعیّت از پایان یافتن رژیمهای سلطنتی پیش از ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) سخن گفته، و قسمت اعظم آنها تا به امروز از بین رفته و تعدادی در عصر ما از بین رفت که یک نمونه آن از بین رفتن رژیم ۲۵۰۰ ساله سلاطین ایران با سقوط آخرین پادشاه ستمگر، با فریادهای ملّت قهرمان ایران می باشد.
۱۳۸۸ - «کیف أنتم إذا مرج الدّین و ظهرت الرّغبه، و حرق البیت العتیق و شرف البنیان و اختلف الإخوان».
«چگونه می شود حال شما هنگامی که دین بازیچه شود، هوسها آشکار گردد، کعبه طعمه حریق شود، ساختمانها مرتفع باشد و برادران دچار اختلاف شوند».
دقیقا همه آنها به جز حریق کعبه تحقّق یافته، دین بازیچه مفتیهای از

↑صفحه ۸۹۹↑

خدا بی خبر شده، آپارتمانهای آسمان خراش سر به فلک کشیده، عرب با عرب، مسلمان با مسلمان، برادر با برادر در اختلافی بس عمیق به سر می برد.
۱۳۸۹ - «لا یخرج القائم حتّی یخرج اثنا عشر من بنی هاشم کلّهم یدعو لنفسه».
«قائم (عجّل الله فرجه) خارج نمی شود تا هنگامی که دوازده تن از بنی هاشم خروج کنند که هر یکی به سوی خود فرا می خواند».
امام صادق (علیه السلام) در این مورد می فرماید:
۱۳۹۰ - «یطلع قرن الجور بعدی، فلا یطلع من قرن الجور شیء إلاّ مات من العدل مثله، حتّی یولدوا لا یعرفون إلاّ الجور و لا یعملون إلاّ به.
ثمّ إنّ الله تبارک و تعالی یعطف علی خلقه فیأمر قرن العدل أن یطلع رأسه فلا یطلع من قرن العدل شیء إلاّ مات من الجور مثله، حتّی یولد قوم لا یعرفون إلاّ العدل، و لا یعملون إلاّ به».
«بعد از من شاخ ستم سر برمی آورد، هرچه شاخ ستم بالا رود، به همان مقدار عدالت از بین می رود، کار به جائی می رسد که نوزادان چون دیده به جهان گشایند جز ستم نمی شناسند و به جز ستم گامی نسپارند.
آنگاه خدای تبارک و تعالی بر بندگانش رحم آورد و فرمان دهد که شاخ عدالت ظاهر شود، هرچه شاخ عدالت بالا رود به همان مقدار از ظلم نابود شود، تا قومی متولّد شوند که جز عدالت نشناسند و به جزء عدالت گام برندارند».
طلوع شاخ عدالت با ظهور حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) آغاز شده، جهان بیکران را از کران تا کران فراگرفته، ریشه ظلم و ستم را خواهد خشکانید.
۱۳۹۱ - «احذّرکم سبع فتن تکون بعدی: فتنه تقبل من المدینه، و فتنه بمکّه، و فتنه تقبل من الیمن، و فتنه تقبل من الشّام، و فتنه تقبل من المشرق، و فتنه تقبل من المغرب، و فتنه من بطن الشّام و هی فتنه السّفیانیّ».
«شما را از هفت فتنه بیم می دهم که بعد از من روی خواهد داد:
فتنه ای از مدینه، فتنه ای در مکّه، فتنه ای از یمن، فتنه ای از شام، فتنه ای از

↑صفحه ۹۰۰↑

شرق، فتنه ای از غرب و فتنه ای از قلب شام که آن فتنه سفیانی است».
از روایات استفاده می شود که فتنه مدینه نیز به دست سفیانی خواهد شد، و فتنه مکّه توسّط منافقی که به دروغ ادّعای مهدویّت کرد انجام گرفت (۱).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) مؤلّف محترم فتنه مکّه را به حادثه شوم اوّل محرّم ۱۴۰۰ هجری تطبیق نموده که نمی دانیم چقدر قابل تطبیق است ولی آنچه مسلّم است قهرمان آن حادثه شوم، که در رسانه ها به «اشغال کعبه» شهرت یافت، شخصی به نام «محمد بن عبد الله قحطانی» بود که هرگز ادّعای مهدویّت نکرده بود، بلکه مطابق آنچه برخی از برادران مصری (از جماعت الهجره و التکفیر) در استانبول به نگارنده گفتند، این گروه برای اعتراض به رژیم حاکم بر عربستان، در مسجد الحرام متحصّن شده بودند که رژیم سعودی برای خاتمه دادن به تحصّن آنها متوسّل به زور شد و خون صدها نفر از آنها را در داخل حرم ریخت و به ساختمان مسجد الحرام صدمه زد. نگارنده پس از چند ماه که به عمره مشرّف شده بود، آثار خرابی را در چندین نقطه حرم مشاهده کرد. حتّی جای گلوله را در سنگهای دیوار کعبه به چشم خود دید. نظر به اینکه واقعیّت امر صددرصد برای ما روشن نیست، ما نمی توانیم تحصّن آن ها را در کعبه تأیید کنیم ولی مسئله ادّعای مهدویّت، تهمت دروغی بود که رژیم سعودی بر آنها زد تا قضیّه را لوث کرده، جنایات خود را مشروع جلوه دهد. طبق گفته برادران مصری (که اطّلاعات وسیع و مستندی از این حادثه داشتند) این گروه بسیار متدیّن، متشرّع و از فرقه سلفیّه بودند که اینها از نظر فقهی تابع چهار مذهب معروف اهل سنّت نیستند بلکه به خیال خود از اصحاب پیامبر و به اصطلاح از سلف صالح پیروی می کنند که گروه «الهجره و التّکفیر» نیز از این گروه هستند و «خالد استانبولی» (قاتل انور سادات) نیز از این گروه بود. این گروه، هجرت از دار الکفر به دار الایمان را واجب می دانند و کسی را که با داشتن امکانات هجرت نکند کافر می دانند، از این رهگذر به «الهجره و التّکفیر» شهرت یافته اند و در واقع از «اخوان المسلمین» منشعب شده اند که مرکز فعالیّت آن در «آسیوط» مصر است. محمّد بن عبد الله قحطانی که در حادثه مسجد الحرام کشته شد کتابی دارد که تا آن موقع چاپ نشده بود، یک نسخه عکسی آنرا برادران مصری در اختیار نگارنده قرار دادند الان آن نسخه را همراه ندارم ولی بیاد دارم که بسیار متین و متقن بود و اعتقاد خاصّی به ظهور حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) ابراز کرده بود و روایات فراوانی از طریق اهل سنّت در این زمینه نقل کرده بود، شاید به همین سبب تهمت ادّعای مهدویّت به او زدند. برادران مصری که خود از گروه «الهجره و التّکفیر» و اهل «آسیوط» بودند، می گفتند: به هنگام تحصّن آنها در مسجد الحرام، رژیم سعودی از پلیس ضد شورش انگلستان استفاده کرده بود و کماندوهای انگلیس در داخل مسجد الحرام مسلمانان پناهنده را به رگبار بسته بودند!!. آنها برای این ادّعا مدارکی از منابع خارجی ارائه می دادند. خواننده گرامی توجّه دارد که ورود غیرمسلمان به شهر مکّه حرام است کجا رسد به داخل حرم و برای کشتن مسلمانان پناهنده!!!. این برادران معتقد بودند که گروه متحصّن اقدام به جنایتی نکرده بودند و امام مسجد الحرام که در -

↑صفحه ۹۰۱↑

که خود و دیگر یارانش که در این توطئه دست داشتند کشته شدند، و به دنبال آن کشتار منی در آستانه ظهور اتّفاق خواهد افتاد. فتنه یمن شاید جنگ یمن شمالی با یمن جنوبی باشد که اتّفاق افتاد و به دنبال آن خروج یمانی با پرچم هدایت در پیشقدم ظهور روی خواهد داد. فتنه شام شاید جنگ اعراب و اسرائیل باشد (لفظ شام در اصطلاح احادیث شامل لبنان و اردن نیز می باشد). و ممکن است فتنه مشرق، جنگ ایران و عراق باشد که احتمال دارد تا خروج سیّد حسنی از خراسان ادامه یابد. و شاید منظور از فتنه مغرب آشوبهای مصر و مراکش باشد که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این زمینه می فرماید:
۱۳۹۲ - «لا ترجعوا بعدی کفّارا یضرب بعضکم رقاب بعض».
«بعد از من به حال کفر برنگردید که گردن همدیگر را بزنید».
که با کمال تأسّف جبهه گیری فرقه ها و ملّیتهای مختلف اسلامی در برابر یکدیگر از موضع گیری کفّار شدیدتر و جانکاه تر است.
۱۳۹۳ - «لا یزال هذا الأمر فیکم و أنتم و لا ته ما لم تحدثوا. فإذا فعلتم سلّط الله علیکم شرار خلقه فالتحوکم کما یلتحی القضیب!».
«امر خلافت در میان شماست و شما بر مسند خلافت تکیه می زنید تا هنگامی که شیوه تازه ای احداث نکرده اید، آنگاه خداوند بدترین بندگانش را بر شما مسلّط کند و پوست شما را بکنند، آنچنانکه پوست درخت را می کنند!».
پیامبر صادق و امین بسیار استوار و متین فرموده، ما از راه و روش او روی برتافتیم و به شیوه های دیگران روی آوردیم و دشمنان خدا بر ما مسلّط شدند و شکوه و ابّهت و قدرت ما را از ما گرفتند آنسان که پوست درخت را از آن می گیرند.

↑صفحه ۹۰۲↑

۱۳۹۴ - «یبعث الله علیکم شرّ خلقه فیلحونکم کما یلحی القضیب».
«خداوند بدترین مخلوقاتش را بر شما مسلّط می کند که پوست شما را همانند پوست درخت بکند».
امروز آتش در خرمن و شمشیر در دست اهریمن است و یزدان هرچه بخواهد همان می شود.
۱۳۹۵ - «لا یخرج المهدیّ حتّی یخرج الرّجل بالجاریه الحسناء الجمیله و یقول: من یشتری هذه بوزنها طعاما؟!».
«مهدی (عجّل الله فرجه) خارج نمی شود جز هنگامی که مرد دست دختر زیبائی را گرفته در کوچه و بازار بگرداند و بگوید: چه کسی این را به وزن خود از موادّ خوراکی می خواهد»!!!.
این حدیث فزونی جنگها، نابودی جنگاوران، وسعت تنگی و قحطی و گرسنگی را دقیقا ترسیم می کند.
۱۳۹۶ - «یمیّز الله أولیاءه و أصفیاءه، حتّی تطهر الأرض من المنافقین و الضّالّین و أبناء الضّالّین، و حتّی تلتقی بالرّجل یومئذ خمسون امرأه هذه تقول: یا عبد الله اشترنی، و هذه تقول؛ یا عبد الله آونی».
«خداوند دوستان و برگزیدگانش را می گزیند و زمین را از منافقان و گمراهان و گمراه زادگان پاک و پاکیزه می کند، آنروز ۵۰ زن به یکمرد رسیده از او می خواهند که با آنها ازدواج کرده، آنها را پناه دهد».
و آن هنگامی است که جنگها، قحطی ها، خشکسالیها، زلزله ها و دیگر عوامل آسمانی و زمینی تبهکاران را از بین برده، تنها برگزیدگان خدا روی زمین می ماند.
آنگاه حوادث ایّام ظهور را به صورت تسلسل زمانی بیان می کند:
۱۳۹۷ - «تکون آیه فی رمضان، ثمّ تظهر عصابه فی شوّال، ثمّ تکون معمعه فی ذی القعده، ثمّ یسلب الحاجّ فی ذی الحجّه، ثمّ تنتهک

↑صفحه ۹۰۳↑

المحارم فی المحرّم، ثمّ یکون الضّرب فی صفر. ثمّ تتنازع القبائل فی شهر ربیع، ثمّ العجب العجب بین جمادی و رجب!. ثمّ ناقه مقبّبه خفیفه خیر من دسکره تغلّ مئه ألف!».
«نشانه ای در ماه رمضان روی می دهد، گروهی در ماه شوّال خروج کنند، هرج ومرجی در ماه ذیقعده پدید آید، حجّاج در ماه ذیحجّه غارت شوند، حرمتها در ماه محرّم هتک شود، مهاجرتها در ماه صفر واقع شود، جنگهای قبیله ای در ماه ربیع روی دهد، آنگاه همه شگفتیها در میان جمادی و رجب است!. در آن هنگام یک شتر تیزپای سایباندار بهتر از کاخ مجلّلی است که صد هزار نفر از آن حراست کند».
نظیر این حدیث در بخش دوازدهم نیز گذشت.
در اینجا می بینیم که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) اشاره لطیفی به فرار از خطرها دارد، آنجا که یک شتر تیزپا را بر یک کاخ با صد هزار نگهبان ترجیح داده، اشعار بر این دارد که وسیله نقلیّه سریع و تیزپائی پیدا کرده، خود را از مهلکه دور کنید و از وسائل سنگین و دست و پاگیر دوری کنید. تنها به سایباندار بودن آن اشاره می کند که انسان را در زیر پوشش خود از خطرات احتمالی نگهدارد و او را همراه با وسائل و تجهیزات ساده و ضروری به نقطه امنی برساند.
پرواضح است که نشانه ماه رمضان همان بانگ آسمانی است، و گروه آشوبگر ماه شوّال سپاه سفیانی است، هرج ومرج ماه ذیقعده بلوای «قرقیسیا» و کشتار بغداد است، غارت حاجیان در ضمن کشتار منی خواهد بود، هتک حرمت ماه محرّم در مدینه انجام شود، جنبش صفر به دنبال شایع شدن نام حضرت بقّیه الله (عجّل الله فرجه) پدید آید و اختلاف قبایل در آغاز آن نهضت جهانی روی دهد.
امیر مؤمنان (علیه السلام) در این باره می فرماید:
۱۳۹۸ - «ألعجب کلّ العجب بین جمادی و رجب».
«همه شگفتی ها در میان جمادی و رجب است».
جبهه گیریها، تلاشهای مذبوحانه، دعوتهای جاهلی و ناسیونالیستی، خیزشهای نژادی و قبیله ای، همه و همه در این مدّت پدید می آید و درگیری سپاه سفیانی و سرانجام نابودی آنها در همین ایّام واقع می شود.

↑صفحه ۹۰۴↑

آنگاه رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) با تعبیرات پیچیده که از فهم ما بیرون است می فرماید:
۱۳۹۹ - «خیر أولادکم بعد أربع و خمسین و مئه البنات، و خیر نسائکم بعد تسع و ستّین العواقر، و سنه ثمان و ستّین و مئه تقاض دینک، و سنه تسع و ستّین و مئه اقبض دینک. و سنه تسعین الهرج و القتل!».
«بهترین فرزندان شما بعد از ۱۵۴ دخترهاست، و بهترین زنان شما بعد از ۶۹ نازاهاست، در سال ۱۶۸ وامهایت را متعادل ساز، و در سال ۱۶۹ وامهایت را بازستان، و در سال ۹۰ هرج ومرج و کشتار است».
هدف از این ارقام برای ما روشن نیست، نمی دانیم که در طول قرون و اعصار، تحریف در آنها روی داده و یا رمزهائی است که فقط افراد خاصّی از آن می توانند سر درآورند؟!.
۱۴۰۰ - «إنّها ستکون فتن القاعد فیها خیر من القائم، و القائم فیها خیر من الماشی، و الماشی فیها خیر من السّاعی، من تشرّف لها تستشرفه، فمن وجد فیها ملجأ أو معاذا فلیعذبه.. فإذا وقعت فمن کان له إبل فلیلحق بإبله، و من کان له غنم فلیلحق بغنمه، و من کان له أرض فلیلحق بأرضه، و من لم یکن له شیء فلیعمد إلی سیفه فیکسره بحجر، ثمّ لینج إذا استطاع النّجاه».
«به زودی فتنه هائی برپا شود که نشسته کمتر از ایستاده صدمه می خورد، و ایستاده کمتر از رهرو صدمه می بیند و آنکه به آرامی گام بسپارد کمتر از کسیکه شتاب کند صدمه می خورد، هرکس خود را در معرض آن فتنه قرار دهد، در کام فتنه فرو رود. هرکس پناهگاهی پیدا کند به آنجا پناه ببرد. چون آن فتنه واقع شود هرکس شتری دارد به شترش بپیوندد، هرکس گوسفندی دارد به گوسفندش بپیوندد، هرکس زمینی دارد به زمینش بچسبد، هرکس چیزی ندارد شمشیرش را بردارد و آنرا با سنگ بشکند و هر وقت بتواند از مهلکه بگریزد».
۱۴۰۱ - «یوشک أن یکون خیر مال المسلم غنما یتبع بها شعف الجبال و مواقع القطر یفرّ بدینه من الفتن».

↑صفحه ۹۰۵↑

«شاید بهترین ثروت یک مسلمان در آنروز گوسفندی باشد که آنرا دنبال کرده، از قلّه های کوه بالا رود و به دنبال چراگاهی که بارش داشته پیش برود و بدینگونه دین خود را برداشته از فتنه بگریزد».
و در مورد تشویق به فرار و گریختن از فتنه می فرماید:
۱۴۰۲ - «ناقه مقتّبه خیر من دسکره تغلّ مئه ألف».
«شتر سایباندار تیزپا از کاخ مجلّلی که صد هزار نگهبان از آن حراست کند؛ بهتر است».
۱۴۰۳ - «ألرّاحله بقبّتها ینجو علیها المؤمن، خیر من دسکره تغلّ مئه ألف!».
«مرکبی که سایبانی داشته باشد و شخص باایمان بتواند به وسیله آن از مهلکه بگریزد بهتر از یک کاخ با صد هزار نگهبان است».
تعبیر «مرکب سقفدار» که در احادیث آمده مناسبترین تعبیری است که از ماشینهای امروزی شده که با اهل و عیال در زیر سقف آن محفوظ بوده، امکانات ساده ای بر پشت سقف آن بار کرده، از مهلکه بگریزیم. گاهی شتر سایباندار و هنگامی مرکب سقفدار تعبیر شده تا با همه مرکبهای تیزتک از اسب و شتر و ماشین و غیره منطبق باشد. چه می دانیم شاید در آن لحظه ایکه نیاز به وسیله فرار پیدا کنیم بنزین پیدا نشود و یک اسب سبکبال از هزار ماشین آخرین مدل مفیدتر باشد؟!!.
۱۴۰۴ - «إعتزل الفتن کلّها، و لو أن تعضّ بأصل شجره حتّی یدرکک الموت و أنت علی ذلک».
«از هر فتنه ای گریزان باش، اگرچه ناگزیر شوی تا پایان زندگی از ریشه گیاهان تغذیه کنی و به آن حال بمیری!».
از این حدیث اهمیّت و ضرورت مراقبت از ایمان و عقیده روشن می شود، که برای دست نیازیدن به جنایاتی که در اقدام به این فتنه ها اجتناب ناپذیر است، دستور می دهد که آنچنان به عزلت و گوشه نشینی بگرائیم

↑صفحه ۹۰۶↑

که در هیچ کاری کوچکترین سهمی نداشته باشیم و برای این کار اگر ناگزیر شویم که از برگ و ریشه درختان تغذیه کنیم جا دارد.
۱۴۰۵ - «لیاتینّ علی النّاس زمان، یأتی الرّجل القبر فیقول: یا لیتنی مکان هذا من شدّه ما یری من البلاء».
«برای مردم زمانی پیش آید که در اثر شدّت بلاها به قبرستان رفته در کنار قبری نشسته می گوید: ای کاش اینجا من آرمیده بودم».
۱۴۰۶ - «تکون فتنه یهلک فیها النّاس، لا یستقیم أمرهم علی أحد حتّی ینادی مناد من السّماء: علیکم بفلان بن فلان».
«فتنه ای برپا می گردد که مردم در آن هلاک شوند و دیگر کسی نمی تواند آنها را یکجا و دور یک محور گرد آورد، تا منادی آسمانی از آسمان ندا دهد: بر شما باد فلانی پسر فلانی».
آنگاه در مورد آثار آشوبهای آن زمان می فرماید:
۱۴۰۷ - «أما ترضون أنّ أعداءکم یقتل بعضهم بعضا و أنتم آمنون فی بیوتکم؟!!».
«آیا نمی پسندید که دشمنان شما یکدیگر را بکشند و شما در خانه های خود نشسته در امان و آرامش باشید؟!».
همین مضمون از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) نیز وارد شده است.
۱۴۰۸ - «تجیء فتنه غبراء مظلمه، ثمّ تتبع الفتن بعضها بعضا، حتّی یخرج رجل من أهل بیتی یقال له: المهدیّ. فإن أدرکته فکن معه و کن من المهتدین».
«فتنه تیره و تاری پدید آید و آنگاه فتنه به دنبال فتنه برپا شود تا مردی از اهلبیت من به نام «مهدی» خارج شود. اگر او را درک کردی با او باش تا از هدایت یافتگان باشی».
۱۴۰۹ - «ثمّ یکون النّفث و النّفاث».
«آنگاه همه اش کینه توزی و دغلبازی و سنگ اندازی است».

↑صفحه ۹۰۷↑

که همه آنها را امروز با چشم خود می بینم و بر سراسر زندگی سایه شوم حیله و تزویر و کینه سنگینی می کند و سنگ اندازی از سطح تیر و کمان تجاوز کرده، در سطح هواپیماهای جنگی و موشکهای هدایت شونده و توپهای سبک و سنگین انجام می شود و شاید گفتار رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) ناظر بر آنها باشد، که از مبدء وحی سرچشمه گرفته است.

* * *

امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:
۱۴۱۰ - «إنّ من السّنین سنوات جوادع، تجدع فیها عطارفه و هراقله».
«سالهای خشکی، تنگی، هرج ومرج پیش آید که در آن سالها کار پادشاهان یکسره شود و ضربه های کاری بر آنها وارد شود».
این سالها شروع شده و تاجهای سلاطین یکی پس از دیگری سقوط می کند و با سقوط آنها رژیمهای سلطنتی نابود می شود و زمان آن می رسد که دیگر از سلطنت و سلاطین نشانی در جهان باقی نباشد.
۱۴۱۱ - «بین یدی القائم موت أحمر، و موت أبیض.. ثمّ یکون بعد ذلک أحداث تشیب فیها النّواصی، و یسیّر الصّمّ الصّلاب».
«در پیشقدم ظهور قائم (عجّل الله فرجه) مرگ سرخ و مرگ سفید فراوان باشد و آنگاه حوادث جانکاهی روی دهد که موها را سفید کند و چیزهای سفت و سخت به حرکت آورده می شود».
مرگ سرخ عبارت از مرگ با شمشیر است و مرگ سفید عبارت از مرگ با طاعون است، ولی آنچه در این حدیث شگفت انگیز است تعبیر: «یسیّر الصّمّ الصّلاب» می باشد که «صمّ و صلاب» به فلزهائی چون پولاد اطلاق می شود و به روشنی از این تعبیر استفاده می شود که در پیشقدم ظهور فلّزهائی چون پولاد به حرکت آورده می شود و آن به وسیله ساختن وسائل نقلیّه ای چون هواپیما و یا وسائل جنگی متحرّکی چون تانکها، توپها و امثال آنها، که از فلزّاتی چون آهن و

↑صفحه ۹۰۸↑

فولاد ساخته شده و روی زمین به حرکت در می آیند. و هر روزیکه ابزار مدرنتری اختراع می شود، تشویشهای بیشتری روی می دهد و موی سر سفید می شود و پیری زودرس فرا می رسد.
این حدیث از امام جواد (علیه السلام) نیز رسیده، جز اینکه به جای: «یسیّر» تعبیر:
«یسیّل» آمده است و معنای آن اینست که فلزّات سختی چون فولاد در آن زمان ذوب می شود و روان می گردد که در اینصورت اشاره به «ذوب فلز» خواهد بود.
هر تعبیری که منظور شود یک خبر غیبی و یک معجزه علمی خواهد بود که قرنها پیش از اختراع ماشین آلات، از اختراع آنها و از ذوب فلّزات برای ساختن آنها خبر داده اند. از امام معصومی که همه سخنانش از منبع وحی سرچشمه گرفته، جز این هم انتظار نمی رود.
۱۴۱۲ - «ألا ولو ذاب ما فی أیدیهم لقد دنا التّمحیص للجزاء، و کشف الغطاء، و انقضت المدّه، و ازف الموعد و بدا لکم النّجم من قبل المشرق، و أشرف لکم قمرکم کملء شهره، و کلیله تمّه!».
«اگر آنچه در دست آنهاست از دستشان برود، دوران امتحان فرا رسد و پرده ها کنار رود و وعده الهی نزدیک شود و ستاره (دنباله دار) از مشرق زمین طلوع کند و ماه تابان چون قرص قمر در شب بدر ظاهر شود».
منظور از کنار رفتن پرده ها، پدید آمدن همه نشانه هاست که دیگر جای ابهام و تردید برای احدی باقی نباشد و راه تأویل بر همگان بسته شود. و منظور از ماه تابان همان کعبه مقصود و قبله موعود است.
۱۴۱۳ - «إنّ وراءکم فتنا مظلمه منکسفه، لا ینجو فیها إلاّ المؤمن النّومه».
«بعد از شما فتنه تیره و تاری است که در آن جز مؤمن گمنام نجات پیدا نمی کند».
«نومه» به کسی گفته می شود که در جامعه شناخته نشود و در هیچ امری مداخله نکند و در حدیث آمده: «نومه» کسی است که اگر در مجلسی شرکت کند شناخته نشود و اگر غیبت کند از او پرس وجو نشود.

↑صفحه ۹۰۹↑

۱۴۱۴ - «وا عجبا کلّ العجب، بین جمادی و رجب!. من جمع شتات و حصد نبات و أصوات بعد أصوات».
«همه شگفتیها در میان جمادی و رجب است، از اجتماع پراکنده ها، درو گیاهان، و صداها پشت سر صداها».
شاید مراد از اجتماع پراکنده ها، تجمّع احزاب مختلف و ائتلاف ارباب مکاتب و ایدئولوژیهای مختلف باشد، و منظور از درو گیاهان، نابود شدن زراعتها در اثر بمبارانها و دیگر حوادث زمینی و آسمانی باشد، و منظور از صداها پشت سر صداها، غرّش توپها، بمبها، هواپیماها، و یا ناله بینوایان و نوحه مصیبت دیدگان باشد.
۱۴۱۵ - «جعل الله فی هذه الأمّه خمس فتن، فتنه عامّه، ثمّ فتنه عامّه، ثمّ فتنه عامّه، ثمّ فتنه خاصّه. ثمّ یجیء فتنه سوداء مظلمه تصیر النّاس فیها کالبهائم».
«خداوند در میان این امّت پنج فتنه قرار داده: یک فتنه فراگیر، یک فتنه فراگیر دیگر، فتنه فراگیر سوّم، سپس یک فتنه ویژه، آنگاه فتنه سیاه تیره و تاری که مردم چون چارپایان شوند».
شاید منظور از فتنه های فراگیر جنگهای جهانی و جنگ اعراب و اسرائیل باشد و منظور از فتنه ویژه جنگ داخلی مسلمانان باشد و منظور از فتنه سیاه و تیره موضع گیری مسلمانان در برابر یکدیگر و شمشیر زدن آنها به روی یکدیگر باشد. که مقدّمات آن آغاز شده و در عهد سفیانی به اوج خود می رسد و هزاران انسان را در میان شعله های خود می سوزاند.
آنگاه در خطبه معروف: «البیان» می فرماید:
۱۴۱۶ - «إذا ظهرت بخراسان الزّلازل، و نزلت بهمدان النّوازل، فرجفت الأراجف بالعراق.. و شمل الشّام الخلاف، و اختلفت أهل الیمن علی الملک».
«چون در خراسان زلزله ها درگرفت و در همدان فاجعه ها پدید آمد و در عراق اضطرابهای شدید سلب آرامش نمود و اختلافات شام را فرا گرفت و اهل یمن بر سر حکومت درگیر شدند».

↑صفحه ۹۱۰↑

در همین نزدیکی ها زلزله های سختی در خراسان (طبس) روی داد و در میان جنگهای ایران و عراق حوادث فراوانی در همدان پدید آمد و اهل یمن به شدّت بر سر حکومت درگیر شدند و سرانجام به دو کشور شمالی و جنوبی تجزیه شدند و سراسر عراق را اضطراب فراگرفته، وحشت و اضطراب از همگان سلب آرامش نموده است.
۱۴۱۷ - «إنّی ما ادّعیت، و لا تکلّمت زورا، و لا أنبّئکم إلاّ بما علّمنی رسول اللّه».
«من هرگز سخنی گزاف نگفتم و ادّعای گزاف ننمودم، به شما خبر نمی دهم جز آنچه را که از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) شنیده ام».
سلام و صلوات بی پایان بر تو باد ای ابا الحسن (علیه السلام)!، تو هرگز سخنی گزاف نگفتی، و آنچه فرمودی موبه مو تحقّق یافت و حقّانیّت ترا حتّی بر دشمنانت ثابت کرد.
و در تفسیر آیه شریفه: «وَ إِنْ مِنْ قَرْیَهٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَهِ أَوْ مُعَذِّبُوها»: «هیچ آبادی نیست جز اینکه ما ساکنان آنرا هلاک خواهیم کرد و یا کیفر خواهیم داد پیش از رستاخیز» فرمود:
۱۴۱۸ - «تخرب سمرقند، و جاح، و خوارزم، و البصره، و بلخ من الغرق، و الهند من تبّت، و تبّت من الصّین، و کرمان و بعض الشّام بسنابک الخیل و القتل، و الیمن من الجراد و السّلطان، و سجستان و بعض الشّام بالزّنج، و شامان بالطّاعون، و مرو بالرّمل، و هراه بالحیّات، و مصر من انقطاع النّیل، و آذربیجان بسنابک الخیل و الصّواعق، و بخاری بالغرق و الجوع، و بغداد یصیر عالیها سافلها».
«سمرقند، جاح، خوارزم، بصره و بلخ به وسیله سیلابها ویران می شوند، هند به دست تبّتی ها، و تبّت به دست چینی ها نابود می شوند، کرمان و قسمتی از شامات زیر سمّ اسبها به وسیله کشت و کشتار از بین می روند، یمن با هجوم ملخ و ستم زمامداران خراب می شود، سجستان و قسمت دیگری از شامات به دست زنجی ها، شامیان با طاعون، مرو با طوفان، هرات به وسیله مارها، مصر با خشک شدن رود نیل، و آذربایجان

↑صفحه ۹۱۱↑

با سمّ اسبها و بمبارانها (صاعقه ها) ویران می گردند، در بخارا گرسنگی و سیلاب بیداد می کند و بغداد زیرورو می شود».
بسیار نزدیک است که بغداد زیر سمّ لشکر سفیانی زیرورو شود.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نیز در این مورد می فرماید:
۱۴۱۹ - «إنّ خراب البصره من العراق، و خراب مصر من جفاف النّیل، و خراب مکّه من الحبشه، و خراب المدینه من السّیل، و خراب الصّین من الجراد، و خراب الأبّله من الحصار، و خراب فارس من الصّعالیک من الدّیلم، و خراب الدّیلم من الأرمن، و خراب الأرمن من الخزر، و خراب الخزر من التّرک، و خراب التّرک من الصّواعق، و خراب السّند من الهند، و خراب الهند من الصّین، و خراب الصّین من الرّمل، و خراب الحبشه من الرّجفه، و خراب الزّوراء من السّفیانی، و خراب الرّوحاء من الخسف، و خراب العراق من القحط».
«خرابی بصره از عراق، خرابی مصر از خشک شدن رود نیل، خرابی مکّه از حبشه، خرابی مدینه از سیل، خرابی چین از ملخ، و خرابی ابلّه (۱) از حصار، خرابی فارس از راهزنهای دیلم، خرابی دیلم از ارمنی ها، خرابی ارمنستان از خزر، خرابی خزر از ترکها، خرابی ترکستان از صاعقه ها، خرابی سند از هند، خرابی هند از چین، خرابی چین از شن (طوفان)، خرابی حبشه از زلزله، خرابی زوراء (بغداد) از سفیانی، خرابی روحا از خسف، و خرابی عراق از قحطی می باشد».
ممکن است کلمه «صواعق» انحصار به صاعقه های آسمانی نداشته باشد، به موشکها و دیگر موادّ آتش زای قابل پرتاب نیز گفته شود.
آنگاه نشانه های دیگری را امیر مؤمنان (علیه السلام) به شرح زیر بیان می فرماید:
۱۴۲۰ - «إذا هدم مسجد براثا».
«هنگامی که مسجد براثا ویران گردد».
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - *) - شهری در نزدیکی بصره و در کنار دجله است «مترجم»

↑صفحه ۹۱۲↑

مسجد براثا از مساجد قدیمی و معروف بغداد است.
۱۴۲۱ - «حجّوا قبل أن تحجّوا. فکانّی انظر إلی حبشیّ أصمع أقرع بیده معول یهدمها حجرا حجرا».
«به حجّ خانه خدا بشتابید پیش از آنکه دیگر قادر به حجّ نباشید، گوئی با چشم خود می بینم که مردی از حبشه بسیار نیرومند و شجاع (چون شمشیر برّان) کلنگی به دست گرفته، خانه کعبه را ویران می کند و سنگهای آنرا یکایک دور می اندازد».
امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرماید:
۱۴۲۲ - «کأنیّ بأصفر القدمین أحمش السّاقین علی الرّکن الیمانیّ یمنع النّاس من الطّواف حتّی یتذعّروا منه!. ثمّ یبعث الله رجلا منّی فیقتله قتل عاد و ثمود و فرعون ذی الأوتاد!».
«گوئی مردی را با چشم خود می بینم که با پاهای زرد و ساقهای قلمی، در کنار رکن یمانی (در نزد حجرالاسود) ایستاده مردم را از طواف کردن باز می دارد، تا همه دچار ترس و وحشت می شوند، آنگاه خداوند مردی را از تبار من برمی انگیزد که او را همانند عاد و ثمود و فرعون هلاک سازد».
۱۴۲۳ - «یخربها ذو السّویقتین من الحبشه و هو أصلح أقرع».
«مردی به نام ذو السّویقتین از حبشه که بسیار چابک و چالاک است آنرا (کعبه را) ویران می سازد».
ظاهرا این حادثه بعد از کشتار منی خواهد بود و شاید به دست یکی از چپی های یمن جنوبی انجام پذیرد.
۱۴۲۴ - «لا یقوم حتّی یقتل الثّلث، و یموت الثّلث، و یبقی الثّلث».
«او - مهدی - قیام نمی کند جز هنگامی که ثلث مردم کشته شود، ثلث مردم بمیرد و فقط یک ثلث آن باقی بماند!».

↑صفحه ۹۱۳↑

شبیه همین تعبیر از امام باقر (علیه السلام) نیز روایت شده است که می فرماید:
۱۴۲۵ - «لا یکون هذا الأمر حتّی یذهب ثلثا النّاس!. فقال أصحابه: و من یبقی؟ فقال: اما ترضون أن تکونوا من الثلث الباقی؟!».
«این امر - ظهور - تحقّق نمی پذیرد جز هنگامی که دو سوّم مردم از بین بروند! اصحاب عرض کردند: پس چه کسی باقی می ماند؟! فرمود:
آیا شما نمی پسندید که از ثلث باقی باشید؟!».
۱۴۲۶ - «یکثر سفک الدّماء، و یقتل من کلّ تسعه سبعه أومن کلّ سبعه خمسه. فیقول الجاهل: ما لنا فی آل محمّد حاجه».
«خونریزی فراوان می شود و از هر نه نفر، هفت نفر کشته می شود و یا از هر هفت نفر، پنج نفر کشته می شود. تا شخص نادان بگوید: ما نیازی به آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نداریم!».
طبعا این وضع هنگامی پیش می آید که جنگ سفیانی با سپاه حقّ آغاز شود و ۹/۷ یا ۷/۵ مردم کشته شوند و مردم در آستانه ظهور مقدّس، یک آزمون بزرگ الهی را پشت سر بگذارند.
۱۴۲۷ - «یخرج ستّون کذّابا کلّهم یدّعی النّبوّه، و یزعم أنّه رسول اللّه!. و یخرج العبید علی طاعه ساداتهم و یقتلون موالیهم».
«شصت دروغگو ظاهر می شود که همگی ادّعای پیامبری می کنند و خود را فرستاده خدا می پندارند، بردگان از اطاعت اربابان خود بیرون می روند و اربابهای خود را به قتل می رسانند».
در عصر ما نمونه های فراوانی از جنبشهای کارگری بر علیه اربابان و کارفرمایان واقع شده و کارفرمایان بسیاری به دست کارگران خود ترور شده اند.
سپس امیر مؤمنان (علیه السلام) در خطبه پرشور «البیان» می فرماید:
۱۴۲۸ - «... فعند ذلک تخرج العجم علی العرب، و یملکون البصره.. ألا یا ویل لبصره ممّا یحلّ بها من الطّاعون و من الفتن یتبع بعضها بعضا!. ألا یا ویل لفلسطین و ما یحلّ به من الفتن الّتی لا تطاق!. ألا یا

↑صفحه ۹۱۴↑

ویل لأهل الدّنیا و ما یحلّ بها من الفتن فی ذلک الزّمان و جمیع البلدان:
الغرب و الشّرق و الجنوب و الشّمال!. ألا و إنّه ترکب النّاس بعضهم علی بعض، و تتواثب علیهم الحروب الدّائمه، و ذلک بما قدّمت أیدیهم، و ما ربّک بظلاّم للعبید».
«در چنین موقعی عجم علیه عرب شورش می کند و بصره را اشغال می کند. وای به حال مردم بصره که طاعون و فتنه های فراوانی در آن پدید می آید! وای به حال مردم فلسطین از فتنه های غیرقابل تحملّی که در آن واقع می شود! وای به حال مردم دنیا از فتنه های پیاپی که در آن زمان در شرق، غرب، شمال و جنوب جهان در هر شهر و قصبه ای اتّفاق می افتد. هر گروهی علیه گروه دیگر شورش می کند و جنگهای دائمی یکی پس از دیگری روی می دهد. که همه اینها کیفر اعمال خود مردم است و پروردگارت هرگز بر بندگان ستمی روا نمی دارد».
ما که امروز فتنه های جانکاه فلسطین را با چشم خود می بینیم، بر عظمت گوینده این خبرهای غیبی بیش از پیش واقف می شویم و در برابر عظمت آن حضرت پیشانی ادب بر زمین می سائیم.

* * *

امام حسین (علیه السلام) می فرماید:
۱۴۲۹ - «إنّما هو کنظام الخرز، یتبع بعضه بعضا».
«چون دانه های تسبیح یکی به دنبال دیگری تحقّق خواهد یافت».
سالار شهیدان حوادث آخر الزّمان را در کشاکش دوران همانند دانه های تسبیح مجسّم می کنند که براساس نظم خاصّی چیده شده و با یک رشته رابط به یکدیگر مربوط شده اند، اگر این رشته اتّصال پاره شود، دانه های تسبیح شتابان به دنبال یکدیگر فروخواهند ریخت. آری پدیده های عصر ما با نظام خاصّی که از

↑صفحه ۹۱۵↑

پیش تعیین شده شتابان یکی به دنبال دیگری تحقّق می یابد و ما را به سوی روز موعود به پیش می راند.

* * *

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
۱۴۳۰ - «لا یقوم القائم إلاّ علی خوف شدید و زلازل و فتنه و بلاء یصیب النّاس، و طاعون قبل ذلک. ثمّ سیف قاطع بین العرب، و اختلاف بین النّاس و تشتّت فی دینهم و تغیّر فی حالهم، حتّی یتمنّی المتمنّی الموت صباحا و مساء من عظیم ما یری من کلب النّاس و أکل بعضهم بعضا».
«قائم (عجّل الله فرجه) قیام نمی کند مگر پس از وحشت شدید، زلزله ها، فتنه ها و بلاهای فراگیری که بر مردم چیره شود و طاعونی پیش از آنها شایع شود و شمشیر برنده ای در میان عرب پدید آید و اختلاف در میان مردم درافتد و امور مذهبی مردم مختل شود و حالشان دگرگون گردد و هر صبح و شام آرزوی مرگ کنند، و آن در اثر طغیان و پرده دری مردم است که به خون یکدیگر تشنه می شوند و خون همدیگر را می خورند».
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در این مورد می فرماید:
۱۴۳۱ - «ابشّرکم بالمهدیّ، یبعث فی امّتی علی اختلاف من النّاس و زلازل!».
«شما را به مهدی (عجّل الله فرجه) بشارت می دهم، هنگامی که اختلاف شدید در میان مردم پدید آید و زلزله های سختی واقع شود او قیام می کند».
فتنه ها به دنبال یکدیگر پدید آمده، جهان در آتش اختلاف می سوزد، در فلسطین اشغالی، لبنان فلاکت زده، افغان مصیبت زده، آفریقای مظلوم، در مناطق شرقی آسیا، و در میان دیگر ملل محروم و مظلوم، جنگ، اختلاف، فقر و دیگر پی آمدهای فتن آخر الزّمان، بیداد می کند. اختلال امور مردم در شئون دین و

↑صفحه ۹۱۶↑

دنیا به حدّ اعلی رسیده است. طغیان، تعدّی و تجاوز به حقوق همدیگر از فجایع رائج جهان شده است.
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه: «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً، ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ»: «بگو: اگر ببینید که عذاب او شبانگاه و یا به هنگام روز بر شما فرود آید، چه چیزی را مجرمان از او به شتاب خواهند خواست؟»، فرمود:
۱۴۳۲ - «فهذا عذاب ینزل فی آخر الزّمان علی فسقه أهل القبله، و هم یجحدون نزول العذاب علیهم».
«آن عذابی است که در آخر الزّمان بر گنهکاران اهل قبله نازل می شود، که آنها منکر نزول عذاب بر خود هستند».
از موقعی که مسلمانان از شاهراه تعالیم اسلام منحرف شده اند و به مسائل دیگری چون قومیّت و احزاب گرویده اند، عذاب خداوندی به شکلهای مختلف بر آنها فرود می آید ولی به هوش نمی آیند.
به مناسبت گفتگو از خرابی مسجد «براثا» در عراق می فرماید:
۱۴۳۳ - «فإذا فعلوا ذلک منعوا من الحجّ ثلاث سنین. و احترقت خضرهم. و سلّط الله علیهم رجلا من أهل السّفح لا یدخل بلدا إلاّ أهلکه و أهلک أهله».
«هنگامی که مرتکب این کار (خرابی مسجد براثا) شدند، سه سال از آوردن حجّ محروم می شوند و زراعتشان دچار حریق می شود و خداوند مردی را از بادیه (یا از خون آشامان) بر آنها مسلّط می کند. وارد هیچ شهری نمی شود جز اینکه دمار از روزگار ساکنان آن درمی آورد».
این مرد خون آشام بادیه نشین ممکن است از کردهای شمال عراق باشد.
در مورد محرومیّت اهل عراق از حجّ، از حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) نیز روایتی شده است و روایتی به این مضمون در بخش هفدهم از امیر مؤمنان (علیه السلام) نقل شد.
رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) در همین زمینه می فرماید:

↑صفحه ۹۱۷↑

۱۴۳۴ - «یمنع الحج من العراق ثلاث سنین».
«حجّ به مدّت سه سال از عراقی ها منع می شود».
۱۴۳۵ - «توقّوا دوله بنی العبّاس، فإنّ لهم فی شیعتنا لذعات، و فی آخر دولتهم علامات أمضی من الحریق الملتهب!».
«در دولت بنی عبّاس خود را بپائید که برای شیعیان ما در دولت آنها خطراتی هست. و در پایان حکومت آنها نشانه هائی است که از آتش سوزان کاری تر است».
این فتنه ها و نشانه ها بر کسی پوشیده نیست و در عصر ما نیز علمای بسیاری در عراق و لبنان به شهادت رسیدند و افسران عالیرتبه ای در عراق صرفا به خاطر شیعه بودن کشته شدند، چه شکنجه ها، تبعیدها و زندانها که خانواده های شیعه، فقط به خاطر شیعه بودن تحمّل کردند.
۱۴۳۶ - «کأنّی بجرائد شتّی، تدعی بأسماء شتّی، لا أری لهم رشدا و لا لدینهم صیانه. کلّما مالوا إلی جانب انهدم منهم جانب آخر.
یعارضهم رجل طبریّ».
«گروههای مسلّح بسیاری گوئی با چشم خود می بینم که با نامهای مختلفی نامیده می شوند، برای آنها رشد عقلانی و سلامت ایمانی نمی بینم، هرگاه متوجّه یک جانب کار خود شوند، جانب دیگر آن خراب می شود، مردی از «طبریّه» با آنها به مقابله برمی خیزد».
نیروهای مسلّح پراکنده در عصر ما بسیار فراوان است و احزاب و تشکّلهای سیاسی مسلّح نیز به وفور یافت می شود. آنگاه امام باقر (علیه السلام) تأکید می کند که با همه این گروههای مسلّح سفیانی درگیر می شود که از کرانه دریاچه «طبریّه» خروج می کند. کلمه «طبری» احتمالا منسوب به «طبریّه» در فلسطین اشغالی باشد.
حوادث فراوانی که امروز در سوریّه و لبنان جاری است، جز با ظهور آن یکتا منجی جهان بشریّت پایان نمی پذیرد.

* * *

↑صفحه ۹۱۸↑

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
۱۴۳۷ - «کلّ رایه ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاعوت یعبد من دون الله (عزّ و جلّ)».
«هر پرچمی که پیش از قیام قائم (عجّل الله فرجه) برافراشته شود، صاحبش طاغوت است که به جز خدا پرستیده می شود».
۱۴۳۸ - «کلّ بیعه قبل ظهور القائم فبیعه کفر و نفاق و خدیعه».
«هر بیعتی که پیش از ظهور قائم (عجّل الله فرجه) انجام پذیرد، بیعت کفر و نفاق و مکر و حیله است».
۱۴۳۹ - «من یضمن لی موت عبد الله أضمن له القائم. إذا مات عبد الله لم یجتمع النّاس بعده علی أحد، و لم یتناه هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء اللّه».
اگر کسی مرگ «عبد اللّه» را برای من تضمین کند، من ظهور قائم (عجّل الله فرجه) را برای او تضمین می کنم، چون عبد الله از دنیا برود دیگر مردم برای احدی اجتماع نمی کنند و این کار برای احدی جز صاحب شما (عجّل الله فرجه) هموار نگردد انشاء الله تعالی».
از این حدیث شریف استفاده می شود که مردی به نام عبد الله در آستانه ظهور از دنیا می رود و به دنبال او امر ظهور فرامی رسد، طبعا او از زمامداران و سردمداران جهان اسلام خواهد بود که با مرگ او خللی در نظامات مسلمین پدید آید و بدون ظهور آن خلل جبران نشود. در زمان ما پس از مرگ عبد الله (پادشاه سابق اردن) فتنه هائی در جهان اسلام پدید آمد و همزمان با مرگ او رژیم اشغالگر اسرائیل چون غدّه چرکینی در قلب جهان اسلام به وجود آمد و به دنبال آن پراکندگیها و اختلافات عمیقی در میان مسلمانان بروز کرد و تبلیغات پان عربیسم ملّت عرب را از دیگر ملّیتهای مسلمان جدا ساخت، که این اختلافات جز با ظهور آن یکتا رهبر از بین نمی رود. البّته به احتمال قوی مقصود از عبد الله پادشاه اردن یاد شده نیست، زیرا نام «عبد اللّه» در جنگهای شمال و قرقیسیا و غیر آنها وارد شده است که آنها در نزدیکی ظهور اتّفاق خواهند افتاد.

↑صفحه ۹۱۹↑

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: فرج شما کی هست؟ فرمود:
۱۴۴۰ - «سئل: متی فرج شیعتکم؟. فقال: إذا اختلف ولد العبّاس و وهی سلطانهم و طمع فیهم من لم یکن یطمع فیهم، و خلعت العرب أعنّتها، و رفع کلّ ذی صیصیه صیصیته. و ظهر الشّامیّ، و أقبل الیمانیّ، و تحرّک الحسنیّ، یخرج صاحب هذا الأمر».
«هنگامی که اولاد عبّاس اختلاف کنند و قدرتشان به سستی و ضعف گراید و همگان بر آنها جرئت پیدا کنند و عرب از آنها فرمان نبرد و هر صاحب چماقی چماقش را بردارد و شامی (سفیانی) ظاهر شود و یمانی روی آورد و حسنی حرکت کند، صاحب این امر ظهور می کند».
۱۴۴۱ - «و لترفعنّ أثنتا عشره رایه مشتبهه لا یدری أیّ من أیّ!، فقال بعض اصحابه: ما نصنع؟ فقال و قد نظر الی شمس داخله فی الصّفه: تری هذه الشّمس؟ و الله لأمرنا ابین من هذه الشّمس».
«دوازده پرچم شبیه هم برافراشته شود که یکی از دیگری شناخته نشود! برخی از اصحاب گفتند: پس ما چه کنیم؟! نگاهی به نور آفتاب کرد که از روزنه وارد اطاق شده بود و فرمود: به خدا سوگند امر ما از این آفتاب روشنتر است».
۱۴۴۲ - «بینا النّاس وقوف فی عرفات إذ أتاهم راکب علی ناقله ذعلبه، یخبرهم بموت خلیفه، یکون عند موته فرج آل محمّد و فرج النّاس جمیعا!».
«هنگامی که مردم در عرفات وقوف کرده اند سواری که بر وسیله نقلیّه تیزتکی سوار است از راه فرامی رسد و مرگ خلیفه ای را خبر می دهد، فرج آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) و فرج همه مردم در آن هنگام است».
در این حدیث امام صادق (علیه السلام) دو تعبیر تازه به کار برده است: یکی تعبیر: «ناقله» و دیگری تعبیر: «ذعلبه» است، معمولا در احادیث تعبیر ناقه، راحله، دابّه و امثال آن بکار می رود تعبیر ناقله اخیرا برای وسائط نقلّیه رائج شده است و در لسان اخبار معمول نبود، در این حدیث امام (علیه السلام) با لسان امروز تعبیر فرموده است. و «ذعلبه» به معنای تیزتک و تیزپرواز است که امروز در مورد

↑صفحه ۹۲۰↑

موتورهای گازی بکار می رود و در گذشته در مورد اسبهای تیزتک چاپارها به کار می رفت. پیش از امام صادق (علیه السلام) جدّ بزرگوارش امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز همین تعبیر را بکار برده است:
۱۴۴۳ - «هیهات الغضب!. موتات فیهنّ موتات و راکب الذّعلبه!. مختلف جوفها بوضینها، یخبرهم بخبر فیقتلونه، ثمّ الغضب بعد ذلک!!!».
«کجاست آن خشم که مرگها به دنبال دارد و از هر مرگی مرگها برخیزد و مردی سوار بر تیزتکی که بافت درونی اش بسیار پیچیده است خبری می آورد که او را می کشند و آنگاه خشمها برافروخته گردد».
تعبیر پیچیدگی بافت درونی در مورد وسائط نقلیّه امروز بسیار لطیف و جالب است، که این تعبیر در مورد اسب و شتر مفهومی نداشت ولی در مورد ماشین و هواپیما و دیگر وسائل موتوری دقیقا منطبق است.
اگر این تعبیر از غیر امیر المؤمنین (ع) و فرزندان بزرگوارش بود، بسیار جای شگفت بود ولی در مورد این خاندان هیچ جای شگفت نیست که آنها با توان خدادادی پشت پرده را می بینند و از هزاران سال بعد این چنین سخن می گویند و هرگز نظیر این سخنان از غیر این خاندان شنیده نشده است. خوشا به حال کسیکه از این خاندان پیروی کند و با تمسّک به این حبل متین خود را از امواج کوه پیکر فتنه ها برهاند و به ساحل نجات برساند.
آنگاه امام صادق (علیه السلام) کشتار فجیع «منی» را چنین توصیف می کند:
۱۴۴۴ - «یحجّ النّاس معا، و یعرفون معا علی غیر إمام. فبیناهم نزول بمنی یأخذهم مثل الکلب، فتثور القبائل فیما بینها حتّی تسیل العقبه بالدّماء، فیفزعون، و یلوذون بالکعبه و إذا بالمهدی ملصق وجهه بها یبکی و دموعه تسیل. فیقولون: هلمّ ولّیناک، فیقول: و یحکم، کم من عهد قد نقضتموه، و کم من دم قد سفکتموه، فیبایع کرها».
«مردم به حجّ می روند و در عرفات حاضر می شوند در حالیکه امام (علیه السلام) را در میان خود نمی بینند، هنگامی که در منی هستند فتنه سختی برمی خیزد و همه قبایل بر یکدیگر می شورند و محلّ جمره عقبه از خون

↑صفحه ۹۲۱↑

رنگین شود و همه دچار وحشت شده به خانه خدا پناه می برند و ناگهان حضرت مهدی (عجّل الله فرجه) را می بینند که صورتش را بر کعبه چسبانیده اشک مبارکش بر صورتش می ریزد. عرض می کنند: به سوی ما بشتاب که ترا به پیشوائی خود برمی گزینیم. می فرماید: وای بر شما! چقدر پیمان بستید و بشکستید؟! چقدر خون ناحق ریختید؟! آنگاه او را به قبول بیعت وادار می کنند و با او مراسم بیعت به جای می آورند».
نظیر همین حدیث با اندک اختلافی از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم) نیز رسیده است.
۱۴۴۵ - «فإن أدرکتموه فبایعوه، فإنّه المهدیّ فی الأرض، و المهدیّ فی السّماء».
«اگر او را درک کنید با او بیعت کنید که او هدایتگر زمین و آسمان است».
آری او نیز مانند اجداد بزرگوارش راههای آسمان را همانند راههای زمین می شناسد و پیشوای مردم زمین و آسمانست و همه آنها را به راه راست رهنمون می شود.
۱۴۴۶ - «ثمّ تنقضّ الفتن حتّی لا یقول أحد: لا إله إلاّ اللّه، یصلّی المرء لیراه النّاس!. فعلیکم بأطراف البلاد، و سواحل البحار، و مواطیء الأودیه، و الهرب الهرب!».
«آنگاه فتنه ها فراگیر می شود و دیگر کسی خدا را به یکتائی یاد نمی کند! نمازگزار برای مردم نماز می گزارد! در آن هنگام به دشتهای دوردست و کرانه های دریاها و اطراف صحراها پناه ببرید و از اجتماعات بگریزید».
سیزده قرن پیش امام صادق (علیه السلام) از وضع امروز سخن گفته و به نقاط دوردستی که از تیررس توپها و مسلسلها بیرون باشد و از خطر بمبهای اتمی و ئیدروژنی مصون باشد امر به مهاجرت فرموده است. بدیهی است که چنین نقاطی در جنگها از خطرات مصون می ماند و از فتنه های اجتماعات نیز همواره به دور است.

↑صفحه ۹۲۲↑

آنگاه امام صادق (علیه السلام) از مناطق کوهستانی جبل عامل به طور خصوص بحث کرده، شیعیان آنجا را ستوده و امنیّت آنها را در پیشقدم ظهور تضمین فرموده است:
۱۴۴۷ - «بلده بالشّام. فقیل: إنّ أعمال الشّام متّسعه. فقال: بلده بأعمال الشّقیف و بیوت و ربوع تعرف بسواحل البحار و أوطئه الجبال. قیل هؤلاء شیعتکم؟. فقال: هؤلاء شیعتنا حقّا، و هم أنصارنا و إخواننا، و المواسون لغریبنا، و الحافظون لسرّنا، و الّینه قلوبهم لنا، و القاسیه قلوبهم علی أعدائنا. و هم کسکّان السّفینه فی حال غیبتنا. تمحل البلاد دون بلادهم، و لا یصابون بالصّواعق. یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر، و یعرفون الله حقّ معرفته، و یساوون بین إخوانهم. اولئک المحرومون، المغفور لحیّهم و میّتهم، و ذکرهم و انثاهم، و لأسودهم و أبیضهم، و حرّهم و عبدهم. و إنّ فیهم رجالا ینتظرون، و الله یحبّ المنتظرین».

«شهری در شام هست. گفته شد شهرهای شامات بسیار است، فرمود: شهری است به نام «ارنون» در منطقه «شقیف» که در اطراف آن قراء و قصبات فراوانی در کرانه های دریا و مناطق کوهستانی هست. گفته شد: آنها شیعیان شما هستند؟ فرمود: آری آنها شیعیان حقیقی ما هستند، آنها یاران و برادران ما هستند. آنها غربای ما را مواسات می کنند و اسرار ما را محافظت می نمایند. دلهایشان برای ما نرم است و برای دشمنان ما بسیار سخت و سفت. آنها در زمان غیبت ما همانند سرنشینان کشتی هستند، در همه شهرها خشکسالی می شود ولی آنجا خشکسالی پیش نیاید، هرگز صاعقه به آنها صدمه نمی زند، آنها امر به معروف و نهی از منکر کنند و خدا را به شایستگی می پرستند و در میان برادرانشان مواسات را رعایت می کنند، آنها محرومانند، زنده و مرده شان آمرزیده است، مرد و زنشان، سیاه و سفیدشان، آزاد و برده شان، مورد مغفرت حضرت احدیّت است. در میان آنها مردان منتظر هست که هر لحظه انتظار فرج ما را می کشند و خداوند منتظران را دوست می دارد».
مناطقی که امام صادق (علیه السلام) با این تعبیرات بسیار لطیف ستوده است، جبل عامل در جنوب لبنان است که مرز آنرا می توان چنین ترسیم کرد:

↑صفحه ۹۲۳↑

از طرف مشرق یک خطّ فرضی از قلعه شقیف ارنون تا غرب بنت جبیل.
از طرف مغرب کرانه های دریای مدیترانه از صور تا زهرانی.
از طرف جنوب یک خط فرضی از جنوب صور تا نزدیکی بنت جبیل.
و از طرف شمال یک خط فرضی از نبطیّه تا زهرانی.
از بیان امام (علیه السلام) استفاده می شود که «نبطیّه» و «مرجعیّون» را در این نوید داخل نفرموده است و این تضمین را در حقّ آنها تعهّد ننموده است. این نویدها مخصوص مردم شریف جبل عامل است.
نگارنده بسیار سپاسگزار است که خداوند منّان به او این افتخار را نصیب فرموده که در جبل عامل دیده به جهان گشوده است و از خدای تبارک و تعالی مسئلت دارد که او را در ولایت ائمّه اطهار ثابت و پای برجای نگهدارد و در فرج ولیّ عصر و ناموس دهر (عجّل الله فرجه) تعجیل بفرماید که امنیّت و آسایش جهانی به او بسته است.
شاید برخی تصوّر کنند که حوادث تلخ و ناگوار جبل عامل که در زیر ضربات رژیم اشغالگر اسرائیل روی می دهد با مضمون این حدیث وفق نمی دهد ولی چنین نیست، باید منتظر باشیم که آتشهای زیر خاکستر شعله ور شود، آنوقت خواهیم دید که جهان در آتش سوزان می سوزد و جبل عامل در امن و امان به سر می برد. و شاید حوادث امروز برای پیشگیری از حوادث فردا باشد، چنانکه سوراخ شدن کشتی به دست حضرت خضر برای حفاظت کشتی از خطرات بعدی بود.
تشبیه مردم جبل عامل به ساکنان کشتی در کلام امام (علیه السلام) خود ناظر به همین حوادث است، زیرا ساکنان کشتی همواره دستخوش امواج دریا هستند اگرچه روزی به ساحل نجات می رسند و آرامش و آسایش خود را باز می یابند. مردم جبل عامل نیز امروزه دستخوش امواج حوادث هستند ولی طبق وعده پیشوایان معصوم فردای خوشی در پیش دارند و از حوادث جانکاهی که در پیشقدم ظهور جهان را مضطرب خواهد نمود؛ در امان هستند. گذشت زمان حقّانیّت سخنان آنها را اثبات خواهد کرد و تکذیب کنندگان رسوا و سیه روی خواهند شد.
۱۴۴۸ - «إذا رأیت الفتنه بالشّام فالموت الموت حتّی یتحرّک بنو الأصفر فیسیرون إلی بلاد العرب، فتکون بینهم الوقائع».

↑صفحه ۹۲۴↑

«چون فتنه در شام ظاهر شود دیگر همه اش کشت و کشتار است تا نژاد زرد (یهود) بپا خیزند و به ممالک عربی بتازند و آنگاه حوادثی روی می دهد».
امروز ما در بلاد شام عموما و در لبنان خصوصا این حوادث را با چشم خود می بینیم، در این لحظه که من این سطرها را می نویسم توپهای سبک و سنگین اسرائیل چون قطرات باران بر صفحات جنوب لبنان فرو می ریزد، تاخت و تاز، حمله و چپاول ادامه دارد، آتش جنگ هر لحظه مشتعل تر می شود، حوادث بزرگ چهار بار روی داده، و پنجمی آن در آستانه وقوع است... حدیث شریف موبه مو تحقّق می پذیرد و ما در انتظار شکست قطعی اسرائیل ثانیه شماری می کنیم که بلافاصله پس از اقدام به جنگ پنجم خود ریشه کن خواهند شد و هم پیمانان نظامی و تجهیزات مدرنش توان نجات دادن او را نخواهند داشت.
۱۴۴۹ - «تظلّکم کقطع اللّیل المظلم، لا یبقی بیت من بیوت المسلمین بین المشرق و المغرب إلاّ دخلته، لا یخلص منها إلاّ من استظلّ بظلّ أفنان فیما بینه و بین البحر. فالأسلم للنّاس من تلک الفتنه موطیء التّلال و السّیف و الأنجی السّاحل و الحجاز».
«فتنه ای همانند قطعات شب یلدا، افق زندگی شما را تیره و تار خواهد ساخت، خانه ای در شرق و غرب جهان از خانه های امّت اسلامی نمی ماند جز اینکه این فتنه وارد می شود. از این فتنه جان سالم به در نمی برد جز کسیکه به درختان کرانه های دریا پناهنده شود. محلّ امن از این فتنه، قلّه های کوه و کرانه های دریاست، و سالمتر از هر کرانه ای سرزمین حجاز است».
در این حدیث برای امان از حوادث آخر الزّمان و فتنه های آن دوران، قلّه های کوه و کرانه های دریا و جنگلهای صحرا معرّفی شده، تا مردم به این مناطق پناه ببرند و از گزند اجتماعات آن زمان سالم بمانند.
۱۴۵۰ - «انجی النّاس من فتنه الصّیلم اهل السّاحل و أهل الحجاز».

↑صفحه ۹۲۵↑

«سالمترین مردم از فتنه بزرگ و فراگیر، مردم ساحل و اهل حجاز هستند».
امام صادق (علیه السلام) از این فتنه «صیلم» تعبیر نموده که در لغت به معنای فاجعه بزرگ و فتنه فراگیر است و بسیار تعبیر مناسبی است که در این فتنه ها از بمبهای ناپالم استفاده می شود و انبارهای موادّ منفجره به وسیله موشکها به آتش کشیده می شود، و در این میان فتنه رژیم اشغالگر اسرائیل، آسایش و آرامش منطقه را از بین برده و وحشت و اضطراب بر همه خانه های ملّت مسلمان وارد شده است. از سوی دیگر فتنه های سیاسی و آشوبهای حزبی و دیگر درگیریهای وارداتی از شرق و غرب به خانه های مسلمانان راه یافته، آسایش و آرامش آنها را سلب نموده است.
شاید هدف امام صادق (علیه السلام) از این فاجعه فراگیر، فجایعی است که توسّط بمبهای اتمی و ئیدروژنی در جهان واقع می شود و دود آن به چشم همه ساکنان روی زمین حتّی در قله های کوه و کرانه های دریا می رسد. اگر امّت اسلامی در سخن پیشوایان معصوم دقّت کنند و توصیه های حیاتبخش آنها را دقیقا به کار ببندند در دنیا و آخرت سعادتمند می شوند.
۱۴۵۱ - «لابدّ ان یکون قدّام القائم سنه یجوع فیها النّاس، و یصیبهم خوف شدید من القتل، و نقص من الأموال و الأنفس و الثّمرات، فإنّ ذلک فی کتاب الله لبیّن: وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ».
«به ناچار پیش از ظهور قائم (عجّل الله فرجه) سالی خواهد بود که مردم دچار گرسنگی بشوند و وحشت شدیدی از کشت و کشتار، و کاهش در جان و مال و میوه جات داشته باشند، چنانکه در کتاب خدا به روشنی آمده است: «هر آینه شما را بیازمائیم به چیزی از ترس و گرسنگی، و کاهشی از مالها و جانها و میوه ها، و مژده بده صبرپیشگان را».
امام باقر (علیه السلام) در تفسیر همین آیه شریفه می فرماید:
۱۴۵۲ - «الجوع خاصّ و عامّ: فأمّا الخاصّ من الجوع فبالکوفه

↑صفحه ۹۲۶↑

یخصّ الله به أعداء آل محمّد فیهلکهم، و أمّا العامّ فبالشّام، یصیبهم خوف و جوع ما أصابهم به قطّ. و أمّا الجوع فقبل قیام القائم، و أمّا الخوف فبعد قیام القائم (علیه السلام)».
«گرسنگی دو نوع است: گرسنگی ویژه، و گرسنگی عمومی.
گرسنگی ویژه در کوفه واقع می شود و منحصرا به دشمنان آل محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) پیش می آید و آنها را هلاک می نماید، امّا گرسنگی عمومی در شامات پدید آید و آنها را آنچنان دچار وحشت و گرسنگی می نماید که هرگز نظیر آنرا ندیده باشند. گرسنگی پیش از قیام قائم (علیه السلام) است ولی وحشت و اضطراب بعد از قیام آنحضرت است».
از تعبیر امام باقر (علیه السلام) استفاده می شود که این خوف و وحشت در آستانه فتنه سفیانی و در اثنای شورشهای اوست. آنگاه امام صادق (علیه السلام) در ترسیم این حوادث می فرماید:
۱۴۵۳ - «لا یکون هذا الأمر، حتّی یذهب تسعه أعشار النّاس!».
«این امر واقع نمی شود جز بعد از آنکه نه دهم مردم از بین بروند».
اگر در احادیث وارده در مورد نسبت هلاک شدگان اختلاف هست، در میان آنها تضّاد نیست، زیرا به جهات مختلف حادثه ناظر هستند، و این روایت که بالاترین نسبت (۱۰/۹) را بیان کرده است همه هلاک شدگان را دربر می گیرد، یعنی همه کسانی را که در اثر گرسنگی، جنگهای جهانی، وبا، طاعون و دیگر بیماریها، و در جنگهای سفیانی از بین می روند و هلاک سپاه سفیانی، و هلاک شدگان به دست حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) را دربرمی گیرد.

* * *

حضرت بقیّه الله (عجّل الله فرجه) می فرماید:
در نامه شریفه ای از ناحیه مقدّسه حضرت ولیّ عصر (عجّل الله فرجه) به افتخار شیخ مفید ((قدّس سرّه)) صادر شده است، حوادث آخر الزّمان با تسلسل خاصّی بیان شده

↑صفحه ۹۲۷↑

که قسمتی از آنرا در اینجا می آوریم:
۱۴۵۴ - «فقف أمدّک الله بعونه علی أعدائه المارقین من دینه علی ما نذکره، و اعمل فی تأدیته إلی من تسکن إلیه.
نحن و إن کنّا ثاوین بمکاننا النّائی عن مساکن الظّالمین، حسب الّذی أرانا الله تعالی لنا من الصّلاح، و لشیعتنا المؤمنین فی ذلک ما دامت الدّنیا للفاسقین، فإنّا یحیط علمنا بأنبائکم و لا یعزب عنّا شیء من أخبارکم، و معرفتنا بالزّلل الّذی أصابکم، قد جنح کثیر منکم إلی ما کان السّلف الصّالح عنه شاسعا، و نبذوا العهد المأخوذ منهم وراء ظهورهم کأنّهم لا یعلمون، إنّا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم. و لو لا ذلک لنزل بکم البلاء، و اصطلمکم الأعداء، فاتّقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا علی انتیاشکم من فتنه قد أنافت علیکم، یهلک فیها من حمّ أجله، و یحمی علیه من أدرک أمله. و هی إماره لازوف حرکتنا و مباثّتکم بأمرنا و نهینا و الله متمّ نوره و لو کره المشرکون...».
«به آنچه تذکّر می دهیم توجّه کن، طبق آن عمل کن و به هرکس از افراد مورد اعتماد دسترسی پیدا کنی، مضمون آنرا بازگو کن.
اگرچه ما در جای مخصوصی به دور از جایگاه ستمگران سکنی گزیده ایم، که خداوند مصلحت ما و شیعیان ما را در این دیده است که تا هنگامی که حکومت جهان به دست ستمکارانست این چنین باشیم، ولی به اخبار شما آگاهی داریم و چیزی از اخبار شما از ما پوشیده نیست از نابسامانیهائی که بر شما عارض شده آگاهیم، این نابسامانیها از هنگامی آغاز شد که گروهی از شما دست به کارهائی زدند که سلف صالح از آنها به دور بودند، پیمانی را که خداوند از آنها گرفته، پشت سر انداختند، گوئی از این پیمان هیچ اطّلاعی ندارند!.
ما شما را رها نکرده ایم و یادتان را از خاطر نبرده ایم، وگرنه دشواریها بر شما فرود می آمد و دشمنان شما را لگدمال می کردند. از خداوند بزرگ تقوی کنید و ما را در رفع گرفتاریهائی که بر شما فرود آمده یاری کنید. این فتنه که هرکس اجلش فرارسیده در آن نابود می شود و هرکس به آرزویش رسیده از آن جان سالم بدر می برد، نشانه نزدیک شدن نهضت ما و تلاش شما در اجرای اوامر و نواهی ما می باشد، خداوند نور

↑صفحه ۹۲۸↑

خود را کامل می گرداند، اگرچه مشرکان را خوش نیاید.
خود را به وسیله تقیّه از آتش فتنه ای که انگیزه های جاهلی آنرا برافروخته و تعصّبهای نژادی اموی آنرا شعله ور ساخته، و قوم هدایت یافته ای را به وحشت انداخته، نگاهدارید. من ضامن نجات کسی هستم که خود را در این ورطه هلاکت نیندازد و برای فرار از آن راهی خداپسند برگزیند.
چون ماه جمادی الاولی از همین امسال فرارسد، از حادثه ایکه در آن روی می دهد عبرت بگیرید و برای حوادث بعدی خود را مهیّا سازید و از خواب گران برخیزید.
به زودی نشانه ای بزرگ در آسمان برای شما پدیدار می شود و آنگاه نشانه ای بزرگ در زمین آشکار می شود و در مشرق زمین حوادثی جانکاه روی می دهد که موجب تأثّر و اضطراب می شود. سپس گروههائی منحرف از اسلام بر عراق تسلّط می یابند و با کردارهای زشت خود موجب کمبود ارزاق در عراق می شوند. سپس با هلاکت طاغوتی از طواغیت این فاجعه برطرف می شود و نیکان پرهیزکار از هلاکت او شاداب می شوند.
آنگاه کسانیکه از راههای دور و دراز به حج می روند به تمام اهداف خود می رسند و با موفقیّت برمی گردند. ما نیز در راه اندازی کار آنها و ایجاد تسهیلات در سفر روحانی آنها برنامه ای داریم که براساس نظام خاصّی به آنها می رسد.
بنابراین هریک از شما باید طوری رفتار کند که به محبّت ما نزدیکتر شود و از هر چیزیکه خوشایند ما نیست و موجب غضب ما می شود دوری کند، که فرمان ظهور ما ناگهانی و بدون مقدّمه فرامی رسد، که دیگر توبه سودی ندارد و پشیمانی از گناه دردی را دوا نمی کند و از چنگال عدالت رهائی نیابند.
خداوند راه رشد و هدایت خود را بر شما بیاموزد و با رحمت واسعه خود شما را مورد توجّه و عنایت خود قرار دهد».
حضرت ولّی عصر و ناموس دهر (عجّل الله فرجه) در این نامه که هزار سال پیش به افتخار شیخ مفید از ناحیه مقدّسه شرف صدور یافته، از حوادث زمان و فجایع دوران و لغزشهای شیعیان سخن گفته، راه رشد و هدایت را بیان فرموده، تقوی و تقیّه را توصیه نموده از آلوده شدن به فتنه ها منع فرموده، نوید بذل توجّه به کسانیکه ارباب خود را فراموش نکرده اند و ارباب دیگری برای خود اتّخاذ ننموده اند، داده

↑صفحه ۹۲۹↑

است.

* * *

و در تورات می خوانیم:
۱۴۵۵ - «و خداوند می گوید که در تمامی زمین دو حصّه منقطع شده خواهند مرد، و حصّه سوّم در آن باقی خواهد ماند. و حصّه سوّم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفّی ساختن طلا ایشان را مصفّی خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده خواهم گفت که ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت که یهوه خدای ما می باشد».

* * *

و در انجیل می خوانیم:
۱۴۵۶ - «و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امّتها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود».

* * *

↑صفحه ۹۳۰↑

حواشی
- المهدی صفحه ۲۲۱.
- حشر:۲.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۷۲.
- همان مدرک پی نویس قبل.
- ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۹۰، المهدی صفحه ۱۸۹، اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۳۴ و الزام النّاصب صفحه ۲۵۴.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۶.
- المهدی صفحه ۱۹۶، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۵، الامام المهدی صفحه ۲۳۳ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- منتخب الاثر صفحه ۴۵۱، الملاحم و الفتن صفحه ۳۸، بشاره الاسلام صفحه ۱۷۷ و الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۸ و ۱۵۰.
- غایه المرام صفحه ۶۷۹، الملاحم و الفتن صفحه ۸۵، الامام المهدی صفحه ۲۹۷ و ینابیع المودّه صفحه ۴۸۹.
- منتخب الاثر صفحه ۱۵۶، غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۱۴، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۶۴ و غایه المرام صفحه ۶۶۸.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۸۳، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۶۳، بشاره الاسلام صفحه ۲۸ و ۲۸۶، منتخب الاثر صفحه ۱۴۹، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۰۹، المهدی صفحه ۲۳۰، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۳، الامام المهدی صفحه ۶۹ و غایه المرام صفحه ۷۰۰.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۷.
- همان مدرک پی نویس قبل.
- بشاره الاسلام صفحه ۳۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۸ و ۱۲۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۹ و ۱۸۴.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۸۲ و بشاره الاسلام صفحه ۶۸.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۰ و الملاحم و الفتن صفحه ۴۷.

↑صفحه ۹۳۱↑

- بشاره الاسلام صفحه ۱۸۰.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۶۷، اعلام الوری صفحه ۴۲۶، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۴، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۱ و المهدی صفحه ۱۹۵.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۶۸، الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۲، بشاره الاسلام صفحه ۱۹ و الامام المهدی صفحه ۱۰۴.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۶، الزام النّاصب صفحه ۷۶ و المهدی صفحه ۱۹۳.
- صحیح مسلم جلد ۱ صفحه ۵۸، صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۰ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۶.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۵ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۴ و ۱۶۷.
- همان مدارک پی نویس قبل.
- الملاحم و الفتن صفحه ۴۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۲ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۰.
- منتخب الاثر صفحه ۴۵۱ و الملاحم و الفتن صفحه ۳۵ و ۵۰،۱۱۴ و ۱۱۷.
- ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۹۳ و الملاحم و الفتن صفحه ۱۲۸.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۲۸.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۶۸ و صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۱.
- صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۳.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۰.
- همان مدرک پی نویس قبل.
- صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۲.
- مسند احمد جلد ۲ صفحه ۵۳۰، صحیح بخاری جلد ۹ صفحه ۵۸، صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۲، نهج الفصاحه جلد ۲ صفحه ۵۲۰ و بشاره الاسلام صفحه ۳۲.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۴.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۳۳۵، غیبت نعمانی صفحه ۱۶۱ و بشاره الاسلام صفحه ۲۴۰.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۳۸.
- اعلام الوری صفحه ۳۶۴.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۵۷ و جلد ۵۲ صفحه ۲۱۱، غیبت نعمانی صفحه ۹۸، بشاره الاسلام صفحه ۵۰،۸۴ و ۱۶۴، منتخب الاثر صفحه ۴۴۱ و اعلام الوری صفحه ۴۲۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۶۳.
- منتخب الاثر صفحه ۴۳۵، بشاره الاسلام صفحه ۵۰ و غیبت طوسی صفحه ۲۷۹.
- بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۵۹، الملاحم و الفتن صفحه ۱۱۸، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۹۳ و بشاره الاسلام صفحه ۶۸ و ۱۶۳.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۲۹.
- الزام النّاصب صفحه ۲۰۴.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۷.

↑صفحه ۹۳۲↑

- اسراء:۶۰.
- بشاره الاسلام صفحه ۴۳.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۸ و ۴۱.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۶ و بشاره الاسلام صفحه ۵۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۱، المخلاه صفحه ۳۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۸.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۱۴۹ و الملاحم و الفتن صفحه ۷۸.
- صحیح مسلم جلد ۸ صفحه ۱۸۳ و الملاحم و الفتن صفحه ۷۸.
- منتخب الاثر صفحه ۴۵۳، الملاحم و الفتن صفحه ۴۶ و بشاره الاسلام صفحه ۸۰ و ۱۷۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۱۳ و ۲۰۷، منتخب الاثر صفحه ۴۵۲، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۳، الزام النّاصب صفحه ۱۸۱ و الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۴۶.
- منتخب الاثر صفحه ۴۴۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۰۷ و الملاحم و الفتن صفحه ۶۲.
- المهدی صفحه ۱۹۵، بشاره الاسلام صفحه ۱۰ و ۲۹ و الزام النّاصب صفحه ۱۸۵.
- الزام النّاصب صفحه ۱۹۶.
- بشاره الاسلام صفحه ۸۶، غیبت نعمانی صفحه ۱۳۹ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۵.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۲۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۳۱ و ۳۴۸، منتخب الاثر صفحه ۴۳۴، الزام النّاصب صفحه ۱۸۸ و ۲۲۷، المهدی صفحه ۱۸۹، بشاره الاسلام صفحه ۹۲ و الامام المهدی صفحه ۲۲۸.
- بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۷۴ و جلد ۵۲ صفحه ۳۴۸، منتخب الاثر صفحه ۱۴۷، غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۱۱، کشف الغمّه جلد ۳ صفحه ۲۷۳، البیان صفحه ۸۴، الملاحم و الفتن صفحه ۱۳۴، بشاره الاسلام صفحه ۱۸، الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۲۴، الامام المهدی صفحه ۶۲، مسند احمد جلد ۳ صفحه ۳۷، المهدی صفحه ۱۸۷، ینابیع المودّه جلد ۳ صفحه ۱۳۵، اسعاف الرّاغبین صفحه ۱۵۱ و نور الابصار صفحه ۲۳۰.
- یونس:۵۰.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۸۵ و الزام النّاصب صفحه ۲۲ و ۱۷۵.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۸.
- بشاره الاسلام صفحه ۵۷ و بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۸.
- اعلام الوری صفحه ۴۲۷ و بشاره الاسلام صفحه ۱۱۴.
- بشاره الاسلام صفحه ۱۷۷.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۱۴۳، غیبت نعمانی صفحه ۵۶ و وسائل الشیعه جلد ۱۱ صفحه ۳۷.
- بشاره الاسلام صفحه ۲۶۸.
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۲۷۱، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۱۰، بشاره الاسلام صفحه ۱۲۲ و الامام المهدی صفحه ۲۳۰.
- «قرقیسیا» شهری در سوریّه است که در محلّ التقای رود خابور با فرات قرار گرفته است.
این شهر پیش از اسلام «کیرکسیون» نام داشت و در سال ۱۹ هجری به دست مسلمانان فتح شد و

↑صفحه ۹۳۳↑

«قرقیسیا» نامیده شد. این شهر مرکز تجارتی بود و آوازه جهانی داشت. (قاموس الاعلام ترکی جلد ۵ صفحه ۳۶۱۵) «مترجم».
- غیبت شیخ طوسی صفحه ۱۴۳، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۱، بشاره الاسلام صفحه ۱۳۸ و المهدی صفحه ۱۹۶.
- غیبت نعمانی صفحه ۷۷، منتخب الاثر صفحه ۲۵۸، غیبت طوسی صفحه ۲۰۵، اصول کافی جلد ۱ صفحه ۳۳۶، بحار الانوار جلد ۵۱ صفحه ۲۸۱، الزام النّاصب صفحه ۸۰ و ۱۸۹ و بشاره الاسلام صفحه ۱۵۱.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۰ و بشاره الاسلام صفحه ۱۲۲.
- جای شگفت است که در هر سه منبع به جای ناقله «ناقه» ذکر شده و معلوم نیست که مؤلّف این تعبیر را از کجا آورده است!!. «مترجم».
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۰ و بشاره الاسلام صفحه ۴۲.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۲ و الملاحم و الفتن صفحه ۵۰.
- الحاوی للفتاوی جلد ۲ صفحه ۱۵۲.
- الملاحم و الفتن صفحه ۶۴.
- «ارنون» در برخی روایات «اوتون» آمده است که در طول تاریخ از اشتباه ناسخین به میان آمده است. «ارنون» شهری در جنوب لبنان است که قلعه «شقیف ارنون» در آنجاست، مناطق شقیف در شرق نبطیّه به آنجا منسوب است. این قلعه در جنگهای صلیبی نقش بسزائی داشت. (دائره المعارف شیعه جلد ۴ صفحه ۵۷).
- الامل الآمل صفحه ۱۵.
- الملاحم و الفتن صفحه ۱۰۷.
- الملاحم و الفتن صفحه ۳۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۰۹.
- الملاحم و الفتن صفحه ۳۸ و بشاره الاسلام صفحه ۱۰۹.
- بقره:۱۵۵.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۳۲، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۹، بشاره الاسلام صفحه ۱۱۸ و الزام النّاصب صفحه ۱۸.
- بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۲۹، بشاره الاسلام صفحه ۹۱، الزام النّاصب صفحه ۱۸ و غیبت نعمانی صفحه ۱۳۳.
- غیبت نعمانی صفحه ۱۴۶، الزام النّاصب صفحه ۱۷۸، بحار الانوار جلد ۵۲ صفحه ۲۴۴ و بشاره الاسلام صفحه ۱۲۶.
- احتجاج طبرسی جلد ۲ صفحه ۴۹۸، بحار الانوار جلد ۵۳ صفحه ۱۷۵، الزام النّاصب صفحه ۱۳۶، الامام المهدی ص