كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۲۲,۷۶۴) کتاب ها داستانهایی از امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰,۰۵۹) کتاب ها شگفتی ها وعجایب دنیا در بعد از ظهور امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۷۱,۶۶۱) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۶۰,۱۰۶) کتاب ها میر مهر - جلوه های محبت امام زمان (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۴۳,۸۶۹) کتاب ها یکصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۴۳,۴۴۹) کتاب ها تأملی در نشانه های حتمی ظهور (نمایش ها: ۳۸,۸۹۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۳۸,۳۸۷) کتاب ها زمينه سازان انقلاب جهانى حضرت مهدى (نمایش ها: ۳۴,۱۲۲) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۳۳,۹۱۲)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » سخنی چند در غیبت امام زمان (علیه السلام)
كتابخانه مهدوى

کتاب ها سخنی چند در غیبت امام زمان (علیه السلام)

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: محمد صالحی آذری تاريخ تاريخ: ۲۶ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۶۴۲۴ نظرات نظرات: ۰

سخنی چند در غیبت امام زمان (علیه السلام)

نویسنده: محمد صالحی آذری

فهرست

دیباچه
مساله مهم جهان تشیع
بررسی واژه غیبت
سیری در فرهنگها
شیخیه
پیروان مذاهب اربعه
غیبت پیامبر اکرم و...
غیبت انبیاء
غیبت ادریس
غیبت صالح
غیبت ابراهیم
غیبت یوسف
غیبت موسی
غیبت عزیر
غیبت یونس
مساله غیبت قبل از تولد حضرت
کتابهای غیبت قبل از ولادت امام زمان
رسوخ اعتقاد به غیبت حضرت در افکار مردم
محمد بن حنفیه
زید بن علی بن الحسین
جارودیه
اسماعیلیه
امام زمان غایب می شود
ولادت
غیبت صغری
غیبت کبری
کتابهای غیبت بعد از امام حسن عسکری
کتب اهل تشیع
کتب اهل تسنن
در انتظار امام زمان
انتظار فرج
ارزیابی انتظار
انتظار وظیفه است؟
فرجام غیبت امام زمان
مژده
جوانان
نقش اسلام
شکست وپیروزی
آینده از آن اسلام است
معرفی مصلح موعود
کمال
بهانه
سازندگی
نیرو
آینده
حماسه

دیباچه

از شخصیت ممتاز ووالای قطب عالم امکان - امام عصر وولی زمان - سخن گفتن وحق مطلب را - چنانکه باید وشاید - ادا کردن خود کاری بزرگ ومسئولیتی خطیر است. شخصیتی کامل که هستی همه به طفیل هستی وی وابسته است. که او همچون گلی است بر درخت هستی که باغبان باغ وجود، میلیاردها خار را فقط برای بقاء وشادابی همو آبیاری می کند... شخصیتی برگزیده که ماموریت الهی دارد تا زمات یکصد وبیست وچهار هزار پیامبر را به نتیجه نهائی برساند... شخصیتی برجسته که آخرین گوهر خاندان نبوت ورسالت وامامت است.
شخصیتی آسمانی که ماموریت جهانی دارد تا اسلام عزیز را به حکم وعده قرآن کریم: لیظهره علی الدین کله بر تمام ادیان جهان چیره وپیروز گرداند اگر چه کافران مایل نباشند. شخصیتی که مروج اسلام وقرآن است وبس، که فقط احکام دین مبین اسلام وفرائض وسنن آن را احیا واجرا می نماید.
شخصیتی که همه پیامبران، به قیام او بنام مصلح جهان مژده داده اند. شخصیتی که بدست توانای او بساط ستم چنان برچیده شود که در سر تا سر گیتی ستمگری نماند تا ستمی بوقوع پیوندد مگر آن که عادلانه با وی رفتار شود. شخصیتی که به اراده الهی ونیروی خدادادی بر سر تا سر جهان با برنامه عدل وداد حکومت کند وجهان از برکت دادگریش لبریز گردد. شخصیتی که پیامبر اکرم درباره اش خبر داد عمرش همچون نوح طولانی است وهمچنانست. شخصیتی که غایب از دیده هاست، او همانند فردی از مردم در زمین راه می رود وزندگی می کند ومردم آن حضرت را می بینند ولی نمی شناسند.
شخصیتی که دانش او را نتوان سنجید که وارث علم تمام انبیاء واوصیاء بویژه پیامبر اسلام وائمه اطهار (علیهم السلام) است. شخصیتی که درباره شجاعت وشهامتش فقط می توان گفت: اشجع الناس شجاع ترین مردم است. شخصیتی ممتاز وبرجسته که آفریدگان او را برای اجرای برنامه همه جانبه هدایتی وایجاد حکومت واحد جهانی برگزید وبدو برگزیده خدا - بقیه الله - لقب داد.
وشخصیتی چند بعدی... چند بعدی... آری شخصیتی که آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد، واینک با این وصف چگونه می توان درباره شخصیت نامتناهی او که چون اقیانوسی بیکران است قلم فرسائی نمود؟ چه می شود کرد؟ هنگامی که نگارنده را - که معلم است نه نویسنده - بر آن داشتند که غیبت امام زمان (علیه السلام) را مورد بررسی قرار دهد خود را در برابر اقیانوسی نامتناهی احساس کرده، اقیانوسی که کران تا کران هستی را عظمتش فرا گرفته است! چه کند؟ واز کجا آغاز؟ ولی سروش غیبی به گوش او ندا در داد: (آب دریا را اگر نتوان کشید - هم به قدر تشنگی باید چشید) نگارنده با تاییدات الهی مساله غیبت را در طول قرون متمادی، از زمان ادریس پیامبر تا این زمان - غیبت کبری - مورد بررسی ومطالعه قرارداد ومحصول زحمات خویش را مختصرا به صورت مجموعه ای - که ملاحظه می شود - گرد آوری کرد وآن را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر - امام زمان (علیه السلام) - تقدیم داشت. امیدوارست که سلیمان زمان، ران ملخی را از مورچه ای ضعیف وناتوان پذیرا شده، او را به خدمتگزاری خویش بپذیرند.
این کتاب نخستین بار در نشریه پرتوی از معارف اسلام به همت دانش سرای دوره راهنمائی مشهد چاپ ونشر یافته است ولی اکنون به صورت مستقل انتشار می یابد تا همگان را بدان دسترسی باشد.
مساله مهم جهان تشیع
از مسائل مهم جهان تشیع مساله غایب بودن امام زمان (علیه السلام) است بهمین جهت اخبار واحادیث فراوانی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه (علیهم السلام) درباره غیبت پیش از وقوع آن صادر گشته که هنگام وقوع غیبت، شیعیان دچار تزلزل وگمراهی نشوند واز شاهراه سعادت بخش اسلام به کوره راه شیادان مهدی نما نیفتند.
بررسی واژه غیبت
چون هدف این کتاب، بررسی غیبت امام زمان (علیه السلام) است نخست باید تحقیق شود که غیبت در فرهنگها واصطلاحات دینی به چه معانی بکار رفته است تا برداشت مسلمانان ودیگران از غیبت بر اساسی درست، مبتنی گردد، ودر نتیجه بنای اعتقادشان بر مبنائی راستین پایه گذاری شود. بهمین جهت، ناگزیر، سخن از معانی غیبت آغاز می گردد.
سیری در فرهنگها
(غاب یغیب غیبا وغیبه وغیوبا ومغیبا) عنه: بعد عنه وباینه: از او دور شد واز او جدا گشت. [غابت الشمس...] غربت واستترت عن العین: خورشید غروب کرد واز دیده پنهان شد. - الشیء عن فلان: استتر. ضد حضر: آن چیز از فلان کس پنهان وپوشیده ماند. ضد حضور: ناپدید شد (المنجد) غاب عنه غیبا وغیبه: ناپدید شد. وغابت الشمس: فرو شد آفتاب. (منتهی الارب) غیبت - بالفتح. ع. ضد حضور وناپدید شدن وفروشدن وفروشدن آفتاب وبالکسر عیب کسی در قفای او گفتن اگر راست باشد واگر دروغ باشد بهتان بود (آنندراج).
غاب عنه ض یغیب: غیبا وغیبه...: بعد عنه وباینه: از او دور شد واز او جدا گشت. و- الشمس وغیرها من النجوم...: غربت واستترت عن العین: خورشید غروب کرد واز دیده پوشیده وپنهان شد. و- الشیء عن فلان: استتر: آن چیز از فلانی پوشیده ماند و- ضد حضر: ناپدید شد. و- فلان عن بلاده، سافر: مسافرت کرد. و- الشیء فی الشی ء، غیابه... وغیبه: بطن فیه واستتر: در آن پنهان وپوشیده ماند... (سمعت صوتا من وراء الغیب) ای من موضع لا اراه: صوت را از جائی که آنجا را نمی بینم شنیدم. (اقرب الموارد) غاب القمر غیابا وغیبوبه... ای غرب وتواری: ماه غروب کرد پنهان شد. وفی الحدیث حتی غابت الشمس: حتی غاب قرصها: تا قرص خورشید پنهان شد (مجمع البحرین) غیب: الغیب مصدر غابت الشمس وغیرها اذ استترت عن العین، یقال غاب عنی کذا...: هنگامی که خورشید وغیر آن از دیده پوشیده ماند، گفته می شود: این چنین از من پنهان شد. الغیب فی قوله (یومنون بالغیب) ما لا یقع تحت الحواس... غیب چیزی است که تحت حواس واقع نمی شود... (المفردت فی غریب القرآن) بنابر این، غیبت بمعنی: دور شدن. جدا شدن، غروب کردن، از دیده پنهان شدن، ناپدید شدن، از نظر پنهان شدن، ضد حضور، فروشدن وناپیدا شدن است.
شیخیه
با این روشنی برخی از مردم بر اساس اندیشه وفهم محدود ونارسای خویش، غیبت را بنوعی دیگر توهم نموده وتحویل مریدان ویا مردم ساده لوح داده وآنان را به بیراهه افکنده وسرگردان کرده اند. از جمله: رهبر فرقه شیخیه (متوفی ۱۲۴۲ ه. ق. (بنام شیخ احمد احسائی معتقد است که: امام زمان (علیه السلام) در دوران غیبت در دو شهر جابلقا وجابلسا در عالم هورقلیاء از اقلیم هشتم بسر می برد... (کتاب جوامع الکلم تألیف شیخ احمد احسائی) در حالی که عموم دانشمندان شیعه بر آنند که: حضرت روی زمین ومیان مردم زندگی می کند. آری غیبت را بمعنی زندگی در اقلیم هشتم (که معلوم نیست کجاست) آن هم در عالم هورقلیاء (که عالمی خیالی است) وسکونت در شهرهائی بنام جابلقا وجابلسا واقع در مغرب ومشرق (که اصلا وجود خارجی ندارد) گرفتن، اشتباهی فاحش ونابخشودنی است.
پیروان مذاهب اربعه
گروهی دیگر از پیروان مذاهب اربعه از غیبت امام زمان برداشت نادرستی داشته وپنداشته اند که: حضرت در چاه سامرا غایب وپنهان است. ولی باید اعتراف کرد که داستان سرداب ویا چاه سامرا بخن ناروا ونادرستی است که مغرضان اهل سنت به شیعه اثنی عشری نسبت داده اند. چنانکه ابن حجر مکی در (کتاب صواعق المحرقه) خود در ضمن اشعاری که نقل می کند امام زمان، مهدی موعود را در سرداب ساکن می داند. اما علمای شیعه معتقدند: امام زمان (علیه السلام) روی زمین منتها بطور ناشناخته وپنهانی سکونت دارند وزندگی می کنند چنانکه امام ششم می فرماید:... خداوند میان آن حضرت ومردم حجابی قرار می دهد که او را می بینند ولی نمی شناسند. (کافی، باب الحجه). ونیز مولوی در این مساله به اشتباه عجیبی افتاده وچنین معتقد شده است که: ولی هر سالکی مادامی که جلوه بر سالک نکرده از او غایب است همین که تجلی کرد ظهور کرده است. ویا سخن ناروای دیگرش که در کتاب مثنوی به چشم می خورد:

... پس بهر دوری ولیی قائم است! * * * تا قیامت آزمایش، دائم است
پس امام حی قائم، آن ولی است * * * خواه از نسل عمر خواه از علی است!
مهدی وهادی وی است ای راه جو! * * * هم نهان وهم نشسته پیش رو!

که در شناخت ولی قائم دچار افکار اهل طریقت گشته واز مدینه علم پیامبر وابواب آن حضرت بی بهره مانده وتا آخر عمر نتوانسته راهی پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فداه باشد. آری امام زمان، موجودی جسمانی وفرزند امام حسن عسکری است که در روی زمین زندگی می کند وغیبت آن حضرت بدان معنی است که: مردم آن حضرت را یا نمی بینند ویا اگر می بینند او را نمی شناسند وچنان نیست که اکنون مردم، امام را نبینند چه بسیار مردمی که آن حضرت را روزانه می بینند واو را نمی شناسند واگر زنده بمانند چه بسا روز ظهور خواهند گفت: این کسی است که ما او را بسیار دیده ایم.
غیبت پیامبر اکرم و...
نظیر همین غیبت را سایر ائمه اطهار حتی خود پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) داشته اند ولی بنحوی خفیف تر، مثلا هنگام هجرت که پیامبر سه روز در غار ثور توقف کرد، سپس عازم یثرب گردید، از انظار غایب بود واحدی جز ابو بکر نمی دانست که آن حضرت در کجا پنهان است. در همین سفر بود که متجاوز از ده روز در قبا دو فرسخی یثرب اقامت کرد که نیز احدی جز ابو بکر از جا ومکان زندگی واقامت حضرت اطلاع نداشت. واین نیز نوعی غیبت است.
وبهمین منوال، همه امامان نسبت به کثیری از شیعیان خود حالت غیبت را داشته اند مثلا: حضرت علی (علیه السلام) نسبت به گروهی از مسلمانان ومردم، که آن بزرگوار را می شناختند حالت ظهور را داشتند ولی نسبت به سایر مردم که اهل آن شهر ودیار نبودند حالت غیبت را. زیرا اینان اولا آن حضرت را نمی دیدند ثانیا اگر هم روزی به مدینه یا کوفه می آمدند وحضرت را می دیدند نمی شناختند مگر آن که معرفی بعمل می آمد. ویا: امام صادق را فقط مردم مدینه می شناختند ولی سایر مردم از بلخ تا بخارا او را نمی شناختند... ونیز: هنگامی که امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) در زندان هرون الرشید محبوس بود حالت غیبت را داشت زیرا گروه کثیری از شیعیان، تا مدتها جا ومکان حضرت را نمی دانستند که در کجا زندانی است.(۱)
البته چنانکه یاد شد، غیبت این بزرگواران کوتاه بوده ولی غیبت حضرت حجت (علیه السلام) طولانی است که خود بحث اساسی این نوشته است وبزودی به بیان آن خواهیم پرداخت.
غیبت انبیاء
هدایت بشر حائز اهمیت ومورد توجه پروردگار است بهمین علت مسائل اعتقادی به سبکی بیان می شود که همه از عالم وعامی وفیلسوف وبی سواد به راحتی بتوانند درک کنند وبا اطمینان خاطر ویقین کامل بدان بکروند. پروردگار متعال به منظور تفهیم مساله غیبت امام زمان (علیه السلام) برای برخی از انبیای سلف غیبت مقدر می فرماید تا نمونه ودلیل روشنی باشد برای اثبات غیبت امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت. برای روشنگری مساله به غیبت چند نفر از انبیاء اشاره می شود:
غیبت ادریس
آغاز غیبتها، غیبت ادریس پیامبر است تا کار شیعیانش به جائی رسید که قوت آنان به دشواری افتاد وستمگران جمعی را کشتند ودیگران را فقیر وهراسان کردند در این هنگام ادریس ظهور نمود وبه شیعیانش مژده فرح داد که قائمی از فرزندانش قیام کند وانتقام کشد وآن نوح علیه السلام بود سپس خدا ادریس را بالا برد وهمیشه شیعه وی پشت اندر پشت قرنها در انتظار قیام نوح بسر می بردند... تا پیامبری نوح آشکارا گردید.(۲)
غیبت صالح
صالح پیامبر از میان قوم خود غیبت کرد روزی که غایب شد مردی کامل وخوش اندام بود... چون نزد قومش برگشت تغییر شکل داده بود او را نشناخته وسه دسته شدند:
۱ - منکران جدی که هرگز بر نمی گشتند.
۲ - اهل شک وتردید.
۳ - اهل ایمان ویقین.(۳)
غیبت ابراهیم
غیبت حضرت ابراهیم خلیل مانند غیبت قائم اسلام (علیه السلام). خدای عز وجل اثر حمل حضرت ابراهیم را در شکم ما در پنهان داشت وتولدش نیز به سبب اوضاع اختناق آور فرعونی پنهان بود. ابراهیم از هنگام تولد همیشه در پنهانی وغیبت بود تا وقتی که مدت غیبت به سر آمد وظهور کرد... سپس دوباره غایب شد وتنها به گردش در شهرها پرداخت.(۴)
غیبت یوسف
غیبت یوسف بیست سال طول کشید... سه روز در چاه بود وچند سال زندانی وباقی سالها را پادشاهی می کرد. یوسف در مصر ویعقوب در فلسطین بسر می بردند. یعقوب می دانست که یوسف زنده است وخدا پس از دوران غیبتش او را ظاهر خواهد کرد. به فرزندان خود می گفت: انی اعلم من الله ما لا تعلمون. همانا من از طرف خدا می دانم آنچه را که شما نمی دانید... برادران یوسف پیغمبر زاده بودند با یوسف داد وستد کردند با آن که برادرانش بودند واو هم برادر ایشان بود یوسف را نشناختند تا خودش گفت: من یوسف هستم.(۵)
غیبت موسی
دوره سختی بنی اسرائیل فرارسید ومدت چهارصد سال در انتظار قیام قائم بسر بردند تا آن گاه که مژده تولد او را دریافتند ونشانه های ظهورش را دیدند گرفتاری سخت تر شد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: چون وفات یوسف بن یعقوب فرارسید خاندان یعقوب را که هشتاد مرد بودند جمع کرد وگفت که این قبطیان بزودی بر شما مسلط شوند وبدترین عذاب را به شما بچشانند همانا خدا شما را بدست مردی از فرزندان لاوی بن یعقوب به نام موسی بن عمران نجات بخشد واو پسری بلند بالا وپیچیده مو وگندم گون است... خبر به فرعون رسید که بنی اسرائیل به موسی بن عمران توجه دارند واو را می جویند وغیبت گویان وجادوگران دربار وی هم به او گفتند هلاکت دین وقوم تو به دست پسر بچه ای است که از بنی اسرائیل در این سال زائیده شود.
فرعون بر زنان ایشان قابله ها گماشت ودستور داد که امسال پسری زائیده نشود جز آن که باید سرش را برید. یک قابله هم بر مادر موسی گماشت.(۶)
قرآن می فرماید: ما به مادر موسی وحی کردیم که او را شیرده وهر گاه بر او ترسان شدی به دریا افکن ومترس وغمین مباش ما او را به سوی تو بازگردانیم واز پیامبران قرارش دهیم.(۷) زن فرعون در پلاژ سلطنتی نشسته بود صندوقی بر آب دید آن را گرفتند وکودکی در آن یافتند. قرآن می فرماید: زن فرعون به همسرش گفت روشنی چشم برای من وتو است او را مکشید. باشید که به ما سود برساند یا اینکه او را به فرزندی می گیریم در حالی که نمی دانستند...(۸) موسی در میان خاندان فرعون ماندنی شد مادر وخواهر وقابله هم درباره او چیزی اظهار نکردند تا مادر وقابله هر دو مردند موسی بزرگ شد وبنی اسرائیل هیچ اطلاعی از او نداشتند. بنی اسرائیل او را می جستند واز او می پرسیدند وبی اطلاع بودند. تا خدا او را به رسالت برگزید سپس نزد فرعون ویارانش فرستاد تا او را به پرستش خدای یگانه بخواند.
غیبت عزیر
عزیر از رهبران طایفه بنی اسرائیل بود... روزی سر راه به ویرانه ای رسید... اجساد مردگان در هر گوشه بچشم می خورد، به کنار دیواری تکیه داد وگفت: بحیرتم که خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد؟ خداوند او را صد سال می رانید... وی در این مدت از دیدگان قومش غایب وپنهان بود واحدی نمی دانست که عزیر در کجاست؟ تا اینکه خداوند او را زنده گردانید (سوره ۲، آیه ۲۵۹).
غیبت یونس
مردم با یونس سر لجاج گذارده وبدو ایمان نمی آوردند وی از اعمال آنان دلگیر شده وبا کشتی قصد عزیمت کرد، ولی دریا طوفانی شد، همراهانش برای سبک کردن کشتی قرعه کشیدند تا یکی را به دریا افکنند... سه بار قرعه بنام یونس در آمد، وی خود را به دریا افکند. خداوند ماهی بزرگی را مامور بلعیدن او نمود... یونس در شکم ماهی به دعا وتسبیح حق پرداخت تا پس از مدتی غیبت از انظار قومش از شکم ماهی رهایی یافت... (سوره ۳۷، آیه های ۱۴۳ و۱۴۴).
گر چه مساله غیبت امام زمان (علیه السلام) مساله بغرنجی است ولی چنان که خوانندگان گرامی توجه دارند اطلاع از غیبت انبیای گذشته مساله را کاملا ساده ودر سطحی نازلتر قرار می دهد که امروز پذیرش آن برای هر فرد با انصاف دانشمند آرام بخش روان ومایه حیات وامیدواری است. چه بسا همین غیبت پیامبران پیشین سر آغازی ودلیلی است برای غیبت نهانی امام زمان (علیه السلام) وهمان طور که غیبت پیامبران گذشته امتحانی برای امت وپیروانشان بوده، غیبت آن حضرت نیز امتحانی برای سنجیدن اعتقاد ماست. امتحانی خدایی، امتحانی بزرگ وامتحانی که سرنوشت ما را تعیین می کند. مبادا که در این بزرگ امتحان شکست بخوریم. مبادا که ظاهر فریبنده مهدی نماها ما را بفریبند. مبادا که سخنان اغواگرانه دشمنان فکرمان را مشغول بدارد. هشیار باشیم
مساله غیبت قبل از تولد حضرت
مساله غیبت پیش از تولد حضرت امام زمان (علیه السلام) به امر پروردگار وسیله پیامبر عظیم الشان اسلام وجانشینان بزرگوارش مطرح شده وبا عبارات گوناگون به مردم تذکره می داده اند که تولدش نهانی است واز انظار مردم پنهان می ماند. از جمله: جابر بن عبد الله انصاری گوید: چون خدای تبارک وتعالی بر پیامبرش آیه (اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم...)(۹) را نازل فرمود عرض کردم: یا رسول الله، همانا خدا وپیامبرش را شناختیم، پس اولی الامر کیانند که پروردگار فرمانبرداری آنان را در شمار فرمانبرداری شما قرار می دهد؟ فرمود: آنان جانشینان وامامان مسلمانان پس از من هستند.
اول آنان علی بن ابی طالب سپس حسن سپس حسین... سپس حسن بن علی سپس همنام وهم کنیه من حجه خدا در زمین وبقیه الله در بین بندگانش، فرزند حسن بن علی است، آن که خداوند مشرق ومغرب زمین را به دست او بگشاید واوست که از شیعیان ودوستانش غایب می شود، غایب شدنی که کسی بر امامت او ثابت نمی ماند مگر آن که خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد. جابر گوید: عرض کردم یا رسول الله، آیا شیعیان در زمان غیبت آن بزرگوار از وجود آن حضرت برخوردار می شوند؟
حضرت فرمود بلی، سوگند به آن که مرا به نبوت برانگیخت، براستی آنان در زمان غیبت از نورش استضائه می نمایند واز ولایتش برخوردار می شوند، مانند برخوردار شدن آنان از خورشید اگر چه در پس پرده ابر باشد.(۱۰) بنابر این اعتقاد به مهدویت وغیبت امام زمان (علیه السلام) (علیه السلام) بنا به فرمایش رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) از قرآن مجید ریشه می گیرد. چه حدود صد وسی آیه دیگر بر این مطلب گواه است. از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم): مهدی از فرزندان من است نامش نام من وکنیه اش کنیه من، از لحاظ خوی وروش وخلقت وآفرینش از همه به من شبیه تر است او دارای غیبت ونگرانی است که در آن ایام امتها گمراه شوند سپس همانند ستاره درخشان طلوع می کند وزمین را پر از عدل وداد می نماید چنانکه پر از ظلم وجور شده باشد.(۱۱) از علی بن ابی طالب (علیهما السلام): برای قائم ما غیبتی است که مدتش طولانی است گویا من شیعه را می بینم که در غیبتش چون چهارپایان جولان می زنند وچراگاه می جویند وبدست نمی آورند. آگاه باش! هر کس بر دین خود ثابت بماند ودلش در اثر طول غیبت امام دچار قساوت نشود او در روز قیامت در درجه من وبا من است.
سپس فرمود: براستی قائم ما چون قیام کند برای کسی در گردنش بیعتی نباشد واز این جهت است که ولادتش پنهان وشخص او غایب است.(۱۲) از امام حسن مجتبی (علیه السلام): خدای عز وجل ولادت حجه بن الحسن را مخفی سازد وشخص او را پنهان کند تا آن که هنگام ظهور بیعت احدی به گردن او نباشد واو نهمین فرزند برادرم حسین فرزند زهرا سرور زنان است خدا در زمان غیبتش عمر وی را طولانی می کند سپس او را ظاهر می گرداند در صورت جوانی که کمتر از چهل سال دارد واز اینجا دانسته می شود که خدا بر هر چیزی توانا است.(۱۳)
از امام حسین (علیه السلام): نخستین نفر ما امیرالمومنین علی بن ابی طالب است وآخرین آنان نهمین فرزند من است واو امام قائم به حق می باشد که خدا زمین را بدو پس از مردگی زنده نماید ودین حق را به دست او بر تمام ادیان چیره وپیروز می گرداند اگر چه مشرکان را بد آید. برای او غیبتی طولانی است که جمعی در آن ا دین بیرون روند ودیگران بر دین حق پا بر جا وثابت قدم بمانند وآزار شوند و(گروه اول) به مومنان طعن زنند وگویند: این وعده چه وقت عملی می شود اگر شما راستگو هستید؟ آگاه باشید! افرادی که در زمان غیبت او بر آزار وتکذیب آنان شکیبا باشند همچنانند که در رکاب رسول خدا در راه خدا پیکار وجهاد می کنند.(۱۴)
از امام سجاد علی بن الحسین (علیهما السلام):... غیبت ولی خدا عز وجل طولانی شود، او دوازدهم از اوصیای رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه بعد از اوست... مردم زمان غیبت او که به امامت او معتقد ودر انتظار ظهورش باشند از مردم هر زمانی برترند خدای تبارک وتعالی... آنان را در آن زمان همچون افرادی قرار داده که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) با شمشیر جهاد می کنند، آنان در حقیقت دارای نیتی پاکند ونیز آنان از روی صداقت وراستی شیعه وپیرو ما بوده ودر پنهانی وآشکارا مردم را به سوی خدای عز وجل می خوانند.(۱۵)
از امام محمد باقر (علیه السلام): ام هانی گوید: امام ابوجعفر محمد بن علی را ملاقات کردم ودرباره آیه: فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس از او پرسیدم. فرمود: مقصود امامی است که در زمان خود به سال دویست وشصت هجری قمری پنهان می شود سپس به مانند ستاره ای درخشان در تاریکی شب پدیدار شود اگر او را درک کردی دو چشمت روشن باد.(۱۶) از امام صادق (علیه السلام): برای قائم پیش از آن که قیام کند غیبتی است... اوست منتظر، اوست که درباره ولادتش شک کنند. برخی گویند: در شکم است جمعی گویند او غایب است بعضی گویند: متولد نشده است وعده ای گویند: دو سال پیش از وفات پدرش متولد شده است فقط خدا دوست دارد که شیعه را امتحان کند. در این هنگام است که باطل جویان در شک افتند....(۱۷) از امام موسی بن جعفر (علیهما السلام): یونس بن عبد الرحمن گوید: شرفیاب حضور امام هفتم موسی بن جعفر علیه السلام شدم وبه او عرض کردم: یابن رسول الله تو قائم بالحق می باشی؟ فرمود: من هم قائم بالحق هستم ولی آن قائمی که زمین را از دشمنان خدای عز وجل پاک کند وآن را پر از عدالت نماید چنان که پر از جور وستم شده شده باشد پنجمین فرزند من می باشد وبرای او غیبتی طولانی است... گروهی در آن دوره برگردند ومرتد شوند ودیگران ثابت قدم بمانند....(۱۸)
از امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام): قائم، چهارمین فرزند من است خدا او را تا روزی که بخواهد در پرده غیبت پنهانش می کند سپس او را ظاهر می گرداند تا زمین را پر از عدل وداد نماید همان گونه که پر از ظلم وستم شده است.(۱۹) از امام محمد بن علی الجواد (علیهما السلام): عبدالعظیم حسنی گوید: خدمت امام محمد بن علی (علیهما السلام) رسیدم می خواستم درباره قائم بپرسم که آیا قائم همان مهدی است یا دیگری؟ او آغاز سخن کرد وفرمود: ای ابا القاسم، قائم ما همان مهدی است که واجب است در زمان غیبت انتظارش کشند ودر زمان ظهور فرمانش برند. او سومین فرزند من است.
سوگند به آن که محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را به نبوت برانگیخت وما را به امامت مخصوص کرد اگر از عمر دنیا جز یک روز نمانده باشد خدا آن روز را طولانی کند تا ظهور نماید وزمین را پر از عدل وداد گرداند همان گونه که پر از جور وستم شده باشد....(۲۰) از امام علی بن محمد الهادی (علیه السلام) در پاسخ نامه علی بن مهزیار که درباره فرج سؤال کرده بود چنین مرقوم داشتند: آن هنگام که صاحب شما ازدیار ستمگران پنهان شد وغیبت کرد در انتظار فرج باشید.(۲۱)
از امام حسن عسکری (علیه السلام): گویا می بینیم، شما بعد از من درباره جانشینم اختلاف دارید آگاه باشید که هر کس به امامان بعد از پیامبر اعتراف کند ومنکر امامت فرزندم شود چون کسی باشد که به همه پیامبران وانبیای الهی اعتراف کرده ومنکر نبوت رسول خدا گردد ومنکر رسول خدا مانند منکر همه پیغمبران خداست. زیرا اطاعت آخرین ما چون اطاعت نخستین نفرمان لازم است وکسی که منکر آخرین فرد ما باشد، مانند آن است که نخستین فرد ما را انکار نماید. آگاه باشید! برای فرزندم غیبتی است که مردم در آن دچار شک وتردید می شوند مگر کسی که خدایش نگهدارد.(۲۲)
نکاتی که در این بخش حائز اهمیت فراوان است: اولا - سخنان پیشوایان اسلام منحصر نیست به آنچه خوانندگان محترم ملاحظه فرمودند زیرا با نگرشی ساده به دست می آید که علاوه بر آنچه مذکور افتاد احادیث فراوانی در دست است که امام زمان (علیه السلام) دارای دو غیبت است(۲۳) ونیز نود ویک روایت دیگر داریم که به صراحت کامل اعلام می دارد که امام زمان (علیه السلام) دارای غیبت طولانی است.(۲۴) ثانیا - تمام پیشوایان دین غیبت را یکی از ویژگیهای امام زمان (علیه السلام) شمرده اند تا مسلمانان در شناخت واعتقاد به حضرت ولی عصر (علیه السلام) دچار نگرانی وسرگردانی نشوند وهمین مساله است که مردم بدان آزموده می شوند.
تا سیه روی شود آن که در او غش باشد.
کتابهای غیبت قبل از ولادت امام زمان
اخبار غیبت قبل از تولد امام زمان (علیه السلام) از ناحیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) وائمه طاهرین صادر می شود وهمگان را متوجه آینده اسلام می نماید که دوازدهمین جانشین پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت مهدی است واو دارای دو غیبت است: صغری وکبری. اخبار غیبت همانند سایر اخباری که از معصومین نقل می شد حفظ ونگهداری می گشت. واین شایان توجه است که مشاهده می شود کتابهائی در خصوص غیبت در دوران ائمه اطهار تألیف می گردد از آن جمله است:
۱ - کتاب مشیخه تألیف حسن بن محبوب زراد از اصحاب امام هشتم که قریب یک قرن پیش از تولد حضرت حجت (نیمه دوم قرن دوم هجری) این کتاب را نگاشته ودر آن روایاتی درباره غیبت حضرت مهدی آورده است.(۲۵)
۲ - کتاب غیبت علی بن حسن بن محمد طائی طاطری که مردی فقیه وموثق بوده واز اصحاب امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) است.(۲۶)
۳- کتاب غیبت علی بن عمر اعرج کوفی که او نیز از اصحاب امام موسی بن جعفر است.(۲۷)
۴- کتاب غیبت ابراهیم بن صالح انماطی کوفی که از اصحاب امام موسی بن جعفر می باشد.(۲۸)
۵ - کتاب غیبت حسن بن علی بن ابی حمزه که معاصر با امام هشتم حضرت رضا (علیه السلام) بوده است.(۲۹)
۶- کتاب غیبت عباس بن هشام ناشری اسدی (متوفی ۲۲. هجری) که مردی جلیل القدر وموثق بوده وشیخ طوسی او را از اصحاب حضرت رضا می شمارد.(۳۰)
۷- کتاب غیبت فضل بن شاذان نیشابوری که از فقها ومتکلمین واز اصحاب امام هادی وامام حسن عسکری است. وفاتش در سال ۲۶۰ اتفاق افتاد وی یکصد وهشتاد کتاب نوشته است.(۳۱)
۸- کتاب غیبت ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که معاصر امام حسن عسکری بوده است.(۳۲)
آگاهی از این کتابها اصالت غیبت امام زمان را به حدی روشن می سازد که برای هر فرد خردمند جای هیچ گونه تردید وابهامی باقی نمی گذارد. وبدان جهت است که رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند انکار خروج وقیام مهدی بمنزله کفر است.(۳۳) هر که قائم فرزندان مرا منکر شود در حقیقت مرا انکار کرده است.(۳۴) هر که قائم فرزندان مرا منکر شود مانند مردم زمان جاهلیت مرده است.(۳۵)
رسوخ اعتقاد به غیبت حضرت در افکار مردم
مسلمانان همیشه امام زمان (علیه السلام) را همراه وهمگام با غیبتش می شناخته اند واین فکر چنان در اذهان وافکارشان ریشه دوانده ورسوخ پیدا کرده است که اگر این عقیده را از آنان بگیرند بمانند آن است که اسلامشان را گرفته اند! وبهمین دلیل بوده که همواره متمهدیان دارای غیبت کاذب بوده اند بدان معنی که پیروانشان می کوشیده اند که متمهدی خود را دارای غیبت جلوه دهند تا افراد ساده لوح به گمان آن که او همان مهدی موعود اسلام است زودتر فریب خورده وتن به زیر بار طاعت وی بنهند اینک برخی از آنان را یاد آور می شویم:
محمد بن حنفیه
پس از مرگ یزید، عبد الله بن زبیر قیام کرد. محمد بن حنفیه که از فرزندان با فضیلت حضرت علی علیه السلام بود با وی بیعت نکرد وبه زندان افتاد. مقارن همین ایام مختار پسر ابوعبیده ثقفی برای گرفتن انتقام خون امام حسین (علیه السلام) بر حکومت شورید وچون از حضرت سجاد که ولی دوم بود اجازه نداشت(۳۶) وخونخواهی خود را بی اساس احساس می کرد خویشتن را بدروغ نماینده محمد حنفیه معرفی کرد لذا گروهی را به مکه فرستاد تا او را از چنگال عبد الله نجات دادند سپس محمد حنفیه را امام چهارم وقائم موعود نامید، وی از مختار رنجید واز او کناره گرفت طولی نکشید که مختار کشته شد، اما پیروانش که به کیسانیه شهرت داشتند، بر مهدویت محمد بن حنفیه پایدار ماندند حتی پس از مرگ محمد وفات او را باور نکردند ومعتقد به غیبت او شدند ومنتظر ظهور وقیام او گشتند.
زید بن علی بن الحسین (علیهم السلام)
این مرد از زهاد برجسته زمان خویش بشمار می رود. از ظلم وستم مروانیان بر ضد هشام بن عبدالملک قیام نمود لیکن هنگام مبارزه وچنگ شهید گشت. عمال مروان بدن وی را در کوفه به دار آویختند جسد او حدود پنج سال روی چوبه دار بود تا روزگاری که ولید بن یزید به حکومت رسید دستور داد بدن او را بسوزانند وخاکسترش را بر آب بریزند. پیروان زید که به نام زیدیه مشهورند معتقد شدند که جناب زید، امام بر حق است که از انظار مردم غایب وپنهان گشته است وروزی باز خواهد گشت.
جارودیه
محمد بن عبد الله نفس زکیه را مهدی خواندند وپس از مرگش او را غایب از مردم ودارای غیبتی طولانی پنداشتند.
اسماعیلیه
اسماعیل پسر امام جعفر صادق (علیه السلام) را مهدی موعود دانسته ومعتقد شدند که او نمرده بلکه غیبت اختیار نموده است وروزی ظاهر خواهد شد وجهان را پر از عدل وداد خواهد کرد.
ناگزیر باید اعتراف کرد که: غیبت کاذب مهدی نمایان دلیل است بر اصالت غیبت امام زمان (علیه السلام). چه همواره باطل در سایه حق پیش می رود. سکه های تقلبی در اثر وجود وپیدایش سکه های اصیل پدید می آید. آری، امام زمان (علیه السلام) است که دارای دو غیبت است.
امام زمان غایب می شود
امام زمان (علیه السلام) مقارن ایام خلفای جابر عباسی تولد می یابد. خلیفه وقت طبق اخباری که از پیامبر وائمه رسیده بود می دانست که نهضت امام زمان (علیه السلام) نهضتی کوبنده است که تار وپود ستم وبیدادگری را از صحنه گیتی براندازد. لذا خلفای غاصب ستمگر در کمین بودند تا هر گونه اثری که از اهل بیت نبوت به دست آورند نابودش کنند. وبهمین نظر بود که متوکل عباسی در سال ۲۳۵ ه. ق. فرمان داد تا حضرت امام هادی (علیه السلام) وبستگانش از مدینه به سامرا عازم شوند تا در آنجا تحت نظر باشند.(۳۷) ونیز معتمد عباسی با تمام قوا می کوشید که از اوضاع داخلی خانه امام حسن عسکری آگاه وبا خبر باشد.(۳۸) پروردگار متعال برای حفظ امام زمان (علیه السلام) از سوء قصد ستمگران تولد وزندگی او را همچون ابراهیم وموسی پنهان ومخفی داشت تا آن حضرت گرفتار حکام ستمگر وادار به بیعت وفرمانبرداری از آنان نشود.
ولادت
حضرت امام زمان (علیه السلام) سحرگاه پانزدهم شعبان ۲۵۵ هجری قمری از مادر گرامیش نرجس تولد یافت امام حسن عسکری تولد جانشین خود را به دوستان مخصوص وپیروانش خبر داده است چنانکه اصحاب امام یازدهم سخنانی را از ایشان نقل می کنند که در خور توجه است:
الف - احمد بن اسحق بن سعد گوید: از امام حسن شنیدم که می فرمود: ستایش خدایی را سزاست که مرا از دنیا نبرد مگر اینکه جانشین پس از خودم را به من نمایاند. در خوی وروش وشکل وآفرینش از همه به پیامبر شبیه تر است.(۳۹)
ب - احمد بن حسن بن اسحق قمی گوید: چون خلف صالح متولد شد از مولایم امام حسن عسکری به جدم احمد بن اسحق نامه ای رسید که به خط خودش در آن نوشته بود که: برای ما فرزندی متولد شد بید نزد تو پوشیده بماند واز همه مردم پنهان باشد زیرا ما از آن آگاه نکنیم مگر خویش را به جهت نزدیک بودنش ودوست را به جهت دوستیش. دوست داشتیم که به تو اعلام کنیم تا خدا تو را بدان شاد گرداند همچنان که ما را بدان شاد گردانید والسلام.(۴۰)
ج - محمد بن علی بن حمزه گوید: از حضرت امام حسن عسکری شنیدم که می فرمود: ولی خدا وحجت او بر بندگان وخلیفه من در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هنگام طلوع فجر به دنیا آمد.(۴۱) گروهی از محدثین ومورخین اهل سنت به ولادت مهدی (علیه السلام) در کتب خود اعتراف کرده اند که از نظر اختصار به نقل دو عبارت اکتفا می کنیم:
الف - حافظ محمد بن یوسف گنجی شافعی در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان در آغاز باب بیست وپنجم صفحه ۵۲۱ که به ضمیمه کتاب کفایه الطالب چاپ شده است(۴۲) می نویسد: همانا مهدی پسر امام حسن عسکری از زمان غیبتش تا کنون زنده وباقی است وبقاء او به دلیل بقاء عیسی وخضر والیاس امتناعی ندارد. ب - خواجه کلان قندوزی حسینی شافعی می نویسد که: ابی غانم خادم گوید: برای امام حسن فرزندی متولد شد که او را محمد نامید وروز سوم او را به اصحابش نشان داد وفرمود: این، پس از من جانشین من وامام شماست واوست قائمی که همه در انتظار ظهورش گردن کشند....(۴۳) پژوهشگران برای اطلاح بیشتر به کتب اهل سنت که فهرست آن در بخش آینده نقل خواهد شد مراجعه فرمایند.
غیبت صغری
امام زمان به سبب اقدامات شدید خلیفه وقت پنهان واز دیدگان مردم غایب می شود. اما موظف است که خود وهدفش را به مردم بشناساند ودر ضمن پاسخگوی اشکالات شیعیانش هم باشد. برای اجرای این منظور چهار نفر نایب یکی پس از دیگری از خواص بزرگان شیعه انتخاب می شوند تا بهنگام نیاز خدمت امام شرفیاب شوند ووظیفه محوله را به ایفا رسانند. این بزرگواران را نواب اربعه یا نواب خاصه با وکلاء وابواب امام می نامیدند واین دوره را غیبت صغری نام نهادند. غیبت صغری ۶۹ سال یعنی از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجری قمری بطول انجامید ونواب خاصه در ایام غیبت صغری عبارت بودند از:
۱ - جناب عثمان بن سعید عمروی از اصحاب وشاگردان امام هادی وامام عسکری است که در زمان ایشان از طرف آنان نیابت ووکالت داشته وسرانجام به نیابت حضرت مهدی مفتخر گردیده است.
۲ - جناب محمد بن عثمان بن سعید از اصحاب امام یازدهم است وی از افراد ثقه ومورد اطمینان امام بوده وپس از پدرش بیش از چهل سال عهده دار نیابت خاصه بوده است.(۴۴) وی در هنگام وفات به دستور امام زمان (علیه السلام) نایب سوم یعنی حسین بن روح را به مردم معرفی کرد.
۳ - جناب ابو القاسم حسین بن روح نوبختی فردی بسیار با هوش وبا وقار ودور اندیش بود وکار شیعیان را با نهایت حزم وکیاست اداره می کرد. هنگامی که مرگش فرارسید ابو الحسن علی بن محمد سیمری را به امر امام زمان (علیه السلام) به جانشینی برگزید.
۴ - جناب ابو الحسن علی بن محمد سیمری از شاگردان مکتب امام حسن عسکری است که پس از فوت حسین بن روح به وکالت رسید.
غیبت کبری
در سال ۳۲۹ هجری توقیعی از ناحیه امام زمان (علیه السلام) بنام او صادر گشت که حاوی موارد زیر بود:(۴۵)
۱ - اخبار به مرگ علی بن محمد در فاصله شش روز.
۲ - مسدود شدن باب نیابت خاصه.
۳ - اعلان آغاز غیبت کبری.
۴ - طولانی شدن غیبت کبری.
۵ - اشاعه ظلم وبیدادگری در سراسر جهان پیش از ظهور.
۶ - منوط بودن ظهور به امر الهی.
۷ - پیشگویی به آمدن مدعیان دروغین به عنوان نیابت خاصه. پس از وفات علی بن محمد سیمری غیبت کبری آغاز گردید که هنوز هم ادامه دارد. پروردگارا ظهورش را نزدیک گردان.
اللهم عجل فرجه

کتابهای غیبت بعد از امام حسن عسکری

کتابهایی که در پیرامون غیبت امام زمان (علیه السلام) تألیف گشته فراوان است. فقط در اینجا بعنوان نمونه تعدادی از آنها را در دو بخش جداگانه نقل خواهیم کرد.
کتب اهل تشیع
۱ - محاسن تألیف ابی جعفر احمد بن محمد بن خالد برقی متوفی در سال ۲۷۴.
۲- کتاب غیبت تألیف عبد الله بن جعفر بن حسن حمیری متوفی در سال ۲۹۰.
۳- کتاب غیبت تألیف محمد بن قاسم بغدادی متوفی در سال ۳۲۸.
۴- کافی والروضه تألیف محمد بن یعقوب کلینی متوفی در سال ۳۲۹.
۵- اثبات الوصیه تألیف علی بن حسین مسعودی صاحب مروج الذهب متوفی در سال ۳۳۳.
۶- کتاب غیبت تألیف سلامه بن محمد بن اسماعیل ارزنی متوفی در سال ۳۳۳.
۷- کتاب غیبت تألیف حسن بن حمزه بن عبد الله متوفی در سال ۳۵۸.
۸- کتاب غیبت تألیف حسن بن محمد بن یحیی (معروف به ابن اخی ظاهر) متوفی در سال ۳۵۸.
۹ - کتاب غیبت تألیف احمد بن محمد بن عمران (معروف به ابن جندی) متوفی در سال ۳۹۶.
۱۰- کتاب غیبت تألیف محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی متوفی در اواسط قرن چهارم.
۱۱- کتاب غیبت تألیف حنظله بن زکریا بن یحیی متوفی در قرن چهارم.
۱۲- کمال الدین وتمام النعمه تألیف محمد بن علی بابویه قمی ملقب به صدوق که این کتاب را بنا به امر حضرت جمع آوری نموده است، متوفی در سال ۳۸۱.
۱۳- من لا یحضره الفقیه تألیف محمد بن علی بابویه قمی معروف به شیخ صدوق.
۱۴- کفایه الاثر فی النصوص علی الائمه اثنی عشر تألیف علی بن محمد ابن علی خراز رازی (معروف به قمی) از شاگردان شیخ صدوق.
۱۵- دلایل الامامه تألیف محمد بن جریر بن رستم طبری متوفی در قرن چهارم.
۱۶- ارشاد تألیف شیخ مفید متوفی در سال۴۱۳.
۱۷- امالی تألیف شیخ مفید.
۱۸- المسائل العشره فی الغیبه تألیف شیخ مفید.
۱۹ - مختصر فی الغیبه تألیف شیخ مفید.
۲۰ - جوابات الفارقیین فی الغیبه تألیف شیخ مفید.
۲۱ - النقص علی الطلحی فی الغیبه تألیف شیخ مفید.
۲۲ - کتاب غیبت تألیف محمد بن محمد بن نعمان مفید متوفی در سال۴۱۳.
۲۳ - مقنع تألیف سید مرتضی متوفی در سال ۴۳۶.
۲۴ - البرهان علی صحه طول عمر الامام صاحب الزمان (علیه السلام) تألیف ابی الفتح محمد بن عثمان کراجکی متوفی ۴۴۹.
۲۵ - کتاب غیبت تألیف شیخ الطایفه محمد بن حسن طوسی متوفی در سال ۴۶۰.
۲۶ - کتاب غیبت تألیف مظفر بن علی بن حسین حمدانی متوفی در قرن پنجم.
۲۷ - نزهه الناظر وتنبیه الخاطر تألیف حسین بن محمد بن حسن حلوانی متوفی در قرن پنجم.
۲۸ - اعلام الوری تألیف فضل بن حسن طبرسی متوفی در سال ۵۴۸.
۲۹ - بشاره المصطفی لشیعه المرتضی تألیف عماد الدین ابی جعفر طبری آملی متوفی در قرن ششم.
۳۰ - کشف المحجه لثمره المهجه تألیف علی بن موسی حسینی متوفی ۶۶۴.
۳۱ - کشف الغمه تألیف ابی الفتح علی بن عیسی اربلی نوشته شده در سال ۶۸۷.
۳۲ - المحجه فیما نزل فی القائم الحجه(۴۶) تألیف سید هاشم بحرانی متوفی در سال ۱۱۰۷.
۳۳ - تبصره الولی فی من رای القائم المهدی تألیف سید هاشم بحرانی.
۳۴ - بحار الانوار جلد سیزدهم(۴۷) تألیف مرحوم ملا محمد باقر مجلسی متوفی در سال ۱۱۱۰.
۳۵ - کشف الاستار عن وجه الغائب عن الابصار تألیف حاج میرزا حسین محدث نوری متوفی در سال ۱۳۲۰.
۳۶ - النجم الثاقب تألیف حاج میرزا حسین محدث نوری.
۳۷ - تبیین المحجه الی تعیین الحجه تألیف حاج میرزا محسن تبریزی متوفی در سال ۱۳۵۲ قمری.
۳۸ - البرهان علی وجود صاحب الزمان تألیف سید محسن امین شامی متوفی در سال ۱۳۷۱.
۳۹ - اعیان الشیعه تألیف سید محسن امین شامی.
۴۰ - المهدی تألیف آیه الله صدر الدین صدر متوفی در سال ۱۳۷۳.
کتب اهل تسنن
۱ - المهدی (بخشی از سنن ابی داود) تألیف حافظ ابو داود سجستانی.
۲ - الاربعین تألیف حافظ ابو نعیم اصفهانی.
۳ - مناقب المهدی تألیف حافظ ابو نعیم اصفهانی.
۴ - نعت المهدی تألیف حافظ ابو نعیم اصفهانی.
۵ - عرف الوردی فی اخبار المهدی تألیف حافظ جلال الدین عبد الرحمن سیوطی.
۶ - البیان فی اخبار صاحب الزمان تألیف حافظ محمد بن یوسف گنجی شافعی.
۷ - القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر تألیف حافظ شهاب الدین ابن حجر هیثمی.
۸ - عقد الدرر فی اخبار الامام المنتظر تألیف شیخ جمال الدین یوسف دمشقی.
۹ - البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان تألیف علاء الدین متقی هندی.
۱۰ - الهدیه الندیه تألیف ابو المعارف قطب الدین دمشقی.
۱۱ - المهدی الی ما ورد فی المهدی تألیف شمس الدین محمد بن طولون.
۱۲ - المشرب الوردی فی مذهب المهدی تألیف ملا علی القاری.
۱۳ - اخبار المهدی تألیف حماد بن یعقوب.
۱۴ - علامات المهدی تألیف حافظ سیوطی.
۱۵ - القول المختصر فی علامات المنتظر تألیف جمال الدین مقدسی.
۱۶ - التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر والدجال والمسیح تألیف امام شوکانی.
۱۷ - ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون تألیف استاد احمد محمد صدیق.
۱۸ - الامامه لما کان ویکون بین یدی الساعه تألیف ابو طیب بن ابی احمد الحسینی.
۱۹ - مسند تألیف احمد حنبل شیبانی.
۲۰ - صحیح تألیف محمد بن اسماعیل بخاری.
۲۱ - صحیح تألیف مسلم بن حجاج نیشابوری.
۲۲ - صحیح تألیف ابو عیسی ترمذی.
۲۳ - سنن نسابی تألیف احمد بن شعیب نسابی.
۲۴ - سنن ابو داود تألیف سلیمان بن اشعث سجستانی.
۲۵ - سنن ابن ماجه تألیف ابو عبد الله محمد بن ماجه قزوینی.
۲۶ - حدیث الولایه تألیف محمد بن جریر طبری.
۲۷ - شرح السنه تألیف حافظ فراء بغوی.
۲۸ - المصابیح تألیف حافظ فراء بغوی.
۲۹ - جامع الاصول تألیف مجد الدین ابن اثیر.
۳۰ - جواهر العقدین تألیف نور الدین سمهودی.
۳۱ - شواهد النبوه تألیف نور الدین عبد الرحمن جامی.
۳۲ - فتوحات مکیه تألیف محی الدین بن عربی.
۳۳ - عنقاء مغرب تألیف محی الدین بن عربی.
۳۴ - کنوز الحقائق تألیف زین الدین مناوی.
۳۵ - اسعاف الراغبین تألیف ابو العرفان صبان.
۳۶ - تذکره الخواص تألیف سبط بن جوزی.
۳۷ - موالید اهل البیت تألیف ابن خشاب.
۳۸ - تاریخ کامل تألیف ابن اثیر
۳۹ - فتوحات اسلامیه تألیف احمد زینی دحلان.
۴۰ - فرائد السمطین تألیف شیخ الاسلام حمویئی.
۴۱ - مطالب السوول تألیف ابن طلحه شافعی.
۴۲ - ینابیع الموده تألیف قندوزی حنفی.
۴۳ - مکاشفات تألیف مولوی علی اکبر بن اسد الله هندی.
۴۴ - الیواقیت والجواهر تألیف عبد الوهاب شعرانی.
۴۵ - فصل الخطاب تألیف محمد بن محمد بخاری.
۴۶ - مرآه الاسرار تألیف عبد الرحمن عارف دهلوی.
۴۷ - الحدیث المتسلسل تألیف احمد بن ابراهیم بلاذری.
۴۸ - عقائد الاکابر تألیف عبد الرحمن دشتی.
۴۹ - کفایه الطالب تألیف محمد بن یوسف گنجی.
۵۰ - روضه الاحباب تألیف عطاء الله غیاث الدین.
این فهرست، نمونه ای بود از آثاری که درباره امام غائب (علیه السلام) به رشته تحریر در آمده است که راه انکار را بر همه چنان مسدود می کند که منکران را در ردیف منکران ضروری دین قرار می دهد.(۴۸)

در انتظار امام زمان

انتظار فرج
هر فردی را نرسد که خود را در انتظار فرج امام غایب بداند چه قومی که در انتظار مصلح هستند باید خود صالح وشایسته باشند وکسی می تواند در صدد اصلاح خود بر آید که امام زمان (علیه السلام) خود را بشناسد وگر نه بمانند کسی است که در زمان جاهلیت زندگی می کند وبدیهی است که بمانند مردم جاهلیت هم خواهد مرد.(۴۹) امام ششم می فرماید: کسانی که این امر (پیشوایی امام زمان خود) را بشناسند همان انتظارشان فرج است.(۵۰) یعنی کسی که امام زمان خود را شناخت ودانست که امام از پیروانش چه انتظار دارد وچه می خواهد بناچار قیام می کند وهر روز که خواسته امام عملی شود همان روز فرج است. حضرت رضا (علیه السلام) می فرماید: آیا نمی دانی که انتظار فرج جزء فرج است؟.(۵۱)
از بررسی سخنان گرانمایه ائمه طاهرین (علیهم السلام) وظیفه شیعه که شناخت امام وشناخت وظیفه وکوشش در ایفای آن است به روشنی بدست می آید وهر گاه تلاش وکوشش روزانه ما در راه اصلاح خود ودیگران به ثمر رسد همان روز فرج است. پس سررشته فرج به دست ماست، آری به دست ما! وما باید این رسالت را به انجام رسانیم.
ارزیابی انتظار
انتظار قائم برابر است با شهادت در راه حق! امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که در انتظار این امر (ظهور امام زمان (علیه السلام) در گذرد همانند مردی است که او با قائم در خیمه وی است. پس از این سخن امام، قدری درنگ کرد سپس فرمود: نه، بلکه مانند فردی است که در رکاب مهدی شمشیر زده باشد. سپس فرمود: نه، به خدا سوگند همانند کسی است که در رکاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) شهید شده باشد(۵۲) ونیز آن حضرت می فرماید: آن کس که در انتظار امر (ظهور قائم ما) بسر می برد بمانند فردی است که در راه خدا در خون خود غوطه ور شود.(۵۳) آری چنین است ارزش فردی که در انتظار فرج است ودر اجرای خواسته امام زمان (علیه السلام) می کوشد چون فردی است که در آخرین درجه به پیکار وجهاد بپردازد وهر روز در خون خود غوطه خورد
انتظار وظیفه است؟
وظیفه شیعه وپیرو امام زمان (علیه السلام) در زمان غیبت بس فراوان است که مجال شرح وتفصیل آن نیست وشاید لازم به تذکر هم نباشد زیرا همچنان که یک کارمند می داند که در شغل اداریش چه وظایفی دارد یعنی مسئولیت خود را در برابر رئیس خویش احساس می کند چگونه می شود که یک مسلمان واقعی وظیفه اش را در برابر مولا وامام زمان خود نداند که چیست؟ انتظار فرج امام غایب از آن جهت ارزش شهادت در راه حق را دارد که منتظرش در راه بارور کردن آرمانهای عالی اسلامی از پای نمی نشیند وافضلیت وبرتری این ایده وبرنامه است که مردم زمان غیبت را از مردمان دیگر زمانها ممتاز ساخته به عقل وهوش خاصی توصیف می نماید.
امام سجاد می فرماید: بی تردید مردم زمان غیبت مهدی که به امامت او معتقد ودر انتظار ظهورش هستند از مردم زمانهای دیگر افضل وبرترند، زیرا خدای تبارک وتعالی به آنان عقل ودرک وشناختی داده است که غیبت برایشان بمانند ظهور است (چون امام را باور دارند وبمانند زمان ظهور به خدمتگزاری مشغولند) خدای متعال آنان را در آن زمان هم درجه افرادی قرار می دهد که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شمشیر می زده اند. آنان در حقیقت دارای نیتی پاک وشیعیان راستین ما بوده ودر پنهانی وآشکارا مردم را به سوی خدای عز وجل می خوانند.(۵۴)
با نگرشی در سخنان ائمه درباره شناخت امام غایب (علیه السلام) وارزیابی انتظار فرج وبرتری خدمتگزاران واقعی امام زمان (علیه السلام) وظیفه بلکه وظایف خویش را در برابر آن حضرت در می یابیم که همواره باید آن حضرت را نگران اعمال خود بدانیم واز کارهای زشت وگناه دست برداریم وبرنامه خویش را طوری تنظیم نماییم که در زمره افراد شایسته که قرآن به آنها اشاره می فرماید: (ان الارض یرثها عبادی الصالحون)(۵۵) در آییم. آن زمان است که در شمار یاران ویژه آن حضرت خواهیم بود. آری رسیدن به آرمانهای عالی اسلامی در حدود امکان خود نشانه حالت انتظار است. آیا آن چنان که لازم است دستورات اسلامی را بکار می بندیم تا در زمره منتظران واقعی بشمار آییم؟ خدایا دلی ده که در کار تو جان بازیم وجانی ده که کار آن جهان سازیم. دانایی ده که از راه نیفتیم بینایی ده تا در چاه نیفتیم.(۵۶)

فرجام غیبت امام زمان

مژده
(ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون).(۵۷) وهر آینه در زبور داود به دنبال یک یاد آوری قبلی نگاشتیم که همانا زمین را بندگان نیکو وشایسته من به ارث خواهند برد.... واما در خصوص اسماعیل ترا اجابت فرمودم او را برکت داده بارور گردانم واو را بسیار گردانم، دوازده رئیس از وی پدید آیند وامتی عظیم از وی بوجود آورم... چون خدا از سخن گفتن با وی فارغ شد از نزد ابراهیم صعود فرمود. توراه - سفر پیدایش باب هفدهم بسبب شریران خویشتن را مشوش مساز وبر فتنه انگیزان حسد مبر. زیرا که مثل علف بزودی بریده می شوند. ومثل علف سبز پژمرده خواهند شد.
بر خداوند توکل نما ونیکوئی بکن. در زمین ساکن باش واز امانت پرورده شو. ودر خداوند تمتع ببر. پس مسالت دل ترا بتو خواهد داد. طریق خود را بخدا بسپار. وبر وی توکل کن که آن را انجام خواهد داد. وعدالت ترا مثل نور بیرون خواهد آورد. وانصاف ترا مانند ظهر. نزد خداوند ساکت شو ومنتظر او باش. واز شخص فرخنده طریق ومرد حیله گر خود را مشوش مساز. از غضب بر کنار شو وخشم را ترک کن. خود را مشوش مساز که البته باعث گناه خواهد شد. زیرا که شریران منقطع خواهند شد واما منتظران خداوند وارث زمین خواهند بود. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تامل خواهی کرد ونخواهد بود. واما حلیمان وارث زمین خواهند شد. واز فراوانی سلامتی متلذذ خواهند گردید. شریر بر مردم عادل شوری می کند. ودندانهای خود را بر او می افشرد. خداوند بر او خواهد خندید. زیرا می بیند که روز او می آید. شریران شمشیر را برهنه کرده وکمان را کشیده اند.
تا مسکین وفقیر را بیندازند. وراست روان را مقتول سازند. شمشیر ایشان به دل خود ایشان فرو خواهد رفت. وکمانهای ایشان شکسته خواهد شد نعمت اندک یک مرد صالح بهتر است از اندوخته های شریران کثیر. زیرا که بازوهای شریران شکسته خواهد شد. واما صالحان را خداوند تایید می کند. خداوند روزهای کاملان را می داند. ومیراث ایشان خواهد بود تا ابد الاباد.
کتاب مزامیر - مزمور سی وهفتم
ابدیت وجهانی بودن اسلام، شکست ستمگران وشریران، وسرانجام پیروزی نیکوکاران
از بشارات قطعی است که به بشریت ابلاغ شده است. موضوع نخست به اندازه ای محکم وغیر قابل تردید است که نیازی به بحث واستدلال در آن زمینه احساس نمی شود. چه حتی یک نفر مسلمان با این مساله مهم مخالفت نکرده است. ولی قبل از آن که بموضوع دوم بپردازیم وضع جهان را از نظر فساد وتباهی مورد بحث قرار داده، توجه خواننده را به فهرست آمار جنگها وتسلیحات واوضاع جاسوسی وفساد اخلاق فردی واجتماعی وآینده دردناک دول بزرگ دنیا جلب می کنیم: از آغاز قرن هفدهم کشورهای اروپایی در آتش ۲۳۰۰ جنگ سوخته اند.(۵۸)
خبر گزاریها خبر دادند که اسرائیل بیش از هر کشور جهان مخارج نظامی سرانه دارد. رقم ۴۷۷ دلار معرف این واقعیت است. یعنی به تعداد هر نفر مرد وزن وبچه سالیانه ۴۷۷ دلار خرج امور نظامی می کند.(۵۹) آمریکا با ۳۷۹ دلار پسر از اسرائیل در مقام دوم وشوروی با مخارج نظامی سرانه ۲۷۰ دلار در مقام سوم قرار دارد.
در سال قبل حدود ۲۱۹ هزار میلیون دلار به مصرف تسلیحات رسیده است وبا مقایسه با هزینه های تسلیحاتی ده سال گذشته در حدود ۸۲ افزایش نشان می دهد.(۶۰) هم اکنون بیش از بیست ماه مصنوعی (جاسوس پرنده) از فراز شوروی وچین می گذرد. ماههای مصنوعی (میداس) و(ساموس) و(اکسیلور) مرتبا در اطراف کره زمین می گردند واطلاعات ارزنده وتصاویر بسیار جالبی مخابره می کنند وبا دوربینهای مجهز به چشمهای دارنده اشعه ماوراء قرمز خود مراقب انفجارهای اتمی هستند این گزارشها مرتبا در مراکز مربوطه بررسی می شود.(۶۱) آمریکائیها اگر چه از اقمار جاسوسی خود سخن نمی گویند ولی هر سال ۵۰۰ میلیون دلار خرج تکمیل این سیستم می نمایند اما طرز کار این دستگاهها جزو اسرار نظامی است.(۶۲)
کندی در ۱۹۶۲ علنا اعلام داشت که: آمریکا آینده دردناکی پیدا خواهد نمود. چه جوانان بی بند وبار وغرق در شهواتند ودیگر حاضر نیستند وظایفی را که به آنان محول می گردد بخوبی انجام دهند مثلا از میان هر هفت تن جوانی که به سربازی اعزام می شوند شش تن نالایق وسست از آب در می آیند واین بدان سبب است که افراط در شهوترانی استعدادهای بدنی وروانی آنان را کاسته است(۶۳) پروفیمو وزیر جنگ انگلیس بخاطر تمتع از لذات جنسی اسرار دولت خود را در معرض خطر قرار داد. وی می خواست که خاطر معشوقه خود را جلب کند...(۶۴) خروشچف نیز مانند کندی در ۱۹۶۲ تصریح کرد که: آینده شوروی در خطر است وجوانان هرگز آتیه امید بخشی ندارند چه بی بند وبار واسیر شهوات گشته اند.(۶۵) رئیس دادگاه عالی طلاق انگلستان چنین می گوید: انگلستان در هر سال چهار میلیون لیره خرج طلاق می کند! در صورتی که نصف این مبلغ صرف ازدواج نمی شود.(۶۶) خبر گزاری اسوشیتدپرس: از هر پنج دختر انگلیسی که برای ازدواج بکلیسا می روند یکی حامله است!.(۶۷)
هر سال در تهران ۲۵۰ نفر در اثر مصرف کردن مشروبت الکلی می میرند.(۶۸) طبق گزارش سخنگوی ژاندارمری یک مرکز قریب ۶۰۰ دزد را تنها در یک ماه دستگیر کرده اند. با کمال تاسف در میان افرادی که آلوده به این بدبختی شده اند نه تنها عده ای از جوانان تحصیل کرده بلکه بعضی از کودکان نیز دیده می شوند که با همسالان خود باندهای دزدی تشکیل داده اند.(۶۹) روزانه دو هزار نفر خودکشی می کنند. روزانه سه میلیون نفر اعلام انتحار می کنند. از هر سه دانشجو که می میرد یکی بصورت انتحار است.(۷۰) سخن کوتاه کنیم که این رشته سر دراز دارد.
از بررسی ومقایسه اوضاع آشفته ونابسامان امروز جهان با پنجاه سال قبل چنین بدست می آید که اگر از فرمول ریاضی استفاده کرده بین اوضاع امروز وپنجاه سال آینده یک تناسب ببندیم جواب چه خواهد بود؟ خدا بهتر می داند. این زندگی نابسامان دنیا روز بروز نابسامانتر می شود راستی بشر به کجا می رود؟ خودش هم نمی داند! آیا بدبختی وسقوط از این هم بدتر امکان دارد که با این همه پیشرفت در علم ودانش وصنعت وتکنیک وتسخیر فضا وتصرف کرات بشر در مهار - کردن هواهای نفسانی، خود خواهی وتکبر خویش عاجز وزبون مانده باشد؟ کدام ملت است که با مشاهده محیط ننگ آورش از اصلاح مایوس ونا امید نباشد؟
جوانان
جوانان را ممکنست سؤالی پیش آید که: بار بالا رفتن میزان مفاسد وظیفه یک جوان مسلمان چیست؟ آیا صرف دعا ونیایش کار ناساز جامعه اسلامی را سازمان می دهد؟ نه، دعا ونیایش در اوضاع زندگی افراد اثری بسزا وعمیق دارد چنانکه دکتر الکسیس کارل یک کتاب در اثر نیایش برشته تحریر در آورده واثرات معجزه آسایش را طی مشاهدات خود با دلائل متین باثبات می رساند. ولی باید دانست که: در زندگی یک مسلمان دعا ونیایش فقط شرط لازم برنامه یا دین ویا عقیده او را تشکیل می دهد ومسلمان نمی تواند شرط کافی برای سعادت فرد مسلمان واجتماع اسلامی باشد. یک فرد مسلمان قبل از هر چیز باید آن قدر بصیر باشد که بداند آن چنان که اسلام می تواند با مفاسد وستمها مبارزه کند هیچ یک از مکتبهای اجتماعی دیگر دنیا نمی تواند بان اندازه مبارزه ودفاع کند وبدنبال آن باید بنکات زیر توجه کامل داشته باشد: پایه های ایمان خود را نسبت به اسلام با برهان قاطع ومحکم، استوار سازد. چه ارزش یک مسلمان به آنست که ایمان او باسلام از روی دلیل وبرهان باشد. بنابر این بر مسلمانان بویژه مربیان جامعه اسلامی فرض است که روزانه بر بصیرت خویش از طرف مختلف بیفزایند یعنی یک معلم یا یک استاد نباید به مطالبی که در دوران طفولیت ویا در دوران تحصیل درباره دین شنیده قناعت کند که این خود یک نوع کم لطفی به خود وافرادی است که زیر نظر او تربیت می شوند. بلکه همواره باید در مسیری حرکت کند که اطلاعات ودرجات ایمانش روز افزون باشد تا مشمول این سخن نشود که: هر که در روزش برابر باشد مغبون است روی همین اصل، اسلام یک فرد مسلمان را موظف بکسب دانش وفضیلت می نماید چه اسلام وقتی برای مسلمان قابل درک وفهم می شود که با دلیل وبرهان فراگرفته وبا دانش اندوزی به مزایای آن پی برده باشند(۷۱) ضمنا این وظائف که از طرف شارع اسلام برای مسلمانان مطرح می شود خود بزرگترین دلیل است بر اینکه این دین بر صحت ودرستی وحقانیت خود اطمینان کامل دارد وگر نه چنین ماموریتهایی به پیروانش نمی داد.
نکته دیگر آنکه در اکثر آیات شریفه قرآن کریم، هر کجا نامی از ایمان بمیان می آید بدنبال آن به نکته اساسی واصیل کوشش وعمل وانجام وظیفه توصیه می شود. روی این حساب آنانی که در محیط خود ودیگران تبلیغات مسموم دشمنان دین را مشاهده می کنند وبعد مهر سکوت بر لب می زنند وقلم خود را به خود جنبش وحرکت در نمی آورند که از حریم اسلام وحق وعدالت وعفت وپاک دامنی دفاع کنند دلهای اینها از نور وتابش اسلام خالی است. پیامبر اسلام می فرماید: هر گاه انحرافی در اجتماع اسلامی رخ دهد بر هر فرد مسلمان داناست که در راه مبارزه علیه هر گونه بدعت وکجروی از دانشش استفاده کرده وراه را بر سود جویان منحرف بربندد.
اینجاست که وظیفه فردی بوظیفه اجتماعی مبدل می شود ویک فرد مسلمان مامور نظارت اجتماعی بنام امر بمعروف ونهی از منکر می گردد ودیگر گول جمله عوام فریب (بمن چه؟ وبه او چه؟) دشمنان اسلام را نمی خورد وطبق دستور قرآن مجید به کوشش وفعالیت در راه خدا می پردازد ودر ردیف بهترین گروه: کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر(۷۲) قرار می گیرد ونیز چون دشمنان ما حاضر نیستند از فعالیت خود دست بردارند ما هم هر روز باید آماده دفاع باشیم چه هر روزی که بدون مبارزه گذرد وهر ساعتی که بدون کوشش علیه فساد وتباهی پایان یابد وهر لحظه ودقیقه ای که بدون کار مثبت تلف شود در وجدان فرد مسلمان گناهی بحساب می آید که جز نبرد پیگیر نمی تواند آن را جبران کند.
اگر ما مسلمان باشیم، همین کافیست که بدون درنگ، با تمام قوا، بدون خستگی وملال علیه تمام پلیدیها وانحرافها وبدعتها وخرافات وزشتیها ونابسامانیهای دینی واجتماعی بپاخیزیم واگر چنین نبودیم یا نیستیم باید بدرجه ایمان خود بنگریم ودر اساس وپایه های ایمان خود تجدید نظر کنیم. شاید در داشتن ایمان خود را گول زده باشیم وگر نه چگونه ممکنست از مبارزه علیه مفاسد وجنایات روز افزون باز ایستیم!
نقش اسلام
مفاسدی که نمونه ای از آثارش یاد آور شد، ناشی از طبیعت وچگونگی رژیمهائی است که در این جوامع حکم فرما بوده واسلام را از میدان زندگی خود دور ساخته اند. ولی آنچه مایه تعجب است اینست که در برابر این گونه مشکلات، اسلام را مورد بازخواست ویا سؤال قرار می دهند ویا از آن راه حلهائی می طلبند در حالی که در بوجود آمدن آنها، اسلام کوچکترین نقشی را بعهده نداشته است. پاسخ هر گونه مشکلی که از اسلام سؤال می شود آنست که گفته شود: نخست اسلام کامل را در همه امور زندگی دخالت دهید وقوانین آن را اجرا کنید سپس نظریه آن را درباره مشکلاتی که بوجود می آید بخواهید نه آن که راه حل مشکلات ناشی از یک نظام ضد اسلامی را از اسلام طلب کنید. اسلام امور مردم را بر وفق اساس مخصوصی اداره می کند وپایه های اجتماعی واقتصادی واحساس ویژه ای برای آنان بوجود می آورد وروی این حساب نخست اگر همه اصول اسلامی را در تمام شوون اجتماعی اجرا کنند آن گاه خواهند دید که این مشکلاتی که از آنها سخن بمیان آمد خود بخود از بین رفته است... آری آنها مشکلاتی است که جامعه سالم اسلامی هرگز آنها را بخود نخواهد دید.(۷۳)
شکست وپیروزی
با وضع حاضر: دوری از معنویات، علاقه وافر به مادیات، دنیای ماشینی توام با طغیان شهوت و...
همه نا امیدند
آری همه نا امیدند
همه نگرانند
همه حیران وسرگردانند
ولی آنان که دلی پر از ایمان دارند
همه امیدوارند
همه ایمنند
همه منتظرند
به انتظار چه؟ به انتظار که؟
به انتظار آن شخصیت الهی جهانی - حضرت حجه بن الحسن العسکری (علیه السلام) - که قرآن، او ویارانش را بنده شایسته خدا ووارث زمین معرفی می کند: (ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده والعاقبه للمتقین).(۷۴)
آینده از آن اسلام است
پروردگار متعال پیامبرانی برای هدایت بشر اعزام داشت تا آنان را از ذلت بت پرستی - که هادم شخصیت اوست - برهانند وبه مقام اعلای حق پرستی وعدالت وپاک دامنی رهنمون گردند.
این پیامبران هر یک بنوبه خود آمدند ودر راه خدا برای هدایت خلق کوشیدند ورفتند، آنان را که فطرتی پاک بود وقلبی سلیم، از ارشاد آنان بهره مند شدند ودیگران نه. سنت الهی است که هر پیامبر الهی، پیغمبر پس از خود را به مردم زمان معرفی وگوشزد نماید، ظهور حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) هم بشارت داده شد تا همه مردم جهان با دین جهانی آشنا شوند شاید خاری در گلستان زندگی نماند، که قلبی را جریحه دار نماید. آری، آخرین سفیر الهی برانگیخته می شود با امتیازاتی ویژه خودش، آخرین سفیر، آخرین نفر، آخرین پیامبر، آن هم برای همه مردم: کافه للناس.
همه بشارت آمدنش را داده بودند ونیز بشارت جانشینان وی، وبویژه بشارت آخرین جانشین او، مصلح واقعی جهان. ادیان پیشین همه به ظهور منجی آسمانی مژده دادند بدون آن که اسم ورسم او را بیان نمایند چنانکه از مزمور داود و... خواندیم وبه این مژده، هم شاد بودند وهم پیروان خود را شاد می کردند وهمین ایده، هم مایه امید برای خود آنان بود وهم دیگران. زیرا مطمئن بودند که: آمدن مصلح وعده حق است ووعده حق تخلف پذیر نیست ونیز یقین داشتند که اگر یک عمر مردم بت پرست را بسوی خدا می خوانند واز این دعوت وزحمت نتیجه چشم گیری نمی گیرند کارشان بی نتیجه نخواهد ماند وسرانجام به انجام خواهد رسید.
معرفی مصلح موعود
چون با آمدن اسلام، دین آسمانی پایان می یافت می بایست مصلح موعود بیشتر معرفی شود تا مردم بدانند که او از خاندان پیامبر، نهمین فرزند حضرت امام حسین (علیه السلام) وهشتمین فرزند امام چهارم و... فرزند والاتبار حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) است. او همنام پیامبر اسلام وکنیه اش ابو القاسم همانند آن حضرت است. آن بزرگوار به القاب: حضرت مهدی، مهدی موعود، قائم اسلام، قائم موعود، حضرت حجه بن الحسن، حضرت بقیه الله، ولی عصر وامام زمان مفتخر گردیده است. از نشانه های او که پیامبر اسلام بارها بدان تصریح می فرماید: دو غیبت کوتاه وطولانی است بنام: غیبت صغری وغیبت کبری.
آن بزرگوار به منزله آخرین دستی است که از آستین غیب بیرون می آید تا بشریت را از هر گونه اضطراب وناامنی وطغیان واستثمار واستعمار برهاند وهمه نابسامانیهای جهان را به سامان برساند - انشاء الله - واین بود آرزوی پیامبران الهی که به وعده خدا امیدوار بودند تا زحماتشان به هدر نرود وبالاخره پس از هزاران سال هم که شده روزی به نتیجه نهائی خود برسد. البته نتیجه گیری از هر برنامه ای مستلزم فرارسیدن موقعیت خاصی است لذا خداوند برای حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) دو غیبت مقرر داشت: غیبت کوتاه از آن جهت که او را بشناسند چه: هر که بمیرد وامام زمانش را نشناخته باشد مانند مردم زمان جاهلیت مرده است. غیبت دوم (غیبت کبری) از آن جهت که هر روز پروردگار متعال اذن فرماید آن حضرت قیام کند وزحمات انبیاء الهی را به ثمر رساند وجهات دیگر...
کمال
خدا را در هر عصر وزمان حجتی بوده است ولازم بود که پس از امام یازدهم هم شخصیتی الهی در میان مردم وجود داشته باشد. لذا این منصب به فرزند بزرگوار آن حضرت افاضه گشت. می دانیم که مصلح حقیقی دارای تمام صفات پسندیده است وهیچ نقصی در او نیست وقطعا فرزند امام بودن هم برای او کمال است پس باید بلا فصل باشد. یعنی اگر قرار بود امام زمان (علیه السلام) پس از سپری شدن فرون متمادی مثلا هزار سال متولد شود، اولا در این مدت زمین خدا از حجت خالی می ماند. ثانیا نقصی بود بر او، چه قائم اسلام باید خلاصه وچکیده ووارث انبیای الهی واهل بیت عصمت وکرامت بوده باشد نه دیگران.
بهانه
خدا هم همواره بر خلق اتمام حجت می کند بر ما هم چنین کرده است. در شرح حال انبیای گذشته نوشتیم که برای انبیای سلف هم غیبت مقرر شد تا غیبت مصلحش بر ما گران ومستبعد نیاید. وپیامبر هم پیش از حضرت مهدی (علیه السلام) به دو غیبت تصریح کرد تا بهانه ای نماند ونماند هم. چه کتابهای فراوانی که فهرستش یاد شد از آن جهت بود که بدانند پیش از تولد هم در زمینه غیبت تصریحات ودر نتیجه تألیفاتی داشته ایم وبعد از غیبت هم، هم.
سازندگی
حضرت در سال ۲۵۵ هجری قمری از مادر متولد می شود وپس از پنج سال با رحلت حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) غیبت صغری آغاز می گردد. در این دوران چهار نفر نیابت خاصه را عهده دار بوده اند در انقضای عمر چهارمین نایب به سال ۳۲۹ هجری قمری غیبت کبری اعلام می گردد که تا کنون ادامه دارد. از مهمترین وظائف شیعه در این دوره انتظار فرج آن حضرت است. حالت انتظار مصلح از آن جهت پر ارج است که آن، حالت سازندگی دارد چه کسی که منتظر مصلح است باید خود صالح باشد وگر نه انتظار او بر خلاف انتظار است.
نیرو
آری، هر فرد مسلمان بویژه یک معلم مسلمان هنگامی در کار وزندگی خویش پیروز خواهد شد که دارای ایمان باشد. ایمان به خدا وپیامبر وخاندان وی بخصوص به امامت وحیات وغیبت حضرت حجت سلام الله علیه، امام زمانش. فقط نیروی ایمان است که در انسان احساس مسوولیت را احیا می کند، اگر این نیرو نباشد با چه نیروئی می توانید بشر را کنترل کنید وبه کار مثبت وادارید؟ یک معلم هنگامی به کار تدریس خویش علاقه مند می شود که ایمان داشته باشد وهمین علاقه ناشی از ایمان است که کار او را مثمر وپر فایده می گرداند. یک داروساز وقتی به درد اجتماع خود می خورد که دارای ایمان باشد وگر نه با خیانت وتقلب جان ومال هزاران نفر را در اثر سودجوئی به مخاطره می اندازد و...
آینده
اگر ما واقعا به اصلاح خود وجامعه خویش علاقه مند هستیم ناگزیریم که به پرورش اطفال ودانش آموزان ودانشجویان ومعلمان کشور خود سعی کافی مبذول داریم. ما معلمان باید رسالت خویش را از این راه بانجام رسانیم تا ملتی درست وراستگو وفعال وفداکار وسعادتمند داشته باشیم تا نسل آینده ما را محکوم به تنبلی وسستی وخود باختگی در برابر جاهلیت غرب نکند. آری، اگر یک مسلمان، نیرنگ نیرنگ بازان قهار دنیا را می بیند وهزاران مفاسد دیگر را، باز با دلی پر از امید در انتظار مصلح جهان از پای نمی نشیند. چه یقین دار که پیروزی از آن اوست که مسلمان است ونیز می داند که: بزودی خورشید آئین خدا بر افقهای تاریک جهان خواهد تابید وهمه جا را نورانی خواهد کرد. اگر چه کافران خوششان نیاید ومایل نباشند.
آری، خدا بزرگ است وآینده از آن اسلام
حماسه
بسیار مناسب است که سخن با حماسه ای شورانگیز حسن ختام یابد.
سوگند(۷۵)

به محبت وعشق ووفا سوگند * * * به جلال وجاه خدا سوگند
به علایق جان به حیات جهان * * * به فنا در راه بقا سوگند
به طراوت گل به ضفای چمن * * * به طبیعت وباد صبا سوگند
به سپهر ومهر فروزانش * * * به فروغ ماه سما سوگند
به توکل ما به اراده حق * * * به قدر سوگند به قضا سوگند
به فداکاری وبه جانبازی * * * به مقام صبر ورضا سوگند
به تساوی وعدل وبه آزادی * * * به طریقت اهل صفا سوگند
به حقیقت گو، به ره حق پو * * * به دل خالی ز ریا سوگند
به مبارزها به مجاهدها * * * به شهید راه خدا سوگند
به فدائی مذهب صلح وصفا * * * به شهید کرب وبلا سوگند
به دل شکسته زندانی * * * که نرفته به راه خطا سوگند
به ستم کشیده بیچاره * * * به اسیر دست هوی سوگند
به صراط یقین به حقیقت دین * * * به طریق نور هدی سوگند
به کتاب محکم حق قرآن * * * که نپوید راه فنا سوگند
به خدا که رهبر ما آید * * * مردانه به حکم خدا آید
مهدی، زنده، غایب، قائم * * * به خدا که صاحب ما آید
رهبر، حجت، سرور، سالار * * * با پرچم صدق وصفا آید
از عدل، جهان را پر سازد * * * به نبرد ظلم وجفا آید
روشن گردد شب تار ما * * * کان مه به میان سما آید
بنیان ستم ویران سازد * * * به جهاد مکر وریا آید
همه جا را امن وامان سازد * * * شه ما بی چون وچرا آید
باطل ز زمانه براندازد * * * به ستیزه اهل خطا آید
ز اندوه وغم خبری نبود * * * به مددکاری ز وفا آید
بانگ باطل گردد خاموش * * * چون کوس خدا به صدا آید
آید آخر مه تابانی * * * * * * روشنگر ارض وسما آید
مردان خدا شادان باشید * * * کان نور چشم شما آید
همه جا چو بهشت برین گردد * * * به سر همه فر هما آید
ز غم ورنج من وتو آخر * * * دلبر با شور ونوا آید
بدراند پرده بدکاران * * * در صحنه چو شیر خدا آید
ره ظلم وستم باید بستن * * * نه که خفتن تا شه ما آید
کوشش باید، جوشش باید * * * تا مرد خدا به غزا آید
(طوفان) ز ستمکاران تو مرنج * * * چون صاحب ما ز قفا آید



 

 

 

 

 

پاورقی:

-----------------

(۱) سیره ابن هشام ج ۱ ص ۴۸۶. کامل التواریخ جزء دوم ص ۷۰.
(۲) کمال الدین وتمام النعمه ج ۱ تألیف شیخ صدوق متوفی ۳۸۱ هجری قمری ص ۱۲۷ چاپ مکتبه الصدوق.
(۳) کمال الدین ج ۱، ص ۱۳۶.
(۴) کمال الدین، ج ۱، ص ۱۳۷.
(۵) کمال الدین ج ۱ صفحات ۱۴۱ تا ۱۴۵.
(۶) همین کتاب ص ۱۴۷.
(۷) سوره قصص آیه ۷.
(۸) سوره قصص آیه ۹.
(۹) سوره نسا آیه ۵۹.
(۱۰) منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر (علیه السلام) تالیف لطف الله صافی گلپایگانی ص ۱۰۱ چاپ مرکز نشر کتاب (تهران) وص ۲۵۳ کمال الدین.
(۱۱) کمال الدین، ص ۲۸۶.
(۱۲) کمال الدین، ص ۳۰۳.
(۱۳) کمال الدین، ص ۳۱۶.
(۱۴) کمال الدین، ص ۳۱۷.
(۱۵) کمال الدین، ص ۳۲۰.
(۱۶) کمال الدین، ص ۳۲۵.
(۱۷) کمال الدین، ص ۳۴۲.
(۱۸) کمال الدین، ص ۳۶۱.
(۱۹) کمال الدین، ص ۳۷۶.
(۲۰) کمال الدین، ص ۳۷۷.
(۲۱) کمال الدین، ص ۳۸۰.
(۲۲) کمال الدین، ص ۴۰۹.
(۲۳) منتخب الاثر، ص ۲۵۱.
(۲۴) منتخب الاثر، ص ۲۹۴.
(۲۵) کتاب اعلام الوری.
(۲۶) رجال شیخ طوسی، ص ۳۵۷.
(۲۷) رجال نجاشی، ص ۱۹۴.
(۲۸) قاموس الرجال، جلد ۳، ص ۱۹۳.
(۲۹) همان کتاب، همان صفحه.
(۳۰) رجال نجاشی، ص ۲۱۵.
(۳۱) رجال شیخ طوسی، صفحات ۴۲۰ و۴۳۴.
(۳۲) فهرست شیخ طوسی، ص ۲۹.
(۳۳) منتخب الاثر، ص ۱۴۹.
(۳۴) منتخب الاثر ص ۴۹۲.
(۳۵) منتخب الاثر ص ۴۹۲.
(۳۶) هنگامی که کسب اجازه نمود امام علیه السلام او را شایسته خونخواهی پدر بزرگوارشان ندیدند وبه وی این اجازه را ندادند.
(۳۷) مروج الذهب مسعودی.
(۳۸) کافی جلد ۲ باب مولد ابی محمد العسکری، صفحات ۵۶۱ تا ۵۸۱ ترجمه کمره ای ومنتخب الاثر، ص ۲۶۰.
(۳۹) منتخب الاثر، ص ۳۴۲.
(۴۰) کمال الدین، ص ۴۳۴.
(۴۱) منتخب الاثر، ص ۳۲۰.
(۴۲) چاپ دوم سال ۱۳۹۰ ه. ق ۱۹۷۰. م. مطبعه الحیدریه - النجف.
(۴۳) ینابیع الموده، ص ۴۶۰ ومنتخب الاثر، ص ۳۴۲.
(۴۴) امام عسکری درباره این دو نفر به یکی از صحابه خاص خود می فرمایند: عمروی وپسرش هر دو مورد اطمینان اند آن چه آنها به تو بپردازند از من پرداخته اند وآن چه ایشان گویند از من گفته اند. پس سخن آن دو را گوش کن وامرشان را اطاعت نمای براستی که ایشان مورد امن واطمینان من هستند. (بحار ج ۵۱ - ص ۳۴۸ ومنتخب ص ۳۹۵).
(۴۵) کتاب بحار الانوار ج ۵۲، ص ۱۵۱ ومنتخب الاثر ص ۳۹۹.
(۴۶) این کتاب به همراه غایه المرام از همین نویسنده چاپ شده است.
(۴۷) چاپ جدید جزوهای ۵۳ ، ۵۲ ، ۵۱.
(۴۸) منتخب الاثر، ص ۱۴۹.
(۴۹) اعلام الوری تألیف شیخ طبرسی، ص ۴۱۵.
(۵۰) بحار الانوار تألیف مرحوم مجلسی ص ۱۳۹ ج ۵۲.
(۵۱) بحار الانوار تألیف مجلسی، ص ۱۳۰، ج ۵۲.
(۵۲) بحار الانوار جلد ۵۲، ص ۱۲۶.
(۵۳) کمال الدین - منتخب الاثر ص ۴۹۸.
(۵۴) کمال الدین، ص ۳۲۰.
(۵۵) انبیا، ص ۱۰۵. همانا بندگان شایسته من زمین را به ارث می برند.
(۵۶) خواجه عبد الله انصاری.
(۵۷) سوره انبیاء ۱۰۵.
(۵۸) جامعه شناسی نوشته ساموئیل کینگ ترجمه مشفق همدانی.
(۵۹) مجله علمی ومذهبی مکتب اسلام سال ۱۴ شماره ۱ ص ۷۲ بنقل از کیهان شماره ۸۸۲۴.
(۶۰) مکتب اسلاآ سال ۱۴، شماره ۲ اسفند ماه ۵۱ بنقل از مطبوعات.
(۶۱) کیهان شماره های مسلسل ۶۴۰۴ -۶۴۰۲.
(۶۲) اطلاعات ۱۱۹۹۲ بنقل از منابع اورور - فرانس سوآر.
(۶۳) کتاب سیمای جهل در غرب صفحات ۱۴۴ و۱۴۵.
(۶۴) سیمهای جهل در غرب ص ۱۴۵.
(۶۵) سیمای جهل در غرب، ص ۱۴۵.
(۶۶) کیهان شماره ۶۵۲۲.
(۶۷) اطلاعات ۲۱ مرداد ۳۸.
(۶۸) کیهان شماره ۶۲۶۰.
(۶۹) روزنامه اطلاعات شماره ۱۰۷۰۴.
(۷۰) سازمان بهداشتی M.U.S.
(۷۱) قرآن باین دسته افراد که دارای ایمان وعلم باشند ارزش زیاد قائل شده وآنان صاحبان درجه رفیع معرفی می فرماید: (یرفع الله الذین آمنوا والذین اوتوا العلم درجات).
(۷۲) سوره آل عمران، آیه ۱۱۰ ترجمه: شما بهترین امتی هستید که از بین مردم ماموریت بافته اید که بمعروف امر کنید واز منکر نهی نمائید.
(۷۳) کتاب ما چه می گوئیم با تصرف وتلخیص.
(۷۴) سوره اعراف آیه ۱۲۸.
(۷۵) از فضل الله صلواتی (طوفان) بنقل از مجله مکتب اسلام سال ۱۳، شماره ۱۰.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم