كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۶,۶۵۳) کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۶,۱۳۵) کتاب ها مهدى موعود (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۵,۸۱۱) کتاب ها عطر حضور (نمایش ها: ۵,۷۲۷) کتاب ها مهدی منتظر (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۵,۴۸۵) کتاب ها سپیده امید (نمایش ها: ۴,۷۴۱) کتاب ها مهدی (عجل الله فرجه) در قرآن (نمایش ها: ۳,۸۶۷) کتاب ها کیست مهدی؟ (نمایش ها: ۲,۵۳۴) کتاب ها آئینه اسرار (نمایش ها: ۲,۴۰۸) کتاب ها ما امام زمان (علیه السلام) را دیده ایم (نمایش ها: ۲,۱۱۸)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » امام زمان (علیه السلام) ذخیره امامت
كتابخانه مهدوى

کتاب ها امام زمان (علیه السلام) ذخیره امامت

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: صفر فلاحی تاريخ تاريخ: ۲۳ / ۱۱ / ۱۳۹۶ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۱ نظرات نظرات: ۰

امام زمان (علیه السلام) ذخیره امامت
انتظار ورسالت منتظران در اندیشه امام خمینی (رحمه الله)

صفر فلاحی

فهرست مطالب

پیش گفتار
مقدمه
امام مهدی (علیه السلام) منادی ارزش ها
ویژگیهای برجسته او
۱. بنده خدا
۲. خلق محمدی
۳. اهل جود وکرم
۴. برپاکننده دولت عدالت
ابعاد گوناگون وظایف منتظران
۱. بعد دینداری
۲. بعد دین آموزی ونشر معارف
۳. بعد فرهنگی واقتصادی
۴. بعد سیاسی ونظامی
۵. بعد دانش روز وسازماندهی
فصل اول: امام زمان واسطه فیض وناظر اعمال
نفس امام وتصرف در عالم
ذخیره خدا
عصاره موجودات
بقیة الله خاتم ولایت
افضلیت پیامبر وائمه (علیهم السلام)
امام مهدی حاکم بر جمیع
قرآن تام
شارح قرآن
امام عصر غایت بعثت انبیاء
فصل دوم: اصلاح عالم با فداکاری
ریشه کنی اختلافات
پرچم دار رهایی ومنادی توحید
طبیبان واقعی بشر
امام مهدی مجری ومجدد شریعت
شمع جمع
مقدمات ظهور وفرج
تفسیر انتظار
تکالیف فردی واجتماعی
سلام بر منتظران مهدی
کافی نبودن انتظار وبرداشت های نادرست
جواب برخی برداشتها
مبارزه با ظلم وگناه هدف امام زمان
افکار استعماری وترویج آن
آماده دیدار شوید
ضرورت تشکیل حکومت در همه دورانها
آفتاب ولایت
عصر طلائی ظهور
برچیدن سازمانهای دروغین
موعظه الهی
فصل سوم: انتظار فرج
انتظار فرج ومعنای صحیح آن
قدرتهای بزرگ وتبلیغ معنای غلط از انتظار
پیام
ماه مبارک رمضان، ماه نبوت
نقشه های دشمنان برای نجات صدام
حفظ وحدت ودوری از اختلاف

پیش گفتار

رکن اساسی اسلام امامت است، امامت وولایت نیز در وجود مقدس حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) متجلّی شده است. به همین جهت بحث از مسأله مهدویت ضرورتی غیر قابل انکار واین مبحث از زوایای مختلف می تواند مورد بررسی ومطالعه قرار گیرد:
الف: از دیدگاه کلامی واعتقادی بحث از مهدویت از چنان جایگاهی برخوردار است که می توان آن را استوارترین ستون دین دانسته به طوری که حتی توحید که اولین اصل از اصول اسلام است باید از منظر امامت مورد بررسی قرار گیرد. موحّد واقعی کسی است که خداشناسی را از طریق اهل بیت (علیهم السلام) بیاموزد، وامروزه بزرگترین مشعل دار توحید ورساترین فریاد یکتاپرستی دست وزبان امام زمان حجة بن الحسن علیهماالسلام است.
ب: از دیدگاه قرآنی آیات فراوانی در قرآن مجید به مساله مهدویت اختصاص دارد. این آیات شریفه به صورتهای گوناگون برخی صریحا وبرخی به ظاهر وبعضی با اشاره ویژگیها وضرورت وجود حجّت حی واوصاف امام زمان (علیه السلام) وعصر ظهور وآثار وبرکات آنرا بیان نموده است.
ج: در مباحث حدیث شناسی وسنت به طور قطع می توان ادعا کرد که صدها وبلکه هزاران حدیث در کتابهای حدیثی شیعه واهل سنّت از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) واهل بیت (علیهم السلام) ونیز در آثار صحابه وتابعین در مورد اندیشه مهدویت وارد شده است.
د: در فلسفه سیاسی اسلام مسأله مهدویت بیانگر حکومت آرمانی دین مقدس اسلام است. مدینه فاضله ای که شیعه به آن معتقد است وبرای آن تلاش کرده ونوید رسیدن به آنرا می دهد همان عصر ظهور وحکومت جهانی حضرت مهدی (علیه السلام) است. در اندیشه شیعه هر حکومتی باید حکومت حضرت مهدی (علیه السلام) را وجهه همّت خود قرار داده وبرای رسیدن به آن ونزدیک شدن به آن تلاش کرده وسعی کند هرچه بیشتر خود را با آن تطبیق دهد.
ه: در مباحث عرفانی وکشف وشهود عرفانی مبحث مهدویت از جایگاهی بس رفیع برخوردار است. هر عارفی یکی از دو رکن عرفان خود را بر مسأله ولایت انسان کامل متمرکز کرده است. شناخت انسان کامل غایت قصوی ومنتهی آمال وعرش معرفت وشهود عرفانی عارفان واولیاء الله است. انسان کامل صاحب ولایت مطلقه بوده وولایت چیزی جز نهایت قرب به خداوند نیست. همه اوصاف انسان کامل اعم از علم غیب، اعجاز، عصمت، مظهر اسماء الهی بودن، تصرف در تکوین و... تنها پرتوی از ولایت مطلقه ائمه اطهار وبه ویژه حضرت مهدی (علیه السلام) است. مهمترین دغدغه عرفا، تعریف انسان کامل، شناخت انسان کامل، راههای رسیدن به این معرفت ونشانه ها وویژگیهای آن وراههای ارتباط با انسان کامل است.
بزرگترین عارف دوران اخیر حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) عارفی است که در دو بعد نظری وعرفان عملی قله نشین خلوت انس بوده وصاحب نفحات وفتوحات ربانی ونگین انگشتر مشعل داران وادی عرفان است. وبا تعلیقات خود بر شرح فصوص وتألیف مصباح وآداب الصلاة وسر الصلاة ید بیضاء نشان داده وبا خلوت وجلوت، اوراد واذکار، چله نشینی وجهاد، مراقبه ومشاهده، توسل وتوجه، تماشاگر خلوت انس ملکوتیان وهمنشین جبروتیان گردیده است. دیدگاههای این عارف سترگ در خصوص مسأله مهدویت وولایت انسان کامل ومسأله انتظار ووظیفه منتظران که به خامه عالمانه جناب حجة الاسلام والمسلمین آقای صفر فلاحی - که از خادمات خدوم ومخلص آستانه مقدسه حضرت ستی فاطمه معصومه (علیها السلام) است - تدوین گردیده، گامی است در جهت شناخت بیشتر حضرت ولی الله اعظم وارتباط معنوی وقلبی یافتن با آن حضرت که واسطه بین غیب وشهادت وراهنمای خلق به سوی کمال مطلق است.
امید آنکه مرضی رضای حضرتش باشد.

والسلام علی عباد الله الصالحین

احمد عابدی / بهمن ماه ۱۳۸۶

مقدمه

«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی ودِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کلِّهِ ولَوْ کرِهَ الْمُشْرِکونَ»(۱).
خدا رسول خود را با هدایت ودین وآئین حق فرستاد تا دینش که حق است بر همه ادیان غالب گردد؛ ولو مشرکین به این کار راضی وخشنود نباشند.
طبق بیان آیات وروایات بسیار از جمله آیه فوق اراده پروردگار عالم بر این تعلق گرفته است که نور اسلام تکامل یافته وجهان گیر شود. این پیروزی بزرگ وغلبه دین مبین اسلام بر همه ادیان وسایه افکندن نور الهی بر سراسر گیتی هنگامی است که امام مهدی (علیه السلام) از آل محمد (صلی الله علیه وآله) قیام نماید.
امام مهدی (علیه السلام) منادی ارزش ها
آری جهان ودنیای پر مخاطره وهمراه سردرگمی وپریشانی به سر خواهد آمد. مصلحی بزرگ از تبار علی وفاطمه علیهماالسلام ظهور نموده وجان، جامعه وجهان را اصلاح خواهد کرد.
پیامبر بزرگوار اسلام (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«لو لم یبق من الدهر الایوم لبعث الله تعالی رجلاً من اهل بیتی یملأها عدلاً کما ملئت جورا»(۲).
به اعتقاد ما مصلح کل با تمام خصوصیات وامتیازات در منابع دینی وتاریخی معرفی شده است.
او فرزند امام حسن عسگری (علیه السلام)... از عترت پیامبر ومظهر عدل کامل الهی است. عدالت مهدوی چنان گسترده، وفراگیر ودقیق است که هیچ جای زمین باقی نماند مگر اینکه به برکت عدل واحسان او فیض برده وزنده شود؛ حتی جانواران وگیاهان نیزاز برکت عدالت ودادگری او بهره مند خواهند شد(۳). عصر ظهور او دورانی شیرین وجذاب همراه با مهر وبرادری خواهد بود. او منادی ارزش های ناب اسلامی است بشر طعم شیرین معارف عبودیت، بندگی، آزادی وآزادگی را در عصر او خواهد چشید. بشریت روزی را شاهد خواهد بود که پرچم صلح، صفا، ایثار، ایمان، کرامت، عدالت، سخاوت... هدایت الهی ورحمانی به اهتراز درآمده است...
ویژگیهای برجسته او
امام زمان (علیه السلام) در سیرت رفتار وشخصیت دارای ویژگی های برجسته ای است که به بعض آنها اشاره می کنیم:
۱. بنده خدا
از بزرگترین صفات انبیا واولیای الهی که در قرآن به آن بسیار توجه شده است «عبودیت» و«بندگی» ایشان است، طوری که نامی از پیامبری به میان نیامده مگر اینکه او را به عنوان بنده = عبد معرفی کرده است. امام مهدی (علیه السلام) که خاتم اولیاست، در برابر خدا بسیار فروتن بوده ودر برابر عظمت الهی خاشع است. خدا وعظمت او در وجود حضرتش متجلی است. همواره بیم خدا به دل دارد وبه مقام تقربی که نزد خدا دارد، مغرور نمی شود. در حکومت او به احدی بدی نرسد، مگر آنجا که حد خدایی جاری گردد(۴).
۲. خلق محمدی
قرآن کریم، پیامبران واز جمله ابراهیم خلیل وحضرت محمّد (صلی الله علیه وآله) را به عنوان «الگو» و«اسوه» در همه شؤون زندگی معرفی می کند. رسول خدا در قول وفعل مفسر آیه به آیه قرآن است وبدینسان به داشتن خلق عظیم هم ستوده شده است «وَإِنَّک َ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ». آری مهدی (علیه السلام) هم صاحب حشمت، سکینه ووقار است. مهدی جامه هایی درشت بر تن می کند ونان ساده می خورد. علم وحلم او از همه مردم بیشتر است. او همنام پیامبر وصاحب ودارنده خلق محمدی است(۵).
امام علی (علیه السلام) روزی به امام حسین (علیه السلام) نگاهی کرد وفرمود «این پسر من آقاست. چنانکه پیامبر نیز او را آقا نامیده؛ خداوند از دودمان او مردی هم نام پیامبر به وجود آورد که در خوی وسیرت مانند خود آن حضرت است به هنگامی که مردم از همه جا غافل وحق از میان برود وظلم سراسر گیتی را فراگرفته باشد، ظهور کند... او زمین را پر از عدل کند، همچنان که پر از ظلم وستم شده باشد»(۶).
۳. اهل جود وکرم
از جمله ویژگیهای امام مهدی (علیه السلام) صفت جود وبرخورد کریمانه با دیگران است او تحقق بخش «وَعادَتُکمُ الاْءِحْسانُ وَسَجِیتُکمُ الْکرَمُ»(۷) است.
بخشنده بودن در عصر او به عنوان یک فرهنگ در بین مردمان رواج می یابد. حتی در روایت آمده است که در آن زمان مؤمنان در معاملات از یکدیگر سود نمی گیرند. امام (علیه السلام) اهل بخشش است وبدون سخت گیری نیاز وخواسته دیگران را برآورده می سازد. او نسبت به عمال وکارگزاران ومأموران دولت خویش سخت گیر، دقیق وبا ناتوانان ومستمندان بسیار دلرحم ومهربان است(۸).
امام عصر (علیه السلام) در برنامه خویش اساس کارش نیز بر تزکیه وتعلیم بنا نهاده شده است. مرحوم آیت الله طالقانی ذیل خطبه ۱۳۴ نهج البلاغه سخنی نغز دارند که می آوریم:
«اساس کار او نه متکی به جنگ است ونه تهدید به سرنیزه وقوانین تحمیلی، شروع اصلاح وسازندگی اش از عقول ونفوس بشری، است. این کاری است که نه قدرت نظامی می تواند انجام دهد ونه قوانین وتعلیمات وعلوم بشری. معلوم واکتشاف بشری هرچه پیش رود ووسعت یابد، اگر با هدایت واصلاح ورشد عقلی ونفسانی همراه نباشد به خیر وصلاح بشری نخواهد بود... تحدید هواها وطغیانها به وسیله هدایت وتنویر عقول ورشد کافی، نخستین کار وانقلاب است که شخصیت عالی آینده انجام می دهد واین هم دو قسمت دارد: قسمت نخست رشد وهدایت کلی وعمومی است برای همه بشر، قسمت بعد هدایت وحاکمیت شخص قرآن است که همان حاکمیت خدا ومشیت اوست...»(۹).
۴. برپاکننده دولت عدالت
از خصوصیات بارز امام مهدی (علیه السلام) وحکومت او عدالت گسترده در همه زمینه ها است. طوری که سراسر زمین از عدل وداد پر شود. هیچ جای زمین باقی نماند، مگر اینکه به برکت عدل واحسان او فیض برده وزنده شود. حتی جانوران وگیاهان نیز از این برکت وعدالت ودادگری و... بهره مند می گردند(۱۰).
در احادیث فراوان این نکته بازگو شده است که عدالت مهدوی چنان گسترده ودقیق است که به هیچکس در هیچ چیز هیچگونه ستمی نرود. نخستین نشانه عدل او اینکه سخنگویان حکومت او در مکه فریاد می زنند:
«هر کس نماز فریضه خویش را در کنار حجرالاسود ومحل طواف، خوانده است واکنون می خواهد نماز نافله بخواند به کناری رود تا حق کسی پایمال نگردد وهر کس می خواهد نماز فریضه بخواند بیاید وبخواند(۱۱).
عصر غیبت ودوران انتظار نیز بخشی شیرین وجذّاب از عصر ظهور می تواند باشد؛ به شرطی که ایمان تقویت، ارزش های دین ومکتب تحکیم، انقلابیون ومنتظران در راه خدا استوار وبه وظایف وتکالیف خویش عمل نمایند.
آری پرهیز از بدی وبدعت وترویج نیکی ومعروف از جمله وظایف منتظران حکومت عدل جهانی است. آمادگی وکسب علوم ومهارت های لازم وفرآهم آوردن شرایط ظهور از دیگر برنامه هایی است که شیفتگان دولت حق بر عهده دارند. وبالاخره از مهمترین واساسی ترین وظایف آنهاکسب معرفت وشناخت نسبت به امام زمان (عجل الله فرجه) است که حیات واقعی وانسانی ما در گرو آن است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة»(۱۲).
ابعاد گوناگون وظایف منتظران
هر چند تکالیف ووظایف منتظران در عصر غیبت فراوان است وبزرگان نیز در آثار خود آنها را برشمرده اند، ما در این قسمت تنها به بعض ابعاد آن اشاره می کنیم.
۱. بعد دینداری
منتظر باید کوشش نماید تا دین وعقاید خود را در عمل، اعتقاد ومبانی حفظ نماید، ودر کسب آگاهی های لازم از اسلام ناب محمدی کوشش نماید...(۱۳).
۲. بعد دین آموزی ونشر معارف
از وظایف منتظران اینکه در راه ترویج اندیشه ناب اسلامی تلاش نماید سعی کند روح تعهد وتعبد را در جامعه گسترش دهد... پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«خوشا به حاش شکیبایان در غیبت او، خوشا به حال پابرجایان در محبت او، که خدا آنها را در کتاب خود توصیف نموده این قرآن هدایت است برای پرهیزگاران(۱۴).
۳. بعد فرهنگی واقتصادی
حراست از فرهنگ دینی واسلامی ومرزبانی اندیشه اسلامی وزنده نگه داشتن آن از جمله وظایف منتظران است. بدون تردید تبلیغ این فرهنگ پویا بدون پشتوانه مالی واقتصادی امکان پذیر نیست وبه همین جهت منتظران باید با سعی وتلاش در عرصه های مختلف صنعت، کشاورزی و... این آرزو وخواست را تحقق بخشند.
۴. بعد سیاسی ونظامی
منتظر دولت کریمه نمی تواند خود را از حضور سیاسی واجتماعی محروم نماید. در صورت غیبت او از صحنه های سیاسی واجتماعی جا برای اشخاص غیر معتقد باز می شود وکسانی مسند امور را به دست خواهند گرفت که موجب انحراف جامعه می شوند... طبق دستور حیات بخش قرآن: ﴿وَأَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِباطِ الخَیلِ﴾ (انفال: ۶۰) دینداران در همه اعصار به ویژه عصر غیبت باید نیرومند باشند وبا تمام توان از آیین وفرهنگ خویش دفاع هم جانبه نمایند.
۵. بعد دانش روز وسازماندهی
حضور منتظران در جامعه وقتی کارساز وکارآمد است که همراه با دانش، آگاهی وسازماندهی باشد یعنی در صورتی که تشکیلاتی منسجم ونیرومند باشد، از هرز رفتن نیروها جلوگیری می کند وزمینه ظهور وشرایط آن را بهتر فراهم می نماید... به دو حدیث ذیل توجه کنید:
پیامبر اعظم خطاب به اصحابش فرمود: شما اصحاب من هستید، لکن برادران من مردمی اند که در آخرالزمان می آیند. آنان به نبوت ودین من ایمان می آورند با اینکه مرا ندیده اند... هر یک از آنان اعتقاد ودین خویش را به هر سختی نگاه می دارد. چنانکه گویی درخت خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کند یا آتش پردوام چوب تاغ را در دست نگاه می دارد آن مؤمنان مشعل های فروزان اند در تاریکی ها وخداوند آنان را از آشوب های تیره وتار (آخر الزمان) نجات خواهد داد(۱۵).
امام سجاد (علیه السلام) خطاب به ابوخالد فرمود:
«ای ابوخالد مردمانی که در روزگار غیبت به سر می برند ومعتقدند ومنتظر از مردمان همه زمان ها افضلند؛ زیرا که خدای متعال به آنان خرد وفهم ومعرفتی داده است که غیبت امام برای آنان مانند حضور است این مردم را خدا مانند سربازان پیکارگر صدر اسلام قرار داده است همان ها که در رکاب پیامبر شمشیر می زدند وپیکار می کردند آنان اخلاص پیشگان حقیقی وشیعه واقعی اند که مردم را به دین خدا دعوت می کنند(۱۶).
آن چه پیش روی شما خوانندگان گرامی قرار دارد بخشی از کلمات، سخنرانی ها، پیام ها وآثار گرانبهای برجای مانده از امام خمینی (رحمه الله) بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی درباره امام عصر (علیه السلام)، انتظار ووظیفه منتظران می باشد.
هرچند دامنه مباحث پیرامون امام، امامت، هدایت، حجت الهی، حقیقت محمدیه، ولایت، ولایت انسان کامل و... ومقامات ائمه هدی (علیه السلام) در سخنان امام وآثار ایشان فراوان است، لکن در این مجموعه مختصر سعی گردیده مطالبی جمع آوری شود که پیرامون شخصیت امام عصر (علیه السلام) دوران وعصر غیبت ووظایف منتظران است.
در پایان این نوشتار یک پیام ومتن دو سخنرانی از امام خمینی (رحمه الله) به مناسبت نیمه شعبان جهت بهره واستفاده بیشتر آورده شده است.
امید است با شناخت وانتظار صحیح وسازنده که همراه با امید به آینده ای روشن وعاملی است بزرگ برای پیشرفت، ترقی وکمال جویی در به وجودآوردن شرائط وزمینه ظهور آن یگانه منجی عالم بشریت سهیم باشیم. ان شاء الله.
پایان این پیش گفتار را با یک بند از ترجیع بند «رازهستی» (نقطه ی عطف) امام خمینی به پایان برده همنوا با منتظران آن بزرگوار زمزمه می کنیم.

ای صورت رسای آسمانی * * * ای رمز ندای جاودانی
ای قله ی کوه عشق وعاشق * * * وی مرشد ظاهر ونهانی
ای جلوه ی کامل انا الحق * * * در عرش مرفّع جهانی
ای موسی صعق دیده در عشق * * * از جلوه ی طور لامکانی
ای اصل شجر، ظهوری از تو * * * در پرتو سرّ سرمدانی
برگوی به عشق سرّ لاهوت * * * در جمع قلندران فانی
ای نقطه عطف راز هستی * * * برگیر ز دوست جام مستی

صفر فلاحی
قم مقدس - محرم الحرام / ۱۴۲۷

فصل اول: امام زمان واسطه فیض وناظر اعمال

به اعتقاد ما ادامه حیات بر کره زمین وابسته به حجت خداست.
بشر وهمه موجودات محتاج واسطه ای هستند که فیض را از مبداء فیاض گرفته به آنها برساند واین واسطه در هر عصر حجت خدا در زمین است.
حضرت امام خمینی (رحمه الله) وجود امام زمان (عجل الله فرجه) را واسطه فیض وعنایات الهی می داند وبا کمال افتخار اعلام می دارد آن بزرگوار امروز سکان هدایت را بر عهده دارند:
«ولی الله اعظم وبقیة الله فی ارضه ارواحنا لمقدمه الفدا که واسطه فیض وعنایات حق تعالی است ودعای خیرش بدرقه امت جدّ بزرگوارش (صلی الله علیه وآله) می باشد»(۱۷). ودر جایی می فرماید:
«ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابی طالب گرفته تا منجی بشر، حضرت مهدی صاحب زمان - علیهم آلاف التحیات والسلام - که به قدرت خداوند قادر زنده وناظر امور است، ائمه ما هستند»(۱۸).
نفس امام وتصرف در عالم
امام راحل (رحمه الله) برای خلیفه الهی در این نشئه وعالم تصرفی تام وتمام را قائل است ومی فرماید:
«چون لیلة القدر لیله توجه تام ولی کامل وظهور سلطنت ملکوتیه اوست به توسط نفس شریف ولی کامل وامام هر عصر، وقطب هر زمان که امروز حضرت بقیة الله فی الارضین، سیدناو مولانا وامامنا وهادینا حجة بن الحسن العسگری ارواحنا لمقدمه فداء است تغییرات وتبدیلات در عالم طبع واقع شود...»(۱۹).
در بیانی دیگر می فرماید:
«اگر سرّ لیلة القدر وسرّ نزول ملائکه در شب های قدر - که الآن هم برای ولی اعظم حضرت صاحب «(سلام الله علیه)» این معنا امتداد دارد - سرّ این ها را ما بدانیم، همه مشکلات ما آسان می شود»(۲۰).
ذخیره خدا
امام خمینی با اشاره به اهمیت قضیه غیبت ولزوم آمادگی ومهیا شدن برای آمدن حضرت مهدی (عجل الله فرجه) آورده اند: «قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسائلی می فهماند، مِن جمله این که برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی، الا مهدی موعود «(سلام الله علیه)» که خدای تبارک وتعالی او را ذخیره کرده است برای بشر...
در زمان ظهور مهدی موعود - (سلام الله علیه) - که خداوند ذخیره کرده است او را از باب این که هیچ کس در اولین وآخرین، این قدرت برایش نبوده است وفقط برای حضرت مهدی موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد وآن چیزی که انبیاء موفق نشدند به آن با این که برای آن خدمت آمده بودند، خدای تبارک وتعالی ایشان را ذخیره کرده است...(۲۱).
یا می فرماید:
«خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم. بزرگتر از این است. نمی توانم بگویم که شخص اول است؛ برای این که دومی در کار نیست، ایشان را نمی توانیم ما با هیچ تعبیری، تعبیر کنیم الاّ همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر»(۲۲).
در بیانی دیگر امام آورده اند:
«آخرین ذخیره امامت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار... [می باشد](۲۳).
عصاره موجودات
امام خمینی حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) را انسان کامل وعصاره موجودات دانسته ذیل آیه «وَالعَصْرِ إِنَّ الإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ» می فرماید:
﴿وَالعَصْرِ إِنَّ الإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ﴾، عصر هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدی - (سلام الله علیه) - باشد یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم وائمه هدی ودر عصر ما حضرت مهدی - (سلام الله علیه) - است. قسم به عصاره موجودات، عصر، فشرده موجودات، این که فشرده همه عوالم است، یک نسخه ای است نسخه تمام عالم، همه عالم در این موجود، در این انسان کامل عصاره است وخدا به این عصاره قسم می خورد»(۲۴).
بقیة الله خاتم ولایت
حضرت امام (قدس سره) در بخشی از سخنان خود پیرامون نبوت وامامت بر این عقیده است که نور نبوت وامامت از صدر خلقت بوده وخواهد بود ومی فرماید:
«صلوات وسلام خدا بر پیامبران خود، خصوصا خاتم وافضل آنان حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله وسلم) وبر امامان واولیای عظیم الشأن خداوند، به ویژه خاتم آنان مهدی منتظر بقیة الله فی الوری ارواحنا لمقدمه الفداء(۲۵).
در جایی آورده اند:
«ما قائل به این هستیم که نور نبوت ونور امامت از صدر خلقت بوده است وتا آخر خواهد بود(۲۶).
افضلیت پیامبر وائمه (علیهم السلام)
درباره خلقت انوار مقدّسه معصومین (علیهم السلام) وافضلیت ایشان به حدیث ذیل توجه کنید:
صدوق الطائفة (رضوان الله علیه) - فی عیون أخبار الرضا (علیه السلام) باسناده عن مولانا وسیدنا، علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیة والثناء - عن آبائه، عن علّی بن أبی طالب (علیهم السلام) قال:
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): «ما خَلَقَ الله أفْضَلَ مِنِّی؛ ولا أَکرَمَ عَلَیهِ مِنّی. قالَ علی (علیه السلام) فَقُلْتُ؛ یا رَسُولَ الله فَأنْتَ أفْضَلُ اَمْ جَبرَئیلُ (علیه السلام)؟ فَقَالَ (صلی الله علیه وآله): یا عَلِی إنَ الله - تَبَارَک وَتَعالی - فَضَّلَ اَنبیائَهُ المُرسَلینَ عَلَی مَلائِکتِهِ الْمُقَرِبِینَ وَفَضَّلَنی عَلی جَمِیعِ النّبِیینَ وَالْمُرْسَلِینَ وَالفَضْلُ بَعْدِی لَک یا عَلِی ولِلأَئمَّةِ مِنْ بَعدِک؛ وإِنَّ الْمَلائِکةَ لَخُدّامُنا وَخُدّامَ مُحبینا. یا عَلی، الَّذِینَ یحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَن حَولَهُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمِ وَیسْتَغْفِروُنَ لِلّذینَ آمَنُوا بِوِلایتِنَا یا عَلِی، لَوُلا نَحْنُ ما خَلَقَ الله آدَمَ (علیه السلام) ولا حَوّاءِ ولا الجَنَّةُ ولا النّار؛ ولا السَّمَاءَ ولا الأرضَ فَکیفَ لا نَکونُ أفْضَلَ مِنَ الْمَلائِکةِ وقَد سَبَقْنَاهُمْ إلی مَعرِفَةِ رَبَّنَا وَتَسْبیحِهِ وَتَهْلیلِهِ وَتَقْدیسِهِ لاِءنَّ أَوّلَ مَا خَلَقَ الله - (عَزَّ وَجَلَّ) - أرْواحُنا؛ فَأَنْطَقَهَا بِتَوحیدِهِ وتَمْجیدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْملائِکةَ. فَلَمَّا شاهَدوا أَرواحَنا نُورا واحِدا، استَعظَمَت أَمْرَنَا فَسَبَّحنا، لِتَعلَمَ الْمَلائِکةُ أنّا خَلقٌ مَخْلُوقُونَ، وَأنَّهُ مُنَزَّة عن صِفاتِنَا؛ فَسَبَّحَتِ الْملائِکةُ بِتَسْبیحِنا وَنَزَّهَتْهُ عَن صفاتنا. فَلَمّا شاهَدوا عِظَمَ شأنِنا، هَلَّلنَا لِتَعْلَمَ المَلائِکةُ أن لاَ إِلهَ إِلاَّ الله، وأنَا عَبیدٌ، ولَسنا بالآلِهَةِ یجِبُ أن نُعْبَدَ مَعَهُ أو دُونَهُ فَقَالُوا: لا إلهَ إلاَّ الله فَلَمَّا شَاهِدُوا کبَرَ مَحَلِّنا، کبَّرنا، لِتَعلَمَ الْمَلائکةُ أنَّ الله تَعالی أَکبَرُ مِن أن ینالَ عِظَمُ المَحَلَّ إلاّ بِهِ. فَلَمّا شاهَدوا ما جَعَلَه الله لَنا مِنَ الْعِزَّة والقُوَّةِ، قُلْنَا: لا حَوُلَ ولا قُوَّةَ إلاّ بالله لِتَعلَمَ الْملائِکةُ ان لاحول لنا ولاقوة الا بالله فلمّا شاهدوا ما انعم الله به علینا واوجَبَهُ لنا من فرض الطاعة، قلنا: الحمد لله، لِتعلم الملائکةَ ما یحِقُّ لله تَعالی ذِکرُهُ عَلَینا مِنَ الحَمدِ عَلی نِعَمِهِ؛ فَقالَتِ المَلائکةُ: «الحَمدُ لله.» فِبِنا اهَتَدُوا إِلی مَعرِفَةِ تَوحیدِ الله - عزَّوَجَلَّ - وتسَبیحِهِ وَتَهلیلِه وتحمیده وتمجیده. ثُمَّ، إنَّ الله - تَبارَک وتَعالی - خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) فَأَودَعَنا صُلبَهُ؛ وَأمَرَ المَلائکةَ بِالسّجودِ لَهُ تَعظیما لَنا وإکراما؛ وَکانَ سُجودُهُم لله - (عَزَّ وَجَلَّ) - عُبودِیةً، وَلاِآدَمَ إکراما وطاعةً، لِکونِنا فی صُلبِهِ. فَکیفَ لا نَکونُ أَفْضَلَ مِنَ المَلائکةِ وَقَد سَجَدوا لاِآدَمَ کلُّهُم أَجمعُون؟ وَإنَّهُ لما عَرَجَ بی إلی السَّما، أَذَّنَ جَبَرئیلُ - (علیه السلام) - مَثَنی مَثَنی؛ وَأَقامَ مَثنی ومَثَنی. ثُمَّ قالَ لی: تَقَدَّم یا مُحَمّدٌ. فَقُلْتُ لَهُ: یا جبرئیل اتَقدَّمُ علیک؟ فقال: نعم انّ الله - تبارک وتعالی - فَضَّلَ أنبیائَهُ عَلَی مَلائِکتِه أجمَعینَ، وَفَضّلَک خاصَّةً. قال فَتَقَدَّمتُ، فَصَلَّیتُ بِهم، وَلافَخَر. فَلَمَّا انتَهَیتُ إلی حُجُبِ النُّورِ، قالَ لی جَبرَئیلُ تَقَدَّم، یا مُحمَّدُ؛ وَتَخَلَّفَ عَنِّی. فَقُلْتُ: یا جَبرئیلُ فی مثلِ هذا المَوضِعِ تُفارِقُنی؟ فَقَالَ: «یا مُحَمّدُ إنَّ انتَهاءَ حَدِّی الَّذی وَضَعَنی الله، - (عَزَّ وَجَلَّ) فِیهِ إلی هَذا المَکانَ؛ فَإن تَجاوَزتُه، احَتَرقَتْ أَجنحَتی بِتَعَدِّی حُدودَ رَبّی - جَلَّ جَلالُهُ - فَزَخَّ بِی فی النُّورِ زَخِّةً، فَزجَّ بی فی النور زَجَّةً حَتّی انتَهَیتُ إلی ما شاءَ الله (عَزَّ وَجَلَّ) من عُلُوِّ مُلکهِ فَنُودِیتُ: یا مُحَمَّدُ. فَقُلْتُ لَبَّیک رَبّی وسَعدَیک تَبارَکتَ وَتَعالَیتَ فَنُودِیتُ: یا مُحَمَّدُ، أنْتَ عَبدی، وأَنا رَبُّک، فَإیای فَاعبُد؛ وعَلَی فَتَوَکل. فَإِنَّک نوری فی عبادی، وَرَسُولی إلی خلقی، وَحُجّتی عَلی بَرِیتی. لَک ولِمَن تَبَعَک خَلَقتُ جَنَّتی ولِمَن خَالَفک خَلَقتُ ناری؛ ولأوصِیائِک أَوجَبتُ کرامَتی؛ وَلِشیعتِهم أَوجَبتُ ثَوابی. فَقُلتُ یا رَبَّ ومَن أَوصیائی؟ فَنُودِیتُ: یا مُحَمَّدُ أَوصیاوءک المکتُوبُونَ عَلَی ساق العَرش؛ فَنَظَرتُ وَأنا بَینَ یدی رَبّی - جَلَّ جَلالُهُ - إلی ساقِ العَرشِ؛ فَرَأیتُ اثنَی عَشَرَ نُورا؛ فی کلِّ نُورٍ سَطَرٌ أَخضَرُ؛ عَلیهِ اسمٌ وَصِی مِن أَوصیائی أَوَّلُهُم عَلِی بنُ أَبی طالِبٍ (علیه السلام) وآخِرهُمُ مَهدِی أُمَتی. فَقُلْتُ: یا رَبِّ هوءُلاءِ أَوصیائی بَعدی؟ فَنُودیتُ: یا مُحَمَّدٌ، هوءُلاءِ أَولیائی وأَحِبّائی وأَصفیائی وحُجَجی بَعدَک عَلی بَرِیتِی؛ وهُمْ أَوصیاوءُک وَخُلَفاوءُک وَخَیرُ خَلقی بَعَدک؛ وعِزَّتی وجَلالی، لأُظهِرَنَّ بهم دینی، ولأُعلِینَّ بِهِم کلِمَتی، وَلأُطَهِّرَنَّ الأرضَ بِآخِرِهِم مِن أعدائِی؛ ولأُمَلِّکنَّهُ مَشارِقَ الأرضِ ومَغارِبَها؛ ولأُسَخَّرَنَّ لَهُ الریاحَ، ولاَءُذَلِلَنَّ لَهُ السحابَ الصَّعابَ؛ ولأُرَقِّینَّهُ فِی الأسبابِ؛ ولأنُصرّنَّهُ بِجُندی ولأَمُدَّنَّهُ بِمَلائِکتی حَتّی یعِلنَ دَعوَتی ویجمَعَ الخَلقَ علی تَوحیدی. ثُمَّ لأُدِیمَنَّ مُلکهُ وَلأُداوِلَنَّ الأَیامَ بَینَ أَولیائی إلی یومِ القِیامَةِ.
صدوق الطایفه - (رضوان الله علیه) - در عیون اخبار الرضا (علیه السلام) با سندش به مولا علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیة والثناء – به نقل از پدرانشان، به نقل از حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) روایت کرده است، که حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: «رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: خداوند مخلوقی برتر از من وگرامیتر از من خلق نفرموده. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: گفتم: «ای رسول خدا، شما برترید یا جبرئیل؟» فرمود: علی، خدای - تبارک وتعالی - انبیای مرسل خود را بر ملائکه مقربش برتری عطا فرمود ومرا بر تمامی انبیا ومرسلین برتری داد.
وپس از من فضل وبرتری از آنِ تو وائمه پس از توست، وفرشتگان خادم ما وخادم دوستداران ما هستند. ای علی، حاملان عرش وهمه کسانی که گرداگرد عرشند، به ولایت ما خداوند را با حمد کردن می ستایند وتسبیح می گویند وبرای مؤمنین طلب مغفرت مینمایند. ای علی، اگر ما نبودیم آدم (علیه السلام) وحوّا وبهشت وجهنم وآسمان وزمین، خلق نمی شد. پس، چگونه (ممکن است) از ملائکه برتر نباشیم وحال آنکه ما در شناخت خداوند وتسبیح وتهلیل وتقدیس او، بر آنان پیشی گرفتیم؛ زیرا اولین موجودی که خدای عزوجل خلق فرمود، روح ما بود که آ ن (روحها را) به توحید وتمجید خود گویا فرمود. سپس، ملائکه را خلق نمود. پس، چون آنان ارواح ما را (به صورت) نوری واحد مشاهده کردند، شأن ومنزلت ما را عظیم داشتند؛ پس ما تسبیح گفتیم تا ملائکه بدانند که ما موجوداتی خلق شده (خداوند) هستیم.
وبدانند که خداوند از صفات ما (مخلوقات) منزّه است. پس، ملائکه به دنبال ما تسبیح گفتند وحق - تبارک وتعالی - را از صفات ما (مخلوقات) پیراسته دانستند، وچون ملائکه عظمت شأن وجایگاه ما را دیدند، ما تهلیل گفتیم تا بدانند که جزء «الله» خدایی نیست، وبدانند که ما بندگان اوییم والهه هایی که در کنار، یا مستقلاً پرستش شویم، نیستیم.
پس، ملائکه گفتند: هیچ معبودی جز الله وجود ندارد، وچون بزرگی محل ومکانت ما را دیدند، ما تکبیر گفته خدا را بزرگ داشتیم تا ملائکه بدانند که خداوند متعال بزرگتر وبرتر از آن است که (نسبت) بزرگی وعظمت مکانت به کسی جز او سزد.
وچون عزّت وقوتی که خداوند به ما عطا کرده، دیدند گفتیم: لا حول ولا قوة الا بالله. هیچ حول وقوه ای جز به نیروی خداوندی نیست، تا ملائکه بدانند که ما هیچ حول وقوه ای جز آنچه خداوند به ما داده است، نداریم؛ وچون نعمتی که خداوند به ما داده - وآن را در برابر واجب نمودن طاعت وعبادت بر ما واجب نموده - ملاحظه کردند گفتیم: الحمد لله، تا ملائکه بدانند که خداوند در برابر نعمتهایی که به ما داده، چه حق حمدی بر ما پیدا کرده است؛ وملائکه نیز گفتند: الحمد لله. پس ملائکه به وسیله به ما شناخت توحید خداوند - عزّوجلّ - وتسبیح وتهلیل وتحمید وتمجید او هدایت شدند.
سپس خدای تبارک وتعالی، آدم (علیه السلام) را خلق فرمود وما را در صلب او به ودیعت نهاد وملائکه را برای بزرگداشت واکرام ما، به سجده بر او، فرمان داد؛ وسجده ملائکه برای خدای عزوجل از سر عبودیت (نسبت به او) وبرای آدم (علیه السلام) به جهت اکرام (او) واطاعت (خداوند) بود؛ زیرا که ما در صلب او بودیم. پس، چگونه (ممکن است که) ما برتر از ملائکه نباشیم وحال آنکه آنان همگی به آدم (علیه السلام) سجده کردند؟»
وچون من به آسمان عروج کردم جبرئیل (علیه السلام) (اذکار) اذان را دوبار دوبار گفت و(اذکار) اقامه را دوبار دوبار گفت وگفت: «محمّد پیش فرما» گفتم: ای جبرئیل، آیا بر تو پیشی گیرم؟ گفت: «بله، خداوند تعالی انبیایش را بر تمامی ملائکه برتری داده وتو را، به طور خاص، برتری عطا فرمود». پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود پس، من پیش رفتم، وبا آنان نماز خواندم، واین را مایه فخر وغرور قرار نمی دهم. چون حجابهای نور را به پایان رساندم جبرئیل به من گفت: «محمّد (صلی الله علیه وآله) پیشرو وبه جلو بفرما واز من عقب ماند.» گفتم: ای جبرئیل، در چنین جایی از من جدا می شوی؟ گفت «محمّد (صلی الله علیه وآله)، نهایتِ حدّی که خداوند برای من معین فرموده همین جاست واگر از آن بگذرم، بالهایم، به سبب تعدّی وتجاوز از حد پروردگار می سوزد.» پس، در نور، بارقه ای برای درخشید وپیکانی از نور با شتاب را پیش برد تا به (آن حد از) علو ورفعت ملکی که اراده خداوند بر آن بود، رسیدم.
ندایم دادند: «ای محمّد» پاسخ دادم: «بلی، ای خداوندگارم که مبارک ومتعالی هستی.» پروردگارم ندایم داد: «ای محمّد، تو بنده منی ومن پروردگار توأم پس، فقط مرا پرستش کن وبر من توکل نما؛ زیرا تو نور من در میان بندگانم هستی وفرستاده من بر خلایق وحجّتم بر مردمانی. بهشت خود را برای تو وکسانی که از تو پیروی کنند وشیعه تو باشند آفریدم وآتشم را برای آنان که با تو مخالفت ورزند. کرامت خود را برای اوصیای تو واجب کرده، ثواب خود را برای پیروانت واجب نمودم.» عرض کردم: «پروردگارا اوصیای من کیانند؟» فرمود: «ای محمّد، اوصیایت آنانند که نامشان بر ساق عرش نگاشته شده است.» پس، در حالی که مقام پروردگار - جل وجلاله - بودم به سوی عرش نگریستم ودوازده نور دیدم که در هر کدام نوشته ای سبز رنگ بود وبر آن نام یکی از اوصیایم نوشته شده بود. که اول آنان علی بن ابیطالب وآخرشان مهدی امتم بود.
عرض کردم: «پروردگارا (آیا) اینان اوصیای منند پس از من؟» ندایم داد: «ای محمّد اینان اولیا ودوستان وبرگزیدگان من وحجتهایم پس از تو بر مردمانند وآنان اوصیای تو وجانشینانت، وبهترین مخلوقاتم پس از تو هستند سوگند به عزت وجلالم که دین خود را به وسیله آنان آشکار ساخته، وکلمه (حق) خود را با آنان اعتلا می بخشم وزمین را به وسیله آخرینشان از دشمنانم پاک می کنم، واو را مالک مشرقها ومغربهای زمین ساخته وبادها را مسخّرش می کنم، ابرهای سخت را تحت سیطره او در آورده (ومطیع وفرمانبر او می سازم)، واو را در راههای تعالی بالا خواهم برد. با لشکریان خود یاری اش داده، وبا ملائکم مددش می رسانم تا آنکه دعوت من برای جمع شدن مردم بر وحدانیتم را اعلام کند وآنگاه دولتش را پایدار ساخته، وتا روز قیامت روزگار وایام حکمرانی را میان اولیای خود (دست به دست) می گردانم»(۲۷).
امام مهدی، حاکم بر جمیع
امام (رحمه الله) در فرازی دیگر از سخنان خود می گوید: «همان طوری که رسول اکرم به حسب واقع حاکم بر جمیع موجودات است، حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است. آن خاتم رسل است واین [امام زمان] خاتم ولایت، آن خاتم ولایت کلی بالاصاله است واین خاتم ولایت کلی به تبعیت است»(۲۸).
قرآن تام
به عقیده امام (رحمه الله) حاملان واقعی قرآن ودست یافتگان به حقایق ولطایف کلام وحی ائمه (علیهم السلام) هستند واین بزرگواران با تمام وجود تحقق بخش آیات طیبات الهی هستند. در این باره می فرماید:
«حمله قرآن کسی است که باطن ذاتش تمام حقیقت کلام جامع الهی است وخود، قرآن جامع وفرقان قاطع است مثل علی بن ابیطالب (علیه السلام)، ومعصومین از ولد طاهرینش(ع) که سراپا تحقق به آیات طیبات الهیه هستند وآن ها آیات الله عظمی وقرآن تام وتمام هستند»(۲۹).
شارح قرآن
امام در جایی دیگر معصومین (علیهم السلام) را شارحان کلام الهی وصاحبان مقام جمع می داند وچنین می گوید: «شارح ومبین، آن ذوات مطهره معصومین از رسول خدا تا حجت عصر (عجل الله فرجه) که مفاتیح وجود ومخازن کبریا ومعادن حکمت ووحی واصول معارف وعوارف وصاحبان مقام جمع وتفصیلند»(۳۰).
امام عصر غایت بعثت انبیاء
امام راحل (رحمه الله) حضرت ولی عصر (علیه السلام) را عصاره خلقت وتحقق بخش پیام رسالت پیامبران در همه شؤون زندگی می داند واینکه امام زمان (عجل الله فرجه) پرچمدار عدالتی است که همه انبیاء در پی آن بوده اند:
«حضرت خاتم الاوصیاء ومفخر الاولیاء حجت بن الحسن العسکری... بزرگ شخصیتی که برپا کننده عدالتی است که بعثت انبیاء - (علیهم السلام) - برای آن بود... ابر مردی که جهان را از شرّ ستمگران ودغلبازان تطهیر می نماید وزمین را پس از آن که ظلم وجور آن را فراگرفته، پر از عدل وداد می نماید ومستکبران جهان را سرکوب ومستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید»(۳۱).
جایی دیگر آورده اند:
«چه مسعود ومبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها وفتنه انگیزی ها پاک شود وحکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد ومنافقان وحیله گران از صحنه خارج شوند وپرچم عدالت ورحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد وتنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود وکاخ های ستم وکنگره های بیداد فرو ریزد وآن چه غایت بعثت انبیاء علیهم صلوات الله وحامیان اولیاء - (علیهم السلام) - بوده، تحقق یابد وبرکات حق تعالی بر زمین نازل شود وقلم های ننگین وزبان های نفاق افکن شکسته وبریده شود وسلطان حق تعالی بر عالم پرتو افکن گردد وشیاطین وشیطان صفتان به انزوا گرایند»(۳۲).
آری در سایه دولت امام عصر (عجل الله فرجه) جامعه بشری از سرگشتگی نجات یافته وجهان پر از عدل وداد خواهد شد وهمانا هدف وخواست همه انبیاء (علیه السلام) جامه عمل خواهد پوشید؛ چنان که آن بزرگوار را وارث سبزپوش رسالت رسولان می دانیم.
السلام علی وارث الانبیاء وخاتم الاوصیاء، السلام علی القائم المنتظر والعدل المشتهر...(۳۳).

فصل دوم: اصلاح عالم با فداکاری

امام راحل (رحمه الله) در جایی با اشاره به ظهور امام عصر (عجل الله فرجه) این نکته را یادآور می شوند که، برخی گمان می کنند در یک شب همه امور معجزه آسا اصلاح می شود؛ در حالی که پس از ظهور حضرت کوشش ها وفداکاریها برای سرکوب ستمکاران صورت خواهد گرفت.
«اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام واحکام خداوند تعالی متحول شود، یک اشتباه است ودر تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است ونخواهد داد وآن روزی که ان شاء الله تعالی مصلح کل ظهور نماید. گمان نکنید که یک معجزه شود ویک روزه عالَم اصلاح شود؛ بلکه باکوشش ها وفدارکاری ها، ستمکاران سرکوب ومنزوی می شوند...»(۳۴).
ریشه کنی اختلافات
از جمله برکات حکومت حضرت ولی عصر (علیه السلام) این است که اختلافات از بین می رود واین در سایه تعلیمات حیات بخش قرآنی است که دوران پس از ظهور به دست حضرت در جامعه گسترش می یابد. امام خمینی (رحمه الله) در این باره آورده اند:
«به ما این وعده را داده اند که در یک وقتی که امام زمان - (سلام الله علیه) - ظهور کند، این اختلافات از بین می رود وهمه برادروار با هم هستند، دیگر زورمند و... زورکشی در کار نیست»(۳۵).
این جمله امام خمینی پرتوی است از کلام نورانی امام رضا (علیه السلام) که فرمود:
«وقتی مهدی ظهور کند زمین از نورش روشن وترازوی عدالت بین مردم قرار داده می شود وهیچ کس نمی تواند کوچکترین ظلمی به دیگران روا دارد»(۳۶).
پرچم دار رهایی ومنادی توحید
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) درکلامی به زمان ظهور اشاره دارد:
«در روی زمین هیچ خانه خشت وگلی وخیمه مویین باقی نمی ماند، مگر اینکه خداوند آیین اسلام را در آن وارد می کند...»(۳۷).
امام (رحمه الله) پیرامون شخصیت امام عصر (علیه السلام) آورده اند:
«آخرین ذخیره امامت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار [است]»(۳۸).
یا می فرماید:
«ابراهیم خلیل در اول زمان وحبیب خدا وفرزند عزیزش، مهدی موعود - روحی فداه - در آخر زمان از کعبه ندای توحید سردادند ومی دهند... مهدی منتظر در لسان ادیان وبه اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد وبشریت را به توحید می خواند»(۳۹).
طبیبان واقعی بشر
از خصوصیات وصفات امام زمان که در ادعیه وروایات به آن پرداخته شده این است که حضرت آثار همه امراض وانحرافات را از بین می برد؛ از جمله در دعای «ندبه» می خوانیم: «این طامس آثار الزیغ والاهواء». کجاست آن کسی که آثار مریضی ها وانحرافات وهواهای نفسانی را از بین برده بشر را درمان می نماید.
امام راحل (رحمه الله) درباره این که امام زمان طبیب واقعی بشر هستند واوست که با دم مسیحائی اش جانها را اصلاح می کند، می فرماید:
«واقعا دنیا الآن یک مرضی دارد. مرض مزمنی دارد که خوب شدنش به این چیزها نمی تواند باشد، دنیا علیل است... یکی می خواهد که بیاید احیا کند این افکار را ومن امیدوارم که ان شاء الله حضرت بقیة الله زودتر تشریف بیاورند واین طبیب واقعی بشر، با آن دم مسیحائی خود اصلاح کند این ها را»(۴۰).
امام مهدی مجری ومجدد شریعت
یکی از شئون امام معصوم (علیه السلام) به عنوان جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله) اجرای قوانین الاهی وتوحیدی است. امام خمینی (رحمه الله) درباره اجرای قوانین اسلام به دست امام زمان (علیه السلام) می فرماید:
«ما که از امام مهدی، که قوه اجرایی اسلام است، صحبت می کنیم ومی گوییم که عدل در زمان او فراگیر خواهد شد واز طرق خود آن ها هم همین معنا هست که: «یملأ الارض قسطا وعدلاً بعد ما ملئت ظلما وجورا» ما که راجع به آن می گوییم ومی گوییم که انبیاء موفق نشده اند اجرا کنند مقاصد خودشان را وخداوند در آخر زمان کسی را می آورد که اجرا کند مسائل انبیاء را... ما حضرت مهدی را یکی از افرادی می دانیم که تابع اسلام است، تابع پیغمبر اسلام است... که نور چشم پیغمبر اسلام است واجرا می کند آن مطالبی را که حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است»(۴۱).
شمع جمع
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«صاحب این امر (غیبت) به طور معمول در میان مردم زندگی می کند. در بازارهایشان رفت وآمد دارد ودر مجالس آنان به طور ناشناس حضور می یابد؛ ولی آنها وی را نمی شناسند تا آن که خدا به او اجازه بدهد که خود را معرفی کند»(۴۲).
به عقیده ما زمین هیچ گاه بدون حجت نبوده ونخواهد بود. ماندگاری کره زمین به واسطه وجود انسان کامل است که امام باقر (علیه السلام) فرمود:
«کره زمین به واسطه وجود انسان کامل وامام معصوم از ما (اهل بیت) خاندان پیامبر پابرجاست. اگر زمین یک روز بدون امام معصوم از خاندان پیامبر بماند زمین اهلش را در خود فرو می برد»(۴۳).
امام راحل (رحمه الله) درباره حضور حضرت ولی عصر (علیه السلام) در میان جامعه بشری می گوید: «ما مفتخریم که ائمه معصومین از علی بن ابیطالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان علیهم آلآف التحیات والسلام که به قدرت خداوند قادر، زنده وناظر امور است، ائمه ما هستند»(۴۴).
در جایی آورده اند: «... تمام دستگاه هایی که الآن به کار گرفته شده اند در کشور ما وامیدوارم که در سایر کشورهاهم توسعه پیدا بکند باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی (سلام الله علیه)»(۴۵).
امام خمینی با اشاره به عنایت الهی، هدایت ها وکمکهای حضرت ولی نسبت به ملت ایران در جریان نهضت اسلامی می گوید:
«یک کشور سی وچند میلیونی با اختلاف گروه ها با اختلاف آمال وآرزوها با اختلاف فهم وشعور، آن ها همه با هم مجتمع شدند وهمه با هم دست به هم دادند ویک مطلب را خواستند. این نیست الاّ این که دست غیبی در کار است. خدای تبارک وتعالی به وسیله امام زمان - (سلام الله علیه) -... [این عنایت را کردند]، از آن وقت، یأس در من هیچ وقت نبوده است»(۴۶).
«... با سپاس از خدای تبارک وتعالی که توفیق به ملّت داد وملّت را برانگیخت برای احقاق حق واین نبود جز هدایت خدای تبارک وتعالی واعانت ولی امر - صلوات الله وسلامه علیه - وبا اعانت ولی امر وهدایت ذات مقدس حق تعالی...»(۴۷).
«...بحمد الله این کشور الآن در تحت عنایت حق تعالی ودر تحت حمایت ولی عصر - (سلام الله علیه) - به مقامی رسیده است که می تواند راه خودش را طی کند...»(۴۸).
«... نامه اعمال ما می رود پیش امام زمان - (سلام الله علیه) - هفته ای دو دفعه (به حسب روایت)،... نکند که خدای نخواسته از من وشما وسایر دوستان... امام زمان (سلام الله علیه) یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان - (سلام الله علیه) - بشود»(۴۹).
جایی دیگر می فرماید:
«رهبر همه شما وهمه ما وجود مبارک بقیة الله است باید ماها وشماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم»(۵۰).
مقدمات ظهور وفرج
امام خمینی (رحمه الله) دربار فرآهم آوردن شرایط ومقدمات ظهور امام زمان (علیه السلام) به وظیفه خطیر منتظران پرداخته ومی گوید:
«امید آن است که مسلمانان ومستضعفان جهان بپاخیزند وداد خود را از مستکبران بگیرند ومقدمات فرج ال محمّد (صلی الله علیه وآله) را فراهم نمایند»(۵۱).
«... از خداوند تعالی مسألت می کنم که ظهور ولی عصر - (سلام الله علیه) - را نزدیک فرماید وچشم های مارا به جمال مقدسش روشن. ماهمه انتظار فرج داریم وباید در این انتظار، خدمت بکنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند ومقدّمات ظهور ان شاء الله تهیه بشود»(۵۲).
«...امید است آفتاب درخشان اسلام بر جهانیان نور افشاند، ومقدّمات ظهور منجی بشریت را فراهم آورد «وما ذلک علی الله بعزیز»(۵۳).
«... ما باخواست خدا دست تجاوز وستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم، وبا صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین وبیان احکام محمدی (صلی الله علیه وآله) است، به سیطره وسلطه وظلم جهانخواران خاتمه می دهیم، وبه یاری خدا راه را برای ظهور منجی، مصلح کل وامامت مطلق حق، امام زمان (ارواحنا فداه) هموار می کنیم... خداوندا!... انقلاب اسلامی ما را به انقلاب مصلح کلّ متصل فرما»(۵۴).
تفسیر انتظار
با توجه به برداشت های مختلف از مفهوم انتظار وگاهی متضاد، وترویج برخی اندیشه هاکه از سرکج فهمی بوده ومردم را به سکوت وسکون فرا می خواند، امام خمینی (قدس سره) در تفسیر انتظار سازنده، تحرک بخش وامیدآفرین می فرمایند:
«نگویید بگذار تا امام زمان(ع) بیاید شما نماز را هیچ وقت می گذارید... امام زمان(ع) آمد بخوانید؟ حفظ اسلام واجب تراز نماز است. منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می گفت: «باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(ع) بیاید. اگر معصیت رواج پیدا نکند حضرت ظهور نمی کند!
اینجا ننشینید فقط مباحثه کنید، بلکه در سایر احکام اسلام [هم] مطالعه کنید، حقایق را نشر دهید، جزوه بنویسید ومنتشر کنید. البته مؤثر خواهد بود. من تجربه کرده ام که تأثیر دارد»(۵۵).
«... من امیدوارم که ان شاء الله برسد روزی که آن وعده مسلم خداتحقق پیداکند ومستضعفان مالک ارض بشوند. این مطلب وعده خداست وتخلف ندارد، منتهی آیاما درک کنیم یا نکنیم، آن به دست خداست. ممکن است در یک برهه کمی وسایل فراهم بشود وچشم ما روشن بشود به جمال ایشان. این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی شود.
بلکه با وضعی که بسیاری دارند. انتظار نیست. ما باید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی - الهی خودمان را بکنیم وباکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم»(۵۶).
تکالیف فردی واجتماعی
براساس روایات فراوانی که از معصومین (علیه السلام) رسیده است انتظار تنها یک حالت نیست، بلکه انتظار هم «حالت» است وهم «عمل» است ودر برخی احادیث «افضل اعمال»(۵۷) معرفی شده است. وقتی چنین شد پس منتظران دارای وظیفه وتکلیف هستند؛ آن هم تکالیف شخصی واجتماعی. امام خمینی (رحمه الله) درباره تکالیف منتظران می گوید:
«ما منتظران مقدم مبارکش مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه - حاکم کنیم واز تفرقه ونفاق ودغلبازی بپرهیزیم ورضای خداوند متعال را در نظر بگیریم وهمگان در مقابل قانون خاضع باشیم وبا صلح وصفا وبرادری وبرابری به پیشبرد انقلاب اسلامی کوشا باشیم وحق متعال را در همه احوال حاضر وناظر بدانیم وتخلف از دستورات اسلام ننماییم وبه وسوسه فتنه انگیزان اعتنا نکنیم»(۵۸).
«... ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد، در مقابل ظالم بایستد ومشتش را گره کند وتوی دهنش بزند ونگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود، این ارزش دارد، ما تکلیف داریم آقا! این طور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان - (سلام الله علیه) - هستیم پس دیگر بنشینیم تو خانه هایمان، تسبیح را دست بگیریم وبگوییم عجل علی فرجه، عجّل، با کار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم کنید برای آمدن او وفراهم کردن این که مسلمین را با هم مجتمع کنید، همه با هم بشوید، ان شاء الله ظهور می کند ایشان»(۵۹).
سلام بر منتظران مهدی
امام راحل (رحمه الله) که خودشیفته وشیدای امام زمان (عجل الله فرجه) بود وبا نفس مسیحایی خویش ملتی را دلباخته آن بزرگوار کرد ونهضت اسلامی رابه یاری این مردم به پیروزی رساند در یکی از پیام های خود به مناسبت نیمه شعبان ویژگیهای منتظران امام زمان (علیه السلام) را «معرفت»، «فداکاری»، «ایثار» و«شهادت» دانسته چنین می فرماید:
«با سلام ودرود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان وآخرین ذخیره امامت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار، سلام بر او وسلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت وظهور او، وسلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند واز جام هدایت ومعرفت او لبریز می شوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری وایثار وشهادت راه ظهورش را هموار می کنند»(۶۰).
امام صادق (علیه السلام) می فرماید:
«ای شیعیان زینت ما باشید وموجب زشتی وسرشکستگی ما نباشید، با مردم سخن نیکو ودرست بگویید وزبان هایتان راحفظ کنید وآن را از حرف های اضافی وناروا بازدارید»(۶۱).
امام امت در جمله ای به پیروان وشیعیان امام عصر (علیه السلام) سفارش می کند:
«آن خلیفه به حق خدا بود وشماها باید به او اقتدا بکنید. همه ما باید اقتدا بکنیم. البته هیچ کدام طاقت نداریم مثل او باشیم. لکن این قدر باشد که اگر نامه ما را بردند آن جا بگویند این ها هم شیعه هستند. این ها هم تابعند، وقتی نامه های ما را بردند پیش امام زمان... اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم. ما آن طور نیست که خودسر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم»(۶۲).
منتظر علاوه بر خودسازی، تربیت جسم وجان وآمادگی برای ظهور وعمل پرهیزکارانه در خدمت به دیگران ودگرسازی نیز پیشقدم است امام خمینی که «خادم ملت» بودن را برای خود افتخار می دانست می گوید:
«رهبر همه شماو همه ما وجود مبارک بقیة الله است باید ماها وشماها طوری رفتار کنیم که رضایت آن بزرگورا را که رضایت خداست به دست بیاوریم»(۶۳).
«ما همه انتظار فرج داریم وباید در این انتظار خدمت بکنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند ومقدمات ظهور ان شاء الله تهیه بشود»(۶۴).
کافی نبودن انتظار وبرداشت های نادرست
«بعضی ها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه در منزل بنشینند ودعا کنند وفرج امام زمان - (سلام الله علیه) - را از خدا بخواهند. این ها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند؛ بلکه بعضی از آن ها راکه من سابقا می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود. یک شمشیری هم داشت ومنتظر حضرت صاحب - (سلام الله علیه) - بود.
این ها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند ونهی از منکر هم می کردند وامر به معروف هم می کردند؛ لکن همین، دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد وفکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.
یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به این که در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد. به این چیزها ما کار نداشته باشیم. ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم. برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله درست می کنند. دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند وکاری به کار آن چه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم. این ها هم یک دسته ای، مردمی بودند که صالح بودند»(۶۵).
جواب برخی برداشتها
امام خمینی (رحمه الله) در مقابل کسانی که می گفتند باید منتظر بود تا امام زمان خود بیایند وکارها را درست کنند، می فرماید:
«یکی از علما این جوری می گفت - خدا رحمتش کند - که: «من که دلم بیشتر نسوخته به اسلام از حضرت صاحب - (سلام الله علیه) - خوب، ایشان هم که می بینند این را، خود ایشان بیایند، چرا من بکنم؟» این منطق اشخاصی است که می خواهند از زیر بار در بروند. اسلام اینها را نمی پذیرد، اسلام اینها را به هیچ چیز نمی شمرد، اینها می خواهند از زیر بار دربروند، یک چیزی درست می کنند، دو تا روایت از این طرف از آن طرف می گردند پیدا می کنند که خیر با سلاطین مثلاً بسازید دعا کنید به سلاطین! این خلاف قرآن است. اینها نخوانده اند قرآن را. اگر صد تا همچو روایتهایی بیاید ضرب به جدار می شود. خلاف قرآن است، خلاف سیره انبیاست با اینکه روایتی نیست.
شما وقتی ملاحظه می کنید آن همه روایاتی که اگر کسی میل به این بکند که روایتی است که اگر مایل باشی که زنده باشد این سلطان، تو هم با او محشوری. مسلمان مگر می شود مایل باشد به اینکه یکی زنده باشد وظلم کند، آدم بکشد؟ رابطه داشته باشد با یک کسی که آدم می کشد، عالم می کشد؟ علما را می کشد؟... مسلمان اگر بخواهد اهتمام به امور مسلمین نداشته باشد که مسلمان [نیست]. لیس بمسلم «مَن اصبح ولَم یهتَمَّ بامور المسلمین فلیس بمسلم» هی هم بگو: «لا اله الا الله»(۶۶).
در بعض روایات که من حالا نمی دانم صحت وسقمش را، هست که یکی از چیزهای مستحب این است که مؤمنین در حال انتظار اسلحه هم داشته باشند. اسلحه مهیا، نه اینکه اسلحه را بگذارند کنار وبنشینند منتظر، اسلحه داشته باشند برای اینکه با ظلم مقابله کنند، با جور مقابله کنند. تکلیف است... نهی از منکر است، به همه ما تکلیف است که باید مقابله کنیم با این دستگاههای ظالم، خصوصا دستگاههایی که با اساس مخالفند»(۶۷).
در جایی دیگر در جواب آنانی که قائلند باید معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب (سلام الله علیه) بیاید می فرماید:
«نگویید بگذار تا امام زمان(ع) بیاید. شما نماز را هیچ وقت می گذارید تا وقتی امام زمان (علیه السلام) آمد بخوانید؟ حفظ اسلام واجب تر از نماز است. منطق حاکم خمین را نداشته باشید که می گفت: «باید معاصی را رواج داد تا امام زمان(ع) بیاید.» اگر معصیت رواج پیدا نکند حضرت ظهور نمی کند(۶۸)!
«...حضرت صاحب مگر برای چی می آید؟ حضرت صاحب می آید معصیت را بردارد. ما معصیت کنیم که او بیاید!؟(۶۹)... اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامیهای منحرف آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر وظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد ومقدمات ظهور فراهم شود. «فانا لله وانا الیه راجعون»(۷۰).
«یک دسته ای از این بالاتر بودند می گفتند باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور وظلم بشود وحضرت (سلام الله علیه) تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته منحرف هایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند. منحرف هایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند»(۷۱).
«... واز همه شکننده تر. شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) باطل است وهزاران «ان قلت» دیگر، مشکلات بزرگ وجانفرسایی بودند که نمی شد با نصیحت ومبارزه منفی وتبلیغات، جلوی آنها را گرفت. تنها راه حل مبارزه وایثار وخون بود... دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست ومبارزه با شاه حرام است. امروز می گویند مسؤولین نظام کمونیست شده اند. تا دیروز مشروب فروشی وفساد وفحشا وفسق وحکومت ظالمان برای ظهور امام زمان - (ارواحنا فداه) - را مفید وراه گشا می دانستند...»(۷۲).
مبارزه با ظلم وگناه هدف امام زمان
یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود. این حکومت باطل است وبر خلاف اسلام است. آنها مغرور [گول خورده] بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی(۷۳) که وارد شده است بر این امر که هر عَلَمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت آن عَلَم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هر کس عَلَم بلند کند با علم مهدی، به عنوان مهدویت، بلند کند [باطل است]. حالا ما فرض می کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که ما تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم - تا پیغمبر بیاید - تا حضرت صاحب بیاید!؟ حضرت صاحب که تشریف می آورند، برای چی می آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند. برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما بر خلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم. دست از امر به معروف برداریم وتوسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می کنند؟ حضرت می آیند می خواهند همین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد؛ بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد!
به حسب رای این جمعیت که بعضی شان بازیگرند وبعضی شان نادان، این است که ما باید بنشینیم دعا کنیم به صدام! هر کسی نفرین به صدام کند خلاف امر کرده است. برای اینکه حضرت دیر می آیند! وهر کسی دعا کند به صدام برای اینکه این فساد زیاد می کند. ما باید دعاگوی آمریکا باشیم... وامثال اینها، تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور وظلم، وحضرت تشریف بیاورند! بعد حضرت تشریف بیاورند چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم وجور را بردارند. همان کاری که ما می کنیم وما دعا می کنیم که ظلم وجور باشد، حضرت می خواهند همین را بَرِش دارند.
ما اگر دستمان می رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم وجورها را از عالم برداریم.
تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی توانیم. اینی که هست این است که حضرت، عالم را پر می کند از عدالت، نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید....
افکار استعماری وترویج آن
اینهایی که می گویند که هر علمی بلند بشود - وهر حکومتی - خیال کردند که هر حکومتی باشد این بر خلاف انتظار فرج است. اینها نمی فهمند چی دارند می گویند اینها تزریق کرده اند بهشان که این حرفها را بزنند. نمی دانند دارند چی چی می گویند. حکومت نبودن؛ یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند. بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، بر خلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می زدیم برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد. این را باید به دیوار زد. اینگونه روایت قابل عمل نیست واین نفهم ها نمی دانند چی می گویند، هر حکومتی باشد حکومت [باطل] است، بلکه شنیدم بعضی از اشخاص گفته اند که خوب، با این وضعی که هست، الان در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم - دیگر- غلط است این حرفها چیزی نیست دیگر حالا، حتما باید استاد اخلاق در یک محیطی باشد که همه مردم فاسدند! شرابخانه ها همه بازند و- عرض می کنم که - جاهای فساد همه بازند. اگر یک جایی باشد که خوب باشد، آنجا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست! نمی شود! باطل است!... آنها می خواهند ما را کنار بزنند.
بله البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی توانیم [پر] بکنیم، اگر می توانستیم می کردیم؛ اما چون نمی توانیم بکنیم، ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم، عالم پر از ظلم است، ما بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم، تکلیفمان است. ضرورت اسلام وقرآن [است] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم؛ اما نمی توانیم بکنیم، چون نمی توانیم بکنیم. باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم. کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه). در هر صورت این مصیبت هایی هست که به مسلمان ها وارد شده است وسیاست های خارجی دامن بهش زده اند برای چاپیدن اینها وبرای از بین بردن عزت مسلمین [است] وباورشان هم آمده است خیلی ها، شاید الآن هم بسیاری باور بکنند که نه؛ حکومت نباید باشد زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت؛ وهر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب باطل است، یعنی هرج ومرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش می کنیم تا حضرت بیاید(۷۴).
آماده دیدار شوید
امام کاظم (علیه السلام):
«خوشا به حال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما، به ریسمان ما چنگ می زنند وبر دوستی ما ودشمنی دشمنان ما ثابت می مانند...»(۷۵).
امام خمینی (رحمه الله) در کلامی به شیعیان عصر غیبت جهت مهیاشدن برای آمدن حضرت چنین می گوید:
«... ما باید در این طور روزها ودر این طور ایام الله توجه کنیم که خودمان را مهیا کنیم از برای آمدن آن حضرت. من نمی توانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است. نمی توانم بگویم که شخص اول است برای اینکه دومی در کار نیست. ایشان را نمی توانیم ما با هیچ تعبیری تعبیر کنیم الا همین که مهدی موعود است. آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر وما باید خودمان را مهیا کنیم از برای اینکه اگر چنانچه موفق شدیم ان شاء الله به زیارت ایشان، طوری باشد که رو سفید باشیم پیش ایشان. تمام دستگاه هایی که الان به کار گرفته شده اند در کشور ما وامیدوارم که در سایر کشورها هم توسعه پیدا بکند. باید توجه به این معنا داشته باشند که خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی (سلام الله علیه)... من امیدوارم که ملت ایران در این روز مبارک پانزده شعبان که روز مبارکی است، در سعادت وسلامت وآرامش تمام به سر ببرند وخداوند این مولود سعید را بر همه مبارک کند»(۷۶).
جایی دیگر آورده اند:
«وخداوند این مولود مبارک را، ما را موفق کند به دیدار ایشان که چشمهای ما روشن بشود به زیارت این وجود مبارک که واقعا شخصی است که نمی توانم بگویم شخص اول دنیا ونمی توانم بگویم رهبر، بالاتر از این مسائل هست. خدا همه ما را موفق کند به خدمت ایشان وبه خدمت به اسلام وبه خدمت به کشور خودمان»(۷۷).
«از خداوند تعالی مسألت می کنم که ظهور ولی عصر (سلام الله علیه) را نزدیک فرماید وچشمهای ما را به جمال مقدسش روشن. ما همه انتظار فرج داریم وباید در این انتظار، خدمت بکنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند ومقدمات ظهور ان شاء الله تهیه بشود»(۷۸).
«از خدای تبارک وتعالی می خواهم که ظهور مسعود ایشان را نزدیک کند وتشریف بیاورند وما هم جمال او را ببینیم. وایشان هم در میان ما، شماها را از نزدیک ببینند، گر چه ایشان مطلعند بر مسائل ومصائب، ما مرهون زحمتهای شماها وعزیزان شماها هستیم»(۷۹).
...امید است آفتاب درخشان اسلام بر جهانیان نور افشاند، ومقدمات ظهور منجی بشریت را فراهم آورد و«ما ذلک علی الله بعزیز»(۸۰).
گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه وکعبه آمال محرومان وحکومت مستضعفان...(۸۱).
ضرورت تشکیل حکومت در همه دورانها
درباره لزوم تشکیل حکومت حتی در عصر غیبت کبری آن هم برای بسط عدالت، تعلیم، تربیت، حفظ نظام جامعه، رفع ظلم وحراست از مرزهای کشور، امام خمینی (رحمه الله) در موارد متعدد مطالب علمی، دقیق وخواندنی ارائه داده اند: همان دلایلی که لزوم امامت پس از نبوت را اثبات می کند عینا، لزوم حکومت در دوران غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) را در بردارد.... آیا می توان تصور کرد که آفریدگار حکیم، امت اسلامی را به حال خود رها کرده، تکلیفی برای آنان معین نکرده باشد؟ وآیا خردمندانه است که بگوئیم خداوند حکیم به هرج ومرج میان مسلمین وپریشانی احوال آنان رضا داده است؟ وآیا چنین گمانی به شارع مقدس رواست که بگوییم حکمی قاطع جهت رفع نیازهای اساسی بندگان خدا تشریع نکرده است تا حجت بر آنان تمام شده باشد؟ آری، لزوم حکومت به منظور بسط عدالت وتعلیم وتربیت وحفظ نظام جامعه ورفع ظلم وحراست مرزهای کشور وجلوگیری از تجاوز بیگانگان، از بدیهی ترین امور است، بی آنکه بین زمان حضور وغیبت امام واین کشور وآن کشور فرقی باشد(۸۲).
امام راحل در پاسخ کسانی که می گویند طبق حدیث «کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاعوت یعبُدُ من دون الله»(۸۳) می فرماید: «این نویسنده(۸۴) مطالب را درهم وبرهم کرده وروی هم ریخته [و] بی خردانه به اعتراض برخاسته. این احادیث هیچ مربوط به تشکیل حکومت خدایی عادلانه که هر خردمند لازم می داند نیست؛ بلکه در روایت اول دو احتمال است: یکی آنکه راجع به خبرهای ظهور ولی عصر باشد ومربوط به علامات ظهور باشد وبخواهد بگوید عَلَمهایی که به عنوان «امامت» قبل از قیام قائم بر پا می شود، باطل است، چنانچه در ضمن همین روایات علامت های ظهور هم ذکر شده است؛ واحتمال دیگر آنکه از قبیل پیشگویی باشد از این حکومت هایی که در جهان تشکیل می شود تا زمان ظهور. که هیچ کدام به وظیفه خود عمل نمی کنند وهمین طور هم تاکنون بوده شما چه حکومتی در جهان از بعد از حکومت علی بن ابیطالب (علیه السلام) سراغ دارید که حکومت عادلانه باشد وسلطانش طاغی وبر خلاف حق نباشد؟...»(۸۵).
«اکنون که دوران غیبت امام (علیه السلام) پیش آمده وبناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند واستمرار پیدا کند وهرج ومرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می آید. عقل هم به ما حکم می کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آوردند، بتوانیم جلوگیری کنیم، اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند دفاع کنیم...»(۸۶).
آفتاب ولایت
حضرت امام (رضوان الله علیه) درباره عظمت امام عصر (سلام الله علیه) وتشبیه آن وجود مبارک به خورشید می گوید:
«گویی جهان مهیا می شود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه وکعبه آمال محرومان وحکومت مستضعفان...(۸۷).
«امید است آفتاب درخشان اسلام بر جهانیان نور افشاند ومقدمات ظهور منجی بشریت را فراهم آورد و«ما ذلک علی الله بعزیز»(۸۸).
«چه مسعود ومبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها وفتنه انگیزی ها پاک شود وحکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد»(۸۹).
«با سلام ودرود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان وآخرین ذخیره امامت حضرت بقیة الله - (ارواحنا فداه) - ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار، سلام بر او وسلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت وظهور او، وسلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند واز جام هدایت ومعرفت او لبریز می شوند. سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری وایثار وشهادت، راه ظهورش را هموار می کنند(۹۰).
عصر طلائی ظهور
گسترش عدالت در سراسر گیتی همچنانکه اولین هدف واصلی ترین برنامه پیامبران بوده است سرلوحه برنامه های امام زمان (علیه السلام) است. حضرت امام خمینی در تصویر عصر ظهور آورده اند:
«آن کسی که به این معنا موفق خواهد شد وعدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد نه آن هم این عدالتی که مردم عادی می فهمند که فقط قضیه عدالت در زمین برای رفاه مردم باشد، بلکه عدالت در تمام مراتب انسانیت، انسان اگر هر انحرافی پیدا کند، انحراف عملی، انحراف روحی، انحراف عقلی، برگرداندن این انحرافات را به معنای خودش، این ایجاد عدالت است در انسان. اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد، از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد، این عدالت در او تحقق پیدا کرده است. اگر در عقاید یک انحرافاتی وکجی هایی باشد، برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح وصراط مستقیم، این ایجاد عدالت است در عقل انسان»(۹۱).
«وقتی که ایشان ظهور کنند - ان شاء الله خداوند تعجیل کند در ظهور او - تمام بشر را از انحطاط بیرون می آورد، تمام کجی ها را راست می کند «یملا الارض عدلاً بعد ما ملئت جورا» همچو نیست که این عدالت همان که ماها از آن می فهمیم که نه یک حکومت عادلی باشد که دیگر جور نکند آن، این هست اما خیر، بالاتر از این معناست، معنی «یملا الارض عدلاً بعد ما ملئت جورا» الان زمین وبعد از این، از این هم بدتر شاید بشود، پر از جور است، تمام نفوسی که هستند انحرافات در آنها هست؛ حتی نفوس اشخاص کامل هم در آن انحرافاتی هست ولو خودش نداند. در اخلاق ها انحراف هست، در عقاید انحراف هست، در اعمال انحراف هست ودر کارهایی هم که بشر می کند انحرافش معلوم است. وایشان مأمورند برای اینکه تمام این کجی ها را مستقیم کنند وتمام این انحرافات را برگردانندبه اعتدال که واقعا صدق بکند «یملا الارض عدلاً بعد ما ملئت جورا» از این جهت این عید، عید تمام بشر است. بعد از اینکه آن اعیاد، اعیاد مسلمین است این عید، عید تمام بشر است، تمام بشر را ایشان هدایت خواهند کرد، ان شاء الله وظلم وجور را از تمام روی زمین بر می دارند»(۹۲).
برچیدن سازمانهای دروغین
امام خمینی در یکی از پیامهای خود نوشته اند:
«سال روز مبارک ولادت با سعادت وپر برکت حضرت خاتم الاوصیاء ومفخر الاولیاء حجت بن الحسن العسکری ارواحنا لمقدمه الفدا بر مظلومان دهر ومستضعفان جهان مبارک باد، وچه مبارک است میلاد بزرگ شخصیتی که بر پا کننده عدالتی است که بعثت انبیاء (علیهم السلام) برای آن بود وچه مبارک است زاد روز ابر مردی که جهان را از شر ستمگران ودغلبازان تطهیر می نماید وزمین را پس از آنکه ظلم وجور آن را فرا گرفته پر از عدل وداد می نماید ومستکبران جهان را سرکوب ومستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید. وچه مسعود ومبارک است روزی که جهان از دغلبازیها وفتنه انگیزیها پاک شود وحکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد. ومنافقان وحیله گران از صحنه خارج شوند وپرچم عدالت ورحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد وتنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود وکاخهای ستم وکنگره های بیداد فرو ریزد وآنچه غایت بعثت انبیاء علیهم صلوات الله وحامیان اولیاء (علیهم السلام) بوده تحقق یابد وبرکات حق تعالی بر زمین نازل شود(۹۳) وقلم های ننگین وزبان های نفاق افکن شکسته وبریده شود وسلطان حق تعالی بر عالم پرتو افکن گردد وشیاطین وشیطان صفتان به انزوا گرایند وسازمانهای دروغین حقوق بشر از بنیاد برچیده شوند وامید است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رساند وخورشید هدایت وامامت را طالع فرماید»(۹۴).
«آنچه غایت تعلیمات اسلامی است همزیستی مسالمت آمیز در سطح جهان است که امید است با تعجیل در ظهور مهدی آخر الزمان (ارواحنا فداه) حاصل شود ورسیدن انسانها به کمال وسعادت اخروی است که خداوند نصیب همگان فرماید»(۹۵).
موعظه الاهی
امام خمینی (قدس سره) در توصیف لقب «قائم» تفسیری زیبا وخواندنی ارائه داده اند که می آوریم:
«شاید این وصفی [قائم (علیه السلام)] که برای حضرت صاحب - (سلام الله علیه) - ذکر شده است دنبال همین آیه شریفه که می فرماید: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للهِ مَثْنی وفُرادی» (سباء: ۴۶).
دنبال همین معنا باشد که همه باید قیام بکنیم؛ قیام واحد که بالاترین قیام همان قیام آن شخص واحد است وهمه قیام ها باید دنبال آن قیام باشد وقیام لله باشد. خدای تبارک وتعالی می فرماید: که من فقط یک موعظه دارم به شما «قُلْ إِنَّما أَعِظُکمْ بِواحِدَةٍ» به امت بگو که فقط من یک موعظه دارم به شما وآن موعظه این است که قیام کنید وقیام لله باشد، قیام لله کنید. البته آن حضرت قیام لله می فرمایند وآن لِلّهی که وآن خلوصی که برای ایشان هست برای دیگران نیست، لکن شیعه های بزرگوار آن حضرت هم باید پیروی از او بکنند در اینکه قیام کنند لله، برای خدا»(۹۶).

فصل سوم: انتظار فرج

سخنرانی
زمان: صبح ۱۴ فروردین ۱۳۶۷/۱۵ شعبان ۱۴۰۸
مکان: تهران، حسینیه جماران
موضوع: برداشتهای مختلف از انتظار فرج
مناسبت: میلاد حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
حضار: خانواده های شهدا، اسرا ومبارزان مسلمان لبنان وفلسطین
غرضی، محمد (وزیر پست وتلگراف وتلفن) - مسؤولان وکارمندان وزارت پست وتلگراف وتلفن

انتظار فرج ومعنای صحیح آن
این عید سعید ان شاء الله، بر همه مسلمین جهان، مستضعفان عالم وخصوصا ملت ما، مبارک باد. آن چه که امروز می خواهم به عرضتان برسانم برداشتهایی که از انتظار فرج شده است؛ بعضی اش را من عرض می کنم. بعضیها انتظار فرج را به این می دانند که در مسجد، در حسینیه، در منزل بنشینند ودعا کنند وفرج امام زمان - (سلام الله علیه) - را از خدا بخواهند. اینها مردم صالحی هستند که یک همچو اعتقادی دارند. بلکه بعضی از آنها را که من سابقا می شناختم بسیار مرد صالحی بود، یک اسبی هم خریده بود، یک شمشیری هم داشت ومنتظر حضرت صاحب - (سلام الله علیه) - بود. اینها به تکالیف شرعی خودشان هم عمل می کردند ونهی از منکر هم می کردند وامر به معروف هم می کردند، لکن همین. دیگر غیر از این کاری ازشان نمی آمد وفکر این مهم که یک کاری بکنند، نبودند.
یک دسته دیگری بودند که انتظار فرج را می گفتند این است که ما کار نداشته باشیم به اینکه در جهان چه می گذرد، بر ملت ها چه می گذرد، بر ملت ما چه می گذرد؛ به این چیزها ما کار نداشته باشیم، ما تکلیف های خودمان را عمل می کنیم، برای جلوگیری از این امور هم خود حضرت بیایند ان شاء الله، درست می کنند؛ دیگر ما تکلیفی نداریم. تکلیف ما همین است که دعا کنیم ایشان بیایند وکاری به کار آنچه در دنیا می گذرد یا در مملکت خودمان می گذرد، نداشته باشیم. اینها هم یک دسته ای، مردمی بودند که صالح بودند.
یک دسته ای می گفتند که خوب، باید عالم پر [از] معصیت بشود تا حضرت بیاید؛ ما باید نهی از منکر نکنیم، امر به معروف هم نکنیم تا مردم هر کاری می خواهند بکنند؛ گناه ها زیاد بشود که فرج نزدیک بشود.
یک دسته ای از این بالاتر بودند، می گفتند: باید دامن زد به گناهها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنیا پر از جور وظلم بشود وحضرت (سلام الله علیه) تشریف بیاورند. این هم یک دسته ای بودند که البته در بین این دسته، منحرفهایی هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرفهایی هم بودند که برای مقاصدی به این دامن می زدند.
یک دسته دیگری بودند که می گفتند که هر حکومتی اگر در زمان غیبت محقق بشود، این حکومت باطل است وبر خلاف اسلام است.
آنها مغرور بودند. آنهایی که بازیگر نبودند، مغرور بودند به بعض روایاتی که وارد شده است بر این امر که هر علمی بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن عَلَم، علم باطل است. آنها خیال کرده بودند که نه، هر حکومتی باشد، در صورتی که آن روایات [اشاره دارد] که هر کس علم بلند کند با علم مهدی، به عنوان «مهدویت» بلند کند، [باطل است].
حالا ما فرض می کنیم که یک همچو روایاتی باشد، آیا معنایش این نیست که تکلیفمان دیگر ساقط است؟ یعنی، خلاف ضرورت اسلام، خلاف قرآن نیست این معنا که ما دیگر معصیت بکنیم تا پیغمبر بیاید، تا حضرت صاحب بیاید؟ حضرت صاحب که تشریف می آورند برای چی می آیند؟ برای اینکه گسترش بدهند عدالت را، برای اینکه حکومت را تقویت کنند، برای اینکه فساد را از بین ببرند. ما بر خلاف آیات شریفه قرآن دست از نهی از منکر برداریم، دست از امر به معروف برداریم وتوسعه بدهیم گناهان را برای اینکه حضرت بیایند؟ حضرت بیایند چه می کنند؟ حضرت می آیند، می خواهند همین کارها را بکنند. الان دیگر ما هیچ تکلیفی نداریم؟ دیگر بشر تکلیفی ندارد، بلکه تکلیفش این است که دعوت کند مردم را به فساد؟ به حسب رأی این جمعیت، که بعضیشان بازیگرندو بعضیشان نادان، این است که ما باید بنشینیم، دعا کنیم به صدام. هر کسی نفرین به صدام کند، خلاف امر کرده است؛ برای اینکه حضرت دیر می آیند! وهر کسی دعا کند به صدام؛ برای اینکه این فساد زیاد می کند، ما باید دعاگوی امریکا باشیم ودعا گوی شوروی باشیم ودعا گوی اذنابشان از قبیل صدام باشیم وامثال اینها. تا اینکه اینها عالم را پر کنند از جور وظلم وحضرت تشریف بیاورند. بعد حضرت تشریف بیاورند، چه کنند؟ حضرت بیایند که ظلم وجور را بردارند؛ همان کاری که ما می کنیم وما دعا می کنیم که ظلم وجور باشد! حضرت می خواهند همین را بَرِش دارند. ما اگر دستمان می رسید، قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم وجورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست، منتها ما نمی توانیم. اینی که هست این است که حضرت عالم را پر می کند از عدالت؛ نه شما دست بردارید از تکلیفتان، نه اینکه شما دیگر تکلیف ندارید.
ما تکلیف داریم که، این که می گوید حکومت لازم نیست، معنایش این است که هرج ومرج باشد. اگر یک سال حکومت در یک مملکتی نباشد، نظام در یک مملکتی نباشد، آن طور فساد پر می کند مملکت را که آن طرفش پیدا نیست. آن که می گوید حکومت نباشد، معنایش این است که هرج ومرج بشود؛ همه هم را بکشند؛ همه به هم ظلم بکنند برای اینکه حضرت بیاید. حضرت بیاید چه کند؟ برای اینکه رفع کند این را. این یک آدم عاقل، یک آدم اگر سفیه نباشد، اگر مغرض نباشد، اگر دست سیاست این کار را نکرده باشد که بازی بدهد ماها را که ما کار به آنها نداشته باشیم، آن ها بیایند هر کاری می خواهند انجام بدهند، این باید خیلی آدم نفهمی باشد!
قدرتهای بزرگ وتبلیغ معنای غلط از انتظار
اما مسأله این است که دست سیاست در کار بوده؛ همان طوری که تزریق کرده بودند به ملت ها، به مسلمین، به دیگر اقشار جمعیتهای دنیا که سیاست کار شماها نیست؛ بروید سراغ کار خودتان وآن چیزی که مربوط به سیاست است، بدهید به دست امپراتورها. خوب، آنها از خدا می خواستند که مردم غافل بشوند وسیاست را بدهند دست حکومت وبه دست ظلمه، دست امریکا، دست شوروی، دست امثال اینها وآنهایی که اذناب اینها هستند واینها همه چیز ما را ببرند، همه چیز مسلمانها را ببرند، همه چیز مستضعفان را ببرند وما بنشینیم بگوییم که نباید حکومت باشد، این یک حرف ابلهانه است، منتها چون دست سیاست در کار بوده، این اشخاص غافل را، اینها را بازی دادند وگفتند: شما کار به سیاست نداشته باشید، حکومت مال ما، شما هم بروید توی مسجدهایتان بایستید نماز بخوانید! چه کار دارید به این کارها؟
اینهایی که می گویند که هر علمی بلند بشود وهر حکومتی، خیال کردند که هر حکومتی باشد این برخلاف انتظار فرج است. اینها نمی فهمند چی دارند می گویند. اینها ترزیق کرده اند بهشان که این حرفها را بزنند. نمی دانند دارند چی چی می گویند. حکومت نبودن، یعنی اینکه همه مردم به جان هم بریزند، بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، بر خلاف نص آیات الهی رفتار بکنند. ما اگر فرض می کردیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار می زدیم؛ برای اینکه خلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتی بیاید که نهی از منکر را بگوید نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایت قابل عمل نیست. واین نفهمها نمی دانند چی می گویند. هر حکومتی باشد حکومت [باطل] است! بلکه شنیدم بعضی از اشخاص گفته اند که خوب با این وضعی که هست، الان در ایران هست، دیگر ما نباید تهذیب اخلاق بکنیم. دیگر غلط است این حرفها! چیزی نیست دیگر حالا. حتما باید استاد اخلاق در یک محیطی باشد که همه مردم فاسدند، شرابخانه ها همه بازند و- عرض می کنم که - جاهای فساد همه بازند! اگر یک جایی باشد که خوب باشد، آن جا دیگر تهذیب اخلاق لازم نیست، نمی شود، باطل است! اینها یک چیزهائی است که اگر دست سیاست در کار نبود، ابلهانه بود، لکن آنها می فهمند دارند چی می کنند. آنها می خواهند ما را کنار بزنند.
بله، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمی توانیم [پر] بکنیم. اگر می توانستیم، می کردیم، اما چون نمی توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الان عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم، عالم پر از ظلم است. ما [اگر] بتوانیم جلوی ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است. ضرورت اسلام وقرآن [است] تکلیف ما کرده است که باید برویم همه کار را بکنیم. اما نمی توانیم بکنیم؛ چون نمی توانیم بکنیم، باید او بیاید تا بکند. اما ما باید فراهم کنیم کار را. فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت (سلام الله علیه) در هر صورت، این مصیبتهایی که هست که به مسلمانها وارد شده است وسیاستهای خارجی دامن بهش زده اند، برای چاپیدن اینها وبرای از بین بردن عزت مسلمین [است] وباورشان هم آمده است خیلی ها. شاید الان هم بسیاری باور بکنند که نه، حکومت نباید باشد، زمان حضرت صاحب باید بیاید حکومت. وهر حکومتی در غیر زمان حضرت صاحب، باطل است؛ یعنی، هرج ومرج بشود، عالم به هم بخورد تا حضرت بیاید درستش کند! ما درستش می کنیم تا حضرت بیاید.
ان شاء الله، خداوند اصلاح کند اینها را. وامیدوارم که خداوند این روز را بر همه ما، بر همه شما مبارک کند ودست ظالم ها را کوتاه کند وقدرت بدهد به ملت های مظلوم برای سرکوب کردن ظالمها(۹۷).
«والسلام علیکم ورحمة الله»
پیام
خدمت خواهران وبرادران وفرزندان عزیز مهاجرین جنگ تحمیلی «ایدهم الله تعالی»
با سلام ودرود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان وآخرین ذخیره امامت حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) ویگانه دادگستر ابدی وبزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم وستم استکبار. سلام بر او وسلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت وظهور او وسلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند واز جام هدایت ومعرفت او لبریز می شوند.
سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری وایثار وشهادت راه ظهورش را هموار می کنند وسلام بر شما خواهران وبرادران مهاجر که بدون شک در جنگ تحمیلی از کسانی هستید که صدمه فراوان روحی وجسمی ومالی خورده اید. شما عزیزان در زمان یورش وحشیانه صدام پس از روزها دفاع قهرمانانه اضطرارا محل زندگی وراحتی خود را ترک نموده وحقیقتا به زندگی پر مشقت در نقطه ای دور از خانه وکاشانه خویش تن داده اید. شما مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی، لحظه لحظه جنگ وسختیهای آن را درک کرده اید. ان شاء الله جمهوری اسلامی در آینده ای نه چندان دور شهرها وروستاهای شما را بهتر از قبل در اختیار شما خواهد گذاشت، ولی باید خود به کمک مسؤولان آمده ودر نوسازی ومهیاسازی شهر وروستاهاتان آنان را یاری نمایید. بحمد الله فرزندان خردسال آن روز شما، امروز جوانانی شده اند که مانند سایر برادران وخواهران خود از میهن اسلامی شان دفاع خواهند کرد.
همه می دانند که تحمل هشت سال فشار وسختی فقط برای اسلام عزیز بوده است، لذا مسؤولین باید در دفاع از اسلام محکمتر از همیشه با تمام توان در مقابل تجاوز نظامی، سیاسی وفرهنگی جهانخواران بایستند، چرا که امروز دنیای استکبار خصوصا غرب خطر رشد اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) را علیه منافع نامشروع خود درک کرده است.
امروز غرب وشرق به خوبی می دانند که تنها نیرویی که می تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آنها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند وتصمیم گرفته اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود وبیگانه کردن ملت از اسلام وفرهنگ ملی خویش واگر هیچ کدام از اینها نشد، ایادی خود فروخته خود از منافقین ولیبرالها وبی دینها را که کشتن روحانیون وافراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است ودر منازل ومراکز ادارات نفوذ می دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. ونفوذیها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجّه می زنند.
من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام وحزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان وفرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده های همکاری آنان با امریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین ولیبرالها دفاع می کنند، پیش ملت عزیز وشهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه وناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آنها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد.
مسؤولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان وجهانیان منت نهد وظهور وفرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی ومادی اگر لحظه ای مسؤولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ وخیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی وتوان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.
مردم عزیز ایران که حقا چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختیها وفشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسؤولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند واز آنان بخواهند که تنها برادری وصمیمیت را در چهارچوب مصلحت اسلام ومسلمین در نظر بگیرند. چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند وگرانی وکمبود بر طبقه مستضعف فشار می آورد، ولی هیچ کس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز وپایه ریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان وبرخورد قاطع اسلامی با امریکا وشوروی، فشار وسختی وشهادت وگرسنگی را به دنبال دارد ومردم ما این راه را خود انتخاب کرده اند وبهای آن را هم خواهند پرداخت وبر این امر هم افتخار می کنند. این روشن است که شکستن فرهنگ شرق وغرب، بی شهادت میسر نیست.
من بار دیگر از مسؤولین بالای نظام جمهوری اسلامی می خواهم که از هیچ کس واز هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند وکمرها را ببندند ودست از مبارزه وجهاد علیه فساد وفحشای سرمایه داری غرب وپوچی وتجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدمهای اول مبارزه جهانی خود علیه غرب وشرقیم.
مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست می خوریم ونابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت وتحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل ومنحرف خود در محافل ومنازل، عزت اسلام ومسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه های دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان وفرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.
امروز بیشتر از هر زمانی کینه ودشمنی استکبار علیه اسلام ناب محمدی بر ملا شده است. بسیج عمومی آنان در دفاع از یک خود فروخته ونویسنده مزدور گویای این واقعیت است وشاید آنان این همه فضاحت وبی آبروی شان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیش بینی نکرده بودند که امروز با سرافکندگی وخواری از کرده خود پشیمان وبا ذلت مراجعت می کنند.
احتمالاً قضیه مبارزه با حجاب زنان مسلمان در فضای آموزشی، حرکتی انحرافی برای کمرنگ کردن جلوه عظیم دفاع جهان اسلام از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می باشد. گرچه خود این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شده اند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان ودختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است وفقط ما که گفته ایم کسی که به پیغمبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) توهین کند واجماع فقهای مسلمین فتوا به اعدام آن می دهند، خلاف آزادی است! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است که تفسیر وتأویل آزادی واستفاده از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسؤول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود وسکون وسکوت باید مبارزه کرد وشور وحال حرکت انقلاب را پا بر جا داشت. من باز می گویم همه مسؤولان نظام ومردم ایران باید بدانند که غرب وشرق تا شما را از هویت اسلامی تان - به خیال خام خودشان - بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید ونه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت وبا چشمانی باز به دشمنان خیره شوید وآنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه ای آرامتان نمی گذارند.
البته ما از زحمات وزارت امور خارجه قدردانی می کنیم وآنها باید با جدیت به کار خود ادامه دهند که ان شاء الله در انجام وظیفه بزرگ الهی وسیاسی خود موفق خواهند بود.
از خداوند متعال می خواهم تا مهاجرین عزیزمان را هر چه زودتر به خانه وکاشانه خود برساند وتلخی غربتها وسختیها را به شیرینی مراجعتشان مبدل سازد.
در خاتمه لازم است از همه کسانی که از مهاجرین عزیز جنگ تحمیلی پذیرایی کرده ومی کنند وهمچنین از مسؤولین محترم بنیاد مهاجرین که زحمات زیادی متحمل شده اند، تشکر وقدردانی نمایم. «والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته».(۱۰۲)

روح الله الموسوی الخمینی

سخنرانی
بِسْمِ الله الرَّحمنِ الرّحیم

زمان: ۲ فروردین ۱۳۶۸/۱۴ شعبان ۱۴۰۹
مکان: تهران، جماران
موضوع: لزوم استقامت در مقابل هجوم نظامی، سیاسی وفرهنگی جهانخواران
مناسبت: نیمه شعبان، میلاد حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
مخاطب: مهاجرین جنگ تحمیلی
صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۲۵ - ۳۲۹.۱۰۳
مکان: تهران، حسینیه جماران
موضوع: قداست ومیمنت ماه شعبان ورمضان وادعیه وارده
مناسبت: میلاد حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله فرجه)
حضار: کروبی، مهدی (نماینده امام وسرپرست بنیاد شهید) - محتشمی، سید علی اکبر (وزیر کشور) - رسولی (نماینده امام در بنیاد مسکن) - انصاری،

مجید (سرپرست زندانها) - خانواده های شهدای لبنان - خانواده های شهدا، مفقودان واسرای شهرهای رامسر،

تهران اردبیل - خانواده های شهدای بنیاد مستضعفان - استانداران،

معاونان ومشاوران وزارت کشور - اعضای بنیاد مسکن - معاونان ومدیران کل زندانهای سراسر کشور - فرماندهان لشکر ثار الله.

ماه مبارک رمضان، ماه نبوت
این عید سعید بر همه مسلمین جهان ومستضعفان مبارک باد. ما در ماه شعبان هستیم وچند روز دیگر در ماه رمضان واقع می شویم. ماه رمضان، ماه نبوت است وماه شعبان، ماه امامت. ماه رمضان، لیلة القدر دارد وماه شعبان، شب نیمه شعبان دارد که تالی لیلة القدر است. ماه رمضان مبارک است؛ برای اینکه لیلة القدر [دارد] وماه شعبان مبارک است؛ برای اینکه نیمه شعبان دارد. ماه رمضان مبارک است؛ برای اینکه نزول وحی در او شده است یا به عبارت دیگر، معنویت رسول خدا وحی را نازل کرده است. وماه شعبان معظم است؛ برای اینکه ماه ادامه همان معنویات ماه رمضان است. این ماه مبارک رمضان جلوه لیلة القدر است که تمام حقایق ومعانی در او جمع است. وماه شعبان، ماه امامان است که ادامه همان است. در ماه مبارک رمضان، مقام رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به ولایت کلی الهی بالأصالة تمام برکات را در این جهان بسط داده است. وماه شعبان، که ماه امامان است، به برکت ولایت مطلقه، به تبع رسول الله همان معانی را ادامه می دهد.
پس ماه رمضان ماهی است که تمام پرده ها را دریده است ووارد شده است جبرئیل امین بر رسول خدا وبه عبارت دیگر، وارد کرده است پیغمبر اکرم جبرئیل امین را در دنیا. وماه شعبان، ماه ولایت است وهمه این معانی را ادامه می دهد. ماه رمضان مبارک است که قرآن بر او وارد شده است. وماه شعبان مبارک است که ادعیه ائمه (علیهم السلام) در او وارد شده است. ماه مبارک رمضان [است] که قرآن را وارد کرده است. قرآن مشتمل بر تمام معارف است وتمام مایحتاج بشر است وماه شعبان، که ماه امامان است، ادامه همان حقیقت است وهمان معانی در تمام دوره ها.
آن چیزی که در قرآن به طور اسرار است، در ادعیه ائمه ما به طور اسرار است. در دعای شعبانیه می خوانیم که عرض می کند به خدا: «وَاجْعَلْنی مِمَّنْ نادَیتَهُ فَاَجابَک ولا حَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِک فَناجَیتَهُ سِرّا وعَمِلَ لَک جَهْرا»(۹۸). مسأله «صعق» را می آورد در میان؛ همان معنایی که در قرآن کریم راجع به حضرت موسی می گوید: «فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ»(۹۹) وموسی در «صعق» واقع شد. این ماه صعق است واین هم ماهی است که همان صعق را می خواهد. این ماه تجلی الهی است بر پیغمبر اکرم واین ماه
تجلی الهی به تبع پیغمبراکرم بر امامان است. حضرت مهدی (سلام الله علیه) ابعاد مختلفه دارد که آنچه که برای بشر واقع شده است، بعض ابعاد اوست؛ چنانچه آنچه از قرآن وپیغمبر اکرم برای بشر معلوم شده است، بعض ابعاد آن معنویات است؛ معنویاتی در قرآن است که برای هیچ کس جز پیغمبر اکرم وکسانی که شاگرد او هستند واز او استفاده کرده اند، کشف نشده است. ودر ادعیه ما مسائلی است که همان طور است؛ همان طوری که رسول اکرم به حسب واقع، حاکم بر جمیع موجودات است؛ حضرت مهدی همان طور حاکم بر جمیع موجودات است. آن خاتم رسل است واین خاتم ولایت. آن خاتم ولایت کلی بالأصاله است واین خاتم ولایت کلی به تبعیت است. پس این دو ماه، ماه هایی هستند که باید ما راجع به آنها احترام قائل بشویم وادعیه ای [را] که در این ماه مبارک؛ ماه معظم شعبان وارد شده است وپس از آن در ماه مبارک رمضان وارد شده است بخوانیم ودرش تدبر کنیم.
مفسرانی که اهل این معانی هستند، ادعیه ائمه را تفسیر کنند! مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که کم نظیر است؛ مثل دعای ابوحمزه که از حضرت سجاد وارد شده است، آن هم کم نظیر است واین هم کم نظیر است. دعای کمیل در شعبان وارد شده است ویکی از ادعیه ای است که در پانزده شعبان، شب پانزده شعبان خوانده می شود، مشتمل بر اسراری است که دست ما از آن کوتاه است. از ائمه هدی ادعیه ای وارد شده است که مضامین آنها را باید تأمل کرد، وآن هایی که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند بر آن ها شرح کنند؛ آنها را به مردم ارائه بدهند، اگر چه هیچ کس نمی تواند آن چیزی [را] که به حسب واقع هست، شرح کند.
ما از این مسأله باید بگذریم وهمان اکتفا کنیم به اینکه ما تابع هستیم. وما قائل به این هستیم که نور نبوت ونور امامت از صدر خلقت بوده است وتا آخر خواهد بود.
نقشه های دشمنان برای نجات صدام
در ماه مبارک، جنگ بدر واقع شده است. اینهایی که به هر بهانه ای، می خواهند مهلت برای صدام بگیرند، اخیرا هم باز متشبث شده اند به اینکه در ماه مبارک آتش بس باشد؛ [می گویند:] مهلت بدهید به این جنایتکار که در ماه مبارک تجهیز کند خودش را وبعد از ماه مبارک بدتر از اول، حمله کند؛ یک جنایتکاری که از هیچ امری از امور نمی گذرد وبه هیچ قشری از اقشار رحم نمی کند وبه اهل کشور خودش هم رحم نمی کند؛ وآنها را در تحت فشارها وکشتارها قرار می دهد ودائما درصدد فرصت است برای اینکه خودش را تحمیل کند بر همه منطقه. آنهایی که تبع امریکا هستند، آنها دعوت می کنند ما را بر اینکه در ماه مبارک رمضان آتش بس! در سال قبل بود یا سال جلویی بود که دست اندرکارهای عراق می گفتند که ماه حرام است، جنگ حرام است. اینها باز این مطلب را هم نفهمیدند که ماه رجب ماه حرام است، نه ماه رمضان. ماه رمضان ماه جنگ است.
ملت ما باید متوجه باشند به دسیسه های قدرت های بزرگ، که در هر فرصتی دسیسه ای ایجاد می کنند. وما باید هشیار باشیم وگول اینها را نخوریم وماه رمضان را مهلت ندهیم به این جنایتکار که مجهز بشود وباز به شرارت خودش ادامه بدهد. این شخص الآن در لب گودال است؛ لب گودال جهنم است. وشما جوانها وشما مردم باید این را ثابت کنید [که] الان هم جهنم محیط بر اوست. الان هم این زندگی ای که او می کند زندگی جهنمی است وآن اخلاقی که دارد اخلاق جهنمیان است. بر ماست که به هیچ یک از این بوقهای تبلیغاتی وآنهایی که تبع آنها هستند یا از زبان امریکا صحبت می کنند یا اشتباه می کنند در امور راجع به این که جنگ را باید پایان داد، هیچ گوش ندهیم. جنگ ممکن نیست پایان بپذیرد، الاّ به رفتن این حزب فاسد، ان شاء الله.
ومرگ بر همه ظالمهای دنیا. مرگ بر آن هایی که دارند مردم را وملتها را می چاپند وبا تبلیغات خودشان، خودشان را یک ملت یا یک دولت صلح طلب حساب می کنند اینها در حال مرگ هستند. آنی که باقی است خدای تبارک وتعالی است. آن که هست وهمیشه هست او است. وآن که اهل سعادت است، آنی است که تقوا داشته باشد. تبعیت داشته باشد از اسلام. وتبعیت از اسلام اگر ما داریم، باید هم دشمنان اسلام را سرکوب کنیم تا آن اندازه ای که می توانیم وهم باید بین دوستان خودمان محبت ایجاد کنیم.
حفظ وحدت ودوری از اختلاف
آقای محتشمی(۱۰۰) - سلمه الله - گفتند که استاندارها در اینجا هستند یا جمعی از اشخاصی که مسؤولین هستند. آقایان باید، آقایان استاندارها باید توجه کنند که وحدت خودشان را ووحدت خودشان با ملت را حفظ کنند، که ما هرچه داریم به برکت خدا وعنایت او از این ملت داریم. آن که شما را به این مسند نشانده است، اگر مسند داشته باشید، ملت است. آن که دست ظلم را از شما کوتاه کرده است وعدالت را می خواهد اجرا کند همین ملت است؛ همین جوانهایی هستند که الان در راه اسلام فداکاری می کنند. باید وحدت داشته باشید تا حفظ بشوید. دسیسه ها برای ایجاد اختلاف است. وشما توجه داشته باشید که یک کلمه اختلاف آمیز از گناهان بزرگی است که مشکل است خدای تبارک تعالی بیامرزد، چه این کلمه صادر بشود از دشمن های ما، چه این کلمه صادر بشود از دوستان ما، چه از اشخاصی که ادعای قداست می کنند وچه از اشخاصی که این ادعا را ندارند. یک کلمه اختلاف انگیز در یک همچو موقعی، که اسلام در معرض خطر کفر است، این از گناهانی است که نمی شود به این زودی ازش گذشت. شما فردا وارد می شوید بر خدای تبارک وتعالی وآنجا جواب باید بدهید. آنهایی که ما را دعوت می کنند به صلح وسازش، در محضر خدا هستند وجواب باید بدهند. آنهایی که ما را دعوت می کنند به آتش بس در محضر خدا هستند وجواب باید بدهند. توجه کنید به همه امور ووحدت را حفظ کنید تا خدای تبارک وتعالی عنایتش را مستدام کند وشما را به سعادت برساند.
ومن امیدوارم که این ملت شریف سعادت دو چندان پیدا کند. واین رزمندگان معظم از هر صنفی که هستند واز هر قشری که هستند، اینها مؤید باشند به تأییدات الهی. وملت ایران توجه بکند که امروز روزی است که باید مجهز بشود تا این جرثومه فساد را از بن در آورد. خداوند ان شاء الله، شما را توفیق بدهد ودشمنان شما را هدایت کند. واگر نشده اند جزا بدهد(۱۰۱).

پاورقی:

-----------------

(۱) توبه، ۳۳.
(۲) میزان الحکمة، ج۱، ۱۷۹.
(۳) خورشید مغرب، ۳۳ با تفاوت. درباره عدالت مهدی (علیه السلام) نک: غیبت نعمانی، ۱۵۰ وبحار الانوار، ج ۵۲، ۳۴۵ وبحار الانوار، ج ۵۳، ۶۳ وعقد الدرر، ۲۱۹.
(۴) خورشید مغرب، به نقل از المهدی الموعود، ج ۱/۲۸۰.
(۵) همان.
(۶) بحار الانوار، ج ۵۱، باب ۴، ح ۱۱۹.
(۷) مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
(۸) خورشید مغرب، ۳۰.
(۹) آینده بشریت از نظر مکتب ما، ص ۴۹-۵۰.
(۱۰) خورشید مغرب، ۳۳، به نقل از بحار الانوار. نک. غیبت نعمانی، ۲۳۷، باب ۱۳، حدیث ۲۶ وبحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۰۴.
(۱۱) اصول کافی، ج ۴/۴۲۷.
(۱۲) کافی، ج۱،۳۷۷؛ نک بحار الانوار، ج ۵۱، ۷۳.
(۱۳) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۵۱.
(۱۴) ینابیع المودة، ج ۳، ص ۱۰۱.
(۱۵) بحار، ج ۵۲، ۱۲۴.
(۱۶) همان، ۱۲۲.
(۱۷) صحیفه امام، ج۱۷،۳۱۶. ونک اصول کافی، ج ۱، ۱۷۹.
(۱۸) صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۹۶.
(۱۹) همان.
(۲۰) همان، ۳۵۲. نک. اصول کافی، ج ۱، ۲۴۹؛ همان، ۲۵۲ و۲۵۳؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «به لیلة القدر ایمان بیاورید، زیرا برای علی بن ابی طالب ویازده فرزند بعد از اوست.» کمال الدین، ج ۱، ۲۸۰.
(۲۱) صحیفه امام، ج۱۲، ۴۸۰ - ۴۸۸، ونک، غیبت شیخ طوسی، ۱۰۴ وغیبت نعمانی، ۱۵۴.
(۲۲) همان ص ۴۸۲.
(۲۳) همان. ج ۲۱،۳۲۵.
(۲۴) صحیفه امام، ج ۱۲، ۴۲۳؛ جهت اطلاعات بیشتر به کتب تفاسیر ذیل سوره «عصر» مراجعه شود.
(۲۵) همان، ج۱۸، ص ۱۴۹ – ۱۵۰.
(۲۶) همان، ج۲،۲۵۰.
(۲۷) عیون اخبار الرضا (علیه السلام)؛ ج ۱، ص ۲۰۴، «باب السادس والعشرون»، ح ۲۲.
(۲۸) امامت وانسان کامل،۱۰۶.
(۲۹) چهل حدیث،۴۹۸. نک، ارشاد شیخ مفید، ۳۴۴.
(۳۰) امامت وانسان کامل، ۱۲۹.
(۳۱) صحیفه امام، ج ۱۴،۴۷۲. نک، بحار الانوار، ج ۵۲/۳۰۴.
(۳۲) همان.
(۳۳) زیارت حضرت صاحب الامر (علیه السلام)، مفاتیح الجنان.
(۳۴) صحیفه امام، ج ۲۱، ۴۴۷. نک بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۳۸؛ ج ۵۱، ۲۱۸.
(۳۵) همان، ج۱۱،۲۹۸.
(۳۶) فرائد السمطین، ج۲، ۳۳۷.
(۳۷) تفسیر مجمع البیان، ج ۵، ۳۸.
(۳۸) صحیفه امام، ج۲۱، ۳۲۵.
(۳۹) صحیفه امام، ج۱۸، ۸۷.
(۴۰) صحیفه امام، ج ۱۷، ۳۰. نک، غیبت نعمانی، ۲۹۷. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: «هرکس قائم اهل بیت (علیهم السلام) را درک کند ومریض باشد سالم می شود، وهرکسی که دارای ضعف وناتوانی است قوی می گردد. بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۳۵.
(۴۱) صحیفه امام، ج ۱۳، ۹۷. نک، غیبت شیخ طوسی، ۲۰۴؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۰۴.
(۴۲) بحار الانوار، ج ۵۲، ۱۵۴.
(۴۳) کمال الدین، ج۱، ۲۰۴.
(۴۴) صحیفه امام، ج ۲۱، ۳۹۶.
(۴۵) همان، ج ۱۲، ۴۸۳.
(۴۶) صحیفه امام، ج ۷، ۵۴.
(۴۷) همان، ۱۵۳.
(۴۸) همان، ج ۱۷، ۲۴۱.
(۴۹) همان، ج ۸، ۳۹۱-۳۹۲. نک اصول کافی کتاب الحجة باب عرض الاعمال علی النبی والأئمة (علیهم السلام).
(۵۰) همان، ج ۱۴، ۱۴۰.
(۵۱) صحیفه امام، ج ۱۸، ۴۶۲.
(۵۲) همان، ج ۸، ۳۷۴.
(۵۳) همان، ج ۱۹، ۱۴۶.
(۵۴) همان. ج ۲۰، ۳۴۵-۳۴۷.
(۵۵) این مطالب مهم را که امام (قدس سره) ظاهرا خطاب به علماء بزرگوار وطلاب محترم فرموده اند در کتاب ولایت فقیه ص ۶۹ ملاحظه کنید.
(۵۶) صحیفه امام، ج۱۹، ۲۴۶.
(۵۷) تحف العقول، ۳۷؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۱۲۲.
(۵۸) همان، ج ۱۴، ۴۷۳.
(۵۹) همان، ج ۱۸، ۲۶۹.
(۶۰) همان، ج ۲۱، ۳۲۵.
(۶۱) بحار، ج ۶۸، ۱۵۱، حدیث ۶.
(۶۲) صحیفه امام، ج ۹، ۱۲۳. نک، بحار الانوار، ج ۲۳، ۳۴۵.
(۶۳) همان، ج ۱۴، ۱۴۰.
(۶۴) صحیفه امام، ج ۸، ۳۷۴. نک بحار الانوار، ج ۵۲، ۱۲۲.
(۶۵) صحیفه امام، ج ۲۱، ۱۴ - ۱۳.
(۶۶) صحیفه امام، ج ۳، ص ۳۴۱ - ۳۳۹.
(۶۷) همان، ج ۱۰، ۱۲۳.
(۶۸) ولایت فقیه، ۵۸.
(۶۹) صحیفه امام، ج ۱۷، ۵۳۴.
(۷۰) همان، ج ۲۱، ۴۴۷.
(۷۱) همان، ج ۲۱، ۱۴.
(۷۲) همان، ۲۸۱ - ۲۷۹.
(۷۳) اصول کافی، ج ۸، ۲۹۵.
(۷۴) صحیفه امام، ج ۲۱، ۱۷-۱۴.
(۷۵) کمال الدین، ج ۱، ۳۲.
(۷۶) صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۴۸۲-۴۸۵.
(۷۷) صحیفه امام، ج ۱۲، ۴۸۵.
(۷۸) همان، ج ۸، ۳۷۴.
(۷۹) همان، ج ۱۲، ۴۷۶.
(۸۰) همان، ج ۱۹، ۱۴۶.
(۸۱) همان، ج ۱۷، ۴۸۰-۴۸۱.
(۸۲) کتاب البیع، ج ۲، ۴۶۲ - ۴۶۱.
(۸۳) اصول کافی، ج ۸، ص ۲۹۵.
(۸۴) نویسنده کتاب «اسرار هزار ساله».
(۸۵) کشف اسرار، ۲۲۵.
(۸۶) ولایت فقیه، ۴۹-۵۰. از ابعاد مهم انتظار، آمادگی وزمینه سازی برای ظهور است واین مسأله دستور صریح قرآن است «وَأَعِدُّوا لَهُمْ ما اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» انفال، ۶۰.
(۸۷) صحیفه امام، ج ۱۷، ۴۸۱.
(۸۸) همان، ج ۱۹، ۱۴۶.
(۸۹) همان، ج ۱۴، ۴۷۲.
(۹۰) همان، ج ۲۱، ۳۲۵.
(۹۱) صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۴۸۰-۴۸۱. نک. عقدالدرر، باب چهارم، ۶۲-۶۱.
(۹۲) صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۴۸۲.
(۹۳) نک فرائد السمطین، باب ۶۱، ۲۲۹.
(۹۴) صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۴۷۲-۴۷۳.
(۹۵) همان، ج ۱۸، ص ۹۵.
(۹۶) صحیفه امام، ج ۸، ۸.
(۹۷) صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۳-۱۷.
(۹۸) «مرا از کسانی قرار ده که او را ندا دادی پس تو را اجابت کرد واو را دیدی، پس برای جلال تو بیهوش شد، ومناجات پنهانی کردی واو برای تو آشکارا عمل کرد». مفاتیح الجنان، اعمال مشترکه ماه شعبان، مناجات شعبانیه.
(۹۹) سوره اعراف، آیه ۱۴۳: «پس چون خداوند بر کوه تجلی کرد».
(۱۰۰) آقای علی اکبر محتشمی، وزیر کشور.
(۱۰۱) صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۲۴۸-۲۵۲.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: * إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم