كتاب برگزيده:
جستجو در كتابخانه تخصصى:
بيشترين كتابهاى مشاهده شده:
کتاب ها مهدی (عجل الله فرجه) در قرآن (نمایش ها: ۲,۰۸۲) کتاب ها انتظار بهار وباران (نمایش ها: ۱,۲۲۹) کتاب ها مهدويت وانديشه ظهور (نمایش ها: ۱,۰۷۲) کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۸۷۱) کتاب ها مهدی منتظر (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۸۰۰) کتاب ها آثار الصادقین (جلد ۲۹) (نمایش ها: ۷۳۸) کتاب ها موعود شناسی وپاسخ به شبهات (نمایش ها: ۷۳۶) کتاب ها معرفت حجت خدا (نمایش ها: ۷۱۳) کتاب ها پیوند معنوی، با ساحت قدس مهدوی (نمایش ها: ۶۸۰) کتاب ها مهدى موعود (نمایش ها: ۶۷۵)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » انتظار بهار وباران
كتابخانه مهدوى

کتاب ها انتظار بهار وباران

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران تاريخ تاريخ: ۱۲ / ۳ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۲۲۸ نظرات نظرات: ۰

انتظار بهار وباران

واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
انتشارات مسجد مقدس جمکران

فهرست مطالب

به عنوان پیشگفتار
انتظار... انتظار مهدى (علیه السلام)
دین بر پایه انتظار
چشم انتظار باران
در انتظار روح نماز
تلاشى هدفمند
حماسه انتظار
انتظار وشهادت
بالِ پرواز
انتظار بهار وباران!
در جستجوى فضیلتها
درجات انتظار/ روزه داران واقعى چگونه اند؟
همنشینان امام زمان چگونه اند؟
جنگاوران رکاب مهدى (علیه السلام) چگونه اند؟
شاهدان شهید سپاه رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) چگونه اند؟
ویژگیهاى منتظرین/ شناخت امامت وامام
پرهیزکارى
اخلاق شایسته
نیکوکارى
فرمان پذیرى
قوّت عقل واندیشه وفزونى درک ودانش
ولایت وبرائت
اخلاص
صبر واستقامت
تبلیغ ودعوت
آمادگى وآماده سازى
گمشدگان منتظر
انتظار همیشگى
گنج انتظار
روبه روى یار
انتظار ودعا
منتَظِر ومنتَظَر
شعر انتظار

به عنوان پیشگفتار

مبحث انتظار، سابقه اى به قدمت تاریخ آفرینش انسان دارد.
از آن زمان که فرشتگان الهى به امر خدا در برابر حضرت آدم (علیه السلام) سر به سجده فرود آوردند،(۱) بحث انتظار قائم موعودى از سلاله پیامبر خاتم حضرت محمد بن عبداللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) مورد تأمّل قرار گرفت.(۲)
از آن زمان که حضرت نوح (علیه السلام) پس از نهصد سال اقامت در میان قوم وفراخواندن آنان به دین خدا، ناامید گشت وبراى نابودى کافران دعا نمود،(۳) چشم انتظارى او آغاز گشت.
او اگر چه تا آمدن طوفان ونابود شدن کافران زمان خودش بیش از پنجاه سال انتظار نکشید،(۴) امّا انتظار چند هزار ساله او، براى غلبه کامل دین خدا وریشه کن گشتن همگانى کافران تا زمان ظهور حضرت مهدى (علیه السلام)، ادامه خواهد یافت.
از آن زمان که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پایه هاى کعبه را بالا برد ودعا کرد تا خداوند سر زمین مکه را جایگاه امنیت وایمان قرار دهد،(۵) انتظارِ روزى در دلش جاگرفته بود که فرزندى از نسل او واز سلاله آخرین پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در همین دیار ودر کنار همین خانه، تکیه بر همین پایه ها خواهد داد ونداى توحید را به گوش همه جهانیان باز خواهد خواند.(۶)
از آن زمان که حضرت لوط (علیه السلام) در برابر فاسدان هوس پرستى که عزّت واحترام میهمانان عرشى وخاندان با ارزش او را مورد تهدید قرار داده بودند، آرزوى داشتن قوّت وتکیه گاهى استوار کرد، اندیشه انتظار قائم در روح وجانش جارى بود.
لوط گفت:
(کاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم یا به تکیه گاهى استوار پناه مى جستم).(۷)
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
(حضرت لوط این سخن را نگفت مگر به عنوان تمنّاى دسترسى به قدرت قائم ما (علیه السلام)، وآن تکیه گاه استوار چیزى نبود جز استوارى وتوانایى یاران او! زیرا هر یک از آنان داراى قدرت چهل مرد وقلبش قوى تر از قطعه هاى فولاد است. آنان اگر بر کوههاى آهنین گذرند، آن را از بیخ وبن بر آورند. وشمشیرهایشان در غلاف نیارامد، مگر اینکه خداى تعالى راضى شود).(۸)
از آن زمان که حضرت موسى (علیه السلام) مردم را به مبارزه با فرعون فرا خواند وآنان را به یارى طلبیدن از خدا وشکیبایى تشویق کرد،(۹) بارقه انتظار حضرت مهدى (علیه السلام) در جانش مى درخشید، ودر آرزوى حاکمیت مطلق او بود که بشارت داد:
(همانا زمین از آن خداست وآن را به هر یک از بندگانش که بخواهد به ارث خواهد رساند، وفرجام نیکو براى تقوى پیشگان است).(۱۰)
از آن زمان که حضرت عیسى (علیه السلام) با دلى سرشار از مهربانى وبا جانى سوخته از عشق، مردم را به همدلى وهمداستانى دعوت کرد وآیه هاى محبّت را در گوش جان آنان زمزمه کرد، تذکر به انتظار را جزو آیین خویش قرار داد(۱۱) وزمانى که در برابر ناسپاسى وعداوت وایمان ستیزى مردمى که به کشتن او برخاسته بودند به جوار قدس آسمانیان بالا رفت، انتظار تاریخى خود را براى فرود آمدن در کنار کعبه ونمازگزاردنِ به امامت مهدى (علیه السلام) ویارى کردن او را آغاز کرد.(۱۲)
پس از آن نیز، از زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) تا آخرین لحظات عمر امام حسن عسکرى (علیه السلام) هرگز امر انتظار فرج، مورد غفلت واقع نگشت وجلوه هاى گوناگون انتظار در ضمن صدها روایت از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ودهها روایت از امیرالمؤمنین (علیه السلام) وهر یک از امامان معصوم (علیهم السلام)، تجلّى یافت ودر همه قرون گذشته نیز همین نور انتظار بود، که سینه به سینه از نسلى تا نسل دیگر، همواره آفاق جان ودل منتظران را در طى همه بحرانها وفتنه ها روشن داشته است.
واینک دوران ما، به عنوان حسّاس ترین بخش از دوران غیبتِ آخرین حجّت الهى، حضرت مهدى (علیه السلام)، تابناک ترین عصر انتظار به شمار مى رود.
پر شکوه ترین وبى مانندترین قیام مردمى شیعه، به رهبرى سرخیل شیفتگان ومنتظران حضرت مهدى (علیه السلام) وبا فداکارى وجانبازى وخونفشانى میلیونها انسان پاکباخته راه انتظار، در این دوران به ثمر نشسته، تا در قالب جهمورى اسلامى ایران، اسوه والگویى براى همه جهانیان باشد ودنیا را به سمت انتظارِ حکومت جهانى امام زمان (علیه السلام)سوق دهد.
در آن روزگاران که در این مملکت؛
هر نوع آزادى تبلیغ مى شد جز (آزادى اندیشه دینى)!
هر نوع سخنى آزاد بود جز سخن از (رهبرى مذهبى)!
هر کالایى خریدار داشت جز (قرآن)!
هر حرکتى مجاز بود جز حرکت در راه (اسلام ناب)!
در آن روزگار که (اسلام) را تسلیم در برابر سلطه حاکم!
(قرآن) را کتابى متبرّک براى عروسى ها وعزاها!
(ولایت) را اقامه مراسمى سرگرم کننده در ولادت ها وشهادت هاى ائمه (علیهم السلام)!
و(انتظار) را سکوتى ذلیلانه ونشستنى عافیت طلبانه! مى خواستند، امام راحل برخاست ومردم را با انگیزه (چشم انتظارىِ خورشید) به سمت روشنایى ها هدایت کرد ومردم شیعه چشم انتظار که اینک (اسلام) را به عنوان (برنامه زندگى)،
(قرآن) را به عنوان (کتاب قانون)،
(ولایت) را به عنوان (رهبرى مبتنى بر وحى)،
و(انتظار) را به عنوان (حرکتى پرشور وپر امید) به سمت هدفهاى آسمانى پذیرفته بودند تحت رهبریهاى امام، با ایمان به پیروزى قطعى ونافرجام نماندن قیام، علیه طاغوت واستکبار شوریدند وبا پیروزى شکوهمند انقلاب اسلامى، راه پرافتخار استقلال ورهایى وعزّت را به سایر ملّت هاى حرمان کشیده ودر بند دنیا نشان دادند.
اینک نیز در پایان دومین دهه این انقلاب همه جانبه، (همان امّت) به رهبرى فرزند برومند (همان امام) (قدس اللّه نفسه) براى آشناتر کردن سرگشتگان دنیاى مادّیت با انتظار حقیقى وفتح آفاق تازه ترى از آرمانهاى موعود، با ایمانى راسخ وبا عزمى استوار، همچنان نستوهانه وبى تردید در راهند.
واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران، در آستانه سالگرد میلاد منجى عالم بشریت حضرت مهدى (علیه السلام)، حاصل تلاشى مختصر در زمینه بازشناسى انتظار را خدمت همه شیفتگان ومنتظران امام زمان (علیه السلام) تقدیم مى دارد.
به این امید که این خدمت ناچیز، در آستان مقدّس آن امام بزرگوار مورد قبول وعنایت قرار گیرد وبه دعاى حضرتش، خداوند چشمان منتظران را به دیدن جمال نورانیش فروغ وروشنى بخشد.
(یا ایها العزیز مسّنا واهلنا الضّرّ وجئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الکیل وتصدّق علینا إنّ اللّه یجزى المتصدقین).(۱۳)
والسلام

واحد تحقیقات/ مسجد مقدّس جمکران ـ قم/۱۵ شعبان ۱۴۱۸

انتظار... انتظار مهدى (علیه السلام)

انتظار: دیده به راه دوختن است،
لحظه شمارى کردن براى دیدار کسى یا انجام واقعه اى است،
به امید کسى یا چیزى ماندن است،
چشم داشتن وتوقّع کارى یا حادثه اى است،
نگران شخص عزیزى یا امر مهمّى بودن است.
انتظار: امیدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت ودرنگ است.(۱۴)
امّا انتظار مهدى (علیه السلام): همه این ها وفراتر از این هاست.
انتظار مهدى (علیه السلام): ایمان به (غیب) اقرار به (ولایت) وباورداشت حق حاکمیت (قرآن) است.
عصاره (یقین)، چکیده (تقوى) وخلاصه (عمل صالح) است.
عشق به (زیبایى ها)، التزام به (خوبى ها) وشوق به (کمالات) است.
(تلاش) براى (یافتن)، (مقاومت) براى (رسیدن) و(جهاد) براى (ساختن) است.
انتظار مهدى (علیه السلام): روایت (اشتیاق)، حدیث (جستجو) وقصّه (وصل) است.
انتظار مهدى (علیه السلام): اقتداى به او، بیعت با او، وسرسپارى به فرمان اوست. رمز پایدارى، سرّ استقامت وراز جانبازى در راه اوست.
انتظار مهدى (علیه السلام): (عامل رشد)، (پشتوانه مقاومت) و(ضامن پیروزى) پیروان امامت است.
انتظار مهدى (علیه السلام): سنگربانى (عقیده)، مرزبانى (اندیشه) ومبارزه در راه پاسدارى از (فرهنگ اسلام وولایت) است.
انتظار مهدى (علیه السلام): انتظار روز ظهور اوست وانتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام وقرآن است وانتظار غلبه اسلام وقرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است.
دین بر پایه انتظار
انتظار امام زمان (علیه السلام) از چنان عظمتى بر خوردار است که در برخى روایات، نه در ردیف فروع دین بلکه در شمار اصول وقواعد اساسى دین قرار گرفته است.
انتظار در کنار شهادت به توحید (شهادة أن لا اله اِلاّ اللّه) وایمان به پیامبر (وأنَّ محمّداً عبده ورسوله) واعتراف به قرآن (تقرّ بما جاء من عنداللّه) واقرار به ولایت (والولایة لنا اهل البیت) چه مفهومى جز اصل اساسى بودن آن دارد؟
دین اسلام بدون (انتظار قائم (علیه السلام)) ناقص مى ماند، چنانکه اگر (ولایت على (علیه السلام)) نمى بود ناقص مانده بود. پس همچنانکه اعلام ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) باعث تکمیل دین واتمام نعمت الهى ورضایت خدا نسبت به اسلام بود، انتظار مهدى (علیه السلام) نیز موجب کمال دین وتمام نعمت ورضاى خداوند است.
خداوند (دین بى ولایت) را نمى پذیرد چنانکه (ولایت بى انتظار) را نمى پذیرد واین خود به این معناست که خداوند (دین بى انتظار) را نمى پذیرد وهمین است که امام صادق (علیه السلام) همه آن اصول را تحت این عنوان مى فرماید که:
(اَلا اخبرکم بما لایقبل اللّه عزّوجلّ من العباد عملاً اِلاّ به).(۱۵)
(آیا شما را خبر ندهم از آنچه که خداوند بدون آن هیچ عملى را از بندگانش نمى پذیرد؟)
وامام باقر (علیه السلام) از مضمونى شبیه به آنچه ذکر شد عنوانى روشن تر ورساتر ذکر مى فرماید:
(الدّین الّذى یقبل اللّه فیه العمل).
(دینى که خداوند بر اساس آن عمل بندگانش را مى پذیرد).(۱۶)
در این حدیث شریف که در غیبت نعمانى وامالى شیخ طوسى واصول کافى با مختصر اختلافى نقل شده وبا وجوه مختلفه آن در کتاب ارزشمند بحار الأنوار نیز آمده است، اصولى دیگر چون برائت از دشمنان اهلبیت وتسلیم بودن در برابر فرمان امامان (علیهم السلام) وپرهیزگارى وسخت کوشى در راه دین وثبات وطمأنینه نیز ذکر شده است.
واز مجموع آن نکاتى چند در خور تأمّل است:
۱ ـ انتظار یکى از پایه هاى اساسى دینِ مورد قبول خداوند را تشکیل مى دهد.
۲ ـ قرار گرفتن انتظار حضرت مهدى (علیه السلام) در کنار شهادت به توحید ونبوّت وولایت، حاکى از شدّت اهمیت واعتبار آن در نزد خداوند است.
۳ ـ خداوند بر اساس مجموعه اصول مذکور است که اعمال بندگانش را مى پذیرد، بنابراین اگر نقصى از ناحیه هر یک از اصول پیش آید مقتضى براى قبولى اعمال حاصل نخواهد گشت، وبر اساس همین نکته است که مى توان گفت: (هیچ عملى را از بنده غیر منتظِر نمى پذیرند).
۴ ـ آمدن دو اصل پرهیزکارى وسخت کوشى (ورع واجتهاد) همردیف با انتظار قائم (علیه السلام) علاوه بر تصریح به جدایى ناپذیر بودن (انتظار وورع) ونیز (انتظار واجتهاد)، به کامل نبودن دین بدون آندو نیز، دلالت دارد؛ همچنانکه به عدم قبول انتظار بدون آندو اشاره دارد.
۵ ـ در پایان حدیث این عبارت آمده است:
(إنّ لنا دولةً یجیء اللّه بها اذا شاء).
(ما را دولتى هست که هر زمان خدا بخواهد آن را پدیدار خواهد ساخت).(۱۷)
این عبارت را مى توان (حکمت انتظار) دانست، یعنى از آنرو که دولت پایدار وجهانى اهلبیت (علیهم السلام) روزى به دست امام زمان (علیه السلام) وبه اراده خدا عملى خواهد گشت ودر آن همه اهداف پیامبران (علیهم السلام) تعالیم قرآن واهلبیت تحقق خواهد، یافت شایسته است که مسلمان موحّد چشم انتظار آن باشد واین انتظار از اصول اساسى دینش به شمار آید.
چشم انتظار باران
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه هاى متعددى سخن از انحرافات ونابسامانى هاى پیش از ظهور پیامبر به میان مى آورد واوضاع اجتماعى دوران جاهلیت را به بیان هاى مختلفى متذکر مى شود.
از آن جمله مى فرماید:
(خداوند یکتا بنده وپیامبر خویش حضرت محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) را هنگامى فرستاد که نشانه هاى هدایت به کهنگى گرائیده وجاده هاى دین محو ونابود شده بود. او حق را آشکار ساخت ومردم را نصیحت نمود وآنها را به سوى کمال هدایت کرد وبه میانه روى وعدالت فرمان داد).(۱۸)
(خداوند در زمانى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را مبعوث ساخت که نه نشانه اى از دین برپا، ونه چراغ هدایتى روشن، ونه طریق حقّى آشکار بود!)(۱۹)
(هنگامى او را به رسالت برگزید که با زمان پیامبران پیشین فاصله زیادى ایجاد شده بود، جهانیان از انجام عمل نیک دورى گزیده ومنحرف گشته، وملتها به جهالت وگمراهى گراییده بودند).(۲۰)
(وى را در آن هنگام که ملت هاى جهان به خواب طولانى فرو رفته بودند وتار وپود حقایق از هم گسسته بود، براى هدایت انسانها فرستاد).(۲۱)
(آن زمان که فتنه وفساد جهان را فراگرفته بود. کارهاى خلاف در میان مردم منتشر، وآتش جنگ زبانه مى کشید، دنیا بى نور وپر از مکر وفریب گشته بود. برگهاى درخت زندگى به زردى گراییده، از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حیات انسانى به اعماق زمین فرو رفته، منارهاى هدایت مندرس گشته وپرچمهاى هلاکت وبدبختى آشکار شده بود، دنیا با چهره اى زشت به اهلش مى نگریست ودر برابر جویندگانش عبوس وگرفته جلوه مى کرد. میوه درختِ آن، فتنه وطعامش مردار بود. در درون، وحشت واضطراب ودر برون، شمشیر حکومت مى کرد).(۲۲)
(ناگهان طلوع کننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشید، آشکار شونده اى آشکار گردید. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى دیگر تبدیل کرد وروزگارى را به روزگارى دیگر دگرگون ساخت. وما همانند کسانى که در خشکسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار این دگرگونیها بودیم).(۲۳)
به راستى در آن (شب سیاه ستم)، در آن (ظلمت دامن گستر جهل)، در آن (ضلالت مطلق) چه چیزى جز (امید طلوع سپیده) مى تواند حق باوران را به استقامت وا دارد؟
چه چیزى جز (انتظار درخشش خورشید) مى تواند ریشه ایمان را در دلها زنده نگهدارد؟
به راستى در آن (پاییز زندگى)، چه چیزى جز چشم به راه بهارِ ماندن، مى تواند شوق جوانه زدن، اشتیاق روییدن، وآرزوى ثمردادن را، در دلِ بذرِ نهفته در خاک، زنده بدارد؟
چه زیباست تعبیر خیال انگیز وحکمت آمیز چشم انتظار باران بودن، در خشکسال! خصوصاً براى کسانى که در آخرالزمان زندگى مى کنند! زیرا این دوران را به دوران جاهلیت تشبیه کرده اند، چنانکه ظهور صاحب الزمان (علیه السلام) را با بعثت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) همانند دانسته اند.
پس اگر خشکسالى تکرار شود چه چاره اى هست جز به چشم انتظار باران بودن؟! در (خشکسالى) عاطفه ها، در (قحطى) محبت ومهربانى، در (تنگدستى) آسمان ایمان و(بى نوایى) زمین عمل، در (عطش) دشت هاى احساس و(بى آبى) چاههاى وجدان، در (سوزش) کامهاى تشنه عدل وانصاف، ودر (تفتیدگى) جگرهاى سوخته به آتش ظلم وگناه، چه باید کرد، جز (انتظار باران) کشیدن؟!
خوشا روزى که ناگهان طلوع کننده اى طالع گردد، درخشنده اى بدرخشد، آشکار شونده اى آشکار شود وآنچه از جاده حق منحرف گشته به راه راست بازگردد.
خداوند گروهى را به گروهى دیگر تبدیل کند وروزگارى را به روزگارى دیگر دگرگون سازد وما همانند کسانى که در خشکسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار این دگرگونى ها بوده باشیم.
راستى آیا مى شود وقتى قحطسالى به پایان مى رسد وبارش باران رحمت پروردگار آغاز مى شود ما از گروه منتظران باشیم؟!
آیا مى شود وقتى حضرت مهدى (علیه السلام) مى آید، با جانى سوخته از اشتیاق، منتظرانه به استقبالش برویم؟!
در انتظار روح نماز
در روایتى از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است:
(کسى که در انتظار اقامه نماز به سر برد در طى زمان انتظارش، در حال نماز محسوب مى شود).(۲۴)
وبه همین مقدار اکتفا ننمود بلکه در جاى دیگر فرمود:
(کسى که منتظر وقت نماز بماند بعد از اداى نمازش در زمره زیارت کنندگان خداى عزوجل به شمار مى آید).(۲۵)
اقامه نماز اگر چه ستون دین است، امّا همه دین نیست. نماز با همه اهمیتى که دارد تنها بخشى از تعالیم انسان ساز اسلام وتنها یکى از راه هاى اصلى، قرب به خداوند است. نماز در کنار روزه وحج وجهاد وخمس وزکات وسایر احکام نورانى قرآن، تنها یکى از فروع دین به شمار مى رود واهمیتش هرگز بالاتر از اصول دین نیست.
حال اگر قرار باشد به فرموده مولاى متقیان، که کلامش برگرفته از کلام پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) وریشه دار در سخن خداى عزّوجلّ است، ارزش انتظار یک مؤمن براى برگزار شدن نماز جماعت ویا حتى رسیدن وقت، براى اداى نمازِ خودش در حدّى باشد که نفس زدنهایش را قرائت وذکر نماز، ونشستنش را قیام ورکوع وسجود نماز بشمارند واو را در حال انجام نماز محسوب دارند، باید دید منتظران قیام دینِ مجسّد وعدالت موعود، حضرت مهدى (علیه السلام) را در چه مقام ومنزلتى مى بینند؟
باید دید آنها که منتظر اقامه تمامیت دین وپیاده شدن همه تعالیم حیاتبخش اسلام هستند در نزد خدا وامینان او چه جایگاهى دارند؟
راستى اگر قرار باشد کسى که در انتظار داخل شدن وقت نماز بسر برده وشوق (ایستادن در برابر معبود) او را چشم به راه (اذان) قرار داده است بعد از نماز در شمار دیدار کنندگان خدا (زوّار اللّه) قرار گیرد، کسى که در انتظار فرار رسیدن وقت (ظهور روح نماز وعبادت) بسر برده است، کسى که اشتیاق (سر نهادن همه جهانیان به اطاعت معبود) او را چشم به راه قیام مهدى (علیه السلام) قرار داده است، در شمار چه طائفه اى ازمقرّبین خداوند است؟!
بیهوده نیست که جایگاه منتظر را جایگاه شهید بخون غلطیده در پیش روى رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) دانسته اند. چه مقامى از این بالاتر مى توان تصور کرد؟ شهید که شهادتش درى به سوى بهشت است بى هیچ وصف دیگرى، از خاصّان اولیاء است. او با شهادت خود به مقامى دست مى یابد که (لیس فوقه برّ) بالاتر از آن فضیلتى نیست.
امّا تنها این مقام در خور منتظِر نیست، مقام او مقام شهیدى است که زیر پرچم پیامبر ودر رکاب پیامبر جنگیده ودر برابر پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) آخرین مرحله ایمان وجانبازى وایثارش را به نمایش گذاشته ودر پیشگاه او به خاک وخون طپیده است.
زیباتر اینکه منتظِر نماز مى نشیند وچشم انتظار وقت نماز یا برپایى نماز جماعت مى ماند، امّا منتظِر قیام حضرت مهدى (علیه السلام) که نماز مجسم، حج وجهاد مجسم، بلکه قرآن مجسّم ودین مجسّم است، در انتظار اقامه نماز وحج وجهاد و... ودر انتظار احیاى قرآن ودین بر مى خیزد، مى کوشد ومى خروشد.
وچقدر فاصله است بین اجر نشستگان وبرخاستگان!
چقدر دور است فاصله بین مقام منتظران قاعد وقائم!
تلاشى هدفمند
(احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج).(۲۶)
(رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) وامیرالمؤمنین (علیه السلام))
گرچه به ظاهر در ترجمه این حدیث شریف، فرقى بین دو تعبیر، (الى اللّه) و(عنداللّه) نیست، یعنى در هر دو صورت مى توان آن را (در نزد خدا) معنا کرد؛ لکن بعید نیست واژه اوّل ـ الى ـ که در اصل به معناى (سوى وجهت وطرف) استعمال مى شود، در اینجا نیز حاکى از عنایتى خاصّ باشد که با حکمت ودقّتى که در فرمایش معصومین (علیهم السلام) نهفته است، مى تواند نشاندهنده حرکتى با سمت وسویى الهى باشد.
به عبارت دیگر وقتى پیامبر خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) که لسان صدق خداوندى است وامیرالمؤمنین (علیه السلام) که امیر بیان است به جاى (احب الاعمال عنداللّه) عبارت (احب الاعمال الى اللّه) را در مورد انتظار به کار مى گیرند، گویا به حرکت آفرینى انتظار نظر دارند، گویا بر آن هستند که انتظار را به عنوان عامل پویایى ورشد (الى اللّه) وپشتوانه حرکت به سوى خدا معرّفى نمایند.
پس (انتظار فرج) کار است، حرکت است، تلاشى هدفمند است وبا بى هدفى وسکون وتن آسایى سازگارى ندارد.
دیگر اینکه در انتظار چون حرکت وعملى در راستاى اراده خداوند ودر جهت عملى شدن وعده هاى او صورت مى گیرد، محبوب خداست.
ودیگر اینکه چون انتظار در تحقّق احکام الهى وآرمانهاى توحیدى نقشى تعیین کننده تر از سایر اعمال دارد، بیشتر از آنها مورد محبّت خداست.
حماسه انتظار
پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
(افضل اعمال امّتى انتظار الفرج).(۲۷)
برترین کارهاى امت من انتظار فرج است.
وفرمود: (انتظار الفرج عبادة).(۲۸)
انتظار فرج عبادت است.
وفرمود: (افضل العبادة انتظار الفرج).(۲۹)
والاترین عبادت، انتظار فرج است.
وفرمود: (افضل جهاد امّتى انتظار الفرج).(۳۰)
بالاترین جهاد امت من، انتظار فرج است.
در میان همه خلایق، امّتى والاتر از امّت حضرت محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) نمى توان یافت، وچون چنین است اعمال امت پیامبر والاتر از اعمال همه امّت هاست.
در میان چنین اعمال والایى از امّت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) والاتر از (انتظار فرج) نمى توان یافت، چون (انتظار فرج) انتظار (قدرت اسلام وتوحید) است. انتظار (حاکمیت وحى وولایت) است، انتظار اجراى حدود الهى واحکام قرآنى است.
از دیگر سو، (انتظار فرج) عمل است، کار وتلاش وتکاپو است وچه عملى از مقدمه سازى براى قدرتمند گشتن اسلام وتوحید وبه حاکمیت رسیدن وحى وولایت واجرا شدن حدود الهى واحکام قرآنى، مقدّس تر وپسندیده تر وبا فضیلت تر است؟
در کلام نورانى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به همین بسنده نمى شود که (انتظار فرج)، والاترین عمل از والاترین امّت به شمار رود. بلکه بالاترین درجه از با ارزش ترین عمل مؤمنین یعنى (عبادت) که نمایش خالصانه اطاعت وبندگى خداست، به آن اختصاص مى یابد.
(انتظار فرج)، عبادت است زیرا جلوه اى زیبا از گردنگزارى به فرمان خدا وگردنفرازى در برابر طاغوتان است وقصد قربت مى طلبد. وبالاترین عبادت است چون رنگ گرفته از ایمانى راستین به خدا وپیامبر ورستاخیز، وبرخاسته از باورى پویا به امامت وولایت وحق حاکمیت قرآن، ومستلزم ایثار واستقامت وفداکارى است.
وبه این نیز اکتفا نمى شود بلکه (انتظار فرج) نه تنها جهاد، بلکه بالاترین جهاد امت پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) محسوب مى شود. جهاد که خود شورانگیزترین وسرنوشت سازترین حرکت عبادى مؤمنان است، درجاتى دارد وبرترین این درجات در کلام نورانى امین وحى به (انتظار فرج) اختصاص یافته است.
راستى این چه شکوه شگرفى است که در (انتظار فرج) نهفته وآن چه حماسه وشور شعورى است که چنین منزلتى شگفت به (انتظار فرج) بخشیده است؟!
انتظار وشهادت
(المنتظر لأمرنا کالمتشحّط بدمه فى سبیل اللّه).(۳۱)
تشبیه در هر زبانى از یک نوع قاعده منطقى عام پیروى مى کند که تکیه بر استدلال وخِرد دارد، وتابع ذوقیات محض وهنر مطلق نیست.
تشبیه نوعى تصرّف ذوقى است امّا با قانونمندى عقلى، نوعى کاربرد هنرى است امّا با شیوه اى خِردپذیر.
اگر اشک را به شبنم، وگونه هاى طفلى یتیم را به گلبرگ تشبیه مى کنند، اولى از جهت زلالیت وطهارت ودیگرى از باب لطافت وزیبایى است.
اگر دلاوران را به کوه، وفریاد بلندشان را به رعد همانند مى کنند، اولى از نظر صلابت وپایمردى، ودیگرى از حیث مهابت وخروشندگى است.
اینجا نیز اگر منتظران ظهور، به در خون طپیدگان راه خدا تشبیه شده اند، همه مى پذیرند که باید نوعى یکسانى وهمانندى بى نشان برقرار باشد. امّا از چه جهتى؟
آیا مى توان پذیرفت که در این روایت نورانى، تنها وجه تشبیه بین منتظِر وسردار بخون طپیده راه خدا، در اجر وپاداش قیامت است؟
متأسّفانه مقدّمه بسیارى تحریفات در اسلام مقدّس، اکتفا به تحلیل هاى ساده اندیشانه عوام پرور ودریافت والقاى مضامین خنثى وغیر مسئولیت آور از بخشى تعالیم حیاتى وانسانساز اسلام است.
امرى که باعث شده است تا به عنوان مثال، یکى از ناب ترین تعالیم مبارزاتى اسلام یعنى (تقیه) در چنبره سیاست دغل پیشه گان، تا حدّ گوشه نشینى وبى تفاوتى وتا مرز تسلیم وکرنشى ذلیلانه در برابر نیروى مسلّط باطل سقوط کند. ویا توکل که یکى از عالى ترین جلوه هاى عرفان انسانهایى مؤمن ومدیر وسختکوش است، به یکى از ابزارهاى خمودى وسستى تن پرورانِ مؤمن نما، تبدیل شود.
با توجّه به این مقدّمه، اگر در این حدیث حماسه ساز، تنها به اجر وارزش منتظران اشاره شده ونسبت به فهم انتظار سخنى به میان نیامده باشد، در حقیقت راه تحریفى دیگر بر منحرفین گشوده گشته است.
در این صورت آنان که انتظار را دست روى دست نهادن ودر خانه نشستن ودیده به در دوختن مى شمارند وآنها که انتظار را تسلیم به وضعیت انحراف آلوده موجود وامیدوار بودن به وضعیت ایده آل در آینده مى دانند، چه مانع ورادعى دارند که اجر شهید به خون طپیده راه خدا را، براى منتظرانى از این قبیل اثبات کنند؟
براستى در این صورت بحث هماهنگى وهمخوانى کلیه تعالیم اسلامى را چگونه مى توان تفسیر کرد؟
اینکه کلیه احکام وفرامین اسلام مجموعه اى هماهنگ ونظام گرفته را تشکیل مى دهد ودر هر زمینه اى نوعى قانونمندى واحد بر آن حکومت دارد، نشان مى دهد که عظمت اجر وپاداش جز به تناسب میزان دشوارى عمل وکثرت رنج در راه خدا نیست. نمى شود قبول کرد کسى که به همه تعلقاتش پشت کرده، از همه لذتها وخوشى ها دست شسته وشب وروزش را در مجاهدت وجانبازى به سر آورده، با آنکس که هر جور خواسته زندگى کرده، وهر چه دلش مایل بوده خورده وپوشیده، وهر گونه که توانسته به لذت بردن وکامرانى پرداخته، اجرى برابر داشته باشد.
این است که باید پذیرفت که این فرمایش پر ارزش امام معصوم (علیه السلام)، بیش از آنکه در صدد بیان عظمت اجر وپاداش منتظران در روز قیامت باشد، به کیفیت انتظار نظر دارد.
 انتظار را نوعى مبارزه مى شمارد وسختى هاى راه پرنشیب وفراز انتظار را خاطرنشان مى سازد.
منتظِر را تلاشگرى نستوه مى داند که در برابر هر انحرافى مى ایستد وباالهام از شیوه وآیین امام ومقتداى مورد انتظار خویش در راه اصلاح خود وجامعه اش به جهاد ومقاومت مى پردازد وآنقدر مى کوشد تا شایستگى همانندى وهمنوایى با مجاهدان فى سبیل اللّه را بیابد وعاقبت در این مسیر به چنان اوجى دست مى یازد که مثیل ونظیر شهیدان بخون خفته راه خدا گردد. واین است مفهوم انتظار!
بالِ پرواز
سایه نشینان ابر (اهل زمین) اند. آنان که پاى بر خاک دارند وفراتر از خاک را تجربه نکرده اند، همانهایند که تا ابر هست از دیدار خورشید محرومند، تا ابر هست از تابش مستقیم آفتاب محرومند.(۳۲)
امّا آنها که بالى یا مجالى براى پرواز دارند، اگر خود پرواز کنند یا بر بال پرنده اى نشسته، دل از خاک برکنده وچند صدمترى فراتر از خاک را مشاهده کنند، به آسانى خود را در معرض نگاه مستقیم خورشید مى بینند وگرماى آفتاب را بر رگ وپوست خویش لمس مى نمایند.
بلکه اگر اهل پرواز ودل برکندن از خاک هم نباشند، همینکه پایى براى صعود داشته باشند واز گستره عادىِ زندگىِ زمینى فراتر روند، چه بسا هنوز به قله کوه نرسیده، ابرها را زیرپاى خویش ببینند وجمال دلا راى خورشید را، بر بالاى سر خود نظاره کنند.
منتظرانِ حضرت مهدى (علیه السلام)، آن خورشید همیشه فروزان منظومه هستى، چنین حالى دارند. تا آن زمان که دلبستگان به خورد وخواب وخانه وخلوتِ خویشند از دیدار محرومند، اگر چه خود را از منتظران بدانند وبراى رسیدن روزى آفتابى، در پى بر طرف شدن ابرهاى تیره غیبت، لحظه شمارى کنند.
امّا آنگاه که پاى در راه خویشتن سازى ودیگرسازى مى نهند وصخره هاى سخت حوادث وابتلاءات دوران غیبت را یکى پس از دیگرى در مى نوردند، دیرى نمى پاید که به قله اى آفتاب گرفته دست مى یابند وجلالت بیمثال خورشید عالم افروز زاده زهرا را به تماشا مى نشینند.
لکن خوشا به حال آنان که عرفان وسوز ومجاهدت شان، بال پروازشان است ودنیاى حقیر ومتاع قلیل، دل آسمانى شان را هرگز تسخیر نمى کند. راستى آنان در آن اوج فراتر از اینهمه ابرى که فضاى زندگى ما را پوشانده است، چه مى بینند؟!
انتظار بهار وباران!
شناخت شخص مورد انتظار وآگاهى نسبت به ویژگى ها وعملکردهاى او، در کیفیت انتظار مؤثر است. همین که منتظر بداند در انتظار کیست وپس از به سر آمدن انتظار با چگونه انسانى روبرو خواهد شد ودر چه اقداماتى با او همراه خواهد بود، در نحوه آمادگى او وآماده سازى محیط او تأثیرگذار است.
همینکه منتظر بداند مولاى منتظرش (بنده راستین خدا)(۳۳) و(خلیفه حقیقى او) و(حجّت واقعى) اوست وجز او را نمى پرستد وجز بر طبق اراده او حکم نمى کند ومردم را جز به سوى او فرا نمى خواند کافیست تا مرام وسکوت منتظِر را سمت وسویى خدایى ببخشد.
همینکه بداند او (شریک قرآن) و(احیاگر قرآن) است، کافى است تا هیچگاه قرآن را مهجور قرار ندهد واز انس با آیات ومضامین شریفه آن بى نصیب نماند.
همینکه بداند او (حیاتبخش سنّت هاى الهى) و(عامل بى چون وچراى سنن پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)) است، کافى است تا هرگز سنّت هاى خدا وپیامبر را به فراموشى نسپارد وسریره وسیرت خود را جز مبناى چنین سنّتهایى سامان نبخشد.
همینکه بداند او (دروازه هدایت) و(راه بى انحراف) و(نورخاموشى ناپذیر) و(راهنماى به سوى خدا) است، کافى است تا هرگز تن به ضلالت وظلمت گمراهى ندهد وزیر پرچم داعیان دروغین به راههاى شیطانى کشیده نشود.
همینکه بداند او (حافظ اسرار الهى) و(گنجینه علوم پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)) و(ابراز کننده حکمتها) و(تجسم کتاب خدا) و(مظهر دانشهاى فرو ریزنده پروردگار) است، کافى است تا در جهالت ننشیند وبردیده بصیرت خویش حجابى را نبندد.
همینکه بداند او (قیام کننده به عدالت) و(از بین برنده ستم وتجاوز) و(درهم کوبنده کاخ عزّت مستکبرین) است کافى است تا در مقابل بى عدالتى ها بى تفاوت نماند وروحیه ستم ستیزى را همواره در خود زنده نگه دارد.
همینکه بداند او (سرپرست ودوستدار مؤمنان) و(عزت دهنده اولیاء) و(احیاگر اهل دین) و(ذخیره شده براى کرامت بخشیدن به دوستان خدا)ست، کافى است تا هرگز در حق هیچ مؤمنى بى حرمتى روا ندارد، وبه حقوق شان تجاوز نکند ودر دفاع از آنان کوتاهى نورزد.
همینکه بداند او (پرچم هدایت) و(کشتى نجات) و(خورشید شب شکن) و(روشنى بخش تاریکى ها) و(روشن سازنده حق وحقیقت ها)ست، کافى است تا در فتنه هاى پیاپى روزگار غیبت راه را گم نکند، در موج خیز حادثه جان نبازد، تسلیم شب نشود، در تاریکى نماند وباطل را به جاى حق نپذیرد.
مگر مى شود در انتظار (بهار امّت) بود وتسلیم یأس پاییز شد؟!
مگر مى شود در انتظار (سرسبزى روزگاران) بود ودر فصل برگ ریزان از پا نشست؟!
مگر مى شود در انتظار (باران ورحمت بى منتهاى الهى) بود واز تشنگى جان داد؟!
مگر مى شود در انتظار (چشمه زندگى) بود ومرگ ذلّت بار را پذیرفت؟!
هرگز....!
در جستجوى فضیلتها
آنان که در تاریخ براساس وحى یا الهام یا نگرشى اصلاح طلبانه دم از مدینه فاضله اى زده اند، شاید خود نیز به وضوح مى دانسته اند که تحقق چنان مدینه اى حداقل در شرایط موجود جامعه ووضعیت حاکم برتوده هاى آن روزگاران اگر ناممکن نباشد، حداقل بسیار دور از دسترس است. با اینهمه از هیچ تلاشى در تبیین دیدگاه خود نسبت به چنین مطلوبى فروگذار نکرده واز هیچ وسیله اى در ایجاد شوق مردمان نسبت به آن غافل نبوده واز تحمّل هیچ رنجى در سوق دادن جامعه به سمت تحقق آن آرمانها شانه خالى نکرده اند. بلکه برعکس همه این رنج وتلاش را در برابر انگیزش وخیزش وحرکت مردم در این راستا ـ هر چند مختصر ونافرجام ـ مقدّس شمرده به جان خریده اند.
اینجاست که رهبران اسلامى از شخص پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) تا هر یک از معصومین (علیهم السلام) به انگیزه بیدارسازى نیروى خداجویى وکمال طلبى انسان وواداشتن او به حرکت در راه خدا وایجاد پویایى وتلاش در او، به خاطر آماده سازى زمینه هاى مساعد جهت اجراى اراده خدا در همه هستى، همواره از دورانى سخن گفته اند که نقطه اوج این بیدارى وسرفرازى است، وآخرین مرحله کمال انسان مؤمن به خدا، وآخرین فصل کتاب خلیفة اللّهى در روى زمین، وآخرین برگ از صحیفه تقدیر خداوندى در رشد خداگونگى انسان است.
وبدینگونه است که سخن گفتن از پیامدهاى ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) ودستاوردهاى قیام جهانى او، به نوعى سخن از انتظار گفتن وبیان حال منتظران نمودن است.
اگر فرموده اند:
(در دوران پس از ظهور در هیچ جاى زمین غیر خدا پرستش نمى شود، بندگى خدا عالمگیر مى گردد وتمام دین ومرامنامه زندگى عالمیان از آن خدا خواهد بود).(۳۴)
واگر فرموده اند:
(خدا به وسیله امام زمان (علیه السلام) تمام زمین را از هر ستمى تطهیر خواهد کرد وآن را از هرگونه بى عدالتى منزّه خواهد ساخت واو در میان مردم میزان عدالت برپا مى دارد ودر پناه حکومت او هیچ کس به دیگرى ظلم نمى کند).(۳۵)
واگر فرموده اند:
(خدا به دست حضرت مهدى (علیه السلام)، هر گردن فرازِ معاندى را به خاک مذلّت مى نشاند وهر شیطان مستکبرى را به هلاکت مى رساند).(۳۶)
واگر فرموده اند:
(در زمان حضرت مهدى (علیه السلام)، همگى شما به زیور حکمت ودانش آراسته مى شوید، تا جایى که هرزنى در خانه خویش برطبق کتاب خداى تعالى وسنّت پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) حکم مى کند).(۳۷)
واگر فرموده اند:
(آنگاه که قائم آل محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) قیام کند، دوستى وصمیمیت در بین مردم ایجاد مى شود. به حدّى که هر دوستى مبلغ مورد نیاز خود را از کسیه دوستش بر مى دارد واو ممانعت نمى کند).(۳۸)
واگر فرموده اند:
(قائم ما که قیام نماید، آسمان با نزول بارانش وزمین با رویاندن گیاهانش، زمین را غرق نعمت خواهند ساخت وکینه وبدخواهى از دلهاى بندگان خدا رخت بر خواهد بست).(۳۹)
واگر فرموده اند:
(در دوران حکومت مهدى (علیه السلام)، بندگان خدا در روى زمین به معصیت ونافرمانى او نمى پردازند).(۴۰)
واگر فرموده اند:...
همه اینها بشارتهایى است که در ضمن تبیین ویژگى هاى دوران پس از ظهور، بیانگر آرمانها وایده آل هاى پیشوایان دین در تحقق جامعه اى مبتنى بر وحى وولایت است.
این نویدهاى امید آفرین نشان مى دهند که پیامبر بزرگوار اسلام وامامان معصوم (علیهم السلام) در پس آنهمه رنج وتلاش وشکیبایى ومبارزه خویش، از مردم چه مى خواسته اند ودر جستجوى چه موقعیت هایى بوده اند.
مگر نه این است که مهدى (علیه السلام) تحقق بخش اهداف همه انبیاء واولیاى الهى وعمل کننده همه خواسته ها ووعده هاى خدا وپیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) است. پس منتظران مهدى (علیه السلام) نیز هر چه توان دارند در همین راستا به کار مى گیرند.
(حاکمیت توحید در گیتى)، (جهانى شدن آیین بندگى خدا)، (غلبه دین اسلام)، (پاکسازى دنیا از ستم وبى عدالتى)، (برپایى میزان عدالت)، (زبونى مستکبران ونابودى شیطان صفتان)، (فراگیر شدن حکمت ودانش دینى)، (برادرى ویکرنگى عمومى)، (رحمت همگانى وبرطرف شدن کینه ها)، (دورى از گناه ومعصیت) ودهها عنوان دیگر که در صدها حدیث مشابه آنچه قبلاً ذکر شد، عناوینى نیستند که فقط در دوران پس از ظهور مطلوبیت ومحبوبیت داشته باشند ویا فقط امام زمان (علیه السلام)در صدد عملى ساختن آنها بوده باشد، اینها همگى گمشده هاى یک جامعه آرمانگراى تشکیل شده بر اساس (توحید) و(رسالت) و(امامت) است ویک منتظر واقعى، جستجوگر همین گمشده هاست.
یک منتظر ویا حتى مجموعه منتظران اگر چه قادر به ساختن چنین جامعه اى نباشند که نیستند، هرگز از این ایده ها ونویدها صرفنظر نمى کنند وآسوده خاطر نسبت به هر چه در جامعه مى گذرد بى تفاوت نمى مانند، بلکه همواره چشم به همین هدفها مى دوزند واز هر چه در توان دارند نسبت به سوق دادن خود وخانواده وجامعه عصر غیبت به سمت این ایده آلها مایه مى گذارند. نسبت به دور شدن خود یا جامعه از این معیارها حساسیت به خرج مى دهند ودر برابر انحرافات بر مى آشوبند وسوز وشورى را که لازمه انتظار حقیقى است فداى مصلحت جویى ها وعافیت طلبى ها نمى کنند.
درجات انتظار/ روزه داران واقعى چگونه اند؟
شب زنده داران سحرخیزى که به نیت قرب الهى دست از خوردن وآشامیدن وبسیارى لذّت هاى حلال دیگر کشیده اند، بندگان با اخلاصى که زبان وچشم وگوش ودست وحتّى دلشان را در محدوده فرمان خداى تعالى از هر چه ناخوشایند اوست باز داشته اند، ایمان آوردگان صادقى که یاد محرومان مجال کامرانى را از آنان گرفته وذکر قیامت فرصت گناه ونافرمانى را از ایشان سلب کرده است، از طلوع فجر تا غروب خورشید چه حالى دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است! آنان در پیشگاه خدا چه اجرى دارند؟ پاداش منتظران نیز همانند اجر آنان است!(۴۱)
همنشینان امام زمان (علیه السلام) چگونه اند؟
سعادتمندانى که توفیق دیدار یافته اند، امتحان شدگانى که لیاقت همنشینى با امام خویش را به اثبات رسانده اند، یاران با وفایى که به خاطر اوج ایمان وتقوى وولایت شان شرافت حضور در خیمه قائم (علیه السلام) را پیدا کرده اند، در کنار مولا ومراد خویش چه حالى دارند؟ حالِ منتظران نیز همانگونه است!
آنان چه آدابى را مراعات مى کنند؟ در نشست وبرخاست ها ودر سکوت وسخن گفتن هاى شان چه مراقبت هایى دارند؟
آداب وسلوک منتظران نیز همانند آداب وسلوک آنان است!(۴۲)
جنگاوران رکاب مهدى (علیه السلام) چگونه اند؟
رزم آوران خدا جویى که به عنوان جنود الهى برگزیده شده اند، جهادگران پیروزى که پس از عمرى مجاهده با شیطان وهوس در زمره یاوران سپاه ایزدى امام قائم (علیه السلام) در آمده اند، پیکارجویان افتخار آفرینى که شمشیر برکف در رکاب امام نور بر صف ظلمت زدگان سپاه شرک وکفر وستم تاخته اند، در زیر پرچم سردار لشکر توحید چه حالى دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است!
حرکت وحمله وجنگ وجهادشان به فرمان امام مجاهدین چگونه است؟ تلاش ومبارزه منتظران نیز همانند تلاش ومبارزه آنان است(۴۳)!
شاهدان شهید سپاه رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم) چگونه اند؟
به خاک افتادگان مجروحى که در دفاع از پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) تا پاى جان جنگیده اند، به خون غلطیده گانى که براى خدا وبه عشق رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) از همه چیز وهمه کس دست شسته ودر آخرین لحظات حیات، چشم انتظار نگاه عطوفت ودست نوازش او، دیده به میانه میدان دوخته اند، مرغان شکسته بال وخونین پرى که سر بر دامان پیامبر رحمت نهاده وبا امداد از لبخند رضایت او، اجازه پرواز به باغ عطرآگین ملکوت یافته اند، چه حالى دارند؟ حال منتظران نیز همانگونه است!
ارزش آنان در تاریخ، اهمیت آنان در بقاى دین، اعتبار آنان در نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) واجر ومقام آنان در نزد خدا چقدر است؟ ارزش واهمیت واعتبار واجر ومقام منتظران نیز همانند ارزش واهمیت واعتبار واجر ومقام آنان است!(۴۴)
واینگونه احادیث، خود بالاترین گواه بر میزان درجات منتظران است. درجاتى که از همسانى با درجات روزه داران شروع مى شود وتا بى نهایت ادامه مى یابد. بى نهایتى که تنها (عنداللّه) تحقق مى یابد، فقط در نزد خدا عملى مى شود.
(اَحْیاءٌ عند ربّهم یرزَقُونَ).(۴۵)
اگر چه در نگاهى عمیق تر همه درجات منتظرین در محدوده بى نهایت ها وخارج از حیطه درک وفهم ماست. زیرا در اولین درجه آنان نیز که مقام روزه داران است، خدا فرمود:
(الصوم لى وأنا اجزى به).(۴۶)
ویژگیهاى منتظرین/ شناخت امامت وامام
چشم انتظارى جز بر پایه شناخت میسّر نیست. ابتدا باید رهبرى مبتنى بر وحى وعصمت را شناخت وبه لزوم آن معتقد بود تا بتوان خود را براى استقرار وپذیرش آن آماده ساخت. چنانکه ابتدا باید نسبت به رهبر معصوم وامام منصوب از طرف خدا وپیامبر، معرفت پیدا کرد تا بتوان در دوران غیبتش به امید زمان ظهورش به اطاعتش برخواست. وبدینگونه است که امام باقر (علیه السلام) این ویژگى را قبل از انتظار بیان مى فرماید:
(العارف منکم هذا الأمر المنتظر له... کمن جاهد).(۴۷)
(از میان شما هرکس که این امر را بشناسد ودر انتظار آن باشد، بمنزله جهادگران است.)
ونیز از این روست که امام سجاد (علیه السلام) اعتقاد به امامت را پیش از انتظار بیان مى دارد:
(اِنّ اهلَ زمان غیبته القائلون بامامته، المنتظرون لظهوره، فضل اهل کل زمان)(۴۸)
(همانا مردم دوران غیبت امام زمان (علیه السلام) که به امامت وپیشوائى او معتقد باشند ودر انتظار ظهورش بسر برند، برتر از مردم هردوران دیگرند).
پرهیزکارى
معیار واساس کرامت در اسلام چیزى جز پرهیزکارى ودورى از گناه نیست.(۴۹)
پس اگر قرار باشد انتظار فرج ودیده به راه حاکمیت اسلام وقرآن دوختن، فضیلت وکرامت مؤمنین به شمار آید، هرگز خارج از مدار تقوى نمى تواند باشد. اجر ومقام منتظران اگر همپایه جهادگران در رکاب پیامبر (صلى الله علیه وآله) وشهیدان بخون فتاده در برابر او قرار مى گیرد، به یقین چنین درجه وپاداشى جز در سایه جهاد با نفس وپیروزى بر شیطان درون وپرهیز از گناه ومعصیت دست یافتنى نیست.
دامن آلودگانِ به خباثت گناه، اگر درفراق یار به ظاهر، خون از دیده ببارند بازهم در شمار منتظرین نیستند.
آشنایان با لذّتهاى شیطانى وکامرانى هاى نفسانى، اگر در هجر یار عمرى را ناله برآورند بازهم به ساحت یزدانى انتظار راه نمى یابند.
وبدین خاطر است که امام صادق (علیه السلام) دورى از گناه را همراه وهمدوش انتظار شمرده است:
(اجتناب المحارم وانتظار الفرج).(۵۰)
ودر جاى دیگر انتظار وپرهیزکارى را در کنار هم، شرط یارى امام زمان (علیه السلام) قرار داده است: (من سرّ أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر ولیعمل بالورع ومحاسن الاخلاق وهو منتظر).(۵۱)
(هرکس شادمان مى شود به اینکه از یاوران حضرت قائم (علیه السلام) باشد، پس انتظار بورزد وبر اساس تقوى وخوش خلقى رفتار نماید، در حالیکه منتظر است).
قابل دقت است که نفرموده (پرهیزکار باشد)، بلکه فرموده (براساس پرهیزکارى عمل کند).
پرهیزکاران منتظر اهل فرار از صحنه هاى عمل ومسئولیت نیستند. به بهانه پرهیزکارى راکد وساکن نمى نشینند، بلکه پرسوز وپرتوان مسئولیت مى پذیرند وبه میدان کار وفعالیت هاى اجتماعى قدم مى نهند، امّا همواره مواظب ومراقبند که مبادا در دام گناه گرفتار آیند یا قدم در محدوده گناه ونارضایتى خداوند نهند.
اخلاق شایسته
منتظران امام زمان (علیه السلام) که اورا مظهر کامل اخلاق ربّانى وآئینه تمام نماى آداب الهى مى دانند، چگونه ممکن است اخلاقى زشت وآدابى ناپسند داشته باشند؟ آنان که امام منتظر خویش را همچون جدّ بزرگوارش پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) تکمیل کننده مکرمت هاى اخلاقى مى شمارند وظهور حکومت او را استمرار بعثت پیامبر (صلى الله علیه وآله) در اوج بخشیدن به فضیلت هاى معنوى به شمار مى آورند، چگونه است سریره وسیرتى رذیلانه داشته باشند؟
در حدیثى که اندکى پیشتر درباره همدوشى وهمراهى انتظار وورع ذکر شد، خوش خلقى نیز به عنوان عاملى تعیین کننده در کسب افتخار یاورى قائم (علیه السلام) به شمار آمده بود.
(آن کس که مى خواهد در زمره اصحاب حضرت مهدى (علیه السلام) در آید باید که منتظر باشد ودر عین منتظر بودن، بر اساس ورع عمل نماید وداراى خُلق وخوئى پسندیده ونیکو باشد).(۵۲)
ونیز در همین مورد است کلام دیگر آن بزرگوار که معاشرت نیکو وبرخورد خوب با همسایگان را از ویژگیهاى منتظران مى شمارد:
(وانتظار الفرج بالصبر وحسن الصحبه وحسن الجوار).(۵۳)
نیکوکارى
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:
(المنتظر له المتحسب فیه الخیر).
(کسى که دیده به راه اوست، نیکوکارى خویش را به حساب او نهد).(۵۴)
چه مقارنت زیبایى بین این دو صفت وجود دارد! انتظار ونیکوکارى به حساب منتظَر!
آنکس که منتظر واقعى امام زمان (علیه السلام) است هم از او رنگ مى گیرد وهم خود را فانى در او مى بیند! اگر به نیکوئى ونیکوکارى رو مى کند، به اقتضاى انتظارش رو مى کند واگر عمل خیر وکار شایسته اى از او سر مى زند، آن را از خودش نمى بیند، بلکه خودش را هم نمى بیند وهرچه خیرات در وجودش هست به سرچشمه نسبت مى دهد.
فرمان پذیرى
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
(طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته والمطیعین له فى الظهوره)(۵۵)
(خوشا به حال شیعیان قائم ما (علیه السلام)! که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهورش ودر دوران ظهورش سرنهاده به فرمانش هستند).
(انتظار در غیبت) و(اطاعت در ظهور) وصف دو گروه متمایز جدا از یکدیگر نیست، بلکه هر دو صفت، بیانگر چگونگى وضع وحال یک گروه است.
اطاعت کنندگان امام در ظهور، همانهایند که در غیبت انتظار کشندگان او بودند وچشم انتظاران امام در غیبت، همانانند که در ظهور مطیع فرمانهاى اویند.
اصلا براى شیعیان حقیقى، فرقى بین غیبت وظهور امام زمان (علیه السلام)نیست. آنها حتى در غیبت هم خود را در حضور مى بینند. فرمانپذیرى آنان به گونه اى است که هر لحظه غیبت براى شان به منزله مقدمه ظهور است. آنگونه زندگى مى کنند که هرزمان امام شان ظاهر گشت، آنان را گوش به فرمان ببیند وتا پاى جان آماده اطاعت بیابد.
قوّت عقل واندیشه وفزونى درک ودانش
امام زین العابدین (علیه السلام) در بیان علّت برترى مردمان زمان غیبت، نسبت به مردم سایر دورانها مى فرماید:
(لاَنّ الله تعالى ذکرُه اعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ماصارت به الغیبة بمنزلة المشاهدة).(۵۶)
(زیرا خداى تعالى آنقدر از عقل واندیشه ودانش به آنان بخشیده که غیبت در نظر آنان به منزله مشاهده وحضور درآمده است).
در این ویژگى چهار نکته قابل تأمل وجود دارد:
یکى اینکه این امتیاز به همه مردم در عصر غیبت داده نشده بلکه اختصاص به شیعیان حضرت مهدى (علیه السلام) ومنتظران او دارد، چنانکه امام سجّاد (علیه السلام) تصریح مى فرماید:
(القائلون بامامته المنتظرون الظهوره).(۵۷)
دیگر اینکه این قوّت وفزونى عقل ودانش، وابسته به عطاى خداوند است. فیض ورحمت اوست که چنین قدرت ورشدى را در اندیشه وفهمِ مردم ایجاد مى کند. بنابراین باید پذیرفت که آنچه خارج از دایره فیض وعطاى الهى است عقل ومعرفت به شمار نمى آید. اگرچه بیگانگان آنرا جزو افتخارات فلسفه وعلم خود به حساب آورند. ویا حداقل باید قبول کرد که عقل ودانش شیعیان تعریفى متمایز از تعریف علم وخرد مادیگرانه اغیار، ومحدوده اى به مراتب فراتر از آن دارد.
سوّمین نکته اینکه عطاى الهى هرگز به معنى اشراقى معجزه آسا وبدور از اسباب نیست وهیچ منافاتى با سعى وتلاش شیعیان منتظر در راه کسب معارف وتقویت بنیانهاى خود ندارد. بلکه برعکس انگیزه ها کوششِ بیشتر وپویایى عمیق تر در این راه را تقویت مى نماید، زیرا عطاى الهى همچون باران رحمتى است که اگر بر زمین شخم زده وآماده، وبر بذرهاى پاشیده وآفت نزده نازل گردید ثمربخش وحیات آفرین وپربرکت واعجاب انگیز است.
چهارمین نکته اینکه ثمره چنین قدرت ورشدى در عقل ودانش منتظران، یکسان دیدن غیبت وظهور، وبرخورد همگون بانهانى وپیدائى امام زمان (علیه السلام) است، که این خود سر فصل بحثى گسترده پیرامون کیفیت مسئولیت پذیرى وانجام وظایف آنان به شمار مى آید ومجالى وسیع تر مى طلبد.
ولایت وبرائت
دوستِ دوست، دوست است ودشمنِ دوست، دشمن.
دوستِ دشمن، دشمن است ودشمنِ دشمن، دوست.
این قانون اگر چه قانونى مطلق نیست غالبیت دارد.
با اینهمه ولایت ودوستى نسبت به دوستان وموالیان امام زمان (علیه السلام) وعداوت ودشمنى نسبت به دشمنان ومخالفان او یک تکلیف است واز ویژگى هاى شیعیان ومنتظران او به شمار مى رود.
یک شیعه منتظر باید دوست مولایش را دوست بدارد، اگر چه دوست خودش به حساب نیاید.
وباید از دشمنِ امامش بیزارى جوید، اگر چه دشمن خودش محسوب نگردد.
یک منتظر حقیقى باید با بیگانه ترین اشخاص احساس دوستى کند، آنجا که او را در خط امام خود سر نهاده به فرمان او مى بیند. وباید از آشناترین کسان حتى از پدر وبرادر خویش دورى جوید واحساس تنفر نماید، آن زمان که او را در ستیز با امام خود وپیوسته با مخالفان او مى یابد.
که اگر چنین شد افتخار رفاقت با پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را درک مى کند. چنانکه خود آن بزرگوار فرمود:
(طوبى لمن ادرک قائم اهل بیتى وهو یأتمّ به فى غیبته قبل قیامه ویتولىّ اولیائه ویعادى أعدائه ذاک من رفقائى وذوى مودّتى واکرم أمّتى على یوم القیامه).(۵۸)
(خوشا به حال آنکس که قائم اهل بیت مرا درک نماید، در حالیکه قبل از قیام او در زمان غیبتش پیرو او بوده ودوستانش را دوست داشته وبا دشمنانش به دشمنى برخاسته باشد. چنین شخصى از رفیقان وهمراهان من ومورد محبت ومودت من است وروز قیامت در زمره گرامى ترین افراد امت من محشور مى شود).
اخلاص
اخلاص، کمال توحید است، رمز قبولى طاعات است، وجه مشترک همه عبادات است، راز در امان ماندن از وساوس شیطان است، کلید نجات است، راه رهایى از زندان نفس ودام شیطان وعذاب قیامت است، اخلاص خلاصه دین است، روح انتظار است.
آنان که منتظران واقعى امام زمان (علیه السلام) وشیفتگان صادق دیدار اویند، مخلصان حقیقى درگاه خداوندند. از همین روست که امام سجاد (علیه السلام)فرموده است:
(المنتظرون لظهوره... اولئک المخلصون حقاً وشیعتنا صدقاً).(۵۹)
(آنان که منتظران ظهور او هستند... مخلصان حقیقى وشیعیان راستین ما هستند).
بدون اخلاص نمى توان سختى هاى دوره غیبت را تحمّل کرد، نمى توان در مقابل فتنه هاى کمر شکن مقاومت کرد، نمى توان بر انتظار پافشارى کرد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
(یخرج بعد غیبة وحیرة لایثبت فیها على دینه اِلاّ المخلُصون المباشرون لروح الیقین).(۶۰)
(حضرت مهدى (علیه السلام) پس از غیبت وحیرتى ظهور مى کند که در آن جز مخلصین ودارندگان یقین بر دین ثابت قدم نمى مانند).
به راستى اگر اخلاص نمى بود آنهمه جدّ وجهد ومبارزه ورویارویى با مرارت ومحرومیت ومظلومیت در راه انتظار، را به چه حسابى مى شد به جان پذیرفت؟
امام جواد (علیه السلام) در کلامى طولانى وقتى سخن از انتظار به میان مى آورد، از (منتظران) ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) به تعبیر بلند وزیباى (مخلصین) یاد مى فرماید:
(فینتظر خروجه المخلصون).(۶۱)
صبر واستقامت
شبهه هاى تردید آفرین ومشکلات فراوان وفشارهاى گوناگونى که از سوى مخالفین اسلام وولایت بر شیعیانِ چشم انتظار وارد مى آید وحیرت وبى پناهى آنان آنچنان طاقت فرسا وشکننده است که براى منحرف نشدن وناامید نگشتن واز انتظار دست برنداشتن، استقامتى چون کوه وصبرى همچون صبر ایوب بایسته است.
لغزیدن واز راه منحرف شدن، مأیوس گشتن واز صف منتظرین بیرون رفتن، از مبارزه دست کشیدن وبه خیل بى تفاوتان پیوستن، بر ظهور دیده فرو بستن وبه روز مرّگى ونان به نرخ روز خوردن، سرنوشت محتوم غیر صابرین است.
بى جهت نیست که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:
(طوبى للصّابرین فى غیبته! طوبى للمقیمین فى محبّته!).(۶۲)
(خوشا به حال صبر کنندگان در دوران غیبت مهدى (علیه السلام)! خوشا به حال پابرجایان در مقام محبت او!)
ودر جاى دیگر دست به دعا برداشت وعرض کرد:
پروردگارا برادرانم را به من بنمایان!
یکى از یاران پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) که در جمع حاضر بود گفت: آیا ما برادران شما نیستیم اى رسول خدا!؟
آن حضرت فرمود:
نه! شما اصحاب من هستید. وبرادران من قومى در آخر زمان هستند که به من ندیده ایمان آورند...
وبعد چونانکه بخواهد سرّ اینهمه تکریم وتعظیم را بنمایاند از استقامت وصبرِ سختِ منتظران فرمود:
(لأحدهم أشدّ بقیة على دینه من خارط القتاد فى اللّیلة الظّلماء أوکالقابض على جمرالغضا اولئک مصابیح الدجى).(۶۳)
سختى استقامت هر یک از آنان بر دین خود، بیشتر از سختى کسى است که در شبى ظلمانى بخواهد بوته خارى را با دست خود از خار بپیراید، یا کسى که بخواهد ذغال گداخته سوزانى را در مشت نگهدارد. آنان چراغهاى فروزان شبهاى ظلمانى اند.
تبلیغ ودعوت
تبلیغ پیام ولایت ودعوت به اطاعت خدا وپیامبر وامام، جلوه با شکوه انتظار منتظران است. آنکس که چشم انتظار دولت با شکوه امام زمان (علیه السلام) اسلام است وبه آمیزه نورانى دنیا، در پناه حاکمیت قرآن ودین چشم دوخته است، هرگز این همه را براى نجات شخص خویش نمى طلبد وتنها به فکر سعادت وبهروزى خود نیست، بلکه به نجات ورهایى همه انسانها، همه مستضعفین، همه گمراهان مى اندیشد وبه سعادت همه بندگان خدا دل بسته است. چنین کسى نه در دوران ونه در زمان ظهور نمى تواند نسبت به دعوت وتبلیغ دیگران بى تفاوت باشد.
در دوره غیبت هر جا گمراهى را مى بیند ومعصیت کارى را مشاهده مى کند مى سوزد ودر راستاى هدایت او هر چه از دستش برآید انجام مى دهد. او نه تنها آلودگى وگمراهى مردم را تاب نمى آورد بلکه بر کم توجّهى آنان به ساحت مقدّس مولایش نیز آزرده خاطر وناراحت مى شود:
در دعاى ندبه مى خواند:
(عزیز عَلَىَّ أن أبکیک ویخذلک الورى).
(مولاى من... بر من دشوار است که بر تو بگریم امّا دیگران تو را وا نهند ودر فراقت احساس تأثّر واندوه نکنند).
منتظران امام زمان (علیه السلام) در دوره غیبت نه تنها از گروه بى تفاوت ها وگوشه نشین ها نیستند وبر رفتار گناه آلوده بندگان خدا وانحرافات جامعه خود بى خیال وبى احساس نمى گذرند، بلکه شب وروز در تلاش هدایت ودعوت دیگران به سر مى برند ودر پیدا وپنهان به کار تبلیغ فرهنگ ولایت وانتظار به بى خبران وغفلت زدگان اشتغال دارند.
امام سجاد (علیه السلام) مى فرماید:
(المنتظرون لظهوره... الدعاة الى دین اللّه سراً وجهراً).(۶۴)
(منتظران ظهور مهدى (علیه السلام)... در پیدا وپنهان دعوت کنندگان به دین خدایند).
آمادگى وآماده سازى
اینکه زمان ظهور وپایان یافتن غیبت حضرت مهدى (علیه السلام) از امور غیبى شمرده شده، واینکه خداوند امر فرج او را بناگهان در یک شب امضاء خواهد فرمود، واینکه ما را در هر صبح وشام به انتظار فرج فرمان داده اند، همگى براى حفظ آمادگى همیشگى در جهت پاسخگویى به نداى یارى خواهىِ آن امام بزرگوار مى تواند باشد.
شیعه اى که مى خواهد از جمله یاران امام خویش باشد، منتظرى که مى خواهد در زمره رزمندگان رکاب مولاى خود به حساب آید، رزمنده اى که مى خواهد، محض ورود فرمانده، دو شادوش او وپابپاى او در فتح همه کاخهاى ستم وافراختن پرچم اسلام بر فراز همه بامهاى جهان سهیم باشد، هرگز بدون آمادگى سر بر بستر استراحت نمى گذرد. چنین کسى حتّى اگر مى خوابد سلاح آماده خویش را در زیر متکاى خود حفظ مى کند.
(وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة)(۶۵)
براى رویارویى با کافران ومستکبران هر چه توانایى دارید تجهیزات فراهم آورید وسلاح آماده کنید.
چنین کسى نه فقط همواره خود را آماده نگه مى دارد بلکه دیگران را نیز براى آماده شدن بر مى انگیزاند.
او نه فقط خود نیرومند ومسلّح است، بلکه دیگران را هم به نیرومند شدن ومسلّح گشتن ترغیب مى کند، زیرا خود این آماده سازى دیگران ونیرومند ومسلّح ساختن آنان نیز در راستاى یارى رساندن به مولاى غایب از نظر است، ومنتظرِ یاور، همیشه آماده براى یارى است.
(ونُصْرَتى مُعَدَّةٌ لکم).(۶۶)
(یارى من آماده براى شماست).
گمشدگان منتظر
پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در روایتى شگفت مى فرماید:
(بر خدا سزاوار است که اهل ضلالت را به بهشت وارد سازد؟)
(حقیقٌ على اللّه أنْ یدخِلَ اَهلَ الضَّلالِ الجنّة).(۶۷)
ضلالت وبهشت؟؟! آیا پذیرفتنى است؟
این غرابت شاید در همان دوران هم همه را به شگفتى کشانده باشد. وشاید از همین روست که امیرالمؤمنین (علیه السلام) برادر ویار همیشگى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) سخن او را تبیین وتفسیر مى کند:
(پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) با این تعبیر ایمان آوردگانى را قصد فرمود که در زمان فتنه بر پیروى از امام غائبِ خویش به پا خیزند، امامى که جایگاهش پنهان ووجود نازنینش پوشیده از همه دیدگان است.
آنان به پیشوایى او اقرار دارند وبه ریسمان ولایت او چنگ زده وچشم انتظار ظهور او هستند. یقین مى ورزند، تردید ندارند، صابر وشکیبا، وتسلیم فرمانهاى او هستند.
ضلالت آنها تنها به این معناست که نسبت به جایگاه امام شان وشناسایى شخص پیشواى شان گمشده به حساب مى آیند).(۶۸)
پس این (گمشدگى) است نه (گمراهى)! واین (گمشدگى) ماست نه (گمشدگى امام)! این گمشدگى را به تعبیرى دیگر مى توان سرگشتگى نامید.
وزیباست تعبیر مولا که فرمود:
(در زمان فتنه به پیروى از امام بر مى خیزند).(۶۹)
گمشده نمى نشیند، گمشده احساس آرامش نمى کند، گمشده از جستجوى راه دست نمى کشد، گمشده منتظِر در طلب امامش، در تکاپوى یافتن مولایش، سرگشته وسرگردان است.
پس یکى از ویژگیهاى منتظرین را همین سرگشتگى وسرگردانى واحساس گمشدگى مى توان دانست.
انتظار همیشگى
انتظار، وقت نمى شناسد، صبح وشام نمى شناسد، گاه وبیگاه نمى شناسد. انتظار سوز شوقى است که به جان مى افتد، شعله عشقى است که در دل مى گیرد، تا جان به تن منتظران است وتا دلشان مى طپد، انتظارشان مى سوزاند وگرما مى بخشد.
در خانه اند یا در کوچه وبازار، در بسترند یا در کشاکش کار، در تنهایى یا در اجتماع، در آسانى یا در سختى، در سلامت یا در مریضى، در وطن یا سفر، در هر زمان، در هر جا، ودر هر حال، فکر وذکر منتظران مشغول به یار مورد انتظار است. اصلاً بنده مؤمن خدا، در دوران غیبت امامش، لحظه اى را بى انتظار نمى گذراند:
(انّ احبّ الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج ومادام علیه العبد المؤمن).
(محبوب ترین کارها در نزد خداى عزّوجلّ انتظار فرج است وبنده مؤمن همواره در حال انتظار به سر مى برد).(۷۰)
وامام صادق (علیه السلام) فرمود:
(انتظر الفرج صباحاً ومَساءً.)
(در هر صبح وشام منتظر فرج باش)!
این فرمان امام به انتظار، از نگاهى دیگر نوعى خبردادن از نامعلومى زمان فرج است، به عبارت دیگر شاید مقصود این باشد که صبحگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا شامگاهان فرج فرا برسد؛ وشامگاهان منتظر فرج باش، زیرا چه بسا تا صبحگاه بعدى ظهور امضاء گردد.
گنج انتظار
در بین قصه هاى کهن ایرانى، قصّه پیرمردى را مى خوانیم که وقتى مرگ خویش را نزدیک مى یابد، پسرانش را فرا مى خواند وسخن از گنجى بزرگ به میان مى آورد که در مزرعه مدفون است. او بدون آنکه مکان دقیق نهانى گنج را به آنان بگوید چشم از دنیا فرو مى بندد.
فرزندان او در طلب گنج سرتاسر زمین مزرعه را مى کاوند ودر پایان ناامید از پیدا کردن گنج، بر زمین زیر ورو شده وبه خوبى شخم خورده، بذر مى پاشند. چند ماهى بعد، زمانى که انبوه چشم نوازِ گیاهانِ روییده از خاک خوب وآماده، به بار مى نشینند ومحصولى سرشار وثروتى فراوان به ارمغان مى آورند، راز گنج مزرعه گشوده مى شود وعاقبت اندیشى پیرمرد حکیم بر فرزندان آشکار مى گردد.
انتظار را از آن رو که خود کندوکاوى جهادگرانه است واز آن جهت که حرکت وتلاش ومقاومت وصبر را به همراه دارد، مى توان به جستجوى بى امان فرزندان در طلب گنج موعودِ پیرمرد شبیه دانست. با این تفاوت که گنج موعود انتظار، خود نیز حقیقتى تردید ناپذیر است.
انتظار دوران با شکوه امام زمان (علیه السلام) تنها بهانه اى براى حرکت پیگیر منتظران نیست، بلکه خود نیز براستى گنجى واقعى است، گنجى که پربهاتر از آن در سرتاسر آفرینش وجود ندارد.
انتظار امام زمان (علیه السلام) یعنى انتظار خلاصه همه خوبیهاى خلقت.
وانتظار دوران امام زمان (علیه السلام) یعنى انتظار عصاره همه تاریخِ سراسر نور وهدایت پیامبران.
اگر انتظار کشیدى وبه مقصود رسیدى، او را دیدى، کلام جانبخشش را شنیدى، دست عنایتش را برسرت احساس نمودى، در سایه حکومتش حکومت توحید وعدالت وانسانیت را تجربه کردى، ودر دوران خلافتش، خلیفة اللّهىِ انسان را مجسّم یافتى، کامیاب خواهى بود.
واگر انتظار کشیدى وبه مقصود نرسیدى، او را ندیده مُردى، وطعم عدالت موعود را نچشیده وعده حق را اجابت کردى، باز هم کامیاب خواهى بود؛ زیرا انتظار فرج خود از بالاترین مصادیق فرج وگشایش است.
(انتظار الفرج من اعظم الفرج)(۷۱)
روبه روى یار
دو نفر که به هم پشت کرده اند هر چه پیشتر بروند وهر چه بیشتر زمان بگذرد از هم دورتر مى شوند. حال اگر یک نفر ایستاد یا برگشت براى به هم رسیدن آن دو کافى نیست، مگر آنکه وقتى برگشت آنقدر سریع حرکت کند که بتواند راه رفته خویش ومسافت طى شده توسط دیگرى را جبران کند.
امّا اگر هر دو رو به هم برگشتند دیرى نمى پاید که دوباره به هم مى رسند.
بیایید تا مواظب باشیم پشت به یارِ موعود نکنیم ودر راهى خلاف راه او حرکت ننماییم.
بیایید مراقب باشیم که اگر خود از او روى گردانده ایم لااقل آنقدر به فساد وتباهى کشیده نشویم که او هم از ما روى بگرداند.
امّا ـ اگر خدا نکند ـ روزى چنین نیز شد، مبادا که ناامید شویم، مبادا که غفلتمان ادامه پیدا کند! بیایید در آن حال هم باز به سوى او برگردیم واز همه قواى خود از همه استعدادهاى خود، از همه بود ونبود ودار وندار خود، مایه بگذاریم واز هر کس واز هر وسیله ممکن مدد بگیریم وفاصله فراق را جبران کنیم.
اصلاً بیایید کارى کنیم که همیشه رو به او داشته باشیم، کارى کنیم که هرگز او روى از ما نتابد وما از او روى نتابیم.
آخر مگر نه این است که در یکى از همین فرداها او خواهد آمد وما را به یارى خواهد طلبید؟ اگر رو به او نداشته باشیم، اگر از او فاصله گرفته باشیم، اگر صدایش را نشنویم، یا اگر اینهمه دورى معنوى ما را در جبهه مخالفین او قرار داده باشد، چه باید بکنیم؟ چگونه باید سیاه روزى ونگون بختى خود ساخته را، جبران کنیم؟
در آنروز درد وداغ وحسرت مان چه سودى مى بخشد وابراز باور وایمان مان چه نفعى دارد؟
(امام صادق (علیه السلام) درباره آیه:
(یوْمَ یأْتِى بَعْضُ آیاتِ رَبِّک لاینْفَعُ نَفْساً إِیمانُهَا لَمْ تَکنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کسَبَتْ فِى إِیمانِهَا خَیراً).(۷۲)
فرمود:
(الآیات هم الأئمة والآیة المنتظر القائم (علیه السلام) فیومئذ لاینفع نفساً ایمانها لم تکن آمنت به قبل قیامه بالسیف، وإن آمنت بمن تقدّمه من آبائه (علیهم السلام)).(۷۳)
(روزى که برخى آیات پروردگارت ظاهر گردد، کسى که از قبل ایمان نیاورده است یا در ایمان خود خوبى وخیراتى بدست نیاورده باشد، ایمان آوردنش سود نمى بخشد. آیات همان أئمه (علیهم السلام) هستند وآیه مورد انتظار، حضرت قائم (علیه السلام) است. پس در آنروز کسى که قبل از ظهور با شمشیر به او ایمان نیاورده باشد، ایمان آوردنش نفعى نمى رساند، اگر چه به همه امامان پیش از او ایمان داشته باشد).
انتظار ودعا
دعا کردن خواستنى ساده نیست، طلب نمودنى معمولى نیست، بلکه ایمان به خدا وقدرت مطلق اوست، باور داشت سبب سازى وسبب سوزى اوست، جهت بخشى به خواسته هاست، نوعى تطبیق دادن یا در خواست مطابقت بین مطلوبات مورد نیاز بشر، با اراده ومشیت خداست.
وبدین سان در دعا براى فرج، تنها به الفاظى حاکى از نیاز به گشایش وجملاتى با مفهوم در خواستِ تعجیل ظهور، اکتفاء نمى شود، بلکه چنین دعایى با ایمان به خدا واعتراف به توانایى هاى بى نهایت او وعشق به حاکمیت اراده او وجهت گیرى به سمت توحید وعدالت وحرکت در مسیر تحقق خواسته هاى الهى وکوشش در راه نزدیک ساختن ایده هاى خویش به نویدهاى دوران پس از ظهور همراه است.
چون چنین است، دعا براى فرج از مصادیق انتظار است. بلکه بالاتر از این، دعاکننده منتظِر از زمره خاصّان به شمار مى آید، چنانکه فرموده اند:
(هرکس بر بلا شکیبا باشد وبه وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوى خدا باشد، از خاصّان محسوب مى شود).(۷۴)
وچون چنین است، دعا براى فرج در کلام معصومین (علیهم السلام) ملازم وهمراه با انتظار فرج ذکر مى شود، چنانکه راوى گوید: در نزد امام (علیه السلام) سخن از غیبت مهدى (علیه السلام) پیش آمد، پرسیدم: شیعیان شما در آن زمان چه کنند؟ فرمود:
(علیکم بالدّعاء وانتظار الفرج).
(بر شما باد که دعا کنید ومنتظر فرج باشید).(۷۵)
ونیز از این روست که حضرت مهدى (علیه السلام) در توقیع شریف خویش مردم را نه فقط به دعا کردن، بلکه به زیاد دعا نمودن براى تعجیل فرج، سفارش مى فرماید وهمین دعا کردن را فرج وگشایش مسلمین مى شمارد:
(اکثروا الدّعاء بتعجیل الفرج فانّ ذلک فَرجُکم).(۷۶)
وبهمین خاطر است که امام رضا (علیه السلام) به دعا کردن براى حضرت صاحب الزّمان (علیه السلام) فرمان مى داد:
(عن یونس بن عبدالرحمان: أن الرّضا (علیه السلام) کان یأمر بالدّعاء لصاحب الامر (علیه السلام)).(۷۷)
منتَظِر ومنتَظَر
نه چنان است که خلقى چشم انتظار ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) وعملى گشتن وعده هاى الهى به دست او باشند ولى او خود بى خبر از اینهمه اشتیاق، رها از هر دغدغه اى، گوشه آسایشى براى خویش گزیده ونسبت به درد ورنج وشکنج شیعه ویارانش بى تفاوت وبى احساس، روزگار غیبت را سپرى سازد!
او علاوه بر آنکه از اوضاع واحوال منتظرانش آگاه است.(۷۸) ودر مراعات حال آنان کوتاهى نمى کند ویادشان را از خاطر نمى برد،(۷۹) خود نیز در حالت انتظار به سر مى برد.
او چشم انتظار اذن خداست،(۸۰) تا از پرده غیبت بدر آید وخورشید جمال خویش را بى هیچ حجابى به جهانیانِ در ظلمت نشسته بنمایاند.
او چشم انتظار فرمان پروردگار است(۸۱) تا با سلاح عقل وعلم وعطوفت ـ ونه با شمشیر فقط ـ همه دلها را مسخّر خویش گرداند وهمه سرزمینها را به زیر سلطه دین وعدالت در آورد.
او چشم انتظار آسایش دوستان وموالیان خداست.(۸۲) تا در سایه حکومت توحیدى او از رنج انتظار بیاسایند واز فتنه هاى دوران غیبت رهایى یابند وبا استمداد از علم وعدالت او قلّه هاى کمال را یکى پس از دیگرى در نوردند.
همین چشم انتظارى هاى امام زمان (علیه السلام) است که نیمه شب ها خواب را از چشمان مبارکش مى گیرد واشک سوزانش را برگونه هاى مقدّسش جارى مى سازد وناله وندبه اش را باعث مى گردد.
(اللّهمَّ طال الانتظار، وشَمُتَ بنا الفجّار، وصَعُبَ علینا الانتصار).(۸۳)
(بار خدایا! انتظار طولانى شد ومورد نکوهش کافران قرار گرفتیم ویارى نمودن ما یکدیگر را، مشکل گردید).

شعر انتظار

بسیارى از شاعران شیعى از دیر باز، عشق وشور وشیدایى وسرگشتگى وچشم انتظارى خود نسبت به ساحت مقدّس امام زمان (علیه السلام) را، در قالب اشعارى پرمایه وگرانسنگ، جاودانه ساخته اند، که بدون تردید در انگیزش انتظار توده هاى مختلف مردم در هر زمان تأثیرى چشم گیر داشته است. اینک ما در ختام این نامه انتظار، تنها به ذکر نمونه هائى چند از شعر معاصر، از شاعرانى پر احساس ودردآشنا که خواستگاه همگى آنها حوزه هاى مقدّس علمیه مى باشد، اکتفا مى کنیم.(۸۴)

ماندیم وندیدیم به ناز آمدنت
چون سرو سرافراز فراز آمدنت
دل در خم کوچه شهادت ماندست

(صادق رحمانى)

* * *
اى نسیم سرخوش که از کرانه ها عبور میکنى
اى چکاوکى که کوچ تا به جلگه هاى دور مى کنى
اى شهاب روشنى که از دیار آفتاب مى رسى
این فضاى قیرگونه را پر از طنین نور مى کنى
آى ابر دلگرفته مهاجرى که خاک تیره را

(محمّد رضا ترکى)

* * *
کامى چو کویر خشک وسوزان دارم

(عباس ساعى)

* * *
کاشکى مردى بیاید حرفهاى سینه را معنا کند
واژه واژه، رمز خط کوفى آیینه را معنا کند
بس که ماندم درحصار انتظارى تلخ، معلومم نشد
خوبِ من کى خواهدآمد، عصر آن آدینه را معنا کند
خواب سبزى دیده ام، انگارمى آیدسوارى سبزپوش
شعلهور خشمى بدستش تا تب دیرینه را معنا کند.

(على پورحسن آستانه)

* * *
اى آخرین امید! در شام تار ما
اى روشناى عشق! اى غمگسار ما!
داغم به سینه ماند، در انتظار تو
از رهگذار شوق، این یادگار ما
تا روز واپسین، مى ماند اى نسیم!
بر جاده ظهور، چشم مزار ما
روزى که مى رسى، میبینى اى عزیز!
خون گریه هاى شوق، بر رهگذار ما

آغاز چشم تو، در انتهای شب
پایان روشنی است، در انتظار

(رضائى نیا)

* * *

 
 
 
 
 
 
 
 

پاورقی:

-----------------

(۱) (وإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئکةِ اسْجُدُواْ لاِدَمَ...) (سوره بقره، آیه ۳۴).
(۲) (انّما اَمَرهم بالسجود لآدم لما أَودعَ صلبة مِن ارواح حجج اللّه تعالى ذکره). (کمال الدین، ج ۱، ص ۱۳).
(۳) (رَبِّ لاتَذَرْ عَلَى الاْرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیاراً) (سوره نوح، آیه ۲۶).
(۴) کمال الدین، ج ۱، ص ۱۳۴.
(۵) سوره بقره، آیه ۱۲۶.
(۶) (والقائم (علیه السلام) یومئذ بمکة قد أسند ظَهرَه الى البیت الحرام مستجیراً به فینادى... ومن حاجّنى فى ابراهیم فأنا اولى الناس بابراهیم (علیه السلام) و...) (کمال الدین، ج ۱، ص ۵۴ و۵۵).
(۷) (قَالَ لَوْ أَنَّ لِى بِکمْ قُوَّةً أَوْ ءَاوِى إِلَى رُکنِ شَدِید)(سوره هود، آیه ۸۰).
(۸) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۷۳، ونیز المحجة فیما نزل فى قائم الحجّة، ص ۱۰۶.
(۹) (قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُواْ بِاللَّهِ واصْبِرُوا) (سوره اعراف، آیه ۱۲۸). (موسى در جواب تهدیدهاى فرعونیان به قوم خویش گفت: از خدا یارى بجویید وشکیبا باشید).
(۱۰) (إنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ یورِثُهَا مَنْ یشآءُ مِنْ عِبادِه والْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ)(سوره اعراف، آیه ۱۲۸) در تفسیر وتأویل این آیه به قیام جهانى حضرت مهدى (علیه السلام)، روایاتى در کافى وکتب تفاسیر وارد شده است، به المحجّة فیما نزل فى قائم الحجّة، ص۷۳ مراجعه شود.
(۱۱) (از کسانى که گفتند ما مسیحى هستیم پیمان گرفتیم، امّا آنان بخشى از تذکرات دین خود را از یاد بردند) (سوره مائده، آیه ۱۴). (امام صادق (علیه السلام) فرمود: بزودى آن بخش فراموش شده را به یاد مى آورند وگروهى از آنان با حضرت قائم (علیه السلام) قیام خواهند کرد)(المحجّة فیما نزل فى قائم الحجّة، ص ۶۳، به نقل از کافى، ج۵، ص ۳۵۲).
(۱۲) (یا عیسى! أرفعک اِلىَّ ثم اهبطک فى آخرالزمان... لتصّلى معهم)(کمال الدین، ج ۱، ص ۱۶۰ و۱۶۳).
(۱۳) سوره یوسف، آیه ۸۸.
(۱۴) با مراجعه به کتابهاى معتبر لغت، همچون: لسان العرب، مجمع البحرین، مفردات راغب المنجد، دهخدا، معین و....
(۱۵) بحار، ج ۵۲، ص ۱۴۰ بنقل از غیبت نعمانى.
(۱۶) امالى طوسى، ج ۱، ص ۱۸۲ ونیز بحار، ج ۶۶، ص ۳.
(۱۷) مدرک پیشین.
(۱۸) نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه ۱۹۵.
(۱۹) مدرک پیشین، خطبه ۱۹۶.
(۲۰) مدرک پیشین، خطبه ۹۴.
(۲۱) مدرک پیشین، خطبه ۱۵۸.
(۲۲) مدرک پیشین، خطبه ۸۹.
(۲۳) مدرک پیشین خطبه ۱۵۲.
(۲۴) بحار الأنوار، ج ۷، ص ۲۵۵ به نقل از تفسیر مجمع البیان.
(۲۵) بحار الأنوار، ج ۱۰، باب ۷، ص ۱۱۳، به نقل از خصال صدوق.
(۲۶) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۳۳، باب ۲۲.
(۲۷) الزام الناصب، ص ۱۳۷ وبحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۲۸) مدرک پیشین.
(۲۹) نهج الفصاحة، ص ۷۸، ینابیع المودة، ج ۳، ص ۱۶۹.
(۳۰) تحف العقول، ص ۳۳، بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۱۵۶.
(۳۱) بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۳.
(۳۲) حضرت مهدى (علیه السلام): (وامّا وَجهُ الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غَیبَها عَنِ الابصار السحاب) (کمال الدین، ج ۲، ص ۴۵۸) (کیفیت بهرهورى از من در دوران غیبتم همچون بهره بردن از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان فرو پوشیده باشند).
(۳۳) کلیه تعابیر وعنوانهاى مذکور در این مقال، از دعاها وزیارات مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام)، استخراج شده است. مانند: اللّهم اَصلِحْ عَبدک وخلیفتک... (دعاى امام رضا (علیه السلام)) اللهم وَصلّ على ولیک المُحیى سنّتک، القائم بأمرک، الداعى الیک، الدلیل علیک حجّتک على خلقک وخلیفتک فى أرضک وشاهدک على عبادک... (صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهانى). وزیارت آل یس ودعاى ندبه ودعاى روز جمعه و...
(۳۴) امام صادق (علیه السلام) کفایة الاثر، ص ۲۴۰.
(۳۵) امام رضا (علیه السلام) کفایة الاثر، ص ۲۲۰.
(۳۶) امام کاظم (علیه السلام) کفایة الاثر، ص ۲۳۹.
(۳۷) امام باقر (علیه السلام) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۵۲.
(۳۸) امام باقر (علیه السلام) اختصاص، ص ۲۴.
(۳۹) امیر المؤمنین امام على (علیه السلام)، بحار الأنوار، ج ۱۰، ص۱۰۴.
(۴۰) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۸ ومنتخب الاثر، ص ۴۹۷.
(۴۱) (انّ المنتظر لهذا الامر له مثل اجر الصائم) بحار، ج ۷۵، ص ۷۳.
(۴۲) قال الصادق (علیه السلام): من مات منکم وهو منتظره لهذا الامر کمن هو مع القائم فى فسطاطه ـ ثم مکث هنیئةً ـ ثم قال: بل کمن قارع معه بسیفه. ثم قال: لا والله، لیس الاّ کمن استشهد مع رسول اللّه (صلى الله علیه وآله وسلم). بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۶.
(۴۳) مدرک پیشین ونیز منتخب الاثر، ص ۴۹۵.
(۴۴) مدرک پیشین ونیز منتخب الاثر، ص ۴۹۸.
(۴۵) سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.
(۴۶) بحار الأنوار، ج ۷۳، ص ۱۲.
(۴۷) بحار الأنوار، ج ۶، ص ۱۴۱.
(۴۸) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۴۹) ان اکرمکم عند اللّه اتقاکم. (پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)).
(۵۰) شیخ صدوق، خصال، ج ۲، ص ۷۹.
(۵۱) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰.
(۵۲) همان مدرک، همان حدیث.
(۵۳) بحار الأنوار، ج ۸۷، ص ۱۴۴.
(۵۴) بحار الأنوار، ج ۶۵، ص ۱۴۱.
(۵۵) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۵۰.
(۵۶) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۵۷) مدرک پیشین.
(۵۸) بحار الأنوار، جلد ۵۱، صفحه ۷۲.
(۵۹) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۶۰) کشف الغمّه، ج ۳، ص ۳۱۱ واعلام الورى، ص ۴۰۱.
(۶۱) اعلام الورى، ص ۴۰۹ والزام الناصب، ص ۶۸.
(۶۲) الزام الناصب، ص ۱۸، ینابیع المودة، ج ۳، ص ۱۰۱.
(۶۳) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۴ والزام الناصب، ص ۱۳۷.
(۶۴) بحار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۶۵) سوره انفال، آیه ۶۰.
(۶۶) فرازى از زیارت (آل یس).
(۶۷) بحار، ج ۵۲، ص ۱۴۳ به نقل از تفسیر نعمانى.
(۶۸) مدرک پیشین.
(۶۹) (الذین قاموا فى زمن الفتنة على الائتمام بالامام الخفىّ المکان). (آنانکه در زمان فتنه به پیروى از امام غائب (علیه السلام) بر مى خیزند). (مدرک پیشین، همان حدیث).
(۷۰) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۳۳.
(۷۱) امام سجاد (علیه السلام)، بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲.
(۷۲) سوره انعام، آیه ۱۵۸.
(۷۳) کمال الدین، ج ۲، ص ۳۳۶.
(۷۴) بحار الأنوار، ج ۶۲، ص ۶۹، روایت ۲۳ باب ۵۰.
(۷۵) مهج الدعوات، ص ۴۱۴ وبحار، ج ۹۲، ص ۳۳۶.
(۷۶) کمال الدین، ج ۲، ص ۴۸۵.
(۷۷) بحار، ج ۹۲، ص ۳۳۰.
(۷۸) (انّا یحیط علمنا بأنبائکم ولایعزُبَ عنّا شىٌ من اخبارکم). بحار، ج ۵۳، ص ۱۷۵.
(۷۹) مدرک پیشین.
(۸۰) خدایا بر مهدى (علیه السلام) درود فرست که قیام کننده به امر تو ونهان شده در میان خلق تو ومنتظران اذن توست (والمنتظر لاذنک)، بحار، ج ۹۹، ص ۱۰۲.
(۸۱) (اللّهم صلّ على ولیک المنتظر أمرَک) خدایا بر ولیت که منتظر فرمان توست درود فرست (بحار، ج۹۱، ص ۱۷).
(۸۲) خداوندا بر ولیت امام زمان (علیه السلام) که منتظر فرج وآسایش اولیاى توست درود فرست (مدرک پیشین).
(۸۳) بحار الأنوار، ج ۱۰۲، ص ۱۰۳.
(۸۴) متن کامل اشعار برگزیده را در کتابهاى (نافله باران)، (در هواى حرم) و(ناگهان بهار) مطالعه بفرمائید.

رتبه رتبه:
  ۱ / ۵.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: * إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم