كتاب برگزيده:
جستجو در کتابخانه مهدوی:
بازدیده ترینها
کتاب ها ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان (علیه السلام) (نمایش ها: ۱۱,۰۸۳) کتاب ها مهدى موعود (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۱۰,۲۶۳) کتاب ها مهدی منتظر (عجل الله فرجه) (نمایش ها: ۹,۹۳۴) کتاب ها سیمای مهدی موعود (عجل الله فرجه) در آیینه شعر فارسی (نمایش ها: ۸,۲۹۵) کتاب ها عطر حضور (نمایش ها: ۷,۸۹۱) کتاب ها مهدی (عجل الله فرجه) در قرآن (نمایش ها: ۵,۶۳۰) کتاب ها نشانه هایی از دولت موعود (نمایش ها: ۵,۵۶۰) کتاب ها سپیده امید (نمایش ها: ۵,۰۸۹) کتاب ها وظائف الشیعة (شرح دعای ندبه) (نمایش ها: ۴,۳۸۰) کتاب ها حضرت مهدی علیه السلام فروغ تابان ولایت (نمایش ها: ۳,۹۷۷)
 صفحه اصلى » كتابخانه مهدوى » هنگامه ظهور
كتابخانه مهدوى

کتاب ها هنگامه ظهور

بخش بخش: كتابخانه مهدوى الشخص نویسنده: علی اصغر رضوانی کاشانی تاريخ تاريخ: ۲۶ / ۱ / ۱۳۹۷ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۶۲ نظرات نظرات: ۰

هنگامه ظهور

علی اصغر رضوانی
نشر: قم - مسجد مقدس صاحب الزمان جمکران، ۱۳۸۵

فهرست مطالب

مقدمه ناشر
چگونگی اطلاع حضرت (علیه السلام) از وقت ظهور
حکمت معین نبودن وقت ظهور
تعیین وقت ظهور
ظهور اصغر
عوامل زمینه سازی حکومت جهانی
ظرفیت کلّی برای ظهور
سنّ حضرت (علیه السلام) هنگام ظهور
خصوصیات جسمی امام زمان (علیه السلام) هنگام ظهور
عنایت الهی در جهت پیروزی
١ - عنصر ناگهانی وغفلت دشمنان
٢ - ایجاد رعب ووحشت
٣ - جذب تمام مسلمین
۴ - تأیید از جانب ملائکه
مکان ظهور
اولین عمل هنگام ظهور
اوّلین بیعت کننده
مقصود از اصلاح امر حضرت مهدی (علیه السلام) در یک شب
غلبه بر جهان با یاران اندک
محدوده اعجاز هنگام ظهور
قیام با شمشیر!!
بررسی کشتارها هنگام ظهور
حجم کشتارها
وقت کشتارها
چرا استفاده از زور!؟
شیوه ورفتار امام زمان (علیه السلام) با ظالمان
کشتار مسلمین!!
جنگ با اعراب!!
شدت برخورد با اعراب!!
شروع از منحرفان مذهب
وظایف حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول از آسمان
شریعت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول
منجی ورهبر در حکومت عدل توحیدی
ادلّه احتمال اوّل
دلیل احتمال دوم
ادلّه احتمال سوم
زندگی حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول
اصحاب امام مهدی (علیه السلام)
عدد اصحاب خاص امام زمان (علیه السلام)
اصحاب دیگر امام زمان (علیه السلام)
چگونگی ورود اصحاب به مکه
قومیت اصحاب امام زمان (علیه السلام)
عرب در میان اصحاب حضرت (علیه السلام)
وجود زن در میان اصحاب حضرت (علیه السلام)
زن از خواص یاران حضرت (علیه السلام)
چگونه از یاران حضرت باشیم
کیفیت بیعت با حضرت (علیه السلام)
افراد بیعت کننده
اصولی که بر آن پیمان می بندد
شجاعت اصحاب حضرت (علیه السلام)
اصحاب حضرت از همه جا
ویژگی های اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام)
تسخیر جهان با افرادی اندک
وزیران دولت حضرت مهدی (علیه السلام)
یارانی از مشرق زمین
کارگزاران دولت حضرت مهدی (علیه السلام)
عدم تحقق شرایط ظهور

مقدمه ناشر

در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار وعقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج می کنند ومنجی موعود واقعی را برای حیات وقدرت پوشالی وکاخ عنکبوتی خود خطرناک می دانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمده اند وبا پوچ گرایی، جامعه بشری واخلاق ورفتار نیکو را مورد تعرض قرار داده اند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم وفضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ وعلا قرار گیرد.

مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران - حسین احمدی

چگونگی اطلاع حضرت (علیه السلام) از وقت ظهور

این موضوع را اگر برای فردی غیر شیعی بخواهیم ثابت کنیم می گوییم:
الف. این که این موضوع را باید همانند سایر مسائل اجتماعی بررسی کرد، به این معنا که هر گاه مصلحت اسلام وبشریّت اقتضای ظهور حضرت را داشته باشد، به طور حتم امام زمان (علیه السلام) ظهور خواهد کرد.
ب. این که امام (علیه السلام) از آنجا که از جانب خداوند متعال مورد تأیید است دستور ظهورش را مستقیماً از جانب او خواهد گرفت.
ودر صورتی که بخواهیم برای فردی شیعی اثبات کنیم می گوییم:
۱ - این که آن حضرت به زمان ظهور خود به جهت روایاتی که از آباء واجدادش رسیده آگاهی دارد. این احتمال در ادله نقلی به آن اشاره نشده است.
۲ - این که امام (علیه السلام) به طور اعجاز از زمان ظهورش آگاهی دارد به این نحو که خداوند هنگام رسیدن وقت ظهورش معجزه ای ایجاد خواهد کرد وبا آن، حضرت به وظیفه اش که همان ظهور است التفات پیدا می کند. در روایات اشاره به این احتمال شده است:
راوندی مرسلاً از امام کاظم (علیه السلام) در حدیثی راجع به حضرت مهدی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «... إذا حان وقت خروجه انتثر ذلک العلم من نفسه، وأنطقه الله (عزَّ وجلَّ) فناداه: أُخرج یا ولیّ الله! فاقتل أعداء الله، وله سیف مغمّد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده وأنطقه الله (عزَّ وجلَّ) فناداه السیف: أُخرج یا ولیّ الله! فلا یحلّ لک أن تقعد عن أعدآء الله...»؛(۱) «هر گاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که ای ولّی خدا! خروج کن ودشمنان خدا را به قتل برسان. وبرای او شمشیری است، هنگامی که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بیرون می آید وحضرت را ندا داده، می گوید: ای ولیّ خدا! خروج کن، که برای تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنی».
صدوق نیز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «... إنّ منّا إماماً مستتراً، فإذا أراد الله (عزَّ وجلَّ) إظهار أمده نکت فی قلبه نکته وأمر بأمر الله (عزَّ وجلَّ)»؛(۲) «همانا از ما امامی است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غیبت به در آورد، در قلب او علامتی می نهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد».
در حدیثی از امام زمان (علیه السلام) رسیده که فرمود: «علمنا علی ثلاثه أوجه: ماضٍ وغابر وحادث، أمّا الماضی فتفسیر، وأمّا الغابر فموقوف، وأمّا الحادث فقذف فی القلوب ونقر فی الأسماع وهو أفضل علمنا...»؛(۳) «علم ما اهل بیت بر سه نوع است: علم به گذشته وآینده وحادث. علم گذشته، تفسیر است. علم آینده، موقوف است.
وعلم حادث، انداختن در قلوب وزمزمه در گوش هاست. این بخش بهترین علم ماست...».
۳ - این که حضرت مهدی (علیه السلام) با آن ذکاوت وخُبْرَوِیّتی که دارد وقت ظهور را دریابد.
احتمال دوّم مطابق روایات وعقل است.
حکمت معیّن نبودن وقت ظهور
گاهی این سؤال در ذهن انسان خطور می کند که چرا وقت ظهور در منابع اسلامی معین نشده است؟ در جواب این سؤال می گوییم:
۱ - کسی که منتظر شخص دوست داشتنی است ووقت آمدن او را نمی داند همیشه در حال انتظار است، همیشه آماده است، همیشه درصدد پیاده کردن دستورات او در خود واجتماع است. ولی در صورتی که زمان رسیدن او را بداند خصوصاً آن که بداند که بسیار دور است، مأیوس شده وهرگز خود را به این زودی آماده نمی کند.
۲ - معین نبودن وقت ظهور، یک نوع امتحانی است برای مردم تا معلوم گردد آیا مردم با این همه سختی های مختلف، روحیه خود را از دست می دهند یا خیر؟
۳ - گاه مصلحت در تقدیم وتأخیر زمان غیبت است که این معنا با معین بودن زمان ظهور سازگاری ندارد. ولذا در قصه حضرت موسی (علیه السلام) به جهت ادامه ملاقات او با خداوند از سی روز تا چهل روز، عده ای به انحراف کشیده شدند.
۴ - در صورت معین بودن ظهور، دشمنان حضرت (علیه السلام) درصدد تدارک برآمده وبا حضرت در همان زمان به مقابله برخواهند خواست. لذا در روایات اسلامی از عنصر «ناگهانی بودن ظهور» به عنوان عنصر اساسی در پیروزی حضرت یاد شده است.
امام صادق (علیه السلام) به ابن النعمان فرمود: «ای پسر نعمان! به راستی عالم نمی تواند به هر چه اطلاع دارد تو را آگاه سازد... پس عجله نکنید، به خدا سوگند! سه بار این امر - امر فرج - نزدیک شد ولی به جهت آن که شما آن را فاش کردید خداوند آن را به تأخیر انداخت. به خدا سوگند! نزد شما سرّی نیست مگر آن که دشمنان شما به آن از شما آگاه ترند».
۵ - در صورت عدم تعیین وقت ظهور، حالت انقطاع وتوجه وتضرّع خاصّی بر انسان ها حاکم خواهد شد، که چه بسا این امر سبب تعجیل در فرج امام زمان (علیه السلام) گردد. ولی اگر وقت ظهور به طور قطع مشخّص باشد دیگر از این اثر معنوی خبری نیست.
۶ - از آنجا که وقت ظهور همانند علایم ظهور، متعلّق «بدا» واقع می شود، لذا نباید به طور دقیق وقت ظهور مشخص باشد تا مردم به کارهایی تشویق شوند که مؤثّر در ظهور امام زمان (علیه السلام) است.
۷ - از آنجا که ممکن است ظهور حضرت به طول انجامد، لذا وقت آن معین نشده است تا مردم مأیوس نباشند وبا احتمال ظهور حضرت در هر لحظه حالت انتظار مثبت را از دست ندهند.
تعیین وقت ظهور
تعیین تاریخ ظهور امام زمان (علیه السلام) به چند نحو متصور است:
۱ - این که تاریخ ووقت ظهور حضرت را به طور دقیق وتفصیلی معین کنیم که در فلان سال، وفلان ماه وفلان روز خواهد بود. این احتمال باطل است، زیرا در هیچ روایتی به آن اشاره نشده است ومضافاً به این که در برخی از احادیث تعیین کننده وقت ظهور مورد لعن قرار گرفته است.
۲ - این که موعد ظهور به نحو اجمال تعیین گردد، به این که بگوییم: هر گاه خداوند اراده کند آن حضرت ظهور خواهد کرد. این احتمال به طور حتم اشکالی نداشته وصحیح است.
۳ - این که از طریق قواعد حساب وجفر، به طور اجمال یا تفصیل به زمان ظهور حضرت علم پیدا کرده واز آن خبر دهیم. این احتمال گر چه در برخی روایات به آن اشاره شده(۴) ولی از سند معتبری برخوردار نیست. خصوصاً آن که تاریخ ظهور، ممکن است مورد بدا واقع شود.
۴ - این که مطابق برخی از روایات به طور کلّی واجمال به زمان ظهور آن حضرت اشاره گردد:
طبرسی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که: «لا یخرج القآئم إلّا فی وتر من السنین، سنه إحدی أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع»؛(۵) «قائم در سال وتر [فرد] ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه».
ونیز به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «ینادی باسم القآئم فی لیله ثلاث وعشرین من شهر رمضان ویقوم فی عاشورآء، وهو الّذی قتل فیه الحسین بن علی علیهما السلام...»؛(۶) «به اسم قائم در شب بیست وسوّم ماه رمضان ندا داده خواهد شد ودر روز عاشورا قیام خواهد کرد، وآن روزی است که حسین بن علی در آن روز به شهادت رسید».
ظهور اصغر
همان گونه که برای تثبیت وجا افتادن غیبت کبرا، خداوند متعال برای امام زمان (علیه السلام) غیبت صغرا را مقدّر کرد تا زمینه برای غیبت کبرا فراهم گردد، در مورد ظهور حضرت نیز گفته شده که قبل از ظهور اکبر، خداوند برای ایجاد آمادگی برای آن، ظهور اصغری را پیش بینی کرده است.
به این معنا که خداوند مدّتی قبل از ظهور
اکبر، سطح علمی مردم را در طبقات مختلف جامعه بالا می برد تا برای درک عصر حضرت مهدی (علیه السلام) قابلیت لازم را پیدا نمایند. این آمادگی از دو طریق حاصل می شود:
۱ - بالا بردن شعور وآگاهی مردم نسبت به احتیاج داشتن حکومت جهانی توحیدی.
۲ - بالا بردن سطح علمی مردم برای پذیرش چنین حکومتی.
عوامل زمینه سازی حکومت جهانی
ممکن است گفته شود با توجه به تشتّت آرا واختلاف مذاهب وتنوع حکومت ها وناسازگاری آنها نسبت به یکدیگر، تشکیل حکومت واحد جهانی ممکن به نظر نمی رسد؛ چگونه می توان همه ملیت ها را تحت حکومت واحدی جمع کرد.
پاسخ:
نه تنها تشکیل حکومت واحد جهانی ممکن ومیسور است، بلکه امری حتمی ولازم به نظر می رسد وعلل وعوامل زیادی در زمینه سازی آن دخیل می باشند:
۱ - خطر جنگ وخونریزی که همواره مانند کابوس وحشتناکی بر سر جوامع انسانی سایه افکنده، تنها با وحدت حکومت در سطح جهان ویکپارچگی همه امت ها برطرف می شود.
۲ - به تصریح دانشمندان «تضاد منافع» ریشه اصلی واوّلی برخوردهای خونین وپیکارهای سهمگین حکومت ها با یکدیگر است. حال اگر بدانیم که شعار حکومت حضرت، عدل وانصاف برای کلّ جامعه بشری است، همگی به سوی حکومت عدل جهانی سوق داده می شوند.
۳ - یکی دیگر از عوامل تشکیل حکومت جهانی، تکامل عقول وادراکات بشر است که به نوبه خود می تواند زمینه ساز حکومت جهانی گردد؛ زیرا بشر هم از ناحیه خود در راه حرکت به سوی کمال وترقّی وتکامل عقلانی است وهم در هنگام ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) به کمال نهایی خود نایل می گردد، ولذا می توانند با یکدیگر تألّف کرده
وبه حکومت جهانی تن دهند، زیرا همه تعارض وتزاحم ها از ناحیه کم عقلی وجهل وکم خردی است.
ظرفیت کلّی برای ظهور
شکی نیست که هر کار اجتماعی احتیاج به آماده کردن ظرفیت های مناسب دارد. در مورد ظهور منجی کل بشری که پدیده اجتماعی عظیمی است احتیاج به تحقق مقدمات وشرایط خاصی است؛
۱ - پیشرفت دینی در میان امت اسلامی ولو در طبقه خاصی از آنها.
۲ - گسترش انحراف عمومی در بین مردم.
۳ - گسترش ظلم وفساد در سطح عموم ودر نتیجه دور شدن مردم از دین ومتابعت از هوای نفس.
۴ - پیشرفت بشر در صنعت وتکنولوژی.
۵ - آماده شدن یاران خاص حضرت برای نصرت ویاری او.
سنّ حضرت (علیه السلام) هنگام ظهور
مطابق روایات شیعه وسنّی، امام زمان (علیه السلام) در حالی که ظاهر او جوان وبه سنّ چهل سالگی است ظهور خواهند کرد. اینک به برخی از روایات اشاره می کنیم:
۱ - ابن صباغ مالکی به سندش از رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) نقل کرده که در حدیثی فرمود: «مهدی از اولاد من با سن چهل سال است...».(۷)
۲ - شیخ صدوق رحمه الله به سندش از اباصلت هروی نقل می کند که گفت: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: قائم شما هنگام خروج چه علامتی دارد؟ حضرت فرمود: «علامت او این است که او از حیث سنّ پیر است ولی در ظاهر جوان نشان داده می شود، به حدی که هر گاه کسی به او نظر می افکند گمان می کند که او سی ساله یا کمتر است. واز جمله علامات او آن است که به مرور ایام وشب ها پیر نمی شود تا آن که مرگ او فرا رسد».(۸)
نعمانی به سندش از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «اگر قائم قیام کند مردم او را انکار خواهند کرد؛
زیرا در حالی که جوان رشیدی است به سوی آنها باز می گردد...».(۹)
ممکن است روایاتی که اشاره به سن چهل سالگی دارد مقصود آن باشد که جسد وجسم او در حدّ کمال است؛ زیرا بدن تا چهل سالگی به کمال رشد خود می رسد. گر چه برخی روایات نیز به سنّ ۱۸ سالگی و۵۱ سالگی اشاره کرده است ولی روایت اوّل از محمّد بن حمیر نقل شده نه از یکی از معصومین (علیهم السلام).
وروایت دوّم گر چه از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) نقل شده ولی از صحت سند برخوردار نیست، خصوصاً آن که هر دو روایت با روایات مستفیضی که دلالت بر ظاهر چهل سالگی دارد مخالف است.
خصوصیات جسمی امام زمان (علیه السلام) هنگام ظهور
مطابق برخی از روایات سنّی وشیعی، امام زمان (علیه السلام) هنگام ظهور دارای صفات وخصوصیات جسمی خاص است از قبیل:
۱ - أجلی الجبهه: یعنی پیشانی وسیع وعریض.(۱۰)
۲ - اقنی الأنف: وسط بینی او برآمده ولی دو سوراخ آن تنگ است.(۱۱)
۳ - کأنّ وجهه کوکب درّی: گویا صورت او همانند ستاره ای درخشان است.(۱۲)
۴ - اللون لون عربی: با چهره ای گندم گون.(۱۳)
۵ - افرق الثنایا: ما بین دندان های او باز است.(۱۴)
۶ - اکحل العینین: مژه های او سیاه است.(۱۵)
۷ - براق الثنایا: با دندان های سفید.(۱۶)
۸ - أزج الحاجبین: با ابروانی کشیده وباریک.(۱۷)
۹ - مربوع القامه: قامتش متوسط.(۱۸)
۱۰ - الجسم جسم اسرائیلی: جسم او تنومند است.(۱۹)
۱۱ - علی خدّه الایمن خال اسود: بر گونه راست او خالی سیاه است.(۲۰)
عنایت الهی در جهت پیروزی
مطابق روایات، خداوند متعال هنگام ظهور امام زمان (علیه السلام) امدادهای غیبی را به کمک آن حضرت خواهد فرستاد که از آن جمله است:
۱ - عنصر ناگهانی وغفلت دشمنان
مطابق روایات، حضرت هنگامی ظهور می کنند که دشمنان، همه از ظهور او غافلند. ودر دانش نظامی این مطلب به خوبی روشن است که چقدر عنصر غفلت وناگهانی هجوم در پیروزی بر دشمن تأثیر دارد.
امام زمان (علیه السلام) در توقیعی که به شیخ مفیدرحمه الله فرستاد فرمود: «... پس همانا امر ما به طور ناگهانی است...».(۲۱)
۲ - ایجاد رعب ووحشت
یکی دیگر از راه های نفوذ بر دشمن که در علم نظامی از آن بهره گیری فراوان می شود ایجاد ترس وخوف ورعب در قلوب دشمن است، تا از این راه تسلیم گردند.
نعمانی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «أمر الله (عزَّ وجلَّ) أن لاتستعجل به حتّی یؤیده الله بثلاثه [أجناد]: الملائکه، والمؤمنین، والرعب»؛(۲۲) «خداوند (عزَّ وجلَّ) امر نمود تا به آن عجله نکنی تا این که او - مهدی (علیه السلام) - را به سه لشکر تأیید نماید: ملائکه، مؤمنین ووحشت».
۳ - جذب تمام مسلمین
یکی دیگر از تأییدات الهی در حقّ حضرت آن است که به عنایت الهی از راهی قیام خود را شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است. از جمله آن که:
الف. ظهور خود را از مسجدالحرام شروع خواهد کرد که مورد اتفاق تمام مسلمانان است.
ب. خطابه ای که در مسجدالحرام هنگام ظهورش می خواند به امور مشترک واتفاقی بین مسلمانان اشاره دارد.
ج. قیام خود را با همان شعارهای رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) شروع می کند.
د. مطالبه خون امام حسین (علیه السلام) می کند.
۴ - تأیید از جانب ملائکه
از جمله تأییدات الهی نسبت به حضرت مهدی (علیه السلام) کمک فرستادن ملائکه برای یاری حضرت وقتال به همراه حضرت بر ضدّ ظالمان است.
گنجی شافعی به سند خود از علی بن ابی طالب (علیه السلام) در حدیثی در رابطه با مهدی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «خداوند او را با سه هزار از ملائکه یاری خواهد کرد...».(۲۳)
قندوزی حنفی از کتاب «اسعاف الراغبین» صبان نقل کرده که در روایات فراوان آمده است که هنگام ظهور حضرت بر بالای سر او فرشته ای ندا می دهد: «این خلیفه خداست او را متابعت وپیروی کنید... وهمانا خداوند متعال او را با سه هزار فرشته یاری خواهد کرد...».(۲۴)
نعمانی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «خداوند متعال او - مهدی (علیه السلام) - را با سه لشکر یاری خواهد کرد: با ملائکه...».(۲۵)
این تأیید به نوبه خود در توجه مردم به حضرت نقش به سزایی دارد، زیرا هنگامی که مخالفان مشاهده کنند که حضرت مشمول نصرت فرشتگان خداوند است ترس سراسر وجود آنها را فرا گرفته وپی به الهی بودن این قیام خواهند برد ودر نتیجه طوعاً یا کرهاً خود را تسلیم حضرت می کنند.(۲۶)
مکان ظهور
مطابق روایات شیعه واهل سنّت اولین مکانی که حضرت در آنجا ظهور می کند بین رکن ومقام است.
سیوطی به سندش از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقل کرده که فرمود: «مهدی از مدینه به سوی مکه خروج می کند، مردم از او می خواهند که از میانشان خروج کند آن گاه با او بین رکن ومقام بیعت می کنند در حالی که کراهت دارد...».(۲۷)
شیخ طوسی به سندش از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، ایستاده بین رکن ومقام مشاهده می کنم...».(۲۸)
این اخبار به جهت کثرت وتظافر آنها قابل اثبات تاریخی است.
اولین عمل هنگام ظهور
مطابق روایات، بعد از ظهور، بین رکن ومقام خطبه ای خوانده، آن گاه مردم را به بیعت با خود دعوت می نماید:
نعمانی به سندش از جابر بن یزید جعفی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که در حدیثی طولانی فرمود: «و قائم در آن روز در مکه است، تکیه بر بیت الحرام داده وبه آن پناه می برد. آن گاه ندا می دهد: «یا أیّها الناس!...».(۲۹)
مجلسی به سندش از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «همانا او - امام زمان (علیه السلام) - به سوی مسجدالحرام به حرکت در می آید ودر آنجا کنار مقام ابراهیم چهار رکعت نماز می گزارد وبا تکیه بر حجرالأسود حمد خدا وثنای او را به جای آورده ویادی نیز از پیامبر کرده وبر او درود می فرستد. آن گاه سخنی را آغاز خواهد کرد که هرگز کسی چنین سخن نگفته است...».(۳۰)
نعمانی به سندش از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که در حدیثی فرمود: «گویا بر او نظر می کنم در حالی که بین رکن ومقام مردم با او بیعت می کنند...».(۳۱)
اوّلین بیعت کننده
مطابق روایات، اول کسی که با حضرت مهدی (علیه السلام) بیعت می کند جبرئیل است.
ابان بن تغلب از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «همانا اول کسی که با قائم (علیه السلام) بیعت می کند جبرئیل است...».
طبرسی از ابی عبد الله (علیه السلام) نقل کرده که در حدیثی فرمود: «... پس خداوند (عزَّ وجلَّ) جبرئیل را می فرستد تا نزد او آمده وسؤال کند، به او می گوید: به چه چیزی دعوت می کنی؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر می دهد. جبرئیل می گوید: پس من اوّل کسی هستم که با تو بیعت می کنم. آن گاه می گوید: کف دستت را بده، وآن را بر دست خود مسح می کند...».(۳۲)
در این که بیعت جبرئیل به چه معنا است، دو احتمال وجود دارد:
۱ - معنای رمزی: به این معنا که مقصود از آن تأیید الهی برای حضرت است، زیرا جبرئیل بزرگ ترین نماینده الهی است. ولی این معنا در صورتی صحیح است که حمل بر معنای صریح وظاهر آن ممکن نباشد، در حالی که چنین نیست.
۲ - معنای رایج: به این معنا که مقصود به بیعت همان معنای رایج آن است که مردم با خلیفه ودیگران انجام می دهند. وفایده آن دو چیز است:
الف. توجه مردم به لزوم بیعت با حضرت.
ب. تأیید حرکت وقیام امام زمان (علیه السلام).
اربلی در «کشف الغمه» از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «جبرئیل نزد رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) به جهت عیادت آمد وعرض کرد: سلام بر تو ای محمّد! این آخرین روزی است که به سوی دنیا فرود می آیم».(۳۳)
ونیز از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «هنگامی که وفات رسول خدا(صلّی الله علیه وآله) نزدیک شد... در آن هنگام جبرئیل گفت: ای محمّد! این آخرین نزول من به دنیا بود...».(۳۴)
این دو روایت با آنچه گفته شده منافاتی ندارد زیرا؛
اولاً: همه این روایات مقید به قیدی است وآن این که تا مادامی که مصلحتی در بین نباشد.
ثانیاً: مقصود جبرئیل آن بود که به جهت نزول وحی دیگر بعد از وفات پیامبر نازل نمی شود، زیرا شریعت با رحلت ایشان کامل خواهد شد.
ثالثاً: بر فرض تعارض، روایات نزول حضرت جبرئیل وبیعت با امام زمان (علیه السلام) از حیث تعداد بیشتر بوده واز حیث سند صحیح تر است.
مقصود از اصلاح امر حضرت مهدی (علیه السلام) در یک شب
مطابق روایات شیعه وسنّی، خداوند متعال امر حضرت مهدی (علیه السلام) را در یک شب اصلاح خواهد کرد؛
ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «خداوند (عزَّ وجلَّ) امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود».
ونیز از امام حسین (علیه السلام) نقل است که فرمود: «قائم ما اهل بیت [کسی است که] خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».
ابن ماجه از امام علی (علیه السلام) نقل کرده که رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) فرمود: «مهدی از ما اهل بیت است که خداوند (امر) او را در یک شب اصلاح وآماده خواهد نمود».(۳۵)
مقصود به اصلاح امر حضرت در یک شب آن است که مقدمات نصر وپیروزی را در اسرع وقت، ودر یک شب فراهم کرده واو را مأمور به ظهور خواهد نمود. واولین اقدامی که برای او خواهد نمود اجتماع اصحاب خاص آن حضرت است.
ولی چیزی که باقی می ماند این که چگونه امر حضرت در یک شب اصلاح وآماده می شود در حالی که مطابق روایات، گروهی همانند جیش سفیانی ودجال ودیگران به مبارزه با او خواهند پرداخت.
پاسخ: اولاً: ممکن است مقصود از «یک شب» که در روایات آمده کنایه از سرعت اصلاح امر امام زمان (علیه السلام) باشد.
ثانیاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت (علیه السلام) پیروزی در یک شب باشد.
ثالثاً: ممکن است مقصود از اصلاح امر حضرت، تنها مقدمه سازی برای اعلان ظهور باشد، گر چه پیروزی نهایی به طول انجامد.
رابعاً: از آنجا که معارضه با مخالفان به سرعت وبا اعجاز انجام می گیرد، لذا تعبیر به یک شب شده است.
غلبه بر جهان با یاران اندک
اگر چه در روایات به یاران محدود حضرت یعنی ۳۱۳ نفر اشاره شده است، ولی پیروزی آنان بر مستکبران به رهبری حضرت مهدی (علیه السلام) از جهاتی دور از انتظار نیست زیرا:
۱ - در روایات به یاران دیگری در حدود ده هزار نفر نیز اشاره شده که بدون تحقق آنها حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور نخواهد کرد.
۲ - غلبه حضرت بر جهان ممکن است از طریق اعجاز باشد، زیرا خداوند متعال ضمانت کرده تا گروه اندک را در صورت استقامت بر گروه زیاد پیروز گرداند.(۳۶)
۳ - از طریق علل واسباب عادی وظاهری نیز حصول چنین فتح وپیروزی امری دور از انتظار نخواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهند کرد که اوضاع واحوال اجتماعی، اخلاقی وسیاسی کاملاً مساعد باشد. در آن موقع همه ملل به جهت سرخوردگی از نظام های مختلف وقتل وغارت ها به تنگ آمده اند، ولذا در انتظار چنین حکومتی به سر می برند، ومردم به مجرّد شنیدن خبر ظهور به آن حضرت وحکومتش روی خوش نشان می دهند، وایشان تنها با گروه خاصی درگیر خواهند شد.
۴ - از آنجا که جهان به مانند دهکده ای کوچک درآمده وهر چه از عمر آن بگذرد این ارتباط تنگ تر خواهد شد، لذا با به دست گرفتن نقطه های کلیدی وبا استعانت از خداوند متعال، حکومت جهانی حضرت تحقق خواهد یافت.
محدوده اعجاز هنگام ظهور
در مورد سؤال فوق سه احتمال وجود دارد:
۱ - این که نصرت حضرت وپیاده کردن حکومت جهانی تماماً با اعجاز وقدرت خارق العاده الهی باشد. ولی این احتمال از جهاتی قابل مناقشه است:
الف. اگر اعجاز راه صحیحی برای دعوت الهی بود، حضرت می توانست در خلال غیبت صغرا از آن برای سیطره بر عالم استفاده کند.
ب. با اعجاز احتیاج به تعداد زیادی از اصحاب نیست.
ج. مطابق برخی روایات بین حضرت ومخالفینش جنگ وخونریزی شدیدی در خواهد گرفت، ودر صورت اعجاز تام، احتیاج به این کارها نیست.
۲ - این که خداوند متعال اراده کرده که حضرت مهدی (علیه السلام) به صورت عادی بر دشمنان خود غالب شده وحکومت عدل جهانی را گسترش دهد، بدون آن که کوچک ترین کمکی از راه اعجاز در پیشبرد اهداف او بشود.
این احتمال نیز خالی از اشکال نیست زیرا مطابق روایات، حضرت مهدی (علیه السلام) مورد عنایت وتأیید خاص الهی در جهت ظهورش خواهد بود.
۳ - با ردّ دو احتمال پیشین به این نتیجه می رسیم که نصرت حضرت به طور طبیعی وعادی خواهد بود، گر چه این نصرت همراه با تأییدات جزئی وخاصّی از جانب خداوند است، زیرا همان گونه که می دانیم بشر در عصر ظهور مورد ظلم وستم فراوان است، واز
طرفی از حیث فرهنگی ورشد عقلانی، عموم بشر به بالاترین سطح خود رسیده است، ولذا به دنبال چنین رهبری الهی می گردد که با لبیک به دعوتش از او پیروی نماید. هرگز ابرقدرت ها با همه امکاناتی که دارند نمی توانند در مقابل اراده ملت ها بایستند. اگر مردم همگی یکپارچه ویک صدا فریاد برآورند، دشمنانشان به زانو در خواهند آمد. مگر نبود که در صدر اسلام چگونه مردم فوج فوج داخل اسلام شده ودعوت پیامبر را پذیرفتند؟ در عصر ظهور نیز هنگامی که مردم دنیا از وسایل ارتباط جمعی خبر قیام مصلحی جهانی را بشنوند به او گرویده واز او حمایت خواهند کرد، وکسی نمی تواند در صورت اقبال مردم با اراده آنها مقابله کند. گر چه هر کجا که مانعی خاص پیدا شده خداوند متعال به کمک او آمده واز حضرت حمایت خواهد نمود.
ولذا در روایات آمده است که امام زمان (علیه السلام) با نصرت وترسی که در دل دشمنان می افتد حمایت خواهد شد. این ممکن است که به صورت عادی باشد؛ زیرا با نصرت مردم که به عنایت خداوند واقبال مردم است، چنان رعبی در دل دشمنان خواهد افتاد که همه امکانات خود را گذارده، فرار خواهند نمود.
امیر مؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید: «هنگامی که حضرت مهدی (علیه السلام) ظهور می کند نام مبارکش بر سر زبان ها خواهد بود، ووجود مردم سرشار از عشق به مهدی است، به گونه ای که جز نام او هیچ نامی در یاد وزبان آنان نیست، وبا دوستی او روح خود را سیراب می کنند».(۳۷)
قیام با شمشیر!!
برخی سؤال می کنند که مطابق برخی روایات، امام زمان (علیه السلام)
با شمشیر قیام خواهد کرد وبا آن به مقابله با مخالفان حق وحقیقت وظالمان خواهد پرداخت. این مسأله قابل پذیرش نیست، زیرا چگونه ممکن است یک نفر با شمشیر در مقابل تسلیحات کشتار جمعی جدید ومخرّب که می تواند کلّ کره زمین را چندین بار نابود کند ایستاده ومقابله کند؟
اصل این مسأله در روایات به آن اشاره شده است. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «... وأمّا شبهه من جدّه المصطفی (صلّی الله علیه وآله) فخروجه بالسیف وقتله أعداء الله وأعداء رسوله (صلّی الله علیه وآله) والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب...»؛(۳۸) «وامّا شباهت مهدی به جدّش مصطفی (صلّی الله علیه وآله) به خروج با شمشیر وکشتن دشمنان خدا ودشمنان رسولش وجبّاران وطاغوت ها است. وهمانا او به توسط شمشیر وترس نصرت ویاری خواهد شد...».
ولی بحث در آن است که مقصود از شمشیر چیست؟ آیا شمشیر موضوعیّت وخصوصیّت دارد، یا اشاره به چیزی دیگر است؟
در پاسخ به این سؤال ها می گوییم:
اولاً: چه اشکالی دارد که شخصی با شمشیر ولی همراه با اعجاز الهی که حضرت را مساعدت می کند با دشمنان خود به مقابله پردازد؟
ثانیاً: به احتمال زیاد مقصود از شمشیر، قوّت واسلحه است زیرا مسلمانان در آن عصر یعنی قبل از هزار سال اسلحه ای به جز شمشیر نداشته وهرگز به ذهن آنها چنین تسلیحاتی خطور نمی کرده است، لذا از «اسلحه» به شمشیر تعبیر شده است.
در این صورت دو احتمال وجود دارد:
الف. این که امام زمان (علیه السلام) نیز به قدرت واعجاز الهی ویا از راه تسلط بر تسلیحات موجود بر ضد مخالفان وظالمان استفاده می کند.
ب. احتمال دیگر آن است که امام زمان (علیه السلام) با تسلط بر مراکز تصمیم گیری واز کار انداختن وسایل جنگی آنها که با هسته های مرکزی ارتباط دارد، تمام آنها را از راه اعجاز یا طریق عادی از کار می اندازد.
ثالثاً: مطابق برخی روایات، شمشیرهای اصحاب حضرت از آهن است، ولی نه مثل این آهن هایی که در دسترس ما قرار دارد، بلکه به گونه ای است که اگر یکی از آنان با شمشیر خود بر کوه زند، آن را دو نیم می کند. وبنابر تعبیر دیگر، وسیله دفاعی آنان به گونه ای است که اسلحه دشمن هرگز بر آنها کارگر نیست.(۳۹)
لذا ممکن است اسلحه ای را که حضرت ویاورانش به کار می برند از وسایلی باشد که بتواند همه دستگاه های دشمنان را از کار بیندازد ولی در مقابل، هیچ دستگاهی بر آن کارگر نباشد، همان گونه که در این زمان، بشقاب پرنده ها واشیای نورانی شناخته نشده را مشاهده می کنیم.
رابعاً: پیروزی عمده امام زمان (علیه السلام) وسیطره آن حضرت بر جهان از راه اقبال مردمی به سوی ایشان است. ودیگر از راه ترس ورعبی است که خداوند در قلوب مخالفان وظالمان قرار می دهد تا تمام تسلیحات خود را بر زمین گذارده، فرار کرده یا تسلیم می شوند، خصوصاً آن که در ابتدای ظهور، وقتی مقداری از معجزات حضرت را مشاهده کردند می فهمند که امر او الهی است ونمی توان با مرد الهی مقابله کرد، بدین جهت تسلیم حضرت می شوند وگروه اندکی نیز که به مخالفت ومقابله می پردازند نابود می شوند.
خامساً: از کجا که در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، این اسلحه خطرناک در اختیار بشر باقی مانده باشد؛ زیرا ممکن است که در اثر حوادث وآشوب ها وجنگ های جهانی که پیش از ظهور آن حضرت اتفاق می افتد این اسلحه ها نابود شود.
سادساً: جنگ ها وکشتارهای بی رحمانه، نتیجه جهل وضلالت وبی خردی بشر است. حال اگر در عصر ظهور، عقل مردم کامل شود، بر فرض که سلاح های خطرناک در اختیار داشته باشند آن را بر ضدّ یکدیگر به کار نمی گیرند؛ ونیروهایی که آن سلاح ها را در اختیار دارند پی به حقّانیت حضرت برده ویا با ایجاد رعب ووحشت که در دلشان قرار می گیرد از به کار بردن آن بر ضدّ حضرت خودداری می کنند.
بررسی کشتارها هنگام ظهور
اخباری که در آنها، کشتار در حجم وسیعی را مطرح کرده اند بر دو قسم است:
الف. قسمتی از آنها مربوط به ملاحم وفتنه های قبل از ظهور است وهیچ گونه ارتباطی به دوران ظهور ندارد وتنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان پیش از ظهور است. بیشتر این روایات از روایات مرسل اهل سنت است.
ب. دسته ای دیگر از روایات مربوط به هنگامه ظهور وحکومت امام زمان (علیه السلام) است.
این نوع روایات نیز بر دو گونه اند:
۱ - روایاتی که از طریق عامه واز نبویّات است وبیشتر آنها مشکل سندی دارد، به طوری که بعضی از آنها مرسل، وبرخی دیگر به پیامبر (صلّی الله علیه وآله) منتهی نمی شود، بلکه از افرادی مانند کعب الاحبار نقل شده که در زمان پیامبر مسلمان نبوده است.
عمده این روایات از اسرائیلیات است که با اغراض مختلفی وارد کتاب های روایی شده اند. عالمی از اهل سنّت مانند ابن کثیر، هنگامی که به روایات امثال کعب الاحبار می رسد می گوید: «خدا ما را از این همه اخبار دروغی که وارد تفسیرها وکتاب های روایی و... شده، بی نیاز کند...».(۴۰)
۲ - روایاتی که از طرق اهل بیت (علیهم السلام) نقل شده ویا در کتاب های شیعه ذکر شده است. در این کتاب ها، اخبار منقول از اهل بیت (علیهم السلام) وبرخی دیگر که نقل شده به آن حضرت منتهی نمی شود.
حجم کشتارها
نمی توانیم ادعا کنیم که هنگام قیام امام زمان (علیه السلام) هیچ گونه قتل وکشتاری رخ نمی دهد؛ زیرا مسلّماً این واقعه عظیم بدون برطرف کردن خارها ودشمنان سر راه آن حضرت میسّر نخواهد شد.
ولذا در روایات مشاهده می کنیم که اهل بیت (علیهم السلام) بر اصل قتل وخونریزی هنگام ظهور وقیام حضرت اشاره کرده اند.
بشیر بن ابی اراکه نبّال می گوید: هنگامی که به مدینه وارد شدم به طرف منزل ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) رفتم... عرض کردم: مرجئه می گویند: هنگامی که قیام قائم روی دهد همه کارها برای او هموار خواهد شد وبه اندازه یک ظرف حجامت هم خون نمی ریزد. حضرت فرمود: «... کلّا والّذی نفسی بیده حتّی نمسح وأنتم العرق والعلق...»؛(۴۱) «هرگز چنین نیست، سوگند به آن که جانم به دست اوست کار به اینجا می انجامد که ما وشما عرق وخون بسته شده را پاک خواهیم کرد».
به این مضمون روایات دیگری نیز رسیده است. ولی از طرفی دیگر تاریخ گواهی می دهد که پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) وامامان اهل بیت (علیهم السلام) سعی داشته اند امور را به طور عادی واز مسیر طبیعی آن انجام دهند، وحتّی الامکان دست به شمشیر نبرند، زیرا هدف آنان ارشاد وهدایت مردم است، جز آن که گسترش عدل در جامعه اقتضای
کشت وکشتاری گر چه در حدّ محدود را دارد، وقرار نیست که تمام امور از طریق معجزه حلّ شود، ولی اندیشه افراطی نیز در این مسأله صحیح نیست وهرگز دلیلی عقلی وعقلایی ونقلی بر گستردگی کشتارها در حدّی وسیع وجود ندارد، خصوصاً آن که مطابق ادعای برخی، از هر نه نفر هفت نفر یا از هر هفت نفر پنج نفر کشته می شوند.!
وقت کشتارها
با توجه به احادیث اهل بیت (علیهم السلام) پی خواهیم برد که جهان اندکی قبل از ظهور شاهد جنگ های خونین خواهد بود. ولذا می توان گفت که مردم با مشاهده ومواجهه با این جنگ ها به استقبال مصلحی عالمی خواهند رفت، وحضرت نیز از این موقعیت استفاده کرده وبا کمترین استقامتی از طرف مخالفین خود وظالمین، عالم را فتح خواهد کرد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لا یکون هذا الأمر حتّی یذهب ثلث الناس. فقیل له: إذا ذهب ثلث الناس فما یبقی؟ فقال (علیه السلام): أما ترضون أن تکونوا الثلث الباقی؟»؛(۴۲) «این امر - قیام امام زمان (علیه السلام) - واقع نمی شود تا این که دو سوّم مردم از بین بروند. راوی می گوید: به حضرت عرض کردم: اگر دو سوّم مردم از بین بروند، چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمود: «آیا راضی وخرسند نمی شوید که شما از یک سوم باقی مانده باشید».
زراره می گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا ندای آسمانی حقیقت دارد؟ فرمود: «إی والله حتی یسمعه کلّ قوم بلسانهم. وقال (علیه السلام): لا یکون هذا الأمر حتی یذهب تسعه أعشار الناس»؛(۴۳) «آری به خدا سوگند، چنان است که هر قومی با زبان خودشان آن را می شنوند. آن حضرت فرمود: «این امر محقّق نمی شود تا این که نُه دهم (۹۱۰) مردم از میان بروند».
سلیمان بن خالد می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «قدّم القائم موتتان: موت أحمر وموت أبیض حتی یذهب من کلّ سبعه خمسه: الموت الأحمر، السیف، والموت الأبیض: الطاعون»؛(۴۴) «قبل از قیام قائم دو نوع مرگ رخ می دهد، مرگ سرخ ومرگ سپید، تا این که از هر هفت نفر پنج نفر از بین برود. مرگ سرخ با شمشیر ومرگ سپید با طاعون است».
با ملاحظه این احادیث واحادیث دیگر پی خواهیم برد که حجم وسیعی از کشتارها وخونریزی ها مربوط به دوران پیش از قیام حضرت مهدی (علیه السلام) وقبل از ندای آسمانی است.
گرچه برخی از روایات نیز از مجعولات واسرائیلیات بوده وبا اهداف وانگیزه های خاصّی مانند خدشه دار کردن چهره نهضت جهانی وحکومت حضرت مهدی (علیه السلام) ویا توجیه کشتارها در فتوحات و... وارد کتاب های روایی شده وکشتارهای زیادی را به امام زمان (علیه السلام) نسبت داده است.
ونیز یک سری از آنها مرسل ومرفوعه است ومشکل سندی دارد. همانند روایتی را که فضل بن شاذان مرفوعاً از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که حضرت فرمود: «یقتل القآئم (علیه السلام) حتّی یبلغ السوق. فیقول له رجل من ولد أبیه...»؛(۴۵) «حضرت قائم (علیه السلام) آن قدر از انسان ها را می کشد که تا ساق پا را خون فرا می گیرد، تا آن که شخصی از فرزندان پدرش به او اعتراض شدید می کند...».
البته همچنان که اشاره شد این حدیث مرفوعه بوده ومشکل سندی دارد. واز طرفی محتوا ودلالتش ناتمام است، زیرا ممکن است که «سوق» که در روایت
آمده مقصود از آن نام شهر یا محلّی همانند «سوق الاهواز» باشد. خصوصاً آن که در حدیث مذکور سخن از خون به میان نیامده است. لذا چنین به نظر می رسد که «سوق» محل ومکان مخصوص باشد.
ونیز برخی از روایات به جهات دیگری ضعف سند دارد: در روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «... وبه حدّی از ظالمان را خواهد کشت که جاهلان می گویند: اگر این مرد از ذریّه محمّد بود ترحم می کرد».
ولی این روایت از حیث سند مورد اشکال است؛ زیرا در سند آن احمد بن عثمان آدمی است که مجهول می باشد.(۴۶)
زرّ بن حبیش می گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «خداوند به واسطه مردی از ما فتنه ها وآشوب ها را برطرف می سازد وآنان - فتنه گران - را خوار وذلیل می گرداند وبر آنان جز شمشیر وارد نمی کند. شمشیر بر دوش نهاده وهشت ماه به شدت مبارزه می کند تا این که می گویند: به خدا سوگند این از فرزندان فاطمه نیست، اگر از فرزندان فاطمه بود به ما رحم می کرد».(۴۷)
واز عیسی بن خشاب نقل شده که به امام حسین بن علی علیهما السلام عرض کردم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا، ولکن صاحب الأمر الطرید الشرید الموتور بأبیه المکنّی بعمّه، یضع سیفه علی عاتقه ثمانیه أشهر»؛(۴۸) «خیر، ولی صاحب امر، رانده شده، دور افتاده، خونخواه پدرش ودارای کنیه عمویش می باشد. شمشیرش را هشت ماه بر دوش خود می نهد».
واز ابو بصیر نقل شده که فرمود: شنیدم که امام باقر (علیه السلام) می فرمود: «یضع السیف علی عاتقه ثمانیه أشهر هرجاً هرجاً حتّی یرضی الله. فقلت: فکیف یعلم رضی الله؟
قال: یلقی الله فی قلبه الرحمه...»؛(۴۹) «... شمشیر را هشت ماه بر دوش خود می نهد وبه شدّت مبارزه می کند تا این که خداوند راضی شود. عرض کردم: چگونه رضایت خدا را می داند؟ فرمود: خداوند در دل ایشان رحمت قرار می دهد».
این روایات از حیث سند ضعیف هستند، زیرا در سند اول ودوم عمر بن قیس وعیسی بن خشاب وجود دارند که هردو مجعولند.
ودر سند روایت سوّم ابن ابی حمزه واقع شده که او هم مورد تضعیف قرار گرفته است.
از طرفی دیگر ممکن است که مقصود از این احادیث، مدّت عملیات تهاجمی لشکریان حضرت باشد که در طول هشت ماه ادامه می یابد.
این نکته نیز قابل توجه است که کاری بس عظیم که حضرت انجام می دهد یعنی همان گسترش حکومت عدل جهانی در سطح کره روی زمین اقتضای چنین قتل وکشتاری گر چه در حدّی محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولی این کشتارها را در مقابل قیام ها ونهضت های دیگر که ملاحظه می کنیم چندان قابل توجه نیست.
چرا استفاده از زور!؟
از کارهای حتمی امام موعود (علیه السلام) جنگی تمام عیار با تمام انسان های خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان وساختن جامعه بشری با دعوت اخلاقی وتربیت درست، امکان پذیر است ونیازی به خونریزی وجنگ نیست؟
ولی در توجیه این احتمال می گوییم: مطالعه تاریخ بشری - از روزی که تاریخی بر جای مانده است - به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع راه رشد وتکامل انسان جز با قدرت وخونریزی از سر راه برداشته نمی شود، وتعالیم اخلاقی واصول تربیتی هر چند تأثیرهای ژرف وگسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخی از افراد نجیب انسانی بوده است، ودر طبقه سلطه طلب ودنیادار واستثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی ونظامی جامعه ها را در دست داشته ودارند، یا هیچ تأثیری نداشته ویا تأثیر آن تحوّل آفرین ودگرگون ساز نبوده است. برای تربیت وهدایت آنان باید عامل دیگری به کار می رفته است تا سدّ راه انسان ها نگردند وراه رشد را بر توده ها نبندند، تا همگان بتوانند بی هیچ گونه مانعی به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو مسأله جنگ وکاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت برای دستیابی به هدف های انسانی مطرح می گردد. اسلام، با توجه به همین واقعیت ها جنگ را نه به عنوان هدف وآرمان بلکه به عنوان راه ووسیله برای تحقق توحید وعدل پذیرفته است.
در قرآن کریم آمده است: «وَقاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکُونَ فِتْنَهٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ للهِ...»؛(۵۰) «با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد ودین، همه اش برای خدا گردد...».
از این رو پیامبر اسلام که «رحمه للعالمین» است فرمود: «الخیر کلّه فی السیف وتحت ظلّ السیف، ولا یقیم الناس إلّا السیف، والسیوف مقالید الجنّه والنار»؛(۵۱) «تمام نیکی وخیر در شمشیر است ودر زیر سایه شمشیر، ومردمان را جز شمشیر راست نمی کند. وشمشیرها کلیدهای بهشت ودوزخند».
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «... إنّ فی القائم من آل محمّد شبهاً من خمسه من الرسل... وأمّا شبهه من جدّه المصطفی فخروجه بالسیف وقتله أعداء الله وأعداء رسوله والجبّارین والطواغیت، وأنّه ینصر بالسیف والرعب...»؛(۵۲) «قائم آل محمد (علیهم السلام) شباهت هایی با پنج تن از پیامبران دارد... امّا شباهت او به جدّ خود رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله) قیام با شمشیر است وکشتن دشمنان خدا وپیامبرش، وجبّاران وسرکشان، او با شمشیر وترس [که در دل جباران افکنده می شود] مدد می گردد».
شیوه ورفتار امام زمان (علیه السلام) با ظالمان
مطابق برخی از روایات کسانی مورد غضب امام عصر (علیه السلام) قرار می گیرند که حجت بر آنان تمام شده ولی عناد وسرکشی کرده وحجّت خدا را نمی پذیرند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «... در این هنگام قائم (علیه السلام) ظهور می کند وسبب نقمت خدا وخشم وغضب او بر بندگان می گردد؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آن که حجّتش را انکار کنند».
کشتار مسلمین!!
مستفاد از روایات آن است که بیشتر قتل ها در محدوده بلاد اسلامی وبین مسلمانان اتفاق خواهد افتاد، سؤال این است: چگونه چنین خواهد شد با آن که می دانیم مشرک وکافر از حقّ دورترند تا مسلمان، ولذا آنها به کشته شدن سزاوارترند تا مسلمان.
در پاسخ به این سؤال می گوییم:
اولاً: روایات دلالت ندارد بر این که کشتارها وقتل ها فقط در محدوده مسلمانان است وحضرت کسی از کفار را به قتل نمی رساند، بلکه ظاهر برخی از روایات عموم است که شامل هر معاندی که درصدد ایجاد مانع از برپایی حکومت حضرت است، می شود.
ثانیاً: گر چه اسامی برخی از جماعاتی که توسط حضرت واصحابشان به قتل می رسند در روایات ذکر شده است، ولی این دلالت ندارد که قتل وکشتار در دسته ها وجماعات دیگر اتفاق نمی افتد وحضرت از کفار ومشرکان کسی را به قتل نمی رساند.
ثالثاً: بر فرض که روایات، ظهور در اختصاص کثرت قتل ها در مسلمین داشته باشد، این امری غیرمنتظره نیست، بلکه مطابق با قواعد کلّی است؛ زیرا مطابق برخی از روایات، بسیاری از بلاد کفر تسلیم حضرت خواهند شد، وکثرت قتل در بین مسلمین به جهت پاک سازی آنان از عناصر نامطلوب است. در میان امت اسلامی حجّت در تمام جوانب برای مردم تمام شده است لذا از هیچ کس عذری پذیرفته نمی شود.
توضیح این مطلب این که: یکی از مشکلاتی که امام مهدی (علیه السلام) با آن روبه رو می شود مشکل انحراف ها وبرداشت ها وتفسیرهای نادرستی است که در راه وروش های دین خدا واصول وفروع احکام الهی پدید آمده وقرن ها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ ورسوخ کرده است. این موضوع، مانعی عظیم بر سر راه امام مهدی (علیه السلام) است. مانع کفر وبی دینی وبی اعتقادی در برابر این مانع امری ساده است. کفر به سلاحی مجهّز نیست وانسان بی اعتقاد حقّی را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است، وبرای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده است، وچیزی را به شکل انحرافی ونادرست به نام دین خدا در ذهن جای نداده است، وآیه یا حدیثی را به دلخواه خویش معنی نکرده است. ولی با مسلمان ومدّعی خداشناسی که تعالیم دین یا بخش هایی از آن را به گونه ای انحرافی آموخته ومعنای بسیاری از احادیث وآیات قرآنی را واژگونه فهمیده است، وبه اصول ومبانی وراه وروش هایی پای بند ومعتقد است که در حقیقت ضدّ دین خدا وراه وروش پیامبران است، چگونه می توان روبه رو شد؟ بخشی از برنامه های کشتار گسترده وفراگیر امام مهدی (علیه السلام) در جامعه های اسلامی شاید به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی - که در حقیقت ضدّ اسلام است - به جنگ با امام بر می خیزند، وامام ناگزیر با قاطعیّت با آنان روبه رو می شود وکار آنان را یکسره می کند، البته در صورتی که از افکار واندیشه های نادرست خویش دست برندارند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «... وإنّ القائم یخرجون علیه فیتأوّلون علیه کتاب الله ویقاتلونه علیه»؛(۵۳) «لیکن قائم در هنگام رستاخیز خویش با مردمی روبه رو می شود که رو در روی او می ایستند وآیه های کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل می کنند، ودر همین راستا با او به نبرد بر می خیزند».
جنگ با اعراب!!
مجلسی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «ما بقی بیننا وبین العرب إلّا الذبح، وأومأ بیده إلی حلقه»؛(۵۴) «بین ما وبین عرب چیزی به جز ذبح باقی نمی ماند. آن گاه حضرت به دست مبارک خود به حلقشان اشاره نمودند».
در توجیه این روایت می گوییم:
۱ - ظاهر حدیث این است که عرب هر یک از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) را به قتل خواهد رساند.
۲ - احتمال دیگر این که امام صادق (علیه السلام) اشاره به جنایات وقتل وذبحی است که منصور عباسی در عصر آن حضرت نسبت به بنی هاشم وذریه پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) داشته است. ومطابق تاریخ تعداد زیادی از آنها را به قتل رسانید.
شدت برخورد با اعراب!!
در غالب روایاتی که در آن سخن از سنت جدید، قضاوت جدید، امر جدید وکتاب جدید به میان آمده این تعبیر به چشم می خورد: «علی العرب شدید».
در توجیه این روایت می گوییم:
آنچه به ذهن می آید - والعلم عند الله تعالی - این که: حضرت مهدی (علیه السلام) قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامه ای اصلاحی وتوسعه همه جانبه، مقصد ومرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعی است که پیاده کردن این برنامه ها با مشکلات فراوانی همراه است، درگیری با سفیانی ها ودجّال ها ودیگر منحرفان که با برنامه های حضرت به مقابله برخواهند خاست، در همین منطقه خواهد بود. طبیعی است که با چنین شرایطی برنامه حضرت در عصر سختی پیاده خواهد شد. لذا عرب سختی های فراوانی از آن خواهد کشید، گرچه امام زمان (علیه السلام) از امکانات اعجازی نیز استفاده وبهره خواهند برد. شاهد این معنا این که در برخی از روایات ذیل جمله «علی العرب شدید» چنین آمده است: «ویل للعرب من شرّ قد اقترب»(۵۵) یعنی وای بر عرب از شرّی که بر او نزدیک شده است. واین ممکن است که به جهت اظهار ترحّم بر آنها باشد.
شروع از منحرفان مذهب
مفضل بن عمر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «اگر قائم ما قیام کند از دروغ گویان شیعه شروع کرده، آنها را به قتل خواهد رساند».(۵۶)
در توجیه این حدیث می گوییم:
اولاً: بعد از چشم پوشی از ضعف سند حدیث، می دانیم که کلمه «شیعه» فرقه امامیه، اسماعیلیه، زیدیه ودیگر فرقه های شیعی را شامل می شود، همان گونه که بر کسی که خود را به تشیّع نسبت داده ولی بعد از مدّتی از خطّ اهل بیت منحرف شده است اطلاق می گردد. ابوالخطاب، مغیره بن سعید، احمد بن هلال عبرتایی، ابن ابی العزاقر ودیگر منحرفین که ادعای تشیّع داشتند، در حالی که اهل بیت (علیهم السلام) از آنها بی زار بودند از این دسته اند. لذا کشّی خبر فوق را تحت عنوان «ما روی فی محمّد بن ابی زینب» معروف به ابوالخطاب که فرقه خطابیه به او نسبت داده می شود، نقل کرده است. او کسی بود که احادیث زیادی از طرف امام در مورد لعن ونفرین او صادر شد واز خداوند طلب نمود که حرارت شمشیر را به او بچشاند.(۵۷)
در نتیجه: مقصود از کذابین شیعه، همین افراد ویا فرقه های دیگر شیعه، غیر از امامیه اند که با نسبت های ناروا ودروغ، گروهی را منحرف کرده اند ولذا امامان شیعه آنها را لعن کرده وحکم به کفر آنها نموده واز آنها تبرّی جسته اند. وهنگام ظهور نیز امام زمان (علیه السلام) در ابتدا آنها را نابود خواهد کرد.
ثانیاً: از آن جهت که حضرت مهدی (علیه السلام) مردم را دعوت به اسلام ناب محمّدی که در تشیّع اصیل متبلور است دعوت می کند، باید در مرتبه اوّل منحرفین از این راه اصیل را از بین برده، تا بتواند دیگران را به این راه وارد کند. کسانی که مقابله با آنها به مراتب سخت تر ودشوارتر از کفّار وصاحبان ادیان ومذاهب دیگر است.
در نتیجه: حدیث فوق هرگز ربطی به راویان حدیث اهل بیت (علیهم السلام) ندارد، آن هایی که علوم اهل بیت را اخذ کرده وبا دقت تمام به دست آیندگان رساندند. آنان کسانی بودند که از طریق امامان شیعه مورد مدح وستایش قرار گرفتند که می توان در رأس آنها از زراره، محمّد بن مسلم، برید عجلی، ابوبصیر نام برد.
وظایف حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول از آسمان
ابوهریره در حدیثی از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود: «... او از آسمان فرود می آید... با مردم به جهت دعوت به اسلام جنگ خواهد کرد، صلیب را خرد کرده وخوک را می کشد وجزیه وضع می کند. خداوند در عصر او همه ملت ها به جز اسلام را نابود می گرداند ومسیح دجال را نیز به هلاکت می رساند. در روی زمین چهل سال درنگ می کند وبعد از وفات، مسلمانان بر او نماز می گزارند».(۵۸)
ممکن است که مقصود از کشتن خوک، کنایه از تحریم خوردن آن بر مسیحیان آن عصر باشد. ومقصود از وضع جزیه، کنایه از ابطال جمیع ادیان است.(۵۹)
شریعت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول
از برخی روایات استفاده می شود که حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از فرود آمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می کند نه به شریعت خود.
سمره از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم در حالی که تصدیق کننده به محمّد (صلّی الله علیه وآله) وبر ملت او است نزول می کند، آن گاه دجال را به قتل می رساند...».(۶۰)
ابن حبّان در صحیح خود از ابوهریره نقل کرده که گفت: از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) شنیدم که می فرمود: «... وهنگامی که سر از رکوع برمی دارد «سمع الله لمن حمده» می گوید...».(۶۱)
منجی ورهبر در حکومت عدل توحیدی
توضیح
در مورد منجی ورهبر در حکومت عدل جهانی توحیدی سه احتمال وجود دارد:
۱ - منجی ورهبر جهانی همان عیسی بن مریم است، ومنظور از مهدی نیز اوست.
۲ - منجی ورهبر، مهدی موعود اسلامی است، که از او به مسیح نیز تعبیر شده است.
۳ - منجی ورهبر، حضرت مهدی است که حضرت عیسی نیز از جانب خداوند به مساعدت او می شتابد.
ادلّه احتمال اول
۱ - لفظ مسیح که مقصود از آن، نجات بخش ومنجی است لقب حضرت عیسی (علیه السلام) می باشد.
۲ - در برخی از اناجیل وروایات اسلامی به طول عمر حضرت مسیح در آخرالزمان اشاره شده است.(۶۲)
۳ - در برخی از روایات آمده: «ولا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم»؛ «ومهدی به جز عیسی بن مریم نیست».
پاسخ:
اولاً: نامگذاری حضرت عیسی (علیه السلام) به مسیح بر استقلال او در برپایی حکومت عدل جهانی دلالت ندارد؛ زیرا نام «مسیح» را برخی از کاتبان اناجیل بر حضرت مسیح اطلاق نمودند وقرآن نیز به جهت شهرت آن بر آن حضرت اطلاق کرده است. ودیگر این که کافی است در لقب دادن حضرت عیسی به مسیح به جهت آن که در تأسیس حکومت عدل جهانی مشارکت دارد.
ثانیاً: توافق اسلام ومسیحیت در بازگشت حضرت عیسی (علیه السلام) در آخرالزمان وطول عمر او دلالت بر استقلال ایشان در تشکیل حکومت ورهبری ندارد.
ثالثاً: در مورد حدیث «ولا مهدیّ إلّا عیسی بن مریم» که ابن ماجه آن را در سنن خود نقل کرده اشکالاتی وجود دارد:
الف. این حدیث معارض با روایات متواتری است که مهدی را از ذریه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) معرفی کرده است.
ب. این روایت از منفردات محمّد بن خالد جندی است وتنها اوست که آن را نقل کرده است در حالی که او کسی است که به تعبیر آبری، نزد اهل سنّت معروف نیست. وبه تعبیر حاکم نیشابوری، مجهول بوده ونقل حدیثش به جهت تعجب است.(۶۳) لذا قرطبی می گوید: «احادیث نبوی که دلالت بر خروج مهدی (علیه السلام) از عترت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) واز اولاد فاطمه علیها السلام دارد اصحّ از این حدیث است وحکم، مطابق آن احادیث است».(۶۴) ابونعیم اصفهانی نیز حدیث را غریب می داند.(۶۵)
دلیل احتمال دوم
مسیح در لغت گر چه به معنای مسح شده است ولی این کلمه لقب کسی قرار گرفته که از جانب خداوند مسح شده وقابلیّت برای نجات عالم را دارد، ومطابق روایات این قابلیّت تنها برای حضرت مهدی (علیه السلام) است.
پاسخ:
اولاً: لقب دادن حضرت مهدی (علیه السلام) به «مسیح» به معنایی که ذکر شده گر چه امر معقولی است ولی در روایات به آن اشاره نشده است.
ثانیاً: از مجموعه احادیث استفاده می شود که حضرت مسیح با تشریک مساعی با حضرت مهدی (علیه السلام) امر حکومت جهانی را به پیش خواهند برد.
ادلّه احتمال سوم
از مجموعه قرائن وادله به دست می آید که حکومت جهانی با رهبری حضرت مهدی (علیه السلام) وتشریک مساعی حضرت عیسی (علیه السلام) بر پا خواهد شد زیرا:
۱ - امام مهدی (علیه السلام) وارث طرح کامل حکومت عدل جهانی توحیدی از رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله) است.
۲ - در روایات اسلامی آمده است که حضرت عیسی از امامت جماعت بر مسلمین امتناع کرده وامام مهدی (علیه السلام) را به عنوان امامت معرفی می کند.
۳ - حکمت اقتضا می کند که رهبر حکومت جهانی از امت اسلام باشد.
۴ - در عبارات اناجیل آمده است که حضرت عیسی به کمک شخصی به نام «فرزند انسان» از آسمان فرود آمده وبا مساعدت او این حکومت بر پا خواهد شد.
زندگی حضرت عیسی (علیه السلام) بعد از نزول
از برخی روایات استفاده می شود، حضرت عیسی بعد از نزول به زمین چهل سال عمر می کند ودر این مدت ازدواج کرده، بعد از رحلت مسلمانان بر او نماز می گزارند:
۱ - ابوهریره در حدیثی از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: «... او - مسیح - چهل سال در روی زمین مکث خواهد کرد وبعد از وفاتش مسلمانان بر او نماز می گزارند».(۶۶)
۲- عبد الله بن عمر از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: «عیسی بن مریم به زمین فرود می آید وازدواج می کند وفرزنددار می شود».(۶۷)
اصحاب امام مهدی (علیه السلام)
عدد اصحاب خاص امام زمان (علیه السلام)
مطابق روایات مستفیض بلکه متواتر، عدد اصحاب امام زمان (علیه السلام) به تعداد لشکر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله) در غزوه بدر ۳۱۳ نفر است.
قندوزی در تفسیر آیه «وَلَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ العَذابَ إِلی أُمَّهٍ مَعْدُودَهٍ» از امام باقر وامام صادق علیهما السلام نقل کرده که فرمودند: «همانا امت معدوده ۳۱۳ نفر از اصحاب مهدی در آخر الزمان است همانند عدد اهل بدر، که در یک ساعت اجتماع می کنند...».(۶۸)
محمّد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «پس اول کسی که از طرف خدا با او بیعت می کند جبرئیل است. ونیز از مردم ۳۱۳ نفر با او بیعت خواهند کرد...».
ونیز از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «قائم از ما با ترس یاری شده وبا نصرت تأیید خواهد شد. تا آن که فرمود: پس هنگامی که خروج می کند بر کعبه تکیه می دهد. و۳۱۳ نفر به دور او گرد آیند...».(۶۹)
اصحاب دیگر امام زمان (علیه السلام)
از روایات استفاده می شود که اصحاب امام زمان (علیه السلام) بعد از ظهور از ده هزار نفر کمتر نیست.
محمّد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: «... هر گاه برای او حضرت مهدی (علیه السلام) - ده هزار مرد جمع شد، پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمی ماند...».(۷۰)
در اینکه مقصود از این روایات وروایاتی که اصحاب حضرت را ۳۱۳ نفر معین کرده چیست چند احتمال است:
۱ - دو دسته کردن اصحاب حضرت به جهت اختلاف در درجات اخلاص آن ها است، به این نحو که ۳۱۳ نفر از آن ها در کمال درجه اخلاص اند، وبقیه تا ده هزار نفر یا ده هزار نفر
دیگر در مرتبه ای پایین ترند.
۲ - اختلاف دو دسته در سرعت ملحق شدن آن ها ورسیدن آنان به حضرت مهدی (علیه السلام) است، به این نحو که ۳۱۳ نفر از دیگران زودتر به حضرت ملحق می شوند.
۳ - اختلاف در سرعت ایمان وبیعت نمودن با حضرت است.
۴ - اختلاف در دفاع نمودن از حضرت باشد به این معنا که ۳۱۳ نفر اولین دسته ای است که حضرت را یاری خواهند نمود.
۵ - اختلاف به لحاظ وظایف وکارهایی است که به جهت اختلاف درجات اصحاب به آن ها محوّل خواهد شد. مثلاً ۳۱۳ نفر از فرماندهان ورئیسانند، بر خلاف بقیه افراد.
چگونگی ورود اصحاب به مکه
در مورد این که اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام) در هنگام ظهور حضرت چگونه وارد مکه می شوند چند احتمال وجود دارد:
۱ - اینکه این جماعت به طور اعجاز وبا سرعت وارد مکه می شوند. این احتمال مطابق ظاهر برخی روایات وصریح برخی روایات دیگر است. در برخی روایات آمده که آن ها در یک ساعت در جایی اجتماع می کنند: «یجتمعون والله فی ساعه واحده».(۷۱) ولی در برخی روایات تصریح به اعجازی بودن آن شده است.
در روایت ابن صباغ آمده است: «فیصیر إلیه أنصاره من أطراف الأرض تطوی لهم طیّاً حتّی یبایعوه»؛ «پس انصار او از اطراف زمین به خدمت او می رسند در حالی که زمین برای آن ها می چرخد تا اینکه با او بیعت کنند».
ودر خبر طبرسی آمده است: «فتصیر شیعته من أطراف الأرض تطوی لهم طیّاً حتّی یبایعوه»؛ «پس شیعیان از اطراف زمین خدمت او می رسند در حالی که زمین برای آن ها می چرخد، تا آن که با او بیعت کنند».
۲ - احتمال دیگر اینکه مردم چند دسته شوند:
الف. برخی از راه طبیعی خدمت امام (علیه السلام) مشرّف می شوند.
ب. برخی نیز شب هنگام که در رختخواب خود آرمیده اند ناگهان خود را در مکه می یابند.
ج. برخی نیز بر ابر سوار در روز به خدمت حضرت مشرف می شوند.
۳ - احتمال سوّم آن است که همگی با سفر عادی به خدمت حضرت مشرف می شوند؛ زیرا همان گونه که در روایات اشاره شده به اسم مهدی (علیه السلام) در ماه رمضان ندا داده می شود، وظهور حضرت نیز در دهم محرم است. در فاصله این مدّت مخلصین، خود را به حضرت می رسانند.
از میان این احتمالات، احتمال سوّم ترجیح دارد؛ زیرا گرچه مطابق زمان صدور این روایات حرکت سریع به سوی مقصدی دور تنها با اعجاز متصور بوده، ولی در این عصر بلکه عصر ظهور، حرکت ها به حدّی سریع شده که اجتماع افرادی را از اطراف عالم در یک ساعت ممکن ساخته است. ولذا ممکن است که مقصود از سیر در سحاب وابرها سفر با هواپیما، وپیچیده شدن زمین، سفر با ماشین وقطار سریع السیر باشد.
قومیّت اصحاب امام زمان (علیه السلام)
مطابق روایات، اصحاب امام زمان (علیه السلام) از کشورها وشهرهای مختلف هستند که خدمت حضرت مشرّف می شوند:
شیخ طوسی رحمه الله به سندش از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «بین رکن ومقام سیصد وچند نفر به تعداد اهل بدر با قائم بیعت خواهند کرد، در میان آن ها نجیبانی از اهل مصر، وشخصیت هایی از اهل شام، واخیاری از اهل عراق است...».(۷۲)
ونیز از امام علی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «درود بر طالقان، پس همانا برای خداوند در آن گنج هایی است که از طلا ونقره نیست، ولکن در
آن مردانی است که خداوند شناخت تمام به آن ها دارد، وآنان یاوران مهدی آخرالزمان اند».(۷۳)
ونیز ابن طاووس در کتاب «الملاحم والفتن»(۷۴) اسامی بسیاری از اصحاب امام را با شهرهای آنان نقل کرده است.
عرب در میان اصحاب حضرت (علیه السلام)
مرحوم مجلسی به سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «اتّقِ العرب فإنّ لهم خبر سوء، أما أنّه لم یخرج مع القآئم منهم واحد»؛(۷۵) «از عرب بپرهیز، زیرا برای آن ها خبر ناگواری است. آگاه باش که هیچ کس از عرب با قائم خروج نخواهد کرد».
پاسخ:
۱ - مجلسی این روایت را از کتاب «الغیبه» شیخ طوسی نقل کرده است. ولی سند آن به جهت وجود موسی الآبار واسباط بن سالم که مجهول الحالند وهیچ توثیقی ندارند، ضعیف است.
۲ - با اغماض از سند این روایت، معارض با احادیث دیگری است که دلالت دارد بر اینکه برخی از انصار واصحاب امام زمان (علیه السلام) از عرب است.
از جمله آن روایات اینکه شیخ طوسی به سندش از جابر جعفی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «یبایع القآئم بین الرکن والمقام ثلاثمائه ونیّف عدّه أهل بدر، فیهم النجبآء من أهل مصر والأبدال من أهل الشام والأخیار من أهل العراق، فیقیم ما شآء الله أن یقیم»؛(۷۶) «بین رکن ومقام سیصد واندی به عدد اهل بدر با قائم بیعت خواهند کرد، در میان آن ها نجیبانی از اهل مصر، وابدالی از اهل شام، واخیاری از اهل عراق وجود دارد، آن گاه دین را تا مقداری که خداوند بخواهد برپا خواهد داشت».
وجود زن در میان اصحاب حضرت (علیه السلام)
از برخی روایات استفاده می شود که در میان اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام) تعدادی زن نیز وجود دارد: نعمانی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «به خدا سوگند! سیصد واندی خواهند آمد وپنجاه نفر زن نیز در میان آنان است».(۷۷)
مفضل بن عمر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همراه حضرت قائم سیزده زن هستند. عرض کردم: آنان چه می کنند وچه نقشی خواهند داشت؟ حضرت فرمود: «زخمی ها را مداوا می کنند واز بیماران پرستاری می نمایند، همچنان که همراه رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) بودند...».(۷۸)
زن از خواص یاران حضرت (علیه السلام)
مطابق برخی از روایات پنجاه نفری که از زنان در رکاب حضرت مهدی (علیه السلام) هستند از میان ۳۱۳ نفر یاران خاص حضرتند: جابر بن یزید جعفی ضمن حدیث مفصّلی از امام باقر (علیه السلام) در بیان برخی نشانه های ظهور نقل کرده که فرمود: «ویجیء والله ثلاثمائه وبضعه عشر رجالاً فیهم خمسون امرأه یجتمعون بمکّه...»؛(۷۹) «به خدا سوگند! سیصد وبالاتر از ده نفر می آیند که پنجاه نفر از این عده زن هستند ودر مکه کنار یکدیگر جمع خواهند شد...».
از کلمه «فیهم» که در روایت آمده استفاده می شود که این پنجاه زن از جمله ۳۱۳ نفرند. وتعبیر به «رجلاً» به جهت تغلیب است. همان گونه که در آیه تطهیر ضمیر «کم» که برای جمع مخاطب مذکر است به کار رفته وبه طور حتم حضرت زهراعلیها السلام نیز مشمول آیه است واگر مقصود امام (علیه السلام) از وجود آن پنجاه زن، همراهی آنان با آن ۳۱۳ نفر بود باید از تعبیر «معهم» استفاده می کرد، نه «فیهم».
واگر اشکال شود که: پس چرا اسامی این پنجاه نفر در بین نام ۳۱۳ نفر نیامده است؟ در جواب گوییم: با مراجعه به روایاتی که اسامی یاران خاص حضرت را ذکر کرده اند پی می بریم که نام همه ۳۱۳ نفر نیامده است ولذا ممکن است بقیه آنان از زنان باشند که به جهت خاصی نام آنان برده نشده است.
چگونه از یاران حضرت باشیم
گاهی سؤال می شود که اگر مطابق روایات، اسامی اصحاب خاص حضرت وشهرهای آنان مشخص شده است، انسان از اینکه بتواند جهاد نفسانی کند تا به این درجه برسد که از اصحاب خاص حضرت شود مأیوس می گردد.
پاسخ:
۱ - روایاتی که تعداد اصحاب حضرت را مشخص کرده گرچه مستفیض است ولی روایتی که اسامی وشهرهای آن ها را نقل کرده ضعیف السند است ولذا قابل اثبات نیست.
۲ - مطابق روایت ابن طاووس، اسامی همه ۳۱۳ نفر نیامده است، بلکه حدود ۲۴۰ نفر از آن ها را نام برده است. ولذا احتمال داده می شود که انسان در بین نفرات دیگر باشد.
کیفیت بیعت با حضرت (علیه السلام)
در برخی روایات فریقین اشاره شده که حضرت با اکراه با مردم بیعت می کند ویا اینکه مردم با اکراه با او بیعت می کنند.
قتاده از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: «مهدی از مدینه به سوی مکه خروج می کند، مردم از او می خواهند که از بینشان خروج کند، پس با او بین رکن ومقام در حالی که کراهت دارد بیعت می کنند...».(۸۰)
زراره از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «به اسم قائم ندا داده می شود، پس او می آید وپشت مقام قرار می گیرد. به او گفته می شود: به تحقیق به اسم تو ندا داده می شود، منتظر چه چیزی هستی؟ دست او گرفته شده، با او بیعت می شود. زراره می گوید: الحمد لله، ما می شنیدیم که قائم (علیه السلام) با کراهت بیعت می کند (می شود) ووجه استکراه او را نمی دانستیم، ولی دانستیم این استکراهی است که گناهی در آن نیست».(۸۱)
ممکن است مقصود به استکراهی که حضرت نسبت به بیعت مردم دارند این باشد که از آنجا که مظلومان از آن حضرت تقاضای رفع ظلم می کنند لذا حضرت از روی تواضع در ابتدا استکراهی از خود نشان می دهند.
خصوصاً آن که این کار باید به اذن واراده ومشیّت خداوند صورت پذیرد.
افراد بیعت کننده
کسانی که با حضرت بیعت خواهند کرد به ترتیب عبارت اند از:
۱) جبرئیل امین (علیه السلام).
۲) اصحاب خاص حضرت.
۳) اصحاب عام حضرت.
۴) کسانی که در مکه حاضر بوده وبه او ودعوتش اعتماد واطمینان پیدا می کنند.
اصولی که بر آن پیمان می بندد
از برنامه ها وروش های امام مهدی (علیه السلام) پیمان گیری از یاران خویش است. پیمان وبیعت در جامعه اسلامی از آغاز تشکیل حاکمیت اسلام رسم شد، وپایه گذاری نخستین مرکزیّت وحکومت اسلامی به دست مبارک پیامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله) با آیین بیعت وپیمان گرفتن از یکایک مردم همراه بود.
امام مهدی (علیه السلام) نیز چون نیاکان خویش از یارانش بیعت می گیرد وبا آنان پیمان می بندد. پیمان امام بر سر اصولی است که راه ورسم وشیوه وروش امام را در حکومت تبیین می کند.
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «همانا قائم با یارانش پیمان می بندد واز آنان بیعت می گیرد که: مسلمانی را دشنام ندهند... حریمی را هتک نکنند، به خانه ای هجوم نبرند، کسی را به ناحق نزنند، طلا ونقره گنج نکنند، همچنین گندم وجو اندوخته نسازند. مال یتیمان را نخورند... لباس خزّ وحریر نپوشند. کمربند زرّین نبندند... در امور معاش به اندک بسنده کنند... لباس درشت بپوشند وصورت بر خاک بگذارند... ودر راه خدا به جهادی شایسته دست یازند.
خود (امام) نیز متعهد می شود که از همان راهی که آنان می روند برود، وچون آنان لباس بپوشد، وبر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود وچنان باشد که آنان هستند. به اندک بسنده کند، وزمین را با یاری خدای دادگری پر کند پس از آن که از ستم پر شده باشد... وصاحب ودربانی نگمارد».(۸۲)
شجاعت اصحاب حضرت (علیه السلام)
حاکم نیشابوری به سندش از محمّد بن حنفیه نقل می کند که گفت: ما نزد علی (علیه السلام) بودیم که شخصی از او درباره حضرت مهدی (علیه السلام) سؤال کرد؟ حضرت فرمود: «...یخرج فی آخر الزمان، إذا قال الرجل: الله الله قتل، فیجمع الله تعالی له قوماً قزع کقزع السحاب، یؤلّف الله بین قلوبهم لا یستوحشون إلی أحد ولا یفرحون بأحد یدخل فیهم...»؛(۸۳) «او در آخرالزمان خروج خواهد کرد، هنگامی که شخصی اعلان کند: خدا را خدا را! کشته شود. در آن هنگام خداوند برای او گروهی را جمع می کند که همانند ابرهای پراکنده متفرّق اند، قلب های آن ها را هماهنگ می نماید. از کسی احساس وحشت نکرده وبه کسی که داخل در جماعت آن ها شود شاد نمی گردد...».
اصحاب حضرت از همه جا
مطابق برخی از روایات، اصحاب حضرت از منطقه خاصّی نیستند بلکه در سرتاسر دنیا به سر می برند وخداوند متعال در وقتی بسیار اندک آن ها را کنار بیت الله الحرام جمع خواهد کرد.
سید بن طاووس در حدیثی از امام علی (علیه السلام) درباره اصحاب امام زمان (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: «آن ها ۳۱۳ نفرند به عدد اصحاب بدر، خداوند آن ها را از شرق وغرب عالم در کنار بیت الله الحرام جمع خواهد کرد...».(۸۴)
ویژگی های اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام)
توضیح
مطابق برخی از روایات، اصحاب حضرت (علیه السلام) از صفات وویژگی هایی برخوردارند از قبیل:
۱ - اخلاص
در روایتی امام جواد (علیه السلام) به عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) فرمود: «... وهنگامی که برای او این تعداد «۳۱۳ نفر» از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد...».(۸۵)
۲ - یقین واستقامت
از امام صادق (علیه السلام) در حدیثی نقل شده که فرمود: «... گویا قلب های آن ها به مانند تکّه های آهن است، شکی در قلوب آن ها راجع به خدا وجود ندارد. محکم تر از سنگ است...».(۸۶)
۳ - خداشناس واقعی
از امام علی (علیه السلام) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود: «... ولکن در طالقان مردمانی مؤمن خواهند آمد که به خداوند معرفت واقعی دارند وآنان انصار مهدی در آخرالزمان می باشند».(۸۷)
۴ - شیران روز وزاهدان شب
از امام صادق (علیه السلام) در حدیثی راجع به اصحاب قائم (علیه السلام) نقل است که فرمود: «گویا من نظر می کنم به قائم واصحاب او در نجف کوفه... سجده ها به پیشانی های آن ها اثر گذارده است، شیران در روز وراهبان در شب اند...».(۸۸)
۵ - برخورداری از تأیید الهی
طبرسی در روایتی از امام علی (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: «تا اینکه خداوند مردی را در آخرالزمان برمی انگیزاند... او را به ملائکه اش تأیید کرده وانصارش را حفظ خواهد نمود».(۸۹)
تسخیر جهان با افرادی اندک
در مورد این موضوع می گوییم:
اولاً: مطابق برخی از روایات، حضرت دو نوع یار ویاور دارند: یکی یاران خاص الخاص که ۳۱۳ نفرند ودیگری یاران خاص که ده هزار نفر می باشند.
این افراد انسان های عادی به حساب نمی آیند، بلکه کسانی هستند که قلب هایشان در راستای اهداف حضرت مهدی (علیه السلام) محکم بوده، راسخ قدم می باشند.
ثانیاً: غلبه حضرت با یارانش وبرپایی حکومت عدل جهانی تنها از طریق امور عادی نیست تا بعید به نظر برسد، بلکه همان گونه که قبلاً اشاره شد با تأییداتی از جانب خداوند، از قبیل ایجاد رعب در قلوب دشمنان حضرت (علیه السلام) وتأییداتی از ملائکه خواهد بود.
ثالثاً: اراده حتمی خداوند بر پیروزی حضرت تعلّق گرفته است، واراده او به هر نحو ممکن محقق خواهد شد.
لذا در قرآن کریم می خوانیم: «کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللهِ»؛(۹۰) «چه بسیارند گروه اندکی که به اذن خداوند، بر گروه بسیاری چیرگی می یابند».
رابعاً: از لحاظ اسباب وعلل ظاهری هم اگر موضوع را بررسی کنیم، حصول چنین فتح وغلبه وتشکیل حکومت الهی، ممکن وعملی خواهد بود، زیرا حضرت در موقعی ظهور خواهد کرد که اوضاع واحوال اجتماعی واخلاقی وسیاسی کاملاً مساعد باشد. نظیر رشد وتوسعه سریع اسلام در قرن اوّل است، زیرا در آن عصر، فساد اوضاع اجتماعی واداری کشورها به حدّی بود که مردم آمادگی پذیرش حکومت اسلامی را داشتند.
این وضعیت در عصر ظهور حضرت نیز وجود دارد.
وزیران دولت حضرت مهدی (علیه السلام)
مطابق برخی از روایات، وزیران دولت حضرت مهدی (علیه السلام) از قشر جوان هستند، گرچه تعداد قلیلی از پیرمردان نیز در میان آن ها وجود دارد.
ابویحیی حکیم بن سعید می گوید: از علی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «إنّ أصحاب القائم شباب لا کهول فیهم إلّا کالکحل فی العین، أو کالملح فی الزاد وأقلّ الزاد الملح»؛(۹۱) «همانا اصحاب قائم جوان اند وهرگز در میان آن ها پیرمرد وجود ندارد مگر به مانند سرمه در چشم، یا همانند نمک در توشه، وکمترین توشه نمک است».
یارانی از مشرق زمین
گفته شده: چگونه با پیشرفت شرقی ها می توان بر غرب مقتدر پیروز شد؟ در جواب می گوییم:
اولاً: از طرفی یاران حضرت باید از افراد مسلمان باشند واز طرف دیگر عمده ممالک وزیست گاه امت اسلامی در شرق است لذا بیشتر یاران حضرت از شرق هستند.
ثانیاً: حضرت مهدی (علیه السلام) از همه نوع پیشرفتی برای رفاه وتکامل انسان ها استفاده خواهد کرد ولی نه به دید استقلالی، بلکه از دنیا برای رسیدن به تعالی روحی بهره خواهد گرفت.
ثالثاً: مقصود از عقب افتادگی شرق نسبت به غرب چیست؟ اگر در تکنیک ومسائل دنیوی است که هدف اصلی حضرت تنها تکامل مادّی نیست. واگر مقصود عقب افتادگی شرق در ناحیه عقل وفکر وشعور وپیشرفت فرهنگی است که این مطلب را ما قبول نداریم. چه کسی گفته است که غرب به لحاظ اخلاقی وفرهنگی بر شرق پیشی گرفته است.
کارگزاران دولت حضرت مهدی (علیه السلام)
در حکومتی که رهبری آن به عهده حضرت مهدی (علیه السلام) است، کارگزاران ومسؤولان حکومت او نیز باید از بزرگان ونیکان امت باشند. از این رو در روایات، ترکیب دولت حضرت مهدی (علیه السلام) را از پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان وصالحان روزگار معرفی می کند.
در روایتی می خوانیم که حضرت عیسی (علیه السلام) به حضرت مهدی (علیه السلام) می گوید: «همانا من به عنوان وزیر فرستاده شده ام نه امیر وفرمانروا».(۹۲)
همچنین در روایتی آمده است که حضرت عیسی (علیه السلام) وزیر حضرت قائم (علیه السلام) وپرده دار وجانشین آن حضرت است.(۹۳)
ونیز در روایتی دیگر آمده است: «... آن گاه عیسی فرود می آید ومسئول دریافت اموال حضرت قائم (علیه السلام) می شود واصحاب کهف نیز در پشت سر او خواهند بود».(۹۴)
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «... سپاهیان در پیشاپیش حضرت مهدی (علیه السلام) قرار می گیرند وقبیله هَمْدان وزیران او خواهند بود».(۹۵)
ونیز در روایتی می خوانیم: «مردان الهی با مهدی (علیه السلام) همراه هستند، مردانی که به دعوت او پاسخ گفته اند واو را یاری می کنند. آنان وزیران ودولت مردان اویند که بار سنگین مسئولیت های حکومت را بر دوش دارند».(۹۶)
عدم تحقق شرایط ظهور
گاهی گفته می شود: آیا در میان این همه مسلمان وشیعه ۳۱۳ نفر یار ویاور برای حضرت وجود ندارد تا ظهور کند؟
در پاسخ این سؤال می گوییم:
اولاً: در روایات مختلف برای یاران واصحاب خاص حضرت مهدی (علیه السلام) صفات وخصوصیات ویژه ای ذکر شده که باید در ۳۱۳ نفر موجود باشد، وما به برخی از آن صفات قبلاً اشاره کردیم.
ثانیاً: همان گونه که در جای خود اشاره کرده ایم، از مجموعه احادیث استفاده می شود که حضرت دو دسته یار ویاور بعد از ظهور دارند: یکی یاوران خاص که ۳۱۳ نفرند ودسته دیگر یاوران عام که ده هزار نفرند وباید این تعداد جمعیت نیز آماده شود.
ثالثاً: فراهم شدن ۳۱۳ نفر از یاران خاص حضرت علت تامّه برای ظهور حضرت نیست، بلکه یکی از شرایط تحقق ظهور است، حضرت با کمک این تعداد افراد حکومت عدل گستر جهانی را پیاده خواهد کرد، امّا اینکه آیا فراهم شدن این تعداد نفر علت تامّه ظهور است؟ خیر، بلکه علل وعوامل وشرایط دیگری از جمله فراهم شدن زمینه لازم ومساعد برای حکومت حضرت نیز لازم است.

پاورقی:

-----------------

۱) خرائج وجرائح، ج ۳، ص ۱۱۶۷، ح ۶۴؛ کمال الدین، ص ۱۵۵؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۱۱، ح ۴.
۲) کمال الدین، ص ۳۴۹، ح ۴۲؛ بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۵۷، ح ۴۹؛ کافی، ج ۱، ص ۳۴۳، ح ۳۰.
۳) دلائل الامامه، ص ۵۲۴، ح ۴۹۵.
۴) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۱۰۶، ح ۱۳.
۵) اعلام الوری، ج ۲، ص ۲۸۶؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۹۱، ح ۳۶.
۶) همان.
۷) الفصول المهّمه، ص ۲۱۷.
۸) کمال الدین، ص ۶۵۲، ح ۱۲.
۹) الغیبه، نعمانی، ص ۱۸۸.
۱۰) سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۲۲.
۱۱) همان.
۱۲) الفصول المهمه، ص ۳۱۷.
۱۳) البیان، ص ۹۴.
۱۴) همان، ص ۹۶.
۱۵) همان.
۱۶) همان.
۱۷) الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۱۴۷.
۱۸) الغیبه، نعمانی، ص ۲۸۱؛ ارشاد مفید، ص ۳۴۲.
۱۹) البیان، ص ۹۴.
۲۰) الفصول المهمه، ص ۳۱۷.
۲۱) احتجاج، ج ۲، ص ۳۲۴.
۲۲) الغیبه، نعمانی، ص ۱۹۸.
۲۳) البیان، ص ۹۶.
۲۴) ینابیع الموده، ص ۵۶۳.
۲۵) الغیبه، نعمانی، ص ۱۲۸.
۲۶) همان.
۲۷) الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۱۵۲.
۲۸) همان، ص ۱۰۲.
۲۹) الغیبه، نعمانی، ص ۱۵۰.
۳۰) بحار الأنوار، ج ۱۳، ص ۱۸۰.
۳۱) الغیبه، نعمانی، ص ۱۳۹.
۳۲) احتجاج، ص ۴۳۱.
۳۳) کشف الغمه، ج ۱، ص ۱۸و۱۹.
۳۴) همان.
۳۵) سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۱۳۷۶.
۳۶) سوره بقره، آیه ۲۴۹.
۳۷) الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۶۸.
۳۸) بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۲۱۸.
۳۹) بصائر الدرجات، ص ۱۴۱.
۴۰) تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۷.
۴۱) الغیبه، نعمانی، ص ۲۸۳؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۵۶.
۴۲) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۵ و۶۵۶، باب ۵۷، ح ۲۹.
۴۳) الغیبه، نعمانی، ص ۲۷۴، باب ۱۴، ح ۵۴.
۴۴) کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۵، باب ۵۷، ح ۲۷.
۴۵) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۸۷، باب ۲۷، ح ۲۰۳.
۴۶) مستدرک علم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۳۶۵.
۴۷) کنز العمال، ج ۱، ص ۵۸۹.
۴۸) کمال الدین، ج ۱، ص ۳۱۸، باب ۳۰، ح۵.
۴۹) الغیبه، نعمانی، ص ۱۶۴.
۵۰) سوره بقره، آیه ۱۹۳.
۵۱) وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۵.
۵۲) کمال الدین، ج ۱، ص ۷.
۵۳) الغیبه، نعمانی، ص ۲۹۷.
۵۴) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۴۹.
۵۵) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۹۴، ح ۴۲.
۵۶) اختیار معرفه الرجال، ج ۲، ص ۵۸۹.
۵۷) همان، ص ۵۹۱.
۵۸) سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۳۱۹، ح ۴۳۲۴؛ کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۳۳۳، ح ۳۸۸۴۳.
۵۹) المسیح المنتظر ونهایه العالم، ص ۲۴۰.
۶۰) مسند احمد، ج ۵، ص ۱۳؛ المعجم الکبیر، ج ۷، ص ۲۲۱.
۶۱) صحیح ابن حبّان، ج ۵، ص ۲۲۳.
۶۲) انجیل متّی، ۲۸ / ۱۹ - ۲۰.
۶۳) المنار المنیف، ص ۱۲۹.
۶۴) التذکره، ج ۲، ص ۲۹۹.
۶۵) حلیه الاولیاء، ج ۹، ص ۱۶۱.
۶۶) مسند احمد، ج ۲، ص ۴۰۶؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۳۱۹.
۶۷) المنتظم، ج ۲، ص ۳۹.
۶۸) ینابیع الموده، ص ۵۰۹، چاپ نجف.
۶۹) اعلام الوری، ص ۴۳۳.
۷۰) همان.
۷۱) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۸۸، باب ۲۶.
۷۲) الغیبه، طوسی، ص ۲۸۴.
۷۳) همان، ص ۱۶۱؛ البیان، گنجی شافعی، ص ۶۹؛ ینابیع الموده، ص ۵۸۹.
۷۴) الملاحم والفتن، ص ۱۱۹.
۷۵) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۳.
۷۶) الغیبه، طوسی، ص ۲۸۴؛ بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۳۴.
۷۷) الغیبه، نعمانی، ص ۲۷۹.
۷۸) دلائل الامامه، ص ۲۵۹؛ اثبات الهداه، ج ۳، ص ۷۵.
۷۹) مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۳۱۵؛ معجم الإمام مهدی (علیه السلام)، ج ۱، ص ۵۰۰.
۸۰) الحاوی للفتاوی، ج ۲، ص ۱۵۲.
۸۱) الغیبه، نعمانی، ص ۱۴۰.
۸۲) منتخب الأثر، ص ۴۶۹.
۸۳) مستدرک حاکم، ج ۴، ص ۵۵۴.
۸۴) التشریف بالمنن، ص ۲۸۸-۲۹۴.
۸۵) کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۷و۳۷۸.
۸۶) بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۳۰۷، ح ۸۲.
۸۷) همان، ج ۵۱، ص ۸۷، ح۸۳.
۸۸) همان، ج ۵۲، ص ۳۸۶.
۸۹) همان، ج ۵۲، ص ۲۸۰، ح ۶.
۹۰) سوره بقره، آیه ۲۴۹.
۹۱) الغیبه، طوسی، ص ۲۸۴؛ الغیبه، نعمانی، ص ۳۱۵.
۹۲) ملاحم، ابن طاووس، ص ۸۳؛ الفتن، ابن حماد، ص ۱۶۰.
۹۳) غایه المرام، ص ۶۹۷؛ حلیه الابرار، ج ۲، ص ۶۲۰.
۹۴) همان.
۹۵) عقد الدرر، ص ۹۷.
۹۶) وافی، ج ۲، ص ۱۱۴، به نقل از فتوحات مکیه؛ نورالابصار، ص ۱۸۷.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: * إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم