صفحه اصلى » مهدی در قرآن » ﴿فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ﴾ (مریم: ۳۷)
مهدی در قرآن

مقاله ها ﴿فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ﴾ (مریم: ۳۷)

بخش بخش: مهدی در قرآن تاريخ تاريخ: ۱۷ / ۶ / ۱۳۹۷ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۴۷۷ نظرات نظرات: ۰

قوله تعالی:

﴿فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِنْ بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ﴾ (مریم: ۳۷)

ترجمه آیه:

(حزبها از میان خود اختلاف کنند، پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ)

متن روایت:
العیاشی: بإسناده عن جابر الجعفی، عن أبی جعفر (علیه السلام) یقول: الزم الأرضن لا تحرکـ(نَّ) یدک ولا رجلک أبداً حتی تری علامات اذکرها لک فی سنة، وتری منادیاً ینادی بدمشق، وخسف بقریة من قراها، وتسقط طائفة من مسجدها، فإذا (رأیت) الترک جاوز (و) ها، فأقبلت الترک حتی نزلت الجزیرة، وأقبلت الروم حتی نزلت الرملة وهی سنة اختلاف فی أرض من أرض العرب، وإن أهل الشام یختلفون عند ذلک علی ثلاث رایات: الأصهب، والابقع، والسفیانی، مع بنی ذنب الحمار مضر، ومع السفیانی أخواله (بن) کلب فیظهر السفیانی ومن معه علی بنی ذنب الحمار حتی یقتلوا قتلاً لم یقتله شیء قط، ویحضر رجل بدمشق فیقتل هو ومن معه قتلا لم یقتله شیء قط وهو (من) بنی ذنب الحمار، وهی الآیة التی یقول الله تبارک وتعالی: ﴿فَاخْتَلَفَ الأَحْزابُ مِنْ بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ﴾ (مریم: ۳۷).
ویظهر السفیانی ومن معه حتی لا یکون همه الا آل محمد (علیهم السلام) وشیعتهم، فیبعث والله بعثاً الی الکوفة فیصاب بأناسٍ من شیعة آل محمد بالکوفة قتلاً وصلباً، وتقبل رایة من خراسان حتی تنزل ساحل الدجلة یخرج رجل من الموالی ضعیف ومن تبعه، فیصاب بظهر الکوفة.
ویبعث بعثاً الی المدینة فیقتل بها رجلاً ویفر (ویهرب) المهدی والمنصور منها، ویؤخذ آل محمد (علیهم السلام) صغیرهم وکبیرهم لا یترک منهم أحد الا حبس، ویخرج الجیش فی طلب الرجلین، ویخرج (المهدی) منها علی سنة موسی خائفاً یترقب حتی یقدم مکة، ویقبل الجیش حتی اذا نزل (وا) البیداء وهو جیش الهلاک خسف بهم فلا یفک منهم الا مخبر، فیقوم القائم بین الرکن والمقام فیصلی وینصرف ومعه وزیره فیقول: یا أیها الناس أنا نستنصر الله علی من ظلمنا وسلب حقنا، من یحاجنا فی الله فأنا أولی بالله، ومن یحاجنا فی آدم فأنا أولی الناس بآدم، ومن حاجنا فی نوح فأنا أولی الناس بنوح، ومن حاجنا فی إبراهیم فأنا أولی الناس بإبراهیم، ومن حاجنا بمحمد فأنا أولی الناس بمحمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم)، ومن حاجنا فی النبیین فأنا أولی الناس بالنبیین، ومن حاجنا فی کتاب الله فنحن أولی الناس بکتاب الله، أنا أشهد (نشهد) وکل مسلم الیوم إنا قد ظُلمنا وطردنا وبغی علینا وأُخرجنا من دیارنا وأموالنا وأهالینا وقُهرنا، إلا انا نستنصر الله الیوم وکل مسلم.
ویجیء والله ثلثمائة وبضعة عشر رجلاً، فیهم خمسون امرأة، یجتمعون بمکة علی غیر معاد قزعاً کقزع الخریف، یتبع بعضهم بعضاً، وهی الآیة (التی) قال الله تعالی: ﴿أَینَ ما تَکونُوا یأْتِ بِکمُ اللهُ جَمِیعاً إِنَّ اللهَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ﴾ فیقول رجل من آل محمد (علیهم السلام): وهی القریة الظالمی أهلها، ثم یخرج من مکة هو ومن معه الثلاثمائة وبضعة عشر یبایعونه بین الرکن والمقام ومعه عهد النبی (نبی الله) (صلّی الله علیه وآله وسلّم) ورایته وسلاحه، ووزیره معه، فینادی المنادی بمکة باسمه وأمره من السماء حتی یسمعه أهل الأرض کلهم، اسمه اسم نبی، ما أشکل علیکم فلم یشکل علیکم عهد نبی الله (صلّی الله علیه وآله وسلّم) ورایته وسلاحه والنفس الزکیة من ولد الحسین (علیه السلام)، فإن أشکل علیکم هذا فلا یشکل علیکم الصوت من السماء باسمه وأمره وشذاذ من آل محمد، فإن لآل محمد (علیهم السلام) رایة، وغیرهم علی رایات (ولغیرهم رایات) فالزم الأرض ولا تتبع منهم رجلاً أبداً حتی تری رجلاً من ولد الحسین (علیه السلام) معه عهد نبی الله ورایته وسلاحه، فإن عهد نبی الله صار عند علی بن الحسین ثم صار عند محمد بن علی (علیهم السلام) ویفعل الله ما یشاء، فالزم هؤلاء أبداً، وإیاک ومن ذکرت لک فإذا خرج رجل منهم معه ثلاثمائة وبضعة عشر رجلاً، ومعه رایة رسول الله (صلّی الله علیه وآله وسلّم) عامداً الی المدینة حتی یمر بالبیداء حتی یقول: هذا مکان القوم الذین یخسف بهم، وهی الآیة التی قال الله (عزَّ وجلَّ): ﴿أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکرُوا السَّیئاتِ أَنْ یخْسِفَ اللهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یأْتِیهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیثُ لا یشْعُرُونَ، أَوْ یأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ﴾ (النحل: ۴۵) فإذا قدم المدینة أخرج محمد (بن) الشجری علی سنة یوسف، ثم یأتی الکوفة فیطیل فیها المکث ما شاء الله أن یمکث حتی یظهر علیها، ثم یسیر حتی یأتی العذراء هو ومن معه وقد لحق به ناس کثیر، والسفیانی یومئذٍ بوادی الرملة حتی التقوا وهو (وهم) یوم الابدال یخرج أناس کانوا مع السفیانی من شیعة آل محمد (علیهم السلام)، ویخرج ناس کانوا مع محمد (علیهم السلام) الی السفیانی فهم من شیعته حتی یلحقوا بهم، ویخرج کل ناس الی رایتهم وهو یوم الابدال.
قال أمیر المؤمنین (علیه السلام): یقتل یومئذ السفیانی ومن معه حتی لا یترک منهم مخبر، والخائب یومئذ من خاب من غنیمة کلب، ثم یقبل الی الکوفة فیکون منزله بها، فلا یترک عبداً مسلماً الا اشتراه وأعتقه، ولا غارماً الا قضا دینه، ولا مظلمة لأحد من الناس الا ردها، ولا یقتل منهم عبداً الا أدّی عنه دیة مسلمة الی أهله، ولا یقتل قتیل الا قضا عنه دینه، والحق عیاله فی العطاء، حتی یملأ الارض قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً وعدواناً، ویسکن هو وأهل بیته الرحبة، والرحبة إنما کانت مسکن نوح وهی أرض طیبة (ولا یسکل رجل من آل محمد (علیهم السلام) ولا یقتل الا بأرض طیبة زاکیة) فهم الاوصیاء الطیبون(۱).
ترجمه روایت:
عیاشی: بسند خود از جابر جعفی، از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) آورده که آن حضرت فرمود:
خانه نشین باش و[البته] ابداً دست وپایی مکن تا نشانه هایی را که برایت یاد می کنم در یک سال ببینی، وبانگ زننده ای را بینی که در دمشق ندا کند، وفرورفتنی در یکی از آبادیهای آن، وقسمتی از مسجد آن فرو خواهد ریخت، پس هرگاه [دیدی] تُرکها از آن گذشتند، وترکها پیشروی کردند تا اینکه در جزیره فرود آمدند ورومیان پیش آمدند تا اینکه در رمله فرود آیند وآن سالی است که در هر یک از سرزمینهای عرب اختلاف خواهد بود.
اهل شام در آن هنگام زیر سه پرچم مختلف تقسیم خواهند شد: اصهب وابقع(۲) وسفیانی که با تیره ی ذنب الحمار از قبیله ی مضر اختلاف میکنند(۳). همراهان سفیانی دایی هایش(۴) قبیله ی کلب خواهند بود. پس سفیانی وهمدستانش بر بنی ذنب الحمار پیروز خواهند شد وآنها چنان کشته شوند که هیچ کشته مانند آن نبوده است ومردی که [از] بنی ذنب الحمار است به دمشق می آید. پس او وهمراهانش به طوری کشته میشوند که کسی را آنطور نکشته باشند واین است (معنی) آیه ای که خدای -تبارک وتعالی- میفرماید: (حزبها از میان خود اختلاف کنند. پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ!).
سپس سفیانی وهمدستانش آشکار میشوند؛ طوری که مقصودی جز (کشتن) آل محمّد (علیهم السلام) وشیعیانشان ندارند. پس به خدا سوگند، لشکری به کوفه میفرستد وعدّه ای از شیعیان آل محمّد (علیهم السلام) را در کوفه میکشد وبه دار می آویزد وپرچمی از خراسان می آید تا اینکه در ساحل رودخانه ی دجله مستقرّ میشود. مرد ضعیفی از شیعیان با پیروانش (برای سرکوبی سفیانی) خروج میکند. او در بیرون کوفه مغلوب میگردد.
(سفیانی) لشکری به مدینه میفرستد. پس مردی را در آنجا میکشد ومهدی ومنصور از آنجا میگریزند(۵) وکوچک وبزرگ فرزندان پیغمبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) دستگیر میشوند وهمگی آنان به زندان میافتند ولشکر در پی آن دو تن (مهدی ومنصور) بیرون میرود. مهدی (علیه السلام) به سان موسی (که از مصر گریخت) هراسان ونگران از مدینه بیرون میرود تا به مکّه میرسد. سپاه (سفیانی) هم -که لشکر هلاکت است- در پی او میروند. چون در بیداء منزل کنند، به زمین فرو روند وجز یک تن -که خبرشان را میبرد- هیچ کدام جان سالم به در نمیبرند. پس قائم (علیه السلام) بین رکن ومقام بهپا میخیزد ونماز میگزارد ودر حالیکه وزیرش با اوست، روی برمیگرداند ومیگوید:
ای مردم! ما خداوند را به یاری میطلبیم؛ بر هر کسی که به ما ظلم کرده وحقّمان را ربوده است. هر که درباره ی خداوند با ما بحث دارد، پس (بداند که) من سزاوارترین افراد به خداوندم وهر که درباره ی آدم با ما محاجّه دارد، پس من از همه به آدم نزدیکترم وهر که درباره ی نوح گفت وگو دارد، پس من به نوح از همه نزدیکترم وهر که درباره ی ابراهیم بحث دارد، پس من از تمامی مردم به ابراهیم نزدیکترم وهر که درباره ی پیامبر خاتم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) با ما بحث دارد، پس من از همه ی مردم به آن حضرت نزدیکترم وهر که در مورد پیغمبران با ما گفت وگو دارد، پس من از همه ی مردم به پیغمبران نزدیکترم وهر که درباره ی کتاب خدا با ما محاجّه کند، پس ما از تمامی افراد به کتاب خداوند نزدیکتریم.
من وهر مسلمانی امروز گواهی دهیم که همانا بر ما ظلم شده است. ما را آواره وبر ما ستم کرده واز خانه ووطن واموال وخاندان بیرون رانده ومقهور ساخته اند. هان! بدانید که ما امروز از خداوند یاری میخواهیم وهر مسلمانی را به یاری میخوانیم.
به خدا سوگند، ۳۱۳ مرد -که ۵۰ زن نیز در میان آنها هست- خواهند آمد؛ بی وعده ی قبلی وهمچون ابرهای پاییزی پی در پی در مکّه جمع میشوند واین است آیه ای که خدای تعالی فرماید: (هر کجا باشید، خداوند همه ی شما را خواهد آورد ومحقّقا خدا بر هر چیز تواناست). پس مردی از آل محمّد (علیهم السلام) میگوید: این است آن آبادیای که اهلش ستم پیشه اند(۶). سپس او با آن سیصد وده وچند تن -که بین رکن ومقام با او بیعت میکنند، در حالیکه عهدنامه ی پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وپرچم وسلاح آن حضرت با اوست- با وزیرش از مکّه بیرون می آیند. در مکّه، نام وفرمان حضرتش از سوی آسمان ندا میشود؛ چنانکه تمامی اهل زمین آن را میشنوند.
اسم او اسم پیغمبر است. (تشخیص) هر چه بر شما مشکل شود، پیمان پیغمبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وپرچم وسلاحش ونفس زکیّه از فرزندان حسین (علیه السلام) بر شما مشتبه نخواهد شد واگر این امر بر شما مشتبه بماند، آن صدای آسمانی به نام وفرمان او ومعدودی از فرزندان پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) (که به عنوان برپایی عدل وداد وتشکیل دولت حق خروج میکنند) بر شما پوشیده نخواهد ماند، زیرا که آل محمّد (علیهم السلام) را پرچمی (ودولت معیّنی) است ودیگران به پرچمهایی وابسته میشوند (ودولتهایی دارند).
پس خانه نشین باش وهرگز از هیچ کدام اینان پیروی مکن تا اینکه مردی از فرزندان حسین (علیه السلام) را بنگری که پیمان وپرچم وسلاح پیغمبر خدا با اوست؛ زیرا عهد وپیمان پیغمبر خدا به علیّ بن الحسین رسید. سپس به محمّد بن علی (خود آن حضرت) (علیهم السلام) و(بعد از این) خداوند آنچه را بخواهد انجام میدهد.
همیشه با اینان باش واز آنهایی که برایت یاد کردم جدّا بپرهیز. پس هرگاه مردی از ایشان -که ۳۱۳ نفر با وی بود وپرچم رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) را همراه داشت- به پا خاست وعازم مدینه شد (با او همراهی کن) وچون از بیابان «بیداء» بگذرد میگوید:
اینجا جای کسانی است که به زمین فرو خواهند شد واین است آیه ای که خدای (عزَّ وجلَّ) فرموده: (آیا کسانی که زشتیها را انجام میدهند ایمن اند از اینکه خداوند آنان را در زمین فرو برد یا بیاین که متوجّه باشند، عذاب بر آنها فرا رسد یا هنگامی که سرگرم رفت وآمدند، به ناگاه او آنان را سخت بگیرد وآنان نتوانند بر قدرت حق غالب آیند؟).
هنگامی که وارد مدینه شود، محمّد بن شجری را همچون یوسف (از زندان) آزاد سازد. سپس به سوی کوفه میرود ومدّتی طولانی- هر قدر که خدا خواهد- در آنجا میماند تا اینکه بر آن غالب شود. آنگاه در حالیکه مردمان بسیاری به آن حضرت ملحق شده باشند، با همراهانش به سوی (عذرا) کوچ میکند. سفیانی در آن موقع در «وادی رمله» است که دو لشکر باهم برخورد میکنند وآن روز تغییر وتبدیل است، جمعی از شیعیان آل محمّد (علیهم السلام) که با سفیانی بوده اند از او جدا میشوند وشماری از آنان که با آل محمّد (علیهم السلام) بوده اند به سوی سفیانی بیرون میروند. آنها از پیروان سفیانی اند. لذا به آنها می پیوندند(۷) وهر گروهی به سوی پرچم خودشان روی میکنند وآن روز تبدیل است.
امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: آن روز، سفیانی وهمراهانش کشته میشوند؛ به طوری که خبر آورنده ای هم از آنها باقی نخواهد ماند وزیانبار در آن روز کسی است که از غنیمت قبیله ی کلب بیبهره باشد سپس (آن حضرت) به کوفه می آید ومنزلش در آن خواهد بود. پس هیچ برده ی مسلمانی را وانگذارد مگر اینکه او را بخرد وآزاد سازد وهیچ وامداری را مگر اینکه قرضش را ادا کند وهر کس مظلم های نسبت به کسی از مردمان داشته باشد آن را مسترد میدارد وهیچ بنده ای از آنها کشته نشود مگر اینکه دیه ی کامل او را به خاندانش میپردازد واز هر مقتولی وامش را ادا میکند وبه وضع عائله اش رسیدگی میفرماید تا اینکه زمین را پر از قسط وعدل میسازد همچنانکه از جور وتجاوز آکنده باشد وخود وخاندانش در «رحبه» سکونت خواهند کرد.
و(رُحبه) محلّ سکونت نوح بود وآنجا سرزمین پاکیزهای است [وهیچ یک از آل محمّد (علیهم السلام) جز در سرزمین پاکیزه سکونت نکنند وکشته نشوند] که آنان اوصیای پاکیزه ی پیغمبرند.

پاورقی:

-----------------

(۱) تفسیر عیاشی: ۱: ۶۵.
(۲) اصهب در لغت به معنی سرخ وسفید وابقع به معنی لک وپیسدار وخالخالی است. معلوم نیست اینها صفت صاحبان آن پرچم هاست یا خود پرچمها یا کنایه از طرز فکر وکیش آنها یا... (کلام از سید مهدی حائری قزوینی).
(۳) شاید ترجمه ی جمله ی اخیر چنین باشد: مضریان با تیره ی ذنب الحمار همراه خواهند بود.
(۴) خویشاوندان مادریاش در قبیله.
(۵) شاید این ترجمه مراد باشد: آن هدایت شده ویاوری شده از آنجا میشتابد.
(۶) گویا این گفته اشاره به آیه ی شریفه ای است در سوره ی نساء (۷۵): ﴿رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها﴾- خداوندگارا ما را از این شهری که مردمش ستمکارند بیرون آور).
(۷) مقصود از (عدّه ای که با آل محمّد (علیهم السلام) بوده اند وبه سوی سفیانی بیرون میروند) یاران سیّد حسنی است که از خراسان خروج وبه حضرت مهدی (علیه السلام) دعوت میکند ودر کوفه با آن حضرت ملاقات وبیعت دارد. به این جهت، از او به «آل محمّد» تعبیر شده است که به حکومت وبیعت با ایشان دعوت میکند. گواه آنچه گفتیم روایات صریح در این زمینه است. ابواب مربوط به قیام سیّد حسنی در کتابهای غیبت مراجعه شود.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم