صفحه اصلى » مهدی در قرآن » ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ﴾ (النحل: ۳۸)
مهدی در قرآن

مقاله ها ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ﴾ (النحل: ۳۸)

بخش بخش: مهدی در قرآن تاريخ تاريخ: ۱۱ / ۶ / ۱۳۹۷ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۷۱۱ نظرات نظرات: ۰

قوله تعالی:

﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ﴾ (النحل: ۳۸)

ترجمه آیه:

(وآنان با مبالغه وتأکید به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی که بمیرد را زنده نخواهد کرد، بلی البته وعده الهی حق است ولیکن بیشتر مردمان نمی دانند).

متن روایت (۱):
محمد بن یعقوب: بإسناده عن سهل، عن محمد، عن أبیه، عن أبی بصیر قال: قلت لأبی عبد الله (علیه السلام) (قوله تبارک وتعالی): ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ﴾ قال: فقال لی: یا أبا بصیر ما تقول فی هذه الآیة؟ (قال) قلت: إن المشرکین یزعمون ویحلفون لرسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) أن الله لا یبعث الموتی. قال: فقال: تباً لمن قال هذا (سلهم) هل کان المشرکون یحلفون بالله أم باللات والعزی؟ قال قلت: جعلت فداک فأوجدنیه، قال فقال: یا أبا بصیر لو قد قام قائمنا بعث الله إلیه قوماً من شیعتنا قباع(۱) سیوفهم علی عواتقهم فیبلغ ذلک قوماً من شیعتنا لم یموتوا فیقولون بُعث فلان وفلان من قبورهم وهم مع القائم (علیه السلام) فـ(یـ)ـبلغ ذلک قوماً من عدونا، فیقولون یا معشر الشیعة ما أکذبکم؟ هذه دولتکم وأنتم تقولون فیها الکذب، لا والله ما عاش هؤلاء ولا یعیشون الی یوم القیامة، قال فحکی الله قولهم (فقال): ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ(۲).
ترجمه روایت (۱):
محمّد بن یعقوب: به سند خود از سهل، از محمّد، از پدرش، از ابو بصیر روایت کرده که گفت: به حضرت ابو عبد الله صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: اینکه خداوند -تبارک وتعالی- میفرماید: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد زنده نخواهد کرد. بلی، البتّه وعده ی الهی حقّ است؛ ولیکن بیشتر مردمان نمیدانند) منظور چیست؟ فرمود: ای ابو بصیر، دراینباره، چه نظری داری؟ عرض کردم: مشرکان میپندارند وسوگند میخورند برای رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم) که خداوند هرگز مردگان را زنده نخواهد کرد. آن حضرت فرمود: نابود باد کسی که چنین سخنی میگوید. (از آنها بپرس که) آیا مشرکان به الله قسم میخوردند یا به لات وعزّی. ابو بصیر میگوید: گفتم: فدایتان شوم! پس (معنی آیه را) برایم بیان فرمایید. فرمود: ای ابو بصیر، هنگامی که قائم ما بهپا خیزد، خداوند گروهی از شیعیان ما را برای او برانگیزد وزنده کند که بند شمشیرهاشان بر روی شانه هاست چون این خبربه قومی از شیعیان ما که نمرده باشند برسد، به یکدیگر گویند: فلانی وفلانی وفلانی از قبرهایشان برانگیخته شدند وبا قائم (علیه السلام)اند. این سخن به گوش گروهی از دشمنان ما برسد. آنها گویند: ای شیعیان! چهقدر دروغگویید! این دولت وحکومت شماست وشما دروغ میگویید! نه والله، اینها که شما میگویید زنده نشدهاند وزنده نخواهند شد تا روز قیامت. این است که خداوند گفتار آنها را حکایت کرده وفرموده است: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد زنده نخواهد.
متن روایت (۲):
ورواه العیاشی: بإسناده عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله (علیه السلام) فی قوله: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ﴾ قال: ما یقولون فیها؟ قلت یزعمون أن المشرکین کانوا یحلفون لرسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) أن الله لا یبعث الموتی، قال تباً لمن قال هذا ویلهم هل کان المشرکون یحلفون بالله أم باللات والعزی؟ قلت: جعلت فداک فأوجدنیه أعرفه، قال: لو قام قائمنا بعث الله إلیه قوماً من شیعتنا فبایع سیوفهم علی عواتقهم فـ(ـیـ)ـبلغ ذلک قوماً من شیعتنا لم یموتوا فیقولون بُعث فلان وفلان من قبورهم مع القائم (علیه السلام)، فبلغ ذلک قوماً من أعدائنا فیقولون یا معشر الشیعة ما أکذبکم؟ هذه دولتکم وأنتم تکذبون فیها، لا والله ما عاشوا ولا یعیشون الی یوم القیامة، فحکی الله قولهم: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ...﴾(۳).
ترجمه روایت (۲):
عیّاشی نیز آن را به سند خود از ابو بصیر، از حضرت ابو عبد الله امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که درباره ی فرموده ی خداوند:
(وآنان با مبالغه وتأکید به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی که بمیرد را زنده نخواهد کرد) فرمودند: درباره ی آن، چه میگویند؟ عرضه داشتم: میپندارند که مشرکان برای رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلّم) سوگند یاد میکردند که خداوند مردگان را زنده نخواهد ساخت.
(امام صادق (علیه السلام)) فرمود: نابود باد کسی که چنین چیزی بگوید! وای بر آنها! آیا مشرکان به الله سوگند یاد میکردند یا به لات وعزّی.
عرض کردم: فدایتان گردم! پس آن را برایم روشن سازید تا بشناسم. فرمود: چون قائم ما (علیه السلام) به پا خیزد، خداوند قومی از شیعیان ما را برخواهد انگیخت که بندهای شمشیرهاشان بر روی شانه هاست.
این خبر به گروهی از شیعیانمان که نمرده اند میرسد. به یکدیگر گویند: فلانی وفلانی از قبرهایشان برانگیخته شدند وایشان با حضرت قائم (علیه السلام)اند. چون این سخن به گوش گروهی از دشمنانمان برسد، آنها گویند: ای گروه شیعیان، شما چه قدر دروغگویید! این دولت وحکومت شماست وشما دروغ میگویید! نه والله، اینها -که شما میگویید- زنده نشده وزنده نخواهند شد تا روز قیامت. پس خداوند گفتار آنها را حکایت فرمود که: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند.
متن روایت (۳):
عنه: بإسناده عن (أبی)(۴) عبد الله صالح بن میثم قال: سألت أبا جعفر (علیه السلام) عن قوله (ل الله تعالی): ﴿لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکرْهاً﴾ قال: ذلک (حین یقول علی (علیه السلام)(۵): أنا أولی الناس) بهذه الآیة: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ * لِیبَینَ لَهُمُ الَّذِی یخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیعْلَمَ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّهُمْ کانُوا کاذِبِینَ(۶).
والروایات فی قوله تعالی: ﴿ولَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکرْهاً...﴾ الآیة، عند قیام القائم (علیه السلام)(۷).
ترجمه روایت (۳):
از اوست که به سند خود از ابو عبد الله صالح بن میثم روایت کرده که گفت: از حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) درباره ی فرموده ی خداوند: (وحال آنکه هرکه در آسمانها وزمین است، خواه وناخواه تسلیم او شده است) پرسیدم. فرمود: آن (هنگامی است که حضرت علی (علیه السلام) فرماید: جایگاه من جایگاه شایسته ترین افراد) در این آیه است: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد زنده نخواهد کرد. بلی، البتّه وعده ی الهی حقّ است؛ [ولیکن بیشتر مردمان نمیدانند] تا برایشان آنچه را در آن اختلاف میکردند بیان سازد وتا کافران کاملا به دروغگویی خود پیببرند.
روایات در مورد فرموده ی خدای تعالی: ﴿ولَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ والْأَرْضِ...﴾ نشان میدهد که این هنگام قیام حضرت قائم (علیه السلام) خواهد بود.
متن روایت (۴):
وعنه: بإسناده عن سیرین قال: کنت عند أبی عبد الله (علیه السلام) إذ قال: ما یقول الناس فی هذه الآیة: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ﴾؟ قال: یقولون لا قیامة ولا بعث ولا نشور، فقال: کذبوا والله إنما ذلک إذا قام القائم (علیه السلام) وکرَّ معه المکرون، فقال أهل خلافکم: قد ظهرت دولتکم یا معشر الشیعة، وهذا من کذبکم تقولون رجع فلان وفلان، لا والله لا یبعث الله من یموت، ألا تری أنه قال (أنهم قالوا) ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ﴾ کان المشرکون أشد تعظیماً باللات والعزی من أن یقسموا بغیرها، فقال الله (عزَّ وجلَّ): ﴿بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا وَلکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ * لِیبَینَ لَهُمُ الَّذِی یخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیعْلَمَ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّهُمْ کانُوا کاذِبِینَ * إِنَّما قَوْلُنا لِشَیءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کنْ فَیکونُ(۸).
ترجمه روایت (۴):
از اوست، به سند خود، از سیرین آورده که گفت: در محضر امام ابو عبد الله صادق (علیه السلام) شرفیاب بودم که آن حضرت پرسید:
مردم درباره ی این آیه چه میگویند: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد زنده نخواهد کرد.
مخاطب پاسخ داد: میگویند: (سخن کافران این است): هیچ قیامتی وبرانگیخته شدنی وپراکنده شدنی نیست. فرمود: به خدا سوگند، دروغ میگویند. همانا این وقتی است که قائم (علیه السلام) به پا خیزد وآنان که اهل رجعت باشند، به خدمت آن حضرت بشتابند. مخالفان شما خواهند گفت: ای شیعیان! دولت شما آشکار شد واین از دروغ های شماست که میگویید: فلان وفلان بازگشته اند. نه، قسم به خدا که خداوند کسی را که مرد، به این دنیا باز نخواهد آورد. آیا نمینگری که او فرمود: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند)؟
تعظیم واحترام مشرکان به لات وعزّی بیش از آن بود که به چیزی جز آنها سوگند یاد کنند. پس خدای (عزَّ وجلَّ) فرمود: (بلی، البتّه وعده ی الهی حقّ است تا برای آنان بیان سازد آنچه را در آن اختلاف میکنند وتا آنان که کفر ورزیده اند، بدانند که دروغگو بوده اند. همانا هرگاه ما به امر نافذمان چیزی را اراده کنیم، گوییم: موجود باش؛ پس همان لحظه موجود خواهد شد).
متن روایت (۵):
أبو جعفر محمد بن جریر: قال: أخبرنی أبو الحسن علی بن عبد الله هبة الله قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی قال: حدثنا أبی عن سعد بن عبد الله قال: حدثنا یعقوب بن یزید قال: حدثنا محمد بن أبی عمیر، عن عمر بن أذنیه عن فضیل بن یسار قال: قلت لأبی عبد الله (علیه السلام): إن خرج السفیانی ما تأمرنی؟ قال: إذا کان ذلک کتبت إلیک، قلت: أعلمنی آیة کتابک (کیف أعلم أنه کتابک)، قال أکتب إلیک بعلامة کذا وکذا وقرأ آیة من القرآن. قال: (فـ)قلت لفضیل: ما تلک الآیة؟ قال: ما حدثت بها أحداً غیر برید العجلی. قال زرارة أنا أحدثک بها هی: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ لا یبْعَثُ اللهُ مَنْ یمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیهِ حَقًّا﴾ قال فسکت الفضیل ولم یقل لا ولا نعم(۹).
ترجمه روایت (۵):
ابو جعفر محمّد بن جریر گوید: ابو الحسن علیّ بن (عبد الله) هبه الله خبرم کرد، گفت: ابو جعفر محمّد بن علیّ بن حسین بن موسی بن بابویه قمی حدیثمان داد، وی گفت: پدرم از سعد بن عبد الله حدیثمان داد، گفت: یعقوب بن یزید برایمان حدیث آورد، گفت: محمّد بن ابی عمیر، از عمر بن اذینه، از فضیل بن یسار حدیثمان داد که گفت: به حضرت ابو عبد الله صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: اگر سفیانی خروج کرد، به من چه دستور میفرمایید؟ فرمود: هرگاه چنین شد، برایت خواهم نوشت عرض کردم: نشانه ی نامه را برایم بفرمایید.
فرمود: فلان علامت وفلان نشانه را برایت خواهم نوشت وآیه ای از قرآن خواند.
راوی گوید: پس از آن به فضیل گفتم: آن آیه چیست؟ گفت: آن را جز به برید عجلی به هیچکس نگفته ام؛ ولی زراره به من گفت: من برایت میگویم آن آیه کدام است. آیهی: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد زنده نخواهد کرد. بلی، البتّه وعده ی الهی حقّ است) گوید: (وقتی برای فضیل آیه را خواندم) فضیل ساکت ماند وآری ونه نگفت.
متن روایت (۶):
العیاشی: بإسناده عن الفضیل قال: قلت لأبی عبد الله (علیه السلام): آیة کتابک؟ قال: اکتب بعلامة کذا وکذا، وقرأ آیة من القرآن، قلت لفضیل: وما تلک الآیة؟ قال: ما حدثت بها أحداً غیر برید، قال زرارة: أنا أحدثک بها: ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیمانِهِمْ...﴾ الی آخر الآیة، قال: فسکت الفضیل ولم یقل لا ولا نعم(۱۰).
ترجمه روایت (۶):
عیّاشی به سند خود از فضیل آورده است که گفت: به حضرت ابو عبد الله صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: نشان نامه ی شما چیست؟ فرمود: فلان علامت را خواهم نوشت وآیه ای از قرآن خواند.
راوی گوید: به فضیل گفتم: آن آیه چیست؟ گفت: آن را جز به برید نگفتم.
زراره گفت: من برایت میگویم: (وآنان با مبالغه وتأکید، به خداوند سوگند یاد کنند ... تا آخر آیه) گوید: فضیل ساکت ماند وآری ونه نگفت.

پاورقی:

-----------------

(۱) قبیعة السیف: ما علی مقبضه من فضة أو حدید. الطریحی.
(۲) الروضة: ۵۰.
(۳) تفسیر عیاشی: ۲، ۲۵۹.
(۴) در مأخذ نيست.
(۵) در مأخذ نيست.
(۶) تفسیر عیاشی: ۲، ۲۵۹.
(۷) بين پرانتز از کلام سید هاشم حسینی بحرانی (رحمه الله) است.
(۸) تفسیر عیاشی: ۲، ۲۵۹.
(۹) تفسیر عیاشی: ۲، ۲۶۰.
(۱۰) دلائل إمامت: ۲۴۸.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم