صفحه اصلى » مقاله هاى مهدوى » (۳۲۵) مفسران اهل سنت، اثبات یا انکار مهدویت
مقاله هاى مهدوى

مقاله ها (۳۲۵) مفسران اهل سنت، اثبات یا انکار مهدویت

بخش بخش: مقاله هاى مهدوى منبع منبع: مجله پژوهش های مهدوی تاريخ تاريخ: ۱۵ / ۱ / ۱۳۹۷ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۲۷۳ نظرات نظرات: ۰

مفسران اهل سنت، اثبات یا انکار مهدویت

عبد الحسین خسروپناه - مصطفی ورمزیار
مجله پژوهش های مهدوی - زمستان ۱۳۹۲، سال دوم - شماره ۷

مقدمه

قرآن به عنوان معجزه پیامبر إسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وراهنمای هدایت بشریت، در کنار سنّت مهم ترین منبع شناخت عقاید، احکام، اخلاق ودیگر معارف اسلام است ودر راستای فهم آن، کتاب های بسیاری به نام «تفسیر» نگاشته شده ومی شود. کتاب های تفسیر هر فرقه از مذاهب اسلامی، بیان گر گزیده ای از عقاید، احکام واصول اخلاقی آنان است وبر همین اساس، منبع درخور توجهی برای شناخت معارف آن مذهب، به ویژه مسائل اعتقادی پیروان آن به شمار می رود.
مفسران اهل سنّت نیز در ضمن بیان فهم خود از آیات قرآن، عقاید، احکام ومبانی اخلاقی خویش را نیز تبیین کرده اند. از این رو واکاوی تفاسیر آنان با رویکرد مهدوی، نقشی مهم در فهمیدن عقاید آنان نسبت به این آموزه بالنده دارد.
آشنایی با کلیدواژه ها
امام

«امام» در لغت کسی است که به او اقتدا می شود (جوهری، ۱۴۰۷: ج۵، ۱۸۶۵) ودر کارها مقدم می گردد (ابن فارس،۱۴۰۴: ج۱، ۲۸) وجمع آن «ائمه» است (جوهری، ۱۴۰۷: ج۵، ۱۸۶۵).
در اصطلاح شیعه، امام در معنایی خاص به کار می رود وبه معنای وصی وجانشین پیامبر إسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) ورهبر جامعه اسلامی بعد از ایشان است. بنابر اعتقاد شیعه، ائمه (علیهم السلام) دوازده نفرند وآخرین آنان امام مهدی (علیه السلام) است.
این لفظ در فرهنگ اهل سنت معنای دیگری داشته وبه معنای پیشوا وصاحب نام استفاده می شود. به سران مذاهب وصاحبان کتب مهم حدیثی وتفسیری نیز امام می گویند.
اما شاید دلیل این که به امام مهدی (علیه السلام) امام گفته می شود، روایت پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) درباره دوازده امام یا روایتی که بیان گر امامت ایشان بر عیسی بن مریم (علیه السلام) در نماز جماعت است بوده ومراد ایشان امامت در اصطلاح شیعه نیست.
مهدی (علیه السلام)
«مهدی» در لغت، اسم مفعول از ریشه هدی به معنای هدایت شده، به كسی گفته می شود كه خداوند او را به سوی حق هدایت کرده است (ابن اثیر، ۱۳۶۴: ج۵، ۲۵۴؛ ابن منظور، ۱۴۰۵: ج۱۵، ۳۵۴).
مهدی از القابی است که اهل سنّت درباره حضرت به کار می برند. مشهور شدن این لقب در بین اهل سنت به سبب روایات فراوانی است كه در آن ها از حضرت به این نام یاد شده است (ابن حنبل، بی تا: ج۳، ۳۷؛ سجستانی، ۱۴۱۰: ج۲، ۳۱۰؛ حاكم نیشابوری، بی تا: ج۴، ۵۵۷).
تفسیر وکتب تفسیری
«تفسیر» در لغت از ریشه سفر یا فسر به معنای روشن شدن (جوهری، ۱۴۰۷: ج۲، ۷۸۱)، بیان وتوضیح (فراهیدی، ۱۴۱۰: ج۷، ۲۴۷؛ ابن فارس، ۱۴۰۴: ج۴، ۵۰۴)، جداسازی (زبیدی، ۱۴۱۴: ج۷، ۳۴۹)، برداشتن حجاب وپرده (جوهری، ۱۴۰۷: ج۲، ۷۸۱؛ زبیدی، ۱۴۱۴: ج۷، ۳۴۹)، کشف کردن معنای معقول (زبیدی، ۱۴۱۴: ج۷، ۳۴۹) وبیان معنای الفاظ مشکل (ابن منظور، ۱۴۰۵: ج۵، ۵۵) است. در اصطلاح نیز به معنای کشف وپرده برداری از ابهام کلمات وجمله های قرآن ونیز توضیح مقاصد واهداف آن هاست. به عبارت دیگر مقصود از تفسیر، تبیین مراد استعمالی آیات قرآن وآشکار کردن مراد جدی آن براساس قواعد ادبیات عرب واصول عقلایی محاوره است (رضایی اصفهانی، ۱۳۸۹: ۱۸).
مراد ما از تفاسیر اهل سنت، تفاسیر ترتیبی آنان است؛ خواه گرایش نقلی داشته باشند (تفاسیر قرآنی وروایی)، خواه عقلی واجتهادی. بنابراین، تفاسیر موضوعی، تفسیر تک سوره ای وکتاب های علوم قرآن آنان از مقصود این نوشتار خارج است.
در این نوشتار، بیش از صد دوره تفسیر اهل سنت مورد واکاوی قرار گرفته است واز جهت پراکندگی زمانی، از تفاسیر قرون اولیه تا تفاسیر معاصران آنان را در بر می گیرد که در این میان، برخی از تفاسیر اهل سنت (حدود ۲۵ %) حتی در حد نقل یک روایت نیز به موضوع مهدویت اشاره ای نکرده اند.
اهل سنّت
مراد از اهل سنت در این پژوهش، هر فرقه ومذهبی از مذاهب اسلامی است كه خلفای اربعه را به خلافت پذیرفته باشد وحضرت علی (علیه السلام) را خلیفه بلافصل پیامبر نداند. بنابراین تعریف، خوارج ونواصب وهمچنین فرقه های مختلف شیعی از دایره این تحقیق خارج اند.
اصل اعتقاد به امام مهدی (علیه السلام) در تفاسیر اهل سنّت
مفسران اهل سنت مانند سایر علمای آنان، اصل مهدویت را به عنوان باوری اصیل واسلامی پذیرفته وبا نقل روایات در ذیل آیات مربوطه به تحلیل وبررسی این آموزه غنی پرداخته ونقش وجایگاه اجتماعی، سیاسی و... آن را مورد کاوش قرار داده اند.
متأسفانه این باور اصیل در برخی از تفاسیر آنان، از تعدی منکران مهدویت مصون نمانده وافزون بر انکار اصل مهدویت، گستره آن را تنها به چند حدیث ضعیف از پیامبر گرامی إسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) محدود می دانند. در این بخش در ضمن ارائه مطالبی از تفاسیر اهل سنت، ریشه داری این باور به اثبات می رسد.
می توان نگاشته های مربوط به مهدی باوری در تفاسیر اهل سنت را به دو بخش عمده تقسیم كرد:
الف) مواردی كه به باورداشت مهدویت تصریح وآن را تأیید می کنند.
ب) مواردی كه به صورت غیرمستقیم با بیان روایت یا ذكر مباحث مهدویت این باورداشت از آن ها استفاده می شود.
کلمات صریح مفسران در باور به مهدویت
- امام مهدی (علیه السلام)، بشارت داده شده احادیث است (ابن كثیر، ۱۴۱۲: ج۲، ۳۴، ذیل آیه ۱۲ مائده).
- در فضیلت مهدی (علیه السلام) آن قدر مطلب هست كه قلم توانایی نوشتن آن را ندارد (ملاحویش، ۱۳۸۲: ج۲، ۱۹۷، ذیل آیات ۲۱- ۳۰ طه). این خود از بهترین تعبیرها در باورداشت مهدویت به شمار می رود.
- اخبار صحیح متواتر امام مهدی (علیه السلام) را از نسل پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وحضرت زهرا (علیها السلام) می دانند (قرطبی، ۱۴۰۵: ج۸، ۱۲۱ - ۱۲۲) وسند احادیث مربوط به اتصال نسب امام مهدی (علیه السلام) به پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در مقایسه با سایر احادیث، صحیح تر است (همو: ۱۲۲). قرطبی در این تعبیرها دست کم بخشی از احادیث مهدویت - که مربوط به نسب امام مهدی (علیه السلام)، است - را صحیح ومتواتر خوانده است.
- اقتدای حضرت عیسی (علیه السلام) به حضرت مهدی (علیه السلام) در نماز جماعت، مشهور ومورد پذیرش بیشتر اهل علم (آلوسی بغدادی، ۱۴۱۵: ج۱۱، ۲۱۴) واکثریت (همو: ج۱۳، ۹۵) است.
- این عقیده در بین مسلمانان اعم از عالم وجاهل عمومی بوده ودارای احادیث فراوان است واین اندیشه در امت اسلامی ریشه دوانده وتثبیت شده است (طنطاوی جوهری، بی تا: مج۶، ج۱۱ -۱۲، ۱۲-۱۶، ذیل آیه ۱ حج).
- مسلمانان منتظر مهدی (علیه السلام) وعیسی (علیه السلام) هستند (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۸۹، ذیل آیه ۱۸۷ اعراف؛ طه الدرة، ۱۴۱۰: ج۱۲، جزء ۲۳-۲۴، ۵۹۱)
- خاص وعام می دانند که در نشانه های قیامت روایاتی وارد شده مبنی بر این که مردی از اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به نام مهدی قیام خواهد کرد (رشیدرضا، بی تا: ج۶، ۵۷، ذیل آیه ۱۵۷ نساء).
اگرچه افرادی مانند آلوسی، رشیدرضا وطنطاوی در برخی موارد به اصل مهدویت تاخته اند، اما بر شهرت وریشه داری این باور در جامعه اسلامی معترف اند.
باور ضمنی وغیر مستقیم به مهدویت
به جز تعابیر صریح در باورداشت مهدویت، مفسران اهل سنت، روایات ومباحث مهدوی را مطرح کرده اند وبیان چنین مطالبی بدون اظهار نظر وموضع گیری بر خلاف آن، به صورت ضمنی وغیرمستقیم از باور به اصل این آموزه حکایت دارد.
باورداشت مهدویت با بیان اخبار وآثار(۱) مهدوی
- در تفسیر آیه ﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللهِ أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسعَى‏ فی خَرَابِهَا أُولئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ یدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ﴾ (بقره: ۱۱۴) از سدی(۲) نقل کرده اند كه خزی وخواری آن ها در دنیا به این است كه وقتی مهدی (علیه السلام) قیام می كند، قسطنطنیه را فتح كرده وآنان را می کشد (طبری، ۱۴۱۵: ج۱، ۶۹۹؛ رازی، بی تا: ج۱، ۲۱۱و ج۴، ۱۱۳۳؛ ثعلبی، ۱۴۲۲: ج۱، ۲۶۱؛ میبدی، ۱۳۷۱: ج۱، ۳۲۵-۳۲۶؛ اندلسی، ۱۴۲۲: ج۱، ۵۲۹؛ ابن عادل، بی تا: ج۲، ۵۳؛ سیوطی، بی تا: ج۱، ۱۰۸؛ شوكانی، بی تا: ج۱، ۱۳۲؛ قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۱، ۱۸۳).
- در ضمن تفسیر سلسله آیات پیروزی نهایی اسلام(۳)، با نقل روایاتی تحقّق این آرمان را در زمان خروج امام مهدی (علیه السلام) می دانند ونقل می کنند که كسی باقی نمی ماند، مگر این که به دین اسلام می گرود (ثعلبی، ۱۴۲۲: ج۳، ۳۵۲ وج۵، ۳۴ - ۳۵؛ فخر رازی، بی تا: ج۱۶، ۴۰؛ قرطبی، ۱۴۰۵: ج۸، ۱۲۱؛ اندلسی، ۱۴۲۲: ج۵، ۳۴؛ قمی نیشابوری، ۱۴۱۶: ج۳، ۴۵۸؛ ابن عادل، بی تا: ج۸، ۲۶۶؛ خطیب شربینی، بی تا: ج۱، ۱۳۱۲؛ قماش، بی تا: ج۲۵، ۱۹۶و ج۲۶، ۲۶۲).
- در ضمن تفسیر آیات ﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً * عَسَى‏ رَبُّكُمْ أَن یَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ حَصِیراً﴾ (اسرا: ۷-۸) درباره شكست بنی اسرائیل، به غارت رفتن اموال مسجدالاقصی، مقدار اموال وبرگرداندن اموال به بیت المقدس توسط امام مهدی (علیه السلام) روایاتی نقل كرده اند (طبری، ۱۴۱۵: ج۱۵، ۳۰؛ ثعلبی، ۱۴۲۲: ج۶، ۷۰؛ بغوی، ۱۴۲۰: ج۳، ۹۸؛ سیوطی، بی تا: ج۴، ۱۶۵؛ نووی الجاوی، ۱۴۱۷: ج۱، ۶۱۸؛ طه الدرة، ۱۴۱۰: ج۸، جزء ۱۵ - ۱۶، ۲۰).
- در تفسیر آیه ﴿إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْكَهْفِ فقَالُوا رَبنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً﴾ (کهف: ۱۰) روایت سلام کردن امام مهدی (علیه السلام) بر اصحاب کهف را در آخرالزمان مطرح می کنند (اسفراینی، ۱۳۷۵: ج‏ ۳، ۱۳۰۷).
- در ضمن تفسیر آیه ﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمنُوا منكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى‏ لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ همُ الْفاسِقُونَ﴾ (نور: ۵۵) - که بیان گر وعده خداوند مبنی بر حكومت پایانی صالحان بر زمین است - درباره امام مهدی (علیه السلام) وویژگی های حكومت ایشان روایات متعددی به چشم می خورد (ابن كثیر، ۱۴۱۲: ج۲، ۳۴ وج۳، ۳۱۲؛ حوی، بی تا: ج۷، ۳۸۱۳).
- در آیه ﴿وَلَنذِیقَنَّهُم منَ الْعذَابِ الْأَدْنَى‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعلَّهُمْ یرْجِعُونَ﴾ (سجده: ۲۱) با نقل روایت، عذاب اكبر را به قیام امام مهدی (علیه السلام) با شمشیر تفسیر کرده اند (سلّمی، ۱۴۱۶: ج۲، ۵۵۳؛ سمعانی، ۱۴۱۸: ج۴، ۲۵۲؛ ماوردی، بی تا: ج۴، ۳۶۵؛ اندلسی، ۱۴۲۲: ج۷، ۱۹۸؛ اطفیش، ۱۴۰۷: ج۱۰، ۱۸۸).
- در ذیل آیه ﴿وَإِنهُ لَعلْمٌ لِلساعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ * وَلَا یَصُدَّنَّكُمُ الشَّیْطَانُ إِنهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ﴾ (زخرف: ۶۱-۶۲) وآیات مربوط به حضرت عیسی (علیه السلام)، درباره اقتدای آن حضرت به امام مهدی (علیه السلام) در نماز جماعت، روایات بسیاری به چشم می خورد (فخررازی، بی تا: ج۲۷، ۲۲۲؛ قرطبی، ۱۴۰۵: ج۱۶، ۱۰۶؛ ابن عربی، ۱۴۲۲: ج۲، ۲۲۶ - ۲۲۷؛ بقاعی، ۱۴۲۲: ج۲، ۳۰۷؛ خطیب شربینی، بی تا: ج۳، ۵۷۰؛ ابن عجیبة، ۱۴۲۲: ج۵، ۲۶۰؛ شاذلی، ۱۴۱۲: ج۵، ۳۱۹۹؛ اطفیش، ۱۴۰۷: ج۱۲، ۵۱ - ۵۲؛ قماش، بی تا: ج۱۳، ۳۵۳).
روایات دیگری با مضامین متنوع مهدوی، به مناسبت های مختلف در تفاسیرشان نقل شده است (حاكم حسکانی، ۱۴۱۱: ج۱، ۱۹۸ - ۱۹۹و ۵۲۳؛ ثعلبی، ۱۴۲۲: ج۳، ۸۲ وج۸، ۳۰۳ و۳۱۲؛ سورآبادی، ۱۳۸۰: ج۱، ۲۸۸ و۵۰۴ وج۳، ۱۷۹۱ وج۴، ۲۲۳۵؛ میبدی، ۱۳۷۱: ج۱، ۳۲۵و ج۲، ۱۳۷؛ نسفی، ۱۳۶۷: ج۱، ۱۵۶؛ فخر رازی، بی تا: ج۲، ۲۸؛ سیوطی، بی تا: ج۴، ۲۱۵و ج۵، ۲۴۱ وج۶، ۵۷ - ۵۸؛ حقی بروسی، بی تا: ج۲، ۲۶ وج۳، ۱۲۴ و۴۱۶ وج۴، ۳۴۶ وج۶، ۱۴۸ و۳۷۲ وج۷، ۱۸۹ وج۸، ۲۸۶ و۳۸۴ وج۹، ۲۶۲؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج۲، ۱۲۰؛ مظهری، ۱۴۱۲: ج۱۳، ۳۱۲ - ۳۱۳؛ عزة دروزة، ۱۴۲۱: ج۹، ۱۶۰؛ قماش، بی تا: ج۱۲، ۲۹۳و ج۱۵، ۲۷۰و ج۲۳، ۲۸۴) كه اگرچه بر باور به مهدویت تصریح ندارند، اما با ذكر این روایات در تفاسیرشان واظهار نکردن مخالفت خود، بر اصل مهدویت صحه گذاشته اند.
باورداشت مهدویت با ارائه مطالب ومباحث تحلیلی (غیر روایی)
مفسران اهل سنت به موضوع مهدویت وشاخه های آن اشاره کرده ودر برخی موارد تحلیل وبررسی مفصّلی انجام داده اند.
پایان تاریخ وسرنوشت ادیان واقوام: آنان در گفت وگو از حكومت پایانی جهان، به موضوع مهدویت اشاره کرده اند (ابن جوزی، ۱۴۰۷: ج۳، ۲۹۰؛ قرطبی، ۱۴۰۵: ج۱۱، ۴۷؛ اطفیش، ۱۴۰۷: ج۴، ۳۶۳ وج۸، ۳۷۸؛ قماش، بی تا: ج۲۵، ۱۹۶و ج۲۶، ۲۶۲).
همچنین در صحبت از سرنوشت ادیان واقوام - به ویژه قوم یهود - موضوع حكومت مهدوی مطرح شده است (قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۲، ۵۹۹).
بدیهی است سخن از اصل حكومت، چگونگی وویژگی های آن حاکی از باور به این آموزه است.
شخصیت شناسی امام مهدی (علیه السلام) ویاران: در برخی موارد به تناسب گفت وگو درباره شخصیت ومقام امام مهدی (علیه السلام) واصحاب ویاران آن حضرت، مطالبی در ضمن آیات بیان شده كه از باور به این آموزه حکایت دارد (ابن عربی، ۱۴۲۲: ج۱، ۳۱ - ۳۲، ۱۲۴،۲۶۰؛ همو، ۱۴۲۱: ج۳، ۲۰؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج۸، ۳۰۸؛ حقی بروسی، بی تا: ج۳، ۴۱۶ وج۷، ۱۸۹ وج۸، ۳۸۴؛ قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۲، ۵۹۹؛ شنقیطی، ۱۴۱۵: ج۷، ۳۷۶ - ۳۷۷؛ فخر رازی، بی تا: ج۲، ۲۸).
ظهور وحکومت امام مهدی (علیه السلام): در بحث از زمان خروج وقیام امام مهدی (علیه السلام) وسایر ویژگی های آن، مطالبی گفته شده كه نشان دهنده باور به این عقیده است (ابن عربی، ۱۴۲۲: ج۱، ۳۸۰ و۴۱۸ - ۴۲۰ وج۲، ۱۳۹، ۱۹۵، ۲۲۷، ۲۴۱، ۳۲۰ - ۳۲۱؛ قمی نیشابوری، ۱۴۱۶: ج‏ ۲، ۶۰۵؛ حقی بروسی، بی تا: ج۳، ۲۵۳ وج۴، ۳۴۶ وج۷، ۳۹۱ وج۹، ۱۱۷، ۲۶۳؛ آلوسی، ۱۴۱۵: ج۱۳، ۲۱۰؛ قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۲، ۵۹۹).
 وقایع وحوادث بعد از ظهور: در موضوع فرود آمدن حضرت عیسی (علیه السلام) بر زمین وشرکت ایشان در نماز جماعت مسلمانان وحوادث آن زمان، مطالبی درباره امام مهدی (علیه السلام) نقل شده كه به صورت غیرمستقیم حاکی از باور به مهدویت است (حقی بروسی، بی تا: ج۴، ۲۷ وج۷، ۴۹۸ وج۸، ۳۸۴؛ قنوجی بخاری، ۱۴۲۰: ج۲، ۵۹۹؛ ملا حویش، ۱۳۸۲: ج۴، ۸۲).
همچنین در برخی موارد به واقعه یا جریانی اشاره شده وگفته می شود كه این امر تا قیام امام مهدی (علیه السلام) ادامه دارد (حقی بروسی، بی تا: ج۳، ۲۵۳ وج۵، ۲۴۴، ۳۸۱).
انكار مهدویت در تفاسیر اهل سنّت
در بین علمای قدیم اهل سنت نمی توان كسی را یافت كه اصل مهدویت را انكار كند ودر مقابل آن موضع گیری کند، بلکه یا درباره آن اظهار نظر نکرده اند، یا ولو به اندازه بیان چند روایت، اعتقاد به این آموزه را اعلان نموده اند.
شاید بتوان نخستین جرقه های انكار مهدویت را در سخن كسانی دانست كه روایت: «لا مهدی الا عیسی بن مریم» را نقل می کنند. اگرچه این خبر به صورت ضمنی بر وجود امام مهدی (علیه السلام) صحه می گذارد، اما در عین حال حضرت عیسی (علیه السلام) را به عنوان مصداق مهدی معرفی می کند وبه نوعی انکار مهدویت است (بستوی، ۱۴۲۰: ۳۰).
بسیاری از حدیث شناسان اهل سنت در برخورد با این روایت، یا سند آن را تضعیف کرده ومردود دانسته اند (مباركفوری، ۱۴۱۰: ج۶، ۴۰۲؛ عظیم آبادی، ۱۴۱۵: ج۱۱، ۲۴۴؛ بستوی، ۱۴۲۰: ۳۰) ویا درصدد توجیه آن برآمده اند (مناوی، ۱۴۱۵: ج۱، ۴۶۶ وج۵، ۴۲۲ - ۴۲۳ وج۶، ۳۶۲).
نخستین شخصی که به صراحت در مقابل عقیده مهدویت موضع گیری کرده ابن خلدون (م۸۰۸ ق) است. بسیاری از علمای اهل سنت با ادعای وی مخالفت کرده ودر پاسخ به او کتاب ها ومقالاتی نوشته اند(۴). در عین حال، این تفكر تأثیر خود را در افكار نویسندگان وصاحب نظران متأخر از ابن خلدون - از جمله مفسران - گذاشت وبه دلیل شهرت وی، آنان كلامش را بدون تحقیق پذیرفته واحادیث مهدویت را انكار كردند (بستوی،۱۴۲۰: ۳۲).
مفسران وانکار آموزه مهدویت
برای تبیین بهتر واقعیت مسئله، مخالفت مفسران با مهدویت به دو دسته «انکار اصل مهدویت» و«موضع گیری در برابر عقاید شیعه نسبت به آموزه مهدویت» تقسیم می شود؛ زیرا اگر این دو دسته به طور مشخص از هم تفکیک نشود، برخی می پندارند که بیشتر مفسران اهل سنت، مهدویت را قبول ندارند یا در کلام شان تعارض وتناقض وجود دارد ودر جایی این آموزه را قبول ودر جای دیگر رد کرده اند؛ در حالی که در بیشتر موارد، این رد ونقد، به اصل مهدویت برنمی گردد، بلکه نقد عقاید مذاهب وگروه های دیگر در جزئیات این آموزه است.
۱. منكران اصل مهدویت
اعتقاد به ظهور مهدی موعود (علیه السلام) تا آن جا مورد پذیرش علمای اهل سنت بوده که برخی از آنان با تمسک به روایات «من أنكر خروج المهدی فقد كفر بما أنزل على محمد (صلّی الله علیه وآله وسلّم)» (عسقلانی، ۱۳۹۰: ج۵، ۱۳۰) و«من كذب بالمهدی فقد كفر» (مقدسی شافعی، ۱۳۹۹: ۱۵۷) منکر امام مهدی (علیه السلام) را کافر می دانند(۵).
در عین حال، عده کمی مانند طنطاوی مصری صاحب تفسیر الجواهر ومحمد رشیدرضا صاحب تفسیر المنار به پیروی از ابن خلدون، با شدت واصرار در مقابل عقیده مهدویت جبهه گیری كرده اند.
طنطاوی می نویسد:
من کسی را ندیدم که بهتر از ابن خلدون احادیث مهدی (علیه السلام) را شرح داده ونقد کرده باشد. وی در سند روایات مهدی (علیه السلام) خدشه وارد کرده ومن می خواهم این کلام را به طور مختصر بیان کنم تا عالم اسلام را از این انحراف دور کنم. (طنطاوی جوهری، بی تا: مج۶، ج۱۱-۱۲، ۱۲ -۱۶)
آن گاه خلاصه ای از کلام ابن خلدون بیان می کند ومی گوید:
اندیشه مهدویت باعث ضعف وسستی در امت اسلامی می شود. (همو)
او در جایی دیگر به انتظار امام مهدی (علیه السلام) حمله کرده ومی گوید:
وای به حال کسانی که منتظر آمدن مهدی (علیه السلام) هستند تا بیاید ونسل آن ها را هدایت کند، مانند این که نه خداوند هدایت کننده است ونه پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) وظیفه هدایت داشته است. (همو: مج۸، ج۱۵-۱۶، ۲۱۷ -۲۱۸)
همچنین گفته است که احادیث مهدی (علیه السلام) همگی مورد خدشه هستند (همو: ۲۱۵).
رشیدرضا نیز کلام ابن خلدون را نقل کرده وتأیید می کند (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۹۹). وی مسئله مهدویت را ساخته سیاست بازان دانسته، روایات آن را ضعیف می شمرد (همو: ۴۸۲ وج۱۰، ۳۹۳-۳۹۴) وآن ها را ساخته کعب الاحبار می داند (همو: ۵۰۱-۵۰۴). همچنین می گوید:
روایات مهدی (علیه السلام) متعارض وغیر قابل جمع است ومنکران فراوانی دارد. برای همین شیخین (مسلم وبخاری) در کتاب هایشان به آن ها اعتماد نکرده وچیزی از این روایات را نقل نمی نمایند. (همو: ج۹، ۴۹۹)
او در ادامه، عقیده مهدویت را موجب فساد وفتنه می داند.
گروهی دیگر از مفسران با وجود باور به اصل مهدویت، متأثر از جوّ ایجاد شده توسط ابن خلدون، روایات مهدوی را مورد حمله قرار داده اند؛ چنان که صاحب تفسیر التحریر والتنویر نیز احادیث مهدویت را ساخته دست سیاست بازان می داند (ابن عاشور، بی تا: ج۱، ۶۱۱).
مراغی نیز در تفسیر خود می گوید:
اکثر علما احادیث مهدویت را رد کرده وگفته اند ساختگی است وبرای همین شیخان در صحیحین به آن ها اعتنا نکرده اند. (مراغی، بی تا: ج‏۹، ۱۳۳- ۱۳۴)
آن گاه او کلام ابن خلدون را نقل کرده وتأیید می کند. وی در ادامه عقیده به ظهور مهدی (علیه السلام) را باعث فساد وفتنه در گروه های اسلامی بر شمرده وآن را دستاویز مدعیان حکومت می داند (همو).
البته در ضمن بیان انگیزه ها وعلل انکار، پاسخ این سخنان داده خواهد شد.
۲. منكران مهدویت به باور شیعه
برخی دیگر از مفسران اهل سنت، با پذیرش وباور اصل مهدویت، به عقاید شیعه یا سایر فرق اسلامی نسبت به این آموزه نقدهایی دارند. این عده، اکثریت ناقدان را تشکیل می دهند که یک اندیشه خاص را درباره مهدویت نقد کرده ونپذیرفته اند.
به باور ما این موارد، مخالفت با اصل مهدویت نیست، بلکه نقد باور شیعه وسایر مذاهب به مهدویت، یا نقد یک دیدگاه تفسیری به شمار می آید؛ از این رو از دایره وحوصله این پژوهش خارج است(۶).
علل وانگیزه های انكار
در برخی تفاسیر اهل سنت، در کنار رد آموزه مهدویت، دلیل وانگیزه نپذیرفتن این اعتقاد مطرح شده است که می توان این دلایل را در سه محور بررسی کرد:
۱. اعتماد نداشتن به روایات مهدوی
از جمله دلایل منکران مهدویت، عدم اعتماد به روایات آن است وبرای بی اعتمادی خود دلایلی ذکر می کنند:
الف) ضعف در اسناد روایات: عمده دلیل مخالفان مهدویت، از جمله ابن خلدون برای اعتماد نکردن به اخبار مربوط به این آموزه، ضعف راویان آن هاست؛ مسئله ای که برخی تفاسیر اهل سنت نیز به آن اشاره کرده اند (رشید رضا، بی تا: ج۹، ۴۸۲ وج۱۰، ۳۹۳ -۳۹۴؛ مراغی، بی تا: ج‏۹، ۱۳۳-۱۳۴؛ طنطاوی جوهری، بی تا: مج۶، ج۱۱-۱۲، ۱۲-۱۶).
پاسخ: ابن خلدون در تحقیق خود، حدود سی روایت را از جهت سندی بررسی کرده وآن ها را مردود دانسته است. بر فرض این که وی در بررسی سند این روایات، قواعد تخصصی اعتبارسنجی حدیث را رعایت کرده باشد - که نکرده است(۷) - اخبار آموزه مهدویت محدود به چند روایت نقل شده توسط وی یا دیگران نیست؛ بلکه این موضوع در منابع اوّلیه ومجامع روایی اهل سنت، اخبار فراوانی دارد.
شهرت روایات این آموزه به حدی است که علاوه بر نقل احادیث در مجامع روایی، در این باره کتاب های مستقل حدیثی نیز نگاشته شده است (برای توضیح بیشتر، نک: فقیه ایمانی، ۱۴۱۸).
افزون بر این، عبدالعظیم بستوی احادیث صحیحه مهدویت را در کتاب مستقلی به نام المهدی المنتظر (علیه السلام) فی ضوء الأحادیث والآثار الصحیحة واقوال العلماء وآراء الفرق المختلفة به همراه مبانی رجالی صحت آن ها از دیدگاه اهل سنت جمع آوری کرده است.
صاحب کتاب الاذاعة درباره تواتر اخبار مهدویت به نقل از شوکانی در کتاب التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر والدجال والمسیح می نویسد:
احادیث وارده درباره مهدی (علیه السلام) - که امکان وقوف بر آن ها میسر گردیده - پنجاه حدیث است که در بین آن ها صحیح، حسن، ضعیف، ومنجبر وجود دارد. این احادیث بدون هیچ شک وشبهه ای متواترند. (قنوجی بخاری، ۱۴۲۱: ۱۲۶)
با این حال، سخن گفتن از این که آموزه مهدویت روایتی صحیح ندارد، نشان دهنده غرض ورزی، ناآگاهی یا کم توجهی است.
ب) تعارض روایات: برخی تفاسیر به دلیل وجود تعارض در روایات مهدویت، آن ها را مردود دانسته وغیرقابل اعتماد می دانند (رشید رضا، بی تا: ج۹، ۴۹۹، ۵۰۱ - ۵۰۴ وج۱۰، ۳۹۳-۳۹۴).
پاسخ: در برخورد با روایات متعارض باید قواعد تعارض مورد توجه قرار گیرد؛ از جمله این که بین خبر معتبر وغیرمعتبر تعارضی نیست. از این رو ابتدا باید اخبار ضعیف را جدا کرده وکنار گذاشت، سپس اگر باز بین روایات مورد اعتماد تعارض باقی بود، تا آن جا که امکان دارد بین روایات جمع دلالی کرد وبا قرائن وشواهد تنافی را برطرف نمود ودر مرحله بعد، اگر قابل جمع نبود با عرضه روایات بر قرآن وقواعد محکم شریعت، یک جانب را ترجیح داد واگر هیچ کدام از این راه ها به نتیجه نرسید، بدون اظهار نظر درباره صحت وضعف هیچ طرف، به اصطلاح علم اصول، توقف کرد وعلم آن را به اهلش(۸) واگذار نمود؛ اما این که به محض دیدن تعارض در روایات، حکم به ضعف همه کرد، نشان از ناآگاهی از قواعد برخورد با احادیث دارد.
ج) وجود انگیزه های زیاد برای جعل: در بعضی از تفاسیر، وجود انگیزه های ملی گرایانه، تعصب مذهبی، قبیله ای، سیاسی و... برای جعل احادیث مهدویت را علت مخالفت با اصل مهدویت بیان کرده اند (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۸۲، ۴۹۹، ۵۰۱-۵۰۴ وج ۱۰، ۳۹۳ -۳۹۴؛ مراغی، بی تا: ج‏۹، ۱۳۴؛ ابن عاشور، بی تا: ج۱، ۶۱۱) وگفته اند احادیث مهدی توسط سیاست بازان و... جعل شده وقابل اعتماد نیست.
پاسخ: تنها وجود انگیزه برای جعل یک حدیث نمی تواند دلیل بر بی اعتباری آن باشد؛ حتی خبر واحد - که از پایین ترین درجه اعتبار برخوردار است - را نیز به صرف وجود انگیزه برای جعل، نمی توان مردود دانست، چه رسد به احادیث مهدویت که از نظر تعداد به حد تواتر معنوی(۹) رسیده اند.
بنابراین برای حکم به ضعف یک حدیث یا یک دسته از اخبار، باید سند هر کدام بررسی شود وچنان چه سند صحیح وقابل اعتمادی یافت نشد، حکم به بی اعتباری آن ها کرد.
۲. اندیشه مهدویت دارای آثار زیان بار
از دیگر دلایل منکران این آموزه، این است که اندیشه مهدویت واعتقاد به آمدن امام مهدی (علیه السلام) آثاری مخرب وزیان بار دارد؛ از قبیل:
الف) سوءاستفاده سیاسی توسط حکومت های فاسد، احزاب وگروه ها: در بسیاری از تفاسیر، دلیل مخالفت با مهدویت، سوء استفاده حاکمان، احزاب وگروه های سیاسی از این موضوع بیان شده وتا حدی پیشرفته اند که حتی مهدویت را ساخته حکومت ها، گروه ها واحزاب سیاسی برای پیش برد اهداف خود می دانند (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۸۲، ۴۹۹، ۵۰۲-۵۰۴ وج۱۰، ۳۹۳-۳۹۴؛ ابن عاشور، بی تا: ج۱، ۶۱۱).
پاسخ: به صرف سوءاستفاده گروهی خاص از یک موضوع، نمی توان حکم به ساختگی بودن آن کرد؛ بلکه باید تاریخچه موضوع واستنادات آن را بررسی کرد ودر صورت اثبات اصل آن، با تبیین درست، از استفاده های نابجا وفرصت طلبی ها جلوگیری نمود؛ نه این که با اصل موضوع برخورد کرده وآن را باطل دانست. به بیان دیگر، باید از یک مسئله آسیب زدایی کرد، نه آن که به سبب وجود یک سری مشکلات، صورت مسئله را پاک کنیم.
ب) وجود مدعیان مهدویت ودر پی آن، تشکیل فرقه های انحرافی: در بعضی از تفاسیر، وجود مدعیان مهدویت ودر پی آن شکل گیری فرقه های انحرافی، بهانه ای برای مخالفت با اصل مهدویت شده است (رشیدرضا، بی تا: ج۶، ۵۷ وج۹، ۴۹۹؛ طنطاوی جوهری، بی تا: مج۶، ج۱۱-۱۲، ۱۲- ۱۶و مج ۸، ج۱۵-۱۶، ۲۱۵؛ عزة دروزة، ۱۴۲۱: ج۵، ۲۹۷ -۲۹۸).
پاسخ: به نظر می رسد وجود مدعی یا تشکیل یک فرقه انحرافی در پی این ادعاها نه تنها دلیلی بر بی اساسی وبی اعتباری یک موضوع نیست، بلکه دلیلی بر ریشه داری واصالت آن به شمار می آید؛ زیرا همیشه هنگامی بدل وادعا مطرح می شود که اصلی در میان باشد وافراد سودجو به دلیل باور عمومی به آن اصل وکم اطلاعی عوام جامعه درباره جزئیات آن، اقدام به مطرح کردن ادعا وفریب مردم می کنند.
ج) مهدویت عامل فتنه ها، درگیری ها واز بین رفتن مسلمانان: برخی از مفسران عامه، مهدویت را عامل ایجاد فتنه در عالم اسلام وکشته شدن مسلمانان می دانند؛ زیرا بر این باورند که با به وجود آمدن مدعیان مهدویت وجمع شدن عده ای بر گرد آنان یا ظهور انقلاب های نجات گرایانه مبتنی بر آموزه مهدویت، حکومت ها وسایر مردم واکنش نشان داده وموضع گیری می کنند واین مسئله سبب فتنه وکشته شدن مسلمانان از هر دو طرف خواهد شد (رشیدرضا، بی تا: ج۶، ۵۷).
این ادعا به دو گونه قابل نقد است:
۱. انكار ظهور امام مهدى (علیه السلام) در آخرالزمان جلوى وقوع فتنه‏ها را نگرفته وسبب امنیت واطمینان نمى‏گردد، همان طور که با وجود تصریح قرآن وروایات به خاتمیت نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) واعتقاد مسلمانان به آن، باز بسیارى از مدعیان نبوت پیدا شده‏اند واز این رهگذر، زیان هاى فراوانى بر مسلمانان وارد گردیده است؛ ولى آن چه همواره در برابر فتنه‏ها ومصائب به امّت مصونیت بخشیده وسلامت، امنیت ورستگارى را تضمین کرده، پای بندى به شریعت الهى وچنگ زدن به ریسمان خداوندى است (خسروشاهی، ۱۳۸۲: ۱۷۱-۱۷۲).
۲. وجود افراد دیوانه یا شبه مجنون مدعى مهدویت در برخی از دوران ها كه زیان هاى بسیارى بر مسلمانان وارد ساخته‏اند، بر باورداشت آن چه پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) در احادیث صحیح مدنظر داشتند، تأثیر ندارد. مقصود پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) اعتقاد به مهدی ای است كه عیسى (علیه السلام) پشت سر وى به نماز مى‏ایستد. آن چه از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به ثبت رسیده، باید مورد تصدیق قرار گیرد وهر مدعى دروغین مهدویت - كه در بین مسلمانان تفرقه افكنى مى‏كند - نابود شود. وظیفه ماست كه با پذیرش حق، باطل را رد كنیم، نه این که به سبب ادعاهاى بى‏اساس مشتى از افراد مفسد ونیرنگ باز، حق را مردود ونصوص را كذب بدانیم (همو: ۱۷۳).
۳. اگر عده ای با سوء استفاده از یک اندیشه، ادعایی را مطرح کردند ویا به سبب برداشت نادرست، با وجود نهی از اقدام های عجولانه وخودسرانه وبدون در نظر گرفتن شرایط، قیام وتحرکی انجام دادند واین حرکت به هلاکت آنان انجامید، نشان دهنده ضعف ونادرستی آن آموزه نیست؛ زیرا این ها آفات اعتقاد به مهدویت به شمار نمی آید، بلکه آثار خباثت، سوءاستفاده وکج فهمی اشخاص است واز نظر فنّی برای نقد یک اندیشه وعقیده باید آثار واقعی آن را ارزیابی کرد.
د) مهدویت عامل رکود ورخوت در جامعه اسلامی: برخی مفسران اهل سنت باور به مهدویت ومنجی آخرالزمانی را عامل رکود، سستی، دست روی دست گذاشتن وظلم پذیری جامعه اسلامی می دانند وبه همین دلیل با اصل مهدویت مخالفت کرده اند (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۹۹؛ مراغی، بی تا: ج‏۹، ۱۳۳ -۱۳۴؛ طنطاوی جوهری، بی تا: مج۶، ج۱۱-۱۲، ۱۲- ۱۶ ومج۸، ج۱۶-۱۵، ۲۱۵).
صاحب تفسیر المنار پس از تصریح به این که قیام امام مهدی (علیه السلام) نیازمند زمینه سازی وکار است، وضعیت جامعه اسلامی را در زمان خود تشریح کرده ومی گوید:
مردم دست از حمایت اصل اسلام کشیده اند ومنتظر مهدی (علیه السلام) ایستاده اند تا بیاید ومجد وعظمت از دست رفته آنان را بازگرداند وهمه چیز را با معجزه اصلاح کند. اگر بنا بود چنین اتفاقی بیفتد برای پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) انجام می شد وآن حضرت ومسلمانان، آن همه متحمل رنج وسختی های جهاد نمی شدند. (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۹۹)
نویسنده تفسیر الجواهر نیز پس از نقل کلام ابن خلدون، سعادت بشری را در گرو تلاش وکوشش تمامی جامعه اسلامی می داند وانتظار مهدی (علیه السلام) را در تعارض با این وظیفه عمومی می پندارد (طنطاوی جوهری، بی تا: مج ۶، ج۱۱ -۱۲، ۱۲-۱۶). وی در جایی دیگر، تکیه واعتماد مسلمین بر مهدیِ نجات بخش را عامل خواری، زبونی وضعف تدبیر جامعه اسلامی می داند (همو: مج۸، ج۱۵-۱۶، ۲۱۵).
تفسیر مراغی نیز پس از ذکر کلام ابن خلدون مبنی بر این که مهدویت عامل رکود جامعه اسلامی است، آن را تأیید می کند (مراغی، بی تا: ج۹، ۱۳۳- ۱۳۴).
پاسخ ۱: انتظار وباور به منجی موعود به دو گونه عمده «انتظار منفی وایستا» و«انتظار مثبت وپویا» معنا می شود واثر انتظار بسته به این دو برداشت، با هم متفاوت وبلکه متضاد است. اگر انتظار ظهور را منتظر بودن ودست روی دست گذاشتن بدون هیچ حرکت واقدامی معنا کنیم، این انتظار سبب رخوت وایستایی وسایر آثار زیان باری است که منتقدان به آن اشاره کرده اند.
هنگامی که واژه انتظار به «فرج» و«ظهور» اضافه می شود، معنایش در امید به خیر، گشایش وآغاز دولت حق منحصر خواهد شد ومنتظر از وضع موجود راضی نیست ودر پی فرج وخلاصی از آن است؛ وی به دنبال وضعیت بهتری است وبرای رسیدن به آن آینده موعود، زمینه سازی می کند وخود را مجهز می نماید. چنین باورداشتی از انتظار، نه تنها عامل رکود ورخوت وایستایی جامعه اسلامی نیست، بلکه موجب تحرک، پویایی وخیزش جامعه می شود (برای آگاهی بیشتر از معنای انتظار، نک: آصفی، ۱۳۸۳؛ مطهری، ۱۳۸۳: ۷-۸ و۶۰-۶۳؛ صفایی حائری، ۱۳۸۳: ۱۰-۲۴).
پاسخ ۲: برای نقد یک عقیده به دلیل داشتن پیامد منفی، ابتدا باید ثابت شود که این اثر به آن آموزه مربوط است وبه سبب آن، چنین ضایعه ای رخ داده است وپیش از اثبات این مهم نمی توان به صورت وهمی اثری را به عقیده ای ارتباط داد واصل آن عقیده را انکار کرد.
آنان به پیروی از ابن خلدون ادعا می کنند که باور به مهدویت سبب رکود وعقب افتادگی در جوامع اسلامی است واثبات چنین مطلبی اول کلام است. با توضیح معانی دوگانه برای انتظار دریافتیم که اثر سوء ذکر شده در تفاسیر، مربوط به اصل انتظار نیست، بلکه مرتبط با برداشت نادرست برخی وعملکرد سوء آنان است وساحت مهدویت وباور به منجی، از این اباطیل مبرّاست.
۳. عدم امکان تحقق این وعده
از جمله ایرادهای ابن خلدون بر مسئله مهدویت وبه پیروی از وی، برخی از مفسران اهل سنت، عدم امکان تحقق این وعده الهی است. آنان می گویند: پیروزی مهدی (علیه السلام) به پشتیبانی قبیله وعشیره نیاز دارد واو چنین قبیله ای ندارد که پیروزی اش محقق شود (رشیدرضا، بی تا: ج۹، ۴۹۹؛ مراغی، بی تا: ج۹، ۱۳۳- ۱۳۴).
پاسخ: نمی توان پذیرفت که وجود حامیان وطرفداران، شرط پیروزی یک انقلاب است وتا امامی از حمایت امت برخوردار نباشد نخواهد توانست حکومت جهانی تشکیل دهد. به دیگر سخن، مشروعیت بدون مقبولیت، برای اداره جامعه ورهبری کافی نیست. البته لازم نیست این حمایت حتماً توسط قوم، قبیله وعشیره باشد؛ بلکه هم می تواند از سوی جامعه معتقد به امام مهدی (علیه السلام) صورت پذیرد وهم تمامی خستگان از ظلم وبیزاران از رهبران ظالم؛ زیرا ورای سرزمین های اسلامی، کسانی جوینده حق وعدالت ومنتظر رهبری صالح ودور از گناه (معصوم) هستند.

نتیجه

پس از بیان باورداشت مفسران اهل سنت به موضوع مهدویت ونقل ورد انگیزه ها ودلایل منکران این آموزه، این نتایج به دست می آید:
۱. باور به مهدویت از ابتدای تدوین کتب تفسیری اهل سنت، به عنوان عقیده ای پذیرفته شده وانکارناپذیر مطرح بوده است.
۲. رویکرد جدی در نقد اصل مهدویت با شبهه افکنی ابن خلدون آغاز شده وپس از آن در تفاسیر نیز راه پیدا کرده است.
۳. در کلام منکران مهدویت - حتی در کلام خود ابن خلدون - نمونه هایی از باور به مهدویت یافت می شود (بستوی، ۱۴۲۰: ۳۲).
۴. منکران مهدویت، برای انکار خویش دلایلی پذیرفتنی ندارند واین موضع گیری ها در تعصب یا جهل به آموزه وکارکردهای مهدویت ریشه دارد.

منابع

- ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق: طاهر أحمد الزاوی ومحمود محمد الطناحی، قم، مؤسسة إسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۳۶۴ش.
- ابن جوزی، جمال الدین عبد الرحمن، زاد المسیر فی علم التفسیر، تحقیق: محمد بن عبدالرحمن بن عبد الله، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- ابن حنبل، احمد، مسند احمد، بیروت، دار صادر، بی تا.
- ابن عادل، ابوحفص سراج الدین عمر بن علی، تفسیر اللباب، بی جا، بی نا، بی تا.
- ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر والتنویر، بی جا، بی نا، بی تا.
- ابن عجیبة، ابوالعباس احمد، البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، تحقیق: احمد عبد الله القرشی، قاهره، نشر دکتر حسن عباس زکی، ۱۴۲۲ق.
- ابن عربی، محیی الدین ابوبکر محمد بن عبد الله، تفسیر منسوب به ابن عربی، تصحیح: عبد الوارث محمد علی، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- ابن عربی، محیی الدین ابوبکر محمد بن عبد الله، رحمة من الرحمن فی تفسیر واشارات القرآن من کلام الشیخ الاکبر محیی الدین بن عربی، جمع وتألیف: محمود محمود الغراب، دمشق، مطبعه نضر، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
- ابن فارس، احمد بن فارس بن زکریا، معجم مقاییس اللغة، تحقیق: عبد السلام محمد هارون، بی جا، مکتبة الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ق.
- ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: یوسف عبد الرحمن مرعشلی، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۱۲ق.
- ابن منظور، محمد بن المکرم، لسان العرب، قم، نشر أدب الحوزة، ۱۴۰۵ق.
- اسفراینی، ابوالمظفر شاهفور بن طاهر، تاج التراجم فی تفسیر القرآن للأعاجم، تحقیق: نجیب مایل هروی وعلی اکبر الهی خراسانی، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، چاپ اول، ۱۳۷۵ش.
- اطفیش، محمد بن یوسف، تیسیر التفسیر للقرآن الکریم، عمان، وزارت التراث، ۱۴۰۷ق.
- اندلسی، ابوحیان محمد بن علی بن یوسف، تفسیر کبیر (البحر المحیط)، تحقیق: عادل عبدالموجود وعلی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- آصفی محمدمهدی، انتظار پویا، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (علیه السلام)، ۱۳۸۳ش.
- آلوسى بغدادی، شهاب الدین محمود، روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم وسبع المثانی، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- بخاری، ابی عبد الله محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، إستانبول، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
- بستوی، عبدالعلیم عبدالعظیم، المهدی المنتظر (علیه السلام) فی ضوء الأحادیث والآثار الصحیحة واقوال العلماء وآراء الفرق المختلفه، بیروت، دار ابن حزم، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل فی التفسیر، تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- بقاعی، إبراهیم بن عمر، نظم الدرر فی تناسب الآیات والسور، بی جا، بی نا، بی تا.
- ثعلبی، ابواسحاق احمد، الکشف والبیان عن تفسیر القرآن، تحقیق: ابن عاشور، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، تحقیق: أحمد عبد الغفور العطار، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
- حاکم حسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی اهل البیت، تحقیق: محمدباقر محمودی، نشر وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
- حاکم نیشابوری، ابی عبد الله محمد بن عبد الله بن حمدویه، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفة، بی تا.
- حقی بروسی، اسماعیل، روح البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالفکر، بی تا.
- حوی، سعید، الاساس فی التفسیر، بی جا، بی نا، بی تا.
- خسروشاهی، سید هادی، مصلح جهانی ومهدی موعود از دیدگاه اهل سنت، تهران، انتشارات اطلاعات، چاپ سوم،۱۳۸۲ش.
- خطیب شربینی، شمس الدین محمد بن أحمد الشافعی، السراج المنیر فی الإعانة على معرفة بعض معانی کلام ربنا الحکیم الخبیر، بی جا، بی نا، بی تا.
- رازی (ابن ابی حاتم)، عبد الرحمن بن محمد بن ادریس، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: اسعد محمد طیب، صیدا، المکتبة العصیریة، بی تا.
- رشیدرضا، محمد، تفسیر القرآن الکریم (المنار)، بی جا، بی نا، بی تا.
- رضایی اصفهانی، محمدعلی، منطق تفسیر قرآن، بی جا، بی نا، ۱۳۸۹ش.
- زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقیق: علی شبری، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
- سجستانی، أبی داود بن أشعث، سنن أبی داود، تحقیق: سعید محمد اللحام، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- سلّمی، عزالدین بن عبد السلام الدمشقی الشافعی، تفسیر العز بن عبدالسلام، تحقیق: دکتر عبد الله بن ابراهیم الوهبی، بیروت، دار ابن حزم، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- سمعانی، ابوالمظفر منصور بن محمد، تفسیر القرآن، تحقیق: یاسر بن ابراهیم وغنیم بن عباس، عربستان، دارالوطن، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- سورآبادی، ابوبکر عتیق بن محمد، تفسیر سورآبادی، تحقیق: علی اکبر سعیدی سیرجانی، فرهنگ نشر نو، چاپ اول، تهران، ۱۳۸۰ش.
- سیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، بیروت، دارالفکر، بی تا.
- شاذلی، سید بن قطب بن ابراهیم، فی ظلال القرآن، بیروت، دار الشروق، چاپ هفدهم، ۱۴۱۲ق.
- شنقیطی، محمد امین بن محمد، اضواء البیان، تحقیق: مکتب البحوث والدراسات، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
- شوکانی، محمد بن علی بن محمد، فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، بی جا، عالم الکتاب، بی تا.
- صفایی حائری علی، تو می آیی، قم، انتشارات لیلة القدر، ۱۳۸۳ش.
- طبری، ابی جعفر محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، تقدیم: خلیل المیسی، تخریج: صدقی جمیل العطار، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ ق.
- طنطاوی جوهری، الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم، بی جا، بی نا، بی تا.
- طه الدرة، محمد علی الحمصی، تفسیر القرآن الکریم واعرابه وبیانه، بیروت، دارالحکمة، چاپ اول، ۱۴۱۰ق.
- عزة دروزة، محمد، التفسیر الحدیث، بیروت، دار الغرب الاسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
- عسقلانی (ابن حجر)، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
- عسکری، أبوهلال، الفروق اللغویة، تنظیم: بیت الله بیات، قم، مؤسسة النشر الإسلامی جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق.
- عظیم آبادی، محمد شمس الدین، عون المعبود، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
- عینی، بدرالدین، عمدة القاری، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، بی تا.
- غزالی، أبی حامد محمد، المستصفی، تصحیح: محمد بن عبد السلام، بیروت، دار الکتب، ۱۴۱۷ق.
- فخررازی، ابوعبد الله محمد بن عمر، المحصول، تحقیق: طه جابر فیاض العلوانی، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق.
- ...، مفاتیح الغیب، بی جا، بی نا، چاپ سوم، بی تا.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، تحقیق: دکتر مخزومی ودکتر سامرایی، قم، دار الهجرة، چاپ دوم ۱۴۱۰ق.
- فقیه ایمانی، مهدی، الامام المهدی عند اهل السنة، قم، المجمع العالمی لاهل البیت، ۱۴۱۸ق.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تصحیح: احمد عبدالعلیم البردونی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- قزوینی (ابن ماجه)، محمد بن یزید، السنن، تحقیق وترقیم وتعلیق: محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دارالفکر، بی تا.
- قماش، عبد الرحمن بن محمد بن عبدالحمید، جامع لطائف التفسیر، بی جا، بی نا، بی تا.
- قمی نیشابوری، نظام الدین حسن بن محمد بن حسین، غرائب القرآن ورغائب الفرقان، تحقیق: زکریا عمیرات، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
- قنوجی بخاری، ابی الطیب صدیق بن حسن (صدیق حسن خان)، الاذاعة لما کان وما یکون بین یدی الساعة، تحقیق: عبد القادر الارناووط، دمشق، دار ابن کثیر، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق.
- قنوجی بخاری، ابی الطیب صدیق بن حسن (صدیق حسن خان)، فتح البیان فی مقاصد آی القرآن، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
- ماوردی، ابوالحسن علی بن محمد، تفسیر النکت والعیون، بی جا، بی نا، بی تا.
- مبارکفوری، عبد الرحمن، تحفة الأحوذی، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۰ ق.
- متقی هندی، علی بن حسام، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، خیام، ۱۳۹۹ق.
- مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیر المراغی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
- مطهری، مرتضی، قیام وانقلاب مهدی (علیه السلام)، قم، انتشارات صدرا، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.
- مظهری، محمد ثناءالله، تفسیر المظهری، تحقیق: غلام نبی تونسی، پاکستان، مکتبة رشدیة، ۱۴۱۲ق.
- مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، تحقیق: عبد الفتاح محمد الحلو، قاهره، عالم الفکر، چاپ اول، ۱۳۹۹ق.
- ملا حویش، عبد القادر آل غازی، بیان المعانی علی مسب ترتیب النزول، دمشق، مطبعة الترقی، چاپ اول، ۱۳۸۲ ق.
- مناوی، محمد عبدالرئوف، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، تصحیح: أحمد عبد السلام، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- میبدی، رشیدالدین ابوالفضل احمد بن ابی سعد، کشف الاسرار وعدة الابرار، تحقیق: علی اصغر حکمت، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
- نسفی، ابوحفص نجم الدین محمد عبد الله بن احمد، تفسیر نسفی، تهران، انتشارات سروش، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش.
- نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبة، تحقیق: فارس حسون کریم، قم، أنوار الهدى، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- نووی الجاوی، محمد بن عمر، مراح لبید لکشف معنی القرآن المجید، تحقیق: محمد امین الصناوی، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق.
- نیشابوری، ابی الحسین مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، بی تا.

پى نوشت ها:

ــــــــــــــــــــــ

(۱) بنابر دیدگاه اهل سنت، به روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقل شده، لفظ «خبر» وبه مواردی که از صحابه بدون استناد به پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نقل می کنند، لفظ «اثر» اطلاق می شود. در حجیت اثر وقول صحابی بین ایشان اختلاف است؛ گروهی از آنان اقوال صحابه را مانند روایات نقل شده از پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) حجت می دانند (حاکم نیشابوری، بی تا: ج۴، ۲۹۶ عن الشیخین المسلم والبخاری؛ غزالی، ۱۴۱۷: ۱۶۸، نقلاً عن قوم) وآن ها را در منابع روایی خود نقل می کنند. عده ای نیز این کلام را نپذیرفته وآن را حجت نمی دانند (غزالی، ۱۴۱۷: ۱۶۸؛ فخر رازی، ۱۴۱۲: ج۶، ۱۲۹). در این نوشتار چون نقل کلام - اعم از خبر واثر - موضوعیت دارد، بیان آثار صحابه وتابعین در بخش روایات آورده می شود.
(۲) یکی از تابعین که دارای دیدگاه های تفسیری است.
(۳) ﴿هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسولَهُ بالْهُدَى‏ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾. (توبه: ۳۳؛ صف: ۹) ﴿هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى‏ الدِّینِ كُلِّهِ وَكَفَى‏ بِاللهِ شَهِیداً﴾. (فتح: ۲۸)
(۴) به عنوان نمونه به مواردی از این کتاب ها اشاره می شود: کتاب ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون، عبد الله بن محمد الصدیق ابوالفیض الغماری الحسنی الشافعی (۱۳۸۰ق)، کتاب الرد علی من کذب بالاحادیث الصحیحة الواردة فی المهدی، الشیخ عبد المحسن العباد (معاصر)، کتاب الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی المنتظر، الشیخ حمود بن عبد الله التویجری (معاصر) (برای توضیح بیشتر، نک: فقیه ایمانی، ۱۴۱۸).
(۵) متقی هندی در کتاب البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان فتوای جمعی از علمای اهل سنت را درباره کفر منکر مهدی (علیه السلام) آورده است. (متقی هندی، ۱۳۹۹: ۱۷۷ - ۱۸۳)
(۶) علاقه مندان می توانند به کتاب نگارنده با عنوان امام مهدی (علیه السلام) از دیدگاه مفسران اهل سنت (در دست چاپ) مراجعه کنند.
(۷) عبدالعظیم بستوی می نویسد: «مورخ مشهور ابن خلدون ادعا می كند احادیث مهدویت را بر اساس قواعد نقد حدیث كه نزد محدثان ثابت ومحكم است، بررسی ورد كرده، در حالی كه این كار انجام نشده است.» (بستوی،۱۴۲۰ق: ۳۲). او در جایی دیگر از ناصر الدین البانی در کتاب تخریج أحادیث فضائل الشام ودمشق نقل می کند که وی تضعیف ابن خلدون را نپذیرفته واو را متخصص فن شناخت احادیث نمی داند.
(۸) مراد از اهل در این جا معصومی است که این روایت از وی نقل شده است.
(۹) تواتر معنوی در صورتی محقق می شود که بسیاری از روایات یک معنا را ثابت کنند وتمامی اخبار مهدویت به تواتر معنوی وجود شخصی به نام مهدی (علیه السلام) را در آخرالزمان به اثبات می رسانند.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: * إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم