صفحه اصلى » مقاله هاى مهدوى » (۲۹) ارتباط جسمانى وظاهرى با امام مهدى عليه السلام
مقاله هاى مهدوى

مقاله ها (۲۹) ارتباط جسمانى وظاهرى با امام مهدى عليه السلام

بخش بخش: مقاله هاى مهدوى الشخص نویسنده: حميد رضا محمدى تاريخ تاريخ: ۲ / ۴ / ۱۳۹۳ هـ.ش نمایش ها نمایش ها: ۱۲۷۵ نظرات نظرات: ۰

ارتباط جسمانى وظاهرى با امام مهدى عليه السلام

پس از بيان امكان، معنى، لزوم وفوائد ارتباط با امام زمان عليه السلام (در مباحث گذشته)، به بحث وبررسى پيرامون انواع ارتباط در زمان غيبت كبرى خواهيم پرداخت.

با توجه به آيه ى شريفه ى ۲۰۰ سوره آل عمران (اى كسانى كه ايمان آورده ايد؛ صبر كنيد، يكديگر را به صبر وادار كنيد ورابطه داشته باشيد واز خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد)(۱) خداى تعالى امر به ارتباط با امام زمان فرموده است؛ بنابراين با توجه به اين آيه وروايات وپشتوانه ى عقل موظف به انجام آن هستيم. از طرف ديگر در برخى از روايات، از (ادعاى مشاهده وارتباط) نهى شده است. بهترين وصريح ترين اين روايات، آخرين نامه اى است كه امام زمان عليه السلام براى آخرين نائب خاصشان (على بن محمد سَمُرى) ارسال داشتند. در اين نامه، امام پس از بيان مطالبى پيرامون غيبت كبرى، فرمودند: بزودى برخى از شيعيان، مشاهده وارتباط با ما را ادعا مى كنند؛ آگاه باشيد! كسى كه قبل از خروج سفيانى وصيحه ى (آسمانى)، ادعاى مشاهده را نمايد، دروغگو وافترازننده است. با توجه به اين روايت وروايات ديگرى همچون رواياتى كه در آن به ديده نشدن امام زمان عليه السلام در حج، مخفى بودن از ديد مردم و... ارتباط با آن حضرت را منتفى دانسته است ومدعى ارتباط ومشاهده با حضرت عليه السلام را بايد تكذيب نمود.

اينك پرسشى مطرح است كه منظور خداوند از ايجاد ارتباط، چه نوع ارتباطى است؟ وآن ارتباط مورد نهى روايات، چه نوع ارتباطى مى باشد كه مدعى آن كذاب ومفتر است وبايد او را تكذيب نمود؟ براى اينكه بتوانيم انواع ارتباط در اين برهه از زمان را بررسى كنيم، نياز به ارائه ى دو مقدمه است تا با آن بتوانيم نتيجه اى كلى از بحث گرفته وبدين وسيله، انواع ارتباط با امام زمان عليه السلام در زمان غيبت كبرى را استنتاج نماييم.

مقدمه اول

همان طور كه در مباحث گذشته (در بحث معناى ارتباط) بيان شد، با توجه به دلالت باب مفاعله بر دو جانبه بودن عمل، ارتباط با امام مهدى عليه السلام نيز به دو صورت متصوّر مى باشد؛ نخست اينكه ارتباط از جانب حضرت ولى عصر عليه السلام وبا اراده ى ايشان صورت گيرد وديگر اينكه ارتباط در ابتدا از جانب غيرامام عصرعليه السلام؛ يعنى مردم صورت پذيرد وبه عبارت ديگر شروع اين ارتباط از جانب ملاقات كنندگان باشد.

مقدمه دوم

با توجه به روش ارتباط امامان معصوم عليهم السلام با عموم مردم در عصر خويش، ارتباط با آن انوار مقدسه رامى توان به دو ارتباط كلى تقسيم نمود:

الف) ارتباط ظاهرى: كه اين نوع ارتباط نيز خود به چند طريق صورت مى پذيرفته است:

۱. مشرف شدن به محضر آن بزرگواران واستفاده از آن انوار پاك با همين بدن ظاهرى.

۲. ارتباط به واسطه ى فرستادن سفير وجانشين (نائب).

۳. ارتباط به واسطه ى ارسال توقيع (نامه) يا عريضه به سوى آن انوار پاك وبالعكس.

ب) ارتباط روحى ومعنوى: اين نوع ارتباط نيز به سه صورت صورت مى پذيرفته است:

۱. ارتباط روحى در حالت طبيعى (غير از سه حالت خواب، مكاشفه ومشاهده).

۲. مشاهده معصومان عليه السلام در دو عالم رؤيا وخواب.

۳. مشاهده وارتباط با معصومان عليه السلام در عالم مكاشفه ومشاهده.

انواع ارتباط ظاهرى

۱) اولين راه، ارتباط ظاهرى با امام زمان عليه السلام، مشاهده ى بدن مقدس امام زمان عليه السلام ودرك حضور جسمانى ايشان مى باشد، همان طور كه دو فرد روبه روى يكديگر مى نشينند وسخن مى گويند؛ يعنى ديدن همان جسمى كه رسول اكرم صلى الله عليه وآله وبقيه ى معصومان عليهم السلام نيز با آن در بين مردم زندگى مى كردند، مى خوردند ومى آشاميدند ودر مجالسشان شركت مى كردند.

با توجه به مقدمه ى اول، اين ارتباط به دو گونه قابل تصور است: نخست اينكه ما به اراده ى خود وبا انجام برخى از اعمال بدين مهم دست يابيم وآن حضرت را در زمان غيبت كبرى مشاهده نماييم كه اين نوع ارتباط در زمان غيبت كبرى، با توجه به رواياتى كه به ما رسيد است وعلما نيز بدان اشاره نموده اند، غيرممكن ومنتفى است وهرگز كسى نمى تواند به واسطه ى اعمالى از جمله گرفتن روزه هاى مختلف، خواندن دعا ونمازهاى بسيار ويا رفتن چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله ويا جمكران ويا هر عمل ديگرى، به اين مهم دست يابد؛ البته چه بسا اشخاصى به واسطه ى انجام اين اعمال به خدمت آن حضرت مشرف شده اند واز ايشان بهره هاى بسيارى برده اند؛ ولى بايد توجه داشت كه اين اعمال، راهى يقينى براى مشاهده ى آن جناب نمى باشد. پس با توجه به مطالبى كه بيان شد، راهى حتمى كه بتوان با انجام آن وبا اراده ى خود بدن مقدس آن حضرت عليه السلام را مشاهده كرد واز ايشان بهره هاى وافرى برد، تا زمان ظهور آن جناب وجود نخواهد داشت ومدعى چنين ارتباطى را بايد تكذيب نمود.

گونه ى دوم اين ارتباط، ارتباط از حانب حضرت ولى عصر عليه السلام است.اين نوع ارتباط ممكن است وآن حضرت عليه السلام باذن الله وبا اراده ى خويش كه همان ارادة الله است مى تواند وبنابر مصالحى، خود را به صورت جسمانى به اشخاص گوناگون از جمله شيعه، سنى، مسيحى و...عالِم وعامى، پير وجوان، زن ومرد و... نشان داده اند. اين طريق ارتباط در عصر غيبت كبرى علاوه بر امكان، واقع نيز شده است ودر تشرفهاى گوناگون واز اشخاص متعدد كه داراى دين، مذهب وصفات متفاوت بوده اند، حاصل شده است واگر كسى بخواهد اين تشرف ها را انكار نمايد، بايد هزاران تشرفى را كه در كتاب هاى معتبر واز مؤمنان وعالمان برجسته نقل گرديده است، منكر شود وعالمان پارسايى همچون علامه حلّى، سيد بحرالعلوم، سيدبن طاووس، شيخ انصارى و... رحمهم الله را كه بارها موفق به ملاقات با امام عصرعليه السلام گرديده اند وهيچ ترديدى در راستگويى وصحت سخنان آنان نمى باشد، دروغگو بپندارند.

۱) ارتباط به واسطه ى نماينده (نايب) وسفير

يكى از راه هاى ارتباط در عصر غيبت صغرى (همان طور كه بدان اشاره شد)، ارتباط شيعيان با امام زمان عليه السلام به واسطه ى نايبان چهارگانه بود، كه واسطه ى ميان امام عصرعليه السلام وشيعيان بودند. از ويژگى هاى اين ارتباط اين است كه شيعيان با اراده ى خود، توسط نوّاب اربعه با امام زمان عليه السلام ارتباط برقرار نمايند وبدين وسيله حاجت ها وسؤال هاى خويش را نزد امام عليه السلام مطرح سازند.

اما پس از آخرين پيامى كه به آخرين نايبشان ارسال فرمودند، ارتباط شيعيان با امام عصرارواحنافده توسط نايبان چهارگانه به طور كلى قطع شد؛ بدين ترتيب در زمان غيبت كبرى نايبى وجود ندارد كه بتوانيم از جانب خود به سوى امام زمان عليه السلام فرستاده وبدين وسيله سؤال هاى وحاجت هاى خويش را به آن ناحيه مقدس برسانيم؛ اما اگر اين ارتباط از جانب امام عصر عليه السلام صورت گرفت وايشان توسط سفير ويا ملازمانى كه منصب خدمت گذارى آن حضرت عليه السلام را در عصر غيبت كبرى دارند، به حاجت هاى متوسلان رسيدگى نمايند، بعيد نمى باشد؛ همان طور كه در كتب مختلف از جمله عبقرى الحسان، نجم الثاقب، بحارالانوار و... به برخى از كسانى كه حاجت از امام زمان عليه السلام خواسته اند وتوسط اين ملازمان به حاجات خود رسيده اند، اشاره شده است.(۲)

۳) ارتباط به واسطه ى توقيع (نامه) ويا عريضه.

از ديگر راه هاى ارتباط با امام مهدى عليه السلام در عصر غيبت كبرى، ارتباط توسط توقيع (نامه) ويا عريضه است. با توجه به اولين مقدمه اى كه در صفحات گذشته مرقوم شد، توقيع (نامه) از جانب امام عصر عليه السلام براى برخى از اشخاص وسعادتمندان از جمله شيخ مفيد رحمه الله، سيد ابوالحسن اصفهانى رحمه الله وآيةالله مرعشى نجفى رحمه الله ارسال شده است. اين ارتباط از جانب شيعيان وبا اراده ى آنها نيز مى تواند انجام شود وبسيارى از شيعيان با استفاده از عريضه هايى كه پيرامون همين موضوع در كتب ادعيه از جمله صحيفة المباركةالمهدية وكلمة الامام المهدى و... بيان شده است، به حوائج مادى ومعنوى و... خود رسيده اند. از جمله آنها مى توان به قضيه ى زير كه در كتاب شريف نجم الثاقب بيان شده است، اشاره نمود. صاحب كتاب نجم الثاقب از ميرزاعبدالرحيم نائينى ملقب به شيخ الاسلام نقل مى كند كه فرمود:

برادرم ميرزا محمد سعيد كه از طلاب علوم دينيه است، در سال ۱۲۸۵ ه. ق دردى در پايش ظاهر شد وپشت پايش ورم كرد به طورى كه كج شد واز راه رفتن عاجز گرديد. پس از رجوع به اطباى مختلف ونااميدى از معالجه توسط آنها مى گويد: من دايى ديگرى داشتم به نام ميرزا ابوطالب كه در زهد وتقوى مشهور بود؛ وى رقعه ى حاجت به خدمت امام زمان عليه السلام مى نوشت وبسيار مجرب بود. مردم در مشكلات به او مراجعه مى كردند ووى عريضه به امام عصرعليه السلام مى نوشت كه سريع الاجابة بود وزود تأثير مى گذاشت.

والده ام از او خواهش كرد كه براى شفاى فرزندش استغاثه بنويسد. روز جمعه نوشت ووالده ام آن را گرفت وبا برادرم به چاهى كه نزديك قريه است، رفت. برادرم آن عريضه را در چاه انداخت وبراى مادر وبرادرم حالت گريه شديد بوجود آمد واين جريان در ساعت آخر روز جمعه بود.

چند روزى نگذشت كه من در خواب ديدم سه سوار بر اسب به هيئت وشمائلى كه در جريان اسماعيل هِرقِلى وارد شده، از صحرا رو به خانه مى آيند. در آن حال جريان اسماعيل به خاطرم رسيد ومتوجه شدم كه آن سوار جلويى حضرت حجت است وبراى شفاى برادر مريضم به خانه مى آيند. آنان وارد خانه شدند ودر حالى كه برادرم در خانه به پشت خوابيده بود، حضرت صاحب الامر عليه السلام نزديك آمدند ونيزه اى را كه به دست مباركش بود، روى كتف برادرم گذاشت وفرمودند: دايى تو از سفر آمده است، برخيز؛ فهميدم دايى ميرزا على اكبر را كه در سفر تجارت بود وهمه ناراحت او بوديم، مى فرمايند. با اين كار حضرت، برادرم از جا بلند شد وبه استقبال دايى شتافت. از خواب بيدار شدم، ديدم طلوع فجر است؛ ولى هيچ كس براى نماز از خواب بلند نشده است؛ با خوشحالى وبه سرعت نزد برادرم رفتم واو را از خواب بيدار كردم وگفتم: تو شفا پيدا كردى وحضرت حجت عليه السلام به تو عنايت فرموده است. دست او را گرفته واز زمين بلندش كردم. مادرم از خواب بيدار شد وداد زد: چرا او را بيدار كردى وچرا بلندش نمودى؟ او تازه به خواب رفته واز درد زيادى كه كشيده بود، تازه راحت شده است؛ گفتم: مادر! حضرت حجت عليه السلام شفايش داده است. برادرم بى اختيار شروع به راه رفتن كرد وبدون ناراحتى از مكانى به مكانى رفت. همان مريضى كه قدرت راه رفتن نداشت، به خوبى راه افتاد. همه خوشحال شديم؛ خبر منتشر شد؛ تمام خويشان وآشنايان جمع شدند. از آن روز خون بند آمد وزخم ها رو به بهبودى رفت وبه تدريج خوب شد. بيش از يك هفته نگذشته بود كه تمام بدن سالم شد وچند روز بعد از آن، دايى ام كه در خواب ديده بودم، سلامت وارد شد.(۳)

خلاصه بحث:

با توجه به مطالبى كه بيان شد، به امور زير مى توان دست يافت:

۱. ارتباط منهى در روايات، همان ارتباط با امام زمان عليه السلام به مانند نايبان خاص آن حضرت مى باشد، كه با اراده خود ودر هر زمانى خدمت آن حضرت مشرف شده واز مكان سكونت ايشان باخبر بودند.

۲. ارتباط جسمانى با امام زمان عليه السلام اگر از جانب آن بزرگوار وبا اراده ى ايشان صورت پذيرد، ممكن وواقع نيز شده است.

۳. در عصر غيبت كبرى (با توجه به رواياتى كه در اين باره به دست ما رسيده است)، امام زمان عليه السلام داراى موالى وخدمت گذارانى مى باشند كه آنان در برخى از موارد، حاجت هاى شيعيان متوسل را برآورده مى كنند.


 

 

 

پى نوشت ها:


(۱) (يا ايّها الذين آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا واتقوا الله، لعلَّكم تفلحون).

(۲) از جمله ى اين قضايا مى توان به ماجراى تكان دهنده ى (شيخ جعفر كاظمينى) اشاره نمود؛ بركات حضرت ولى عصر عليه السلام (خلاصه عبقرى الحسان)، ۱۱۸.

(۳) شيفتگان حضرت مهدى عليه السلام، جلد ۲،ص ۱۲۹؛ به نقل از كتاب شريف نجم الثاقب.

رتبه رتبه:
  ۰ / ۰.۰
نظرات
بدون نظرات

نام: *
كشور:
ايميل:
متن: *
بررسی کاربر: *
إعادة التحميل
 
شبكة المحسن عليه السلام لخدمات التصميم